کانال علمی فیزیک ایران
پلوتو را سه بعدی ببینید - @physics_ir
با عینک های آبی-قرمز سطح پلوتو را ببینید.
عکسی از سطح پلوتو که توسط کاوشگر افق های نو گرفته شده است که میتوانید آنرا به صورت 3 بعدی ببینید.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #توییتر #ناسا #nasa #newhorizons
#شگفتی_های_کیهان
عکسی از سطح پلوتو که توسط کاوشگر افق های نو گرفته شده است که میتوانید آنرا به صورت 3 بعدی ببینید.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #توییتر #ناسا #nasa #newhorizons
#شگفتی_های_کیهان
تاریخ اولین سفر فضایی 55 ساله شد!
این روزها خبرهای بسیاری از اسکات کلی می شنویم که بمدت یک سال در ایستگاه بین المللی فضایی اقامت داشت.اما پدر این سفرهای فضایی یوری گاگارین بود که بمدت 108 دقیقه در مدار زمین ماند.عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز گشت.
@physics_ir
یوری گاگارین در تاریخ ۹ مارس ۱۹۳۴ میلادی در روستای کلوشینو در نزدیکی شهر گژاتسک واقع در استان اسمالنسک در کشور روسیه چشم به جهان گشود. نام شهر گژاتسک سالها بعد در ۱۹۶۸، به افتخار گاگارین به "شهر گاگارین" تغییر داده شد.وی پس از فارغالتحصیلی در هنرستان ؛در سال ۱۹۵۵، یوری گاگارین به دانشکده نیروی هوایی اورنبورگ رفت تا پرواز با هواپیماهای نظامی را فراگیرد. مدت کوتاهی پس از پرتاب اسپوتنیک-۱ (اولین ماهواره جهان)، او در سال ۱۹۵۷ پس از دریافت مدرک خلبانی هواپیمای میگ-۱۵ با امتیازات بالا از آنجا فارغالتحصیل شد.
شاید در آن تاریخ ها رقابت در عرصه ی سفرهای فضایی، دولتمردان را وامی داشت تا افتخار اولین سفر فضایی را به نام خود ثبت کنند.در این دوران گاگارین درخواست کتبی نامزدی خود را برای فضانوردی به سازمان فضایی شوروی تسلیم کرد. یک هفته بعد از او دعوت شد تا برای آزمایشهای مقدماتی پزشکی به بیمارستان نیروی هوایی در مسکو برود.سال ۱۹۶۰، سازمان فضایی شوروی، پس از مرحله اول گزینش، ۲۰ نفر از جمله گاگارین را برای پست فضانوردی برگزید. سرگئی کارالیوف، پدر برنامه فضایی شوروی، خود بر انتخاب نامزدها نظارت کرده بود. پس از انتخاب شدن یوری گاگارین به عنوان فضانورد در سازمان فضایی شوروی، رقابت میان شوروی و آمریکا شدت گرفت بنابراین انتخاب زمان مناسب برای انجام این ماموریت یکی از انتخاب های مهم و اساسی در آن دوران بود.تا روزهای پیش از پرواز، هر شش عضو منتخب در گروه مورد آزمایشهای دشواری قرار گرفتند تا استقامت جسمی و روانی آنها محرز شود. روز ۱۷ مارس سال ۱۹۶۱ فضانوردان منتخب، تیم بزرگ پشتیبانی و گروهی از مقامات رسمی وارد پایگاه فضایی بایکونور شدند.
@physics_ir
@physics_ir
روز ۸ آوریل یعنی تنها چند روز پیش از پرواز فضایی، یوری گاگارین به عنوان نامزد اصلی پرواز گزینش شد. گرمان تیتوف به عنوان فضانورد ذخیره تعیین شد تا در صورت بروز هرگونه مشکلی برای گاگارین، بتواند بجای او پرواز کند.
اما هیجان انگیزترین بخش این ماجرا، این است که تا آن زمان هیچکس به بیرون از جو زمین نرفته بود و ممکن بود که دیدن عظمت زمین در بیرون از جو و تحمل شرایط بی وزنی گاگارین را مجبور به انجام کارهای دور از انتظار کند. به همین دلیل فضاپیمای وستوک-۱ بگونهای ساخته شده بود که تمام پرواز را بطور خودکار انجام دهد. تنها راه از کار انداختن کنترل خودکار و به دست گرفتن ناوبری فضاپیما، وارد کردن شماره رمز ویژهای در سیستم ناوبری بود. این شماره رمز عدد "۲۵" روی کاغذی نوشته شده و در پاکتی سربسته در داخل فضاپیما قرار داده شده بود.
