🟣کوانتوم مکانیک:
🎥 نسبیت عام و گرانش کوانتومی
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
🎥آقای فاینمن چرا به علم علاقه داری؟ دنبال چی هستی تو علم فیزیک؟
🎥 شک و کیفیت زندگی - فاینمن
🎥 10 اشتباه کوچک در فیزیک - سابین هوسنفلدر
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
🎥 مادّه و انرژی تاریک
🎥 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
🎥 اصل هولوگرافیک holographic principle
🎥 آیا مکانیک کوانتومی واقعیت عینی objective reality را نقض می کند ؟
🎥 استاندارد مدل فیزیک ، موفق ترین تئوری علمی
🎥 جهش کوانتومی
🎥 فراکتال
🎥 تفاوت نور در رسانه مادی و خلاء
🎥 اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها
🎥 دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید - نماهنگ فاینمن
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 1
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 2
🎥 نسبیت عام و گرانش کوانتومی
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
🎥آقای فاینمن چرا به علم علاقه داری؟ دنبال چی هستی تو علم فیزیک؟
🎥 شک و کیفیت زندگی - فاینمن
🎥 10 اشتباه کوچک در فیزیک - سابین هوسنفلدر
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
🎥 مادّه و انرژی تاریک
🎥 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
🎥 اصل هولوگرافیک holographic principle
🎥 آیا مکانیک کوانتومی واقعیت عینی objective reality را نقض می کند ؟
🎥 استاندارد مدل فیزیک ، موفق ترین تئوری علمی
🎥 جهش کوانتومی
🎥 فراکتال
🎥 تفاوت نور در رسانه مادی و خلاء
🎥 اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها
🎥 دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید - نماهنگ فاینمن
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 1
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 2
❤2
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت نخست
ما واقعیت فیزیکی را به عنوان آنچه به طور عینی وجود دارد، مستقل از هر ناظری در نظر می گیریم. اما نسبیت و فیزیک کوانتوم چیز دیگری می گویند.
سوال فلسفی قدیمی، "اگر درختی در جنگل بیفتد اما کسی در آن حوالی نباشد که صدای آن را بشنود، آیا صدا تولید می کند؟" به نظر می رسد واضح است که یک پاسخ دارد: بله.
هرگاه درختی بیفتد، تنهاش میشکند، شاخههایش با دیگران برخورد میکند و با زمین برخورد میکند. هر یک از آن کنش ها باید صدا ایجاد کند.
اما نسبیت به ما می آموزد که صدایی که هر ناظری تجربه می کند نسبت به پوزیشن و حرکت motion اوست و فیزیک کوانتومی به ما می گوید که عمل مشاهده حالت کوانتومی این سیستم را تغییر می دهد. همه اینها برای وجود «واقعیت عینی» به چه معناست؟
اگر یک چیز وجود داشته باشد که اکثر ما می توانیم از آن مطمئن باشیم این است: اینکه رئالیتی مشاهده شده و فیزیکی ما واقعاً وجود دارد. اگرچه همیشه برخی از مفروضات فلسفی پشت این نتیجه گیری وجود دارد، اما این یک فرض است که با هیچ چیزی ، تحت هیچ شرایطی در اندازه گیری های ما مغایرت وجود ندارد: نه با حواس انسانی، نه با تجهیزات آزمایشگاهی، نه با تلسکوپ یا رصدخانه، نه تحت تأثیر طبیعت به تنهایی و نه با دخالت ویژه انسان. رئالیتی وجود دارد، و توصیف علمی ما از آن رئالیتی ، دقیقاً به این دلیل است که آن اندازهگیریها، که در هر مکان یا هر زمان انجام شدهاند، با همان شرح خود رئالیتی مطابقت دارد.
اما قبلاً مجموعهای از مفروضات همراه با تصور ما از رئالیتی وجود داشته است که دیگر مورد توافق همهجانبه نیست، و مهمترین آنها این است که خود رئالیتی به شکلی مستقل از مشاهدهگر یا اندازهگیر وجود دارد. در واقع، دو تا از بزرگترین پیشرفت های ساینس در قرن بیستم - نسبیت و مکانیک کوانتومی - به طور خاص تصور ما از آبجکتیو رئالیتی را به چالش می کشند و بیشتر به رئالیتی ای اشاره می کنند که نمی توان آن را از عمل مشاهده آن جدا کرد. اینجا یکی از شگفتی های علم ، توصیف علمی از آبجکتیو رئالیتی ست .
🆔 @phys_Q
این ایده که دو کوانتا می توانند در همبستگی های آنی با یکدیگر درهمتنیده شوند، حتی در فواصل زیاد، اغلب به عنوان شبح وارترین بخش فیزیک کوانتومی صحبت می شود. اگر رئالیتی از اساس و بنیاد تعیین گرا deterministic بود و توسط متغیرهای پنهان اداره می شد، این شبح واری حذف می شد. متأسفانه، تلاشها برای از بین بردن این نوع شگفتی کوانتومی، با حدسهایی مانند همخوانی AdS/CFT، که میتواند شامل یک آبجکتیو رئالیتی زیربنایی باشد، همگی با شکست مواجه شده است، و همگی به چیزی عجیب و غیرقابل اثبات نیاز دارند، مانند فراخوانی ابعاد اضافی و انرژی منفی.
اعتبار: آلن استون بریکر/انجمن فیزیکی آمریکا
قسمت نخست
ما واقعیت فیزیکی را به عنوان آنچه به طور عینی وجود دارد، مستقل از هر ناظری در نظر می گیریم. اما نسبیت و فیزیک کوانتوم چیز دیگری می گویند.
سوال فلسفی قدیمی، "اگر درختی در جنگل بیفتد اما کسی در آن حوالی نباشد که صدای آن را بشنود، آیا صدا تولید می کند؟" به نظر می رسد واضح است که یک پاسخ دارد: بله.
هرگاه درختی بیفتد، تنهاش میشکند، شاخههایش با دیگران برخورد میکند و با زمین برخورد میکند. هر یک از آن کنش ها باید صدا ایجاد کند.
اما نسبیت به ما می آموزد که صدایی که هر ناظری تجربه می کند نسبت به پوزیشن و حرکت motion اوست و فیزیک کوانتومی به ما می گوید که عمل مشاهده حالت کوانتومی این سیستم را تغییر می دهد. همه اینها برای وجود «واقعیت عینی» به چه معناست؟
اگر یک چیز وجود داشته باشد که اکثر ما می توانیم از آن مطمئن باشیم این است: اینکه رئالیتی مشاهده شده و فیزیکی ما واقعاً وجود دارد. اگرچه همیشه برخی از مفروضات فلسفی پشت این نتیجه گیری وجود دارد، اما این یک فرض است که با هیچ چیزی ، تحت هیچ شرایطی در اندازه گیری های ما مغایرت وجود ندارد: نه با حواس انسانی، نه با تجهیزات آزمایشگاهی، نه با تلسکوپ یا رصدخانه، نه تحت تأثیر طبیعت به تنهایی و نه با دخالت ویژه انسان. رئالیتی وجود دارد، و توصیف علمی ما از آن رئالیتی ، دقیقاً به این دلیل است که آن اندازهگیریها، که در هر مکان یا هر زمان انجام شدهاند، با همان شرح خود رئالیتی مطابقت دارد.
اما قبلاً مجموعهای از مفروضات همراه با تصور ما از رئالیتی وجود داشته است که دیگر مورد توافق همهجانبه نیست، و مهمترین آنها این است که خود رئالیتی به شکلی مستقل از مشاهدهگر یا اندازهگیر وجود دارد. در واقع، دو تا از بزرگترین پیشرفت های ساینس در قرن بیستم - نسبیت و مکانیک کوانتومی - به طور خاص تصور ما از آبجکتیو رئالیتی را به چالش می کشند و بیشتر به رئالیتی ای اشاره می کنند که نمی توان آن را از عمل مشاهده آن جدا کرد. اینجا یکی از شگفتی های علم ، توصیف علمی از آبجکتیو رئالیتی ست .
