Quantum Physics
9.48K subscribers
665 photos
235 videos
125 files
507 links
ارتباط با ادمین:
@matinCl
Download Telegram
موضوعی که سؤال خیلی از دوستان هست👆👆
توجه کنید که این طبقه بندی ها در فیزیک براساس معیار خاصی نبوده و تنها حدس و گمان است.
👍1
(1/3)

#⃣ مفاهیم پیچیده در مورد جهان چند بعدی:

نزدیک به یک قرن پیش کشف ادوین هابل درباره پدیده “انتقال به سرخ نور کهکشان ها” (red-shifting) در همه جهات نشان داد که جهان در حال انبساط است. از ترکیب این کشف هابل و تعدادی از مفاهیم هندسه نا اقلیدسی مشخص شد که کیهان دارای بیش از سه بعدی است که در زندگی روزمرمان با آن آشنایی داریم.

به گزارش بیگ بنگ، چون بخش‌های مختلف کیهان به شکلی جدا از هم در حال حرکت هستند، هنوز هیچ نقطه مشخصی بعنوان مبدا و مرکز انبساط جهان تعیین نشده است. یک بادکنک را در نظر بگیرید، پوست آن را می توان یک سطح دو بُعدی در نظر گرفت (مانند دو بُعدی فرض کردن صفحه کاغذ که از ضخامت کاغذ صرف نظر می شود)، همچنانکه بادکنک در حال باد شدن است، پوست آن هم بزرگ و بزرگتر می شود، و این سطح دو بُعدی در یک فضای سه بُعدی طوری گسترش می یابد که هیچ نقطۀ مبدا برای انبساط سطح پوست بادکنک وجود ندارد. حال اگر این مفهوم را به انبساط فضای سه بعدی جهان بر روی چهار بُعد تعمیم دهیم، این پدیده راحت‌تر درک می شود. همچنین از همین منظر خم شدن، پیچش و تاب برداشتن فضای سه بعدی روی چهار بعد توجیه می شود، همانطور که پوست بادکنک در فضای سه بعدی میتواند خم شده یا تاب بردارد.

ما ابعاد اضافی را نمی بینیم، یا احساس نمی کنیم، با این حال فیزیک نظری پیش‌بینی می کند که آنها باید وجود داشته باشند. اما کاربردی هم برای ابعاد اضافی وجود دارد؟ آیا آنها می توانند بخشی از فیزیک کاربردی شوند؟

۱-حرکت مافوق نور

دانشمندان برای توضیح درباره بعد چهارم، دائما از تشبیه‌ها استفاده می کنند، مثلا چیزی به نام ابرمکعب(Hypercube) یا رمان قرن نوزدهمی تخستان(Flatland) اثر ادوین ابوت، این کتاب زندگی موجودات دو بعدی در یک جهان مسطح را به تصویر کشیده است که فقط دارای ابعاد طول و عرض هستند. تخستانی‌ها قادر به درک بعد سوم نیستند، آنها از موجودات سه بعدی فقط یک سطحشان را می بینند، چیزی شبیه ِ توموگرافی یا تصویربرداری ام آر آی (MRI) که از قسمت‌های مختلف بدن عکسبرداری می شود. برشی از یک قسمت ِ پا با برشی از قسمتی چند میلیمتر بالاتر از آن تقریبا یکسان است، اما یک برش از کمر یا سینه، تصویری کاملا متفاوت را نشان می دهد. با تعمیم این موضوع، می توانیم درک کنیم، تصویری که ما از محیط سه بعدی می بینیم تنها یکی از بی‌نهایت برش‌ ِ یک محیطی چهار بعدی است.

اما مفاهیم در فراتر از چهار بعد، بسیار شگفت‌انگیزتر و تجسمشان سخت‌تر می شود. مهمترین نظریه در این رابطه، نظریه M است، این نظریه میان نظریه‌های ناهماهنگ ابرریسمان، اتحاد ایجاد می کند. در نظریه M بسته به نوع تبیین ۱۰ یا ۱۱ بُعد وجود دارد. به جز سه بعدی که در زندگی روزمره‌مان با آنها سر و کار داریم و همچنین بعد زمان، دیگر ابعاد فشرده و کوچک هستند (فشرده و کوچک از این بابت که اگر بر روی یکی از این ابعاد اضافی به حرکت در آییم، پس از طی مسافتی کوتاه به مکان اولیه خود باز می گردیم) اما چیزی که در این مورد بیشتر مورد توجه است، این است که ابعاد اضافی یا فشرده، لزوما فشرده نمی مانند و همانطور که ریچارد ابوسی مدیر سازمان تحقیقات سفینه‌های فضایی ناسا می گوید، این ابعاد مانند جعبه می توانند باز شوند.

«اگر یک تمدن پیشرفته یاد بگیرد که چگونه می توان ابعاد اضافی را دستکاری کرد، ممکن است از آنها برای تکنولوژی حرکت مافوق نور استفاده کند» ابوسی در این رابطه مطرح می کند که، اگر به شکلی کنترل شده اقدام به گشودن ابعاد اضافی کنیم، می توانیم سه بعد اصلی که می شناسیم را فشرده کرده یا گسترش دهیم. اگر به طور هماهنگ فضای جلوی فضاپیمایمان را فشرده کرده و فضای پشت آن را گسترش دهیم، می توانیم به سرعت مافوق نور دست پیدا کنیم.[ماشین وارپ]

اما هنوز برای آماده شدن برای سفر به منظومۀ آلفا قنطورس به کمک این تکنولوژِی زود است، ابوسی اعتراف می کند مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که هنوز هیچ شواهدی دال بر اینکه ابعاد اضافی فرضیۀ ما وجود خارجی دارند، در دسترس نیست. احتمالا در آینده با کمک شواهدی که از آزمایشات برخورد دهنده هاردونی بزرگ به دست می آید، ما به وجود این ابعاد پنهان پی خواهیم برد. اما حتی با داشتن چنین مدارکی، اینکه این پدیده منجر به حرکت مافوق نور شود، در حد حدس و گمان است.

