Forwarded from Deleted Account
اصل طرد پائولی.pdf
751.4 KB
دوستان به تازگی مطلبی در گروه ها و کانال های تلگرامی با مضمون زیر دیده شده است که از «اصل طرد پاولی» بعنوان یک اصل جادویی و اعجاب انگیز در جهان یاد میشود!
این متن کاملأ بی اعتبار بوده و هیچگونه صحت علمی ندارد.
توضیح کامل این اصل در پست قبلی ارائه شده است.
متن مورد نظر بشرح زیر است👇👇
❌ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ میزﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ...."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺁﻥ ۲۳ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ ۲۶ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ۲۶ ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ...ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ....
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ .
ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ .
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ .ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ .
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
تونیکی میکن و در دجله انداز . که ایزد در بیابانت دهد باز
#نامعتبر
#شبه_علم
🆔 @Physics3p
این متن کاملأ بی اعتبار بوده و هیچگونه صحت علمی ندارد.
توضیح کامل این اصل در پست قبلی ارائه شده است.
متن مورد نظر بشرح زیر است👇👇
❌ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ میزﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ...."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺁﻥ ۲۳ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ ۲۶ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ۲۶ ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ...ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ....
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ .
ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ .
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ .ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ .
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
تونیکی میکن و در دجله انداز . که ایزد در بیابانت دهد باز
#نامعتبر
#شبه_علم
🆔 @Physics3p
👍1
Quantum Physics via @like
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎦 مفهوم خلقت جهان از «عدم»
💢جهان از کجا آمده است؟
💢قبل از آن چه بوده است؟
💢آینده چه چیزی را با خود به همراه خواهد داشت؟
💢و نهایتا چرا به جای هیچ، چیزی وجود دارد؟!
🆔 @Physics3p
💢جهان از کجا آمده است؟
💢قبل از آن چه بوده است؟
💢آینده چه چیزی را با خود به همراه خواهد داشت؟
💢و نهایتا چرا به جای هیچ، چیزی وجود دارد؟!
🆔 @Physics3p
هدف از فیزیکدان بودن این نیست که بیاموزیم چگونه چیزها را محاسبه کنیم، بلکه هدف این است که اصولی را که بر طبق آن جهان کار میکند،
بشناسیم.
ادوارد ویتن، فیزیکدان برجستهی آمریکایی
(در ابراز مخالفت خود با تفکرات ابزارانگارانه تعبیر کپنهاگی)
🆔 @Physics3p
بشناسیم.
ادوارد ویتن، فیزیکدان برجستهی آمریکایی
(در ابراز مخالفت خود با تفکرات ابزارانگارانه تعبیر کپنهاگی)
🆔 @Physics3p
👍1
علم اگر اشتباه کند؛
اشتباهش را خواهد پذیرفت!
اما مذهبیون شما را میکشند تا ثابت کنند
دین هرگز اشتباه نمیکند...
👤برتراند راسل
🆔 @Physics3p
اشتباهش را خواهد پذیرفت!
اما مذهبیون شما را میکشند تا ثابت کنند
دین هرگز اشتباه نمیکند...
👤برتراند راسل
🆔 @Physics3p
بر اساس نتیجه اصل «طرد پائولی» اگر روزی وجود جهانهای موازی ثابت شود، هرگز نمیتوان دروازه ای به آن جهان ها باز کرد و پلی بین جهان ما و آن جهان موازی ایجاد کرد.
چون این اصل مهم مکانیک کوآنتوم بیان میکند هرگز دو واقعیت کوآنتومی(برای مثال دو فرمیون) نمیتوانند در یک مکان و بصورت همسان ارتعاش کنند و یکی از آنها محکوم به فنا خواهد بود!
🆔 @Physics3p
چون این اصل مهم مکانیک کوآنتوم بیان میکند هرگز دو واقعیت کوآنتومی(برای مثال دو فرمیون) نمیتوانند در یک مکان و بصورت همسان ارتعاش کنند و یکی از آنها محکوم به فنا خواهد بود!
🆔 @Physics3p
Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 «هیچ» یعنی چه؟
💢"لاورنس کراوس" فیزیکدانی که نشریهی «ساینتیفیک اَمریکن» به وی عنوان "روشنگر عموم" داده است.او تنها فیزیکدانی است که موفق به دریافت جایزه سه انجمن بزرگ فیزیک آمریکا شده است.
🆔 @Physics3p
💢"لاورنس کراوس" فیزیکدانی که نشریهی «ساینتیفیک اَمریکن» به وی عنوان "روشنگر عموم" داده است.او تنها فیزیکدانی است که موفق به دریافت جایزه سه انجمن بزرگ فیزیک آمریکا شده است.
🆔 @Physics3p
Forwarded from اتچ بات
اگر جهان را مانند یک بادکنک در نظر بگیریم، طوریکه با حرکت مستقیم از یک سو بتوان به مکان اولیه خود بازگشت، در اینصورت میتوان با قطعیت گفت مجموع انرژی های مثبت جهان با انرژی منفی مانند انرژی گرانشی ، باید برابر با صفر باشد.
زیرا در این حالت هر عامل ایجاد کننده میدان انرژی، در نقطه ای تبدیل به یک عامل میدان انرژی منفی خواهد شد.
برای درک این مطلب میتوانید چنین تصور کنید:
تا پیش از درک میدان های کوآنتومی فرض بر این بود که بار الکتریکی عامل ایجاد میدان الکتریکی است که توسط "بنجامین فرانکلین" بیان شد.
بر این اساس میدان های الکتریکی را با خطوطی نشان میدهیم که برای بار مثبت این خطوط بسمت بیرون و برای بارمنفی بسمت درون است.
هرچه از این خطوط دورتر شویم تراکم خطوط کمتر شده و در نتیجه میدان ضعیفتر میشود. حال اگر در یک جهان نامسطح (منحنی) یک بار مثبت در نقطه ای از این جهان وجود داشته باشد، خطوط میدان ناشی از آن با دور شدن از آن از هم دور شده و چون این جهان فرضی ما انحنا دارد، این خطوط در نهایت در نقطه ای دوباره بهم رسیده و متراکم میشود و در آن نقطه تراکم، یک بار منفی حاصل شده و در نتیجه کل انرژی ناشی از این میدان صفر میشود. درست مانند مختصات جغرافیایی زمین، که تمام نصف النهار ها با نزدیک شدن به استوا از هم فاصله گرفته و در قطبین دوباره بهم برخورد میکنند.
این نتیجه برای میدان های گرانشی و سایر میدان های نیرو قابل تعمیم است.
🆔 @Physics3p
زیرا در این حالت هر عامل ایجاد کننده میدان انرژی، در نقطه ای تبدیل به یک عامل میدان انرژی منفی خواهد شد.
برای درک این مطلب میتوانید چنین تصور کنید:
تا پیش از درک میدان های کوآنتومی فرض بر این بود که بار الکتریکی عامل ایجاد میدان الکتریکی است که توسط "بنجامین فرانکلین" بیان شد.
بر این اساس میدان های الکتریکی را با خطوطی نشان میدهیم که برای بار مثبت این خطوط بسمت بیرون و برای بارمنفی بسمت درون است.
