🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت سوم
✦ درهم تنیدگی و اینشتین
درهم تنیدگی کوانتومی بهعنوان ملات هندسی - اساس مقاله رد شده و مقاله برنده ون رامسدونک بود، و ایدهای که به طور فزایندهای در بین فیزیکدانان همه گیر شد ، اما هیچ کس هنوز یک اثبات قانع کننده پیدا نکرده است، بنابراین این ایده هنوز در حد یک حدس منطقی قرار می گیرد. اما بسیاری از خطوط مستقل استدلال از آن حمایت می کنند.
به عنوان مثال، در سال 2013، مالداسینا و لئونارد ساسکیند از استنفورد حدس مرتبطی را منتشر کردند که به افتخار دو مقاله برجسته از سال 1935، ER = EPR نامگذاری کردند. ER، توسط اینشتین و فیزیکدان آمریکایی-اسرائیلی، ناتان روزن، معرفی شده است. کرم چاله: تونلی در فضا-زمان که دو سیاهچاله را به هم متصل می کند. (غیر از فیلم های علمی-تخیلی، هیچ پارتیکل واقعی نمی تواند از میان چنین کرم چاله ای عبور کند: برای این کار باید سریعتر از نور حرکت کرد که غیرممکن است.) EPR، توسط انیشتین، روزن و فیزیکدان آمریکایی بوریس پودولسکی، اولین مقاله ای بود که به وضوح چیزی که اکنون درهم تنیدگی نامیده می شود را بیان کرد.
حدس مالداسینا و ساسکیند این بود که این دو مفهوم بیش از یک تاریخ انتشار مشترک به هم مرتبط هستند. به گفته فیزیکدانان، اگر هر دو پارتیکل با درهم تنیدگی به هم کانکت شوند، به طور موثری توسط یک کرم چاله به هم می پیوندند. و بالعکس: ارتباطی که فیزیکدانان آن را کرم چاله می نامند، معادل درهم تنیدگی است. آنها روش های مختلفی برای توصیف یک رئالیتی زیربنایی هستند.
هیچ کس ایده روشنی از چیستی این رئالیتی زیربنایی ندارد. اما فیزیکدانانی که متقاعد می شوند که این رئالیتی زیربنایی باید وجود داشته باشد ، رو به افزایش است . مالداسینا، ساسکیند و دیگران فرضیه ER = EPR را آزمایش کردهاند تا ببینند آیا این فرضیه از لحاظ ریاضی با هر چیز دیگری که درباره درهم تنیدگی و کرمچالهها شناخته شدهاست همخوانی دارد؟ - و تاکنون، پاسخ مثبت است.
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت سوم
✦ درهم تنیدگی و اینشتین
درهم تنیدگی کوانتومی بهعنوان ملات هندسی - اساس مقاله رد شده و مقاله برنده ون رامسدونک بود، و ایدهای که به طور فزایندهای در بین فیزیکدانان همه گیر شد ، اما هیچ کس هنوز یک اثبات قانع کننده پیدا نکرده است، بنابراین این ایده هنوز در حد یک حدس منطقی قرار می گیرد. اما بسیاری از خطوط مستقل استدلال از آن حمایت می کنند.
به عنوان مثال، در سال 2013، مالداسینا و لئونارد ساسکیند از استنفورد حدس مرتبطی را منتشر کردند که به افتخار دو مقاله برجسته از سال 1935، ER = EPR نامگذاری کردند. ER، توسط اینشتین و فیزیکدان آمریکایی-اسرائیلی، ناتان روزن، معرفی شده است. کرم چاله: تونلی در فضا-زمان که دو سیاهچاله را به هم متصل می کند. (غیر از فیلم های علمی-تخیلی، هیچ پارتیکل واقعی نمی تواند از میان چنین کرم چاله ای عبور کند: برای این کار باید سریعتر از نور حرکت کرد که غیرممکن است.) EPR، توسط انیشتین، روزن و فیزیکدان آمریکایی بوریس پودولسکی، اولین مقاله ای بود که به وضوح چیزی که اکنون درهم تنیدگی نامیده می شود را بیان کرد.
حدس مالداسینا و ساسکیند این بود که این دو مفهوم بیش از یک تاریخ انتشار مشترک به هم مرتبط هستند. به گفته فیزیکدانان، اگر هر دو پارتیکل با درهم تنیدگی به هم کانکت شوند، به طور موثری توسط یک کرم چاله به هم می پیوندند. و بالعکس: ارتباطی که فیزیکدانان آن را کرم چاله می نامند، معادل درهم تنیدگی است. آنها روش های مختلفی برای توصیف یک رئالیتی زیربنایی هستند.
هیچ کس ایده روشنی از چیستی این رئالیتی زیربنایی ندارد. اما فیزیکدانانی که متقاعد می شوند که این رئالیتی زیربنایی باید وجود داشته باشد ، رو به افزایش است . مالداسینا، ساسکیند و دیگران فرضیه ER = EPR را آزمایش کردهاند تا ببینند آیا این فرضیه از لحاظ ریاضی با هر چیز دیگری که درباره درهم تنیدگی و کرمچالهها شناخته شدهاست همخوانی دارد؟ - و تاکنون، پاسخ مثبت است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤1
🟣 این خلاصه رویداد های درون ایران است . انقلاب مراحل خود را تکامل می بخشد و تحول اجتماعی ریشه دار تر از دیروز ، آینده را نوید می دهد .
شورش علیه دین نیست و علیه مرگ و رکود و سکوت و سکون است . شکل نوین زندگی حتی در شهرستان ها و روستاها در جریان است .
حکومت دینی در این سامان به پایان می رسد و گام نهایی پیش رو کوبیدن میخ آخر است.
🆔 @phys_Q
شورش علیه دین نیست و علیه مرگ و رکود و سکوت و سکون است . شکل نوین زندگی حتی در شهرستان ها و روستاها در جریان است .
حکومت دینی در این سامان به پایان می رسد و گام نهایی پیش رو کوبیدن میخ آخر است.
🆔 @phys_Q
👍16❤1
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت چهارم
✦ کانکشن های پنهان
خطوط دیگر حمایت از رابطه هندسه-درهم تنیدگی از فیزیک ماده چگال و نظریه اطلاعات کوانتومی آمده است: میدان هایی که درهم تنیدگی نقش اصلی را در آنها بازی می کند. این به محققان این رشتهها اجازه میدهد تا با مجموعهای از مفاهیم جدید و ابزارهای ریاضی به گرانش کوانتومی شبیخون بزنند .
برای مثال، شبکههای تانسور تکنیکی هستند که توسط فیزیکدانان ماده چگال برای ردیابی حالات کوانتومی تعداد زیادی پارتیکل های ساباتمیک توسعه یافته اند. برایان سوینگل در سال 2007، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج بود، از آنها در این راه استفاده می کرد و نحوه برهمکنش گروه های الکترون در یک ماده جامد را محاسبه می کرد. او دریافت که مفیدترین شبکه برای این منظور با پیوند دادن جفت الکترونهای مجاور، که به احتمال زیاد با یکدیگر برهمکنش دارند، شروع می شود ، سپس گروههای بزرگتر و بزرگتر را در الگویی که به سلسله مراتب یک درخت خانوادگی شباهت داشت، لینک کرد. اما پس از آن، در طی یک دوره در تئوری میدان کوانتومی، سوینگل در مورد تناظر حجم bulk-مرز boundary مالداسینا یاد گرفت و متوجه یک الگوی جالب شد: نقشه برداری بین حجم و مرز دقیقاً همان شبکه درخت مانند را نشان داد.
سوئینگل اندیشید که آیا این شباهت resemblance بیش از یک تصادف احتمالی ست؟ و در سال 2012، او 8 محاسبه را منتشر کرد که نشان میداد : وی به طور مستقل تقریباً به همان نتیجهای رسیده بود که فون رامسدونک داشت، در نتیجه یک حمایت قوی از ایده هندسه-درهمتنیدگی اضافه کرد. سوئینگل که اکنون در استنفورد است به این نتیجه رسیده که شبکه های تانسور به ابزاری پرکاربرد برای کشف همخوانی هندسه-درهم تنیدگی تبدیل شده اند، می گوید: "می توانید تصور کنید که فضا از درهم تنیدگی به این روش بسیار دقیق با استفاده از تانسورها ساخته شده است."
یکی دیگر از نمونههای برجسته آمیزش متقابل cross - fertilization، نظریه کدهای تصحیح خطای کوانتومی ست که فیزیکدانان برای کمک به ساخت رایانههای کوانتومی اختراع کردند. این ماشینها اطلاعات را نه در بیتها، بلکه در «کیوبیتها» رمزگذاری میکنند: حالتهای کوانتومی، مانند اسپین بالا یا پایین یک الکترون، که میتوانند مقادیر 1 و 0 را همزمان به خود بگیرند. در اصل، زمانی که کیوبیتها به روش صحیح با هم برهمکنش میکنند و در هم تنیده می شوند، چنین دستگاهی میتواند محاسباتی را انجام دهد که یک کامپیوتر معمولی نمیتواند در طول عمر یونیورس انجام دهد. اما در عمل، این فرآیند میتواند فوقالعاده شکننده باشد: کوچکترین اختلال disturbance از سوی دنیای بیرون، درهم تنیدگی ظریف کیوبیتها را مختل میکند و هرگونه امکان محاسبات کوانتومی را از بین میبرد.
