corner of the internet.
Biochemistry has single handedly ruined the weekend for me
Biochemistry has single-handedly ruined my life.
Forwarded from corner of the internet.
خواهش میکنم به چرندیات صداسیما راجع به حیوانات اهلی توجه نکنید. همه میدونیم که اینا از سگها نفرت دارن پس قطعا نظرشون «علمی» و بدون سوگیری شدید نیست. سگهای ولگرد رو نمیشه ول کرد توی «طبیعت» خودشون بگردن دنبال غذا. هزاران ساله که توسط انسان ها اهلی شدن و توسط انسان ها غذارسانی میشن و این غذارسانی اگر به موازات عقیمسازی پیش بره و مسئولیت پذیرانه باشه، هیچ مشکلی ایجاد نمیکنه. این هم «نظر» من نیست. حقیقت پشتیبانی شده با تحقیق و تجربه کشورهای دیگه ست. مشکلات واقعی ندارن، افتادن به جون سگ و گربه های بیچاره. احتمالا موجی از سگ کشی در پیش خواهد بود و این ضرورت اطلاع رسانی و آگاهسازی درست رو بیشتر میکنه.
#friendsnotfood
#friendsnotfood
Forwarded from The Doomy Gloomy Wizard of Oz (ماهگذر)
بچه ها گرافیک و UI دیزاینر اگه تو دست و بالتون میشناختین بگین به من یه پیام بده https://t.me/Mahg0zar
کار پارت تایمه و حضوری
آدم با تجربه نیازمندیم :)
با تشکر
کار پارت تایمه و حضوری
آدم با تجربه نیازمندیم :)
با تشکر
“No black woman writer in this culture can write "too much". Indeed, no woman writer can write "too much"...No woman has ever written enough.”
- bell hooks
«هیچ زن سیاهپوستی در این فرهنگ نمیتواند زیادی بنویسد. اساسا، هیچ نویسندهی زنی نمیتواند زیادی بنویسد. هیچ زنی تا به امروز به حد کافی ننوشته.»
- بل هوکس
- bell hooks
«هیچ زن سیاهپوستی در این فرهنگ نمیتواند زیادی بنویسد. اساسا، هیچ نویسندهی زنی نمیتواند زیادی بنویسد. هیچ زنی تا به امروز به حد کافی ننوشته.»
- بل هوکس
👍1
پلاکارد کم آوردیم.
“No black woman writer in this culture can write "too much". Indeed, no woman writer can write "too much"...No woman has ever written enough.” - bell hooks «هیچ زن سیاهپوستی در این فرهنگ نمیتواند زیادی بنویسد. اساسا، هیچ نویسندهی زنی نمیتواند زیادی…
به یاد بل هوکس (۱۹۵۲-۲۰۲۱)، از طلایهداران فمینیسم متقاطع.
بچهها، اگر علائم سرماخوردگی دارید یه تست کووید بدید و یا خودتون رو قرنطینه کنید حتما، چون واریانت جدید علائمش عین سرماخوردگیه و هییییچ شباهتی به واریانتهای قبلی نداره. نه تب، نه سرفه، نه از دست دادن بویایی و چشایی. سردرد، بدندرد، عطسه و آبریزش بینی و خارش گلو از علائم اصلیاش هستن. اینم خواستید بخونید بیشتر از علائمش گفته:
https://www.bmj.com/content/375/bmj.n3103
https://www.bmj.com/content/375/bmj.n3103
The BMJ
Covid-19: Runny nose, headache, and fatigue are commonest symptoms of omicron, early data show
The UK government has been urged to update its list of symptoms for covid-19, after early data showed that cold-like symptoms were the most commonly reported by people with the new omicron variant.
Data released on 16 December by the Covid Symptoms Study…
Data released on 16 December by the Covid Symptoms Study…
پلاکارد کم آوردیم.
Ashe, FINNEAS – Till Forever Falls Apart
نمیدونم حسم به این آهنگ رو چطور توضیح بدم. متنش به قلب انسان خنجر میزنه.
من خیلی از اینکه دیگه وقتی به موسیقی میرسه آدم سختگیری نیستم و به هرچیزی که ازش خوشم بیاد گوش میدم فارغ از ژانر خوشحالم، به نظرم بهم آزادیای رو میده که وقتی آدم سختگیری بودم نداشتم. نمیدونم چطور توضیح بدم، انگار که فرصت تجربهی یک سری دنیا رو از دست میدادم اگر سخت میگرفتم در موسیقی، همونطور که قبلا از دست داده بودم. نژادپرستی و زنستیزی درونیشدهام قبلا بهم اجازه نمیداد تا از کیپاپ، تیلر سوییفت، بیلی آیلیش و خیلی از هنرمندهای دیگه لذت ببرم و خوشحالم که متوجهش شدم و تونستم درستش کنم.