🆔 @phys_Q
این ایده که دو کوانتا می توانند در همبستگی های آنی با یکدیگر درهمتنیده شوند، حتی در فواصل زیاد، اغلب به عنوان شبح وارترین بخش فیزیک کوانتومی صحبت می شود. اگر رئالیتی از اساس و بنیاد تعیین گرا deterministic بود و توسط متغیرهای پنهان اداره می شد، این شبح واری حذف می شد. متأسفانه، تلاشها برای از بین بردن این نوع شگفتی کوانتومی، با حدسهایی مانند همخوانی AdS/CFT، که میتواند شامل یک آبجکتیو رئالیتی زیربنایی باشد، همگی با شکست مواجه شده است، و همگی به چیزی عجیب و غیرقابل اثبات نیاز دارند، مانند فراخوانی ابعاد اضافی و انرژی منفی.
اعتبار: آلن استون بریکر/انجمن فیزیکی آمریکا
Telegram
attach 📎
❤3👍3
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت دوم
✦ واقعیت عینی objective reality
به بیان ساده، ایده عالی این است که رئالیتی وجود دارد، و به شکلی وجود دارد که مستقل از هر کسی یا هر چیزی است که رئالیتی را مانیتور یا مشاهده می کند. ذرات دارای جرم، بار و سایر خواص ذاتی هستند که بدون توجه به موارد زیر تغییر نمی کنند:
•چه کسی آن را اندازه گیری می کند
•آن ها کجا هستند،
•چقدر سریع حرکت می کنند،
•کدام ویژگی اندازه گیری می شود،
•یا با چه وسیله ای اندازه گیری به دست می آید.
این یک ایده بزرگ بنیادین علم است: این که «واقعیت realness» یک چیز کاملاً مستقل از اینکه آیا و یا چگونه آن را بررسی میکند، است.
اما این ایده تنها یک فرض است. مطمئناً، میتوانیم ببینیم که قوانین فیزیک و ثابتهای بنیادی طبیعت به نظر نمیرسد در طول زمان یا مکان تغییر کنند: یک اتم هیدروژن در اینجا همان مجموعه خطوط گسیل و جذب را دارد که یک اتم هیدروژن میلیاردها سال نوری دورتر یا میلیارد ها سال پیش دارد. یک پروتون در قطب جنوب همان جرمی را دارد که در ایستگاه فضایی بین المللی که در یک کهکشان در هر نقطه از یونیورس دارد . همانطور که این مثالها نشان میدهند، ما فقط میتوانیم بگوییم که این فرض تا حد کافی خوب است که بتوانیم آن را در آزمونهای تجربی و مشاهدهای قرار دهیم.
این را فیزیک در بیشتر تاریخ خود، از گالیله تا نیوتن تا فارادی و ماکسول، به خوبی اثبات کرده است. به نظر میرسد که قانون گرانش همان قانون یونیورسال است که در همه جا میتوانیم ببینیم، از آبجکت های روی زمین گرفته تا آنان که به دور زمین میچرخند تا سیارات و قمرها و دنبالهدارهایی که به دور آبجکت هایی غیر از زمین میچرخند. ثابت گرانشی واقعاً ثابت بود. به نظر می رسید که قوانین حرکت برای همه یکسان است و اگر دو نفر متفاوت پوزیشن، حرکت یا شتاب یک آبجکت و همچنین مدت زمانی که بین نقاط مختلف طول می کشید تا سفر کند را اندازه گیری می کردند، هر دو پاسخ یکسانی دریافت می کردند.
به نظر می رسد که در وهله نخست ، به یک میزان در مورد الکترومغناطیس کاربرد دارد که در مکانیک کلاسیک صدق می کند. قوانین الکتریسیته و مغناطیس به هر کجا که نگاه میکردیم یکسان بود و برای بارها در حالت سکون و در حال حرکت - با هر سرعتی - به یک اندازه خوب اعمال میشد. فرقی نمی کرد که اینها ذرات رادیواکتیو مانند ذرات آلفا (هسته هلیوم) باشند یا ذرات بتا (الکترون)، یا اینکه اینها مجموعه عظیمی از بارها هستند که در یک ژنراتور ون دو گراف شارژ- شده پیدا شده باشند . بارها ممکن است در رساناها یا عایقها رفتار متفاوتی داشته باشند و ماهیت آن مواد ممکن است بر نحوه حرکت بارها در آنها تأثیر بگذارد، اما قوانین، ثابتها و اینکه چه کسی آنچه را اندازهگیری میکند، همگی بدون در نظر گرفتن تنظیمات ، با ثابت ها سازگار consistent هستند.
🆔 @phys_Q
فریمهای مرجع مختلف، شامل پوزیشن ها و حرکتهای مختلف، قوانین فیزیک متفاوتی را مشاهده میکنند (و در مورد واقعیت reality اختلاف نظر دارند) اگر یک نظریه از نظر نسبیتی تغییر ناپذیر یا ناوردا باشد . این واقعیت که ما یک تقارن تحت « خیز boost» یا تبدیلات سرعت داریم، به ما میگوید که یک کمیت پایسته conserve داریم: تکانه خطی. این واقعیت که یک نظریه تحت هر نوع تبدیل مختصات یا سرعت ثابت است، به نام تغییر ناپذیری یا ناوردایی invariant لورنتس شناخته می شود، و هر تقارن ثابت لورنتس، تقارن CPT را حفظ می کند. با این حال، C، P، و T (و همچنین ترکیبات CP، CT، و PT) ممکن است همه به صورت جداگانه نقض شوند. فرمول های اولیه مکانیک کوانتومی این خاصیت را نداشتند.
قسمت دوم
✦ واقعیت عینی objective reality
به بیان ساده، ایده عالی این است که رئالیتی وجود دارد، و به شکلی وجود دارد که مستقل از هر کسی یا هر چیزی است که رئالیتی را مانیتور یا مشاهده می کند. ذرات دارای جرم، بار و سایر خواص ذاتی هستند که بدون توجه به موارد زیر تغییر نمی کنند:
•چه کسی آن را اندازه گیری می کند
•آن ها کجا هستند،
•چقدر سریع حرکت می کنند،
•کدام ویژگی اندازه گیری می شود،
•یا با چه وسیله ای اندازه گیری به دست می آید.
این یک ایده بزرگ بنیادین علم است: این که «واقعیت realness» یک چیز کاملاً مستقل از اینکه آیا و یا چگونه آن را بررسی میکند، است.
اما این ایده تنها یک فرض است. مطمئناً، میتوانیم ببینیم که قوانین فیزیک و ثابتهای بنیادی طبیعت به نظر نمیرسد در طول زمان یا مکان تغییر کنند: یک اتم هیدروژن در اینجا همان مجموعه خطوط گسیل و جذب را دارد که یک اتم هیدروژن میلیاردها سال نوری دورتر یا میلیارد ها سال پیش دارد. یک پروتون در قطب جنوب همان جرمی را دارد که در ایستگاه فضایی بین المللی که در یک کهکشان در هر نقطه از یونیورس دارد . همانطور که این مثالها نشان میدهند، ما فقط میتوانیم بگوییم که این فرض تا حد کافی خوب است که بتوانیم آن را در آزمونهای تجربی و مشاهدهای قرار دهیم.
این را فیزیک در بیشتر تاریخ خود، از گالیله تا نیوتن تا فارادی و ماکسول، به خوبی اثبات کرده است. به نظر میرسد که قانون گرانش همان قانون یونیورسال است که در همه جا میتوانیم ببینیم، از آبجکت های روی زمین گرفته تا آنان که به دور زمین میچرخند تا سیارات و قمرها و دنبالهدارهایی که به دور آبجکت هایی غیر از زمین میچرخند. ثابت گرانشی واقعاً ثابت بود. به نظر می رسید که قوانین حرکت برای همه یکسان است و اگر دو نفر متفاوت پوزیشن، حرکت یا شتاب یک آبجکت و همچنین مدت زمانی که بین نقاط مختلف طول می کشید تا سفر کند را اندازه گیری می کردند، هر دو پاسخ یکسانی دریافت می کردند.
