This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تهران - حمله شیمیایی به مدرسه دخترانه بنتالهدی
*دوده منتسب به ماده ای که سبب مسمومیت دانش آموزان می شود. کسی اطلاعی درباره این ماده دارد؟
🆔 @phys_Q
*دوده منتسب به ماده ای که سبب مسمومیت دانش آموزان می شود. کسی اطلاعی درباره این ماده دارد؟
🆔 @phys_Q
🤔5
Forwarded from physics
🟣 Shock Boson Result Upending Physics Was a Miscalculation, Scientists Say
ByDAVID NIELD
سال گذشته، یک یافته جدید در فیزیک ذرات، دانشمندان را حیرت زده کرد: یک ذره بنیادی که مسئول یکی از چهار نیروی بنیادی یونیورس است، سنگینتر از آنچه پیشبینی میشد، بود.
کشف ناهماهنگی بین جرم های تئوریزه و آزمایش تجربی بوزون w، بینشهای جدیدی را فراتر از مدل استاندارد، طرحی نظری که چگونگی رفتار ماده را توصیف میکند، نوید داد.
اکنون دانشمندان دوباره همان اعداد را با استفاده از تکنیکی به روز کرده اند، این بار کشف جرم ذره با پیش بینی های مدل استاندارد مطابقت نزدیکی دارد.
در حالی که این بدان معناست که ممکن است نیازی به بازنگری انقلابی در مورد نظریه فعلی فیزیک ذرات نداشته باشیم، و نمیتوانیم از آن ناامید شویم. مدل استاندارد فیزیک ذرات تفسیری فرضی از یونیورس پیرامونی بود که در برابر تردید ها مقاومت کرد و باقی ماند ، و تا کنون به خوبی به مجموعه آزمایش هایی که ما موفق به انجام آن شده ایم، پایبند بوده است. در عین حال میدانیم که شکافهای غیرقابل توضیحی وجود دارد: برای مثال، مدل استاندارد ماده تاریک یا حتی گرانش را در نظر نمیگیرد.
در حالی که بوزون W را نمی توان مستقیماً اندازه گیری کرد، اما جرم و انرژی آزاد شده پس از واپاشی آن را می توان اندازه گرفت. قرار دادن دوباره قطعات در کنار هم نیاز به یک رویکرد در نظر گرفته شده و یک نقطه شروع محکم برای دانستن اینکه چگونه ذرات برخوردی در کنار هم نگه داشته شده اند.
آخرین تحقیق، دادههای سال 2011 را از آزمایش ATLAS در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن در سوئیس، با استفاده از یک رویکرد آماری تجدیدنظر شده بر اساس درک بهتر فرآیندها، بازتحلیل کرد.
محققان می گویند خوانش جدید آنها 16 درصد دقیق تر از گذشته و با سطح عدم قطعیت پایین تر است و نتایج سال 2022 از برخورد دهنده Tevatron در ایالت ایلینوی آمریکا را زیر سوال می برند.
محققان می نویسند: "در حالی که درک دیتکتور و همچنین اثرات مشارکت فرآیندهای بک گراند الکتروضعیف و کوارک سر top تغییر نکرده است، پیشرفت قابل توجهی در فریمورک آماری در زمینه استخراج جرم بوزون W از داده ها حاصل شده است." .
برای این تحقیق جدید، تیم روی رویدادهای برخورد ذرات متمرکز شد که در آن بوزون W به ذرات سبکتر واپاشی میشود: الکترونها، میونها و نوترینوها. داده های اضافی جمع آوری شده در سال 2017 به اعتبار سنجی یافته ها کمک کرد.
اندازه گیری Tevatron در 80.4335 گیگاالکترون ولت به دست آمد که یک تفاوت به ظاهر کوچک اما قابل توجه با 80.357 گیگا الکترون ولت پیش بینی شده توسط مدل استاندارد است. آخرین اندازه گیری جرم بوزون W 80.360 گیگاالکترون ولت است که آن را بسیار به جرم پیش بینی شده از نظر تئوری نزدیک می کند.
به عنوان یک کلاس از ذرات، بوزونهای gauge مانند بوزون W اساساً همکنش بین ذرات بنیادی دیگر را تسهیل میکنند. همراه با بوزون Z، بوزون W در فرآیندهایی مانند واپاشی رادیواکتیو و همجوشی هستهای بسیار مهم است.
آندریاس هوکر، فیزیکدان ذرات از تیم ATLAS در آزمایشگاه سرن، میگوید: «بهدلیل وجود یک نوترینوی شناسایینشده در واپاشی ذره، اندازهگیری جرم W یکی از چالشبرانگیزترین اندازهگیریهای دقیقی است که در برخورددهندههای هادرون انجام میشود.»
"این نیاز به کالیبراسیون بسیار دقیق انرژی ذرات اندازه گیری شده و مومنتای آنها، و ارزیابی دقیق و کنترل عالی عدم قطعیت های مدل سازی دارد."
شایان ذکر است که در حال حاضر این فقط یک یافته اولیه است. اکنون آزمایشهای بیشتر روی دادههای جدیدتر در حال انجام است. اگر معلوم شود که مدل استاندارد جرم بوزون W را اشتباه گرفته است، به ذرات و نیروهایی که هنوز کشف نشده اند اشاره می شود. در حال حاضر، به نظر می رسد که شهرت این فرضیه بنیادین در امنیت کامل است.
هوکر میگوید: «این نتیجه بهروزرسانیشده از ATLAS یک آزمون سختگیرانه ارائه میدهد و سازگاری درک نظری ما از همکنش های الکترو ضعیف را تأیید میکند».
میتوانید مقالهای را با جزئیات یافتههای جدید در وبسایت سرن بخوانید.
🆔 @phys_Q
W boson measurements are getting more accurate over time. (ATLAS)
اندازه گیری بوزون W با گذشت زمان دقیق تر می شود. ( اتلس)
Reference:
https://www.sciencealert.com/shock-boson-result-upending-physics-was-a-miscalculation-scientists-say
ByDAVID NIELD
سال گذشته، یک یافته جدید در فیزیک ذرات، دانشمندان را حیرت زده کرد: یک ذره بنیادی که مسئول یکی از چهار نیروی بنیادی یونیورس است، سنگینتر از آنچه پیشبینی میشد، بود.
کشف ناهماهنگی بین جرم های تئوریزه و آزمایش تجربی بوزون w، بینشهای جدیدی را فراتر از مدل استاندارد، طرحی نظری که چگونگی رفتار ماده را توصیف میکند، نوید داد.
اکنون دانشمندان دوباره همان اعداد را با استفاده از تکنیکی به روز کرده اند، این بار کشف جرم ذره با پیش بینی های مدل استاندارد مطابقت نزدیکی دارد.
در حالی که این بدان معناست که ممکن است نیازی به بازنگری انقلابی در مورد نظریه فعلی فیزیک ذرات نداشته باشیم، و نمیتوانیم از آن ناامید شویم. مدل استاندارد فیزیک ذرات تفسیری فرضی از یونیورس پیرامونی بود که در برابر تردید ها مقاومت کرد و باقی ماند ، و تا کنون به خوبی به مجموعه آزمایش هایی که ما موفق به انجام آن شده ایم، پایبند بوده است. در عین حال میدانیم که شکافهای غیرقابل توضیحی وجود دارد: برای مثال، مدل استاندارد ماده تاریک یا حتی گرانش را در نظر نمیگیرد.
در حالی که بوزون W را نمی توان مستقیماً اندازه گیری کرد، اما جرم و انرژی آزاد شده پس از واپاشی آن را می توان اندازه گرفت. قرار دادن دوباره قطعات در کنار هم نیاز به یک رویکرد در نظر گرفته شده و یک نقطه شروع محکم برای دانستن اینکه چگونه ذرات برخوردی در کنار هم نگه داشته شده اند.
آخرین تحقیق، دادههای سال 2011 را از آزمایش ATLAS در برخورد دهنده بزرگ هادرون (LHC) در سرن در سوئیس، با استفاده از یک رویکرد آماری تجدیدنظر شده بر اساس درک بهتر فرآیندها، بازتحلیل کرد.
محققان می گویند خوانش جدید آنها 16 درصد دقیق تر از گذشته و با سطح عدم قطعیت پایین تر است و نتایج سال 2022 از برخورد دهنده Tevatron در ایالت ایلینوی آمریکا را زیر سوال می برند.
محققان می نویسند: "در حالی که درک دیتکتور و همچنین اثرات مشارکت فرآیندهای بک گراند الکتروضعیف و کوارک سر top تغییر نکرده است، پیشرفت قابل توجهی در فریمورک آماری در زمینه استخراج جرم بوزون W از داده ها حاصل شده است." .
برای این تحقیق جدید، تیم روی رویدادهای برخورد ذرات متمرکز شد که در آن بوزون W به ذرات سبکتر واپاشی میشود: الکترونها، میونها و نوترینوها. داده های اضافی جمع آوری شده در سال 2017 به اعتبار سنجی یافته ها کمک کرد.
