منتخبی از کتاب ماجراجویی های فیزیک دان قرن بیستم
#ریچارد_فاینمن :
#قسمت_ششم
یک بار دچار یک دردسر جدی شدم. هنرمندی می خواست تصویری را برای جلد یک مجله اتومبیل تهیه کند از پلاستیک چرخی ساخته بود و از مسئول فروش ما شنیده بود که می توانیم هر چیزی را روکش فلزی دهیم و در نتیجه آن هنرمند از ما خواست تا چرخ را برایش آب فلز دهیم تا به صورت یک چرخ نقره ای درخشان جلوه کند چرخ از پلاستیک ساخته شده بود که ما نمی دانستیم آن را چگونه روکش دهیم واقعیت امر این بود که مسئول فروش ما نمی دانست که ما چه چیزهایی را می توانیم روکش دهیم در نتیجه به همه قول مساعد میداد در آزمایش اول موفق نشدیم برای آزمایش مجدد باید نقره قبلی را از روی چرخ میکردیم و این کار به راحتی صورت نمیگرفت من تصمیم گرفتم که از اسید نیتریک غلیظ استفاده کنم با این کار نقره ها به خوبی از سطح چرخ جدا شدند ولی حفره ها و سوراخ هایی هم در پلاستیک ایجاد شد واقعا به دردسر افتاده بودیم در حقیقت آزمایشات "دردسر آفرین " بسیاری داشتیم.
من از دانشکده های گوناگون درس های مختلفی آموخته ام .آی. تی جای بسیار خوبی بود نمیخواهم از ارزش آن بکاهم واقعا آنجا را دوست داشتم آن مکان برای خودش اعتبار و عظمتی پیدا کرده به طوری که هر کس در آنجا درس میخواند احساس میکند که در بهترین مکان دنیا است.
برای دوره فوق لیسانس به پرینستون رفتم.
زیرا طبق تذکر پروفسور اسلیتر که معتقد بود باید دوره فوق لیسانس خود را در دانشگاه دیگری بگذرانم لذا از ام آی تی خارج شده و برای دوره فوق لیسانس در دانشگاه پرینستون و وارد شدم.
@physics_school
هر چهارشنبه افراد مختلفی برای سخنرانی به کالج فارغ التحصیلان پرینستون می آمدند.
سخنران ها گاهی جالب بودند و ما بعد از جلسات مباحث بسیار تفریح میکردیم.
یک شب دکتر آیزنهاور برخاست و گفت دو هفته دیگر یک استاد روانشناس برای ایراد یک سخنرانی درباره هیپنوتیزم به اینجا خواهد آمد در حال حاضر این پروفسور فکر میکند که بهتر است در کنار سخنرانی یک نمایش واقعی نیز ترتیب داده شود در نتیجه ایشان مایلند عدهای برای هیپنوتیزم شدن داوطلب شوند. من خیلی هیجان زده شدم و جای هیچ گفتگویی نبود باید میفهمیدم هیپنوتیزم چیست؟
پروفسور آیزنهاور گفت حالا مایلم سوال کنم آیا کسی داوطلب است؟
دستم را بلند کردم و از صندلی هم بیرون پریدم و برای اطمینان از اینکه حتماً صدایم را می شود با تمام وجود فریاد کشیدم" من "
او صدایم را به راحتی شنید زیرا کس دیگری داوطلب نشد صدای من در تمام سالن پیچید و مایع شرمساری بود.
عکس العمل پروفسور آیزنهاور این بود بله البته می دانستم که شما داوطلب می شوید آقای فاینمن ، ولی آیا داوطلب دیگری هم خواهد بود بالاخره چند نفر دیگر هم داوطلب شدند.
یک هفته قبل از جلسه رسمی استاد روانشناس کارش را بر روی من آغاز کرد به مرحله رسیدیم که او گفت شما دیگر نمی توانید چشم هایتان را باز کنید به خودم گفتم
" شرط می بندم که میتوانم چشمهایم را باز کنم، ولی اوضاع را به هم نمی زنم تا ببینم بعد چه میشود وضعیت جالبی بود در آن حال احساس می کنید که کمی خمار شده اید یا کمی هم کرخت اما به طور یقین می توانیم چشم هایتان را باز کنید ولی چون این کار را انجام نمیدهید چنین تصور می شوید که نمیتوانید چشم هایتان را از هم بگشاید او کارهای مختلفی انجام داد و در نهایت مرا مناسب تشخیص داد.
