💢انسانی با جرم ۷۰ کیلوگرم دربردارنده ۷ میلیارد میلیارد میلیارد اتم میباشد، که این رقم برابر است با عدد ۷ با ۲۷ صفر در مقابلش‼️
💢بدن انسان از انواع مختلفی از اتم ها تشکیل شده است که روی هم رفته یک شخص به تعداد کمی از آنها آشنایی دارد. از این اتمها، سه نوع سهم بیشتری را دارند. ۹۹ درصد اتم های تشکیل دهنده بدن انسان را میتوان در مقادیر زیر تقسیم بندی کرد: ۶۵% هیدروژن، ۲۴% اکسیژن و ۱۰% کربن. یک درصد باقیمانده شامل عناصر کم مقدار مانند زیرکونیوم، رادیوم، بور، مس و سرب میباشد.
🆔 @Physics3p
💢بدن انسان از انواع مختلفی از اتم ها تشکیل شده است که روی هم رفته یک شخص به تعداد کمی از آنها آشنایی دارد. از این اتمها، سه نوع سهم بیشتری را دارند. ۹۹ درصد اتم های تشکیل دهنده بدن انسان را میتوان در مقادیر زیر تقسیم بندی کرد: ۶۵% هیدروژن، ۲۴% اکسیژن و ۱۰% کربن. یک درصد باقیمانده شامل عناصر کم مقدار مانند زیرکونیوم، رادیوم، بور، مس و سرب میباشد.
🆔 @Physics3p
Forwarded from اتچ بات
📚 دانلود کتاب سه دقیه اول
✍ نویسنده: استیون واینبرگ
💢 سال انتشار: 1977
زبان: انگیلیسی/ لاتین
🆔 @Physics3p
👇👇👇👇
✍ نویسنده: استیون واینبرگ
💢 سال انتشار: 1977
زبان: انگیلیسی/ لاتین
🆔 @Physics3p
👇👇👇👇
Telegram
attach 📎
📚 نسبیت به زبان ساده
📎 قسمت اول: ماده یا انرژی؟!
همانطور که قبلأ بطور مفصل نسبیت خاص رو معرفی کردیم، میدونیم که در نسبیت خاص ما با ماده یا انرژی در سرعت بالا کار داریم.
در روابط نیوتون که به فیزیک کلاسیک معروفه ما اجسام رو تو سرعت های پایین بررسی میکنیم اما انیشتین پاشو فراتر گذاشت و سرعت رو تا سرعت نور افزایش داد!
وقتی به این سرعت رسید وارد مرزی شد که اون مرز همون مرز ماده-انرژی بود.
انیشتین به این نتیجه رسید که ماده و انرژی تو این مرز با هم رقابت میکنن و ماده در این تندی که اونو تندی حدی میدونیم شروع میکنه به تبدیل شدن به انرژی و رابطه معروفش همون E=mc² و کاربردش رو که همه آشنایی داریم.
حالا اینجا یه سؤالی وجود داره و اون اینه :
چرا ماده به انرژی؟!
خب برای جواب به این سؤال باید یه فرضی رو در نظر بگیریم!
بزار فکر کنیم اصلأ چیزی بنام ماده و انرژی وجود نداره و اسم هردوشون رو بزارم x !
خب این آقای x چه ویژگی هایی داره؟
جنبش داره
ارتعاش داره
ساختار درونی داره
و....
خب حالا چه وقتی این آقای x خودشو بصورت ماده نشون میده و چه وقتی انرژی؟
خب ساده تر بگم!
ماده و انرژی دو چهره از این آقای x داستان ماست!
وقتی آقای x تصمیم بگیره در تمام ابعاد شروع به ارتعاش کنه، روی دوم خودش یعنی انرژی رو نشونمون میده!
خب حالا چرا ما ماده رو درک میکنیم و انرژی رو نه؟!
خب معلومه!
مگه ما میتونیم تمام این ارتعاشات رو درک کنیم؟!
اگه جوابتون خیره پس یعنی متوجه منظورم شدید و اگه بله هست که...😑
پس تو این قسمت یچیز فهمیدیم!
ماده و انرژی دو رویه یک سکه اند!
فقط انرژی ارتعاش همگانی داره که توی تندی حدی نور این ارتعاش ها به حداکثر خودش میرسه و ما همون رویه دوم این سکه(انرژی) رو درک میکنیم.
ادامه دارد...
🆔 @Physics3p
📎 قسمت اول: ماده یا انرژی؟!
همانطور که قبلأ بطور مفصل نسبیت خاص رو معرفی کردیم، میدونیم که در نسبیت خاص ما با ماده یا انرژی در سرعت بالا کار داریم.
در روابط نیوتون که به فیزیک کلاسیک معروفه ما اجسام رو تو سرعت های پایین بررسی میکنیم اما انیشتین پاشو فراتر گذاشت و سرعت رو تا سرعت نور افزایش داد!
وقتی به این سرعت رسید وارد مرزی شد که اون مرز همون مرز ماده-انرژی بود.
انیشتین به این نتیجه رسید که ماده و انرژی تو این مرز با هم رقابت میکنن و ماده در این تندی که اونو تندی حدی میدونیم شروع میکنه به تبدیل شدن به انرژی و رابطه معروفش همون E=mc² و کاربردش رو که همه آشنایی داریم.
حالا اینجا یه سؤالی وجود داره و اون اینه :
چرا ماده به انرژی؟!
خب برای جواب به این سؤال باید یه فرضی رو در نظر بگیریم!
بزار فکر کنیم اصلأ چیزی بنام ماده و انرژی وجود نداره و اسم هردوشون رو بزارم x !
خب این آقای x چه ویژگی هایی داره؟
جنبش داره
ارتعاش داره
ساختار درونی داره
و....
خب حالا چه وقتی این آقای x خودشو بصورت ماده نشون میده و چه وقتی انرژی؟
خب ساده تر بگم!
ماده و انرژی دو چهره از این آقای x داستان ماست!
وقتی آقای x تصمیم بگیره در تمام ابعاد شروع به ارتعاش کنه، روی دوم خودش یعنی انرژی رو نشونمون میده!
خب حالا چرا ما ماده رو درک میکنیم و انرژی رو نه؟!
خب معلومه!
مگه ما میتونیم تمام این ارتعاشات رو درک کنیم؟!
اگه جوابتون خیره پس یعنی متوجه منظورم شدید و اگه بله هست که...😑
پس تو این قسمت یچیز فهمیدیم!
ماده و انرژی دو رویه یک سکه اند!
فقط انرژی ارتعاش همگانی داره که توی تندی حدی نور این ارتعاش ها به حداکثر خودش میرسه و ما همون رویه دوم این سکه(انرژی) رو درک میکنیم.
ادامه دارد...
🆔 @Physics3p
Telegram
attach 📎
سفر در زمان آرزوی دیرینه بشر بوده و هست اما همواره پارادوکس هایی وجود دارد که امکان آن را دچار تردید میکند.
از جمله این پاردوکس ها پاردوکس «پدربزرگ» بوده که در این پاردوکس بیان میشود که اگر شخصی در زمان به گذشته سفر کرده و پدر بزرگ خود را قبل از آشنایی با همسرش به قتل برساند، اکنون آن شخص دیگر نباید وجود داشته باشد!
از دیگر پاردوکس های مطرح شده، پاردوکس خط زمانی است که اینطور بیان میشود که ما زمان را به صورت، گذشته، حال ، و آینده تقسیم بندی میکنیم و اگر شخصی به آینده سفر کند، آن آینده دیگر آینده نیست و حال است!