اندازه گیری Tevatron در 80.4335 گیگاالکترون ولت به دست آمد که یک تفاوت به ظاهر کوچک اما قابل توجه با 80.357 گیگا الکترون ولت پیش بینی شده توسط مدل استاندارد است. آخرین اندازه گیری جرم بوزون W 80.360 گیگاالکترون ولت است که آن را بسیار به جرم پیش بینی شده از نظر تئوری نزدیک می کند.
به عنوان یک کلاس از ذرات، بوزونهای gauge مانند بوزون W اساساً همکنش بین ذرات بنیادی دیگر را تسهیل میکنند. همراه با بوزون Z، بوزون W در فرآیندهایی مانند واپاشی رادیواکتیو و همجوشی هستهای بسیار مهم است.
آندریاس هوکر، فیزیکدان ذرات از تیم ATLAS در آزمایشگاه سرن، میگوید: «بهدلیل وجود یک نوترینوی شناسایینشده در واپاشی ذره، اندازهگیری جرم W یکی از چالشبرانگیزترین اندازهگیریهای دقیقی است که در برخورددهندههای هادرون انجام میشود.»
"این نیاز به کالیبراسیون بسیار دقیق انرژی ذرات اندازه گیری شده و مومنتای آنها، و ارزیابی دقیق و کنترل عالی عدم قطعیت های مدل سازی دارد."
شایان ذکر است که در حال حاضر این فقط یک یافته اولیه است. اکنون آزمایشهای بیشتر روی دادههای جدیدتر در حال انجام است. اگر معلوم شود که مدل استاندارد جرم بوزون W را اشتباه گرفته است، به ذرات و نیروهایی که هنوز کشف نشده اند اشاره می شود. در حال حاضر، به نظر می رسد که شهرت این فرضیه بنیادین در امنیت کامل است.
هوکر میگوید: «این نتیجه بهروزرسانیشده از ATLAS یک آزمون سختگیرانه ارائه میدهد و سازگاری درک نظری ما از همکنش های الکترو ضعیف را تأیید میکند».
میتوانید مقالهای را با جزئیات یافتههای جدید در وبسایت سرن بخوانید.
🆔 @phys_Q
W boson measurements are getting more accurate over time. (ATLAS)
اندازه گیری بوزون W با گذشت زمان دقیق تر می شود. ( اتلس)
Reference:
https://www.sciencealert.com/shock-boson-result-upending-physics-was-a-miscalculation-scientists-say
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 آزمایش کرم چاله warmhole مورد سوال قرار گرفت
قسمت پنجم
✦ پارتیکل بیشتر، مسائل بیشتر
بهار گذشته، در حالی که مقاله نیچر در حال گذراندن فرآیند بررسی همتا peer review بود، سو و همکارانش آزمون تله پورت توسط اسکرامبلینگ را بر روی دو کامپیوتر کوانتومی که یکی توسط آیبیام IBM و دیگری توسط کوانتینیوم Quantinuum اداره میشد، انجام دادند. آنها دموی تلهپورت خود را «الهامگرفته از کرمچاله» نامیدند، زیرا میدانستند که مدل کوانتومی آنها از یکی از دستور العملهای اسکرامبلینگ غیر گرانشی استفاده میکند. در آن زمان، آنها در اینکه آزمایش تله پورت گرانشی واقعی یک دهه یا بیشتر طول می کشد، تردید داشتند.
برای درک اینکه چرا انجام تلهپورت گرانشی بسیار دشوار است، باید به خاطر داشت که این رایانههای کوانتومی به معنای واقعی کلمه حاوی ابرهای پارتیکلی که اطلاعات را به دلخواه خود اسکرامبل و آنسکرامبل میکنند ، نیستند - در عوض، آنها حاوی کیوبیت ها هستند، که آبجکت هایی هستند که مانند پارتیکل ها عمل می کنند (کیوبیت ها می توانند از اتم های واقعی literal یا مصنوعی artificial ساخته شوند). وقتی دانشمندان کامپیوتر را برنامه ریزی می کنند، به آن می گویند که طبق معادله انرژی که هامیلتونین نامیده شده، تغییرات کوانتومی در کیوبیت ها ایجاد کند. همیلتونین توضیح می دهد که چگونه کیوبیت ها از لحظه ای به لحظه دیگر تغییر می کنند. در واقع، این معادله به آنها اجازه می دهد تا قوانین فیزیک کوانتومی را برای کیوبیت ها کاستومایز customize کنند. همانطور که کامپیوتر کار می کند، نوعی سیمولیشن simulation از نحوه عملکرد ابرهای واقعی پارتیکلی که توسط قوانین مذکور کنترل می شود، انجام می دهد.
نکته اینجاست: برای نمایش مشخص تله پورت گرانشی، به ابرهای بزرگی از پارتیکل ها نیاز دارید. چقدر بزرگ؟ هرچه بزرگتر بهتر. نظریه پردازان تمام محاسبات را در زمینه ابرهای اساساً بی نهایت بزرگ انجام داده بودند. برای یک آزمایش، محققان همگی موافقند که 100 پارتیکل در هر ابر برای ایمرج emerge رفتار بی چون و چرای indisputable کرمچاله ، کافی ست.
🆔 @phys_Q
Last year’s experiment was run on seven qubits of Google’s Sycamore quantum computing chip.
Peter Kneffel/dpa/Alamy Live News
قسمت پنجم
✦ پارتیکل بیشتر، مسائل بیشتر
بهار گذشته، در حالی که مقاله نیچر در حال گذراندن فرآیند بررسی همتا peer review بود، سو و همکارانش آزمون تله پورت توسط اسکرامبلینگ را بر روی دو کامپیوتر کوانتومی که یکی توسط آیبیام IBM و دیگری توسط کوانتینیوم Quantinuum اداره میشد، انجام دادند. آنها دموی تلهپورت خود را «الهامگرفته از کرمچاله» نامیدند، زیرا میدانستند که مدل کوانتومی آنها از یکی از دستور العملهای اسکرامبلینگ غیر گرانشی استفاده میکند. در آن زمان، آنها در اینکه آزمایش تله پورت گرانشی واقعی یک دهه یا بیشتر طول می کشد، تردید داشتند.
برای درک اینکه چرا انجام تلهپورت گرانشی بسیار دشوار است، باید به خاطر داشت که این رایانههای کوانتومی به معنای واقعی کلمه حاوی ابرهای پارتیکلی که اطلاعات را به دلخواه خود اسکرامبل و آنسکرامبل میکنند ، نیستند - در عوض، آنها حاوی کیوبیت ها هستند، که آبجکت هایی هستند که مانند پارتیکل ها عمل می کنند (کیوبیت ها می توانند از اتم های واقعی literal یا مصنوعی artificial ساخته شوند). وقتی دانشمندان کامپیوتر را برنامه ریزی می کنند، به آن می گویند که طبق معادله انرژی که هامیلتونین نامیده شده، تغییرات کوانتومی در کیوبیت ها ایجاد کند. همیلتونین توضیح می دهد که چگونه کیوبیت ها از لحظه ای به لحظه دیگر تغییر می کنند. در واقع، این معادله به آنها اجازه می دهد تا قوانین فیزیک کوانتومی را برای کیوبیت ها کاستومایز customize کنند. همانطور که کامپیوتر کار می کند، نوعی سیمولیشن simulation از نحوه عملکرد ابرهای واقعی پارتیکلی که توسط قوانین مذکور کنترل می شود، انجام می دهد.
نکته اینجاست: برای نمایش مشخص تله پورت گرانشی، به ابرهای بزرگی از پارتیکل ها نیاز دارید. چقدر بزرگ؟ هرچه بزرگتر بهتر. نظریه پردازان تمام محاسبات را در زمینه ابرهای اساساً بی نهایت بزرگ انجام داده بودند. برای یک آزمایش، محققان همگی موافقند که 100 پارتیکل در هر ابر برای ایمرج emerge رفتار بی چون و چرای indisputable کرمچاله ، کافی ست.
🆔 @phys_Q
Last year’s experiment was run on seven qubits of Google’s Sycamore quantum computing chip.
Peter Kneffel/dpa/Alamy Live News
Telegram
attach 📎
👍2
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِللا - قسمت دوم
✦ از تکه های ریز ریسمان
بذر این همخوانی correspondence در دهه 1970 پاشیده شد، زمانی که محققان در حال بررسی ذرات کوچک ساب اتمیک به نام کوارک بودند. این موجودات مانند عروسک های روسی در داخل پروتون ها لانه می کنند که به نوبه خود اتم هایی را که همه مواد را تشکیل می دهند ایجاد می کنند. در آن زمان، فیزیکدانان ، این شگفتی که هر چقدر هم که دو پروتون را به سختی به هم بکوبید، نمیتوانید کوارکها را آزاد کنید – آنها در داخل پروتونها محبوس میمانند ، را می دانستند.