هرچه از این خطوط دورتر شویم تراکم خطوط کمتر شده و در نتیجه میدان ضعیفتر میشود. حال اگر در یک جهان نامسطح (منحنی) یک بار مثبت در نقطه ای از این جهان وجود داشته باشد، خطوط میدان ناشی از آن با دور شدن از آن از هم دور شده و چون این جهان فرضی ما انحنا دارد، این خطوط در نهایت در نقطه ای دوباره بهم رسیده و متراکم میشود و در آن نقطه تراکم، یک بار منفی حاصل شده و در نتیجه کل انرژی ناشی از این میدان صفر میشود. درست مانند مختصات جغرافیایی زمین، که تمام نصف النهار ها با نزدیک شدن به استوا از هم فاصله گرفته و در قطبین دوباره بهم برخورد میکنند.
این نتیجه برای میدان های گرانشی و سایر میدان های نیرو قابل تعمیم است.
🆔 @Physics3p
Telegram
attach 📎
کهکشان ها و خوشه های کهکشانی مثل مورچه هایی هستند که بر روی یک بادکنک که در حال باد شدن است و در حقیقت حکم فضا را دارد، قرار گرفته اند و به واسطه باد شدن بادکنک و بزرگتر شدن سطح آن، مورچه ها از هم دورتر می شوند.
نسبیت خاص برای مورچه ها محدودیت سرعت دارد، یعنی مورچه ها نمی توانند با سرعت بیشتر از نور بر روی سطح بادکنک، حرکت کنند.
اما نسبیت خاص برای سرعت باد شدن بادکنک یا همان انبساط فضا، محدودیت سرعتی ندارد.
نسبیت خاص محدودیت سرعت را برای اجسام و ذرات درون فضا با جرم غیرصفر در نظر گرفته و برای خود فضا محدودیت سرعتی ندارد.
🆔 @Physics3p
نسبیت خاص برای مورچه ها محدودیت سرعت دارد، یعنی مورچه ها نمی توانند با سرعت بیشتر از نور بر روی سطح بادکنک، حرکت کنند.
اما نسبیت خاص برای سرعت باد شدن بادکنک یا همان انبساط فضا، محدودیت سرعتی ندارد.
نسبیت خاص محدودیت سرعت را برای اجسام و ذرات درون فضا با جرم غیرصفر در نظر گرفته و برای خود فضا محدودیت سرعتی ندارد.
🆔 @Physics3p
جهان بصورت شتابدار در حال انبساط است ولی این انبساط جهان، تنها در ساختارهای بزرگ قابل تشخیص است. برای مثال در حرکت کهکشان ها یا خوشه های کهکشانی.
این انبساط جهان هرگز در مقیاس های کوچک مانند چرخش سیارات در اثر گرانش، یا حتی در ساختارهای اتمی قابل تشخیص نبوده و بعبارتی تأثیری ندارد.
به سخن دیگر، انبساط جهان تنها در ساختارهایی حکم فرماست که نیرو های دیگر مانند نیرو های سازنده ساختار ماده یا حتی گرانش صفر بوده یا به حداقل مقدار خود برسد و این انبساط هرگز در ساختارهای کوچک تأثیر گذار نیست.
برای مثال این حرکت شتابدار جهان که سبب گسترش آن و افزایش آنتروپی ماده درون آن میشود، هرگز سبب افزایش طول اندام های جسمانی انسان نخواهد شد یا حتی افزایش اندازه سیاره ها!
پس بطور کلی، انبساط جهان تنها در ساختار هایی ملموس است که نیروهای دیگر مانند هسته ای، گرانش، یا حتی نیرو های ضعیف بین مولکولی حکم فرما نباشد.
یا بعبارتی این انبساط تنها بر روی ساختار های بزرگ مانند کهکشان ها تأثیر گذار است!
🆔 @Physics3p
این انبساط جهان هرگز در مقیاس های کوچک مانند چرخش سیارات در اثر گرانش، یا حتی در ساختارهای اتمی قابل تشخیص نبوده و بعبارتی تأثیری ندارد.
به سخن دیگر، انبساط جهان تنها در ساختارهایی حکم فرماست که نیرو های دیگر مانند نیرو های سازنده ساختار ماده یا حتی گرانش صفر بوده یا به حداقل مقدار خود برسد و این انبساط هرگز در ساختارهای کوچک تأثیر گذار نیست.
برای مثال این حرکت شتابدار جهان که سبب گسترش آن و افزایش آنتروپی ماده درون آن میشود، هرگز سبب افزایش طول اندام های جسمانی انسان نخواهد شد یا حتی افزایش اندازه سیاره ها!
پس بطور کلی، انبساط جهان تنها در ساختار هایی ملموس است که نیروهای دیگر مانند هسته ای، گرانش، یا حتی نیرو های ضعیف بین مولکولی حکم فرما نباشد.
یا بعبارتی این انبساط تنها بر روی ساختار های بزرگ مانند کهکشان ها تأثیر گذار است!
🆔 @Physics3p
Quantum Physics
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟! 📎 قسمت چهارم: زمان، توهم یا حقیقت؟ 🆔 @Physics3p 🔹در قسمت قبلی به دو دیدگاه کلی در مورد زمان پرداختیم و بدین موضوع اشاره کردیم که تا پیش از انیشتین، زمان کاملأ مطلق تصور میشد و ماهیتی ثابت داشت. اما پس از ارائه نظریه نسبیت…
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!
📎 قسمت پنجم: زمان، توهم یا حقیقت؟ (۲)
🆔 @Physics3p
💢 ماهیت پدیده زمان
🔸این مساله که زمان ممکن است وجود نداشته باشد در میان فیزیکدانان به نام «مساله زمان» شناخته میشود. این مساله ممکن است بزرگترین مساله باشد اما هنوز از پیچیدهترین سوال در مورد زمان فاصله دارد. «مساله زمان» در رقابت با این واقعیت عجیب در رتبه دوم قرار میگیرد که قوانین فیزیک توضیح نمیدهند چرا زمان همواره رو به جلو میرود. تمام قوانین فیزیک – چه قوانین نیوتن و اینشتین یا حتی قوانین کوانتوم – با معکوس شدن جهت زمان به همین صورت کنونی باقی خواهند ماند تا جایی که ما میتوانیم بگوییم، با اینکه زمان یک فرآیند یک سویه است و هرگز معکوس نمیشود، هیچ قانونی آن را محدود نمیکند. یعنی هیچ یک از قوانین فیزیک یک سویه بودن جهت زمان را تضمین نمیکنند.
🔹ست لوید، یک متخصص مکانیک کوانتومی از دانشگاه MIT در پاسخ به این سوال که زمان چیست، میگوید: «این بسیار اسرارآمیز است که چرا ما یک چنین پیکان زمان واضحی داریم. توضیح معمول برای این مساله آن است که برای مشخص کردن آنچه در یک سیستم اتفاق میافتد، شما نباید تنها قوانین فیزیکی حاکم بر آن سیستم را معین کنید، بلکه باید بعضی از شرایط اولیه و پایانی آن را نیز مشخص کنید.»
🔸لوید میگوید مبنای تمام شرایط اولیه، بیگ بنگ است. فیزیکدانان باور دارند که جهان به صورت یک توپ ساده و بسیار فشرده از انرژی آغاز شده است. به رغم اینکه قوانین فیزیک خود نمیتوانند پیکان زمان را به وجود آورند، انبساط کیهان که هنوز هم ادامه دارد این کار را انجام میدهد. همانطور که جهان منبسط میشود، پیچیدهتر و بینظمتر میشود.
