کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣It doesn't matter how beautiful your theory is, it doesn't matter how smart you are. If it doesn't agree with experiment, it's wrong. In that simple statement is the key to science.‌‌

🔺مهم نیست تئوری شما چقدر زیباست، مهم نیست چقدر باهوش هستید. اگر با آزمایش موافق نباشد، اشتباه است. بیان ساده کلید علم است.‌‌

-ریچارد فیلیپس فاینمن
🆔 @phys_Q
👍2
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِل‌لا

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9759
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9764
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9765
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9766

Reference:
https://www.princeton.edu/news/2018/12/17/beyond-einstein-physicists-find-surprising-connections-cosmos
👍5
🟣 هم‌خوانی adS-CFT فرمی از دوگانگی یا دوالیته است. که دو تئوری فیزیکی متمایز را به هم لینک می کند. در یک طرف این دوالیته، فیزیک گرانش در فضا-زمان است که قبل از سفرمان در رئالیتی های پنهان با آن مواجه شده‌ایم: فضای آنتی دی سیتر (adS).
فضای پنج بعدی آنتی دی سیتر دارای مرزی boundary ست که چهار بعدی  است و در یک مرز مشخص مانند فضا-زمان تخت با یک جهت زمانی و سه بعد فضایی spatial  بهنظر می رسد.
هم‌خوانی adS-CFT بیان می‌کند که فیزیک گرانش در فضای پنج‌بعدی آنتی دی سیتر، معادل یک نظریه N=4 ابر تقارنی یانگ-میلز است که در مرز adS تعریف شده است.
در تئوری هولوگرافیک ما سایه های روی یک دیوار 3+1 بعدی هستیم زیرا که تئوری پارتیکلی روی مرز فضای آنتی دی سیتر با یک بعد اضافه(4+1) عمل می کند.
این تصویر کاملا با تئوری میدان گرانشی اینشتین که فضازمان 3+1 بعدی پیرامون آبجکت های پرجرم در امتداد بعد چهارم فضایی منحنی curve شده سازگار است .

🆔 @phys_Q
👍4
🟣 "ریاضیات مرا از قید چشمانم رها می سازد. زبان ریاضیات حتی از زبان موسیقی هم فطری تر و جهانی تر است. هر فرمول ریاضی همچون بلور شفاف است و به هیچ یک از حسهای ما هم وابسته نیست. بنابر این نوعی آزمایشگاه ریاضی برای خود ساختم و همان طور که در اتومبیل می نشینیم در داخل آن جای گرفتم، و همراه با یک پرتوی نور به سیر و سیاحت می‌پردازم."

برگرفته از مصاحبه ویلیام هرمان با انیشتین در کتاب :

Einstein and the Poet: In Search of the Cosmic Man

William Hermanns

تصویر ویلیام هرمان در کنار انیشتین 1943

🆔 @phys_Q
4👍2
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت نخست

بسیاری از فیزیکدانان بر این باورند که درهم تنیدگی اساس و جوهر شگفتی های کوانتومی است - و برخی دیگر گمان می کنند که امکان دارد اساس هندسه geometry فضا-زمان نیز باشد.

در اوایل سال 2009، مارک فون رامسدونک، که مصمم بود از اولین دوره آموزشی خود حداکثر استفاده را ببرد، تصمیم گرفت به یکی از عمیق ترین رازهای فیزیک بپردازد: رابطه بین مکانیک کوانتومی و گرانش. او پس از یک سال کار و مشورت با همکاران، مقاله‌ای در این زمینه به مجله فیزیک انرژی بالا ارائه کرد.
در آوریل 2010، ژورنال وی ریجکت شد- با گزارش داوری که حاکی از آن بود که فون رامسدونک، فیزیکدان دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور، دیوانه است .

ارسال بعدی او، به نسبیت عام و گرانش ، کمی بهتر بود: گزارش داوری محتاط بود، و سردبیر مجله درخواست بازنویسی کامل آنرا کرد.

اما در آن زمان، فون رامسدونک نسخه کوتاه‌تری از مقاله را در یک مسابقه مقاله سالانه معتبر که توسط بنیاد تحقیقات گرانش در ولزلی، ماساچوست برگزار می‌شد، وارد کرده بود. او نه تنها جایزه اول را به دست آورد، بلکه خوشحالی رضایت‌بخشی را نیز تجربه کرد: امتیاز شامل انتشار تضمینی در مجله نسبیت عام و گرانش بود. این مجله مقاله کوتاه‌تر را در ژوئن 2010 منتشر کرد.
با این حال، سردبیران دلایل خوبی برای محتاط بودن داشتند. اتحاد Unification موفقیت آمیز مکانیک کوانتومی و گرانش تقریباً یک قرن است که فیزیکدانان را فریب داده است. مکانیک کوانتومی بر دنیای کوچک حکومت می‌کند - قلمرو عجیبی که در آن یک اتم یا پارتیکل می‌تواند همزمان در مکان‌های مختلف باشد و می‌تواند همزمان در جهت عقربه‌های ساعت و خلاف جهت عقربه‌های ساعت ، اسپین داشته باشد. گرانش بر یونیورس در بزرگ مقیاس حاکم است - از سقوط یک سیب تا حرکت سیارات، ستارگان و کهکشان ها - و توسط نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین که 100 سال پیش اعلام شد، توصیف شده است. این تئوری معتقد است که گرانش هندسی است: پارتیکل ها وقتی از نزدیک یک جسم پرجرم عبور می کنند منحرف می شوند، به گفته اینشتین، نه به این دلیل که نیرویی را احساس می کنند، بلکه به این دلیل که فضا و زمان در اطراف آبجکت منحنی است.