به نظر می رسد که در وهله نخست ، به یک میزان در مورد الکترومغناطیس کاربرد دارد که در مکانیک کلاسیک صدق می کند. قوانین الکتریسیته و مغناطیس به هر کجا که نگاه میکردیم یکسان بود و برای بارها در حالت سکون و در حال حرکت - با هر سرعتی - به یک اندازه خوب اعمال میشد. فرقی نمی کرد که اینها ذرات رادیواکتیو مانند ذرات آلفا (هسته هلیوم) باشند یا ذرات بتا (الکترون)، یا اینکه اینها مجموعه عظیمی از بارها هستند که در یک ژنراتور ون دو گراف شارژ- شده پیدا شده باشند . بارها ممکن است در رساناها یا عایقها رفتار متفاوتی داشته باشند و ماهیت آن مواد ممکن است بر نحوه حرکت بارها در آنها تأثیر بگذارد، اما قوانین، ثابتها و اینکه چه کسی آنچه را اندازهگیری میکند، همگی بدون در نظر گرفتن تنظیمات ، با ثابت ها سازگار consistent هستند.
🆔 @phys_Q
فریمهای مرجع مختلف، شامل پوزیشن ها و حرکتهای مختلف، قوانین فیزیک متفاوتی را مشاهده میکنند (و در مورد واقعیت reality اختلاف نظر دارند) اگر یک نظریه از نظر نسبیتی تغییر ناپذیر یا ناوردا باشد . این واقعیت که ما یک تقارن تحت « خیز boost» یا تبدیلات سرعت داریم، به ما میگوید که یک کمیت پایسته conserve داریم: تکانه خطی. این واقعیت که یک نظریه تحت هر نوع تبدیل مختصات یا سرعت ثابت است، به نام تغییر ناپذیری یا ناوردایی invariant لورنتس شناخته می شود، و هر تقارن ثابت لورنتس، تقارن CPT را حفظ می کند. با این حال، C، P، و T (و همچنین ترکیبات CP، CT، و PT) ممکن است همه به صورت جداگانه نقض شوند. فرمول های اولیه مکانیک کوانتومی این خاصیت را نداشتند.
Telegram
attach 📎
👍2❤1
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
❤1
هیچ کجای ادیان شامل یک میلیاردم پیچیدگی و عمق ساینس نیست . گمان نکنید فقیه چیزی جز آداب استبراء و استمناء و استخلاء بداند . حتی فلسفه به عنوان نوین ترین ابزار مذهب ، کپی از فلسفه یونان و ایونیاست. برای مثال علیّت مربوط به دوره افلاطون است و توماس آکویناس آنرا برای استفاده در مسیحیت بهینه کرد و به گواه غزالی و ملاصدرا ، ابن سینای مرتد آنرا به عربی آورد و بعد ها فلاسفه مسلمان استفاده کردند ، امروزه مشخص است خط اول برهان نقض خود برهان است و این برهان پارادوکسیکال است.
"هیچ مصنوعی بدون صانع نیست "
مضحک و مسخره ست . خط اول برهان ، کل برهان را نابود می کند .
سخت نگیرید و بابت گمراهی گروه ضاله خود را مجازات نکنید . منتسب است به خیام :
با این دو سه نادان که چنین می دانند
از جهل که دانای جهان ایشانند
خر باش چون این جماعت از فرط خری
هر کاو نه خر است کافرش می دانند .
مسئله باور کسی نیست مسئله تعلیق ساینس به اعتقاد ست .
ما گاو پرست ها و بت پرست ها و آلت پرستان بی آزار بسیاری را در جهان سراغ داریم که نمیخواهند ما را گاو پرست و آلت پرست کنند.
🆔 @phys_Q
"هیچ مصنوعی بدون صانع نیست "
مضحک و مسخره ست . خط اول برهان ، کل برهان را نابود می کند .
سخت نگیرید و بابت گمراهی گروه ضاله خود را مجازات نکنید . منتسب است به خیام :
با این دو سه نادان که چنین می دانند
از جهل که دانای جهان ایشانند
خر باش چون این جماعت از فرط خری
هر کاو نه خر است کافرش می دانند .
مسئله باور کسی نیست مسئله تعلیق ساینس به اعتقاد ست .
ما گاو پرست ها و بت پرست ها و آلت پرستان بی آزار بسیاری را در جهان سراغ داریم که نمیخواهند ما را گاو پرست و آلت پرست کنند.
🆔 @phys_Q
👎16😁14👍10👏4
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت سوم
✦نسبیت Relativity
با کشف انقباض طول و اتساع زمان، همه چیز شروع به تغییر کرد، اما در نهایت به انقلاب نسبیت اینشتین منجر شد. اگر یک پرتابه را از حالت سکون در اینجا روی زمین پرتاب کنید، هر کسی که در اطراف ایستاده است می تواند سرعت حرکت آن را اندازه گیری کند و همان سرعت را اندازه گیری کند. تنها تفاوتها در جهتی است که آنها پرتابه در حال حرکت را می بینند ، است، زیرا اگر کسی "پشت" پرتابه را ببنید - در حال دور شدن و در حالی که اگر کسی " جلوی" پرتابه را ببیند - در حال نزدیک شدن است .
اگر پرتابه روی یک پلتفرم متحرک بود، و/یا اگر ناظران روی یک پلتفرم متحرک قرار داشتند، ممکن بود سرعتهای متفاوتی از یکدیگر و همچنین جهتهای متفاوت را اندازهگیری کنند. با این حال، اگر می دانستید پلتفرم های مختلف با چه سرعتی حرکت می کنند، هر ناظری به راحتی می توانست آنچه را که هر ناظر دیگری می بیند بازسازی کند.
با این حال، اگر به جای یک پرتابه معمولی مانند گلوله توپ، ذره ای بود که نزدیک به سرعت نور حرکت می کرد، چه؟ در واقع، اگر واقعاً خود نور (فوتون) باشد چه؟ ناگهان، این قوانین قدیمی عمل نخواهند کرد . برای همه کسانی که نور را مشاهده می کنند همیشه خواهند دید که دقیقاً با سرعت یکسان حرکت می کند: c یا 299,792,458 متر بر ثانیه.
یک ساعت نوری، که توسط فوتونی که بین دو آینه جهش می کند، تشکیل می شود، و زمان را برای هر ناظری تعیین می کند. اگرچه ممکن است این دو ناظر در مورد زمان سپری شده با یکدیگر توافق نداشته باشند، اما یک نظریه موفق باید هر دو مجموعه مشاهدات را در نظر بگیرد در حالیکه هر دو ناظر بر روی قوانین فیزیک و ثابت های بنیادین موجود در یونیورس توافق دارند.
🆔 @phys_Q
قسمت سوم
✦نسبیت Relativity
با کشف انقباض طول و اتساع زمان، همه چیز شروع به تغییر کرد، اما در نهایت به انقلاب نسبیت اینشتین منجر شد. اگر یک پرتابه را از حالت سکون در اینجا روی زمین پرتاب کنید، هر کسی که در اطراف ایستاده است می تواند سرعت حرکت آن را اندازه گیری کند و همان سرعت را اندازه گیری کند. تنها تفاوتها در جهتی است که آنها پرتابه در حال حرکت را می بینند ، است، زیرا اگر کسی "پشت" پرتابه را ببنید - در حال دور شدن و در حالی که اگر کسی " جلوی" پرتابه را ببیند - در حال نزدیک شدن است .
اگر پرتابه روی یک پلتفرم متحرک بود، و/یا اگر ناظران روی یک پلتفرم متحرک قرار داشتند، ممکن بود سرعتهای متفاوتی از یکدیگر و همچنین جهتهای متفاوت را اندازهگیری کنند. با این حال، اگر می دانستید پلتفرم های مختلف با چه سرعتی حرکت می کنند، هر ناظری به راحتی می توانست آنچه را که هر ناظر دیگری می بیند بازسازی کند.
با این حال، اگر به جای یک پرتابه معمولی مانند گلوله توپ، ذره ای بود که نزدیک به سرعت نور حرکت می کرد، چه؟ در واقع، اگر واقعاً خود نور (فوتون) باشد چه؟ ناگهان، این قوانین قدیمی عمل نخواهند کرد . برای همه کسانی که نور را مشاهده می کنند همیشه خواهند دید که دقیقاً با سرعت یکسان حرکت می کند: c یا 299,792,458 متر بر ثانیه.