این نیاز به کدهای الهامبخش تصحیح خطای کوانتومی، استراتژیهای عددی که همبستگیهای correlation خراب شده بین کیوبیتها را ترمیم کرده و محاسبات را قویتر میکند. یکی از ویژگی های این کدها این است که آنها همیشه "غیر محلی non local" هستند: اطلاعات مورد نیاز برای بازیابی هر کیوبیت معین باید در منطقه وسیعی از فضا پخش شود. در غیر این صورت، آسیب در یک نقطه می تواند امید به بهبود را از بین ببرد. و این غیر محل یا ناموضع بودن non-locality به نوبه خود دلیل جذابیتی است که بسیاری از نظریه پردازان اطلاعات کوانتومی برای اولین بار با همخوانی مرزی-حجمی bulk -bounary مالداسینا مواجه می شوند: که نوعی بسیار مشابه ناموضعیت non-locality را نشان می دهد. اطلاعاتی که مربوط به یک منطقه کوچک از حجمbulk است در منطقه وسیعی از مرز پخش می شود.
اسکات آرونسون، دانشمند کامپیوتر در MIT، میگوید: «هرکسی میتواند به AdS–CFT نگاه کند و بگوید که بهطور مبهم مشابه کد تصحیحکننده خطای کوانتومی است». اما در کاری که در 9 ژوئن منتشر شد، فیزیکدانان به رهبری دانیل هارلو در دانشگاه هاروارد در کمبریج و جان پرسکیل از موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنا برای چیز قویتری استدلال میکنند: اینکه دوگانگی مالداسینا خود یک کد تصحیح کننده خطای کوانتومی است. آنها نشان دادهاند که این از نظر ریاضی در یک مدل ساده درست است و اکنون در تلاش هستند نشان دهند که این ادعا به طور کلیتر صادق است.
هارلو میگوید: " افراد برای سالها میگویند که درهم تنیدگی به نوعی برای ایمرج حجمbulk مهم است. اما برای اولین بار، من فکر می کنم که ما نگاهی جدی و اجمالی به چگونگی و چرایی آن داریم؟"
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت چهارم
✦ کانکشن های پنهان
خطوط دیگر حمایت از رابطه هندسه-درهم تنیدگی از فیزیک ماده چگال و نظریه اطلاعات کوانتومی آمده است: میدان هایی که درهم تنیدگی نقش اصلی را در آنها بازی می کند. این به محققان این رشتهها اجازه میدهد تا با مجموعهای از مفاهیم جدید و ابزارهای ریاضی به گرانش کوانتومی شبیخون بزنند .
برای مثال، شبکههای تانسور تکنیکی هستند که توسط فیزیکدانان ماده چگال برای ردیابی حالات کوانتومی تعداد زیادی پارتیکل های ساباتمیک توسعه یافته اند. برایان سوینگل در سال 2007، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج بود، از آنها در این راه استفاده می کرد و نحوه برهمکنش گروه های الکترون در یک ماده جامد را محاسبه می کرد. او دریافت که مفیدترین شبکه برای این منظور با پیوند دادن جفت الکترونهای مجاور، که به احتمال زیاد با یکدیگر برهمکنش دارند، شروع می شود ، سپس گروههای بزرگتر و بزرگتر را در الگویی که به سلسله مراتب یک درخت خانوادگی شباهت داشت، لینک کرد. اما پس از آن، در طی یک دوره در تئوری میدان کوانتومی، سوینگل در مورد تناظر حجم bulk-مرز boundary مالداسینا یاد گرفت و متوجه یک الگوی جالب شد: نقشه برداری بین حجم و مرز دقیقاً همان شبکه درخت مانند را نشان داد.
سوئینگل اندیشید که آیا این شباهت resemblance بیش از یک تصادف احتمالی ست؟ و در سال 2012، او 8 محاسبه را منتشر کرد که نشان میداد : وی به طور مستقل تقریباً به همان نتیجهای رسیده بود که فون رامسدونک داشت، در نتیجه یک حمایت قوی از ایده هندسه-درهمتنیدگی اضافه کرد. سوئینگل که اکنون در استنفورد است به این نتیجه رسیده که شبکه های تانسور به ابزاری پرکاربرد برای کشف همخوانی هندسه-درهم تنیدگی تبدیل شده اند، می گوید: "می توانید تصور کنید که فضا از درهم تنیدگی به این روش بسیار دقیق با استفاده از تانسورها ساخته شده است."
یکی دیگر از نمونههای برجسته آمیزش متقابل cross - fertilization، نظریه کدهای تصحیح خطای کوانتومی ست که فیزیکدانان برای کمک به ساخت رایانههای کوانتومی اختراع کردند. این ماشینها اطلاعات را نه در بیتها، بلکه در «کیوبیتها» رمزگذاری میکنند: حالتهای کوانتومی، مانند اسپین بالا یا پایین یک الکترون، که میتوانند مقادیر 1 و 0 را همزمان به خود بگیرند. در اصل، زمانی که کیوبیتها به روش صحیح با هم برهمکنش میکنند و در هم تنیده می شوند، چنین دستگاهی میتواند محاسباتی را انجام دهد که یک کامپیوتر معمولی نمیتواند در طول عمر یونیورس انجام دهد. اما در عمل، این فرآیند میتواند فوقالعاده شکننده باشد: کوچکترین اختلال disturbance از سوی دنیای بیرون، درهم تنیدگی ظریف کیوبیتها را مختل میکند و هرگونه امکان محاسبات کوانتومی را از بین میبرد.
این نیاز به کدهای الهامبخش تصحیح خطای کوانتومی، استراتژیهای عددی که همبستگیهای correlation خراب شده بین کیوبیتها را ترمیم کرده و محاسبات را قویتر میکند. یکی از ویژگی های این کدها این است که آنها همیشه "غیر محلی non local" هستند: اطلاعات مورد نیاز برای بازیابی هر کیوبیت معین باید در منطقه وسیعی از فضا پخش شود. در غیر این صورت، آسیب در یک نقطه می تواند امید به بهبود را از بین ببرد. و این غیر محل یا ناموضع بودن non-locality به نوبه خود دلیل جذابیتی است که بسیاری از نظریه پردازان اطلاعات کوانتومی برای اولین بار با همخوانی مرزی-حجمی bulk -bounary مالداسینا مواجه می شوند: که نوعی بسیار مشابه ناموضعیت non-locality را نشان می دهد. اطلاعاتی که مربوط به یک منطقه کوچک از حجمbulk است در منطقه وسیعی از مرز پخش می شود.
اسکات آرونسون، دانشمند کامپیوتر در MIT، میگوید: «هرکسی میتواند به AdS–CFT نگاه کند و بگوید که بهطور مبهم مشابه کد تصحیحکننده خطای کوانتومی است». اما در کاری که در 9 ژوئن منتشر شد، فیزیکدانان به رهبری دانیل هارلو در دانشگاه هاروارد در کمبریج و جان پرسکیل از موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنا برای چیز قویتری استدلال میکنند: اینکه دوگانگی مالداسینا خود یک کد تصحیح کننده خطای کوانتومی است. آنها نشان دادهاند که این از نظر ریاضی در یک مدل ساده درست است و اکنون در تلاش هستند نشان دهند که این ادعا به طور کلیتر صادق است.
هارلو میگوید: " افراد برای سالها میگویند که درهم تنیدگی به نوعی برای ایمرج حجمbulk مهم است. اما برای اولین بار، من فکر می کنم که ما نگاهی جدی و اجمالی به چگونگی و چرایی آن داریم؟"
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت پنجم
✦ فراتر از درهم تنیدگی
به نظر می رسد که این چشم انداز برای بنیاد سیمونز، یک سازمان بشردوستانه در شهر نیویورک که در ماه آگوست اعلام کرد که 2.5 میلیون دلار در سال برای حداقل 4 سال برای کمک به محققان برای پیشبرد ارتباط اطلاعات گرانشی-کوانتومی ارائه می کند، جذاب بوده است . پاتریک هیدن، فیزیکدان استنفورد که این برنامه را هدایت می کند، می گوید: " تئوری اطلاعات راهی قدرتمند برای استخوان بندی تفکر ما در مورد فیزیک بنیادی ارائه می دهد. وی می افزاید که حمایت مالی بنیاد Simons از 16 محقق اصلی در 14 موسسه در سراسر جهان، همراه با دانشجویان، پست دکترا و مجموعه ای از کارگاه ها و مدارس حمایت می کند. در نهایت، هدف مرکزی ایجاد یک دیکشنری جامع برای ترجمه مفاهیم هندسی به زبان کوانتومی و بالعکس است. امیدواریم این به فیزیکدانان کمک کند تا راه خود را به سمت نظریه کامل گرانش کوانتومی بیابند."