زمان اجرای مراسم که فرا رسید و ما را به سوی صحنه آوردن و در برابر کل فارغ التحصیلان پرینستون هیپنوتیز کرد این بار تاثیر بیشتری داشت و تصور میکنم من هم آموخته بودم که چگونه هیپنوتیزم شوم.
@physics_school
جناب مجری نمایش های مختلفی داد مرا واداشت کارهایی انجام دهم که به طور طبیعی قادر به انجام آنها نبودم در انتها اعلام کرد بعد از آنکه از سوی برخی از خارج شدن به جای آن که مستقیماً به صندلی هم بازگردم اتاق را دور زده و از عقب روی صندلی هم بشینم در تمام مدت نمایش به طور مبهم از آنچه چه می گذشت آگاه بودم و با کارهای مجری همکاری میکردم اما آن بار تصمیم گرفتم:
" لعنت بر این دیگر کافی است مستقیماً به سر جایم میروم!"
وقتی زمان برخاستند و پایین رفتن از صحنه فرا رسید مستقیماً به سوی صندلی آن به راه افتادم ولی احساسی آزاردهنده مرا فرا گرفت به قدری احساس ناراحتی می کردم که دیگر نمی توانستم ادامه دهم تمام تالار را دور زدم و سر جایم نشستم.
#ریچارد_فاینمن :
#قسمت_ششم
یک بار دچار یک دردسر جدی شدم. هنرمندی می خواست تصویری را برای جلد یک مجله اتومبیل تهیه کند از پلاستیک چرخی ساخته بود و از مسئول فروش ما شنیده بود که می توانیم هر چیزی را روکش فلزی دهیم و در نتیجه آن هنرمند از ما خواست تا چرخ را برایش آب فلز دهیم تا به صورت یک چرخ نقره ای درخشان جلوه کند چرخ از پلاستیک ساخته شده بود که ما نمی دانستیم آن را چگونه روکش دهیم واقعیت امر این بود که مسئول فروش ما نمی دانست که ما چه چیزهایی را می توانیم روکش دهیم در نتیجه به همه قول مساعد میداد در آزمایش اول موفق نشدیم برای آزمایش مجدد باید نقره قبلی را از روی چرخ میکردیم و این کار به راحتی صورت نمیگرفت من تصمیم گرفتم که از اسید نیتریک غلیظ استفاده کنم با این کار نقره ها به خوبی از سطح چرخ جدا شدند ولی حفره ها و سوراخ هایی هم در پلاستیک ایجاد شد واقعا به دردسر افتاده بودیم در حقیقت آزمایشات "دردسر آفرین " بسیاری داشتیم.
من از دانشکده های گوناگون درس های مختلفی آموخته ام .آی. تی جای بسیار خوبی بود نمیخواهم از ارزش آن بکاهم واقعا آنجا را دوست داشتم آن مکان برای خودش اعتبار و عظمتی پیدا کرده به طوری که هر کس در آنجا درس میخواند احساس میکند که در بهترین مکان دنیا است.
برای دوره فوق لیسانس به پرینستون رفتم.
زیرا طبق تذکر پروفسور اسلیتر که معتقد بود باید دوره فوق لیسانس خود را در دانشگاه دیگری بگذرانم لذا از ام آی تی خارج شده و برای دوره فوق لیسانس در دانشگاه پرینستون و وارد شدم.
@physics_school
هر چهارشنبه افراد مختلفی برای سخنرانی به کالج فارغ التحصیلان پرینستون می آمدند.
سخنران ها گاهی جالب بودند و ما بعد از جلسات مباحث بسیار تفریح میکردیم.
