#نیوتن
#سقوط_سیب
#صعود_علم
#پرسشگری
داستان نیوتن و سیب یکی از مشهورترین روایتها در تاریخ علم است، ولی اگر دقیق نگاه کنیم، بیشتر یک حکایت الهامبخش است تا یک رویداد تاریخی دقیق.
با این حال، معنا و فلسفه پشت آن بسیار جالب است.
🌳 داستان نیوتن و سیب
زمان و مکان: حوالی سال ۱۶۶۵–۱۶۶۶، در خانه و باغ نیوتن در انگلستان (کمبریج).
رویداد: گفته میشود نیوتن زیر درخت سیب نشسته بود و دید یک سیب از درخت افتاد. این سادهترین رویداد طبیعی، ذهن او را به فکر فرو برد:
چرا سیب به سمت زمین میافتد؟
چرا به سمت بالا یا کنار نمی افتد؟
نتیجه ذهنی:
این پرسش ساده باعث شد او به ایده گرانش جهانی برسد و بعداً قوانین حرکت و جاذبه را تدوین کند.
کنجکاوی علمی:
نیوتن از مشاهده ساده، سوال بنیادین پرسید.
تحلیل و انتزاع:
او فقط به افتادن سیب نگاه نکرد؛ به رابطه آن با حرکت ماه، سیارات و ستارگان فکر کرد.
تجزیه و ترکیب:
از مشاهدات محدود، به قوانین کلی طبیعت رسید (قانون جاذبه و سه قانون حرکت).
سادهترین چیزها میتوانند بزرگترین کشفها را به دنبال داشته باشند: یک سیب افتاده،..
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇👇
@physics_school
#سقوط_سیب
#صعود_علم
#پرسشگری
داستان نیوتن و سیب یکی از مشهورترین روایتها در تاریخ علم است، ولی اگر دقیق نگاه کنیم، بیشتر یک حکایت الهامبخش است تا یک رویداد تاریخی دقیق.
با این حال، معنا و فلسفه پشت آن بسیار جالب است.
🌳 داستان نیوتن و سیب
زمان و مکان: حوالی سال ۱۶۶۵–۱۶۶۶، در خانه و باغ نیوتن در انگلستان (کمبریج).
رویداد: گفته میشود نیوتن زیر درخت سیب نشسته بود و دید یک سیب از درخت افتاد. این سادهترین رویداد طبیعی، ذهن او را به فکر فرو برد:
چرا سیب به سمت زمین میافتد؟
چرا به سمت بالا یا کنار نمی افتد؟
نتیجه ذهنی:
این پرسش ساده باعث شد او به ایده گرانش جهانی برسد و بعداً قوانین حرکت و جاذبه را تدوین کند.
کنجکاوی علمی:
نیوتن از مشاهده ساده، سوال بنیادین پرسید.
تحلیل و انتزاع:
او فقط به افتادن سیب نگاه نکرد؛ به رابطه آن با حرکت ماه، سیارات و ستارگان فکر کرد.
تجزیه و ترکیب:
از مشاهدات محدود، به قوانین کلی طبیعت رسید (قانون جاذبه و سه قانون حرکت).
سادهترین چیزها میتوانند بزرگترین کشفها را به دنبال داشته باشند: یک سیب افتاده،..
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇👇
@physics_school
❤2
#نیوتن
#سقوط_سیب
#صعود_علم
#پرسشگری
داستان نیوتن و سیب یکی از مشهورترین روایتها در تاریخ علم است، ولی اگر دقیق نگاه کنیم، بیشتر یک حکایت الهامبخش است تا یک رویداد تاریخی دقیق.
با این حال، معنا و فلسفه پشت آن بسیار جالب است.
🌳 داستان نیوتن و سیب
زمان و مکان: حوالی سال ۱۶۶۵–۱۶۶۶، در خانه و باغ نیوتن در انگلستان (کمبریج).
رویداد: گفته میشود نیوتن زیر درخت سیب نشسته بود و دید یک سیب از درخت افتاد. این سادهترین رویداد طبیعی، ذهن او را به فکر فرو برد:
چرا سیب به سمت زمین میافتد؟
چرا به سمت بالا یا کنار نمی افتد؟
نتیجه ذهنی:
این پرسش ساده باعث شد او به ایده گرانش جهانی برسد و بعداً قوانین حرکت و جاذبه را تدوین کند.
کنجکاوی علمی:
نیوتن از مشاهده ساده، سوال بنیادین پرسید.
تحلیل و انتزاع:
او فقط به افتادن سیب نگاه نکرد؛ به رابطه آن با حرکت ماه، سیارات و ستارگان فکر کرد.
تجزیه و ترکیب:
از مشاهدات محدود، به قوانین کلی طبیعت رسید (قانون جاذبه و سه قانون حرکت).
سادهترین چیزها میتوانند بزرگترین کشفها را به دنبال داشته باشند: یک سیب افتاده، منبع یکی از بزرگترین تحولات علمی شد.
دقیق نگاه کردن به طبیعت:
جهان پر از نشانههای فهم است، کافی است دقت و تفکر داشته باشیم.
پیوند بین رویدادهای کوچک و قوانین جهان: هر رویداد طبیعی، ممکن است رازهای بزرگتر را آشکار کند.
نکته جالب تاریخی
نیوتن خودش در سال ۱۷۰۶ به این داستان اشاره کرد، ولی گفته شد که سیب مستقیماً روی سر او نیفتاده است!
هدف داستان نمایش الهام و کشف علمی بود، نه بیان یک حادثه دقیق.
@physics_school
#سقوط_سیب
#صعود_علم
#پرسشگری
داستان نیوتن و سیب یکی از مشهورترین روایتها در تاریخ علم است، ولی اگر دقیق نگاه کنیم، بیشتر یک حکایت الهامبخش است تا یک رویداد تاریخی دقیق.
با این حال، معنا و فلسفه پشت آن بسیار جالب است.
🌳 داستان نیوتن و سیب
زمان و مکان: حوالی سال ۱۶۶۵–۱۶۶۶، در خانه و باغ نیوتن در انگلستان (کمبریج).
رویداد: گفته میشود نیوتن زیر درخت سیب نشسته بود و دید یک سیب از درخت افتاد. این سادهترین رویداد طبیعی، ذهن او را به فکر فرو برد:
چرا سیب به سمت زمین میافتد؟
چرا به سمت بالا یا کنار نمی افتد؟
نتیجه ذهنی:
این پرسش ساده باعث شد او به ایده گرانش جهانی برسد و بعداً قوانین حرکت و جاذبه را تدوین کند.
کنجکاوی علمی:
نیوتن از مشاهده ساده، سوال بنیادین پرسید.
تحلیل و انتزاع:
او فقط به افتادن سیب نگاه نکرد؛ به رابطه آن با حرکت ماه، سیارات و ستارگان فکر کرد.
تجزیه و ترکیب:
از مشاهدات محدود، به قوانین کلی طبیعت رسید (قانون جاذبه و سه قانون حرکت).
سادهترین چیزها میتوانند بزرگترین کشفها را به دنبال داشته باشند: یک سیب افتاده، منبع یکی از بزرگترین تحولات علمی شد.
دقیق نگاه کردن به طبیعت:
جهان پر از نشانههای فهم است، کافی است دقت و تفکر داشته باشیم.
پیوند بین رویدادهای کوچک و قوانین جهان: هر رویداد طبیعی، ممکن است رازهای بزرگتر را آشکار کند.
نکته جالب تاریخی
نیوتن خودش در سال ۱۷۰۶ به این داستان اشاره کرد، ولی گفته شد که سیب مستقیماً روی سر او نیفتاده است!
هدف داستان نمایش الهام و کشف علمی بود، نه بیان یک حادثه دقیق.