با این حال، محققان با چندین چالش روبرو هستند. یکی این است که همخوانی حجم bulk -مرز boundary در یونیورس ما، که نه ایستا static است و نه مرز دار bounded ، اعمال نمی شود. در حال انبساط expand و ظاهراً بی انتها infinite است. اکثر محققان در این زمینه فکر می کنند که محاسبات با استفاده از همخوانی correspondence مالداسینا چیزی را در مورد یونیورس واقعی به آنها می گوید، اما هنوز توافق کمی در مورد نحوه دقیق ترجمه نتایج از یک رژیم به رژیم دیگر وجود دارد.
چالش دیگر این است که تعریف استاندارد درهم تنیدگی فقط به پارتیکل ها در یک لحظه معین اشاره دارد. یک نظریه کامل گرانش کوانتومی باید زمان را به این تصویر اضافه کند. ساسکیند می گوید: "درهم تنیدگی قطعه بزرگی از داستان است، اما تمام داستان نیست."
او فکر می کند فیزیکدانان ممکن است مجبور شوند مفهوم دیگری از نظریه اطلاعات کوانتومی را بپذیرند: پیچیدگی محاسباتی computational complexity، تعداد مراحل منطقی یا عملیات لازم برای ساختن حالت کوانتومی یک سیستم. یک سیستم با پیچیدگی کم مشابه یک کامپیوتر کوانتومی با تقریبا کل کیوبیتها روی صفر تنظیم شده : تعریف و ساخت آن آسان است. و پیچیدگی بالا قابل قیاس با مجموعه ای از کیوبیت ها ست که عددی را رمزگذاری می کند که محاسبه آن طول می کشد.
سفر ساسکیند به سمت پیچیدگی محاسباتی حدود یک دهه پیش آغاز شد، زمانی که او متوجه شد که حل معادلات نسبیت عام اینشتین به کرمچالهای در فضای AdS اجازه میدهد تا با گذشت زمان طولانیتر longer و طولانیتر شود. او شگفت زده شد که روی مرز با چه چیزی همخوانی دارد؟ چه چیزی در آنجا تغییر می کرد؟ ساسکیند میدانست که نمیتواند درهم تنیدگی باشد، زیرا همبستگیهایی که بین پارتیکل های مختلف روی مرز ایجاد میکنند در کمتر از یک ثانیه به ماکسیمم خود میرسند. با این حال، او و داگلاس استنفورد که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته هستند، در مقاله ای در سال گذشته، نشان دادند که با گذشت زمان، وضعیت کوانتومی روی مرز دقیقاً به همان شکلی که از پیچیدگی محاسباتی انتظار می رود تغییر می کند.
ساسکیند میگوید: «بهنظر میرسد که رشد فضای داخلی سیاهچاله دقیقاً رشد پیچیدگی محاسباتی است». او میگوید اگر درهمتنیدگی کوانتومی تکههایی از فضا را به هم ببافد knite، پیچیدگی محاسباتی باعث رشد فضا می شود - و در نتیجه المنت خجالتی زمان را به ارمغان بیاورد. یکی از پیامدهای بالقوه، که او تازه شروع به کشف آن کرده است، می تواند لینکی بین رشد پیچیدگی محاسباتی و انبساط کیهان باشد. مورد دیگر این است که چون درون سیاهچالهها همان مناطقی هستند که تصور میشود گرانش کوانتومی در آن غالب است، پیچیدگی محاسباتی احتمالا نقش کلیدی در یک نظریه کامل گرانش کوانتومی داشته باشد.
علیرغم چالشهای باقیمانده، این حس در میان دست اندرکاران این رشته وجود دارد که آنها شروع به نگاه کردن به چیزی واقعی و بسیار مهم کردهاند. سوینگل می گوید: " من قبلاً نمی دانستم از چه فضا ساخته شده است. معلوم نبود که این سوال حتی معنا و مفهومی داشته باشد." اما اکنون به گفته وی : به طور فزاینده ای آشکار می شود که این سؤال منطقی است. سوینگل می گوید: "و پاسخ چیزی است که ما خواهیم دانست و این پاسخ از درهم تنیدگی ساخته شده است."
در مورد فون رامسدونک، او از سال 2009 حدود 20 مقاله در مورد درهم تنیدگی کوانتومی نوشته است. او می گوید که همه آنها برای انتشار پذیرفته شده اند.
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت پنجم
✦ فراتر از درهم تنیدگی
به نظر می رسد که این چشم انداز برای بنیاد سیمونز، یک سازمان بشردوستانه در شهر نیویورک که در ماه آگوست اعلام کرد که 2.5 میلیون دلار در سال برای حداقل 4 سال برای کمک به محققان برای پیشبرد ارتباط اطلاعات گرانشی-کوانتومی ارائه می کند، جذاب بوده است . پاتریک هیدن، فیزیکدان استنفورد که این برنامه را هدایت می کند، می گوید: " تئوری اطلاعات راهی قدرتمند برای استخوان بندی تفکر ما در مورد فیزیک بنیادی ارائه می دهد. وی می افزاید که حمایت مالی بنیاد Simons از 16 محقق اصلی در 14 موسسه در سراسر جهان، همراه با دانشجویان، پست دکترا و مجموعه ای از کارگاه ها و مدارس حمایت می کند. در نهایت، هدف مرکزی ایجاد یک دیکشنری جامع برای ترجمه مفاهیم هندسی به زبان کوانتومی و بالعکس است. امیدواریم این به فیزیکدانان کمک کند تا راه خود را به سمت نظریه کامل گرانش کوانتومی بیابند."
با این حال، محققان با چندین چالش روبرو هستند. یکی این است که همخوانی حجم bulk -مرز boundary در یونیورس ما، که نه ایستا static است و نه مرز دار bounded ، اعمال نمی شود. در حال انبساط expand و ظاهراً بی انتها infinite است. اکثر محققان در این زمینه فکر می کنند که محاسبات با استفاده از همخوانی correspondence مالداسینا چیزی را در مورد یونیورس واقعی به آنها می گوید، اما هنوز توافق کمی در مورد نحوه دقیق ترجمه نتایج از یک رژیم به رژیم دیگر وجود دارد.
چالش دیگر این است که تعریف استاندارد درهم تنیدگی فقط به پارتیکل ها در یک لحظه معین اشاره دارد. یک نظریه کامل گرانش کوانتومی باید زمان را به این تصویر اضافه کند. ساسکیند می گوید: "درهم تنیدگی قطعه بزرگی از داستان است، اما تمام داستان نیست."
او فکر می کند فیزیکدانان ممکن است مجبور شوند مفهوم دیگری از نظریه اطلاعات کوانتومی را بپذیرند: پیچیدگی محاسباتی computational complexity، تعداد مراحل منطقی یا عملیات لازم برای ساختن حالت کوانتومی یک سیستم. یک سیستم با پیچیدگی کم مشابه یک کامپیوتر کوانتومی با تقریبا کل کیوبیتها روی صفر تنظیم شده : تعریف و ساخت آن آسان است. و پیچیدگی بالا قابل قیاس با مجموعه ای از کیوبیت ها ست که عددی را رمزگذاری می کند که محاسبه آن طول می کشد.
سفر ساسکیند به سمت پیچیدگی محاسباتی حدود یک دهه پیش آغاز شد، زمانی که او متوجه شد که حل معادلات نسبیت عام اینشتین به کرمچالهای در فضای AdS اجازه میدهد تا با گذشت زمان طولانیتر longer و طولانیتر شود. او شگفت زده شد که روی مرز با چه چیزی همخوانی دارد؟ چه چیزی در آنجا تغییر می کرد؟ ساسکیند میدانست که نمیتواند درهم تنیدگی باشد، زیرا همبستگیهایی که بین پارتیکل های مختلف روی مرز ایجاد میکنند در کمتر از یک ثانیه به ماکسیمم خود میرسند. با این حال، او و داگلاس استنفورد که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته هستند، در مقاله ای در سال گذشته، نشان دادند که با گذشت زمان، وضعیت کوانتومی روی مرز دقیقاً به همان شکلی که از پیچیدگی محاسباتی انتظار می رود تغییر می کند.
ساسکیند میگوید: «بهنظر میرسد که رشد فضای داخلی سیاهچاله دقیقاً رشد پیچیدگی محاسباتی است». او میگوید اگر درهمتنیدگی کوانتومی تکههایی از فضا را به هم ببافد knite، پیچیدگی محاسباتی باعث رشد فضا می شود - و در نتیجه المنت خجالتی زمان را به ارمغان بیاورد. یکی از پیامدهای بالقوه، که او تازه شروع به کشف آن کرده است، می تواند لینکی بین رشد پیچیدگی محاسباتی و انبساط کیهان باشد. مورد دیگر این است که چون درون سیاهچالهها همان مناطقی هستند که تصور میشود گرانش کوانتومی در آن غالب است، پیچیدگی محاسباتی احتمالا نقش کلیدی در یک نظریه کامل گرانش کوانتومی داشته باشد.