یک ساعت نوری، که توسط فوتونی که بین دو آینه جهش می کند، تشکیل می شود، و زمان را برای هر ناظری تعیین می کند. اگرچه ممکن است این دو ناظر در مورد زمان سپری شده با یکدیگر توافق نداشته باشند، اما یک نظریه موفق باید هر دو مجموعه مشاهدات را در نظر بگیرد در حالیکه هر دو ناظر بر روی قوانین فیزیک و ثابت های بنیادین موجود در یونیورس توافق دارند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 Fractal Spirographs
اسپایروگراف یک دستگاه رسم هندسی است که منحنیهای رولتی ریاضی از انواعی را که از نظر فنی به عنوان هیپوترکوئید و اپیتروکوئید شناخته میشود، ترسیم میکند، شاید نام آن را به عنوان دوایر جادویی در قالب نوعی اسباببازی هندسی هم شنیده باشید!
اسپیروگراف فرکتال، با ردیابی یک زنجیره از دایرههایی که به دور یکدیگر میچرخند، ایجاد میشوند.
در این روش، مسیری که کوچکترین دایره طی میکند و شکل حاصل از حرکت آن ترسیم میشود.
به همین منوال تغییر تعداد دایرهها، نسبت اندازهی آنها و سرعت تغییر زاویه میتواند شکل نهایی را تغییر دهد.
instagram.com/partoo.f
منبع برای مطالعه بیشتر:
softologyblog.wordpress.com/2017/02/27/fractal-spirographs/
🆔 @phys_Q
اسپایروگراف یک دستگاه رسم هندسی است که منحنیهای رولتی ریاضی از انواعی را که از نظر فنی به عنوان هیپوترکوئید و اپیتروکوئید شناخته میشود، ترسیم میکند، شاید نام آن را به عنوان دوایر جادویی در قالب نوعی اسباببازی هندسی هم شنیده باشید!
اسپیروگراف فرکتال، با ردیابی یک زنجیره از دایرههایی که به دور یکدیگر میچرخند، ایجاد میشوند.
در این روش، مسیری که کوچکترین دایره طی میکند و شکل حاصل از حرکت آن ترسیم میشود.
به همین منوال تغییر تعداد دایرهها، نسبت اندازهی آنها و سرعت تغییر زاویه میتواند شکل نهایی را تغییر دهد.
instagram.com/partoo.f
منبع برای مطالعه بیشتر:
softologyblog.wordpress.com/2017/02/27/fractal-spirographs/
🆔 @phys_Q
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 جانداران بخش باشکوه رئال هستند . دنیای واقعی و جانداران واقعی . چه برسد به این که تمساح ها و کروکدیل ها فسیل های زنده و جانوران باستانی روزگار ما هستند.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
❤2👍2
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت چهارم
✦نسبیت Relativity
ناگهان، مفاهیمی مانند فضا و زمان، دیگر بخش های عینی objective رئالیتی نبودند، بلکه فقط نسبت به مشاهده گر Observer تعریف می شدند . در آزمایش فکری (گیف) بالا، دو ناظر اندازهگیری میکنند که زمان چقدر طول میکشد تا نور از کف به سمت آینهای در بالا حرکت کند و سپس دوباره به سمت کف برگردد. این نوع تنظیم - که به عنوان ساعت نوری شناخته می شود - باید برای هر ناظری چه در حالت استراحت و چه در حال حرکت، نتیجه یکسانی داشته باشد.
اما از برای ناظری که در حال استراحت است، ساعت نوری در حال حرکت کندتر به نظر می رسد و در واقع زمان برای فرد در حال حرکت نسبت به آنکه ساکن است ، کندتر می گذرد. به طور مشابه، برای ناظر در حال استراحت ، هر چند ظاهرا برای خودش ساعت نوری با سرعت عادی کار می کند، اما نسبا به ساعت نوری در حالت حرکت ، تند تر حرکت می کند .
فاصله دو آبجکت از هم نیز همچنین ، اندازه گیری فاصله، فقط نسبت به یک ناظر قابل تعریف است. و کانسپت هایی مانند «همزمان simultaneous » فقط برای دو ناظر در حال استراحت در یک لوکیشن قابل تعریف است. در واقع، اگر بتوانیم «زمان» را دقیقاً اندازهگیری کنیم، ناظران در لوکیشن های مختلف یا در حال حرکت با سرعتها یا جهتهای متفاوت، حتی نتایج متفاوتی را برای مثال ، این سوال ساده «چه زمانی این پرتابه به زمین برخورد کرد؟» اندازهگیری میکردند.
"در مکانیک نیوتنی (یا اینشتینی)، یک سیستم در طول زمان طبق معادلات کاملاً دترمینیستی یا تعیین گرا تکامل مییابد، به این معنی که اگر بتوانید شرایط اولیه (مانند پوزیشن ها و مومنتا) را برای همه اجزای سیستم بدانید، باید و می توانید تکامل آن در زمان را محاسبه کنید ، بدون خطا، و در زمان دلخواه ."
🆔 @phys_Q
قسمت چهارم
✦نسبیت Relativity
ناگهان، مفاهیمی مانند فضا و زمان، دیگر بخش های عینی objective رئالیتی نبودند، بلکه فقط نسبت به مشاهده گر Observer تعریف می شدند . در آزمایش فکری (گیف) بالا، دو ناظر اندازهگیری میکنند که زمان چقدر طول میکشد تا نور از کف به سمت آینهای در بالا حرکت کند و سپس دوباره به سمت کف برگردد. این نوع تنظیم - که به عنوان ساعت نوری شناخته می شود - باید برای هر ناظری چه در حالت استراحت و چه در حال حرکت، نتیجه یکسانی داشته باشد.
اما از برای ناظری که در حال استراحت است، ساعت نوری در حال حرکت کندتر به نظر می رسد و در واقع زمان برای فرد در حال حرکت نسبت به آنکه ساکن است ، کندتر می گذرد. به طور مشابه، برای ناظر در حال استراحت ، هر چند ظاهرا برای خودش ساعت نوری با سرعت عادی کار می کند، اما نسبا به ساعت نوری در حالت حرکت ، تند تر حرکت می کند .
فاصله دو آبجکت از هم نیز همچنین ، اندازه گیری فاصله، فقط نسبت به یک ناظر قابل تعریف است. و کانسپت هایی مانند «همزمان simultaneous » فقط برای دو ناظر در حال استراحت در یک لوکیشن قابل تعریف است. در واقع، اگر بتوانیم «زمان» را دقیقاً اندازهگیری کنیم، ناظران در لوکیشن های مختلف یا در حال حرکت با سرعتها یا جهتهای متفاوت، حتی نتایج متفاوتی را برای مثال ، این سوال ساده «چه زمانی این پرتابه به زمین برخورد کرد؟» اندازهگیری میکردند.
"در مکانیک نیوتنی (یا اینشتینی)، یک سیستم در طول زمان طبق معادلات کاملاً دترمینیستی یا تعیین گرا تکامل مییابد، به این معنی که اگر بتوانید شرایط اولیه (مانند پوزیشن ها و مومنتا) را برای همه اجزای سیستم بدانید، باید و می توانید تکامل آن در زمان را محاسبه کنید ، بدون خطا، و در زمان دلخواه ."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 چرا نور در مدیای مادی کند می شود؟
سابقا در کلیپی از دگراس تایسون در توضیح چرایی کاهش سرعت نور ، تاخیر حالت پایه تا برانگیخته و برانگیخته تا پایه ، بیان شد .
به بیان دان لینکولن این دست توضیحات برای کند شدن نور در آب یا شیشه ، هر چند منطقی اما اشتباه هستند .
نور به محض ورود به یک ماده شفاف تبدیل به موج دومی می شود که با نور در خلاء متفاوت است و از همین رو سرعت متفاوتی از سرعت نور در خلاء دارد .
این کلیپ توضیحی از دان لینکولن را ببینید که پیرامون همین پرسش ، پاسخ دقیق تری بیان می کند .
🆔 @phys_Q
سابقا در کلیپی از دگراس تایسون در توضیح چرایی کاهش سرعت نور ، تاخیر حالت پایه تا برانگیخته و برانگیخته تا پایه ، بیان شد .
به بیان دان لینکولن این دست توضیحات برای کند شدن نور در آب یا شیشه ، هر چند منطقی اما اشتباه هستند .
نور به محض ورود به یک ماده شفاف تبدیل به موج دومی می شود که با نور در خلاء متفاوت است و از همین رو سرعت متفاوتی از سرعت نور در خلاء دارد .
این کلیپ توضیحی از دان لینکولن را ببینید که پیرامون همین پرسش ، پاسخ دقیق تری بیان می کند .
