This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جریان
#مستقیم
#متناوب
#فیزیک۲
ده نکته در مورد جریان مستقیم و متناوب
۱. جریان مستقیم (DC) جریانی است که الکترونها فقط در یک جهت ثابت حرکت میکنند.
۲. جریان متناوب (AC) جریانی است که جهت حرکت الکترونها به طور دورهای تغییر میکند.
۳. منبع جریان DC معمولاً باتری یا سلول خورشیدی است.
۴. منبع جریان AC معمولاً نیروگاههای برق هستند.
۵. در DC ولتاژ ثابت میماند، ولی در AC ولتاژ به صورت سینوسی تغییر میکند.
۶. جریان AC را میتوان بهراحتی با ترانسفورماتور به ولتاژهای مختلف تبدیل کرد.
۷. انتقال برق در مسافتهای طولانی با AC اقتصادیتر است.
۸. DC برای وسایل الکترونیکی حساس و مدارهای دیجیتال مناسبتر است.
۹. در نمودار زمانی، DC خطی افقی است، ولی AC به شکل موج سینوسی دیده میشود.
۱۰. به طور خلاصه، DC پایدار و یکنواخت است، اما AC متغیر و قابل تبدیلتر است.
@physics_school
#مستقیم
#متناوب
#فیزیک۲
ده نکته در مورد جریان مستقیم و متناوب
۱. جریان مستقیم (DC) جریانی است که الکترونها فقط در یک جهت ثابت حرکت میکنند.
۲. جریان متناوب (AC) جریانی است که جهت حرکت الکترونها به طور دورهای تغییر میکند.
۳. منبع جریان DC معمولاً باتری یا سلول خورشیدی است.
۴. منبع جریان AC معمولاً نیروگاههای برق هستند.
۵. در DC ولتاژ ثابت میماند، ولی در AC ولتاژ به صورت سینوسی تغییر میکند.
۶. جریان AC را میتوان بهراحتی با ترانسفورماتور به ولتاژهای مختلف تبدیل کرد.
۷. انتقال برق در مسافتهای طولانی با AC اقتصادیتر است.
۸. DC برای وسایل الکترونیکی حساس و مدارهای دیجیتال مناسبتر است.
۹. در نمودار زمانی، DC خطی افقی است، ولی AC به شکل موج سینوسی دیده میشود.
۱۰. به طور خلاصه، DC پایدار و یکنواخت است، اما AC متغیر و قابل تبدیلتر است.
@physics_school
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#یخچال
#ترمودینامیک
#فیزیک۱
۱. یخچال بر اساس چرخهٔ تبخیر و میعان یک گاز به نام «مبرد» (Refrigerant) کار میکند.
۲. مبرد در ابتدا توسط کمپرسور فشرده میشود و دمای آن بالا میرود.
۳. سپس گاز داغ وارد کندانسور (در پشت یخچال) میشود و گرمای خود را به محیط میدهد.
۴. در نتیجه، گاز به مایع با دمای بالا تبدیل میشود.
۵. این مایع سپس از شیر انبساط عبور میکند.
۶. در شیر انبساط، فشار مبرد ناگهان کاهش یافته و دمای آن پایین میآید.
۷. مایع سرد وارد اواپراتور (درون یخچال) میشود.
۸. در اواپراتور، مبرد با جذب گرمای داخل یخچال تبخیر میشود.
۹. این جذب گرما باعث سرد شدن فضای داخلی یخچال میشود.
۱۰. بخار مبرد دوباره به کمپرسور برمیگردد تا چرخه تکرار شود.
۱۱. این چرخه به طور مداوم ادامه دارد تا دمای داخل ثابت بماند.
۱۲. ترموستات با تشخیص دما، کمپرسور را خاموش یا روشن میکند تا تعادل حفظ شود.
@physics_school
#ترمودینامیک
#فیزیک۱
۱. یخچال بر اساس چرخهٔ تبخیر و میعان یک گاز به نام «مبرد» (Refrigerant) کار میکند.
۲. مبرد در ابتدا توسط کمپرسور فشرده میشود و دمای آن بالا میرود.
۳. سپس گاز داغ وارد کندانسور (در پشت یخچال) میشود و گرمای خود را به محیط میدهد.
۴. در نتیجه، گاز به مایع با دمای بالا تبدیل میشود.
۵. این مایع سپس از شیر انبساط عبور میکند.
۶. در شیر انبساط، فشار مبرد ناگهان کاهش یافته و دمای آن پایین میآید.
۷. مایع سرد وارد اواپراتور (درون یخچال) میشود.
۸. در اواپراتور، مبرد با جذب گرمای داخل یخچال تبخیر میشود.
۹. این جذب گرما باعث سرد شدن فضای داخلی یخچال میشود.
۱۰. بخار مبرد دوباره به کمپرسور برمیگردد تا چرخه تکرار شود.
۱۱. این چرخه به طور مداوم ادامه دارد تا دمای داخل ثابت بماند.
۱۲. ترموستات با تشخیص دما، کمپرسور را خاموش یا روشن میکند تا تعادل حفظ شود.
@physics_school
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بالابر
۱. بازوهای بالابر (مانند بالابر خودرو یا جرثقیلهای مفصلی) با استفاده از اصول نیروی هیدرولیک یا پنوماتیک کار میکنند.
۲. در نوع هیدرولیکی، از روغن تحت فشار برای ایجاد نیرو استفاده میشود.
۳. پمپ هیدرولیک روغن را از مخزن مکیده و با فشار زیاد به داخل سیلندرها میفرستد.
۴. در هر سیلندر، روغن وارد محفظه میشود و باعث حرکت پیستون به سمت بیرون میگردد.
۵. پیستون به بازوهای فلزی متصل است، بنابراین با بیرون آمدن آن، بازوها بالا میروند.
۶. وقتی فشار روغن کاهش مییابد یا مسیر برگشت باز شود، پیستون جمع میشود و بازو پایین میآید.
۷. جهت حرکت (بالا یا پایین) با شیرهای کنترل جریان روغن تنظیم میشود.
۸. این سیستمها به دلیل قدرت زیاد و کنترل دقیق در صنایع، کارگاهها و پارکینگها کاربرد دارند.
۹. در بالابرهای سبکتر، ممکن است از سیستمهای پنوماتیک (هوای فشرده) استفاده شود.
۱۰. در نوع برقی، موتور الکتریکی مستقیماً با چرخدنده یا کابل، بازو را حرکت میدهد.
۱۱. مفصلهای بازو به گونهای طراحی شدهاند که حرکت نرم و قابل تنظیم داشته باشند.
@physics_school
۱. بازوهای بالابر (مانند بالابر خودرو یا جرثقیلهای مفصلی) با استفاده از اصول نیروی هیدرولیک یا پنوماتیک کار میکنند.
۲. در نوع هیدرولیکی، از روغن تحت فشار برای ایجاد نیرو استفاده میشود.
۳. پمپ هیدرولیک روغن را از مخزن مکیده و با فشار زیاد به داخل سیلندرها میفرستد.
۴. در هر سیلندر، روغن وارد محفظه میشود و باعث حرکت پیستون به سمت بیرون میگردد.
۵. پیستون به بازوهای فلزی متصل است، بنابراین با بیرون آمدن آن، بازوها بالا میروند.
۶. وقتی فشار روغن کاهش مییابد یا مسیر برگشت باز شود، پیستون جمع میشود و بازو پایین میآید.
۷. جهت حرکت (بالا یا پایین) با شیرهای کنترل جریان روغن تنظیم میشود.
۸. این سیستمها به دلیل قدرت زیاد و کنترل دقیق در صنایع، کارگاهها و پارکینگها کاربرد دارند.
۹. در بالابرهای سبکتر، ممکن است از سیستمهای پنوماتیک (هوای فشرده) استفاده شود.
۱۰. در نوع برقی، موتور الکتریکی مستقیماً با چرخدنده یا کابل، بازو را حرکت میدهد.
۱۱. مفصلهای بازو به گونهای طراحی شدهاند که حرکت نرم و قابل تنظیم داشته باشند.
@physics_school
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بلوتوث
۱. بلوتوث یک فناوری بیسیم کوتاهبرد برای تبادل داده بین دستگاههاست.
۲. این فناوری از امواج رادیویی در باند ۲٫۴ گیگاهرتز استفاده میکند.
۳. هر دستگاه دارای تراشه بلوتوث است که فرستنده و گیرنده رادیویی دارد.
