آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
2.4K subscribers
2.09K photos
1.2K videos
1.38K files
496 links
قوی ترین کانال آموزش فیزیک دبیرستان برای دانش آموزان
مدیر کانال : @saeid134
09122101875
آدرس ما در اینستاگرام :
http://www.instagram.com/namazi.ir

_________
برای تهیه جزوات کامل به ایدی زیر پیام بدهید
@ng2015
______________
Download Telegram
1=نوسان و موج ق 1.pdf
388.4 KB
#فلش_کارت

#فیزیک3

#نوسان

#قسمت1

خلاصه عالی برای فصل سوم فیزیک دوازدهم
نوسان و موج
قسمت اول

قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school

برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
👌1
2=مدار_تک_حلقه_و_توان_الکتریکی_بدون_پاشخ.pdf
373.9 KB
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم

قسمت دوم

#کتاب_کار

#جریان_مستقیم

قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school

برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
👌1
#نیوتون

#شرودینگر

#مقایسه

مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیق‌ترین و زیباترین مقایسه‌ها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی می‌زند.

در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف می‌کند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.


۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)

· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیت‌ها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص می‌شود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، می‌توانید مسیر آینده را با قطعیت پیش‌بینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل می‌کند.

· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمی‌کند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان ...

ادامه مطلب در پست زیر

👇👇👇

@physics_school
2
#نیوتون

#شرودینگر

#مقایسه

مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیق‌ترین و زیباترین مقایسه‌ها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی می‌زند.

در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف می‌کند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.


۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)

· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیت‌ها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص می‌شود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، می‌توانید مسیر آینده را با قطعیت پیش‌بینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل می‌کند.

· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمی‌کند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان می‌کند.
نتیجه: در فیزیک کوانتومی، ما با یک توصیف احتمالاتی روبرو هستیم. ما نمی‌توانیم بگوییم "الکترون دقیقاً در کجا است"، بلکه می‌گوییم "الکترون با چه احتمالی در یک ناحیه خاص یافت می‌شود".


۲. از نظر مفهوم علیت

قانون دوم نیوتن:
یک معادله علّی است. نیروی خالص (علت) شتاب جسم (معلول) را تعیین می‌کند.
· رابطه علت و معلول مستقیم و فوری است.

معادله شرودینگر:
یک معادله تکاملی یا پیش‌برنده است. این معادله می‌گوید: "اگر تابع موج را در زمان حال بدانیم، معادله من به شما می‌گوید که تابع موج در لحظه بعدی چگونه خواهد بود."
· این معادله توضیح نمی‌دهد که "چرا" یک ذره در مکان خاصی یافت می‌شود، بلکه فقط احتمال آن را محاسبه می‌کند.


۳. از نظر ریاضی

· قانون دوم نیوتن:
· یک معادله دیفرانسیل معمولی است. معمولاً مرتبه دوم نسبت به زمان است.

· معادله شرودینگر:
· یک معادله دیفرانسیل با مشتقات جزئی است. نسبت به مکان و زمان مشتق دارد.

· معادله وابسته به زمان:
· این نشان‌دهنده ذات موجی-مکانیکی ذرات در سطح کوانتومی است.


۴. از نظر نقش ناظر و اندازه‌گیری

· قانون دوم نیوتن:
· اندازه‌گیری می‌تواند بدون تاثیرگذاری چشمگیر بر روی سامانه انجام شود. شما می‌توانید موقعیت یک سیاره را بدون اینکه مسیرش را به طور قابل توجهی تغییر دهید، اندازه بگیرید.
· معادله شرودینگر:
· فرآیند اندازه‌گیری یک اختلال ذاتی در سامانه ایجاد می‌کند. وقتی ما مکان یک الکترون را اندازه می‌گیریم، تابع موج آن "فرومی‌ریزد"
و حالت آن را تغییر می‌دهد. این مفهوم به "اصل عدم قطعیت هایزنبرگ" گره خورده است.

۵. از نظر پدیده‌های قابل توصیف

· قانون دوم نیوتن:
· پدیده‌های ماکروسکوپی مانند حرکت سیارات، پرتابه‌ها، آونگ و غیره را به خوبی توصیف می‌کند.
· در توضیح پدیده‌های اتمی و زیراتمی (مانند پایداری اتم، طیف‌های گسسته اتمی، تونل زنی کوانتومی) کاملاً شکست می‌خورد.
· معادله شرودینگر:
· به طور دقیق پدیده‌های اتمی و زیراتمی را توصیف می‌کند.
· ساختار الکترونی اتم‌ها، پیوندهای شیمیایی، رفتار الکترون در جامدات (که منجر به ساخت ترانزیستور و لیزر شد) و پدیده‌هایی مانند تونل زنی کوانتومی را توضیح می‌دهد.

