Quantum Physics
9.48K subscribers
665 photos
235 videos
125 files
507 links
ارتباط با ادمین:
@matinCl
Download Telegram
goo.gl/fmkkWq

تلسکوپ فضایی کپلر برای همیشه خاموش شد

ناسا اعلام کرد سوخت تلسکوپ فضایی کپلر به اتمام رسید و این جستجوگر سیارات بیگانه برای همیشه خاموش شد. کپلر تا به امروز بیش از ۲۶۰۰ سیارۀ تأیید شده و ۲۷۰۰ سیارۀ در انتظار تأیید پیدا کرده است. از این تعداد حدود ۳۰ عدد از آنها در کمربند حیات به دور ستاره خود می‌چرخند.

کپلر آنچه ما دربارۀ سیارات فراخورشیدی می‌دانیم را اصلاح کرده است، و اینکه مکان خودمان در کهکشان راه شیری را چگونه می‌بینیم، برای همیشه تغییر داده است. این ماموریت به نام منجم آلمانی یوهانس کپلر نامگذاری شده‌ بود. تلسکوپ کپلر در تاریخ هفتم مارس ۲۰۰۹ به فضا پرتاب شد. جانشین کپلر، یعنی ماهواره بررسی سیارات فراخورشیدی عبوری(TESS)، در اوایل امسال به فضا پرتاب شد و ماموریت علمی خود را در ماه ژوئیه ۲۰۱۸ آغاز کرد...

منبع: بیگ بنگ

🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
دوستانی که تازه به جمع ما پیوستند، لطفأ مطالب قبلی را هم مطالعه کنند.
میتونید با سرچ کلمه کلیدی، مطلب مورد نظرتون را پیدا کنید.
#متا_فیزیک چیست؟


#قسمت_اول


🔴 به لحاظ لغوی متافیزیک متشکل از دو کلمه “متا” به معنای بَعد و “فیزیک” به معنای طبیعت است و در ترجمه های معمول آن را با “مابَعدالطبیعه” معادل می‌کنند. متافیزیک به‌معنای دقیق آن شاخه‌ای است از فلسفه (همان‌گونه که اپیستمولوژی (معرفت‌شناسی)، زیبایی شناسی و… شعوبی از فلسفه هستند). متافیزیک به گفته ارسطو جست‌و‌جوی نخستین اصل‌ها و علت‌ها و بررسیِ بودن به مثابهء بودن است، پرسش‌های بنیادی متافیزیک درباره بودن، نبودن، شدن، یکی، بسیاری و… است. متافیزیک در این معنا به نوعی همان “آنتولوژی” (وجودشناسی) یا بودن‌شناسی است.

🔵 واژهء متافیزیک ساختهء شاگردان ارسطو و نامی بود برای نامیدن دسته‌ای از نوشته‌های او که “پس از فیزیک” بودند. ولی این نام در دوره‌های بعد به معنایی که در بالا توضیح داده شد به‌کار رفت. خود ارسطو به جای واژهء (متافیزیک) عبارت (دانش یا فلسفهء نخستین) را به‌کار برده است. افراد ناآشنا با واژگان حوزه علوم و فلسفه، مابعدالطبیعه را با ماوراءالطبیعه جابه‌جا گرفته‌اند و از روی ناآگاهی به پدیده‌های عجیب و فراطبیعی (در صورت وجود) یا به‌عبارتی آن‌چه که پدیده‌های پارانرمال خوانده می‌شوند عنوان متافیزیک اطلاق می‌کنند‼️ محتملاً بارها شنیده‌ایم که کسانی خواص سنگ ها یا فال تاروت یا احضار ارواح و … را زیرمجموعه مسائل متافیزیکی عنوان می‌کنند و علی‌الاصول تصور می‌کنند متافیزیک به معنای پدیده‌هایی است که فیزیک از توصیف و تفسیر آن عاجز است‼️


🔸 این سوء‌‌برداشت تا به آن‌جا رایج و معمول شده که حتی دانشگاهیان نیز درک و قضاوت صحیحی در قبال حیطه مبحث متافیزیک ندارند. جابه‌جا گرفتن دو اصطلاح مابعدالطبیعه و ماوراءالطبیعه چنان رایج است که برای نمونه کتاب “هر آن‌چه لازمست درباره مسائل فراطبیعی (پارانرمال) بدانید”Everything you need to know about the paranormal phenomenon)) نوشتهء سیلیویا براون در فارسی ذیل عنوان (پدیده‌های متافیزیکی!) ترجمه شده‌است. مخاطب فارسی زبان، پارانرمال را با متافیزیک جابه‌جا گرفته و این دو را به غلط با هم یکی تصور می‌کند. سیلیویا براون در این کتاب از اشباح ، پری‌دریایی، خون‌آشام، اشیای ناشناخته فضایی (UFO)، احضار ارواح و طلسم و برون‌فکنی روح و هاله و … صحبت می‌کند و ناشر در مقدمه، کتاب او را این‌گونه معرفی می‌کند: کتابی که پیش رو دارید نوشتهء یکی از بزرگترین نویسندگان عرصهء متافیزیک جهان است‼️

🆔 @Physics3p


🔹 سیلویا براون نویسنده چندین کتاب پرفروش با کامل ترین راهنمای خود درباره مسائل متافیزیک است! کتاب پدیده‌های متافیزیکی فرهنگ کوچکی است که تمامی مسائل متافیزیکی مؤثر بر زندگی ما را در بر می‌گیرد! طراحان برنامه فریب عمومی که عموماً تبلیغ محصولات خود را در برنامه‌های زرد تلویزیونی ماهواره‌ای و روی میلیون‌ها وب‌سایت شبکه اینترنت قرار می‌دهند نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنان با ترفندهای گوناگون محصولاتی نظیر تکه‌های سنگ، برچسب دفع سموم بدن!، مهره مار، دست‌بند انرژی و آرامش! ، دارو و درمان‌های دروغین افزایش قد و لاغری و CD ‌های ترک اعتیاد و … را در مقیاس انبوه به فروش می‌رسانند و سوار بر ناآگاهی عمومی ، تجارت آلوده خود را پیش می‌برند. رمّالان و شیّادان روزگار ما برای فروش تولیدات خود، دست به دامان به‌کارگیری واژگان پر ابهت و پرطنینی چون متافیزیک و امواج الکترومغناطیس و … می‌شوند تا بلکه مخاطب ناآگاه ، تصور کند کارکرد محصولات فوق، از پشتوانه‌ای علمی (مخاطب ناآگاه، متافیزیک را به‌معنای فیزیک جدید یا چیزی ورای فیزیک و لذا آن را نوعی علم تلقی کرده و بلکه معتبرتر می‌داند) برخوردار است.


