پلاکارد کم آوردیم.
2.67K subscribers
1.65K photos
188 videos
30 files
1.1K links
«انقدر کشتید که پلاکارد کم آوردیم»

ژن، ژیان، ئازادی • 🍉🏳️‍⚧️
Download Telegram
Forwarded from corner of the internet.
من وقتی یک چیزی رو اینجا شیر می‌کنم بعدش کلی حرف می‌زنم، درواقع اون چیزای بعدی اصلا چندان راجع به اون چیز اولیه نیستن دیگه. می‌دونید مثلا شخص a یک حرفی می‌زنه، من دیگه اون برام می‌شه یک نمونه از یک مشکل بزرگتر، که بخوام حرفایی که مدت‌ها داشتم و رفتارهایی که هزاربار از سمت اشخاص مختلف مشاهده کردم رو راجع بهش بنویسم. دیگه اصلا اونقدری راجع به شخص a نیست حتی. مثلا این بحثی که امروز من و سارا داشتیم و منم ازش توی چنلم گفتم، اصلا رسید به محمدرضا برخورداری و کامیل احمدی و کلا رفت توی یک سمت و سوی دیگری در چنل من. چون اینجا همیشه همینه. حرف های بقیه، بیشتر بهانه ست برای باز کردن و تشریح یک موضوعاتی. کلا روال اینجا اینجوریه🖐🏽
وگرنه حرف هیچ یک نفری ارزش اینو نداره که خب کلی اسمون ریسمون ببافی. وقتی مهم می‌شه که حرف اون یک نفر، منعکس کننده ی یک چیز بزرگتری باشه، و بخشی از یک الگو باشه که خیلی افراد تووش سهیمن.
یکی از اساسی‌ترین مشکلات من با جمله و تفکر «مردها نمی‌تونن فمینیست باشن» اینه که تهش ختم می‌شه به ترنس‌فوبیا یا TERF بودن. اگر از این‌که مردهای ترنس فمینیست باشن حمایت می‌کنید و باهاش مشکلی ندارید، که خب خیلی جلوه‌ی خوبی نداره چون داره مردهای ترنس رو از مردان جدا می‌کنه و انگاری که مردان ترنس کمتر مرد هستند پس اوکیه اگر فمینیست باشن؟ اگرم که کلا با در بر گرفتن افراد ترنس در جامعه مشکل دارید که خب تبریک می‌گم شما یک ترف هستید.

TERF: Trans Exclusionary Radical Feminist
پلاکارد کم آوردیم.
این دقیقا همونجاییه که مردها نمی‌تونن فمینیست باشن دیگه به نظر من. مرز اینجا کشیده می‌شه. اگر قراره فمینیست باشی باید ابتدایی‌ترین موضوع رو یاد بگیری و بفهمی. نباید توهم کنش‌گر برتر بودن داشته باشی صرفا چون مردی. نمی‌تونی به یه سری فمینیست زن/اقلیت جنسیتی…
پیام مستقیم.

«قبول ندارم.
یک زن به سبب زن بودنش الزاما فمنیست بهتری از یک مرد به طور عام نیست. نمیشه باورها و عقاید رو حصر در جنسیت و گرایش افراد دونست.
هم یه کوییر می تونه از یه استریت هموفوب تر باشه
هم یه زن می تونه از یه مرد زن ستیز تر باشه
هم یه سیاهپوست می تونه ریسیست تر از یه سفیدپوست باشه.
اصلا بحث اینجا مهد کودکی میشه که بخوای باور افراد رو به جنسیت و نژاد و گرایششون گره بزنی. انسان بماهو انسان می تونه در هر باوری پیشرو تر یا مرتجع از یه انسان دیگه باشه و ساحت اندیشه نباید با ساحت های دیگه خلط بشه.»