برای مثال، قبلا خیلی از این عبارت استفاده میکردم، «گیلتی پلژر»، موسیقیای رو در این دسته قرار میدادم که دوستش داشتم امّا میترسیدم به اطرافیانم بگم دوستش دارم، چرا؟ چون فکر میکردم قراره قضاوتم کنن. هنوز هم پلیلیست گیلتی پلژرم در اسپاتیفای رو دارم حتی، کل آهنگاش کیپاپ و بیلی آیلیش، Olivia Rodrigo و هنرمندهای مشابهه. حالا چرا به نظرم بد بود که به گوش دادن به این آهنگا "اعتراف" کنم؟ چون افرادی که دورم بودن معتقد بودن اینا مسخرهاند و برای تینیجرهای ۱۴ سالهاند و من هم فکر میکردم مشکل داره که به چنین موسیقیای گوش بدم امّا به مرور فهمیدم که انسان آزاده تا هر موسیقیای که دلش میخواد رو دوست داشته باشه. بند محبوب من میتونه evanescence و diary of dreams باشه و همزمان از بعضی آهنگای بیلی آیلیش و کیپاپ خوشم بیاد، آره هیچوقت فن درجه یک هیچکدوم نخواهم بود، امّا هیچ احساس گناهی هم نباید داشته باشم برای گوش دادن بهشون. خلاصه اینا رو گفتم که بگم نگذارید اطرافیانتون موسیقیای که بهش گوش میدید رو قضاوت و گیتکیپ کنن. خیلی رفتار سمّی و ناسالمیه. اگر چیزی رو دوست دارید و به کسی آسیبی نمیزنه بدون احساس گناه دوستش داشته باشید.
❤6
نمیدونم اصلا منظورم رو تونستم منتقل کنم یا نه، به بزرگی خودتون ببخشید اگر چرت و پرت گفتم، بیمار و بیچارهام. 🦔
Forwarded from وهمِ سبز
I just realised کنکور is a French word. :))))
وهمِ سبز
I just realised کنکور is a French word. :))))
من این رو توی قرنطینهی اول وقتی داشتم سعی میکردم فرانسوی یاد بگیرم فهمیدم و هنوز بعد از دو سال برام عادی نشده و هرسری تعجب میکنم. :)) معنی لغویاش هم میشه «رقابت».
از امروز تا ۱۱ ژانویه اینجا تبدیل به دفترچهی خاطرات من و امتحان آناتومی میشه. 👌🏻
Forwarded from روچنه
چرا نباید بهزاد چاووشی را فالو کنیم؟
پیج ارگانیک مایندد را مهشید ابارشی اداره میکرد. کسی که با شماره نظام قلابیاش معروف شد و در نهایت مشخص شد که مدرک کارشناسی ارشد هم ندارد. در حوالی این همین ماجرا بود که ابارشی بهزاد چاووشی را به مخاطبینش معرفی کرد؛ به عنوان روانپزشک! کسی که قرار بود سوالات مخاطبین را که شامل سوالات دارویی هم میشد، پاسخ دهد. بعد از آن هم باز معلوم شد که چاووشی روانشناس است نه روانپزشک . مدتی بعد پیج بسته شد و پیج جدید با اسم چاووشی کارش را شروع کرد.
....
بیایید برگردیم به سوال پست.
بهزاد چاووشی و همسرش با چند دروغ بزرگ، کارشان را شروع کردند. این در حالی است که ما به عنوان روانشناس ، موظفیم که با مراجعینمان صادق باشیم و تمام آنچه که آنها نیاز دارند تا به ما اعتماد کنند را در اختیارشان قرار دهیم: مدرک، دورههای سپری شده، نوع رویکرد، زمان تقریبی لازم برای درمان و آیا خودمان درمان شدهایم یا نه؟
پاسخ دادن چاووشی به سوالات پزشکی و دارویی مخاطبین در کسوت روانپزشکی که نیست و نبود؛ بسیار خطرناک است. یک روانشناس که دکترا دارد؛ درمجموع، تنها ۳ واحد دربارهی داروهای روانپزشکی تحصیل میکند. این درحالی است که روانپزشک، ۷ سال دورهی عمومی و ۴ سال دورهی تخصص را طی میکند تا اجازه پیدا کند همهی داروهای روانپزشکی را تجویز کند. سه واحد کجا و یازده سال کجا؟!