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت پنجم
✦نسبیت Relativity
همانطور که مشخص شد ، فقط تغییر در پوزیشن یا حرکت motion نیست که می تواند پرسش هایی مانند "این آبجکت چقدر دور است ؟" "این پدیده چقدر طول کشید؟" یا "کدام رویداد اول رخ داد ؟" علاوه بر این، تغییرات در انحنای curvature خود فضازمان - یعنی اثرات گرانش - می تواند بر پاسخ تأثیر بگذارد. زمان نه تنها هنگامی که به سرعت نور نزدیک میشوید ، دچار اتساع (کش آمدگی) میشود، بلکه زمانی که در یک میدان گرانشی قوی قرار میگیرید نیز دچار اتساع dilate میشود. حضور presence و توزیع distribution ماده و انرژی بر چگونگی تجربه experience ما از فضا و زمان تأثیر میگذارد، به همین دلیل وقتی نور به یک جرم ، خیلی نزدیک میشود خم میشود و وقتی شما به افق رویداد سیاهچاله نزدیک میشوید زمان کند میشود.
در واقع، برخی از مشاهدات بسیار شگفت آور و غیر شهودی می توانند به عنوان پیامدهای این فکت که سنجهی عینی objective measure «فضا» یا «زمان» وجود ندارد - به وجود بیایند.
اگر یک ابرنواختر در یک کهکشان دور افتاده دارید، شاید انتظار داشته باشید که آن نور در یک زمان خاص و از پیش تعیین شده به چشمان شما برسد. اما اگر جرم بزرگی بین شما و آن ابرنواختر وجود داشته باشد، در واقع میتواند فضای میاناختر را منحرف کند، و در نتیجه تصاویر متعددی از یک کهکشان و ابرنواختر ایجاد شود: با رسیدن نور ابرنواختر در زمانهای متفاوت و نا همزمان non simultaneous در کل تصاویری که بچشم ناظر می رسند ، ظاهر می شود. فضا و زمان شاید واقعی real باشند، اما عیناً واقعی نیستند. تنها تناسب واقعی real relative به همه مشاهده گر ها و اندازه گیری های مجزا دارند.
"این سری از تصاویر که با تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده است، چهار تصویر را نشان می دهد که با لنز گرانشی به صورت کمان دچار کشش شده اند، تصاویر از یک کهکشان یکسان اند . در سال 2016، ما یک ابرنواختر را در یکی از این تصاویر (با برچسب SN1) ثبت کردیم و سپس دوم و سوم را در بازه کلّی زمانی حدود 6 ماه ، جدا از هم ، مشاهده کردیم. بر اساس هندسه بازسازی شده خوشه پس زمینه لنز، میتوان انتظار داشت که چهارمین بازپخش را در مکانی با برچسب SN4 در سال 2037 ببینیم."
🆔 @phys_Q
قسمت پنجم
✦نسبیت Relativity
همانطور که مشخص شد ، فقط تغییر در پوزیشن یا حرکت motion نیست که می تواند پرسش هایی مانند "این آبجکت چقدر دور است ؟" "این پدیده چقدر طول کشید؟" یا "کدام رویداد اول رخ داد ؟" علاوه بر این، تغییرات در انحنای curvature خود فضازمان - یعنی اثرات گرانش - می تواند بر پاسخ تأثیر بگذارد. زمان نه تنها هنگامی که به سرعت نور نزدیک میشوید ، دچار اتساع (کش آمدگی) میشود، بلکه زمانی که در یک میدان گرانشی قوی قرار میگیرید نیز دچار اتساع dilate میشود. حضور presence و توزیع distribution ماده و انرژی بر چگونگی تجربه experience ما از فضا و زمان تأثیر میگذارد، به همین دلیل وقتی نور به یک جرم ، خیلی نزدیک میشود خم میشود و وقتی شما به افق رویداد سیاهچاله نزدیک میشوید زمان کند میشود.
در واقع، برخی از مشاهدات بسیار شگفت آور و غیر شهودی می توانند به عنوان پیامدهای این فکت که سنجهی عینی objective measure «فضا» یا «زمان» وجود ندارد - به وجود بیایند.
اگر یک ابرنواختر در یک کهکشان دور افتاده دارید، شاید انتظار داشته باشید که آن نور در یک زمان خاص و از پیش تعیین شده به چشمان شما برسد. اما اگر جرم بزرگی بین شما و آن ابرنواختر وجود داشته باشد، در واقع میتواند فضای میاناختر را منحرف کند، و در نتیجه تصاویر متعددی از یک کهکشان و ابرنواختر ایجاد شود: با رسیدن نور ابرنواختر در زمانهای متفاوت و نا همزمان non simultaneous در کل تصاویری که بچشم ناظر می رسند ، ظاهر می شود. فضا و زمان شاید واقعی real باشند، اما عیناً واقعی نیستند. تنها تناسب واقعی real relative به همه مشاهده گر ها و اندازه گیری های مجزا دارند.
"این سری از تصاویر که با تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده است، چهار تصویر را نشان می دهد که با لنز گرانشی به صورت کمان دچار کشش شده اند، تصاویر از یک کهکشان یکسان اند . در سال 2016، ما یک ابرنواختر را در یکی از این تصاویر (با برچسب SN1) ثبت کردیم و سپس دوم و سوم را در بازه کلّی زمانی حدود 6 ماه ، جدا از هم ، مشاهده کردیم. بر اساس هندسه بازسازی شده خوشه پس زمینه لنز، میتوان انتظار داشت که چهارمین بازپخش را در مکانی با برچسب SN4 در سال 2037 ببینیم."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت ششم
✦ فیزیک کوانتوم
در قلمرو realm کوانتومی، چیزها حتی بیشتر متناقض و خلاف واقع می شوند، زیرا نتیجه یک آزمایش یا مشاهده به روش شما برای انجام آن مشاهده یا اندازه گیری و خود عمل بستگی دارد.
به عنوان مثال، آزمایش معروف دو شکاف two slit (که گاهی اوقات به عنوان double slit شناخته می شود) را در نظر بگیرید. اگر بخواهید تعداد زیادی از آبجکت های کوچک را از میان مانعی پرتاب کنید که دو شکاف در آن جایگذاری شده است، انتظار دارید که آن آبجکت ها را در مقابل دیوار پشت مانع در دو توده ستونی جمع کنید: یکی همخوان با شکاف سمت چپ و دیگری همخوان با شکاف سمت راست است. این کاملا همان چیزی است که در دنیای ماکروسکوپیک رخ می دهد ، چه از توپ، چه سنگریزه و یا اگر حتی موجودات زنده استفاده کنید ، پاسخ یکسان است .
اما اگر از یک ذره کوانتومی مانند الکترون یا فوتون استفاده کنید، دو توده ستونی بدست نمی آورید . درعوض، چیزی را بدست می آورید که به نظر می رسد یک الگوی تداخلی موج مانند است: لوکیشن های متناوب alternating locations ، با فاصله مساوی، جایی که ذرات ترجیحاً فرود می آیند ، بهمراه لوکیشن هایی فرود در آنها ممنوع است. بزرگترین «قله peak » ذرات گردآوریشده collected در نقطه میانی بین دو شکاف، با قلههای متناوب (که در قدر magnitude کاهش مییابد) و درّه هایی troughs (که همیشه تا صفر پایین میروند) که هنگامی که از قله مرکزی دور می شوید قرار دارند.
"الگوی موج برای الکترون هایی که از شکاف دوتایی double slit در یک زمان می گذرند. اگر شما "از کدام شکاف" ِ الکترون را اندازه گیری کنید، الگوی تداخل کوانتومی نشان داده شده در اینجا را از بین خواهید برد. صرف نظر از تفسیر، به نظر میرسد آزمایشهای کوانتومی اهمیت میدهند که آیا مشاهدات و اندازهگیریهای خاصی انجام میدهیم (یا برهمکنشهای مشخصی را اعمال میکنیم) یا خیر."
🆔 @phys_Q
قسمت ششم
✦ فیزیک کوانتوم
در قلمرو realm کوانتومی، چیزها حتی بیشتر متناقض و خلاف واقع می شوند، زیرا نتیجه یک آزمایش یا مشاهده به روش شما برای انجام آن مشاهده یا اندازه گیری و خود عمل بستگی دارد.
