VPN CLUB
درباره طرح صیانت هم درسته تصویب شد ، یه سری نشانهها از قبل دیدیم باید دید در ادامه چه اتفاقاتی میفته فعلا با VPN بیشتر اختلالات رو میشه دور زد فیلترشکنهای بر پایه شادوساکس و کلاینتهای مبتنی بر شادوساکس فعلا خیلی خوب دارن کار میکنن و این محدودیتها رو بی…
من نه تخصصی دارم نه جای خودم میبینم که حرف بزنم امّا در این باره چنل ماهگذر رو بخونید.
امروز از صبح که بیدار شدم به دلایل نامعلومی دارم غصهی پلاسکو رو میخورم.
پلاکارد کم آوردیم.
امروز از صبح که بیدار شدم به دلایل نامعلومی دارم غصهی پلاسکو رو میخورم.
فکر کنم اثر تعداد ماشینهای آتشنشانیایه که این چندوقت دیدم.
حدود ۹ سال پیش هم یه آتشنشانی بود، امید عباسی، یه بچهای رو نجات داد و خودش جونش رو از دست داد. غصهی اون هم هرچندوقت یک بار تسخیر میکنه وجودم رو.
یادمه یکی دو هفته بعد از پلاسکو معلم انشا موضوع داد «به زندگی من خوش آمدید» و من هم زندگی آتشنشانها رو نوشتم، خوب شد گم کردم اون انشا رو چون یادمه نصف کلاس گریه کردن و اگر هنوز داشتمش احتمالا بیچاره میکردم خودم رو باهاش.
پلاکارد کم آوردیم.
"These are among the darkest hours for Europe since World War Two" – Josep Borrell, EU foreign Policy Chief
عکاس عکس رو نمیدونم امّا اسم عکس:
A woman prays in Kyiv’s Independence Square.
A woman prays in Kyiv’s Independence Square.
Forwarded from corner of the internet.
رسانههای چپ در مقابل ربوده شدن حسین رونقی سکوت مطلق کردن. راستها هم بیشتر از اینکه به خود فاجعه جنگ واکنش نشون بدن، مثل ایشون به عدم واکنشِ چپها واکنش نشون میدن. رنج ادمها براشون بهانه ست برای تجربهی اون لحظه پیروزی کودکانه «دیدی گفتم» و اثباتِ دیدگاهشون.
corner of the internet.
رسانههای چپ در مقابل ربوده شدن حسین رونقی سکوت مطلق کردن. راستها هم بیشتر از اینکه به خود فاجعه جنگ واکنش نشون بدن، مثل ایشون به عدم واکنشِ چپها واکنش نشون میدن. رنج ادمها براشون بهانه ست برای تجربهی اون لحظه پیروزی کودکانه «دیدی گفتم» و اثباتِ دیدگاهشون.
میدونید چی جالبه؟ اینکه این به اصطلاح روشنفکرهای باسواد (نویسندهی توییت، برای مثال) فکر میکنن که جهان برای فلسطین کاری کرده، یا برای عراق، افغانستان، یمن، سوریه و … . هیچکس براش مهم نیست و تا توش پول هست براشون هیچ غلطی نمیکنن. چرا بکنن؟ دارن سود میبرن ازش. الان سر همین داستان روسیه و اوکراین، اروپا اگر آسیب مستقیم نمیدید و خودش دچار بحران نمیشد در نتیجهی جنگ، کاری نمیکرد که! مینشست یه گوشه مثل آمریکا و بقیه معرکهگردانی میکرد.
پلاکارد کم آوردیم.
میدونید چی جالبه؟ اینکه این به اصطلاح روشنفکرهای باسواد (نویسندهی توییت، برای مثال) فکر میکنن که جهان برای فلسطین کاری کرده، یا برای عراق، افغانستان، یمن، سوریه و … . هیچکس براش مهم نیست و تا توش پول هست براشون هیچ غلطی نمیکنن. چرا بکنن؟ دارن سود میبرن…
البته بگم که اروپا همین الآنش هم همچین شاخ غولی نشکونده، صرفا تحریمهاش علیه روسیه رو زیاد کرده و ریسک بحران انرژی رو به جون خریده.
Forwarded from The Really Doomy Gloomy Wizard of Oz
که همون رو هم به جون نخریده
روز اول قضیه مکالمات با قطر شروع شده از همین الان
روز اول قضیه مکالمات با قطر شروع شده از همین الان
corner of the internet.
