#تلنگر
#موقعیت_شناسی
زمانی که یک فرد درک صحیحی از موقعیت های مکانی، زمانی و جغرافیا و افراد اطرافش نداشته باشد دچار زحمت بی حاصل شده و در عموما به جز خودش همه را مقصر می داند.
@physics_school
#موقعیت_شناسی
زمانی که یک فرد درک صحیحی از موقعیت های مکانی، زمانی و جغرافیا و افراد اطرافش نداشته باشد دچار زحمت بی حاصل شده و در عموما به جز خودش همه را مقصر می داند.
@physics_school
#مغناطیس
#فیزیک۲
#الکترومغناطیس
#سوال_پاسخ
چند سوال مهم در مورد مغناطیس:
۱. چه چیزی همیشه میدان مغناطیسی تولید میکند؟
بارهای الکتریکی متحرک همیشه میدانهای مغناطیسی تولید میکنند. این شامل جریانهای الکتریکی در سیمها، که جریانهایی از الکترونهای متحرک هستند، و همچنین ذرات باردار منفرد در حال حرکت میشود.
۲. چگونه میتوان از جریان الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد کرد؟
برای ایجاد میدان مغناطیسی از جریان الکتریکی، کافیست جریان را از یک رسانا مانند سیم عبور دهید. میدان مغناطیسی، حلقههای دایرهای را در اطراف سیم تشکیل میدهد که از قانون دست راست پیروی میکند. پیچاندن سیم (مانند یک سلونوئید) میتواند میدان مغناطیسی را متمرکز و تقویت کند.
۳. چرا جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید میکند؟
جریان الکتریکی به دلیل ارتباط اساسی بین الکتریسیته و مغناطیس، همانطور که در معادلات ماکسول توضیح داده شده است، یک میدان مغناطیسی تولید میکند. وقتی بارها حرکت میکنند، در نتیجه حرکت خود و خواص فضازمان، یک میدان مغناطیسی ایجاد میکنند.
۴. اثر مغناطیسی جریان الکتریکی چیست؟
اثر مغناطیسی جریان الکتریکی به ایجاد میدان مغناطیسی در اطراف یک هادی حامل جریان اشاره دارد. این اثر اساس آهنرباهای الکتریکی است و در بسیاری از کاربردها از جمله موتورهای الکتریکی، ژنراتورها و ترانسفورماتورها استفاده میشود.
۵. آیا میدانهای الکتریکی میتوانند میدانهای مغناطیسی تولید کنند؟
در حالی که میدانهای الکتریکی ساکن به تنهایی میدانهای مغناطیسی تولید نمیکنند، میدانهای الکتریکی متغیر، میدانهای مغناطیسی ایجاد میکنند. این بخشی از رابطه الکترومغناطیسی است که توسط معادلات ماکسول توصیف میشود. برعکس، میدانهای مغناطیسی متغیر میتوانند میدانهای الکتریکی تولید کنند، اصلی که در القای الکترومغناطیسی استفاده میشود.
@physics_school
#فیزیک۲
#الکترومغناطیس
#سوال_پاسخ
چند سوال مهم در مورد مغناطیس:
۱. چه چیزی همیشه میدان مغناطیسی تولید میکند؟
بارهای الکتریکی متحرک همیشه میدانهای مغناطیسی تولید میکنند. این شامل جریانهای الکتریکی در سیمها، که جریانهایی از الکترونهای متحرک هستند، و همچنین ذرات باردار منفرد در حال حرکت میشود.
۲. چگونه میتوان از جریان الکتریکی میدان مغناطیسی ایجاد کرد؟
برای ایجاد میدان مغناطیسی از جریان الکتریکی، کافیست جریان را از یک رسانا مانند سیم عبور دهید. میدان مغناطیسی، حلقههای دایرهای را در اطراف سیم تشکیل میدهد که از قانون دست راست پیروی میکند. پیچاندن سیم (مانند یک سلونوئید) میتواند میدان مغناطیسی را متمرکز و تقویت کند.
۳. چرا جریان الکتریکی میدان مغناطیسی تولید میکند؟
جریان الکتریکی به دلیل ارتباط اساسی بین الکتریسیته و مغناطیس، همانطور که در معادلات ماکسول توضیح داده شده است، یک میدان مغناطیسی تولید میکند. وقتی بارها حرکت میکنند، در نتیجه حرکت خود و خواص فضازمان، یک میدان مغناطیسی ایجاد میکنند.
۴. اثر مغناطیسی جریان الکتریکی چیست؟
اثر مغناطیسی جریان الکتریکی به ایجاد میدان مغناطیسی در اطراف یک هادی حامل جریان اشاره دارد. این اثر اساس آهنرباهای الکتریکی است و در بسیاری از کاربردها از جمله موتورهای الکتریکی، ژنراتورها و ترانسفورماتورها استفاده میشود.
۵. آیا میدانهای الکتریکی میتوانند میدانهای مغناطیسی تولید کنند؟
در حالی که میدانهای الکتریکی ساکن به تنهایی میدانهای مغناطیسی تولید نمیکنند، میدانهای الکتریکی متغیر، میدانهای مغناطیسی ایجاد میکنند. این بخشی از رابطه الکترومغناطیسی است که توسط معادلات ماکسول توصیف میشود. برعکس، میدانهای مغناطیسی متغیر میتوانند میدانهای الکتریکی تولید کنند، اصلی که در القای الکترومغناطیسی استفاده میشود.
@physics_school
👍1
#فوتوالکتریک
#فیزیک۳
#فیزیک_اتمی
قسمت۱
وقتی از آلبرت انیشتین نام میبریم ، اولین
چیزی که به ذهنمان خطور میکند، نظریه نسبیت است ، آن ابرنواختر خارقالعاده دیگر که در فیزیک قرن بیستم منفجر شد. با این حال، به طرز باورنکردنی، انیشتین هرگز جایزه نوبل نسبیت را دریافت نکرد. تنها مدال نوبل او (مطمئناً باید حداقل دو مدال میگرفت)، که در سال ۱۹۲۱ اهدا و در سال ۱۹۲۲ اهدا شد، به خاطر کارهای پیشگامانهاش در نظریه کوانتوم بود . اگر پلانک پدر نظریه کوانتوم نبود (به ماکس پلانک و ریشههای نظریه کوانتوم مراجعه کنید )، این نقش ممکن بود به انیشتین برسد. همانطور که بود، انیشتین اولین کسی بود که پیامدهای فیزیکی کار پلانک را جدی گرفت. نقطه عطف زمانی فرا رسید که او دید چگونه میتوان از ایده پلانک در مورد کوانتومهای انرژی برای توضیح برخی از حقایق گیجکنندهای که در مورد پدیدهای به نام اثر فوتوالکتریک پدیدار شده بودند، استفاده کرد .