ادامه در👇👇👇

🆔 @Physics3p
⭕️ متافیزیک چیست؟

#ادامه_قسمت_اول


🔮 به همین جهت در تبلیغات شیّادانهء آن‌ها دیگر سخنی از بلغم و صفرا و طبائع اربعه و سردی و گرمی و آب و باد و خاک و آتش نیست. سخن از متافیزیک است و نیروی مغناطیس! عبارات زیر عیناً از متن تبلیغات اینترنتی فروش مهرهء مار نقل شده است:[ … مهره مار دراولین برخورد شاید مساله ای خرافاتی بنماید، ولی علم نوین متافیزیک (؟) که از جمله علوم پیشرفته وجدید بشر است (؟) و واقعیات پنهان بسیاری از موضوعات را کشف واثبات مینماند و علم سنگ درمانی (؟)یکی از شاخه های بسیارجزیی آن است(؟) که امروزه توانسته‌است بسیاری از مشکلات حاد بشر را حل کند(؟!) درخصوص مهره مار ، متافیزیک اینگونه اظهار نظر میکند (؟؟) : هر شیء در جهان هستی به‌واسطه جوهره ساختاری خود نیرویی مغناطیسی (؟) دارد و برآیند این انرژی‌های (بالاخره نیرو یا انرژی؟!) نهفته منتشر شده از اجسام واشیاء به‌صورت بسیار مؤثر وقابل مشاهده نظمی را در جهان هستی پدید می‌آورند! …]

‼️‼️‼️⁉️

🔸 علی ایحال با هر رویکردی که تعریفی جامع از مابعدالطبیعه (متافیزیک) ارائه دهیم نه مهرهء مار و اثر آن بر خوشبختی و جذابیت افراد، نه خواص سنگ‌های ماه تولّد، نه فال تاروت و نه طالع‌بینی و نه نظایر این ها، هر چه که باشند هیچ‌کدام موضوع بحث متافیزیک نیستند. یک تعریف بنیادین از متافیزیک این است که در آن، نمود appearance از واقعیت reality متمایز می شود. برخی تصور میکنند این تعریف مستلزم آن است که سرفصل موضوعات متافیزیک، واقعیت جهان نادیده unseen world باشد و بلافاصله اینطور استنتاج میکنند که موضوعاتی چون روح، بختک، جن و … از آن حیث که گویا به چشم دیده نمی شوند زیرمجموعه مسائل متافیزیک هستند! متافیزیک به بیانی دیگر پرداختن به نگرش فراگیر over-all view انسان به جهان یا طبیعت است.

🆔 @physics3p

🔹 ماکس پلانک متافیزیک را اینگونه تعبیر میکند: “قطعه خاکی را در نظر بگیرید، و ابعاد و حدود هندسی آن و ساختار شیمیایی و فیزیکی آن را بررسی کنید، این یک بررسی علمی است. امّا همین قطعه خاک را، ضمن یک تصویر بزرگ تر و فراگیر ببینید، بیابانی را در نظر آورید با تپه ها و دامنه ها و این قطعه خاک را ، در این مجموعه از نظرگاهی بلند نظاره کنید. تصویری دیگر از آن خواهید داشت. این دومی است که تا حدودی به بینش متافیزیکی شبیه است.” متافیزیک و علم در طول هم اند . شناخت علمی درون معرفت متافیزیکی قرار میگیرد. درست مانند فیزیولوژی و بیوشیمی. فیزیولوژی رفتار بدن را تشریح میکند و بیوشیمی علمی است که در آن تفسیر شیمیایی از رفتار بدن ارائه میشود. در فیزیولوژی از انقباض و انبساط عضلات و از ترشحات غدد درون ریز سخن میگویند و از زیاد شدن قند خون و همراه با آن ازدیاد تشنگی و …، امّا بیوشیمی چگونگی همهء این مسائل را از چشم یک شیمیدان نگاه میکند و تبیین شیمیایی از این پدیده ها ارائه میدهد. توضیح می دهد که ملکول های آکتین و میوزین چگونه از منابع انرژی بدن ATP انرژی میگیرند تا انقباض و انبساط را تامین کنند. بیوشیمی تا هر کجا که پیش رود نه رقیب فیزیولوژی می شود نه بزرگتر از آن . همیشه به منزلهء جزئی از آن باقی می ماند. بعبارت دیگر بیوشیمی در طول فیزیولوژی است نه در عرض آن.


🔸 متافیزیک و علم هم در مقام تشبیه، چنین نسبتی با یکدیگر دارند. بهر حال بار دیگر تأکید می کنیم که مباحث مطروحه در متافیزیک عمدتاً مشتمل بر پرسش هایی نظیر این است که ریشهء تنوع و تعدد چیست ؟ وجود معلول چگونه وجودی است که نیازمند علّت شده است؟ چرا نمی تواند بدون علّت بوجود بیاید؟ اساساً وجود، خودش چیست؟ چرا به جای اینکه یک چیزی نباشد چیزی هست؟ آیا هستی هر کجا یافت شود کمّیت پذیر است؟ حقیقت چیست ؟ اصالت وجود و اصالت ماهیت و رئالیسم به چه معنا هستند؟ و از این رو سرفصل موضوعات متافیزیک برخلاف آنچه که عامّه می پندارند نه اشباح سرگردان است نه کف بینی نه احضار ارواح نه پیشگویی و نه غیب گویی و نه فال تاروت و نه طالع بینی و نظایر آن.

پایان

منبع: بیگ بنگ


🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
#⃣ آیا ممکن است زمان هم مانند مکان چند بعدی باشد؟

#قسمت_دوم

🆔 @Physics3p

«داف» اذعان دارد ممکن است ریاضیاتی که ما اکنون برای توصیف جهان به کار می بریم، برای چنین کاری بیش از حد پیش پا افتاده باشد. بنابراین شاید روش ها و رهیافت های موجود برای تبیین رفتار جهانی با ابعاد زمانی چندگانه نیز بیش از حد ساده انگارانه باشد اما به هر حال چون فعلاً ابزار دیگری جز همین ابزار موجود در اختیار نداریم، پس شاید ناگزیر باشیم بعد زمانی جدید مطرح شده در نظریه «وفا» را صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی صرف و نه نماینده یک هویت واقعی در نظر بگیریم. بدین ترتیب می توان بدون درگیر شدن با پیامدهای فلسفی این نظریه، از مزایای ریاضی آن بهره مند شد.

