#نامه
#انیشتین
قسمتی از نامه انیشتین:
در سال ۱۹۵۲، آلبرت اینشتین نامهای با عنوان «آموزش برای تفکر مستقل» به روزنامه نیویورک تایمز نوشت که در آن نگرانیهای خود را درباره نظام آموزشی و اهمیت تربیت انسان ابراز کرد. این نامه بهویژه بر لزوم توجه به انسانیت و پرورش شخصیت جامع تأکید داشت.
اینشتین در این نامه بیان کرد که آموزش نباید تنها به تدریس تخصصی محدود شود، زیرا این امر ممکن است فرد را به ماشینی مفید تبدیل کند، اما شخصیت هماهنگ و متعادل را پرورش ندهد. او بر اهمیت درک و احساس زنده نسبت به ارزشها، زیبایی و اخلاق تأکید کرد و افزود که بدون این عناصر، فرد با دانش تخصصی خود بیشتر شبیه به یک سگ تربیتشده است تا یک انسان توسعهیافته.
اینشتین همچنین بر لزوم آموزش انسانیت از طریق ارتباط شخصی با معلمان و نه تنها از طریق کتابهای درسی تأکید کرد و آن را عامل اصلی تشکیل و حفظ فرهنگ دانست. او هشدار داد که تأکید بیش از حد بر سیستم رقابتی و تخصصگرایی زودهنگام بر اساس سودمندی فوری، روحی را که تمام زندگی فرهنگی بر آن بستگی دارد، از بین میبرد.
در پایان، اینشتین بر اهمیت پرورش تفکر انتقادی مستقل در جوانان تأکید کرد و افزود که این امر با بارگذاری بیش از حد با موضوعات مختلف (سیستم نمرهدهی) به شدت تهدید میشود. او هشدار داد که بارگذاری بیش از حد منجر به سطحینگری میشود و آموزش باید بهگونهای باشد که آنچه ارائه میشود بهعنوان هدیهای ارزشمند درک شود و نه وظیفهای سخت.
این نامه نشاندهنده دیدگاههای انسانگرایانه و تربیتی اینشتین است که بر اهمیت پرورش شخصیت انسانی و تفکر مستقل در کنار دانش تخصصی تأکید دارد.
@physics_school
#انیشتین
قسمتی از نامه انیشتین:
در سال ۱۹۵۲، آلبرت اینشتین نامهای با عنوان «آموزش برای تفکر مستقل» به روزنامه نیویورک تایمز نوشت که در آن نگرانیهای خود را درباره نظام آموزشی و اهمیت تربیت انسان ابراز کرد. این نامه بهویژه بر لزوم توجه به انسانیت و پرورش شخصیت جامع تأکید داشت.
اینشتین در این نامه بیان کرد که آموزش نباید تنها به تدریس تخصصی محدود شود، زیرا این امر ممکن است فرد را به ماشینی مفید تبدیل کند، اما شخصیت هماهنگ و متعادل را پرورش ندهد. او بر اهمیت درک و احساس زنده نسبت به ارزشها، زیبایی و اخلاق تأکید کرد و افزود که بدون این عناصر، فرد با دانش تخصصی خود بیشتر شبیه به یک سگ تربیتشده است تا یک انسان توسعهیافته.
اینشتین همچنین بر لزوم آموزش انسانیت از طریق ارتباط شخصی با معلمان و نه تنها از طریق کتابهای درسی تأکید کرد و آن را عامل اصلی تشکیل و حفظ فرهنگ دانست. او هشدار داد که تأکید بیش از حد بر سیستم رقابتی و تخصصگرایی زودهنگام بر اساس سودمندی فوری، روحی را که تمام زندگی فرهنگی بر آن بستگی دارد، از بین میبرد.
در پایان، اینشتین بر اهمیت پرورش تفکر انتقادی مستقل در جوانان تأکید کرد و افزود که این امر با بارگذاری بیش از حد با موضوعات مختلف (سیستم نمرهدهی) به شدت تهدید میشود. او هشدار داد که بارگذاری بیش از حد منجر به سطحینگری میشود و آموزش باید بهگونهای باشد که آنچه ارائه میشود بهعنوان هدیهای ارزشمند درک شود و نه وظیفهای سخت.
این نامه نشاندهنده دیدگاههای انسانگرایانه و تربیتی اینشتین است که بر اهمیت پرورش شخصیت انسانی و تفکر مستقل در کنار دانش تخصصی تأکید دارد.
@physics_school
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#قفس_فارادی
#لباس_فارادی
#میدان_الکتریکی
#فیزیک۲
مکانیزم لباس فارادی
1. لباس فارادی از فلزات رسانا یا الیاف فلزی ساخته میشود.
2. این پوشش تمام بدن را میپوشاند و مانند یک قفس فارادی عمل میکند.
3. وقتی جریان برق یا میدان الکترومغناطیسی به لباس برخورد میکند، جریان در سطح لباس جریان مییابد.
4. فلز لباس بار الکتریکی را به خود جذب نمیکند بلکه آن را در سطح لباس پخش میکند. میدان الکتریکی در الکترواستاتیک درون رسانا صفره.
5. به همین دلیل، برق وارد بدن فرد نمیشود.
6. این پخش شدن بار باعث میشود فرد در داخل لباس ایمن بماند.
7. لباس فارادی از شوک الکتریکی ناشی از تماس با برق قوی محافظت میکند.
8. حتی اگر فرد در معرض صاعقه یا تخلیه الکتریکی قرار بگیرد، جریان به سطح لباس هدایت میشود.
9. این مکانیزم همان قانونی است که در قفس فارادی دیده میشود.
10. قفس فارادی و لباس فارادی اصول یکسانی دارند: جلوگیری از نفوذ جریان به داخل.
11. لباس به ویژه در آزمایشگاهها و صنعت برق و آزمایشهای الکترومغناطیسی کاربرد دارد.
12. برای کارآمد بودن، لباس باید تمام بدن را بدون شکاف بپوشاند.
@physics_school
#لباس_فارادی
#میدان_الکتریکی
#فیزیک۲
مکانیزم لباس فارادی
1. لباس فارادی از فلزات رسانا یا الیاف فلزی ساخته میشود.
2. این پوشش تمام بدن را میپوشاند و مانند یک قفس فارادی عمل میکند.
3. وقتی جریان برق یا میدان الکترومغناطیسی به لباس برخورد میکند، جریان در سطح لباس جریان مییابد.
4. فلز لباس بار الکتریکی را به خود جذب نمیکند بلکه آن را در سطح لباس پخش میکند. میدان الکتریکی در الکترواستاتیک درون رسانا صفره.
5. به همین دلیل، برق وارد بدن فرد نمیشود.
6. این پخش شدن بار باعث میشود فرد در داخل لباس ایمن بماند.
7. لباس فارادی از شوک الکتریکی ناشی از تماس با برق قوی محافظت میکند.
8. حتی اگر فرد در معرض صاعقه یا تخلیه الکتریکی قرار بگیرد، جریان به سطح لباس هدایت میشود.
9. این مکانیزم همان قانونی است که در قفس فارادی دیده میشود.
10. قفس فارادی و لباس فارادی اصول یکسانی دارند: جلوگیری از نفوذ جریان به داخل.
11. لباس به ویژه در آزمایشگاهها و صنعت برق و آزمایشهای الکترومغناطیسی کاربرد دارد.
12. برای کارآمد بودن، لباس باید تمام بدن را بدون شکاف بپوشاند.
@physics_school
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرود
#هواپیما
#آینه
#نور
#فیزیک۳
فرود خلبانان روی ناو هواپیمابر
1. فرود روی ناو بسیار کوتاه و پرچالش است.
2. خلبان از سیستمهای ناوبری پیشرفته استفاده میکند.
3. ناو دارای چراغها و نشانگرهای مخصوص فرود (Optical Landing System) است.
4. این چراغها به خلبان زاویه و موقعیت صحیح را نشان میدهند.
5. کابین خلبان مجهز به HUD یا صفحه نمایش جهتیابی دقیق است.
6. خلبان سرعت و ارتفاع خود را با دقت تنظیم میکند.