مطالعات اولیه اثر فوتوالکتریک
در سال ۱۸۸۷، هاینریش هرتز اولین کسی بود که اثر فوتوالکتریک را در طول آزمایشهای خود مشاهده کرد که نظریه الکترومغناطیس ماکسول را تأیید میکرد . هرتز دریافت که با تاباندن نور فرابنفش به الکترودهای فلزی ، میتواند ولتاژ مورد نیاز برای ایجاد جرقه بین الکترودها را کاهش دهد. بدیهی است که نور دارای نوعی اثر الکتریکی بود، اما هرتز از گمانهزنی در مورد اینکه آن اثر چیست، خودداری کرد. او گفت: «من در حال حاضر خودم را به بیان نتایج به دست آمده محدود میکنم، بدون اینکه سعی کنم هیچ نظریهای در مورد نحوه وقوع پدیدههای مشاهده شده ارائه دهم.»
در سال ۱۸۹۹، فیزیکدان انگلیسی، جی. جی. تامسون ، سرنخ مهمی برای درک اثر فوتوالکتریک ارائه داد. تامسون نشان داد که نور فرابنفش، با برخورد به سطح فلز، باعث انتشار الکترونها میشود . این ذرات باردار کوچکی بودند که تامسون چند سال قبل وجود آنها را نشان داده بود و معتقد بود که تنها اجزای مادی اتمها هستند . در آن زمان، به نظر فیزیکدانان، اثر فوتوالکتریک باید به این دلیل رخ دهد که الکترونهای درون اتمهای سطح فلز توسط میدان الکتریکی نوسانی امواج نوری که بر روی فلز میافتند، تکان خورده و به ارتعاش در میآیند. طبق این نظریه، برخی از الکترونها آنقدر شدید تکان داده میشدند که در نهایت به طور کلی پرتاب میشدند.
ادامه دارد...
@physics_school
#فیزیک۳
#فیزیک_اتمی
قسمت۱
وقتی از آلبرت انیشتین نام میبریم ، اولین
چیزی که به ذهنمان خطور میکند، نظریه نسبیت است ، آن ابرنواختر خارقالعاده دیگر که در فیزیک قرن بیستم منفجر شد. با این حال، به طرز باورنکردنی، انیشتین هرگز جایزه نوبل نسبیت را دریافت نکرد. تنها مدال نوبل او (مطمئناً باید حداقل دو مدال میگرفت)، که در سال ۱۹۲۱ اهدا و در سال ۱۹۲۲ اهدا شد، به خاطر کارهای پیشگامانهاش در نظریه کوانتوم بود . اگر پلانک پدر نظریه کوانتوم نبود (به ماکس پلانک و ریشههای نظریه کوانتوم مراجعه کنید )، این نقش ممکن بود به انیشتین برسد. همانطور که بود، انیشتین اولین کسی بود که پیامدهای فیزیکی کار پلانک را جدی گرفت. نقطه عطف زمانی فرا رسید که او دید چگونه میتوان از ایده پلانک در مورد کوانتومهای انرژی برای توضیح برخی از حقایق گیجکنندهای که در مورد پدیدهای به نام اثر فوتوالکتریک پدیدار شده بودند، استفاده کرد .
مطالعات اولیه اثر فوتوالکتریک
در سال ۱۸۸۷، هاینریش هرتز اولین کسی بود که اثر فوتوالکتریک را در طول آزمایشهای خود مشاهده کرد که نظریه الکترومغناطیس ماکسول را تأیید میکرد . هرتز دریافت که با تاباندن نور فرابنفش به الکترودهای فلزی ، میتواند ولتاژ مورد نیاز برای ایجاد جرقه بین الکترودها را کاهش دهد. بدیهی است که نور دارای نوعی اثر الکتریکی بود، اما هرتز از گمانهزنی در مورد اینکه آن اثر چیست، خودداری کرد. او گفت: «من در حال حاضر خودم را به بیان نتایج به دست آمده محدود میکنم، بدون اینکه سعی کنم هیچ نظریهای در مورد نحوه وقوع پدیدههای مشاهده شده ارائه دهم.»
در سال ۱۸۹۹، فیزیکدان انگلیسی، جی. جی. تامسون ، سرنخ مهمی برای درک اثر فوتوالکتریک ارائه داد. تامسون نشان داد که نور فرابنفش، با برخورد به سطح فلز، باعث انتشار الکترونها میشود . این ذرات باردار کوچکی بودند که تامسون چند سال قبل وجود آنها را نشان داده بود و معتقد بود که تنها اجزای مادی اتمها هستند . در آن زمان، به نظر فیزیکدانان، اثر فوتوالکتریک باید به این دلیل رخ دهد که الکترونهای درون اتمهای سطح فلز توسط میدان الکتریکی نوسانی امواج نوری که بر روی فلز میافتند، تکان خورده و به ارتعاش در میآیند. طبق این نظریه، برخی از الکترونها آنقدر شدید تکان داده میشدند که در نهایت به طور کلی پرتاب میشدند.
ادامه دارد...
@physics_school
❤2
#فیزیک۳
#فوتوالکتریک
#فیزیک۳
قسمت۲
در سال ۱۹۰۲، فیلیپ لنارد ، که پیش از این دستیار هرتز در دانشگاه بن بود، اولین اندازهگیریهای کمی اثر فوتوالکتریک را انجام داد. او از یک چراغ قوسی کربنی روشن برای مطالعه چگونگی تغییر انرژی فوتوالکترونهای ساطع شده با شدت نور و با جداسازی رنگهای منفرد با فرکانس نور استفاده کرد. افزایش فرکانس نور، با انتخاب نور از انتهای آبیتر طیف، باعث شد که الکترونهای پرتابشده بهطور متوسط پرانرژیتر باشند، همانطور که پیشبینی میشد - زیرا فرض بر این بود که آنها برای ارتعاش سریعتر ساخته شدهاند. افزایش شدت نور (با نزدیکتر کردن قوس کربن به سطح فلز) باعث شد که الکترونهای بیشتری پرتاب شوند، همانطور که انتظار میرفت. از سوی دیگر، افزایش شدت هیچ تأثیری بر میانگین مقدار انرژی که هر الکترون پرتابشده حمل میکرد، نداشت. این یک شوک واقعی بود. اگر، همانطور که فیزیکدانان معتقد بودند، اثر فوتوالکتریک از برهمکنش بین الکترونها و امواج الکترومغناطیسی ناشی میشود، پس تشدید تابش باید الکترونها را در سطح فلز شدیدتر تکان دهد و بنابراین آنها را با انرژی بیشتری پرتاب کند. اینکه چرا این اتفاق نیفتاد، یک راز بود.