در دوران کرونا، با ابداع جدیدی از طرف گروه ارگانیک مایندد آشنا شدیم به نام «درمان نوشتاری» که اسمی برای رواندرمانی چتی است. این درمان از بیخ و بن غلط است! مراجع و درمانگر «باید» مقابل همدیگر بنشینند و همدیگر را ببینند . صدا و تصویر بیمار یکی از مهمترین راههای دریافت اطلاعات برای درمانگر است. این روش برای برخی از بیماران راحتتر است ولی تنها مقاومت آنها را افزایش میدهد و درمانگر نباید وارد این بازی شود.
روال پیج جدید، چندان با پیج قبلی متفاوت نیست. ما با روانشناسی سروکار داریم که سوالات مخاطبین را جواب میدهد، گاهی برای مخاطب و گاهی برای دیگری غایب تشخیص میگذارد و جدیدا پاسخ دادن به بعضی از سوالات را به عهدهی خوانندگان میگذارد.
اول بگذارید توضیح دهم برای هر تشخیصگذاشتن بالینیای، نیاز به حداقل ۲۰ دقیقه مصاحبهی بالینی است. فرد باید اطلاعات بسیار بیشتری از یک دایرکت اینستاگرامی در اختیار روانشناس بگذارد و بررسی تشخیصهای افتراقی بخش مهمی از مصاحبه است.
خود را جای پرسشکننده بگذارید. شما به متخصصی اعتماد کردهاید و مشکلتان را درمیاد گذاشتهاید. او بدون آنکه با شما مصاحبهی بالینی انجام دهد، برایتان تشخیص میگذارد. گاهی سوالتان را در معرض عموم قرار میدهد که دیگران دربارهی شما قضاوت کنند و شما مورد هجوم هزاران کامنتی قرار میگیرید که در بهترین حالت به شما توهین نکردهاند.
ما چرا دوست داریم که دیگری، فستفودی و مانند پتک حقیقتهایی را به صورتمان بکوبد و یا شاهد دیدن کوبیده شدن این پتک به صورت دیگران باشیم ؟
چاووشی به وضوح نسبت به بعضی از سوالکنندگان رک، بیپرده و توهینکننده است و این درحالی است که بخش مورد علاقهی عدهی زیادی از فالوئرها همین سخنان کوبندهی چاووشی است که خنده بر لبشان میآورد؟
«همسر شما اختلال شخصیت مرزی دارد»، «مشکل شما پوله.» ، «نمیدونم چرا با یارو موندی».
شبیه لذت بردن از دیدن دعواست. دو نفر دعوایشان میشود، یکی از دیگری کتک میخورد و ما به عنوان شخص سوم، لذت میبریم. شاهد خشونتی که ما بخشی از آن نیستیم، اما به ما لذتی سادیستیک میدهد؛ گویی ما کوبنده و زنندهی صحبتیم ولی مبرا از او نیز هستیم.
اگر روانشناسی کوبنده و فستفودی جوابدهنده بود که باید هیچ جلسهای تراپی بیشتر از ۱۰ جلسه طول نمیکشید. چرا تراپیها گاهی نزدیک به ۱۰ سال هم طول میکشد؟ چون که گفتن حقیقت به انسان در همان لحظهی اول، فایدهای ندارد هیچ؛ بلکه اگر متوجه نباشیم که ظرفیت روانی فرد مقابل برای شنیدن این مقدار از حقیقت چقدر است، ممکن است آسیبهای بلندمدتی به او بزنیم.
در تراپی نیاز است که دفاعهای فرد به مرور شکسته شود و سپس او را با تعارضهایش روبهرو کنیم.
روانشناسها، جادوگر نیستند. با چند کلمه در دایرکت، «نمیتوانند» و «حق ندارند» تشخیص دهند یا درمان کنند. چون که با «انسان» سروکار دارند. بنابراین روانشناسی که از هوا دربارهی همه چیز، همهکس و هرمسالهای و به این شکل پاسخ میدهد، روانشناس زردی است.
تفاوت بهزاد چاووشی با افرادی مانند پریسا نصری در این است که او فردی آکادمیک است و حرفهایش را میتواند کادوپیچ شده، در قالب مقاله و کلمات انگلیسی و نه همیشه غلط به مخاطب ارائه دهد.