یعنی یک خط زمانی با دو مفهوم متفاوت.
هر چند ممکن است این نیز مانند سرعت اجسام امری نسبی باشد.
حال بنظر شما آیا سفر در زمان ممکن است و روزی بشر به آن دست خواهد یافت یا تسلیم این پاردوکس ها خواهد شد؟!
🆔 @Physics3p
از جمله این پاردوکس ها پاردوکس «پدربزرگ» بوده که در این پاردوکس بیان میشود که اگر شخصی در زمان به گذشته سفر کرده و پدر بزرگ خود را قبل از آشنایی با همسرش به قتل برساند، اکنون آن شخص دیگر نباید وجود داشته باشد!
از دیگر پاردوکس های مطرح شده، پاردوکس خط زمانی است که اینطور بیان میشود که ما زمان را به صورت، گذشته، حال ، و آینده تقسیم بندی میکنیم و اگر شخصی به آینده سفر کند، آن آینده دیگر آینده نیست و حال است!
یعنی یک خط زمانی با دو مفهوم متفاوت.
هر چند ممکن است این نیز مانند سرعت اجسام امری نسبی باشد.
حال بنظر شما آیا سفر در زمان ممکن است و روزی بشر به آن دست خواهد یافت یا تسلیم این پاردوکس ها خواهد شد؟!
🆔 @Physics3p
همهی ما میدانیم که اشیاء میتوانند در فضا حرکت کنند. اما نوع دیگری از حرکت نیز وجود دارد و آن حرکت اشیاء در زمان است؛ منظور از این نوع حرکت، رفتن از یک ثانیه به ثانیهی بعدی و بعدی است. به عقیدهی نیوتون، حرکت در فضا و حرکت در زمان کاملا از هم جدا هستند و ربطی به هم ندارند؛ اما اینشتین نشان داد که این دو حرکت، کاملا به هم مرتبط هستند. برای مثال: زمانی که به یک ماشین پارک شده نگاه میکنید که نسبت به شما ساکن است و حرکتی در فضا ندارد، کل حرکت این ماشین، به حرکت در زمان اختصاص داده میشود و زمان برای ماشین و سرنشینان آن بهصورت معمول میگذرد. اگر این اتوموبیل با سرعت مشخصی به حرکت درآید، کسری از سرعت آن به سرعت حرکت در فضا تبدیل میشود و سرعت گذر زمان برای اتوموبیل کندتر از گذر زمان برای شما و اشیاء ساکن نسبت به شما خواهد بود.
یعنی مجموع سرعت حرکت در فضا و حرکت در زمان شما، همواره برابر است با سرعت نور!
🆔 @Physics3p
یعنی مجموع سرعت حرکت در فضا و حرکت در زمان شما، همواره برابر است با سرعت نور!
🆔 @Physics3p
goo.gl/dqQ9t4
📚 در جستجوی جهان های موازی
#قسمت_اول
🆔 @Physics3p
🔸آیا رونوشتی از شما هست که دارد این مقاله را می خواند؟ شخصی که خودتان نیست ولی در سیاره ای زندگی می کند به نام زمین، که کوه های مه آلود، کشتزارهایی حاصلخیز و شهرهایی شلوغ دارد و در منظومه ای خورشیدی با هشت سیاره ی دیگر است؟ زندگی این فرد از هر نظر با مال خودتان یکسان است. ولی شاید وی هم اکنون تصمیم بگیرد دست از خواندن این مقاله بردارد، ولی شما به خواندن ادامه می دهید.
🔹ایده ی دگر منی انگار عجیب است و ناشدنی، ولی گویا چاره ای جز کنار آمدن با آن نداریم، چون از سوی مشاهدات اخترشناسی پشتیبانی می شود. ساده ترین و محبوب ترین مدل امروزین کیهان شناختی پیش بینی می کند که شما دارای دو قلویی هستید در کهکشانی به فاصله ی ۱۰*۱۰ به توان ۲۸ متری این جا. این مسافت چنان بزرگ است که ورای مقیاس اخترشناسی قرار می گیرد، ولی از واقعیت همزاد شما نمی کاهد. این براورد از احتمالی بنیادی برخاسته و حتی فیزیک مدرن گمانه پردازانه را هم فرض نمی گیرد، تنها بر این پایه که اندازه ی فضا نامتناهی است( یاد دست کم به حد کافی بزرگ) و کمابیش به یکنواختی از ماده پر شده، آنطور که مشاهدات مشخصی می کنند. در فضای نامتناهی، حتی نامحتمل ترین رویدادها باید در جایی رخ دهند. سیارات مسکونی بی نهایت زیادی هست، نه فقط یکی بلکه بی نهایت زیاد که دارای مردمانی هستند با همان چهره، نام و خاطرات شما، که هر گزینه ی ممکن از بین راه های پیش روی زندگی شما را بر می گزینند.
🔸شما به احتمال زیاد هرگز خویشتن های دیگر خودتان را نخواهید دید. دورترین جایی که می توانید مشاهده کنید مسافتی است که نور توانسته ۱۳٫۸۲ میلیارد سال در حدود ۲۶^۱۰ ضرب در ۴ متر از ما دورتر- مسافتی که گیتی مشاهده پذیر ما را تعریف می کند، معروف به حجم هابل، حجم افق یا به سادگی جهان خودمان! به همین ترتیب، جهان های خویشتن های دیگر شما عبارتند از کره هایی هم اندازه به مرکز سیاره های آنان. این ها سر راست ترین نمونه از جهان های موازی به شمار می روند. هر جهان تنها بخشی است کوچک از یک چند جهانی بزرگ تر.
🔹بنا به تعریف جهان شاید به فکر کسی خطور کند که مفهوم جهان های موازی و چند جهانی برای همیشه در حیطه ی متافیزیک جای می گیرد. با این حال مرز بین فیزیک و متافیزیک با آزمون پذیری تجربی یک نظریه تعریف می شود، نه با عجیب بودن یا داشتن موجودیت های مشاهده ناپذیر. جبهه های فیزیک به آرامی گسترش پیدا کرده اند تا مفاهیم هر چه انتزاعی تر، همانند گردی زمین، میدان های الکترومغناطیسی نامرئی، آهسته شدن زمان در سرعت های زیاد، برهم نهی کوانتومی، فضای خمیده و سیاهچاله را پوشش دهند...
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📚 در جستجوی جهان های موازی
#قسمت_اول
🆔 @Physics3p
🔸آیا رونوشتی از شما هست که دارد این مقاله را می خواند؟ شخصی که خودتان نیست ولی در سیاره ای زندگی می کند به نام زمین، که کوه های مه آلود، کشتزارهایی حاصلخیز و شهرهایی شلوغ دارد و در منظومه ای خورشیدی با هشت سیاره ی دیگر است؟ زندگی این فرد از هر نظر با مال خودتان یکسان است. ولی شاید وی هم اکنون تصمیم بگیرد دست از خواندن این مقاله بردارد، ولی شما به خواندن ادامه می دهید.