در واقع بعد زمانی جدید مطرح شده توسط «وفا» ویژگی های آنچنان اسرارآمیزی به جهان می دهد که فیزیکدان ها را از واقعی پنداشتن آن نگران می کند. به عنوان مثال، در حالی که در نظریه یازده بعدی M، اصل نسبیت اینشتین همچنان پابرجاست، در نظریه دوازده بعدی «وفا» این اصل اعتبار خود ر ا از دست می دهد (براساس اصل نسبیت، قوانین فیزیک برای تمامی ناظران یکسان است). همین امر یکی از عواملی است که فیزیکدان ها را در پذیرش بعد زمانی جدید دچار تردید می کند. «فرانک ویلچک»از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون می گوید؛ «این بعد جدید را نمی توان همانند یک بعد زمانی معمولی در نظر گرفت.» «داف» نیز با این مساله موافق است. او نیز در این باره می گوید؛ «اگرچه این بعد شباهت هایی با بعد زمان دارد اما نمی توان آن را به عنوان یک بعد زمانی اضافی واقعی پذیرفت.»

اما خود «کامران وفا» به گونه ای دیگر می اندیشد. هرچند او نیز قبول دارد که بُعد زمانی اضافی از بسیاری جهات به یک ابزار ریاضی انتزاعی شبیه تر است تا به یک هویت فیزیکی واقعی، ولی در عین حال معتقد است که چنین برداشتی در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد. «وفا» در این باره می گوید؛ «در حال حاضر شاید به نظریه F صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی مناسب تر برای تبیین رفتار کائنات نگاه شود، اما فراموش نکنیم که در تاریخ فیزیک، همواره پشت سر سازوکارهای ریاضی جدید، پدیده های فیزیکی جدیدی نیز کشف شده اند.» «وفا» در این مورد به عنوان مثال به کوارک ها اشاره می کند. تا همین چند دهه قبل به کوارک ها صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی برای تبیین رفتار ذراتی نظیر پروتون ها نگاه می شد اما امروزه اغلب فیزیکدان ها معتقدند که کوارک ها واقعاً در جهان وجود دارند. ممکن است مشابه چنین سرنوشتی در انتظار بعد زمانی جدید و اسرارآمیز نظریه F نیز باشد.

اما اگر این بعد زمانی اضافی واقعاً وجود داشته باشد پس چرا تاکنون متوجه حضور آن نشده ایم؟ یک احتمال آن است که این بعد زمانی نیز همانند هفت بعد مکانی ناپیدای دیگر، آنچنان در خود پیچیده باشند که به چشم ما نمی آیند. اگر چنین باشد، تنها راه برای بازکردن این بعد زمانی درهم پیچیده، متمرکز کردن مقدار عظیمی از انرژی در حجمی بسیار کوچک خواهد بود، کاری که در صورت موفقیت آمیز بودن، نتایج شگرفی در پی خواهد داشت.

ادامه دارد...

🆔 @Physics3p
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢کوانتوم به جبر و اختیار پایان می دهد- میچیو کاکو


🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
👍1
#⃣ آیا ممکن است زمان هم مانند مکان چند بعدی باشد؟

#قسمت_سوم

🆔 @Physics3p

«وفا» در این باره می گوید؛ «اگر بتوان این بُعد زمانی اضافی را از هم باز کرد، در آن صورت اشیا دیگر آن گونه که اکنون تصور می کنیم در زمان حرکت نخواهند کرد.» برای فهم بهتر این مساله به این نکته توجه داشته باشید که در بعد مکان می توان تواماً به جلو و عقب، بالا و پایین و چپ و راست حرکت کرد و این در حالی است که در حالت معمول در بعد زمان تنها می توان به سوی آینده حرکت کرد. اما همان طور که «ویلچک» هم می گوید، چنانچه بیش از یک بعد زمانی وجود داشته باشد در آن صورت حتی می توان در درون یک لحظه نیز به مسافرتی ابدی پرداخت، سفری در امتداد عمود بر جهت سیر زمان.

بدین ترتیب اگر چنانچه از وقوع رویدادی ناگوار در آینده باخبر شدیم می توان با حرکت در درون یک لحظه (به جای حرکت در امتداد لحظه ها و در جهت سیر زمان)، از مواجه شدن با واقعه مزبور اجتناب کرد.البته باید گفت که تمرکز انرژی آنچنان عظیمی که بتواند بُعد زمانی اضافی و درهم پیچیده نظریه F را از هم باز کند، کاری فوق العاده دشوار خواهد بود. به همین دلیل هم برخی فیزیکدان ها معتقدند تنها نقاطی در جهان ما که امکان ظهور آثار این بعد اضافی در آنجاها وجود دارد، قلب سیاهچاله ها هستند. در ضمن، بسیاری از کیهان شناسان بر این باورند که گذشته از جهان ما، جهان های بی شمار دیگری نیز در پهنه کائنات وجود دارند و هریک از این جهان ها ممکن است تعداد ابعاد مکانی و زمانی کاملاً متفاوتی نسبت به جهان ما داشته باشند.

اما واقعاً زندگی در جهانی با ابعاد زمانی چندگانه چگونه خواهد بود؟ «ویلچک» می گوید؛ «پاسخ این سوال، بسیار حیرت انگیز است» و ادامه می دهد؛ «آیا وجود چنین جهانی غیرممکن است؟ نه، فکر نمی کنم چراکه می توان معادلات توصیف کننده چنین جهانی را نوشت. اما آیا پاسخ این معادلات، جهانی شبیه به جهان ما خواهد بود؟ من که بعید می دانم.»

پایان

🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆👆
goo.gl/KUOpGg

🆔 @Physics3p

آگاهی چیست؟ بزرگترین معمای علم...

🔹شاید کمی عجیب به نظر برسد که فیزیکدانان به معمای آگاهی توجه نشان می دهند. لابد می پرسید چرا؟ خب، آگاهی چیزی نیست که مربوط به دانش باشد. شما نمی توانید آگاهی را لمس کنید. حتی نمی توانید آن را ببینید. و بدتر از آن نمی توانید مقدارش را اندازه بگیرید (مثلا بگویید من نسبت به فلان موضوع ۱۰ مقدار آگاهی بیشتر از فلانی دارم!). با همه اینها ما می دانیم که آگاهی وجود دارد. در ابتدا آگاهی مربوط می شد به قلمرو فلسفه و البته زیاد از حد غیر زمینی بود تا اینکه با پیشرفت علم، زیست شناسان به موضوع آگاهی توجه نشان دادند و در مرحلۀ بعد این عصب شناسان بودند که با دستگاه های اسکن مغزیشان، پا به عرصه پر رمز و راز آگاهی گذاشتند.