رسانههای چپ در مقابل ربوده شدن حسین رونقی سکوت مطلق کردن. راستها هم بیشتر از اینکه به خود فاجعه جنگ واکنش نشون بدن، مثل ایشون به عدم واکنشِ چپها واکنش نشون میدن. رنج ادمها براشون بهانه ست برای تجربهی اون لحظه پیروزی کودکانه «دیدی گفتم» و اثباتِ دیدگاهشون.
اون ۲۵۰۰ تا لایک دارن با تعداد اندک باقیموندهی سلولهای مغزیام بازی میکنن.
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش اول.
توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت.
پردهی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting).
تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون فکر کنید «جان واتسون و شرلاک هولمز به صورت پنهانی در یک رابطهی رومانتیک هستند». از همون قسمت اول تهیهکنندگان سعی میکنن تا بینندگان رو قانع کنن که دو کاراکتر اصلی یواشکی عاشق هم هستن و نه فورا، ولی حتما یه رابطهی رومانتیک رو آغاز خواهند کرد. از "شوخی"های گاه و ناگاه تمامی دوستان و آشنایان بگیر تا اصرار مداوم جان واتسون بر "گی نبودن". جملات و یا حرکات کوچکی که هر چند سکانس یک بار سر و کلهشون پیدا میشه تا این فکر رو در ذهن مخاطب نهادینه کنه. زبان بدن شرلاک و جان هنگام صحبت با همدیگه. زوج در نظر گرفتن این دو به صورت خودکار، توسط اطرافیان و رسانه و غیره. امّا این رابطه هیچوقت اتفاق نمیفته. چرا؟ این سریال در سالهایی ساخته شد که جامعهی جهانی هنوز آمادگی دیدن یک زوج همجنس در تلویزیون ملّی (این سریال در ابتدا از شبکهی بیبیسی پخش شد) رو نداشت (بخوام صادق باشم هنوزم نداره)، امّا از طرفی، تهیهکنندگان میدونستن که عمدهی مخاطبین این سریال نوجوانان سردرگمی خواهند بود که به دنبال الگویی در تلویزیون هستن که بتونن باهاش همذاتپنداری کنن. از طرفی کاشتن چنین دانهای در ذهن مخاطبین باعث میشه که سریال حدفاصل فصلهای مختلفش از یاد نره و مخاطبین همچنان فعالانه با سریال تعامل داشته باشن: تئوریها و فانتزیهای مختلف. کاشتن این دانه تا آخرین لحظات سریال ادامه داره امّا به هیچ نتیجهای نمیرسه.
پردهی دوم: همجنسگراستیزی زیرپوستی (subtle homophobia).
در قسمت اول فصل دوم، مکالمهای بین Irene Adler و جان واتسون صورت میگیره:
جان خطاب به ارین: مطمئن نیستم دیگه برای کسی مهم باشه امّا من گی نیستم!
ارین خطاب به جان: امّا من هستم و اوضاع هردومون رو ببین!
این مکالمه سعی داره تا به مخاطب بفهمونه که مهم نیست گرایش جنسی افراد چه چیزی باشه، هرکسی جذب شرلاک میشه: ارین که همجنسگراست، برای شرلاک میتونه استریت باشد و جان که استریته برای شرلاک میتونه همجنسگرا باشه! این ایده خطرناک، سمّی و شدیدا همجنسگراستیزانهست! به روایت قدیمی «هنوز مرد مناسب را پیدا نکردهای» که زنان همجنسگرا خوب اونو میشناسن سوخت بیشتر میده و باعث رواجش میشه.
یک سکانس دیگه، فصل سوم، توجه منو به خودش جلب کرد: وقتی که اعضای کلاب طرفداران شرلاک در فیلم در حال ایدهپردازی برای نحوهی مرگ شرلاک هستن، یکی از اعضا ایدهی زوج بودن شرلاک و موریارتی رو مطرح میکنه و با تمسخر باقی اعضا مواجه میشه.
همجنسگرایی و درکل کوییر بودن در این سریال punchline تهیهکنندگان بود و بس! هروقت داستان به نظرشون یکنواخت میشد و از طنز کافی برخوردار نبود و یا ترس از دست دادن مخاطب رو داشتن، یه شوخی و یا یک اشاره با این تم کافی بود تا طرفداران را به هیاهو بندازه و پول و بودجهی بیشتری رو روانهی سریال بکنه! افراد کوییر هیچ ارزشی برای سازندگان این سریال نداشتن جز منبع درآمد بودن!
توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت.
پردهی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting).
تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون فکر کنید «جان واتسون و شرلاک هولمز به صورت پنهانی در یک رابطهی رومانتیک هستند». از همون قسمت اول تهیهکنندگان سعی میکنن تا بینندگان رو قانع کنن که دو کاراکتر اصلی یواشکی عاشق هم هستن و نه فورا، ولی حتما یه رابطهی رومانتیک رو آغاز خواهند کرد. از "شوخی"های گاه و ناگاه تمامی دوستان و آشنایان بگیر تا اصرار مداوم جان واتسون بر "گی نبودن". جملات و یا حرکات کوچکی که هر چند سکانس یک بار سر و کلهشون پیدا میشه تا این فکر رو در ذهن مخاطب نهادینه کنه. زبان بدن شرلاک و جان هنگام صحبت با همدیگه. زوج در نظر گرفتن این دو به صورت خودکار، توسط اطرافیان و رسانه و غیره. امّا این رابطه هیچوقت اتفاق نمیفته. چرا؟ این سریال در سالهایی ساخته شد که جامعهی جهانی هنوز آمادگی دیدن یک زوج همجنس در تلویزیون ملّی (این سریال در ابتدا از شبکهی بیبیسی پخش شد) رو نداشت (بخوام صادق باشم هنوزم نداره)، امّا از طرفی، تهیهکنندگان میدونستن که عمدهی مخاطبین این سریال نوجوانان سردرگمی خواهند بود که به دنبال الگویی در تلویزیون هستن که بتونن باهاش همذاتپنداری کنن. از طرفی کاشتن چنین دانهای در ذهن مخاطبین باعث میشه که سریال حدفاصل فصلهای مختلفش از یاد نره و مخاطبین همچنان فعالانه با سریال تعامل داشته باشن: تئوریها و فانتزیهای مختلف. کاشتن این دانه تا آخرین لحظات سریال ادامه داره امّا به هیچ نتیجهای نمیرسه.
پردهی دوم: همجنسگراستیزی زیرپوستی (subtle homophobia).
در قسمت اول فصل دوم، مکالمهای بین Irene Adler و جان واتسون صورت میگیره:
جان خطاب به ارین: مطمئن نیستم دیگه برای کسی مهم باشه امّا من گی نیستم!
ارین خطاب به جان: امّا من هستم و اوضاع هردومون رو ببین!
این مکالمه سعی داره تا به مخاطب بفهمونه که مهم نیست گرایش جنسی افراد چه چیزی باشه، هرکسی جذب شرلاک میشه: ارین که همجنسگراست، برای شرلاک میتونه استریت باشد و جان که استریته برای شرلاک میتونه همجنسگرا باشه! این ایده خطرناک، سمّی و شدیدا همجنسگراستیزانهست! به روایت قدیمی «هنوز مرد مناسب را پیدا نکردهای» که زنان همجنسگرا خوب اونو میشناسن سوخت بیشتر میده و باعث رواجش میشه.
یک سکانس دیگه، فصل سوم، توجه منو به خودش جلب کرد: وقتی که اعضای کلاب طرفداران شرلاک در فیلم در حال ایدهپردازی برای نحوهی مرگ شرلاک هستن، یکی از اعضا ایدهی زوج بودن شرلاک و موریارتی رو مطرح میکنه و با تمسخر باقی اعضا مواجه میشه.
همجنسگرایی و درکل کوییر بودن در این سریال punchline تهیهکنندگان بود و بس! هروقت داستان به نظرشون یکنواخت میشد و از طنز کافی برخوردار نبود و یا ترس از دست دادن مخاطب رو داشتن، یه شوخی و یا یک اشاره با این تم کافی بود تا طرفداران را به هیاهو بندازه و پول و بودجهی بیشتری رو روانهی سریال بکنه! افراد کوییر هیچ ارزشی برای سازندگان این سریال نداشتن جز منبع درآمد بودن!
👍9
پلاکارد کم آوردیم.
اقتباس مدرن شرلاک: خنجری به قلب کاراکترها، داستان و طرفداران؛ بخش اول. توی این متن نگاهی به سریال Sherlock (2010-2017)، اشتباهات و مشکلاتش خواهیم انداخت. پردهی اول: طعمه کردن افراد کوییر (queer baiting). تماشای تنها یه قسمت از این سری کافیه تا با خودتون…
صرفا میخوام بگم که من واقعا عاشق کاراکتر شرلاک هولمز هستم و کتابهاش و اقتباس دههی ۱۹۸۰اش رو واقعا دوست میدارم. پس این پیام رو فقط نقد به این اقتباس اخیر در نظر بگیرید نه خود داستان و شخصیت.