@physics_school
❤2
1=فصل اول.pdf
129 KB
2=فصل دوم.pdf
94.9 KB
3= فصل سوم-1.pdf
139.8 KB
4= فصل چهارم.pdf
137.2 KB
5= فصل پنجم.pdf
112.8 KB
6= فصل ششم.pdf
119.1 KB
Forwarded from قیمت آنلاین / اخبار اقتصادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسئولان مدارس دولتی که مبلغی از خانوادهها مطالبه کنند، در صورت شکایات خانوادهها با تنزل درجه و انفصال از خدمت مواجه خواهند شد
💠 دکتر مجتبی شجاعتی ثمرین، کارشناس مسائل حقوقی: اگر مدارس دولتی هنگام ثبتنام یا در طول سال هر وجهی از خانوادهها مطالبه کنند، خانوادهها میتوانند شکایت حقوقی کنند/تمام وجوه دریافتی مدارس دولتی از خانوادهها در صورت شکایت خانوادهها باید کاملا مسترد شود.
🚷 @currency_gold
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
#معرفی_کتاب
#هنر_ظریف_بی_خیالی
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
فهرست فصلها
این کتاب شامل ۹ فصل است با عناوین زیر:
Don’t Try (تلاش نکنید)
Happiness Is a Problem (خوشبختی یک مشکل است)
You Are Not Special (شما خاص نیستید)
The Value of Suffering (ارزش رنج)
You Are Always Choosing (شما همیشه در حال انتخاب هستید)
You’re Wrong About Everything (But So Am I) (شما درباره همه چیز اشتباه میکنید ــ ولی من هم همینطورم)
Failure Is the Way Forward (شکست مسیر پیش رو است)
The Importance of Saying No (اهمیت نه گفتن)
…And Then You Die (و سپس شما میمیرید)
#نکاتی در مورد فصل اول کتاب:
فصل اول کتاب با عنوان "نباید تلاش برای 'خوب' بودن" (در نسخه اصلی: Don't Try) پایه و اساس کل فلسفه کتاب را بنا میگذارد. در اینجا نکات کلیدی و عمیقتر این فصل را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم:
نکات کلیدی فصل اول:
۱. نقد کوبنده «مثبتاندینی افراطی» (The Cult of Positivity):
· منسون استدلال میکند که صنعت خودیاری و انگیزشی مدرن، با شعارهای توخالی مانند «همیشه مثبت باش»، «بهترین خودت باش» و «همیشه موفق شو»، در واقع یک «جریان فرهنگیِ مخرب» ایجاد کرده است.
· این فرهنگ به ما القا میکند که همیشه باید احساس خوب داشته باشیم و هرگونه احساس منفی (غم، عصبانیت، ناامیدی) نشانهای از شکست و ضعف است. این نگرش باعث میشود وقتی به طور طبیعی احساسات منفی را تجربه میکنیم، خود را به خاطر آن سرزنش کنیم و یک دور باطل از نارضایتی ایجاد شود.
۲. پارادوکس اصلی: «تلاش برای بیشتر احساس خوب داشتن، منجر به احساس بدتر شدن میشود»:
· این فصل حول یک پارادوکس میچرخد: هرچه بیشتر بر روی "احساس خوب" تمرکز و بر آن اصرار کنیم، در مواجهه با ناملایمات زندگی شکنندهتر میشویم و در نهایت کمتر احساس رضایت میکنیم.
· منسون معتقد است مشکل، خودِ احساسات منفی نیستند، بلکه نگرش ما نسبت به آن احساسات است. وقتی قبول کنیم که احساسات منفی بخشی طبیعی و اجتنابناپذیر از زندگی هستند، قدرت خود را برای آزار دادن از دست میدهند.
۳. تفاوت بین «بیتفاوتی» و «بیخیالیِ رندانه»:
· این فصل به شدت بر توضیح این تفاوت کلیدی متمرکز است. منسون اصلاً از «بیتفاوتی مطلق» (Apathy) یا تنبلی دفاع نمیکند.
· «هنر رندانه به تخم گرفتن» که او از آن صحبت میکند، به معنای «بیخیالیِ انتخابی و هوشمندانه» است. یعنی ما به طور فعال تصمیم میگیریم به چه چیزهایی اهمیت دهیم و از چه چیزهایی بگذریم. این یک عمل آگاهانه و قدرتمند است.
۴. مثال محوری: «چارلز بوکوفسکی» و شعار «Don't Try»:
· منسون برای اثبات حرفش از زندگی و فلسفه شاعر و نویسنده معروف، چارلز بوکوفسکی، استفاده میکند. شعاری که روی سنگ قبر بوکوفسکی حک شده: "Don't Try" (سعی نکن).
· این به چه معناست؟ منسون تفسیر میکند که «سعی نکن» به معنای تنبلی نیست، بلکه به این معناست که:
· خودت را به زور نبند به چیزی که نیستی.
· برای جلب توجه و تأیید دیگران تلاش نکن.
· به جای «سعی کردن» برای خاص بودن، فقط باش و بر روی کاری که دوست داری و برایت معنادار است، متمرکز شو. وقتی کاری را از صمیم قلب و با اشتیاق انجام میدهی، موفقیت خودش میآید.
۵. پایهگذاری برای کل کتاب:
· تمام فصلهای بعدی کتاب در واقع توضیح و بسط همین ایده اولیه هستند:
· چگونه ارزشهای درست را انتخاب کنیم (فصل ۴)؟
· چگونه مسئولیت چیزهایی که به آنها اهمیت میدهیم را بپذیریم (فصل ۵)؟
· چگونه با شکستهایی که در این راه رخ میدهد کنار بیاییم (فصل ۷)؟
· فصل اول مانند یک «چرکنویس» یا «پیشنیاز» است که ذهن خواننده را از انباشتِ آموزههای انگیزشیِ مخرب پاک میکند تا ایدههای اصلی کتاب بر زمین حاصلخیزی بنشیند.
جمعبندی نهایی فصل اول:
فصل اول نمیگوید «به هیچ چیز اهمیت نده». بلکه میگوید: «همه چیز را به یک اندازه اهمیت نده». این فصل دعوتی است برای کنار گذاشتن فشارهای اجتماعی برای همیشه خوب و مثبت بودن و شروع به اولویتبندی هوشمندانهٔ انرژی و توجه خود بر اساس آنچه که واقعاً برایتان عمیقاً مهم و ارزشمند است.
این فصل شما را برای یک تغییر پارادایم اساسی آماده میکند: عبور از زندگی مبتنی بر «اجتناب از درد» به سمت زندگی مبتنی بر «جستجوی معنا»، حتی اگر همراه با درد باشد.
@physics_school
#هنر_ظریف_بی_خیالی
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
فهرست فصلها
این کتاب شامل ۹ فصل است با عناوین زیر:
Don’t Try (تلاش نکنید)
Happiness Is a Problem (خوشبختی یک مشکل است)
You Are Not Special (شما خاص نیستید)
The Value of Suffering (ارزش رنج)
You Are Always Choosing (شما همیشه در حال انتخاب هستید)
You’re Wrong About Everything (But So Am I) (شما درباره همه چیز اشتباه میکنید ــ ولی من هم همینطورم)
Failure Is the Way Forward (شکست مسیر پیش رو است)
The Importance of Saying No (اهمیت نه گفتن)
…And Then You Die (و سپس شما میمیرید)
#نکاتی در مورد فصل اول کتاب:
فصل اول کتاب با عنوان "نباید تلاش برای 'خوب' بودن" (در نسخه اصلی: Don't Try) پایه و اساس کل فلسفه کتاب را بنا میگذارد. در اینجا نکات کلیدی و عمیقتر این فصل را با جزئیات بیشتر بررسی میکنیم:
نکات کلیدی فصل اول:
۱. نقد کوبنده «مثبتاندینی افراطی» (The Cult of Positivity):
· منسون استدلال میکند که صنعت خودیاری و انگیزشی مدرن، با شعارهای توخالی مانند «همیشه مثبت باش»، «بهترین خودت باش» و «همیشه موفق شو»، در واقع یک «جریان فرهنگیِ مخرب» ایجاد کرده است.