🔹ایده ی دگر منی انگار عجیب است و ناشدنی، ولی گویا چاره ای جز کنار آمدن با آن نداریم، چون از سوی مشاهدات اخترشناسی پشتیبانی می شود. ساده ترین و محبوب ترین مدل امروزین کیهان شناختی پیش بینی می کند که شما دارای دو قلویی هستید در کهکشانی به فاصله ی ۱۰*۱۰ به توان ۲۸ متری این جا. این مسافت چنان بزرگ است که ورای مقیاس اخترشناسی قرار می گیرد، ولی از واقعیت همزاد شما نمی کاهد. این براورد از احتمالی بنیادی برخاسته و حتی فیزیک مدرن گمانه پردازانه را هم فرض نمی گیرد، تنها بر این پایه که اندازه ی فضا نامتناهی است( یاد دست کم به حد کافی بزرگ) و کمابیش به یکنواختی از ماده پر شده، آنطور که مشاهدات مشخصی می کنند. در فضای نامتناهی، حتی نامحتمل ترین رویدادها باید در جایی رخ دهند. سیارات مسکونی بی نهایت زیادی هست، نه فقط یکی بلکه بی نهایت زیاد که دارای مردمانی هستند با همان چهره، نام و خاطرات شما، که هر گزینه ی ممکن از بین راه های پیش روی زندگی شما را بر می گزینند.
🔸شما به احتمال زیاد هرگز خویشتن های دیگر خودتان را نخواهید دید. دورترین جایی که می توانید مشاهده کنید مسافتی است که نور توانسته ۱۳٫۸۲ میلیارد سال در حدود ۲۶^۱۰ ضرب در ۴ متر از ما دورتر- مسافتی که گیتی مشاهده پذیر ما را تعریف می کند، معروف به حجم هابل، حجم افق یا به سادگی جهان خودمان! به همین ترتیب، جهان های خویشتن های دیگر شما عبارتند از کره هایی هم اندازه به مرکز سیاره های آنان. این ها سر راست ترین نمونه از جهان های موازی به شمار می روند. هر جهان تنها بخشی است کوچک از یک چند جهانی بزرگ تر.
🔹بنا به تعریف جهان شاید به فکر کسی خطور کند که مفهوم جهان های موازی و چند جهانی برای همیشه در حیطه ی متافیزیک جای می گیرد. با این حال مرز بین فیزیک و متافیزیک با آزمون پذیری تجربی یک نظریه تعریف می شود، نه با عجیب بودن یا داشتن موجودیت های مشاهده ناپذیر. جبهه های فیزیک به آرامی گسترش پیدا کرده اند تا مفاهیم هر چه انتزاعی تر، همانند گردی زمین، میدان های الکترومغناطیسی نامرئی، آهسته شدن زمان در سرعت های زیاد، برهم نهی کوانتومی، فضای خمیده و سیاهچاله را پوشش دهند...
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
👍1
goo.gl/VmZvmL
📚 در جستجوی جهان های موازی
#قسمت_دوم
🆔 @Physics3p
🔸ورای افق کیهانی خودمان: جهان قابل مشاهده هر سال به اندازه ی یک سال نوری بزرگتر می شود چون نور فرصت می یابد از مسافتی دورتر به ما برسد. بی نهایتی در آنجا، به انتظار دیده شدن است! چگونه می شود که فضا نامتناهی نباشد؟ آیا در جایی نشانه ای هست که بگوید:« پایان فضا- مراقب پرتگاه باشید؟» اگر بله، چه چیزی در ورای آن است؟ راستش نظریه ی گرانش اینشتین این برداشت شهودی را به چالش می کشد. فضا می تواند متناهی باشد اگر دارای خمیدگی کوژ یا توپولوژی نامعمول باشد، یک جهان کروی، یا دونات شکل دارای حجمی محدود و بدون لبه است. تابش پس زمینه کیهانی دست زدن به آزمون هایی حساس را برای چنین سناریوهایی ممکن می کند. با این حال تاکنون مدارک علیه آن است. مدل های نامتناهی با داده ها می خوانند و محدودیت هایی قوی بر مدل های جایگزین هستند.
🔹امکان پذیری دیگر آن است که فضا نامتناهی باشد اما ماده در ناحیه ای متناهی گرداگرد ما محصور بماند- مدل «جهان جزیره ای» که زمانی محبوب بود، در گونه ای از این مدل؛ ماده در مقیاس های بزرگ در الگویی فراکتال رقیق می شود. در هر دو مورد، کمابیش همه ی جهان ها در جهان موازی رده ی ۱ تهی و مرده هستند. با فرض این الگو می توان گفت، فضای ورای جهان قابل مشاهده خودمان، از کهکشان ها، ستارگان و سیارات دیگر پر شده است. بینندگانی که در جهان های موازی رده ی ۱ به سر می برند همان قوانین فیزیکی را تجربه می کنند که ما تجربه می کنیم اما با شرایط آغازین متفاوت!
🔸بنا به نظریه های کنونی، فرایندهای ابتدایی در بیگ بنگ ماده را به اندازه ای تصادفی پراکنده کرده، که به همه ی آرایش های ممکن با احتمال نا صفر انجامیده است. کیهان شناسان فرض می کنند که جهان خودمان، با توزیع کمابیش یکنواخت ماده و افت و خیزهای چگالی آغازی برابر با یک بخش در ۱۰۰ هزار ، نمونه ای کمابیش بی نظیری است. فرض مذکور به این براورد می انجامد که نزدیکترین رونوشت همسان شما در فاصله ۱۰ به توان ۲۸ متری جای دارد. یعنی می باید کره ای به شعاع ۱۰۰ سال نوری باشد همانند چیزی به مرکز همین جا، پس همه ی دریافت هایی که ما طی سده آینده خواهیم داشت مشابه آنهایی خواهد بود که همتایان خودمان در آنجا دارند.
🔹تقریبا همین ارقام بزرگ را می توان از برآوردهای ترمودینامیکی یا مکانیک کوانتومی در محتوای کل اطلاعات جهان بدست آورد. با توجه به فرایندهای تشکیل ستاره و تکامل زیست شناختی که بخت را به نفع شما بر می گرداند، به احتمال زیاد نزدیکترین همزاد شما بسیار نزدیکتر از چیزی هستند که این اعداد می گویند. اخترشناسان فکر می کنند که حجم هابل خودمان دست کم دارای ۱۰ به توان ۲۰ سیاره قابل سکونت است؛ برخی شاید خیلی شبیه به زمین خودمان باشند.
🌐 منبع: وبسایت علمی بیگ بنگ
🆔 @Physics3p
📚 در جستجوی جهان های موازی
#قسمت_دوم
🆔 @Physics3p
🔸ورای افق کیهانی خودمان: جهان قابل مشاهده هر سال به اندازه ی یک سال نوری بزرگتر می شود چون نور فرصت می یابد از مسافتی دورتر به ما برسد. بی نهایتی در آنجا، به انتظار دیده شدن است! چگونه می شود که فضا نامتناهی نباشد؟ آیا در جایی نشانه ای هست که بگوید:« پایان فضا- مراقب پرتگاه باشید؟» اگر بله، چه چیزی در ورای آن است؟ راستش نظریه ی گرانش اینشتین این برداشت شهودی را به چالش می کشد. فضا می تواند متناهی باشد اگر دارای خمیدگی کوژ یا توپولوژی نامعمول باشد، یک جهان کروی، یا دونات شکل دارای حجمی محدود و بدون لبه است. تابش پس زمینه کیهانی دست زدن به آزمون هایی حساس را برای چنین سناریوهایی ممکن می کند. با این حال تاکنون مدارک علیه آن است. مدل های نامتناهی با داده ها می خوانند و محدودیت هایی قوی بر مدل های جایگزین هستند.