نکته‌ی اول این‌که من اصلا و ابدا توی این پیامم نگفتم که زنان به صرف زن بودن فمینیست‌های بهتری هستند و حتی نگفتم که مردان فمینیست‌های بدی هستند؛ تمام چیزی که گفتم این بود که مردان اگر قراره به خودشون برچسب فمینیست بزنن باید ابتدایی‌ترین اصل فمینیسم که برابری حقوق فارغ از هویت جنسیه رو کامل بپذیرن و توهم برتر بودن به صرف مرد بودن نداشته باشن. مردان کل عمرشون و از لحظه‌ای که چشم باز کردن توسط سیستم قانع شدن که برترن و حق و حقوق بیشتری دارن و قطعا از بین بردن این تفکر زمان‌بره امّا وقتی کسی انقدر به خودش و اعتقادش به برابری مطمئنه که می‌آد اسم خودش رو می‌گذاره فمینیست باید منطقا این اصل رو پذیرفته باشه. یعنی مثلا اگر یه زن می‌آد می‌گه فلان چیز زن‌ستیزانه‌ست یه مرد نباید بیاد بگه نه به نظر من نیست. چون اون مرد نیست که فلان چیز رو تجربه کرده، بلکه اون زن کسیه که شاهد اون تبعیض خاص بوده.

در این رابطه که عقاید افراد به گرایش و رنگ پوست و هویتشون ربطی نداره هم، مخالفم. من نوعی اگر با آناتومی زنانه، خاورمیانه‌ای و کوییر متولد نمی‌شدم عقایدم ۱۸۰ درجه با عقاید الآنم فرق داشتن. بعضی چیزها اصلا برام دغدغه نمی‌بودن و به جاشون چیزهای دیگری برام دغدغه می‌بودن.

همچنین، من جایی نگفتم که اقلیت‌های نژادی/قومیتی نمی‌تونن نژادپرست باشن. یه مثال خیلی واضحش می‌شه همین خود ما ایرانیا که سفیدپوست نیستیم و خودمون هم کلی هدف نژادپرستی قرار می‌گیریم چه به صورت جمعی چه به صورت فردی ولی همچنان به نژادپرستی که می‌رسه گاهی دست خود سفیدپوست‌ها رو هم از پشت بستیم. اصلا نژادپرستی، مثل زن‌ستیزی و هموفوبیا، شاخ و دم نداره و هرکسی می‌تونه نژادپرست باشه (و هست، مگر این‌که فعالانه تلاش کنه که نباشه). موضوع اصلی اینه که سیستم‌ها و دولت‌ها چه موضعی دارند؟ توی کشور ایکس اروپایی یه فرد سفیدپوست امنیت جانی‌اش تعمینه یا یه فرد سیاه‌پوست؟ لازمه یادآوری کنم که وقتی از مزیت اجتماعی اکثریت‌ها (مردان، سفیدپوست‌ها، افراد دگرجنس‌گرا و سیس‌جندر) صحبت می‌کنیم به این معنی نیست که اونا هیچ مشکلی در زندگیشون ندارن، صرفا به این معنیه که مثلا یه فرد دگر‌جنس‌گرا به صرف دگر‌جنس‌گرایی اعدام نمی‌شه.