کوانتومهای نور
چندین سال گذشت تا مشاهدات لنارد در مورد اثر فوتوالکتریک و نظریه عجیب اما نادیده گرفته شده پلانک در مورد کوانتوم، که هر دو به خودی خود گیج کننده هستند، به عنوان فلشهایی به سمت یک راه حل مشترک دیده شوند. اکنون که به گذشته نگاه میکنیم، به اندازه کافی واضح به نظر میرسد، اما نبوغ انیشتین برای اعمال کوانتیزاسیون، نه بر روی نوسانگرهای جسم سیاه ، همانطور که پلانک در تلاش ناامیدانه برای اصلاح نظریه کلاسیک انجام داده بود، بلکه بر روی تابش واقعی که ساطع یا جذب میشود، لازم بود. انیشتین متوجه شد که خود نور کوانتیزه است . تمام نور یک فرکانس خاص به صورت گلولههای کوچک با انرژی یکسان، برابر با فرکانس ضربدر ثابت پلانک ، میآید و این کلید درک اثر فوتوالکتریک است. یک کوانتوم نور ورودی به یک الکترون روی سطح یک فلز برخورد میکند و تمام انرژی خود را به الکترون میدهد. مقدار مشخصی از انرژی، به نام تابع کار، صرفاً برای غلبه بر نیروی جاذبه بین الکترون و شبکه فلزی به منظور آزاد کردن الکترون مورد نیاز است. بنابراین هیچ اثر فوتوالکتریکی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه به این آستانه برسیم. هر انرژی باقی مانده از تبادل، بالاتر و فراتر از تابع کار، به صورت انرژی جنبشی (انرژی حرکت) الکترون خارج شده ظاهر میشود. افزایش شدت تابش - تعداد کوانتومهای نور در واحد سطح - هیچ تاثیری بر انرژی الکترونهای منفرد ندارد زیرا هر الکترون توسط یک و فقط یک بسته نور پرتاب میشود. از سوی دیگر، افزایش فرکانس تابش به این معنی است که هر گلوله نوری ضربه بزرگتری را تحمل میکند که منجر به یک فوتوالکترون پرانرژیتر میشود.
ادامه دارد...
@physics_school
#فوتوالکتریک
#فیزیک۳
قسمت۲
در سال ۱۹۰۲، فیلیپ لنارد ، که پیش از این دستیار هرتز در دانشگاه بن بود، اولین اندازهگیریهای کمی اثر فوتوالکتریک را انجام داد. او از یک چراغ قوسی کربنی روشن برای مطالعه چگونگی تغییر انرژی فوتوالکترونهای ساطع شده با شدت نور و با جداسازی رنگهای منفرد با فرکانس نور استفاده کرد. افزایش فرکانس نور، با انتخاب نور از انتهای آبیتر طیف، باعث شد که الکترونهای پرتابشده بهطور متوسط پرانرژیتر باشند، همانطور که پیشبینی میشد - زیرا فرض بر این بود که آنها برای ارتعاش سریعتر ساخته شدهاند. افزایش شدت نور (با نزدیکتر کردن قوس کربن به سطح فلز) باعث شد که الکترونهای بیشتری پرتاب شوند، همانطور که انتظار میرفت. از سوی دیگر، افزایش شدت هیچ تأثیری بر میانگین مقدار انرژی که هر الکترون پرتابشده حمل میکرد، نداشت. این یک شوک واقعی بود. اگر، همانطور که فیزیکدانان معتقد بودند، اثر فوتوالکتریک از برهمکنش بین الکترونها و امواج الکترومغناطیسی ناشی میشود، پس تشدید تابش باید الکترونها را در سطح فلز شدیدتر تکان دهد و بنابراین آنها را با انرژی بیشتری پرتاب کند. اینکه چرا این اتفاق نیفتاد، یک راز بود.
کوانتومهای نور
چندین سال گذشت تا مشاهدات لنارد در مورد اثر فوتوالکتریک و نظریه عجیب اما نادیده گرفته شده پلانک در مورد کوانتوم، که هر دو به خودی خود گیج کننده هستند، به عنوان فلشهایی به سمت یک راه حل مشترک دیده شوند. اکنون که به گذشته نگاه میکنیم، به اندازه کافی واضح به نظر میرسد، اما نبوغ انیشتین برای اعمال کوانتیزاسیون، نه بر روی نوسانگرهای جسم سیاه ، همانطور که پلانک در تلاش ناامیدانه برای اصلاح نظریه کلاسیک انجام داده بود، بلکه بر روی تابش واقعی که ساطع یا جذب میشود، لازم بود. انیشتین متوجه شد که خود نور کوانتیزه است . تمام نور یک فرکانس خاص به صورت گلولههای کوچک با انرژی یکسان، برابر با فرکانس ضربدر ثابت پلانک ، میآید و این کلید درک اثر فوتوالکتریک است. یک کوانتوم نور ورودی به یک الکترون روی سطح یک فلز برخورد میکند و تمام انرژی خود را به الکترون میدهد. مقدار مشخصی از انرژی، به نام تابع کار، صرفاً برای غلبه بر نیروی جاذبه بین الکترون و شبکه فلزی به منظور آزاد کردن الکترون مورد نیاز است. بنابراین هیچ اثر فوتوالکتریکی نمیتواند وجود داشته باشد مگر اینکه به این آستانه برسیم. هر انرژی باقی مانده از تبادل، بالاتر و فراتر از تابع کار، به صورت انرژی جنبشی (انرژی حرکت) الکترون خارج شده ظاهر میشود. افزایش شدت تابش - تعداد کوانتومهای نور در واحد سطح - هیچ تاثیری بر انرژی الکترونهای منفرد ندارد زیرا هر الکترون توسط یک و فقط یک بسته نور پرتاب میشود. از سوی دیگر، افزایش فرکانس تابش به این معنی است که هر گلوله نوری ضربه بزرگتری را تحمل میکند که منجر به یک فوتوالکترون پرانرژیتر میشود.
ادامه دارد...
@physics_school
www.daviddarling.info
frequency
Frequency is the number of waves passing a fixed point in a second.
❤1
#فیزیک۳
#فوتوالکتریک
##قسمت۳
این واقعیت که ۱۶ سال طول کشید تا اینشتین به خاطر کار پیشگامانهاش در مورد اثر فوتوالکتریک جایزه نوبل را از آن خود کند، نشان میدهد که چقدر طول کشید تا دنیای علم بپذیرد که انرژی تابشی کوانتیزه است. این ممکن است مانند یک عصر به نظر برسد، اما این ایده که انرژی، از جمله نور، دانهای است، با تمام چیزهایی که فیزیکدانان برای چندین نسل آموخته بودند، در تضاد بود: ماده از ذرات ساخته شده است؛ انرژی پیوسته و در مقادیر دلخواه کوچک قابل مبادله است؛ نور از امواج تشکیل شده است؛ ماده و نور با هم مخلوط نمیشوند. این قوانین در بیشتر قرن نوزدهم شعارهای فیزیک بودند و اکنون در حال لغو شدن بودند.
