کانال علمی فیزیک ایران
1.76K subscribers
708 photos
89 videos
39 files
59 links
کانال علمی فیزیک ایران
مطالب علمی فیزیک
مطالب بروز از سیاهچاله ها و نظریات فیزیک
instagram : @physics.ir
Download Telegram
مایکل فارادی (به انگلیسی: Michael Faraday) ‏ (۲۲ سپتامبر ۱۷۹۱ - ۲۲ اوت ۱۸۶۷)، فیزیکدان و شیمیدان انگلیسی بود که بیشتر به سبب نوآوری‌هایش درالکترومغناطیس و الکتروشیمی مشهور است. کشف بنزن و قوانین مربوط به القای الکترومغناطیسی و تهیه کلر مایع از مهم‌ترین دستاوردهای او برشمرده می‌شوند.
در سال ۱۸۲۱م، کمی بعد از اینکه شیمیدان و فیزیکداندانمارکی، هانس کریستین اورستد، الکترومغناطیس را کشف کرد، همفری دیوی و دانشمند بریتانیایی ویلیام هید ولاستون William Hyde Wollaston سعی کردند تا یکموتور الکتریکی را طراحی کنند، اما نتوانستند.[۲] فارادی پس از صحبت با این دو نفر، تصمیم به ساخت دو وسیله برای تولید آنچه که او گردش الکترومغناطیسی (یک حرکت چرخشی پیوسته ناشی از نیروی مغناطیسی اطراف یک سیم) می‌نامید، گرفت. اگر یک سیم غوطه‌ور در یک حمامجیوه با یک آهنربا که در وسط آن قرار داده شده، باالکتریسیته تولید شده توسط یک باتری شیمیایی شارژمی‌شد، در اطراف آهنربا می‌چرخید. وسیله اخیر یک موتور هم قطبی (homopolar motor) نامیده می‌شود. این اکتشافات و آزمایشات پایه فناوری الکترومغناطیس نوین را بنا نهاد. فارادی نتایج تحقیقات خود را منتشر کرد بدون این که از والستون و داوی (Wollaston و Davy) در ابتدای کتاب قدردانی کند و این امر ستیزه‌ای را به وجود آورد که باعث شد که فارادی برای چند سال از تحقیقات الکترومغناطیس کناره‌گیری کند.
هر یک از گرایشهای فیزیک چند نوبل گرفته اند؟
نوبل فیزیک 2020 برای سیاهچاله ها!

آکادمی نوبل سوئد امروز 6 اکتبر 2020 جایزه نوبل فیزیک را به راجر پنروز Roger Penrose رینهارد گنزل Reinhard Genzel آندریا گِز
Andrea Ghez اهدا کرد.
راجر پنروز نیمی از جایزه نوبل امسال را برای پیش بینی آن که سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام است؛ دریافت کرد.
نیمی دیگر به طور مشترک به گنزل و گِز برای کشف ابرسیاهچاله مرکز کهکشان راه شیری اهدا شد.
تصویر شماتیک از سیاهچاله
خبرنامه علمی انجمن فیزیک به زودی با جزییات بیشتر این جایزه نوبل را بررسی خواهد کرد.
منبع خبر: وبگاه رسمی نوبل
چهارمین زنی که نوبل فیزیک برد
.
آنریا گیز یکی از برندگان نوبل فیزیک 2020 استاد دانشگاه کالیفرنیا است.
.
.
رنگین کمان دو تایی:
تغییرات ضریب شکست با فرکانس را پاشندگی می گویند. این پدیده در منشور منجر به تجزیه ی نور سفید به رنگ های متفاوت می شود. تماشایی ترین مورد پاشندگی در رنگین کمان ظاهر می شود. برای دیدن رنگین کمان، خورشید باید در یک بخش از آسمان باشد و قطره های موجود در ابر یا آب باران در بخش مقابل آن قرار داشته باشند. اگر در داخل هواپیما باشیم و زمین مانعی بر سر راه نور نباشد، رنگین کمان را به صورت دایره ی کامل می بینیم.