· این فرهنگ به ما القا میکند که همیشه باید احساس خوب داشته باشیم و هرگونه احساس منفی (غم، عصبانیت، ناامیدی) نشانهای از شکست و ضعف است. این نگرش باعث میشود وقتی به طور طبیعی احساسات منفی را تجربه میکنیم، خود را به خاطر آن سرزنش کنیم و یک دور باطل از نارضایتی ایجاد شود.
۲. پارادوکس اصلی: «تلاش برای بیشتر احساس خوب داشتن، منجر به احساس بدتر شدن میشود»:
· این فصل حول یک پارادوکس میچرخد: هرچه بیشتر بر روی "احساس خوب" تمرکز و بر آن اصرار کنیم، در مواجهه با ناملایمات زندگی شکنندهتر میشویم و در نهایت کمتر احساس رضایت میکنیم.
· منسون معتقد است مشکل، خودِ احساسات منفی نیستند، بلکه نگرش ما نسبت به آن احساسات است. وقتی قبول کنیم که احساسات منفی بخشی طبیعی و اجتنابناپذیر از زندگی هستند، قدرت خود را برای آزار دادن از دست میدهند.
۳. تفاوت بین «بیتفاوتی» و «بیخیالیِ رندانه»:
· این فصل به شدت بر توضیح این تفاوت کلیدی متمرکز است. منسون اصلاً از «بیتفاوتی مطلق» (Apathy) یا تنبلی دفاع نمیکند.
· «هنر رندانه به تخم گرفتن» که او از آن صحبت میکند، به معنای «بیخیالیِ انتخابی و هوشمندانه» است. یعنی ما به طور فعال تصمیم میگیریم به چه چیزهایی اهمیت دهیم و از چه چیزهایی بگذریم. این یک عمل آگاهانه و قدرتمند است.
۴. مثال محوری: «چارلز بوکوفسکی» و شعار «Don't Try»:
· منسون برای اثبات حرفش از زندگی و فلسفه شاعر و نویسنده معروف، چارلز بوکوفسکی، استفاده میکند. شعاری که روی سنگ قبر بوکوفسکی حک شده: "Don't Try" (سعی نکن).
· این به چه معناست؟ منسون تفسیر میکند که «سعی نکن» به معنای تنبلی نیست، بلکه به این معناست که:
· خودت را به زور نبند به چیزی که نیستی.
· برای جلب توجه و تأیید دیگران تلاش نکن.
· به جای «سعی کردن» برای خاص بودن، فقط باش و بر روی کاری که دوست داری و برایت معنادار است، متمرکز شو. وقتی کاری را از صمیم قلب و با اشتیاق انجام میدهی، موفقیت خودش میآید.
۵. پایهگذاری برای کل کتاب:
· تمام فصلهای بعدی کتاب در واقع توضیح و بسط همین ایده اولیه هستند:
· چگونه ارزشهای درست را انتخاب کنیم (فصل ۴)؟
· چگونه مسئولیت چیزهایی که به آنها اهمیت میدهیم را بپذیریم (فصل ۵)؟
· چگونه با شکستهایی که در این راه رخ میدهد کنار بیاییم (فصل ۷)؟
· فصل اول مانند یک «چرکنویس» یا «پیشنیاز» است که ذهن خواننده را از انباشتِ آموزههای انگیزشیِ مخرب پاک میکند تا ایدههای اصلی کتاب بر زمین حاصلخیزی بنشیند.
جمعبندی نهایی فصل اول:
فصل اول نمیگوید «به هیچ چیز اهمیت نده». بلکه میگوید: «همه چیز را به یک اندازه اهمیت نده». این فصل دعوتی است برای کنار گذاشتن فشارهای اجتماعی برای همیشه خوب و مثبت بودن و شروع به اولویتبندی هوشمندانهٔ انرژی و توجه خود بر اساس آنچه که واقعاً برایتان عمیقاً مهم و ارزشمند است.
این فصل شما را برای یک تغییر پارادایم اساسی آماده میکند: عبور از زندگی مبتنی بر «اجتناب از درد» به سمت زندگی مبتنی بر «جستجوی معنا»، حتی اگر همراه با درد باشد.
@physics_school
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۱
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
چکیده:
رابرت اندروز میلیکان(۱۹۵۳-۱۸۶۸) یکی از تأثیرگذارترین فیزیکدانان تجربی آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم بود. شهرت اصلی او به دلیل آزمایشهای دقیق و نبوغآمیزی است که منجر به اندازهگیری دقیق بار الکترون (e) و تعیین مقدار ثابت پلانک (h) شد؛ دستاوردهایی که در سال ۱۹۲۳ جایزه نوبل فیزیک را برای او به ارمغان آورد. میلیکان نه تنها یک دانشمند برجسته، بلکه یک مدیر آموزشی موفق، نویسندهای پرکار و یکی از چهرههای کلیدی در توسعه مؤسسات علمی آمریکا بود.
این نوشته به بررسی زندگینامه، دستاوردهای علمی کلیدی (بهویژه آزمایش قطره روغن)، نقش او در اثبات نظریه کوانتومی، تحقیقاتش در مورد پرتوهای کیهانی و همچنین فعالیتهایش به عنوان یک مربی و سازمانده علمی میپردازد.
سالهای آغازین و تحصیلات
رابرت میلیکان در ۲۲ مارس ۱۸۶۸ در موریسون، ایلینوی، در خانوادهای با پیشینه کشیشی به دنیا آمد. خانواده او شرایط مالی نسبتا ضعیفی داشتند، اما بر اهمیت تحصیل و سختکوشی تأکید میکردند. میلیکان در دوران نوجوانی بهعنوان منشی در یک رستوران کار میکرد تا هزینههای تحصیل خود را تأمین کند.
او در سال ۱۸۹۱ از کالج اوبرلین (Oberlin College) فارغالتحصیل شد. در ابتدا علاقهای به علوم نداشت و بیشتر به زبانهای یونانی و ریاضیات میپرداخت. اما به درخواست کالج، برای تدریس فیزیک در مقطع دبیرستان، که با کمبود معلم مواجه بود، تشویق شد. این تجربه بود که جرقه علاقه او به فیزیک را زد. پس از آن، برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه کلمبیا رفت و در سال ۱۸۹۵ تحت نظر آلبرت مایکلسون، اولین آمریکایی برنده جایزه نوبل فیزیک، موفق به اخذ دکترای فیزیک شد. میلیکان با دریافت یک بورسیه تحصیلی، یک سال را در دانشگاههای برلین و گوتینگن در آلمان گذراند و با بزرگانی مانند ماکس پلانک و والتر نرنست آشنا شد. این سفر، دیدگاه او را نسبت به فیزیک مدرن گسترش داد.
#ادامه دارد
@physics_school
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۱
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
چکیده:
رابرت اندروز میلیکان(۱۹۵۳-۱۸۶۸) یکی از تأثیرگذارترین فیزیکدانان تجربی آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم بود. شهرت اصلی او به دلیل آزمایشهای دقیق و نبوغآمیزی است که منجر به اندازهگیری دقیق بار الکترون (e) و تعیین مقدار ثابت پلانک (h) شد؛ دستاوردهایی که در سال ۱۹۲۳ جایزه نوبل فیزیک را برای او به ارمغان آورد. میلیکان نه تنها یک دانشمند برجسته، بلکه یک مدیر آموزشی موفق، نویسندهای پرکار و یکی از چهرههای کلیدی در توسعه مؤسسات علمی آمریکا بود.