🔹افزایش بینظمی (که فیزیکدانها آن را افزایش آنتروپی مینامند) ناشی از انبساط کیهان، ممکن است منشأ آن چیزی باشد که ما به عنوان رژه رو به جلو و بیوقفه زمان تصور میکنیم. از این دیدگاه، زمان چیزی نیست که جدا از جهان وجود داشته باشد. خارج از کیهان هیچ تیک تاک ساعتی وجود ندارد. اکثر ما تمایل داریم به زمان آنگونه که نیوتن فکر میکرد، فکر کنیم: «زمان مطلق، درست و ریاضی به دلیل ماهیتش به طور یکنواخت و مستقل از هر چیز خارجی، جریان دارد.»
🔸اما همانطور که اینشتین اثبات کرد، زمان قسمتی از بافت جهان است. برعکس آنچه که نیوتن باور داشت، ساعتهای معمولی ما چیزی مستقل از جهان را اندازه نمیگیرند. طبق گفته لوید، در واقع ساعتها اصلا زمان را اندازهگیری نمیکنند! حال به ساعتی که در دستانتان دارید نگاهی بیندازید.
چه چیزی مشاهده میکنید؟ عقربه ای که با حرکت خود و جابجایی در مکان، چیزی بنام زمان را یادآور ما میشود! با اینحال شاید این زمان نیست که در ساعت شما در حال صحنه گردانیست بلکه این درک دقیقتر ما از هندسه فضاست که انیشتین آن را فضا-زمان نامید.
💢 چرا فضا-زمان و این دو چگونه پدید آمدند؟!
🔹 به عقیده دانشمندانی مانند لاورنس کراوس و استیون هاوکینگ، ماده میتواند از "هیچ" پدید آید و با کاهش چگالی خود سبب گسترش فضا شود. حال اگر ماده نباشد، آیا واقعأ فضا نیز هست؟ بگذارید واضحتر توضیح دهم! ما فضا را با وجود ماده درون آن درک میکنیم و اگر ماده ای درون آن نباشد، نام آن را "هیچ چیز" میگذاریم. آیا هیچ چیز با هیچ متفاوت است؟ به عقیده کرواس، هیچ چیز بسیار با هیچ متفاوت است بگونه ای که "هیچ چیز" میتواند "چیزی" را بوجود آورد که ما آن را ماده مینامیم اما "هیچ" حتی از فضا، پرتو، انرژی و هر چیزی که فکر کنید خالیست!
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت پنجم: زمان، توهم یا حقیقت؟ (۲)
🆔 @Physics3p
💢 ماهیت پدیده زمان
🔸این مساله که زمان ممکن است وجود نداشته باشد در میان فیزیکدانان به نام «مساله زمان» شناخته میشود. این مساله ممکن است بزرگترین مساله باشد اما هنوز از پیچیدهترین سوال در مورد زمان فاصله دارد. «مساله زمان» در رقابت با این واقعیت عجیب در رتبه دوم قرار میگیرد که قوانین فیزیک توضیح نمیدهند چرا زمان همواره رو به جلو میرود. تمام قوانین فیزیک – چه قوانین نیوتن و اینشتین یا حتی قوانین کوانتوم – با معکوس شدن جهت زمان به همین صورت کنونی باقی خواهند ماند تا جایی که ما میتوانیم بگوییم، با اینکه زمان یک فرآیند یک سویه است و هرگز معکوس نمیشود، هیچ قانونی آن را محدود نمیکند. یعنی هیچ یک از قوانین فیزیک یک سویه بودن جهت زمان را تضمین نمیکنند.
🔹ست لوید، یک متخصص مکانیک کوانتومی از دانشگاه MIT در پاسخ به این سوال که زمان چیست، میگوید: «این بسیار اسرارآمیز است که چرا ما یک چنین پیکان زمان واضحی داریم. توضیح معمول برای این مساله آن است که برای مشخص کردن آنچه در یک سیستم اتفاق میافتد، شما نباید تنها قوانین فیزیکی حاکم بر آن سیستم را معین کنید، بلکه باید بعضی از شرایط اولیه و پایانی آن را نیز مشخص کنید.»
🔸لوید میگوید مبنای تمام شرایط اولیه، بیگ بنگ است. فیزیکدانان باور دارند که جهان به صورت یک توپ ساده و بسیار فشرده از انرژی آغاز شده است. به رغم اینکه قوانین فیزیک خود نمیتوانند پیکان زمان را به وجود آورند، انبساط کیهان که هنوز هم ادامه دارد این کار را انجام میدهد. همانطور که جهان منبسط میشود، پیچیدهتر و بینظمتر میشود.
🔹افزایش بینظمی (که فیزیکدانها آن را افزایش آنتروپی مینامند) ناشی از انبساط کیهان، ممکن است منشأ آن چیزی باشد که ما به عنوان رژه رو به جلو و بیوقفه زمان تصور میکنیم. از این دیدگاه، زمان چیزی نیست که جدا از جهان وجود داشته باشد. خارج از کیهان هیچ تیک تاک ساعتی وجود ندارد. اکثر ما تمایل داریم به زمان آنگونه که نیوتن فکر میکرد، فکر کنیم: «زمان مطلق، درست و ریاضی به دلیل ماهیتش به طور یکنواخت و مستقل از هر چیز خارجی، جریان دارد.»
🔸اما همانطور که اینشتین اثبات کرد، زمان قسمتی از بافت جهان است. برعکس آنچه که نیوتن باور داشت، ساعتهای معمولی ما چیزی مستقل از جهان را اندازه نمیگیرند. طبق گفته لوید، در واقع ساعتها اصلا زمان را اندازهگیری نمیکنند! حال به ساعتی که در دستانتان دارید نگاهی بیندازید.
چه چیزی مشاهده میکنید؟ عقربه ای که با حرکت خود و جابجایی در مکان، چیزی بنام زمان را یادآور ما میشود! با اینحال شاید این زمان نیست که در ساعت شما در حال صحنه گردانیست بلکه این درک دقیقتر ما از هندسه فضاست که انیشتین آن را فضا-زمان نامید.
💢 چرا فضا-زمان و این دو چگونه پدید آمدند؟!
🔹 به عقیده دانشمندانی مانند لاورنس کراوس و استیون هاوکینگ، ماده میتواند از "هیچ" پدید آید و با کاهش چگالی خود سبب گسترش فضا شود. حال اگر ماده نباشد، آیا واقعأ فضا نیز هست؟ بگذارید واضحتر توضیح دهم! ما فضا را با وجود ماده درون آن درک میکنیم و اگر ماده ای درون آن نباشد، نام آن را "هیچ چیز" میگذاریم. آیا هیچ چیز با هیچ متفاوت است؟ به عقیده کرواس، هیچ چیز بسیار با هیچ متفاوت است بگونه ای که "هیچ چیز" میتواند "چیزی" را بوجود آورد که ما آن را ماده مینامیم اما "هیچ" حتی از فضا، پرتو، انرژی و هر چیزی که فکر کنید خالیست!