کنترل دستی فضاپیما تنها در حالتی امکان داشت که فضانورد در حالت روانی مناسب قرار داشته، توان بازکردن پاکت، خواندن شماره رمز، و وارد کردن آن شماره به سامانهٔ ناوبری را داشته باشد.در نهایت یوری گاگارین در ساعت شش و هفت دقیقه صبح روز چهارشنبه ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ به وقت مسکو، از پایگاه فضایی بایکونور با فضاپیمای وستوک-۱ (نام و شماره سریال: Vostok 3KA-2) و با رمز پرواز "درخت سرو" به عنوان نخستین فضانورد جهان به مدار زمین پرواز کرد.بعد از اجرای موفقیت آمیز این پرواز مقام وی از ستوانی به سرهنگی ارتقا پیدا کرد.مدارگرد حامل یوری گاگارین پس از آنکه ۱۰۸ دقیقه با سرعت ۲۷٬۴۰۰ کیلومتر در ساعت، یکبار زمین را دور زد، اولین فضانورد جهان را به سلامت به زمین بازگرداند و بدینسان افتخاری بینظیر برای یوری گاگارین و کشورش، اتحاد جماهیر شوروی سابق به ارمغان آورد. مداری که یوری گاگارین سوار بر وستوک-۱ پیمود، مداری بیضی شکل بود که حداقل ۱۶۹ و حداکثر ۳۱۵ کیلومتر از سطح متوسط زمین فاصله داشت و صفحه مدار با صفحه استوای زمین زاویهای ۶۵ درجهای میساخت تا فرود گاگارین را در خاک شوروی تضمین نماید.در نهایت در روز ۲۷ مارس ۱۹۶۸، هواپیمای میگ-۱۵ یوری گاگارین و مربی پروازش طی یک پرواز تمرینی دچار سانحه شد و سقوط کرد و هردو سرنشین آن کشته شدند. این پرواز موفقیت آمیز پای انسان را به فضا باز کرد. شاید بتوان او را پدر سفرهای فضایی دانست و وی اولین انسانی بود که به خارج جو رفت و عظمت زمین و فضا را مشاهده کرد.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #گاگارین #یوری_گاگارین #سفر_فضایی #فضا #وستوک
این روزها خبرهای بسیاری از اسکات کلی می شنویم که بمدت یک سال در ایستگاه بین المللی فضایی اقامت داشت.اما پدر این سفرهای فضایی یوری گاگارین بود که بمدت 108 دقیقه در مدار زمین ماند.عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز گشت.
@physics_ir
یوری گاگارین در تاریخ ۹ مارس ۱۹۳۴ میلادی در روستای کلوشینو در نزدیکی شهر گژاتسک واقع در استان اسمالنسک در کشور روسیه چشم به جهان گشود. نام شهر گژاتسک سالها بعد در ۱۹۶۸، به افتخار گاگارین به "شهر گاگارین" تغییر داده شد.وی پس از فارغالتحصیلی در هنرستان ؛در سال ۱۹۵۵، یوری گاگارین به دانشکده نیروی هوایی اورنبورگ رفت تا پرواز با هواپیماهای نظامی را فراگیرد. مدت کوتاهی پس از پرتاب اسپوتنیک-۱ (اولین ماهواره جهان)، او در سال ۱۹۵۷ پس از دریافت مدرک خلبانی هواپیمای میگ-۱۵ با امتیازات بالا از آنجا فارغالتحصیل شد.
شاید در آن تاریخ ها رقابت در عرصه ی سفرهای فضایی، دولتمردان را وامی داشت تا افتخار اولین سفر فضایی را به نام خود ثبت کنند.در این دوران گاگارین درخواست کتبی نامزدی خود را برای فضانوردی به سازمان فضایی شوروی تسلیم کرد. یک هفته بعد از او دعوت شد تا برای آزمایشهای مقدماتی پزشکی به بیمارستان نیروی هوایی در مسکو برود.سال ۱۹۶۰، سازمان فضایی شوروی، پس از مرحله اول گزینش، ۲۰ نفر از جمله گاگارین را برای پست فضانوردی برگزید. سرگئی کارالیوف، پدر برنامه فضایی شوروی، خود بر انتخاب نامزدها نظارت کرده بود. پس از انتخاب شدن یوری گاگارین به عنوان فضانورد در سازمان فضایی شوروی، رقابت میان شوروی و آمریکا شدت گرفت بنابراین انتخاب زمان مناسب برای انجام این ماموریت یکی از انتخاب های مهم و اساسی در آن دوران بود.تا روزهای پیش از پرواز، هر شش عضو منتخب در گروه مورد آزمایشهای دشواری قرار گرفتند تا استقامت جسمی و روانی آنها محرز شود. روز ۱۷ مارس سال ۱۹۶۱ فضانوردان منتخب، تیم بزرگ پشتیبانی و گروهی از مقامات رسمی وارد پایگاه فضایی بایکونور شدند.
@physics_ir
@physics_ir
روز ۸ آوریل یعنی تنها چند روز پیش از پرواز فضایی، یوری گاگارین به عنوان نامزد اصلی پرواز گزینش شد. گرمان تیتوف به عنوان فضانورد ذخیره تعیین شد تا در صورت بروز هرگونه مشکلی برای گاگارین، بتواند بجای او پرواز کند.
اما هیجان انگیزترین بخش این ماجرا، این است که تا آن زمان هیچکس به بیرون از جو زمین نرفته بود و ممکن بود که دیدن عظمت زمین در بیرون از جو و تحمل شرایط بی وزنی گاگارین را مجبور به انجام کارهای دور از انتظار کند. به همین دلیل فضاپیمای وستوک-۱ بگونهای ساخته شده بود که تمام پرواز را بطور خودکار انجام دهد. تنها راه از کار انداختن کنترل خودکار و به دست گرفتن ناوبری فضاپیما، وارد کردن شماره رمز ویژهای در سیستم ناوبری بود. این شماره رمز عدد "۲۵" روی کاغذی نوشته شده و در پاکتی سربسته در داخل فضاپیما قرار داده شده بود.