یکی از افرادی که روی محصور کردن confinement کوارک کار میکرد، الکساندر پولیاکوف، استاد فیزیک جوزف هنری پرینستون بود. به نظر می رسد که کوارک ها توسط ذرات دیگری به نام گلوئون به هم چسبیده اند. برای مدتی، محققان فکر میکردند گلوئونها میتوانند به صورت ریسمانهایی مونتاژ assemble شوند که کوارکها را به یکدیگر گره میزنند. پولیاکوف به پیوندی بین تئوری ذرات و نظریه ریسمان نگاه کرد، اما کار به قول پولیاکوف «موج دست» hand-wavy بود و او نمونههای دقیقی نداشت.
در همین حال، این ایده که ذرات بنیادی در واقع تکه های bit کوچکی از ریسمان مرتعش vibrational string هستند در حال گسترش بود، و در اواسط دهه 1980، "نظریه ریسمان" تصورات بسیاری از فیزیکدانان برجسته را تحت تأثیر قرار داد.
ایده ساده است: همانطور که یک سیم ویولن مرتعش باعث ایجاد نت های مختلف می شود، ارتعاش هر سیم جرم و رفتار یک ذره را پیش بینی می کند. زیبایی ریاضی مقاومت ناپذیر بود و به موجی از اشتیاق برای نظریه ریسمان به راهی برای توضیح نه تنها ذرات بلکه خود یونیورس تبدیل شد.
یکی از همکاران پولیاکوف کلبانوف بود که در سال 1996 دانشیار پرینستون بود و دکترای خود را یک دهه قبل دریافت کرد. در آن سال، کلبانوف به همراه دانشجوی فارغ التحصیل استیون گوبسر و آماندا پیت، دانشیار پژوهشی فوق دکتری، از نظریه ریسمان برای انجام محاسبات درباره گلوئون ها استفاده کردند و سپس یافته های خود را با رویکرد نظریه ریسمان برای درک سیاهچاله مقایسه کردند. آنها از این یافته که هر دو رویکرد پاسخ بسیار مشابهی دارند ، شدیدا سورپرایز شدند. یک سال بعد، کلبانوف نرخ جذب توسط سیاهچاله ها را مطالعه کرد و متوجه شد که کاملا موافق هستند.
آن کار به مثال گلوئون ها و سیاهچاله ها محدود شد. بینش خوان مالداسنا در سال 1997 لازم بود تا قطعات را به یک رابطه کلی تر بکشاند. در آن زمان مالداسینا که دکترای خود را گرفته بود. و یک سال قبل پرینستون، استادیار دانشگاه هاروارد بود. او همخوانی correspondence خاصی از گرانش و نظریه ای که پارتیکل ها را توصیف می کند، آشکار کرد. با دیدن اهمیت حدس مالداسینا، یک تیم در پرینستون متشکل از گوبسر، کلبانوف و پولیاکوف مقاله مرتبطی را دنبال کردند که این ایده را با عبارات دقیقتری فرموله میکرد.
فیزیکدان دیگری که بلافاصله با این ایده مواجه شد، ادوارد ویتن از موسسه مطالعات پیشرفته (IAS) بود، یک مرکز تحقیقاتی مستقل که در حدود یک مایلی از محوطه دانشگاه قرار دارد، مقاله ای نوشت که این ایده را بیشتر فرموله کرد و ترکیب این سه مقاله در اواخر سال 1997 و اوایل سال 1998 دروازه ها را باز کرد.
ویتن، یک رهبر در زمینه نظریه ریسمان که دکترای خود را در پرینستون در سال 1967 دریافت کرده بود، گفت: این یک نوع ارتباط بنیادین جدید بود.
ویتن که یک استاد مدعو با رتبه استادی در فیزیک در پرینستون است، ادامه داد:" بیست سال بعد، ما به طور کامل با آن کنار نیامدهایم."
🆔 @phys_Q
کاترین زندونِللا - قسمت دوم
✦ از تکه های ریز ریسمان
بذر این همخوانی correspondence در دهه 1970 پاشیده شد، زمانی که محققان در حال بررسی ذرات کوچک ساب اتمیک به نام کوارک بودند. این موجودات مانند عروسک های روسی در داخل پروتون ها لانه می کنند که به نوبه خود اتم هایی را که همه مواد را تشکیل می دهند ایجاد می کنند. در آن زمان، فیزیکدانان ، این شگفتی که هر چقدر هم که دو پروتون را به سختی به هم بکوبید، نمیتوانید کوارکها را آزاد کنید – آنها در داخل پروتونها محبوس میمانند ، را می دانستند.
یکی از افرادی که روی محصور کردن confinement کوارک کار میکرد، الکساندر پولیاکوف، استاد فیزیک جوزف هنری پرینستون بود. به نظر می رسد که کوارک ها توسط ذرات دیگری به نام گلوئون به هم چسبیده اند. برای مدتی، محققان فکر میکردند گلوئونها میتوانند به صورت ریسمانهایی مونتاژ assemble شوند که کوارکها را به یکدیگر گره میزنند. پولیاکوف به پیوندی بین تئوری ذرات و نظریه ریسمان نگاه کرد، اما کار به قول پولیاکوف «موج دست» hand-wavy بود و او نمونههای دقیقی نداشت.
در همین حال، این ایده که ذرات بنیادی در واقع تکه های bit کوچکی از ریسمان مرتعش vibrational string هستند در حال گسترش بود، و در اواسط دهه 1980، "نظریه ریسمان" تصورات بسیاری از فیزیکدانان برجسته را تحت تأثیر قرار داد.
ایده ساده است: همانطور که یک سیم ویولن مرتعش باعث ایجاد نت های مختلف می شود، ارتعاش هر سیم جرم و رفتار یک ذره را پیش بینی می کند. زیبایی ریاضی مقاومت ناپذیر بود و به موجی از اشتیاق برای نظریه ریسمان به راهی برای توضیح نه تنها ذرات بلکه خود یونیورس تبدیل شد.
یکی از همکاران پولیاکوف کلبانوف بود که در سال 1996 دانشیار پرینستون بود و دکترای خود را یک دهه قبل دریافت کرد. در آن سال، کلبانوف به همراه دانشجوی فارغ التحصیل استیون گوبسر و آماندا پیت، دانشیار پژوهشی فوق دکتری، از نظریه ریسمان برای انجام محاسبات درباره گلوئون ها استفاده کردند و سپس یافته های خود را با رویکرد نظریه ریسمان برای درک سیاهچاله مقایسه کردند. آنها از این یافته که هر دو رویکرد پاسخ بسیار مشابهی دارند ، شدیدا سورپرایز شدند. یک سال بعد، کلبانوف نرخ جذب توسط سیاهچاله ها را مطالعه کرد و متوجه شد که کاملا موافق هستند.
آن کار به مثال گلوئون ها و سیاهچاله ها محدود شد. بینش خوان مالداسنا در سال 1997 لازم بود تا قطعات را به یک رابطه کلی تر بکشاند. در آن زمان مالداسینا که دکترای خود را گرفته بود. و یک سال قبل پرینستون، استادیار دانشگاه هاروارد بود. او همخوانی correspondence خاصی از گرانش و نظریه ای که پارتیکل ها را توصیف می کند، آشکار کرد. با دیدن اهمیت حدس مالداسینا، یک تیم در پرینستون متشکل از گوبسر، کلبانوف و پولیاکوف مقاله مرتبطی را دنبال کردند که این ایده را با عبارات دقیقتری فرموله میکرد.
فیزیکدان دیگری که بلافاصله با این ایده مواجه شد، ادوارد ویتن از موسسه مطالعات پیشرفته (IAS) بود، یک مرکز تحقیقاتی مستقل که در حدود یک مایلی از محوطه دانشگاه قرار دارد، مقاله ای نوشت که این ایده را بیشتر فرموله کرد و ترکیب این سه مقاله در اواخر سال 1997 و اوایل سال 1998 دروازه ها را باز کرد.
ویتن، یک رهبر در زمینه نظریه ریسمان که دکترای خود را در پرینستون در سال 1967 دریافت کرده بود، گفت: این یک نوع ارتباط بنیادین جدید بود.
ویتن که یک استاد مدعو با رتبه استادی در فیزیک در پرینستون است، ادامه داد:" بیست سال بعد، ما به طور کامل با آن کنار نیامدهایم."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِللا - قسمت سوم
✦ دو روی یک سکه
این رابطه relationship به این معنی ست که گرانش و برهمکنش های پارتیکل های ساباتمیک مانند دو روی یک سکه هستند. در یک طرف یک نسخه توسعه یافته از گرانش است که از نظریه نسبیت عام اینشتین در سال 1915 مشتق شده است. در طرف دیگر نظریه ای است که به طور تقریبی رفتار پارتیکل های ساب اتمیک و برهم کنش آنها را توصیف می کند.
نظریه اخیر شامل فهرست پارتیکل ها و نیروها در "مدل استاندارد" ، فریمورکی برای توضیح ماده و برهمکنش های آن است که از آزمایش های دقیق در آزمایش های متعدد، از جمله در برخورد دهنده بزرگ هادرون، جان سالم به در برده است.
رفتارهای کوانتومی در مدل استاندارد توصیف می شوند. دنیای ما، وقتی به سطح پارتیکل ها می رسیم، یک دنیای کوانتومی است.
