#معرفی_کتاب
#هنر_ظریف_بی_خیالی
#فصل۳
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
فصل سوم با عنوان «شما استثنایی نیستید» (در نسخه اصلی: You Are Not Special) حملهٔ مستقیم و بیپردهای به یکی از مقدسترین ارزشهای فرهنگ مدرن، یعنی «ویژگی و استثنایی بودن» است. در اینجا نکات کلیدی این فصل با جزئیات بیشتر بررسی میشود:
نکات کلیدی فصل سوم:
۱. حمله به فرهنگ «همه ما برنده هستیم» و «احساس استحقاق» (The Culture of Participation Trophies):
· منسون استدلال میکند که به خصوص به نسلهای جوانتر (از جمله خودش) دائماً القا شده که بدون هیچ دلیل خاصی، خاص، منحصر به فرد و استثنایی هستند. این القا از طریق والدین، مدرسه، رسانهها و فرهنگ «همه یک جایزه میگیرند» اتفاق افتاده است.
· این فرهنگ یک «احساس استحقاق» (Sense of Entitlement) خطرناک ایجاد میکند: این احساس که جهان و دیگران موظف هستند خواستهها و انتظارات من را برآورده کنند، بدون این که من لزوماً کار خاصی برای به دست آوردن آن انجام داده باشم.
۲. پیامدهای مخرب باور به «استثنایی بودن»:
· شکنندگی روانی (Psychological Fragility): وقتی باور دارید که خاص هستید، هر شکست یا انتقاد کوچکی یک زخم عمیق بر پیکرهٔ هویت شما وارد میکند. زیرا آن شکست را نه یک رویداد عادی، بلکه یک توهین شخصی و نفی «ویژگی» ذاتی شما میدانید.
· نارضایتی مزمن (Chronic Dissatisfaction): اگر فکر کنید سزاوار بهترینها هستید، هر چیزی کمتر از «بهترین» شما را ناراضی خواهد کرد. یک شغل خوب، کافی نیست؛ باید رویایی باشد. یک رابطه خوب، کافی نیست؛ باید یک افسانه باشد. این نگرش دستیابی به رضایت را غیرممکن میکند.
· توقف رشد (Stunted Growth): اگر فکر کنید همین حالا هم کامل و خاص هستید، انگیزهای برای یادگیری، بهبود خود و کار سخت نخواهید داشت. چرا باید برای چیزی تلاش کنید که از قبل فکر میکنید دارید؟
۳. رهاییبخش بودن پذیرش «معمولی بودن»:
· اینجا نقطه قوت فصل است. منسون میگوید پذیرش این که شما یک انسان «معمولی» (Average) هستید، به هیچ وجه یک تسلیمنامه یا نگاه منفی نیست، بلکه یک آزادی فوقالعاده است.
· اگر شما معمولی باشید، یعنی:
· شکستهایتان معمولی است: همه شکست میخورند. شکست شما را خاص یا بدبخت نمیکند، فقط شما را انسانی مانند بقیه نشان میدهد.
· مشکلاتتان معمولی است: شما تنها کسی نیستید که با مشکلات مالی، عاطفی یا شغلی دست و پنجه نرم میکنید.
· فرصت رشد دارید: چون کامل نیستید، همیشه چیزی برای یادگیری و بهبود وجود دارد. این سفر یادگیری خودش میتواند معنادار و لذتبخش باشد.
۴. تفاوت بین «خاص بودن ذاتی» و «خاص شدن اکتسابی»:
· منسون بین دو مفهوم تمایز قائل میشود:
· خاص بودن ذاتی (Inherent Specialness): همان باور غلطی که فرهنگ مدرن ترویج میکند: این که شما از ابتدا و به خودی خود خاص هستید. این باور مضر است.
· خاص شدن اکتسابی (Earned Specialness): این نوع خاص بودن ارزشمند است. یعنی شما از طریق کار سخت، perseverance (پشتکار)، مهارتآموزی و غلبه بر چالشها، به نتیجهای استثنایی دست مییابید. این خاص بودن، محصول ارزشمند رنج و تلاش است، نه یک حق ذاتی.
۵. تأکید بر «فرآیند» به جای «هویت»:
· به جای این که به خودتان بگویید «من یک نابغه هستم» (که یک برچسب ثابت و شکننده است)، بهتر است بگویید «من هر روز سخت کار میکنم تا در کارم بهتر شوم» (که یک فرآیند پویا و قابل کنترل است).
· اولی شما را در برابر کوچکترین اشتباه آسیبپذیر میکند (اگر نابغه هستی، چرا شکست خوردی؟). دومی به شما اجازه میدهد شکست را بپذیرید و از آن یاد بگیرید (امروز شکست خوردم، فردا دوباره سختتر کار خواهم کرد).
جمعبندی نهایی فصل سوم:
فصل سوم از ما نمیخواهد که برای خودمان ارزش قائل نباشیم یا ambition (بلندپروازی) نداشته باشیم. برعکس، از ما میخواهد که «احساس استحقاق» بیاساس خود را رها کنیم تا بتوانیم «اعتماد به نفس واقعی» را بر پایهٔ کار سخت و دستاوردهای اکتسابی بسازیم.
نتیجهگیری نهایی این فصل این است: وقتی خود را از بار سنگین «مجبور بودن به خاص بودن» رها کنید، میتوانید انرژی خود را صرف چیزهایی کنید که واقعاً مهم هستند: یادگیری، رشد، برقراری ارتباط معنادار با دیگران و لذت بردن از سفر زندگی، به جای وسواس داشتن روی مقصدی رویایی که فکر میکنید استحقاق آن را دارید. این نگرش، پایهای مستحکم برای یک زندگی resilient (انعطافپذیر) و رضایتبخش است.
@physics_school
#هنر_ظریف_بی_خیالی
#فصل۳
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
فصل سوم با عنوان «شما استثنایی نیستید» (در نسخه اصلی: You Are Not Special) حملهٔ مستقیم و بیپردهای به یکی از مقدسترین ارزشهای فرهنگ مدرن، یعنی «ویژگی و استثنایی بودن» است. در اینجا نکات کلیدی این فصل با جزئیات بیشتر بررسی میشود:
نکات کلیدی فصل سوم:
۱. حمله به فرهنگ «همه ما برنده هستیم» و «احساس استحقاق» (The Culture of Participation Trophies):
· منسون استدلال میکند که به خصوص به نسلهای جوانتر (از جمله خودش) دائماً القا شده که بدون هیچ دلیل خاصی، خاص، منحصر به فرد و استثنایی هستند. این القا از طریق والدین، مدرسه، رسانهها و فرهنگ «همه یک جایزه میگیرند» اتفاق افتاده است.
