شاه بیت های ماندگار
112 subscribers
395 photos
33 videos
1 file
Download Telegram
پاییز آمده‌ست که خود را ببارمت!
پاییز: نامِ دیگرِ «من دوست دارمت»

بر باد می‌دهم همه ی بودِ خویش را
یعنی تو را به دست خودت می‌سپارمت!

باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو...
وقتی که در میان خودم می‌فشارمت

پایان تو رسیده گلِ کاغذیِ من
حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت

اصرار می‌کنی که مرا زودتر بگو
گاهی چنان سریع که جا می‌گذارمت!

پاییز من، عزیزِ غم‌انگیزِ برگریز!
یک روز می‌رسم... و تو را می‌بهارمت!!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاتیوشا نام دختری روسی بنام کاتیوشا است که در انتظار بازگشت محبوب خود از جبهه است.
من درسم را خوب خوانده بودم!!!

آماده برای کنکوری موفق!
همه چیز داشت خوب پیش میرفت!
از روی برنامه قبلی با تست ادبیات شروع کردم...
که ای کاش این کار را نمیکردم!
سوال اول آرایه ادبی بود
شعری از هوشنگ ابتهاج....
"بسترم ...صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید
گردن آویز کسان دگری...."
و نتیجه این شعر...
کنکوری با رتبه افتضاح بود...!
و من
سر جلسه کنکور
تمام داستان های خفته در این شعر را به چشم دیدم!
دیدم که اینگونه پریشان شدم!
همه سرگرم تست زدن
و پسرکی سرگردان در خیابان...
نمیدانم هوشنگ ابتهاج را نبخشم یا مشاور را که گفت با ادبیات شروع کن، حتما صد میزنی!
هیچ کدام فکر این جا را نکرده بودیم که قرار است طراح سوال...
با یک شعر نیم خطی
گذشته را گره بزند به آینده!
فدای سرت...
دانشگاه آزاد زیاد هم بد نیست☺️
- - - - - - - - - - - - - - -
🌸 @picmatlab
داشت برای معشوقه اش می نوشت ...
" عزیزم
منتظرم باش،
و به کودکی فکر کن ..."

گلوله ای پرید، میان حرف هایش
از نامه گذشت، از سینه اش گذشت
و به عکس زنی خورد
که گوشه ی سنگر بود،

تک تیرانداز دشمن،
یقینا فردی بود ...
شکست خورده در عشق....
- - - - - - - - - - - - - - -
🌸 @picmatlab
.
بیا مچ بیندازیم...!
دستم را بگیر
نه... اول جایزه اش را مشخص کنیم
هرکس  بازنده شد
باید دیگری را ببوسد...!
دستم را محکم بگیر
تمام تلاشت را کن
تو در تلاشی
و من زیرزیرکی
مات چشمانت شده ام
از عمد این مبارزه را طولانی میکنم
تا بیشتر دستانت را حس کنم
تا بیشتر دستانم گره به تو باشد
الکی به تو میبازم
و تو گونه ات را با لبخندی غرورآمیز
جلو می آوری برای پرداخت جایزه ات...!
میبوسمت...
چه باخت عاشقانه ای
تا باشد از این باخت ها...!
راستش را بخواهی
شاید نه در بازو
اما در عشق
تو قوی ترینِ منی....!
- - - - - - - - - - - - - - -
🌸 @picmatlab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
من اگه پسر بودم شروع مي كردم به دوست داشتن دختري كه سنش كمه! قبل از اينكه عاشق بشه ...
قبل از اينكه خيابوني، عطري، آهنگي، اسمي
دلشو بلرزونه!
قبل از اينكه اتاقش پر بشه از يادگاري ...
مي دونين ؟! به نظرم دختراي عاشق ترسناك ترين موجودات زمين ان !
حتي اگه ماجرايي مربوط به گذشته باشه ...
خيلي گذشته ...
بعضي تصويرا براي يه مرد خيلي مي تونه غمگين باشه ...
مثل ...
تصوير دختري كه توي ماشين كنارته و سرش رو تكيه داده به شيشه و يه آهنگ و با بغض گوش ميده ...مثل وقتي كه اسم يه مغازه يا كوچه ايي و با حسرت نگاه مي كنه !
يا وقتايي كه وسط قدم زدن چشماشو ميبنده و عطري كه هوارو پر كرده رو با همه ي وجودش نفس مي كشه ...
من اگه مرد بودم طاقت ديدن اين همه احساس به گذشته ي يه دختر و نداشتم !
طاقت نداشتم ... براي همينه كه مي گم شروع به دوست داشتن يه دختر مي كردم ...
وقتي كه سنش كم بود ...
اولين عشق يه دختر بودن بهترين اتفاق دنياس !
معني هيچ وقت فراموش نشدن و ميده ...
من اگه يه مرد بودم همه ي زندگي مو ميدادم كه اولين عشق يه دختر باشم ...