۴. هنگام فعال شدن، دستگاهها به دنبال یکدیگر جستوجو میکنند تا شناسایی (pairing) شوند.
۵. پس از شناسایی، یک اتصال رمزگذاریشده بین آنها برقرار میشود.
۶. بلوتوث از یک سیستم به نام frequency hopping استفاده میکند.
۷. در این روش، فرکانس امواج بهصورت مداوم تغییر میکند تا تداخل کاهش یابد.
۸. دادهها به بستههای دیجیتالی تبدیل شده و از طریق امواج منتقل میشوند.
۹. بلوتوث میتواند چند دستگاه را همزمان در یک شبکه کوچک به نام piconet متصل کند.
۱۰. مصرف انرژی آن بسیار پایین است و برای دستگاههای قابلحمل مناسب است.
۱۱. نسخههای جدید بلوتوث (مثل ۵.۰ و بالاتر) برد و سرعت بیشتری دارند.
۱۲. از این فناوری در هدفونها، موبایلها، خودروها و وسایل هوشمند استفاده میشود.
@physics_school
۱. بلوتوث یک فناوری بیسیم کوتاهبرد برای تبادل داده بین دستگاههاست.
۲. این فناوری از امواج رادیویی در باند ۲٫۴ گیگاهرتز استفاده میکند.
۳. هر دستگاه دارای تراشه بلوتوث است که فرستنده و گیرنده رادیویی دارد.
۴. هنگام فعال شدن، دستگاهها به دنبال یکدیگر جستوجو میکنند تا شناسایی (pairing) شوند.
۵. پس از شناسایی، یک اتصال رمزگذاریشده بین آنها برقرار میشود.
۶. بلوتوث از یک سیستم به نام frequency hopping استفاده میکند.
۷. در این روش، فرکانس امواج بهصورت مداوم تغییر میکند تا تداخل کاهش یابد.
۸. دادهها به بستههای دیجیتالی تبدیل شده و از طریق امواج منتقل میشوند.
۹. بلوتوث میتواند چند دستگاه را همزمان در یک شبکه کوچک به نام piconet متصل کند.
۱۰. مصرف انرژی آن بسیار پایین است و برای دستگاههای قابلحمل مناسب است.
۱۱. نسخههای جدید بلوتوث (مثل ۵.۰ و بالاتر) برد و سرعت بیشتری دارند.
۱۲. از این فناوری در هدفونها، موبایلها، خودروها و وسایل هوشمند استفاده میشود.
@physics_school
❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#تلفن_هندلی
۱. تلفنهای هندلی یا تلفنهای قدیمی چرخان با سیستم مکانیکی و الکتریکی ساده کار میکردند.
۲. هر تلفن از دو بخش اصلی تشکیل میشد: گوشی (گیرنده و فرستنده) و جعبه پایه.
۳. در گوشی، میکروفون صدا را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکرد.
۴. این سیگنالها از طریق سیمهای مسی به مرکز تلفن ارسال میشدند.
۵. همزمان، بلندگو در گوشی سیگنال دریافتی را دوباره به صدا تبدیل میکرد.
۶. برای تماس، کاربر هندل (دسته گردان) کنار تلفن را میچرخاند.
۷. چرخاندن هندل باعث چرخش یک دینام کوچک میشد که جریان متناوب تولید میکرد.
۸. این جریان، زنگ تلفن اپراتور یا تلفن مقابل را به صدا درمیآورد.
۹. پس از زنگ خوردن، اپراتور مرکز تلفن با سیم مخصوص دو خط را به هم متصل میکرد.
۱۰. بعد از برقراری ارتباط، مکالمه بهصورت مستقیم از طریق مدار الکتریکی انجام میشد.
۱۱. کیفیت صدا وابسته به طول سیم و وضعیت اتصالات بود.
۱۲. قطع تماس با گذاشتن گوشی روی پایه انجام میشد، که مدار را میبست یا باز میکرد.
۱۳. این سیستم پایهگذار تلفنهای خودکار امروزی شد که دیگر نیازی به هندل و اپراتور ندارند.
@physics_school
۱. تلفنهای هندلی یا تلفنهای قدیمی چرخان با سیستم مکانیکی و الکتریکی ساده کار میکردند.
۲. هر تلفن از دو بخش اصلی تشکیل میشد: گوشی (گیرنده و فرستنده) و جعبه پایه.
۳. در گوشی، میکروفون صدا را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکرد.
۴. این سیگنالها از طریق سیمهای مسی به مرکز تلفن ارسال میشدند.
۵. همزمان، بلندگو در گوشی سیگنال دریافتی را دوباره به صدا تبدیل میکرد.
۶. برای تماس، کاربر هندل (دسته گردان) کنار تلفن را میچرخاند.
۷. چرخاندن هندل باعث چرخش یک دینام کوچک میشد که جریان متناوب تولید میکرد.
۸. این جریان، زنگ تلفن اپراتور یا تلفن مقابل را به صدا درمیآورد.
۹. پس از زنگ خوردن، اپراتور مرکز تلفن با سیم مخصوص دو خط را به هم متصل میکرد.
۱۰. بعد از برقراری ارتباط، مکالمه بهصورت مستقیم از طریق مدار الکتریکی انجام میشد.
۱۱. کیفیت صدا وابسته به طول سیم و وضعیت اتصالات بود.
۱۲. قطع تماس با گذاشتن گوشی روی پایه انجام میشد، که مدار را میبست یا باز میکرد.
۱۳. این سیستم پایهگذار تلفنهای خودکار امروزی شد که دیگر نیازی به هندل و اپراتور ندارند.
@physics_school
👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ریل
#بتن
۱. ریلهای قطار روی تراورسها (sleepers) نصب میشوند که میتوانند سنگی (چوبی) یا بتنی باشند.
۲. تراورس سنگی (چوبی) از چوبهای سخت مثل بلوط یا راش ساخته میشود.
۳. تراورس بتنی از بتن مسلح با فولاد تقویتی ساخته میشود.
۴. تراورسهای چوبی سبکترند و نصب و تعمیر آنها آسانتر است.
۵. اما در برابر رطوبت، آتش و پوسیدگی مقاومت کمی دارند.
۶. تراورسهای بتنی بسیار بادوامتر و مقاومتر در برابر فشار و شرایط محیطیاند.
۷. در خطوط قطارهای پرسرعت و سنگین از تراورس بتنی استفاده میشود.
۸. تراورسهای چوبی بیشتر در خطوط قدیمی، سبک یا موقتی کاربرد دارند.
۹. تراورس بتنی به دلیل وزن زیاد، ثبات مسیر و کاهش لرزش را افزایش میدهد.
۱۰. اما نصب آنها زمانبرتر و نیازمند تجهیزات خاص است.
۱۱. تراورس چوبی برای مسیرهای کوهستانی یا تعمیرات سریع مناسبتر است.
۱۲. به طور کلی، تراورس بتنی برای دوام طولانیمدت و تراورس چوبی برای انعطاف و سادگی نگهداری بهکار میرود.
@physics_school
#بتن
۱. ریلهای قطار روی تراورسها (sleepers) نصب میشوند که میتوانند سنگی (چوبی) یا بتنی باشند.
۲. تراورس سنگی (چوبی) از چوبهای سخت مثل بلوط یا راش ساخته میشود.
۳. تراورس بتنی از بتن مسلح با فولاد تقویتی ساخته میشود.
۴. تراورسهای چوبی سبکترند و نصب و تعمیر آنها آسانتر است.
۵. اما در برابر رطوبت، آتش و پوسیدگی مقاومت کمی دارند.
۶. تراورسهای بتنی بسیار بادوامتر و مقاومتر در برابر فشار و شرایط محیطیاند.
۷. در خطوط قطارهای پرسرعت و سنگین از تراورس بتنی استفاده میشود.
۸. تراورسهای چوبی بیشتر در خطوط قدیمی، سبک یا موقتی کاربرد دارند.
۹. تراورس بتنی به دلیل وزن زیاد، ثبات مسیر و کاهش لرزش را افزایش میدهد.
۱۰. اما نصب آنها زمانبرتر و نیازمند تجهیزات خاص است.
۱۱. تراورس چوبی برای مسیرهای کوهستانی یا تعمیرات سریع مناسبتر است.
۱۲. به طور کلی، تراورس بتنی برای دوام طولانیمدت و تراورس چوبی برای انعطاف و سادگی نگهداری بهکار میرود.