علیرغم چالشهای باقیمانده، این حس در میان دست اندرکاران این رشته وجود دارد که آنها شروع به نگاه کردن به چیزی واقعی و بسیار مهم کردهاند. سوینگل می گوید: " من قبلاً نمی دانستم از چه فضا ساخته شده است. معلوم نبود که این سوال حتی معنا و مفهومی داشته باشد." اما اکنون به گفته وی : به طور فزاینده ای آشکار می شود که این سؤال منطقی است. سوینگل می گوید: "و پاسخ چیزی است که ما خواهیم دانست و این پاسخ از درهم تنیدگی ساخته شده است."
در مورد فون رامسدونک، او از سال 2009 حدود 20 مقاله در مورد درهم تنیدگی کوانتومی نوشته است. او می گوید که همه آنها برای انتشار پذیرفته شده اند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
🟣 فاینمن و آرلین- همسر نخست وی که به بیماری سل درگذشت
آرلین آنزمان که در آسایشگاه مسلولان در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .
فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله فیزیک کار می کرد .
مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و نوبل فیزیک را برنده شد.
🆔 @phys_Q
آرلین آنزمان که در آسایشگاه مسلولان در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .
فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله فیزیک کار می کرد .
مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و نوبل فیزیک را برنده شد.
🆔 @phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زمان از دیدگاه برایان گرین
آیا زمان بنیادین است ؟ برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ یونیورس می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک پارتیکل ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.
در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت آبجکت در هم تنیده ، در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.
🆔 @phys_Q
آیا زمان بنیادین است ؟ برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ یونیورس می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک پارتیکل ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.
در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت آبجکت در هم تنیده ، در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.
🆔 @phys_Q
👏2👍1
In Tajrish Square, Tehran in February 2023.
Marjan Yazdi for NPR
🟣 Women across Iran are refusing to wear headscarves, in open defiance of the regime
بانویی 63 ساله شمال تهران گفت: حجاب برای جمهوری اسلامی مثل خط قرمز است و این وسیله آنهاست که ما را بترسانند.
سرپیچی از قانون به اندازه ای گسترده شده است که نمی توان آن را به راحتی کنترل کرد و به گفته اسفندیاری، این موضوع از مرزهای سیاسی و اجتماعی فراتر می رود. زنان چادری با دخترانشان که روسری به سر ندارند در حال راه رفتن هستند. حتي حاميان رژيم نيز مي گويند كه با اين قانون موافق نيستند.
دیگر بحث روسری نیست، بقای رژیم است
علیرغم سرکوب وحشیانه اعتراضات، خشم از دولت همچنان ادامه دارد. اسفندیاری گفت: موضوع از حجاب فراتر رفته و دیگر هیچ راه حلی برای دولت کافی نیست.
او گفت: "چیزی بنیادین در ایران تغییر کرده است. چند اصلاحات اینجا و آنجا کافی نیست. مردمی که شما در خیابان ها دیدید، خواهان تغییر رژیم هستند."
https://www.npr.org/sections/pictureshow/2023/03/13/1157657246/iran-hijab-protest-regime-politics-religion-mahsa-amini
🆔 @phys_Q
Marjan Yazdi for NPR
🟣 Women across Iran are refusing to wear headscarves, in open defiance of the regime
بانویی 63 ساله شمال تهران گفت: حجاب برای جمهوری اسلامی مثل خط قرمز است و این وسیله آنهاست که ما را بترسانند.
سرپیچی از قانون به اندازه ای گسترده شده است که نمی توان آن را به راحتی کنترل کرد و به گفته اسفندیاری، این موضوع از مرزهای سیاسی و اجتماعی فراتر می رود. زنان چادری با دخترانشان که روسری به سر ندارند در حال راه رفتن هستند. حتي حاميان رژيم نيز مي گويند كه با اين قانون موافق نيستند.
دیگر بحث روسری نیست، بقای رژیم است
علیرغم سرکوب وحشیانه اعتراضات، خشم از دولت همچنان ادامه دارد. اسفندیاری گفت: موضوع از حجاب فراتر رفته و دیگر هیچ راه حلی برای دولت کافی نیست.
او گفت: "چیزی بنیادین در ایران تغییر کرده است. چند اصلاحات اینجا و آنجا کافی نیست. مردمی که شما در خیابان ها دیدید، خواهان تغییر رژیم هستند."
https://www.npr.org/sections/pictureshow/2023/03/13/1157657246/iran-hijab-protest-regime-politics-religion-mahsa-amini
🆔 @phys_Q
❤7👍2👏1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 این محتوا تلاش دارد با یک سری فرضیات و استدلالات و همچنین فکت و تئوری های فیزیک بینشی بنیادین در رویارویی با فضازمان ترسیم کند .
✦ On fundamental of a moving particle in space
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7183
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7186
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7187
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/7188
قسمتپنجم
https://t.me/phys_Q/7190
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/7193
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/7198
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/7207
قسمت نهم
https://t.me/phys_Q/7212
قسمت دهم
https://t.me/phys_Q/7218
قسمت یازدهم
https://t.me/phys_Q/7224
قسمت دوازدهم
https://t.me/phys_Q/7228
قسمت سیزدهم
https://t.me/phys_Q/7235
قسمت چهاردهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7236
Telegraph:
https://t.me/phys_Q/7242
✦ On fundamental of a moving particle in space
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7183
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7186
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7187
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/7188
قسمتپنجم
https://t.me/phys_Q/7190
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/7193
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/7198
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/7207
قسمت نهم
https://t.me/phys_Q/7212
قسمت دهم
https://t.me/phys_Q/7218
قسمت یازدهم
https://t.me/phys_Q/7224
قسمت دوازدهم
https://t.me/phys_Q/7228
قسمت سیزدهم
https://t.me/phys_Q/7235
قسمت چهاردهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7236
Telegraph:
https://t.me/phys_Q/7242
👍2👏1
🟣Our Universe May Have Emerged from a Black Hole in a Higher Dimensional Universe
شاید یونیورس مان از یک سیاهچاله در یک یونیورس با ابعاد بالاتر ایمرج شده باشد
تحقیقات جدید فیزیکدانان نظری در موسسه Perimeter نشان می دهد که شاید یونیورس مان از یک سیاهچاله در یک یونیورس با ابعاد بالاتر ایمرج شده باشد.
بیگ بنگ یک سوال بزرگ را مطرح می کند: اگر واقعاً دگرگونی ناگهانی یونیورس را 13.7 میلیارد سال پیش به وجود آورد، چه چیزی باعث آن شد؟
محققان موسسه پریمتر ایده جدیدی در مورد آنچه امکان دارد پیش از بیگ بنگ رخ داده باشد، دارند. کمی گیج کننده است، اما بر پایه ریاضیات صحیح، قابل آزمایش بود که جایگاه داستان جلد در Scientific American به نام «سیاه چاله در آغاز زمان» را به دست آورد.
آنها پیشنهاد میکنند آنچه ما بهعنوان بیگ بنگ درک میکنیم، میتواند «سراب mirage » سهبعدی یک ستاره در حال کلپس collapse در یونیورسی که عمیقاً متفاوت از یونیورس ماست، باشد .
نیایش افشردی، عضو هیئت علمی موسسه پریمتر، پروفسور رابرت مان، عضو هیئت علمی وابسته و پروفسور دانشگاه واترلو، و راضیه پورحسن، دانشجوی دکترا، می نویسند:
"بزرگترین چالش کیهان شناسی درک خود بیگ بنگ است.
درک متعارف معتقد است که بیگ بنگ با یک تکینگی آغاز شد - یک پدیده غیرقابل درک و متراکم فضازمان که در آن قوانین استاندارد فیزیک شکسته می شوند. تکینگی ها عجیب هستند و درک ما از آنها محدود است."
افشردی در مصاحبه با نیچر میگوید: "همه فیزیکدانان میدانند، اژدهاها میتوانستند از تکینگی بیرون بیایند.
مشکل، همانطور که نویسندگان آن را می بینند، این است که فرضیه بیگ بنگ ، یونیورس نسبتاً قابل درک، یکنواخت و قابل پیش بینی ما را از جنون ویرانگر فیزیکِ یک تکینگی ایجاد می کند. بعید به نظر می رسد. پس شاید اتفاق دیگری افتاده است. شاید یونیورس ما هرگز اولین مکان و تکین singular نبوده است."
پیشنهاد آنها: یونیورس آشنای ما می تواند یک " warping" سه بعدی در اطراف افق رویداد یک سیاهچاله چهار بعدی باشد. در این سناریو، زمانی که یک ستاره در یک یونیورس چهار بعدی به یک سیاهچاله کلپس می کند، یونیورس ما به وجود می آید .
در یونیورس سهبعدی ما، سیاهچالهها دارای افق رویداد دو بعدی هستند - یعنی توسط یک مرز boundary دو بعدی احاطه شدهاند که «نقطه بدون بازگشت» را مشخص میکند. در مورد یک یونیورس چهار بعدی، یک سیاهچاله افق رویداد سه بعدی خواهد داشت.