نکته قابل توجهی که در مدل استاندارد وجود ندارد گرانش است. با این حال رفتار کوانتومی اساس سه نیروی دیگر است، پس چرا گرانش باید مصون بماند؟
فریمورک جدید گرانش را به بحث وارد می کند. البته دقیقاً گرانشی نیست که ما می شناسیم، بلکه یک نسخه کمی تاب خورده است که شامل یک بعد اضافی است. کیهانی که ما می شناسیم دارای چهار بعد است، سه بعد که یک آبجکت را در فضا تعریف می کنند - مثلاً ارتفاع، عرض و عمق میز انیشتین - به علاوه بعد چهارم زمان. توصیف گرانشی بعد پنجمی را اضافه می کند که باعث می شود فضا-زمان تبدیل به یک یونیورس منحنی شود که شامل کپی هایی از فضای تخت چهاربعدی آشنا است که بر اساس جایی که در بعد پنجم یافت می شوند، تغییر مقیاس داده شده است. این فضازمان منحنی شگفت انگیز به نام ، همکار آلمانی اینشتین ، ستاره شناس ویلم دی سیتر ، فضای آنتی دی سیتر (AdS) نامیده می شود.
پیشرفت در اواخر دهه 1990 این بود که محاسبات ریاضی لبه یا مرز این فضای آنتی دی سیتر را می توان برای مسائل مربوط به رفتارهای کوانتومی پارتیکل های ساب اتمیک که توسط یک رابطه ریاضی به نام نظریه میدان کانفورمال (CFT) توصیف شده است، اعمال کرد. این رابطه پیوندی را که پولیاکوف قبلاً به آن اشاره کرده بود، بین نظریه پارتیکل ها در چهار بعد فضا-زمان و نظریه ریسمان در پنج بعد فراهم می کند. این رابطه اکنون با نامهای متعددی وجود دارد که گرانش را به پارتیکل ها مرتبط میکند، اما بیشتر محققان آن را هم خوانی یا correspondence AdS/CFT (تلفظ A-D-S-C-F-T) مینامند.
🆔 @phys_Q
کاترین زندونِللا - قسمت سوم
✦ دو روی یک سکه
این رابطه relationship به این معنی ست که گرانش و برهمکنش های پارتیکل های ساباتمیک مانند دو روی یک سکه هستند. در یک طرف یک نسخه توسعه یافته از گرانش است که از نظریه نسبیت عام اینشتین در سال 1915 مشتق شده است. در طرف دیگر نظریه ای است که به طور تقریبی رفتار پارتیکل های ساب اتمیک و برهم کنش آنها را توصیف می کند.
نظریه اخیر شامل فهرست پارتیکل ها و نیروها در "مدل استاندارد" ، فریمورکی برای توضیح ماده و برهمکنش های آن است که از آزمایش های دقیق در آزمایش های متعدد، از جمله در برخورد دهنده بزرگ هادرون، جان سالم به در برده است.
رفتارهای کوانتومی در مدل استاندارد توصیف می شوند. دنیای ما، وقتی به سطح پارتیکل ها می رسیم، یک دنیای کوانتومی است.
نکته قابل توجهی که در مدل استاندارد وجود ندارد گرانش است. با این حال رفتار کوانتومی اساس سه نیروی دیگر است، پس چرا گرانش باید مصون بماند؟
فریمورک جدید گرانش را به بحث وارد می کند. البته دقیقاً گرانشی نیست که ما می شناسیم، بلکه یک نسخه کمی تاب خورده است که شامل یک بعد اضافی است. کیهانی که ما می شناسیم دارای چهار بعد است، سه بعد که یک آبجکت را در فضا تعریف می کنند - مثلاً ارتفاع، عرض و عمق میز انیشتین - به علاوه بعد چهارم زمان. توصیف گرانشی بعد پنجمی را اضافه می کند که باعث می شود فضا-زمان تبدیل به یک یونیورس منحنی شود که شامل کپی هایی از فضای تخت چهاربعدی آشنا است که بر اساس جایی که در بعد پنجم یافت می شوند، تغییر مقیاس داده شده است. این فضازمان منحنی شگفت انگیز به نام ، همکار آلمانی اینشتین ، ستاره شناس ویلم دی سیتر ، فضای آنتی دی سیتر (AdS) نامیده می شود.
پیشرفت در اواخر دهه 1990 این بود که محاسبات ریاضی لبه یا مرز این فضای آنتی دی سیتر را می توان برای مسائل مربوط به رفتارهای کوانتومی پارتیکل های ساب اتمیک که توسط یک رابطه ریاضی به نام نظریه میدان کانفورمال (CFT) توصیف شده است، اعمال کرد. این رابطه پیوندی را که پولیاکوف قبلاً به آن اشاره کرده بود، بین نظریه پارتیکل ها در چهار بعد فضا-زمان و نظریه ریسمان در پنج بعد فراهم می کند. این رابطه اکنون با نامهای متعددی وجود دارد که گرانش را به پارتیکل ها مرتبط میکند، اما بیشتر محققان آن را هم خوانی یا correspondence AdS/CFT (تلفظ A-D-S-C-F-T) مینامند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِللا - قسمت چهارم
✦ پرداختن به سوالات بزرگ
این همخوانی correspondence ، به ظاهر کاربردهای عملی بسیاری دارد. برای مثال سیاهچاله ها را در نظر بگیرید. فیزیکدان فقید، استیون هاوکینگ، جامعه فیزیک را با کشف اینکه سیاهچاله ها دارای دمایی هستند که به وجود می آورند سورپرایز کرد زیرا هر پارتیکلی که درون سیاهچاله سقوط می کند دارای یک ذره درهم تنیده است که می تواند به عنوان گرما فرار کند.
تاداشی تاکایاناگی و شینسی ریو که در آن زمان در دانشگاه کالیفرنیا-سانتا باربارا بودند، با استفاده از AdS/CFT، روش جدیدی برای مطالعه کشف کردند.
درهم تنیدگی از نظر هندسی، گسترش بینش هاوکینگ به شیوه ای که کارشناسان آن را کاملاً قابل توجه می دانند، بود.
در مثالی دیگر، محققان از AdS/CFT برای تعیین نظریه آشوبناک chaos استفاده میکنند، که میگوید یک رویداد رندوم و بیاهمیت مانند تکان دادن بالهای پروانه میتواند منجر به تغییرات عظیم در یک سیستم در مقیاس بزرگ مانند یک طوفان در دور دست شود. محاسبات آشوب chaos دشوار است، اما به سیاهچاله ها - که یکی از آشوبناک ترین سیستم های کوانتومی ممکن هستند - می تواند کمک کند. کار استفن شنکر و داگلاس استنفورد در دانشگاه استنفورد، همراه با مالداسینا ، نشان می دهد که چگونه سیاهچاله ها از طریق AdS/CFT می توانند آشوب کوانتومی را مدل کنند.
یکی از سؤالات باز که مالداسینا امیدوار است همخوانی AdS/CFT به آن پاسخ دهد، این سؤال است که در داخل سیاهچاله چگونه است، جایی که یک ناحیه بی نهایت چگال و متراکم به نام تکینگی singularity در آن قرار دارد. مالداسینا که اکنون پروفسور کارل پی فیشنبرگ در IAS است، گفت: اکنون، این رابطه تصویری از سیاهچاله را به ما می دهد که از بیرون دیده می شود.
مالداسینا گفت: "ما امیدواریم که تکینگی درون سیاهچاله را درک کنیم. درک این موضوع احتمالاً به درسهای جالبی برای مهبانگ منجر میشود."
رابطه بین گرانش و ریسمان همچنین در ابتدا با کار پولیاکوف و ویتن، و بعداً توسط کلبانوف و مت استراسلر که در آن زمان در IAS بود، نور جدیدی بر محصور شدگی Confine کوارک ها انداخت.
اینها فقط چند نمونه از نحوه استفاده از این رابطه relationship هستند. گوبسر که امروز استاد فیزیک در پرینستون است، گفت: «این یک ایده فوق العاده موفق است. توجه فرد را بر می انگیزد و شما را درگیر می کند، در فیلد های دیگر تحقیقاتی را درگیر می کند و به شما سرنخی در مورد فیزیک نظری میدهد که بسیار قانعکننده است.»
این رابطه حتی ممکن است ماهیت کوانتومی گرانش را باز کند. ویتن گفت: " این یکی از بهترین سرنخهای ما برای درک گرانش از دیدگاه کوانتومی است. از آنجایی که ما نمی دانیم هنوز چه چیزی کم است، نمی توانم به شما بگویم که در نهایت این تصویر چقدر بزرگ خواهد بود."
با این حال، همخوانی AdS/CFT، اگرچه قدرتمند است، اما بر یک نسخه ساده شده از فضازمان متکی است که دقیقاً شبیه یونیورس واقعی نیست. محققان در حال تلاش برای یافتن راههایی برای کاربرد گستردهتر این نظریه در دنیای روزمره هستند، از جمله تحقیقات گوبسر در مورد مدلسازی برخورد یونهای سنگین و همچنین ابررساناهای با دمای بالا.