🔹امکان پذیری دیگر آن است که فضا نامتناهی باشد اما ماده در ناحیه ای متناهی گرداگرد ما محصور بماند- مدل «جهان جزیره ای» که زمانی محبوب بود، در گونه ای از این مدل؛ ماده در مقیاس های بزرگ در الگویی فراکتال رقیق می شود. در هر دو مورد، کمابیش همه ی جهان ها در جهان موازی رده ی ۱ تهی و مرده هستند. با فرض این الگو می توان گفت، فضای ورای جهان قابل مشاهده خودمان، از کهکشان ها، ستارگان و سیارات دیگر پر شده است. بینندگانی که در جهان های موازی رده ی ۱ به سر می برند همان قوانین فیزیکی را تجربه می کنند که ما تجربه می کنیم اما با شرایط آغازین متفاوت!
🔸بنا به نظریه های کنونی، فرایندهای ابتدایی در بیگ بنگ ماده را به اندازه ای تصادفی پراکنده کرده، که به همه ی آرایش های ممکن با احتمال نا صفر انجامیده است. کیهان شناسان فرض می کنند که جهان خودمان، با توزیع کمابیش یکنواخت ماده و افت و خیزهای چگالی آغازی برابر با یک بخش در ۱۰۰ هزار ، نمونه ای کمابیش بی نظیری است. فرض مذکور به این براورد می انجامد که نزدیکترین رونوشت همسان شما در فاصله ۱۰ به توان ۲۸ متری جای دارد. یعنی می باید کره ای به شعاع ۱۰۰ سال نوری باشد همانند چیزی به مرکز همین جا، پس همه ی دریافت هایی که ما طی سده آینده خواهیم داشت مشابه آنهایی خواهد بود که همتایان خودمان در آنجا دارند.
🔹تقریبا همین ارقام بزرگ را می توان از برآوردهای ترمودینامیکی یا مکانیک کوانتومی در محتوای کل اطلاعات جهان بدست آورد. با توجه به فرایندهای تشکیل ستاره و تکامل زیست شناختی که بخت را به نفع شما بر می گرداند، به احتمال زیاد نزدیکترین همزاد شما بسیار نزدیکتر از چیزی هستند که این اعداد می گویند. اخترشناسان فکر می کنند که حجم هابل خودمان دست کم دارای ۱۰ به توان ۲۰ سیاره قابل سکونت است؛ برخی شاید خیلی شبیه به زمین خودمان باشند.
🌐 منبع: وبسایت علمی بیگ بنگ
🆔 @Physics3p
Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢آیا ما در یک جهان موازی زندگی میکنیم؟
💢نظریه ریسمان درمورد جهانهای دیگر چه میگوید؟
💢آیا شواهد رصدی برای جهانهای دیگر داریم؟
🆔 @Physics3p
💢نظریه ریسمان درمورد جهانهای دیگر چه میگوید؟
💢آیا شواهد رصدی برای جهانهای دیگر داریم؟
🆔 @Physics3p
Quantum Physics via @like
📚 معرفی کتاب
📎 عنوان: آشنایی با نظریه نسبیت (نسبیت به زبان ساده)
✍ نویسنده: ویلیام دی.مک گلین
#پیشنهاد_ویژه_کانال
🆔 @Physics3p
📎 عنوان: آشنایی با نظریه نسبیت (نسبیت به زبان ساده)
✍ نویسنده: ویلیام دی.مک گلین
#پیشنهاد_ویژه_کانال
🆔 @Physics3p
Telegram
attach 📎
Quantum Physics
📚 آشنایی مختصر با ذرات سازنده ماده #قسمت_اول 🆔 @Physics3p بطور کلی تمامی ذرات تشکیل دهنده عالم ماده به سه دسته کلی تقسیم بندی میشوند: 💢 بوزون ها به ذرات حامل انرژی بوزون میگویند که غالبأ جرم صفر یا ناچیزی دارند. بوزون ها خود به چند دسته تقسیم میشوند که…
📚 آشنایی مختصر با ذرات سازنده ماده
#قسمت_دوم
🆔 @Physics3p
در قسمت قبل انواع کوآنتوم های ذره را معرفی کردیم، در این قسمت به معرفی بیشتر فرمیون ها خواهیم پرداخت:
🔹در فیزیک ذرات، فرمیون (نامی که توسط پل دیراک با الهام گرفتن از نام خانوادگی انریکو فرمی ابداع شد) به ذرهای گفته میشود که توسط آمار فرمی-دیراک مشخص شود. مهمترین ویژگی این ذرات پیروی از اصل طرد پاولی است. فرمیونها همهٔ کوارکها و لپتونها و هر ذره مرکبی که از ترکیب تعداد فردی از اینها تشکیل شود (مانندباریونها و اتمها و هستههای اتمی) را شامل میشوند. تفاوت فرمیون با بوزون در این است که بوزونها از آمار بوز-اینشتین پیروی میکنند.
🔸یک فرمیون ممکن است یک ذره بنیادی باشد، مانند الکترون یا ممکن است که یک ذرهٔ مرکب باشد مانندپروتون. طبق قضیه اسپین-آمار، ذرات با اسپین صحیح بوزون هستند و ذراتی با اسپین نیمهصحیح فرمیونهای نوترون هستند. در قضیه اسپین - آمار، نشان داده میشود که یک تابع موج، با تعویض جای دو فرمیون همسان، منفی میشود. البته در سیستمهای بوزونی، با جابه جایی دو بوزون، تابع موج هیچ تغییری نمیکند.
🔹علاوه بر این ویژگیِ اسپین، فرمیونها یک ویژگی خاص دیگر دارند:
اعداد کوانتومی باریون یا لپتونی پایسته دارند؛ بنابراین آنچه از آن به رابطهٔ اسپین آمار یاد میشود، در واقع یک رابطهٔ اسپین آمار-عدد کوانتومی است.
🔸در نتیجه اصل طرد پائولی، در یک لحظهٔ معین، تنها یک فرمیون میتواند یک حالت کوانتومی خاص را اشغال کند. بدین معنی که اگر چند فرمیون توزیع احتمال فضایی یکسانی داشته باشند، حداقل یک ویژگی هر فرمیون، مانند اسپین باید با سایرین متفاوت باشد. فرمیونها را معمولاً به ماده نسبت میدهند در حالی که بوزونها معمولاً حامل نیرو هستند، اگرچه که در وضعیت کنونی فیزیک ذرات، تمایز میان این دو مفهوم روشن نیست. در دماهای پایین فرمیونها، در ذرات بدون بار ابرشارگی، و در ذرات باردار، ابر رسانایی از خود نشان میدهند.(هر یک از این پدیده ها را قبلأ مورد بررسی قرار دادیم که با جستجوی کلمه «ابر رسانا » میتوانید آن را مطالعه کنید) .
فرمیونها مرکب مانند پروتون و نوترون سنگ بنای ماده معمولی هستند.
🔹در مدل استاندارد، دو گونه فرمیون بنیادی وجود دارد:
کوارکها و لپتونها. در کل ۲۴ فرمیون متفاوت وجود دارد: ۶ کوارک و ۶ لپتون، که هر کدام با پاد ذرهٔ متناظرش همراه است.
در قسمت بعدی به معرفی بوزون ها خواهیم پرداخت.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
#قسمت_دوم
🆔 @Physics3p
در قسمت قبل انواع کوآنتوم های ذره را معرفی کردیم، در این قسمت به معرفی بیشتر فرمیون ها خواهیم پرداخت:
🔹در فیزیک ذرات، فرمیون (نامی که توسط پل دیراک با الهام گرفتن از نام خانوادگی انریکو فرمی ابداع شد) به ذرهای گفته میشود که توسط آمار فرمی-دیراک مشخص شود. مهمترین ویژگی این ذرات پیروی از اصل طرد پاولی است. فرمیونها همهٔ کوارکها و لپتونها و هر ذره مرکبی که از ترکیب تعداد فردی از اینها تشکیل شود (مانندباریونها و اتمها و هستههای اتمی) را شامل میشوند. تفاوت فرمیون با بوزون در این است که بوزونها از آمار بوز-اینشتین پیروی میکنند.