در سناریوی پیشنهادی آنها، یونیورس ما هرگز درون تکینگی نخواهد بود . بلکه در خارج از افق رویداد، و محافظت شده از تکینگی به وجود آمده است . یونیورس ما تنها یک ویژگی در بقایای منقبض شده یک ستاره چهار بعدی بوجود آمده - و باقی مانده است.
محققان تاکید میکنند که این ایده، اگرچه ممکن است "پوچ absurd" به نظر برسد، به طور محکم در بهترین ریاضیات مدرن که فضا و زمان را توصیف میکند، ریشه دارد. به طور خاص، آنها از ابزار هولوگرافی برای "تبدیل بیگ بنگ به سراب کیهانی Cosmic mirage " استفاده کرده اند. در طول مسیر، به نظر میرسد مدل آنها به معماهای کیهانشناسی طولانیمدت میپردازد و - مهمتر از همه - پیشبینیهای قابل آزمایشی را تولید میکند.
البته، شهود ما تمایل دارد از این ایده که همه چیز و هرکسی که میشناسیم از افق رویداد یک سیاهچاله چهاربعدی ایمرج شده ، را پس بزند. ما هیچ تصوری از اینکه یک یونیورس چهار بعدی ممکن است چگونه باشد نداریم. ما نمی دانیم که خود یک یونیورس "والد parent " چهار بعدی چگونه به وجود آمده است.
اما محققان پیشنهاد میکنند که شهود انسانی خطاپذیر ما در دنیایی سهبعدی تکامل یافته است و شاید تنها سایههایی از رئالیتی را آشکار کند.
آنها تشابهی را با تمثیل غار افلاطون ترسیم می کنند که در آن زندانیان زندگی خود را صرف دیدن سایه های سوسو زننده آتش بر روی دیوار غار می کنند.
آنها می نویسند: "غل و زنجیر آنها ، آنها را از درک یونیورس واقعی باز داشته است، قلمرویی با یک بعد اضافی." «زندانیان افلاطون قدرت های پشت خورشید را درک نکردند، همانطور که ما یونیورس حجمی bulk universe چهار بعدی را درک نمی کنیم. اما حداقل میدانستند کجا به دنبال پاسخ باشند.»
🆔 @phys_Q
افق رویداد یک سیاهچاله - نقطه بدون بازگشت برای هر چیزی که در آن می افتد - یک سطح کروی است. در یک یونیورس با ابعاد بالاتر، یک سیاهچاله می تواند یک افق رویداد سه بعدی داشته باشد، که می تواند یک یونیورس کاملاً جدید را هنگام شکل گیری ایجاد کند.
https://scitechdaily.com/universe-may-emerged-black-hole-higher-dimensional-universe/
شاید یونیورس مان از یک سیاهچاله در یک یونیورس با ابعاد بالاتر ایمرج شده باشد
تحقیقات جدید فیزیکدانان نظری در موسسه Perimeter نشان می دهد که شاید یونیورس مان از یک سیاهچاله در یک یونیورس با ابعاد بالاتر ایمرج شده باشد.
بیگ بنگ یک سوال بزرگ را مطرح می کند: اگر واقعاً دگرگونی ناگهانی یونیورس را 13.7 میلیارد سال پیش به وجود آورد، چه چیزی باعث آن شد؟
محققان موسسه پریمتر ایده جدیدی در مورد آنچه امکان دارد پیش از بیگ بنگ رخ داده باشد، دارند. کمی گیج کننده است، اما بر پایه ریاضیات صحیح، قابل آزمایش بود که جایگاه داستان جلد در Scientific American به نام «سیاه چاله در آغاز زمان» را به دست آورد.
آنها پیشنهاد میکنند آنچه ما بهعنوان بیگ بنگ درک میکنیم، میتواند «سراب mirage » سهبعدی یک ستاره در حال کلپس collapse در یونیورسی که عمیقاً متفاوت از یونیورس ماست، باشد .
نیایش افشردی، عضو هیئت علمی موسسه پریمتر، پروفسور رابرت مان، عضو هیئت علمی وابسته و پروفسور دانشگاه واترلو، و راضیه پورحسن، دانشجوی دکترا، می نویسند:
"بزرگترین چالش کیهان شناسی درک خود بیگ بنگ است.
درک متعارف معتقد است که بیگ بنگ با یک تکینگی آغاز شد - یک پدیده غیرقابل درک و متراکم فضازمان که در آن قوانین استاندارد فیزیک شکسته می شوند. تکینگی ها عجیب هستند و درک ما از آنها محدود است."
افشردی در مصاحبه با نیچر میگوید: "همه فیزیکدانان میدانند، اژدهاها میتوانستند از تکینگی بیرون بیایند.
مشکل، همانطور که نویسندگان آن را می بینند، این است که فرضیه بیگ بنگ ، یونیورس نسبتاً قابل درک، یکنواخت و قابل پیش بینی ما را از جنون ویرانگر فیزیکِ یک تکینگی ایجاد می کند. بعید به نظر می رسد. پس شاید اتفاق دیگری افتاده است. شاید یونیورس ما هرگز اولین مکان و تکین singular نبوده است."
پیشنهاد آنها: یونیورس آشنای ما می تواند یک " warping" سه بعدی در اطراف افق رویداد یک سیاهچاله چهار بعدی باشد. در این سناریو، زمانی که یک ستاره در یک یونیورس چهار بعدی به یک سیاهچاله کلپس می کند، یونیورس ما به وجود می آید .
در یونیورس سهبعدی ما، سیاهچالهها دارای افق رویداد دو بعدی هستند - یعنی توسط یک مرز boundary دو بعدی احاطه شدهاند که «نقطه بدون بازگشت» را مشخص میکند. در مورد یک یونیورس چهار بعدی، یک سیاهچاله افق رویداد سه بعدی خواهد داشت.
در سناریوی پیشنهادی آنها، یونیورس ما هرگز درون تکینگی نخواهد بود . بلکه در خارج از افق رویداد، و محافظت شده از تکینگی به وجود آمده است . یونیورس ما تنها یک ویژگی در بقایای منقبض شده یک ستاره چهار بعدی بوجود آمده - و باقی مانده است.
محققان تاکید میکنند که این ایده، اگرچه ممکن است "پوچ absurd" به نظر برسد، به طور محکم در بهترین ریاضیات مدرن که فضا و زمان را توصیف میکند، ریشه دارد. به طور خاص، آنها از ابزار هولوگرافی برای "تبدیل بیگ بنگ به سراب کیهانی Cosmic mirage " استفاده کرده اند. در طول مسیر، به نظر میرسد مدل آنها به معماهای کیهانشناسی طولانیمدت میپردازد و - مهمتر از همه - پیشبینیهای قابل آزمایشی را تولید میکند.
البته، شهود ما تمایل دارد از این ایده که همه چیز و هرکسی که میشناسیم از افق رویداد یک سیاهچاله چهاربعدی ایمرج شده ، را پس بزند. ما هیچ تصوری از اینکه یک یونیورس چهار بعدی ممکن است چگونه باشد نداریم. ما نمی دانیم که خود یک یونیورس "والد parent " چهار بعدی چگونه به وجود آمده است.
اما محققان پیشنهاد میکنند که شهود انسانی خطاپذیر ما در دنیایی سهبعدی تکامل یافته است و شاید تنها سایههایی از رئالیتی را آشکار کند.
آنها تشابهی را با تمثیل غار افلاطون ترسیم می کنند که در آن زندانیان زندگی خود را صرف دیدن سایه های سوسو زننده آتش بر روی دیوار غار می کنند.
آنها می نویسند: "غل و زنجیر آنها ، آنها را از درک یونیورس واقعی باز داشته است، قلمرویی با یک بعد اضافی." «زندانیان افلاطون قدرت های پشت خورشید را درک نکردند، همانطور که ما یونیورس حجمی bulk universe چهار بعدی را درک نمی کنیم. اما حداقل میدانستند کجا به دنبال پاسخ باشند.»
🆔 @phys_Q
افق رویداد یک سیاهچاله - نقطه بدون بازگشت برای هر چیزی که در آن می افتد - یک سطح کروی است. در یک یونیورس با ابعاد بالاتر، یک سیاهچاله می تواند یک افق رویداد سه بعدی داشته باشد، که می تواند یک یونیورس کاملاً جدید را هنگام شکل گیری ایجاد کند.
https://scitechdaily.com/universe-may-emerged-black-hole-higher-dimensional-universe/
SciTechDaily
Our Universe May Have Emerged from a Black Hole in a Higher Dimensional Universe
New research from theoretical physicists at the Perimeter Institute proposes that our universe may have emerged from a black hole in a higher-dimensional universe. The big bang poses a big question: if it was indeed the cataclysm that blasted our universe…
👍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - نیچر
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9773
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9774
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9776
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9778
قسمت پنجم و پایان
https://t.me/phys_Q/9779
Source:
http://www.nature.com/news/the-quantum-source-of-space-time-1.18797
رون کاون - نیچر
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9773
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9774
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9776
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9778
قسمت پنجم و پایان
https://t.me/phys_Q/9779
Source:
http://www.nature.com/news/the-quantum-source-of-space-time-1.18797
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 شکل واقعی فضا را چطور میتوان تعیین کرد؟ وقتی درباره انحناء curvature مثبت positive و منفی negative فضا صحبت می کنیم ، منظورمان چیست؟
معمای اصلی اینجاست با وجود مقادیر سهمگین ماده تاریک و مرئی ، هندسه یونیورس ما تخت flat هست و ازین گذشته شاهد انبساط شتابدار نیز هستیم که این موضوع با انرژی تاریک پاسخ داده شده اما معمای نخست پا برجاست .