این نوشته به بررسی زندگینامه، دستاوردهای علمی کلیدی (بهویژه آزمایش قطره روغن)، نقش او در اثبات نظریه کوانتومی، تحقیقاتش در مورد پرتوهای کیهانی و همچنین فعالیتهایش به عنوان یک مربی و سازمانده علمی میپردازد.
سالهای آغازین و تحصیلات
رابرت میلیکان در ۲۲ مارس ۱۸۶۸ در موریسون، ایلینوی، در خانوادهای با پیشینه کشیشی به دنیا آمد. خانواده او شرایط مالی نسبتا ضعیفی داشتند، اما بر اهمیت تحصیل و سختکوشی تأکید میکردند. میلیکان در دوران نوجوانی بهعنوان منشی در یک رستوران کار میکرد تا هزینههای تحصیل خود را تأمین کند.
او در سال ۱۸۹۱ از کالج اوبرلین (Oberlin College) فارغالتحصیل شد. در ابتدا علاقهای به علوم نداشت و بیشتر به زبانهای یونانی و ریاضیات میپرداخت. اما به درخواست کالج، برای تدریس فیزیک در مقطع دبیرستان، که با کمبود معلم مواجه بود، تشویق شد. این تجربه بود که جرقه علاقه او به فیزیک را زد. پس از آن، برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه کلمبیا رفت و در سال ۱۸۹۵ تحت نظر آلبرت مایکلسون، اولین آمریکایی برنده جایزه نوبل فیزیک، موفق به اخذ دکترای فیزیک شد. میلیکان با دریافت یک بورسیه تحصیلی، یک سال را در دانشگاههای برلین و گوتینگن در آلمان گذراند و با بزرگانی مانند ماکس پلانک و والتر نرنست آشنا شد. این سفر، دیدگاه او را نسبت به فیزیک مدرن گسترش داد.
#ادامه دارد
@physics_school
👍1
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
1=فصل اول.pdf
129 KB
#فیزیک۳
#فصل۱
#نهایی
نمونه جزوه سوال های امتحان نهایی
فصل اول
حرکت بر خط راست
شامل ۹۱ نمونه سوال امتحان نهایی
تعداد صفحات ۲۲ صفحه
برای خرید این جزوه و جزوه های دیگر با فرمت ورد به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید:
@ng2015
#فصل۱
#نهایی
نمونه جزوه سوال های امتحان نهایی
فصل اول
حرکت بر خط راست
شامل ۹۱ نمونه سوال امتحان نهایی
تعداد صفحات ۲۲ صفحه
برای خرید این جزوه و جزوه های دیگر با فرمت ورد به آی دی زیر در تلگرام پیام بدهید:
@ng2015
❤1
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
2=فصل دوم.pdf
94.9 KB
#پارادوکس
#ماکسول
پارادوکس ماکسول یا دیو ماکسول (Maxwell’s Demon) یکی از معروفترین اندیشه آزمایشهای فیزیک و ترمودینامیک است.
تعریف پارادوکس
جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۶۷ یک آزمایش ذهنی پیشنهاد داد:
فرض کنید جعبهای پر از گاز داریم که به دو بخش A و B تقسیم شده است.
دریچهای کوچک بین دو بخش وجود دارد.
موجود خیالیای به نام «دیو ماکسول» جلوی دریچه میایستد.
این دیو میتواند سرعت مولکولهای گاز را ببیند و انتخاب کند کدام مولکول عبور کند.
اگر مولکول سریع باشد → به سمت بخش B بفرستد.
اگر مولکول کند باشد → به سمت بخش A بفرستد.
در نتیجه:
بهتدریج بخش B گرمتر (مولکولهای پرسرعت)
بخش A سردتر (مولکولهای کمسرعت)
میشود.
چرا پارادوکس است؟
طبق دومین قانون ترمودینامیک، آنتروپی (بینظمی) یک سیستم بسته همیشه باید افزایش یابد یا ثابت بماند.
اما دیو ماکسول ظاهراً بدون مصرف انرژی و تنها با مشاهده و انتخاب، باعث کاهش آنتروپی و ایجاد اختلاف دما میشود — چیزی که خلاف این قانون است.
راهحلها و توضیحات مدرن
دانشمندان بعدها نشان دادند که این پارادوکس واقعی نیست، چون:
1. اطلاعات و اندازهگیری: دیو باید اطلاعات مولکولها (سرعت و جهت) را ثبت و پردازش کند. این فرایند نیازمند انرژی است.
2. پاککردن اطلاعات (Landauer’s Principle): زمانی که دیو اطلاعات را ذخیره و بعد پاک میکند، آنتروپی تولید میشود. این افزایش آنتروپی در مجموع باعث میشود قانون دوم ترمودینامیک همچنان برقرار باشد.
3. بنابراین، دیو ماکسول بیشتر یک تمثیل فلسفی و اطلاعاتی است که نشان میدهد اطلاعات هم نوعی انرژی و بخشی از ترمودینامیک است.
پارادوکس ماکسول در واقع نشان داد که:
قوانین ترمودینامیک نهتنها به انرژی، بلکه به اطلاعات هم مربوط میشوند.
هیچ راهی برای نقض قانون دوم ترمودینامیک وجود ندارد، حتی با یک "دیو هوشمند".
@physics_school
#ماکسول
پارادوکس ماکسول یا دیو ماکسول (Maxwell’s Demon) یکی از معروفترین اندیشه آزمایشهای فیزیک و ترمودینامیک است.
تعریف پارادوکس
جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۶۷ یک آزمایش ذهنی پیشنهاد داد:
فرض کنید جعبهای پر از گاز داریم که به دو بخش A و B تقسیم شده است.
دریچهای کوچک بین دو بخش وجود دارد.
موجود خیالیای به نام «دیو ماکسول» جلوی دریچه میایستد.
این دیو میتواند سرعت مولکولهای گاز را ببیند و انتخاب کند کدام مولکول عبور کند.
اگر مولکول سریع باشد → به سمت بخش B بفرستد.
اگر مولکول کند باشد → به سمت بخش A بفرستد.
در نتیجه:
بهتدریج بخش B گرمتر (مولکولهای پرسرعت)
بخش A سردتر (مولکولهای کمسرعت)
میشود.
چرا پارادوکس است؟
طبق دومین قانون ترمودینامیک، آنتروپی (بینظمی) یک سیستم بسته همیشه باید افزایش یابد یا ثابت بماند.
اما دیو ماکسول ظاهراً بدون مصرف انرژی و تنها با مشاهده و انتخاب، باعث کاهش آنتروپی و ایجاد اختلاف دما میشود — چیزی که خلاف این قانون است.
راهحلها و توضیحات مدرن
دانشمندان بعدها نشان دادند که این پارادوکس واقعی نیست، چون:
1. اطلاعات و اندازهگیری: دیو باید اطلاعات مولکولها (سرعت و جهت) را ثبت و پردازش کند. این فرایند نیازمند انرژی است.
2. پاککردن اطلاعات (Landauer’s Principle): زمانی که دیو اطلاعات را ذخیره و بعد پاک میکند، آنتروپی تولید میشود. این افزایش آنتروپی در مجموع باعث میشود قانون دوم ترمودینامیک همچنان برقرار باشد.
3. بنابراین، دیو ماکسول بیشتر یک تمثیل فلسفی و اطلاعاتی است که نشان میدهد اطلاعات هم نوعی انرژی و بخشی از ترمودینامیک است.