یک شب دکتر آیزنهاور برخاست و گفت دو هفته دیگر یک استاد روانشناس برای ایراد یک سخنرانی درباره هیپنوتیزم به اینجا خواهد آمد در حال حاضر این پروفسور فکر میکند که بهتر است در کنار سخنرانی یک نمایش واقعی نیز ترتیب داده شود در نتیجه ایشان مایلند عدهای برای هیپنوتیزم شدن داوطلب شوند. من خیلی هیجان زده شدم و جای هیچ گفتگویی نبود باید میفهمیدم هیپنوتیزم چیست؟
پروفسور آیزنهاور گفت حالا مایلم سوال کنم آیا کسی داوطلب است؟
دستم را بلند کردم و از صندلی هم بیرون پریدم و برای اطمینان از اینکه حتماً صدایم را می شود با تمام وجود فریاد کشیدم" من "
او صدایم را به راحتی شنید زیرا کس دیگری داوطلب نشد صدای من در تمام سالن پیچید و مایع شرمساری بود.
عکس العمل پروفسور آیزنهاور این بود بله البته می دانستم که شما داوطلب می شوید آقای فاینمن ، ولی آیا داوطلب دیگری هم خواهد بود بالاخره چند نفر دیگر هم داوطلب شدند.
یک هفته قبل از جلسه رسمی استاد روانشناس کارش را بر روی من آغاز کرد به مرحله رسیدیم که او گفت شما دیگر نمی توانید چشم هایتان را باز کنید به خودم گفتم
" شرط می بندم که میتوانم چشمهایم را باز کنم، ولی اوضاع را به هم نمی زنم تا ببینم بعد چه میشود وضعیت جالبی بود در آن حال احساس می کنید که کمی خمار شده اید یا کمی هم کرخت اما به طور یقین می توانیم چشم هایتان را باز کنید ولی چون این کار را انجام نمیدهید چنین تصور می شوید که نمیتوانید چشم هایتان را از هم بگشاید او کارهای مختلفی انجام داد و در نهایت مرا مناسب تشخیص داد.
زمان اجرای مراسم که فرا رسید و ما را به سوی صحنه آوردن و در برابر کل فارغ التحصیلان پرینستون هیپنوتیز کرد این بار تاثیر بیشتری داشت و تصور میکنم من هم آموخته بودم که چگونه هیپنوتیزم شوم.
@physics_school
جناب مجری نمایش های مختلفی داد مرا واداشت کارهایی انجام دهم که به طور طبیعی قادر به انجام آنها نبودم در انتها اعلام کرد بعد از آنکه از سوی برخی از خارج شدن به جای آن که مستقیماً به صندلی هم بازگردم اتاق را دور زده و از عقب روی صندلی هم بشینم در تمام مدت نمایش به طور مبهم از آنچه چه می گذشت آگاه بودم و با کارهای مجری همکاری میکردم اما آن بار تصمیم گرفتم:
" لعنت بر این دیگر کافی است مستقیماً به سر جایم میروم!"
وقتی زمان برخاستند و پایین رفتن از صحنه فرا رسید مستقیماً به سوی صندلی آن به راه افتادم ولی احساسی آزاردهنده مرا فرا گرفت به قدری احساس ناراحتی می کردم که دیگر نمی توانستم ادامه دهم تمام تالار را دور زدم و سر جایم نشستم.
منتخبی از کتاب ماجراجویی های فیزیک دان قرن بیستم
#ریچارد_فاینمن :
#قسمت_هفتم
زمانی که هنوز در پرینستون دانشجوی فوق لیسانس بودم به عنوان دستیار محقق زیر نظر جان ویلر کار میکردم حل مسئله را به من محول کرده بود مسئله دشواری بود و من به هیچ نتیجه ای نمی رسیدم در نتیجه به ایدهای که پیشتر ها در ام. آی. تی داشتم متوسل شدم اعتقاد داشتم که الکترونها بر خودشان اثری ندارند بلکه بر دیگر الکترونها اثر می گذارند.
مسئله این بود وقتی یک الکترون را به حرکت وا دارید انرژی ساطع می کند و در نتیجه یک کاهش انرژی مشاهده می شود این بدان معناست که باید نیروی بر آن تحمیل شود و این نیرو برای الکترون باردار و الکترون بدون بار متفاوت است اگر نیروی وارد بر الکترون باردار و الکترون بدون بار با هم برابر باشند در یک مورد الکترود انرژی از دست میدهد و در مورد دیگر چنین چیزی اتفاق نمیافتد در حالی که برای یک مسئله دو پاسخ متفاوت ممکن نیست.
