Bellatrix
ببین من بیو چنلتو دیدم و مشخصه که تو یک تینیجری و فردی هستی که توسط یکی دو تا پسر یا پدرت ریده شده بهت و مطمعئنا چاقی و بدنت مثل خرس مو داره و بهش افتخار میکنی و قاعدتا بر اساس قاعده ی فمنیستی به بدنت و موهات افتخار میکنی و فکر میکنی زیبایی ( خدایی نیستی…
برای دوستانی که اون موقعها توی چنل نبودن به این پیام و کلا این استریوتایپ اشاره دارم.
Forwarded from corner of the internet.
•دو تا گربه ی ماده ی هفت ماهه (خواهر هستن) و عقیم شده هست که نیاز به خونه دارن. حتی اگر توی حیاطتون هم بتونید نگهشون دارید کفایت میکنه و لازم نیست حتما خونه باشه. غذاشون رو کسی که واگذار میکنه، تقبل میکنه و زحمتش برای شما فقط جای خواب و یک لونه ی گرمه. اگر امکانش رو دارید دریغ نکنید🤍
🐥اگر تهران-کرج و یا حومه این دو تا زندگی میکنید، میتونید این پیشی ها رو به سرپرستی بگیرید.
در صورت تمایل، به ایشون پیام بدید:
@nargesaha
🐥اگر تهران-کرج و یا حومه این دو تا زندگی میکنید، میتونید این پیشی ها رو به سرپرستی بگیرید.
در صورت تمایل، به ایشون پیام بدید:
@nargesaha
Forwarded from وهمِ سبز
اون روز به دوست خارجیمون فحش فارسی یاد دادیم. =))))) صادرات فرهنگی.
من یه همکلاسی دارم که اصالتا یونانیه ولی اینجا بزرگ شده و عاشق زبانهای مختلفه و اون روز فامیلیام رو بهش گفتم که شمارهام رو توی گوشیاش ذخیره کنه و یهو دو دقیقه بعد با حروف فارسی فامیلیام رو برام نوشت، اگر لو نمیرفت اینجا میفرستادم براتون پیامش رو. عملا سکته کردم از فرط هیجان. امروز هم روی وایتبرد و با دستای خودش نوشت و دستخطش خیلی کیوت بود میخواستم بپرم بغلش کنم. 🥺
Forwarded from وهمِ سبز
حالا بحثش شد اینم یادم اومد بگم.
اون روز استادم ازم پرسید کجایی هستی گفتم ایرانی، گفت عه چه جالب من دوست صمیمیم ایرانیه و چند تا کلمه هم بلدم. بعد گفت اینا رو بلدم "سلام"، "عزیزم"، "سلام خوبی" :))))) من قشنگ مُردم انقدر کیوت بود.
موقع خدافظی هم داشتم میرفتم بهم به فارسی گفت خداحافظ عزیزم. 🥺🥺🥺🥺
اون روز استادم ازم پرسید کجایی هستی گفتم ایرانی، گفت عه چه جالب من دوست صمیمیم ایرانیه و چند تا کلمه هم بلدم. بعد گفت اینا رو بلدم "سلام"، "عزیزم"، "سلام خوبی" :))))) من قشنگ مُردم انقدر کیوت بود.
موقع خدافظی هم داشتم میرفتم بهم به فارسی گفت خداحافظ عزیزم. 🥺🥺🥺🥺
فارسی حرف زدن خارجیها = نقطه ضعف من.
خصوصا وقتی خودشون علاقه نشون میدن و میخوان یاد بگیرن.
خصوصا وقتی خودشون علاقه نشون میدن و میخوان یاد بگیرن.
پلاکارد کم آوردیم.
من یه همکلاسی دارم که اصالتا یونانیه ولی اینجا بزرگ شده و عاشق زبانهای مختلفه و اون روز فامیلیام رو بهش گفتم که شمارهام رو توی گوشیاش ذخیره کنه و یهو دو دقیقه بعد با حروف فارسی فامیلیام رو برام نوشت، اگر لو نمیرفت اینجا میفرستادم براتون پیامش رو. عملا…
این بچه مثلا از قبل میدونست که فارسی ریشهی هندواروپایی داره و از راست به چپ نوشته میشه و کلا خیلی قلبم رو سوراخ کرد. میدونید کلا خیلی کیف میده چنین چیزهایی چون اکثرا نمیدونن، دو سال پیش یادمه یه بار یکی اومد بالای سرم دید دارم به فارسی تکست میدم و پرسید «عربی سخته؟»، چون فکر کرده بود عربیه.
