به دست گیرم و تا آخرین رمق بنویسم بر آن سرم که به رغم محیط در همه جایی هر آنچه حق بپسندد به حقِ حق بنویسم.
🌼 ۱۴ تیر، روز قلم گرامی باد.🌼
🆔 @phyaicGV
🌼 ۱۴ تیر، روز قلم گرامی باد.🌼
🆔 @phyaicGV
Forwarded from (Physic~~~ (عارفه علیزاده)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from (Physic~~~ (عارفه علیزاده)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انجام آزمایش با وسایل دیگر👆
Forwarded from (Physic~~~ (عارفه علیزاده)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اماچرایی آزمایش حرکت روبه بالای جسم روی سطح شیبدار 😉👆
سطح شیبدارزیرین معکوس سطح شیبداربالایی وبا شیب تندتر
🆔 @physicGV 👈
شما هم ازمایش بالاتکرار کنید.و تجاربتون رودرمعرض دیددیگران بزارید.
سطح شیبدارزیرین معکوس سطح شیبداربالایی وبا شیب تندتر
🆔 @physicGV 👈
شما هم ازمایش بالاتکرار کنید.و تجاربتون رودرمعرض دیددیگران بزارید.
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
لاستیک چرخ دوچرخه ام که باد نداشت، تلمبه را برمی داشتم و بادش می کردم، گاهی باز کج و کوله می شد، خالی می شد. می فهمیدم خاری، میخی، تیغی چیزی فرو رفته و تایر را سوراخ کرده، دل و روده ی لاستیک را می ریختم بیرون، توی تشت آب بالا و پایین اش می کردم تا آن حباب های ریز پیدا شود و سوراخ را پیدا کنم.
توی جعبه ابزار بابا همه چیز پیدا می شد، از شیر مرغ تا جان آدم. اول از یک چسب مایع استفاده می کردم، بعد آن یکی که شبیه چسب زخم بود، پروسه ی عجیبی داشت این پنچرگیری، من خوب بلدش بودم. در واقع اول که بلد نبود، نیاز باعث شد یادش بگیرم، نمی شد هر بار که دوچرخه پنچر می شد منتظر بمانم بابا دوچرخه را پشت ماشین بار بزند و ببرد پنچرگیری کند و به خانه برگرداند، صبرش را نداشتم، همین شد آستین بالا زدم و به هر جان کندنی بود یادش گرفتم.
زندگی هم گاهی چرخش پنچر می شود، یکهو توی وجودت چیزی خالی می شود، مثل موبایل که شارژ خالی می کند، یک روزهایی پُر می شوی از غصه، بی انگیزگی، فکر های مزخرف. سخت است همت کردن، آستین بالا زدن و آن سوراخ را پیدا کردن، اما شدنی است، شما که کمتر از یک بچه ده یازده ساله نیستید، هستید؟...
📕 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
🆔 @physicGV
Via; @BookTop
لاستیک چرخ دوچرخه ام که باد نداشت، تلمبه را برمی داشتم و بادش می کردم، گاهی باز کج و کوله می شد، خالی می شد. می فهمیدم خاری، میخی، تیغی چیزی فرو رفته و تایر را سوراخ کرده، دل و روده ی لاستیک را می ریختم بیرون، توی تشت آب بالا و پایین اش می کردم تا آن حباب های ریز پیدا شود و سوراخ را پیدا کنم.
توی جعبه ابزار بابا همه چیز پیدا می شد، از شیر مرغ تا جان آدم. اول از یک چسب مایع استفاده می کردم، بعد آن یکی که شبیه چسب زخم بود، پروسه ی عجیبی داشت این پنچرگیری، من خوب بلدش بودم. در واقع اول که بلد نبود، نیاز باعث شد یادش بگیرم، نمی شد هر بار که دوچرخه پنچر می شد منتظر بمانم بابا دوچرخه را پشت ماشین بار بزند و ببرد پنچرگیری کند و به خانه برگرداند، صبرش را نداشتم، همین شد آستین بالا زدم و به هر جان کندنی بود یادش گرفتم.
زندگی هم گاهی چرخش پنچر می شود، یکهو توی وجودت چیزی خالی می شود، مثل موبایل که شارژ خالی می کند، یک روزهایی پُر می شوی از غصه، بی انگیزگی، فکر های مزخرف. سخت است همت کردن، آستین بالا زدن و آن سوراخ را پیدا کردن، اما شدنی است، شما که کمتر از یک بچه ده یازده ساله نیستید، هستید؟...
📕 هایلایت، گزیده مطالب خواندنی
🆔 @physicGV
Via; @BookTop
Forwarded from (Physic~~~ (عارفه علیزاده)
Forwarded from (Physic~~~ (عارفه علیزاده)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹🍃🌹🍃🌹
🍃🌹🍃🌹
🌹🍃🌹
🍃🌹
🌹
میلاد خانم
" حضرت معصومه (س) "
و روز
"دختر "
بر شما دوستان عزیز
و تمامی دختران سرزمینم مبارك💐
✳️🌻✳️🌻✳️🌻✳️🌻✳️
🆔 @physicGV 🌸🌸
🔝
🍃🌹🍃🌹
🌹🍃🌹
🍃🌹
🌹
میلاد خانم
" حضرت معصومه (س) "
و روز
"دختر "
بر شما دوستان عزیز
و تمامی دختران سرزمینم مبارك💐
✳️🌻✳️🌻✳️🌻✳️🌻✳️
🆔 @physicGV 🌸🌸
🔝