هر دو نظریه [GR&QM]به وفور از طریق آزمایش تأیید شده اند، اما فکت هایی که آنها را توصیف می کنند کاملاً ناسازگار به نظر می رسند. و از دیدگاه ویراستاران، رویکرد فون رامسدونک برای حل این ناسازگاری عجیب بود. او اظهار داشت که تنها چیزی که نیاز است «درهم تنیدگی» است: پدیده‌ای که بسیاری از فیزیکدانان معتقدند که در نهایت شگفتی های کوانتومی قرار دارد. درهم تنیدگی به اندازه‌گیری یک پارتیکل امکان می‌دهد آنی حالت یک پارتیکل پارتنر را مشخص کند، مهم نیست که چقدر دور  —حتی در طرف دیگر کهکشان راه شیری ، باشد.
اینشتین از ایده درهم تنیدگی متنفر بود و معروف هست آن را به عنوان "اقدام شبح وار از راه دور" مورد تمسخر قرار داد. اما در نظریه کوانتومی ، ایده مرکزی است. و فون رامسدونک، با تکیه بر کار فیزیکدانان همفکر که به بیش از یک دهه قبل برمی‌گردد، استدلال می‌کند - که علی‌رغم مخالفت‌های اینشتین، درهم تنیدگی مبنای هندسه و نتیجتا تئوری هندسی گرانش اینشتین باشد. او می‌گوید: «فضا-زمان فقط یک تصویر هندسی از نحوه درهم‌تنیدگی چیزها در سیستم کوانتومی است.»
وی می گوید:
من چیزی را فهمیده بودم که قبلاً هیچ کس آن را درک نکرده بود.
این ایده تا اثبات فاصله زیادی دارد و به سختی یک نظریه کامل گرانش کوانتومی است. اما مطالعات مستقل اغلب به همین نتیجه رسیده اند و علاقه شدید نظریه پردازان اصلی را به خود جلب کرده اند. گروه کوچکی از فیزیکدانان اکنون با استفاده از تمام ابزارهای مدرن توسعه یافته برای محاسبات کوانتومی و نظریه اطلاعات کوانتومی، در حال کار برای تعمیم رابطه هندسه-درهم تنیدگی هستند.‌‌

بارتلومیج چک، فیزیکدان دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، می‌گوید: «برای یک لحظه هم در انقلابی بودن ارتباط تئوری و کوانتومی و گرانش که در ده سال اخیر ظهور کرده، تردید نمی‌کنم .»‌‌
🆔 @phys_Q

سیاهچاله‌هایی مانند آنچه در interstellar (2014) نشان داده شده است، می‌توانند توسط کرم‌چاله‌هایی که می توانند منشأ کوانتومی داشته باشند، به هم کانکت شوند.
👍61👏1
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت دوم

گرانش بدون گرانش

بخش اعظم این کار مبتنی بر کشفی است که در سال 1997 توسط فیزیکدان خوان مالداسنا، که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی است، اعلام شد. تحقیقات مالداسینا او را به بررسی رابطه بین دو مدل یونیورس  ظاهرا متفاوت واداشت. یکی کیهانی شبیه کیهان ما. اگرچه نه منبسط expand و نه منقبض contract می شود، اما دارای سه بعد 3D  است، پر از پارتیکل های کوانتومی است و از معادلات گرانش اینشتین پیروی می کند. که به عنوان فضای آنتی سیتر (AdS) شناخته می شود، معمولاً به عنوان فضای bulk  شناخته می شود. مدل دیگر نیز با پارتیکل های بنیادی پر شده است، اما با یک بعد کمتر است و گرانش را تشخیص نمی دهد. (روی مرز گرانش وجود ندارد و گرانش در فضای AdS  آنتی دی سیتر bulk است که یک بعد بیشتر از مرز boundary دارد)

مرزی که معمولاً به عنوان boundary شناخته می شود، غشایی هست که از نظر ریاضی در فاصله بی نهایت از هر نقطه معینی در حجم bulk  قرار دارد، اما کاملاً آن را احاطه می کند، دقیقاً مانند سطح دو بعدی یک بالن که حجم سه بعدی هوا را در بر می گیرد. پارتیکل های مرزی از معادلات یک سیستم کوانتومی موسوم به نظریه میدان کانفورمال (CFT) تبعیت می کنند.