· این فرهنگ یک «احساس استحقاق» (Sense of Entitlement) خطرناک ایجاد میکند: این احساس که جهان و دیگران موظف هستند خواستهها و انتظارات من را برآورده کنند، بدون این که من لزوماً کار خاصی برای به دست آوردن آن انجام داده باشم.
۲. پیامدهای مخرب باور به «استثنایی بودن»:
· شکنندگی روانی (Psychological Fragility): وقتی باور دارید که خاص هستید، هر شکست یا انتقاد کوچکی یک زخم عمیق بر پیکرهٔ هویت شما وارد میکند. زیرا آن شکست را نه یک رویداد عادی، بلکه یک توهین شخصی و نفی «ویژگی» ذاتی شما میدانید.
· نارضایتی مزمن (Chronic Dissatisfaction): اگر فکر کنید سزاوار بهترینها هستید، هر چیزی کمتر از «بهترین» شما را ناراضی خواهد کرد. یک شغل خوب، کافی نیست؛ باید رویایی باشد. یک رابطه خوب، کافی نیست؛ باید یک افسانه باشد. این نگرش دستیابی به رضایت را غیرممکن میکند.
· توقف رشد (Stunted Growth): اگر فکر کنید همین حالا هم کامل و خاص هستید، انگیزهای برای یادگیری، بهبود خود و کار سخت نخواهید داشت. چرا باید برای چیزی تلاش کنید که از قبل فکر میکنید دارید؟
۳. رهاییبخش بودن پذیرش «معمولی بودن»:
· اینجا نقطه قوت فصل است. منسون میگوید پذیرش این که شما یک انسان «معمولی» (Average) هستید، به هیچ وجه یک تسلیمنامه یا نگاه منفی نیست، بلکه یک آزادی فوقالعاده است.
· اگر شما معمولی باشید، یعنی:
· شکستهایتان معمولی است: همه شکست میخورند. شکست شما را خاص یا بدبخت نمیکند، فقط شما را انسانی مانند بقیه نشان میدهد.
· مشکلاتتان معمولی است: شما تنها کسی نیستید که با مشکلات مالی، عاطفی یا شغلی دست و پنجه نرم میکنید.
· فرصت رشد دارید: چون کامل نیستید، همیشه چیزی برای یادگیری و بهبود وجود دارد. این سفر یادگیری خودش میتواند معنادار و لذتبخش باشد.
۴. تفاوت بین «خاص بودن ذاتی» و «خاص شدن اکتسابی»:
· منسون بین دو مفهوم تمایز قائل میشود:
· خاص بودن ذاتی (Inherent Specialness): همان باور غلطی که فرهنگ مدرن ترویج میکند: این که شما از ابتدا و به خودی خود خاص هستید. این باور مضر است.
· خاص شدن اکتسابی (Earned Specialness): این نوع خاص بودن ارزشمند است. یعنی شما از طریق کار سخت، perseverance (پشتکار)، مهارتآموزی و غلبه بر چالشها، به نتیجهای استثنایی دست مییابید. این خاص بودن، محصول ارزشمند رنج و تلاش است، نه یک حق ذاتی.
۵. تأکید بر «فرآیند» به جای «هویت»:
· به جای این که به خودتان بگویید «من یک نابغه هستم» (که یک برچسب ثابت و شکننده است)، بهتر است بگویید «من هر روز سخت کار میکنم تا در کارم بهتر شوم» (که یک فرآیند پویا و قابل کنترل است).
· اولی شما را در برابر کوچکترین اشتباه آسیبپذیر میکند (اگر نابغه هستی، چرا شکست خوردی؟). دومی به شما اجازه میدهد شکست را بپذیرید و از آن یاد بگیرید (امروز شکست خوردم، فردا دوباره سختتر کار خواهم کرد).
جمعبندی نهایی فصل سوم:
فصل سوم از ما نمیخواهد که برای خودمان ارزش قائل نباشیم یا ambition (بلندپروازی) نداشته باشیم. برعکس، از ما میخواهد که «احساس استحقاق» بیاساس خود را رها کنیم تا بتوانیم «اعتماد به نفس واقعی» را بر پایهٔ کار سخت و دستاوردهای اکتسابی بسازیم.
نتیجهگیری نهایی این فصل این است: وقتی خود را از بار سنگین «مجبور بودن به خاص بودن» رها کنید، میتوانید انرژی خود را صرف چیزهایی کنید که واقعاً مهم هستند: یادگیری، رشد، برقراری ارتباط معنادار با دیگران و لذت بردن از سفر زندگی، به جای وسواس داشتن روی مقصدی رویایی که فکر میکنید استحقاق آن را دارید. این نگرش، پایهای مستحکم برای یک زندگی resilient (انعطافپذیر) و رضایتبخش است.
@physics_school
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۳
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
اجرای آزمایش و نتایج انقلابی
کلید موفقیت میلیکان، دقت فوقالعاده و صبر فراوان در مشاهده هزاران قطره روغن در مدت زمان طولانی بود. او و هاروی فلچر (دانشجویش) به صورت چشمی و با استفاده از یک تلسکوپ، حرکت قطرات منفرد را برای ساعتها زیر نظر میگرفتند.
نتیجه این مشاهدههای خستگیناپذیر، کشف یک واقعیت اساسی بود: بار اندازهگیری شده روی تمام قطرات، همیشه مضرب صحیحی از یک عدد بنیادی بود (۱.۶۰۲ × ۱۰⁻¹⁹ کولن). این یافته، شاهدی قاطع و تجربی بر این مفهوم بود که بار الکتریکی "کوانتیزه" است؛ یعنی تنها میتواند در بستههای گسسته و مضربهایی از یک مقدار پایه (بار الکترون) وجود داشته باشد. این کشف، بنیانی تجربی برای فیزیک اتمی و کوانتومی فراهم کرد. مقدار اندازهگیری شده توسط میلیکان با دقت کمتر از یک درصد، نزدیک به مقدار پذیرفته شده امروزی است.
تأیید اثر فوتوالکتریک و ثابت پلانک
همزمان با آزمایش قطره روغن، میلیکان به یکی دیگر از بزرگترین چالشهای فیزیک آن زمان پرداخت: اثر فوتوالکتریک. آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ با استفاده از مفهوم کوانتومی نور (فوتون) این پدیده را تبیین کرده بود. با این حال، نظریه اینشتین در آن زمان به شدت مورد بحث و حتی رد توسط بسیاری از فیزیکدانان، از جمله خود میلیکان، بود.