🔸ادوارت ویتن مشهور، فیزیکدانی که بعضی او را با نیوتن و اینشتین مقایسه می کنند در جایی گفته است که ممکن است آگاهی برای همیشه یک راز باقی بماند. به نظر او شاید زیست شناسان و فیزیکدانان بالاخره بتوانند کارکردهای مغز را بهتر درک کنند، اما آگاهی برای همیشه یک راز باقی خواهد ماند. او می گوید خیلی راحتتر است که تصور کنیم که بیگ بنگ را خوب فهمیده ایم تا اینکه حتی فکرش را بکنیم که روزی آگاهی را درک کنیم. شاید ویتن درست بگوید. اما دیگران از تلاش خود برای حل معمای آگاهی دست نمی کشند.

🔹راجر پنروز فیزیکدان دانشگاه آکسفورد، عقیده دارد که ممکن است مغز یک کامپیوتر بیولوژیکی نباشد. او برخلاف خیلی از دانشمندان که معتقدند مغز از قوانین کامپیوترهای ساخت بشر پیروی می کند، می گوید که ممکن است که برخی از کارکردهای مغز از قوانین محاسباتی کامپیوترهای ما پیروی کند اما نه همه کارکردهای آن. به نظر او بخش صرفا کارکردهایی که به آن ناخودآگاه اطلاق می شود می تواند مدلی باشد از آنچه در کامپیوترهای ما اتفاق می افتد ولی بخش خودآگاه قوانین مخصوص به خود را دارد. فرضیه او اینست که احتمالا حل معمای آگاهی را باید در مکانیک کوآنتوم و دنیای زیر اتمی پیدا کرد...

منبع: بیگ بنگ


🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆🏻👆🏻👆🏻
Forwarded from Quantum Physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان چگونه می‌میرد؟

و اگر به پایان برسد دوباره متولد هم میشود⁉️


🆔 @Physics3p
goo.gl/kETeic

🆔 @Physics3p

#⃣ هندسه اقلیدسی و اصل توازی

#قسمت_اول

🔸اقلیدس در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد روش هندسه یونانی و نظریه اعداد را در اصول سیزده جلدی‌اش منتشر کرد. این شاهکار، در واقع جمع‌آوری کارهای مهم پیشینیان اقلیدس در سده‌های قبل‌تر بود. اثر جاودانه اقلیدس بیش از هر اثری در تاریخ بشریت خوانده شده است. اقلیدس هندسه خود را بر اساس پنج فرض بنیادی بنام بنداشت یا اصول موضوع بنا نهاد. همچنین روش بنداشتی ۱ اقلیدس الگویی برای ریاضیات محض تبدیل شده است. چهار اصل اول اقلیدس به قرار زیر می باشد:

🔹اصل اول اقلیدس: به ازای هر نقطه P  و هر نقطه Q  که با P مساوی نباشد، خط یکتایی مانند L وجود دارد که بر P و Q  می گذرد. به عبارت دیگر، هر دو نقطه خط یکتایی را مشخص می سازند.

🔸اصل دوم اقلیدس: به ازای هر پاره خط AB و هر پاره خط CD نقطه یکتایی چون E وجود دارد به طوری که B  بین A و E است و پاره خط  CD  با پاره خط BE  قابل انطباق است.

🔹اصل سوم اقلیدس: به ازای هر نقطه O  و هر نقطه A که با O مساوی نباشد دایره‌ای به مرکز O  و شعاع OA  وجود دارد.

🔸اصل چهارم اقلیدس: همه زاویه‌های قائمه با یکدیگر قابل انطباق هستند.

🔹اصل پنجم اقلیدس: به ازای هر خط L  و نقطه P  ناواقع بر آن تنها یک خط مانند M وجود دارد که از P  می گذرد و با L  موازی است.(اصل توازی اقلیدس). چهار اصل اول اقلیدس بدون هیچ مشکل پذیرفته شده بود اما اصل پنجم یعنی اصل توازی به یکی از بزرگترین چالش‌های تاریخ ریاضیات تبدیل شده بود، اما چرا؟ یک بنداشت یا اصول موضوع باید چنان بدیهی باشد که کسی نتواند در درستی آن تردید کند اما اصل توازی  این خصوصیت را نداشت و ریاضی‌دانان در طی دو هزار سال تلاش کردند تا آن را از چهار اصل دیگر اقلیدس نتیجه بگیرند یا اصل دیگری که بدیهی تر بود را جایگزین این اصل کنند اما هیچکدام از این تلاش‌ها نتیجه‌ای در بر نداشت.

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p


🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆🏻👆🏻👆🏻
دستیار
‌ . ⭕️ واقیعت زمان چیست؟ 🔵 زمان چیست؟ چرا رو به جلو حرکت می کند؟ آیا واقعی است؟ مفهوم زمان یکی از اسرارآمیزترین مفاهیم در تاریخ فیزیک بوده است و در حال حاضر نیز از مسائل دشوار فیزیک معاصر به‌شمار می‌رود، در این مقاله این موضوع چالش برانگیز بررسی شده است.…
#⃣ واقعیت زمان چیست؟!

🆔 @Physics3p

#قسمت_دوم

💢مشکل زمان از یک قرن قبل آغاز شد، وقتی نظریه‌های نسبیت خاص و نسبیت عام اینشتین، تصور معمول از زمان را به عنوان یک ثابت جهانی در هم ریخت. یکی از پیامدهایش آن بود که گذشته، حال و‌ آینده مطلق نیستند. نظریه‌های آلبرت اینشتین همچنین چالشی جدی در فیزیک به‌ وجود آورد، زیرا قوانین نسبیت عام (که گرانش و ساختار بزرگ مقیاس جهان را توصیف می‌کند) با قوانین فیزیک کوانتومی (که بر جهان کوچک مقیاس حکومت می‌کند) ناسازگار به‌ نظر می‌رسد.

💢حدود چند دهه قبل دو فیزیکدان مشهور یعنی جان ویلر که در آن زمان در دانشگاه پرینستون بود و برایس دویت از دانشگاه کارولینای‌شمالی، معادله‌ای عجیب و خارق‌العاده ارائه دادند که چارچوبی ممکن برای سازگاری بخشیدن به نسبیت و مکانیک کوانتومی فراهم می‌کرد. اما معادله ویلر-دویت همواره مناقشه‌ برانگیز بوده است، زیرا به سهم خودش پیچیدگی عجیب‌تری از فهم ما نسبت به زمان به نظریه نسبیت اضافه کرده است، زیرا در این معادله، زمان حذف شده است.