@physics_school
❤1👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#چرخ_خیاطی
#مکانیزم
#دوختن
مکانیزم کار چرخ خیاطی
1. پا زدن یا موتور چرخ خیاطی باعث حرکت چرخ فلایویل میشود.
2. چرخ فلایویل حرکت چرخ دندهها و تسمهها را منتقل میکند.
3. این حرکت باعث بالا و پایین رفتن سوزن میشود.
4. سوزن نخ بالایی را وارد پارچه میکند.
5. نخ بالایی از چشم سوزن عبور کرده و سوراخی در پارچه ایجاد میکند.
6. زیر سوزن، قلاب یا قلابچه وجود دارد.
7. قلاب نخ بالایی را میگیرد و آن را با نخ پایینی گره میزند.
8. نخ پایینی از ماسوره تامین میشود.
9. حرکت رفت و برگشتی سوزن و چرخش قلاب باعث تشکیل دوخت زنجیرهای یا قفلدار میشود.
10. صفحه سوزن یا خورشیدی، پارچه را جلو میراند.
11. دندانچههای تغذیه پارچه را منظم به جلو میبرند.
12. سرعت دوخت با فشار پا یا تنظیم موتور کنترل میشود.
13. نتیجه، دوخت منظم و محکم بر روی پارچه است.
@physics_school
#مکانیزم
#دوختن
مکانیزم کار چرخ خیاطی
1. پا زدن یا موتور چرخ خیاطی باعث حرکت چرخ فلایویل میشود.
2. چرخ فلایویل حرکت چرخ دندهها و تسمهها را منتقل میکند.
3. این حرکت باعث بالا و پایین رفتن سوزن میشود.
4. سوزن نخ بالایی را وارد پارچه میکند.
5. نخ بالایی از چشم سوزن عبور کرده و سوراخی در پارچه ایجاد میکند.
6. زیر سوزن، قلاب یا قلابچه وجود دارد.
7. قلاب نخ بالایی را میگیرد و آن را با نخ پایینی گره میزند.
8. نخ پایینی از ماسوره تامین میشود.
9. حرکت رفت و برگشتی سوزن و چرخش قلاب باعث تشکیل دوخت زنجیرهای یا قفلدار میشود.
10. صفحه سوزن یا خورشیدی، پارچه را جلو میراند.
11. دندانچههای تغذیه پارچه را منظم به جلو میبرند.
12. سرعت دوخت با فشار پا یا تنظیم موتور کنترل میشود.
13. نتیجه، دوخت منظم و محکم بر روی پارچه است.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نامه
#انیشتین
#آموزش
در سال ۱۹۵۲، آلبرت اینشتین نامهای با عنوان «آموزش برای تفکر مستقل» به روزنامه نیویورک تایمز نوشت که در آن نگرانیهای خود را درباره نظام آموزشی و اهمیت تربیت انسان ابراز کرد. این نامه بهویژه بر لزوم توجه به انسانیت و پرورش شخصیت جامع تأکید داشت.
اینشتین در این نامه بیان کرد که آموزش نباید تنها به تدریس تخصصی محدود شود، زیرا این امر ممکن است فرد را به ماشینی مفید تبدیل کند، اما شخصیت هماهنگ و متعادل را پرورش ندهد. او بر اهمیت درک و احساس زنده نسبت به ارزشها، زیبایی و اخلاق تأکید کرد و افزود که بدون این عناصر، فرد با دانش تخصصی خود بیشتر شبیه به یک سگ تربیتشده است تا یک انسان توسعهیافته.
اینشتین همچنین بر لزوم آموزش انسانیت از طریق ارتباط شخصی با معلمان و نه تنها از طریق کتابهای درسی تأکید کرد و آن را عامل اصلی تشکیل و حفظ فرهنگ دانست. او هشدار داد که تأکید بیش از حد بر سیستم رقابتی و تخصصگرایی زودهنگام بر اساس سودمندی فوری، روحی را که تمام زندگی فرهنگی بر آن بستگی دارد، از بین میبرد.
@physics_school
#انیشتین
#آموزش
در سال ۱۹۵۲، آلبرت اینشتین نامهای با عنوان «آموزش برای تفکر مستقل» به روزنامه نیویورک تایمز نوشت که در آن نگرانیهای خود را درباره نظام آموزشی و اهمیت تربیت انسان ابراز کرد. این نامه بهویژه بر لزوم توجه به انسانیت و پرورش شخصیت جامع تأکید داشت.
اینشتین در این نامه بیان کرد که آموزش نباید تنها به تدریس تخصصی محدود شود، زیرا این امر ممکن است فرد را به ماشینی مفید تبدیل کند، اما شخصیت هماهنگ و متعادل را پرورش ندهد. او بر اهمیت درک و احساس زنده نسبت به ارزشها، زیبایی و اخلاق تأکید کرد و افزود که بدون این عناصر، فرد با دانش تخصصی خود بیشتر شبیه به یک سگ تربیتشده است تا یک انسان توسعهیافته.
اینشتین همچنین بر لزوم آموزش انسانیت از طریق ارتباط شخصی با معلمان و نه تنها از طریق کتابهای درسی تأکید کرد و آن را عامل اصلی تشکیل و حفظ فرهنگ دانست. او هشدار داد که تأکید بیش از حد بر سیستم رقابتی و تخصصگرایی زودهنگام بر اساس سودمندی فوری، روحی را که تمام زندگی فرهنگی بر آن بستگی دارد، از بین میبرد.
@physics_school
👍1
#نامه
#انیشتین
قسمتی از نامه انیشتین:
در سال ۱۹۵۲، آلبرت اینشتین نامهای با عنوان «آموزش برای تفکر مستقل» به روزنامه نیویورک تایمز نوشت که در آن نگرانیهای خود را درباره نظام آموزشی و اهمیت تربیت انسان ابراز کرد. این نامه بهویژه بر لزوم توجه به انسانیت و پرورش شخصیت جامع تأکید داشت.
اینشتین در این نامه بیان کرد که آموزش نباید تنها به تدریس تخصصی محدود شود، زیرا این امر ممکن است فرد را به ماشینی مفید تبدیل کند، اما شخصیت هماهنگ و متعادل را پرورش ندهد. او بر اهمیت درک و احساس زنده نسبت به ارزشها، زیبایی و اخلاق تأکید کرد و افزود که بدون این عناصر، فرد با دانش تخصصی خود بیشتر شبیه به یک سگ تربیتشده است تا یک انسان توسعهیافته.
اینشتین همچنین بر لزوم آموزش انسانیت از طریق ارتباط شخصی با معلمان و نه تنها از طریق کتابهای درسی تأکید کرد و آن را عامل اصلی تشکیل و حفظ فرهنگ دانست. او هشدار داد که تأکید بیش از حد بر سیستم رقابتی و تخصصگرایی زودهنگام بر اساس سودمندی فوری، روحی را که تمام زندگی فرهنگی بر آن بستگی دارد، از بین میبرد.
در پایان، اینشتین بر اهمیت پرورش تفکر انتقادی مستقل در جوانان تأکید کرد و افزود که این امر با بارگذاری بیش از حد با موضوعات مختلف (سیستم نمرهدهی) به شدت تهدید میشود. او هشدار داد که بارگذاری بیش از حد منجر به سطحینگری میشود و آموزش باید بهگونهای باشد که آنچه ارائه میشود بهعنوان هدیهای ارزشمند درک شود و نه وظیفهای سخت.
این نامه نشاندهنده دیدگاههای انسانگرایانه و تربیتی اینشتین است که بر اهمیت پرورش شخصیت انسانی و تفکر مستقل در کنار دانش تخصصی تأکید دارد.
@physics_school
#انیشتین
قسمتی از نامه انیشتین:
در سال ۱۹۵۲، آلبرت اینشتین نامهای با عنوان «آموزش برای تفکر مستقل» به روزنامه نیویورک تایمز نوشت که در آن نگرانیهای خود را درباره نظام آموزشی و اهمیت تربیت انسان ابراز کرد. این نامه بهویژه بر لزوم توجه به انسانیت و پرورش شخصیت جامع تأکید داشت.