🔸یک فرمیون ممکن است یک ذره بنیادی باشد، مانند الکترون یا ممکن است که یک ذرهٔ مرکب باشد مانندپروتون. طبق قضیه اسپین-آمار، ذرات با اسپین صحیح بوزون هستند و ذراتی با اسپین نیمهصحیح فرمیونهای نوترون هستند. در قضیه اسپین - آمار، نشان داده میشود که یک تابع موج، با تعویض جای دو فرمیون همسان، منفی میشود. البته در سیستمهای بوزونی، با جابه جایی دو بوزون، تابع موج هیچ تغییری نمیکند.
🔹علاوه بر این ویژگیِ اسپین، فرمیونها یک ویژگی خاص دیگر دارند:
اعداد کوانتومی باریون یا لپتونی پایسته دارند؛ بنابراین آنچه از آن به رابطهٔ اسپین آمار یاد میشود، در واقع یک رابطهٔ اسپین آمار-عدد کوانتومی است.
🔸در نتیجه اصل طرد پائولی، در یک لحظهٔ معین، تنها یک فرمیون میتواند یک حالت کوانتومی خاص را اشغال کند. بدین معنی که اگر چند فرمیون توزیع احتمال فضایی یکسانی داشته باشند، حداقل یک ویژگی هر فرمیون، مانند اسپین باید با سایرین متفاوت باشد. فرمیونها را معمولاً به ماده نسبت میدهند در حالی که بوزونها معمولاً حامل نیرو هستند، اگرچه که در وضعیت کنونی فیزیک ذرات، تمایز میان این دو مفهوم روشن نیست. در دماهای پایین فرمیونها، در ذرات بدون بار ابرشارگی، و در ذرات باردار، ابر رسانایی از خود نشان میدهند.(هر یک از این پدیده ها را قبلأ مورد بررسی قرار دادیم که با جستجوی کلمه «ابر رسانا » میتوانید آن را مطالعه کنید) .
فرمیونها مرکب مانند پروتون و نوترون سنگ بنای ماده معمولی هستند.
🔹در مدل استاندارد، دو گونه فرمیون بنیادی وجود دارد:
کوارکها و لپتونها. در کل ۲۴ فرمیون متفاوت وجود دارد: ۶ کوارک و ۶ لپتون، که هر کدام با پاد ذرهٔ متناظرش همراه است.
در قسمت بعدی به معرفی بوزون ها خواهیم پرداخت.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
Quantum Physics
#⃣ ابر رسانا ها و ارتعاشات کوآنتومی 🆔 @Physics3p 🔸یکی از موضوعات شگرفی که توجه فیزیکدانان چند دهه یا بهتر بگویم، فیزیکدانان این سده را به خود جلب کرد، موضوع ابررسانا هاست. 🔹 دوستان زیادی در رابطه با این موضوع نظراتی را مطرح کردند که ما نیز بدین ترتیب تصمیم…
مرتبط با موضوع [ ابر رسانایی ] در متن بالا👆👆
برای کسری از ثانیه پس از بیگ بنگ، دوره ای از انبساط بسیار سریع وجود داشته که به آن دوره ی تورم کیهانی می گویند، طی این مرحله کیهان ما بسیار سریع تر آنچه که الان وجود دارد منبسط شده است. دلیل اینکه مناطقی از فضا قابل مشاهده نیستند همین است. در واقع با پذیرفتن نظریه تورم، برآورد می شود که کل جهان ۱۰ به توان ۲۳ برابر بزرگتر از ۴۶ میلیارد سال نوری ای است که انسان می تواند مشاهده کند. بنابراین ما بخش بسیار بزرگی از کیهان را هرگز نخواهیم دید.
🆔 @Physics3p
🆔 @Physics3p
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟!
📎 قسمت اول: هولوگرافیک و جهان آینه ای
🆔 @Physics3p
🔹پرسش درباره چیستی جهان همواره در ذهن بشر بوده و هست طوریکه ممکن نیست فردی را یافت که دست کم یکبار در این باره تفکر نکرده باشد.
با ورود مکانیک کوآنتومی به علم فیزیک و پدیده های غیر قابل درک آن ، این فرضیه که «چرا واقعیت باید حقیقی باشد؟ » مطرح شده و مواردی نیز آن را قوت بخشیده اند.
در این قسمت میخواهیم یکی از این موارد را مورد بررسی قرار دهیم.
💢جهانی از جنس هولوگرام
🔸فرضیه هولوگرافی بودن جهان، نخستین بار از کارهای دو فیزیکدان با نامهای «دیوید بوهم» و «کارل پریبرام» که مستقل از یکدیگر کار میکردند، پدید آمد.
پریبرام در پی تحقیق در این مورد بود که کدام بخش مغز بر حافظه دلالت دارد؟ او در پی تحقیقات خود دریافت، افرادی که بخش های خاصی از مغزشان دچار آسیب شده یا حتی بخشی از آن جدا شده باشد طوریکه که فرد زنده بماند، هیچگونه تحریفی در خاطرات او دیده نمیشود.
🔹حتی پس از او کارهای دیگری بر روی جانورانی مانند موش انجام شد که در این آزمایشات حتی تا 98 درصد از مغز جانور کنده میشد ولی آن همواره روند عادی خود رو طی کرده و در عصب شناختی او مشکلی دیده نمیشد.
از این رو پریبرام پی برد که هر بخشی از مغز ، شامل تمام حافظه فردی میباشد طوریکه میتوان اینطور گفت، هر جزئی از آن، کل آن را در بر دارد.
🔸پریبرام بعد از تحقیق در این مورد در روزنامه «امریکن ساینس» با روش کار هولوگرام ها آشنا شد و اینجا بود که به این پی برد که ساختار مغز نیز نوعی هولوگرام است.
💢هولوگرام، توهمی از واقعیت
برای درک فرضیه ساختار هولوگرافی پریبرام ، باید با روش کار هولوگرام ها آشنا شویم:
🔹پیشتر با آزمایش دو شکاف و نقش های تداخلی در امواج آشنا شدیم. هولوگرام ها نیز از نوعی تداخل لیزری ساخته میشوند طوریکه اگر یک لیزر را بر شیئ تابانده و دو تابه یا پرده را با فواصل معین از هم قراردهید، طوریکه بازتاب نوری که از شئ به پرده اول میتابد با نوری که به پرده دوم میتابد تداخل کند، نقش تداخلی ناشی از آن ، شکلی نامعین پدید میاورد.
حال اگر این نقش را بر یک فیلم عکاسی تابانده و با نوری با فرکانس معین آن را آشکار کنید، طرح کامل و سه بعدی از شیئی که در فرآیند اول روبروی نور لیزر قرار داده بودید، پدید میاید.
🔸ویژگی این طرح سه بعدی این است که کاملأ مشابه شئ اصلی بوده و حتی اگر آن شی به دو نیم تقسیم شود، باز هم هر جز آن شی، آن شی را در تداخل نمایان میکند!
حتی اگر با فرض اینکه شی مورد نظر یک سیب باشد، با تاباندن نور لیزر به تنها بخشی از آن سیب، کل سیب در تداخل نمایان خواهد شد.