نتیجه‌گیری‌:

مقایسه این دو معادله به نتایج فلسفی و فیزیکی عمیقی می‌رسد:

1. گذار از قطعیت به احتمال: مهم‌ترین نتیجه این است که در سطح بنیادی، جهان بر پایه احتمال بنا شده، نه قطعیت. ما فقط از احتمال وقوع رویدادها صحبت می‌کنیم، نه از خود رویدادها.
2. گذار از ذره‌ای خالص به دوگانگی موج-ذره: قانون دوم نیوتن برای ذرات نقطه‌ای نوشته شده است. معادله شرودینگر ذات موجی ذرات را در خود جای داده و "دوگانگی موج-ذره" را توصیف می‌کند.
3. ماهیت متفاوت واقعیت فیزیکی: در فیزیک کلاسیک، واقعیت (مکان و سرعت ذره) مستقل از اندازه‌گیری وجود دارد. در فیزیک کوانتومی، اطلاعات ما از واقعیت محدود به تابع موج است و اندازه‌گیری خود بر واقعیت تاثیر می‌گذارد.
4. اصل متناظر بودن :
یک نتیجه‌گیری کلیدی این است که این دو دنیا کاملاً جدا نیستند. در حدی که سامانه‌ها بزرگ و پرجرم می‌شوند (مثلاً در مقیاس ماکروسکوپی)، پیش‌بینی‌های معادله شرودینگر به پیش‌بینی‌های قانون دوم نیوتن تقلیل می‌یابد. این یعنی فیزیک کلاسیک یک حالت حدی و تقریبی از فیزیک کوانتومی است.

به زبان ساده، مقایسه این دو معادله مانند مقایسه نقشه یک جاده صاف و مستقیم (نیوتن) با نقشه یک اقیانوس پرتلاطم و موجی (شرودینگر) است. اولی مسیرهای دقیق را نشان می‌دهد، در حالی که دومی الگوهای کلی و احتمال وجود خشکی را توصیف می‌کند، بدون اینکه نقطه دقیقی را مشخص کند.

@physics_school
👌2
#گاز_کامل

#فیزیک۱

گاز کامل (یا گاز ایده‌آل) مدلی ساده و فرضی از گازهاست که در فیزیک و شیمی برای توضیح رفتار گازها استفاده می‌شود.
در گاز کامل فرض می‌کنیم که:
1. ذرات (مولکول‌ها) اندازه ندارند (حجم آن‌ها در برابر حجم ظرف ناچیز است).
2. بین ذرات هیچ نیروی جاذبه یا دافعه وجود ندارد (فقط برخورد می‌کنند و جدا می‌شوند).
3. برخورد ذرات با هم و با دیواره ظرف کاملًا کشسان است (هیچ انرژی‌ای از بین نمی‌رود).
4. ذرات به‌صورت تصادفی و یکنواخت در همه جهت‌ها حرکت می‌کنند.
📘 بر اساس این فرض‌ها، رفتار گاز کامل با قانون گاز کامل توصیف می‌شود:
PV = nRT
که در آن:
= فشار گاز

= حجم گاز

= تعداد مول گاز

= ثابت گازها (8.31 ژول بر مول کلوین)

= دمای مطلق (بر حسب کلوین)

البته در دنیای واقعی هیچ گازی کاملاً ایده‌آل نیست، اما گازهایی مثل هلیوم، نیتروژن و اکسیژن در دما و فشار معمولی، رفتاری نزدیک به گاز کامل دارند.
@physics_school
2=مدار_تک_حلقه_و_توان_الکتریکی_بدون_پاشخ.pdf
373.9 KB
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم

قسمت دوم

#کتاب_کار

#جریان_مستقیم

قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school

برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
1
برای خرید جزوه های فیزیک با فرمت ورد به آیدی زیر پیام بدهید
@ng2015
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#خیلی_کوچک

#خیلی_بزرگ


انسان ها از نظر اندازه و ابعاد به ذرات خیلی کوچک نزدیک ترین یا به اجسام خیلی بزرگ؟


@physics_school
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آزمایش_یانگ


#عجایب_فیزیک

#عجیب_ولی_واقعی

#تاثیر_بودیانبود_مشاهده_گر_بر_رفتار

فیزیک جذاب ترین علم جهان است.


آزمایش یانگ بر فیزیک کوانتوم نقش موثری داشته که با دیدن این ویدئو با برخی از عجایب فیزیک کوانتوم آشنا شوید.

در این ویدیو جذاب مشاهده می کنید با تاثیر بودن و نبودن نقش مشاهدگر بر اتفاقات آشنا می شوید.


@physics_school
👏3
#بور
#تجربه
#طبیعت
#فیزیک۳

#سوال : چرا الکترون در مدل اتم بور  در یک مدار مانا  تابش ندارد؟
این دقیقاً همان سوالی بود که نیلز بور را وادار کرد فرضیه جسورانه‌ای را مطرح کند و نقطه قوت و در عین حال ضعف بزرگ مدل او شد.

پاسخ کوتاه این است: الکترون در مدل بور به دلیل یک "فرض اساسی" یا "پستولیت" تابش نمی‌کند. بور این قاعده را به صورت تجربی و برای توضیح دنیای واقعی وضع کرد، نه اینکه از فیزیک کلاسیک نتیجه گرفته باشد.

در ادامه این موضوع را به طور علمی و دقیق توضیح می‌دهیم:

۱. تضاد اساسی با فیزیک کلاسیک

طبق فیزیک کلاسیک (الکترومغناطیس ماکسول):

· هر ذره باردارِ شتاب‌دار (مانند الکترونی که در یک مدار دایره‌ای حرکت می‌کند) باید تابش الکترومغناطیسی ساطع کند.
· با ساطع کردن تابش، انرژی از دست می‌دهد.
· در نتیجه، انرژی جنبشی آن کاهش یافته و در یک مسیر مارپیچی به سمت هسته سقوط می‌کند.
· این محاسبات نشان می‌دهد یک اتم کلاسیک باید در کمتر از یک میلیونم ثانیه فرو بریزد که با پایداری اتم‌ها در دنیای واقعی در تضاد کامل است.