این موضوع در تئوری هولوگرافیک منعکس شده و یونیورس را مرز تخت در دوردست یک فضای آنتی دی سیتر توصیف می کند.
🆔 @phys_Q
معمای اصلی اینجاست با وجود مقادیر سهمگین ماده تاریک و مرئی ، هندسه یونیورس ما تخت flat هست و ازین گذشته شاهد انبساط شتابدار نیز هستیم که این موضوع با انرژی تاریک پاسخ داده شده اما معمای نخست پا برجاست .
این موضوع در تئوری هولوگرافیک منعکس شده و یونیورس را مرز تخت در دوردست یک فضای آنتی دی سیتر توصیف می کند.
🆔 @phys_Q
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 General Relativity: The Curvature of Spacetime
نسبیت عام : خمیدگی فضا-زمان
نسبیت اینشتین بخش مهمی از فیزیک کلاسیک را تشکیل داده است و البته هندسه و ریاضیات زیبا و کارآمدی را برای توصیف مفاهیمی مانند نیروی گرانش ، فضا زمان و فریم ها و تبدیلات آن ، بکار گرفته است .
انحنای Curvature سطوح ریمانی در پیرامون آبجکت های جرم دار بیس تئوری های آینده برای توصیف یونیورس ما خواهد بود یا به نحوی این ویژگی های نسبیتی در تئوری های آتی باید برآورده شود . اما بعنوان نظر شخصی اگر در نظر بگیرید تا زمانی با مفهومی بنام فضا سر و کار داریم ، تئوری های هندسی geometric امتیازی بالقوه نسبت به سایر تئوری ها دارند ، هر چند که تنها شامل توصیف کلاسیک از فضا باشند . این سرگشتگی نبود گرانش کوانتومی ست که تلاش داریم آنرا رمز گشایی کنیم.
#مفاهیم #بنیادین
🆔 @phys_Q
نسبیت عام : خمیدگی فضا-زمان
نسبیت اینشتین بخش مهمی از فیزیک کلاسیک را تشکیل داده است و البته هندسه و ریاضیات زیبا و کارآمدی را برای توصیف مفاهیمی مانند نیروی گرانش ، فضا زمان و فریم ها و تبدیلات آن ، بکار گرفته است .
انحنای Curvature سطوح ریمانی در پیرامون آبجکت های جرم دار بیس تئوری های آینده برای توصیف یونیورس ما خواهد بود یا به نحوی این ویژگی های نسبیتی در تئوری های آتی باید برآورده شود . اما بعنوان نظر شخصی اگر در نظر بگیرید تا زمانی با مفهومی بنام فضا سر و کار داریم ، تئوری های هندسی geometric امتیازی بالقوه نسبت به سایر تئوری ها دارند ، هر چند که تنها شامل توصیف کلاسیک از فضا باشند . این سرگشتگی نبود گرانش کوانتومی ست که تلاش داریم آنرا رمز گشایی کنیم.
#مفاهیم #بنیادین
🆔 @phys_Q
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تصویر جدید جیمز وب از سیاره اورانوس، دارای حلقهها و ویژگیهای درخشان در جو سیاره است. دادههای جیمز وب، حساسیت بیسابقه این رصدخانه را نسبت به کمنورترین حلقههای غبارآلود نشان میدهند.
اورانوس، سیارهای منحصربهفرد است که تقریباً با زاویه ۹۰ درجه نسبت به صفحه مدارش میچرخد. این چرخش باعث ایجاد فصول ناملایمی میشود زیرا قطبهای سیاره چندین سال نور خورشید ثابت و به دنبال آن، تاریکی کامل را تجربه میکنند.
اورانوس به دلیل ترکیب شیمیایی درون آن، به عنوان یک غول گازی و یخی شناخته میشود. تصور میشود که بیشتر جرم این سیاره، یک مایع متراکم از مواد یخی شامل آب، متان و آمونیاک، در بالای یک هسته کوچک سنگی باشد.
با کمک طول موجهای فروسرخ و حساسیت بیشتر دوربین جیمز وب، جزئیات بیشتری را میبینیم که نشان میدهند جو اورانوس چقدر پویا است و ابرهای طوفانی عظیمی در آن در جریان است. جیمز وب این عکس فروسرخ را در یک نوردهی کوتاه ۱۲ دقیقهای ثبت کرد.
🆔 @phys_Q
اورانوس، سیارهای منحصربهفرد است که تقریباً با زاویه ۹۰ درجه نسبت به صفحه مدارش میچرخد. این چرخش باعث ایجاد فصول ناملایمی میشود زیرا قطبهای سیاره چندین سال نور خورشید ثابت و به دنبال آن، تاریکی کامل را تجربه میکنند.
اورانوس به دلیل ترکیب شیمیایی درون آن، به عنوان یک غول گازی و یخی شناخته میشود. تصور میشود که بیشتر جرم این سیاره، یک مایع متراکم از مواد یخی شامل آب، متان و آمونیاک، در بالای یک هسته کوچک سنگی باشد.
با کمک طول موجهای فروسرخ و حساسیت بیشتر دوربین جیمز وب، جزئیات بیشتری را میبینیم که نشان میدهند جو اورانوس چقدر پویا است و ابرهای طوفانی عظیمی در آن در جریان است. جیمز وب این عکس فروسرخ را در یک نوردهی کوتاه ۱۲ دقیقهای ثبت کرد.
🆔 @phys_Q
❤4👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 bohr & heisenberg
تفسیر کپنهاگ یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر مجموعهٔ دیدگاههایی را دربارهٔ گزارهها و پیشبینیهای مکانیک کوانتومی در خود دارد. به زبان دیگر، تفسیر کپنهاگی در پی یافتن پاسخ این پرسش است که «این آزمایشهای پیچیده و شگفتانگیز و نتایج آنها واقعاً چه معنایی دارند؟»
✦ تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
https://t.me/phys_Q/6778
قسمت اول
https://t.me/phys_Q/6783
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6795
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/6800
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/6809
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/6811
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/6814
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/6826
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/6831
قسمت نهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/6842
تفسیر کپنهاگ یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر مجموعهٔ دیدگاههایی را دربارهٔ گزارهها و پیشبینیهای مکانیک کوانتومی در خود دارد. به زبان دیگر، تفسیر کپنهاگی در پی یافتن پاسخ این پرسش است که «این آزمایشهای پیچیده و شگفتانگیز و نتایج آنها واقعاً چه معنایی دارند؟»
✦ تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
https://t.me/phys_Q/6778
قسمت اول
https://t.me/phys_Q/6783
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/6795
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/6800
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/6809
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/6811
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/6814
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/6826
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/6831
قسمت نهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/6842
🥰4
🟣کوانتوم مکانیک:
🎥 نسبیت عام و گرانش کوانتومی
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
🎥آقای فاینمن چرا به علم علاقه داری؟ دنبال چی هستی تو علم فیزیک؟
🎥 شک و کیفیت زندگی - فاینمن
🎥 10 اشتباه کوچک در فیزیک - سابین هوسنفلدر
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
🎥 مادّه و انرژی تاریک
🎥 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
🎥 اصل هولوگرافیک holographic principle
🎥 آیا مکانیک کوانتومی واقعیت عینی objective reality را نقض می کند ؟
🎥 استاندارد مدل فیزیک ، موفق ترین تئوری علمی
🎥 جهش کوانتومی
🎥 فراکتال
🎥 تفاوت نور در رسانه مادی و خلاء
🎥 اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها
🎥 دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید - نماهنگ فاینمن
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 1
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 2
🎥 نسبیت عام و گرانش کوانتومی
🎥 آیا پاد ماده در زمان به عقب میرود؟
🎥آقای فاینمن چرا به علم علاقه داری؟ دنبال چی هستی تو علم فیزیک؟
🎥 شک و کیفیت زندگی - فاینمن
🎥 10 اشتباه کوچک در فیزیک - سابین هوسنفلدر
🎥 مکانیسم هیگز و جرم ذرات بنیادین و سهم اندک این جرم در جرم اتم
🎥 آزمایش دو شکاف و تفسیر کپنهاگ
🎥 مادّه و انرژی تاریک
🎥 ماهیت واقعی جرم چیست ؟ جعبه ایده آل فوتونی و انرژی محصور - ظهور جرم در مجموعه و مکانیسم هیگز
🎥 اصل هولوگرافیک holographic principle
🎥 آیا مکانیک کوانتومی واقعیت عینی objective reality را نقض می کند ؟
🎥 استاندارد مدل فیزیک ، موفق ترین تئوری علمی
🎥 جهش کوانتومی
🎥 فراکتال
🎥 تفاوت نور در رسانه مادی و خلاء
🎥 اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها
🎥 دنیا را از چشم انداز دیگری ببینید - نماهنگ فاینمن
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 1
🎥 حیات و آنتروپی - شان کارول 2
❤2
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت نخست
ما واقعیت فیزیکی را به عنوان آنچه به طور عینی وجود دارد، مستقل از هر ناظری در نظر می گیریم. اما نسبیت و فیزیک کوانتوم چیز دیگری می گویند.