میلیکان، که اگرچه با نظریه کوانتوم نور مخالف بود، اما یک دانشمند تجربی بیطرف بود. او با طراحی مجموعهای از آزمایشهای بسیار دقیق بین سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۵، رابطه پیشبینی شده توسط اینشتین بین انرژی فوتونها (فرکانس نور) و انرژی الکترونهای گسیل شده را به دقت تأیید کرد. از شیب خط حاصل از دادههایش، او توانست مقدار ثابت پلانک (h) را با دقت بالایی محاسبه کند. irony تاریخ علم اینجاست که میلیکان، با آزمایشهای درخشانش، نظریهای را که شخصاً به آن باور نداشت، به بهترین شکل ممکن تأیید کرد. او بعدها در زندگینامه خود نوشت: "من ده سال از عمرم را صرف آزمایش بر روی معادله اینشتین کردم و بر خلاف تمام انتظاراتم، مجبور شدم در سال ۱۹۱۵ صحت بیچون و چرای آن را اعلام کنم."
#ادامه دارد
@physics_school
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۳
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
اجرای آزمایش و نتایج انقلابی
کلید موفقیت میلیکان، دقت فوقالعاده و صبر فراوان در مشاهده هزاران قطره روغن در مدت زمان طولانی بود. او و هاروی فلچر (دانشجویش) به صورت چشمی و با استفاده از یک تلسکوپ، حرکت قطرات منفرد را برای ساعتها زیر نظر میگرفتند.
نتیجه این مشاهدههای خستگیناپذیر، کشف یک واقعیت اساسی بود: بار اندازهگیری شده روی تمام قطرات، همیشه مضرب صحیحی از یک عدد بنیادی بود (۱.۶۰۲ × ۱۰⁻¹⁹ کولن). این یافته، شاهدی قاطع و تجربی بر این مفهوم بود که بار الکتریکی "کوانتیزه" است؛ یعنی تنها میتواند در بستههای گسسته و مضربهایی از یک مقدار پایه (بار الکترون) وجود داشته باشد. این کشف، بنیانی تجربی برای فیزیک اتمی و کوانتومی فراهم کرد. مقدار اندازهگیری شده توسط میلیکان با دقت کمتر از یک درصد، نزدیک به مقدار پذیرفته شده امروزی است.
تأیید اثر فوتوالکتریک و ثابت پلانک
همزمان با آزمایش قطره روغن، میلیکان به یکی دیگر از بزرگترین چالشهای فیزیک آن زمان پرداخت: اثر فوتوالکتریک. آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ با استفاده از مفهوم کوانتومی نور (فوتون) این پدیده را تبیین کرده بود. با این حال، نظریه اینشتین در آن زمان به شدت مورد بحث و حتی رد توسط بسیاری از فیزیکدانان، از جمله خود میلیکان، بود.
میلیکان، که اگرچه با نظریه کوانتوم نور مخالف بود، اما یک دانشمند تجربی بیطرف بود. او با طراحی مجموعهای از آزمایشهای بسیار دقیق بین سالهای ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۵، رابطه پیشبینی شده توسط اینشتین بین انرژی فوتونها (فرکانس نور) و انرژی الکترونهای گسیل شده را به دقت تأیید کرد. از شیب خط حاصل از دادههایش، او توانست مقدار ثابت پلانک (h) را با دقت بالایی محاسبه کند. irony تاریخ علم اینجاست که میلیکان، با آزمایشهای درخشانش، نظریهای را که شخصاً به آن باور نداشت، به بهترین شکل ممکن تأیید کرد. او بعدها در زندگینامه خود نوشت: "من ده سال از عمرم را صرف آزمایش بر روی معادله اینشتین کردم و بر خلاف تمام انتظاراتم، مجبور شدم در سال ۱۹۱۵ صحت بیچون و چرای آن را اعلام کنم."
#ادامه دارد
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نوستالژیک
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پردهها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
@physics_school
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پردهها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهٔ بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
2=مدار_تک_حلقه_و_توان_الکتریکی_بدون_پاشخ.pdf
373.9 KB
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم
قسمت دوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
فصل دوم
قسمت دوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
3=اتصال مقاومت ها - بدون پاسخ.pdf
333 KB
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم
قسمت سوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
فصل دوم
قسمت سوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
1=بازتاب و شکست و پراش -بدون پاسخ.pdf
1.1 MB
کتاب کار فیزیک دوازدهم
فصل چهارم
قسمت اول
#کتاب_کار
#برهمکنشهای_موج
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
فصل چهارم
قسمت اول
#کتاب_کار
#برهمکنشهای_موج
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
4-کل کتاب کار بدون پاسخ.pdf
720.4 KB
آزمون پایانی فیزیک یازدهم
#فیزیک2
#کتاب_کار
#مغناطیس
کتاب کار مغناطیس
برای خرید ودریافت پاسخنامه با فرمت ورد به آی دی زیر پیام بدهید
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#فیزیک2
#کتاب_کار
#مغناطیس
کتاب کار مغناطیس
برای خرید ودریافت پاسخنامه با فرمت ورد به آی دی زیر پیام بدهید
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
❤1
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
1=نوسان و موج ق 1.pdf
388.4 KB
#فلش_کارت
#فیزیک3
#نوسان
#قسمت1
خلاصه عالی برای فصل سوم فیزیک دوازدهم
نوسان و موج
قسمت اول
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#فیزیک3
#نوسان
#قسمت1
خلاصه عالی برای فصل سوم فیزیک دوازدهم
نوسان و موج
قسمت اول
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
❤1
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
#انبساط_جهان
چگونه می توان اثبات کرد جهان در حال انبساط است؟
@physics_school
اثبات انبساط جهان عمدتاً بر اساس مشاهدات نجومی و قوانین فیزیکی استوار است. در ادامه به مهمترین دلایل و روشهای اثبات این پدیده میپردازیم:
۱. قانون هابل و انتقال به سرخ (Redshift)
- مشاهدات ادوین هابل (1929): هابل دریافت که کهکشانهای دوردست در حال دور شدن از ما هستند و سرعت دورشدن آنها با فاصلهشان از زمین رابطه مستقیم دارد.
- انتقال به سرخ نور: نور کهکشانهای دوردست به سمت طولموج قرمز (انتقال به سرخ) جابجا میشود. این پدیده ناشی از اثر دوپلر است و نشان میدهد که کهکشانها در حال دورشدن هستند.
۲. تابش زمینه کیهان (CMB)
- کشف تابش ریزموج باقیمانده از مهبانگ (Big Bang) در سال ۱۹۶۵ توسط پنزیاس و ویلسون شاهدی قوی بر انبساط جهان است.
- بررسیهای ماهوارههایی مانند COBE، WMAP، و پلانک نشان دادهاند که این تابش با دقت بالایی یک طیف جسم سیاه دارد و ناهمسانگردیهای کوچک در آن، الگوی انبساط جهان را تأیید میکند.