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
Quantum Physics
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟! 📎 قسمت پنجم: زمان، توهم یا حقیقت؟ (۲) 🆔 @Physics3p 💢 ماهیت پدیده زمان 🔸این مساله که زمان ممکن است وجود نداشته باشد در میان فیزیکدانان به نام «مساله زمان» شناخته میشود. این مساله ممکن است بزرگترین مساله باشد اما هنوز از…
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!
📎 قسمت پایانی: و در آخر توهم یا واقعیت؟
🆔 @Physics3p
🔹حال که دریافتیم فضا از "هیچ" میتواند بوجود آید و سپس "هیچ چیز" پدید آمده و این هیچ چیز، چیزی را که ماده و انرژی مینامیم که دو رویه یک سکه اند را پدید آورد، پرسشی اینجا مطرح میشود که چه چیزی زمان را پدید آورده؟!
ماده فضا را درک میکند و فضا به گفته انیشتین، فضا-زمان را. آیا میتوان بنا بر توضیحاتی که داده شده، اینچنین نتیجه گرفت که ساختاری بنام فضا-زمان نبوده و تنها این فضاست که برای ما اینچنین ملموس است؟!
🔸آیا زمان تنها توهمی بیش نیست و ناشی از درک ناقص ما از پدیده های فیزیکی و همچنین فضاست؟
آیا چیزی که ما آن را "زمان" نامیدیم، تنها روی دیگری از فضاست؟ مانند ماده و انرژی که تنها دو روی یک چیز هستند؟!
💢سخن پایانی:
🔹در قسمت های ابتدایی به دیدگاه دیوید بوهم و کارل پریبرام پرداختیم و گفتیم که این دو دانشمند بنا بر پارادوکس اطلاعات، عقیده داشتند که جهان از ساختار هولوگرافیک پیروی کرده و هر جزئی از آن میتواند کل آن را در بر داشته باشد و این درک ناقص ما از جهان است که آن را به جزئی هایی تقسیم بندی میکند.
🔸و همچنین به این موضوع پرداختیم که همانطور که جهان از این ساختار بنا شده، طوریکه هر جزئی از آن کل آن را در بر میگیرد، پس همچون هولوگرام که تکه ای از آن کل آن را نمایان میکند و اطلاعات آن پایسته میماند، جز جز جهان نیز میتواند بر کل آن دلالت داشته باشد. و همچنین بر تأثیر دارو نماها پرداختیم و گفتیم که تنها با تحریف واقعیت میتوانیم این "واقعیت" را آنطور که میخواهیم تغییر دهیم. و در بخش پایانی به ماهیت زمان و ساختار فضا-زمان پرداختیم و ماهیت آن را نیز مورد بررسی قرار دادیم.
🔹همه ی سخنان تنها برای پاسخ به این پرسش بود که «آیا واقعیت توهم است؟». در اینجا پی بردیم که حتی درک ما از پدیده ای مانند زمان که ما و هر آنچه که میشناسیم را محاصره کرده، بسیار ناقص بوده طوریکه هنوز نمیدانیم که این "چیزی" که از "هیچ چیز" که خودش از "هیچ" پدید آمده چگونه است. شاید همانطور که ساختار هولوگرافیک جهان سبب تأثیر رفتار و آگاهی ما بر رفتار و ساختار الکترون میشود، همین ساختار هولوگرافیک و درک ناقص ما از جهان است که "زمان" را میسازد.
🔸یا دیگر سخن شاید زمان، جهان، و هرآنچه آن را دوست داریم و به آن وابسته ایم تنها سایه ای از حقیقت ملموس باشد!
براستی ما که هستیم و چه هستیم و چرا جهان باید آنطور باشد که میبینیم؟
آیا ما جهان را آنطور که هست درک میکنیم یا آنطور که میخواهیم؟
و در پایان...
آیا واقعیت توهمی بیش نیست؟؟
پایان
✍ نگارش: ادمین کانال فیزیک کوآنتوم
( « A.M.H » )
منابع: سایت علمی بیگ بنگ/مجله علمی تبیان/ سخنان دیوید بوهم و کارل پریبرام/ سخنان لاورنس کرواس
🆔 @Physics3p
📎 قسمت پایانی: و در آخر توهم یا واقعیت؟
🆔 @Physics3p
🔹حال که دریافتیم فضا از "هیچ" میتواند بوجود آید و سپس "هیچ چیز" پدید آمده و این هیچ چیز، چیزی را که ماده و انرژی مینامیم که دو رویه یک سکه اند را پدید آورد، پرسشی اینجا مطرح میشود که چه چیزی زمان را پدید آورده؟!
ماده فضا را درک میکند و فضا به گفته انیشتین، فضا-زمان را. آیا میتوان بنا بر توضیحاتی که داده شده، اینچنین نتیجه گرفت که ساختاری بنام فضا-زمان نبوده و تنها این فضاست که برای ما اینچنین ملموس است؟!
🔸آیا زمان تنها توهمی بیش نیست و ناشی از درک ناقص ما از پدیده های فیزیکی و همچنین فضاست؟
آیا چیزی که ما آن را "زمان" نامیدیم، تنها روی دیگری از فضاست؟ مانند ماده و انرژی که تنها دو روی یک چیز هستند؟!
💢سخن پایانی:
🔹در قسمت های ابتدایی به دیدگاه دیوید بوهم و کارل پریبرام پرداختیم و گفتیم که این دو دانشمند بنا بر پارادوکس اطلاعات، عقیده داشتند که جهان از ساختار هولوگرافیک پیروی کرده و هر جزئی از آن میتواند کل آن را در بر داشته باشد و این درک ناقص ما از جهان است که آن را به جزئی هایی تقسیم بندی میکند.
🔸و همچنین به این موضوع پرداختیم که همانطور که جهان از این ساختار بنا شده، طوریکه هر جزئی از آن کل آن را در بر میگیرد، پس همچون هولوگرام که تکه ای از آن کل آن را نمایان میکند و اطلاعات آن پایسته میماند، جز جز جهان نیز میتواند بر کل آن دلالت داشته باشد. و همچنین بر تأثیر دارو نماها پرداختیم و گفتیم که تنها با تحریف واقعیت میتوانیم این "واقعیت" را آنطور که میخواهیم تغییر دهیم. و در بخش پایانی به ماهیت زمان و ساختار فضا-زمان پرداختیم و ماهیت آن را نیز مورد بررسی قرار دادیم.
🔹همه ی سخنان تنها برای پاسخ به این پرسش بود که «آیا واقعیت توهم است؟». در اینجا پی بردیم که حتی درک ما از پدیده ای مانند زمان که ما و هر آنچه که میشناسیم را محاصره کرده، بسیار ناقص بوده طوریکه هنوز نمیدانیم که این "چیزی" که از "هیچ چیز" که خودش از "هیچ" پدید آمده چگونه است. شاید همانطور که ساختار هولوگرافیک جهان سبب تأثیر رفتار و آگاهی ما بر رفتار و ساختار الکترون میشود، همین ساختار هولوگرافیک و درک ناقص ما از جهان است که "زمان" را میسازد.
🔸یا دیگر سخن شاید زمان، جهان، و هرآنچه آن را دوست داریم و به آن وابسته ایم تنها سایه ای از حقیقت ملموس باشد!
براستی ما که هستیم و چه هستیم و چرا جهان باید آنطور باشد که میبینیم؟
آیا ما جهان را آنطور که هست درک میکنیم یا آنطور که میخواهیم؟
و در پایان...
آیا واقعیت توهمی بیش نیست؟؟
پایان
✍ نگارش: ادمین کانال فیزیک کوآنتوم
( « A.M.H » )
منابع: سایت علمی بیگ بنگ/مجله علمی تبیان/ سخنان دیوید بوهم و کارل پریبرام/ سخنان لاورنس کرواس
🆔 @Physics3p
📖 چندان فرقی میان شخصی که کتاب نمیخواند با کسی که سواد خواندن ندارد، وجود ندارد!
👤 آیزاک نیوتن
🆔 @Physics3p
👤 آیزاک نیوتن
🆔 @Physics3p
Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 آیا زمان بُعد چهارم است؟
💢«تیم مادلین»، فیلسوف علم، عقیده دارد که اینگونه نیست و زمان مفهومی بنیادی تر از فضا است.
🔵 همراه با زیرنویس فارسی
🆔 @Physics3p
💢«تیم مادلین»، فیلسوف علم، عقیده دارد که اینگونه نیست و زمان مفهومی بنیادی تر از فضا است.
🔵 همراه با زیرنویس فارسی
🆔 @Physics3p
📚 اصل عدم قطعیت
🆔 @Physics3p
🔸در سال ۱۹۲۷ جوان نابغه ای به نام ورنر هایزنبرگ برای اولین بار، پای اصل عدم قطعیت را به فیزیک باز کرد. ابتدا این اصل را با یک جمله ی ساده تعریف کرده و سپس به سراغ توضیح مفصل آن می روم. اصل عدم قطعیت یک واقعیت بسیار مهم را به شما گوشزد می کند :
طبیعت، به شما اجازه نمی دهد همه چیز را به صورت یکجا در موردش بدانید، اما موضوع جالب تر هم می شوذ اگر بدانید طبیعت حتی خودش هم در مورد خودش، همه چیز را یکجا نمی داند!!
🔹اصل عدم قطعیت، بیان می کند که جفت هایی از ویژگی های فیزیکی وجود دارند که نمی توان مقدار دقیق آنها را به طور همزمان بدست آورد. مشهورترین جفت، اندازه حرکت و مکان هستند. اندازه حرکت یا تکانه، حاصلضرب سرعت در جرم است. البته در مورد تکانه، تعریف فیزیکی کاملاً سرراستی وجود ندارد، اما می توان آن را به معنای “شوق حرکت یک شی” دانست. اصل عدم قطعیت می گوید، هرگاه شما یکی از این دو ویژگی را (مکان یا اندازه حرکت) به دقت اندازه گیری کنید، در مورد ویژگی دیگر، دچار بی دقتی خواهید شد. یعنی اگر مکان یک ذره را به صورت کاملاً دقیق اندازه گیری کنید، بی دقتی زیادی در اندازه حرکت به وجود خواهد آمد. پس نمی توانید مقدار دقیق هر دو ویژگی را به طور همزمان در اختیار داشته باشید. اگر یکی از آنها را دقیق تر اندازه بگیریم، عدم قطعیت یا نادقیقی در دیگری بیشتر می شود. جفت ویژگی معروف دیگر، زمان و انرژی هستند و تمام موارد بالا برای این دو کمیت نیز صادق است.
🔸بنابراین حاصلضرب دو ویژگی مورد نظر، همیشه مساوی یا بزرگتر از مقدار ثابت پلانک کاهش یافته تقسیم بر دو است. شاید بپرسید این روابط چگونه به وجود آمده اند؟ به بیان ساده، این روابط حاصل یک اصل عمومی تر در مکانیک کوانتومی هستند و آن، جابه جایی ناپذیری اپراتورهاست. برای پاسخ دادن به این سوال باید ریشه های ریاضی پیدایش اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را بررسی کنیم که این کار را در کلاس های درس تخصصی کوانتوم انجام خواهیم داد.
🆔 @Physics3p
❌یک اشتباه بنیادی
☑️برخی از افراد برای توضیح اصل عدم قطعیت، یک اشتباه بنیادی را مرتکب می شوند. آنها اصل عدم قطعیت را اغلب با اثر ناظر اشتباه می گیرند. اثر ناظر یا مشاهده گر، پدیده ای است که در اثر مشاهده ی سیستم کوانتومی یا به عبارت بهتر، اندازه گیری آن، به وجود می آید. یعنی زمانیکه یک سیستم کوانتومی، مورد اندازه گیری قرار می گیرد،دچار اختلال شده و در نتیجه حالت اصلی آن (قبل از اندازه گیری) تغییر می کند. در واقع اثر ناظر، نتیجه ی اصل برهم نهی است.
☑️استدلال اشتباه افراد (از جمله خود هایزنبرگ!!) این بود که با نگاه کردن به سیستم، فوتون های نوری به الکترون ها برخورد کرده و مکان آنها را تغییر می دهند، در نتیجه اندازه گیری ما باعث به وجود آمدن عدم قطعیت می شود. اما این پدیده، هیج ربطی اصل عدم قطعیت ندارد، زیرا عدم قطعیت در مورد مکان و اندازه حرکت یک ذره ی کوانتومی، همیشه و بدون توجه به حضور یک ناظر یا مشاهده گر رخ می دهد. پس یادمان نرود عدم قطعیت یک ویژگی ذاتی طبیعت بوده و در تاروپود آن تنیده شده است!
🆔 @Physics3p
🆔 @Physics3p
🔸در سال ۱۹۲۷ جوان نابغه ای به نام ورنر هایزنبرگ برای اولین بار، پای اصل عدم قطعیت را به فیزیک باز کرد. ابتدا این اصل را با یک جمله ی ساده تعریف کرده و سپس به سراغ توضیح مفصل آن می روم. اصل عدم قطعیت یک واقعیت بسیار مهم را به شما گوشزد می کند :
طبیعت، به شما اجازه نمی دهد همه چیز را به صورت یکجا در موردش بدانید، اما موضوع جالب تر هم می شوذ اگر بدانید طبیعت حتی خودش هم در مورد خودش، همه چیز را یکجا نمی داند!!
🔹اصل عدم قطعیت، بیان می کند که جفت هایی از ویژگی های فیزیکی وجود دارند که نمی توان مقدار دقیق آنها را به طور همزمان بدست آورد. مشهورترین جفت، اندازه حرکت و مکان هستند. اندازه حرکت یا تکانه، حاصلضرب سرعت در جرم است. البته در مورد تکانه، تعریف فیزیکی کاملاً سرراستی وجود ندارد، اما می توان آن را به معنای “شوق حرکت یک شی” دانست. اصل عدم قطعیت می گوید، هرگاه شما یکی از این دو ویژگی را (مکان یا اندازه حرکت) به دقت اندازه گیری کنید، در مورد ویژگی دیگر، دچار بی دقتی خواهید شد. یعنی اگر مکان یک ذره را به صورت کاملاً دقیق اندازه گیری کنید، بی دقتی زیادی در اندازه حرکت به وجود خواهد آمد. پس نمی توانید مقدار دقیق هر دو ویژگی را به طور همزمان در اختیار داشته باشید. اگر یکی از آنها را دقیق تر اندازه بگیریم، عدم قطعیت یا نادقیقی در دیگری بیشتر می شود. جفت ویژگی معروف دیگر، زمان و انرژی هستند و تمام موارد بالا برای این دو کمیت نیز صادق است.
🔸بنابراین حاصلضرب دو ویژگی مورد نظر، همیشه مساوی یا بزرگتر از مقدار ثابت پلانک کاهش یافته تقسیم بر دو است. شاید بپرسید این روابط چگونه به وجود آمده اند؟ به بیان ساده، این روابط حاصل یک اصل عمومی تر در مکانیک کوانتومی هستند و آن، جابه جایی ناپذیری اپراتورهاست. برای پاسخ دادن به این سوال باید ریشه های ریاضی پیدایش اصل عدم قطعیت هایزنبرگ را بررسی کنیم که این کار را در کلاس های درس تخصصی کوانتوم انجام خواهیم داد.
🆔 @Physics3p
❌یک اشتباه بنیادی
☑️برخی از افراد برای توضیح اصل عدم قطعیت، یک اشتباه بنیادی را مرتکب می شوند. آنها اصل عدم قطعیت را اغلب با اثر ناظر اشتباه می گیرند. اثر ناظر یا مشاهده گر، پدیده ای است که در اثر مشاهده ی سیستم کوانتومی یا به عبارت بهتر، اندازه گیری آن، به وجود می آید. یعنی زمانیکه یک سیستم کوانتومی، مورد اندازه گیری قرار می گیرد،دچار اختلال شده و در نتیجه حالت اصلی آن (قبل از اندازه گیری) تغییر می کند. در واقع اثر ناظر، نتیجه ی اصل برهم نهی است.
☑️استدلال اشتباه افراد (از جمله خود هایزنبرگ!!) این بود که با نگاه کردن به سیستم، فوتون های نوری به الکترون ها برخورد کرده و مکان آنها را تغییر می دهند، در نتیجه اندازه گیری ما باعث به وجود آمدن عدم قطعیت می شود. اما این پدیده، هیج ربطی اصل عدم قطعیت ندارد، زیرا عدم قطعیت در مورد مکان و اندازه حرکت یک ذره ی کوانتومی، همیشه و بدون توجه به حضور یک ناظر یا مشاهده گر رخ می دهد. پس یادمان نرود عدم قطعیت یک ویژگی ذاتی طبیعت بوده و در تاروپود آن تنیده شده است!
🆔 @Physics3p
📚 کشف جدید LHC (پنتاکوآرک ها)
📎 قسمت اول
🆔 @Physics3p
🔸هر آنچه در اطرافتان میبینید، از ذرات بنیادی به نام کوارک ها و لپتون ها ساخته شدهاند که میتوانند برای ساختن ذرات بزرگتری مانند پروتونها و اتم ها با یکدیگر ترکیب شوند. از طرفی آنها میتوانند به شیوههای عجیب و جالبی که هرگز تصور نمیشده، با یکدیگر ترکیب شوند. اکنون LHC، کشف ذرات جدیدی به نام پنتاکوارک ها را اعلام کرده است. این نتایج میتواند به فاش کردن رازهای زیادی در مورد نظریهی کوارکها کمک کند. این در حالیست که سرن هفتهی گذشته، خبر هیجانانگیز دیگری را اعلام کرد که میتواند از یکی دیگر از بزرگترین رازهای فیزیک، یعنی عدم تقارن ماده و پادماده پرده بردارد.
🔹نخستین بار، کوارکها برای توضیح انبوه ذرات جدید کشف شده در تابش کیهانی و آزمایشهای برخورددهنده در اواسط قرن بیستم، پیشنهاد شدند. این باغ وحش در حال گسترش ذرات به ظاهر بنیادی، سبب حبرت فیزیکدانان گردید، چرا که آنها گرایشی طبیعی به سادگی و نظم دارند و از اینکه مجبور باشند بیشتر از چند ذرهی بنیادی را به یاد بسپارند، متنفرند. چنین نگرشی در جملهی معروف فیزیکدان مشهور ایتالیایی، انریکو فرمی مشهود است:
♻من اگر میتوانستم نام تمام این ذرات را به خاطر بیاورم که یک گیاهشناس شده بودم!
🔸خوشبختانه، در دههی ۱۹۶۰، فیزیکدان آمریکایی، ماری گلمان، موفق شد الگوهایی در این باغ وحش ذرات بیابد، مشابه دیمتری مندلیف که چنین الگوهایی را در عناصر شیمیایی یافت و جدول تناوبی عناصر را بنیان نهاد. درست همانطور که جدول تناوبی، وجود چیزهایی کوچکتر از اتمها را نشان داد، نظریهی ماری گلمان، وجود گروه جدیدی از ذرات بنیادی را پیشنهاد کرد. بنابراین در نهایت، فیزیکدانان ذرات توانستند نشان دهند صدها ذرهی این باغ وحش، از ذرات واقعا بنیادی کوچکتری به نام کوارک ساخته شدهاند.
💢هادرونهای رازآلود
🔹شش نوع کوارک در مدل استاندارد وجود دارد: پایین، بالا، شگفت، افسون، سر، ته. این کوارکها همچنین دارای همتایانپادماده نیز هستند، یعنی هر ذره، یک همتای پادماده دارد که به طور مجازی با خودش یکسان است، فقط بار مخالف آن دارد. کوارکها و پادکوارکها برای ساختن ذراتی به نام هادرونها به یکدیگر میچسبند. طبق مدل گلمان، دو گروه بزرگ از هادرونها وجود دارد: باریونها، ذراتی که از سه کوارک ساخته شدهاند (که شامل پروتونها و نوترونهایی است که هستههای اتمی را میسازند) و مزونها که از یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل شدهاند.
🔸تا همین اواخر، باریونها و مزونها، تنها هادرونهایی بودند که در آزمایشها دیده شده بودند، اما گلمان در دههی ۱۹۶۰ احتمال ترکیبهای بسیار عجیبتری از کوارکها مانند تتراکوارک (دو کوارک و دو پادکوارک) و پنتاکوارک (چهار کوارک و یک پادکوارک) را پیشبینی کرده بود.
🔹در سال ۲۰۱۴ که یکی از چهار آزمایش بزرگ LHC انجام شد، گزارش شد که ذرهی +(۴۴۳۰) Z، یک تتراکوارک است. این امر، اشتیاقها را برای یافتن هادرونهای جدید عجیب افزایش داد. پس از آن در سال ۲۰۱۵، LHC از کشف نخستین پنتاکوارک خبر داد که نشان از اضافه شدن گروه جدیدی به خانواده هادرونها بود. این کار به لطف مقدار قابل توجهی از دادههای جدید ثبت شده در طول دومین راهاندازی LHC ممکن شد. محققان این پروژه میگویند:
♻ما اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، ده برابر بیشتر، داده داریم که به ما امکان میدهد ساختارهای ظریفتر و هیجانانگیزتری را نسبت به قبل ببینیم.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت اول
🆔 @Physics3p
🔸هر آنچه در اطرافتان میبینید، از ذرات بنیادی به نام کوارک ها و لپتون ها ساخته شدهاند که میتوانند برای ساختن ذرات بزرگتری مانند پروتونها و اتم ها با یکدیگر ترکیب شوند. از طرفی آنها میتوانند به شیوههای عجیب و جالبی که هرگز تصور نمیشده، با یکدیگر ترکیب شوند. اکنون LHC، کشف ذرات جدیدی به نام پنتاکوارک ها را اعلام کرده است. این نتایج میتواند به فاش کردن رازهای زیادی در مورد نظریهی کوارکها کمک کند. این در حالیست که سرن هفتهی گذشته، خبر هیجانانگیز دیگری را اعلام کرد که میتواند از یکی دیگر از بزرگترین رازهای فیزیک، یعنی عدم تقارن ماده و پادماده پرده بردارد.