ادامه در 👇👇👇

🆔 @physics3p
(2/3)

۲-سفر در زمان

زمان با ابعاد فضایی که می شناسیم کاملا متفاوت است، اما معمولا بعنوان یک بُعد در نظر گرفته می شود. ما پی در پی در حال حرکت بر روی محور زمان هستیم. و هنوز به تکنولوژِی‌ای که بتواند زمان را به عقب برگرداند و تاریخ را تغییر دهد، دست پیدا نکرده‌ایم. اگر با کمک روشی می شد ابعاد را تحت کنترل خود در آوریم، آنگاه به شکلی که از درک سه بعدی ما از جهان خارج است، می توانستیم به مکان‌های دور افتاده‌ای در فضا تونل بزنیم، یا اینکه به حالتی ابهام آمیزتر، تونل‌هایی ایجاد می کردیم که به دوره‌های زمانی در گذشته یا آینده سر در می آوردند.

طرفداران فیلم پیشتازان فضا(Star Trek) می دانند فلسفه سفر به گذشته بسیار گیج‌کننده است، وقتی به گذشته سفر می کنید می توانید تاریخ را عوض کنید، می توانید از سلسله وقایعی که موجب به وجود آمدن خودتان شده است، جلوگیری کنید و بسیاری کارهای تناقض‌آمیز دیگر. اما سفر به آینده اینطور نیست، با کمک سرعت‌های بالا بدون اینکه درگیر تناقض‌های پیچیدۀ فلسفه زمان شویم، میتوانیم به آینده سفر کنیم.

در مفهوم اتساع زمان که توسط نسبیت خاص اینیشتن پیش‌بینی شده، اگر سرعت فضاپیمایمان را به سرعت نور نزدیک کنیم، زمان از نظر ما کندتر سپری می شود. میزان این کندی را با عاملی به نام فاکتور گاما(Gamma Factor) می سنجند. بنابراین تعریف، اگر سرعت فضاپیما ۰٫۸۷ برابر سرعت نور باشد، شاخص گاما مساوی ۲ می شود، یعنی هر یک دقیقه‌ای که در فضاپیما سپری می شود، برای ناظر زمینی ۲ دقیقه به نظر می رسد. اگر سرعت فضاپیما به ۰٫۹۴ برابر سرعت نور برسد، شاخص گاما برابر ۳ می شود و در ۰٫۹۹۹۲ برابر سرعت نور شاخص گاما به ۲۵ می رسد، این میزان از تفاوت زمانی، سفر به آینده را تا حد قابل توجهی میسر می کند.

با چنین سرعتی طی دو سال می توانیم به سمت ستاره وگا(Vega)، که در فاصلۀ ۲۵ سال نوری از زمین واقع شده، برویم و برگردیم، اما وقتی که به زمین می رسیم می بینیم که نیم قرن گذشته است. درستی پدیده اتساع زمانبرای ما قطعی شده است، چون قبلا آن را به کمک ذرات زیر اتمی اثبات کرده‌ایم. اگرچه در حال حاضر امکان انجام آن بر روی انسان‌ها میسر نیست، اما ممکن است در آینده به کمک تلکنولوژی پیشرفته‌ای همچون همجوشی هسته‌ای، بر این محدودیت‌ها فائق آییم.


ادامه دارد....

🆔 @physics3p
👍1
اتان سیگل اخیرفیزیکدان بتازگی اعلام کرده طبق قواعد فیزیک نظری شرایط مشخصی وجود دارند که امکان ایجاد تونل زمان و در نتیجه انتقال انسان به دوران های گذشته وجود دارد!

🆔 @physics3p
👍1
(3/3)

۳-کرمچاله‌های قابل عبور

روش دیگری که حمل و نقل چند بُعدی در کیهان را ممکن می کند “کرمچاله‌ها” هستند. “کارل سیگن”(نویسنده و مروج موفق اخترشناسی) هنگامی که برای داستان علمی خود به راه حلی برای سفر میان ستاره‌ای نیاز داشت با فیزیکدان نظری، “کیپ تورن” مشورت کرد. کیپ تورن با حل معادلات فیزیکی نشان داد که تنها راه حل ِ موجود استفاده از کرمچاله قابل عبور ِ پایدار است. سیستم تونل مانندی که مناطق مختلف فضا-زمان را به هم متصل می کند. نزدیک به یک دهه قبل از اینکه “میگل آلوبیره” نشان دهد بر اساس نسبیت عام اینشتین می توان مشابه فیلم پیشتازان فضا با سرعت مافوق نور حرکت کرد، سیگن مفهوم کرم‌چاله را تنها ابزار علمی معتبر برای رفت و برگشت سریع بین ِ کهکشان معرفی کرد.

یک تمدن پیشرفته می تواند با کمک کرمچاله‌ها تونلی بین دو نقطه از صفحۀ فضا-زمان ایجاد کند. در اصل این نقاط ورود و خروج روی صفحه فضا-زمان روش دیگری از جابجایی به کمک بُعد چهارم است. اگر ما قادر به استفاده از تکنولوژی کرمچاله‌ای بودیم می توانستیم، در جایی درون منظومه شمسی دروازه‌ای ایجاد کنیم که به نقطه‌ای در منظومه ستاره‌ای دیگر که دارای سیامین است، منتهی شود. چیزی که در داستان‌های علمی- تخیلی به آن دروازۀ ستارگان می گویند.