همچنین مسئله اثبات تجربی وجود داشت. حدود یک دهه طول کشید تا جزئیات نظریه فوتوالکتریک انیشتین به طور کامل در آزمایشگاه آزمایش و تأیید شود. مشاهده واقعی اینکه انرژی جنبشی الکترونهای پرتاب شده توسط اثر فوتوالکتریک دقیقاً به روشی که انیشتین تجویز کرده بود، به فرکانس نور ورودی وابسته است، سرانجام در سال ۱۹۱۶ توسط فیزیکدان آمریکایی، رابرت میلیکان، انجام شد . در واقع، میلیکان مدتها انتظار داشت که اشتباه انیشتین را ثابت کند و از این طریق نظریه موجی نور را تأیید کند. در عوض، او از نظریه ذرهای حمایت قدرتمندی کرد و ثابت پلانک را با اختلاف ۵ درصد از مقدار پذیرفته شده فعلی آن اندازهگیری کرد. از قضا، او در سال ۱۹۲۳ به خاطر یک سری آزمایشهای عالی که بزرگترین امید علمی او را نقش بر آب کرد، جایزه نوبل را دریافت کرد.
انقلاب آهسته
ما در مورد انقلاب کوانتومی صحبت میکنیم - اما این یک امر یک شبه نبود، این سرنگونی جهانبینی قدیمی ماده و انرژی به نفع یک جهانبینی جدید. بیش از دو دهه پس از اولین اشاره پلانک به وجود کوانتا بود که نظریه کوانتومی به طور کامل پذیرفته شد و به عنوان الگوی حاکم بر جهان میکروسکوپی به رسمیت شناخته شد. در بخش اول این دوره فترت، انیشتین در خط مقدم تحولات بود. پس از مقاله مهم فوتوالکتریک خود در سال ۱۹۰۵، او روی تطبیق مفهوم کوانتومی پلانک با سایر حوزههای فیزیک کار کرد. به عنوان مثال، او نشان داد که برخی از ناهنجاریهای مربوط به میزان گرمایی که مواد باید جذب کنند تا دمای آنها به میزان مشخصی افزایش یابد، در صورتی که فرض شود انرژی ارتعاش اتمها کوانتیزه است، به بهترین شکل توضیح داده میشوند. این پیشگامی اولیه کوانتومی انیشتین اکنون تقریباً به طور کامل تحت الشعاع کار او در مورد نسبیت قرار گرفته است، اما در آن زمان در متقاعد کردن دانشمندان به اعتبار نظریه کوانتومی هنگام اعمال آن بر ماده نقش مهمی داشت.
ادامه دارد...
@physics_school
#فوتوالکتریک
##قسمت۳
این واقعیت که ۱۶ سال طول کشید تا اینشتین به خاطر کار پیشگامانهاش در مورد اثر فوتوالکتریک جایزه نوبل را از آن خود کند، نشان میدهد که چقدر طول کشید تا دنیای علم بپذیرد که انرژی تابشی کوانتیزه است. این ممکن است مانند یک عصر به نظر برسد، اما این ایده که انرژی، از جمله نور، دانهای است، با تمام چیزهایی که فیزیکدانان برای چندین نسل آموخته بودند، در تضاد بود: ماده از ذرات ساخته شده است؛ انرژی پیوسته و در مقادیر دلخواه کوچک قابل مبادله است؛ نور از امواج تشکیل شده است؛ ماده و نور با هم مخلوط نمیشوند. این قوانین در بیشتر قرن نوزدهم شعارهای فیزیک بودند و اکنون در حال لغو شدن بودند.
همچنین مسئله اثبات تجربی وجود داشت. حدود یک دهه طول کشید تا جزئیات نظریه فوتوالکتریک انیشتین به طور کامل در آزمایشگاه آزمایش و تأیید شود. مشاهده واقعی اینکه انرژی جنبشی الکترونهای پرتاب شده توسط اثر فوتوالکتریک دقیقاً به روشی که انیشتین تجویز کرده بود، به فرکانس نور ورودی وابسته است، سرانجام در سال ۱۹۱۶ توسط فیزیکدان آمریکایی، رابرت میلیکان، انجام شد . در واقع، میلیکان مدتها انتظار داشت که اشتباه انیشتین را ثابت کند و از این طریق نظریه موجی نور را تأیید کند. در عوض، او از نظریه ذرهای حمایت قدرتمندی کرد و ثابت پلانک را با اختلاف ۵ درصد از مقدار پذیرفته شده فعلی آن اندازهگیری کرد. از قضا، او در سال ۱۹۲۳ به خاطر یک سری آزمایشهای عالی که بزرگترین امید علمی او را نقش بر آب کرد، جایزه نوبل را دریافت کرد.
انقلاب آهسته
ما در مورد انقلاب کوانتومی صحبت میکنیم - اما این یک امر یک شبه نبود، این سرنگونی جهانبینی قدیمی ماده و انرژی به نفع یک جهانبینی جدید. بیش از دو دهه پس از اولین اشاره پلانک به وجود کوانتا بود که نظریه کوانتومی به طور کامل پذیرفته شد و به عنوان الگوی حاکم بر جهان میکروسکوپی به رسمیت شناخته شد. در بخش اول این دوره فترت، انیشتین در خط مقدم تحولات بود. پس از مقاله مهم فوتوالکتریک خود در سال ۱۹۰۵، او روی تطبیق مفهوم کوانتومی پلانک با سایر حوزههای فیزیک کار کرد. به عنوان مثال، او نشان داد که برخی از ناهنجاریهای مربوط به میزان گرمایی که مواد باید جذب کنند تا دمای آنها به میزان مشخصی افزایش یابد، در صورتی که فرض شود انرژی ارتعاش اتمها کوانتیزه است، به بهترین شکل توضیح داده میشوند. این پیشگامی اولیه کوانتومی انیشتین اکنون تقریباً به طور کامل تحت الشعاع کار او در مورد نسبیت قرار گرفته است، اما در آن زمان در متقاعد کردن دانشمندان به اعتبار نظریه کوانتومی هنگام اعمال آن بر ماده نقش مهمی داشت.
ادامه دارد...
@physics_school
www.daviddarling.info
Millikan, Robert Andrews (1868-1953)
Robert Millikan was an American physicist awarded the 1923 Nobel Prize in Physics for his determination of the charge on a single electron (the famous oil-drop experiment) and his work on the photoelectric effect.