🔹نخستین بار، کوارکها برای توضیح انبوه ذرات جدید کشف شده در تابش کیهانی و آزمایشهای برخورددهنده در اواسط قرن بیستم، پیشنهاد شدند. این باغ وحش در حال گسترش ذرات به ظاهر بنیادی، سبب حبرت فیزیکدانان گردید، چرا که آنها گرایشی طبیعی به سادگی و نظم دارند و از اینکه مجبور باشند بیشتر از چند ذرهی بنیادی را به یاد بسپارند، متنفرند. چنین نگرشی در جملهی معروف فیزیکدان مشهور ایتالیایی، انریکو فرمی مشهود است:
♻من اگر میتوانستم نام تمام این ذرات را به خاطر بیاورم که یک گیاهشناس شده بودم!
🔸خوشبختانه، در دههی ۱۹۶۰، فیزیکدان آمریکایی، ماری گلمان، موفق شد الگوهایی در این باغ وحش ذرات بیابد، مشابه دیمتری مندلیف که چنین الگوهایی را در عناصر شیمیایی یافت و جدول تناوبی عناصر را بنیان نهاد. درست همانطور که جدول تناوبی، وجود چیزهایی کوچکتر از اتمها را نشان داد، نظریهی ماری گلمان، وجود گروه جدیدی از ذرات بنیادی را پیشنهاد کرد. بنابراین در نهایت، فیزیکدانان ذرات توانستند نشان دهند صدها ذرهی این باغ وحش، از ذرات واقعا بنیادی کوچکتری به نام کوارک ساخته شدهاند.
💢هادرونهای رازآلود
🔹شش نوع کوارک در مدل استاندارد وجود دارد: پایین، بالا، شگفت، افسون، سر، ته. این کوارکها همچنین دارای همتایانپادماده نیز هستند، یعنی هر ذره، یک همتای پادماده دارد که به طور مجازی با خودش یکسان است، فقط بار مخالف آن دارد. کوارکها و پادکوارکها برای ساختن ذراتی به نام هادرونها به یکدیگر میچسبند. طبق مدل گلمان، دو گروه بزرگ از هادرونها وجود دارد: باریونها، ذراتی که از سه کوارک ساخته شدهاند (که شامل پروتونها و نوترونهایی است که هستههای اتمی را میسازند) و مزونها که از یک کوارک و یک پادکوارک تشکیل شدهاند.
🔸تا همین اواخر، باریونها و مزونها، تنها هادرونهایی بودند که در آزمایشها دیده شده بودند، اما گلمان در دههی ۱۹۶۰ احتمال ترکیبهای بسیار عجیبتری از کوارکها مانند تتراکوارک (دو کوارک و دو پادکوارک) و پنتاکوارک (چهار کوارک و یک پادکوارک) را پیشبینی کرده بود.
🔹در سال ۲۰۱۴ که یکی از چهار آزمایش بزرگ LHC انجام شد، گزارش شد که ذرهی +(۴۴۳۰) Z، یک تتراکوارک است. این امر، اشتیاقها را برای یافتن هادرونهای جدید عجیب افزایش داد. پس از آن در سال ۲۰۱۵، LHC از کشف نخستین پنتاکوارک خبر داد که نشان از اضافه شدن گروه جدیدی به خانواده هادرونها بود. این کار به لطف مقدار قابل توجهی از دادههای جدید ثبت شده در طول دومین راهاندازی LHC ممکن شد. محققان این پروژه میگویند:
♻ما اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵، ده برابر بیشتر، داده داریم که به ما امکان میدهد ساختارهای ظریفتر و هیجانانگیزتری را نسبت به قبل ببینیم.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📚 کشف جدید LHC (پنتاکوآرک ها)
📎 قسمت دوم
🆔 @Physics3p
🔸وقتی محققان ذرهی پنج کوارکی اصلی کشف شده در سال ۲۰۱۵ را بررسی کردند، با کمال تعجب دریافتند که به دو بخش تقسیم شده بود. آن پنتاکوارک، در حقیقت، دو پنتاکوارک جدا بودند که آنقدر جرمهایشان شبیه هم بود که به صورت یک تک ذره به نظر میرسیدند. حالا LHCb یک پنتاکوارک سوم با جرمی کمی کمتر از دو مورد قبلی پیدا کرده است. هر سه پنتاکوارک کشف شده از یک کوارک پایین، دو کوارک بالا، یک کوارک افسون و یک پادکوارک افسون ساخته شده بودند. حالا سوال اصلی این بود: ساختار درونی دقیق این پنتاکوارک ها چیست؟
🔹یک امکان، این است که آنها واقعا از پنج کوارک ساخته شدهاند، به گونهای که تمام آنها به طور مساوی درون یک تک هادرون، ترکیب شدهاند. امکان دیگر این است که پنتاکوارک ها واقعا باریون و مزونی هستند که به یکدیگر چسبیدهاند تا یک ملکول تقریبا مقید را بسازند، شبیه به شیوهای که پروتونها و نوترونها درون هستهی اتمی به یکدیگر میچسبند. دانشمندان میگویند:
🔸ذرهی جدید کشف شده، دارای جرمی است که ما را دربارهی ساختار درونی پنتاکوارک ها راهنمایی میکند.
محتملترین گزینه این است که این پنتاکوارک ها، ملکولهای باریون-مزون هستند. فیزیکدانان برای اطمینان کامل، به دادههای تجربی و مطالعات نظری بیشتری احتیاج دارند. اگرچه در حال حاضر، فیزیکدانان زیادی از رکود فیزیک ذرات و عدم پیدا شدن نشانههای فیزیک جدید توسط LHC ، اما این اندازهگیریهای هیجانانگیز نشان میدهند LHC هنوز آنقدرها هم بیخاصیت نشده و چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد ذرات و نیروهای مدل استاندارد وجود دارد. این خبر به همراه خبر کشف نوع جدیدی از عدم تقارن ماده-پادماده در چند روز گذشته در سرن، هفتهی هیجانانگیز LHC را کامل کرد.