براساس یافته‌های ریاضی بدست آمده از معادلات نسبیت عام (که بعنوان معادلات میدان اینشتین شناخته می شوند) تکلنولوژی مافوق نور و کرمچاله‌های قابل انتقال، به پدیده‌ای به نام انرژی منفی نیاز دارند. تجسم این پدیده پیچیده از نظر شهودی بسیار سخت است، اما بخشی از نظریه کوانتوم از وجود آن حمایت می کند. فیزیکدانان با کمک تکنولوژِی نورشناخت کوانتومی(Quantum optics) و پدیده‌ای به نام اثر کاسیمیر(Casimir effect) توانسته‌اند که مقدار ناچیزی از انرژِی منفی را تولید کنند. اما تولید آن در مقیاس بزرگ به مقادیر عظیمی از نیروی گرانش نیاز دارد، که در حال حاضر ما قادر به ایجاد آن نیستیم.(کانال فیزیک کوآنتوم)

اریک دیویس، محقق ارشد موسسه مطالعات پیشرفته آستین-تگزاس، که یک متخصص در زمینۀ مفاهیم سرعت‌های بالاتر از نور است، امیدوارکننده‌ترین راه برای تولید انرژی منفی را استفاده از دستگاهی کوانتومی به نام آینه فورد-اسوایتر(Ford-Svaiter mirrors) می داند. این وسیله که هنوز ساخته نشده، اما قابلیت تولید را دارد می تواند انرژِی منفی را متمرکز کرده و یک کرمچاله کوچک ایجاد کند. البته دیویس معتقد است که دستگاه در مقیاس‌های بالاتر می تواند کرمچاله‌های بزرگتری ایجاد کند که برای ورود یک فضاپیما کافی باشد. در ابتدا ممکن است  با آینه فورد-اسوایتر جهت‌یابی برای پیدا کردن نقطه خروجی کرمچاله‌ها به درستی صورت نگیرد؛ اما از نظر تئوری ساخت یک تنظیم کننده برای نقاط خروجی امکان‌پذیر است.

اولین کرمچاله‌ای که با ورودی و خروجی پایدار ساخته شود، ما را قادر می سازد که بین زمین و مقصد میان ستاره‌ایمان رفت و آمد داشته باشیم. می توانیم منظومه‌های ستاره‌ای مختلف را کاوش کنیم، و سیارات قابل سکونت را برای مهاجرت پیدا کنیم. همچنین می توانیم از این حرکت بعنوان نقطه آغازی برای دست آوردهای بیشتر استفاده کنیم. مثلا کم‌کم می توانیم در گوشه و کنار کهکشان، شبکه‌هایی از کرمچاله‌ها ایجاد کنیم. یا اینکه حتی ممکن است همانطور که کارل سیگن گفت، در برخی نقاط تونل‌های کرمچاله‌ای ما به شبکه‌هایی که از قبل وجود داشته‌اند، راه پیدا کنند. البته بهتر است قبل از هر چیز قوائد استفاده از این شبکه‌ها را خوب یاد بگیریم، برای اینکه ممکن است در آنجا با ترافیک روبرو شویم!

پایان


منبع مقاله: سایت علمی بیگ بنگ



🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
👍1
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا برخی از قوانین فیزیک مدرن با عقل معمولی انسان در تضاد است علیرغم اینکه در عمل جوابهای درست به ما می دهد.- لاورنس کراوس


🆔 @Physics3p
👍1
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا جهان یک کامپیوتر کوانتومی است؟

خوآن مالداسنا یکی از فیزیکدانهای متخصص در نظریه اطلاعات کوانتومی این سؤال را بررسی می کند.

🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆
🔸 از فعالیت کانال راضی هستید؟
anonymous poll

بله – 232
👍👍👍👍👍👍👍 93%

خیر – 17
👍 7%

👥 249 people voted so far.
goo.gl/Zbpz2D

#⃣ یکی از اصول مهم #اینشتین در حوزۀ کوانتوم

🔸دهه­‌ها است که معمای کاربرد اصل هم ­ارزی اینشتین در حوزۀ کوانتوم، فیزیکدانان را نگران کرده است. حال دو محقق کلید احتمالی حل این معما را کشف کرده­‌اند.نظریه‌­های فیزیکی اینشتین تقریبا از تمام آزمایشات فیزیک کلاسیکی که بر روی آنها انجام شده با سربلندی بیرون آمده­‌اند. اما وقتی به مقیاس­‌های بسیار کوچک می­ رسیم (حوزۀ کوانتوم) اوضاع کمی عجیب­ می­ شود. موضوع این است که مشخص نیست نظریۀ نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتوم چطور با یکدیگر سازگار هستند. قوانینی که بر این دو حوزه حکفرما هستند با یکدیگر قابل انطباق نیستند و تفاوت­‌های میان این دو را حل و فصل می­ کنند.

🔹اصل هم ­ارزی(یکی از سنگ بناهای فیزیک امروزی) بخش مهمی از نظریه نسبیت عام است. اگر آن را بتوان در حوزۀ کوانتوم جای داد، ممکن است به ما کمک کند تا نسبیت عام و مکانیک کوانتوم را بر یکدیگر منطبق کنیم. به بیانی ساده، اصل هم­ ارزی یعنی گرانش به تمام اشیاء شتاب یکسان می­ دهد. می­ توان این موضوع را در آزمایش چکش و پر که توسط دیوید اسکات فرماندۀ آپولو ۱۵ انجام گرفت مشاهده کرد.

🔸مگدالنا از دانشگاه استرالیا گفت: «فیزیکدانان بر روی این موضوع اختلاف دارند که آیا این اصل را می­ توان بر روی ذرات کوانتومی بکار برد یا خیر. بنابراین برای اینکه آن را به دنیای کوانتوم منتقل کنیم لازم بود بدانیم برهم­کنش ذرات کوانتومی با گرانش به چه شکل است. به این منظور باید به جرم توجه می­ کردیم.» طبق نظریه­ نسبیت، جرم توسط انرژی ایجاد می­ شود. اما در دنیای کوانتوم موضوع کمی پیچیده­‌تر است. یک ذرۀ کوانتومی می­ تواند دو حالت مختلف انرژی با مقادیر مختلف داشته باشد که آن را برهم ­نهی می­ نامند. چون ذره برهم ­نهی حالت انرژی دارد، برهم ­نهی جرم­‌های لختی نیز دارد. از لحاظ نظری این بدین معنی است که ذره باید بر­هم­ نهی جرم­‌های گرانشی نیز داشته باشد اما برهم ­نهی ذرات کوانتومی توسط اصل هم­ ارزی توضیح داده نشده است.

