Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
ولادت تاثیرگذارترین فرد در کوانتوم
.
آروین رودولف یوزف آلکساندر #شرودینگر (زاده ۱۲ اوت ۱۸۸۷ - درگذشته ۴ ژانویه ۱۹۶۱) #فیزیکدان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود. او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه #کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد. او درسال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترایش را گرفت و پس از آن در جنگ جهانی اول حضور یافت. در سال ۱۹۲۰ (میلادی) نظریهای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و بهوسیله آروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمیدانان عرضه شد. در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسیترین معادله غیر #نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل #دیراک فیزیکدان انگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه #نوبل در فیزیک شد در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت #اینشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد. در سال ۱۹۳۶ او به سمت رئیس دانشگاه گراتس اتریش درآمد. در سال ۱۹۳۸ به دلیل ورود نازیها به اتریش او اتریش را ترک کرد.
.
آروین رودولف یوزف آلکساندر #شرودینگر (زاده ۱۲ اوت ۱۸۸۷ - درگذشته ۴ ژانویه ۱۹۶۱) #فیزیکدان اتریشی و تنها پسر رودولف شرودینگر بود. او از جمله کسانی بود که در تئوری موج مشارکت داشت و نتایج اساسی در زمینه نظریه #کوانتومی از مکانیک موج او تشکیل شد. او درسال ۱۹۰۶ وارد دانشگاه وین شد و در سال ۱۹۱۰ دکترایش را گرفت و پس از آن در جنگ جهانی اول حضور یافت. در سال ۱۹۲۰ (میلادی) نظریهای موسوم به مکانیک کوانتومی پای به عرصه نهاد و بهوسیله آروین شرودینگر به مفیدترین شکلش به شیمیدانان عرضه شد. در سال ۱۹۲۱ به دانشگاه زوریخ رفت و در سال ۱۹۲۶ او اساسیترین معادله غیر #نسبیتی در مکانیک کوانتومی که برای توصیف تحول حالت یک ذره است با نام معادله شرودینگر به ثبت رساند و با کمک از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مدل جدید اتمی را به نام ابر الکترونی ارائه داد. او در سال ۱۹۳۳ به همراه پل #دیراک فیزیکدان انگلیسی به دلیل ایده مکانیک موج برنده جایزه #نوبل در فیزیک شد در سال ۱۹۳۵ به همراه آلبرت #اینشتین نظریه گربه شرودینگر را ارائه داد. در سال ۱۹۳۶ او به سمت رئیس دانشگاه گراتس اتریش درآمد. در سال ۱۹۳۸ به دلیل ورود نازیها به اتریش او اتریش را ترک کرد.
فیزیکدانان برجسته در مهمانی شام به میزبانی ماکس فون #لائو
#پلانک #اینشتین #میلیکان
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #فیزیک
@physics_ir
#پلانک #اینشتین #میلیکان
#پیج_علمی_فیزیک_ایران #فیزیک
@physics_ir
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
مایکل فارادی (به انگلیسی: Michael Faraday) (۲۲ سپتامبر ۱۷۹۱ - ۲۲ اوت ۱۸۶۷)، فیزیکدان و شیمیدان انگلیسی بود که بیشتر به سبب نوآوریهایش درالکترومغناطیس و الکتروشیمی مشهور است. کشف بنزن و قوانین مربوط به القای الکترومغناطیسی و تهیه کلر مایع از مهمترین دستاوردهای او برشمرده میشوند.
در سال ۱۸۲۱م، کمی بعد از اینکه شیمیدان و فیزیکداندانمارکی، هانس کریستین اورستد، الکترومغناطیس را کشف کرد، همفری دیوی و دانشمند بریتانیایی ویلیام هید ولاستون William Hyde Wollaston سعی کردند تا یکموتور الکتریکی را طراحی کنند، اما نتوانستند.[۲] فارادی پس از صحبت با این دو نفر، تصمیم به ساخت دو وسیله برای تولید آنچه که او گردش الکترومغناطیسی (یک حرکت چرخشی پیوسته ناشی از نیروی مغناطیسی اطراف یک سیم) مینامید، گرفت. اگر یک سیم غوطهور در یک حمامجیوه با یک آهنربا که در وسط آن قرار داده شده، باالکتریسیته تولید شده توسط یک باتری شیمیایی شارژمیشد، در اطراف آهنربا میچرخید. وسیله اخیر یک موتور هم قطبی (homopolar motor) نامیده میشود. این اکتشافات و آزمایشات پایه فناوری الکترومغناطیس نوین را بنا نهاد. فارادی نتایج تحقیقات خود را منتشر کرد بدون این که از والستون و داوی (Wollaston و Davy) در ابتدای کتاب قدردانی کند و این امر ستیزهای را به وجود آورد که باعث شد که فارادی برای چند سال از تحقیقات الکترومغناطیس کنارهگیری کند.