کنترل دستی فضاپیما تنها در حالتی امکان داشت که فضانورد در حالت روانی مناسب قرار داشته، توان بازکردن پاکت، خواندن شماره رمز، و وارد کردن آن شماره به سامانهٔ ناوبری را داشته باشد.در نهایت یوری گاگارین در ساعت شش و هفت دقیقه صبح روز چهارشنبه ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ به وقت مسکو، از پایگاه فضایی بایکونور با فضاپیمای وستوک-۱ (نام و شماره سریال: Vostok 3KA-2) و با رمز پرواز "درخت سرو" به عنوان نخستین فضانورد جهان به مدار زمین پرواز کرد.بعد از اجرای موفقیت آمیز این پرواز مقام وی از ستوانی به سرهنگی ارتقا پیدا کرد.مدارگرد حامل یوری گاگارین پس از آنکه ۱۰۸ دقیقه با سرعت ۲۷٬۴۰۰ کیلومتر در ساعت، یکبار زمین را دور زد، اولین فضانورد جهان را به سلامت به زمین بازگرداند و بدینسان افتخاری بینظیر برای یوری گاگارین و کشورش، اتحاد جماهیر شوروی سابق به ارمغان آورد. مداری که یوری گاگارین سوار بر وستوک-۱ پیمود، مداری بیضی شکل بود که حداقل ۱۶۹ و حداکثر ۳۱۵ کیلومتر از سطح متوسط زمین فاصله داشت و صفحه مدار با صفحه استوای زمین زاویهای ۶۵ درجهای میساخت تا فرود گاگارین را در خاک شوروی تضمین نماید.در نهایت در روز ۲۷ مارس ۱۹۶۸، هواپیمای میگ-۱۵ یوری گاگارین و مربی پروازش طی یک پرواز تمرینی دچار سانحه شد و سقوط کرد و هردو سرنشین آن کشته شدند. این پرواز موفقیت آمیز پای انسان را به فضا باز کرد. شاید بتوان او را پدر سفرهای فضایی دانست و وی اولین انسانی بود که به خارج جو رفت و عظمت زمین و فضا را مشاهده کرد.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #گاگارین #یوری_گاگارین #سفر_فضایی #فضا #وستوک
« من پیرمردی بصورت مردی عوضی و عجیب که جوراب نمی پوشد، شناخته شده ام. اما من با آهنگی خارق العاده تر از همیشه کار می کنم و هنوز امیدوارم مسئله میدان وحدت فیزیکی را که در پیش دارم حل کنم… این چیزی بیشتر از یک امید نیست، چون هر نوع آن مستلزم مشکلات ریاضی عظیمی است. من در پیچ و تاب درد و عذاب ریاضیاتی هستم که نمی توانم خلاص شوم. »
@physics_ir
او باید خسته و گه گاه مایوس شده باشد. پس از بن بستی دیگری به یکی از دستیارانش می گفت که می خواهم نتایج را منتشر کنم و به اطلاع مردم برسانم تا احمق دیگری را از اتلاف شش ماه تلاش درباره ی همان ایده نجات دهم. بعدها از عصبانیت زیاد بر سر طبیعت خطاب به هرمان ویل گفت: « کسی چه می داند شاید طبیعت هم اندکی مغرض باشد. »
– آلبرت اینشتین –
"فیزیکدانان بزرگ – ویلیام کروپر"
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نظریه #میدانهای_واحد
@physics_ir
او باید خسته و گه گاه مایوس شده باشد. پس از بن بستی دیگری به یکی از دستیارانش می گفت که می خواهم نتایج را منتشر کنم و به اطلاع مردم برسانم تا احمق دیگری را از اتلاف شش ماه تلاش درباره ی همان ایده نجات دهم. بعدها از عصبانیت زیاد بر سر طبیعت خطاب به هرمان ویل گفت: « کسی چه می داند شاید طبیعت هم اندکی مغرض باشد. »
– آلبرت اینشتین –
"فیزیکدانان بزرگ – ویلیام کروپر"
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نظریه #میدانهای_واحد
کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
کاوشگر فضایی کپلر که برای مدتی در حالت اضطراری قرار داشت به حال عادی خود بازگشت. این کاوشگر در حال جستجوی سیارات در ماورای منظومه ی شمسی در کهکشان راه شیری می باشد.
@physics_ir
#کپلر #پیج_علمی_فیزیک_ایران
@physics_ir
#کپلر #پیج_علمی_فیزیک_ایران
تا چند دقیقه ی بعد شاهد ایستگاه بین المللی فضایی در آسمان ایران باشید. - @physics_ir
کانال علمی فیزیک ایران
Photo
1)زمان تقریبی طلوع
2)زمان تقریبی ارتفاع بیشتر از 10 درجه
3)زمان تقریبی بیشترین ارتفاع
4)زمان وارد سایه و ناپدید شدن
5)حداکثر روشنایی ظاهری
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #iss
2)زمان تقریبی ارتفاع بیشتر از 10 درجه
3)زمان تقریبی بیشترین ارتفاع
4)زمان وارد سایه و ناپدید شدن
5)حداکثر روشنایی ظاهری
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #iss
«چیزی باورنکردنی در جایی منتظر است تا کشف شود.»