پارادوکس ماکسول در واقع نشان داد که:
قوانین ترمودینامیک نهتنها به انرژی، بلکه به اطلاعات هم مربوط میشوند.
هیچ راهی برای نقض قانون دوم ترمودینامیک وجود ندارد، حتی با یک "دیو هوشمند".
@physics_school
#مدرسه
#اول_مهر
️️️️ چرا مدرسه؟
⁉️ معلم از دانشآموزان پرسید: کارکرد مدرسه چیست؟
جواب یکی از دانشآموزان را میخوانید:
«هدف مدرسه فقط یادگیری نیست، بلکه تبدیل شدن به یک انسان بهتر است. شکی نیست که شما باید ریاضی و تاریخ هم بخوانید؛ ولی هدف مدرسه کسب مهارت هایی مانند شفقت و مهرورزی و خودآگاهی و سازماندهی است.
این هدف نهایی یک معلم است.»
🌹مهر دوباره آمد و بوی مدرسه، بوی دوستی و دانایی در هوا پیچید.
با آغاز سال تحصیلی، دلهایمان پر از امید و دفترهایمان سرشار از رویا میشود.🌹
☘ به امید سال تحصیلی پر از خیر و برکت و شادی ☘
@physics_school
#اول_مهر
️️️️ چرا مدرسه؟
⁉️ معلم از دانشآموزان پرسید: کارکرد مدرسه چیست؟
جواب یکی از دانشآموزان را میخوانید:
«هدف مدرسه فقط یادگیری نیست، بلکه تبدیل شدن به یک انسان بهتر است. شکی نیست که شما باید ریاضی و تاریخ هم بخوانید؛ ولی هدف مدرسه کسب مهارت هایی مانند شفقت و مهرورزی و خودآگاهی و سازماندهی است.
این هدف نهایی یک معلم است.»
🌹مهر دوباره آمد و بوی مدرسه، بوی دوستی و دانایی در هوا پیچید.
با آغاز سال تحصیلی، دلهایمان پر از امید و دفترهایمان سرشار از رویا میشود.🌹
☘ به امید سال تحصیلی پر از خیر و برکت و شادی ☘
@physics_school
#پارادوکس
#ماکسول
#دیو
پارادوکس ماکسول یا دیو ماکسول (Maxwell’s Demon) یکی از معروفترین اندیشه آزمایشهای فیزیک و ترمودینامیک است.
تعریف پارادوکس
جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۶۷ یک آزمایش ذهنی پیشنهاد داد:
فرض کنید جعبهای پر از گاز داریم که به دو بخش A و B تقسیم شده است.
دریچهای کوچک بین دو بخش وجود دارد.
موجود خیالیای به نام «دیو ماکسول» جلوی دریچه میایستد.
این دیو میتواند سرعت مولکولهای گاز را ببیند و انتخاب کند کدام مولکول عبور کند.
اگر مولکول سریع باشد → به سمت بخش B بفرستد.
اگر مولکول کند باشد → به سمت بخش A بفرستد.
در نتیجه:
بهتدریج بخش B گرمتر (مولکولهای پرسرعت)
بخش A سردتر (مولکولهای کمسرعت)
میشود.
چرا پارادوکس است؟
طبق دومین قانون ترمودینامیک، آنتروپی (بینظمی) یک سیستم بسته همیشه باید افزایش یابد یا ثابت بماند.
اما دیو ماکسول ظاهراً بدون مصرف انرژی و تنها با مشاهده و انتخاب، باعث کاهش آنتروپی و ایجاد اختلاف دما میشود — چیزی که خلاف این قانون است.
راهحلها و توضیحات مدرن:
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇👇
@physics_school
#ماکسول
#دیو
پارادوکس ماکسول یا دیو ماکسول (Maxwell’s Demon) یکی از معروفترین اندیشه آزمایشهای فیزیک و ترمودینامیک است.
تعریف پارادوکس
جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۶۷ یک آزمایش ذهنی پیشنهاد داد:
فرض کنید جعبهای پر از گاز داریم که به دو بخش A و B تقسیم شده است.
دریچهای کوچک بین دو بخش وجود دارد.
موجود خیالیای به نام «دیو ماکسول» جلوی دریچه میایستد.
این دیو میتواند سرعت مولکولهای گاز را ببیند و انتخاب کند کدام مولکول عبور کند.
اگر مولکول سریع باشد → به سمت بخش B بفرستد.
اگر مولکول کند باشد → به سمت بخش A بفرستد.
در نتیجه:
بهتدریج بخش B گرمتر (مولکولهای پرسرعت)
بخش A سردتر (مولکولهای کمسرعت)
میشود.
چرا پارادوکس است؟
طبق دومین قانون ترمودینامیک، آنتروپی (بینظمی) یک سیستم بسته همیشه باید افزایش یابد یا ثابت بماند.
اما دیو ماکسول ظاهراً بدون مصرف انرژی و تنها با مشاهده و انتخاب، باعث کاهش آنتروپی و ایجاد اختلاف دما میشود — چیزی که خلاف این قانون است.
راهحلها و توضیحات مدرن:
ادامه مطلب در پست زیر
👇👇👇👇
@physics_school
#پارادوکس
#ماکسول
پارادوکس ماکسول یا دیو ماکسول (Maxwell’s Demon) یکی از معروفترین اندیشه آزمایشهای فیزیک و ترمودینامیک است.
تعریف پارادوکس
جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۶۷ یک آزمایش ذهنی پیشنهاد داد:
فرض کنید جعبهای پر از گاز داریم که به دو بخش A و B تقسیم شده است.
دریچهای کوچک بین دو بخش وجود دارد.
موجود خیالیای به نام «دیو ماکسول» جلوی دریچه میایستد.
این دیو میتواند سرعت مولکولهای گاز را ببیند و انتخاب کند کدام مولکول عبور کند.
اگر مولکول سریع باشد → به سمت بخش B بفرستد.
اگر مولکول کند باشد → به سمت بخش A بفرستد.
در نتیجه:
بهتدریج بخش B گرمتر (مولکولهای پرسرعت)
بخش A سردتر (مولکولهای کمسرعت)
میشود.
چرا پارادوکس است؟
طبق دومین قانون ترمودینامیک، آنتروپی (بینظمی) یک سیستم بسته همیشه باید افزایش یابد یا ثابت بماند.
اما دیو ماکسول ظاهراً بدون مصرف انرژی و تنها با مشاهده و انتخاب، باعث کاهش آنتروپی و ایجاد اختلاف دما میشود — چیزی که خلاف این قانون است.
راهحلها و توضیحات مدرن
دانشمندان بعدها نشان دادند که این پارادوکس واقعی نیست، چون:
1. اطلاعات و اندازهگیری: دیو باید اطلاعات مولکولها (سرعت و جهت) را ثبت و پردازش کند. این فرایند نیازمند انرژی است.
2. پاککردن اطلاعات (Landauer’s Principle): زمانی که دیو اطلاعات را ذخیره و بعد پاک میکند، آنتروپی تولید میشود. این افزایش آنتروپی در مجموع باعث میشود قانون دوم ترمودینامیک همچنان برقرار باشد.
3. بنابراین، دیو ماکسول بیشتر یک تمثیل فلسفی و اطلاعاتی است که نشان میدهد اطلاعات هم نوعی انرژی و بخشی از ترمودینامیک است.
پارادوکس ماکسول در واقع نشان داد که:
قوانین ترمودینامیک نهتنها به انرژی، بلکه به اطلاعات هم مربوط میشوند.
هیچ راهی برای نقض قانون دوم ترمودینامیک وجود ندارد، حتی با یک "دیو هوشمند".