همچنین در لیست کارهایی که باید انجام دهید، اویدنسی برای این همخوانی ایجاد کنید که بر اساس اصول فیزیکی بنیادین است. هرمان ورلیند، استاد فیزیک کلاس 1909 پرینستون، رئیس دپارتمان فیزیک و متخصص در نظریه ریسمان، که فضای اداری را با میز اینشتین مشترک است، گفت: " بعید است که اینشتین بدون اثبات راضی شود."
ورلینده گفت: «گاهی اوقات تصور میکنم او هنوز آنجا نشسته است، و نمیدانم که او درباره پیشرفت ما چه فکر میکند.»
این مقاله در ابتدا در مجله تحقیقاتی سالانه دانشگاه Discovery: Research at Princeton منتشر شد.
🆔 @phys_Q
کاترین زندونِللا - قسمت چهارم
✦ پرداختن به سوالات بزرگ
این همخوانی correspondence ، به ظاهر کاربردهای عملی بسیاری دارد. برای مثال سیاهچاله ها را در نظر بگیرید. فیزیکدان فقید، استیون هاوکینگ، جامعه فیزیک را با کشف اینکه سیاهچاله ها دارای دمایی هستند که به وجود می آورند سورپرایز کرد زیرا هر پارتیکلی که درون سیاهچاله سقوط می کند دارای یک ذره درهم تنیده است که می تواند به عنوان گرما فرار کند.
تاداشی تاکایاناگی و شینسی ریو که در آن زمان در دانشگاه کالیفرنیا-سانتا باربارا بودند، با استفاده از AdS/CFT، روش جدیدی برای مطالعه کشف کردند.
درهم تنیدگی از نظر هندسی، گسترش بینش هاوکینگ به شیوه ای که کارشناسان آن را کاملاً قابل توجه می دانند، بود.
در مثالی دیگر، محققان از AdS/CFT برای تعیین نظریه آشوبناک chaos استفاده میکنند، که میگوید یک رویداد رندوم و بیاهمیت مانند تکان دادن بالهای پروانه میتواند منجر به تغییرات عظیم در یک سیستم در مقیاس بزرگ مانند یک طوفان در دور دست شود. محاسبات آشوب chaos دشوار است، اما به سیاهچاله ها - که یکی از آشوبناک ترین سیستم های کوانتومی ممکن هستند - می تواند کمک کند. کار استفن شنکر و داگلاس استنفورد در دانشگاه استنفورد، همراه با مالداسینا ، نشان می دهد که چگونه سیاهچاله ها از طریق AdS/CFT می توانند آشوب کوانتومی را مدل کنند.
یکی از سؤالات باز که مالداسینا امیدوار است همخوانی AdS/CFT به آن پاسخ دهد، این سؤال است که در داخل سیاهچاله چگونه است، جایی که یک ناحیه بی نهایت چگال و متراکم به نام تکینگی singularity در آن قرار دارد. مالداسینا که اکنون پروفسور کارل پی فیشنبرگ در IAS است، گفت: اکنون، این رابطه تصویری از سیاهچاله را به ما می دهد که از بیرون دیده می شود.
مالداسینا گفت: "ما امیدواریم که تکینگی درون سیاهچاله را درک کنیم. درک این موضوع احتمالاً به درسهای جالبی برای مهبانگ منجر میشود."
رابطه بین گرانش و ریسمان همچنین در ابتدا با کار پولیاکوف و ویتن، و بعداً توسط کلبانوف و مت استراسلر که در آن زمان در IAS بود، نور جدیدی بر محصور شدگی Confine کوارک ها انداخت.
اینها فقط چند نمونه از نحوه استفاده از این رابطه relationship هستند. گوبسر که امروز استاد فیزیک در پرینستون است، گفت: «این یک ایده فوق العاده موفق است. توجه فرد را بر می انگیزد و شما را درگیر می کند، در فیلد های دیگر تحقیقاتی را درگیر می کند و به شما سرنخی در مورد فیزیک نظری میدهد که بسیار قانعکننده است.»
این رابطه حتی ممکن است ماهیت کوانتومی گرانش را باز کند. ویتن گفت: " این یکی از بهترین سرنخهای ما برای درک گرانش از دیدگاه کوانتومی است. از آنجایی که ما نمی دانیم هنوز چه چیزی کم است، نمی توانم به شما بگویم که در نهایت این تصویر چقدر بزرگ خواهد بود."
با این حال، همخوانی AdS/CFT، اگرچه قدرتمند است، اما بر یک نسخه ساده شده از فضازمان متکی است که دقیقاً شبیه یونیورس واقعی نیست. محققان در حال تلاش برای یافتن راههایی برای کاربرد گستردهتر این نظریه در دنیای روزمره هستند، از جمله تحقیقات گوبسر در مورد مدلسازی برخورد یونهای سنگین و همچنین ابررساناهای با دمای بالا.
همچنین در لیست کارهایی که باید انجام دهید، اویدنسی برای این همخوانی ایجاد کنید که بر اساس اصول فیزیکی بنیادین است. هرمان ورلیند، استاد فیزیک کلاس 1909 پرینستون، رئیس دپارتمان فیزیک و متخصص در نظریه ریسمان، که فضای اداری را با میز اینشتین مشترک است، گفت: " بعید است که اینشتین بدون اثبات راضی شود."
ورلینده گفت: «گاهی اوقات تصور میکنم او هنوز آنجا نشسته است، و نمیدانم که او درباره پیشرفت ما چه فکر میکند.»
این مقاله در ابتدا در مجله تحقیقاتی سالانه دانشگاه Discovery: Research at Princeton منتشر شد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣It doesn't matter how beautiful your theory is, it doesn't matter how smart you are. If it doesn't agree with experiment, it's wrong. In that simple statement is the key to science.
🔺مهم نیست تئوری شما چقدر زیباست، مهم نیست چقدر باهوش هستید. اگر با آزمایش موافق نباشد، اشتباه است. بیان ساده کلید علم است.
-ریچارد فیلیپس فاینمن
🆔 @phys_Q
🔺مهم نیست تئوری شما چقدر زیباست، مهم نیست چقدر باهوش هستید. اگر با آزمایش موافق نباشد، اشتباه است. بیان ساده کلید علم است.
-ریچارد فیلیپس فاینمن
🆔 @phys_Q
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِللا
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9759
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9764
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9765
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9766
Reference:
https://www.princeton.edu/news/2018/12/17/beyond-einstein-physicists-find-surprising-connections-cosmos
کاترین زندونِللا
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9759
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9764
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9765
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9766
Reference:
https://www.princeton.edu/news/2018/12/17/beyond-einstein-physicists-find-surprising-connections-cosmos
👍5
🟣 همخوانی adS-CFT فرمی از دوگانگی یا دوالیته است. که دو تئوری فیزیکی متمایز را به هم لینک می کند. در یک طرف این دوالیته، فیزیک گرانش در فضا-زمان است که قبل از سفرمان در رئالیتی های پنهان با آن مواجه شدهایم: فضای آنتی دی سیتر (adS).
فضای پنج بعدی آنتی دی سیتر دارای مرزی boundary ست که چهار بعدی است و در یک مرز مشخص مانند فضا-زمان تخت با یک جهت زمانی و سه بعد فضایی spatial بهنظر می رسد.
همخوانی adS-CFT بیان میکند که فیزیک گرانش در فضای پنجبعدی آنتی دی سیتر، معادل یک نظریه N=4 ابر تقارنی یانگ-میلز است که در مرز adS تعریف شده است.
در تئوری هولوگرافیک ما سایه های روی یک دیوار 3+1 بعدی هستیم زیرا که تئوری پارتیکلی روی مرز فضای آنتی دی سیتر با یک بعد اضافه(4+1) عمل می کند.
این تصویر کاملا با تئوری میدان گرانشی اینشتین که فضازمان 3+1 بعدی پیرامون آبجکت های پرجرم در امتداد بعد چهارم فضایی منحنی curve شده سازگار است .
🆔 @phys_Q
فضای پنج بعدی آنتی دی سیتر دارای مرزی boundary ست که چهار بعدی است و در یک مرز مشخص مانند فضا-زمان تخت با یک جهت زمانی و سه بعد فضایی spatial بهنظر می رسد.
همخوانی adS-CFT بیان میکند که فیزیک گرانش در فضای پنجبعدی آنتی دی سیتر، معادل یک نظریه N=4 ابر تقارنی یانگ-میلز است که در مرز adS تعریف شده است.
در تئوری هولوگرافیک ما سایه های روی یک دیوار 3+1 بعدی هستیم زیرا که تئوری پارتیکلی روی مرز فضای آنتی دی سیتر با یک بعد اضافه(4+1) عمل می کند.
این تصویر کاملا با تئوری میدان گرانشی اینشتین که فضازمان 3+1 بعدی پیرامون آبجکت های پرجرم در امتداد بعد چهارم فضایی منحنی curve شده سازگار است .