"کارل ساگان"
#روز #پدر #مبارک ❤🌌
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
@physics_ir
"کارل ساگان"
#روز #پدر #مبارک ❤🌌
#پیج_علمی_فیزیک_ایران
@physics_ir
#hubble_bubble
در بیست و ششمین سال پرتاب تلسکوپ فضایی هابل ناسا به فضا، محققان یک سحابی حبابی شکل بزرگ را با این تلسکوپ فضایی شکار کردند که توسط یک ستاره ی حجیم و به شدت داغ در فضا گسترده شده است. این تلسکوپ فضایی در روز ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ بر روی یک شاتل فضایی در ماموریت STS-131 به فضا پرتاب شد.
@physics_ir
تصویر این حباب بزرگی که توسط تلسکوپ فضایی هابل به ثبت رسیده است؛ به وسیله ستاره ای بسیار داغ و بسیار بزرگ باد شده است. این سحابی که 7 سال نوری گستردگی دارد به عنوان جرم روز تولد 26 سالگی تلسکوپ هابل انتخاب شده است. ستاره بسیار داغ که این سحابی را تشکیل میدهد 45 بار بزرگتر از خورشید ماست. گازها بر روی ستاره آنقدر داغ می شوند که به عنوان بادهای ستاره ای با سرعت 6 میلیون کیلومتر بر ساعت به فضا می گریزند. این گریز شدید؛ گازهای سرد بین ستاره ای مقابل آن را شسته و مانند برف روبی که برف ها را روی هم می انباند؛ لایه بیرونی این حباب را از جمع کردن گازها تشکیل می دهد.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #هابل #ناسا #حباب #تلسکوپ #فضا
در بیست و ششمین سال پرتاب تلسکوپ فضایی هابل ناسا به فضا، محققان یک سحابی حبابی شکل بزرگ را با این تلسکوپ فضایی شکار کردند که توسط یک ستاره ی حجیم و به شدت داغ در فضا گسترده شده است. این تلسکوپ فضایی در روز ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ بر روی یک شاتل فضایی در ماموریت STS-131 به فضا پرتاب شد.
@physics_ir
تصویر این حباب بزرگی که توسط تلسکوپ فضایی هابل به ثبت رسیده است؛ به وسیله ستاره ای بسیار داغ و بسیار بزرگ باد شده است. این سحابی که 7 سال نوری گستردگی دارد به عنوان جرم روز تولد 26 سالگی تلسکوپ هابل انتخاب شده است. ستاره بسیار داغ که این سحابی را تشکیل میدهد 45 بار بزرگتر از خورشید ماست. گازها بر روی ستاره آنقدر داغ می شوند که به عنوان بادهای ستاره ای با سرعت 6 میلیون کیلومتر بر ساعت به فضا می گریزند. این گریز شدید؛ گازهای سرد بین ستاره ای مقابل آن را شسته و مانند برف روبی که برف ها را روی هم می انباند؛ لایه بیرونی این حباب را از جمع کردن گازها تشکیل می دهد.
@physics_ir
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #هابل #ناسا #حباب #تلسکوپ #فضا
انيشتين چطور مشهور شد؟
آلبرت انيشتين قبل از مرگش وصيت کرد تمام بدنش را بهمحض مردنش بسوزانند و خاکسترهايش را در جايي نامعلوم پخش کنند. او نميخواست بقاياي جسمش به يک زيارتگاه تبديل شود؛ اما وصيت او بهطور کامل اجرا نشد. صميميترين دوست انيشتين، اوتو ناتانِ اقتصاددان، همانطور که انيشتين خواسته بود، خاکسترهايش را دور ريخت؛ اما قبل از اين کار، تامس هارويِ پاتولوژيست او را کالبدشکافي کرد و مغزش را برداشت. خانواده و دوستان انيشتين از اين کار جاخورده بودند؛ اما هاروي بعد از اين کار، هانس آلبرت، پسر انيشتين را متقاعد کرد تا با اکراه رضايت دهد. اين پزشک عجيبوغريب، مغز را تا سال ۱۹۹۸ درون ظرف شيشهايِ پر از فرمالين در داخل يک جعبه زير يک دستگاه خنککننده نگه داشت. او هرازچندگاهي تکههاي کوچکي از آن را براي دانشمندان علاقهمند ميفرستاد. اکثر ما هيچگاه قرباني سرقت مغز نخواهيم شد؛ ولي موقعيت انيشتين که نمادي از نابغههاي دوران مدرن بود، چنين سرنوشت خاصي را براي او رقم زد. يک فرد عادي ميتواند براي خودش زندگي کند و بميرد؛ اما يک نابغه و سلولهاي خاکسترياش متعلق به دنيا است. دوران زندگي انيشتين با اولين شکوفايي رسانههاي جمعي مصادف بود. او حتي در طول حيات خود هم فردي مشهور بود؛ هم بهخاطر علمش و هم بهخاطر حاضرجوابي و خرمن موهاي سفيدش. ظاهراً دوران زندگي او به گونهاي زمانبندي شده بود که از گسترش