اینشتین در این نامه بیان کرد که آموزش نباید تنها به تدریس تخصصی محدود شود، زیرا این امر ممکن است فرد را به ماشینی مفید تبدیل کند، اما شخصیت هماهنگ و متعادل را پرورش ندهد. او بر اهمیت درک و احساس زنده نسبت به ارزشها، زیبایی و اخلاق تأکید کرد و افزود که بدون این عناصر، فرد با دانش تخصصی خود بیشتر شبیه به یک سگ تربیتشده است تا یک انسان توسعهیافته.
اینشتین همچنین بر لزوم آموزش انسانیت از طریق ارتباط شخصی با معلمان و نه تنها از طریق کتابهای درسی تأکید کرد و آن را عامل اصلی تشکیل و حفظ فرهنگ دانست. او هشدار داد که تأکید بیش از حد بر سیستم رقابتی و تخصصگرایی زودهنگام بر اساس سودمندی فوری، روحی را که تمام زندگی فرهنگی بر آن بستگی دارد، از بین میبرد.
در پایان، اینشتین بر اهمیت پرورش تفکر انتقادی مستقل در جوانان تأکید کرد و افزود که این امر با بارگذاری بیش از حد با موضوعات مختلف (سیستم نمرهدهی) به شدت تهدید میشود. او هشدار داد که بارگذاری بیش از حد منجر به سطحینگری میشود و آموزش باید بهگونهای باشد که آنچه ارائه میشود بهعنوان هدیهای ارزشمند درک شود و نه وظیفهای سخت.
این نامه نشاندهنده دیدگاههای انسانگرایانه و تربیتی اینشتین است که بر اهمیت پرورش شخصیت انسانی و تفکر مستقل در کنار دانش تخصصی تأکید دارد.
@physics_school
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#قفس_فارادی
#لباس_فارادی
#میدان_الکتریکی
#فیزیک۲
مکانیزم لباس فارادی
1. لباس فارادی از فلزات رسانا یا الیاف فلزی ساخته میشود.
2. این پوشش تمام بدن را میپوشاند و مانند یک قفس فارادی عمل میکند.
3. وقتی جریان برق یا میدان الکترومغناطیسی به لباس برخورد میکند، جریان در سطح لباس جریان مییابد.
4. فلز لباس بار الکتریکی را به خود جذب نمیکند بلکه آن را در سطح لباس پخش میکند. میدان الکتریکی در الکترواستاتیک درون رسانا صفره.
5. به همین دلیل، برق وارد بدن فرد نمیشود.
6. این پخش شدن بار باعث میشود فرد در داخل لباس ایمن بماند.
7. لباس فارادی از شوک الکتریکی ناشی از تماس با برق قوی محافظت میکند.
8. حتی اگر فرد در معرض صاعقه یا تخلیه الکتریکی قرار بگیرد، جریان به سطح لباس هدایت میشود.
9. این مکانیزم همان قانونی است که در قفس فارادی دیده میشود.
10. قفس فارادی و لباس فارادی اصول یکسانی دارند: جلوگیری از نفوذ جریان به داخل.
11. لباس به ویژه در آزمایشگاهها و صنعت برق و آزمایشهای الکترومغناطیسی کاربرد دارد.
12. برای کارآمد بودن، لباس باید تمام بدن را بدون شکاف بپوشاند.
@physics_school
#لباس_فارادی
#میدان_الکتریکی
#فیزیک۲
مکانیزم لباس فارادی
1. لباس فارادی از فلزات رسانا یا الیاف فلزی ساخته میشود.
2. این پوشش تمام بدن را میپوشاند و مانند یک قفس فارادی عمل میکند.
3. وقتی جریان برق یا میدان الکترومغناطیسی به لباس برخورد میکند، جریان در سطح لباس جریان مییابد.
4. فلز لباس بار الکتریکی را به خود جذب نمیکند بلکه آن را در سطح لباس پخش میکند. میدان الکتریکی در الکترواستاتیک درون رسانا صفره.
5. به همین دلیل، برق وارد بدن فرد نمیشود.
6. این پخش شدن بار باعث میشود فرد در داخل لباس ایمن بماند.
7. لباس فارادی از شوک الکتریکی ناشی از تماس با برق قوی محافظت میکند.
8. حتی اگر فرد در معرض صاعقه یا تخلیه الکتریکی قرار بگیرد، جریان به سطح لباس هدایت میشود.
9. این مکانیزم همان قانونی است که در قفس فارادی دیده میشود.
10. قفس فارادی و لباس فارادی اصول یکسانی دارند: جلوگیری از نفوذ جریان به داخل.
11. لباس به ویژه در آزمایشگاهها و صنعت برق و آزمایشهای الکترومغناطیسی کاربرد دارد.
12. برای کارآمد بودن، لباس باید تمام بدن را بدون شکاف بپوشاند.
@physics_school
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#فرود
#هواپیما
#آینه
#نور
#فیزیک۳
فرود خلبانان روی ناو هواپیمابر
1. فرود روی ناو بسیار کوتاه و پرچالش است.
2. خلبان از سیستمهای ناوبری پیشرفته استفاده میکند.
3. ناو دارای چراغها و نشانگرهای مخصوص فرود (Optical Landing System) است.
4. این چراغها به خلبان زاویه و موقعیت صحیح را نشان میدهند.
5. کابین خلبان مجهز به HUD یا صفحه نمایش جهتیابی دقیق است.
6. خلبان سرعت و ارتفاع خود را با دقت تنظیم میکند.
7. کابلهای ترمز (Arresting Wires) روی ناو آمادهاند تا هواپیما را متوقف کنند.
8. هنگام لمس باند، قلاب هواپیما به یکی از کابلها گیر میکند.
9. این قلاب ناگهانی، هواپیما را در چند ثانیه متوقف میکند.
10. ارتباط رادیویی با برج مراقبت ناو کمک میکند هماهنگی کامل باشد.
11. تمرینات مداوم و شبیهسازها خلبان را برای فرود ایمن آماده میکنند.
12. نتیجه، فرود دقیق و ایمن روی ناو بدون برخورد به لبهها یا دیگر هواپیماها است.
@physics_school
#هواپیما
#آینه
#نور
#فیزیک۳
فرود خلبانان روی ناو هواپیمابر
1. فرود روی ناو بسیار کوتاه و پرچالش است.
2. خلبان از سیستمهای ناوبری پیشرفته استفاده میکند.
3. ناو دارای چراغها و نشانگرهای مخصوص فرود (Optical Landing System) است.
4. این چراغها به خلبان زاویه و موقعیت صحیح را نشان میدهند.
5. کابین خلبان مجهز به HUD یا صفحه نمایش جهتیابی دقیق است.
6. خلبان سرعت و ارتفاع خود را با دقت تنظیم میکند.
7. کابلهای ترمز (Arresting Wires) روی ناو آمادهاند تا هواپیما را متوقف کنند.
8. هنگام لمس باند، قلاب هواپیما به یکی از کابلها گیر میکند.
9. این قلاب ناگهانی، هواپیما را در چند ثانیه متوقف میکند.
10. ارتباط رادیویی با برج مراقبت ناو کمک میکند هماهنگی کامل باشد.
11. تمرینات مداوم و شبیهسازها خلبان را برای فرود ایمن آماده میکنند.
12. نتیجه، فرود دقیق و ایمن روی ناو بدون برخورد به لبهها یا دیگر هواپیماها است.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#روغنکاری
#خودرو
عملکرد روغنکاری در موتور خودرو
1. روغن موتور در مخزن یا کارتل ذخیره میشود.
2. با روشن شدن موتور، پمپ روغن فعال میشود.
3. پمپ روغن روغن را از کارتل مکش میکند.
4. روغن از فیلتر عبور کرده و ذرات و آلودگیها گرفته میشود.
5. سپس روغن از طریق کانالهای داخلی به نقاط مختلف موتور هدایت میشود.
6. یاتاقانها و محور میللنگ با روغن پوشیده میشوند.
7. روغن بین پیستون و سیلندر لایهای لغزنده ایجاد میکند.
8. این لایه اصطکاک بین قطعات متحرک را کاهش میدهد.
9. همچنین روغن حرارت تولیدی در قطعات را به خود جذب میکند.
10. روغن از طریق مسیرهای مخصوص به سوپاپها و قطعات بالای موتور میرسد.
11. در این مسیر، روغن همچنان روانی و خنککنندگی خود را حفظ میکند.
12. بعد از گردش، روغن به کارتل باز میگردد و چرخه تکرار میشود.
13. نتیجه، کاهش سایش، افزایش عمر موتور و عملکرد روان آن است.