@physics_school
#ماکسول
پارادوکس ماکسول یا دیو ماکسول (Maxwell’s Demon) یکی از معروفترین اندیشه آزمایشهای فیزیک و ترمودینامیک است.
تعریف پارادوکس
جیمز کلرک ماکسول در سال ۱۸۶۷ یک آزمایش ذهنی پیشنهاد داد:
فرض کنید جعبهای پر از گاز داریم که به دو بخش A و B تقسیم شده است.
دریچهای کوچک بین دو بخش وجود دارد.
موجود خیالیای به نام «دیو ماکسول» جلوی دریچه میایستد.
این دیو میتواند سرعت مولکولهای گاز را ببیند و انتخاب کند کدام مولکول عبور کند.
اگر مولکول سریع باشد → به سمت بخش B بفرستد.
اگر مولکول کند باشد → به سمت بخش A بفرستد.
در نتیجه:
بهتدریج بخش B گرمتر (مولکولهای پرسرعت)
بخش A سردتر (مولکولهای کمسرعت)
میشود.
چرا پارادوکس است؟
طبق دومین قانون ترمودینامیک، آنتروپی (بینظمی) یک سیستم بسته همیشه باید افزایش یابد یا ثابت بماند.
اما دیو ماکسول ظاهراً بدون مصرف انرژی و تنها با مشاهده و انتخاب، باعث کاهش آنتروپی و ایجاد اختلاف دما میشود — چیزی که خلاف این قانون است.
راهحلها و توضیحات مدرن
دانشمندان بعدها نشان دادند که این پارادوکس واقعی نیست، چون:
1. اطلاعات و اندازهگیری: دیو باید اطلاعات مولکولها (سرعت و جهت) را ثبت و پردازش کند. این فرایند نیازمند انرژی است.
2. پاککردن اطلاعات (Landauer’s Principle): زمانی که دیو اطلاعات را ذخیره و بعد پاک میکند، آنتروپی تولید میشود. این افزایش آنتروپی در مجموع باعث میشود قانون دوم ترمودینامیک همچنان برقرار باشد.
3. بنابراین، دیو ماکسول بیشتر یک تمثیل فلسفی و اطلاعاتی است که نشان میدهد اطلاعات هم نوعی انرژی و بخشی از ترمودینامیک است.
پارادوکس ماکسول در واقع نشان داد که:
قوانین ترمودینامیک نهتنها به انرژی، بلکه به اطلاعات هم مربوط میشوند.
هیچ راهی برای نقض قانون دوم ترمودینامیک وجود ندارد، حتی با یک "دیو هوشمند".
@physics_school
❤1
#معرفی_کتاب
#هنر_ظریف_بی_خیالی
#فصل۲
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
#نکاتی در مورد فصل دوم کتاب:
فصل دوم کتاب با عنوان «خوشبختی، یک مسئله است» (در نسخه اصلی: Happiness Is a Problem) یکی از مهمترین و پارادوکسیکالترین ایدههای کتاب را معرفی میکند. در اینجا نکات کلیدی این فصل با جزئیات بیشتر بررسی میشود:
نکات کلیدی فصل دوم:
۱. ارائه یک تعریف جدید از خوشبختی:
· منسون با تعریف رایج خوشبختی به عنوان «حالتی از لذت مداوم و فقدان مشکلات» به شدت مخالفت میکند.
· او خوشبختی را به عنوان «حل کردن فعالانهی مشکلات» تعریف میکند. به عبارت دیگر، خوشبختی یک مقصد نیست که به آن برسیم، بلکه فرآیندِ مسیر است. این فرآیند، همان عملِ غلبه بر چالشهاست.
۲. اصل بنیادی: زندگی = رنج کشیدن (اما با حق انتخاب):
· هسته استدلال منسون این است: زندگی ذاتاً همراه با رنج و مشکلات است. این یک ثابت جهانی است. ما حق انتخاب نداریم که «آیا» میخواهیم رنج بکشیم یا نه، اما این حق انتخاب را داریم که «برای چه چیزی» رنج بکشیم.
· اینجا است که مفهوم «به تخم گرفتن» معنا پیدا میکند: ما باید مشکلاتی را انتخاب کنیم که رنج کشیدن برایشان ارزشمند است.
۳. انواع مشکلات: خوب در مقابل بد:
· مشکلات خوب (مشکلات مطلوب): مشکلاتی هستند که ما به طور داوطلبانه و از روی علاقه انتخاب میکنیم. حل کردن آنها به ما احساس رشد، غرور و معنا میدهد. مثال: مشکلات مربوط به ساختن یک کسبوکار، نگهداری از یک رابطه عاطفی عمیق، یادگیری یک مهارت سخت.
· مشکلات بد (مشکلات نامطلوب): مشکلاتی هستند که به دلیل انتخابهای ضعیف یا اجتناب از مشکلات خوب برایمان پیش میآیند. این مشکلات احساس قربانی بودن، ناامیدی و پوچی میدهند. مثال: مشکلات ناشی از بدهیهای غیرضروری، درگیریهای مزمن به خاطر مسائل پیشپاافتاده، احساس بیمعنایی به دلیل تنبلی.
۴. پارادوکس اجتناب از درد:
· منسون یک پارادوکس کلیدی را توضیح میدهد: هرچه بیشتر سعی کنیم از درد و مشکلات فرار کنیم، در نهایت درد و مشکلات بدتری را به سمت خود جذب میکنیم.
· فردی که از دردِ سختکوشی برای پیشرفت مالی فرار میکند، خود را درگیر دردِ مزمنِ فقر و استرس مالی میکند.
· فردی که از دردِ گفتوگو و حل تعارض در رابطه فرار میکند، خود را درگیر دردِ تلخِ تنهایی یا یک رابطه مسموم میکند.
۵. مقایسه «مکانیک لذت» و «مکانیک رضایت»:
· لذت (Pleasure): یک احساس مثبت و زودگذر است که از مصرف یا دریافت یک چیز (مثل غذا، تماشای تلویزیون، خرید) به دست میآید. لذتجویی محض، در نهایت به خستگی و بیمعنایی منجر میشود.
· رضایت (Satisfaction): یک احساس مثبت عمیق و ماندگار است که از تحمل رنج و غلبه بر یک چالش به دست میآید. در حال شکوفایی, یک ماراتن، نوشتن یک کتاب، یا حل یک مشکل پیچیده در کار، رضایت به ارمغان میآورد، نه لذتِ لحظه ای.
· خوشبختی واقعی از جستجوی رضایت ناشی میشود، نه انباشتن لذتها.
۶. نقش انتظارات:
· منسون به رابطه بین خوشبختی و انتظارات نیز میپردازد. بخش بزرگی از رنج ما ناشی از فاصله بین انتظاراتمان از زندگی و واقعیت زندگی است.
· فرهنگ امروزی به ما انتظارات غیرواقعبینانه میدهد (مثلاً: تو باید همیشه خوشحال باشی، ثروتمند باشی و زندگیات بیعیب باشد). وقتی واقعیت با این انتظارات مطابقت ندارد، رنج میکشیم.
· راه حل، یا پایین آوردن انتظارات به سطحی واقعبینانه است، یا افزایش تحمل خود برای تلاش و غلبه بر چالشها تا به انتظارات بلندپروازانهمان برسیم.
جمعبندی نهایی فصل دوم:
فصل دوم به ما میآموزد که به جای فرار از مشکلات، با آغوش باز به استقبال مشکلات خوب برویم. خوشبختی زمانی به دست میآید که مشکلاتی را انتخاب کنیم که با ارزشهای عمیقمان همخوانی دارند و از فرآیند حل آنها لذت ببریم.