نظریه اصلی این بود که عامل مولد این نیرو عکس العمل الکترون بر خودش است که نیروی عکس العمل تشعشعی نامیده میشود در حالی که من در محاسبات و فقط اثر یک الکترون بر الکترون های دیگر را دریافته بودم اینجا بود که متوجه شدم با مشکلی روبرو هستم وقتی در ام. آی . تی بودم بدون هیچ مشکلی به این ایده دست یافتم حال با ورود به پرینستون خود اشکال پی برده بودم.
@physics_school
فکری به نظرم رسید الکترونی را به حرکت وا می داریم و این الکترون به نوبه خود الکترون مجاورش را به حرکت وا می دارد و اثر متقابل این الکترون مجاور منشاء نیروی واکنش تشعشعی از به همین علت محاسباتی انجام دادم و نتایج آن را نزد ویلر بردم.
او بلافاصله گفت خوب این درست نیست زیرا محاسبه دو تناسبی را نشان می دهد که با عکس مجذور فاصله از الکترون مجاور ارتباط دارد در حالی که نباید به هیچ یک از این متغیرها وابسته باشد همچنین با جرم الکترون مجاور با تناسب به عکس دارد و بار الکترون مجاور هم متناسب خواهد بود آنچه مرا ناراحت میکرد این بود که فکر میکردم او حتماً پیش از این محاسبات را انجام داده است تنها مدتی بعد فهمیدم که فردی چون ویلر قادر است تمام آن جزئیات را به محض دیدن مسئله متوجه شود در حالی که من مجبور بودم همه چیز را محاسبه کنم او می توانست همه چیز را ببیند گفت در اینجا یک تأخیر دیده میشود یعنی موج دیرتر باز میگردد و در نتیجه تمام آنچه توصیف کردی نوری است که انعکاس یافته است .
گفتم : اوه، البته
ا و گفت :صبر کن بیا فرض کنیم که با امواج پیشتازی بازگردد و به طور معکوس در زمان واکنش نشان دهد در نتیجه در زمان صحیح باز میگردد این اثر را در حالی مشاهده میکنیم که با عکس مجذور فاصله متناسب است ولی حال فرض کنیم در تمام فضا تعداد زیادی الکترون موجود باشد تعداد الکترون ها با مجذور فاصله متناسب است در نتیجه شاید همگی یکدیگر را خنثی کنند.
@physics_school
ما دریافتیم که میتوانیم این کار را انجام دهیم فرضیه بسیار جالبی به دست آمده بود که با واقعیت مطابقت داشت نظریه کلاسیک بود که ممکن بود صحیح باشد اگرچه با تئوریهای استاندارد ماکسول و لورنتز تفاوت داشت ولی اینطوری با بی نهایت عکس العمل خود تضادی نداشته و نظریه ابتکاری بود نظریه همه چیز را از جمله واکنش ها تاثیر ها و پیشروی و پسروی در زمان را در بر می گرفت که ما آن را پتانسیلهای پیشتاز و نیمه تاخیری میخواندیم ما فکر کردیم مشکل بعدی مراجعه به طوریکه کوانتوم الکترومغناطیس است که با عکس العمل خود به خودی الکترون مشکلاتی دارد و ما فکر کردیم اگر بتوانیم ابتدا این مشکلات را در فیزیک کلاسیک حل کنیم و پس از آن به سراغ فیزیک کوانتوم برویم قادر خواهیم بود تئوری کوانتوم را نیز تصحیح کنیم وقتی به طوری کلاسیک دست یافتم ویلر گفت فاینمن تا جوان هستید و باید در این زمینه سمیناری ترتیب دهید و در فن سخنرانی تجربیاتی که از کنیم همزمان با تو من هم بر روی بخش مربوط به تئوری که کوانتوم کار میکنم و بعداً در آن رابطه سمیناری میگذارد و بدین ترتیب آن سمینار اولین سخنرانی تخصصی من محسوب میشد و ویلر را نیز با اوژن ویگنر ترتیبات لازم را جهت گنجاندن سخنرانی من در برنامه عادی سمینارها را دادن یک یا دو روز قبل از سخنرانی ویگنر را در تالار دیدم گفت:
فاینمن ما چون فکر فکر میکنیم کاری که با اویلر انجام می دهید بسیار جالب است راسل را به سمینار دعوت کردهایم راسل منجم معروف و بزرگ آن زمان به سخنرانی می آمد...