بعد هنوز نشستیم اینجا از استادان گرامی حرف میشنویم که مردستیزیم و مردستیزی چقدر برای جامعه خطرناکه و فلان! طرف با ۴ هزارتا ممبر میره بالای منبر که حواستون باشه این کانالهایی که راجع به فمینیسم حرف میزنن زیرپوستی مردستیزن. بابا ولم کنید توروخدا، اصلا به فرض محال* ماها همهمون «مردستیز» تا حالا مردی به خاطر مردستیزی کشته شده؟ آسیب فیزیکی دیده؟ از حقوق ابتداییاش محروم شده؟
*فرض محال چون مردستیزی به این صورتی که این ادمینهای عزیز (که نشانگر جامعه به طور کل هستن چون بالاخره مشت نمونهی خرواره) میگن به نظر من اصلا وجود نداره! زنستیزی سیستماتیکه. سیستم مردسالاره! به فرض محال هدف فمینیسم مردستیزی باشه (که نیست و اگر کسی هست که هنوز اینو نفهمیده باید به قدرت درک مطلبش شک کنیم) باز هم کار به جایی نمیرسه چون یه گروه آدم بدون قدرت اجرایی نمیتونن با یه سیستم جهانی بجنگن.
#Feminism
*فرض محال چون مردستیزی به این صورتی که این ادمینهای عزیز (که نشانگر جامعه به طور کل هستن چون بالاخره مشت نمونهی خرواره) میگن به نظر من اصلا وجود نداره! زنستیزی سیستماتیکه. سیستم مردسالاره! به فرض محال هدف فمینیسم مردستیزی باشه (که نیست و اگر کسی هست که هنوز اینو نفهمیده باید به قدرت درک مطلبش شک کنیم) باز هم کار به جایی نمیرسه چون یه گروه آدم بدون قدرت اجرایی نمیتونن با یه سیستم جهانی بجنگن.
#Feminism
👍1
هشدار محتوا: ترنسفوبیا.
یه موج جدید ترفیسم راه افتاده اخیرا بعد از یه سری اتفاق سلسله مراتبی، بعد یه "کنشگر" ضدترنس کمپین راه انداخته برای زجرکشی (Lynch) افراد ترنس!
امیدم به انسانیت در حال حاضر = منفی چهار هزار و پونصد.
یه موج جدید ترفیسم راه افتاده اخیرا بعد از یه سری اتفاق سلسله مراتبی، بعد یه "کنشگر" ضدترنس کمپین راه انداخته برای زجرکشی (Lynch) افراد ترنس!
امیدم به انسانیت در حال حاضر = منفی چهار هزار و پونصد.
Forwarded from corner of the internet.
#feminism
An essay exploring “Why are feminists, racial justice advocates, trans activists(and advocates for other marginalized groups) such snowflakes? Why are they so dramatic? It’s just dark humor, Who are they gonna cancel next?” And other wrong opinions:
زیاد به اکتیویست های اقلیتها خرده گرفته میشه که چرا به چیزهای ریز و جزئیات حرف های بقیه گیر میدید. مهم نیتشه، اینکه انقدر روی کلماتی که بکار میره حساسیت دارید باعث میشه مکالمه پیش نره و فقط راجع به semantics بحث کنیم و شما میخواید سر هر حرفی ادما رو کنسل کنید پس آزادی بیان چی میشه و ...
اما بنظر من این حجم از حساسیت اکتیویست های اقلیتها نسبت به چیزهای کوچک، نه تنها واکنشی طبیعی به تروما هستش، بلکه به جا و لازمه.
بذارید براتون منظورم رو با یک ماجرایی که همین الان در حال گسترشه، تشریح کنم: موجِ جدید ترنسفوبیا در دنیای مجازی و شبکه های خبری و دنیای واقعی.