🔹بدین ترتیب پریبرام به ارتباط این موضوع با کارکرد مغز پی برده و دریافت که مغز نیز تنها نوعی هولوگرام هست. پریبرام بعدها پی برد که چشم ما نیز همچون هولوگرام عمل کرده و با تداخل امواج نوری و با ایجاد طرح تداخلی، برآیندی از یک شئ را به ما نشان میدهد.
💢آیا جهان تنها یک هولوگرام است؟
🔸با توجه به موضوعاتی که مطرح شد، این سؤال مطرح میشود که ممکن است جهان نیز یک هولوگرام باشد و تنها سایه ای از یک واقعیت فرا عینی باشد. واقعیتی از ابعاد بالاتر نشأت گرفته که تنها سایه یا بدیع تر آن یک هولوگرام از آن به چشم ما نمایان شود.
ادامه دارد.....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت اول: هولوگرافیک و جهان آینه ای
🆔 @Physics3p
🔹پرسش درباره چیستی جهان همواره در ذهن بشر بوده و هست طوریکه ممکن نیست فردی را یافت که دست کم یکبار در این باره تفکر نکرده باشد.
با ورود مکانیک کوآنتومی به علم فیزیک و پدیده های غیر قابل درک آن ، این فرضیه که «چرا واقعیت باید حقیقی باشد؟ » مطرح شده و مواردی نیز آن را قوت بخشیده اند.
در این قسمت میخواهیم یکی از این موارد را مورد بررسی قرار دهیم.
💢جهانی از جنس هولوگرام
🔸فرضیه هولوگرافی بودن جهان، نخستین بار از کارهای دو فیزیکدان با نامهای «دیوید بوهم» و «کارل پریبرام» که مستقل از یکدیگر کار میکردند، پدید آمد.
پریبرام در پی تحقیق در این مورد بود که کدام بخش مغز بر حافظه دلالت دارد؟ او در پی تحقیقات خود دریافت، افرادی که بخش های خاصی از مغزشان دچار آسیب شده یا حتی بخشی از آن جدا شده باشد طوریکه که فرد زنده بماند، هیچگونه تحریفی در خاطرات او دیده نمیشود.
🔹حتی پس از او کارهای دیگری بر روی جانورانی مانند موش انجام شد که در این آزمایشات حتی تا 98 درصد از مغز جانور کنده میشد ولی آن همواره روند عادی خود رو طی کرده و در عصب شناختی او مشکلی دیده نمیشد.
از این رو پریبرام پی برد که هر بخشی از مغز ، شامل تمام حافظه فردی میباشد طوریکه میتوان اینطور گفت، هر جزئی از آن، کل آن را در بر دارد.
🔸پریبرام بعد از تحقیق در این مورد در روزنامه «امریکن ساینس» با روش کار هولوگرام ها آشنا شد و اینجا بود که به این پی برد که ساختار مغز نیز نوعی هولوگرام است.
💢هولوگرام، توهمی از واقعیت
برای درک فرضیه ساختار هولوگرافی پریبرام ، باید با روش کار هولوگرام ها آشنا شویم:
🔹پیشتر با آزمایش دو شکاف و نقش های تداخلی در امواج آشنا شدیم. هولوگرام ها نیز از نوعی تداخل لیزری ساخته میشوند طوریکه اگر یک لیزر را بر شیئ تابانده و دو تابه یا پرده را با فواصل معین از هم قراردهید، طوریکه بازتاب نوری که از شئ به پرده اول میتابد با نوری که به پرده دوم میتابد تداخل کند، نقش تداخلی ناشی از آن ، شکلی نامعین پدید میاورد.
حال اگر این نقش را بر یک فیلم عکاسی تابانده و با نوری با فرکانس معین آن را آشکار کنید، طرح کامل و سه بعدی از شیئی که در فرآیند اول روبروی نور لیزر قرار داده بودید، پدید میاید.
🔸ویژگی این طرح سه بعدی این است که کاملأ مشابه شئ اصلی بوده و حتی اگر آن شی به دو نیم تقسیم شود، باز هم هر جز آن شی، آن شی را در تداخل نمایان میکند!
حتی اگر با فرض اینکه شی مورد نظر یک سیب باشد، با تاباندن نور لیزر به تنها بخشی از آن سیب، کل سیب در تداخل نمایان خواهد شد.
🔹بدین ترتیب پریبرام به ارتباط این موضوع با کارکرد مغز پی برده و دریافت که مغز نیز تنها نوعی هولوگرام هست. پریبرام بعدها پی برد که چشم ما نیز همچون هولوگرام عمل کرده و با تداخل امواج نوری و با ایجاد طرح تداخلی، برآیندی از یک شئ را به ما نشان میدهد.
💢آیا جهان تنها یک هولوگرام است؟
🔸با توجه به موضوعاتی که مطرح شد، این سؤال مطرح میشود که ممکن است جهان نیز یک هولوگرام باشد و تنها سایه ای از یک واقعیت فرا عینی باشد. واقعیتی از ابعاد بالاتر نشأت گرفته که تنها سایه یا بدیع تر آن یک هولوگرام از آن به چشم ما نمایان شود.
ادامه دارد.....
🆔 @Physics3p
در مکانیک کوآنتوم یک شی تنها زمانی در یک حالت پایدار قرار دارد که شما به آن مینگرید.
یعنی تا زمانی که شما به شئ نگاه نکنید، ممکن است آن شی حتی وجود نداشته باشد!
این موضوع در آزمایش گربه شرودینگر نیز قابل فهم است که گربه مربوطه در غیاب ناظر، حالتی از مردن و زنده بودن را دارد که با دیدن ناظر، تابع موج آن در یک واقعیت معین، فروکش میکند.
هر یک از حالت هایی که شی میتواند داشته باشد، دارای احتمالاتی یکسان است که هر یک از اینها در واقعیتی موازی پدیدار خواهد شد.
این پدیده را وضعیت الکترون ها نیز تأیید میکنند ، طوریکه الکترون زمانی که به آن بنگرید یه ذره بوده و در غیاب ناظر موجی رفتار میکند.
🆔 @Physics3p
یعنی تا زمانی که شما به شئ نگاه نکنید، ممکن است آن شی حتی وجود نداشته باشد!
این موضوع در آزمایش گربه شرودینگر نیز قابل فهم است که گربه مربوطه در غیاب ناظر، حالتی از مردن و زنده بودن را دارد که با دیدن ناظر، تابع موج آن در یک واقعیت معین، فروکش میکند.
هر یک از حالت هایی که شی میتواند داشته باشد، دارای احتمالاتی یکسان است که هر یک از اینها در واقعیتی موازی پدیدار خواهد شد.
این پدیده را وضعیت الکترون ها نیز تأیید میکنند ، طوریکه الکترون زمانی که به آن بنگرید یه ذره بوده و در غیاب ناظر موجی رفتار میکند.
🆔 @Physics3p
🔻 دوستان بی نهایت کانال های کلاه برداری و... وجود دارند که از آگاهی کم مردم سو استفاده می کنند و پول به جیب می زنند. یک نمونه همین کانال انرژی کوانتومی (!!😳) که چندتا سنگ گذاشته و داره از مردم پول میگیره. ادمین این کانال حتی نمیدونه معنی کلمه ی کوانتوم چیه ولی برای فریب مردم این اسم رو گذاشته برای کانالش.