7. کابلهای ترمز (Arresting Wires) روی ناو آمادهاند تا هواپیما را متوقف کنند.
8. هنگام لمس باند، قلاب هواپیما به یکی از کابلها گیر میکند.
9. این قلاب ناگهانی، هواپیما را در چند ثانیه متوقف میکند.
10. ارتباط رادیویی با برج مراقبت ناو کمک میکند هماهنگی کامل باشد.
11. تمرینات مداوم و شبیهسازها خلبان را برای فرود ایمن آماده میکنند.
12. نتیجه، فرود دقیق و ایمن روی ناو بدون برخورد به لبهها یا دیگر هواپیماها است.
@physics_school
#هواپیما
#آینه
#نور
#فیزیک۳
فرود خلبانان روی ناو هواپیمابر
1. فرود روی ناو بسیار کوتاه و پرچالش است.
2. خلبان از سیستمهای ناوبری پیشرفته استفاده میکند.
3. ناو دارای چراغها و نشانگرهای مخصوص فرود (Optical Landing System) است.
4. این چراغها به خلبان زاویه و موقعیت صحیح را نشان میدهند.
5. کابین خلبان مجهز به HUD یا صفحه نمایش جهتیابی دقیق است.
6. خلبان سرعت و ارتفاع خود را با دقت تنظیم میکند.
7. کابلهای ترمز (Arresting Wires) روی ناو آمادهاند تا هواپیما را متوقف کنند.
8. هنگام لمس باند، قلاب هواپیما به یکی از کابلها گیر میکند.
9. این قلاب ناگهانی، هواپیما را در چند ثانیه متوقف میکند.
10. ارتباط رادیویی با برج مراقبت ناو کمک میکند هماهنگی کامل باشد.
11. تمرینات مداوم و شبیهسازها خلبان را برای فرود ایمن آماده میکنند.
12. نتیجه، فرود دقیق و ایمن روی ناو بدون برخورد به لبهها یا دیگر هواپیماها است.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روغنکاری
#خودرو
عملکرد روغنکاری در موتور خودرو
1. روغن موتور در مخزن یا کارتل ذخیره میشود.
2. با روشن شدن موتور، پمپ روغن فعال میشود.
3. پمپ روغن روغن را از کارتل مکش میکند.
4. روغن از فیلتر عبور کرده و ذرات و آلودگیها گرفته میشود.
5. سپس روغن از طریق کانالهای داخلی به نقاط مختلف موتور هدایت میشود.
6. یاتاقانها و محور میللنگ با روغن پوشیده میشوند.
7. روغن بین پیستون و سیلندر لایهای لغزنده ایجاد میکند.
8. این لایه اصطکاک بین قطعات متحرک را کاهش میدهد.
9. همچنین روغن حرارت تولیدی در قطعات را به خود جذب میکند.
10. روغن از طریق مسیرهای مخصوص به سوپاپها و قطعات بالای موتور میرسد.
11. در این مسیر، روغن همچنان روانی و خنککنندگی خود را حفظ میکند.
12. بعد از گردش، روغن به کارتل باز میگردد و چرخه تکرار میشود.
13. نتیجه، کاهش سایش، افزایش عمر موتور و عملکرد روان آن است.
@physics_school
#خودرو
عملکرد روغنکاری در موتور خودرو
1. روغن موتور در مخزن یا کارتل ذخیره میشود.
2. با روشن شدن موتور، پمپ روغن فعال میشود.
3. پمپ روغن روغن را از کارتل مکش میکند.
4. روغن از فیلتر عبور کرده و ذرات و آلودگیها گرفته میشود.
5. سپس روغن از طریق کانالهای داخلی به نقاط مختلف موتور هدایت میشود.
6. یاتاقانها و محور میللنگ با روغن پوشیده میشوند.
7. روغن بین پیستون و سیلندر لایهای لغزنده ایجاد میکند.
8. این لایه اصطکاک بین قطعات متحرک را کاهش میدهد.
9. همچنین روغن حرارت تولیدی در قطعات را به خود جذب میکند.
10. روغن از طریق مسیرهای مخصوص به سوپاپها و قطعات بالای موتور میرسد.
11. در این مسیر، روغن همچنان روانی و خنککنندگی خود را حفظ میکند.
12. بعد از گردش، روغن به کارتل باز میگردد و چرخه تکرار میشود.
13. نتیجه، کاهش سایش، افزایش عمر موتور و عملکرد روان آن است.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ترانسفورماتور
#عایق
#فیزیک۲
عایقگذاری در ترانسفورماتورهای بزرگ :
1. ترانسفورماتورهای بزرگ ولتاژ بالا تولید میکنند.
2. اختلاف پتانسیل زیاد بین سیمپیچها و بدنه وجود دارد.
3. این اختلاف میتواند باعث جرقه یا اتصال کوتاه شود.
4. برای جلوگیری، از قطعات عایق بزرگ استفاده میشود.
5. عایقها جریان ناخواسته بین هادیها و زمین را مسدود میکنند.
6. قطعات عایق معمولاً از مواد مقاوم در برابر حرارت و الکتریسیته ساخته میشوند.
7. کاغذ عایق روغنی، اپوکسی، سرامیک و پلاستیکهای مهندسی رایج هستند.
8. این عایقها بین سیمپیچها و بین سیمپیچ و بدنه نصب میشوند.
9. همچنین عایقها مانع شکست الکتریکی در اثر ولتاژ زیاد میشوند.
10. روغن ترانسفورماتور علاوه بر خنککنندگی، نقش عایق را نیز دارد.
11. هسته و سیمپیچها با فاصله مناسب و لایههای عایق جدا میشوند.
12. طراحی صحیح عایقگذاری عمر ترانسفورماتور را افزایش میدهد.
13. نتیجه، عملکرد ایمن و پایدار ترانسفورماتور حتی در ولتاژهای بالا است.
@physics_school
#عایق
#فیزیک۲
عایقگذاری در ترانسفورماتورهای بزرگ :
1. ترانسفورماتورهای بزرگ ولتاژ بالا تولید میکنند.
2. اختلاف پتانسیل زیاد بین سیمپیچها و بدنه وجود دارد.
3. این اختلاف میتواند باعث جرقه یا اتصال کوتاه شود.
4. برای جلوگیری، از قطعات عایق بزرگ استفاده میشود.
5. عایقها جریان ناخواسته بین هادیها و زمین را مسدود میکنند.
6. قطعات عایق معمولاً از مواد مقاوم در برابر حرارت و الکتریسیته ساخته میشوند.
7. کاغذ عایق روغنی، اپوکسی، سرامیک و پلاستیکهای مهندسی رایج هستند.
8. این عایقها بین سیمپیچها و بین سیمپیچ و بدنه نصب میشوند.
9. همچنین عایقها مانع شکست الکتریکی در اثر ولتاژ زیاد میشوند.
10. روغن ترانسفورماتور علاوه بر خنککنندگی، نقش عایق را نیز دارد.
11. هسته و سیمپیچها با فاصله مناسب و لایههای عایق جدا میشوند.
12. طراحی صحیح عایقگذاری عمر ترانسفورماتور را افزایش میدهد.
13. نتیجه، عملکرد ایمن و پایدار ترانسفورماتور حتی در ولتاژهای بالا است.
@physics_school
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#MRI
#مغناطیس
#فیزیک۲
طرز کار دستگاه MRI (Magnetic Resonance Imaging)
1. MRI یک دستگاه تصویربرداری پزشکی غیرتهاجمی است.
2. اساس کار آن بر پایه مغناطیس و رزونانس مغناطیسی هستهها است.
3. بیمار داخل یک تونل بزرگ و سیلندری شکل قرار میگیرد.
4. یک میدان مغناطیسی قوی بدن بیمار را در معرض قرار میدهد.
5. این میدان باعث میشود هستههای هیدروژن (پروتونها) در بدن همراستا شوند.
6. سپس دستگاه پالسهای رادیویی کوتاه به بدن تابانده میشود.
7. پروتونها انرژی این پالسها را جذب کرده و به حالت برانگیخته میروند.
8. وقتی پالس رادیویی قطع شود، پروتونها به حالت اولیه خود بازمیگردند.
9. در حین بازگشت، پروتونها امواج رادیویی ضعیفی از خود ساطع میکنند.