💢کارلو روولی، فیزیکدانی از دانشگاه مارسی در فرانسه می‌گوید: «زمان ناگهان از معادله ویلر-دویت ناپدید می‌شود و این موضوعی است که برای بسیاری از نظریه‌پردازان معما شده است. شاید بهترین راه برای فکر کردن درباره واقعیت کوانتومی کنار گذاشتن زمان باشد. به این ترتیب توصیف بنیادی از جهان باید بی‌زمان باشد.» تا به حال هیچکس در استفاده از معادله ویلر-دویت برای یکی‌ کردن نظریه کوانتوم و نسبیت عام موفق نشده است. با این حال اقلیت قابل‌ توجهی از فیزیکدان‌ها شامل روولی معتقدند هر نظریه موفقی از تلفیق دو شاهکار فیزیک قرن بیستم نهایتا جهانی را توصیف خواهد کرد که در آن زمان به‌طور اجتناب‌ناپذیری وجود ندارد.

🆔 @Physics3p


🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆🏻👆🏻👆🏻
#⃣ واقعیت زمان چیست؟!

#قسمت_سوم

🔰جهت پیکان زمان

🔸این مساله که زمان ممکن است وجود نداشته باشد در میان فیزیکدانان به نام «مساله زمان» شناخته می‌شود. این مساله ممکن است بزرگ‌ترین مساله باشد اما هنوز از پیچیده‌ترین سوال در مورد زمان فاصله دارد. «مساله زمان» در رقابت با این واقعیت عجیب در رتبه دوم قرار می‌گیرد که قوانین فیزیک توضیح نمی‌دهند چرا زمان همواره رو به جلو می‌رود. تمام قوانین فیزیک – چه قوانین نیوتن و اینشتین یا حتی قوانین کوانتوم – با معکوس شدن جهت زمان به همین صورت کنونی باقی خواهند ماند تا جایی که ما می‌توانیم بگوییم، با اینکه زمان یک فرآیند یک‌ سویه است و هرگز معکوس نمی‌شود، هیچ قانونی آن را محدود نمی‌کند. یعنی هیچ‌ یک از قوانین فیزیک یک‌ سویه بودن جهت زمان را تضمین نمی‌کنند.

🔹ست‌ لوید، یک متخصص مکانیک کوانتومی از دانشگاه MIT در پاسخ به این سوال که زمان چیست، می‌گوید: «این بسیار اسرارآمیز است که چرا ما یک‌ چنین پیکان زمان واضحی داریم. توضیح معمول برای این مساله آن است که برای مشخص کردن آنچه در یک سیستم اتفاق می‌افتد، شما نباید تنها قوانین فیزیکی حاکم بر آن سیستم را معین کنید، بلکه باید بعضی از شرایط اولیه و پایانی آن را نیز مشخص کنید.»
@Physics3p

🔸لوید می‌گوید مبنای تمام شرایط اولیه، بیگ بنگ است. فیزیکدانان باور دارند که جهان به صورت یک توپ ساده و بسیار فشرده از انرژی آغاز شده است. به‌ رغم اینکه قوانین فیزیک خود نمی‌توانند پیکان زمان را به‌ وجود آورند، انبساط کیهان که هنوز هم ادامه دارد این کار را انجام می‌دهد. همانطور که جهان منبسط می‌شود، پیچیده‌تر و بی‌نظم‌تر می‌شود.

🔹افزایش بی‌نظمی (که فیزیکدان‌ها آن را افزایش آنتروپی می‌نامند) ناشی از انبساط کیهان، ممکن است منشأ آن چیزی باشد که ما به عنوان رژه رو به‌ جلو و بی‌وقفه زمان تصور می‌کنیم. از این دیدگاه، زمان چیزی نیست که جدا از جهان وجود داشته باشد. خارج از کیهان هیچ تیک‌ تاک ساعتی وجود ندارد. اکثر ما تمایل داریم به زمان آن‌گونه که نیوتن فکر می‌کرد، فکر کنیم: «زمان مطلق، درست و ریاضی به دلیل ماهیتش به طور یکنواخت و مستقل از هر چیز خارجی، جریان دارد.»

🔸اما همانطور که اینشتین اثبات کرد، زمان قسمتی از بافت جهان است. برعکس آنچه که نیوتن باور داشت، ساعت‌های معمولی ما چیزی مستقل از جهان را اندازه نمی‌گیرند. طبق گفته لوید، در واقع ساعت‌ها اصلا زمان را اندازه‌گیری نمی‌کنند. او می‌گوید: «اخیرا به موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی در بولدر رفتم؛ یک آزمایشگاه دولتی که محل نگهداری ساعت اتمی استاندارد است. من به آنها گفتم ساعت‌های شما زمان را بسیار دقیق اندازه می‌گیرند. آنها در جواب گفتند، ساعت‌های ما زمان را اندازه‌گیری نمی‌کنند! من فکر کردم این حرف از سر تواضع است. اما آنها گفتند: نه، تعریف زمان آن چیزی است که ساعت‌های ما اندازه‌گیری می‌کنند. این حرف کاملا درست است. آنها زمان استاندارد جهانی را تعریف می‌کنند. زمان با تعداد تیک‌های ساعت‌های آنها تعریف می‌شود.»

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆🏻👆🏻👆🏻
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جهان های موازی: آزمایش خودکشی کوآنتومی

🔰فیزیکدان مکس تگمارک توضیح میدهد.

🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
Quantum Physics
goo.gl/kETeic 🆔 @Physics3p #⃣ هندسه اقلیدسی و اصل توازی #قسمت_اول 🔸اقلیدس در حدود ۳۰۰ سال قبل از میلاد روش هندسه یونانی و نظریه اعداد را در اصول سیزده جلدی‌اش منتشر کرد. این شاهکار، در واقع جمع‌آوری کارهای مهم پیشینیان اقلیدس در سده‌های قبل‌تر بود. اثر…
goo.gl/kETeic

#⃣ ورود گاوس و کشف هندسه نا اقلیدسی

#قسمت_دوم

🔸همان‌طور که اشاره شد اصل مشهور توازی که میگوید از هر نقطه خارج از یک خط مفروض، تنها یک خط را میتوان به موازات آن خط وجود داشته باشد، به نظر می رسید که از سایر اصول مستقل نباشد. کارل فریدریش گاوس که به اعتقاد بسیاری بزرگترین ریاضی دان تمام دوران‌ها میباشد به این مسئله حمله کرد و به این  نتیجۀ تکان‌دهنده دست یافت که هندسه اقلیدسی تنها هندسه ممکن نیست! او بعد از سال‌ها تلاش در سال ۱۸۲۰ قضایای اصلی هندسه غیر اقلیدسی را تدوین کرد ولی وی نتایجی را که کشف کرده بود را به دلیل سیطره نظام فلسفه کانتی که هندسه اقلیدسی را تنها شیوه تفکر در مورد فضا میدانست، آشکار نکرد. بسیار عجیب است که دیگر غول تاریخ اندیشه یعنی آلبرت اینشتین نیز مانند گاوس از قبول دینامیک بودن کیهان که معادلات خودش آن را نشان میداد، تنها به دلیل تفکرات موجود در دوران خود مبنی بر ازلی بودن جهان و نه آغازی داشتن، دست کشید. در سال های ۱۸۲۹ و ۱۸۳۲ لوباچفسکی و یانوش بویوئی به طور مستقل از هم مجددا به نتایج گاوس رسیدند ولی کشفیات خود را منتشر کردند. یانوش بویویی، این جمله معروف را بعد از کشف تاریخی خود به یادگار گذاشت:«من از هیچ، دنیایی تازه و شگفت‌انگیز ساخته‌ام.»

@Physics3p
🔹نکته عجیب دیگر در تاریخ اندیشه محض این است که گاهی اندیشه و کشفی در ذهن چند شخص بشکل تقریبا همزمان پدیدار می شود. مثلا کشف حسابان در سده هجدهم بوسیله نیوتن و لایبنیتس و در اینجا کشف هندسه نااقلیدسی در سده نوزدهم در زمره اینگونه رویدادها می باشد. نکته ای جالب در مورد بویویی، نامه‌ای بود که فارکاش بویویی  به پسرش یانوش نوشت: تو دیگر نباید در راه توازی‌ها تلاش کنی، این شب بی پایان را که همه روشنایی و شادمانی زندگی مرا به کام نابودی فرو برده است سپری کرده‌ام. استدعا دارم که دانش موازی‌ها را رها کن…

🔸ولی بویویی پسر از هشدار پدر نهراسید، زیرا اندیشه تازه‌ای در سر می پرورانید و همان‌طور که گفته شد سرانجام به هندسه‌ای جدید رسید. پدر یانوش که خود ریاضی‌دان بود نسخه‌ای از کشفیات پسرش را به دوست دیرین خود یعنی کارل فریدریش گاوس افسانه‌ای فرستاد. گاوس این نامه را به بویویی پدر نوشت:«تمام محتوای کاری را که پسر شما کرده و نتایجی را که به آنها رسیده است، به طور کامل با تحقیقات خودم که بمدت سی تا سی و پنج سال تمام فکر مرا به خود مشغول داشته، یکی است.» یانوش از جواب این ریاضی‌دان بزرگ ناامید شد اما به هر ترتیب از او هم نامی در تاریخ ریاضیات مانده است. لباچفسکی نیز در ۱۸۴۰ مقاله خود در زمینه هندسه نااقلیدسی را برای گاوس فرستاد. گاوس در نامه‌ای در ۱۸۴۶ به شوماخر، آن را مورد ستایش قرار داد و در عین حال حق تقدم خود را در کشف هندسه نااقلیدسی تکرا کرد. هندسه خاصی که گاوس، بویویی و لباچفسکی کشف کرده‌اند، به هندسه هذلولوی مشهور است. در این هندسه شگفت‌انگیز که مجموع زوایای داخلی مثلث کمتر از ۱۸۰ درجه می باشد بجای اصل پنجم اقلیدس، بنداشت هذلولوی به قرار زیر وجود دارد:

🔹بنداشت هذلولوی: یک خط L و یک نقطه P ناواقع بر L وجود دارد، چنانکه حداقل دو خط موازی با L  از نقطه P  میگذرد!

ادامه دارد....

🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
#⃣ واقعیت زمان چیست؟

#قسمت_چهارم

🆔 @Physics3p

🔰زمان یعنی تیک‌ تاک ساعت؟

🔸روولی، مدافع جهان بدون زمان می‌گوید: زمان‌سنج‌های موسسه استاندارد، این کار را درست انجام می‌‌دهند. به‌ علاوه نقطه‌ نظرآنها با معادله ویلر-دویت سازگار است. «ما هیچ‌ گاه، زمان را نمی‌بینیم، ما تنها ساعت‌ها را مشاهده می‌کنیم. اگر شما بگویید این جسم حرکت می‌کند، واقعا منظورتان آن است که جسم اینجاست وقتی عقربه ساعت شما اینجاست و به همین ترتیب مراحل حرکت جسم را می‌توانید توصیف کنید.

🔹ما می‌گوییم زمان را با ساعت اندازه می‌گیریم، اما تنها عقربه‌های ساعت را می‌بینیم نه خود زمان را و عقربه‌های ساعت درست مانند موارد مشابه دیگر تنها متغیرهای فیزیکی هستند. بنابراین به یک معنا ما تقلب می‌کنیم، زیرا آنچه واقعا مشاهده می‌کنیم متغیرهایی فیزیکی هستند به عنوان توابعی از متغیرهای فیزیکی دیگر، اما ما آن را طوری نمایش می‌دهیم که انگار همه چیز در زمان تغییر می‌کند.»

@Physics3p
🔸روولی افزود: « آنچه درباره معادله ویلر-دویت پیش می‌آید آن است که ما مجبور به توقف این بازی می‌شویم. در عوض معرفی این متغیر ساختگی (یعنی زمان که خودش مشاهده‌ پذیر نیست)، باید تنها توصیف کنیم که متغیرها چگونه به متغیرهای دیگر مرتبط هستند. سوال این است که آیا زمان یک ویژگی بنیادی واقعیت است یا تنها یک نمایش ماکروسکوپی از چیزهاست؟ من آن را تنها یک اثر ماکروسکوپی می‌دانم؛ چیزی که تنها برای اشیای بزرگ ظهور می‌یابد.»