روزنامهها و برنامههاي راديويي نهايت بهره را بگيرد. اين رسانهها نظريات انيشتين را بهگونهاي گزارش ميدادند که گويي فقط خودِ نابغهاش ميتواند آنها را درک کند. شکي نيست که انيشتين تحولات عظيمي در علم ايجاد کرد. تا قبل از او، کيهانشناسي بخشي از فلسفه بود؛ اما بهلطف او، اينک شاخهاي از علم است که باري به سنگيني تاريخ رياضيات و تحول عالم به دوش ميکشد. پژوهشهاي انيشتين همچنين منجر به کشف پديدههاي غريبي همچون سياهچالهها، موجهاي گرانشي، گرفتاري کوانتومي، انفجار بزرگ و بوزون هيگز شد. اما باوجود اين ميراث عظيم علمي، شهرت انيشتين بيشتر بهعلت علاقۀ فرهنگ ما به ستارگان و مشاهير است. انيشتين از چندين لحاظ براي ستارهبودن مناسب است. علاوهبر موهاي خاص، او در بکار بردن کلمات هم مهارت خاصي داشت. به همين خاطر معمولاً کلمات قصاري از او نقل ميشود که او هيچگاه نگفته بود. مهمتر از آن اينکه انيشتين از رازگونهگي خاصي برخوردار بود، يعني حس اينکه او بزرگتر از اين حيات دنيوي است و بهطور بنيادي با بقيۀ ما فرق دارد. به همين خاطر است که اين همه افراد چنان مصرانه به دنبال مغز او بودند. براي بسياري از افراد سؤال بوده است که آيا نبوغ، ويژگي فيزيکي خاصي است که ميتوان آن را جداگانه در مغز ريشهيابي کرد. مادۀ خاکستري انيشتين زميني بارور براي آزمودن اين ادعا بود. اما متأسفانه همانطور که ترنس هاينزِ روانشناس استدلال ميکند، تحقيقات منتشرشدهاي که روي مغز انيشتين انجام شده بود، داراي ايراداتي جدي است. در هر يک از اين پژوهشها، محققان بخشهايي از مغز انيشتين را با افرادي که «عادي» ميدانستند مقايسه کرده بودند؛ اما در اکثر اين پژوهشها، دانشمندان ميدانستند کدام نمونۀ مغز متعلق به انيشتين است. آنها سپس بهدنبال تفاوت، هرگونه تفاوتي، ميان مغز انيشتين و مغزهاي تحتآزمايش ميگشتند. وقتي چنين رويکردي به علم داشته باشيد، پيداکردن تفاوتها کاري بسيار ساده است. هرچه باشد، فقط يک انيشتين وجود داشته است؛ همانطور که يک «تو» و يک «من» وجود دارد. تنها راه اطمينان از اينکه نبوغ انيشتين بهخاطر آناتومي او بوده، اين است: مغز او بايد در کنار مغز «بسياري» افراد ديگر که همچون او بودهاند، با مغز افرادي مقايسه گردد که شبيه او نبودهاند.
@physics_ir
همچنين نميتوان تفاوت ميان ويژگيهاي زيستشناختي خاص مربوط به نبوغ او و گوناگونيهاي تصادفي ميان افراد را تشخيص داد. اما اين بدين معنا نيست که نميتوانيم نبوغ او را بررسي کنيم. گرچه نميتوانيم تحقيقي مناسب دربارۀ مغز او داشته باشيم، داستان زندگي و محتواي ذهنش را بر اساس پژوهشهايش ميدانيم. انيشتين را معمولاً بهصورت فردي بيآزار و تارک دنيا به ياد ميآورند که به مسائل دنيوي هيچ دلبستگي نداشت. بيشک او ويژگيهاي عجيب خود را داشت: او گرمکنهايي ميپوشيد که طي سالها ژنده ميشد؛ چون گرمکنهاي پشمي باعث خارش بدن او ميشد. او علاقهاي به جوراب نداشت و گاهي در تعطيلات، کفش زنانه ميپوشيد. اما روايتهاي مرسوم از انيشتين بهعنوان يک فرد عجيب و خاص باعث چشمپوشي از علايق سياسي راديکال و مشکلات فراوان زندگي شخصي او ميشود. انيشتين سوسياليستي حامي دولت جهاني بود. او تا قبل از بهقدرترسيدن هيتلر، مدافع خلع سلاح و صلحجويي بود. انيشتين همچنين شديداً مخالف نژادپرستي بود و ماريان اندرسن، زن خوانندۀ سياهپوست را در خانهاش
آلبرت انيشتين قبل از مرگش وصيت کرد تمام بدنش را بهمحض مردنش بسوزانند و خاکسترهايش را در جايي نامعلوم پخش کنند. او نميخواست بقاياي جسمش به يک زيارتگاه تبديل شود؛ اما وصيت او بهطور کامل اجرا نشد. صميميترين دوست انيشتين، اوتو ناتانِ اقتصاددان، همانطور که انيشتين خواسته بود، خاکسترهايش را دور ريخت؛ اما قبل از اين کار، تامس هارويِ پاتولوژيست او را کالبدشکافي کرد و مغزش را برداشت. خانواده و دوستان انيشتين از اين کار جاخورده بودند؛ اما هاروي بعد از اين کار، هانس آلبرت، پسر انيشتين را متقاعد کرد تا با اکراه رضايت دهد. اين پزشک عجيبوغريب، مغز