❤1
#فیزیک۳
#فوتوالکتریک
#قسمت۴
دیدگاههای او در مورد ماهیت کوانتومی تابش الکترومغناطیسی، پذیرش آن را دشوارتر کرد. با این حال، او اصرار داشت که راه پیش رو باید با پذیرش رفتار ذرهمانند نور همراه باشد. در سال ۱۹۰۹ او نوشت: «به نظر من، مرحله بعدی در توسعه فیزیک نظری، نظریهای از نور را برای ما به ارمغان خواهد آورد که میتوان آن را به عنوان نوعی تلفیق نظریه موج و انتشار تفسیر کرد.» در سال ۱۹۱۱، در اولین کنگره سولوی (نشست سالانه فیزیکدانان برتر جهان) او با قاطعیت بیشتری گفت: «من بر ماهیت موقت این مفهوم اصرار دارم، که به نظر نمیرسد با پیامدهای تجربی تأیید شده نظریه موج سازگار باشد.» این ناسازگاری آشکار، مانع بزرگی برای همه دانشمندان بود. این چه نوع دیوانگی بود که استدلال کنیم نور میتواند هم ذره و هم موج باشد؟
آزمایشگران از این احتمال که معادلهی اینشتین دربارهی اثر فوتوالکتریک چه چیزی را القا میکرد، انتقاد میکردند. رابرت میلیکان، همان کسی که نشان داد این معادله واقعاً کار میکند، هیچ ارتباطی با تفسیر فیزیکی آن نداشت. در سال ۱۹۱۵، میلیکان نوشت: «نظریه نیمذرهای که اینشتین با آن به معادلهاش رسید، در حال حاضر کاملاً غیرقابل دفاع به نظر میرسد.» سه سال بعد، ارنست رادرفورد ، فیزیکدان بزرگ نیوزیلندی که ساختار اتم را بررسی کرد، گفت که به نظر میرسد «هیچ ارتباط فیزیکی» بین انرژی و فرکانس در فرضیهی اینشتین در مورد کوانتومهای نور وجود ندارد. به نظر منطقی نمیرسید که یک ذره بتواند فرکانس داشته باشد، یا یک موج بتواند طوری رفتار کند که گویی از ذرات پرانرژی ساخته شده است. به نظر میرسید که این دو مفهوم یکدیگر را رد میکنند.
اثبات نهایی ماهیت ذرهای نور
بین سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۶، انیشتین از کار کوانتومی خود مرخصی گرفت تا به یک مسئله کوچک دیگر بپردازد - نظریه نسبیت عام ، که ایدههای ما را در مورد گرانش متحول کرد . پس از بازگشت به فیزیک ذرات بسیار کوچک، او به سرعت پیوندی بین نظریه کوانتومی و نسبیت را درک کرد که او را به واقعیت جنبه ذرهای نور متقاعد کرد. در کارهای قبلی، انیشتین با هر کوانتوم تابش طوری رفتار کرده بود که گویی تکانهای برابر با انرژی کوانتوم تقسیم بر سرعت نور دارد . با این فرض، او توانست توضیح دهد که چگونه تکانه از تابش به ماده منتقل میشود - به عبارت دیگر، چگونه اتمها و مولکولها هنگام جذب تابش ضربه میخورند. اگرچه این ضربه بسیار کوچک بود که مستقیماً دیده نشود، اما بر خواصی مانند فشار گاز که قابل اندازهگیری بودند، تأثیر میگذاشت. این اندازهگیریها با فرمول تکانه کوانتیزه مطابقت داشتند. انیشتین اکنون با بازگشت به مطالعات کوانتومی خود متوجه شد که دقیقاً همان عبارت برای تکانه یک کوانتوم نور مستقیماً از یک معادله اساسی در نظریه نسبیت بیرون آمده است. این ارتباط بین نسبیت و فرض قبلی در مورد تکانه یک کوانتوم تابشی، فرضیه ذرات نور را در ذهن انیشتین قطعی کرد. در سال ۱۹۱۷، او شاید تنها دانشمند بزرگ زندهای بود که معتقد بود نور جنبه ذرهای واقعی دارد. اما این واقعیت که نظریه او اکنون اصرار داشت که هر زمان این کوانتومهای نوری فرضی با ذرات ماده معمولی برهمکنش میکنند، مقدار مشخص و قابل پیشبینی تکانه باید منتقل شود، راه را برای آزمایشهای تجربی هموار کرد. شش سال بعد، ماهیت ذرهای نور عملاً غیرقابل انکار شد.
ادامه دارد...
@physics_school
#فوتوالکتریک
#قسمت۴
دیدگاههای او در مورد ماهیت کوانتومی تابش الکترومغناطیسی، پذیرش آن را دشوارتر کرد. با این حال، او اصرار داشت که راه پیش رو باید با پذیرش رفتار ذرهمانند نور همراه باشد. در سال ۱۹۰۹ او نوشت: «به نظر من، مرحله بعدی در توسعه فیزیک نظری، نظریهای از نور را برای ما به ارمغان خواهد آورد که میتوان آن را به عنوان نوعی تلفیق نظریه موج و انتشار تفسیر کرد.» در سال ۱۹۱۱، در اولین کنگره سولوی (نشست سالانه فیزیکدانان برتر جهان) او با قاطعیت بیشتری گفت: «من بر ماهیت موقت این مفهوم اصرار دارم، که به نظر نمیرسد با پیامدهای تجربی تأیید شده نظریه موج سازگار باشد.» این ناسازگاری آشکار، مانع بزرگی برای همه دانشمندان بود. این چه نوع دیوانگی بود که استدلال کنیم نور میتواند هم ذره و هم موج باشد؟
آزمایشگران از این احتمال که معادلهی اینشتین دربارهی اثر فوتوالکتریک چه چیزی را القا میکرد، انتقاد میکردند. رابرت میلیکان، همان کسی که نشان داد این معادله واقعاً کار میکند، هیچ ارتباطی با تفسیر فیزیکی آن نداشت. در سال ۱۹۱۵، میلیکان نوشت: «نظریه نیمذرهای که اینشتین با آن به معادلهاش رسید، در حال حاضر کاملاً غیرقابل دفاع به نظر میرسد.» سه سال بعد، ارنست رادرفورد ، فیزیکدان بزرگ نیوزیلندی که ساختار اتم را بررسی کرد، گفت که به نظر میرسد «هیچ ارتباط فیزیکی» بین انرژی و فرکانس در فرضیهی اینشتین در مورد کوانتومهای نور وجود ندارد. به نظر منطقی نمیرسید که یک ذره بتواند فرکانس داشته باشد، یا یک موج بتواند طوری رفتار کند که گویی از ذرات پرانرژی ساخته شده است. به نظر میرسید که این دو مفهوم یکدیگر را رد میکنند.
