پلاکارد کم آوردیم.
2.69K subscribers
1.64K photos
188 videos
30 files
1.1K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
خیلی روز مزخرفی بود اون روز، ساعت و روز مزخرف.
حدود ۹ سال پیش هم یه آتش‌نشانی بود، امید عباسی، یه بچه‌ای رو نجات داد و خودش جونش رو از دست داد. غصه‌ی اون هم هرچندوقت یک بار تسخیر می‌کنه وجودم رو.
یادمه یکی دو هفته بعد از پلاسکو معلم انشا موضوع داد «به زندگی من خوش آمدید» و من هم زندگی آتش‌نشان‌ها رو نوشتم، خوب شد گم کردم اون انشا رو چون یادمه نصف کلاس گریه کردن و اگر هنوز داشتمش احتمالا بیچاره می‌کردم خودم رو باهاش.
Forwarded from corner of the internet.
….
"These are among the darkest hours for Europe since World War Two"

– Josep Borrell, EU foreign Policy Chief
Forwarded from corner of the internet.
رسانه‌های چپ‌ در مقابل ربوده‌ شدن حسین رونقی سکوت مطلق کردن. راست‌ها هم بیشتر از اینکه به خود فاجعه جنگ واکنش نشون بدن، مثل ایشون به عدم واکنشِ چپ‌ها واکنش نشون می‌دن. رنج ادمها براشون بهانه ست برای تجربه‌ی اون لحظه پیروزی کودکانه «دیدی گفتم» و اثباتِ دیدگاهشون.
corner of the internet.
رسانه‌های چپ‌ در مقابل ربوده‌ شدن حسین رونقی سکوت مطلق کردن. راست‌ها هم بیشتر از اینکه به خود فاجعه جنگ واکنش نشون بدن، مثل ایشون به عدم واکنشِ چپ‌ها واکنش نشون می‌دن. رنج ادمها براشون بهانه ست برای تجربه‌ی اون لحظه پیروزی کودکانه «دیدی گفتم» و اثباتِ دیدگاهشون.
می‌دونید چی جالبه؟ این‌که این به اصطلاح روشنفکرهای باسواد (نویسنده‌ی توییت، برای مثال) فکر می‌کنن که جهان برای فلسطین کاری کرده، یا برای عراق، افغانستان، یمن، سوریه و … . هیچ‌کس براش مهم نیست و تا توش پول هست براشون هیچ غلطی نمی‌کنن. چرا بکنن؟ دارن سود می‌برن ازش. الان سر همین داستان روسیه و اوکراین، اروپا اگر آسیب مستقیم نمی‌دید و خودش دچار بحران نمی‌شد در نتیجه‌ی جنگ، کاری نمی‌کرد که! می‌نشست یه گوشه مثل آمریکا و بقیه معرکه‌گردانی می‌کرد.
Forwarded from The Really Doomy Gloomy Wizard of Oz
که همون رو هم به جون نخریده
روز اول قضیه مکالمات با قطر شروع شده از همین الان
gotta love this hellhole of a world.
پلاکارد کم آوردیم.
نظر؟
مرسی از همه‌ی کسانی که رأی دادن!
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش اول.

توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت.

پرده‌ی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting).

تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون فکر کنید «جان واتسون و شرلاک هولمز به صورت پنهانی در یک رابطه‌ی رومانتیک هستند». از همون قسمت اول تهیه‌کنندگان سعی می‌کنن تا بینندگان رو قانع کنن که دو کاراکتر اصلی یواشکی عاشق هم هستن و نه فورا، ولی حتما یه رابطه‌ی رومانتیک رو آغاز خواهند کرد. از "شوخی"های گاه و ناگاه تمامی دوستان و آشنایان بگیر تا اصرار مداوم جان واتسون بر "گی نبودن". جملات و یا حرکات کوچکی که هر چند سکانس یک بار سر و کله‌شون پیدا می‌شه تا این فکر رو در ذهن مخاطب نهادینه کنه. زبان بدن شرلاک و جان هنگام صحبت با همدیگه. زوج در نظر گرفتن این دو به صورت خودکار، توسط اطرافیان و رسانه و غیره. امّا این رابطه هیچ‌وقت اتفاق نمیفته. چرا؟ این سریال در سال‌هایی ساخته شد که جامعه‌ی جهانی هنوز آمادگی دیدن یک زوج هم‌جنس در تلویزیون ملّی (این سریال در ابتدا از شبکه‌ی بی‌بی‌سی پخش شد) رو نداشت (بخوام صادق باشم هنوزم نداره)، امّا از طرفی، تهیه‌کنندگان می‌دونستن که عمده‌ی مخاطبین این سریال نوجوانان سردرگمی خواهند بود که به دنبال الگویی در تلویزیون هستن که بتونن باهاش هم‌ذا‌ت‌پنداری کنن. از طرفی کاشتن چنین دانه‌ای در ذهن مخاطبین باعث می‌شه که سریال حدفاصل فصل‌های مختلفش از یاد نره و مخاطبین همچنان فعالانه با سریال تعامل داشته باشن: تئوری‌ها و فانتزی‌های مختلف. کاشتن این دانه تا آخرین لحظات سریال ادامه داره امّا به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسه.