لطفا از این کانال ها حمایت نکنید و عضوشون نشید و برای هرکس که میتونید این پست رو بفرستید🙏🙏🙏
🆔 @Physics3p
لطفا از این کانال ها حمایت نکنید و عضوشون نشید و برای هرکس که میتونید این پست رو بفرستید🙏🙏🙏
🆔 @Physics3p
براساس فرضیه ای، آگاهی انسان نوعی انرژی است که در کالبد هر فرد قرار دارد. با توجه به این موضوع، میدانیم انرژی از قانون پایستگی پیروی میکند و هرگز از بین نمیرود.
پس میتوان گفت آگاهی انسان نیز بعد از مرگ از بین نرفته و ممکن است از جسمی به جسم دیگر یا از جهانی به جهان دیگر منتقل شود.
در فرهنگ ها و عقاید مختلف، از آگاهی بنام «روح» یاد میشود.
🆔 @Physics3p
پس میتوان گفت آگاهی انسان نیز بعد از مرگ از بین نرفته و ممکن است از جسمی به جسم دیگر یا از جهانی به جهان دیگر منتقل شود.
در فرهنگ ها و عقاید مختلف، از آگاهی بنام «روح» یاد میشود.
🆔 @Physics3p
Quantum Physics
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟! 📎 قسمت اول: هولوگرافیک و جهان آینه ای 🆔 @Physics3p 🔹پرسش درباره چیستی جهان همواره در ذهن بشر بوده و هست طوریکه ممکن نیست فردی را یافت که دست کم یکبار در این باره تفکر نکرده باشد. با ورود مکانیک کوآنتومی به علم فیزیک و پدیده…
📚 آیا «واقعیت» توهمی بیش نیست؟
📎 قسمت دوم: آیا جهان نیز تنها یک هولوگرام است؟!
🆔 @Physics3p
🔸دیوید بوهم در ادامه تحقیقات پریبرام، دریافت که ممکن است جهان نیز از این امواج نشأت گرفته باشد و تنها نظمی عینی از واقعیتی ملموس باشد.
او دریافت همچون که الکترون ها در شرایطی هم موج بوده و هم ذره، بیانگر این موضوع میباشد که الکترون نیز که از اجزای سازنده جهان است، مانند یک هولوگرام تمام اطلاعات جهان را در تکه عینی خود در بردارد.
زمانی که شما به آن مینگرید تنها بخشی از این واقعیت خود را از پس پرده بیرون کشیده و این آگاهی شما نیست که بر آن تأثیر گذار است بلکه این سیستم کلی جهان است که در هم پیچیده است و بر سرنوشت آن تأثیر میگذارد.
🔹بدین سان تمایز قائل شدن بین آگاهی و وضعیت الکترون، چیزی اشتباست.شاید این ما باشیم که برای درک بهتر جهان این کل را به جزهایی متمایز تقسیم میکنیم و در پی فهم هر یک از این جزها مستقل از کل آن هستیم در صورتیکه جهان همچون هولوگرام، از جزهایی ساخته شده که در کل آن گره خورده است.
هرچه بوهم بیشتر در این باب اندیشید بیشتر متقاعد شد که جهان در عملکردهایش بواقع اصول هولوگرافیک را به کار می برد و خود نوعی هولوگرام غول آسای جاری است.
💢 جهان پنهان و جهان آشکار
🔸یکی از گفته های بسیار شگفت آور” بوهم ” این است که واقعیت ملموس زندگی هر روزه ما در واقع نوعی توهم است درست به سان یک تصویر هولوگرافیک و در زیر این واقعیت نظم عمیق تری از وجود مستتر است یعنی سطحی وسیع و اصیل تر از واقعیت که مدام درست به همان شیوه که تکه ای فیلم هولوگرافیک به تولید هولوگرام می پردازد به تولید همه اشیاء و نمودهای جهان فیزیکی ما می پردازد و بوهم این سطح عمیق تر واقعیت را نظم مستتر ( در خود پوشیده ) می نامد و به سطح وجود خود ما به عنوان نظم نامستتر (ناپوشیده) اشاره می کند.
🔹او این واژه ها را از آن رو به کار می برد که تجلیات همه صورت های جهان را نتیجه ظهور و غیبت این دو نظم می داند. مثلا بوهم بر این باور است که یک الکترون فقط یک چیز نیست بلکه تمامیت یا مجموعه ای است که سراسر فضا را در خود پوشیده است.
وقتی حضور یک الکترون واحد از طریق ابزار علمی مشخص می شود در واقع یک جنبه تمامیت الکترون پیدا شده است. وجود نظمی عمیق تر و از لحاظ هولوگرافیک سازمان یافته تر بهتر این مطلب را توضیح می دهد که چرا واقعیت در سطح کوانتوم همواره بی مکان است.
🔸وقتی که چیزی به صورت هولوگرافیک سازمان یابد هرگونه نشانی از مکان آن در هم می شکند . گفتن اینکه هر قسمت از قطعه فیلم هولوگرافیک مشتمل بر همه اطلاعاتی است که در کل آن وجود دارد بواقع طرز دیگری برای بیان این مطلب است که در اینجا اطلاعات بر مبنای بی مکانی توزیع شده است. بنابراین اگر جهان طبق اصول هولوگرافیک سازمان یافته ، جهان نیز می باید دارای خصلت بی مکانی باشد. ” بوهم ” بر این باور است که هرچه در عالم است از بافت یکپارچه نظم مستتر تشکیل شده است. بوهم بر این باور است که جهان را چیزی متشکل از اجزاء دانستن همان قدر بی معناست که آبفشان های گوناگون یک چشمه را چیزی جدای از آبی که در آن است دانستن.
🔹 یک الکترون یک ذره اولیه نیست بلکه نامی است بر وجه خاصی از تمام جنبش (هولوموومنت) اطلاق شده است… در واقع بوهم بر این باور بود که که گرایش کم و بیش فراگیر ما به پاره پاره کردن جهان و نادیده گرفتن همبستگی ماهوی همه چیزها را می باید دلیل بسیاری از مشکلات مان دانست ، نه تنها در حیطه علوم که در زندگی و در جامعه نیز برای مثال ما گمان می کنیم که می توان بخش های با ارزش کره زمین را برکند بی آنکه بر کل زمین تاثیری نهاد. یا خیال می کنیم می توان بخش هائی از تن خود را مداوا کرد و کاری به کل بدن نداشت. و مثال های دیگر …
🔸 ” بوهم ” در نوشته هایش با شور و شوق خاصی به این مبحث می پردازد که نحوه تکه تکه کردن جهان به بخش های مجزا نه تنها راه به جائی نمی برد که ممکن است مایه انهدام خود ما شود. ” بوهم ” بر آن است که سخن گفتن از آگاهی و ماده به عنوان دو چیزی که بر هم اثر متقابل می گذارند بی معناست .
🔹 به همان سان بوهم معتقد است که تقسیم کردن جهان به چیزهای زنده و نازنده نیز بی معناست. ماده جاندار و بی جان به طور جداناپذیری در هم تافته اند و زندگی نیز تمامی عالم را فراگرفته است. بوهم می گوید حتی یک تکه سنگ نیز به نحو خاصی زنده است. زیرا زندگی و هوش و ذکاوت نه تنها در تمامی ماده حضور دارد که در انرژی ، فضا ، زمان ، بافت کل عالم و در هر چیز دیگری هم که ما از تمام جنبش ( هولومومنت ) منتزع کرده و به خطا به عنوان چیزی جداگانه مد نظر قرار داده ایم حضور دارد.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
📎 قسمت دوم: آیا جهان نیز تنها یک هولوگرام است؟!