اثبات نهایی ماهیت ذرهای نور
بین سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۶، انیشتین از کار کوانتومی خود مرخصی گرفت تا به یک مسئله کوچک دیگر بپردازد - نظریه نسبیت عام ، که ایدههای ما را در مورد گرانش متحول کرد . پس از بازگشت به فیزیک ذرات بسیار کوچک، او به سرعت پیوندی بین نظریه کوانتومی و نسبیت را درک کرد که او را به واقعیت جنبه ذرهای نور متقاعد کرد. در کارهای قبلی، انیشتین با هر کوانتوم تابش طوری رفتار کرده بود که گویی تکانهای برابر با انرژی کوانتوم تقسیم بر سرعت نور دارد . با این فرض، او توانست توضیح دهد که چگونه تکانه از تابش به ماده منتقل میشود - به عبارت دیگر، چگونه اتمها و مولکولها هنگام جذب تابش ضربه میخورند. اگرچه این ضربه بسیار کوچک بود که مستقیماً دیده نشود، اما بر خواصی مانند فشار گاز که قابل اندازهگیری بودند، تأثیر میگذاشت. این اندازهگیریها با فرمول تکانه کوانتیزه مطابقت داشتند. انیشتین اکنون با بازگشت به مطالعات کوانتومی خود متوجه شد که دقیقاً همان عبارت برای تکانه یک کوانتوم نور مستقیماً از یک معادله اساسی در نظریه نسبیت بیرون آمده است. این ارتباط بین نسبیت و فرض قبلی در مورد تکانه یک کوانتوم تابشی، فرضیه ذرات نور را در ذهن انیشتین قطعی کرد. در سال ۱۹۱۷، او شاید تنها دانشمند بزرگ زندهای بود که معتقد بود نور جنبه ذرهای واقعی دارد. اما این واقعیت که نظریه او اکنون اصرار داشت که هر زمان این کوانتومهای نوری فرضی با ذرات ماده معمولی برهمکنش میکنند، مقدار مشخص و قابل پیشبینی تکانه باید منتقل شود، راه را برای آزمایشهای تجربی هموار کرد. شش سال بعد، ماهیت ذرهای نور عملاً غیرقابل انکار شد.
ادامه دارد...
@physics_school
www.daviddarling.info
Rutherford, Ernest (1871-1937)
Ernest Rutherford was a brilliant experimental physicist and one of the founders of nuclear physics. He was born in Brightwater, New Zealand, into a family of pioneer stock who had emigrated from Britain less than 30 years earlier...
❤3
#هوش_مصنوعی
🔺حل مسائل
#فیزیک ، ریاضی و
#شیمی با هوش مصنوعی
❇️ ابزار مورد استفاده #سایت :
🌐 https://www.wolframalpha.com/
🔷 این ابزار مانند ماشینحساب فوقالعاده قدرتمند برای فیزیک و #ریاضی است و از #هوش_مصنوعی برای حل طیف گستردهای از مسائل، ازجمله برخی موضوعات دشوار #فیزیک استفاده میکند.
🔶این ابزار فقط پاسخ مسئله را ارائه نمیکند، بلکه فرایند حل آن را برای شما تجزیه میکند و آن را بهصورت مرحلهبهمرحله نشان میدهد.
🔷 با کمک این ابزار میتوانید مسائل و موضوعات پیشرفته فیزیک مانند مکانیک کوانتومی، نسبیت و موارد دیگر را حل کنید.
@physics_school
🔺حل مسائل
#فیزیک ، ریاضی و
#شیمی با هوش مصنوعی
❇️ ابزار مورد استفاده #سایت :
🌐 https://www.wolframalpha.com/
🔷 این ابزار مانند ماشینحساب فوقالعاده قدرتمند برای فیزیک و #ریاضی است و از #هوش_مصنوعی برای حل طیف گستردهای از مسائل، ازجمله برخی موضوعات دشوار #فیزیک استفاده میکند.
🔶این ابزار فقط پاسخ مسئله را ارائه نمیکند، بلکه فرایند حل آن را برای شما تجزیه میکند و آن را بهصورت مرحلهبهمرحله نشان میدهد.
🔷 با کمک این ابزار میتوانید مسائل و موضوعات پیشرفته فیزیک مانند مکانیک کوانتومی، نسبیت و موارد دیگر را حل کنید.
@physics_school
Wolframalpha
Wolfram|Alpha: Making the world’s knowledge computable
Wolfram|Alpha brings expert-level knowledge and capabilities to the broadest possible range of people—spanning all professions and education levels.
#هوش_مصنوعی
حل مسائل
#فیزیک ، ریاضی و
شیمی با هوش مصنوعی
ابزار مورد استفاده #سایت :
www.wolframalpha.com
🔷 این ابزار مانند ماشینحساب فوقالعاده قدرتمند برای فیزیک و #ریاضی است و از #هوش_مصنوعی برای حل طیف گستردهای از مسائل، ازجمله برخی موضوعات دشوار #فیزیک استفاده میکند.
🔶این ابزار فقط پاسخ مسئله را ارائه نمیکند، بلکه فرایند حل آن را برای شما تجزیه میکند و آن را بهصورت مرحلهبهمرحله نشان میدهد.
🔷 با کمک این ابزار میتوانید مسائل و موضوعات پیشرفته فیزیک مانند مکانیک کوانتومی، نسبیت و موارد دیگر را حل کنید.
@physics_school
حل مسائل
#فیزیک ، ریاضی و
شیمی با هوش مصنوعی
ابزار مورد استفاده #سایت :
www.wolframalpha.com
🔷 این ابزار مانند ماشینحساب فوقالعاده قدرتمند برای فیزیک و #ریاضی است و از #هوش_مصنوعی برای حل طیف گستردهای از مسائل، ازجمله برخی موضوعات دشوار #فیزیک استفاده میکند.
🔶این ابزار فقط پاسخ مسئله را ارائه نمیکند، بلکه فرایند حل آن را برای شما تجزیه میکند و آن را بهصورت مرحلهبهمرحله نشان میدهد.
🔷 با کمک این ابزار میتوانید مسائل و موضوعات پیشرفته فیزیک مانند مکانیک کوانتومی، نسبیت و موارد دیگر را حل کنید.
@physics_school
درود و صبح بخیر
به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
خداوندِ نام و خداوندِ جای
خداوندِ روزیدِهِ رهنمای
خداوند کیوان و گَردانسپهر
فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برتر است
نگارندهٔ برشده پیکر است
به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را
#فردوسی
25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی
به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
خداوندِ نام و خداوندِ جای
خداوندِ روزیدِهِ رهنمای
خداوند کیوان و گَردانسپهر
فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر
ز نام و نشان و گمان برتر است
نگارندهٔ برشده پیکر است
به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را
#فردوسی
25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی
پاسخ فعالیت های سلامت 1404.pdf
3.3 MB
پاسخ فعالیت های کتاب سلامت و بهداشت.
تهیه شده توسط دبیرخانه راهبری کشوری زیست شناسی و سلامت و بهداشت
@physics_school
تهیه شده توسط دبیرخانه راهبری کشوری زیست شناسی و سلامت و بهداشت
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#موفقیت
هر روز تلاش کنید که بهتر از دیروز شوید.