🔹زیک در این باره گفت: «ما متوجه شدیم باید رفتار این ذرات در حالت­‌های کوانتومی مورد بحث را بررسی کنیم تا دیدگاه کلی یک ذره نسبت به گرانش را درک کنیم. تحقیقات ما نشان داد اصل هم ­ارزی محدودیت­‌های بیشتری برای ذرات کوانتومی در برهم­ نهی­‌های کوانتومی جرم­‌های مختلف، نسبت به ذرات کلاسیک قائل می­ شود. این موضوع تا کنون کشف نشده بود.» این کشف به تیم تحقیقاتی این امکان را می­ دهد تا اصل هم­ ارزی را برای در بر گرفتن برهم ­نهی‌­ها در یک ذرۀ کوانتومی، اصلاح کنند...


منبع: سایت بیگ بنگ


🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
فضاپیمای پارکر متعلق به ناسا به نزدیکترین فاصله تا خورشید رسیده است. تاکنون هیچ فضاپیمایی به این اندازه به خورشید نزدیک نشده است.
روز گذشته فضاپیمای پارکر از فاصله ۴۳ میلیون کیلومتری به خورشید نزدیکتر شد. پیش بینی می شود هفته آتی این فضاپیما همچنان به خورشید نزدیک شود تا بتواند از کورونای این ستاره نیز گذر کند یا به بخش خارجی اتمسفر خورشید برسد. به این ترتیب فاصله پارکر تا سطح خورشید به ۲۴ میلیون کیلومتر می رسد.

منبع: ویکی یوفو

🆔 @physics3p
#نسبیت و شگفتی های آن

یکی از موضوعات جالب توجه که #نسبیت به آن پاسخ میدهد، علت جوانتر بودن مرکز ستاره ها نسبت به سطح آنها میباشد.
نسبیت به ما می گوید، هر چه گرانش یک جرم کیهانی(ستاره ها و و سیاهچاله و...) بیشتر باشد، خمیدگی فضا-زمان در آن ناحیه بیشتر است و در نتیجه گذر زمان متفاوت خواهد بود.
گرانش ستاره ای مانند خورشید در مرکز آن بیشتر از سطح آن بوده و زمان به کندی در آن میگذرد.
با توجه به موضوع فوق انتظار میرود مرکز خورشید جوانتر از سطح آن باشد که در حقیقت نیز چنین است!

در واقع این اختلاف سن در ستارگان نوترونی شگفت انگیز تر از خورشید میباشد!

🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
Quantum Physics
#نسبیت و شگفتی های آن یکی از موضوعات جالب توجه که #نسبیت به آن پاسخ میدهد، علت جوانتر بودن مرکز ستاره ها نسبت به سطح آنها میباشد. نسبیت به ما می گوید، هر چه گرانش یک جرم کیهانی(ستاره ها و و سیاهچاله و...) بیشتر باشد، خمیدگی فضا-زمان در آن ناحیه بیشتر است…
با عرض درود خدمت دوستان و همراهان گرامی

عده ای از همراهان عزیز لطف کردند و درباره مطلب فوق ایراداتی رو مطرح کردند و ما برای رفع ابهام یسری نکات رو در این باره مطرح میکنیم:

1) در این مطلب منظور از نسبیت، نسبیت خاص میباشد و نه عام که بنده باید بیان میکردم.
2) اینجا منظور از مرکز حجم معینی از فضاست و نه نقطه خاصی از فضا.
3) باید به این موضوع توجه داشت که ستارگان نیز مانند زمین و سیارات دیگر ساختاری نیمه لایه ای دارند.
4) این مطلب برای ستارگانی بیان شده که دارای چرخش دورانی و محوری باشند و نه ایستا(منظور ستاره های غیر کوتوله و امثالهم)
5) سرعت خطی زمان با افزایش شعاع کره ای ستاره از مرکز نقطه افزایش میابد و بدین صورت با پیشروی درونی در یک ستاره، ساختار جوانتری رو شاهد خواهیم بود.(چون کاهش شعاع داریم)
6) خمیدگی فضا زمان ناشی از جرم کلی ستاره هست، و طبق قانون عکس مجذور نیوتون، با افزایش فاصله سطحی با کاهش جاذبه میدانی مواجه میشویم.


تشکر میکنم از دوستانی که برای ارائه بهتر مطالب با نظراتشون مارو یاری می کنند🙏🙏


در ضمن میتونید نظرات خودتون رو درباره مطالب ارسالی با آیدی زیر به اشتراک بزارید:

@secretshadow


باتشکراز همراهیتون، ادمین کانال فیزیک کوآنتوم

🆔 @physics3p
goo.gl/H48BZd

برای ذرات کوچک نور، «قبل» و «بعد» هیچ معنایی ندارد

🔸در زیر سطح این دنیای آشنا یک دنیای کوچکترِ کوانتومی وجود دارد که ایده‌های بنیادی ما از فضا و زمان را تعریف می‌کند. بر اساس یک مطالعۀ جدید، در این دنیای کوچک، مفاهیم «قبل» و «بعد» منحل می‌شوند، به گونه‌ای که دو رویداد می‌توانند هم قبل و هم بعد از یکدیگر رخ دهد. به عبارت دیگر، رویداد A می‌تواند قبل از رویداد B رخ دهد و رویداد B می‌تواند قبل از رویداد A به وقوع بپیوندد.