۳. مشاهدات ابرنواخترهای نوع Ia
- ابرنواخترهای نوع Ia به عنوان شمعهای استاندارد (standard candles) استفاده میشوند، زیرا روشنایی ذاتی شناختهشدهای دارند.
- در دهه ۱۹۹۰، مشاهدات نشان داد که کهکشانهای حاوی این ابرنواخترها سریعتر از حد انتظار در حال دورشدن هستند، که به کشف انبساط شتابان جهان منجر شد (جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۱).
۴. تئوری نسبیت عام اینشتین
- معادلات اینشتین پیشبینی میکنند که جهان باید منبسط یا منقبض شود. او ابتدا با معرفی ثابت کیهانشناسی سعی کرد جهان ایستا را توجیه کند، اما پس از کشف هابل، این نظریه تأیید شد که جهان در حال انبساط است.
۵. توزیع کهکشانها و ساختار بزرگمقیاس جهان
- نقشهبرداریهای مدرن (مانند Sloan Digital Sky Survey) نشان میدهند که کهکشانها در رشتهها و خوشههایی توزیع شدهاند که با مدلهای انبساط جهان سازگار است.
نتیجهگیری:
ترکیب انتقال به سرخ کهکشانها، تابش زمینه کیهان، مشاهدات ابرنواخترها، و پشتیبانی نظریه نسبیت عام، همگی نشان میدهند که جهان نه تنها در حال انبساط است، بلکه این انبساط با شتاب ادامه دارد. این شتاب به دلیل وجود انرژی تاریک (Dark Energy) توجیه میشود.
اگر علاقه بیشتری دارید پیشنهاد می کنم فایل صوتی زیر را گوش کنید.
👇👇👇👇👇
@physics_school
چگونه می توان اثبات کرد جهان در حال انبساط است؟
@physics_school
اثبات انبساط جهان عمدتاً بر اساس مشاهدات نجومی و قوانین فیزیکی استوار است. در ادامه به مهمترین دلایل و روشهای اثبات این پدیده میپردازیم:
۱. قانون هابل و انتقال به سرخ (Redshift)
- مشاهدات ادوین هابل (1929): هابل دریافت که کهکشانهای دوردست در حال دور شدن از ما هستند و سرعت دورشدن آنها با فاصلهشان از زمین رابطه مستقیم دارد.
- انتقال به سرخ نور: نور کهکشانهای دوردست به سمت طولموج قرمز (انتقال به سرخ) جابجا میشود. این پدیده ناشی از اثر دوپلر است و نشان میدهد که کهکشانها در حال دورشدن هستند.
۲. تابش زمینه کیهان (CMB)
- کشف تابش ریزموج باقیمانده از مهبانگ (Big Bang) در سال ۱۹۶۵ توسط پنزیاس و ویلسون شاهدی قوی بر انبساط جهان است.
- بررسیهای ماهوارههایی مانند COBE، WMAP، و پلانک نشان دادهاند که این تابش با دقت بالایی یک طیف جسم سیاه دارد و ناهمسانگردیهای کوچک در آن، الگوی انبساط جهان را تأیید میکند.
۳. مشاهدات ابرنواخترهای نوع Ia
- ابرنواخترهای نوع Ia به عنوان شمعهای استاندارد (standard candles) استفاده میشوند، زیرا روشنایی ذاتی شناختهشدهای دارند.
- در دهه ۱۹۹۰، مشاهدات نشان داد که کهکشانهای حاوی این ابرنواخترها سریعتر از حد انتظار در حال دورشدن هستند، که به کشف انبساط شتابان جهان منجر شد (جایزه نوبل فیزیک ۲۰۱۱).
۴. تئوری نسبیت عام اینشتین
- معادلات اینشتین پیشبینی میکنند که جهان باید منبسط یا منقبض شود. او ابتدا با معرفی ثابت کیهانشناسی سعی کرد جهان ایستا را توجیه کند، اما پس از کشف هابل، این نظریه تأیید شد که جهان در حال انبساط است.
۵. توزیع کهکشانها و ساختار بزرگمقیاس جهان
- نقشهبرداریهای مدرن (مانند Sloan Digital Sky Survey) نشان میدهند که کهکشانها در رشتهها و خوشههایی توزیع شدهاند که با مدلهای انبساط جهان سازگار است.
نتیجهگیری:
ترکیب انتقال به سرخ کهکشانها، تابش زمینه کیهان، مشاهدات ابرنواخترها، و پشتیبانی نظریه نسبیت عام، همگی نشان میدهند که جهان نه تنها در حال انبساط است، بلکه این انبساط با شتاب ادامه دارد. این شتاب به دلیل وجود انرژی تاریک (Dark Energy) توجیه میشود.
اگر علاقه بیشتری دارید پیشنهاد می کنم فایل صوتی زیر را گوش کنید.
👇👇👇👇👇
@physics_school
@sokhanranihaa - علی هادیان – انبساط جهان؟! چرا؟ - کانال سخنرانی…
@sokhanranihaa
#صوت
🔊فایل صوتی
علی هادیان
در این صوت می شنوید:
انبساط جهان؟! چرا؟
چرا دانشمندان می گویند جهان در حال انبساط است؟
*اشتباهات کیهان شناسی در طول تاریخ علم:
۱-سابقه تاریخی کیهان شناسی خوب نیست و پیش بینی های آنها در طول تاریخ اشتباه بوده و دائما در حال عوض شدن است
۲-به علت ابعاد وسیع کیهان و عدم دسترسي به نقاط مختلف کیهان نمی توان آن را در آزمایشگاه مدل سازی کنیم
*دکارت دو شرط برای پذیرش یک موضوع بیان می کند:
۱-واضح و روشن باشد ۲-متمایز باشد
*نظریه نسبیت عام توضیح می دهد جهان در حال انبساط است.
*به کمک اثر دوپلر و طیف سنجی تایید می شود جهان در حال انبساط است
دانشمندان با مشاهده خطوط طیفی ایجاد شده از منبع نور توانستند تندی آن منبع را تعیین کنند.
*هابل متوجه شد : ۱-کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند. ۲- هر چقدر فاصله آنها از ما بیشتر است تندی دور شدن آنها از ما بیشتر است. که منجر به قانون هابل شد.