مالداسینا کشف کرد که مرز boundary و حجم bulk کاملاً معادل هستند. مانند مدار دوبعدی 2D یک تراشه رایانه ای که تصاویر سه بعدی 3D یک بازی رایانه ای را رمزگذاری می کند، معادلات نسبتاً ساده و بدون گرانشی که بر روی مرز ظاهر شده اند حاوی اطلاعات و فیزیک مشابه اما  با معادلات پیچیده تر در حجم bulk هستند.


فون رامسدونک می‌گوید: "این یک چیز خارق العاده است.  ناگهان دوگانگی مالداسینا راهی را به فیزیکدانان نشان داد تا بدون اینکه اصلاً به گرانش بپردازند،  گرانش کوانتومی را تجسم کنند: آنها فقط باید به حالت کوانتومی معادل در مرز نگاه می‌کردند. "
مقاله مالداسینا اکنون یکی از پراستنادترین مقالات در فیزیک است.

در میان علاقه مندان، فون رامسدونک بود، که تعطیلات خود را با تأمل در یکی از سؤالات اصلی حل نشده ناشی از کشف مالداسینا آغاز کرد: دقیقاً چگونه یک میدان کوانتومی روی مرز، گرانش را به صورت عمده تولید می کند؟ قبلاً نکاتی وجود داشت که پاسخ احتمالی آن  شامل نوعی رابطه بین هندسه و درهم تنیدگی باشد. اما مشخص نبود که این نکات تا چه حد برجسته هستند: تمام کارهای قبلی روی این ایده به موارد خاص، مانند یونیورس حجمی bulk universe که حاوی یک سیاهچاله بود، پرداخته بود. بنابراین فون رامسدونک تصمیم گرفت موضوع را حل و فصل کند و بررسی کند که آیا این رابطه به طور کلی درست است یا فقط یک چیز عجیب و غریب ریاضی است.

او ابتدا یک یونیورس حجمی خالی empty bulk universe را در نظر گرفت که با یک میدان کوانتومی منفرد single در مرز هم خوانی correspond  داشت. این میدان و روابط کوانتومی که بخش‌های مختلف آن را به هم تناسب می‌داد، تنها درهم تنیدگی را در سیستم داشت. اما اکنون، فون رامسدونک از خود پرسید، اگر این درهم تنیدگی مرزی از بین برود، چه اتفاقی برای یونیورس حجمی bulk universe خواهد افتاد؟

او توانست به این سوال با استفاده از ابزارهای ریاضی پاسخ دهد. معادلات آنها به او این امکان را داد که یک کاهش آهسته و روشمند در درهم تنیدگی میدان مرزی را مدل کند، و پاسخ را به صورت عمده تماشا کند، جایی که فضا-زمان را به طور پیوسته در حال کشیده شدن pulling و پاره شدن elongating دید . در نهایت، او دریافت که کاهش درهم تنیدگی به صفر، فضا-زمان را به تکه‌های از هم گسیخته تبدیل می‌کند، مانند آدامس که بیش از حد کشیده شده است.

فون رامسدونک متوجه شد که رابطه هندسه و درهم تنیدگی عمومی بود. درهم تنیدگی عنصر ضروری است که فضا-زمان را به یک کلیّت منعطف smooth پیوند می دهد — نه فقط در موارد شگفت انگیز سیاهچاله‌ها، بلکه همیشه.
او به خاطر می‌آورد: «احساس می‌کردم درباره یک سؤال بنیادین چیزی فهمیده‌ام که شاید هیچ‌کس قبلاً آن را نفهمیده بود: « اساس فضا-زمان چیست؟»‌‌

🆔 @phys_Q
👍2
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - نیچر

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9773
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9774
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9776
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9778
قسمت پنجم و پایان
https://t.me/phys_Q/9779
Source:
http://www.nature.com/news/the-quantum-source-of-space-time-1.18797
👍4
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت سوم
درهم تنیدگی و اینشتین

درهم تنیدگی کوانتومی به‌عنوان ملات هندسی - اساس  مقاله رد شده و مقاله برنده ون رامسدونک بود، و ایده‌ای که به طور فزاینده‌ای در بین فیزیکدانان همه گیر شد ، اما هیچ کس هنوز یک اثبات قانع کننده پیدا نکرده است، بنابراین این ایده هنوز در حد یک حدس منطقی قرار می گیرد. اما بسیاری از خطوط مستقل استدلال از آن حمایت می کنند.

به عنوان مثال، در سال 2013، مالداسینا و لئونارد ساسکیند از استنفورد حدس مرتبطی را منتشر کردند که به افتخار دو مقاله برجسته از سال 1935، ER = EPR نامگذاری کردند. ER، توسط اینشتین و فیزیکدان آمریکایی-اسرائیلی، ناتان روزن،  معرفی شده است. کرم چاله: تونلی در فضا-زمان که دو سیاهچاله را به هم متصل می کند. (غیر از فیلم های علمی-تخیلی، هیچ پارتیکل واقعی نمی تواند از میان چنین کرم چاله ای عبور کند: برای این کار باید سریعتر از نور حرکت کرد که غیرممکن است.) EPR، توسط انیشتین، روزن و فیزیکدان آمریکایی بوریس پودولسکی، اولین مقاله ای بود که به وضوح  چیزی که اکنون درهم تنیدگی نامیده می شود را بیان کرد.

حدس مالداسینا و ساسکیند این بود که این دو مفهوم بیش از یک تاریخ انتشار مشترک به هم مرتبط هستند. به گفته فیزیکدانان، اگر هر دو پارتیکل با درهم تنیدگی به هم کانکت شوند، به طور موثری توسط یک کرم چاله به هم می پیوندند. و بالعکس: ارتباطی که فیزیکدانان آن را کرم چاله می نامند، معادل درهم تنیدگی است. آنها روش های مختلفی برای توصیف یک رئالیتی زیربنایی هستند.

هیچ کس ایده روشنی از چیستی این رئالیتی زیربنایی ندارد. اما فیزیکدانانی که متقاعد می شوند که این رئالیتی زیربنایی باید وجود داشته باشد ، رو به افزایش است . مالداسینا، ساسکیند و دیگران فرضیه ER = EPR را آزمایش کرده‌اند تا ببینند آیا این فرضیه از لحاظ ریاضی با هر چیز دیگری که درباره درهم تنیدگی و کرم‌چاله‌ها شناخته شده‌است همخوانی دارد؟  - و تاکنون، پاسخ مثبت است.‌‌

🆔 @phys_Q
1
🟣 این خلاصه رویداد های درون ایران است . انقلاب مراحل خود را تکامل می بخشد و تحول اجتماعی ریشه دار تر از دیروز ، آینده را نوید می دهد .
شورش علیه دین نیست و علیه مرگ و رکود و سکوت و سکون است . شکل نوین زندگی حتی در شهرستان ها و روستاها در جریان است .
حکومت دینی در این سامان به پایان می رسد و گام نهایی پیش رو کوبیدن میخ آخر است.

🆔 @phys_Q
👍161
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت چهارم

کانکشن های پنهان

خطوط دیگر حمایت از رابطه هندسه-درهم تنیدگی از فیزیک ماده چگال و نظریه اطلاعات کوانتومی آمده است: میدان هایی که درهم تنیدگی نقش اصلی را در آنها بازی می کند. این به محققان این رشته‌ها اجازه می‌دهد تا با مجموعه‌ای از مفاهیم جدید و ابزارهای ریاضی به گرانش کوانتومی شبیخون بزنند .

برای مثال، شبکه‌های تانسور تکنیکی هستند که توسط فیزیکدانان ماده چگال برای ردیابی حالات کوانتومی تعداد زیادی پارتیکل های ساب‌اتمیک توسعه یافته اند. برایان سوینگل در سال 2007، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج بود، از آنها در این راه استفاده می کرد و نحوه برهمکنش گروه های الکترون در یک ماده جامد را محاسبه می کرد. او دریافت که مفیدترین شبکه برای این منظور با پیوند دادن جفت الکترون‌های مجاور، که به احتمال زیاد با یکدیگر برهمکنش دارند، شروع می شود ، سپس گروه‌های بزرگ‌تر و بزرگ‌تر را در الگویی که به سلسله مراتب یک درخت خانوادگی شباهت داشت، لینک کرد. اما پس از آن، در طی یک دوره در تئوری میدان کوانتومی، سوینگل در مورد تناظر حجم bulk-مرز boundary مالداسینا یاد گرفت و متوجه یک الگوی جالب شد: نقشه برداری بین حجم و مرز دقیقاً همان شبکه درخت مانند را نشان داد.

سوئینگل اندیشید که آیا این شباهت resemblance بیش از یک تصادف احتمالی ست؟ و در سال 2012، او 8 محاسبه را منتشر کرد که نشان می‌داد : وی به طور مستقل تقریباً به همان نتیجه‌ای رسیده بود که فون رامسدونک داشت، در نتیجه یک حمایت قوی از ایده هندسه-درهم‌تنیدگی اضافه کرد. سوئینگل که اکنون در استنفورد است به این نتیجه رسیده که شبکه های تانسور به ابزاری پرکاربرد برای کشف هم‌خوانی هندسه-درهم تنیدگی تبدیل شده اند، می گوید: "می توانید تصور کنید که فضا از درهم تنیدگی به این روش بسیار دقیق با استفاده از تانسورها ساخته شده است."