🔹این ایده که «سوئیچ کوانتومی»(quantumswitch)نامیده می‌شود در سال ۲۰۰۹ توسط گروهی دیگر پیشنهاد شد و از آن زمان به بعد به طور نظری و تجربی آزمایش شده است. کیریل برانشیارد، یکی از نویسندگان این مطالعۀ جدید و فیزیکدان موسسه‌ NEEL در فرانسه گفت که آزمایشات قبلی نشان دادند رویدادA می‌تواند هم قبل و هم بعد از رویدادB رخ دهد، اما تحقیقات نمی‌تواند نشان دهد که این دو سناریو در یک زمان اتفاق افتاده‌اند. برانشیارد گفت: «برای تعیین دقیق محل رویداد این نقض رابطۀ علت و معلولی، محققان یک سوئیچ کوانتومی دیگر را با یک معماری متفاوت انجام دادند.» این طرح جدید به محققان کمک کرد تا ثابت کنند که رویدادA هم قبل و هم بعد از رویدادB رخ داده، نه تنها در یک زمان، بلکه در یک مکان!

🔸می دانید که یک فوتون هم می‌تواند یک ذره و هم یک موج باشد. اگر محققان از یک فوتون با یک قطبش افقی استفاده می‌کردند – مسیری که این امواج در آن نوسان دارند – فوتون می‌توانست در ابتدا در مسیر A حرکت کند و سپس بالعکس در مسیر B حرکت کند، یعنی رویدادA قبل از رویدادB رخ داده است. اگر آنها فوتون را به طور افقی قطبیده می‌کردند، فوتون می‌توانست ابتدا مسیرB و سپس مسیرA را طی کند، یعنیB قبل از A رخ می‌داد. به گفتۀ برانشیارد، اما در دنیای کوانتومی، یک پدیدۀ عجیب و غریب که جانشینی نامیده می‌شود غالب است.

🔹در جانشینی، فوتون‌ها می‌توانند بصورت افقی و عمودی قطبیده شوند – همانطور که پارادوکس معروف گربه شرودینگر نشان می‌دهد؛ در این پارادوکس یک گربه در دنیای کوانتومی می‌تواند هم زنده و هم مرده باشد. هرچند، فیزیکدانان نمی‌توانند ببینند یا اندازه‌گیری کنند که فوتون‌ها چه کاری را انجام می‌دهند؛ در واقع عمل ِ اندازه‌گیری باعث رخداد نهایی می شود. برانشیارد افزود: «دنیای اندازه‌گیری فوتون‌ها را وادار می‌کند تا تصمیم بگیرند یک ترتیب را نسبت به دیگری انتخاب کنند.»...



🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
فیزیکدانان بزرگ علم #فیزیک را چگونه می پنداشتند؟

شاید بارها به این دو جمله فیزیک نیوتونی(کلاسیک)و فیزیک کوآنتومی بر خورده باشید و درباره تفاوت آن تصوراتی در ذهنتان ایجاد شده باشد. اما واقعأ تفاوت این دو در چیست؟!

برای پاسخ به این سؤال باید دیدگاه بزرگان فیزیک را درمورد این علم نوین مورد بررسی قرار داد:

🎭جهان نیوتونی:

نیوتون با قوانین معجزه آسایش رو همه میشناسند!
اما دیدگاه او درباره جهان کمی متفاوت بود.
بطوریکه نیوتون جهان را مانند صحنه ی نمایشی میپنداشت که در این صحنه افراد حاضر رفتار مشابه ای دارن و گذر زمان ، مکان و تمام چیزهایی که به جهان این افراد منتهی میشود کاملأ یکسان است.
در جهان نیوتون تمام افراد حاضر در صحنه، گذر زمان را به یک گونه میپندارند و در این جهان« نیرو »تعیین کننده سرنوشت افراد است!
این جهان مانند ساعتی است که با قوانین سه گانه نیوتون کوک شده و افراد موجود در صحنه جهان نیوتون، با این قوانین پیرامون خود را درک می کنند.

🎭جهان انیشتین:

اما انیشتین دیدگاه متفاوتی داشت؛
در جهان اون فقیر با غنی فرق دارد!
هرچه بتوانید بیشتر بر فضا-زمان غلبه کنید، زمان برایتان بیشتر منتظر میماند!
در جهان انیشتین قوانین نسبیت حاکم است و افراد حاضر در صحنه ی این جهان پیرو این قوانین هستند.
در جهان او دنیای کوآنتوم میتواند خودنمایی کند و کوآنتوم دیگر تخیلات خیال پردازان محسوب نمیشود...

🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
goo.gl/fmkkWq

تلسکوپ فضایی کپلر برای همیشه خاموش شد

ناسا اعلام کرد سوخت تلسکوپ فضایی کپلر به اتمام رسید و این جستجوگر سیارات بیگانه برای همیشه خاموش شد. کپلر تا به امروز بیش از ۲۶۰۰ سیارۀ تأیید شده و ۲۷۰۰ سیارۀ در انتظار تأیید پیدا کرده است. از این تعداد حدود ۳۰ عدد از آنها در کمربند حیات به دور ستاره خود می‌چرخند.

کپلر آنچه ما دربارۀ سیارات فراخورشیدی می‌دانیم را اصلاح کرده است، و اینکه مکان خودمان در کهکشان راه شیری را چگونه می‌بینیم، برای همیشه تغییر داده است. این ماموریت به نام منجم آلمانی یوهانس کپلر نامگذاری شده‌ بود. تلسکوپ کپلر در تاریخ هفتم مارس ۲۰۰۹ به فضا پرتاب شد. جانشین کپلر، یعنی ماهواره بررسی سیارات فراخورشیدی عبوری(TESS)، در اوایل امسال به فضا پرتاب شد و ماموریت علمی خود را در ماه ژوئیه ۲۰۱۸ آغاز کرد...

