لارا فابیان نامزدی داشت که به شدت عاشقش بود اما یک روز آن پسر بی خبر او را ترک می کند و دیگر خبری از او نمی شود. بعد از این واقعه لارا دچار افسردگی می شود و … ۱۲ سال با افسردگی حاد دست و پنجه نرم می کند. وی نه تنها خوانندگی را ترک می کند بلکه ۶ سال هیچ کلامی بر زبان نمی آورد و دیگر حرف نمی زند. دکتر لارا در آسایشگاه روانی پس از تلاش های بسیار به این نتیجه می رسد نجات لارا تنها یک راه دارد، آنهم اینست که او را مستقیم به روی استیج ببرند و برایش یک کنسرت برگزار کنند. بدین منظور یک فراخوان عمومی می دهند و از مردم می خواهند برای سلامتی و بهبود حال او به کنسرت بروند و اگر ارکستر نواخت و لارا حرفی نزد، مردم این آهنگ معروف را بخوانند. لارا را مستقیم از آسایشگاه روانی لباس می پوشانند و به روی صحنه کنسرت می برند. وقتی لارا می بیند که مردم آهنگی را که برای نامزدش خوانده بود می خوانند، لب به سخن می گشاید و با همراهی تماشاگران شروع به خواندن می کند. بدین ترتیب به زندگی و دنیای هنر بر می گردد ...
آهنگ: دوستت دارم
خواننده: لارا فابین
آهنگ: دوستت دارم
خواننده: لارا فابین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بنظرم این نسخه Bella Ciao خیلی از اون اجرا با شعر پارتیزانیاش دلچسبتره
Ne me quitte pas
Jacques Brel
1958
ژاک برل
ترکم مکن!
بايد فراموشكرد
همهی آنچه فراموش شدنی ست
و همهی آنچه تاكنون از دستمان گريخته است
بايد فراموشكرد زمانِ كجفهمیها را
و زمانِ از دست رفته را
يعنی كه بايد
فراموش كرد اين ساعتها را
كه گاه زخم میزنند
با ضربههای چرا
به قلب سعادت ما
ترکم مکن!
من، به تو هديه میكنم
مرواريدهایِ باران را
كز سرزمينی آمده است
كه در آن باران نمیبارد
من میكاوم زمين را
لحظاتی پس از مرگام
تا بپوشانم اندامت را
با قطعههایی از طلا و نور
من سرزمينی را ميسازم
كه در آن عشق فرمانرواست
كه در آن عشق حكمرواست
كه در آن تو ملكهاش باشی
ترکم مکن!
من، برايت واژگانی سودایی
میآفرينم
تا تنها تو آنها را درك كنی
من، با تو سخن میگويم
با واژگانی دلداده
كه دوبار افروختگی قلبهايشان
را ديدهاند
من، برايت بازمیگويم
داستانِ آن شاهی را
كز نديدنات
جان سپرد.
ترکم مکن!
بارها ديدهايم
فورانِ آتش را
از آتشفشانی پير
و ما نيز انگاشتيم كه پير شدهايم.
و باز آشكار شد
زمينهای سوخته
كه گندم بسيار میدادند
چون ماهی پربار
و هنگامی كه شب درمیرسد
سرخی و سياهی
با يكديگر نمیمانند
چرا كه آسمان میدرخشد
ترکم مکن!
ديگر نميگريم
ديگر نميگويم
تنها پنهان میشوم
تا تو را ببينم
كه می رقصی و میخندی
تا به تو گوش فرادهم
كه مي خوانی و میخندی
بگذار تا
سايهی سايهات شوم
تا سايهی دستت شوم
يا نه حتي بگذار تا سايهی سگت شوم
اما، اما ترکم مکن!
ترکم مکن!
Jacques Brel
1958
ژاک برل
ترکم مکن!
بايد فراموشكرد
همهی آنچه فراموش شدنی ست
و همهی آنچه تاكنون از دستمان گريخته است
بايد فراموشكرد زمانِ كجفهمیها را
و زمانِ از دست رفته را
يعنی كه بايد
فراموش كرد اين ساعتها را
كه گاه زخم میزنند
با ضربههای چرا
به قلب سعادت ما
ترکم مکن!
من، به تو هديه میكنم
مرواريدهایِ باران را
كز سرزمينی آمده است
كه در آن باران نمیبارد
من میكاوم زمين را
لحظاتی پس از مرگام
تا بپوشانم اندامت را
با قطعههایی از طلا و نور
من سرزمينی را ميسازم
كه در آن عشق فرمانرواست
كه در آن عشق حكمرواست
كه در آن تو ملكهاش باشی
ترکم مکن!
من، برايت واژگانی سودایی
میآفرينم
تا تنها تو آنها را درك كنی
من، با تو سخن میگويم
با واژگانی دلداده
كه دوبار افروختگی قلبهايشان
را ديدهاند
من، برايت بازمیگويم
داستانِ آن شاهی را
كز نديدنات
جان سپرد.
ترکم مکن!
بارها ديدهايم
فورانِ آتش را
از آتشفشانی پير
و ما نيز انگاشتيم كه پير شدهايم.
و باز آشكار شد
زمينهای سوخته
كه گندم بسيار میدادند
چون ماهی پربار
و هنگامی كه شب درمیرسد
سرخی و سياهی
با يكديگر نمیمانند
چرا كه آسمان میدرخشد
ترکم مکن!
ديگر نميگريم
ديگر نميگويم
تنها پنهان میشوم
تا تو را ببينم
كه می رقصی و میخندی
تا به تو گوش فرادهم
كه مي خوانی و میخندی
بگذار تا
سايهی سايهات شوم
تا سايهی دستت شوم
يا نه حتي بگذار تا سايهی سگت شوم
اما، اما ترکم مکن!
ترکم مکن!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 چون برای بعضی عزیزان این قطعه جالب بود، نسخه اصلیش رو هم تقدیم میکنم
fly me to the moon
🔸با صدای
frank sinatra
fly me to the moon
🔸با صدای
frank sinatra