@physics_school
#خودرو
عملکرد روغنکاری در موتور خودرو
1. روغن موتور در مخزن یا کارتل ذخیره میشود.
2. با روشن شدن موتور، پمپ روغن فعال میشود.
3. پمپ روغن روغن را از کارتل مکش میکند.
4. روغن از فیلتر عبور کرده و ذرات و آلودگیها گرفته میشود.
5. سپس روغن از طریق کانالهای داخلی به نقاط مختلف موتور هدایت میشود.
6. یاتاقانها و محور میللنگ با روغن پوشیده میشوند.
7. روغن بین پیستون و سیلندر لایهای لغزنده ایجاد میکند.
8. این لایه اصطکاک بین قطعات متحرک را کاهش میدهد.
9. همچنین روغن حرارت تولیدی در قطعات را به خود جذب میکند.
10. روغن از طریق مسیرهای مخصوص به سوپاپها و قطعات بالای موتور میرسد.
11. در این مسیر، روغن همچنان روانی و خنککنندگی خود را حفظ میکند.
12. بعد از گردش، روغن به کارتل باز میگردد و چرخه تکرار میشود.
13. نتیجه، کاهش سایش، افزایش عمر موتور و عملکرد روان آن است.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ترانسفورماتور
#عایق
#فیزیک۲
عایقگذاری در ترانسفورماتورهای بزرگ :
1. ترانسفورماتورهای بزرگ ولتاژ بالا تولید میکنند.
2. اختلاف پتانسیل زیاد بین سیمپیچها و بدنه وجود دارد.
3. این اختلاف میتواند باعث جرقه یا اتصال کوتاه شود.
4. برای جلوگیری، از قطعات عایق بزرگ استفاده میشود.
5. عایقها جریان ناخواسته بین هادیها و زمین را مسدود میکنند.
6. قطعات عایق معمولاً از مواد مقاوم در برابر حرارت و الکتریسیته ساخته میشوند.
7. کاغذ عایق روغنی، اپوکسی، سرامیک و پلاستیکهای مهندسی رایج هستند.
8. این عایقها بین سیمپیچها و بین سیمپیچ و بدنه نصب میشوند.
9. همچنین عایقها مانع شکست الکتریکی در اثر ولتاژ زیاد میشوند.
10. روغن ترانسفورماتور علاوه بر خنککنندگی، نقش عایق را نیز دارد.
11. هسته و سیمپیچها با فاصله مناسب و لایههای عایق جدا میشوند.
12. طراحی صحیح عایقگذاری عمر ترانسفورماتور را افزایش میدهد.
13. نتیجه، عملکرد ایمن و پایدار ترانسفورماتور حتی در ولتاژهای بالا است.
@physics_school
#عایق
#فیزیک۲
عایقگذاری در ترانسفورماتورهای بزرگ :
1. ترانسفورماتورهای بزرگ ولتاژ بالا تولید میکنند.
2. اختلاف پتانسیل زیاد بین سیمپیچها و بدنه وجود دارد.
3. این اختلاف میتواند باعث جرقه یا اتصال کوتاه شود.
4. برای جلوگیری، از قطعات عایق بزرگ استفاده میشود.
5. عایقها جریان ناخواسته بین هادیها و زمین را مسدود میکنند.
6. قطعات عایق معمولاً از مواد مقاوم در برابر حرارت و الکتریسیته ساخته میشوند.
7. کاغذ عایق روغنی، اپوکسی، سرامیک و پلاستیکهای مهندسی رایج هستند.
8. این عایقها بین سیمپیچها و بین سیمپیچ و بدنه نصب میشوند.
9. همچنین عایقها مانع شکست الکتریکی در اثر ولتاژ زیاد میشوند.
10. روغن ترانسفورماتور علاوه بر خنککنندگی، نقش عایق را نیز دارد.
11. هسته و سیمپیچها با فاصله مناسب و لایههای عایق جدا میشوند.
12. طراحی صحیح عایقگذاری عمر ترانسفورماتور را افزایش میدهد.
13. نتیجه، عملکرد ایمن و پایدار ترانسفورماتور حتی در ولتاژهای بالا است.
@physics_school
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#MRI
#مغناطیس
#فیزیک۲
طرز کار دستگاه MRI (Magnetic Resonance Imaging)
1. MRI یک دستگاه تصویربرداری پزشکی غیرتهاجمی است.
2. اساس کار آن بر پایه مغناطیس و رزونانس مغناطیسی هستهها است.
3. بیمار داخل یک تونل بزرگ و سیلندری شکل قرار میگیرد.
4. یک میدان مغناطیسی قوی بدن بیمار را در معرض قرار میدهد.
5. این میدان باعث میشود هستههای هیدروژن (پروتونها) در بدن همراستا شوند.
6. سپس دستگاه پالسهای رادیویی کوتاه به بدن تابانده میشود.
7. پروتونها انرژی این پالسها را جذب کرده و به حالت برانگیخته میروند.
8. وقتی پالس رادیویی قطع شود، پروتونها به حالت اولیه خود بازمیگردند.
9. در حین بازگشت، پروتونها امواج رادیویی ضعیفی از خود ساطع میکنند.
10. آنتنهای گیرنده MRI این سیگنالها را دریافت میکنند.
11. سیگنالها توسط کامپیوتر پیشرفته پردازش میشوند.
12. اطلاعات به دست آمده به صورت تصاویر مقطعی سهبعدی از بدن تبدیل میشوند.
13. هر نوع بافت، بر اساس مقدار هیدروژن و پاسخ آن به میدان، رنگ و شدت متفاوتی دارد.
@physics_school
#مغناطیس
#فیزیک۲
طرز کار دستگاه MRI (Magnetic Resonance Imaging)
1. MRI یک دستگاه تصویربرداری پزشکی غیرتهاجمی است.
2. اساس کار آن بر پایه مغناطیس و رزونانس مغناطیسی هستهها است.
3. بیمار داخل یک تونل بزرگ و سیلندری شکل قرار میگیرد.
4. یک میدان مغناطیسی قوی بدن بیمار را در معرض قرار میدهد.
5. این میدان باعث میشود هستههای هیدروژن (پروتونها) در بدن همراستا شوند.
6. سپس دستگاه پالسهای رادیویی کوتاه به بدن تابانده میشود.
7. پروتونها انرژی این پالسها را جذب کرده و به حالت برانگیخته میروند.
8. وقتی پالس رادیویی قطع شود، پروتونها به حالت اولیه خود بازمیگردند.
9. در حین بازگشت، پروتونها امواج رادیویی ضعیفی از خود ساطع میکنند.
10. آنتنهای گیرنده MRI این سیگنالها را دریافت میکنند.
11. سیگنالها توسط کامپیوتر پیشرفته پردازش میشوند.
12. اطلاعات به دست آمده به صورت تصاویر مقطعی سهبعدی از بدن تبدیل میشوند.
13. هر نوع بافت، بر اساس مقدار هیدروژن و پاسخ آن به میدان، رنگ و شدت متفاوتی دارد.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هواپیما
#بال
بال هواپیما :
1. بال هواپیما قطعهای افقی یا زاویهدار است که در دو طرف بدنه نصب میشود.
2. معمولاً از فلز سبک، آلومینیوم یا مواد کامپوزیتی ساخته میشود.
3. شکل بال به گونهای طراحی شده که هوای عبوری از بالا سریعتر و از پایین کندتر حرکت کند.
4. این اختلاف سرعت باعث ایجاد نیروی بالا برنده یا لیفت (Lift) میشود.
5. نیروی لیفت هواپیما را از زمین بلند میکند و در هوا نگه میدارد.
6. بالها همچنین میتوانند جهت و ثبات پرواز را کنترل کنند.
7. روی بالها قطعاتی مانند ایلرون (Aileron) برای تغییر شیب بال نصب میشوند.
8. با حرکت ایلرونها، هواپیما میتواند به چپ یا راست بچرخد.
9. بالها در برخی هواپیماها شامل فلاپها (Flap) هستند تا هنگام فرود نیروی لیفت افزایش یابد.
10. بالها باید سبک و مقاوم باشند تا هم تحمل وزن و فشار هوا را داشته باشند.
11. طراحی بال تأثیر مستقیم بر سرعت، مصرف سوخت و پایداری هواپیما دارد.
12. در مجموع، بال عامل اصلی پرواز، ثبات و مانور هواپیما است.