🆔 @phys_Q
👍4
🟣 "ریاضیات مرا از قید چشمانم رها می سازد. زبان ریاضیات حتی از زبان موسیقی هم فطری تر و جهانی تر است. هر فرمول ریاضی همچون بلور شفاف است و به هیچ یک از حسهای ما هم وابسته نیست. بنابر این نوعی آزمایشگاه ریاضی برای خود ساختم و همان طور که در اتومبیل می نشینیم در داخل آن جای گرفتم، و همراه با یک پرتوی نور به سیر و سیاحت میپردازم."
برگرفته از مصاحبه ویلیام هرمان با انیشتین در کتاب :
Einstein and the Poet: In Search of the Cosmic Man
William Hermanns
تصویر ویلیام هرمان در کنار انیشتین 1943
🆔 @phys_Q
برگرفته از مصاحبه ویلیام هرمان با انیشتین در کتاب :
Einstein and the Poet: In Search of the Cosmic Man
William Hermanns
تصویر ویلیام هرمان در کنار انیشتین 1943
🆔 @phys_Q
❤4👍2
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت نخست
بسیاری از فیزیکدانان بر این باورند که درهم تنیدگی اساس و جوهر شگفتی های کوانتومی است - و برخی دیگر گمان می کنند که امکان دارد اساس هندسه geometry فضا-زمان نیز باشد.
در اوایل سال 2009، مارک فون رامسدونک، که مصمم بود از اولین دوره آموزشی خود حداکثر استفاده را ببرد، تصمیم گرفت به یکی از عمیق ترین رازهای فیزیک بپردازد: رابطه بین مکانیک کوانتومی و گرانش. او پس از یک سال کار و مشورت با همکاران، مقالهای در این زمینه به مجله فیزیک انرژی بالا ارائه کرد.
در آوریل 2010، ژورنال وی ریجکت شد- با گزارش داوری که حاکی از آن بود که فون رامسدونک، فیزیکدان دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور، دیوانه است .
ارسال بعدی او، به نسبیت عام و گرانش ، کمی بهتر بود: گزارش داوری محتاط بود، و سردبیر مجله درخواست بازنویسی کامل آنرا کرد.
اما در آن زمان، فون رامسدونک نسخه کوتاهتری از مقاله را در یک مسابقه مقاله سالانه معتبر که توسط بنیاد تحقیقات گرانش در ولزلی، ماساچوست برگزار میشد، وارد کرده بود. او نه تنها جایزه اول را به دست آورد، بلکه خوشحالی رضایتبخشی را نیز تجربه کرد: امتیاز شامل انتشار تضمینی در مجله نسبیت عام و گرانش بود. این مجله مقاله کوتاهتر را در ژوئن 2010 منتشر کرد.
با این حال، سردبیران دلایل خوبی برای محتاط بودن داشتند. اتحاد Unification موفقیت آمیز مکانیک کوانتومی و گرانش تقریباً یک قرن است که فیزیکدانان را فریب داده است. مکانیک کوانتومی بر دنیای کوچک حکومت میکند - قلمرو عجیبی که در آن یک اتم یا پارتیکل میتواند همزمان در مکانهای مختلف باشد و میتواند همزمان در جهت عقربههای ساعت و خلاف جهت عقربههای ساعت ، اسپین داشته باشد. گرانش بر یونیورس در بزرگ مقیاس حاکم است - از سقوط یک سیب تا حرکت سیارات، ستارگان و کهکشان ها - و توسط نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین که 100 سال پیش اعلام شد، توصیف شده است. این تئوری معتقد است که گرانش هندسی است: پارتیکل ها وقتی از نزدیک یک جسم پرجرم عبور می کنند منحرف می شوند، به گفته اینشتین، نه به این دلیل که نیرویی را احساس می کنند، بلکه به این دلیل که فضا و زمان در اطراف آبجکت منحنی است.
هر دو نظریه [GR&QM]به وفور از طریق آزمایش تأیید شده اند، اما فکت هایی که آنها را توصیف می کنند کاملاً ناسازگار به نظر می رسند. و از دیدگاه ویراستاران، رویکرد فون رامسدونک برای حل این ناسازگاری عجیب بود. او اظهار داشت که تنها چیزی که نیاز است «درهم تنیدگی» است: پدیدهای که بسیاری از فیزیکدانان معتقدند که در نهایت شگفتی های کوانتومی قرار دارد. درهم تنیدگی به اندازهگیری یک پارتیکل امکان میدهد آنی حالت یک پارتیکل پارتنر را مشخص کند، مهم نیست که چقدر دور —حتی در طرف دیگر کهکشان راه شیری ، باشد.
اینشتین از ایده درهم تنیدگی متنفر بود و معروف هست آن را به عنوان "اقدام شبح وار از راه دور" مورد تمسخر قرار داد. اما در نظریه کوانتومی ، ایده مرکزی است. و فون رامسدونک، با تکیه بر کار فیزیکدانان همفکر که به بیش از یک دهه قبل برمیگردد، استدلال میکند - که علیرغم مخالفتهای اینشتین، درهم تنیدگی مبنای هندسه و نتیجتا تئوری هندسی گرانش اینشتین باشد. او میگوید: «فضا-زمان فقط یک تصویر هندسی از نحوه درهمتنیدگی چیزها در سیستم کوانتومی است.»
وی می گوید:
من چیزی را فهمیده بودم که قبلاً هیچ کس آن را درک نکرده بود.
این ایده تا اثبات فاصله زیادی دارد و به سختی یک نظریه کامل گرانش کوانتومی است. اما مطالعات مستقل اغلب به همین نتیجه رسیده اند و علاقه شدید نظریه پردازان اصلی را به خود جلب کرده اند. گروه کوچکی از فیزیکدانان اکنون با استفاده از تمام ابزارهای مدرن توسعه یافته برای محاسبات کوانتومی و نظریه اطلاعات کوانتومی، در حال کار برای تعمیم رابطه هندسه-درهم تنیدگی هستند.
بارتلومیج چک، فیزیکدان دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، میگوید: «برای یک لحظه هم در انقلابی بودن ارتباط تئوری و کوانتومی و گرانش که در ده سال اخیر ظهور کرده، تردید نمیکنم .»
🆔 @phys_Q
سیاهچالههایی مانند آنچه در interstellar (2014) نشان داده شده است، میتوانند توسط کرمچالههایی که می توانند منشأ کوانتومی داشته باشند، به هم کانکت شوند.
رون کاون - قسمت نخست
بسیاری از فیزیکدانان بر این باورند که درهم تنیدگی اساس و جوهر شگفتی های کوانتومی است - و برخی دیگر گمان می کنند که امکان دارد اساس هندسه geometry فضا-زمان نیز باشد.
در اوایل سال 2009، مارک فون رامسدونک، که مصمم بود از اولین دوره آموزشی خود حداکثر استفاده را ببرد، تصمیم گرفت به یکی از عمیق ترین رازهای فیزیک بپردازد: رابطه بین مکانیک کوانتومی و گرانش. او پس از یک سال کار و مشورت با همکاران، مقالهای در این زمینه به مجله فیزیک انرژی بالا ارائه کرد.
در آوریل 2010، ژورنال وی ریجکت شد- با گزارش داوری که حاکی از آن بود که فون رامسدونک، فیزیکدان دانشگاه بریتیش کلمبیا در ونکوور، دیوانه است .
ارسال بعدی او، به نسبیت عام و گرانش ، کمی بهتر بود: گزارش داوری محتاط بود، و سردبیر مجله درخواست بازنویسی کامل آنرا کرد.
اما در آن زمان، فون رامسدونک نسخه کوتاهتری از مقاله را در یک مسابقه مقاله سالانه معتبر که توسط بنیاد تحقیقات گرانش در ولزلی، ماساچوست برگزار میشد، وارد کرده بود. او نه تنها جایزه اول را به دست آورد، بلکه خوشحالی رضایتبخشی را نیز تجربه کرد: امتیاز شامل انتشار تضمینی در مجله نسبیت عام و گرانش بود. این مجله مقاله کوتاهتر را در ژوئن 2010 منتشر کرد.
با این حال، سردبیران دلایل خوبی برای محتاط بودن داشتند. اتحاد Unification موفقیت آمیز مکانیک کوانتومی و گرانش تقریباً یک قرن است که فیزیکدانان را فریب داده است. مکانیک کوانتومی بر دنیای کوچک حکومت میکند - قلمرو عجیبی که در آن یک اتم یا پارتیکل میتواند همزمان در مکانهای مختلف باشد و میتواند همزمان در جهت عقربههای ساعت و خلاف جهت عقربههای ساعت ، اسپین داشته باشد. گرانش بر یونیورس در بزرگ مقیاس حاکم است - از سقوط یک سیب تا حرکت سیارات، ستارگان و کهکشان ها - و توسط نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین که 100 سال پیش اعلام شد، توصیف شده است. این تئوری معتقد است که گرانش هندسی است: پارتیکل ها وقتی از نزدیک یک جسم پرجرم عبور می کنند منحرف می شوند، به گفته اینشتین، نه به این دلیل که نیرویی را احساس می کنند، بلکه به این دلیل که فضا و زمان در اطراف آبجکت منحنی است.