@physics_school
#ریچارد_فاینمن :
#قسمت_هفتم
زمانی که هنوز در پرینستون دانشجوی فوق لیسانس بودم به عنوان دستیار محقق زیر نظر جان ویلر کار میکردم حل مسئله را به من محول کرده بود مسئله دشواری بود و من به هیچ نتیجه ای نمی رسیدم در نتیجه به ایدهای که پیشتر ها در ام. آی. تی داشتم متوسل شدم اعتقاد داشتم که الکترونها بر خودشان اثری ندارند بلکه بر دیگر الکترونها اثر می گذارند.
مسئله این بود وقتی یک الکترون را به حرکت وا دارید انرژی ساطع می کند و در نتیجه یک کاهش انرژی مشاهده می شود این بدان معناست که باید نیروی بر آن تحمیل شود و این نیرو برای الکترون باردار و الکترون بدون بار متفاوت است اگر نیروی وارد بر الکترون باردار و الکترون بدون بار با هم برابر باشند در یک مورد الکترود انرژی از دست میدهد و در مورد دیگر چنین چیزی اتفاق نمیافتد در حالی که برای یک مسئله دو پاسخ متفاوت ممکن نیست.
نظریه اصلی این بود که عامل مولد این نیرو عکس العمل الکترون بر خودش است که نیروی عکس العمل تشعشعی نامیده میشود در حالی که من در محاسبات و فقط اثر یک الکترون بر الکترون های دیگر را دریافته بودم اینجا بود که متوجه شدم با مشکلی روبرو هستم وقتی در ام. آی . تی بودم بدون هیچ مشکلی به این ایده دست یافتم حال با ورود به پرینستون خود اشکال پی برده بودم.
@physics_school
فکری به نظرم رسید الکترونی را به حرکت وا می داریم و این الکترون به نوبه خود الکترون مجاورش را به حرکت وا می دارد و اثر متقابل این الکترون مجاور منشاء نیروی واکنش تشعشعی از به همین علت محاسباتی انجام دادم و نتایج آن را نزد ویلر بردم.
او بلافاصله گفت خوب این درست نیست زیرا محاسبه دو تناسبی را نشان می دهد که با عکس مجذور فاصله از الکترون مجاور ارتباط دارد در حالی که نباید به هیچ یک از این متغیرها وابسته باشد همچنین با جرم الکترون مجاور با تناسب به عکس دارد و بار الکترون مجاور هم متناسب خواهد بود آنچه مرا ناراحت میکرد این بود که فکر میکردم او حتماً پیش از این محاسبات را انجام داده است تنها مدتی بعد فهمیدم که فردی چون ویلر قادر است تمام آن جزئیات را به محض دیدن مسئله متوجه شود در حالی که من مجبور بودم همه چیز را محاسبه کنم او می توانست همه چیز را ببیند گفت در اینجا یک تأخیر دیده میشود یعنی موج دیرتر باز میگردد و در نتیجه تمام آنچه توصیف کردی نوری است که انعکاس یافته است .
گفتم : اوه، البته
ا و گفت :صبر کن بیا فرض کنیم که با امواج پیشتازی بازگردد و به طور معکوس در زمان واکنش نشان دهد در نتیجه در زمان صحیح باز میگردد این اثر را در حالی مشاهده میکنیم که با عکس مجذور فاصله متناسب است ولی حال فرض کنیم در تمام فضا تعداد زیادی الکترون موجود باشد تعداد الکترون ها با مجذور فاصله متناسب است در نتیجه شاید همگی یکدیگر را خنثی کنند.