و در آخر، همه‌ی ما زن‌ستیزی، نژادپرستی، هم‌جنس‌گراستیزی و کلی چیز بد درونی‌شده داریم چون سیستم‌ و جامعه ازمون خواسته که داشته باشیم. هیچ‌کس مصون نیست و همه باید فعالانه برای مبارزه با این چیزها تلاش کنیم.
👍1
Forwarded from pathétique
پرت و پلا زیاد می‌گید، بعد برای دفاع از اون پرت و پلا چهار تا موضوع بی ربط رو هم می‌چسبونید بهش که بگین نه من پرت و پلا نگفتم. زندگی نقاش معروف قرن بیستم که ۱۹۷۳ (یعنی نه یک موج، بلکه دو موج جنبش رو دیده.) مرده رو به سال ۱۸۹۰ خلاصه کردین که مردمو مسخره گیر بیارین و یارو رو «قدیمی تر» از چیزی نشون بدین که بوده و منتقدینش رو مسخره کنین. یعنی نه تنها این موضوع «بی ارزش» انقدر مهم بوده که هشت صبح ازش پست گذاشتین، بلکه حقایق زندگی مرده رو هم تغییر دادین که ذهن خواننده‌ گیج شه ولی حتماً! بقیه آدم های بد و سطحی این که ری اکشن نشون دادن به این قضایا.
Forwarded from pathétique
بحث جدا نکردن هنر از هنرمند یا جدا کردنش یه بحث بزرگ تو کل دنیای هنره و همه درگیرشن ولی طبق معمول، زن ایرانی هر چی بگه داره زیاده روی می‌کنه و «مگه زن ایرانی مشکلات مهم تری نداره؟». نیاز عجیبی در دفاع از ادمایی دارین که نه تنها رفتارشون ثابت شده ست، بلکه تمام بازماندگان و اثرات هنری ای که به جا گذاشتن هم تایید می‌کنن حرف هارو، انگار ارزش اثر هنری یا هنرمند یه شبه بخاطر تحلیل زندگیشون از بین میره (اسپویلر : نه نمیره!).
Forwarded from corner of the internet.
•دو تا گربه ی ماده ی هفت ماهه (خواهر هستن) و عقیم شده هست که نیاز به خونه دارن. حتی اگر توی حیاطتون هم بتونید نگهشون دارید کفایت می‌کنه و لازم نیست حتما خونه باشه. غذاشون رو کسی که واگذار می‌کنه، تقبل می‌کنه و زحمتش برای شما فقط جای خواب و یک لونه ی گرمه. اگر امکانش رو دارید دریغ نکنید🤍
🐥اگر تهران-کرج و یا حومه این دو تا زندگی می‌کنید، می‌تونید این پیشی ها رو به سرپرستی بگیرید.
در صورت تمایل، به ایشون پیام بدید:
@nargesaha
Forwarded from corner of the internet.
چندسالتون بود که فهمیدید خیارهای ما با بقیه ی خیارها فرق می‌کنن و خارجی ها بهشون می‌گن خیار پرژن 🥒
Forwarded from وهمِ سبز
اون روز به دوست خارجی‌مون فحش فارسی یاد دادیم. =))))) صادرات فرهنگی.
من یه هم‌کلاسی دارم که اصالتا یونانیه ولی اینجا بزرگ شده و عاشق زبان‌های مختلفه و اون روز فامیلی‌ام رو بهش گفتم که شماره‌ام رو توی گوشی‌اش ذخیره کنه و یهو دو دقیقه بعد با حروف فارسی فامیلی‌ام رو برام نوشت، اگر لو نمی‌رفت اینجا می‌فرستادم براتون پیامش رو. عملا سکته کردم از فرط هیجان. امروز هم روی وایت‌برد و با دستای خودش نوشت و دست‌خطش خیلی کیوت بود می‌خواستم بپرم بغلش کنم. 🥺
Forwarded from وهمِ سبز
حالا بحث‌ش شد اینم یادم اومد بگم.
اون روز استادم ازم پرسید کجایی هستی گفتم ایرانی، گفت عه چه جالب من دوست صمیمی‌م ایرانیه و چند تا کلمه هم بلدم. بعد گفت اینا رو بلدم "سلام"، "عزیزم"، "سلام خوبی" :))))) من قشنگ مُردم انقدر کیوت بود.
موقع خدافظی هم داشتم می‌رفتم بهم به فارسی گفت خداحافظ عزیزم. 🥺🥺🥺🥺
فارسی حرف زدن خارجی‌ها = نقطه ضعف من.