@physics_school
#بال
بال هواپیما :
1. بال هواپیما قطعهای افقی یا زاویهدار است که در دو طرف بدنه نصب میشود.
2. معمولاً از فلز سبک، آلومینیوم یا مواد کامپوزیتی ساخته میشود.
3. شکل بال به گونهای طراحی شده که هوای عبوری از بالا سریعتر و از پایین کندتر حرکت کند.
4. این اختلاف سرعت باعث ایجاد نیروی بالا برنده یا لیفت (Lift) میشود.
5. نیروی لیفت هواپیما را از زمین بلند میکند و در هوا نگه میدارد.
6. بالها همچنین میتوانند جهت و ثبات پرواز را کنترل کنند.
7. روی بالها قطعاتی مانند ایلرون (Aileron) برای تغییر شیب بال نصب میشوند.
8. با حرکت ایلرونها، هواپیما میتواند به چپ یا راست بچرخد.
9. بالها در برخی هواپیماها شامل فلاپها (Flap) هستند تا هنگام فرود نیروی لیفت افزایش یابد.
10. بالها باید سبک و مقاوم باشند تا هم تحمل وزن و فشار هوا را داشته باشند.
11. طراحی بال تأثیر مستقیم بر سرعت، مصرف سوخت و پایداری هواپیما دارد.
12. در مجموع، بال عامل اصلی پرواز، ثبات و مانور هواپیما است.
@physics_school
👏1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#فلسفه_دلوز
#آشوب
#رد_هدف
#قابل_تامل
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
#آشوب
#رد_هدف
#قابل_تامل
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
#فلسفه_دلوز #آشوب #رد_هدف #قابل_تامل تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction)…
#فلسفه_دلوز
#قابل_تامل
۱. دلوز هستی را نه به عنوان امری ثابت، بلکه به عنوان "شدن" و "جریان" میفهمد.
۲.فلسفه او علیه کل گرایی هگلی و هرگونه کلانروایت یکپارچه است.
۳.مفاهیم کلیدی او "ریزوم"، "ماشینهای میل" و "تفاوت و تکرار" هستند.
۴."ریزوم" مدلی برای تفکر است که به صورت افقی، غیرسلسلهمراتبی و چندمرکزی گسترش مییابد.
۵."ماشینهای میل" نیروهای ناخودآگاهی هستند که واقعیت اجتماعی را مستمراً تولید میکنند.
۶.او به همراه فیلیکس گاتاری، "سوژه" کلاسیک را به "سوبژکتیویته چندپاره" تبدیل میکند.
۷.فلسفهاش ستایش از "چندگانگی" و "تصادف" در برابر وحدت و ضرورت است.
۸."بدن بدون اندام" مفهومی است برای بدنهایی که از سازمانبندیهای مسلط گریختهاند.
۹.هنر، علم و فلسفه را سه مسیر خلاق برای مواجهه با آشوب میداند.
۱۰.قدرت را نه فقط سرکوبگر، بلکه مولد لذت، میل و واقعیت میدانست.
۱۱.فلسفه او ابزاری برای "زندگی کردن" و گریز از مرزهای ازپیشتعیینشده است.
۱۲.هدف نهایی، خلق "روشهای هستی" جدید و تبدیل شدن به "انسان نو" است.
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با نیروها و رویدادها برخورد میکنیم. وظیفه ما نفی این آشوب نیست، بلکه خلق "سازههایی" (Assemblages) موقت و مفید در دل آن است. این سازهها مانند قایقی هستند که در اقیانوس آشوب ساختهایم تا بتوانیم در آن حرکت کنیم و تجربیات جدید خلق کنیم.
۳. جایگزینی "جهت" به جای "هدف":
اینجا هسته اصلی پاسخ شما نهفته است. دلوز پیشنهاد میکند:
· حرکت بر اساس میل و شور درون (Desire): به جای دنبال کردن یک هدف بیرونی، باید به نیروهای درونی و میلهای خود گوش دهیم. این میلها، "ماشینهای میل" ما هستند که ما را به سمت اتصالات و تجربیات جدید سوق میدهند.
· تعریف مسیر در حین حرکت: شما یک "هدف" ندارید، بلکه یک "جهت" یا "تمایل" دارید. مثلاً جهت تو ممکن است "کشف ناشناختهها" یا "افزایش توانایی برای تاثیرگذاری" باشد. در این جهت، شما مدام با چیزهای جدید (افراد، ایدهها، موقعیتها) برخورد میکنید و مسیرتان را در حین حرکت و بر اساس این برخوردها تعریف میکنید. این دقیقاً شبیه مدل "ریزوم" است که نمیداند به کجا میرود، اما در هر نقطهای میتواند رشد کند و جهت جدیدی بگیرد.
· ارزش در خودِ فرآیند است، نه در نتیجه نهایی: آنچه مهم است، خودِ عملِ "شدن"، تجربه کردن و خلق کردن است. "انسان نو" کسی است که به جای رسیدن به یک هویت ثابت (هدف)، مدام در حال "شدنهای" مختلف است (شدن-حیوان، شدن-انقلابی، شدن-نامرئی).
از نگاه دلوز، رد "هدف" به این معنا نیست که در بیجهتی مطلق غوطهور شویم. بلکه به این معناست که:
به جای دنبال کردن یک ستاره ثابت در افق (هدف)، قطبنمای درونی خود (میل و شور) را دنبال کنید و اجازه دهید مسیر سفر، خودش را در حین حرکت بسازد. زندگی یک اثر هنری است که شما در حین خلق آن، معنایش را نیز میآفرینید، نه این که از قبل تابلوی تمامشدهای به شما داده شده باشد که باید به آن برسید.
#قابل_تامل
۱. دلوز هستی را نه به عنوان امری ثابت، بلکه به عنوان "شدن" و "جریان" میفهمد.
۲.فلسفه او علیه کل گرایی هگلی و هرگونه کلانروایت یکپارچه است.
۳.مفاهیم کلیدی او "ریزوم"، "ماشینهای میل" و "تفاوت و تکرار" هستند.
۴."ریزوم" مدلی برای تفکر است که به صورت افقی، غیرسلسلهمراتبی و چندمرکزی گسترش مییابد.
۵."ماشینهای میل" نیروهای ناخودآگاهی هستند که واقعیت اجتماعی را مستمراً تولید میکنند.
۶.او به همراه فیلیکس گاتاری، "سوژه" کلاسیک را به "سوبژکتیویته چندپاره" تبدیل میکند.
۷.فلسفهاش ستایش از "چندگانگی" و "تصادف" در برابر وحدت و ضرورت است.
۸."بدن بدون اندام" مفهومی است برای بدنهایی که از سازمانبندیهای مسلط گریختهاند.
۹.هنر، علم و فلسفه را سه مسیر خلاق برای مواجهه با آشوب میداند.
۱۰.قدرت را نه فقط سرکوبگر، بلکه مولد لذت، میل و واقعیت میدانست.
۱۱.فلسفه او ابزاری برای "زندگی کردن" و گریز از مرزهای ازپیشتعیینشده است.
۱۲.هدف نهایی، خلق "روشهای هستی" جدید و تبدیل شدن به "انسان نو" است.
تا زمانی دنبال هدفی از زندگی چیزی نمی فهمی
دلوز به شدت با مفهوم "هدف" (Goal) به عنوان یک غایت از پیش تعیینشده و ثابت مشکل دارد، زیرا آن را محدودکننده، سلسلهمراتبی و غیرقابل انعطاف میداند. در عوض، او "جهت" (Direction) یا "گذر" (Passage) را پیشنهاد میکند.
در اینجا نحوه برخورد او با این ایده را در چند محور توضیح میدهم:
۱. نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
· هدفگذاری اغلب توسط نظامهای اجتماعی (خانواده، دولت، سرمایهداری) تحمیل میشود تا افراد را "مدیریت" و کنترل کنند ("سازمانبندی" کنند).
۲. فلسفه آشوب: زندگی در یک جهان بدون طرح از پیش تعیینشده:
· دلوز جهان را نه به عنوان یک کیهان منظم با قوانین ثابت، بلکه به عنوان یک "آشوب" (Chaos) پر از نیروها، شدتها و احتمالات میبیند.