10. آنتنهای گیرنده MRI این سیگنالها را دریافت میکنند.
11. سیگنالها توسط کامپیوتر پیشرفته پردازش میشوند.
12. اطلاعات به دست آمده به صورت تصاویر مقطعی سهبعدی از بدن تبدیل میشوند.
13. هر نوع بافت، بر اساس مقدار هیدروژن و پاسخ آن به میدان، رنگ و شدت متفاوتی دارد.
@physics_school
#مغناطیس
#فیزیک۲
طرز کار دستگاه MRI (Magnetic Resonance Imaging)
1. MRI یک دستگاه تصویربرداری پزشکی غیرتهاجمی است.
2. اساس کار آن بر پایه مغناطیس و رزونانس مغناطیسی هستهها است.
3. بیمار داخل یک تونل بزرگ و سیلندری شکل قرار میگیرد.
4. یک میدان مغناطیسی قوی بدن بیمار را در معرض قرار میدهد.
5. این میدان باعث میشود هستههای هیدروژن (پروتونها) در بدن همراستا شوند.
6. سپس دستگاه پالسهای رادیویی کوتاه به بدن تابانده میشود.
7. پروتونها انرژی این پالسها را جذب کرده و به حالت برانگیخته میروند.
8. وقتی پالس رادیویی قطع شود، پروتونها به حالت اولیه خود بازمیگردند.
9. در حین بازگشت، پروتونها امواج رادیویی ضعیفی از خود ساطع میکنند.
10. آنتنهای گیرنده MRI این سیگنالها را دریافت میکنند.
11. سیگنالها توسط کامپیوتر پیشرفته پردازش میشوند.
12. اطلاعات به دست آمده به صورت تصاویر مقطعی سهبعدی از بدن تبدیل میشوند.
13. هر نوع بافت، بر اساس مقدار هیدروژن و پاسخ آن به میدان، رنگ و شدت متفاوتی دارد.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هواپیما
#بال
بال هواپیما :
1. بال هواپیما قطعهای افقی یا زاویهدار است که در دو طرف بدنه نصب میشود.
2. معمولاً از فلز سبک، آلومینیوم یا مواد کامپوزیتی ساخته میشود.
3. شکل بال به گونهای طراحی شده که هوای عبوری از بالا سریعتر و از پایین کندتر حرکت کند.
4. این اختلاف سرعت باعث ایجاد نیروی بالا برنده یا لیفت (Lift) میشود.
5. نیروی لیفت هواپیما را از زمین بلند میکند و در هوا نگه میدارد.
6. بالها همچنین میتوانند جهت و ثبات پرواز را کنترل کنند.
7. روی بالها قطعاتی مانند ایلرون (Aileron) برای تغییر شیب بال نصب میشوند.
8. با حرکت ایلرونها، هواپیما میتواند به چپ یا راست بچرخد.
9. بالها در برخی هواپیماها شامل فلاپها (Flap) هستند تا هنگام فرود نیروی لیفت افزایش یابد.
10. بالها باید سبک و مقاوم باشند تا هم تحمل وزن و فشار هوا را داشته باشند.
11. طراحی بال تأثیر مستقیم بر سرعت، مصرف سوخت و پایداری هواپیما دارد.
12. در مجموع، بال عامل اصلی پرواز، ثبات و مانور هواپیما است.
@physics_school
#بال
بال هواپیما :
1. بال هواپیما قطعهای افقی یا زاویهدار است که در دو طرف بدنه نصب میشود.
2. معمولاً از فلز سبک، آلومینیوم یا مواد کامپوزیتی ساخته میشود.
3. شکل بال به گونهای طراحی شده که هوای عبوری از بالا سریعتر و از پایین کندتر حرکت کند.
4. این اختلاف سرعت باعث ایجاد نیروی بالا برنده یا لیفت (Lift) میشود.
5. نیروی لیفت هواپیما را از زمین بلند میکند و در هوا نگه میدارد.
6. بالها همچنین میتوانند جهت و ثبات پرواز را کنترل کنند.
7. روی بالها قطعاتی مانند ایلرون (Aileron) برای تغییر شیب بال نصب میشوند.
8. با حرکت ایلرونها، هواپیما میتواند به چپ یا راست بچرخد.
9. بالها در برخی هواپیماها شامل فلاپها (Flap) هستند تا هنگام فرود نیروی لیفت افزایش یابد.
10. بالها باید سبک و مقاوم باشند تا هم تحمل وزن و فشار هوا را داشته باشند.
11. طراحی بال تأثیر مستقیم بر سرعت، مصرف سوخت و پایداری هواپیما دارد.
12. در مجموع، بال عامل اصلی پرواز، ثبات و مانور هواپیما است.
@physics_school
👏1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فلسفه_دلوز
#آشوب
#رد_هدف
#قابل_تامل
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
#آشوب
#رد_هدف
#قابل_تامل
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
#فلسفه_دلوز #آشوب #رد_هدف #قابل_تامل تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction)…
#فلسفه_دلوز
#قابل_تامل
۱. دلوز هستی را نه به عنوان امری ثابت، بلکه به عنوان "شدن" و "جریان" میفهمد.
۲.فلسفه او علیه کل گرایی هگلی و هرگونه کلانروایت یکپارچه است.
۳.مفاهیم کلیدی او "ریزوم"، "ماشینهای میل" و "تفاوت و تکرار" هستند.
۴."ریزوم" مدلی برای تفکر است که به صورت افقی، غیرسلسلهمراتبی و چندمرکزی گسترش مییابد.
۵."ماشینهای میل" نیروهای ناخودآگاهی هستند که واقعیت اجتماعی را مستمراً تولید میکنند.
۶.او به همراه فیلیکس گاتاری، "سوژه" کلاسیک را به "سوبژکتیویته چندپاره" تبدیل میکند.
۷.فلسفهاش ستایش از "چندگانگی" و "تصادف" در برابر وحدت و ضرورت است.
۸."بدن بدون اندام" مفهومی است برای بدنهایی که از سازمانبندیهای مسلط گریختهاند.
۹.هنر، علم و فلسفه را سه مسیر خلاق برای مواجهه با آشوب میداند.
۱۰.قدرت را نه فقط سرکوبگر، بلکه مولد لذت، میل و واقعیت میدانست.
۱۱.فلسفه او ابزاری برای "زندگی کردن" و گریز از مرزهای ازپیشتعیینشده است.
۱۲.هدف نهایی، خلق "روشهای هستی" جدید و تبدیل شدن به "انسان نو" است.
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با نیروها و رویدادها برخورد میکنیم. وظیفه ما نفی این آشوب نیست، بلکه خلق "سازههایی" (Assemblages) موقت و مفید در دل آن است. این سازهها مانند قایقی هستند که در اقیانوس آشوب ساختهایم تا بتوانیم در آن حرکت کنیم و تجربیات جدید خلق کنیم.
۳. جایگزینی "جهت" به جای "هدف":
اینجا هسته اصلی پاسخ شما نهفته است. دلوز پیشنهاد میکند:
· حرکت بر اساس میل و شور درون (Desire): به جای دنبال کردن یک هدف بیرونی، باید به نیروهای درونی و میلهای خود گوش دهیم. این میلها، "ماشینهای میل" ما هستند که ما را به سمت اتصالات و تجربیات جدید سوق میدهند.
· تعریف مسیر در حین حرکت: شما یک "هدف" ندارید، بلکه یک "جهت" یا "تمایل" دارید. مثلاً جهت تو ممکن است "کشف ناشناختهها" یا "افزایش توانایی برای تاثیرگذاری" باشد. در این جهت، شما مدام با چیزهای جدید (افراد، ایدهها، موقعیتها) برخورد میکنید و مسیرتان را در حین حرکت و بر اساس این برخوردها تعریف میکنید. این دقیقاً شبیه مدل "ریزوم" است که نمیداند به کجا میرود، اما در هر نقطهای میتواند رشد کند و جهت جدیدی بگیرد.