یکی دیگر از نمونه‌های برجسته آمیزش متقابل cross - fertilization، نظریه کدهای تصحیح خطای کوانتومی ست که فیزیکدانان برای کمک به ساخت رایانه‌های کوانتومی اختراع کردند. این ماشین‌ها اطلاعات را نه در بیت‌ها، بلکه در «کیوبیت‌ها» رمزگذاری می‌کنند: حالت‌های کوانتومی، مانند اسپین بالا یا پایین یک الکترون، که می‌توانند مقادیر 1 و 0 را همزمان به خود بگیرند. در اصل، زمانی که کیوبیت‌ها به روش صحیح با هم برهمکنش می‌کنند و در هم تنیده می شوند، چنین دستگاهی می‌تواند محاسباتی را انجام دهد که یک کامپیوتر معمولی نمی‌تواند در طول عمر یونیورس انجام دهد. اما در عمل، این فرآیند می‌تواند فوق‌العاده شکننده باشد: کوچک‌ترین اختلال disturbance از سوی دنیای بیرون، درهم تنیدگی ظریف کیوبیت‌ها را مختل می‌کند و هرگونه امکان محاسبات کوانتومی را از بین می‌برد.

این نیاز به کدهای الهام‌بخش تصحیح خطای کوانتومی، استراتژی‌های عددی که همبستگی‌های correlation خراب شده بین کیوبیت‌ها را ترمیم کرده و محاسبات را قوی‌تر می‌کند. یکی از ویژگی های این کدها این است که آنها همیشه "غیر محلی non local" هستند: اطلاعات مورد نیاز برای بازیابی هر کیوبیت معین باید در منطقه وسیعی از فضا پخش شود. در غیر این صورت، آسیب در یک نقطه می تواند امید به بهبود را از بین ببرد. و این غیر محل یا ناموضع بودن non-locality به نوبه خود دلیل جذابیتی است که بسیاری از نظریه پردازان اطلاعات کوانتومی برای اولین بار با همخوانی مرزی-حجمی bulk -bounary مالداسینا مواجه می شوند: که نوعی بسیار مشابه ناموضعیت non-locality را نشان می دهد. اطلاعاتی که مربوط به یک منطقه کوچک از حجمbulk است در منطقه وسیعی از مرز پخش می شود.

اسکات آرونسون، دانشمند کامپیوتر در MIT، می‌گوید: «هرکسی می‌تواند به AdS–CFT نگاه کند و بگوید که به‌طور مبهم مشابه کد تصحیح‌کننده خطای کوانتومی است». اما در کاری که در 9 ژوئن منتشر شد، فیزیکدانان به رهبری دانیل هارلو در دانشگاه هاروارد در کمبریج و جان پرسکیل از موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنا برای چیز قوی‌تری استدلال می‌کنند: اینکه دوگانگی مالداسینا خود یک کد تصحیح کننده خطای کوانتومی است. آنها نشان داده‌اند که این از نظر ریاضی در یک مدل ساده درست است و اکنون در تلاش هستند نشان دهند که این ادعا به طور کلی‌تر صادق است.

هارلو می‌گوید: " افراد برای سال‌ها می‌گویند که درهم تنیدگی به نوعی برای ایمرج حجمbulk مهم است. اما برای اولین بار، من فکر می کنم که ما نگاهی جدی و اجمالی به چگونگی و چرایی آن داریم‌‌؟"

🆔 @phys_Q
👍4
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت پنجم

فراتر از درهم تنیدگی

به نظر می رسد که این چشم انداز برای بنیاد سیمونز، یک سازمان بشردوستانه در شهر نیویورک که در ماه آگوست اعلام کرد که 2.5 میلیون دلار در سال برای حداقل 4 سال برای کمک به محققان برای پیشبرد ارتباط اطلاعات گرانشی-کوانتومی ارائه می کند، جذاب بوده است . پاتریک هیدن، فیزیکدان استنفورد که این برنامه را هدایت می کند، می گوید: " تئوری اطلاعات راهی قدرتمند برای استخوان بندی تفکر ما در مورد فیزیک بنیادی ارائه می دهد. وی می افزاید که حمایت مالی بنیاد Simons از 16 محقق اصلی در 14 موسسه در سراسر جهان، همراه با دانشجویان، پست دکترا و مجموعه ای از کارگاه ها و مدارس حمایت می کند. در نهایت، هدف مرکزی ایجاد یک دیکشنری جامع برای ترجمه مفاهیم هندسی به زبان کوانتومی و بالعکس است. امیدواریم این به فیزیکدانان کمک کند تا راه خود را به سمت نظریه کامل گرانش کوانتومی بیابند."