هر دو نظریه [GR&QM]به وفور از طریق آزمایش تأیید شده اند، اما فکت هایی که آنها را توصیف می کنند کاملاً ناسازگار به نظر می رسند. و از دیدگاه ویراستاران، رویکرد فون رامسدونک برای حل این ناسازگاری عجیب بود. او اظهار داشت که تنها چیزی که نیاز است «درهم تنیدگی» است: پدیدهای که بسیاری از فیزیکدانان معتقدند که در نهایت شگفتی های کوانتومی قرار دارد. درهم تنیدگی به اندازهگیری یک پارتیکل امکان میدهد آنی حالت یک پارتیکل پارتنر را مشخص کند، مهم نیست که چقدر دور —حتی در طرف دیگر کهکشان راه شیری ، باشد.
اینشتین از ایده درهم تنیدگی متنفر بود و معروف هست آن را به عنوان "اقدام شبح وار از راه دور" مورد تمسخر قرار داد. اما در نظریه کوانتومی ، ایده مرکزی است. و فون رامسدونک، با تکیه بر کار فیزیکدانان همفکر که به بیش از یک دهه قبل برمیگردد، استدلال میکند - که علیرغم مخالفتهای اینشتین، درهم تنیدگی مبنای هندسه و نتیجتا تئوری هندسی گرانش اینشتین باشد. او میگوید: «فضا-زمان فقط یک تصویر هندسی از نحوه درهمتنیدگی چیزها در سیستم کوانتومی است.»
وی می گوید:
من چیزی را فهمیده بودم که قبلاً هیچ کس آن را درک نکرده بود.
این ایده تا اثبات فاصله زیادی دارد و به سختی یک نظریه کامل گرانش کوانتومی است. اما مطالعات مستقل اغلب به همین نتیجه رسیده اند و علاقه شدید نظریه پردازان اصلی را به خود جلب کرده اند. گروه کوچکی از فیزیکدانان اکنون با استفاده از تمام ابزارهای مدرن توسعه یافته برای محاسبات کوانتومی و نظریه اطلاعات کوانتومی، در حال کار برای تعمیم رابطه هندسه-درهم تنیدگی هستند.
بارتلومیج چک، فیزیکدان دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا، میگوید: «برای یک لحظه هم در انقلابی بودن ارتباط تئوری و کوانتومی و گرانش که در ده سال اخیر ظهور کرده، تردید نمیکنم .»
🆔 @phys_Q
سیاهچالههایی مانند آنچه در interstellar (2014) نشان داده شده است، میتوانند توسط کرمچالههایی که می توانند منشأ کوانتومی داشته باشند، به هم کانکت شوند.
Telegram
attach 📎
👍6❤1👏1
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت دوم
✦ گرانش بدون گرانش
بخش اعظم این کار مبتنی بر کشفی است که در سال 1997 توسط فیزیکدان خوان مالداسنا، که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی است، اعلام شد. تحقیقات مالداسینا او را به بررسی رابطه بین دو مدل یونیورس ظاهرا متفاوت واداشت. یکی کیهانی شبیه کیهان ما. اگرچه نه منبسط expand و نه منقبض contract می شود، اما دارای سه بعد 3D است، پر از پارتیکل های کوانتومی است و از معادلات گرانش اینشتین پیروی می کند. که به عنوان فضای آنتی سیتر (AdS) شناخته می شود، معمولاً به عنوان فضای bulk شناخته می شود. مدل دیگر نیز با پارتیکل های بنیادی پر شده است، اما با یک بعد کمتر است و گرانش را تشخیص نمی دهد. (روی مرز گرانش وجود ندارد و گرانش در فضای AdS آنتی دی سیتر bulk است که یک بعد بیشتر از مرز boundary دارد)
مرزی که معمولاً به عنوان boundary شناخته می شود، غشایی هست که از نظر ریاضی در فاصله بی نهایت از هر نقطه معینی در حجم bulk قرار دارد، اما کاملاً آن را احاطه می کند، دقیقاً مانند سطح دو بعدی یک بالن که حجم سه بعدی هوا را در بر می گیرد. پارتیکل های مرزی از معادلات یک سیستم کوانتومی موسوم به نظریه میدان کانفورمال (CFT) تبعیت می کنند.
مالداسینا کشف کرد که مرز boundary و حجم bulk کاملاً معادل هستند. مانند مدار دوبعدی 2D یک تراشه رایانه ای که تصاویر سه بعدی 3D یک بازی رایانه ای را رمزگذاری می کند، معادلات نسبتاً ساده و بدون گرانشی که بر روی مرز ظاهر شده اند حاوی اطلاعات و فیزیک مشابه اما با معادلات پیچیده تر در حجم bulk هستند.
فون رامسدونک میگوید: "این یک چیز خارق العاده است. ناگهان دوگانگی مالداسینا راهی را به فیزیکدانان نشان داد تا بدون اینکه اصلاً به گرانش بپردازند، گرانش کوانتومی را تجسم کنند: آنها فقط باید به حالت کوانتومی معادل در مرز نگاه میکردند. "
مقاله مالداسینا اکنون یکی از پراستنادترین مقالات در فیزیک است.
در میان علاقه مندان، فون رامسدونک بود، که تعطیلات خود را با تأمل در یکی از سؤالات اصلی حل نشده ناشی از کشف مالداسینا آغاز کرد: دقیقاً چگونه یک میدان کوانتومی روی مرز، گرانش را به صورت عمده تولید می کند؟ قبلاً نکاتی وجود داشت که پاسخ احتمالی آن شامل نوعی رابطه بین هندسه و درهم تنیدگی باشد. اما مشخص نبود که این نکات تا چه حد برجسته هستند: تمام کارهای قبلی روی این ایده به موارد خاص، مانند یونیورس حجمی bulk universe که حاوی یک سیاهچاله بود، پرداخته بود. بنابراین فون رامسدونک تصمیم گرفت موضوع را حل و فصل کند و بررسی کند که آیا این رابطه به طور کلی درست است یا فقط یک چیز عجیب و غریب ریاضی است.
او ابتدا یک یونیورس حجمی خالی empty bulk universe را در نظر گرفت که با یک میدان کوانتومی منفرد single در مرز هم خوانی correspond داشت. این میدان و روابط کوانتومی که بخشهای مختلف آن را به هم تناسب میداد، تنها درهم تنیدگی را در سیستم داشت. اما اکنون، فون رامسدونک از خود پرسید، اگر این درهم تنیدگی مرزی از بین برود، چه اتفاقی برای یونیورس حجمی bulk universe خواهد افتاد؟
او توانست به این سوال با استفاده از ابزارهای ریاضی پاسخ دهد. معادلات آنها به او این امکان را داد که یک کاهش آهسته و روشمند در درهم تنیدگی میدان مرزی را مدل کند، و پاسخ را به صورت عمده تماشا کند، جایی که فضا-زمان را به طور پیوسته در حال کشیده شدن pulling و پاره شدن elongating دید . در نهایت، او دریافت که کاهش درهم تنیدگی به صفر، فضا-زمان را به تکههای از هم گسیخته تبدیل میکند، مانند آدامس که بیش از حد کشیده شده است.
فون رامسدونک متوجه شد که رابطه هندسه و درهم تنیدگی عمومی بود. درهم تنیدگی عنصر ضروری است که فضا-زمان را به یک کلیّت منعطف smooth پیوند می دهد — نه فقط در موارد شگفت انگیز سیاهچالهها، بلکه همیشه.
او به خاطر میآورد: «احساس میکردم درباره یک سؤال بنیادین چیزی فهمیدهام که شاید هیچکس قبلاً آن را نفهمیده بود: « اساس فضا-زمان چیست؟»
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت دوم
✦ گرانش بدون گرانش
بخش اعظم این کار مبتنی بر کشفی است که در سال 1997 توسط فیزیکدان خوان مالداسنا، که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی است، اعلام شد. تحقیقات مالداسینا او را به بررسی رابطه بین دو مدل یونیورس ظاهرا متفاوت واداشت. یکی کیهانی شبیه کیهان ما. اگرچه نه منبسط expand و نه منقبض contract می شود، اما دارای سه بعد 3D است، پر از پارتیکل های کوانتومی است و از معادلات گرانش اینشتین پیروی می کند. که به عنوان فضای آنتی سیتر (AdS) شناخته می شود، معمولاً به عنوان فضای bulk شناخته می شود. مدل دیگر نیز با پارتیکل های بنیادی پر شده است، اما با یک بعد کمتر است و گرانش را تشخیص نمی دهد. (روی مرز گرانش وجود ندارد و گرانش در فضای AdS آنتی دی سیتر bulk است که یک بعد بیشتر از مرز boundary دارد)
مرزی که معمولاً به عنوان boundary شناخته می شود، غشایی هست که از نظر ریاضی در فاصله بی نهایت از هر نقطه معینی در حجم bulk قرار دارد، اما کاملاً آن را احاطه می کند، دقیقاً مانند سطح دو بعدی یک بالن که حجم سه بعدی هوا را در بر می گیرد. پارتیکل های مرزی از معادلات یک سیستم کوانتومی موسوم به نظریه میدان کانفورمال (CFT) تبعیت می کنند.