· ارزش در خودِ فرآیند است، نه در نتیجه نهایی: آنچه مهم است، خودِ عملِ "شدن"، تجربه کردن و خلق کردن است. "انسان نو" کسی است که به جای رسیدن به یک هویت ثابت (هدف)، مدام در حال "شدنهای" مختلف است (شدن-حیوان، شدن-انقلابی، شدن-نامرئی).
از نگاه دلوز، رد "هدف" به این معنا نیست که در بیجهتی مطلق غوطهور شویم. بلکه به این معناست که:
به جای دنبال کردن یک ستاره ثابت در افق (هدف)، قطبنمای درونی خود (میل و شور) را دنبال کنید و اجازه دهید مسیر سفر، خودش را در حین حرکت بسازد. زندگی یک اثر هنری است که شما در حین خلق آن، معنایش را نیز میآفرینید، نه این که از قبل تابلوی تمامشدهای به شما داده شده باشد که باید به آن برسید.
#قابل_تامل
۱. دلوز هستی را نه به عنوان امری ثابت، بلکه به عنوان "شدن" و "جریان" میفهمد.
۲.فلسفه او علیه کل گرایی هگلی و هرگونه کلانروایت یکپارچه است.
۳.مفاهیم کلیدی او "ریزوم"، "ماشینهای میل" و "تفاوت و تکرار" هستند.
۴."ریزوم" مدلی برای تفکر است که به صورت افقی، غیرسلسلهمراتبی و چندمرکزی گسترش مییابد.
۵."ماشینهای میل" نیروهای ناخودآگاهی هستند که واقعیت اجتماعی را مستمراً تولید میکنند.
۶.او به همراه فیلیکس گاتاری، "سوژه" کلاسیک را به "سوبژکتیویته چندپاره" تبدیل میکند.
۷.فلسفهاش ستایش از "چندگانگی" و "تصادف" در برابر وحدت و ضرورت است.
۸."بدن بدون اندام" مفهومی است برای بدنهایی که از سازمانبندیهای مسلط گریختهاند.
۹.هنر، علم و فلسفه را سه مسیر خلاق برای مواجهه با آشوب میداند.
۱۰.قدرت را نه فقط سرکوبگر، بلکه مولد لذت، میل و واقعیت میدانست.
۱۱.فلسفه او ابزاری برای "زندگی کردن" و گریز از مرزهای ازپیشتعیینشده است.
۱۲.هدف نهایی، خلق "روشهای هستی" جدید و تبدیل شدن به "انسان نو" است.
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با نیروها و رویدادها برخورد میکنیم. وظیفه ما نفی این آشوب نیست، بلکه خلق "سازههایی" (Assemblages) موقت و مفید در دل آن است. این سازهها مانند قایقی هستند که در اقیانوس آشوب ساختهایم تا بتوانیم در آن حرکت کنیم و تجربیات جدید خلق کنیم.
۳. جایگزینی "جهت" به جای "هدف":
اینجا هسته اصلی پاسخ شما نهفته است. دلوز پیشنهاد میکند:
· حرکت بر اساس میل و شور درون (Desire): به جای دنبال کردن یک هدف بیرونی، باید به نیروهای درونی و میلهای خود گوش دهیم. این میلها، "ماشینهای میل" ما هستند که ما را به سمت اتصالات و تجربیات جدید سوق میدهند.
· تعریف مسیر در حین حرکت: شما یک "هدف" ندارید، بلکه یک "جهت" یا "تمایل" دارید. مثلاً جهت تو ممکن است "کشف ناشناختهها" یا "افزایش توانایی برای تاثیرگذاری" باشد. در این جهت، شما مدام با چیزهای جدید (افراد، ایدهها، موقعیتها) برخورد میکنید و مسیرتان را در حین حرکت و بر اساس این برخوردها تعریف میکنید. این دقیقاً شبیه مدل "ریزوم" است که نمیداند به کجا میرود، اما در هر نقطهای میتواند رشد کند و جهت جدیدی بگیرد.
· ارزش در خودِ فرآیند است، نه در نتیجه نهایی: آنچه مهم است، خودِ عملِ "شدن"، تجربه کردن و خلق کردن است. "انسان نو" کسی است که به جای رسیدن به یک هویت ثابت (هدف)، مدام در حال "شدنهای" مختلف است (شدن-حیوان، شدن-انقلابی، شدن-نامرئی).
از نگاه دلوز، رد "هدف" به این معنا نیست که در بیجهتی مطلق غوطهور شویم. بلکه به این معناست که:
به جای دنبال کردن یک ستاره ثابت در افق (هدف)، قطبنمای درونی خود (میل و شور) را دنبال کنید و اجازه دهید مسیر سفر، خودش را در حین حرکت بسازد. زندگی یک اثر هنری است که شما در حین خلق آن، معنایش را نیز میآفرینید، نه این که از قبل تابلوی تمامشدهای به شما داده شده باشد که باید به آن برسید.
#فلسفه_دلوز
#قابل_تامل
نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
این جمله، یکی از عمیقترین و کلیدیترین مفاهیم در فلسفه دلوز است.
استعاره "سفر" (که دلوز رد میکند):
در این نگاه سنتی:
· یک مقصد از پیش تعیینشده وجود دارد: زندگی هدفی دارد که از ابتدا مشخص است (مثلاً موفقیت، بهشت، روشنگری، ثروت).
· یک مسیر خطی و منطقی دارید: مانند یک نقشه که از نقطه A (تولد) به نقطه B (مرگ/هدف) میرود. انحراف از این مسیر، "گمراهی" محسوب میشود.
· هدف، توجیهکننده مسیر است: تمام سختیهای راه برای رسیدن به آن مقصد نهایی است. ارزش در "رسیدن" است.
· شما یک "مسافر" با هویت ثابت هستید: شما در طول این سفر، در اصل همان شخصیت اولیه هستید که فقط در حال کسب تجربه و پیمودن کیلومترها است.
---
استعاره "فرآیند" (که دلوز ارائه میدهد):
در این نگاه، زندگی شبیه به یک "آفرینش هنری سیال" یا "رشد ریزومی" است:
1. هیچ مقصد از پیش تعیینشدهای وجود ندارد:
· زندگی نه برای "رسیدن" به یک نقطه، بلکه برای "شدن" (Becoming) و "تجربه کردن" است.
· همانند یک نقاش که از ابتدا دقیقاً نمیداند تابلوی نهایی چگونه خواهد شد؛ بلکه اثر در حین کشیدن رنگها و خطوط، خودش را شکل میدهد.
2. مسیر، در حین حرکت ساخته میشود:
· شما نقشه ندارید، بلکه یک "قطبنما" دارید. این قطبنما، "میل" و "شور" درونی شماست. شما به جای نگاه کردن به یک مقصد دور، به این قطبنما توجه میکنید و جهت خود را در لحظه پیدا میکنید.
· این مدل، مدل "ریزوم" است. ریزوم (مانند ساقه نعناع یا زنجبیل) در خاک به هر سمتی میرود، بدون برنامه از پیش طراحی شده. اگر به سنگی برخورد کند، مسیرش را عوض میکند. هر نقطه از آن میتواند رشد کند و به چیزی جدید تبدیل شود. زندگی-فرآیند نیز دقیقاً چنین است.
3. ارزش در خودِ فرآیند "آفرینش" است، نه در نتیجه نهایی:
· مهم این نیست که در پایان به "چه کسی" تبدیل شدهاید، بلکه مهم "فرآیند تبدیل شدن" است. لذت و معنا در خودِ عمل نقاشی کردن است، نه فقط در دیدن تابلوی تمامشده.
· همانطور که نیچه (که تاثیر بزرگی بر دلوز داشت) میگوید: "بشر غایتی ندارد، بلکه روند شدن او بیپایان است."
4. شما در طول فرآیند، "خود"تان را میسازید:
· شما یک مسافر با هویت ثابت نیستید. شما در اثر برخورد با رویدادها، افراد، ایدهها و مکانهای مختلف، مدام در حال "دگرگونی" و خلق "خود"های جدید هستید. شما یک "شدن-هنرمند"، "شدن-عاشق"، "شدن-شورشی" و... را تجربه میکنید. هویت شما ثابت نیست، بلکه یک "چندگانگی" در جریان است.