خصوصا وقتی خودشون علاقه نشون می‌دن و می‌خوان یاد بگیرن.
پلاکارد کم آوردیم.
من یه هم‌کلاسی دارم که اصالتا یونانیه ولی اینجا بزرگ شده و عاشق زبان‌های مختلفه و اون روز فامیلی‌ام رو بهش گفتم که شماره‌ام رو توی گوشی‌اش ذخیره کنه و یهو دو دقیقه بعد با حروف فارسی فامیلی‌ام رو برام نوشت، اگر لو نمی‌رفت اینجا می‌فرستادم براتون پیامش رو. عملا…
این بچه مثلا از قبل می‌دونست که فارسی ریشه‌ی هندواروپایی داره و از راست به چپ نوشته می‌شه و کلا خیلی قلبم رو سوراخ کرد. می‌دونید کلا خیلی کیف می‌ده چنین چیزهایی چون اکثرا نمی‌دونن، دو سال پیش یادمه یه بار یکی اومد بالای سرم دید دارم به فارسی تکست می‌دم و پرسید «عربی سخته؟»، چون فکر کرده بود عربیه.
هشدار محتوا: زن‌کشی.

این‌که جنس (آناتومی و ترکیب کروموزومی) جنین توسط مرد تعیین می‌شه و زن عملا نقشی نداره ولی همچنان زنان به خاطر "دخترزایی" شماتت می‌شن و به خاطر "پسرزایی" تشویق و ته این شماتت‌ها می‌رسونه به چنین چیزی قلبم رو آتش می‌زنه.
بعد هنوز نشستیم اینجا از استادان گرامی حرف می‌شنویم که مردستیزیم و مردستیزی چقدر برای جامعه خطرناکه و فلان! طرف با ۴ هزارتا ممبر می‌ره بالای منبر که حواستون باشه این کانال‌هایی که راجع به فمینیسم حرف می‌زنن زیرپوستی مردستیزن. بابا ولم کنید توروخدا، اصلا به فرض محال* ماها همه‌مون «مردستیز» تا حالا مردی به خاطر مردستیزی کشته شده؟ آسیب فیزیکی دیده؟ از حقوق ابتدایی‌اش محروم شده؟

*فرض محال چون مردستیزی به این صورتی که این ادمین‌های عزیز (که نشان‌گر جامعه به طور کل هستن چون بالاخره مشت نمونه‌ی خرواره) می‌گن به نظر من اصلا وجود نداره! زن‌ستیزی سیستماتیکه. سیستم مردسالاره! به فرض محال هدف فمینیسم مردستیزی باشه (که نیست و اگر کسی هست که هنوز اینو نفهمیده باید به قدرت درک مطلبش شک کنیم) باز هم کار به جایی نمی‌رسه چون یه گروه آدم بدون قدرت اجرایی نمی‌تونن با یه سیستم جهانی بجنگن.

#Feminism
👍1
تا اینجا اومدم اینم بگم:
هشدار محتوا: ترنس‌فوبیا.

یه موج جدید ترفیسم راه افتاده اخیرا بعد از یه سری اتفاق سلسله مراتبی، بعد یه "کنش‌گر" ضدترنس کمپین راه انداخته برای زجرکشی‌ (Lynch) افراد ترنس!