پرده‌ی دوم: هم‌جنس‌گراستیزی زیرپوستی (subtle homophobia).

در قسمت اول فصل دوم، مکالمه‌ای بین Irene Adler و جان واتسون صورت می‌گیره:

جان خطاب به ارین: مطمئن نیستم دیگه برای کسی مهم باشه امّا من گی نیستم!
ارین خطاب به جان: امّا من هستم و اوضاع هردومون رو ببین!

این مکالمه سعی داره تا به مخاطب بفهمونه که مهم نیست گرایش جنسی افراد چه چیزی باشه، هرکسی جذب شرلاک می‌شه: ارین که هم‌جنس‌گراست، برای شرلاک می‌تونه استریت باشد و جان که استریته برای شرلاک می‌تونه هم‌جنس‌گرا باشه! این ایده خطرناک، سمّی و شدیدا هم‌جنس‌گراستیزانه‌ست! به روایت قدیمی «هنوز مرد مناسب را پیدا نکرده‌ای» که زنان هم‌جنس‌گرا خوب اونو می‌شناسن سوخت بیشتر می‌ده و باعث رواجش می‌شه.

یک سکانس دیگه، فصل سوم، توجه منو به خودش جلب کرد: وقتی که اعضای کلاب طرفداران شرلاک در فیلم در حال ایده‌پردازی برای نحوه‌ی مرگ شرلاک هستن، یکی از اعضا ایده‌ی زوج بودن شرلاک و موریارتی رو مطرح می‌کنه و با تمسخر باقی اعضا مواجه می‌شه.

هم‌جنس‌گرایی و درکل کوییر بودن در این سریال punchline تهیه‌کنندگان بود و بس! هروقت داستان به نظرشون یکنواخت می‌شد و از طنز کافی برخوردار نبود و یا ترس از دست دادن مخاطب رو داشتن، یه شوخی و یا یک اشاره با این تم کافی بود تا طرفداران را به هیاهو بندازه و پول و بودجه‌ی بیشتری رو روانه‌ی سریال بکنه! افراد کوییر هیچ ارزشی برای سازندگان این سریال نداشتن جز منبع درآمد بودن!
👍9
پلاکارد کم آوردیم.
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش اول. توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت. پرده‌ی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting). تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون…
صرفا می‌خوام بگم که من واقعا عاشق کاراکتر شرلاک هولمز هستم و کتاب‌هاش و اقتباس دهه‌ی ۱۹۸۰اش رو واقعا دوست می‌دارم. پس این پیام رو فقط نقد به این اقتباس اخیر در نظر بگیرید نه خود داستان و شخصیت.
Forwarded from Sloppy sorceress that escaped
آیا فکر می‌کنید بعضی از اساتیدتان دارای یک روان‌ ناسالم هستند؟
👍4
پلاکارد کم آوردیم.
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش اول. توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت. پرده‌ی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting). تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون…
یه چنلی این پیام رو فوروارد کرده چون خودش باهاش موافق بوده، امّا ناشناس‌هاش نظر دیگه‌ای دارن. یه ناشناس توجهم رو به خودش جلب کرد، گفته بود «‌من اصلا کوییربیت رو نمیفهمم دونفر کمیستری بینشون قشنگه دیگه حتما باید فرو کنن؟» و عزیزانم، این دقیقا دقیقا و دقیقا دلیلیه که queerbaiting خطرناکه. باعث می‌شه آدما فکر کنن نمایش علاقه بین دو فرد کوییر می‌تونه فقط به همین هینت‌های کوچک گاه و ناگاه خلاصه بشه و اگر بیشتر باشه می‌شه "فرو کردن". من اونقدری فیلم و سریال ندیدم که بتونم مثال بزنم امّا مطمئنم اگر یه زوج استریت بودن و این علاقه مثلا بینشون وجود داشت، بهم رسیدن و باهم بودنشون نمی‌شد "فرو کردن".
👍6
Forwarded from corner of the internet.
“I will love you as misfortune loves orphans, as fire loves innocence and as justice loves to sit and watch while everything goes wrong. I will love you as a battlefield loves young men”
پلاکارد کم آوردیم.
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش اول. توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت. پرده‌ی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting). تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون…
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش دوم و آخر.