منبع: بیگ بنگ

🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
دوستانی که تازه به جمع ما پیوستند، لطفأ مطالب قبلی را هم مطالعه کنند.
میتونید با سرچ کلمه کلیدی، مطلب مورد نظرتون را پیدا کنید.
#متا_فیزیک چیست؟


#قسمت_اول


🔴 به لحاظ لغوی متافیزیک متشکل از دو کلمه “متا” به معنای بَعد و “فیزیک” به معنای طبیعت است و در ترجمه های معمول آن را با “مابَعدالطبیعه” معادل می‌کنند. متافیزیک به‌معنای دقیق آن شاخه‌ای است از فلسفه (همان‌گونه که اپیستمولوژی (معرفت‌شناسی)، زیبایی شناسی و… شعوبی از فلسفه هستند). متافیزیک به گفته ارسطو جست‌و‌جوی نخستین اصل‌ها و علت‌ها و بررسیِ بودن به مثابهء بودن است، پرسش‌های بنیادی متافیزیک درباره بودن، نبودن، شدن، یکی، بسیاری و… است. متافیزیک در این معنا به نوعی همان “آنتولوژی” (وجودشناسی) یا بودن‌شناسی است.

🔵 واژهء متافیزیک ساختهء شاگردان ارسطو و نامی بود برای نامیدن دسته‌ای از نوشته‌های او که “پس از فیزیک” بودند. ولی این نام در دوره‌های بعد به معنایی که در بالا توضیح داده شد به‌کار رفت. خود ارسطو به جای واژهء (متافیزیک) عبارت (دانش یا فلسفهء نخستین) را به‌کار برده است. افراد ناآشنا با واژگان حوزه علوم و فلسفه، مابعدالطبیعه را با ماوراءالطبیعه جابه‌جا گرفته‌اند و از روی ناآگاهی به پدیده‌های عجیب و فراطبیعی (در صورت وجود) یا به‌عبارتی آن‌چه که پدیده‌های پارانرمال خوانده می‌شوند عنوان متافیزیک اطلاق می‌کنند‼️ محتملاً بارها شنیده‌ایم که کسانی خواص سنگ ها یا فال تاروت یا احضار ارواح و … را زیرمجموعه مسائل متافیزیکی عنوان می‌کنند و علی‌الاصول تصور می‌کنند متافیزیک به معنای پدیده‌هایی است که فیزیک از توصیف و تفسیر آن عاجز است‼️


🔸 این سوء‌‌برداشت تا به آن‌جا رایج و معمول شده که حتی دانشگاهیان نیز درک و قضاوت صحیحی در قبال حیطه مبحث متافیزیک ندارند. جابه‌جا گرفتن دو اصطلاح مابعدالطبیعه و ماوراءالطبیعه چنان رایج است که برای نمونه کتاب “هر آن‌چه لازمست درباره مسائل فراطبیعی (پارانرمال) بدانید”Everything you need to know about the paranormal phenomenon)) نوشتهء سیلیویا براون در فارسی ذیل عنوان (پدیده‌های متافیزیکی!) ترجمه شده‌است. مخاطب فارسی زبان، پارانرمال را با متافیزیک جابه‌جا گرفته و این دو را به غلط با هم یکی تصور می‌کند. سیلیویا براون در این کتاب از اشباح ، پری‌دریایی، خون‌آشام، اشیای ناشناخته فضایی (UFO)، احضار ارواح و طلسم و برون‌فکنی روح و هاله و … صحبت می‌کند و ناشر در مقدمه، کتاب او را این‌گونه معرفی می‌کند: کتابی که پیش رو دارید نوشتهء یکی از بزرگترین نویسندگان عرصهء متافیزیک جهان است‼️

🆔 @Physics3p


🔹 سیلویا براون نویسنده چندین کتاب پرفروش با کامل ترین راهنمای خود درباره مسائل متافیزیک است! کتاب پدیده‌های متافیزیکی فرهنگ کوچکی است که تمامی مسائل متافیزیکی مؤثر بر زندگی ما را در بر می‌گیرد! طراحان برنامه فریب عمومی که عموماً تبلیغ محصولات خود را در برنامه‌های زرد تلویزیونی ماهواره‌ای و روی میلیون‌ها وب‌سایت شبکه اینترنت قرار می‌دهند نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنان با ترفندهای گوناگون محصولاتی نظیر تکه‌های سنگ، برچسب دفع سموم بدن!، مهره مار، دست‌بند انرژی و آرامش! ، دارو و درمان‌های دروغین افزایش قد و لاغری و CD ‌های ترک اعتیاد و … را در مقیاس انبوه به فروش می‌رسانند و سوار بر ناآگاهی عمومی ، تجارت آلوده خود را پیش می‌برند. رمّالان و شیّادان روزگار ما برای فروش تولیدات خود، دست به دامان به‌کارگیری واژگان پر ابهت و پرطنینی چون متافیزیک و امواج الکترومغناطیس و … می‌شوند تا بلکه مخاطب ناآگاه ، تصور کند کارکرد محصولات فوق، از پشتوانه‌ای علمی (مخاطب ناآگاه، متافیزیک را به‌معنای فیزیک جدید یا چیزی ورای فیزیک و لذا آن را نوعی علم تلقی کرده و بلکه معتبرتر می‌داند) برخوردار است.