موفقیت یه سفر تدریجیه، نه یه مقصد ناگهانی،
معمولا موفقیت با همت و به تدریج و با تداوم حاصل میشه
@physics_school
هر روز تلاش کنید که بهتر از دیروز شوید.
موفقیت یه سفر تدریجیه، نه یه مقصد ناگهانی،
معمولا موفقیت با همت و به تدریج و با تداوم حاصل میشه
@physics_school
👍1
🌺🌺🌺✨﷽✨🌺🌺🌺
#تیپ_شناسایی
#نهایی
#فیزیک
حرفه ای امتحان بدهید.
نکاتی مهم برای آزمون های نهایی فیزیک
تیپ شناسایی سوالات فیزیک نهایی
#تیپ۱
👈 سوالات درست یا نادرست
در اکثر سوالات نهایی اینگونه سوالات قرار دارد. که بارم ان بین ۱ تا ۲ نمره است. و معمولا جزء سوالات ساده آزمون ها دسته بندی می شوند هر چند گاهی سوالات دام دار نیز بین این سوالات قرار می گیرد. و اگر متن کتاب به صورت دقیق خوانده شده باشد می توان به این سوالات پاسخ صحیح داد.
نکته مهم اینکه اگر در ۱۰ دقیقه زمان پایانی آزمون نتوانستید جواب صحیح را پیدا کنید حتما از فرصت شانسی زدن خود استفاده کنید و با توجه به قاعده احتمالات از پنجاه درصد شانس خود بهرمند شوید.
#تیپ۲
👈 سوالات جای خالی
در این تیپ سوالات یکی از کلمات مهم در جمله سوال خالی است که باید آن را با عبارت مناسب تکمیل کنید. و بارم آن معمولا بین ۱ تا ۲ نمره است.
صرفا سوالات حفظی در این تیپ نیست و سوال مفهومی هم طرح می شود. برای همین رو متن کتاب خوب مسلط باشید. اینگونه سوالات نسبت به تیپ اول از سطح شناختی بالاتری از حیطه شناسای بلوم قرار دارد.
#تیپ۳
👈 سوالات انتخاب گزینه
مثل سوال جای خالی میمونه اما دو کلمه میده که باید انتخاب کنید دقت به متن كتاب موقع خوندن اینجا به چالش کشیده می شود.
آغلب دو گزینه پیشنهاد متضاد هستند. بنابراین جملاتی در متن کتاب که شامل کلمات زیر هستند را هایلات کنید تا با دقت بیشتر بخاطر بسپارید:
افزایش، کاهش، بیستر، کمتر، کوچکتر، بزرگتر، ساعت گرد،پاد ساعت گرد، درونسو،برونسو، دو برابر، نصف ، نقطه قوت،نقطه ضعف و ...
سطح این تیپ سوالات مانند سطح تیپ ۱ بوده و معمولا جزء سوالات ساده آزمون هستند.
مجددا تاکید می شود، اگر در ۱۰ دقیقه زمان پایانی آزمون نتوانستید جواب صحیح را پیدا کنید حتما از فرصت شانسی زدن خود استفاده کنید و با توجه به قاعده احتمالات از پنجاه درصد شانس خود بهرمند شوید.
#تیپ۴
👈سؤالاتی از شکلهای کتاب
همه شکل های کتاب رو خوب به خاطر بسپارید و توضیح زیر هر شکل را به دقت متوجه بشوید. تجربه نمونه سوالات آزمون های نهایی گذشته گواهی می دهد معمولا بین ۱ تا ۲ نمره از اینگونه سوالات طرح می شود.
#تیپ۵
👈سوالات فکر کردنی و مفهومی
اینگونه سوالات بیشتر در حیطه تحلیل کردنی حطیه شناختی بلوم قرار دارند و اغلب جزء سوالات دشوار نسبت به تیپ های دیگر هستند. و معملا طراحان بین ۱ تا ۴ نمره از این تیپ سوالات می دهند.
در بخش های مختلف بعد از تسلط کامل به مطالب کتاب می توانید به مهارت کامل برای پاسخ گویی به این سوالات برسید. اصلی طرح اینگونه سوالات پرسش ها و فعالیت های متن کتاب درسی و پایانی هر فصل است، پس لازم است چند بار آنها را به دقت حل کنید.
#تیپ۶
👈سوال دو ستونی
این تیپ سوالات دو ستونی هستند که که در ستون اول جمله یا کلمه ای نوشته می شوند که با جمله یا کلمه ستون دوم ارتباط دارد و باید آنها را پیدا کرده و مرتب کنید.
این نمونه سوالات نیز اغلب بین ۱ تا ۲ نمره طرح می شوند و در اکثر موارد جزء سوالات ساده آزمون ها هستند.
#تیپ۷
👈سوالات مهارت های درک نمودارها
برای فرمول های فیزیک می توان نموداری رسم کرد. گاهی رسم نمودار پرسیده می شود و گاهی نموداری داده می شود که باید با توجه به نمودار به سوالات پاسخ دهید.
تجربه آزمون ها گذشته گواهی می دهد در تمامی آزمون های نهایی پایه دوازدهم از این بخش سؤالاتی طرح شده است.
مثلا مبحث حرکت بر خط راست از فیزیک دوازدهم و یا مبحث ترمودینامیک از فیزیک دهم پر تکرار ترین سوالات این بخش هستند. و معمولا بارم آنها بین ۱ تا ۲ نمره است.
#تیپ۸
👈سوالات مقایسه ای و یا نسبتی و یا درصدی
مقایسه دو حالت یک موضوع فیزیکی به صورت نسبت دو فرمول و یا تفاضل دو حالت و یا درصد تغییرات موضوع این سوالات است.
که اغلب برای پاسخگویی محاسبات ریاضی و تسلط به فرمول ها مهم است.
#تیپ۹
👈مسائل حل کردنی
بیشترین بارم آزمون های نهایی فیزیک مربوط به این قسمت است که اغلب بارم آن بیش از۱۲ نمره است. بهترین منبع برای یادگیری و تسلط به این تیپ سوالات مثال های حل شده و تمرین های داخل متن و تمرین های پایانی هر فصل است. و اغلب مشابه ابن تمرین ها و یا با اندکی تغییر سوالات توسط طراحان، طرح می شوند. نکته بسیار مهم در این قسمت بارم بسیار مهم برای فرمول نویسی در حل مسائل است.به گواهی آزمون های نهایی سال های گذشته اغلب بیش از ۴ نمره فقط به فرمول نویسی صحیح که مخصوص حل هر سوال است تعلق می گیرد. بنابراین حتما فرمول های مربوط به حل هر مسئله را بنویسید تا نمره مربوطه را کسب کنید.