با این حال، محققان با چندین چالش روبرو هستند. یکی این است که همخوانی حجم bulk -مرز boundary در یونیورس ما، که نه ایستا static است و نه مرز دار bounded ، اعمال نمی شود. در حال انبساط expand و ظاهراً بی انتها infinite است. اکثر محققان در این زمینه فکر می کنند که محاسبات با استفاده از همخوانی correspondence مالداسینا چیزی را در مورد یونیورس واقعی به آنها می گوید، اما هنوز توافق کمی در مورد نحوه دقیق ترجمه نتایج از یک رژیم به رژیم دیگر وجود دارد.

چالش دیگر این است که تعریف استاندارد درهم تنیدگی فقط به پارتیکل ها در یک لحظه معین اشاره دارد. یک نظریه کامل گرانش کوانتومی باید زمان را به این تصویر اضافه کند. ساسکیند می گوید: "درهم تنیدگی قطعه بزرگی از داستان است، اما تمام داستان نیست."

او فکر می کند فیزیکدانان ممکن است مجبور شوند مفهوم دیگری از نظریه اطلاعات کوانتومی را بپذیرند: پیچیدگی محاسباتی computational complexity، تعداد مراحل منطقی یا عملیات لازم برای ساختن حالت کوانتومی یک سیستم. یک سیستم با پیچیدگی کم مشابه یک کامپیوتر کوانتومی با تقریبا کل کیوبیت‌ها روی صفر تنظیم شده : تعریف و ساخت آن آسان است. و پیچیدگی بالا قابل قیاس با مجموعه ای از کیوبیت ها ست که عددی را رمزگذاری می کند که محاسبه آن طول می کشد.

سفر ساسکیند به سمت پیچیدگی محاسباتی حدود یک دهه پیش آغاز شد، زمانی که او متوجه شد که حل معادلات نسبیت عام اینشتین به کرمچاله‌ای در فضای AdS اجازه می‌دهد تا با گذشت زمان طولانی‌تر longer و طولانی‌تر شود. او شگفت زده شد که روی مرز با چه چیزی همخوانی دارد؟ چه چیزی در آنجا تغییر می کرد؟ ساسکیند می‌دانست که نمی‌تواند درهم تنیدگی باشد، زیرا همبستگی‌هایی که بین پارتیکل های مختلف روی مرز ایجاد می‌کنند در کمتر از یک ثانیه به ماکسیمم خود می‌رسند. با این حال، او و داگلاس استنفورد که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته هستند، در مقاله ای در سال گذشته، نشان دادند که با گذشت زمان، وضعیت کوانتومی روی مرز دقیقاً به همان شکلی که از پیچیدگی محاسباتی انتظار می رود تغییر می کند.

ساسکیند می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد که رشد فضای داخلی سیاه‌چاله دقیقاً رشد پیچیدگی محاسباتی است». او می‌گوید اگر درهم‌تنیدگی کوانتومی تکه‌هایی از فضا را به هم ببافد knite، پیچیدگی محاسباتی باعث رشد فضا می شود - و در نتیجه المنت خجالتی زمان را به ارمغان بیاورد. یکی از پیامدهای بالقوه، که او تازه شروع به کشف آن کرده است، می تواند لینکی بین رشد پیچیدگی محاسباتی و انبساط کیهان باشد. مورد دیگر این است که چون درون سیاهچاله‌ها همان مناطقی هستند که تصور می‌شود گرانش کوانتومی در آن غالب است، پیچیدگی محاسباتی احتمالا نقش کلیدی در یک نظریه کامل گرانش کوانتومی داشته باشد.

علیرغم چالش‌های باقی‌مانده، این حس در میان دست اندرکاران این رشته وجود دارد که آنها شروع به نگاه کردن به چیزی واقعی و بسیار مهم کرده‌اند. سوینگل می گوید: " من قبلاً نمی دانستم از چه فضا ساخته شده است. معلوم نبود که این سوال حتی معنا و مفهومی داشته باشد." اما اکنون به گفته وی : به طور فزاینده ای آشکار می شود که این سؤال منطقی است. سوینگل می گوید: "و پاسخ چیزی است که ما خواهیم دانست و این پاسخ از درهم تنیدگی ساخته شده است."

در مورد فون رامسدونک، او از سال 2009 حدود 20 مقاله در مورد درهم تنیدگی کوانتومی نوشته است. او می گوید که همه آنها برای انتشار پذیرفته شده اند.‌‌

🆔 @phys_Q
👍3
🟣 فاینمن و آرلین- همسر نخست وی که به بیماری سل درگذشت

آرلین آنزمان که در آسایشگاه مسلولان در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .

فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله فیزیک کار می کرد .

مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و نوبل فیزیک را برنده شد.

🆔 @phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زمان از دیدگاه برایان گرین

آیا زمان بنیادین است ؟ برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ یونیورس می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک پارتیکل ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.

در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت آبجکت در هم تنیده ، در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.