اول اینجوری شروع شد که دیو شاپل(کمدین) توی یک برنامه استند آپ کمدی زیر نظر نتفلیکس، از JK Rowling که ید طولایی در حرفهای ترنسفوبیک داره، دفاع کرد. چندتا از کارکنان نتفلیکس حرکات اعتراضی انجام دادند و در پی این کار اخراج شدن. در دنیای مجازی بازتاب زیادی داشت و اکتیویست ها از نتفلیکس انتظار عذرخواهی و بازنگریِ ایجاد پلتفرم برای دیو شاپل شدن. عده زیادی هم معتقد بودن باز کنسل کالچر یک فرد هنرمند دیگه رو هم به دام انداخته و این «فقط یک اجرای کمدیه» و این «طنز سیاه» هستش و ایراد گرفتن به شاپل، زیاده روی هستش.کمی بعد، مارگارت اتوود، نویسنده ی «سرگذشت ندیمه»، در اکانت توییترش که دو میلیون فالوور داره، یک مطلب ترنسفوبیک رو بازنشر کرد. این مطلب به صورت آشکارا ضدیتی با حقوق افراد ترنسجندر نداره، اما ترنس اکتیویست ها که خوب میدونن این حرفها از کجا نشات میگیره، شاخک هاشون تکون خورد با خوندنش و مشکلشون با حرف اتوود رو بیان کردن. همچنین به اتوود گفتن که انتظار نداشتن اون هم مثل JK Rowling باشه. خوشبختانه اتوود کمی بعد عقبنشینی کرد، با جامعه افراد ترنسجندر وارد مکالمه شد و در توییت ها بعدی، آشکارا جایگاه خودش رو بعنوان حامی حقوق افراد ترنسجندر مشخص کرد. سر برخورد کردن اکتیویست ها با نویسنده سرگذشت ندیمه هم، همین سرزنش ها بود که شما دارید زیاده روی میکنید و اینکه حرف بدی نزده. کمی بعد، BBC مطلبی ترنسفوبیک منتشر کرد و همچین اکانت توییتر BBC، توییت ترنسفوبیکی از زنی به نام lily cade بازنشر کرد. ماجرا اینجا تموم نشد و BBC با cade در رابطه با افراد ترنسجندر مصاحبه هم کرد. حالا این خانم کیه؟ ستاره پورنه. متاسفانه متجاوز سریالی هم هست و حداقل چند زن رو مورد تجاوز و تعرض قرار داده. سالهاست در زمینه پایمال کردن حقوق افراد ترنسجندر، شدیدا فعاله. یک پست از وبلاگش جدیدا پخش شده که با ادبیات پر از کینه و نفرت، خیلی مستقیم میگه که زنان ترنس درواقع مردهای بیمار جنسی ن، پدوفیلن و باید زجرکش بشن. به احترام افراد ترنسجندری که این مطلب رو میخونن، از بازنشر مطلب وبلاگش خودداری میکنم، پیشنهاد هم نمیکنم بخونیدش چون به شدت آزاردهنده ست. علاوه بر اینها، LGB allience که یک سازمان متمرکز بر ترنسفوبیا هستش هم وارد بازی شده و از BBC حمایت کرده. خلاصه الان کجا هستیم؟ در حال حاضر، صدای افراد ترنسفوب در دنیای مجازی به شدت بلنده، و به همین هم قانع نمیشن، سازمان LGB که جلسه پشت جلسه میگذاره و قطعا دنبال به حاشیه راندن هرچه بیشتر افراد ترنس از لحاظ سیاسی خواهند بود. باید نگرانِ نشت کردن این حجم از نفرت فیلتر نشده به دنیای واقعی و اقدامات تروریستی علیه جان افراد ترنس هم باشیم، و در کل فضا ملتهبه.
یک بار زنجیره اتفاقات رو مرور کنیم.
چیشد که از یک «جوک ساده» و «طنز سیاه» در یک برنامه ی کمدی، و بازنشر یک مطلب با ترنسفوبیای نهان و «ملایم»، رسیدیم به مصاحبه شدن متجاوزی سریالی که مطالبه اش زجرکش شدن زنان ترنسه، توسط یکی از بزرگترین خبرگزاریهای جهان؟
شاید برای شما عجیب باشه اما اینها برای اقلیت ها و اکتیویست ها چیز تازه ای نیست. چون میدونیم این چیزا چجوری شروع میشه. یکی توی یک نماز جمعه ای توی اصفهان یک فتوایی میده و بعد ناگهان چندین شهر از ایران درگیر یک اپیدمی اسیدپاشی میشن و تعداد زیادی زن با سوختگی درجه سه راهی بیمارستانها. به همین سادگی و سرعت چیزها از کنترل خارج میشن، و از «عدم حمایت» به «اعلام جنگ علنی» علیه اقلیت ها میرسیم.