· درون این آشوب، ما "تصادفاً" با نیروها و رویدادها برخورد میکنیم. وظیفه ما نفی این آشوب نیست، بلکه خلق "سازههایی" (Assemblages) موقت و مفید در دل آن است. این سازهها مانند قایقی هستند که در اقیانوس آشوب ساختهایم تا بتوانیم در آن حرکت کنیم و تجربیات جدید خلق کنیم.
۳. جایگزینی "جهت" به جای "هدف":
اینجا هسته اصلی پاسخ شما نهفته است. دلوز پیشنهاد میکند:
· حرکت بر اساس میل و شور درون (Desire): به جای دنبال کردن یک هدف بیرونی، باید به نیروهای درونی و میلهای خود گوش دهیم. این میلها، "ماشینهای میل" ما هستند که ما را به سمت اتصالات و تجربیات جدید سوق میدهند.
· تعریف مسیر در حین حرکت: شما یک "هدف" ندارید، بلکه یک "جهت" یا "تمایل" دارید. مثلاً جهت تو ممکن است "کشف ناشناختهها" یا "افزایش توانایی برای تاثیرگذاری" باشد. در این جهت، شما مدام با چیزهای جدید (افراد، ایدهها، موقعیتها) برخورد میکنید و مسیرتان را در حین حرکت و بر اساس این برخوردها تعریف میکنید. این دقیقاً شبیه مدل "ریزوم" است که نمیداند به کجا میرود، اما در هر نقطهای میتواند رشد کند و جهت جدیدی بگیرد.
· ارزش در خودِ فرآیند است، نه در نتیجه نهایی: آنچه مهم است، خودِ عملِ "شدن"، تجربه کردن و خلق کردن است. "انسان نو" کسی است که به جای رسیدن به یک هویت ثابت (هدف)، مدام در حال "شدنهای" مختلف است (شدن-حیوان، شدن-انقلابی، شدن-نامرئی).
از نگاه دلوز، رد "هدف" به این معنا نیست که در بیجهتی مطلق غوطهور شویم. بلکه به این معناست که:
به جای دنبال کردن یک ستاره ثابت در افق (هدف)، قطبنمای درونی خود (میل و شور) را دنبال کنید و اجازه دهید مسیر سفر، خودش را در حین حرکت بسازد. زندگی یک اثر هنری است که شما در حین خلق آن، معنایش را نیز میآفرینید، نه این که از قبل تابلوی تمامشدهای به شما داده شده باشد که باید به آن برسید.
#فلسفه_دلوز
#قابل_تامل
نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
این جمله، یکی از عمیقترین و کلیدیترین مفاهیم در فلسفه دلوز است.
استعاره "سفر" (که دلوز رد میکند):
در این نگاه سنتی:
· یک مقصد از پیش تعیینشده وجود دارد: زندگی هدفی دارد که از ابتدا مشخص است (مثلاً موفقیت، بهشت، روشنگری، ثروت).
· یک مسیر خطی و منطقی دارید: مانند یک نقشه که از نقطه A (تولد) به نقطه B (مرگ/هدف) میرود. انحراف از این مسیر، "گمراهی" محسوب میشود.
· هدف، توجیهکننده مسیر است: تمام سختیهای راه برای رسیدن به آن مقصد نهایی است. ارزش در "رسیدن" است.
· شما یک "مسافر" با هویت ثابت هستید: شما در طول این سفر، در اصل همان شخصیت اولیه هستید که فقط در حال کسب تجربه و پیمودن کیلومترها است.
---
استعاره "فرآیند" (که دلوز ارائه میدهد):
در این نگاه، زندگی شبیه به یک "آفرینش هنری سیال" یا "رشد ریزومی" است:
1. هیچ مقصد از پیش تعیینشدهای وجود ندارد:
· زندگی نه برای "رسیدن" به یک نقطه، بلکه برای "شدن" (Becoming) و "تجربه کردن" است.
· همانند یک نقاش که از ابتدا دقیقاً نمیداند تابلوی نهایی چگونه خواهد شد؛ بلکه اثر در حین کشیدن رنگها و خطوط، خودش را شکل میدهد.
2. مسیر، در حین حرکت ساخته میشود:
· شما نقشه ندارید، بلکه یک "قطبنما" دارید. این قطبنما، "میل" و "شور" درونی شماست. شما به جای نگاه کردن به یک مقصد دور، به این قطبنما توجه میکنید و جهت خود را در لحظه پیدا میکنید.
· این مدل، مدل "ریزوم" است. ریزوم (مانند ساقه نعناع یا زنجبیل) در خاک به هر سمتی میرود، بدون برنامه از پیش طراحی شده. اگر به سنگی برخورد کند، مسیرش را عوض میکند. هر نقطه از آن میتواند رشد کند و به چیزی جدید تبدیل شود. زندگی-فرآیند نیز دقیقاً چنین است.
3. ارزش در خودِ فرآیند "آفرینش" است، نه در نتیجه نهایی:
· مهم این نیست که در پایان به "چه کسی" تبدیل شدهاید، بلکه مهم "فرآیند تبدیل شدن" است. لذت و معنا در خودِ عمل نقاشی کردن است، نه فقط در دیدن تابلوی تمامشده.
· همانطور که نیچه (که تاثیر بزرگی بر دلوز داشت) میگوید: "بشر غایتی ندارد، بلکه روند شدن او بیپایان است."
4. شما در طول فرآیند، "خود"تان را میسازید:
· شما یک مسافر با هویت ثابت نیستید. شما در اثر برخورد با رویدادها، افراد، ایدهها و مکانهای مختلف، مدام در حال "دگرگونی" و خلق "خود"های جدید هستید. شما یک "شدن-هنرمند"، "شدن-عاشق"، "شدن-شورشی" و... را تجربه میکنید. هویت شما ثابت نیست، بلکه یک "چندگانگی" در جریان است.
یک مثال کاربردی:
· نگاه سفر: "من باید در ۵ سال آینده مدیرعامل شوم." (مقصد مشخص). هر کاری که نمیتواند مرا به این هدف برساند، اتلاف وقت است.
· نگاه فرآیند: "من میخواهم در فرآیند کارم، مدام تواناییهای جدید خلق کنم، با آدمهای جالب ارتباط برقرار کنم و روی پروژههایی کار کنم که مرا به چالش میکشند." (جهت کلی). ممکن است این فرآیند من را به سمت مدیریت ببرد، یا ممکن است من را به سمت تاسیس یک کسبوکار مستقل یا حتی تغییر کامل رشته سوق دهد. نتیجه نهایی مهم نیست، بلکه غنیبودن خودِ فرآیند مهم است.
جمعبندی نهایی:
دلوز با جایگزینی "فرآیند" به جای "سفر" به ما میگوید:
زندگی را نه به عنوان یک مسابقه دو با خط پایان مشخص، بلکه به عنوان یک رقص در دل آشوب ببینید. در رقص، هدف رسیدن به نقطه خاصی روی صحنه نیست؛ هدف خودِ رقصیدن، ابراز وجود در لحظه و پاسخ خلاقانه به موسیقی (نیروهای زندگی) است. در این صورت، زندگی از یک وظیفه سنگین، به یک ماجراجویی سیال و خلاقانه تبدیل میشود.
#قابل_تامل
نقد "هدف" به عنوان یک غایت ثابت:
· از نظر دلوز، زندگی یک "فرآیند" است، نه یک سفر به سوی یک مقصد نهایی. تعیین یک "هدف" خاص، این جریان سیال و خلاق زندگی را به یک مسیر از پیش ترسیمشده تقلیل میدهد و تمام احتمالات و انشعابات دیگر را نادیده میگیرد.
این جمله، یکی از عمیقترین و کلیدیترین مفاهیم در فلسفه دلوز است.
استعاره "سفر" (که دلوز رد میکند):
در این نگاه سنتی:
· یک مقصد از پیش تعیینشده وجود دارد: زندگی هدفی دارد که از ابتدا مشخص است (مثلاً موفقیت، بهشت، روشنگری، ثروت).
· یک مسیر خطی و منطقی دارید: مانند یک نقشه که از نقطه A (تولد) به نقطه B (مرگ/هدف) میرود. انحراف از این مسیر، "گمراهی" محسوب میشود.
· هدف، توجیهکننده مسیر است: تمام سختیهای راه برای رسیدن به آن مقصد نهایی است. ارزش در "رسیدن" است.
· شما یک "مسافر" با هویت ثابت هستید: شما در طول این سفر، در اصل همان شخصیت اولیه هستید که فقط در حال کسب تجربه و پیمودن کیلومترها است.