ادامه در👇👇👇

🆔 @Physics3p
⭕️ متافیزیک چیست؟

#ادامه_قسمت_اول


🔮 به همین جهت در تبلیغات شیّادانهء آن‌ها دیگر سخنی از بلغم و صفرا و طبائع اربعه و سردی و گرمی و آب و باد و خاک و آتش نیست. سخن از متافیزیک است و نیروی مغناطیس! عبارات زیر عیناً از متن تبلیغات اینترنتی فروش مهرهء مار نقل شده است:[ … مهره مار دراولین برخورد شاید مساله ای خرافاتی بنماید، ولی علم نوین متافیزیک (؟) که از جمله علوم پیشرفته وجدید بشر است (؟) و واقعیات پنهان بسیاری از موضوعات را کشف واثبات مینماند و علم سنگ درمانی (؟)یکی از شاخه های بسیارجزیی آن است(؟) که امروزه توانسته‌است بسیاری از مشکلات حاد بشر را حل کند(؟!) درخصوص مهره مار ، متافیزیک اینگونه اظهار نظر میکند (؟؟) : هر شیء در جهان هستی به‌واسطه جوهره ساختاری خود نیرویی مغناطیسی (؟) دارد و برآیند این انرژی‌های (بالاخره نیرو یا انرژی؟!) نهفته منتشر شده از اجسام واشیاء به‌صورت بسیار مؤثر وقابل مشاهده نظمی را در جهان هستی پدید می‌آورند! …]

‼️‼️‼️⁉️

🔸 علی ایحال با هر رویکردی که تعریفی جامع از مابعدالطبیعه (متافیزیک) ارائه دهیم نه مهرهء مار و اثر آن بر خوشبختی و جذابیت افراد، نه خواص سنگ‌های ماه تولّد، نه فال تاروت و نه طالع‌بینی و نه نظایر این ها، هر چه که باشند هیچ‌کدام موضوع بحث متافیزیک نیستند. یک تعریف بنیادین از متافیزیک این است که در آن، نمود appearance از واقعیت reality متمایز می شود. برخی تصور میکنند این تعریف مستلزم آن است که سرفصل موضوعات متافیزیک، واقعیت جهان نادیده unseen world باشد و بلافاصله اینطور استنتاج میکنند که موضوعاتی چون روح، بختک، جن و … از آن حیث که گویا به چشم دیده نمی شوند زیرمجموعه مسائل متافیزیک هستند! متافیزیک به بیانی دیگر پرداختن به نگرش فراگیر over-all view انسان به جهان یا طبیعت است.

🆔 @physics3p

🔹 ماکس پلانک متافیزیک را اینگونه تعبیر میکند: “قطعه خاکی را در نظر بگیرید، و ابعاد و حدود هندسی آن و ساختار شیمیایی و فیزیکی آن را بررسی کنید، این یک بررسی علمی است. امّا همین قطعه خاک را، ضمن یک تصویر بزرگ تر و فراگیر ببینید، بیابانی را در نظر آورید با تپه ها و دامنه ها و این قطعه خاک را ، در این مجموعه از نظرگاهی بلند نظاره کنید. تصویری دیگر از آن خواهید داشت. این دومی است که تا حدودی به بینش متافیزیکی شبیه است.” متافیزیک و علم در طول هم اند . شناخت علمی درون معرفت متافیزیکی قرار میگیرد. درست مانند فیزیولوژی و بیوشیمی. فیزیولوژی رفتار بدن را تشریح میکند و بیوشیمی علمی است که در آن تفسیر شیمیایی از رفتار بدن ارائه میشود. در فیزیولوژی از انقباض و انبساط عضلات و از ترشحات غدد درون ریز سخن میگویند و از زیاد شدن قند خون و همراه با آن ازدیاد تشنگی و …، امّا بیوشیمی چگونگی همهء این مسائل را از چشم یک شیمیدان نگاه میکند و تبیین شیمیایی از این پدیده ها ارائه میدهد. توضیح می دهد که ملکول های آکتین و میوزین چگونه از منابع انرژی بدن ATP انرژی میگیرند تا انقباض و انبساط را تامین کنند. بیوشیمی تا هر کجا که پیش رود نه رقیب فیزیولوژی می شود نه بزرگتر از آن . همیشه به منزلهء جزئی از آن باقی می ماند. بعبارت دیگر بیوشیمی در طول فیزیولوژی است نه در عرض آن.


🔸 متافیزیک و علم هم در مقام تشبیه، چنین نسبتی با یکدیگر دارند. بهر حال بار دیگر تأکید می کنیم که مباحث مطروحه در متافیزیک عمدتاً مشتمل بر پرسش هایی نظیر این است که ریشهء تنوع و تعدد چیست ؟ وجود معلول چگونه وجودی است که نیازمند علّت شده است؟ چرا نمی تواند بدون علّت بوجود بیاید؟ اساساً وجود، خودش چیست؟ چرا به جای اینکه یک چیزی نباشد چیزی هست؟ آیا هستی هر کجا یافت شود کمّیت پذیر است؟ حقیقت چیست ؟ اصالت وجود و اصالت ماهیت و رئالیسم به چه معنا هستند؟ و از این رو سرفصل موضوعات متافیزیک برخلاف آنچه که عامّه می پندارند نه اشباح سرگردان است نه کف بینی نه احضار ارواح نه پیشگویی و نه غیب گویی و نه فال تاروت و نه طالع بینی و نظایر آن.

پایان

منبع: بیگ بنگ


🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
#⃣ آیا ممکن است زمان هم مانند مکان چند بعدی باشد؟

#قسمت_دوم

🆔 @Physics3p

«داف» اذعان دارد ممکن است ریاضیاتی که ما اکنون برای توصیف جهان به کار می بریم، برای چنین کاری بیش از حد پیش پا افتاده باشد. بنابراین شاید روش ها و رهیافت های موجود برای تبیین رفتار جهانی با ابعاد زمانی چندگانه نیز بیش از حد ساده انگارانه باشد اما به هر حال چون فعلاً ابزار دیگری جز همین ابزار موجود در اختیار نداریم، پس شاید ناگزیر باشیم بعد زمانی جدید مطرح شده در نظریه «وفا» را صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی صرف و نه نماینده یک هویت واقعی در نظر بگیریم. بدین ترتیب می توان بدون درگیر شدن با پیامدهای فلسفی این نظریه، از مزایای ریاضی آن بهره مند شد.