۲. فرضیه انقلابی بور: "مدارهای مانا"

بور برای حل این تناقض و همچنین توضیح طیف گسسته اتم‌ها، سه فرضیه بنیادین (Postulates) را ارائه داد که بر اساس فیزیک کلاسیک قابل استنتاج نبودند. یکی از این فرضیات دقیقاً به همین موضوع می‌پردازد:

"الکترون‌ها تنها در مدارهای دایره‌ای خاصی به دور هسته می‌چرخند که در آنها، تکانه زاویه‌ای الکترون مضرب صحیحی از ħ = h/2π باشد (mvr = nħ). در این مدارهای مجاز، الکترون با وجود داشتن شتاب، هیچ انرژیایی تابش نمی‌کند."

به این مدارهای خاص، "مدارهای مانا" (Stationary States) می‌گویند.

۳. چرا بور این فرض را مطرح کرد؟ (توجیه علمی-تجربی)

بور این فرض را نه از دل معادلات، بلکه از روی مشاهدات تجربی استنتاج کرد:

1. پایداری اتم‌ها: اتم‌ها در دنیای واقعی پایدار هستند. اگر الکترون‌ها تابش می‌کردند و به سمت هسته سقوط می‌کردند، همه ماده جهان باید از هم می‌پاشید.
2. طیف گسسته اتم‌ها: اتم‌های برانگیخته، نور را در طول‌موج‌های کاملاً مشخص و گسسته (مثلاً سری بالمر برای هیدروژن) تابش می‌کنند، نه یک طیف پیوسته. این نشان می‌دهد که انرژی الکترون در اتم می‌تواند فقط مقادیر گسسته‌ای داشته باشد (کوانتیده است).

بنابراین، بور گفت الکترون در یک مدار مانا، در یک "حالت مجاز انرژی" قفل شده است و تا زمانی که در آن مدار است، هیچ انرژی از دست نمی‌دهد. تابش یا جذب انرژی فقط در لحظه "پرش" (گذار) الکترون بین دو مدار مانا (دو سطح انرژی) رخ می‌دهد.

· هنگام پرش به مدار بالاتر → یک فوتون جذب می‌کند.
· هنگام پرش به مدار پایین‌تر → یک فوتون گسیل می‌کند.
  انرژی این فوتون دقیقاًبرابر اختلاف انرژی بین آن دو مدار است: E = hν = E₂ - E₁

جمع‌بندی و گذر به مکانیک کوانتومی مدرن

· در مدل بور: "تابش نکردن در مدارهای مانا" یک فرض اولیه است. این مدل یک مدل "نیمه-کلاسیک" است و دلیل بنیادی برای این پدیده ارائه نمی‌دهد؛ فقط می‌گوید "طبیعت این گونه است".
· در مکانیک کوانتومی مدرن: این مفهوم کاملاً متفاوت و عمیق‌تر توجیه می‌شود.
  · در مکانیک کوانتومی، الکترون نه یک ذره نقطه‌ای در یک مسیر مشخص، بلکه یک "تابع موج" (ψ) است که توسط معادله شرودینگر توصیف می‌شود.
  · این تابع موج، احتمال یافتن الکترون در یک ناحیه از فضا را به ما می‌دهد. به این ناحیه با احتمال بالا "اوربیتال" می‌گوییم.
  · یک حالت مانا (مانند اوربیتال 1s) یک حالت پایه انرژی است. تابع موج در این حالت با زمان نوسان نمی‌کند (یا به طور دقیق‌تر، فاز آن تغییر می‌کند اما چگالی احتمال ثابت است).
  · از دیدگاه کوانتومی، یک الکترون در یک اوربیتال پایه (مانند پایه‌ترین حالت)، هیچ "دو قطبی Oscillating" ای ندارد که بتواند انرژی را تابش کند. برای تابش، باید یک گذار به حالت پایه‌تر رخ دهد، اما اگر الکترون در پایه‌ترین حالت خود باشد، حالت پایه‌تری برای گذار وجود ندارد. در حالت‌های برانگیخته، میانگین موقعیت الکترون نسبت به هسته نوسان نمی‌کند، بنابراین شرط لازم برای تابش برقرار نیست.

از نظر مدل بور، تابش نکردن الکترون یک فرض اولیه و تجربی بود برای نجات پایداری اتم و توضیح طیف‌های گسسته. اما در مکانیک کوانتومی مدرن، این پدیده به طور طبیعی و ریاضیاتی از رفتار موجی-کوانتومی الکترون و ثابت بودن چگالی احتمال در حالت‌های مانا نتیجه می‌گیرد.

@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جریان
#متناوب
#انتقال

تشکیل کمان الکتریکی (آرک) در هنگام قطع جریان در مدارهای فشارقوی، پدیده‌ای است که بر اساس اصول فیزیک الکتریسیته و پلاسما توضیح داده می‌شود. دلیل اصلی این است که میانگین هوا نمی‌خواهد به راحتی اجازه دهد جریان متوقف شود!