و همچنین حداقل در هر پایان هر قسمت بیست و پنج صدم به پاسخ های عددی صحیح با یکای هر قسمت تعلق می گیرد، که معمولا در مجموع اعداد نهایی صحیح بیش از دو نمره را شامل می شود.
(سعید نمازی)
@physics_school
#تیپ_شناسایی
#نهایی
#فیزیک
حرفه ای امتحان بدهید.
نکاتی مهم برای آزمون های نهایی فیزیک
تیپ شناسایی سوالات فیزیک نهایی
#تیپ۱
👈 سوالات درست یا نادرست
در اکثر سوالات نهایی اینگونه سوالات قرار دارد. که بارم ان بین ۱ تا ۲ نمره است. و معمولا جزء سوالات ساده آزمون ها دسته بندی می شوند هر چند گاهی سوالات دام دار نیز بین این سوالات قرار می گیرد. و اگر متن کتاب به صورت دقیق خوانده شده باشد می توان به این سوالات پاسخ صحیح داد.
نکته مهم اینکه اگر در ۱۰ دقیقه زمان پایانی آزمون نتوانستید جواب صحیح را پیدا کنید حتما از فرصت شانسی زدن خود استفاده کنید و با توجه به قاعده احتمالات از پنجاه درصد شانس خود بهرمند شوید.
#تیپ۲
👈 سوالات جای خالی
در این تیپ سوالات یکی از کلمات مهم در جمله سوال خالی است که باید آن را با عبارت مناسب تکمیل کنید. و بارم آن معمولا بین ۱ تا ۲ نمره است.
صرفا سوالات حفظی در این تیپ نیست و سوال مفهومی هم طرح می شود. برای همین رو متن کتاب خوب مسلط باشید. اینگونه سوالات نسبت به تیپ اول از سطح شناختی بالاتری از حیطه شناسای بلوم قرار دارد.
#تیپ۳
👈 سوالات انتخاب گزینه
مثل سوال جای خالی میمونه اما دو کلمه میده که باید انتخاب کنید دقت به متن كتاب موقع خوندن اینجا به چالش کشیده می شود.
آغلب دو گزینه پیشنهاد متضاد هستند. بنابراین جملاتی در متن کتاب که شامل کلمات زیر هستند را هایلات کنید تا با دقت بیشتر بخاطر بسپارید:
افزایش، کاهش، بیستر، کمتر، کوچکتر، بزرگتر، ساعت گرد،پاد ساعت گرد، درونسو،برونسو، دو برابر، نصف ، نقطه قوت،نقطه ضعف و ...
سطح این تیپ سوالات مانند سطح تیپ ۱ بوده و معمولا جزء سوالات ساده آزمون هستند.
مجددا تاکید می شود، اگر در ۱۰ دقیقه زمان پایانی آزمون نتوانستید جواب صحیح را پیدا کنید حتما از فرصت شانسی زدن خود استفاده کنید و با توجه به قاعده احتمالات از پنجاه درصد شانس خود بهرمند شوید.
#تیپ۴
👈سؤالاتی از شکلهای کتاب
همه شکل های کتاب رو خوب به خاطر بسپارید و توضیح زیر هر شکل را به دقت متوجه بشوید. تجربه نمونه سوالات آزمون های نهایی گذشته گواهی می دهد معمولا بین ۱ تا ۲ نمره از اینگونه سوالات طرح می شود.
#تیپ۵
👈سوالات فکر کردنی و مفهومی
اینگونه سوالات بیشتر در حیطه تحلیل کردنی حطیه شناختی بلوم قرار دارند و اغلب جزء سوالات دشوار نسبت به تیپ های دیگر هستند. و معملا طراحان بین ۱ تا ۴ نمره از این تیپ سوالات می دهند.
در بخش های مختلف بعد از تسلط کامل به مطالب کتاب می توانید به مهارت کامل برای پاسخ گویی به این سوالات برسید. اصلی طرح اینگونه سوالات پرسش ها و فعالیت های متن کتاب درسی و پایانی هر فصل است، پس لازم است چند بار آنها را به دقت حل کنید.
#تیپ۶
👈سوال دو ستونی
این تیپ سوالات دو ستونی هستند که که در ستون اول جمله یا کلمه ای نوشته می شوند که با جمله یا کلمه ستون دوم ارتباط دارد و باید آنها را پیدا کرده و مرتب کنید.
این نمونه سوالات نیز اغلب بین ۱ تا ۲ نمره طرح می شوند و در اکثر موارد جزء سوالات ساده آزمون ها هستند.
#تیپ۷
👈سوالات مهارت های درک نمودارها
برای فرمول های فیزیک می توان نموداری رسم کرد. گاهی رسم نمودار پرسیده می شود و گاهی نموداری داده می شود که باید با توجه به نمودار به سوالات پاسخ دهید.
تجربه آزمون ها گذشته گواهی می دهد در تمامی آزمون های نهایی پایه دوازدهم از این بخش سؤالاتی طرح شده است.
مثلا مبحث حرکت بر خط راست از فیزیک دوازدهم و یا مبحث ترمودینامیک از فیزیک دهم پر تکرار ترین سوالات این بخش هستند. و معمولا بارم آنها بین ۱ تا ۲ نمره است.
#تیپ۸
👈سوالات مقایسه ای و یا نسبتی و یا درصدی
مقایسه دو حالت یک موضوع فیزیکی به صورت نسبت دو فرمول و یا تفاضل دو حالت و یا درصد تغییرات موضوع این سوالات است.
که اغلب برای پاسخگویی محاسبات ریاضی و تسلط به فرمول ها مهم است.
#تیپ۹
👈مسائل حل کردنی
بیشترین بارم آزمون های نهایی فیزیک مربوط به این قسمت است که اغلب بارم آن بیش از۱۲ نمره است. بهترین منبع برای یادگیری و تسلط به این تیپ سوالات مثال های حل شده و تمرین های داخل متن و تمرین های پایانی هر فصل است. و اغلب مشابه ابن تمرین ها و یا با اندکی تغییر سوالات توسط طراحان، طرح می شوند. نکته بسیار مهم در این قسمت بارم بسیار مهم برای فرمول نویسی در حل مسائل است.به گواهی آزمون های نهایی سال های گذشته اغلب بیش از ۴ نمره فقط به فرمول نویسی صحیح که مخصوص حل هر سوال است تعلق می گیرد. بنابراین حتما فرمول های مربوط به حل هر مسئله را بنویسید تا نمره مربوطه را کسب کنید.
و همچنین حداقل در هر پایان هر قسمت بیست و پنج صدم به پاسخ های عددی صحیح با یکای هر قسمت تعلق می گیرد، که معمولا در مجموع اعداد نهایی صحیح بیش از دو نمره را شامل می شود.
(سعید نمازی)
@physics_school
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM