Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 آزمایشی برای درک گذر زمان جسم متحرک
💢 در این آزمایش چگونگی آهسته شدن زمان برای اجسام متحرک تشریح میشود(اتساع زمان)
🔵 منبع: وبسایت علمی بیگ بنگ
🆔 @Physics3p
💢 در این آزمایش چگونگی آهسته شدن زمان برای اجسام متحرک تشریح میشود(اتساع زمان)
🔵 منبع: وبسایت علمی بیگ بنگ
🆔 @Physics3p
از منظر مکانیک کوآنتوم یک چیز تنها زمانی وجود دارد که شما به آن مینگرید. این موضوع بسیاری از واقعیت های زندگی مارا میسازد و به ما یادآوری میکند که نوع نگاه ما به حقیقت، آن را «حقیقی» میکند. ما میتوانیم با آگاهی و نگاه خویش حقیقت را به آنطور که میخواهیم تغییر دهیم حتی وجود یا عدم وجود آن نیز به نگاه من و تو و آگاهی ما وابسته است. با این وجود آیا «واقعیت» وجود دارد یا تنها توهم و ساخت ذهن ماست؟
🆔 @Physics3p
🆔 @Physics3p
مکانیک کوآنتومی: واقعیت تنها زمانی شکل میگیرد که ذهنی آگاه به آن بنگرد.
آلبرت انیشتین: آیا ماه تنها زمانی وجود دارد که فردی در حال نظاره آن باشد؟!
🆔 @Physics3p
آلبرت انیشتین: آیا ماه تنها زمانی وجود دارد که فردی در حال نظاره آن باشد؟!
🆔 @Physics3p
👏1
animation.gif
109.7 KB
🌺 فرا رسیدن نوروز باستانی ، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم
بر همه ایرانیان پاک پندار ، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد . . .
🆔 @Physics3p
بر همه ایرانیان پاک پندار ، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد . . .
🆔 @Physics3p
قسمت چهارم مطلب گسترده (آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!) همراه با تکرار سه قسمت اول، برای راحتی در مطالعه شما عزیزان، در کانال قرار میگیرد👇👇👇
👍1
Forwarded from Quantum Physics
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!
📎 قسمت اول: هولوگرافیک و جهان آینه ای
🆔 @Physics3p
🔹پرسش درباره چیستی جهان همواره در ذهن بشر بوده و هست طوریکه ممکن نیست فردی را یافت که دست کم یکبار در این باره تفکر نکرده باشد.
با ورود مکانیک کوآنتومی به علم فیزیک و پدیده های غیر قابل درک آن ، این فرضیه که «چرا واقعیت باید حقیقی باشد؟ » مطرح شده و مواردی نیز آن را قوت بخشیده اند.
در این قسمت میخواهیم یکی از این موارد را مورد بررسی قرار دهیم.
💢جهانی از جنس هولوگرام
🔸فرضیه هولوگرافی بودن جهان، نخستین بار از کارهای دو فیزیکدان با نامهای «دیوید بوهم» و «کارل پریبرام» که مستقل از یکدیگر کار میکردند، پدید آمد.
پریبرام در پی تحقیق در این مورد بود که کدام بخش مغز بر حافظه دلالت دارد؟ او در پی تحقیقات خود دریافت، افرادی که بخش های خاصی از مغزشان دچار آسیب شده یا حتی بخشی از آن جدا شده باشد طوریکه که فرد زنده بماند، هیچگونه تحریفی در خاطرات او دیده نمیشود.
🔹حتی پس از او کارهای دیگری بر روی جانورانی مانند موش انجام شد که در این آزمایشات حتی تا 98 درصد از مغز جانور کنده میشد ولی آن همواره روند عادی خود رو طی کرده و در عصب شناختی او مشکلی دیده نمیشد.
از این رو پریبرام پی برد که هر بخشی از مغز ، شامل تمام حافظه فردی میباشد طوریکه میتوان اینطور گفت، هر جزئی از آن، کل آن را در بر دارد.
🔸پریبرام بعد از تحقیق در این مورد در روزنامه «امریکن ساینس» با روش کار هولوگرام ها آشنا شد و اینجا بود که به این پی برد که ساختار مغز نیز نوعی هولوگرام است.
💢هولوگرام، توهمی از واقعیت
برای درک فرضیه ساختار هولوگرافی پریبرام ، باید با روش کار هولوگرام ها آشنا شویم:
🔹پیشتر با آزمایش دو شکاف و نقش های تداخلی در امواج آشنا شدیم. هولوگرام ها نیز از نوعی تداخل لیزری ساخته میشوند طوریکه اگر یک لیزر را بر شیئ تابانده و دو تابه یا پرده را با فواصل معین از هم قراردهید، طوریکه بازتاب نوری که از شئ به پرده اول میتابد با نوری که به پرده دوم میتابد تداخل کند، نقش تداخلی ناشی از آن ، شکلی نامعین پدید میاورد.
حال اگر این نقش را بر یک فیلم عکاسی تابانده و با نوری با فرکانس معین آن را آشکار کنید، طرح کامل و سه بعدی از شیئی که در فرآیند اول روبروی نور لیزر قرار داده بودید، پدید میاید.
🔸ویژگی این طرح سه بعدی این است که کاملأ مشابه شئ اصلی بوده و حتی اگر آن شی به دو نیم تقسیم شود، باز هم هر جز آن شی، آن شی را در تداخل نمایان میکند!
حتی اگر با فرض اینکه شی مورد نظر یک سیب باشد، با تاباندن نور لیزر به تنها بخشی از آن سیب، کل سیب در تداخل نمایان خواهد شد.
🔹بدین ترتیب پریبرام به ارتباط این موضوع با کارکرد مغز پی برده و دریافت که مغز نیز تنها نوعی هولوگرام هست. پریبرام بعدها پی برد که چشم ما نیز همچون هولوگرام عمل کرده و با تداخل امواج نوری و با ایجاد طرح تداخلی، برآیندی از یک شئ را به ما نشان میدهد.
💢آیا جهان تنها یک هولوگرام است؟
🔸با توجه به موضوعاتی که مطرح شد، این سؤال مطرح میشود که ممکن است جهان نیز یک هولوگرام باشد و تنها سایه ای از یک واقعیت فرا عینی باشد. واقعیتی از ابعاد بالاتر نشأت گرفته که تنها سایه یا بدیع تر آن یک هولوگرام از آن به چشم ما نمایان شود.
ادامه دارد.....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت اول: هولوگرافیک و جهان آینه ای
🆔 @Physics3p
🔹پرسش درباره چیستی جهان همواره در ذهن بشر بوده و هست طوریکه ممکن نیست فردی را یافت که دست کم یکبار در این باره تفکر نکرده باشد.
با ورود مکانیک کوآنتومی به علم فیزیک و پدیده های غیر قابل درک آن ، این فرضیه که «چرا واقعیت باید حقیقی باشد؟ » مطرح شده و مواردی نیز آن را قوت بخشیده اند.
در این قسمت میخواهیم یکی از این موارد را مورد بررسی قرار دهیم.
💢جهانی از جنس هولوگرام
🔸فرضیه هولوگرافی بودن جهان، نخستین بار از کارهای دو فیزیکدان با نامهای «دیوید بوهم» و «کارل پریبرام» که مستقل از یکدیگر کار میکردند، پدید آمد.
پریبرام در پی تحقیق در این مورد بود که کدام بخش مغز بر حافظه دلالت دارد؟ او در پی تحقیقات خود دریافت، افرادی که بخش های خاصی از مغزشان دچار آسیب شده یا حتی بخشی از آن جدا شده باشد طوریکه که فرد زنده بماند، هیچگونه تحریفی در خاطرات او دیده نمیشود.
🔹حتی پس از او کارهای دیگری بر روی جانورانی مانند موش انجام شد که در این آزمایشات حتی تا 98 درصد از مغز جانور کنده میشد ولی آن همواره روند عادی خود رو طی کرده و در عصب شناختی او مشکلی دیده نمیشد.
از این رو پریبرام پی برد که هر بخشی از مغز ، شامل تمام حافظه فردی میباشد طوریکه میتوان اینطور گفت، هر جزئی از آن، کل آن را در بر دارد.
🔸پریبرام بعد از تحقیق در این مورد در روزنامه «امریکن ساینس» با روش کار هولوگرام ها آشنا شد و اینجا بود که به این پی برد که ساختار مغز نیز نوعی هولوگرام است.
💢هولوگرام، توهمی از واقعیت
برای درک فرضیه ساختار هولوگرافی پریبرام ، باید با روش کار هولوگرام ها آشنا شویم:
🔹پیشتر با آزمایش دو شکاف و نقش های تداخلی در امواج آشنا شدیم. هولوگرام ها نیز از نوعی تداخل لیزری ساخته میشوند طوریکه اگر یک لیزر را بر شیئ تابانده و دو تابه یا پرده را با فواصل معین از هم قراردهید، طوریکه بازتاب نوری که از شئ به پرده اول میتابد با نوری که به پرده دوم میتابد تداخل کند، نقش تداخلی ناشی از آن ، شکلی نامعین پدید میاورد.
حال اگر این نقش را بر یک فیلم عکاسی تابانده و با نوری با فرکانس معین آن را آشکار کنید، طرح کامل و سه بعدی از شیئی که در فرآیند اول روبروی نور لیزر قرار داده بودید، پدید میاید.
🔸ویژگی این طرح سه بعدی این است که کاملأ مشابه شئ اصلی بوده و حتی اگر آن شی به دو نیم تقسیم شود، باز هم هر جز آن شی، آن شی را در تداخل نمایان میکند!
حتی اگر با فرض اینکه شی مورد نظر یک سیب باشد، با تاباندن نور لیزر به تنها بخشی از آن سیب، کل سیب در تداخل نمایان خواهد شد.
🔹بدین ترتیب پریبرام به ارتباط این موضوع با کارکرد مغز پی برده و دریافت که مغز نیز تنها نوعی هولوگرام هست. پریبرام بعدها پی برد که چشم ما نیز همچون هولوگرام عمل کرده و با تداخل امواج نوری و با ایجاد طرح تداخلی، برآیندی از یک شئ را به ما نشان میدهد.
💢آیا جهان تنها یک هولوگرام است؟
🔸با توجه به موضوعاتی که مطرح شد، این سؤال مطرح میشود که ممکن است جهان نیز یک هولوگرام باشد و تنها سایه ای از یک واقعیت فرا عینی باشد. واقعیتی از ابعاد بالاتر نشأت گرفته که تنها سایه یا بدیع تر آن یک هولوگرام از آن به چشم ما نمایان شود.
ادامه دارد.....
🆔 @Physics3p
Forwarded from Quantum Physics
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟
📎 قسمت دوم: آیا جهان نیز تنها یک هولوگرام است؟!
🆔 @Physics3p
🔸دیوید بوهم در ادامه تحقیقات پریبرام، دریافت که ممکن است جهان نیز از این امواج نشأت گرفته باشد و تنها نظمی عینی از واقعیتی ملموس باشد.
او دریافت همچون که الکترون ها در شرایطی هم موج بوده و هم ذره، بیانگر این موضوع میباشد که الکترون نیز که از اجزای سازنده جهان است، مانند یک هولوگرام تمام اطلاعات جهان را در تکه عینی خود در بردارد.
زمانی که شما به آن مینگرید تنها بخشی از این واقعیت خود را از پس پرده بیرون کشیده و این آگاهی شما نیست که بر آن تأثیر گذار است بلکه این سیستم کلی جهان است که در هم پیچیده است و بر سرنوشت آن تأثیر میگذارد.
🔹بدین سان تمایز قائل شدن بین آگاهی و وضعیت الکترون، چیزی اشتباست.شاید این ما باشیم که برای درک بهتر جهان این کل را به جزهایی متمایز تقسیم میکنیم و در پی فهم هر یک از این جزها مستقل از کل آن هستیم در صورتیکه جهان همچون هولوگرام، از جزهایی ساخته شده که در کل آن گره خورده است.
هرچه بوهم بیشتر در این باب اندیشید بیشتر متقاعد شد که جهان در عملکردهایش بواقع اصول هولوگرافیک را به کار می برد و خود نوعی هولوگرام غول آسای جاری است.
💢 جهان پنهان و جهان آشکار
🔸یکی از گفته های بسیار شگفت آور” بوهم ” این است که واقعیت ملموس زندگی هر روزه ما در واقع نوعی توهم است درست به سان یک تصویر هولوگرافیک و در زیر این واقعیت نظم عمیق تری از وجود مستتر است یعنی سطحی وسیع و اصیل تر از واقعیت که مدام درست به همان شیوه که تکه ای فیلم هولوگرافیک به تولید هولوگرام می پردازد به تولید همه اشیاء و نمودهای جهان فیزیکی ما می پردازد و بوهم این سطح عمیق تر واقعیت را نظم مستتر ( در خود پوشیده ) می نامد و به سطح وجود خود ما به عنوان نظم نامستتر (ناپوشیده) اشاره می کند.
🔹او این واژه ها را از آن رو به کار می برد که تجلیات همه صورت های جهان را نتیجه ظهور و غیبت این دو نظم می داند. مثلا بوهم بر این باور است که یک الکترون فقط یک چیز نیست بلکه تمامیت یا مجموعه ای است که سراسر فضا را در خود پوشیده است.
وقتی حضور یک الکترون واحد از طریق ابزار علمی مشخص می شود در واقع یک جنبه تمامیت الکترون پیدا شده است. وجود نظمی عمیق تر و از لحاظ هولوگرافیک سازمان یافته تر بهتر این مطلب را توضیح می دهد که چرا واقعیت در سطح کوانتوم همواره بی مکان است.
🔸وقتی که چیزی به صورت هولوگرافیک سازمان یابد هرگونه نشانی از مکان آن در هم می شکند . گفتن اینکه هر قسمت از قطعه فیلم هولوگرافیک مشتمل بر همه اطلاعاتی است که در کل آن وجود دارد بواقع طرز دیگری برای بیان این مطلب است که در اینجا اطلاعات بر مبنای بی مکانی توزیع شده است. بنابراین اگر جهان طبق اصول هولوگرافیک سازمان یافته ، جهان نیز می باید دارای خصلت بی مکانی باشد. ” بوهم ” بر این باور است که هرچه در عالم است از بافت یکپارچه نظم مستتر تشکیل شده است. بوهم بر این باور است که جهان را چیزی متشکل از اجزاء دانستن همان قدر بی معناست که آبفشان های گوناگون یک چشمه را چیزی جدای از آبی که در آن است دانستن.
🔹 یک الکترون یک ذره اولیه نیست بلکه نامی است بر وجه خاصی از تمام جنبش (هولوموومنت) اطلاق شده است… در واقع بوهم بر این باور بود که که گرایش کم و بیش فراگیر ما به پاره پاره کردن جهان و نادیده گرفتن همبستگی ماهوی همه چیزها را می باید دلیل بسیاری از مشکلات مان دانست ، نه تنها در حیطه علوم که در زندگی و در جامعه نیز برای مثال ما گمان می کنیم که می توان بخش های با ارزش کره زمین را برکند بی آنکه بر کل زمین تاثیری نهاد. یا خیال می کنیم می توان بخش هائی از تن خود را مداوا کرد و کاری به کل بدن نداشت. و مثال های دیگر …
🔸 ” بوهم ” در نوشته هایش با شور و شوق خاصی به این مبحث می پردازد که نحوه تکه تکه کردن جهان به بخش های مجزا نه تنها راه به جائی نمی برد که ممکن است مایه انهدام خود ما شود. ” بوهم ” بر آن است که سخن گفتن از آگاهی و ماده به عنوان دو چیزی که بر هم اثر متقابل می گذارند بی معناست .
🔹 به همان سان بوهم معتقد است که تقسیم کردن جهان به چیزهای زنده و نازنده نیز بی معناست. ماده جاندار و بی جان به طور جداناپذیری در هم تافته اند و زندگی نیز تمامی عالم را فراگرفته است. بوهم می گوید حتی یک تکه سنگ نیز به نحو خاصی زنده است. زیرا زندگی و هوش و ذکاوت نه تنها در تمامی ماده حضور دارد که در انرژی ، فضا ، زمان ، بافت کل عالم و در هر چیز دیگری هم که ما از تمام جنبش ( هولومومنت ) منتزع کرده و به خطا به عنوان چیزی جداگانه مد نظر قرار داده ایم حضور دارد.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت دوم: آیا جهان نیز تنها یک هولوگرام است؟!
🆔 @Physics3p
🔸دیوید بوهم در ادامه تحقیقات پریبرام، دریافت که ممکن است جهان نیز از این امواج نشأت گرفته باشد و تنها نظمی عینی از واقعیتی ملموس باشد.
او دریافت همچون که الکترون ها در شرایطی هم موج بوده و هم ذره، بیانگر این موضوع میباشد که الکترون نیز که از اجزای سازنده جهان است، مانند یک هولوگرام تمام اطلاعات جهان را در تکه عینی خود در بردارد.
زمانی که شما به آن مینگرید تنها بخشی از این واقعیت خود را از پس پرده بیرون کشیده و این آگاهی شما نیست که بر آن تأثیر گذار است بلکه این سیستم کلی جهان است که در هم پیچیده است و بر سرنوشت آن تأثیر میگذارد.
🔹بدین سان تمایز قائل شدن بین آگاهی و وضعیت الکترون، چیزی اشتباست.شاید این ما باشیم که برای درک بهتر جهان این کل را به جزهایی متمایز تقسیم میکنیم و در پی فهم هر یک از این جزها مستقل از کل آن هستیم در صورتیکه جهان همچون هولوگرام، از جزهایی ساخته شده که در کل آن گره خورده است.
هرچه بوهم بیشتر در این باب اندیشید بیشتر متقاعد شد که جهان در عملکردهایش بواقع اصول هولوگرافیک را به کار می برد و خود نوعی هولوگرام غول آسای جاری است.
💢 جهان پنهان و جهان آشکار
🔸یکی از گفته های بسیار شگفت آور” بوهم ” این است که واقعیت ملموس زندگی هر روزه ما در واقع نوعی توهم است درست به سان یک تصویر هولوگرافیک و در زیر این واقعیت نظم عمیق تری از وجود مستتر است یعنی سطحی وسیع و اصیل تر از واقعیت که مدام درست به همان شیوه که تکه ای فیلم هولوگرافیک به تولید هولوگرام می پردازد به تولید همه اشیاء و نمودهای جهان فیزیکی ما می پردازد و بوهم این سطح عمیق تر واقعیت را نظم مستتر ( در خود پوشیده ) می نامد و به سطح وجود خود ما به عنوان نظم نامستتر (ناپوشیده) اشاره می کند.
🔹او این واژه ها را از آن رو به کار می برد که تجلیات همه صورت های جهان را نتیجه ظهور و غیبت این دو نظم می داند. مثلا بوهم بر این باور است که یک الکترون فقط یک چیز نیست بلکه تمامیت یا مجموعه ای است که سراسر فضا را در خود پوشیده است.
وقتی حضور یک الکترون واحد از طریق ابزار علمی مشخص می شود در واقع یک جنبه تمامیت الکترون پیدا شده است. وجود نظمی عمیق تر و از لحاظ هولوگرافیک سازمان یافته تر بهتر این مطلب را توضیح می دهد که چرا واقعیت در سطح کوانتوم همواره بی مکان است.
🔸وقتی که چیزی به صورت هولوگرافیک سازمان یابد هرگونه نشانی از مکان آن در هم می شکند . گفتن اینکه هر قسمت از قطعه فیلم هولوگرافیک مشتمل بر همه اطلاعاتی است که در کل آن وجود دارد بواقع طرز دیگری برای بیان این مطلب است که در اینجا اطلاعات بر مبنای بی مکانی توزیع شده است. بنابراین اگر جهان طبق اصول هولوگرافیک سازمان یافته ، جهان نیز می باید دارای خصلت بی مکانی باشد. ” بوهم ” بر این باور است که هرچه در عالم است از بافت یکپارچه نظم مستتر تشکیل شده است. بوهم بر این باور است که جهان را چیزی متشکل از اجزاء دانستن همان قدر بی معناست که آبفشان های گوناگون یک چشمه را چیزی جدای از آبی که در آن است دانستن.
🔹 یک الکترون یک ذره اولیه نیست بلکه نامی است بر وجه خاصی از تمام جنبش (هولوموومنت) اطلاق شده است… در واقع بوهم بر این باور بود که که گرایش کم و بیش فراگیر ما به پاره پاره کردن جهان و نادیده گرفتن همبستگی ماهوی همه چیزها را می باید دلیل بسیاری از مشکلات مان دانست ، نه تنها در حیطه علوم که در زندگی و در جامعه نیز برای مثال ما گمان می کنیم که می توان بخش های با ارزش کره زمین را برکند بی آنکه بر کل زمین تاثیری نهاد. یا خیال می کنیم می توان بخش هائی از تن خود را مداوا کرد و کاری به کل بدن نداشت. و مثال های دیگر …
🔸 ” بوهم ” در نوشته هایش با شور و شوق خاصی به این مبحث می پردازد که نحوه تکه تکه کردن جهان به بخش های مجزا نه تنها راه به جائی نمی برد که ممکن است مایه انهدام خود ما شود. ” بوهم ” بر آن است که سخن گفتن از آگاهی و ماده به عنوان دو چیزی که بر هم اثر متقابل می گذارند بی معناست .
🔹 به همان سان بوهم معتقد است که تقسیم کردن جهان به چیزهای زنده و نازنده نیز بی معناست. ماده جاندار و بی جان به طور جداناپذیری در هم تافته اند و زندگی نیز تمامی عالم را فراگرفته است. بوهم می گوید حتی یک تکه سنگ نیز به نحو خاصی زنده است. زیرا زندگی و هوش و ذکاوت نه تنها در تمامی ماده حضور دارد که در انرژی ، فضا ، زمان ، بافت کل عالم و در هر چیز دیگری هم که ما از تمام جنبش ( هولومومنت ) منتزع کرده و به خطا به عنوان چیزی جداگانه مد نظر قرار داده ایم حضور دارد.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
Forwarded from Quantum Physics (« A.M.H »)
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!
📎 قسمت سوم: جهان، مکان، زمان، توهم یا واقعیت؟
🆔 @Physics3p
در قسمت قبل به دیدگاه هولوگرافیک دیوید بوهم و کارل پریبرام در باب جهان پرداختیم. در این قسمت ضمن تشریح بیشتر این موضوع، به ساختار و ماهیت زمان نیز خواهیم پرداخت:
🔸بوهم پس از بررسی بیشتر به این نتیجه رسید که نه تنها ذهن ما از این ساختار تابعی جز به کل که هر جزئی کل را در بردارد پیروی میکند، بلکه بدن ما نیز از این ساختار پیروی کرده و حتی جهان نیز بر این ساختار استوار است. از جمله مثال هایی که میتوان در این باره بیان کرد، درمان بیماری ها بکمک دارو نما، دژاوو، دعا،تلقین، و عادت هاییست که بصورت ناخودآگاه در انسان پدید میاید. دارونمایی روشی در پزشکی است که بیمار در این روش تنها با یک دارو که هیچ خاصیت دارویی ندارد، بهبود میابد.
🔹بوهم همچنین بر این باور است که دعا کردن نیز به این موضوع مرتبط است طوریکه شخص دعا کننده تنها واقعیت مستتر را در جریان واقعیت نامستتر قرار میدهد.(در قسمت قبل به این موضوع اشاره شده است) در دعا شخص بنوعی قسمتی از واقعیت را آنطور که میخواهد تحریف میکند و تنها این ساختار هولوگرافیک است که سبب پیداش این واقعیت ها خواهد شد. به عقیده او، همانطور که در دارونمایی شخص بیمار با خوردن قرص شکر از بیماری سخت نجات میابد، در دعا نیز تنها این واقعیت نامستتر است که خود را در قالب واقعیت مستتر عیان میکند.
💢زمان، توهمی از واقعیت
🔸موضوع زمان و درک وجودیت آن سالهاست که ذهن فیزیکدانان را بخود مشغول کرده است و در بین فیزیکدانان عده ای بر این باورند که زمان تنها یک توهم ذهنیست که بدلیل شناخت ناقص ما از جهان پدید آمده و عده ای در جناح مقابل بر وجودیت زمان کاملأ بی تردید اند. ما در این بخش هر کدام از این باورها را بصورت مجزا مورد بررسی قرار خواهیم داد.
🔹سن آگوستن، فیلسوف در باب توهم زمان این چنین میگوید: قبل از آنکه از خود بپرسم زمان چیست، همه چیز را راجب آن میدانم و زمانی که در آن میاندیشم، میبینم چیزی از آن نمیدانم!
همه ما تمام لحظات زندگیمان را با گذر زمان احساس میکنیم و زمان بخشی نامستقل از زندگی ماست، طوریکه تصور زندگی بدون آن غیر ممکن است!
تا پیش از کشف نسبیت توسط انیشتین، فیزیکدانان بر این باور بودند که زمان مستقل از مکان بوده و تغییر مکان بر آن تأثیری ندارد، به عبارتی زمان مانند مکان بعدی مجزاست.
🔸ایزاک نیوتون جهان را مانند صحنه ای تصور میکرد که گذر زمان برای تمام افراد حاضر در این صحنه به یک گونه میگذرد و همه افراد آن را بصورت مشابه تجربه میکنند. اما با کشف نسبیت، انیشتین به ما فهماند که زمان مستقل از مکان نبوده، و تنها ساختاری بنام فضا-زمان وجود دارد که بر جهان حاکم است.
اما براستی آیا زمان وجود دارد یا تنها یک توهم است؟
🔹در آزمایشی که توسط گروهی از روانشناسان انجام شده، حتی بر این موضوع اشاره دارد که گذر زمان نه تنها بر تعریف فیزیکی آن دلالت دارد، بلکه ساختار ذهن نیز بر آن تأثیر گذار است. در این آزمایش مشخص شد هرچه سن افراد بیشتر میشود، گذر زمان نیز سریعتر میشود.
مثال دیگر از این موضوع اینست که کارهایی که از آن لذت میبریم، در زمانی سریعتر و کارهای ملالت آور، در زمانی کندتر صورت میگرند.
💢حال آیا ساختار هولوگرافیک ذهن و جهان بر زمان نیز تأثیر گذار است یا زمان قانون کلی طبیعت است؟
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت سوم: جهان، مکان، زمان، توهم یا واقعیت؟
🆔 @Physics3p
در قسمت قبل به دیدگاه هولوگرافیک دیوید بوهم و کارل پریبرام در باب جهان پرداختیم. در این قسمت ضمن تشریح بیشتر این موضوع، به ساختار و ماهیت زمان نیز خواهیم پرداخت:
🔸بوهم پس از بررسی بیشتر به این نتیجه رسید که نه تنها ذهن ما از این ساختار تابعی جز به کل که هر جزئی کل را در بردارد پیروی میکند، بلکه بدن ما نیز از این ساختار پیروی کرده و حتی جهان نیز بر این ساختار استوار است. از جمله مثال هایی که میتوان در این باره بیان کرد، درمان بیماری ها بکمک دارو نما، دژاوو، دعا،تلقین، و عادت هاییست که بصورت ناخودآگاه در انسان پدید میاید. دارونمایی روشی در پزشکی است که بیمار در این روش تنها با یک دارو که هیچ خاصیت دارویی ندارد، بهبود میابد.
🔹بوهم همچنین بر این باور است که دعا کردن نیز به این موضوع مرتبط است طوریکه شخص دعا کننده تنها واقعیت مستتر را در جریان واقعیت نامستتر قرار میدهد.(در قسمت قبل به این موضوع اشاره شده است) در دعا شخص بنوعی قسمتی از واقعیت را آنطور که میخواهد تحریف میکند و تنها این ساختار هولوگرافیک است که سبب پیداش این واقعیت ها خواهد شد. به عقیده او، همانطور که در دارونمایی شخص بیمار با خوردن قرص شکر از بیماری سخت نجات میابد، در دعا نیز تنها این واقعیت نامستتر است که خود را در قالب واقعیت مستتر عیان میکند.
💢زمان، توهمی از واقعیت
🔸موضوع زمان و درک وجودیت آن سالهاست که ذهن فیزیکدانان را بخود مشغول کرده است و در بین فیزیکدانان عده ای بر این باورند که زمان تنها یک توهم ذهنیست که بدلیل شناخت ناقص ما از جهان پدید آمده و عده ای در جناح مقابل بر وجودیت زمان کاملأ بی تردید اند. ما در این بخش هر کدام از این باورها را بصورت مجزا مورد بررسی قرار خواهیم داد.
🔹سن آگوستن، فیلسوف در باب توهم زمان این چنین میگوید: قبل از آنکه از خود بپرسم زمان چیست، همه چیز را راجب آن میدانم و زمانی که در آن میاندیشم، میبینم چیزی از آن نمیدانم!
همه ما تمام لحظات زندگیمان را با گذر زمان احساس میکنیم و زمان بخشی نامستقل از زندگی ماست، طوریکه تصور زندگی بدون آن غیر ممکن است!
تا پیش از کشف نسبیت توسط انیشتین، فیزیکدانان بر این باور بودند که زمان مستقل از مکان بوده و تغییر مکان بر آن تأثیری ندارد، به عبارتی زمان مانند مکان بعدی مجزاست.
🔸ایزاک نیوتون جهان را مانند صحنه ای تصور میکرد که گذر زمان برای تمام افراد حاضر در این صحنه به یک گونه میگذرد و همه افراد آن را بصورت مشابه تجربه میکنند. اما با کشف نسبیت، انیشتین به ما فهماند که زمان مستقل از مکان نبوده، و تنها ساختاری بنام فضا-زمان وجود دارد که بر جهان حاکم است.
اما براستی آیا زمان وجود دارد یا تنها یک توهم است؟
🔹در آزمایشی که توسط گروهی از روانشناسان انجام شده، حتی بر این موضوع اشاره دارد که گذر زمان نه تنها بر تعریف فیزیکی آن دلالت دارد، بلکه ساختار ذهن نیز بر آن تأثیر گذار است. در این آزمایش مشخص شد هرچه سن افراد بیشتر میشود، گذر زمان نیز سریعتر میشود.
مثال دیگر از این موضوع اینست که کارهایی که از آن لذت میبریم، در زمانی سریعتر و کارهای ملالت آور، در زمانی کندتر صورت میگرند.
💢حال آیا ساختار هولوگرافیک ذهن و جهان بر زمان نیز تأثیر گذار است یا زمان قانون کلی طبیعت است؟
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!
📎 قسمت چهارم: زمان، توهم یا حقیقت؟
🆔 @Physics3p
🔹در قسمت قبلی به دو دیدگاه کلی در مورد زمان پرداختیم و بدین موضوع اشاره کردیم که تا پیش از انیشتین، زمان کاملأ مطلق تصور میشد و ماهیتی ثابت داشت. اما پس از ارائه نظریه نسبیت انیشتین که تصورات مارا از زمان تغییر داد، مشکلاتی بوجو آمد که سبب شد این ایده که زمان تنها یک توهم است مطرح شود.
🔸این مشکل زمان از یک قرن قبل آغاز شد، وقتی نظریههای نسبیت خاص و نسبیت عام اینشتین، تصور معمول از زمان را به عنوان یک ثابت جهانی در هم ریخت. یکی از پیامدهایش آن بود که گذشته، حال و آینده مطلق نیستند. نظریههای آلبرت اینشتین همچنین چالشی جدی در فیزیک به وجود آورد، زیرا قوانین نسبیت عام (که گرانش و ساختار بزرگ مقیاس جهان را توصیف میکند) با قوانین فیزیک کوانتومی (که بر جهان کوچک مقیاس حکومت میکند) ناسازگار به نظر میرسد.
🔹حدود چند دهه قبل دو فیزیکدان مشهور یعنی جان ویلر که در آن زمان در دانشگاه پرینستون بود و برایس دویت از دانشگاه کارولینایشمالی، معادلهای عجیب و خارقالعاده ارائه دادند که چارچوبی ممکن برای سازگاری بخشیدن به نسبیت و مکانیک کوانتومی فراهم میکرد. اما معادله ویلر-دویت همواره مناقشه برانگیز بوده است، زیرا به سهم خودش پیچیدگی عجیبتری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه کرده است، زیرا در این معادله، زمان حذف شده است.
🔸کارلو روولی، فیزیکدانی از دانشگاه مارسی در فرانسه میگوید: «زمان ناگهان از معادله ویلر-دویت ناپدید میشود و این موضوعی است که برای بسیاری از نظریهپردازان معما شده است. شاید بهترین راه برای فکر کردن درباره واقعیت کوانتومی کنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بیزمان باشد.» تا به حال هیچکس در استفاده از معادله ویلر-دویت برای یکی کردن نظریه کوانتوم و نسبیت عام موفق نشده است. با این حال اقلیت قابل توجهی از فیزیکدانها شامل روولی معتقدند هر نظریه موفقی از تلفیق دو شاهکار فیزیک قرن بیستم نهایتا جهانی را توصیف خواهد کرد که در آن زمان بهطور اجتنابناپذیری وجود ندارد.
🔹روولی همچنین معتقد است که ما خود زمان را اندازه نگرفته و تنها زمان را به عنوان تابع یا خروجی از سایر کمیت های فیزیکی میشناسیم. برای مثال یک ساعت عقربه ای را در نظر بگیرید که در بعد مکان جابجا میشود، حال ما زمان را با حرکت این ساعت مورد سنجش قرار میدهیم که این یعنی مکان تابعی بوده که خروجی آن زمان است.
🔸از نظر او اینکه بخواهیم زمان را مانند سایر کمیت های فیزیکی یک چیز مجزأ در نظر بگیریم کاملأ اشتباست. بنوعی زمان شاید تنها حاصلی از بعد مکانی جهان باشد که در قالب یک خروجی متفاوت از این متغیر خود را به ما نشان دهد و معنی ندارد که بعدی بنام زمان گیتی را در محاصره خود در آورده باشد.
🔹چیز دیگری که زمان را بی هویت میکند، قانون دوم ترمودینامیک است. طبق این قانون آنتروپی(بی نظمی) جهان همواره در حال افزابش است اگر شما خلقت جهان را به مراحل اولیه خود برگردانید، تنها چیزی که با حرکت رو به جلو آن مشاهده خواهید کرد، تنها بی نظمی است.
یعنی در این حالت شما مشاهده میکنید که جهان بسوی بی نظمی حرکت میکند. از نظر فیزیکدانانی که وجودیت زمان را انکار میکنند، زمان در واقع همان تغییر نظم جهان است که به بی نظمی میل میکند.
🔸بنوعی میتوان گفت که زمان شاید حاصل درک ناقص ما از فضا باشد و اینکه مکان را در گرو زمان بدانیم اشتباه بوده و باید اینطور بیان کنیم که مکان بعنوان تابعیست که خروجی بنام زمان دارد که این نیز ناشی از تفسیر اشتباه ما از مکان است.
زمان در بین کمیت های فیزیکی تنها کمیت کاملأ وابسته بوده که حتی برای سنجش آن نیز از کمیت های دیگری بهره میبریم که این وابستگی میتواند تأیید این ادعای روولی مبنی بر تابعیت زمان باشد.
💢 شکل گیری زمان و جهان از خلأ کوآنتومی، آیا این ماهیت زمان و مکان را توجیح میکند؟!
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت چهارم: زمان، توهم یا حقیقت؟
🆔 @Physics3p
🔹در قسمت قبلی به دو دیدگاه کلی در مورد زمان پرداختیم و بدین موضوع اشاره کردیم که تا پیش از انیشتین، زمان کاملأ مطلق تصور میشد و ماهیتی ثابت داشت. اما پس از ارائه نظریه نسبیت انیشتین که تصورات مارا از زمان تغییر داد، مشکلاتی بوجو آمد که سبب شد این ایده که زمان تنها یک توهم است مطرح شود.
🔸این مشکل زمان از یک قرن قبل آغاز شد، وقتی نظریههای نسبیت خاص و نسبیت عام اینشتین، تصور معمول از زمان را به عنوان یک ثابت جهانی در هم ریخت. یکی از پیامدهایش آن بود که گذشته، حال و آینده مطلق نیستند. نظریههای آلبرت اینشتین همچنین چالشی جدی در فیزیک به وجود آورد، زیرا قوانین نسبیت عام (که گرانش و ساختار بزرگ مقیاس جهان را توصیف میکند) با قوانین فیزیک کوانتومی (که بر جهان کوچک مقیاس حکومت میکند) ناسازگار به نظر میرسد.
🔹حدود چند دهه قبل دو فیزیکدان مشهور یعنی جان ویلر که در آن زمان در دانشگاه پرینستون بود و برایس دویت از دانشگاه کارولینایشمالی، معادلهای عجیب و خارقالعاده ارائه دادند که چارچوبی ممکن برای سازگاری بخشیدن به نسبیت و مکانیک کوانتومی فراهم میکرد. اما معادله ویلر-دویت همواره مناقشه برانگیز بوده است، زیرا به سهم خودش پیچیدگی عجیبتری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه کرده است، زیرا در این معادله، زمان حذف شده است.
🔸کارلو روولی، فیزیکدانی از دانشگاه مارسی در فرانسه میگوید: «زمان ناگهان از معادله ویلر-دویت ناپدید میشود و این موضوعی است که برای بسیاری از نظریهپردازان معما شده است. شاید بهترین راه برای فکر کردن درباره واقعیت کوانتومی کنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بیزمان باشد.» تا به حال هیچکس در استفاده از معادله ویلر-دویت برای یکی کردن نظریه کوانتوم و نسبیت عام موفق نشده است. با این حال اقلیت قابل توجهی از فیزیکدانها شامل روولی معتقدند هر نظریه موفقی از تلفیق دو شاهکار فیزیک قرن بیستم نهایتا جهانی را توصیف خواهد کرد که در آن زمان بهطور اجتنابناپذیری وجود ندارد.
🔹روولی همچنین معتقد است که ما خود زمان را اندازه نگرفته و تنها زمان را به عنوان تابع یا خروجی از سایر کمیت های فیزیکی میشناسیم. برای مثال یک ساعت عقربه ای را در نظر بگیرید که در بعد مکان جابجا میشود، حال ما زمان را با حرکت این ساعت مورد سنجش قرار میدهیم که این یعنی مکان تابعی بوده که خروجی آن زمان است.
🔸از نظر او اینکه بخواهیم زمان را مانند سایر کمیت های فیزیکی یک چیز مجزأ در نظر بگیریم کاملأ اشتباست. بنوعی زمان شاید تنها حاصلی از بعد مکانی جهان باشد که در قالب یک خروجی متفاوت از این متغیر خود را به ما نشان دهد و معنی ندارد که بعدی بنام زمان گیتی را در محاصره خود در آورده باشد.
🔹چیز دیگری که زمان را بی هویت میکند، قانون دوم ترمودینامیک است. طبق این قانون آنتروپی(بی نظمی) جهان همواره در حال افزابش است اگر شما خلقت جهان را به مراحل اولیه خود برگردانید، تنها چیزی که با حرکت رو به جلو آن مشاهده خواهید کرد، تنها بی نظمی است.
یعنی در این حالت شما مشاهده میکنید که جهان بسوی بی نظمی حرکت میکند. از نظر فیزیکدانانی که وجودیت زمان را انکار میکنند، زمان در واقع همان تغییر نظم جهان است که به بی نظمی میل میکند.
🔸بنوعی میتوان گفت که زمان شاید حاصل درک ناقص ما از فضا باشد و اینکه مکان را در گرو زمان بدانیم اشتباه بوده و باید اینطور بیان کنیم که مکان بعنوان تابعیست که خروجی بنام زمان دارد که این نیز ناشی از تفسیر اشتباه ما از مکان است.
زمان در بین کمیت های فیزیکی تنها کمیت کاملأ وابسته بوده که حتی برای سنجش آن نیز از کمیت های دیگری بهره میبریم که این وابستگی میتواند تأیید این ادعای روولی مبنی بر تابعیت زمان باشد.
💢 شکل گیری زمان و جهان از خلأ کوآنتومی، آیا این ماهیت زمان و مکان را توجیح میکند؟!
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
👍1
Forwarded from Deleted Account
اصل طرد پائولی.pdf
751.4 KB
دوستان به تازگی مطلبی در گروه ها و کانال های تلگرامی با مضمون زیر دیده شده است که از «اصل طرد پاولی» بعنوان یک اصل جادویی و اعجاب انگیز در جهان یاد میشود!
این متن کاملأ بی اعتبار بوده و هیچگونه صحت علمی ندارد.
توضیح کامل این اصل در پست قبلی ارائه شده است.
متن مورد نظر بشرح زیر است👇👇
❌ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ میزﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ...."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺁﻥ ۲۳ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ ۲۶ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ۲۶ ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ...ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ....
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ .
ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ .
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ .ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ .
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
تونیکی میکن و در دجله انداز . که ایزد در بیابانت دهد باز
#نامعتبر
#شبه_علم
🆔 @Physics3p
این متن کاملأ بی اعتبار بوده و هیچگونه صحت علمی ندارد.
توضیح کامل این اصل در پست قبلی ارائه شده است.
متن مورد نظر بشرح زیر است👇👇
❌ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻭﻟﻔﮕﺎﻧﮓ ﭘﺎﻭﻟﯽ
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ۱۹۴۵ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﻣﺜﺎﻟﯽ میزﻧﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ:
ﺳﯿﺒﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﻫﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﻘﻂ ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ .
ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺎﻡ ﺁﻥ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ " ﺍﺭﯾﮏ ...."
ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﻋﺪﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ، ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺁﻥ ﻋﺪﺩ ﺑﺰﺭﮒ 23 ﺑﺎﺷﺪ .
ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ , ﺣﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮐﻬﮑﺸﺎﻥ , ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﯿﭻ ﺳﯿﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺑﻠﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﺶ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﺁﻥ ۲۳ ﺑﺎﺷﺪ .
ﺣﺎﻝ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺑﺮﻕ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻡ , ﺍﺯ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ , ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ﺍﺭﯾﮏ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻼ ۲۶ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﺍﻣﯽ ۲۶ ﺑﻮﺩﻩ , ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺗﻮﺍﺯﻥ ﺧﻮﺩ , ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ . ﭘﺎﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻧﻮﺑﻞ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﺪ , ﭘﺲ ﻫﺮ ﺷﯿﺌﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺍﺟﺪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ .
ﻭ ﺍﻣﺎ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﯿﺮﯼ :
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺳﯿﺐ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﮐﻮﭼﮏ , ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ , ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ ﻭ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ , ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻢ ...ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ....
ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺯﻧﺠﯿﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺗﻐﯿﯿﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ .
ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﺩ , ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺵ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ .
ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻣﺮﺍ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ .
ﺣﺮﻑ ﺁﺧﺮﻡ :
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ , ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺩﯾﺪﯾﺪ , ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺸﻮﯾﺪ؛
ﭼﻮﻥ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ , ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﯾﮕﺮ را صد در صد ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﻳﺪ .
ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﻋﻠﻢ ﺑﺮ ﺁﻣﻮﺯﻩ ﻫﺎﯼ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻣﻬﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ . ﭼﻮﻥ ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺍﺳﺖ .ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺳﺎﻃﻊ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺗﺎ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺯ ﭘﺲ ﮔﯿﺮﯾﺪ .
ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻧﮕﺬﺭﯾﻢ .ﺩﺭ ﮔﺴﺘﺮﻩ ﯼ ﮐﯿﻬﺎﻥ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﺑﯽ ﺣﮑﻤﺖ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻋﻤﻞ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻧﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﺷﺪﻧﯽ ﺑﺪﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ .
تونیکی میکن و در دجله انداز . که ایزد در بیابانت دهد باز
#نامعتبر
#شبه_علم
🆔 @Physics3p
👍1
Quantum Physics via @like
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎦 مفهوم خلقت جهان از «عدم»
💢جهان از کجا آمده است؟
💢قبل از آن چه بوده است؟
💢آینده چه چیزی را با خود به همراه خواهد داشت؟
💢و نهایتا چرا به جای هیچ، چیزی وجود دارد؟!
🆔 @Physics3p
💢جهان از کجا آمده است؟
💢قبل از آن چه بوده است؟
💢آینده چه چیزی را با خود به همراه خواهد داشت؟
💢و نهایتا چرا به جای هیچ، چیزی وجود دارد؟!
🆔 @Physics3p
هدف از فیزیکدان بودن این نیست که بیاموزیم چگونه چیزها را محاسبه کنیم، بلکه هدف این است که اصولی را که بر طبق آن جهان کار میکند،
بشناسیم.
ادوارد ویتن، فیزیکدان برجستهی آمریکایی
(در ابراز مخالفت خود با تفکرات ابزارانگارانه تعبیر کپنهاگی)
🆔 @Physics3p
بشناسیم.
ادوارد ویتن، فیزیکدان برجستهی آمریکایی
(در ابراز مخالفت خود با تفکرات ابزارانگارانه تعبیر کپنهاگی)
🆔 @Physics3p
👍1
علم اگر اشتباه کند؛
اشتباهش را خواهد پذیرفت!
اما مذهبیون شما را میکشند تا ثابت کنند
دین هرگز اشتباه نمیکند...
👤برتراند راسل
🆔 @Physics3p
اشتباهش را خواهد پذیرفت!
اما مذهبیون شما را میکشند تا ثابت کنند
دین هرگز اشتباه نمیکند...
👤برتراند راسل
🆔 @Physics3p
بر اساس نتیجه اصل «طرد پائولی» اگر روزی وجود جهانهای موازی ثابت شود، هرگز نمیتوان دروازه ای به آن جهان ها باز کرد و پلی بین جهان ما و آن جهان موازی ایجاد کرد.
چون این اصل مهم مکانیک کوآنتوم بیان میکند هرگز دو واقعیت کوآنتومی(برای مثال دو فرمیون) نمیتوانند در یک مکان و بصورت همسان ارتعاش کنند و یکی از آنها محکوم به فنا خواهد بود!
🆔 @Physics3p
چون این اصل مهم مکانیک کوآنتوم بیان میکند هرگز دو واقعیت کوآنتومی(برای مثال دو فرمیون) نمیتوانند در یک مکان و بصورت همسان ارتعاش کنند و یکی از آنها محکوم به فنا خواهد بود!
🆔 @Physics3p
Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 «هیچ» یعنی چه؟
💢"لاورنس کراوس" فیزیکدانی که نشریهی «ساینتیفیک اَمریکن» به وی عنوان "روشنگر عموم" داده است.او تنها فیزیکدانی است که موفق به دریافت جایزه سه انجمن بزرگ فیزیک آمریکا شده است.
🆔 @Physics3p
💢"لاورنس کراوس" فیزیکدانی که نشریهی «ساینتیفیک اَمریکن» به وی عنوان "روشنگر عموم" داده است.او تنها فیزیکدانی است که موفق به دریافت جایزه سه انجمن بزرگ فیزیک آمریکا شده است.
🆔 @Physics3p
Forwarded from اتچ بات
اگر جهان را مانند یک بادکنک در نظر بگیریم، طوریکه با حرکت مستقیم از یک سو بتوان به مکان اولیه خود بازگشت، در اینصورت میتوان با قطعیت گفت مجموع انرژی های مثبت جهان با انرژی منفی مانند انرژی گرانشی ، باید برابر با صفر باشد.
زیرا در این حالت هر عامل ایجاد کننده میدان انرژی، در نقطه ای تبدیل به یک عامل میدان انرژی منفی خواهد شد.
برای درک این مطلب میتوانید چنین تصور کنید:
تا پیش از درک میدان های کوآنتومی فرض بر این بود که بار الکتریکی عامل ایجاد میدان الکتریکی است که توسط "بنجامین فرانکلین" بیان شد.
بر این اساس میدان های الکتریکی را با خطوطی نشان میدهیم که برای بار مثبت این خطوط بسمت بیرون و برای بارمنفی بسمت درون است.
هرچه از این خطوط دورتر شویم تراکم خطوط کمتر شده و در نتیجه میدان ضعیفتر میشود. حال اگر در یک جهان نامسطح (منحنی) یک بار مثبت در نقطه ای از این جهان وجود داشته باشد، خطوط میدان ناشی از آن با دور شدن از آن از هم دور شده و چون این جهان فرضی ما انحنا دارد، این خطوط در نهایت در نقطه ای دوباره بهم رسیده و متراکم میشود و در آن نقطه تراکم، یک بار منفی حاصل شده و در نتیجه کل انرژی ناشی از این میدان صفر میشود. درست مانند مختصات جغرافیایی زمین، که تمام نصف النهار ها با نزدیک شدن به استوا از هم فاصله گرفته و در قطبین دوباره بهم برخورد میکنند.
این نتیجه برای میدان های گرانشی و سایر میدان های نیرو قابل تعمیم است.
🆔 @Physics3p
زیرا در این حالت هر عامل ایجاد کننده میدان انرژی، در نقطه ای تبدیل به یک عامل میدان انرژی منفی خواهد شد.
برای درک این مطلب میتوانید چنین تصور کنید:
تا پیش از درک میدان های کوآنتومی فرض بر این بود که بار الکتریکی عامل ایجاد میدان الکتریکی است که توسط "بنجامین فرانکلین" بیان شد.
بر این اساس میدان های الکتریکی را با خطوطی نشان میدهیم که برای بار مثبت این خطوط بسمت بیرون و برای بارمنفی بسمت درون است.
هرچه از این خطوط دورتر شویم تراکم خطوط کمتر شده و در نتیجه میدان ضعیفتر میشود. حال اگر در یک جهان نامسطح (منحنی) یک بار مثبت در نقطه ای از این جهان وجود داشته باشد، خطوط میدان ناشی از آن با دور شدن از آن از هم دور شده و چون این جهان فرضی ما انحنا دارد، این خطوط در نهایت در نقطه ای دوباره بهم رسیده و متراکم میشود و در آن نقطه تراکم، یک بار منفی حاصل شده و در نتیجه کل انرژی ناشی از این میدان صفر میشود. درست مانند مختصات جغرافیایی زمین، که تمام نصف النهار ها با نزدیک شدن به استوا از هم فاصله گرفته و در قطبین دوباره بهم برخورد میکنند.
این نتیجه برای میدان های گرانشی و سایر میدان های نیرو قابل تعمیم است.
🆔 @Physics3p
Telegram
attach 📎
کهکشان ها و خوشه های کهکشانی مثل مورچه هایی هستند که بر روی یک بادکنک که در حال باد شدن است و در حقیقت حکم فضا را دارد، قرار گرفته اند و به واسطه باد شدن بادکنک و بزرگتر شدن سطح آن، مورچه ها از هم دورتر می شوند.
نسبیت خاص برای مورچه ها محدودیت سرعت دارد، یعنی مورچه ها نمی توانند با سرعت بیشتر از نور بر روی سطح بادکنک، حرکت کنند.
اما نسبیت خاص برای سرعت باد شدن بادکنک یا همان انبساط فضا، محدودیت سرعتی ندارد.
نسبیت خاص محدودیت سرعت را برای اجسام و ذرات درون فضا با جرم غیرصفر در نظر گرفته و برای خود فضا محدودیت سرعتی ندارد.
🆔 @Physics3p
نسبیت خاص برای مورچه ها محدودیت سرعت دارد، یعنی مورچه ها نمی توانند با سرعت بیشتر از نور بر روی سطح بادکنک، حرکت کنند.
اما نسبیت خاص برای سرعت باد شدن بادکنک یا همان انبساط فضا، محدودیت سرعتی ندارد.
نسبیت خاص محدودیت سرعت را برای اجسام و ذرات درون فضا با جرم غیرصفر در نظر گرفته و برای خود فضا محدودیت سرعتی ندارد.
🆔 @Physics3p
جهان بصورت شتابدار در حال انبساط است ولی این انبساط جهان، تنها در ساختارهای بزرگ قابل تشخیص است. برای مثال در حرکت کهکشان ها یا خوشه های کهکشانی.
این انبساط جهان هرگز در مقیاس های کوچک مانند چرخش سیارات در اثر گرانش، یا حتی در ساختارهای اتمی قابل تشخیص نبوده و بعبارتی تأثیری ندارد.
به سخن دیگر، انبساط جهان تنها در ساختارهایی حکم فرماست که نیرو های دیگر مانند نیرو های سازنده ساختار ماده یا حتی گرانش صفر بوده یا به حداقل مقدار خود برسد و این انبساط هرگز در ساختارهای کوچک تأثیر گذار نیست.
برای مثال این حرکت شتابدار جهان که سبب گسترش آن و افزایش آنتروپی ماده درون آن میشود، هرگز سبب افزایش طول اندام های جسمانی انسان نخواهد شد یا حتی افزایش اندازه سیاره ها!
پس بطور کلی، انبساط جهان تنها در ساختار هایی ملموس است که نیروهای دیگر مانند هسته ای، گرانش، یا حتی نیرو های ضعیف بین مولکولی حکم فرما نباشد.
یا بعبارتی این انبساط تنها بر روی ساختار های بزرگ مانند کهکشان ها تأثیر گذار است!
🆔 @Physics3p
این انبساط جهان هرگز در مقیاس های کوچک مانند چرخش سیارات در اثر گرانش، یا حتی در ساختارهای اتمی قابل تشخیص نبوده و بعبارتی تأثیری ندارد.
به سخن دیگر، انبساط جهان تنها در ساختارهایی حکم فرماست که نیرو های دیگر مانند نیرو های سازنده ساختار ماده یا حتی گرانش صفر بوده یا به حداقل مقدار خود برسد و این انبساط هرگز در ساختارهای کوچک تأثیر گذار نیست.
برای مثال این حرکت شتابدار جهان که سبب گسترش آن و افزایش آنتروپی ماده درون آن میشود، هرگز سبب افزایش طول اندام های جسمانی انسان نخواهد شد یا حتی افزایش اندازه سیاره ها!
پس بطور کلی، انبساط جهان تنها در ساختار هایی ملموس است که نیروهای دیگر مانند هسته ای، گرانش، یا حتی نیرو های ضعیف بین مولکولی حکم فرما نباشد.
یا بعبارتی این انبساط تنها بر روی ساختار های بزرگ مانند کهکشان ها تأثیر گذار است!
🆔 @Physics3p