به عنوان مثال، آزمایش معروف دو شکاف two slit (که گاهی اوقات به عنوان double slit شناخته می شود) را در نظر بگیرید. اگر بخواهید تعداد زیادی از آبجکت های کوچک را از میان مانعی پرتاب کنید که دو شکاف در آن جایگذاری شده است، انتظار دارید که آن آبجکت ها را در مقابل دیوار پشت مانع در دو توده ستونی جمع کنید: یکی همخوان با شکاف سمت چپ و دیگری همخوان با شکاف سمت راست است. این کاملا همان چیزی است که در دنیای ماکروسکوپیک رخ می دهد ، چه از توپ، چه سنگریزه و یا اگر حتی موجودات زنده استفاده کنید ، پاسخ یکسان است .
اما اگر از یک ذره کوانتومی مانند الکترون یا فوتون استفاده کنید، دو توده ستونی بدست نمی آورید . درعوض، چیزی را بدست می آورید که به نظر می رسد یک الگوی تداخلی موج مانند است: لوکیشن های متناوب alternating locations ، با فاصله مساوی، جایی که ذرات ترجیحاً فرود می آیند ، بهمراه لوکیشن هایی فرود در آنها ممنوع است. بزرگترین «قله peak » ذرات گردآوریشده collected در نقطه میانی بین دو شکاف، با قلههای متناوب (که در قدر magnitude کاهش مییابد) و درّه هایی troughs (که همیشه تا صفر پایین میروند) که هنگامی که از قله مرکزی دور می شوید قرار دارند.
"الگوی موج برای الکترون هایی که از شکاف دوتایی double slit در یک زمان می گذرند. اگر شما "از کدام شکاف" ِ الکترون را اندازه گیری کنید، الگوی تداخل کوانتومی نشان داده شده در اینجا را از بین خواهید برد. صرف نظر از تفسیر، به نظر میرسد آزمایشهای کوانتومی اهمیت میدهند که آیا مشاهدات و اندازهگیریهای خاصی انجام میدهیم (یا برهمکنشهای مشخصی را اعمال میکنیم) یا خیر."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4👎1
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت هفتم
✦فیزیک کوانتوم
شاید به ذهنتان خطور کند که ذرات را یک بار در یک زمان بجای شلیک همزمان و باهم، ارسال کنید. اما اگر این کار را انجام میدهید، باز همان نتایج ظاهر میشود: آبجکت های ماکروسکوپیک دو توده ستونی میسازند، اما ذرات کوانتومی فقط در «پیک ها» در یک الگوی تداخلی فرود میآیند. هنگامی که ذرات به اندازه کافی جمع شوند، الگوی کامل ظاهر می شود.
شاید پس از آن به ذهنتان خطور کند که سعی کنید و اندازه گیری کنید که هر ذره در مسیر خود به سمت دیوار پشتی از کدام شکاف عبور می کند! شاید تعجب آور باشد که اکنون هر دو آزمایش - ماکروسکوپیک و کوانتومی - تنها به دو توده ستونی منتهی می شوند. عمل مشاهده "هر ذره از کدام شکاف عبور کرد؟" رفتار کوانتومی را از بین می برد. به نوعی، انجام یک اندازه گیری، که به معنای القای برهمکنش با انرژی کافی energetic enough بین ذره کوانتومی و آن کوانتوم دیگر که روی آن آزمایش می کنید، هست که رفتار سیستم کوانتومی را تغییر می دهد.
ما این پدیده را در مکانیک کوانتومی به طرق مختلف می بینیم. اگر یک ذره کوانتومی در حال اسپین spining Quantum particle را در امتداد یک مگنت عمودی حرکت دهید - ذره به سمت بالا یا پایین منحرف می شود و اسپین خود را آشکار می کند. مگنت عمودی دیگری را در پایین دست قرار دهید و ذرات منحرف شده به سمت بالا همچنان به سمت بالا منحرف می شوند، در حالی که آنهایی که به سمت پایین منحرف می شوند همچنان به سمت پایین منحرف می شوند. اما فکر می کنید اگر یک مگنت افقی را بین دو مگنت عمودی قرار دهید، چه اتفاقی می افتد؟
پاسخ دو گونه است:
•مگنت افقی پرتو ذرات را به دو قسمت منشعب می کند که یک مجموعه از ذرات به سمت چپ و گروهی به سمت راست منحرف می شوند.
•اما اکنون، صرف نظر از اینکه کدام مجموعه از ذرات را برای عبور از مگنت عمودی بعدی انتخاب می کنید، آنها یک بار دیگر به مسیرهای رو به بالا و پایین منشعب می شوند.
•به عبارت دیگر، انجام یک اندازه گیری "افقی" (measurment or Observation ) اطلاعات "عمودی" در مورد جهت گیری اسپین این ذرات را از بین می برد.
آیا این بدان معناست که چیزی به نام واقعیت عینی objective reality وجود ندارد؟ نه الزاما ؛ شاید یک رئالیتی زیربنایی وجود داشته باشد تا اندازه گیری های ما بر آن تکیه کنند . اندازه گیری ها و مشاهدات ما فقط یک روش خام و ناکافی برای آشکار کردن ویژگی کامل و در عمل ، واقعیت عینی objective reality ما هستند. بسیاری از مردم بر این باورند که روزی چنین خواهد شد، اما اکنون - که این پیشرفت به تازگی جایزه نوبل فیزیک 2022 را دریافت کرد - میتوانیم محدودیتهای بسیار معنیداری در مورد اینکه چه نوعی از «رئالیتی» - مستقل از مشاهداتمان و اندازه گیری ها وجود دارد . در بهترین حالت ، خروجی ها و نتایج رئال و واقعی که در یونیورس به وجود می آیند را نمی توان از اینکه چه کسی و چگونه آنها را اندازه گیری می کند تفکیک کرد.
"وقتی مجموعه ای از ذرات را از یک مگنت Stern-Gerlach عبور می دهید، آنها مطابق با اسپین خود انشعاب split میدهند. اگر آنها را از یک مگنت عمود بر دوم عبور دهید، دوباره در جهت جدید انشعاب تازه می دهند، اگر سپس با مگنت سوم به جهت اول برگردید، آنها یک بار دیگر انشعاب میدهند و ثابت می کند که اطلاعات دترمین شده قبلی با جدیدترین اندازه گیری تصادفیده randomize می شوند ."
🆔 @phys_Q
قسمت هفتم
✦فیزیک کوانتوم
شاید به ذهنتان خطور کند که ذرات را یک بار در یک زمان بجای شلیک همزمان و باهم، ارسال کنید. اما اگر این کار را انجام میدهید، باز همان نتایج ظاهر میشود: آبجکت های ماکروسکوپیک دو توده ستونی میسازند، اما ذرات کوانتومی فقط در «پیک ها» در یک الگوی تداخلی فرود میآیند. هنگامی که ذرات به اندازه کافی جمع شوند، الگوی کامل ظاهر می شود.
شاید پس از آن به ذهنتان خطور کند که سعی کنید و اندازه گیری کنید که هر ذره در مسیر خود به سمت دیوار پشتی از کدام شکاف عبور می کند! شاید تعجب آور باشد که اکنون هر دو آزمایش - ماکروسکوپیک و کوانتومی - تنها به دو توده ستونی منتهی می شوند. عمل مشاهده "هر ذره از کدام شکاف عبور کرد؟" رفتار کوانتومی را از بین می برد. به نوعی، انجام یک اندازه گیری، که به معنای القای برهمکنش با انرژی کافی energetic enough بین ذره کوانتومی و آن کوانتوم دیگر که روی آن آزمایش می کنید، هست که رفتار سیستم کوانتومی را تغییر می دهد.
ما این پدیده را در مکانیک کوانتومی به طرق مختلف می بینیم. اگر یک ذره کوانتومی در حال اسپین spining Quantum particle را در امتداد یک مگنت عمودی حرکت دهید - ذره به سمت بالا یا پایین منحرف می شود و اسپین خود را آشکار می کند. مگنت عمودی دیگری را در پایین دست قرار دهید و ذرات منحرف شده به سمت بالا همچنان به سمت بالا منحرف می شوند، در حالی که آنهایی که به سمت پایین منحرف می شوند همچنان به سمت پایین منحرف می شوند. اما فکر می کنید اگر یک مگنت افقی را بین دو مگنت عمودی قرار دهید، چه اتفاقی می افتد؟
پاسخ دو گونه است:
•مگنت افقی پرتو ذرات را به دو قسمت منشعب می کند که یک مجموعه از ذرات به سمت چپ و گروهی به سمت راست منحرف می شوند.