***#سوال_باز و بدون پاسخ که علم و کیهان شناسی فعلا برای آن پاسخی ندارد:
جهان در حال انبساط در درون چه چیزی در حال انبساط است؟ و به کجا در حال انبساط است؟ این فضا و زمان در حال حرکت به کجا است؟
@physics_school
🔊فایل صوتی
علی هادیان
در این صوت می شنوید:
انبساط جهان؟! چرا؟
چرا دانشمندان می گویند جهان در حال انبساط است؟
*اشتباهات کیهان شناسی در طول تاریخ علم:
۱-سابقه تاریخی کیهان شناسی خوب نیست و پیش بینی های آنها در طول تاریخ اشتباه بوده و دائما در حال عوض شدن است
۲-به علت ابعاد وسیع کیهان و عدم دسترسي به نقاط مختلف کیهان نمی توان آن را در آزمایشگاه مدل سازی کنیم
*دکارت دو شرط برای پذیرش یک موضوع بیان می کند:
۱-واضح و روشن باشد ۲-متمایز باشد
*نظریه نسبیت عام توضیح می دهد جهان در حال انبساط است.
*به کمک اثر دوپلر و طیف سنجی تایید می شود جهان در حال انبساط است
دانشمندان با مشاهده خطوط طیفی ایجاد شده از منبع نور توانستند تندی آن منبع را تعیین کنند.
*هابل متوجه شد : ۱-کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند. ۲- هر چقدر فاصله آنها از ما بیشتر است تندی دور شدن آنها از ما بیشتر است. که منجر به قانون هابل شد.
***#سوال_باز و بدون پاسخ که علم و کیهان شناسی فعلا برای آن پاسخی ندارد:
جهان در حال انبساط در درون چه چیزی در حال انبساط است؟ و به کجا در حال انبساط است؟ این فضا و زمان در حال حرکت به کجا است؟
@physics_school
#دینامیک
#پرتکرار
خلاصه ای عالی برای جمع بندی دینامیک
بررسی انواع مثال های پرتکرار در دینامیک و رسم نیروها و نوشتن روابط مربوطه
_______
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#پرتکرار
خلاصه ای عالی برای جمع بندی دینامیک
بررسی انواع مثال های پرتکرار در دینامیک و رسم نیروها و نوشتن روابط مربوطه
_______
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۴
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
تحقیقات در مورد پرتوهای کیهانی
پس از دریافت جایزه نوبل، میلیکان به سراغ یک معما بزرگ دیگر رفت: تشعشعات یونیزان مرموزی که از فضا میآمدند و در آن زمان "پرتوهای فرابنفش با انرژی بالا" تصور میشدند. میلیکان اصطلاح "پرتوهای کیهانی" را برای آنها ابداع کرد.
او با استفاده از بالنهای در سطح بالای ارتفاع و دستگاههای اندازهگیری، شدت این پرتوها را در ارتفاعات مختلف و در اعماق دریاچهها مطالعه کرد. نظریه شخصی میلیکان این بود که این پرتوها، فوتونهای پرانرژی هستند که در فرآیند زایش و نابودی اتمها در فضا تولید میشوند. او این ایده را "فرضیه تولد اتم" مینامید. اگرچه این نظریه بعدها توسط دیگران (مانند آرتور کامپتون) رد شد و ثابت گردید که پرتوهای کوهانی عمدتاً ذرات باردار پرانرژی هستند، اما تحقیقات پیشگامانه میلیکان، زمینهساز شاخه کاملی از فیزیک به نام فیزیک پرتوهای کوهانی شد که به کشف ذرات جدیدی مانند پوزیترون و میون انجامید.
صفحه ۸: میراث علمی و مدیریت آموزشی
میلیکان تنها یک آزمایشگر نابغه نبود؛ او یک سازمانده و مروج علم بود.
· تحول در دانشگاه کلتک: رهبری او باعث شد Caltech به سرعت به رقیبی برای دانشگاههای بزرگی مانند هاروارد و MIT تبدیل شود. او بر اهمیت تحقیقات بنیادی در کنار مهندسی تأکید داشت.
· نویسندگی: او نویسنده کتابهای درسی بسیار محبوبی بود که نسلهایی از دانشجویان فیزیک در آمریکا با آن آموزش دیدند.
· خدمات در زمان جنگ: در طول جنگ جهانی اول، به عنوان رئیس بخش تحقیقات علمی انجمن ملی تحقیقات (NRC) خدمت کرد و تلاشهای علمی آمریکا را برای اهداف نظامی هماهنگ میکرد.
· شاگردان برجسته: افرادی مانند کارل اندرسون (برنده جایزه نوبل به خاطر کشف پوزیترون) و چین-شیونگ وو (فیزیکدان هستهای مشهور) از جمله دانشمندانی بودند که تحت تأثیر محیط علمی ایجاد شده توسط میلیکان پرورش یافتند.
#ادامه_دارد
@physics_school
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۴
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
تحقیقات در مورد پرتوهای کیهانی
پس از دریافت جایزه نوبل، میلیکان به سراغ یک معما بزرگ دیگر رفت: تشعشعات یونیزان مرموزی که از فضا میآمدند و در آن زمان "پرتوهای فرابنفش با انرژی بالا" تصور میشدند. میلیکان اصطلاح "پرتوهای کیهانی" را برای آنها ابداع کرد.
او با استفاده از بالنهای در سطح بالای ارتفاع و دستگاههای اندازهگیری، شدت این پرتوها را در ارتفاعات مختلف و در اعماق دریاچهها مطالعه کرد. نظریه شخصی میلیکان این بود که این پرتوها، فوتونهای پرانرژی هستند که در فرآیند زایش و نابودی اتمها در فضا تولید میشوند. او این ایده را "فرضیه تولد اتم" مینامید. اگرچه این نظریه بعدها توسط دیگران (مانند آرتور کامپتون) رد شد و ثابت گردید که پرتوهای کوهانی عمدتاً ذرات باردار پرانرژی هستند، اما تحقیقات پیشگامانه میلیکان، زمینهساز شاخه کاملی از فیزیک به نام فیزیک پرتوهای کوهانی شد که به کشف ذرات جدیدی مانند پوزیترون و میون انجامید.
صفحه ۸: میراث علمی و مدیریت آموزشی
میلیکان تنها یک آزمایشگر نابغه نبود؛ او یک سازمانده و مروج علم بود.
· تحول در دانشگاه کلتک: رهبری او باعث شد Caltech به سرعت به رقیبی برای دانشگاههای بزرگی مانند هاروارد و MIT تبدیل شود. او بر اهمیت تحقیقات بنیادی در کنار مهندسی تأکید داشت.
· نویسندگی: او نویسنده کتابهای درسی بسیار محبوبی بود که نسلهایی از دانشجویان فیزیک در آمریکا با آن آموزش دیدند.
· خدمات در زمان جنگ: در طول جنگ جهانی اول، به عنوان رئیس بخش تحقیقات علمی انجمن ملی تحقیقات (NRC) خدمت کرد و تلاشهای علمی آمریکا را برای اهداف نظامی هماهنگ میکرد.