🔹این بار محققان موفق شدهاند منبع جدیدی برای این عدم تقارن پیدا کنند. اگرچه میدانیم که همتایان پادماده، دقیقا باید تصاویر آینهای همتایان ماده ی خود باشند، اما این امر همیشه صادق نیست. در میان ذرات دارای کوارک، فقط گروههایی که دارای کوارک های شگفت و ته هستند، چنین عدم تقارنی را نشان میدهند. چنین عدم تقارنهایی به ترتیب در سالهای ۱۹۶۴ و ۲۰۰۱ مشاهده گردیده و هر دوی آنها منجر به جایزه نوبل شدند. کوارکهای شگفت و ته دارای بار منفی هستند، اما نظریه نشان میدهد تنها کوارک مثبتی که بتواند چنین عدم تقارنی را نشان دهد، باید کوارک افسون باشد، اما چنین اثری بسیار کوچک بوده و آشکاسازی آن بسیار دشوار. با این حال، آزمایش LHCb اکنون توانسته چنین اثری را در ذراتی موسوم به مزونهای D مشاهده کند؛ ذراتی که از کوارکهای افسون ساخته شدهاند. البته مکانیسم ایجاد عدم تقارن آن، مشابه کوارکهای ته و شگفت نیست. بنابراین این کشف نیز میتواند به لیست دلایل برتری ماده بر پادماده و علت وجود داشتن ما(!) افزوده شود.
🔸به هر حال، شاید ما همان انسانهای خوششانسی باشیم که در قرن ۲۱ام بتوانیم به بنیادیترین سوالات فیزیک پاسخ دهیم. البته شاید با مطالعهی ذراتی که در حال حاضر میشناسیم، نه کشف ذرات جدید! به هر حال، هنوز راه زیادی برای پیمودن و رازهای زیادی برای کشف کردن وجود دارد…
پایان
🔵 منبع: سایت علمی دیپ لوک
🆔 @Physics3p
📎 قسمت دوم
🆔 @Physics3p
🔸وقتی محققان ذرهی پنج کوارکی اصلی کشف شده در سال ۲۰۱۵ را بررسی کردند، با کمال تعجب دریافتند که به دو بخش تقسیم شده بود. آن پنتاکوارک، در حقیقت، دو پنتاکوارک جدا بودند که آنقدر جرمهایشان شبیه هم بود که به صورت یک تک ذره به نظر میرسیدند. حالا LHCb یک پنتاکوارک سوم با جرمی کمی کمتر از دو مورد قبلی پیدا کرده است. هر سه پنتاکوارک کشف شده از یک کوارک پایین، دو کوارک بالا، یک کوارک افسون و یک پادکوارک افسون ساخته شده بودند. حالا سوال اصلی این بود: ساختار درونی دقیق این پنتاکوارک ها چیست؟
🔹یک امکان، این است که آنها واقعا از پنج کوارک ساخته شدهاند، به گونهای که تمام آنها به طور مساوی درون یک تک هادرون، ترکیب شدهاند. امکان دیگر این است که پنتاکوارک ها واقعا باریون و مزونی هستند که به یکدیگر چسبیدهاند تا یک ملکول تقریبا مقید را بسازند، شبیه به شیوهای که پروتونها و نوترونها درون هستهی اتمی به یکدیگر میچسبند. دانشمندان میگویند:
🔸ذرهی جدید کشف شده، دارای جرمی است که ما را دربارهی ساختار درونی پنتاکوارک ها راهنمایی میکند.
محتملترین گزینه این است که این پنتاکوارک ها، ملکولهای باریون-مزون هستند. فیزیکدانان برای اطمینان کامل، به دادههای تجربی و مطالعات نظری بیشتری احتیاج دارند. اگرچه در حال حاضر، فیزیکدانان زیادی از رکود فیزیک ذرات و عدم پیدا شدن نشانههای فیزیک جدید توسط LHC ، اما این اندازهگیریهای هیجانانگیز نشان میدهند LHC هنوز آنقدرها هم بیخاصیت نشده و چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد ذرات و نیروهای مدل استاندارد وجود دارد. این خبر به همراه خبر کشف نوع جدیدی از عدم تقارن ماده-پادماده در چند روز گذشته در سرن، هفتهی هیجانانگیز LHC را کامل کرد.
🔹این بار محققان موفق شدهاند منبع جدیدی برای این عدم تقارن پیدا کنند. اگرچه میدانیم که همتایان پادماده، دقیقا باید تصاویر آینهای همتایان ماده ی خود باشند، اما این امر همیشه صادق نیست. در میان ذرات دارای کوارک، فقط گروههایی که دارای کوارک های شگفت و ته هستند، چنین عدم تقارنی را نشان میدهند. چنین عدم تقارنهایی به ترتیب در سالهای ۱۹۶۴ و ۲۰۰۱ مشاهده گردیده و هر دوی آنها منجر به جایزه نوبل شدند. کوارکهای شگفت و ته دارای بار منفی هستند، اما نظریه نشان میدهد تنها کوارک مثبتی که بتواند چنین عدم تقارنی را نشان دهد، باید کوارک افسون باشد، اما چنین اثری بسیار کوچک بوده و آشکاسازی آن بسیار دشوار. با این حال، آزمایش LHCb اکنون توانسته چنین اثری را در ذراتی موسوم به مزونهای D مشاهده کند؛ ذراتی که از کوارکهای افسون ساخته شدهاند. البته مکانیسم ایجاد عدم تقارن آن، مشابه کوارکهای ته و شگفت نیست. بنابراین این کشف نیز میتواند به لیست دلایل برتری ماده بر پادماده و علت وجود داشتن ما(!) افزوده شود.
🔸به هر حال، شاید ما همان انسانهای خوششانسی باشیم که در قرن ۲۱ام بتوانیم به بنیادیترین سوالات فیزیک پاسخ دهیم. البته شاید با مطالعهی ذراتی که در حال حاضر میشناسیم، نه کشف ذرات جدید! به هر حال، هنوز راه زیادی برای پیمودن و رازهای زیادی برای کشف کردن وجود دارد…
پایان
🔵 منبع: سایت علمی دیپ لوک
🆔 @Physics3p
Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 تشریح پارادوکس اطلاعات و اصل هولوگرافیک ناشی از آن
💢 اصل هولوگرافیک از کجا ناشی میشود و چه چیزی را بیان میکند؟
💢 آیا ممکن است بنا بر این اصل، جهان نیز تنها یک هولوگرام باشد؟
🆔 @Physics3p
💢 اصل هولوگرافیک از کجا ناشی میشود و چه چیزی را بیان میکند؟
💢 آیا ممکن است بنا بر این اصل، جهان نیز تنها یک هولوگرام باشد؟
🆔 @Physics3p
فریتز زوییکی در سال ۱۹۳۰ کشف کرد ستارههای کهکشانها نیروی گرانشی بسیار کمتری برای انسجام خوشههای کهکشانی دارند، او پیش بینی کرد باید چیز دیگری در انسجام این خوشهها دخالت داشته باشد به طوری که جرمش بیش از ۵۰ برابر ستارگان موجود در آن کهکشانهاست.
درحقیقت چیزی که او دریافته بود همان ماده تاریک بود که سرانجام در سال ۱۹۷۰ توسط شخصی به نام ویرا روبین کشف شد. ماهیت این ماده همچنان برای دانشمندان نامشخص است و تنها اثرات آن مشاهده میشود.
🆔 @Physics3p
درحقیقت چیزی که او دریافته بود همان ماده تاریک بود که سرانجام در سال ۱۹۷۰ توسط شخصی به نام ویرا روبین کشف شد. ماهیت این ماده همچنان برای دانشمندان نامشخص است و تنها اثرات آن مشاهده میشود.
🆔 @Physics3p