•اما اکنون، صرف نظر از اینکه کدام مجموعه از ذرات را برای عبور از مگنت عمودی بعدی انتخاب می کنید، آنها یک بار دیگر به مسیرهای رو به بالا و پایین منشعب می شوند.
•به عبارت دیگر، انجام یک اندازه گیری "افقی" (measurment or Observation ) اطلاعات "عمودی" در مورد جهت گیری اسپین این ذرات را از بین می برد.
آیا این بدان معناست که چیزی به نام واقعیت عینی objective reality وجود ندارد؟ نه الزاما ؛ شاید یک رئالیتی زیربنایی وجود داشته باشد تا اندازه گیری های ما بر آن تکیه کنند . اندازه گیری ها و مشاهدات ما فقط یک روش خام و ناکافی برای آشکار کردن ویژگی کامل و در عمل ، واقعیت عینی objective reality ما هستند. بسیاری از مردم بر این باورند که روزی چنین خواهد شد، اما اکنون - که این پیشرفت به تازگی جایزه نوبل فیزیک 2022 را دریافت کرد - میتوانیم محدودیتهای بسیار معنیداری در مورد اینکه چه نوعی از «رئالیتی» - مستقل از مشاهداتمان و اندازه گیری ها وجود دارد . در بهترین حالت ، خروجی ها و نتایج رئال و واقعی که در یونیورس به وجود می آیند را نمی توان از اینکه چه کسی و چگونه آنها را اندازه گیری می کند تفکیک کرد.
"وقتی مجموعه ای از ذرات را از یک مگنت Stern-Gerlach عبور می دهید، آنها مطابق با اسپین خود انشعاب split میدهند. اگر آنها را از یک مگنت عمود بر دوم عبور دهید، دوباره در جهت جدید انشعاب تازه می دهند، اگر سپس با مگنت سوم به جهت اول برگردید، آنها یک بار دیگر انشعاب میدهند و ثابت می کند که اطلاعات دترمین شده قبلی با جدیدترین اندازه گیری تصادفیده randomize می شوند ."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت هشتم و پایانی
✦فیزیک کوانتوم
بر خلاف تصور رایج، وظیفه علم نیست که یونیورسی را که ما در آن ساکنیم توضیح explain دهد. در عوض، هدف علم توصیف کامل accurately describe یونیورسی است که ما در آن زندگی میکنیم، و از این منظر بسیار موفق بوده است. اما سوالاتی که بیشتر ما از پرسیدن آنها هیجان زده می شویم ، اغلب شامل تجسم این است که چرا پدیده های خاصی رخ می دهند. ما مفاهیم علت و معلولی cause and effect را دوست داریم: اینکه چیزی رخ می دهد، و بعداً، در پیآمد آن نیز رخ می دهد، و رویداد دیگری به علت آن اتفاق می افتد. این در بسیاری از موارد درست است، اما یونیورس کوانتومی میتواند علت-معلول را نیز به طرق مختلف نقض کند.
یکی از این پرسشها که نمیتوانیم به آن پاسخ دهیم این است که آیا چیزی به نام واقعیت عینی و مستقل از ناظر وجود دارد؟
بسیاری از ما تصور میکنیم که چنین است، و تفسیرهای خود را از فیزیک کوانتومی به گونهای میسازیم که آنها یک واقعیت و رئالیتی بنیادین و عینی را بپذیرند. دیگران این فرض را نمیکنند و تفسیرهایی به همان اندازه معتبر از فیزیک کوانتومی میسازند که لزوماً چنین نیست. تنها چیزی که باید ما را راهنمایی کند، چه خوب و چه بد، آن چیزی است که می توانیم مشاهده و اندازه گیری کنیم. ما میتوانیم آن را با موفقیت یا بدون یک واقعیت عینی و مستقل از ناظر به صورت فیزیکی توصیف کنیم. در این لحظه از زمان، این به هر یک از ما بستگی دارد که تصمیم بگیریم که آیا ترجیح میدهیم این مفهوم از نظر فلسفی رضایتبخش اما از نظر فیزیکی غیرمعمول که «واقعیت عینی» چه مفهومی دارد را به آن اضافه کنیم.
جفتهای درهمتنیده مکانیک کوانتومی را میتوان با ماشینی مقایسه کرد که توپهایی با رنگهای متضاد را در جهت مخالف به بیرون پرتاب میکند. وقتی باب توپی را می گیرد و می بیند که سیاه است، بلافاصله متوجه می شود که آلیس یک توپ سفید را گرفته است. در نظریه ای که از متغیرهای پنهان استفاده می کند، توپ ها همیشه حاوی اطلاعات پنهانی در مورد رنگی بودند که باید نشان دادند. با این حال، مکانیک کوانتومی می گوید که توپ ها خاکستری بودند تا زمانی که کسی به آنها نگاه کرد، یعنی هنگام نگاه کردن به توپ ها - یکی به طور تصادفی random سفید و دیگری سیاه شد. نابرابری های بل Bell inequalities نشان می دهند که آزمایش هایی وجود دارد که می تواند بین این موارد تفاوت قائل شود. چنین آزمایشهایی ثابت کردهاند که توصیف مکانیک کوانتومی درست است و تا زمانی که اندازهگیری انجام شود، توپها رنگ تعیین نشده ای indeterminacy دارند.
🆔 @phys_Q
قسمت هشتم و پایانی
✦فیزیک کوانتوم
بر خلاف تصور رایج، وظیفه علم نیست که یونیورسی را که ما در آن ساکنیم توضیح explain دهد. در عوض، هدف علم توصیف کامل accurately describe یونیورسی است که ما در آن زندگی میکنیم، و از این منظر بسیار موفق بوده است. اما سوالاتی که بیشتر ما از پرسیدن آنها هیجان زده می شویم ، اغلب شامل تجسم این است که چرا پدیده های خاصی رخ می دهند. ما مفاهیم علت و معلولی cause and effect را دوست داریم: اینکه چیزی رخ می دهد، و بعداً، در پیآمد آن نیز رخ می دهد، و رویداد دیگری به علت آن اتفاق می افتد. این در بسیاری از موارد درست است، اما یونیورس کوانتومی میتواند علت-معلول را نیز به طرق مختلف نقض کند.
یکی از این پرسشها که نمیتوانیم به آن پاسخ دهیم این است که آیا چیزی به نام واقعیت عینی و مستقل از ناظر وجود دارد؟
بسیاری از ما تصور میکنیم که چنین است، و تفسیرهای خود را از فیزیک کوانتومی به گونهای میسازیم که آنها یک واقعیت و رئالیتی بنیادین و عینی را بپذیرند. دیگران این فرض را نمیکنند و تفسیرهایی به همان اندازه معتبر از فیزیک کوانتومی میسازند که لزوماً چنین نیست. تنها چیزی که باید ما را راهنمایی کند، چه خوب و چه بد، آن چیزی است که می توانیم مشاهده و اندازه گیری کنیم. ما میتوانیم آن را با موفقیت یا بدون یک واقعیت عینی و مستقل از ناظر به صورت فیزیکی توصیف کنیم. در این لحظه از زمان، این به هر یک از ما بستگی دارد که تصمیم بگیریم که آیا ترجیح میدهیم این مفهوم از نظر فلسفی رضایتبخش اما از نظر فیزیکی غیرمعمول که «واقعیت عینی» چه مفهومی دارد را به آن اضافه کنیم.