امیدم به انسانیت در حال حاضر = منفی چهار هزار و پونصد.
Forwarded from corner of the internet.
#feminism
An essay exploring “Why are feminists, racial justice advocates, trans activists(and advocates for other marginalized groups) such snowflakes? Why are they so dramatic? It’s just dark humor, Who are they gonna cancel next?” And other wrong opinions:
زیاد به اکتیویست های اقلیت‌ها خرده گرفته می‌شه که چرا به چیزهای ریز و جزئیات حرف های بقیه گیر می‌دید. مهم نیتشه، اینکه انقدر روی کلماتی که بکار می‌ره حساسیت دارید باعث می‌شه مکالمه پیش نره و فقط راجع به semantics بحث کنیم و شما می‌خواید سر هر حرفی ادما رو کنسل کنید پس آزادی بیان چی می‌شه و ...
اما بنظر من این حجم از حساسیت اکتیویست های اقلیت‌ها نسبت به چیزهای کوچک، نه تنها واکنشی طبیعی به تروما هستش، بلکه به جا و لازمه.
بذارید براتون منظورم رو با یک ماجرایی که همین الان در حال گسترشه، تشریح کنم: موجِ جدید ترنسفوبیا در دنیای مجازی و شبکه های خبری و دنیای واقعی.
اول اینجوری شروع شد که دیو شاپل(کمدین) توی یک برنامه استند آپ کمدی زیر نظر نتفلیکس، از JK Rowling که ید طولایی در حرفهای ترنسفوبیک داره، دفاع کرد. چندتا از کارکنان نتفلیکس حرکات اعتراضی انجام دادند و در پی این کار اخراج شدن. در دنیای مجازی بازتاب زیادی داشت و اکتیویست ها از نتفلیکس انتظار عذرخواهی و بازنگریِ ایجاد پلتفرم برای دیو شاپل شدن. عده زیادی هم معتقد بودن باز کنسل کالچر یک فرد هنرمند دیگه رو هم به دام انداخته و این «فقط یک اجرای کمدیه» و این «طنز سیاه» هستش و ایراد گرفتن به شاپل، زیاده روی هستش.کمی بعد، مارگارت اتوود، نویسنده ی «سرگذشت ندیمه»، در اکانت توییترش که دو میلیون فالوور داره، یک مطلب ترنسفوبیک رو بازنشر کرد. این مطلب به صورت آشکارا ضدیتی با حقوق افراد ترنسجندر نداره، اما ترنس اکتیویست ها که خوب می‌دونن این حرف‌ها از کجا نشات می‌گیره، شاخک هاشون تکون خورد با خوندنش و مشکلشون با حرف اتوود رو بیان کردن. همچنین به اتوود گفتن که انتظار نداشتن اون هم مثل JK Rowling باشه. خوشبختانه اتوود کمی بعد عقب‌نشینی کرد، با جامعه افراد ترنسجندر وارد مکالمه شد و در توییت ها بعدی، آشکارا جایگاه خودش رو بعنوان حامی حقوق افراد ترنسجندر مشخص کرد. سر برخورد کردن اکتیویست ها با نویسنده سرگذشت ندیمه هم، همین سرزنش ها بود که شما دارید زیاده روی می‌کنید و اینکه حرف بدی نزده. کمی بعد، BBC مطلبی ترنسفوبیک منتشر کرد و همچین اکانت توییتر BBC، توییت ترنسفوبیکی از زنی به نام lily cade بازنشر کرد. ماجرا اینجا تموم نشد و BBC با cade در رابطه با افراد ترنسجندر مصاحبه هم کرد. حالا این خانم کیه؟ ستاره پورنه. متاسفانه متجاوز سریالی هم هست و حداقل چند زن رو مورد تجاوز و تعرض قرار داده. سالهاست در زمینه پایمال کردن حقوق افراد ترنسجندر، شدیدا فعاله. یک پست از وبلاگش جدیدا پخش شده که با ادبیات پر از کینه و نفرت، خیلی مستقیم می‌گه که زنان ترنس درواقع مردهای بیمار جنسی ن، پدوفیلن و باید زجرکش بشن. به احترام افراد ترنسجندری که این مطلب رو می‌خونن، از بازنشر مطلب وبلاگش خودداری می‌کنم، پیشنهاد هم نمی‌کنم بخونیدش چون به شدت آزاردهنده ست. علاوه بر اینها، LGB allience که یک سازمان متمرکز بر ترنسفوبیا هستش هم وارد بازی شده و از BBC حمایت کرده. خلاصه الان کجا هستیم؟ در حال حاضر، صدای افراد ترنسفوب در دنیای مجازی به شدت بلنده، و به همین هم قانع نمی‌شن، سازمان LGB که جلسه پشت جلسه می‌گذاره و قطعا دنبال به حاشیه راندن هرچه بیشتر افراد ترنس از لحاظ سیاسی خواهند بود. باید نگرانِ نشت کردن این حجم از نفرت فیلتر نشده به دنیای واقعی و اقدامات تروریستی علیه جان افراد ترنس هم باشیم، و در کل فضا ملتهبه.
یک بار زنجیره اتفاقات رو مرور کنیم.
چیشد که از یک «جوک ساده» و «طنز سیاه» در یک برنامه ی کمدی، و بازنشر یک مطلب با ترنسفوبیای نهان و «ملایم»، رسیدیم به مصاحبه شدن متجاوزی سریالی که مطالبه اش زجرکش شدن زنان ترنسه، توسط یکی از بزرگترین خبرگزاری‌های جهان؟
شاید برای شما عجیب باشه اما اینها برای اقلیت ها و اکتیویست ها چیز تازه ای نیست. چون می‌دونیم این چیزا چجوری شروع می‌شه. یکی توی یک نماز جمعه ای توی اصفهان یک فتوایی می‌ده و بعد ناگهان چندین شهر از ایران درگیر یک اپیدمی اسیدپاشی می‌شن و تعداد زیادی زن با سوختگی درجه سه راهی بیمارستان‌ها. به همین سادگی و سرعت چیزها از کنترل خارج می‌شن، و از «عدم حمایت» به «اعلام جنگ علنی» علیه اقلیت ها می‌رسیم.
چون این نفرت نسبت به اقلیت‌ها چیزیه که هیچوقت ریشه کن نشده، صرفا کرم خاکی ای هستش که زیر خاک زندگی «مدرن» و ادمهای «متمدن» و کت شلوار پوش با ظاهر شسته و رفته، دفن شده و منتظره یکم بارون بیاد تا سرشو از خاک بیرون بیاره و همه جا رو پر کنه.
👍1
Forwarded from corner of the internet.
دیگری سازی از اقلیت‌ها (othering و ستیز با اونها) یک پاندمیه.
دیو شاپل و مارگات اتوود یک سرفه ساده می‌کنن، ولی یهو به خودمون میایم می‌بینیم BBC تب و لرز کرده.
اقلیت ها نشونه های اولیه ی تعصب رو می‌شناسن. به محض اینکه می‌بیننش alert می‌شن و می‌دونن که این قراره دومینو وار ادامه پیدا کنه و توی یک سیکل فیدبک مثبت هی خودشو تشویق کنه تا جایی که آسیب‌ها و اثرات منفیش دیگه جبران‌پذیر نباشه. برای همین براشون همین حرف‌های فقط کمی سکسیستی، فقط کمی نژادپرستانه، فقط کمی فاشیستی، فقط کمی ترنسفوبیک، مهمه و سعی می‌کنن همونجا چرخه رو قطع کنن. برای همینه که تذکر می‌دن و به ادم‌ها توی ادبیاتی که درباره اقلیت‌ها به کار می‌برن، سخت‌گیرن، و انتظار مسئولیت پذیری از سازمان ها، سلبریتی ها و شبکه های خبری دارن. اینها کنسل کالچر نیست. اینها خاموش کردن آتیشه قبل از اینکه دامن هممون رو بگیره. شاید اگر سلبریتی های خوب و ولی «فقط کمی متعصب» مثل شاپل و اتوود، و مهم تر از اونها طرفدارای این ادما، واکنش های اقلیت ها رو مسخره نکنن و بهشون انگ بزرگنمایی نزنن و وارد حالت تدافعی محافظت از سلبریتی موردعلاقه/افکارشون نشن، هی از کنسل کالچر شکوه نکنن و به جاش تلاش کنن گوش بدن، عذرخواهی کنن، از طرز فکر خطرناکشون عقب نشینی کنن، کار به اینجا نکشه. چون وقتی یک سلبریتی یک حرف فقط کمی فاشیستی و مبهم می‌زنه، و بعد عذرخواهی نمی‌کنه، جایگاه و دیدگاهش رو صد درصد مشخص نمی‌کنه، و به جاش شروع