رنگ های زیبای رنگین کمان را میلیون ها قطره ی ریز کروی به وجود می آورند. در واقع قطره های کروی موجود در ابر یا آب باران در مقابل نور خورشید مانند منشور عمل می کنند. نور پس از ورود به قطره شکسته شده و به رنگ های مختلف تجزیه می شود.
رنگین کمان دو تایی:
تغییرات ضریب شکست با فرکانس را پاشندگی می گویند. این پدیده در منشور منجر به تجزیه ی نور سفید به رنگ های متفاوت می شود. تماشایی ترین مورد پاشندگی در رنگین کمان ظاهر می شود. برای دیدن رنگین کمان، خورشید باید در یک بخش از آسمان باشد و قطره های موجود در ابر یا آب باران در بخش مقابل آن قرار داشته باشند. اگر در داخل هواپیما باشیم و زمین مانعی بر سر راه نور نباشد، رنگین کمان را به صورت دایره ی کامل می بینیم.
رنگ های زیبای رنگین کمان را میلیون ها قطره ی ریز کروی به وجود می آورند. در واقع قطره های کروی موجود در ابر یا آب باران در مقابل نور خورشید مانند منشور عمل می کنند. نور پس از ورود به قطره شکسته شده و به رنگ های مختلف تجزیه می شود. با رسیدن به طرف دیگر قطره، بخشی از هر رنگ با شکسته شدن وارد هوا می شود (که نشان داده نشده است) و بخشی از نور بازتاب پیدا می کند و پس از رسیدن به سطح پایینی قطره شکسته شده و وارد هوا می شود. در واقع دو شکست و یک بازتاب پدیده ی رنگین کمان یا رنگین کمان اصلی را بوجود می آورد. ماکزیمم زاویه ی بین پرتوهای ورودی و خروجی ۴۲ درجه است.
اغلب کمان ثانویه ی بزرگتری را می توان دید که ترتیب رنگ هایش وارون شده اند که ناشی از دو شکست و دو بازتاب در قطره های باران است.
@physics_ir
طبق اصل کمترین زمان فرما نور برای رفتن از نقطه ای به نقطه ی دیگر از تمام مسیرهای ممکن، در مسیری حرکت می کند که دارای کوتاهترین زمان است.
برای درک این مطلب یک مثال می توان زد.
فرض کنید شخصی بخواهد از نقطه ی A در خشکی به نقطه ی B در مسیری پر از آب برود. می دانیم که حرکت در خشکی سریع تر از حرکت در آب است. بنابر وقتی شخص مسیر مستقیم را انتخاب کند (AOB) در واقع زمان بیشتری را در آب باید طی کند و این باعث می شود شخص دیرتر به هدف برسد. اما اگر مسیر طولانی تری را در خشکی و مسیر کمتری را در آب (ACB) انتخاب کند، آنگاه زمان کمتری را در آب تلف می کند و سریع تر به هدف می رسد. پس مسیر مستقیم همیشه کوتاهترین مسیر نیست.
این مثال قانون شکست را نیز توجیه می کند. نور در گذر از محیطی به محیط دیگر خم می شود.
حال می توان به این سوال پاسخ داد.
چرا هنگام تماشای غروب خورشید، تا چند دقیقه پس از پایین رفتن خورشید زیر خط افق باز هم آن را می بینیم؟
اشعه ایکس
رونتگن
@physics_ir
@physics_ir
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشه‌ای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترون‌ها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار می‌گردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه می‌دهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستال‌های پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسان‌های زیادی گردید بطوری‌که در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن می‌باشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعه‌ای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور می‌کند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفاده‌های شایانی از این اشعه برده‌اند و در پزشکی تحت عنوان‌های رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده می‌شود.
@physics_ir
یوهانس رابرت #ریدبرگ (به سوئدی: Johannes Robert Rydberg#)، (۸ نوامبر ۱۸۵۴ – ۸ دسامبر ۱۹۱۹), #فیزیک‌دان سوئدی بود که علت شهرت وی ابداع فرمول #ریدبرگ در سال ۱۸۸۸ بود، که کاربرد آن پیش‌بینی طول موج طیف اتمی هیدروژن بود.