در سال ۱۸۲۱م، کمی بعد از اینکه شیمیدان و فیزیکداندانمارکی، هانس کریستین اورستد، الکترومغناطیس را کشف کرد، همفری دیوی و دانشمند بریتانیایی ویلیام هید ولاستون William Hyde Wollaston سعی کردند تا یکموتور الکتریکی را طراحی کنند، اما نتوانستند.[۲] فارادی پس از صحبت با این دو نفر، تصمیم به ساخت دو وسیله برای تولید آنچه که او گردش الکترومغناطیسی (یک حرکت چرخشی پیوسته ناشی از نیروی مغناطیسی اطراف یک سیم) مینامید، گرفت. اگر یک سیم غوطهور در یک حمامجیوه با یک آهنربا که در وسط آن قرار داده شده، باالکتریسیته تولید شده توسط یک باتری شیمیایی شارژمیشد، در اطراف آهنربا میچرخید. وسیله اخیر یک موتور هم قطبی (homopolar motor) نامیده میشود. این اکتشافات و آزمایشات پایه فناوری الکترومغناطیس نوین را بنا نهاد. فارادی نتایج تحقیقات خود را منتشر کرد بدون این که از والستون و داوی (Wollaston و Davy) در ابتدای کتاب قدردانی کند و این امر ستیزهای را به وجود آورد که باعث شد که فارادی برای چند سال از تحقیقات الکترومغناطیس کنارهگیری کند.
نوبل فیزیک 2020 برای سیاهچاله ها!
آکادمی نوبل سوئد امروز 6 اکتبر 2020 جایزه نوبل فیزیک را به راجر پنروز Roger Penrose رینهارد گنزل Reinhard Genzel آندریا گِز
Andrea Ghez اهدا کرد.
راجر پنروز نیمی از جایزه نوبل امسال را برای پیش بینی آن که سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام است؛ دریافت کرد.
نیمی دیگر به طور مشترک به گنزل و گِز برای کشف ابرسیاهچاله مرکز کهکشان راه شیری اهدا شد.
تصویر شماتیک از سیاهچاله
خبرنامه علمی انجمن فیزیک به زودی با جزییات بیشتر این جایزه نوبل را بررسی خواهد کرد.
منبع خبر: وبگاه رسمی نوبل
آکادمی نوبل سوئد امروز 6 اکتبر 2020 جایزه نوبل فیزیک را به راجر پنروز Roger Penrose رینهارد گنزل Reinhard Genzel آندریا گِز
Andrea Ghez اهدا کرد.
راجر پنروز نیمی از جایزه نوبل امسال را برای پیش بینی آن که سیاهچاله ها نتیجه نسبیت عام است؛ دریافت کرد.
نیمی دیگر به طور مشترک به گنزل و گِز برای کشف ابرسیاهچاله مرکز کهکشان راه شیری اهدا شد.
تصویر شماتیک از سیاهچاله
خبرنامه علمی انجمن فیزیک به زودی با جزییات بیشتر این جایزه نوبل را بررسی خواهد کرد.
منبع خبر: وبگاه رسمی نوبل
رنگین کمان دو تایی:
تغییرات ضریب شکست با فرکانس را پاشندگی می گویند. این پدیده در منشور منجر به تجزیه ی نور سفید به رنگ های متفاوت می شود. تماشایی ترین مورد پاشندگی در رنگین کمان ظاهر می شود. برای دیدن رنگین کمان، خورشید باید در یک بخش از آسمان باشد و قطره های موجود در ابر یا آب باران در بخش مقابل آن قرار داشته باشند. اگر در داخل هواپیما باشیم و زمین مانعی بر سر راه نور نباشد، رنگین کمان را به صورت دایره ی کامل می بینیم.
رنگ های زیبای رنگین کمان را میلیون ها قطره ی ریز کروی به وجود می آورند. در واقع قطره های کروی موجود در ابر یا آب باران در مقابل نور خورشید مانند منشور عمل می کنند. نور پس از ورود به قطره شکسته شده و به رنگ های مختلف تجزیه می شود.
تغییرات ضریب شکست با فرکانس را پاشندگی می گویند. این پدیده در منشور منجر به تجزیه ی نور سفید به رنگ های متفاوت می شود. تماشایی ترین مورد پاشندگی در رنگین کمان ظاهر می شود. برای دیدن رنگین کمان، خورشید باید در یک بخش از آسمان باشد و قطره های موجود در ابر یا آب باران در بخش مقابل آن قرار داشته باشند. اگر در داخل هواپیما باشیم و زمین مانعی بر سر راه نور نباشد، رنگین کمان را به صورت دایره ی کامل می بینیم.