در ادامه این پدیده را به صورت مرحله‌ای و علمی توضیح می‌دهیم:

۱. شرایط اولیه: وجود جریان و میدان مغناطیسی

وقتی در یک مدار فشارقوی (مثلاً ۲۳۰ کیلوولت) جریان برقرار است:

· یک میدان مغناطیسی قوی حول هادی‌ها و به ویژه حول کنتاکت‌های کلید قدرت (Circuit Breaker) ایجاد می‌شود.
· این میدان مغناطیسی متناسب با شدت جریان است.

۲. عمل قطع: جدا شدن کنتاکت‌ها

زمانی که کلید قدرت برای قطع مدار فرمان می‌گیرد، کنتاکت‌های آن شروع به جدا شدن از هم می‌کنند. در همین لحظه:

· سطح تماس فیزیکی بین کنتاکت‌ها کاهش می‌یابد.
· مقاومت الکتریکی در نقطه تماس به طور ناگهانی بسیار زیاد می‌شود.
· این مقاومت بالا باعث می‌شود که آخرین نقطه تماس، به شدت داغ شود (در اثر عبور جریان از یک سطح بسیار کوچک).
ادامه توضيحات در پست زیر
👇👇👇


@physics_school
#جریان
#متناوب
#فیزیک۲



تشکیل کمان الکتریکی (آرک) در هنگام قطع جریان در مدارهای فشارقوی، پدیده‌ای است که بر اساس اصول فیزیک الکتریسیته و پلاسما توضیح داده می‌شود. دلیل اصلی این است که میانگین هوا نمی‌خواهد به راحتی اجازه دهد جریان متوقف شود!

در ادامه این پدیده را به صورت مرحله‌ای و علمی توضیح می‌دهیم:

۱. شرایط اولیه: وجود جریان و میدان مغناطیسی

وقتی در یک مدار فشارقوی (مثلاً ۲۳۰ کیلوولت) جریان برقرار است:

· یک میدان مغناطیسی قوی حول هادی‌ها و به ویژه حول کنتاکت‌های کلید قدرت (Circuit Breaker) ایجاد می‌شود.
· این میدان مغناطیسی متناسب با شدت جریان است.

۲. عمل قطع: جدا شدن کنتاکت‌ها

زمانی که کلید قدرت برای قطع مدار فرمان می‌گیرد، کنتاکت‌های آن شروع به جدا شدن از هم می‌کنند. در همین لحظه:

· سطح تماس فیزیکی بین کنتاکت‌ها کاهش می‌یابد.
· مقاومت الکتریکی در نقطه تماس به طور ناگهانی بسیار زیاد می‌شود.
· این مقاومت بالا باعث می‌شود که آخرین نقطه تماس، به شدت داغ شود (در اثر عبور جریان از یک سطح بسیار کوچک).

۳. تشکیل پلاسما و شروع کمان

این گرمای شدید (همراه با اثر میدان الکتریکی بسیار قوی بین کنتاکت‌ها) باعث می‌شود:

· هوای بین کنتاکت‌ها یونیزه شود. یعنی الکترون‌ها از اتم‌های گاز جدا شوند.
· این فرآیند یک محیط رسانای بسیار خوب متشکل از یون‌های مثبت و الکترون‌های آزاد به نام پلاسما ایجاد می‌کند.
· پلاسما با درخشش بسیار و دمای بسیار بالا (میلیون‌ها درجه سانتیگراد) ظاهر می‌شود که ما آن را به صورت کمان الکتریکی می‌بینیم.

۴. چرا کمان پایدار می‌ماند؟ (مهم‌ترین بخش)

حالا که کنتاکت‌ها کاملاً جدا شده‌اند، چرا جریان کاملاً قطع نمی‌شود و کمان ادامه پیدا می‌کند؟ دلیل اصلی این است که:

میدان مغناطیسی ایجاد شده توسط خود جریان، نمی‌خواهد به سرعت ناپدید شود.

طبق قانون القای فارادی، یک میدان مغناطیسی در حال تغییر، یک نیروی محرکه الکتریکی (EMF) القا می‌کند. هنگامی که سعی می‌کنید جریان یک مدار القایی (مانند خطوط انتقال) را به سرعت قطع کنید، میدان مغناطیسی فروپاشیده می‌شود و این فروپاشی سریع، یک ولتاژ القایی بسیار بالا (گاهی اوقات هزاران ولت) در دو سر کلید ایجاد می‌کند. این ولتاژ را ولتاژ ضربه (Voltage Surge) یا ولتاژ القایی می‌نامند.

این ولتاژ القایی به قدری بالاست که:

· هوای یونیزه شده (پلاسما) را حفظ می‌کند.
· حتی می‌تواند هوای بیشتری را یونیزه کند و فاصله بین کنتاکت‌ها را "سوراخ" کند.
· در نتیجه، کمان الکتریکی همچنان مسیری با مقاومت کم برای عبور جریان فراهم می‌کند و به سوختن خود ادامه می‌دهد.