@physics_school
ما دریافتیم که میتوانیم این کار را انجام دهیم فرضیه بسیار جالبی به دست آمده بود که با واقعیت مطابقت داشت نظریه کلاسیک بود که ممکن بود صحیح باشد اگرچه با تئوریهای استاندارد ماکسول و لورنتز تفاوت داشت ولی اینطوری با بی نهایت عکس العمل خود تضادی نداشته و نظریه ابتکاری بود نظریه همه چیز را از جمله واکنش ها تاثیر ها و پیشروی و پسروی در زمان را در بر می گرفت که ما آن را پتانسیلهای پیشتاز و نیمه تاخیری میخواندیم ما فکر کردیم مشکل بعدی مراجعه به طوریکه کوانتوم الکترومغناطیس است که با عکس العمل خود به خودی الکترون مشکلاتی دارد و ما فکر کردیم اگر بتوانیم ابتدا این مشکلات را در فیزیک کلاسیک حل کنیم و پس از آن به سراغ فیزیک کوانتوم برویم قادر خواهیم بود تئوری کوانتوم را نیز تصحیح کنیم وقتی به طوری کلاسیک دست یافتم ویلر گفت فاینمن تا جوان هستید و باید در این زمینه سمیناری ترتیب دهید و در فن سخنرانی تجربیاتی که از کنیم همزمان با تو من هم بر روی بخش مربوط به تئوری که کوانتوم کار میکنم و بعداً در آن رابطه سمیناری میگذارد و بدین ترتیب آن سمینار اولین سخنرانی تخصصی من محسوب میشد و ویلر را نیز با اوژن ویگنر ترتیبات لازم را جهت گنجاندن سخنرانی من در برنامه عادی سمینارها را دادن یک یا دو روز قبل از سخنرانی ویگنر را در تالار دیدم گفت:
فاینمن ما چون فکر فکر میکنیم کاری که با اویلر انجام می دهید بسیار جالب است راسل را به سمینار دعوت کردهایم راسل منجم معروف و بزرگ آن زمان به سخنرانی می آمد...
@physics_school
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
سری اول سوال امتحان نهایی با پاسخ.pdf
518.6 KB
نمونه سوال مشابه امتحان نهایی فیزیک دوازدهم - با حل تشریحی - سری اول
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
تست بازتاب و شکست نور.pdf
1.6 MB
#فیزیک_دوازدهم #برهم_کنش_موجها بیش از صد تست برای بازتاب و شکست نور = فیزیک دوازدهم فصل برهم کنش امواج
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
Forwarded from آزمایشگاه فیزیک(مهندس سعید نمازی )
آزمایش 133
پديده دوپلر در اصل براي تغييرات بسامد چشمه صوت در فيزيك كلاسيك مطرح گرديد . بر اساس اين اثر هرگاه ناظري نسبت به يك چشمه صوت در حركت باشد ، ناظر بسامدي غير از آنچه از چشمه گسيل ميشود دريافت ميكند . مثلا اگر يك آمبولانس با سرعت به طرف ما در حال حركت باشد ، صداي آژير آن به علت حركت چشمه صوت ، يك تغيير بسامد در موج ارسالي ايجاد ميشود ، به نحوي كه هر چه آمبولانس به ما نزديك تر شود ، صداي آژير زيرتر ( بسامد بيشتر و طول موج كوتاهتر ) ميگردد و زماني كه ماشين از كنار ما ميگذرد و دور ميشود صداي آژيري كه به گوش ما ميرسد بمتر ( بسامد كمتر و طول موج بلندتر ) ميگردد .
@azphysics
اين پديده را اثر دوپلر ميگويند كه در مورد نور نيز صادق است . يعني هرگاه چشمه نور به طرف ناظر در حال حركت باشد ، بسامد نور دريافتي توسط ناظر تغيير ميكند ، اگر ناظر و چشمه در حال دور شدن از يكديگر باشند ، نور دريافتي به سمت قرمز جابجا ميشود و اگر در حال نزديك شدن باشند ، بسامد نور دريافتي جابجايي به سمت آبي نشان ميدهد . پس از ارايه شدن نسبيت ، اثر دوپلر براي امواج الكترومغناطيسي مورد برسي قرار گرفت . در اثر دوپلر نسبيتي به علت اينكه چشمه گسيل كننده موج ، امواج الكترومغناطيسي تابش ميكند و رفتار اين دسته از امواج نيز توسط نظريه نسبيت خاص توصيف شده است ، بنابراين وضعيت كاملا با اثر دوپلر كلاسيكي فرق ميكند چرا كه طبق اصل موضوع نسبيت خاص ، مبني بر يكسان بودن قوانين فيزيكي در همه چهارچوبهاي مرجع لخت ( اينرسي ) ، وجود هرگونه چهار چوب مرجع ممتاز در عالم نفي ميشود . به همين خاطر ديگر حركت چشمه به سمت ناظر يا ناظر به سمت چشمه هيچ تفاوتي با هم نخواهد داشت . در اين پديده اگر ناظر به سمت چشمه نور يا چشمه نور به سمت ناظر حركت كند ، يك جابجايي به سمت طيف آبي نور ديده ميشود.