- - - - - - - - - - - - - - -
🌸 @picmatlab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
‏- یه قولی بهم میدی؟
+ تا چی باشه!
- اینکه هیچ‌وقت منو فراموش نکنی، حتی اگه تَرکم کردی...
+ قول لازم نداره، وقتی یکی وارد ِ زندگی آدم بشه، آدم بخواد نخواد اون جزئی از خاطراتشه!
- حتی اگه بره؟
+ حتی اگه بره ...
- - - - - - - - - - - - - - -
🌸 @picmatlab
زاهد و سبحه صد دانه و ذکر سحری
من و پیمودن پیمانه و دیوانه‌گری
چون همه وضع جهان گذران در گذر است
مگذر از عالم شیدایی و شوریده‌سری
تا کی از شعبدهٔ دور فلک خواهد بود
بادهٔ عیش به جام من و کام دگری
تا شدم بی خبر از خویش، خبرها دارم
بی خبر شو که خبرهاست در این بی خبری
تا شدم بی‌اثر، از ناله اثرها دیدم
بی اثر شو که اثرهاست در این بی اثری
تا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخرید
بی هنر شو که هنرهاست در این بی هنری
سرو آزاد شد آن دم که ثمر هیچ نداد
بی ثمر شو که ثمرهاست در این بی ثمری
تا سر خود نسپردیم به خاک در دوست
خاطر آسوده نگشتیم از این دربه دری
بیستون تاب دم تیشهٔ فرهاد نداشت
عشق را بین که از آن کوه گران شد کمری
پری از شرم تو در پرده نهان شد وقتی
که برون آمدی از پرده پی پرده‌دری
شهرهٔ شهر شدم از نظر همت شاه
تو به خوش منظری و بنده صاحب نظری
آفتاب فلک عدل ملک ناصردین
که ازو ملک ندیده‌ست به جز دادگری
آن که تا دست کرم گسترش آمد به کرم
تنگ دستی نکشیدیم ز بی سیم و زری
تا فروغی خط آن ماه درخشان سر زد
فارغم روز و شب از فتنه دور قمری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینه ام دکان عطاری است...
دردت چیست...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این اجرای بی‌نظیر ″زلف بر باد مده″
Esmet Ke Miad (Bir-Music.com)
Roozbeh Bemani
هر کسی‌ ویرانه‌ی خود را عمارت می‌کند
ما به تعمیر دلِ بی پا و سر ، ویران شدیم!
Audio
D1736405T14766698(Web)_00
لارا فابیان نامزدی داشت که به شدت عاشقش بود اما یک روز آن پسر بی خبر او را ترک می کند و دیگر خبری از او نمی شود. بعد از این واقعه لارا دچار افسردگی می شود و … ۱۲ سال با افسردگی حاد دست و پنجه نرم می کند. وی نه تنها خوانندگی را ترک می کند بلکه ۶ سال هیچ کلامی بر زبان نمی آورد و دیگر حرف نمی زند. دکتر لارا در آسایشگاه روانی پس از تلاش های بسیار به این نتیجه می رسد نجات لارا تنها یک راه دارد، آنهم اینست که او را مستقیم به روی استیج ببرند و برایش یک کنسرت برگزار کنند. بدین منظور یک فراخوان عمومی می دهند و از مردم می خواهند برای سلامتی و بهبود حال او به کنسرت بروند و اگر ارکستر نواخت و لارا حرفی نزد، مردم این آهنگ معروف را بخوانند. لارا را مستقیم از آسایشگاه روانی لباس می پوشانند و به روی صحنه کنسرت می برند. وقتی لارا می بیند که مردم آهنگی را که برای نامزدش خوانده بود می خوانند، لب به سخن می گشاید و با همراهی تماشاگران شروع به خواندن می کند. بدین ترتیب به زندگی و دنیای هنر بر می گردد‌ ...

آهنگ: دوستت دارم
خواننده: لارا فابین