ثابت ریدبرگ و واحد ریدبرگ به افتخار وی نام‌گذار شده‌است. دهانه ریدبرگ بر روی ماه و سیارک ۱۰۵۰۶ به افتخار وی نام‌گذاری شده‌است. وی در دانشگاه لوندتدریس می‌کرد.
@physics_ir
کارل ادوارد ِیگِن (به انگلیسی: Carl Edward #Sagan#) (زادهٔ ۹ نوامبر ۱۹۳۴ - درگذشتهٔ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۶)#اخترشناس آمریکایی، اخترشیمیدان، مشاور سازمان #ناسا، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی بود. او پیشگام اخترزیست‌شناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی معروف به «سِتی» بود.
شهرت جهانی او برای تألیف کتاب‌های علوم همگانی، و نیز مجری برنامهٔ علمی گیتی: یک سفر شخصی (#کاسموس) بود که ۶۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ بیننده داشت. او برنده جایزه پولیتزر۱۹۷۸ بود. میلیاردها و میلیاردها، اژدهاهای بهشت، جهان دیوزده و نقطه آبی کمرنگ از جمله مهم‌ترین تألیفات او به‌شمار می‌روند که برای ترویج علم میان عموم مردم به نگارش درآمده‌اند.
@physics_ir
#کوارک #افسون (نماد: c)، که از نظر سنگینی در بین انواع کوارک‌ها سومین است، نوعی ذره بنیادی است. کوارک افسون را می‌توان درون #هادرون‌ها یافت که ذرات زیراتمی متشکل از کوارک هستند.
چند تن از پژوهشگران مانند جیمز #بجورکن و #شلدون لی گلاشو در سال ۱۹۶۴، وجود یک کوارک چهارم را حدس زده‌بودند ، اما پیش‌بینی آن قاعدتا به گلاشو، جان ایلیوپولوس و لوسیانو مایانی در سال ۱۹۷۰ نسبت داده می‌شود. ذره سای نخستین ذره کشف‌شده‌ حاوی کوارک افسون بود. که توسط تیمی در آزمایشگاه ملی شتاب‌دهنده اسلاک به رهبری برتون ریکتر و در به رهبری ساموئل تینگ کشف شد.
سالمرگ بور
.
نیلز هنریک داوید #بور (به دانمارکی: Niels Henrik David #Bohr)‏ (۷ اکتبر ۱۸۸۵ - ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲، کپنهاگ،دانمارک) فیزیکدان دانمارکی بود که شهرت او بیشتر به علت ردکردن مدل اتمی ارنست #رادرفورد و ابداع مدل اتمی خود است. او تلاش‌هایی بنیادی در زمینهٔ شناخت ساختاراتم و مکانیک #کوانتوم داشت و برای همین تلاش‌هایش در سال ۱۹۲۲، به او جایزهٔ #نوبل #فیزیک داده شد. او مدل پیشنهادی اتم که مانند سامانهٔ خورشیدی بود (یک هسته در مرکز و الکترون‌ها پیرامونش در گردش) را گسترش داد، او بر روی نظریه‌اش در بستر مکانیک کوانتوم کار کرد و گفت که الکترون از یک تراز انرژی به صورت کمیتی گسسته و نه پیوسته، به یک تراز دیگر انرژی می‌پرد. بور با بسیاری از فیزیکدانان نامی در مؤسسه‌اش در کپنهاگ همکاری کرد. همچنین او عضو گروه فیزیکدانان بریتانیایی پروژهٔ منهتن بود. بور در سال ۱۹۱۲ ازدواج کرد و صاحب چند فرزند شد که یکی از پسرانش، آگه بوهر فیزیکدان بود و توانست در سال ۱۹۷۵ مانند پدرش، جایزهٔ نوبل را از آن خود کند.