@azphysics
پديده دوپلر در اصل براي تغييرات بسامد چشمه صوت در فيزيك كلاسيك مطرح گرديد . بر اساس اين اثر هرگاه ناظري نسبت به يك چشمه صوت در حركت باشد ، ناظر بسامدي غير از آنچه از چشمه گسيل ميشود دريافت ميكند . مثلا اگر يك آمبولانس با سرعت به طرف ما در حال حركت باشد ، صداي آژير آن به علت حركت چشمه صوت ، يك تغيير بسامد در موج ارسالي ايجاد ميشود ، به نحوي كه هر چه آمبولانس به ما نزديك تر شود ، صداي آژير زيرتر ( بسامد بيشتر و طول موج كوتاهتر ) ميگردد و زماني كه ماشين از كنار ما ميگذرد و دور ميشود صداي آژيري كه به گوش ما ميرسد بمتر ( بسامد كمتر و طول موج بلندتر ) ميگردد .
@azphysics
اين پديده را اثر دوپلر ميگويند كه در مورد نور نيز صادق است . يعني هرگاه چشمه نور به طرف ناظر در حال حركت باشد ، بسامد نور دريافتي توسط ناظر تغيير ميكند ، اگر ناظر و چشمه در حال دور شدن از يكديگر باشند ، نور دريافتي به سمت قرمز جابجا ميشود و اگر در حال نزديك شدن باشند ، بسامد نور دريافتي جابجايي به سمت آبي نشان ميدهد . پس از ارايه شدن نسبيت ، اثر دوپلر براي امواج الكترومغناطيسي مورد برسي قرار گرفت . در اثر دوپلر نسبيتي به علت اينكه چشمه گسيل كننده موج ، امواج الكترومغناطيسي تابش ميكند و رفتار اين دسته از امواج نيز توسط نظريه نسبيت خاص توصيف شده است ، بنابراين وضعيت كاملا با اثر دوپلر كلاسيكي فرق ميكند چرا كه طبق اصل موضوع نسبيت خاص ، مبني بر يكسان بودن قوانين فيزيكي در همه چهارچوبهاي مرجع لخت ( اينرسي ) ، وجود هرگونه چهار چوب مرجع ممتاز در عالم نفي ميشود . به همين خاطر ديگر حركت چشمه به سمت ناظر يا ناظر به سمت چشمه هيچ تفاوتي با هم نخواهد داشت . در اين پديده اگر ناظر به سمت چشمه نور يا چشمه نور به سمت ناظر حركت كند ، يك جابجايي به سمت طيف آبي نور ديده ميشود.
@azphysics
Forwarded from آزمایشگاه فیزیک(مهندس سعید نمازی )
Forwarded from سعید
57698073.MP3
11.9 MB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی کوتاه و حیرت انگیز به کارگردانی «وحید جلیلوند» که به اتفاق دانشجویانی از ۱۱ کشور جهان ساخته شده است.
🔴◀️ حتما تا آخر ببینید...
ولادت با سعادت حصرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) و روز پاداش مقام مادر و زن مبارک باد. 💐🌸🌷🍎
🔴◀️ حتما تا آخر ببینید...
ولادت با سعادت حصرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) و روز پاداش مقام مادر و زن مبارک باد. 💐🌸🌷🍎
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی
Forwarded from آموزش فیزیک دبیرستان: مهندس سعید نمازی