· شاگردان برجسته: افرادی مانند کارل اندرسون (برنده جایزه نوبل به خاطر کشف پوزیترون) و چین-شیونگ وو (فیزیکدان هستهای مشهور) از جمله دانشمندانی بودند که تحت تأثیر محیط علمی ایجاد شده توسط میلیکان پرورش یافتند.
#ادامه_دارد
@physics_school
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۵
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
ویژگیهای شخصی و نقدها
میلیکان فردی با اعتماد بهنفس بالا، سختکوش و باانضباط بود. او به دقت تجربی و یکپارچگی علمی اعتقاد راسخ داشت. با این حال، شخصیت او گاهی با لجبازی و تعصب همراه بود. مشهور است که سالها پس از اینکه شواهد قاطع نشان دادند پرتوهای کیهانی ذرات باردار هستند، او به نظریه فوتونی خود پایبند ماند. همچنین، در مورد اولویت کشف در آزمایش قطره روغن، اختلافاتی با دستیارش، هاروی فلچر، وجود داشت که امروزه نقش فلچر به طور گستردهتری به رسمیت شناخته میشود.
علیرغم این نکات، میلیکان نمادی از فیزیکدان تجربی ایدهآل بود: کسی که با پشتکار و مهارت فوقالعاده، پدیدههای طبیعی را به قلمرو اندازهگیری دقیق میکشاند.
---
صفحه ۱۰: جمعبندی و نتیجهگیری
رابرت اندروز میلیکان را میتوان به حق یکی از معماران فیزیک مدرن دانست. دستاوردهای او در اندازهگیری بار الکترون و تأیید اثر فوتوالکتریک، دو ستون اصلی برای توسعه مکانیک کوانتومی و فیزیک ذرات بنیادی بودند. او با آزمایشهایش، مفاهیم انتزاعی "کوانتومی شدن" را به واقعیتهای کمّی و ملموس تبدیل کرد
فراتر از دستاوردهای شخصی، میلیکان نقش بیبدیلی در نهادینه کردن علم در آمریکا ایفا کرد. رهبری او در Caltech و مشارکتهایش در سطح ملی، به تقویت جایگاه علم به عنوان موتور محرک پیشرفت کمک شایانی کرد. میلیکان در ۱۹ دسامبر ۱۹۵۳ در سن دیگو، کالیفرنیا درگذشت، اما میراث او بهعنوان دانشمندی که مرزهای دقت تجربی را جابهجا کرد و نهادهای علمی را تقویت نمود، تا به امروز پابرجاست. او تجسم این جمله معروف بود: "علم با اندازهگیری پیش میرود."
#پایان
@physics_school
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۵
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
ویژگیهای شخصی و نقدها
میلیکان فردی با اعتماد بهنفس بالا، سختکوش و باانضباط بود. او به دقت تجربی و یکپارچگی علمی اعتقاد راسخ داشت. با این حال، شخصیت او گاهی با لجبازی و تعصب همراه بود. مشهور است که سالها پس از اینکه شواهد قاطع نشان دادند پرتوهای کیهانی ذرات باردار هستند، او به نظریه فوتونی خود پایبند ماند. همچنین، در مورد اولویت کشف در آزمایش قطره روغن، اختلافاتی با دستیارش، هاروی فلچر، وجود داشت که امروزه نقش فلچر به طور گستردهتری به رسمیت شناخته میشود.
علیرغم این نکات، میلیکان نمادی از فیزیکدان تجربی ایدهآل بود: کسی که با پشتکار و مهارت فوقالعاده، پدیدههای طبیعی را به قلمرو اندازهگیری دقیق میکشاند.
---
صفحه ۱۰: جمعبندی و نتیجهگیری
رابرت اندروز میلیکان را میتوان به حق یکی از معماران فیزیک مدرن دانست. دستاوردهای او در اندازهگیری بار الکترون و تأیید اثر فوتوالکتریک، دو ستون اصلی برای توسعه مکانیک کوانتومی و فیزیک ذرات بنیادی بودند. او با آزمایشهایش، مفاهیم انتزاعی "کوانتومی شدن" را به واقعیتهای کمّی و ملموس تبدیل کرد
فراتر از دستاوردهای شخصی، میلیکان نقش بیبدیلی در نهادینه کردن علم در آمریکا ایفا کرد. رهبری او در Caltech و مشارکتهایش در سطح ملی، به تقویت جایگاه علم به عنوان موتور محرک پیشرفت کمک شایانی کرد. میلیکان در ۱۹ دسامبر ۱۹۵۳ در سن دیگو، کالیفرنیا درگذشت، اما میراث او بهعنوان دانشمندی که مرزهای دقت تجربی را جابهجا کرد و نهادهای علمی را تقویت نمود، تا به امروز پابرجاست. او تجسم این جمله معروف بود: "علم با اندازهگیری پیش میرود."
#پایان
@physics_school
❓آیا درسته که
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد .....
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد .....
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
👌1
❓آیا درسته که
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد فکر کرد (البته در طول زمان)
چرا فقط در چارچوب های مرجع لخت قوانین فیزیک یکسان باشند؟
پس چارچوب های شتابدار چی؟
شتابدار ها رو هم وارد داستان کرد.
و این شد از اصول نسبیت عام.
در نسبیت عام قوانین فیزیک در همهی چارچوبها (لخت و شتابدار) یکساناند. هیچ ناظری بر دیگری برتری نداره.
✅در نسبیت گالیله ای:
بازه های زمانی ثابتند.
✅در نسبیت خاص:
بازه های زمانی ثابت نیستند.
✅در نسبیت عام:
نه بازه های زمانی ثابتند
و
نه جهت آینده.
🔹در نسبیت گالیلهای: زمان مطلق بود.
🔹در نسبیت خاص: زمان مطلق نیست.
🔹در نسبیت عام: حتی ساختار فضا-زمان هم مطلق نیست.
🖍یعنی تمام ناظر های لخت و شتابدار هم ارزند.
اما به این قیمت که دیگه
بازه های زمانی و جهت آینده ثابت نیست.
توضیح بیشتر در پست زیر
👇👇👇👇
@physics_school
وقتی من سوار ماشین می شم
و در اتوبان حرکت میکنم
قوانین مکسول برقرار نباشه !
اما
وقتی به مقصد رسیدم و از ماشین پیاده شدم،
قوانین مکسول برقرار باشه؟!
🖍فیزیکدانان دنبال این بودند
که قوانین فیزیک در این دو حالت فرق نداشته باشه.
«فیزیکدانها نمیخواستند قوانین الکترومغناطیس وابسته به سرعت ناظر باشه. یعنی چه در حال حرکت باشی، چه ایستاده، همون قوانین برقرار باشند.»
🖍اینشتین اومد گفت:
❓چرا قوانین مکانیک در همه چارچوب های مرجع لخت یکسان باشه؟!