یک مثال کاربردی:
· نگاه سفر: "من باید در ۵ سال آینده مدیرعامل شوم." (مقصد مشخص). هر کاری که نمیتواند مرا به این هدف برساند، اتلاف وقت است.
· نگاه فرآیند: "من میخواهم در فرآیند کارم، مدام تواناییهای جدید خلق کنم، با آدمهای جالب ارتباط برقرار کنم و روی پروژههایی کار کنم که مرا به چالش میکشند." (جهت کلی). ممکن است این فرآیند من را به سمت مدیریت ببرد، یا ممکن است من را به سمت تاسیس یک کسبوکار مستقل یا حتی تغییر کامل رشته سوق دهد. نتیجه نهایی مهم نیست، بلکه غنیبودن خودِ فرآیند مهم است.
جمعبندی نهایی:
دلوز با جایگزینی "فرآیند" به جای "سفر" به ما میگوید:
زندگی را نه به عنوان یک مسابقه دو با خط پایان مشخص، بلکه به عنوان یک رقص در دل آشوب ببینید. در رقص، هدف رسیدن به نقطه خاصی روی صحنه نیست؛ هدف خودِ رقصیدن، ابراز وجود در لحظه و پاسخ خلاقانه به موسیقی (نیروهای زندگی) است. در این صورت، زندگی از یک وظیفه سنگین، به یک ماجراجویی سیال و خلاقانه تبدیل میشود.
#قابل_تامل
نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
این جمله، یکی از عمیقترین و کلیدیترین مفاهیم در فلسفه دلوز است.
استعاره "سفر" (که دلوز رد میکند):
در این نگاه سنتی:
· یک مقصد از پیش تعیینشده وجود دارد: زندگی هدفی دارد که از ابتدا مشخص است (مثلاً موفقیت، بهشت، روشنگری، ثروت).
· یک مسیر خطی و منطقی دارید: مانند یک نقشه که از نقطه A (تولد) به نقطه B (مرگ/هدف) میرود. انحراف از این مسیر، "گمراهی" محسوب میشود.
· هدف، توجیهکننده مسیر است: تمام سختیهای راه برای رسیدن به آن مقصد نهایی است. ارزش در "رسیدن" است.
· شما یک "مسافر" با هویت ثابت هستید: شما در طول این سفر، در اصل همان شخصیت اولیه هستید که فقط در حال کسب تجربه و پیمودن کیلومترها است.
---
استعاره "فرآیند" (که دلوز ارائه میدهد):
در این نگاه، زندگی شبیه به یک "آفرینش هنری سیال" یا "رشد ریزومی" است:
1. هیچ مقصد از پیش تعیینشدهای وجود ندارد:
· زندگی نه برای "رسیدن" به یک نقطه، بلکه برای "شدن" (Becoming) و "تجربه کردن" است.
· همانند یک نقاش که از ابتدا دقیقاً نمیداند تابلوی نهایی چگونه خواهد شد؛ بلکه اثر در حین کشیدن رنگها و خطوط، خودش را شکل میدهد.
2. مسیر، در حین حرکت ساخته میشود:
· شما نقشه ندارید، بلکه یک "قطبنما" دارید. این قطبنما، "میل" و "شور" درونی شماست. شما به جای نگاه کردن به یک مقصد دور، به این قطبنما توجه میکنید و جهت خود را در لحظه پیدا میکنید.
· این مدل، مدل "ریزوم" است. ریزوم (مانند ساقه نعناع یا زنجبیل) در خاک به هر سمتی میرود، بدون برنامه از پیش طراحی شده. اگر به سنگی برخورد کند، مسیرش را عوض میکند. هر نقطه از آن میتواند رشد کند و به چیزی جدید تبدیل شود. زندگی-فرآیند نیز دقیقاً چنین است.
3. ارزش در خودِ فرآیند "آفرینش" است، نه در نتیجه نهایی:
· مهم این نیست که در پایان به "چه کسی" تبدیل شدهاید، بلکه مهم "فرآیند تبدیل شدن" است. لذت و معنا در خودِ عمل نقاشی کردن است، نه فقط در دیدن تابلوی تمامشده.
· همانطور که نیچه (که تاثیر بزرگی بر دلوز داشت) میگوید: "بشر غایتی ندارد، بلکه روند شدن او بیپایان است."
4. شما در طول فرآیند، "خود"تان را میسازید:
· شما یک مسافر با هویت ثابت نیستید. شما در اثر برخورد با رویدادها، افراد، ایدهها و مکانهای مختلف، مدام در حال "دگرگونی" و خلق "خود"های جدید هستید. شما یک "شدن-هنرمند"، "شدن-عاشق"، "شدن-شورشی" و... را تجربه میکنید. هویت شما ثابت نیست، بلکه یک "چندگانگی" در جریان است.
یک مثال کاربردی:
· نگاه سفر: "من باید در ۵ سال آینده مدیرعامل شوم." (مقصد مشخص). هر کاری که نمیتواند مرا به این هدف برساند، اتلاف وقت است.
· نگاه فرآیند: "من میخواهم در فرآیند کارم، مدام تواناییهای جدید خلق کنم، با آدمهای جالب ارتباط برقرار کنم و روی پروژههایی کار کنم که مرا به چالش میکشند." (جهت کلی). ممکن است این فرآیند من را به سمت مدیریت ببرد، یا ممکن است من را به سمت تاسیس یک کسبوکار مستقل یا حتی تغییر کامل رشته سوق دهد. نتیجه نهایی مهم نیست، بلکه غنیبودن خودِ فرآیند مهم است.
جمعبندی نهایی:
دلوز با جایگزینی "فرآیند" به جای "سفر" به ما میگوید:
زندگی را نه به عنوان یک مسابقه دو با خط پایان مشخص، بلکه به عنوان یک رقص در دل آشوب ببینید. در رقص، هدف رسیدن به نقطه خاصی روی صحنه نیست؛ هدف خودِ رقصیدن، ابراز وجود در لحظه و پاسخ خلاقانه به موسیقی (نیروهای زندگی) است. در این صورت، زندگی از یک وظیفه سنگین، به یک ماجراجویی سیال و خلاقانه تبدیل میشود.
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خازن
#باتری
نکاتی در مورد خازن و تفاوت آن با باتری
۱. باتری انرژی را بهصورت شیمیایی ذخیره میکند، اما خازن انرژی را بهصورت الکتریکی در میدان الکتریکی بین دو صفحه نگه میدارد.
۲. در باتری، واکنشهای شیمیایی باعث ایجاد جریان پیوسته میشوند، ولی در خازن، الکترونها فقط جابهجا میشوند و واکنش شیمیایی نداریم.
۳. شارژ و دشارژ خازن بسیار سریع است، اما باتری زمانبر است.
۴. باتری میتواند انرژی زیادی برای مدت طولانی تأمین کند، در حالیکه خازن انرژی را کوتاهمدت ذخیره میکند.
۵. ولتاژ باتری تا خالی شدن تقریباً ثابت میماند، اما در خازن با تخلیه، ولتاژ کاهش مییابد.
۶. ظرفیت خازن با واحد فاراد (F) سنجیده میشود، در حالی که ظرفیت باتری با میلیآمپرساعت (mAh) بیان میشود.
۷. خازنها برای فیلتر، صافکردن یا ذخیره موقت انرژی در مدارها بهکار میروند، ولی باتری برای تغذیه مداوم دستگاهها استفاده میشود.
۸. باتریها معمولاً قطبیت ثابت دارند (مثلاً ۱٫۵ یا ۱۲ ولت)، اما خازنها میتوانند قطبدار یا بدونقطب باشند.
۹. در مجموع، باتری منبع انرژی است، ولی خازن یک ذخیرهساز موقت انرژی الکتریکی محسوب میشود.
@physics_school
#باتری
نکاتی در مورد خازن و تفاوت آن با باتری
۱. باتری انرژی را بهصورت شیمیایی ذخیره میکند، اما خازن انرژی را بهصورت الکتریکی در میدان الکتریکی بین دو صفحه نگه میدارد.
۲. در باتری، واکنشهای شیمیایی باعث ایجاد جریان پیوسته میشوند، ولی در خازن، الکترونها فقط جابهجا میشوند و واکنش شیمیایی نداریم.