چون این نفرت نسبت به اقلیتها چیزیه که هیچوقت ریشه کن نشده، صرفا کرم خاکی ای هستش که زیر خاک زندگی «مدرن» و ادمهای «متمدن» و کت شلوار پوش با ظاهر شسته و رفته، دفن شده و منتظره یکم بارون بیاد تا سرشو از خاک بیرون بیاره و همه جا رو پر کنه.
An essay exploring “Why are feminists, racial justice advocates, trans activists(and advocates for other marginalized groups) such snowflakes? Why are they so dramatic? It’s just dark humor, Who are they gonna cancel next?” And other wrong opinions:
زیاد به اکتیویست های اقلیتها خرده گرفته میشه که چرا به چیزهای ریز و جزئیات حرف های بقیه گیر میدید. مهم نیتشه، اینکه انقدر روی کلماتی که بکار میره حساسیت دارید باعث میشه مکالمه پیش نره و فقط راجع به semantics بحث کنیم و شما میخواید سر هر حرفی ادما رو کنسل کنید پس آزادی بیان چی میشه و ...
اما بنظر من این حجم از حساسیت اکتیویست های اقلیتها نسبت به چیزهای کوچک، نه تنها واکنشی طبیعی به تروما هستش، بلکه به جا و لازمه.
بذارید براتون منظورم رو با یک ماجرایی که همین الان در حال گسترشه، تشریح کنم: موجِ جدید ترنسفوبیا در دنیای مجازی و شبکه های خبری و دنیای واقعی.
اول اینجوری شروع شد که دیو شاپل(کمدین) توی یک برنامه استند آپ کمدی زیر نظر نتفلیکس، از JK Rowling که ید طولایی در حرفهای ترنسفوبیک داره، دفاع کرد. چندتا از کارکنان نتفلیکس حرکات اعتراضی انجام دادند و در پی این کار اخراج شدن. در دنیای مجازی بازتاب زیادی داشت و اکتیویست ها از نتفلیکس انتظار عذرخواهی و بازنگریِ ایجاد پلتفرم برای دیو شاپل شدن. عده زیادی هم معتقد بودن باز کنسل کالچر یک فرد هنرمند دیگه رو هم به دام انداخته و این «فقط یک اجرای کمدیه» و این «طنز سیاه» هستش و ایراد گرفتن به شاپل، زیاده روی هستش.کمی بعد، مارگارت اتوود، نویسنده ی «سرگذشت ندیمه»، در اکانت توییترش که دو میلیون فالوور داره، یک مطلب ترنسفوبیک رو بازنشر کرد. این مطلب به صورت آشکارا ضدیتی با حقوق افراد ترنسجندر نداره، اما ترنس اکتیویست ها که خوب میدونن این حرفها از کجا نشات میگیره، شاخک هاشون تکون خورد با خوندنش و مشکلشون با حرف اتوود رو بیان کردن. همچنین به اتوود گفتن که انتظار نداشتن اون هم مثل JK Rowling باشه. خوشبختانه اتوود کمی بعد عقبنشینی کرد، با جامعه افراد ترنسجندر وارد مکالمه شد و در توییت ها بعدی، آشکارا جایگاه خودش رو بعنوان حامی حقوق افراد ترنسجندر مشخص کرد. سر برخورد کردن اکتیویست ها با نویسنده سرگذشت ندیمه هم، همین سرزنش ها بود که شما دارید زیاده روی میکنید و اینکه حرف بدی نزده. کمی بعد، BBC مطلبی ترنسفوبیک منتشر کرد و همچین اکانت توییتر BBC، توییت ترنسفوبیکی از زنی به نام lily cade بازنشر کرد. ماجرا اینجا تموم نشد و BBC با cade در رابطه با افراد ترنسجندر مصاحبه هم کرد. حالا این خانم کیه؟ ستاره پورنه. متاسفانه متجاوز سریالی هم هست و حداقل چند زن رو مورد تجاوز و تعرض قرار داده. سالهاست در زمینه پایمال کردن حقوق افراد ترنسجندر، شدیدا فعاله. یک پست از وبلاگش جدیدا پخش شده که با ادبیات پر از کینه و نفرت، خیلی مستقیم میگه که زنان ترنس درواقع مردهای بیمار جنسی ن، پدوفیلن و باید زجرکش بشن. به احترام افراد ترنسجندری که این مطلب رو میخونن، از بازنشر مطلب وبلاگش خودداری میکنم، پیشنهاد هم نمیکنم بخونیدش چون به شدت آزاردهنده ست. علاوه بر اینها، LGB allience که یک سازمان متمرکز بر ترنسفوبیا هستش هم وارد بازی شده و از BBC حمایت کرده. خلاصه الان کجا هستیم؟ در حال حاضر، صدای افراد ترنسفوب در دنیای مجازی به شدت بلنده، و به همین هم قانع نمیشن، سازمان LGB که جلسه پشت جلسه میگذاره و قطعا دنبال به حاشیه راندن هرچه بیشتر افراد ترنس از لحاظ سیاسی خواهند بود. باید نگرانِ نشت کردن این حجم از نفرت فیلتر نشده به دنیای واقعی و اقدامات تروریستی علیه جان افراد ترنس هم باشیم، و در کل فضا ملتهبه.