نتیجهگیری نهایی این فصل این است: اگر میخواهید خوشحال باشید، به دنبال زندگی بدون مشکل نباشید. به دنبال مشکلات بهتری باشید. از رنجی که برای چیزهای ارزشمند میکشید، احساس غرور کنید. این، فرمول یک زندگی رضایتبخش است.
@physics_school
#هنر_ظریف_بی_خیالی
#فصل۲
کتاب «هنر ظریف بیخیالی » از جمله کتابهای پرفروش و معروف در حوزه روانشناسی اجتماعی و مهارتهای زندگی است.
نویسنده کتاب
نویسنده این کتاب مارک منسون (Mark Manson) است.
اطلاعات کلی
نویسنده: مارک منسن
سال نشر اصلی: ۲۰۱۶
تعداد فصلها: ۹ فصل
#نکاتی در مورد فصل دوم کتاب:
فصل دوم کتاب با عنوان «خوشبختی، یک مسئله است» (در نسخه اصلی: Happiness Is a Problem) یکی از مهمترین و پارادوکسیکالترین ایدههای کتاب را معرفی میکند. در اینجا نکات کلیدی این فصل با جزئیات بیشتر بررسی میشود:
نکات کلیدی فصل دوم:
۱. ارائه یک تعریف جدید از خوشبختی:
· منسون با تعریف رایج خوشبختی به عنوان «حالتی از لذت مداوم و فقدان مشکلات» به شدت مخالفت میکند.
· او خوشبختی را به عنوان «حل کردن فعالانهی مشکلات» تعریف میکند. به عبارت دیگر، خوشبختی یک مقصد نیست که به آن برسیم، بلکه فرآیندِ مسیر است. این فرآیند، همان عملِ غلبه بر چالشهاست.
۲. اصل بنیادی: زندگی = رنج کشیدن (اما با حق انتخاب):
· هسته استدلال منسون این است: زندگی ذاتاً همراه با رنج و مشکلات است. این یک ثابت جهانی است. ما حق انتخاب نداریم که «آیا» میخواهیم رنج بکشیم یا نه، اما این حق انتخاب را داریم که «برای چه چیزی» رنج بکشیم.
· اینجا است که مفهوم «به تخم گرفتن» معنا پیدا میکند: ما باید مشکلاتی را انتخاب کنیم که رنج کشیدن برایشان ارزشمند است.
۳. انواع مشکلات: خوب در مقابل بد:
· مشکلات خوب (مشکلات مطلوب): مشکلاتی هستند که ما به طور داوطلبانه و از روی علاقه انتخاب میکنیم. حل کردن آنها به ما احساس رشد، غرور و معنا میدهد. مثال: مشکلات مربوط به ساختن یک کسبوکار، نگهداری از یک رابطه عاطفی عمیق، یادگیری یک مهارت سخت.
· مشکلات بد (مشکلات نامطلوب): مشکلاتی هستند که به دلیل انتخابهای ضعیف یا اجتناب از مشکلات خوب برایمان پیش میآیند. این مشکلات احساس قربانی بودن، ناامیدی و پوچی میدهند. مثال: مشکلات ناشی از بدهیهای غیرضروری، درگیریهای مزمن به خاطر مسائل پیشپاافتاده، احساس بیمعنایی به دلیل تنبلی.
۴. پارادوکس اجتناب از درد:
· منسون یک پارادوکس کلیدی را توضیح میدهد: هرچه بیشتر سعی کنیم از درد و مشکلات فرار کنیم، در نهایت درد و مشکلات بدتری را به سمت خود جذب میکنیم.
· فردی که از دردِ سختکوشی برای پیشرفت مالی فرار میکند، خود را درگیر دردِ مزمنِ فقر و استرس مالی میکند.
· فردی که از دردِ گفتوگو و حل تعارض در رابطه فرار میکند، خود را درگیر دردِ تلخِ تنهایی یا یک رابطه مسموم میکند.
۵. مقایسه «مکانیک لذت» و «مکانیک رضایت»:
· لذت (Pleasure): یک احساس مثبت و زودگذر است که از مصرف یا دریافت یک چیز (مثل غذا، تماشای تلویزیون، خرید) به دست میآید. لذتجویی محض، در نهایت به خستگی و بیمعنایی منجر میشود.
· رضایت (Satisfaction): یک احساس مثبت عمیق و ماندگار است که از تحمل رنج و غلبه بر یک چالش به دست میآید. در حال شکوفایی, یک ماراتن، نوشتن یک کتاب، یا حل یک مشکل پیچیده در کار، رضایت به ارمغان میآورد، نه لذتِ لحظه ای.
· خوشبختی واقعی از جستجوی رضایت ناشی میشود، نه انباشتن لذتها.
۶. نقش انتظارات:
· منسون به رابطه بین خوشبختی و انتظارات نیز میپردازد. بخش بزرگی از رنج ما ناشی از فاصله بین انتظاراتمان از زندگی و واقعیت زندگی است.
· فرهنگ امروزی به ما انتظارات غیرواقعبینانه میدهد (مثلاً: تو باید همیشه خوشحال باشی، ثروتمند باشی و زندگیات بیعیب باشد). وقتی واقعیت با این انتظارات مطابقت ندارد، رنج میکشیم.
· راه حل، یا پایین آوردن انتظارات به سطحی واقعبینانه است، یا افزایش تحمل خود برای تلاش و غلبه بر چالشها تا به انتظارات بلندپروازانهمان برسیم.
جمعبندی نهایی فصل دوم:
فصل دوم به ما میآموزد که به جای فرار از مشکلات، با آغوش باز به استقبال مشکلات خوب برویم. خوشبختی زمانی به دست میآید که مشکلاتی را انتخاب کنیم که با ارزشهای عمیقمان همخوانی دارند و از فرآیند حل آنها لذت ببریم.
نتیجهگیری نهایی این فصل این است: اگر میخواهید خوشحال باشید، به دنبال زندگی بدون مشکل نباشید. به دنبال مشکلات بهتری باشید. از رنجی که برای چیزهای ارزشمند میکشید، احساس غرور کنید. این، فرمول یک زندگی رضایتبخش است.
@physics_school
#ملیلیکان
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۲
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
آغاز فعالیت حرفهای و ورود به مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech)
پس از بازگشت از اروپا، میلیکان در سال ۱۸۹۶ به درخواست مایککلسون به دانشگاه شیکاگو پیوست و زیر نظر رئیس وقت بخش فیزیک، رابرت آلن میلسون، شروع به کار کرد. در شیکاگو، او بهعنوان معلم و محققی توانا شناخته شد و کتابهای درسی موفقیتآمیزی در زمینه فیزیک تألیف کرد.
در سال ۱۹۲۱، نقطه عطفی در زندگی حرفهای میلیکان رخ داد. او شیکاگو را ترک کرد تا به عنوان رئیس آزمایشگاههای فیزیک نورمان بریج (Norman Bridge Laboratory) و معاون هیئت امنا به مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) بپیوندد. این انتقال، میلیکان را در مرکز تحولات علمی آمریکا قرار داد. او با Vision روشنی، Caltech را از یک مدرسه فنی محلی به یکی از مراکز پیشروی تحقیقات فیزیک در جهان تبدیل کرد. جذب دانشمندان بزرگی مانند ریچارد فاینمن و کارل اندرسون در سالهای بعد، مرهون بنیانی بود که میلیکان در این مؤسسه بنا نهاد.
مسئله بار الکترون و طراحی آزمایش قطره روغن
در اوایل قرن بیستم، وجود الکترون بهعنوان ذرهای بنیادی با بار منفی، توسط جی.جی. تامسون در انگلستان اثبات شده بود، اما مقدار دقیق بار آن (e) یک معما بود. روشهای مختلف، نتایج پراکنده و غیردقیقی ارائه میدادند. میلیکان با باوری راسخ به اینکه فیزیک یک علم کمّی دقیق است، تصمیم گرفت تا این مقدار را با دقت بیسابقهای اندازهگیری کند.