۳. شارژ و دشارژ خازن بسیار سریع است، اما باتری زمانبر است.
۴. باتری میتواند انرژی زیادی برای مدت طولانی تأمین کند، در حالیکه خازن انرژی را کوتاهمدت ذخیره میکند.
۵. ولتاژ باتری تا خالی شدن تقریباً ثابت میماند، اما در خازن با تخلیه، ولتاژ کاهش مییابد.
۶. ظرفیت خازن با واحد فاراد (F) سنجیده میشود، در حالی که ظرفیت باتری با میلیآمپرساعت (mAh) بیان میشود.
۷. خازنها برای فیلتر، صافکردن یا ذخیره موقت انرژی در مدارها بهکار میروند، ولی باتری برای تغذیه مداوم دستگاهها استفاده میشود.
۸. باتریها معمولاً قطبیت ثابت دارند (مثلاً ۱٫۵ یا ۱۲ ولت)، اما خازنها میتوانند قطبدار یا بدونقطب باشند.
۹. در مجموع، باتری منبع انرژی است، ولی خازن یک ذخیرهساز موقت انرژی الکتریکی محسوب میشود.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مثلثات
تعاریف و مفاهیم مثلثاتی
۱. سینوس (sin): در یک مثلث قائمالزاویه، سینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل زاویه به وتر.
۲. کسینوس (cos): کسینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مجاور زاویه به وتر.
۳. تانژانت (tan): تانژانت زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل به ضلع مجاور
۴. کوتانژانت (cot): معکوس تانژانت است؛ یعنی نسبت ضلع مجاور به ضلع مقابل.
۵. سکانت (sec): معکوس کسینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مجاور.
۶. کوسکانت (csc): معکوس سینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مقابل.
@physics_school
تعاریف و مفاهیم مثلثاتی
۱. سینوس (sin): در یک مثلث قائمالزاویه، سینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل زاویه به وتر.
۲. کسینوس (cos): کسینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مجاور زاویه به وتر.
۳. تانژانت (tan): تانژانت زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل به ضلع مجاور
۴. کوتانژانت (cot): معکوس تانژانت است؛ یعنی نسبت ضلع مجاور به ضلع مقابل.
۵. سکانت (sec): معکوس کسینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مجاور.
۶. کوسکانت (csc): معکوس سینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مقابل.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکاتی جالب و مهم درباره طراحی پل ورسک و تحلیل دینامیکی آن
۱. طراحی مهندسی دقیق: پل ورسک توسط مهندسی به نام آرتور فیشر طراحی شد و با محاسبات بسیار دقیق بدون استفاده از ابزارهای مدرن ساخته شد.
۲. ساخت بدون فلز: در طراحی پل از هیچ فلزی در سازه اصلی استفاده نشد؛ فقط از سنگ، آجر و ملات سیمان بهره گرفته شد تا در برابر تغییرات دما و زنگزدگی مقاوم بماند.
۳. قوس اصلی بلند: پل دارای یک قوس مرکزی به دهانه ۶۶ متر و ارتفاع حدود ۱۱۰ متر از کف دره ورسک است که یکی از شاهکارهای مهندسی زمان خود محسوب میشود.
۴. تحمل بار بالا: پل برای عبور قطارهای سنگین باری و مسافری طراحی شد و تا امروز، بدون نیاز به بازسازی اساسی، همچنان در حال استفاده است.
۵. طراحی در منطقه سختگذر: محل احداث پل در درهای صعبالعبور میان کوههای البرز قرار دارد که کار ساخت را بسیار دشوار کرده بود.
۶. نماد مهندسی ایران و جهان: این پل در زمان جنگ جهانی دوم لقب «پل پیروزی» گرفت و امروزه به عنوان نماد افتخار مهندسی و استقامت شناخته میشود.
@physics_school
۱. طراحی مهندسی دقیق: پل ورسک توسط مهندسی به نام آرتور فیشر طراحی شد و با محاسبات بسیار دقیق بدون استفاده از ابزارهای مدرن ساخته شد.
۲. ساخت بدون فلز: در طراحی پل از هیچ فلزی در سازه اصلی استفاده نشد؛ فقط از سنگ، آجر و ملات سیمان بهره گرفته شد تا در برابر تغییرات دما و زنگزدگی مقاوم بماند.
۳. قوس اصلی بلند: پل دارای یک قوس مرکزی به دهانه ۶۶ متر و ارتفاع حدود ۱۱۰ متر از کف دره ورسک است که یکی از شاهکارهای مهندسی زمان خود محسوب میشود.
۴. تحمل بار بالا: پل برای عبور قطارهای سنگین باری و مسافری طراحی شد و تا امروز، بدون نیاز به بازسازی اساسی، همچنان در حال استفاده است.
۵. طراحی در منطقه سختگذر: محل احداث پل در درهای صعبالعبور میان کوههای البرز قرار دارد که کار ساخت را بسیار دشوار کرده بود.
۶. نماد مهندسی ایران و جهان: این پل در زمان جنگ جهانی دوم لقب «پل پیروزی» گرفت و امروزه به عنوان نماد افتخار مهندسی و استقامت شناخته میشود.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#لاستیک
#زیرسازی
#جاده
میتوان از لاستیکهای فرسوده برای زیرسازی جاده استفاده کرد.
۱. خرد کردن لاستیک و افزودن آن به آسفالت یا مصالح زیرسازی باعث افزایش انعطافپذیری و دوام جاده میشود.
۲. این روش به کاهش صدای عبور خودروها کمک میکند.
۳. استفاده از لاستیکهای بازیافتی باعث کاهش آلودگی محیطزیست و مصرف کمتر منابع طبیعی میشود.
۴. با این حال، باید بهدرستی فرآوری و کنترل کیفیت انجام شود تا مشکلات زیستمحیطی ایجاد نکند.
@physics_school
#زیرسازی
#جاده
میتوان از لاستیکهای فرسوده برای زیرسازی جاده استفاده کرد.
۱. خرد کردن لاستیک و افزودن آن به آسفالت یا مصالح زیرسازی باعث افزایش انعطافپذیری و دوام جاده میشود.
۲. این روش به کاهش صدای عبور خودروها کمک میکند.
۳. استفاده از لاستیکهای بازیافتی باعث کاهش آلودگی محیطزیست و مصرف کمتر منابع طبیعی میشود.
۴. با این حال، باید بهدرستی فرآوری و کنترل کیفیت انجام شود تا مشکلات زیستمحیطی ایجاد نکند.
@physics_school
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ژنراتور
#سیمکشی
در بسیاری از ژنراتورها، سیمکشی و سیمپیچی توسط کارگران ماهر و تکنسینها انجام میشود.
۱. در ژنراتورهای کوچک و متوسط، بیشتر مراحل سیمپیچی دستی است تا دقت بالا حفظ شود.
۲. کارگران با دقت، سیمهای مسی را طبق نقشه مهندسی به دور هسته استاتور یا روتور میپیچند.
۳. پس از سیمپیچی، اتصالات لحیمکاری و عایقکاری انجام میشود تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
۴. در ژنراتورهای بزرگ صنعتی، بخشی از فرایند با ماشینهای نیمهاتوماتیک انجام میگیرد.
۵. سیمپیچی دستی هنوز رایج است چون امکان کنترل کیفیت دقیق و اصلاح خطا را فراهم میکند.
۶. این کار نیازمند مهارت زیاد، دقت بالا و تجربه عملی است تا ژنراتور عملکرد مطمئنی داشته باشد.
@physics_school
#سیمکشی
در بسیاری از ژنراتورها، سیمکشی و سیمپیچی توسط کارگران ماهر و تکنسینها انجام میشود.
۱. در ژنراتورهای کوچک و متوسط، بیشتر مراحل سیمپیچی دستی است تا دقت بالا حفظ شود.
۲. کارگران با دقت، سیمهای مسی را طبق نقشه مهندسی به دور هسته استاتور یا روتور میپیچند.
۳. پس از سیمپیچی، اتصالات لحیمکاری و عایقکاری انجام میشود تا از اتصال کوتاه جلوگیری شود.