پس بهزاد چاووشی فرد خطرناکتری برای شماست. چون مخاطب معمولی نمیتواند به راحتی تشخیص دهد که او روانشناسی غیرعلمی را با روانشناسی علمی قاتی کرده است و دارد به خوردش میدهد.
پیج ارگانیک مایندد را مهشید ابارشی اداره میکرد. کسی که با شماره نظام قلابیاش معروف شد و در نهایت مشخص شد که مدرک کارشناسی ارشد هم ندارد. در حوالی این همین ماجرا بود که ابارشی بهزاد چاووشی را به مخاطبینش معرفی کرد؛ به عنوان روانپزشک! کسی که قرار بود سوالات مخاطبین را که شامل سوالات دارویی هم میشد، پاسخ دهد. بعد از آن هم باز معلوم شد که چاووشی روانشناس است نه روانپزشک . مدتی بعد پیج بسته شد و پیج جدید با اسم چاووشی کارش را شروع کرد.
....
بیایید برگردیم به سوال پست.
بهزاد چاووشی و همسرش با چند دروغ بزرگ، کارشان را شروع کردند. این در حالی است که ما به عنوان روانشناس ، موظفیم که با مراجعینمان صادق باشیم و تمام آنچه که آنها نیاز دارند تا به ما اعتماد کنند را در اختیارشان قرار دهیم: مدرک، دورههای سپری شده، نوع رویکرد، زمان تقریبی لازم برای درمان و آیا خودمان درمان شدهایم یا نه؟
پاسخ دادن چاووشی به سوالات پزشکی و دارویی مخاطبین در کسوت روانپزشکی که نیست و نبود؛ بسیار خطرناک است. یک روانشناس که دکترا دارد؛ درمجموع، تنها ۳ واحد دربارهی داروهای روانپزشکی تحصیل میکند. این درحالی است که روانپزشک، ۷ سال دورهی عمومی و ۴ سال دورهی تخصص را طی میکند تا اجازه پیدا کند همهی داروهای روانپزشکی را تجویز کند. سه واحد کجا و یازده سال کجا؟!
در دوران کرونا، با ابداع جدیدی از طرف گروه ارگانیک مایندد آشنا شدیم به نام «درمان نوشتاری» که اسمی برای رواندرمانی چتی است. این درمان از بیخ و بن غلط است! مراجع و درمانگر «باید» مقابل همدیگر بنشینند و همدیگر را ببینند . صدا و تصویر بیمار یکی از مهمترین راههای دریافت اطلاعات برای درمانگر است. این روش برای برخی از بیماران راحتتر است ولی تنها مقاومت آنها را افزایش میدهد و درمانگر نباید وارد این بازی شود.
روال پیج جدید، چندان با پیج قبلی متفاوت نیست. ما با روانشناسی سروکار داریم که سوالات مخاطبین را جواب میدهد، گاهی برای مخاطب و گاهی برای دیگری غایب تشخیص میگذارد و جدیدا پاسخ دادن به بعضی از سوالات را به عهدهی خوانندگان میگذارد.
اول بگذارید توضیح دهم برای هر تشخیصگذاشتن بالینیای، نیاز به حداقل ۲۰ دقیقه مصاحبهی بالینی است. فرد باید اطلاعات بسیار بیشتری از یک دایرکت اینستاگرامی در اختیار روانشناس بگذارد و بررسی تشخیصهای افتراقی بخش مهمی از مصاحبه است.
خود را جای پرسشکننده بگذارید. شما به متخصصی اعتماد کردهاید و مشکلتان را درمیاد گذاشتهاید. او بدون آنکه با شما مصاحبهی بالینی انجام دهد، برایتان تشخیص میگذارد. گاهی سوالتان را در معرض عموم قرار میدهد که دیگران دربارهی شما قضاوت کنند و شما مورد هجوم هزاران کامنتی قرار میگیرید که در بهترین حالت به شما توهین نکردهاند.
ما چرا دوست داریم که دیگری، فستفودی و مانند پتک حقیقتهایی را به صورتمان بکوبد و یا شاهد دیدن کوبیده شدن این پتک به صورت دیگران باشیم ؟
چاووشی به وضوح نسبت به بعضی از سوالکنندگان رک، بیپرده و توهینکننده است و این درحالی است که بخش مورد علاقهی عدهی زیادی از فالوئرها همین سخنان کوبندهی چاووشی است که خنده بر لبشان میآورد؟
«همسر شما اختلال شخصیت مرزی دارد»، «مشکل شما پوله.» ، «نمیدونم چرا با یارو موندی».