رنگ های زیبای رنگین کمان را میلیون ها قطره ی ریز کروی به وجود می آورند. در واقع قطره های کروی موجود در ابر یا آب باران در مقابل نور خورشید مانند منشور عمل می کنند. نور پس از ورود به قطره شکسته شده و به رنگ های مختلف تجزیه می شود.
رنگین کمان دو تایی:
تغییرات ضریب شکست با فرکانس را پاشندگی می گویند. این پدیده در منشور منجر به تجزیه ی نور سفید به رنگ های متفاوت می شود. تماشایی ترین مورد پاشندگی در رنگین کمان ظاهر می شود. برای دیدن رنگین کمان، خورشید باید در یک بخش از آسمان باشد و قطره های موجود در ابر یا آب باران در بخش مقابل آن قرار داشته باشند. اگر در داخل هواپیما باشیم و زمین مانعی بر سر راه نور نباشد، رنگین کمان را به صورت دایره ی کامل می بینیم.
رنگ های زیبای رنگین کمان را میلیون ها قطره ی ریز کروی به وجود می آورند. در واقع قطره های کروی موجود در ابر یا آب باران در مقابل نور خورشید مانند منشور عمل می کنند. نور پس از ورود به قطره شکسته شده و به رنگ های مختلف تجزیه می شود. با رسیدن به طرف دیگر قطره، بخشی از هر رنگ با شکسته شدن وارد هوا می شود (که نشان داده نشده است) و بخشی از نور بازتاب پیدا می کند و پس از رسیدن به سطح پایینی قطره شکسته شده و وارد هوا می شود. در واقع دو شکست و یک بازتاب پدیده ی رنگین کمان یا رنگین کمان اصلی را بوجود می آورد. ماکزیمم زاویه ی بین پرتوهای ورودی و خروجی ۴۲ درجه است.
اغلب کمان ثانویه ی بزرگتری را می توان دید که ترتیب رنگ هایش وارون شده اند که ناشی از دو شکست و دو بازتاب در قطره های باران است.
تغییرات ضریب شکست با فرکانس را پاشندگی می گویند. این پدیده در منشور منجر به تجزیه ی نور سفید به رنگ های متفاوت می شود. تماشایی ترین مورد پاشندگی در رنگین کمان ظاهر می شود. برای دیدن رنگین کمان، خورشید باید در یک بخش از آسمان باشد و قطره های موجود در ابر یا آب باران در بخش مقابل آن قرار داشته باشند. اگر در داخل هواپیما باشیم و زمین مانعی بر سر راه نور نباشد، رنگین کمان را به صورت دایره ی کامل می بینیم.
رنگ های زیبای رنگین کمان را میلیون ها قطره ی ریز کروی به وجود می آورند. در واقع قطره های کروی موجود در ابر یا آب باران در مقابل نور خورشید مانند منشور عمل می کنند. نور پس از ورود به قطره شکسته شده و به رنگ های مختلف تجزیه می شود. با رسیدن به طرف دیگر قطره، بخشی از هر رنگ با شکسته شدن وارد هوا می شود (که نشان داده نشده است) و بخشی از نور بازتاب پیدا می کند و پس از رسیدن به سطح پایینی قطره شکسته شده و وارد هوا می شود. در واقع دو شکست و یک بازتاب پدیده ی رنگین کمان یا رنگین کمان اصلی را بوجود می آورد. ماکزیمم زاویه ی بین پرتوهای ورودی و خروجی ۴۲ درجه است.
اغلب کمان ثانویه ی بزرگتری را می توان دید که ترتیب رنگ هایش وارون شده اند که ناشی از دو شکست و دو بازتاب در قطره های باران است.
@physics_ir
طبق اصل کمترین زمان فرما نور برای رفتن از نقطه ای به نقطه ی دیگر از تمام مسیرهای ممکن، در مسیری حرکت می کند که دارای کوتاهترین زمان است.
برای درک این مطلب یک مثال می توان زد.
فرض کنید شخصی بخواهد از نقطه ی A در خشکی به نقطه ی B در مسیری پر از آب برود. می دانیم که حرکت در خشکی سریع تر از حرکت در آب است. بنابر وقتی شخص مسیر مستقیم را انتخاب کند (AOB) در واقع زمان بیشتری را در آب باید طی کند و این باعث می شود شخص دیرتر به هدف برسد. اما اگر مسیر طولانی تری را در خشکی و مسیر کمتری را در آب (ACB) انتخاب کند، آنگاه زمان کمتری را در آب تلف می کند و سریع تر به هدف می رسد. پس مسیر مستقیم همیشه کوتاهترین مسیر نیست.