یک بار زنجیره اتفاقات رو مرور کنیم.
چیشد که از یک «جوک ساده» و «طنز سیاه» در یک برنامه ی کمدی، و بازنشر یک مطلب با ترنسفوبیای نهان و «ملایم»، رسیدیم به مصاحبه شدن متجاوزی سریالی که مطالبه اش زجرکش شدن زنان ترنسه، توسط یکی از بزرگترین خبرگزاریهای جهان؟
شاید برای شما عجیب باشه اما اینها برای اقلیت ها و اکتیویست ها چیز تازه ای نیست. چون میدونیم این چیزا چجوری شروع میشه. یکی توی یک نماز جمعه ای توی اصفهان یک فتوایی میده و بعد ناگهان چندین شهر از ایران درگیر یک اپیدمی اسیدپاشی میشن و تعداد زیادی زن با سوختگی درجه سه راهی بیمارستانها. به همین سادگی و سرعت چیزها از کنترل خارج میشن، و از «عدم حمایت» به «اعلام جنگ علنی» علیه اقلیت ها میرسیم.
چون این نفرت نسبت به اقلیتها چیزیه که هیچوقت ریشه کن نشده، صرفا کرم خاکی ای هستش که زیر خاک زندگی «مدرن» و ادمهای «متمدن» و کت شلوار پوش با ظاهر شسته و رفته، دفن شده و منتظره یکم بارون بیاد تا سرشو از خاک بیرون بیاره و همه جا رو پر کنه.
👍1
Forwarded from corner of the internet.
دیگری سازی از اقلیتها (othering و ستیز با اونها) یک پاندمیه.
دیو شاپل و مارگات اتوود یک سرفه ساده میکنن، ولی یهو به خودمون میایم میبینیم BBC تب و لرز کرده.
اقلیت ها نشونه های اولیه ی تعصب رو میشناسن. به محض اینکه میبیننش alert میشن و میدونن که این قراره دومینو وار ادامه پیدا کنه و توی یک سیکل فیدبک مثبت هی خودشو تشویق کنه تا جایی که آسیبها و اثرات منفیش دیگه جبرانپذیر نباشه. برای همین براشون همین حرفهای فقط کمی سکسیستی، فقط کمی نژادپرستانه، فقط کمی فاشیستی، فقط کمی ترنسفوبیک، مهمه و سعی میکنن همونجا چرخه رو قطع کنن. برای همینه که تذکر میدن و به ادمها توی ادبیاتی که درباره اقلیتها به کار میبرن، سختگیرن، و انتظار مسئولیت پذیری از سازمان ها، سلبریتی ها و شبکه های خبری دارن. اینها کنسل کالچر نیست. اینها خاموش کردن آتیشه قبل از اینکه دامن هممون رو بگیره. شاید اگر سلبریتی های خوب و ولی «فقط کمی متعصب» مثل شاپل و اتوود، و مهم تر از اونها طرفدارای این ادما، واکنش های اقلیت ها رو مسخره نکنن و بهشون انگ بزرگنمایی نزنن و وارد حالت تدافعی محافظت از سلبریتی موردعلاقه/افکارشون نشن، هی از کنسل کالچر شکوه نکنن و به جاش تلاش کنن گوش بدن، عذرخواهی کنن، از طرز فکر خطرناکشون عقب نشینی کنن، کار به اینجا نکشه. چون وقتی یک سلبریتی یک حرف فقط کمی فاشیستی و مبهم میزنه، و بعد عذرخواهی نمیکنه، جایگاه و دیدگاهش رو صد درصد مشخص نمیکنه، و به جاش شروع میکنه به لجبازی و دعواهای توییتری، این برای افراطی ها و ادمهایی مثل lily cade ، اینطور ترجمه میشه: «من یک حامیِ قدرتمند دارم. یک سلبریتی معروف و ادم پذیرفته شده در جامعه، مثل من فکر میکنه. پس شاید وقتشه که بقیه نظر من رو هم بشنون». وقتی public figure ها فعالانه از فاشیستها و راست افراطی فاصله نمیگیرن، درواقع دارن میدون رو خالی میکنن برای اونها. چون «سکوت نشانه رضایت است». وقتی هم که دیگه بدتر، یک حمایت کوچیکی هم میکنن و نشانه هایی از همفکر بودن باهاشون ابراز میکنن، حتی در غالب یک شوخی ساده در استند اپ کمدی و یک توییت ساده، بهشون دل و جرئت و اون تایید لازم رو هم میدن. باید آگاهی نسبت به مکانیزم های انتشار نفرت بالاتر بره. همین مکانیزم ها در روابط شخصی و در ابعاد فردی هم صادقه. ممکنه شما یک پسر خوب و مهربان و «جنتلمن» که هیچوقت هیچ دختری را آزار نخواهد داد باشید. فقط خیلی علاقه داشته باشید به «طنز سیاه» و توی یک جمع از مشتی پسران خوب و مهربان، دخترها رو «کص» صدا کنید و به آلت تناسلی تقلیلشون بدین. و کافیه فقط یک نفر از جمع پسرهای «خوب»، خیلی م خوب نباشه، سکسیسمش سطحی و برای جوک و خنده نباشه، یک متعرض باشه و با شوخی های سکسیستی شما، زیر زیری اون تاییدی که لازمه رو بگیره. برای همین دفعه بعدی که کسی بهتون گفت حرفتون یا رفتارتون اقلیت ستیزانه است، ناراحت نشید. گارد نگیرید و تاسف نخورید که آزادی بیان داره از بین میره و دوره زمونه ی بدی شده. فکر نکنید کل هویت شما داره میره زیر سوال و داره به شما تهمت اینکه ادم بدی هستید، زده میشه. فقط اون رفتار رو تغییر بدید و سعی کنید دیگه تکرار نکنید، و اجازه بدید ماجرا به فرصتی برای یادگیری و شناخت بیشتر از طرف مقابل تبدیل بشه.
مسخره کردن واکنش های «دراماتیک» اقلیتها، حداکثر بی رحمیه. چون زندگی بعنوان اقلیت، مثل زندگی با یک پارتنرِ آزارگره. وقتی آزارگر خسته از سر کار بعد یک بحث جزئی با همکاراش، میاد خونه و در رو میکوبه و یکم قدم هاش رو محکم تر برمیداره و نفس عمیق میکشه، «هنوز» اتفاقی نیفتاده و شاید اگه یکی از بیرون ببینه که در واکنش به همچین چیزی، پارتنر قربانی، از خونه فرار میکنه یا گریه اش بگیره، براش مسخره و واکنش گنده ای باشه. ولی این بخاطر اینه که فقط فرد خشونت دیده میدونه که ازارگر، اول لیوان رو میشکنه بعد میاد فَکِ تو رو میشکنه. اول گلدون رو پرت میکنه به دیوار بعد پرتش میکنه سمت سر تو. اول فقط داد میزنه، بعد به قصد کشت میزنتت. برای اقلیتها، این پارتنر آزارگر، جامعه ایه که تووش زندگی میکنن و خودشون هم قربانی این آزار، در یک رابطه ی سمی ای که نمیتونن ازش خارج شن چون هیچ کس دیگه ای رو ندارن. چون اگه از همین جامعه ازارگر جدا شی، انگار از ذات و نیاز انسان برای برقراری ارتباط، فاصله گرفتی.