شبیه لذت بردن از دیدن دعواست. دو نفر دعوایشان میشود، یکی از دیگری کتک میخورد و ما به عنوان شخص سوم، لذت میبریم. شاهد خشونتی که ما بخشی از آن نیستیم، اما به ما لذتی سادیستیک میدهد؛ گویی ما کوبنده و زنندهی صحبتیم ولی مبرا از او نیز هستیم.
اگر روانشناسی کوبنده و فستفودی جوابدهنده بود که باید هیچ جلسهای تراپی بیشتر از ۱۰ جلسه طول نمیکشید. چرا تراپیها گاهی نزدیک به ۱۰ سال هم طول میکشد؟ چون که گفتن حقیقت به انسان در همان لحظهی اول، فایدهای ندارد هیچ؛ بلکه اگر متوجه نباشیم که ظرفیت روانی فرد مقابل برای شنیدن این مقدار از حقیقت چقدر است، ممکن است آسیبهای بلندمدتی به او بزنیم.
در تراپی نیاز است که دفاعهای فرد به مرور شکسته شود و سپس او را با تعارضهایش روبهرو کنیم.
روانشناسها، جادوگر نیستند. با چند کلمه در دایرکت، «نمیتوانند» و «حق ندارند» تشخیص دهند یا درمان کنند. چون که با «انسان» سروکار دارند. بنابراین روانشناسی که از هوا دربارهی همه چیز، همهکس و هرمسالهای و به این شکل پاسخ میدهد، روانشناس زردی است.
تفاوت بهزاد چاووشی با افرادی مانند پریسا نصری در این است که او فردی آکادمیک است و حرفهایش را میتواند کادوپیچ شده، در قالب مقاله و کلمات انگلیسی و نه همیشه غلط به مخاطب ارائه دهد.
پس بهزاد چاووشی فرد خطرناکتری برای شماست. چون مخاطب معمولی نمیتواند به راحتی تشخیص دهد که او روانشناسی غیرعلمی را با روانشناسی علمی قاتی کرده است و دارد به خوردش میدهد.
Forwarded from [灯籠流し]
میدونید داشتم فکر میکردم اصلا مشکل همین سوالِ «به تو چه ربطی داره» هست. انگار حتما باید وایسیم تا اون مسئله روی زندگی ما هم تأثیر مستقیم بذاره تا بالاخره بهش واکنش نشون بدیم. وقتی در قبال زحمت و کار معلم یا هرکسی که توی آموزش و پرورش کار میکنه و سالهایی که از عمرشون برای کارشون گذاشتن کسی ارزشی قائل نیست، اون آدم با فلان قدر سال سابقه چطوری دل و دماغ ادامه دادن داشته باشه توی این شرایط وحشتناک مملکت؟ جدا چطوری بخواد تمرکزش رو روی عشقش به اون مبحثی که درس میده یا یاد دادن به دانشآموز یا بهتر کردن فضای آموزشی بذاره؟ خیلی از معلمها از وقتی کرونا اومده با سختترین شرایط مواجه هستن. باید کلی پول اینترنت بدن. خیلیهاشون هیچ سیستمی برای آموزش مجازی نداشتن و هنوز هم ندارن. شما کافیه یه سرچ کنید تا قیمت لپتاپ و گوشی توی بازار دستتون بیاد و بعد با حقوق هرماه کارمندان آموزش و پرورش مقایسه کنید. خیلیهاشون علاوه بر خودشون باید برای فرزندانشون هم این امکانات رو فراهم میکردن. خیلیهاشون هیچ تجربهای توی کار با چنین سیستمهایی نداشتن. در مناطق مختلف کشور هنوز هم با کلی سختی مطالب رو به دست دانشآموزانشون میرسونن. خیلی از این معلمها دارن با بچههای کنکوری کار میکنن و فشاری که از سمت مدرسه و خانوادههای دانشآموزانشون روشونه چندین برابره. خیلیهاشون تنها فرد شاغل خانوادهشون هستن و مسئولیت همهچیز با اونهاست. ما دوازده سال از عمرمون رو با معلمهامون گذروندیم. من اصلا کاری ندارم احساس هرکس به مدرسه و معلمش چی بوده. من خودم با همهی وجودم از مدرسه متنفر بودم. بدترین خاطرات رو از بیشتر معلمهام دارم ولی دقیقا مسئله اصلا محدود به شخص من یا تجربهی من نیست که بخوام با توجه به اون تصمیم بگیرم که باید اهمیت بدم یا نباید بدم.