نقش کلید قدرت در خاموش کردن کمان

وظیفه اصلی یک کلید قدرت فشارقوی، نه فقط جدا کردن کنتاکت‌ها، بلکه خاموش کردن این کمان الکتریکی است. این کار با روش‌های پیچیده‌ای انجام می‌شود، از جمله:

1. استفاده از محیط خاموش‌کننده: بسیاری از کلیدها، کنتاکت‌ها را درون یک محیط عایق مانند گاز SF۶ (هگزافلورید گوگرد) یا خلأ باز می‌کنند. این گازها خاصیت خاموش‌کنندگی بسیار بهتری از هوا دارند و به سرعت یون‌ها را جذب و خنک می‌کنند.
2. فروکشی جریان متناوب: در سیستم‌های AC، جریان به طور طبیعی ۱۰۰ بار در ثانیه (در ۵۰ هرتز) از صفر عبور می‌کند. کلید قدرت در لحظه‌ای که جریان به صفر می‌رسد (که انرژی کمان در کمترین حد است)، به سرعت عمل کرده و با دور کردن و خنک کردن پلاسما، از احیای مجدد کمان پس از صفر شدن جریان جلوگیری می‌کند.
3. دمیدن پرفشار گاز یا هوا: در برخی کلیدها، یک جت پرفشار از گاز یا هوا مستقیماً به داخل کمان دمیده می‌شود تا آن را خنک کرده، یون‌ها را پراکنده کند و مسیر رسانایی را از بین ببرد.

جمع‌بندی علمی:

· علت اولیه: گرمایش و یونیزاسیون آخرین نقطه تماس بین کنتاکت‌ها.
· علت تداوم: ولتاژ القایی بسیار بالای ناشی از فروپاشی سریع میدان مغناطیسی مدار، که هوای یونیزه (پلاسما) را حفظ کرده و حتی تقویت می‌کند.
· نقش ولتاژ بالا: هرچه ولتاژ سیستم بالاتر باشد، فاصله بیشتری که کمان می‌تواند در آن پایدار بماند، بیشتر است و خاموش کردن آن نیز سخت‌تر خواهد بود.

به زبان ساده: کمان الکتریکی، راه طبیعت برای مقاومت در برابر قطع ناگهانی یک جریان الکتریکی قوی است. کلیدهای قدرت فشارقوی طوری طراحی شده‌اند که بر این مقاومت طبیعی غلبه کنند.

@physics_school
👌1
.

ما بازی را از دوران کودکی می‌دزدیم.
به بچه‌ها صفحه‌های نمایش می‌دهیم تا ساکت بمانند.
محتواهای آموزشی خشک و یکنواخت بیشتری ارائه می‌دهیم، در حالی که استقلال عمل و فرصت حرکت را از آنان می‌گیریم.
و بعد انتظار داریم نتایج بهتری بگیریم؟


@physics_school
👍2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مغناطیس

#القایی_مغناطیسی

#فیزیک۲

ذوب فلزات با میدان مغناطیسی در واقع پایه‌ی علمی یکی از روش‌های صنعتی مهم به نام القای الکترومغناطیسی (Induction Heating / Induction Melting) است.
بریم مرحله‌به‌مرحله توضیح بدیم 👇
🧲 ۱. اصل فیزیکی ماجرا
وقتی یک سیم‌پیچ (کویل) از جریان متناوب (AC) عبور کنه،
در اطرافش میدان مغناطیسی متغیر با زمان ایجاد می‌شه.
اگر درون یا نزدیک این میدان، فلزی رسانا (مثل آهن، مس، یا آلومینیوم) قرار بدی،
طبق قانون فارادی (القای الکترومغناطیسی) در داخل فلز جریان‌های حلقوی کوچکی به نام جریان‌های گردابی (eddy currents) القا می‌شن.
🔥 ۲. تولید گرما
این جریان‌های گردابی درون حجم فلز جریان پیدا می‌کنن.
چون فلز مقاومت الکتریکی داره (هرچند کم)،
طبق قانون ژول، گرمایی تولید می‌شه:
P = I^2 R
هرچه جریان (I) و فرکانس میدان بیشتر باشه، گرمای تولیدی هم بیشتره.
این گرما از داخل خود فلز تولید می‌شه، نه از بیرون،
و دما تا حد ذوب فلز بالا می‌ره.
🧪 ۳. نتیجه: ذوب با القا (Induction Melting)
وقتی گرمای ناشی از جریان‌های گردابی....


ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇


@physics_school
👌2
#القایی_مغناطیسی

#فیزیک۲

ذوب فلزات با میدان مغناطیسی در واقع پایه‌ی علمی یکی از روش‌های صنعتی مهم به نام القای الکترومغناطیسی (Induction Heating / Induction Melting) است.
بریم مرحله‌به‌مرحله توضیح بدیم 👇


🧲 ۱. اصل فیزیکی ماجرا

وقتی یک سیم‌پیچ (کویل) از جریان متناوب (AC) عبور کنه،
در اطرافش میدان مغناطیسی متغیر با زمان ایجاد می‌شه.

اگر درون یا نزدیک این میدان، فلزی رسانا (مثل آهن، مس، یا آلومینیوم) قرار بدی،
طبق قانون فارادی (القای الکترومغناطیسی) در داخل فلز جریان‌های حلقوی کوچکی به نام جریان‌های گردابی (eddy currents) القا می‌شن.


🔥 ۲. تولید گرما

این جریان‌های گردابی درون حجم فلز جریان پیدا می‌کنن.
چون فلز مقاومت الکتریکی داره (هرچند کم)،
طبق قانون ژول، گرمایی تولید می‌شه:

P = I^2 R

هرچه جریان (I) و فرکانس میدان بیشتر باشه، گرمای تولیدی هم بیشتره.
این گرما از داخل خود فلز تولید می‌شه، نه از بیرون،
و دما تا حد ذوب فلز بالا می‌ره.