Living as a part of a marginalized group in a bigoted society is like experiencing domestic violence. Expect everywhere is home, and not in a good way.
ادمهای امنی باشیم. اجازه بدیم اکتیویست های اقلیتها کارشون رو انجام بدن، و به خطرهایی که ما شاید نبینیم ولی اونها میبینن، قبل ازینکه دیر بشه، واکنش نشون بدن.
دیو شاپل و مارگات اتوود یک سرفه ساده میکنن، ولی یهو به خودمون میایم میبینیم BBC تب و لرز کرده.
اقلیت ها نشونه های اولیه ی تعصب رو میشناسن. به محض اینکه میبیننش alert میشن و میدونن که این قراره دومینو وار ادامه پیدا کنه و توی یک سیکل فیدبک مثبت هی خودشو تشویق کنه تا جایی که آسیبها و اثرات منفیش دیگه جبرانپذیر نباشه. برای همین براشون همین حرفهای فقط کمی سکسیستی، فقط کمی نژادپرستانه، فقط کمی فاشیستی، فقط کمی ترنسفوبیک، مهمه و سعی میکنن همونجا چرخه رو قطع کنن. برای همینه که تذکر میدن و به ادمها توی ادبیاتی که درباره اقلیتها به کار میبرن، سختگیرن، و انتظار مسئولیت پذیری از سازمان ها، سلبریتی ها و شبکه های خبری دارن. اینها کنسل کالچر نیست. اینها خاموش کردن آتیشه قبل از اینکه دامن هممون رو بگیره. شاید اگر سلبریتی های خوب و ولی «فقط کمی متعصب» مثل شاپل و اتوود، و مهم تر از اونها طرفدارای این ادما، واکنش های اقلیت ها رو مسخره نکنن و بهشون انگ بزرگنمایی نزنن و وارد حالت تدافعی محافظت از سلبریتی موردعلاقه/افکارشون نشن، هی از کنسل کالچر شکوه نکنن و به جاش تلاش کنن گوش بدن، عذرخواهی کنن، از طرز فکر خطرناکشون عقب نشینی کنن، کار به اینجا نکشه. چون وقتی یک سلبریتی یک حرف فقط کمی فاشیستی و مبهم میزنه، و بعد عذرخواهی نمیکنه، جایگاه و دیدگاهش رو صد درصد مشخص نمیکنه، و به جاش شروع میکنه به لجبازی و دعواهای توییتری، این برای افراطی ها و ادمهایی مثل lily cade ، اینطور ترجمه میشه: «من یک حامیِ قدرتمند دارم. یک سلبریتی معروف و ادم پذیرفته شده در جامعه، مثل من فکر میکنه. پس شاید وقتشه که بقیه نظر من رو هم بشنون». وقتی public figure ها فعالانه از فاشیستها و راست افراطی فاصله نمیگیرن، درواقع دارن میدون رو خالی میکنن برای اونها. چون «سکوت نشانه رضایت است». وقتی هم که دیگه بدتر، یک حمایت کوچیکی هم میکنن و نشانه هایی از همفکر بودن باهاشون ابراز میکنن، حتی در غالب یک شوخی ساده در استند اپ کمدی و یک توییت ساده، بهشون دل و جرئت و اون تایید لازم رو هم میدن. باید آگاهی نسبت به مکانیزم های انتشار نفرت بالاتر بره. همین مکانیزم ها در روابط شخصی و در ابعاد فردی هم صادقه. ممکنه شما یک پسر خوب و مهربان و «جنتلمن» که هیچوقت هیچ دختری را آزار نخواهد داد باشید. فقط خیلی علاقه داشته باشید به «طنز سیاه» و توی یک جمع از مشتی پسران خوب و مهربان، دخترها رو «کص» صدا کنید و به آلت تناسلی تقلیلشون بدین. و کافیه فقط یک نفر از جمع پسرهای «خوب»، خیلی م خوب نباشه، سکسیسمش سطحی و برای جوک و خنده نباشه، یک متعرض باشه و با شوخی های سکسیستی شما، زیر زیری اون تاییدی که لازمه رو بگیره. برای همین دفعه بعدی که کسی بهتون گفت حرفتون یا رفتارتون اقلیت ستیزانه است، ناراحت نشید. گارد نگیرید و تاسف نخورید که آزادی بیان داره از بین میره و دوره زمونه ی بدی شده. فکر نکنید کل هویت شما داره میره زیر سوال و داره به شما تهمت اینکه ادم بدی هستید، زده میشه. فقط اون رفتار رو تغییر بدید و سعی کنید دیگه تکرار نکنید، و اجازه بدید ماجرا به فرصتی برای یادگیری و شناخت بیشتر از طرف مقابل تبدیل بشه.