🆔 @phys_Q
👏2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 دانشجویان دکترا در تعطیلات (دست از ریسرچ بر نمی دارند)#مزاح

🆔 @phys_Q
2
In Tajrish Square, Tehran in February 2023.

Marjan Yazdi for NPR

🟣 Women across Iran are refusing to wear headscarves, in open defiance of the regime


بانویی 63 ساله شمال تهران گفت: حجاب برای جمهوری اسلامی مثل خط قرمز است و این وسیله آنهاست که ما را بترسانند.
سرپیچی از قانون به اندازه ای گسترده شده است که نمی توان آن را به راحتی کنترل کرد و به گفته اسفندیاری، این موضوع از مرزهای سیاسی و اجتماعی فراتر می رود. زنان چادری با دخترانشان که روسری به سر ندارند در حال راه رفتن هستند. حتي حاميان رژيم نيز مي گويند كه با اين قانون موافق نيستند.

دیگر بحث روسری نیست، بقای رژیم است

علیرغم سرکوب وحشیانه اعتراضات، خشم از دولت همچنان ادامه دارد. اسفندیاری گفت: موضوع از حجاب فراتر رفته و دیگر هیچ راه حلی برای دولت کافی نیست.

او گفت: "چیزی بنیادین در ایران تغییر کرده است. چند اصلاحات اینجا و آنجا کافی نیست. مردمی که شما در خیابان ها دیدید، خواهان تغییر رژیم هستند."


https://www.npr.org/sections/pictureshow/2023/03/13/1157657246/iran-hijab-protest-regime-politics-religion-mahsa-amini

🆔 @phys_Q
7👍2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 این محتوا  تلاش دارد با یک سری فرضیات و استدلالات و همچنین فکت و تئوری های فیزیک بینشی بنیادین در رویارویی با فضازمان ترسیم کند .
On fundamental of a moving particle in space

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7183
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7186
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7187
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/7188
قسمت‌پنجم
https://t.me/phys_Q/7190
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/7193
قسمت هفتم
https://t.me/phys_Q/7198
قسمت هشتم
https://t.me/phys_Q/7207
قسمت نهم
https://t.me/phys_Q/7212
قسمت دهم
https://t.me/phys_Q/7218
قسمت یازدهم
https://t.me/phys_Q/7224
قسمت دوازدهم
https://t.me/phys_Q/7228
قسمت سیزدهم
https://t.me/phys_Q/7235
قسمت چهاردهم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7236

Telegraph:
https://t.me/phys_Q/7242
👍2👏1
🟣Our Universe May Have Emerged from a Black Hole in a Higher Dimensional Universe‌‌

شاید یونیورس مان از یک سیاهچاله در یک یونیورس با ابعاد بالاتر ایمرج شده باشد

تحقیقات جدید فیزیکدانان نظری در موسسه Perimeter نشان می دهد که شاید یونیورس مان از یک سیاهچاله در یک یونیورس با ابعاد بالاتر ایمرج شده باشد.
بیگ بنگ یک سوال بزرگ را مطرح می کند: اگر واقعاً دگرگونی ناگهانی یونیورس را 13.7 میلیارد سال پیش به وجود آورد، چه چیزی باعث آن شد؟


محققان موسسه پریمتر ایده جدیدی در مورد آنچه امکان دارد پیش از بیگ بنگ رخ داده باشد، دارند. کمی گیج کننده است، اما بر پایه ریاضیات صحیح، قابل آزمایش بود که جایگاه داستان جلد در Scientific American به نام «سیاه چاله در آغاز زمان» را به دست آورد.

آن‌ها پیشنهاد می‌کنند آنچه ما به‌عنوان بیگ بنگ درک می‌کنیم، می‌تواند «سراب mirage » سه‌بعدی یک ستاره در حال کلپس collapse در یونیورسی که عمیقاً متفاوت از یونیورس ماست، باشد .
نیایش افشردی، عضو هیئت علمی موسسه پریمتر، پروفسور رابرت مان، عضو هیئت علمی وابسته و پروفسور دانشگاه واترلو، و راضیه پورحسن، دانشجوی دکترا، می نویسند:

"بزرگترین چالش کیهان شناسی درک خود بیگ بنگ است.
درک متعارف معتقد است که بیگ بنگ با یک تکینگی آغاز شد - یک پدیده غیرقابل درک و متراکم فضازمان که در آن قوانین استاندارد فیزیک شکسته می شوند. تکینگی ها عجیب هستند و درک ما از آنها محدود است."

افشردی در مصاحبه با نیچر می‌گوید: "همه فیزیکدانان می‌دانند، اژدهاها می‌توانستند از تکینگی بیرون بیایند.
مشکل، همانطور که نویسندگان آن را می بینند، این است که فرضیه بیگ بنگ ، یونیورس نسبتاً قابل درک، یکنواخت و قابل پیش بینی ما را از جنون ویرانگر فیزیکِ یک تکینگی ایجاد می کند. بعید به نظر می رسد. پس شاید اتفاق دیگری افتاده است. شاید یونیورس ما هرگز اولین مکان و تکین singular نبوده است."