۴. در ژنراتورهای بزرگ صنعتی، بخشی از فرایند با ماشینهای نیمهاتوماتیک انجام میگیرد.
۵. سیمپیچی دستی هنوز رایج است چون امکان کنترل کیفیت دقیق و اصلاح خطا را فراهم میکند.
۶. این کار نیازمند مهارت زیاد، دقت بالا و تجربه عملی است تا ژنراتور عملکرد مطمئنی داشته باشد.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گاوصندوق
نکاتی درباره طراحی گاوصندوق:
۱. جنس بدنه: بدنه گاوصندوق معمولاً از فولاد مقاوم چندلایه ساخته میشود تا در برابر برش، مته و انفجار مقاوم باشد.
۲. سیستم قفل: از قفلهای مکانیکی، دیجیتالی یا ترکیبی (بیومتریک + رمز) برای افزایش امنیت استفاده میشود.
3. عایق حرارتی: طراحی گاوصندوق باید شامل مواد نسوز و عایق حرارت باشد تا محتویات در برابر آتشسوزی حفظ شوند.
4. ضد سرقت بودن: ساختار داخلی باید طوری باشد که در برابر ضربه، اهرمکاری و حفاری مقاومت کند.
5. اتصال به زمین یا دیوار: برخی مدلها برای جلوگیری از جابهجایی، پیچ یا جوش ثابت به زمین دارند.
6. طراحی لولا و در: لولاها معمولاً پنهان و تقویتشده هستند تا از باز شدن از بیرون جلوگیری شود.
7. وزن و تعادل: گاوصندوقها سنگین طراحی میشوند تا حمل و جابهجایی غیرمجاز سخت باشد.
8. زیبایی و کاربردی بودن: در طراحیهای جدید، علاوه بر امنیت، به زیبایی ظاهری و استفاده آسان نیز توجه میشود.
@physics_school
نکاتی درباره طراحی گاوصندوق:
۱. جنس بدنه: بدنه گاوصندوق معمولاً از فولاد مقاوم چندلایه ساخته میشود تا در برابر برش، مته و انفجار مقاوم باشد.
۲. سیستم قفل: از قفلهای مکانیکی، دیجیتالی یا ترکیبی (بیومتریک + رمز) برای افزایش امنیت استفاده میشود.
3. عایق حرارتی: طراحی گاوصندوق باید شامل مواد نسوز و عایق حرارت باشد تا محتویات در برابر آتشسوزی حفظ شوند.
4. ضد سرقت بودن: ساختار داخلی باید طوری باشد که در برابر ضربه، اهرمکاری و حفاری مقاومت کند.
5. اتصال به زمین یا دیوار: برخی مدلها برای جلوگیری از جابهجایی، پیچ یا جوش ثابت به زمین دارند.
6. طراحی لولا و در: لولاها معمولاً پنهان و تقویتشده هستند تا از باز شدن از بیرون جلوگیری شود.
7. وزن و تعادل: گاوصندوقها سنگین طراحی میشوند تا حمل و جابهجایی غیرمجاز سخت باشد.
8. زیبایی و کاربردی بودن: در طراحیهای جدید، علاوه بر امنیت، به زیبایی ظاهری و استفاده آسان نیز توجه میشود.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#دیود
#فیزیک۲
۱. ساختمان دیود
دیود از دو نوع نیمهرسانا ساخته شده است:
نیمهرسانای نوع N (دارای الکترونهای آزاد زیاد)
نیمهرسانای نوع P (دارای حفرههای مثبت زیاد)
در محل اتصال این دو نوع، ناحیهای به نام ناحیهٔ تهی (Depletion region) بهوجود میآید که در آن بارهای آزاد خیلی کم است.
۲. نحوهٔ کار دیود
دیود دو حالت اصلی دارد:
✅ الف) بایاس مستقیم (Forward Bias)
پایانهٔ مثبت منبع به ناحیه P و پایانهٔ منفی به ناحیه N وصل میشود.
میدان الکتریکی خارجی باعث میشود الکترونها و حفرهها به سمت ناحیهٔ اتصال حرکت کنند.
ناحیهٔ تهی باریک شده و جریان بهراحتی عبور میکند.
👉 در این حالت دیود رساناست.
❌ ب) بایاس معکوس (Reverse Bias)
پایانهٔ مثبت منبع به ناحیه N و پایانهٔ منفی به ناحیه P وصل میشود.
الکترونها و حفرهها از محل اتصال دور میشوند و ناحیهٔ تهی پهنتر میشود.
جریان تقریباً قطع میشود (جز یک جریان نشتی خیلی کوچک).
در این حالت دیود نارساناست.
بنابراین دیود مثل یک شیر یکطرفه برای جریان برق عمل میکند:
در یک جهت (بایاس مستقیم) جریان عبور میدهد؛
در جهت دیگر (بایاس معکوس) مانع عبور میشود.
@physics_school
#فیزیک۲
۱. ساختمان دیود
دیود از دو نوع نیمهرسانا ساخته شده است:
نیمهرسانای نوع N (دارای الکترونهای آزاد زیاد)
نیمهرسانای نوع P (دارای حفرههای مثبت زیاد)
در محل اتصال این دو نوع، ناحیهای به نام ناحیهٔ تهی (Depletion region) بهوجود میآید که در آن بارهای آزاد خیلی کم است.
۲. نحوهٔ کار دیود
دیود دو حالت اصلی دارد:
✅ الف) بایاس مستقیم (Forward Bias)
پایانهٔ مثبت منبع به ناحیه P و پایانهٔ منفی به ناحیه N وصل میشود.
میدان الکتریکی خارجی باعث میشود الکترونها و حفرهها به سمت ناحیهٔ اتصال حرکت کنند.
ناحیهٔ تهی باریک شده و جریان بهراحتی عبور میکند.
👉 در این حالت دیود رساناست.
❌ ب) بایاس معکوس (Reverse Bias)
پایانهٔ مثبت منبع به ناحیه N و پایانهٔ منفی به ناحیه P وصل میشود.
الکترونها و حفرهها از محل اتصال دور میشوند و ناحیهٔ تهی پهنتر میشود.
جریان تقریباً قطع میشود (جز یک جریان نشتی خیلی کوچک).
در این حالت دیود نارساناست.
بنابراین دیود مثل یک شیر یکطرفه برای جریان برق عمل میکند:
در یک جهت (بایاس مستقیم) جریان عبور میدهد؛
در جهت دیگر (بایاس معکوس) مانع عبور میشود.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#پمپ
#هیدرولیک
#فیزیک۱
پمپ هیدرولیکی ضربهای (Hydraulic Ram Pump) دستگاهی است که بدون نیاز به برق یا سوخت، آب را به ارتفاع بالاتر پمپاژ میکند.
1. این پمپ از انرژی جنبشی آب جاری در شیب استفاده میکند.
2. آب با سرعت از منبع طبیعی (مثل چشمه یا رودخانه) وارد لولهی ورودی میشود.
3. در ابتدا، جریان آزادانه از سوپاپ خروجی عبور میکند.
4. با زیاد شدن سرعت، فشار آب باعث بسته شدن ناگهانی سوپاپ خروجی میشود.
5. این توقف ناگهانی، یک ضربهی فشاری (shock wave) ایجاد میکند.
6. فشار زیاد حاصل از این ضربه، بخشی از آب را از طریق سوپاپ یکطرفه به داخل مخزن هوا میفرستد.
7. هوای فشرده در مخزن مانند فنر عمل کرده و آب را به ارتفاع بالاتر میفرستد.
8. پس از افت فشار، سوپاپ خروجی دوباره باز میشود و چرخه تکرار میشود.
9. این فرایند پیوسته ادامه دارد تا زمانی که آب در منبع جریان دارد.
10. بنابراین پمپ هیدرولیکی ضربهای با استفاده از انرژی طبیعی جریان آب، بدون برق کار میکند.
@physics_school
#هیدرولیک
#فیزیک۱
پمپ هیدرولیکی ضربهای (Hydraulic Ram Pump) دستگاهی است که بدون نیاز به برق یا سوخت، آب را به ارتفاع بالاتر پمپاژ میکند.
1. این پمپ از انرژی جنبشی آب جاری در شیب استفاده میکند.