🆔 @Physics3p
🔸دیوید بوهم در ادامه تحقیقات پریبرام، دریافت که ممکن است جهان نیز از این امواج نشأت گرفته باشد و تنها نظمی عینی از واقعیتی ملموس باشد.
او دریافت همچون که الکترون ها در شرایطی هم موج بوده و هم ذره، بیانگر این موضوع میباشد که الکترون نیز که از اجزای سازنده جهان است، مانند یک هولوگرام تمام اطلاعات جهان را در تکه عینی خود در بردارد.
زمانی که شما به آن مینگرید تنها بخشی از این واقعیت خود را از پس پرده بیرون کشیده و این آگاهی شما نیست که بر آن تأثیر گذار است بلکه این سیستم کلی جهان است که در هم پیچیده است و بر سرنوشت آن تأثیر میگذارد.
🔹بدین سان تمایز قائل شدن بین آگاهی و وضعیت الکترون، چیزی اشتباست.شاید این ما باشیم که برای درک بهتر جهان این کل را به جزهایی متمایز تقسیم میکنیم و در پی فهم هر یک از این جزها مستقل از کل آن هستیم در صورتیکه جهان همچون هولوگرام، از جزهایی ساخته شده که در کل آن گره خورده است.
هرچه بوهم بیشتر در این باب اندیشید بیشتر متقاعد شد که جهان در عملکردهایش بواقع اصول هولوگرافیک را به کار می برد و خود نوعی هولوگرام غول آسای جاری است.
💢 جهان پنهان و جهان آشکار
🔸یکی از گفته های بسیار شگفت آور” بوهم ” این است که واقعیت ملموس زندگی هر روزه ما در واقع نوعی توهم است درست به سان یک تصویر هولوگرافیک و در زیر این واقعیت نظم عمیق تری از وجود مستتر است یعنی سطحی وسیع و اصیل تر از واقعیت که مدام درست به همان شیوه که تکه ای فیلم هولوگرافیک به تولید هولوگرام می پردازد به تولید همه اشیاء و نمودهای جهان فیزیکی ما می پردازد و بوهم این سطح عمیق تر واقعیت را نظم مستتر ( در خود پوشیده ) می نامد و به سطح وجود خود ما به عنوان نظم نامستتر (ناپوشیده) اشاره می کند.
🔹او این واژه ها را از آن رو به کار می برد که تجلیات همه صورت های جهان را نتیجه ظهور و غیبت این دو نظم می داند. مثلا بوهم بر این باور است که یک الکترون فقط یک چیز نیست بلکه تمامیت یا مجموعه ای است که سراسر فضا را در خود پوشیده است.
وقتی حضور یک الکترون واحد از طریق ابزار علمی مشخص می شود در واقع یک جنبه تمامیت الکترون پیدا شده است. وجود نظمی عمیق تر و از لحاظ هولوگرافیک سازمان یافته تر بهتر این مطلب را توضیح می دهد که چرا واقعیت در سطح کوانتوم همواره بی مکان است.
🔸وقتی که چیزی به صورت هولوگرافیک سازمان یابد هرگونه نشانی از مکان آن در هم می شکند . گفتن اینکه هر قسمت از قطعه فیلم هولوگرافیک مشتمل بر همه اطلاعاتی است که در کل آن وجود دارد بواقع طرز دیگری برای بیان این مطلب است که در اینجا اطلاعات بر مبنای بی مکانی توزیع شده است. بنابراین اگر جهان طبق اصول هولوگرافیک سازمان یافته ، جهان نیز می باید دارای خصلت بی مکانی باشد. ” بوهم ” بر این باور است که هرچه در عالم است از بافت یکپارچه نظم مستتر تشکیل شده است. بوهم بر این باور است که جهان را چیزی متشکل از اجزاء دانستن همان قدر بی معناست که آبفشان های گوناگون یک چشمه را چیزی جدای از آبی که در آن است دانستن.
🔹 یک الکترون یک ذره اولیه نیست بلکه نامی است بر وجه خاصی از تمام جنبش (هولوموومنت) اطلاق شده است… در واقع بوهم بر این باور بود که که گرایش کم و بیش فراگیر ما به پاره پاره کردن جهان و نادیده گرفتن همبستگی ماهوی همه چیزها را می باید دلیل بسیاری از مشکلات مان دانست ، نه تنها در حیطه علوم که در زندگی و در جامعه نیز برای مثال ما گمان می کنیم که می توان بخش های با ارزش کره زمین را برکند بی آنکه بر کل زمین تاثیری نهاد. یا خیال می کنیم می توان بخش هائی از تن خود را مداوا کرد و کاری به کل بدن نداشت. و مثال های دیگر …
🔸 ” بوهم ” در نوشته هایش با شور و شوق خاصی به این مبحث می پردازد که نحوه تکه تکه کردن جهان به بخش های مجزا نه تنها راه به جائی نمی برد که ممکن است مایه انهدام خود ما شود. ” بوهم ” بر آن است که سخن گفتن از آگاهی و ماده به عنوان دو چیزی که بر هم اثر متقابل می گذارند بی معناست .
🔹 به همان سان بوهم معتقد است که تقسیم کردن جهان به چیزهای زنده و نازنده نیز بی معناست. ماده جاندار و بی جان به طور جداناپذیری در هم تافته اند و زندگی نیز تمامی عالم را فراگرفته است. بوهم می گوید حتی یک تکه سنگ نیز به نحو خاصی زنده است. زیرا زندگی و هوش و ذکاوت نه تنها در تمامی ماده حضور دارد که در انرژی ، فضا ، زمان ، بافت کل عالم و در هر چیز دیگری هم که ما از تمام جنبش ( هولومومنت ) منتزع کرده و به خطا به عنوان چیزی جداگانه مد نظر قرار داده ایم حضور دارد.
ادامه دارد....
🆔 @Physics3p
Forwarded from Quantum Physics
یکی از نظریه های مربوط به انرژی تاریک بیان می کند که یک نیروی بنیادین پنجمی وجود دارد که ما هنوز کشف نکرده ایم و حوزه تاثیر این نیرو، بر روی مقیاس های خیلی بزرگ در کائنات، قابل مشاهده است. این نیروی پنجم بر خلاف جاذبه عمل میکند و در نتیجه اشیا را در جهان از هم جدا میکند.
دانشمندان استدلال می کنند، از آن جایی که این نیرو در مقیاس های بسیار بزرگ در جهان عمل می کند، ما در زندگی روزمره بر روی کره زمین، با آن سر و کار نداریم.
🆔 @Physics3p
دانشمندان استدلال می کنند، از آن جایی که این نیرو در مقیاس های بسیار بزرگ در جهان عمل می کند، ما در زندگی روزمره بر روی کره زمین، با آن سر و کار نداریم.
🆔 @Physics3p
Forwarded from Quantum Physics via @like
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎦 ماهیت زمان چیست؟
💢آیا فقط زمان حال واقعی است؟
💢کدام دیدگاه فلسفی درباره زمان با نسبیت سازگار است؟
💢آیا زمان فقط سلسله ای از رویدادهاست؟
🔵 ویلیام کریگ، فیلسوف علم توضیح میدهد...
🆔 @Physics3p
💢آیا فقط زمان حال واقعی است؟
💢کدام دیدگاه فلسفی درباره زمان با نسبیت سازگار است؟
💢آیا زمان فقط سلسله ای از رویدادهاست؟
🔵 ویلیام کریگ، فیلسوف علم توضیح میدهد...
🆔 @Physics3p