🔹به‌ طور خلاصه مساله این است که ممکن است زمان در بنیادی‌ترین سطح واقعیت فیزیکی وجود نداشته باشد. منظور روولی از «اشیای بزرگ» هر چیزی است که بزرگ‌تر از ابعاد اسرارآمیز پلانک باشد. تا به حال هیچ نظریه فیزیکی‌ای به‌طور کامل جهان را در ابعادی کوچک‌تر از ابعاد پلانک، توصیف نکرده است. یک امکان آن است که اگر فیزیکدان‌ها بتوانند نظریه کوانتوم و نسبیت عام را وحدت بخشند، فضا و زمان توسط نسخه تغییر یافته‌ای از مکانیک کوانتومی توصیف خواهد شد.

🔸در چنین نظریه‌ای، فضا-زمان دیگر یکنواخت و پیوسته نخواهند بود بلکه شامل بخش‌هایی گسسته(کوانتا) هستند. درست مانند نور که از بسته‌های منفرد انرژی با نام فوتون تشکیل شده است. اینها آجرهای سازنده فضا و زمان هستند و تصور اینکه فضا و زمان از چیز دیگری ساخته شده باشد آسان نیست. مولفه‌های فضا و زمان جز در فضا و زمان در کجا می‌توانند وجود داشته باشند؟

🔰کوانتای فضا و زمان

🔹همانطور که روولی توضیح می‌دهد، در مکانیک کوانتومی تمام ذرات ماده و همچنین انرژی را می‌توان به صورت موج توصیف کرد. موج نیز یک ویژگی غیرعادی دارد: تعداد نامحدودی از آن می‌تواند در یک مکان وجود داشته باشد. اگر روزی نشان داده شود که زمان و مکان از کوانتا تشکیل یافته‌اند، تمام آنها می‌توانند در یک نقطه بدون بعد روی هم تلنبار شوند.

🔸رولی می‌گوید: «به معنایی فضا و زمان در این تصویر ذوب می‌شوند. دیگ فضا وجود ندارد، تنها کوانتاهای وجود دارند روی کوانتاهای دیگر بدون اینکه در فضا غرق شوند.» روولی به همراه یکی از مهمترین ریاضیدانان دنیا یعنی آلن کونس از کالج فرانسه در پاریس روی این موضوع کار کرده است. آنها همراه هم چارچوبی را ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد، چگونه آنچه ما به عنوان زمان تجربه می‌کنیم ممکن است از یک واقعیت بی‌زمان و بنیادی‌تر ظهور یافته باشد.

🔹همان‌گونه که روولی توصیف می‌کند: «زمان احتمالا یک مفهوم تقریبی است که در ابعاد بزرگ ظاهر می‌شود. کمی شبیه مفهوم سطح آب که از لحاظ ماکروسکوپی معنا دارد اما در ابعاد اتمی معنای خود را از دست می‌دهد.» روولی با فهمیدن اینکه توضیحاتش ممکن است راز زمان را عمیق‌تر کند، می‌گوید بیشتر دانش فعلی ما روزی گیج‌کننده به نظر می‌رسید. «من فهمیده‌ام که این تصویر مشهودی نیست. اما این موضوع فیزیک بنیادی است: یافتن روش‌های جدید فکر کردن درباره جهان و دیدن اینکه آیا این روش‌ها کار می‌کنند یا نه. من فکر می‌کنم وقتی گالیله گفت زمین می‌چرخد، به همین شکل غیرقابل فهم بود. فضا برای کوپرنیک شبیه فضا برای نیوتن نبود و فضا برای نیوتن مانند فضا برای اینشتین نبود. ما همیشه کمی بیشتر می‌آموزیم.»

🔸روولی احساس می‌کند که یک انقلاب دیگر در مفهوم زمان به همین زودی اتفاق می‌افتد. «وقتی مقاله ۱۹۰۵ اینشتین منتشر شد، تفکر مردم درباره فضا-زمان را تغییر داد. ما دوباره در آستانه‌ واقعه‌ای شبیه آن هستیم.» وقتی گرد و خاک‌ها فرو نشینند، زمان هرچه که باشد می‌تواند حتی عجیب‌تر و وهم‌انگیزتر از چیزی باشد که پیشینیان ما می‌توانست تصور کند.

پایان

🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
مطلب «واقعیت زمان چیست؟» بعد از چهار قسمت به پایان رسید. آیا از این مطلب رضایت کافی داشتید؟
anonymous poll

بله – 127
👍👍👍👍👍👍👍 95%

خیر – 6
▫️ 5%

👥 133 people voted so far.
Forwarded from درج زیرنویس
شاید تمام کارهایی که هاوکینگ در فیزیک کرد را بتوان در این‌ جمله خلاصه کرد:

مواد در نزدیکی سیاهچاله نه براساس مکانیک نیوتونی رفتار می کنند نه براساس نسبیت، بلکه رفتارشان برطبق مکانیک کوانتومی است.

🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
Quantum Physics
goo.gl/kETeic #⃣ ورود گاوس و کشف هندسه نا اقلیدسی #قسمت_دوم 🔸همان‌طور که اشاره شد اصل مشهور توازی که میگوید از هر نقطه خارج از یک خط مفروض، تنها یک خط را میتوان به موازات آن خط وجود داشته باشد، به نظر می رسید که از سایر اصول مستقل نباشد. کارل فریدریش گاوس…
goo.gl/kETeic
#⃣ هندسه فضای فیزیکی چیست؟

#قسمت_سوم

🔸آلبرت اینشتین که بزرگترین فیزیکدان همه دوران‌ها می باشد در سال ۱۹۰۵ نظریه نسبیت خاص را کشف کرد. این نظریه تنها به ناظرانی که از قانون اول نیوتن پیروی می کنند(ناظر لخت) مربوط می شود. قانونی که بیان می کند اگر نیرویی وجود نداشته باشد یا برایند نیروها صفر باشد برای همیشه سکون یا حرکت با سرعت ثابت را خواهیم داشت. اما آلبرت به دنبال نظریه‌ای دیگر بود که علاوه ناظران لخت شامل ناظران نالخت که از قانون دوم نیوتن نیز پیروی می کنند نیز باشد، یعنی وجود شتاب یا تغییر سرعت.