می‌کنه به لج‌بازی و دعواهای توییتری، این برای افراطی ها و ادم‌هایی مثل lily cade ، اینطور ترجمه می‌شه: «من یک حامیِ قدرتمند دارم. یک سلبریتی معروف و ادم پذیرفته شده در جامعه، مثل من فکر می‌کنه. پس شاید وقتشه که بقیه نظر من رو هم بشنون». وقتی public figure ها فعالانه از فاشیست‌ها و راست افراطی فاصله نمی‌گیرن، درواقع دارن میدون رو خالی می‌کنن برای اونها. چون «سکوت نشانه رضایت است». وقتی هم که دیگه بدتر، یک حمایت کوچیکی هم می‌کنن و نشانه هایی از همفکر بودن باهاشون ابراز می‌کنن، حتی در غالب یک شوخی ساده در استند اپ کمدی و یک توییت ساده، بهشون دل و جرئت و اون تایید لازم رو هم می‌دن. باید آگاهی نسبت به مکانیزم های انتشار نفرت بالاتر بره. همین مکانیزم ها در روابط شخصی و در ابعاد فردی هم صادقه. ممکنه شما یک پسر خوب و مهربان و «جنتلمن» که هیچوقت هیچ دختری را آزار نخواهد داد باشید. فقط خیلی علاقه داشته باشید به «طنز سیاه» و توی یک جمع از مشتی پسران خوب و مهربان، دخترها رو «کص» صدا کنید و به آلت تناسلی تقلیلشون بدین. و کافیه فقط یک نفر از جمع پسرهای «خوب»، خیلی م خوب نباشه، سکسیسمش سطحی و برای جوک و خنده نباشه، یک متعرض باشه و با شوخی های سکسیستی شما، زیر زیری اون تاییدی که لازمه رو بگیره. برای همین دفعه بعدی که کسی بهتون گفت حرفتون یا رفتارتون اقلیت ستیزانه است، ناراحت نشید. گارد نگیرید و تاسف نخورید که آزادی بیان داره از بین می‌ره و دوره زمونه ی بدی شده. فکر نکنید کل هویت شما داره می‌ره زیر سوال و داره به شما تهمت اینکه ادم بدی هستید، زده می‌شه. فقط اون رفتار رو تغییر بدید و سعی کنید دیگه تکرار نکنید، و اجازه بدید ماجرا به فرصتی برای یادگیری و شناخت بیشتر از طرف مقابل تبدیل بشه.
مسخره کردن واکنش های «دراماتیک» اقلیت‌ها، حداکثر بی رحمیه. چون زندگی بعنوان اقلیت، مثل زندگی با یک پارتنرِ آزارگره. وقتی آزارگر خسته از سر کار بعد یک بحث جزئی با همکاراش، میاد خونه و در رو می‌کوبه و یکم قدم هاش رو محکم تر برمیداره و نفس عمیق می‌کشه، «هنوز» اتفاقی نیفتاده و شاید اگه یکی از بیرون ببینه که در واکنش به همچین چیزی، پارتنر قربانی، از خونه فرار می‌کنه یا گریه اش بگیره، براش مسخره و واکنش گنده ای باشه. ولی این بخاطر اینه که فقط فرد خشونت دیده می‌دونه که ازارگر، اول لیوان رو می‌شکنه بعد میاد فَکِ تو رو میشکنه. اول گلدون رو پرت می‌کنه به دیوار بعد پرتش می‌کنه سمت سر تو. اول فقط داد می‌زنه، بعد به قصد کشت می‌زنتت. برای اقلیت‌ها، این پارتنر آزارگر، جامعه ایه که تووش زندگی می‌کنن و خودشون هم قربانی این آزار، در یک رابطه ی سمی ای که نمی‌تونن ازش خارج شن چون هیچ کس دیگه ای رو ندارن. چون اگه از همین جامعه ازارگر جدا شی، انگار از ذات و نیاز انسان برای برقراری ارتباط، فاصله گرفتی.
Living as a part of a marginalized group in a bigoted society is like experiencing domestic violence. Expect everywhere is home, and not in a good way.
ادمهای امنی باشیم. اجازه بدیم اکتیویست های اقلیت‌ها کارشون رو انجام بدن، و به خطرهایی که ما شاید نبینیم ولی اونها می‌بینن، قبل ازینکه دیر بشه، واکنش نشون بدن.
👍1