🧪 ۳. نتیجه: ذوب با القا (Induction Melting)

وقتی گرمای ناشی از جریان‌های گردابی به اندازه کافی زیاد بشه،
فلز شروع به ذوب شدن می‌کنه — بدون هیچ شعله یا تماس مستقیم.

در واقع، میدان مغناطیسیِ نوسانی مثل یک "گرم‌کن نامرئی" عمل می‌کنه.


⚙️ ۴. اجزای دستگاه

یک کوره القایی (Induction Furnace) معمولاً شامل:

سیم‌پیچ مسی با آب‌خنک (برای تولید میدان مغناطیسی)،

منبع تغذیه فرکانس بالا (AC)،

بوته (Crucible) برای نگه‌داری فلز،

سیستم کنترل دما و جریان.


💡 ۵. مزیت‌ها

بدون تماس فیزیکی و آلودگی (فلز تمیزتر باقی می‌مونه)

گرمایش یکنواخت و سریع

بازده بالا و کنترل دقیق دما

مناسب برای فلزات گران‌بها یا حساس (مثل طلا، نیکل، تیتانیوم)


۶. نکته علمی جالب

در این روش، شدت میدان مغناطیسی زیاد ولی در زمان بسیار کوتاه نوسان می‌کنه (فرکانس چند کیلوهرتز تا چند مگاهرتز).
در نتیجه، اثر «پوست» (Skin Effect) باعث می‌شه جریان‌ها بیشتر در سطح فلز متمرکز بشن،
که گرمایش سطحی قوی‌تری ایجاد می‌کنه — برای ذوب سریع و یکنواخت.

@physics_school
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#آزمایش_یانگ


#عجایب_فیزیک

#عجیب_ولی_واقعی

#تاثیر_بودیانبود_مشاهده_گر_بر_رفتار

فیزیک جذاب ترین علم جهان است.


آزمایش یانگ بر فیزیک کوانتوم نقش موثری داشته که با دیدن این ویدئو با برخی از عجایب فیزیک کوانتوم آشنا شوید.

در این ویدیو جذاب مشاهده می کنید با تاثیر بودن و نبودن نقش مشاهدگر بر اتفاقات آشنا می شوید.


@physics_school
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#رادیاتور

#خنک‌سازی

نحوه کار رادیاتور برای خنک‌کردن موتور خودرو

سیستم خنک‌کنندگی موتور: یک چرخه حیاتی

موتور در حین کار، گرمای بسیار زیادی تولید می‌کند. اگر این گرما دفع نشود، به سرعت باعث overheating (داغی بیش از حد) و آسیب جدی به موتور می‌شود. سیستم خنک‌کنندگی، به ویژه رادیاتور، مسئول مدیریت این گرما است.

رادیاتور نقش مبدل حرارتی را بازی می‌کند. یعنی گرمای موتور را گرفته و به هوای اطراف منتقل می‌کند.

---

اجزای اصلی سیستم خنک‌کنندگی:

1. رادیاتور (Radiator): یک شبکه لوله‌ای و پره‌ای از جنس فلز (معمولاً آلومینیوم) که سطح تماس بسیار بزرگی با هوا ایجاد می‌کند.
2. مایع خنک‌کننده (Coolant): مایع مخصوصی که هم نقطه جوش بالاتری از آب دارد و هم ضد خوردگی و ضد یخ است.
3. پمپ آب (Water Pump): مایع خنک‌کننده را در سرتاسر سیستم به گردش در می‌آورد.
4. ترموستات (Thermostat): مانند یک شیر عمل می‌کند و فقط زمانی اجازه گردش مایع در رادیاتور را می‌دهد که موتور به دمای کارکرد مناسب رسیده باشد....
ادامه مطلب در پست زیر

👇👇👇👇
@physics_school
👌1
#رادیاتور

#خنک‌سازی

#فیزیک۱

نحوه کار رادیاتور برای خنک‌کردن موتور خودرو ارائه می‌شود:

سیستم خنک‌کنندگی موتور: یک چرخه حیاتی

موتور در حین کار، گرمای بسیار زیادی تولید می‌کند. اگر این گرما دفع نشود، به سرعت باعث overheating (داغی بیش از حد) و آسیب جدی به موتور می‌شود. سیستم خنک‌کنندگی، به ویژه رادیاتور، مسئول مدیریت این گرما است.

رادیاتور نقش مبدل حرارتی را بازی می‌کند. یعنی گرمای موتور را گرفته و به هوای اطراف منتقل می‌کند.

---

اجزای اصلی سیستم خنک‌کنندگی:

1. رادیاتور (Radiator): یک شبکه لوله‌ای و پره‌ای از جنس فلز (معمولاً آلومینیوم) که سطح تماس بسیار بزرگی با هوا ایجاد می‌کند.
2. مایع خنک‌کننده (Coolant): مایع مخصوصی که هم نقطه جوش بالاتری از آب دارد و هم ضد خوردگی و ضد یخ است.
3. پمپ آب (Water Pump): مایع خنک‌کننده را در سرتاسر سیستم به گردش در می‌آورد.
4. ترموستات (Thermostat): مانند یک شیر عمل می‌کند و فقط زمانی اجازه گردش مایع در رادیاتور را می‌دهد که موتور به دمای کارکرد مناسب رسیده باشد.
5. فن رادیاتور (Radiator Fan): هنگامی که خودرو در حال حرکت کند یا درجا کار کند، هوا را با قدرت به سمت رادیاتور می‌دمد تا فرآیند خنک‌سازی تقویت شود.
6. شیلنگ‌ها (Hoses): مسیر حرکت مایع خنک‌کننده بین موتور و رادیاتور را فراهم می‌کنند.