🔹هندسه فضای فیزیکی در نسبیت خاص، اقلیدسی بود یعنی هندسه‌ای تخت با انحنای صفر. اینشتین، از سال ۱۹۰۵ در پی فرمول‌بندی و کشف نظریۀ دیگری بنام نسبیت عام شد. بر طبق ایده اینشتین، فضا و زمان، جدایی ناپذیرند و هندسه فضا-زمان متاثر از ماده است، طوری که پرتوهای نور بر اثر نیروی گرانش، خمیده می شوند(پرتوهای نور مسیر منحنی را طی میکنند). دیگر فضا مانند جعبه تهی نیوتنی نیست که ماده درون آن گذاشته شود تاثیری بر کرانه‌های آن نداشته باشند، مسئله خیلی پیچیده‌تر از آن است که اقلیدس یا لباچفسکی می پنداشتند. در واقع هندسه فضا-زمان اینشتینی به شکل هندسه ریمانی توسط ماده موجود در آن انحنا پیدا می کند و این خمیدگی فضا و زمان که شاید عجیب‌ترین ایدۀ تاریخ تفکر بشریت باشد همان نیروی گرانش است، نیرویی که در نظریه نیوتنی بشکل نیرویی نامرئی بین دو جرم بود، در نظریه اینشتین-نسبیت عام-به شکل انحنای ریمانی فضا-زمان می باشد.

💢پاسخ مشهور پوانکاره به این پرسش که کدام هندسه درست است:

🔸اگر هندسه دانشی تجربی بود نمی توانست دانشی دقیق باشد و پیوسته دستخوش تجدید نظر قرار می گرفت… بنابراین بنداشت‌های هندسی نه شهودهای ترکیبی قبلی هستند و نه حقایق تجربی، بلکه قرار داد هستند. انتخاب ما از میان همه قراردادهای ممکن، توسط حقایق تجربی رهبری می شوند. ولی انتخاب ما آزاد است و فقط به لزوم اجتناب از هرگونه تناقض محدود می شود. لذا این اصول هستند که می توانند دقیقا درست باقی بمانند، حتی اگر قوانین تجربی که موجب پذیرفته شدن آنها شده‌اند تقریبی باشند. پس درباره این پرسش که آیا هندسه اقلیدسی درست است؟ چه باید اندیشید؟ این پرسش بی‌معنی است، درست مثل اینکه بپرسیم آیا دستگاه متری درست است و اوزان و مقیاس‌های قدیم نادرست‌اند؟ ایا مختصات دکارتی درست است و مختصات قطبی نادرست؟… هیچ هندسه‌ای نمی تواند درست‌تر از هندسه دیگر باشد، تنها ممکن است مناسب‌تر باشد.
@Physics3p

🔰نتیجه‌گیری:

🔹اصل موازی در هندسه اقلیدسی در نظر ریاضیدانان یک اصل بدیهی نبود، از این‌رو تلاش کردند تا آن را از سایر اصل‌های اقلیدس استنتاج کنند که آنها را بدیهی بحساب می آوردند. آیا چنین اثباتی در مورد اصل توازی امکان‌پذیر است؟ در قرن نوزدهم توسط گاوس، لباچفسکی، بویویی و ریمان، امکان‌ناپذیری استنتاج اصل توازی از سایر اصلها اثبات شد. این امر به کشف هنسه های نااقلیدسی انجامید که در انها بجای یک خط موازی، هیچ خطی موازی و یا بیش از یک خط موازی وجود دارند. در واقع تنها با تغییر دادن اصل پنجم، هندسه‌هایی کاملا معتبر و سازگار ایجاد کردند. اما اینکه چگونه چنین بازی ریاضی‌ای منجر به کاربرد در نظریه اینشتین در مورد ماهیت گرانش  یعنی کشف فضای ریمانی شد قطعا قابل درک  و توضیح نیست. این رازی است که بیش از هر راز دیگری برای ادمی عجیب می باشد که اگر ابداعات ریاضی صرفا محصول تخیلات ریاضی‌دانان است پس چگونه می شود که برخی از آنان کاربردهای فیزیکی پیدا می کنند؟

🔸با کشف هندسه نااقلیدسی توسط گاوس، این دیدگاه که موجودات ریاضی، تنها مثالی(به معنی افلاطونی) از موجودات محسوس هستند دیگر پذیرفتنی نیست، و نشان میدهد که ریاضیات و واقعیت به طور کامل از هم مستقل شده‌اند چرا که تخیل، انتزاع وازادی به جوهره و ماهیت غریب ریاضیات تبدیل شده است و در این حالت تماس ریاضیات و واقعیت فیزیکی، اسرارآمیزتر از همیشه شده است. و این بزرگترین و غیرقابل درک‌ترین رازی است که نوع بشر با آن مواجهه شده است.

پایان

🆔 @Physics3p

🌐 کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
#⃣ نقش احتمالات در مکانیک کوآنتوم

@Physics3p

🔸یکی از موارد مهمی که در مکانیک کوآنتوم توجه فیزیکدانان را به خود جلب میکند، نقض شدن قوانین پایه احتمال در مکانیک کوآنتوم است.

ریاضیات به ما میگوید که احتمال رخ دادن یک پدیده در طبیعت همواره بصورت عددی بین صفر تا یک تعیین میشود که این بدان معناست که یک پدید میتواند انجام شود یا نشود.
اما این اصل در مکانیک کوآنتوم دستخوش تغییر شده و در این علم، این قانون پایه احتمال نقض میشود!

🔹در مکانیک کوآنتوم یک پدیده همزمان هم اتفاق میافتد و هم منتفی میشود.

(پیشتر درمورد فرضیه گربه شرودینگر و رابطه آن با تابع موج در این کانال مطلبی قرار دادیم که همراهان گرامی میتوانند با جستجو کلمه فوق آن را مطالعه کنند)

🔸با توجه به این فرضیه، هنگامی که شما تصمیم به انجام کاری میگیرید، همزمان هم آن کار را انجام میدهید و هم نمیدهید!
برای مثال فرض کنید شما از خانه بسمت محل کار خود به راه می افتید.
در طی مسیر یادتان میاید که فراموش کرده اید کارت بانکی خود را بردارید.
اینکه شما برگردید و آن را بردارید و یا خیر، دو سرنوشت متفاوت ایجاد میکند که باعث روییدن ایده ی جهانهای موازی میشود!

🔹در یک جهان موازی شما دوباره بسمت خانه حرکت میکنید، و در یک جهان بسمت محل کار خود ادامه میدهید!

فراموش نکنید که ایده ی جهانهای موازی و ارتباط آن با این اصل مهم مکانیک کوآنتوم، تنها درحد یک فرضیه است که دانشمندان در تلاشند تا با درنظر گیری ارتعاشات کوآنتومی ریزموج ها اثراتی از آن را بیابند.

🆔 @Physics3p
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با اطمینان میگویم که هیچکس مکانیک کوانتوم را نمی فهمد.
نقل قولی از ریچارد فاینمن. در یک سخنرانی که دربارۀ مکانیک کوانتوم و الکترودینامیک کوانتومی است،فاینمن چندنکته را بیان میکند.👇👇

🆔 @Physics3p