را تا سال ۱۹۹۸ درون ظرف شيشهايِ پر از فرمالين در داخل يک جعبه زير يک دستگاه خنککننده نگه داشت. او هرازچندگاهي تکههاي کوچکي از آن را براي دانشمندان علاقهمند ميفرستاد. اکثر ما هيچگاه قرباني سرقت مغز نخواهيم شد؛ ولي موقعيت انيشتين که نمادي از نابغههاي دوران مدرن بود، چنين سرنوشت خاصي را براي او رقم زد. يک فرد عادي ميتواند براي خودش زندگي کند و بميرد؛ اما يک نابغه و سلولهاي خاکسترياش متعلق به دنيا است. دوران زندگي انيشتين با اولين شکوفايي رسانههاي جمعي مصادف بود. او حتي در طول حيات خود هم فردي مشهور بود؛ هم بهخاطر علمش و هم بهخاطر حاضرجوابي و خرمن موهاي سفيدش. ظاهراً دوران زندگي او به گونهاي زمانبندي شده بود که از گسترش روزنامهها و برنامههاي راديويي نهايت بهره را بگيرد. اين رسانهها نظريات انيشتين را بهگونهاي گزارش ميدادند که گويي فقط خودِ نابغهاش ميتواند آنها را درک کند. شکي نيست که انيشتين تحولات عظيمي در علم ايجاد کرد. تا قبل از او، کيهانشناسي بخشي از فلسفه بود؛ اما بهلطف او، اينک شاخهاي از علم است که باري به سنگيني تاريخ رياضيات و تحول عالم به دوش ميکشد. پژوهشهاي انيشتين همچنين منجر به کشف پديدههاي غريبي همچون سياهچالهها، موجهاي گرانشي، گرفتاري کوانتومي، انفجار بزرگ و بوزون هيگز شد. اما باوجود اين ميراث عظيم علمي، شهرت انيشتين بيشتر بهعلت علاقۀ فرهنگ ما به ستارگان و مشاهير است. انيشتين از چندين لحاظ براي ستارهبودن مناسب است. علاوهبر موهاي خاص، او در بکار بردن کلمات هم مهارت خاصي داشت. به همين خاطر معمولاً کلمات قصاري از او نقل ميشود که او هيچگاه نگفته بود. مهمتر از آن اينکه انيشتين از رازگونهگي خاصي برخوردار بود، يعني حس اينکه او بزرگتر از اين حيات دنيوي است و بهطور بنيادي با بقيۀ ما فرق دارد. به همين خاطر است که اين همه افراد چنان مصرانه به دنبال مغز او بودند. براي بسياري از افراد سؤال بوده است که آيا نبوغ، ويژگي فيزيکي خاصي است که ميتوان آن را جداگانه در مغز ريشهيابي کرد. مادۀ خاکستري انيشتين زميني بارور براي آزمودن اين ادعا بود. اما متأسفانه همانطور که ترنس هاينزِ روانشناس استدلال ميکند، تحقيقات منتشرشدهاي که روي مغز انيشتين انجام شده بود، داراي ايراداتي جدي است. در هر يک از اين پژوهشها، محققان بخشهايي از مغز انيشتين را با افرادي که «عادي» ميدانستند مقايسه کرده بودند؛ اما در اکثر اين پژوهشها، دانشمندان ميدانستند کدام نمونۀ مغز متعلق به انيشتين است. آنها سپس بهدنبال تفاوت، هرگونه تفاوتي، ميان مغز انيشتين و مغزهاي تحتآزمايش ميگشتند. وقتي چنين رويکردي به علم داشته باشيد، پيداکردن تفاوتها کاري بسيار ساده است. هرچه باشد، فقط يک انيشتين وجود داشته است؛ همانطور که يک «تو» و يک «من» وجود دارد. تنها راه اطمينان از اينکه نبوغ انيشتين بهخاطر آناتومي او بوده، اين است: مغز او بايد در کنار مغز «بسياري» افراد ديگر که همچون او بودهاند، با مغز افرادي مقايسه گردد که شبيه او نبودهاند.
@physics_ir
همچنين نميتوان تفاوت ميان ويژگيهاي زيستشناختي خاص مربوط به نبوغ او و گوناگونيهاي تصادفي ميان افراد را تشخيص داد. اما اين بدين معنا نيست که نميتوانيم نبوغ او را بررسي کنيم. گرچه نميتوانيم تحقيقي مناسب دربارۀ مغز او داشته باشيم، داستان زندگي و محتواي ذهنش را بر اساس پژوهشهايش ميدانيم. انيشتين را معمولاً بهصورت فردي بيآزار و تارک دنيا به ياد ميآورند که به مسائل دنيوي هيچ دلبستگي نداشت. بيشک او ويژگيهاي عجيب خود را داشت: او گرمکنهايي ميپوشيد که طي سالها ژنده ميشد؛ چون گرمکنهاي پشمي باعث خارش بدن او ميشد. او علاقهاي به جوراب نداشت و گاهي در تعطيلات، کفش زنانه ميپوشيد. اما روايتهاي مرسوم از انيشتين بهعنوان يک فرد عجيب و خاص باعث چشمپوشي از علايق سياسي راديکال و مشکلات فراوان زندگي شخصي او ميشود. انيشتين سوسياليستي حامي دولت جهاني بود. او تا قبل از بهقدرترسيدن هيتلر، مدافع خلع سلاح و صلحجويي بود. انيشتين همچنين شديداً مخالف نژادپرستي بود و ماريان اندرسن، زن خوانندۀ سياهپوست را در خانهاش