در واقع بعد زمانی جدید مطرح شده توسط «وفا» ویژگی های آنچنان اسرارآمیزی به جهان می دهد که فیزیکدان ها را از واقعی پنداشتن آن نگران می کند. به عنوان مثال، در حالی که در نظریه یازده بعدی M، اصل نسبیت اینشتین همچنان پابرجاست، در نظریه دوازده بعدی «وفا» این اصل اعتبار خود ر ا از دست می دهد (براساس اصل نسبیت، قوانین فیزیک برای تمامی ناظران یکسان است). همین امر یکی از عواملی است که فیزیکدان ها را در پذیرش بعد زمانی جدید دچار تردید می کند. «فرانک ویلچک»از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون می گوید؛ «این بعد جدید را نمی توان همانند یک بعد زمانی معمولی در نظر گرفت.» «داف» نیز با این مساله موافق است. او نیز در این باره می گوید؛ «اگرچه این بعد شباهت هایی با بعد زمان دارد اما نمی توان آن را به عنوان یک بعد زمانی اضافی واقعی پذیرفت.»

اما خود «کامران وفا» به گونه ای دیگر می اندیشد. هرچند او نیز قبول دارد که بُعد زمانی اضافی از بسیاری جهات به یک ابزار ریاضی انتزاعی شبیه تر است تا به یک هویت فیزیکی واقعی، ولی در عین حال معتقد است که چنین برداشتی در آینده نزدیک تغییر خواهد کرد. «وفا» در این باره می گوید؛ «در حال حاضر شاید به نظریه F صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی مناسب تر برای تبیین رفتار کائنات نگاه شود، اما فراموش نکنیم که در تاریخ فیزیک، همواره پشت سر سازوکارهای ریاضی جدید، پدیده های فیزیکی جدیدی نیز کشف شده اند.» «وفا» در این مورد به عنوان مثال به کوارک ها اشاره می کند. تا همین چند دهه قبل به کوارک ها صرفاً به عنوان یک سازوکار ریاضی برای تبیین رفتار ذراتی نظیر پروتون ها نگاه می شد اما امروزه اغلب فیزیکدان ها معتقدند که کوارک ها واقعاً در جهان وجود دارند. ممکن است مشابه چنین سرنوشتی در انتظار بعد زمانی جدید و اسرارآمیز نظریه F نیز باشد.

اما اگر این بعد زمانی اضافی واقعاً وجود داشته باشد پس چرا تاکنون متوجه حضور آن نشده ایم؟ یک احتمال آن است که این بعد زمانی نیز همانند هفت بعد مکانی ناپیدای دیگر، آنچنان در خود پیچیده باشند که به چشم ما نمی آیند. اگر چنین باشد، تنها راه برای بازکردن این بعد زمانی درهم پیچیده، متمرکز کردن مقدار عظیمی از انرژی در حجمی بسیار کوچک خواهد بود، کاری که در صورت موفقیت آمیز بودن، نتایج شگرفی در پی خواهد داشت.

ادامه دارد...

🆔 @Physics3p
Forwarded from درج زیرنویس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢کوانتوم به جبر و اختیار پایان می دهد- میچیو کاکو


🆔 @Physics3p

کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆
👍1
#⃣ آیا ممکن است زمان هم مانند مکان چند بعدی باشد؟

#قسمت_سوم

🆔 @Physics3p

«وفا» در این باره می گوید؛ «اگر بتوان این بُعد زمانی اضافی را از هم باز کرد، در آن صورت اشیا دیگر آن گونه که اکنون تصور می کنیم در زمان حرکت نخواهند کرد.» برای فهم بهتر این مساله به این نکته توجه داشته باشید که در بعد مکان می توان تواماً به جلو و عقب، بالا و پایین و چپ و راست حرکت کرد و این در حالی است که در حالت معمول در بعد زمان تنها می توان به سوی آینده حرکت کرد. اما همان طور که «ویلچک» هم می گوید، چنانچه بیش از یک بعد زمانی وجود داشته باشد در آن صورت حتی می توان در درون یک لحظه نیز به مسافرتی ابدی پرداخت، سفری در امتداد عمود بر جهت سیر زمان.

بدین ترتیب اگر چنانچه از وقوع رویدادی ناگوار در آینده باخبر شدیم می توان با حرکت در درون یک لحظه (به جای حرکت در امتداد لحظه ها و در جهت سیر زمان)، از مواجه شدن با واقعه مزبور اجتناب کرد.البته باید گفت که تمرکز انرژی آنچنان عظیمی که بتواند بُعد زمانی اضافی و درهم پیچیده نظریه F را از هم باز کند، کاری فوق العاده دشوار خواهد بود. به همین دلیل هم برخی فیزیکدان ها معتقدند تنها نقاطی در جهان ما که امکان ظهور آثار این بعد اضافی در آنجاها وجود دارد، قلب سیاهچاله ها هستند. در ضمن، بسیاری از کیهان شناسان بر این باورند که گذشته از جهان ما، جهان های بی شمار دیگری نیز در پهنه کائنات وجود دارند و هریک از این جهان ها ممکن است تعداد ابعاد مکانی و زمانی کاملاً متفاوتی نسبت به جهان ما داشته باشند.

اما واقعاً زندگی در جهانی با ابعاد زمانی چندگانه چگونه خواهد بود؟ «ویلچک» می گوید؛ «پاسخ این سوال، بسیار حیرت انگیز است» و ادامه می دهد؛ «آیا وجود چنین جهانی غیرممکن است؟ نه، فکر نمی کنم چراکه می توان معادلات توصیف کننده چنین جهانی را نوشت. اما آیا پاسخ این معادلات، جهانی شبیه به جهان ما خواهد بود؟ من که بعید می دانم.»

پایان

🆔 @Physics3p


کانال فیزیک کوآنتوم👆👆👆👆