---

مراحل کار رادیاتور به زبان ساده (چرخه خنک‌کاری):

این فرآیند یک چرخه بسته و مداوم است:

1. جذب گرما توسط مایع:
مایع خنک‌کننده که توسط پمپ آب به گردش درآمده است،از طریق کانال‌های داخل بلوک سیلندر و سرسیلندر موتور جریان می‌یابد. در این مسیر، گرمای شدید تولیدشده توسط احتراق و اصطکاک قطعات را جذب خود می‌کند.

2. انتقال مایع داغ به رادیاتور:
مایع اکنون بسیار داغ شده است و از طریق یک شیلنگ خروجی(شیلنگ بالایی) به سمت رادیاتور پمپاژ می‌شود.

3. خنک‌شدن مایع در رادیاتور:
مایع داغ وارد لوله‌های باریک و متعدد رادیاتور می‌شود.این لوله‌ها به پره‌های نازک آلومینیومی متصل هستند.

· هنگامی که خودرو در حال حرکت است، جریان هوای طبیعی که از جلو به خودرو برخورد می‌کند، از لابه‌لای این پره‌ها و لوله‌ها عبور می‌کند.
· فن رادیاتور نیز پشت رادیاتور قرار دارد و در مواقعی که سرعت خودرو کم است (مثل ترافیک) یا موتور تحت بار زیاد است، روشن می‌شود تا هوای بیشتری را از رادیاتور عبور دهد.
· در این مرحله، گرمای مایع داخل لوله‌ها به پره‌ها منتقل و سپس توسط جریان هوا به محیط بیرون پراکنده می‌شود. در واقع، رادیاتور مایع را "خنک" می‌کند.

4. بازگشت مایع خنک به موتور:
مایع که حالا گرمای خود را از دست داده و خنک شده است،از پایین رادیاتور و از طریق یک شیلنگ دیگر (شیلنگ پایینی) توسط پمپ آب دوباره به داخل موتور مکیده می‌شود تا چرخه را از نو آغاز کند.

نقش ترموستات:

ترموستات در ابتدای کار موتور، هنگامی که موتور سرد است، مسیر رادیاتور را می‌بندد. این کار باعث می‌شود مایع فقط در داخل موتور گردش کند تا موتور سریع‌تر به دمای کارکرد بهینه برسد. پس از گرم شدن موتور، ترموستات به تدریج باز شده و اجازه می‌دهد مایع به سمت رادیاتور برود تا خنک شود.

خلاصه نهایی به صورت نمودار:

موتور (داغ) → پمپ آب → مایع داغ → شیلنگ بالایی → رادیاتور (انتقال گرما به هوا) → مایع خنک → شیلنگ پایینی → پمپ آب → موتور (برای جذب مجدد گرما)

به این ترتیب، رادیاتور با ایجاد یک چرخه انتقال حرارت مداوم، مانند یک "کولر" برای موتور عمل کرده و از داغ شدن و تخریب آن جلوگیری می‌کند.


@physics_school
👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سلف

#فیزیک۲

وظیفه سلف (سیم‌پیچ) در مدارهای الکترونیکی

وظیفه اصلی سلف در مدار

وظیفه اصلی و بنیادی سلف، مقاومت در برابر تغییرات جریان الکتریکی است. به بیان ساده، یک سلف سعی می‌کند جریان عبوری از خود را همیشه ثابت نگه دارد. این کار را با ذخیره کردن انرژی در میدان مغناطیسی و سپس آزاد کردن آن انجام می‌دهد.

این ویژگی دقیقاً مقابل عملکرد خازن است که در برابر تغییرات ولتاژ مقاومت می‌کند.

---

تشبیه برای درک بهتر

سلف را مانند چرخ لنگر (Flywheel) یا توده سنگین در نظر بگیرید:

· وقتی می‌خواهید یک چرخ لنگر سنگین را بچرخانید (افزایش جریان)، به نیروی زیادی نیاز دارید و آن به آرامی سرعت می‌گیرد.
· وقتی چرخ لنگر در حال چرخش است (جریان برقرار)، می‌خواهد به چرخش خود ادامه دهد و اگر سعی کنید آن را ناگهان متوقف کنید (کاهش جریان)، با نیروی زیادی مخالفت می‌کند.

این دقیقاً رفتار سلف در برابر تغییرات ناگهانی جریان است.
ادامه مطلب در پست زیر

👇👇👇👇👇

@physics_school
1
#سلف

#فیزیک۲

وظیفه سلف (سیم‌پیچ) در مدارهای الکترونیکی

وظیفه اصلی سلف در مدار

وظیفه اصلی و بنیادی سلف، مقاومت در برابر تغییرات جریان الکتریکی است. به بیان ساده، یک سلف سعی می‌کند جریان عبوری از خود را همیشه ثابت نگه دارد. این کار را با ذخیره کردن انرژی در میدان مغناطیسی و سپس آزاد کردن آن انجام می‌دهد.

این ویژگی دقیقاً مقابل عملکرد خازن است که در برابر تغییرات ولتاژ مقاومت می‌کند.