---
استعاره "فرآیند" (که دلوز ارائه میدهد):
در این نگاه، زندگی شبیه به یک "آفرینش هنری سیال" یا "رشد ریزومی" است:
1. هیچ مقصد از پیش تعیینشدهای وجود ندارد:
· زندگی نه برای "رسیدن" به یک نقطه، بلکه برای "شدن" (Becoming) و "تجربه کردن" است.
· همانند یک نقاش که از ابتدا دقیقاً نمیداند تابلوی نهایی چگونه خواهد شد؛ بلکه اثر در حین کشیدن رنگها و خطوط، خودش را شکل میدهد.
2. مسیر، در حین حرکت ساخته میشود:
· شما نقشه ندارید، بلکه یک "قطبنما" دارید. این قطبنما، "میل" و "شور" درونی شماست. شما به جای نگاه کردن به یک مقصد دور، به این قطبنما توجه میکنید و جهت خود را در لحظه پیدا میکنید.
· این مدل، مدل "ریزوم" است. ریزوم (مانند ساقه نعناع یا زنجبیل) در خاک به هر سمتی میرود، بدون برنامه از پیش طراحی شده. اگر به سنگی برخورد کند، مسیرش را عوض میکند. هر نقطه از آن میتواند رشد کند و به چیزی جدید تبدیل شود. زندگی-فرآیند نیز دقیقاً چنین است.
3. ارزش در خودِ فرآیند "آفرینش" است، نه در نتیجه نهایی:
· مهم این نیست که در پایان به "چه کسی" تبدیل شدهاید، بلکه مهم "فرآیند تبدیل شدن" است. لذت و معنا در خودِ عمل نقاشی کردن است، نه فقط در دیدن تابلوی تمامشده.
· همانطور که نیچه (که تاثیر بزرگی بر دلوز داشت) میگوید: "بشر غایتی ندارد، بلکه روند شدن او بیپایان است."
4. شما در طول فرآیند، "خود"تان را میسازید:
· شما یک مسافر با هویت ثابت نیستید. شما در اثر برخورد با رویدادها، افراد، ایدهها و مکانهای مختلف، مدام در حال "دگرگونی" و خلق "خود"های جدید هستید. شما یک "شدن-هنرمند"، "شدن-عاشق"، "شدن-شورشی" و... را تجربه میکنید. هویت شما ثابت نیست، بلکه یک "چندگانگی" در جریان است.
یک مثال کاربردی:
· نگاه سفر: "من باید در ۵ سال آینده مدیرعامل شوم." (مقصد مشخص). هر کاری که نمیتواند مرا به این هدف برساند، اتلاف وقت است.
· نگاه فرآیند: "من میخواهم در فرآیند کارم، مدام تواناییهای جدید خلق کنم، با آدمهای جالب ارتباط برقرار کنم و روی پروژههایی کار کنم که مرا به چالش میکشند." (جهت کلی). ممکن است این فرآیند من را به سمت مدیریت ببرد، یا ممکن است من را به سمت تاسیس یک کسبوکار مستقل یا حتی تغییر کامل رشته سوق دهد. نتیجه نهایی مهم نیست، بلکه غنیبودن خودِ فرآیند مهم است.
جمعبندی نهایی:
دلوز با جایگزینی "فرآیند" به جای "سفر" به ما میگوید:
زندگی را نه به عنوان یک مسابقه دو با خط پایان مشخص، بلکه به عنوان یک رقص در دل آشوب ببینید. در رقص، هدف رسیدن به نقطه خاصی روی صحنه نیست؛ هدف خودِ رقصیدن، ابراز وجود در لحظه و پاسخ خلاقانه به موسیقی (نیروهای زندگی) است. در این صورت، زندگی از یک وظیفه سنگین، به یک ماجراجویی سیال و خلاقانه تبدیل میشود.
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خازن
#باتری
نکاتی در مورد خازن و تفاوت آن با باتری
۱. باتری انرژی را بهصورت شیمیایی ذخیره میکند، اما خازن انرژی را بهصورت الکتریکی در میدان الکتریکی بین دو صفحه نگه میدارد.
۲. در باتری، واکنشهای شیمیایی باعث ایجاد جریان پیوسته میشوند، ولی در خازن، الکترونها فقط جابهجا میشوند و واکنش شیمیایی نداریم.
۳. شارژ و دشارژ خازن بسیار سریع است، اما باتری زمانبر است.
۴. باتری میتواند انرژی زیادی برای مدت طولانی تأمین کند، در حالیکه خازن انرژی را کوتاهمدت ذخیره میکند.
۵. ولتاژ باتری تا خالی شدن تقریباً ثابت میماند، اما در خازن با تخلیه، ولتاژ کاهش مییابد.
۶. ظرفیت خازن با واحد فاراد (F) سنجیده میشود، در حالی که ظرفیت باتری با میلیآمپرساعت (mAh) بیان میشود.
۷. خازنها برای فیلتر، صافکردن یا ذخیره موقت انرژی در مدارها بهکار میروند، ولی باتری برای تغذیه مداوم دستگاهها استفاده میشود.
۸. باتریها معمولاً قطبیت ثابت دارند (مثلاً ۱٫۵ یا ۱۲ ولت)، اما خازنها میتوانند قطبدار یا بدونقطب باشند.
۹. در مجموع، باتری منبع انرژی است، ولی خازن یک ذخیرهساز موقت انرژی الکتریکی محسوب میشود.
@physics_school
#باتری
نکاتی در مورد خازن و تفاوت آن با باتری
۱. باتری انرژی را بهصورت شیمیایی ذخیره میکند، اما خازن انرژی را بهصورت الکتریکی در میدان الکتریکی بین دو صفحه نگه میدارد.
۲. در باتری، واکنشهای شیمیایی باعث ایجاد جریان پیوسته میشوند، ولی در خازن، الکترونها فقط جابهجا میشوند و واکنش شیمیایی نداریم.
۳. شارژ و دشارژ خازن بسیار سریع است، اما باتری زمانبر است.
۴. باتری میتواند انرژی زیادی برای مدت طولانی تأمین کند، در حالیکه خازن انرژی را کوتاهمدت ذخیره میکند.
۵. ولتاژ باتری تا خالی شدن تقریباً ثابت میماند، اما در خازن با تخلیه، ولتاژ کاهش مییابد.
۶. ظرفیت خازن با واحد فاراد (F) سنجیده میشود، در حالی که ظرفیت باتری با میلیآمپرساعت (mAh) بیان میشود.
۷. خازنها برای فیلتر، صافکردن یا ذخیره موقت انرژی در مدارها بهکار میروند، ولی باتری برای تغذیه مداوم دستگاهها استفاده میشود.
۸. باتریها معمولاً قطبیت ثابت دارند (مثلاً ۱٫۵ یا ۱۲ ولت)، اما خازنها میتوانند قطبدار یا بدونقطب باشند.
۹. در مجموع، باتری منبع انرژی است، ولی خازن یک ذخیرهساز موقت انرژی الکتریکی محسوب میشود.
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مثلثات
تعاریف و مفاهیم مثلثاتی
۱. سینوس (sin): در یک مثلث قائمالزاویه، سینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل زاویه به وتر.
۲. کسینوس (cos): کسینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مجاور زاویه به وتر.
۳. تانژانت (tan): تانژانت زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل به ضلع مجاور
۴. کوتانژانت (cot): معکوس تانژانت است؛ یعنی نسبت ضلع مجاور به ضلع مقابل.
۵. سکانت (sec): معکوس کسینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مجاور.
۶. کوسکانت (csc): معکوس سینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مقابل.
@physics_school
تعاریف و مفاهیم مثلثاتی
۱. سینوس (sin): در یک مثلث قائمالزاویه، سینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل زاویه به وتر.
۲. کسینوس (cos): کسینوس یک زاویه برابر است با نسبت ضلع مجاور زاویه به وتر.
۳. تانژانت (tan): تانژانت زاویه برابر است با نسبت ضلع مقابل به ضلع مجاور
۴. کوتانژانت (cot): معکوس تانژانت است؛ یعنی نسبت ضلع مجاور به ضلع مقابل.
۵. سکانت (sec): معکوس کسینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مجاور.
۶. کوسکانت (csc): معکوس سینوس است؛ یعنی نسبت وتر به ضلع مقابل.
@physics_school