سوال فلسفی قدیمی، "اگر درختی در جنگل بیفتد اما کسی در آن حوالی نباشد که صدای آن را بشنود، آیا صدا تولید می کند؟" به نظر می رسد واضح است که یک پاسخ دارد: بله.
هرگاه درختی بیفتد، تنهاش میشکند، شاخههایش با دیگران برخورد میکند و با زمین برخورد میکند. هر یک از آن کنش ها باید صدا ایجاد کند.
اما نسبیت به ما می آموزد که صدایی که هر ناظری تجربه می کند نسبت به پوزیشن و حرکت motion اوست و فیزیک کوانتومی به ما می گوید که عمل مشاهده حالت کوانتومی این سیستم را تغییر می دهد. همه اینها برای وجود «واقعیت عینی» به چه معناست؟
اگر یک چیز وجود داشته باشد که اکثر ما می توانیم از آن مطمئن باشیم این است: اینکه رئالیتی مشاهده شده و فیزیکی ما واقعاً وجود دارد. اگرچه همیشه برخی از مفروضات فلسفی پشت این نتیجه گیری وجود دارد، اما این یک فرض است که با هیچ چیزی ، تحت هیچ شرایطی در اندازه گیری های ما مغایرت وجود ندارد: نه با حواس انسانی، نه با تجهیزات آزمایشگاهی، نه با تلسکوپ یا رصدخانه، نه تحت تأثیر طبیعت به تنهایی و نه با دخالت ویژه انسان. رئالیتی وجود دارد، و توصیف علمی ما از آن رئالیتی ، دقیقاً به این دلیل است که آن اندازهگیریها، که در هر مکان یا هر زمان انجام شدهاند، با همان شرح خود رئالیتی مطابقت دارد.
اما قبلاً مجموعهای از مفروضات همراه با تصور ما از رئالیتی وجود داشته است که دیگر مورد توافق همهجانبه نیست، و مهمترین آنها این است که خود رئالیتی به شکلی مستقل از مشاهدهگر یا اندازهگیر وجود دارد. در واقع، دو تا از بزرگترین پیشرفت های ساینس در قرن بیستم - نسبیت و مکانیک کوانتومی - به طور خاص تصور ما از آبجکتیو رئالیتی را به چالش می کشند و بیشتر به رئالیتی ای اشاره می کنند که نمی توان آن را از عمل مشاهده آن جدا کرد. اینجا یکی از شگفتی های علم ، توصیف علمی از آبجکتیو رئالیتی ست .
🆔 @phys_Q
این ایده که دو کوانتا می توانند در همبستگی های آنی با یکدیگر درهمتنیده شوند، حتی در فواصل زیاد، اغلب به عنوان شبح وارترین بخش فیزیک کوانتومی صحبت می شود. اگر رئالیتی از اساس و بنیاد تعیین گرا deterministic بود و توسط متغیرهای پنهان اداره می شد، این شبح واری حذف می شد. متأسفانه، تلاشها برای از بین بردن این نوع شگفتی کوانتومی، با حدسهایی مانند همخوانی AdS/CFT، که میتواند شامل یک آبجکتیو رئالیتی زیربنایی باشد، همگی با شکست مواجه شده است، و همگی به چیزی عجیب و غیرقابل اثبات نیاز دارند، مانند فراخوانی ابعاد اضافی و انرژی منفی.
اعتبار: آلن استون بریکر/انجمن فیزیکی آمریکا
قسمت نخست
ما واقعیت فیزیکی را به عنوان آنچه به طور عینی وجود دارد، مستقل از هر ناظری در نظر می گیریم. اما نسبیت و فیزیک کوانتوم چیز دیگری می گویند.
سوال فلسفی قدیمی، "اگر درختی در جنگل بیفتد اما کسی در آن حوالی نباشد که صدای آن را بشنود، آیا صدا تولید می کند؟" به نظر می رسد واضح است که یک پاسخ دارد: بله.
هرگاه درختی بیفتد، تنهاش میشکند، شاخههایش با دیگران برخورد میکند و با زمین برخورد میکند. هر یک از آن کنش ها باید صدا ایجاد کند.
اما نسبیت به ما می آموزد که صدایی که هر ناظری تجربه می کند نسبت به پوزیشن و حرکت motion اوست و فیزیک کوانتومی به ما می گوید که عمل مشاهده حالت کوانتومی این سیستم را تغییر می دهد. همه اینها برای وجود «واقعیت عینی» به چه معناست؟
اگر یک چیز وجود داشته باشد که اکثر ما می توانیم از آن مطمئن باشیم این است: اینکه رئالیتی مشاهده شده و فیزیکی ما واقعاً وجود دارد. اگرچه همیشه برخی از مفروضات فلسفی پشت این نتیجه گیری وجود دارد، اما این یک فرض است که با هیچ چیزی ، تحت هیچ شرایطی در اندازه گیری های ما مغایرت وجود ندارد: نه با حواس انسانی، نه با تجهیزات آزمایشگاهی، نه با تلسکوپ یا رصدخانه، نه تحت تأثیر طبیعت به تنهایی و نه با دخالت ویژه انسان. رئالیتی وجود دارد، و توصیف علمی ما از آن رئالیتی ، دقیقاً به این دلیل است که آن اندازهگیریها، که در هر مکان یا هر زمان انجام شدهاند، با همان شرح خود رئالیتی مطابقت دارد.
اما قبلاً مجموعهای از مفروضات همراه با تصور ما از رئالیتی وجود داشته است که دیگر مورد توافق همهجانبه نیست، و مهمترین آنها این است که خود رئالیتی به شکلی مستقل از مشاهدهگر یا اندازهگیر وجود دارد. در واقع، دو تا از بزرگترین پیشرفت های ساینس در قرن بیستم - نسبیت و مکانیک کوانتومی - به طور خاص تصور ما از آبجکتیو رئالیتی را به چالش می کشند و بیشتر به رئالیتی ای اشاره می کنند که نمی توان آن را از عمل مشاهده آن جدا کرد. اینجا یکی از شگفتی های علم ، توصیف علمی از آبجکتیو رئالیتی ست .
🆔 @phys_Q
این ایده که دو کوانتا می توانند در همبستگی های آنی با یکدیگر درهمتنیده شوند، حتی در فواصل زیاد، اغلب به عنوان شبح وارترین بخش فیزیک کوانتومی صحبت می شود. اگر رئالیتی از اساس و بنیاد تعیین گرا deterministic بود و توسط متغیرهای پنهان اداره می شد، این شبح واری حذف می شد. متأسفانه، تلاشها برای از بین بردن این نوع شگفتی کوانتومی، با حدسهایی مانند همخوانی AdS/CFT، که میتواند شامل یک آبجکتیو رئالیتی زیربنایی باشد، همگی با شکست مواجه شده است، و همگی به چیزی عجیب و غیرقابل اثبات نیاز دارند، مانند فراخوانی ابعاد اضافی و انرژی منفی.
اعتبار: آلن استون بریکر/انجمن فیزیکی آمریکا
Telegram
attach 📎
❤3👍3
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
قسمت دوم
✦ واقعیت عینی objective reality
به بیان ساده، ایده عالی این است که رئالیتی وجود دارد، و به شکلی وجود دارد که مستقل از هر کسی یا هر چیزی است که رئالیتی را مانیتور یا مشاهده می کند. ذرات دارای جرم، بار و سایر خواص ذاتی هستند که بدون توجه به موارد زیر تغییر نمی کنند:
•چه کسی آن را اندازه گیری می کند
•آن ها کجا هستند،
•چقدر سریع حرکت می کنند،
•کدام ویژگی اندازه گیری می شود،
•یا با چه وسیله ای اندازه گیری به دست می آید.
این یک ایده بزرگ بنیادین علم است: این که «واقعیت realness» یک چیز کاملاً مستقل از اینکه آیا و یا چگونه آن را بررسی میکند، است.
اما این ایده تنها یک فرض است. مطمئناً، میتوانیم ببینیم که قوانین فیزیک و ثابتهای بنیادی طبیعت به نظر نمیرسد در طول زمان یا مکان تغییر کنند: یک اتم هیدروژن در اینجا همان مجموعه خطوط گسیل و جذب را دارد که یک اتم هیدروژن میلیاردها سال نوری دورتر یا میلیارد ها سال پیش دارد. یک پروتون در قطب جنوب همان جرمی را دارد که در ایستگاه فضایی بین المللی که در یک کهکشان در هر نقطه از یونیورس دارد . همانطور که این مثالها نشان میدهند، ما فقط میتوانیم بگوییم که این فرض تا حد کافی خوب است که بتوانیم آن را در آزمونهای تجربی و مشاهدهای قرار دهیم.