آزمایش معروف قطره روغن میلیکان (۱۹۰۹-۱۹۱۳) نمونه ای درخشان از نبوغ تجربی است. در این آزمایش، او با اسپری کردن قطرات بسیار ریز روغن درون یک محفظه، بین دو صفحه فلزی، کار کرد. این قطرات در حین سقوط، به دلیل اصطکاک با هوا، بار الکتریکی بسیار کوچکی کسب میکردند. میلیکان با اعمال یک میدان الکتریکی دقیقاً کنترلشده بین دو صفحه، میتوانست نیروی الکتریکی را در خلاف جهت نیروی گرانش اعمال کند و قطرات باردار را به صورت ساکن "شناور" نگه دارد. با اندازهگیری سرعت سقوط قطرات (بدون میدان) و سرعت بالارفتن آنها (با میدان)، و با دانستن نیروهای گرانش، شناوری و اصطکاک، او میتوانست بار الکتریکی هر قطره را محاسبه کند.
#ادامه دارد
@physics_school
#دانشمندان
#بارالکتریکی
#ثابت_پلانک
#قسمت۲
رابرت اندروز میلیکان - فیزیکدانی در جستجوی حقیقت بنیادین
رابرت اندروز میلیکان: اندازهگیری بار الکترون و پرتوهای کیهانی
آغاز فعالیت حرفهای و ورود به مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech)
پس از بازگشت از اروپا، میلیکان در سال ۱۸۹۶ به درخواست مایککلسون به دانشگاه شیکاگو پیوست و زیر نظر رئیس وقت بخش فیزیک، رابرت آلن میلسون، شروع به کار کرد. در شیکاگو، او بهعنوان معلم و محققی توانا شناخته شد و کتابهای درسی موفقیتآمیزی در زمینه فیزیک تألیف کرد.
در سال ۱۹۲۱، نقطه عطفی در زندگی حرفهای میلیکان رخ داد. او شیکاگو را ترک کرد تا به عنوان رئیس آزمایشگاههای فیزیک نورمان بریج (Norman Bridge Laboratory) و معاون هیئت امنا به مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) بپیوندد. این انتقال، میلیکان را در مرکز تحولات علمی آمریکا قرار داد. او با Vision روشنی، Caltech را از یک مدرسه فنی محلی به یکی از مراکز پیشروی تحقیقات فیزیک در جهان تبدیل کرد. جذب دانشمندان بزرگی مانند ریچارد فاینمن و کارل اندرسون در سالهای بعد، مرهون بنیانی بود که میلیکان در این مؤسسه بنا نهاد.
مسئله بار الکترون و طراحی آزمایش قطره روغن
در اوایل قرن بیستم، وجود الکترون بهعنوان ذرهای بنیادی با بار منفی، توسط جی.جی. تامسون در انگلستان اثبات شده بود، اما مقدار دقیق بار آن (e) یک معما بود. روشهای مختلف، نتایج پراکنده و غیردقیقی ارائه میدادند. میلیکان با باوری راسخ به اینکه فیزیک یک علم کمّی دقیق است، تصمیم گرفت تا این مقدار را با دقت بیسابقهای اندازهگیری کند.
آزمایش معروف قطره روغن میلیکان (۱۹۰۹-۱۹۱۳) نمونه ای درخشان از نبوغ تجربی است. در این آزمایش، او با اسپری کردن قطرات بسیار ریز روغن درون یک محفظه، بین دو صفحه فلزی، کار کرد. این قطرات در حین سقوط، به دلیل اصطکاک با هوا، بار الکتریکی بسیار کوچکی کسب میکردند. میلیکان با اعمال یک میدان الکتریکی دقیقاً کنترلشده بین دو صفحه، میتوانست نیروی الکتریکی را در خلاف جهت نیروی گرانش اعمال کند و قطرات باردار را به صورت ساکن "شناور" نگه دارد. با اندازهگیری سرعت سقوط قطرات (بدون میدان) و سرعت بالارفتن آنها (با میدان)، و با دانستن نیروهای گرانش، شناوری و اصطکاک، او میتوانست بار الکتریکی هر قطره را محاسبه کند.
#ادامه دارد
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
🌺 ❁﷽❁ 🌺
🟡 تکنیکهای جدید و بسیار بسیار کاربردی برای تست زدن
تکنیک های تست خوانی.
#تکنیک
مهمترین نکات و تکنیک ها موقع سوالات امتحان نهایی
معرفی دام های آموزشی در صورت و حل سوالات
سوالات شبیه ساز کنکور
شوالات شبیه ساز امتحان نهایی
آموزش حل مسائل به روش مهندسی معکوس
آموزش درک سریع صورت سوال و مراحل طراحی حل آنها
درسنامههای جامع کنکوری همراه نکات بسیار کاربردی
و....
همه و همه در جزوه های خفن
جزوات حرفه ای مهندس سعید نمازی
🌺💐🌸🌼🌹🌷🪸🌺
برترین کانال آموزش فیزیک کشور
زیر نظر مهندس سعید نمازی
@physics_school
برای کلاس خصوصی حرفه ای و تهیه و خرید جزوات فیزیک بی نظیر
با شماره :
09122101875
تماس بگیرید و یا به ایدی زیر پیام بدهید
👇👇👇👇👇👇
@ng2015
🟡 تکنیکهای جدید و بسیار بسیار کاربردی برای تست زدن
تکنیک های تست خوانی.
#تکنیک
مهمترین نکات و تکنیک ها موقع سوالات امتحان نهایی
معرفی دام های آموزشی در صورت و حل سوالات
سوالات شبیه ساز کنکور
شوالات شبیه ساز امتحان نهایی
آموزش حل مسائل به روش مهندسی معکوس
آموزش درک سریع صورت سوال و مراحل طراحی حل آنها
درسنامههای جامع کنکوری همراه نکات بسیار کاربردی
و....
همه و همه در جزوه های خفن
جزوات حرفه ای مهندس سعید نمازی
🌺💐🌸🌼🌹🌷🪸🌺
برترین کانال آموزش فیزیک کشور
زیر نظر مهندس سعید نمازی
@physics_school
برای کلاس خصوصی حرفه ای و تهیه و خرید جزوات فیزیک بی نظیر
با شماره :
09122101875
تماس بگیرید و یا به ایدی زیر پیام بدهید
👇👇👇👇👇👇
@ng2015
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی (سعید)
قسمتي از نمونه جزوه فشار.pdf
631.5 KB
#نمونه_جزوه
#فشار
#فیزیک۱
نمونه جزوه فشار
فصل دوم فیزیک دهم
🌺💐🌸🌼🌹🌷🪸🌺
برترین کانال آموزش فیزیک کشور
زیر نظر مهندس سعید نمازی
@physics_school
برای کلاس خصوصی حرفه ای و تهیه و خرید جزوات فیزیک بی نظیر
با شماره :
09122101875
تماس بگیرید و یا به ایدی زیر پیام بدهید
👇👇👇👇👇👇
@ng2015
#فشار
#فیزیک۱
نمونه جزوه فشار
فصل دوم فیزیک دهم
🌺💐🌸🌼🌹🌷🪸🌺
برترین کانال آموزش فیزیک کشور
زیر نظر مهندس سعید نمازی
@physics_school
برای کلاس خصوصی حرفه ای و تهیه و خرید جزوات فیزیک بی نظیر
با شماره :
09122101875
تماس بگیرید و یا به ایدی زیر پیام بدهید
👇👇👇👇👇👇
@ng2015