(نسبیت گالیله ای فقط شامل قوانین مکانیک بود )
🖍اینشتین پرسید:
چرا فقط قوانین مکانیک در همهی چارچوبهای لَخت یکسان باشه؟
✅باید همهی قوانین فیزیک (از جمله الکترومغناطیس) در چارچوبهای لخت یکسان باشند.
این شد اصل اول نسبیت خاص.
یعنی الکترومغناطیس رو هم به مکانیک اضافه کرد.
و این شد اصل اول نسبیت خاص.
(البته اضافه کردن الکترومغناطیس به مکانیک خیلی جسارت میخواست .
چون سرعت نور ثابت بود و جمع گالیله ای سرعت ها در موردش صادق نبود.)
🖍و بعد فکر کرد (البته در طول زمان)
چرا فقط در چارچوب های مرجع لخت قوانین فیزیک یکسان باشند؟
پس چارچوب های شتابدار چی؟
شتابدار ها رو هم وارد داستان کرد.
و این شد از اصول نسبیت عام.
در نسبیت عام قوانین فیزیک در همهی چارچوبها (لخت و شتابدار) یکساناند. هیچ ناظری بر دیگری برتری نداره.
✅در نسبیت گالیله ای:
بازه های زمانی ثابتند.
✅در نسبیت خاص:
بازه های زمانی ثابت نیستند.
✅در نسبیت عام:
نه بازه های زمانی ثابتند
و
نه جهت آینده.
🔹در نسبیت گالیلهای: زمان مطلق بود.
🔹در نسبیت خاص: زمان مطلق نیست.
🔹در نسبیت عام: حتی ساختار فضا-زمان هم مطلق نیست.
🖍یعنی تمام ناظر های لخت و شتابدار هم ارزند.
اما به این قیمت که دیگه
بازه های زمانی و جهت آینده ثابت نیست.
توضیح بیشتر در پست زیر
👇👇👇👇
@physics_school
👌1
#تاریخ_علم
#گالیله
#انیشتین
در پست بالا سیر تکامل فکری از نسبیت گالیلهای تا نسبیت عام اینشتین را به زیبایی و با مثال سادهی اولیه نشان میدهد.
نکاتی در مورد آن و توضیح بیشتر:
1. سؤال اولیه
جمله ی «آیا درسته که وقتی من سوار ماشین می شم... قوانین مکسول برقرار نباشه؟!» یک سؤال طنزآمیز و بسیار هوشمندانه است. این سؤال دقیقاً مشکل اصلی فیزیک در اواخر قرن نوزدهم را نشان میدهد:
فیزیکدانان فکر میکردند قوانین الکترومغناطیس (مکسول) فقط در یک چارچوب مرجع خاص (به نام "اتر") برقرار است.
بنابراین، اگر شما با سرعت ثابت در اتوبان حرکت کنید، در چارچوب مرجع شما این قوانین ممکن است به شکل دیگری به نظر برسند.
· این ایده که قوانین فیزیک بسته به حالت حرکت شما تغییر کند، برای دانشمندان (و به طور خاص برای اینشتین) بسیار ناخوشایند و غیرمنطقی بود.
2. گذار از نسبیت گالیلهای به نسبیت خاص (دقیق و صحیح)
نسبیت گالیله ای: فقط قوانین مکانیک در تمام چارچوبهای لخت (بی شتاب) یکسان بودند.
معمای الکترومغناطیس: قوانین مکسول با نسبیت گالیله ای ناسازگار بودند، زیرا سرعت نور را ثابت پیشبینی میکرد، در حالی که نسبیت گالیله ای میگفت سرعتها باید جمع شوند.
· جرأت اینشتین: اینشتین به جای کنار گذاشتن قوانین مکسول، اصل نسبیت گالیله را گسترش داد و گفت: "همه ی قوانین فیزیک، از جمله الکترومغناطیس، باید در تمام چارچوبهای لخت یکسان باشند." این شد اصل اول نسبیت خاص.
نتیجه: پذیرش این اصل، اینشتین را مجبور کرد که تبدیلات لورنتز را بپذیرد و مفاهیم بنیادینی مانند اتساع زمان و انقباض طول را کشف کند.
3. گذار از نسبیت خاص به نسبیت عام (نگاه ژرف)
اینشتین پرسید: "چرا فقط چارچوبهای لخت؟ چارچوبهای شتابدار چطور؟"
این سؤال، موتور محرکه ی ایجاد نسبیت عام بود. اینشتین دریافت که اثرات گرانش (مثل ایستادن روی زمین) با اثرات شتاب (مثل ایستادن در یک موشک که با شتاب ۹.۸ m/s² در حرکت است) غیرقابل تشخیص هستند (اصل همارزی).
بنابراین، او نظریه ی خود را به گونهای گسترش داد که تمام چارچوبهای مرجع (چه لخت و چه شتابدار) را هم ارز در نظر بگیرد. این کار را با توصیف گرانش نه به عنوان یک نیرو، بلکه به عنوان انحنای فضا-زمان انجام داد.
4. هزینهی این هم ارزی
در نسبیت گالیلها ی: زمان مطلق و برای همه یکسان است.
· در نسبیت خاص: زمان مطلق نیست (اتساع زمان رخ میدهد)، اما هنوز میتوان به طور کلی از "آینده" صحبت کرد.
· در نسبیت عام: حتی مفهوم "جهت آینده" نیز در شرایط شدید (مثلاً نزدیک به یک سیاهچاله) میتواند برای ناظرهای مختلف متفاوت شود. فضا-زمان به قدری منحنی و پیچیده میشود که جهت جهانی برای زمان وجود ندارد.
در اینجا یک مسیر فکری کامل را ترسیم میکند:
1. از یک سؤال ساده و روزمره شروع میکند.
2. یک مشکل تاریخی بزرگ در فیزیک را نشان میدهد.
3. راه حل انقلابی اینشتین (نسبیت خاص) را شرح میدهد.
4. سپس تفکر عمیقتر او (نسبیت عام) را توضیح میدهد.
5. و در نهایت، به پیامدهای شگفتانگیز و ضدشهودی این نظریه ها میپردازد.
در تاریخ علم مشخص میشه چگونه پرسشهای به ظاهر ساده میتوانند به بزرگترین کشف های علمی منجر شوند.
@physics_school
#گالیله
#انیشتین
در پست بالا سیر تکامل فکری از نسبیت گالیلهای تا نسبیت عام اینشتین را به زیبایی و با مثال سادهی اولیه نشان میدهد.