---

تشبیه برای درک بهتر

سلف را مانند چرخ لنگر (Flywheel) یا توده سنگین در نظر بگیرید:

· وقتی می‌خواهید یک چرخ لنگر سنگین را بچرخانید (افزایش جریان)، به نیروی زیادی نیاز دارید و آن به آرامی سرعت می‌گیرد.
· وقتی چرخ لنگر در حال چرخش است (جریان برقرار)، می‌خواهد به چرخش خود ادامه دهد و اگر سعی کنید آن را ناگهان متوقف کنید (کاهش جریان)، با نیروی زیادی مخالفت می‌کند.

این دقیقاً رفتار سلف در برابر تغییرات ناگهانی جریان است.

---

عملکرد سلف در حالت‌های مختلف مدار

۱. در مدار DC (جریان مستقیم)

· در لحظه اولیه اتصال به منبع DC، سلف مانند یک مقاومت بسیار بزرگ عمل می‌کند و اجازه افزایش ناگهانی جریان را نمی‌دهد. جریان به تدریج از صفر افزایش می‌یابد.
· پس از گذشت زمان کوتاهی، جریان به حداکثر مقدار خود (طبق قانون اهم: I = V/R) می‌رسد و سلف در این حالت مانند یک سیم ساده عمل می‌کند (مقاومت بسیار ناچیز در برابر جریان DC ثابت).
· در لحظه قطع مدار، سلف با آزاد کردن انرژی ذخیره شده در میدان مغناطیسی‌اش، سعی می‌کند جریان را ادامه دهد. این امر می‌تواند باعث ایجاد یک ولتاژ القایی بسیار بالا (ولتاژ ضربه) در دو سر خود شود.

۲. در مدار AC (جریان متناوب)

· از آنجایی که جریان AC دائماً در حال تغییر است، سلف همواره در حال "مقابله" با این تغییرات است.
· این مخالفت با تغییرات جریان، به صورت مقاومت ظاهری (Impedance) در برابر جریان AC خود را نشان می‌دهد. این مقاومت ظاهری با فرکانس سیگنال AC رابطه مستقیم دارد:
X_L = 2 \pi f L
· XL: راکتانس القایی (همان مقاومت در برابر AC - واحد آن اهم است)
· f: فرکانس سیگنال AC (بر حسب هرتز)
· L: اندوکتانس سلف (بر حسب هنری)
· نتیجه: سلف برای سیگنال‌های با فرکانس بالا، مقاومت بیشتری ایجاد می‌کند و به سیگنال‌های با فرکانس پایین اجازه عبور راحت‌تری می‌دهد. این خاصیت پایه و اساس ساخت فیلترهای فرکانسی است.

---

کاربردهای عملی و مهم سلف

با استفاده از ویژگی اصلی سلف، از آن در مدارهای مختلف برای اهداف خاصی استفاده می‌شود:

1. فیلترها:
· فیلتر پایین‌گذر (Low-Pass Filter): برای عبور فرکانس‌های پایین و تضعیف فرکانس‌های بالا.
· فیلرهای نویز: حذف نویزهای فرکانس بالا از خطوط برق یا سیگنال‌ها.
2. منابع تغذیه سوئیچینگ (SMPS):
· در مبدل‌های Buck, Boost و Buck-Boost از سلف برای ذخیره انرژی و تثبیت ولتاژ خروجی استفاده می‌شود.
3. مدارهای تیونینگ (Tuning Circuits):
· در رادیوها و تلویزیون‌ها، سلف در کنار خازن تشکیل یک مدار تشدید (Resonance) می‌دهد تا یک فرکانس خاص را انتخاب کند.
4. مدارهای تطبیق امپدانس (Impedance Matching):
· برای انتقال حداکثر توان از یک بخش مدار به بخش دیگر.
5. ترانسفورماتورها:
· یک ترانسفورماتور در واقع از دو یا چند سلف تشکیل شده که از طریق میدان مغناطیسی با هم کوپل شده‌اند و برای افزایش یا کاهش ولتاژ AC استفاده می‌شوند.
6. ذخیره‌سازی انرژی:
· در مدارهایی مانند Boosterها، سلف انرژی را در میدان مغناطیسی ذخیره و سپس آن را به صورت ولتاژ بالاتر آزاد می‌کند.
7. محدود کردن جریان هجومی (Inrush Current):
· در لحظه روشن شدن دستگاه‌های پرمصرف (مانند موتورها)، از سلف برای جلوگیری از افزایش ناگهانی و مخرب جریان استفاده می‌شود.

---

جمع‌بندی نهایی

ویژگی کلیدی مقاومت در برابر تغییرات جریان
رفتار در برابر DC پس از گذشت زمان، مانند سیم عمل می‌کند (مقاومت ناچیز).
رفتار در برابر AC ایجاد راکتانس القایی (XL) که با فرکانس رابطه مستقیم دارد.
ذخیره‌سازی انرژی انرژی را در یک میدان مغناطیسی ذخیره می‌کند.
عنصر مقابل خازن (که در برابر تغییرات ولتاژ مقاومت می‌کند و انرژی را در میدان الکتریکی ذخیره می‌کند).

به طور خلاصه، سلف یک جزء پسیو (غفعال) و حیاتی در الکترونیک است که از ویژگی مقاومت در برابر تغییر جریانش برای اهداف متنوعی مانند فیلتر کردن، ذخیره انرژی، تثبیت جریان و تنظیم فرکانس استفاده می‌شود.

@physics_school