این مثال قانون شکست را نیز توجیه می کند. نور در گذر از محیطی به محیط دیگر خم می شود.
حال می توان به این سوال پاسخ داد.
چرا هنگام تماشای غروب خورشید، تا چند دقیقه پس از پایین رفتن خورشید زیر خط افق باز هم آن را می بینیم؟
طبق اصل کمترین زمان فرما نور برای رفتن از نقطه ای به نقطه ی دیگر از تمام مسیرهای ممکن، در مسیری حرکت می کند که دارای کوتاهترین زمان است.
برای درک این مطلب یک مثال می توان زد.
فرض کنید شخصی بخواهد از نقطه ی A در خشکی به نقطه ی B در مسیری پر از آب برود. می دانیم که حرکت در خشکی سریع تر از حرکت در آب است. بنابر وقتی شخص مسیر مستقیم را انتخاب کند (AOB) در واقع زمان بیشتری را در آب باید طی کند و این باعث می شود شخص دیرتر به هدف برسد. اما اگر مسیر طولانی تری را در خشکی و مسیر کمتری را در آب (ACB) انتخاب کند، آنگاه زمان کمتری را در آب تلف می کند و سریع تر به هدف می رسد. پس مسیر مستقیم همیشه کوتاهترین مسیر نیست.
این مثال قانون شکست را نیز توجیه می کند. نور در گذر از محیطی به محیط دیگر خم می شود.
حال می توان به این سوال پاسخ داد.
چرا هنگام تماشای غروب خورشید، تا چند دقیقه پس از پایین رفتن خورشید زیر خط افق باز هم آن را می بینیم؟
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشهای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترونها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار میگردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه میدهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسانهای زیادی گردید بطوریکه در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن میباشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعهای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور میکند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفادههای شایانی از این اشعه بردهاند و در پزشکی تحت عنوانهای رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده میشود.
در هشتم نوامبر ۱۸۹۵ میلادی رونتگن استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشهای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتدیک (الکترونها) از کاتد (الکترود منفی) به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپار میگردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه میدهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیانور بارپمکه در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه در طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت. کشف اشعه ایکس و کاربرد وسیع آن در تصویر برداری پزشکی باعث نجات جان انسانهای زیادی گردید بطوریکه در حال حاضر تصور علم پزشکی بدون تصویر برداری با اشعه ایکس غیرممکن میباشد.
.
📚ویلهلم کنراد رونتگن (به آلمانی: Wilhelm Conrad Röntgen) فیزیکدان آلمانی و کاشف اشعه ایکس است که اولین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۰۱ به دست آورد.
📒اشعه X اشعهای با طول موج بسیار کوتاه و قابلیت نفوذ بسیار زیاد است و از اغلب مواد عبور میکند. فیزیکدانان برای آنالیز مواد بلوری استفادههای شایانی از این اشعه بردهاند و در پزشکی تحت عنوانهای رادیوگرافی ورادیوسکوپی به کار برده میشود.
Forwarded from کانال علمی فیزیک ایران
@physics_ir
یوهانس رابرت #ریدبرگ (به سوئدی: Johannes Robert Rydberg#)، (۸ نوامبر ۱۸۵۴ – ۸ دسامبر ۱۹۱۹), #فیزیکدان سوئدی بود که علت شهرت وی ابداع فرمول #ریدبرگ در سال ۱۸۸۸ بود، که کاربرد آن پیشبینی طول موج طیف اتمی هیدروژن بود.
ثابت ریدبرگ و واحد ریدبرگ به افتخار وی نامگذار شدهاست. دهانه ریدبرگ بر روی ماه و سیارک ۱۰۵۰۶ به افتخار وی نامگذاری شدهاست. وی در دانشگاه لوندتدریس میکرد.
یوهانس رابرت #ریدبرگ (به سوئدی: Johannes Robert Rydberg#)، (۸ نوامبر ۱۸۵۴ – ۸ دسامبر ۱۹۱۹), #فیزیکدان سوئدی بود که علت شهرت وی ابداع فرمول #ریدبرگ در سال ۱۸۸۸ بود، که کاربرد آن پیشبینی طول موج طیف اتمی هیدروژن بود.
ثابت ریدبرگ و واحد ریدبرگ به افتخار وی نامگذار شدهاست. دهانه ریدبرگ بر روی ماه و سیارک ۱۰۵۰۶ به افتخار وی نامگذاری شدهاست. وی در دانشگاه لوندتدریس میکرد.