نکاتی در مورد آن و توضیح بیشتر:
1. سؤال اولیه
جمله ی «آیا درسته که وقتی من سوار ماشین می شم... قوانین مکسول برقرار نباشه؟!» یک سؤال طنزآمیز و بسیار هوشمندانه است. این سؤال دقیقاً مشکل اصلی فیزیک در اواخر قرن نوزدهم را نشان میدهد:
فیزیکدانان فکر میکردند قوانین الکترومغناطیس (مکسول) فقط در یک چارچوب مرجع خاص (به نام "اتر") برقرار است.
بنابراین، اگر شما با سرعت ثابت در اتوبان حرکت کنید، در چارچوب مرجع شما این قوانین ممکن است به شکل دیگری به نظر برسند.
· این ایده که قوانین فیزیک بسته به حالت حرکت شما تغییر کند، برای دانشمندان (و به طور خاص برای اینشتین) بسیار ناخوشایند و غیرمنطقی بود.
2. گذار از نسبیت گالیلهای به نسبیت خاص (دقیق و صحیح)
نسبیت گالیله ای: فقط قوانین مکانیک در تمام چارچوبهای لخت (بی شتاب) یکسان بودند.
معمای الکترومغناطیس: قوانین مکسول با نسبیت گالیله ای ناسازگار بودند، زیرا سرعت نور را ثابت پیشبینی میکرد، در حالی که نسبیت گالیله ای میگفت سرعتها باید جمع شوند.
· جرأت اینشتین: اینشتین به جای کنار گذاشتن قوانین مکسول، اصل نسبیت گالیله را گسترش داد و گفت: "همه ی قوانین فیزیک، از جمله الکترومغناطیس، باید در تمام چارچوبهای لخت یکسان باشند." این شد اصل اول نسبیت خاص.
نتیجه: پذیرش این اصل، اینشتین را مجبور کرد که تبدیلات لورنتز را بپذیرد و مفاهیم بنیادینی مانند اتساع زمان و انقباض طول را کشف کند.
3. گذار از نسبیت خاص به نسبیت عام (نگاه ژرف)
اینشتین پرسید: "چرا فقط چارچوبهای لخت؟ چارچوبهای شتابدار چطور؟"
این سؤال، موتور محرکه ی ایجاد نسبیت عام بود. اینشتین دریافت که اثرات گرانش (مثل ایستادن روی زمین) با اثرات شتاب (مثل ایستادن در یک موشک که با شتاب ۹.۸ m/s² در حرکت است) غیرقابل تشخیص هستند (اصل همارزی).
بنابراین، او نظریه ی خود را به گونهای گسترش داد که تمام چارچوبهای مرجع (چه لخت و چه شتابدار) را هم ارز در نظر بگیرد. این کار را با توصیف گرانش نه به عنوان یک نیرو، بلکه به عنوان انحنای فضا-زمان انجام داد.
4. هزینهی این هم ارزی
در نسبیت گالیلها ی: زمان مطلق و برای همه یکسان است.
· در نسبیت خاص: زمان مطلق نیست (اتساع زمان رخ میدهد)، اما هنوز میتوان به طور کلی از "آینده" صحبت کرد.
· در نسبیت عام: حتی مفهوم "جهت آینده" نیز در شرایط شدید (مثلاً نزدیک به یک سیاهچاله) میتواند برای ناظرهای مختلف متفاوت شود. فضا-زمان به قدری منحنی و پیچیده میشود که جهت جهانی برای زمان وجود ندارد.
در اینجا یک مسیر فکری کامل را ترسیم میکند:
1. از یک سؤال ساده و روزمره شروع میکند.
2. یک مشکل تاریخی بزرگ در فیزیک را نشان میدهد.
3. راه حل انقلابی اینشتین (نسبیت خاص) را شرح میدهد.
4. سپس تفکر عمیقتر او (نسبیت عام) را توضیح میدهد.
5. و در نهایت، به پیامدهای شگفتانگیز و ضدشهودی این نظریه ها میپردازد.
در تاریخ علم مشخص میشه چگونه پرسشهای به ظاهر ساده میتوانند به بزرگترین کشف های علمی منجر شوند.
@physics_school
👌1
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
1=نوسان و موج ق 1.pdf
388.4 KB
#فلش_کارت
#فیزیک3
#نوسان
#قسمت1
خلاصه عالی برای فصل سوم فیزیک دوازدهم
نوسان و موج
قسمت اول
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
#فیزیک3
#نوسان
#قسمت1
خلاصه عالی برای فصل سوم فیزیک دوازدهم
نوسان و موج
قسمت اول
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
👌1
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
2=مدار_تک_حلقه_و_توان_الکتریکی_بدون_پاشخ.pdf
373.9 KB
کتاب کار فیزیک یازدهم
فصل دوم
قسمت دوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
فصل دوم
قسمت دوم
#کتاب_کار
#جریان_مستقیم
قوی ترین کانال آموزش فیزیک کشور :
@physics_school
برای خرید جزوهای مهندس نمازی با فرمت pdf و ورد و پاورپوینت به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید :
@ng2015
👌1
#نیوتون
#شرودینگر
#مقایسه
مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیقترین و زیباترین مقایسهها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی میزند.
در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف میکند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.
۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)
· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیتها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص میشود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، میتوانید مسیر آینده را با قطعیت پیشبینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل میکند.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمیکند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
#شرودینگر
#مقایسه
مقایسه در مورو قانون دوم نیوتن و معادله شرودینگر، یکی از عمیقترین و زیباترین مقایسهها در فیزیک است که به قلب تفاوت بین فیزیک کلاسیک و فیزیک کوانتومی میزند.
در یک نگاه کلی:
قانون دوم نیوتن دنیای کلاسیک و قطعیت را توصیف میکند.
معادله شرودینگر دنیای کوانتومی و احتمال را توصیف می کند.
۱. از نظر نوع توصیف سامانه (سیستم)
· قانون دوم نیوتن (F=ma):
· یک معادله برای مکان (x) و تکانه (p) ذره است. این کمیتها دقیقاً در هر لحظه قابل محاسبه هستند.
مسیر حرکت ذره (مثلاً یک سیاره یا توپ) به طور دقیق و قطعی مشخص میشود. اگر موقعیت و سرعت اولیه را بدانید، میتوانید مسیر آینده را با قطعیت پیشبینی کنید.
· نتیجه: در فیزیک کلاسیک، جهان مانند یک ماشین قطعی عمل میکند.
· معادله شرودینگر:
· یک معادله برای تابع موج (Ψ) ذره است. تابع موج خود یک کمیت فیزیکی مستقیم نیست، بلکه یک موجود ریاضی است که حاوی اطلاعات درباره سامانه است.
این معادله مسیر حرکت را توصیف نمیکند، بلکه نحوه تغییر و انتشار تابع موج در مکان و زمان را بیان ...
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇
@physics_school
❤2