پیشنهاد آنها: یونیورس آشنای ما می تواند یک " warping" سه بعدی در اطراف افق رویداد یک سیاهچاله چهار بعدی باشد. در این سناریو، زمانی که یک ستاره در یک یونیورس چهار بعدی به یک سیاهچاله کلپس می کند، یونیورس ما به وجود می آید .

در یونیورس سه‌بعدی ما، سیاه‌چاله‌ها دارای افق رویداد دو بعدی هستند - یعنی توسط یک مرز boundary دو بعدی احاطه شده‌اند که «نقطه بدون بازگشت» را مشخص می‌کند. در مورد یک یونیورس چهار بعدی، یک سیاهچاله افق رویداد سه بعدی خواهد داشت.
در سناریوی پیشنهادی آنها، یونیورس ما هرگز درون تکینگی نخواهد بود . بلکه در خارج از افق رویداد، و محافظت شده از تکینگی به وجود آمده است . یونیورس ما تنها یک ویژگی در بقایای منقبض شده یک ستاره چهار بعدی بوجود آمده - و باقی مانده است.

محققان تاکید می‌کنند که این ایده، اگرچه ممکن است "پوچ absurd" به نظر برسد، به طور محکم در بهترین ریاضیات مدرن که فضا و زمان را توصیف می‌کند، ریشه دارد. به طور خاص، آنها از ابزار هولوگرافی برای "تبدیل بیگ بنگ به سراب کیهانی Cosmic mirage " استفاده کرده اند. در طول مسیر، به نظر می‌رسد مدل آنها به معماهای کیهان‌شناسی طولانی‌مدت می‌پردازد و - مهمتر از همه - پیش‌بینی‌های قابل آزمایشی را تولید می‌کند.
البته، شهود ما تمایل دارد از این ایده که همه چیز و هرکسی که می‌شناسیم از افق رویداد یک سیاه‌چاله چهاربعدی ایمرج شده ، را پس بزند. ما هیچ تصوری از اینکه یک یونیورس چهار بعدی ممکن است چگونه باشد نداریم. ما نمی دانیم که خود یک یونیورس "والد parent " چهار بعدی چگونه به وجود آمده است.
اما محققان پیشنهاد می‌کنند که شهود انسانی خطاپذیر ما در دنیایی سه‌بعدی تکامل یافته است و شاید تنها سایه‌هایی از رئالیتی را آشکار کند.
آنها تشابهی را با تمثیل غار افلاطون ترسیم می کنند که در آن زندانیان زندگی خود را صرف دیدن سایه های سوسو زننده آتش بر روی دیوار غار می کنند.
آنها می نویسند: "غل و زنجیر آنها ، آنها را از درک یونیورس واقعی باز داشته است، قلمرویی با یک بعد اضافی." «زندانیان افلاطون قدرت های پشت خورشید را درک نکردند، همانطور که ما یونیورس حجمی bulk universe چهار بعدی را درک نمی کنیم. اما حداقل می‌دانستند کجا به دنبال پاسخ باشند.»

🆔 @phys_Q

افق رویداد یک سیاهچاله - نقطه بدون بازگشت برای هر چیزی که در آن می افتد - یک سطح کروی است. در یک یونیورس با ابعاد بالاتر، یک سیاهچاله می تواند یک افق رویداد سه بعدی داشته باشد، که می تواند یک یونیورس کاملاً جدید را هنگام شکل گیری ایجاد کند.

https://scitechdaily.com/universe-may-emerged-black-hole-higher-dimensional-universe/
👍3
🟣  منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - نیچر

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9773
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9774
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9776
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9778
قسمت پنجم و پایان
https://t.me/phys_Q/9779
Source:
http://www.nature.com/news/the-quantum-source-of-space-time-1.18797
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 شکل واقعی فضا را چطور می‌توان تعیین کرد؟ وقتی درباره انحناء curvature مثبت positive و منفی negative فضا صحبت می کنیم ، منظورمان چیست؟

معمای اصلی اینجاست با وجود مقادیر سهمگین ماده تاریک و مرئی ، هندسه یونیورس ما تخت flat هست و ازین گذشته شاهد انبساط شتابدار نیز هستیم که این موضوع با انرژی تاریک پاسخ داده شده اما معمای نخست پا برجاست .

این موضوع در تئوری هولوگرافیک منعکس شده و یونیورس را مرز تخت در دوردست یک فضای آنتی دی سیتر توصیف می کند.
🆔 @phys_Q
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾 نگاهی نقادانه بر داستان قوم لوط

youtu.be/lxx1_bgvh4c
👍3