کانال علمی فیزیک ایران
ميزباني ميکرد. #پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نبوغ #مشهور
ادامه... اين در حالي بود که در سال ۱۹۳۷ و بعد از آن، هتلها از پذيرفتن او امتناع ميکردند. اما انيشتين قديس نبود. او به همسر اولش، ميلوا ماريچ خيانت کرد و سراغ دخترعمويش الزا انيشتين رفت. انيشتين بعدها با الزا ازدواج کرد. بعد از مدتي به او هم خيانت کرد. مشهور است که او در نامه به دوستانش، شعرهاي ضعيفي با مضامين جنسي مينوشته است. او در رابطه با بچههايش هم مشکل داشت و اين در حالي بود که با بچههاي ديگر افراد شديداً مهربان بود. حتي به کودکان همسايه کمک ميکرد مشقهايشان را بنويسند. بهعبارتديگر، انيشتين هم مانند همۀ ما مجموعهاي از تناقضات بود. فردي بود که گاهي خوب رفتار ميکرد و گاهي بد. البته وقايع زندگيِ اين دانشمند مشهور بهخاطر موقعيتش بيشتر سروصدا ميکرد. اما اگر انتظار داشته باشيم که اين نابغه بهطور بنيادين با بقيه انسانها تفاوت داشته باشد، مطالعۀ زندگي و عقايد انيشتين ما را نااميد خواهد کرد. حال چيزي که ميماند، همان است که شهرت انيشتين را رقم زد: علم او. انيشتين هم مانند نيوتن گاهي معناي نظريات خود را دقيق نميفهميد. شايد اگر امروز زنده بود، نميتوانست بهخوبي روش پژوهش و تدريسِ نسبيت عام را تشخيص دهد. او در سال ۱۹۳۹ مقالهاي منتشر کرد تا نشان دهد که سياهچالهها وجود ندارند و نميتوانند وجود داشته باشند. در آن زمان، واژۀ «سياهچال» وجود نداشت؛
@physics_ir
اما چندين فيزيکدان اشاره کرده بودند که گرانش ميتواند موجب شود تا اشيا روي خودشان فرو ريزند. شهودِ فوقالعادۀ انيشتين در اين مورد او را ياري نکرد. محاسبات او از لحاظ فني درست بود؛ اما چنان از مفهوم سياهچال متنفر بود که نميتوانست ببيند که اگر چگالي کافي باشد، گرانش بر تمام نيروهاي ديگر غلبه کرده و فرو ريزش را اجتنابناپذير ميکند. اگر بخواهيم دربارۀ انيشتين منصف باشيم، نسبيت عام در سال ۱۹۳۹ هنوز نظريهاي نامتعارف بود. پژوهشگرانِ بسيار معدودي از آن استفاده ميکردند و روشهاي مشاهدهايِ مورد نياز براي اثبات وجود سياهچالهها در مراحل اوليۀ خود بودند؛ يعني ستارهشناسي راديويي و امواج ايکس. اما انيشتين بهعنوان دانشمند، ضعفهاي ديگري غير از سياهچالهها هم داشت. او در مهارتهاي رياضي چندان وارد نبود و براي حل مسائل دشوار از ديگران، ازجمله همسر اولش، ميلوا و دوست خوبش، ميشل بسوي فيزيکدان کمک ميگرفت. امروزه نام چنين افرادي بهعنوان نويسندۀ مشترک مقالات درج ميشود؛ اما در آن زمان چنين چيزي باب نبود. همچون هر نابغۀ علمي ديگر، انيشتين هم اگر وجود نداشت، نظرياتش به وجود ميآمد. نسبيت خاص، نسبيت عام و مدل فوتوني از نور را شايد کسي کشف نميکرد؛ اما بالأخره کسي آنها را بررسي ميکرد. آنري پوئانکاره، هندريک لورنتس و افرادي ديگر تا قبل از ۱۹۰۵ تا حد زيادي به نسبيت رسيده بودند. همانطور که گوتفريد لايبنيتس بهطور مستقل همزمان با نيوتن به حساب ديفرانسيل رسيده بود و آلفرد راسل هم انتخاب طبيعي را مستقل از چارلز داروين کشف کرده بود. تاريخنگارانِ علم روزگاري به نظريۀ «مرد بزرگ» معتقد بودند؛ اما امروزه ميدانيم که ايدههاي تحولساز در نتيجۀ پژوهشِ چندين فردِ بااستعداد پديدار ميشوند، نه اينکه يک ذهن نابغه آنها را از هيچ به وجود آورَد. در اوايل قرن بيستم، فيزيکدانان ديگري هم بودند که اکتشافات بزرگي کردند. ماري کوري، نيلس بور، اروين شرودينگر و ورنر هايزنبرک همگي به چيزهاي بزرگي رسيدند؛ بسياري افراد ديگر هم همينطور. اما آيا آنها نبوغي کمتر از انيشتين داشتند؟ کوري دو جايزۀ نوبل برد و مستقيماً در پژوهشهايي دست داشت که منجر به بسياري پژوهشهاي ديگر شد؛ اما او را باوجود موهاي ديوانهواري که با موهاي انيشتين رقابت دارد، نماد نبوغ نميدانند. دو تعصب بداقبالانه عليه کوري وجود دارد: جنسيت او و اينکه او پژوهشگر بود؛ نه نظريهپرداز. اين تفاوت آموزنده است. بهعلت تنوع تجربه و استعداد بشر، ميدانيم که نبوغ، ويژگي يکدستي نيست که در همۀ افراد بهصورت يکسان پديدار شود. نبوغ انيشتين با نبوغ کوري تفاوت داشت. نبوغ علمي هم با نبوغ موسيقايي تفاوت دارد. اما شهرت معمولاً الگوي پيشبينيپذيرتري دارد. وقتي کسي مشهور ميشود، معمولاً همانطور ميماند. اگر انيشتين در عصري ديگر زندگي ميکرد، شايد يک فيزيکدان بزرگ ميشد؛ اما به انيشتيني که ما ميشناسيم، تبديل نميشد. اما ازآنجاکه او در دوراني خاص از زمان ميزيست، دوراني که چراغ شهرت تازه شروع به درخشش کرده بود و علم هنوز مثل يک ورزش گروهي نشده بود، به همين علت او نابغۀ عصر ما شد.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نبوغ #مشهور
@physics_ir
اما چندين فيزيکدان اشاره کرده بودند که گرانش ميتواند موجب شود تا اشيا روي خودشان فرو ريزند. شهودِ فوقالعادۀ انيشتين در اين مورد او را ياري نکرد. محاسبات او از لحاظ فني درست بود؛ اما چنان از مفهوم سياهچال متنفر بود که نميتوانست ببيند که اگر چگالي کافي باشد، گرانش بر تمام نيروهاي ديگر غلبه کرده و فرو ريزش را اجتنابناپذير ميکند. اگر بخواهيم دربارۀ انيشتين منصف باشيم، نسبيت عام در سال ۱۹۳۹ هنوز نظريهاي نامتعارف بود. پژوهشگرانِ بسيار معدودي از آن استفاده ميکردند و روشهاي مشاهدهايِ مورد نياز براي اثبات وجود سياهچالهها در مراحل اوليۀ خود بودند؛ يعني ستارهشناسي راديويي و امواج ايکس. اما انيشتين بهعنوان دانشمند، ضعفهاي ديگري غير از سياهچالهها هم داشت. او در مهارتهاي رياضي چندان وارد نبود و براي حل مسائل دشوار از ديگران، ازجمله همسر اولش، ميلوا و دوست خوبش، ميشل بسوي فيزيکدان کمک ميگرفت. امروزه نام چنين افرادي بهعنوان نويسندۀ مشترک مقالات درج ميشود؛ اما در آن زمان چنين چيزي باب نبود. همچون هر نابغۀ علمي ديگر، انيشتين هم اگر وجود نداشت، نظرياتش به وجود ميآمد. نسبيت خاص، نسبيت عام و مدل فوتوني از نور را شايد کسي کشف نميکرد؛ اما بالأخره کسي آنها را بررسي ميکرد. آنري پوئانکاره، هندريک لورنتس و افرادي ديگر تا قبل از ۱۹۰۵ تا حد زيادي به نسبيت رسيده بودند. همانطور که گوتفريد لايبنيتس بهطور مستقل همزمان با نيوتن به حساب ديفرانسيل رسيده بود و آلفرد راسل هم انتخاب طبيعي را مستقل از چارلز داروين کشف کرده بود. تاريخنگارانِ علم روزگاري به نظريۀ «مرد بزرگ» معتقد بودند؛ اما امروزه ميدانيم که ايدههاي تحولساز در نتيجۀ پژوهشِ چندين فردِ بااستعداد پديدار ميشوند، نه اينکه يک ذهن نابغه آنها را از هيچ به وجود آورَد. در اوايل قرن بيستم، فيزيکدانان ديگري هم بودند که اکتشافات بزرگي کردند. ماري کوري، نيلس بور، اروين شرودينگر و ورنر هايزنبرک همگي به چيزهاي بزرگي رسيدند؛ بسياري افراد ديگر هم همينطور. اما آيا آنها نبوغي کمتر از انيشتين داشتند؟ کوري دو جايزۀ نوبل برد و مستقيماً در پژوهشهايي دست داشت که منجر به بسياري پژوهشهاي ديگر شد؛ اما او را باوجود موهاي ديوانهواري که با موهاي انيشتين رقابت دارد، نماد نبوغ نميدانند. دو تعصب بداقبالانه عليه کوري وجود دارد: جنسيت او و اينکه او پژوهشگر بود؛ نه نظريهپرداز. اين تفاوت آموزنده است. بهعلت تنوع تجربه و استعداد بشر، ميدانيم که نبوغ، ويژگي يکدستي نيست که در همۀ افراد بهصورت يکسان پديدار شود. نبوغ انيشتين با نبوغ کوري تفاوت داشت. نبوغ علمي هم با نبوغ موسيقايي تفاوت دارد. اما شهرت معمولاً الگوي پيشبينيپذيرتري دارد. وقتي کسي مشهور ميشود، معمولاً همانطور ميماند. اگر انيشتين در عصري ديگر زندگي ميکرد، شايد يک فيزيکدان بزرگ ميشد؛ اما به انيشتيني که ما ميشناسيم، تبديل نميشد. اما ازآنجاکه او در دوراني خاص از زمان ميزيست، دوراني که چراغ شهرت تازه شروع به درخشش کرده بود و علم هنوز مثل يک ورزش گروهي نشده بود، به همين علت او نابغۀ عصر ما شد.
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #اینیشتین #نبوغ #مشهور