جفتهای درهمتنیده مکانیک کوانتومی را میتوان با ماشینی مقایسه کرد که توپهایی با رنگهای متضاد را در جهت مخالف به بیرون پرتاب میکند. وقتی باب توپی را می گیرد و می بیند که سیاه است، بلافاصله متوجه می شود که آلیس یک توپ سفید را گرفته است. در نظریه ای که از متغیرهای پنهان استفاده می کند، توپ ها همیشه حاوی اطلاعات پنهانی در مورد رنگی بودند که باید نشان دادند. با این حال، مکانیک کوانتومی می گوید که توپ ها خاکستری بودند تا زمانی که کسی به آنها نگاه کرد، یعنی هنگام نگاه کردن به توپ ها - یکی به طور تصادفی random سفید و دیگری سیاه شد. نابرابری های بل Bell inequalities نشان می دهند که آزمایش هایی وجود دارد که می تواند بین این موارد تفاوت قائل شود. چنین آزمایشهایی ثابت کردهاند که توصیف مکانیک کوانتومی درست است و تا زمانی که اندازهگیری انجام شود، توپها رنگ تعیین نشده ای indeterminacy دارند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2👎1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را تجسم می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را تجسم می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
👍3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 توپ cannon گلوله اش را با سرعت 50 mph (مایل بر ساعت) شلیک می کند .
در صورتی که توپ ساکن باشد ، سرعت گلوله 50 mph خواهد بود اما هنگامی که توپ خود با سرعت 50 mph حرکت کند این گلوله است که ساکن خواهد بود .
این مکانیک نیوتونی ست . و یک آنالوژی با فیزیک امواج صوتی و الکترومغناطیسی و حتی نسبیت در این ویدئو وجود دارد .
🆔 @phys_Q
در صورتی که توپ ساکن باشد ، سرعت گلوله 50 mph خواهد بود اما هنگامی که توپ خود با سرعت 50 mph حرکت کند این گلوله است که ساکن خواهد بود .
این مکانیک نیوتونی ست . و یک آنالوژی با فیزیک امواج صوتی و الکترومغناطیسی و حتی نسبیت در این ویدئو وجود دارد .
🆔 @phys_Q
👍5👎2🤯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 موج wave
موج ارتعاش یا آشفتگی سیال در محیط [مادی یا خلا] است . شکل پایه آن موج سینوسی است البته از لحاظ ریاضی ، اشکال پیچیده تر را میتوان با بسط فوریه ، متشکل از مولفه های ساده تر ترسیم کرد . فاز ، دامنه و بسامد امواج ، تداخل ویرانگر یا سازنده آنها را تعیین می کند ، البته موج مادی نظیر امواج صوتی یا اقیانوس با موج الکترومغناطیسی دارای تفاوت هایی است .
معادله موج شرودینگر shrödinger wave equation قلب مکانیک کوانتوم است که در آن موج ، بعنوان آبجکت بنیادین یونیورس بین مقادیر حقیقی real و موهومی imaginary ، وابسته به توان بردار i ، نوسان می کند.
ارتعاش vibration یا نوسان پیرامون یک مقدار میانگین ، از تابع موج در ریاضیات گرفته ، تا امواج مکانیکی ماکروسکوپیک ، تا امواج الکترومغناطیسی و میکروسکوپیک وجود دارد ، هر چند که مشابهت چندانی با هم نداشته باشند اما جالب است بدانید که تئوری ریسمان نیز از ریسمان های مرتعش برای توصیف ذرات بنیادین استفاده می کند .
🆔 @phys_Q
موج ارتعاش یا آشفتگی سیال در محیط [مادی یا خلا] است . شکل پایه آن موج سینوسی است البته از لحاظ ریاضی ، اشکال پیچیده تر را میتوان با بسط فوریه ، متشکل از مولفه های ساده تر ترسیم کرد . فاز ، دامنه و بسامد امواج ، تداخل ویرانگر یا سازنده آنها را تعیین می کند ، البته موج مادی نظیر امواج صوتی یا اقیانوس با موج الکترومغناطیسی دارای تفاوت هایی است .
معادله موج شرودینگر shrödinger wave equation قلب مکانیک کوانتوم است که در آن موج ، بعنوان آبجکت بنیادین یونیورس بین مقادیر حقیقی real و موهومی imaginary ، وابسته به توان بردار i ، نوسان می کند.
ارتعاش vibration یا نوسان پیرامون یک مقدار میانگین ، از تابع موج در ریاضیات گرفته ، تا امواج مکانیکی ماکروسکوپیک ، تا امواج الکترومغناطیسی و میکروسکوپیک وجود دارد ، هر چند که مشابهت چندانی با هم نداشته باشند اما جالب است بدانید که تئوری ریسمان نیز از ریسمان های مرتعش برای توصیف ذرات بنیادین استفاده می کند .
🆔 @phys_Q
👍5👎2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 نخستین ماموریت مداری استارشیپ با شکست مواجه شد.
استارشیپ توسط موشک غولپیکر سوپرهوی پرتاب شد، اما سه دقیقه پس از پرتاب استارشیپ جدا نشد و اندکی بعد منفجر شد.
با عدم جدا شدن استارشیپ از سوپرهوی هر دو با هم شروع به چرخش کردند و در نهایت تکه تکه شدند و با سقوط در آب این آزمون نیمه تمام ماند.
استارشیپ یک پرتابگر فوق سنگین دو مرحلهای با قابلیت استفاده مجدد است که از سال ۲۰۱۹ تاکنون در حال ساخت و توسعه است. فضاپیمای استارشیپ و پرتابگر فوقسنگین(سوپر هوی) که در مجموع استارشیپ نامیده میشوند، یک سامانه حمل انسان و محموله به مدار زمین، ماه، مریخ و حتی فراتر از آن است که قابلیت استفاده مجدد و حمل بیش از ۱۰۰ تن را دارد.
🆔 @phys_Q
استارشیپ توسط موشک غولپیکر سوپرهوی پرتاب شد، اما سه دقیقه پس از پرتاب استارشیپ جدا نشد و اندکی بعد منفجر شد.
با عدم جدا شدن استارشیپ از سوپرهوی هر دو با هم شروع به چرخش کردند و در نهایت تکه تکه شدند و با سقوط در آب این آزمون نیمه تمام ماند.
استارشیپ یک پرتابگر فوق سنگین دو مرحلهای با قابلیت استفاده مجدد است که از سال ۲۰۱۹ تاکنون در حال ساخت و توسعه است. فضاپیمای استارشیپ و پرتابگر فوقسنگین(سوپر هوی) که در مجموع استارشیپ نامیده میشوند، یک سامانه حمل انسان و محموله به مدار زمین، ماه، مریخ و حتی فراتر از آن است که قابلیت استفاده مجدد و حمل بیش از ۱۰۰ تن را دارد.
🆔 @phys_Q
👍7👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣why? Something happened?
✍ وقتيكه با يك فيزيكدان صحبت ميكنيد هيچوقت اول سؤالتون نگيد #چرا؛ چرا؟ خب بهتره اين ويدئوی 3 دقیقه ای رو ببینید؛ حالا فقط یه سؤال پرسید ازش!!!
👤 #ریچاردفاینمن
📇 زیرنویس پارسی
* دیدگاه درستی در موضوع علت وقایع و علیّت طبیعه در تحلیل مثال مربوط به یک رخداد را بیان می کند ، (علاوه بر این توضیحات ، تئوری آشوب را نیز در دورنمای ذهن خود قرار دهید ). بروز و ظهور رخداد A نه یک یا دو علت بلکه تا آنجا که ذهن اجازه دهد ( تعداد غیر قابل شمارشی) علت ترسیمی بخود اختصاص می دهد و درین چشم انداز ، بقول خود فاینمن ، جهان آشوبی از چیزهای آشفته است .
🆔 @phys_Q
✍ وقتيكه با يك فيزيكدان صحبت ميكنيد هيچوقت اول سؤالتون نگيد #چرا؛ چرا؟ خب بهتره اين ويدئوی 3 دقیقه ای رو ببینید؛ حالا فقط یه سؤال پرسید ازش!!!
👤 #ریچاردفاینمن
📇 زیرنویس پارسی
* دیدگاه درستی در موضوع علت وقایع و علیّت طبیعه در تحلیل مثال مربوط به یک رخداد را بیان می کند ، (علاوه بر این توضیحات ، تئوری آشوب را نیز در دورنمای ذهن خود قرار دهید ). بروز و ظهور رخداد A نه یک یا دو علت بلکه تا آنجا که ذهن اجازه دهد ( تعداد غیر قابل شمارشی) علت ترسیمی بخود اختصاص می دهد و درین چشم انداز ، بقول خود فاینمن ، جهان آشوبی از چیزهای آشفته است .
🆔 @phys_Q
👍13👎2