این را فیزیک در بیشتر تاریخ خود، از گالیله تا نیوتن تا فارادی و ماکسول، به خوبی اثبات کرده است. به نظر میرسد که قانون گرانش همان قانون یونیورسال است که در همه جا میتوانیم ببینیم، از آبجکت های روی زمین گرفته تا آنان که به دور زمین میچرخند تا سیارات و قمرها و دنبالهدارهایی که به دور آبجکت هایی غیر از زمین میچرخند. ثابت گرانشی واقعاً ثابت بود. به نظر می رسید که قوانین حرکت برای همه یکسان است و اگر دو نفر متفاوت پوزیشن، حرکت یا شتاب یک آبجکت و همچنین مدت زمانی که بین نقاط مختلف طول می کشید تا سفر کند را اندازه گیری می کردند، هر دو پاسخ یکسانی دریافت می کردند.
به نظر می رسد که در وهله نخست ، به یک میزان در مورد الکترومغناطیس کاربرد دارد که در مکانیک کلاسیک صدق می کند. قوانین الکتریسیته و مغناطیس به هر کجا که نگاه میکردیم یکسان بود و برای بارها در حالت سکون و در حال حرکت - با هر سرعتی - به یک اندازه خوب اعمال میشد. فرقی نمی کرد که اینها ذرات رادیواکتیو مانند ذرات آلفا (هسته هلیوم) باشند یا ذرات بتا (الکترون)، یا اینکه اینها مجموعه عظیمی از بارها هستند که در یک ژنراتور ون دو گراف شارژ- شده پیدا شده باشند . بارها ممکن است در رساناها یا عایقها رفتار متفاوتی داشته باشند و ماهیت آن مواد ممکن است بر نحوه حرکت بارها در آنها تأثیر بگذارد، اما قوانین، ثابتها و اینکه چه کسی آنچه را اندازهگیری میکند، همگی بدون در نظر گرفتن تنظیمات ، با ثابت ها سازگار consistent هستند.
🆔 @phys_Q
فریمهای مرجع مختلف، شامل پوزیشن ها و حرکتهای مختلف، قوانین فیزیک متفاوتی را مشاهده میکنند (و در مورد واقعیت reality اختلاف نظر دارند) اگر یک نظریه از نظر نسبیتی تغییر ناپذیر یا ناوردا باشد . این واقعیت که ما یک تقارن تحت « خیز boost» یا تبدیلات سرعت داریم، به ما میگوید که یک کمیت پایسته conserve داریم: تکانه خطی. این واقعیت که یک نظریه تحت هر نوع تبدیل مختصات یا سرعت ثابت است، به نام تغییر ناپذیری یا ناوردایی invariant لورنتس شناخته می شود، و هر تقارن ثابت لورنتس، تقارن CPT را حفظ می کند. با این حال، C، P، و T (و همچنین ترکیبات CP، CT، و PT) ممکن است همه به صورت جداگانه نقض شوند. فرمول های اولیه مکانیک کوانتومی این خاصیت را نداشتند.
قسمت دوم
✦ واقعیت عینی objective reality
به بیان ساده، ایده عالی این است که رئالیتی وجود دارد، و به شکلی وجود دارد که مستقل از هر کسی یا هر چیزی است که رئالیتی را مانیتور یا مشاهده می کند. ذرات دارای جرم، بار و سایر خواص ذاتی هستند که بدون توجه به موارد زیر تغییر نمی کنند:
•چه کسی آن را اندازه گیری می کند
•آن ها کجا هستند،
•چقدر سریع حرکت می کنند،
•کدام ویژگی اندازه گیری می شود،
•یا با چه وسیله ای اندازه گیری به دست می آید.
این یک ایده بزرگ بنیادین علم است: این که «واقعیت realness» یک چیز کاملاً مستقل از اینکه آیا و یا چگونه آن را بررسی میکند، است.
اما این ایده تنها یک فرض است. مطمئناً، میتوانیم ببینیم که قوانین فیزیک و ثابتهای بنیادی طبیعت به نظر نمیرسد در طول زمان یا مکان تغییر کنند: یک اتم هیدروژن در اینجا همان مجموعه خطوط گسیل و جذب را دارد که یک اتم هیدروژن میلیاردها سال نوری دورتر یا میلیارد ها سال پیش دارد. یک پروتون در قطب جنوب همان جرمی را دارد که در ایستگاه فضایی بین المللی که در یک کهکشان در هر نقطه از یونیورس دارد . همانطور که این مثالها نشان میدهند، ما فقط میتوانیم بگوییم که این فرض تا حد کافی خوب است که بتوانیم آن را در آزمونهای تجربی و مشاهدهای قرار دهیم.
این را فیزیک در بیشتر تاریخ خود، از گالیله تا نیوتن تا فارادی و ماکسول، به خوبی اثبات کرده است. به نظر میرسد که قانون گرانش همان قانون یونیورسال است که در همه جا میتوانیم ببینیم، از آبجکت های روی زمین گرفته تا آنان که به دور زمین میچرخند تا سیارات و قمرها و دنبالهدارهایی که به دور آبجکت هایی غیر از زمین میچرخند. ثابت گرانشی واقعاً ثابت بود. به نظر می رسید که قوانین حرکت برای همه یکسان است و اگر دو نفر متفاوت پوزیشن، حرکت یا شتاب یک آبجکت و همچنین مدت زمانی که بین نقاط مختلف طول می کشید تا سفر کند را اندازه گیری می کردند، هر دو پاسخ یکسانی دریافت می کردند.
به نظر می رسد که در وهله نخست ، به یک میزان در مورد الکترومغناطیس کاربرد دارد که در مکانیک کلاسیک صدق می کند. قوانین الکتریسیته و مغناطیس به هر کجا که نگاه میکردیم یکسان بود و برای بارها در حالت سکون و در حال حرکت - با هر سرعتی - به یک اندازه خوب اعمال میشد. فرقی نمی کرد که اینها ذرات رادیواکتیو مانند ذرات آلفا (هسته هلیوم) باشند یا ذرات بتا (الکترون)، یا اینکه اینها مجموعه عظیمی از بارها هستند که در یک ژنراتور ون دو گراف شارژ- شده پیدا شده باشند . بارها ممکن است در رساناها یا عایقها رفتار متفاوتی داشته باشند و ماهیت آن مواد ممکن است بر نحوه حرکت بارها در آنها تأثیر بگذارد، اما قوانین، ثابتها و اینکه چه کسی آنچه را اندازهگیری میکند، همگی بدون در نظر گرفتن تنظیمات ، با ثابت ها سازگار consistent هستند.
🆔 @phys_Q
فریمهای مرجع مختلف، شامل پوزیشن ها و حرکتهای مختلف، قوانین فیزیک متفاوتی را مشاهده میکنند (و در مورد واقعیت reality اختلاف نظر دارند) اگر یک نظریه از نظر نسبیتی تغییر ناپذیر یا ناوردا باشد . این واقعیت که ما یک تقارن تحت « خیز boost» یا تبدیلات سرعت داریم، به ما میگوید که یک کمیت پایسته conserve داریم: تکانه خطی. این واقعیت که یک نظریه تحت هر نوع تبدیل مختصات یا سرعت ثابت است، به نام تغییر ناپذیری یا ناوردایی invariant لورنتس شناخته می شود، و هر تقارن ثابت لورنتس، تقارن CPT را حفظ می کند. با این حال، C، P، و T (و همچنین ترکیبات CP، CT، و PT) ممکن است همه به صورت جداگانه نقض شوند. فرمول های اولیه مکانیک کوانتومی این خاصیت را نداشتند.
Telegram
attach 📎
👍2❤1
🟣 آیا فیزیکال رئالیتی به طور عینی objective وجود دارد؟
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
اینبار که به پیرامونی نگاه کردید ،بدانید آنچه شما می بینید یک اتم از اقیانوس است . چشم یا گوش یا بویایی و یا لامسه شما از یک پدیده بزرگ و عمیق نمونه میگیرد و به مغز ارسال می کند در آنجا مغز اطلاعات رسیده را رمزگشایی و تصویر یا صدا یا بو را درک می کند .
طی فرگشت ، ادراکات ما طبق نیاز های ما جهت بقا بهبود یافته اند اما این دلیل خوبی برای درک کامل رئالیتی پیش رو نیست . به راستی چه چیزی در برابر چشمان ماست؟
فوتون ها با بسامد های مختلف ؟ چه چیز را می شنویم؟ ارتعاشات مکانیکی سوار بر ذرات گاز؟
صدا و تصویر وجود خارجی ندارند و فرآورده مغز هستند اما ...
Physical reality has always existed.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9796
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9798
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9801
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9804
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/9807
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/9808
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/9809
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/9810
Source:
https://bigthink.com/starts-with-a-bang/reality-objective-exist/
❤1