پرده‌ی سوم: تغییر زاویه‌ی دید داستان (شرلاک).

داستان‌های اصلی شرلاک که آرتور کانن دویل در قرن ۱۹ نوشت از دیدگاه یک فرد (احتمالا) autistic و به طور کلی‌تر neurodivergent به ماجرا نگاه می‌کردن. آدمی که به واسطه‌ی جدایی از احساساتش می‌تونست به جزئیاتی بپردازه که اطرافیان نوروتیپیکالش به خاطر درگیری با احساساتشون نمی‌تونستن ببینن. شرلاک هیچ‌وقت فخر هوشش رو نمی‌فروخت و هیچ‌وقت بقیه رو به خاطر ندونستن ماجرا و سلسله‌ی اتفاقات مسخره نمی‌کرد، بلکه با هیجان حاضر بود تا همه‌چیز رو براشون توضیح بده و از این‌که بقیه فکر می‌کردن زیادی باهوشه تعجب می‌کرد چون به نظرش این چیزها و این دقت به جزئیات عادی بود. در اقتباس مدرن امّا، شرلاک یه آدم خودخواه بود که از دست "نفهمی" اطرافیانش خسته می‌شد و حوصله‌ی توضیح هیچی رو نداشت و اکثر حل مسائلش پشت پرده اتفاق میفتاد، چیزی که اساسا بر ضد کل فلسفه‌ی مدیوم (سریال، فیلم، کتاب) جناییه چون کل موضوع اینه که مخاطب انقدری سرنخ داشته باشه که بتونه خودش مستقل از شخصیت‌های دخیل در داستان معما رو حل کنه.

به نظر من، تغییرات اینچنینی باعث نابودی کل شخصیت و هدف داستان شدن و یه جورایی به اثر اصلی بی‌احترامی کردن.

پرده‌ی چهارم: زن‌ستیزی زیرپوستی.

تمام شخصیت‌های مؤنث حاضر در داستان یا بیش از حد خبیث و بدذات بودن یا نفهم و به درد نخور. در هردوصورت هم، بازیچه‌ی دست شرلاک. از خانم هادسن بگیرید که کل نقشش تعریف داستان‌های روزگار جوانی‌اش که بقیه رو اذیت و موقعیت رو آکوارد می‌کرد و شوخی‌های هموفوبیک بود تا مالی هوپر بیچاره که از اول تا آخر داستان فقط کیسه بوکس اعتماد به سقف شرلاک بود و جز توهین هیچی ندید و نشنید. کلا شخصیت زن در این سریال وجود نداشت مگر این‌که یک جایی مورد تخریب قرار بگیره. بیشتر از همه می‌خوام راجع به ارین ادلر صحبت کنم، که شخصیتش از زمین تا آسمون فرق داشت با چیزی که در کتاب نوشته شده بود. شخصیت ارین ادلر در کتاب به عنوان یکی از اولین شخصیت‌های زن در ژانر جنایی و معمایی شناخته می‌شه که اونقدری باهوش بود که تونست شرلاک رو هم شکست بده (اون کِیس می‌شد تنها کِیسی که شرلاک نتونست حلش کنه و به شکستش اعتراف می‌کرد تا جایی که یادمه) و هنوزم که هنوزه با وجود این‌که اساسا متن فمنیستی‌ای نبوده به عنوان یک اثر فمنیست و progressive شناخته می‌شه. امّا توی این اقتباس مدرن، نه تنها شرلاک شکستش داد، بلکه تا تونست تخریبش کرد و بابت این‌که عاشقش شده بود مسخره‌اش کرد. این یعنی تهیه‌کنندگان سریال اساسا کل داستان رو تغییر دادن و موفق شدن از یه اثر پیش‌رو به یه اثر زن‌ستیز تبدیلش کنن. یه نتیجه بخواهیم از کل مدلی که تهیه‌کنندگان ارین ادلر رو هندل کردن بگیریم اینه که زن‌ستیزی و هموفوبیا براشون بامزه‌‌ست و پلات‌‌لاین خوبی به حساب می‌آد.
4👍3
می‌خوام کامنت‌های چنل رو بعد از نزدیک یک سال مقاومت باز کنم، امّا خیلی بهش امیدوار نباشید چون از مدلی که می‌شه خوشم نمیاد و شلوغه و بهم استرس می‌ده و ممکنه سریع ببندمشون.
یک دو سه، یک دو سه، امتحان می‌کنیم.

ادیت: سلااااام به همه‌تون.