مسخره کردن واکنش های «دراماتیک» اقلیتها، حداکثر بی رحمیه. چون زندگی بعنوان اقلیت، مثل زندگی با یک پارتنرِ آزارگره. وقتی آزارگر خسته از سر کار بعد یک بحث جزئی با همکاراش، میاد خونه و در رو میکوبه و یکم قدم هاش رو محکم تر برمیداره و نفس عمیق میکشه، «هنوز» اتفاقی نیفتاده و شاید اگه یکی از بیرون ببینه که در واکنش به همچین چیزی، پارتنر قربانی، از خونه فرار میکنه یا گریه اش بگیره، براش مسخره و واکنش گنده ای باشه. ولی این بخاطر اینه که فقط فرد خشونت دیده میدونه که ازارگر، اول لیوان رو میشکنه بعد میاد فَکِ تو رو میشکنه. اول گلدون رو پرت میکنه به دیوار بعد پرتش میکنه سمت سر تو. اول فقط داد میزنه، بعد به قصد کشت میزنتت. برای اقلیتها، این پارتنر آزارگر، جامعه ایه که تووش زندگی میکنن و خودشون هم قربانی این آزار، در یک رابطه ی سمی ای که نمیتونن ازش خارج شن چون هیچ کس دیگه ای رو ندارن. چون اگه از همین جامعه ازارگر جدا شی، انگار از ذات و نیاز انسان برای برقراری ارتباط، فاصله گرفتی.
Living as a part of a marginalized group in a bigoted society is like experiencing domestic violence. Expect everywhere is home, and not in a good way.
ادمهای امنی باشیم. اجازه بدیم اکتیویست های اقلیتها کارشون رو انجام بدن، و به خطرهایی که ما شاید نبینیم ولی اونها میبینن، قبل ازینکه دیر بشه، واکنش نشون بدن.
👍1
بچهها، خواهش میکنم حوصله کنید و وقت بگذارید و این مطلبی که کمفسفر در رابطه با جملات و نظراتی مثل «تو دیگه زیادی حساسی» و «آدمایی مثل تو دارن آزادی بیان رو از بقیه میگیرن» که فمینیستها، کنشگرهای فعال در حوزهی نژادپرستی، کنشگرهای کوییر و غیره رو هدف قرار میدن بخونید!
یادآوری روزانه: با موضوعات حساس شوخی نکنید، اولا که اصلا بامزه نیستن شوخیهاتون و دوما که شوخی کردن باهاشون ارزش و اهمیت موضوع رو از بین میبره. رئیسی گفته پزشکان زن شیفت شب کار نکنن و راجع بهش جوک میسازید؟ اگر این نظرش اجرایی بشه بعید نیست مرحلهی بعدی این باشه که پزشکان زن حق نداشته باشن تخصصهای خاصی رو بخونن. بعدی هم زنان اصلا نرن رشتهی پزشکی. بعد شما به ایگنورنتترین حالت ممکن میآیید و میگید وای این باعث شد خوشم بیاد از رئیسی؟ شیفت شب همهش مال مردها؟ سطح طنزتون یه کوچولو حالبهمزنه راستش رو بخواهید.
👍2
کم هویت زنان رو ازشون میگرفتن حالا برداشتن رسما قانون گذاشتن که نوشتن اسم زن روی آگهی ترحیمش پیگرد قانونی داره. دلم میخواد بیشتر حرف بزنم راجع بهش امّا هیچی ندارم بگم.
The morning after
my death
we will sit in cafés
but I will not
be there
I will not be.
— Etel Adnan
my death
we will sit in cafés
but I will not
be there
I will not be.
— Etel Adnan
پلاکارد کم آوردیم.
به همین برکت قسم ایرانیها White (سفیدپوست) نیستن.
و البته که آسیایی (Asian) هستند، چون کشور لیترالی وسط آسیاست اگر اربابان ناراحت نمیشن.
👍1