2. آب با سرعت از منبع طبیعی (مثل چشمه یا رودخانه) وارد لولهی ورودی میشود.
3. در ابتدا، جریان آزادانه از سوپاپ خروجی عبور میکند.
4. با زیاد شدن سرعت، فشار آب باعث بسته شدن ناگهانی سوپاپ خروجی میشود.
5. این توقف ناگهانی، یک ضربهی فشاری (shock wave) ایجاد میکند.
6. فشار زیاد حاصل از این ضربه، بخشی از آب را از طریق سوپاپ یکطرفه به داخل مخزن هوا میفرستد.
7. هوای فشرده در مخزن مانند فنر عمل کرده و آب را به ارتفاع بالاتر میفرستد.
8. پس از افت فشار، سوپاپ خروجی دوباره باز میشود و چرخه تکرار میشود.
9. این فرایند پیوسته ادامه دارد تا زمانی که آب در منبع جریان دارد.
10. بنابراین پمپ هیدرولیکی ضربهای با استفاده از انرژی طبیعی جریان آب، بدون برق کار میکند.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#باتری
#شارژ
#فیزیک۲
باتری زمانی شارژ میشود که جریان الکتریکی از منبع خارجی (مثل شارژر) به آن وارد شود.
باتری از دو الکترود (آند و کاتد) و یک الکترولیت تشکیل شده است.
هنگام تخلیه (یعنی وقتی باتری انرژی میدهد)، واکنشهای شیمیایی باعث تولید الکترون در آند میشوند.
این الکترونها از طریق مدار خارجی به کاتد میروند و دستگاه را تغذیه میکنند.
در پایان تخلیه، ترکیب شیمیایی الکترودها تغییر میکند و انرژی شیمیایی باتری کاهش مییابد.
برای شارژ، منبع خارجی ولتاژی بیشتر از ولتاژ باتری به دو سر آن اعمال میکند.
جریان الکتریکی در جهت عکس جریان تخلیه جاری میشود.
این جریان معکوس، واکنشهای شیمیایی داخل باتری را برعکس میکند.
یونها در الکترولیت جابهجا میشوند و ترکیب اصلی الکترودها دوباره تشکیل میشود.
به تدریج انرژی الکتریکی درون باتری به صورت انرژی شیمیایی ذخیره میشود.
وقتی هر دو الکترود به حالت اولیه برگشتند، شارژ کامل میشود.
شارژ بیش از حد میتواند به ساختار شیمیایی باتری آسیب بزند.
بنابراین مدار شارژر وظیفه دارد شارژ را در زمان مناسب قطع یا محدود کند.
@physics_school
#شارژ
#فیزیک۲
باتری زمانی شارژ میشود که جریان الکتریکی از منبع خارجی (مثل شارژر) به آن وارد شود.
باتری از دو الکترود (آند و کاتد) و یک الکترولیت تشکیل شده است.
هنگام تخلیه (یعنی وقتی باتری انرژی میدهد)، واکنشهای شیمیایی باعث تولید الکترون در آند میشوند.
این الکترونها از طریق مدار خارجی به کاتد میروند و دستگاه را تغذیه میکنند.
در پایان تخلیه، ترکیب شیمیایی الکترودها تغییر میکند و انرژی شیمیایی باتری کاهش مییابد.
برای شارژ، منبع خارجی ولتاژی بیشتر از ولتاژ باتری به دو سر آن اعمال میکند.
جریان الکتریکی در جهت عکس جریان تخلیه جاری میشود.
این جریان معکوس، واکنشهای شیمیایی داخل باتری را برعکس میکند.
یونها در الکترولیت جابهجا میشوند و ترکیب اصلی الکترودها دوباره تشکیل میشود.
به تدریج انرژی الکتریکی درون باتری به صورت انرژی شیمیایی ذخیره میشود.
وقتی هر دو الکترود به حالت اولیه برگشتند، شارژ کامل میشود.
شارژ بیش از حد میتواند به ساختار شیمیایی باتری آسیب بزند.
بنابراین مدار شارژر وظیفه دارد شارژ را در زمان مناسب قطع یا محدود کند.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سرعت
#نور
#اندازهگیری
اندازهگیری سرعت نور توسط رومر
۱. اولیان رومر، ستارهشناس دانمارکی، در سال ۱۶۷۶ روشی هوشمندانه به کار برد.
۲.او مشغول رصد قمرهای مشتری، به ویژه آیو، بود.
۳.او متوجه شد زمانهای پیشبینیشده برای گرفتگی آیو با مشاهده واقعی مطابقت ندارد.
۴.وقتی زمین در مداری به مشتری نزدیکتر بود، گرفتگی زودتر رخ میداد.
۵.و وقتی زمین دورتر بود، گرفتگی با تأخیر مشاهده میشد.
۶.رومر دریافت این تأخیر به دلیل زمان اضافی است که نور برای پیمودن فاصله بیشتر نیاز دارد.
۷.او حداکثر این تأخیر را حدود ۲۲ دقیقه اندازه گرفت (مقدار واقعی حدود ۱۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه است).
۸.با استفاده از قطر تقریبی مدار زمین که در آن زمان شناخته شده بود، محاسبه را انجام داد.
۹.او سرعت نور را حدود ۲۲۰,۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه محاسبه کرد.
۱۰.این مقدار حدود ۲۶٪ کمتر از مقدار امروزی (۳۰۰,۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه) بود.
۱۱.اما برای اولین بار ثابت کرد که نور سرعت محدودی دارد.
۱۲.این کشف، یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی قرن هفدهم بود.
@physics_school
#نور
#اندازهگیری
اندازهگیری سرعت نور توسط رومر
۱. اولیان رومر، ستارهشناس دانمارکی، در سال ۱۶۷۶ روشی هوشمندانه به کار برد.
۲.او مشغول رصد قمرهای مشتری، به ویژه آیو، بود.
۳.او متوجه شد زمانهای پیشبینیشده برای گرفتگی آیو با مشاهده واقعی مطابقت ندارد.
۴.وقتی زمین در مداری به مشتری نزدیکتر بود، گرفتگی زودتر رخ میداد.
۵.و وقتی زمین دورتر بود، گرفتگی با تأخیر مشاهده میشد.
۶.رومر دریافت این تأخیر به دلیل زمان اضافی است که نور برای پیمودن فاصله بیشتر نیاز دارد.
۷.او حداکثر این تأخیر را حدود ۲۲ دقیقه اندازه گرفت (مقدار واقعی حدود ۱۶ دقیقه و ۴۰ ثانیه است).
۸.با استفاده از قطر تقریبی مدار زمین که در آن زمان شناخته شده بود، محاسبه را انجام داد.
۹.او سرعت نور را حدود ۲۲۰,۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه محاسبه کرد.
۱۰.این مقدار حدود ۲۶٪ کمتر از مقدار امروزی (۳۰۰,۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه) بود.
۱۱.اما برای اولین بار ثابت کرد که نور سرعت محدودی دارد.
۱۲.این کشف، یکی از بزرگترین دستاوردهای علمی قرن هفدهم بود.
@physics_school
❤1
Kashki Ye Baron Bezane ~ UpMusic
Kashki Ye Baron Bezane ~ UpMusic
کاشکی یه بارون بزنه غم شهر و بشوره ببره
اینجاشو که گیر افتادیم یکمی زودتر بگذره
کاشکی شهر یادش بره باد پشت کوه ها بمونه
یه خبری بشه بازم شادی بپیچه تو خونه
بگیم بخندیم هممون بازی بیوفته دستمون
چه خوب بچینه واسمون همون خدای رنگین کمون
یهو بگیره کارمون فرقی نباشه بینمون
اونایی که نیستن بیان چه جمعی میشه جمعمون
اینجاشو که گیر افتادیم یکمی زودتر بگذره
کاشکی شهر یادش بره باد پشت کوه ها بمونه
یه خبری بشه بازم شادی بپیچه تو خونه
بگیم بخندیم هممون بازی بیوفته دستمون
چه خوب بچینه واسمون همون خدای رنگین کمون
یهو بگیره کارمون فرقی نباشه بینمون
اونایی که نیستن بیان چه جمعی میشه جمعمون
❤8