مالداسینا کشف کرد که مرز boundary و حجم bulk کاملاً معادل هستند. مانند مدار دوبعدی 2D یک تراشه رایانه ای که تصاویر سه بعدی 3D یک بازی رایانه ای را رمزگذاری می کند، معادلات نسبتاً ساده و بدون گرانشی که بر روی مرز ظاهر شده اند حاوی اطلاعات و فیزیک مشابه اما با معادلات پیچیده تر در حجم bulk هستند.
فون رامسدونک میگوید: "این یک چیز خارق العاده است. ناگهان دوگانگی مالداسینا راهی را به فیزیکدانان نشان داد تا بدون اینکه اصلاً به گرانش بپردازند، گرانش کوانتومی را تجسم کنند: آنها فقط باید به حالت کوانتومی معادل در مرز نگاه میکردند. "
مقاله مالداسینا اکنون یکی از پراستنادترین مقالات در فیزیک است.
در میان علاقه مندان، فون رامسدونک بود، که تعطیلات خود را با تأمل در یکی از سؤالات اصلی حل نشده ناشی از کشف مالداسینا آغاز کرد: دقیقاً چگونه یک میدان کوانتومی روی مرز، گرانش را به صورت عمده تولید می کند؟ قبلاً نکاتی وجود داشت که پاسخ احتمالی آن شامل نوعی رابطه بین هندسه و درهم تنیدگی باشد. اما مشخص نبود که این نکات تا چه حد برجسته هستند: تمام کارهای قبلی روی این ایده به موارد خاص، مانند یونیورس حجمی bulk universe که حاوی یک سیاهچاله بود، پرداخته بود. بنابراین فون رامسدونک تصمیم گرفت موضوع را حل و فصل کند و بررسی کند که آیا این رابطه به طور کلی درست است یا فقط یک چیز عجیب و غریب ریاضی است.
او ابتدا یک یونیورس حجمی خالی empty bulk universe را در نظر گرفت که با یک میدان کوانتومی منفرد single در مرز هم خوانی correspond داشت. این میدان و روابط کوانتومی که بخشهای مختلف آن را به هم تناسب میداد، تنها درهم تنیدگی را در سیستم داشت. اما اکنون، فون رامسدونک از خود پرسید، اگر این درهم تنیدگی مرزی از بین برود، چه اتفاقی برای یونیورس حجمی bulk universe خواهد افتاد؟
او توانست به این سوال با استفاده از ابزارهای ریاضی پاسخ دهد. معادلات آنها به او این امکان را داد که یک کاهش آهسته و روشمند در درهم تنیدگی میدان مرزی را مدل کند، و پاسخ را به صورت عمده تماشا کند، جایی که فضا-زمان را به طور پیوسته در حال کشیده شدن pulling و پاره شدن elongating دید . در نهایت، او دریافت که کاهش درهم تنیدگی به صفر، فضا-زمان را به تکههای از هم گسیخته تبدیل میکند، مانند آدامس که بیش از حد کشیده شده است.
فون رامسدونک متوجه شد که رابطه هندسه و درهم تنیدگی عمومی بود. درهم تنیدگی عنصر ضروری است که فضا-زمان را به یک کلیّت منعطف smooth پیوند می دهد — نه فقط در موارد شگفت انگیز سیاهچالهها، بلکه همیشه.
او به خاطر میآورد: «احساس میکردم درباره یک سؤال بنیادین چیزی فهمیدهام که شاید هیچکس قبلاً آن را نفهمیده بود: « اساس فضا-زمان چیست؟»
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - نیچر
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9773
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9774
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9776
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9778
قسمت پنجم و پایان
https://t.me/phys_Q/9779
Source:
http://www.nature.com/news/the-quantum-source-of-space-time-1.18797
رون کاون - نیچر
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9773
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9774
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9776
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9778
قسمت پنجم و پایان
https://t.me/phys_Q/9779
Source:
http://www.nature.com/news/the-quantum-source-of-space-time-1.18797
👍4
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت سوم
✦ درهم تنیدگی و اینشتین
درهم تنیدگی کوانتومی بهعنوان ملات هندسی - اساس مقاله رد شده و مقاله برنده ون رامسدونک بود، و ایدهای که به طور فزایندهای در بین فیزیکدانان همه گیر شد ، اما هیچ کس هنوز یک اثبات قانع کننده پیدا نکرده است، بنابراین این ایده هنوز در حد یک حدس منطقی قرار می گیرد. اما بسیاری از خطوط مستقل استدلال از آن حمایت می کنند.
به عنوان مثال، در سال 2013، مالداسینا و لئونارد ساسکیند از استنفورد حدس مرتبطی را منتشر کردند که به افتخار دو مقاله برجسته از سال 1935، ER = EPR نامگذاری کردند. ER، توسط اینشتین و فیزیکدان آمریکایی-اسرائیلی، ناتان روزن، معرفی شده است. کرم چاله: تونلی در فضا-زمان که دو سیاهچاله را به هم متصل می کند. (غیر از فیلم های علمی-تخیلی، هیچ پارتیکل واقعی نمی تواند از میان چنین کرم چاله ای عبور کند: برای این کار باید سریعتر از نور حرکت کرد که غیرممکن است.) EPR، توسط انیشتین، روزن و فیزیکدان آمریکایی بوریس پودولسکی، اولین مقاله ای بود که به وضوح چیزی که اکنون درهم تنیدگی نامیده می شود را بیان کرد.
حدس مالداسینا و ساسکیند این بود که این دو مفهوم بیش از یک تاریخ انتشار مشترک به هم مرتبط هستند. به گفته فیزیکدانان، اگر هر دو پارتیکل با درهم تنیدگی به هم کانکت شوند، به طور موثری توسط یک کرم چاله به هم می پیوندند. و بالعکس: ارتباطی که فیزیکدانان آن را کرم چاله می نامند، معادل درهم تنیدگی است. آنها روش های مختلفی برای توصیف یک رئالیتی زیربنایی هستند.
هیچ کس ایده روشنی از چیستی این رئالیتی زیربنایی ندارد. اما فیزیکدانانی که متقاعد می شوند که این رئالیتی زیربنایی باید وجود داشته باشد ، رو به افزایش است . مالداسینا، ساسکیند و دیگران فرضیه ER = EPR را آزمایش کردهاند تا ببینند آیا این فرضیه از لحاظ ریاضی با هر چیز دیگری که درباره درهم تنیدگی و کرمچالهها شناخته شدهاست همخوانی دارد؟ - و تاکنون، پاسخ مثبت است.
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت سوم
✦ درهم تنیدگی و اینشتین
درهم تنیدگی کوانتومی بهعنوان ملات هندسی - اساس مقاله رد شده و مقاله برنده ون رامسدونک بود، و ایدهای که به طور فزایندهای در بین فیزیکدانان همه گیر شد ، اما هیچ کس هنوز یک اثبات قانع کننده پیدا نکرده است، بنابراین این ایده هنوز در حد یک حدس منطقی قرار می گیرد. اما بسیاری از خطوط مستقل استدلال از آن حمایت می کنند.
به عنوان مثال، در سال 2013، مالداسینا و لئونارد ساسکیند از استنفورد حدس مرتبطی را منتشر کردند که به افتخار دو مقاله برجسته از سال 1935، ER = EPR نامگذاری کردند. ER، توسط اینشتین و فیزیکدان آمریکایی-اسرائیلی، ناتان روزن، معرفی شده است. کرم چاله: تونلی در فضا-زمان که دو سیاهچاله را به هم متصل می کند. (غیر از فیلم های علمی-تخیلی، هیچ پارتیکل واقعی نمی تواند از میان چنین کرم چاله ای عبور کند: برای این کار باید سریعتر از نور حرکت کرد که غیرممکن است.) EPR، توسط انیشتین، روزن و فیزیکدان آمریکایی بوریس پودولسکی، اولین مقاله ای بود که به وضوح چیزی که اکنون درهم تنیدگی نامیده می شود را بیان کرد.
حدس مالداسینا و ساسکیند این بود که این دو مفهوم بیش از یک تاریخ انتشار مشترک به هم مرتبط هستند. به گفته فیزیکدانان، اگر هر دو پارتیکل با درهم تنیدگی به هم کانکت شوند، به طور موثری توسط یک کرم چاله به هم می پیوندند. و بالعکس: ارتباطی که فیزیکدانان آن را کرم چاله می نامند، معادل درهم تنیدگی است. آنها روش های مختلفی برای توصیف یک رئالیتی زیربنایی هستند.
هیچ کس ایده روشنی از چیستی این رئالیتی زیربنایی ندارد. اما فیزیکدانانی که متقاعد می شوند که این رئالیتی زیربنایی باید وجود داشته باشد ، رو به افزایش است . مالداسینا، ساسکیند و دیگران فرضیه ER = EPR را آزمایش کردهاند تا ببینند آیا این فرضیه از لحاظ ریاضی با هر چیز دیگری که درباره درهم تنیدگی و کرمچالهها شناخته شدهاست همخوانی دارد؟ - و تاکنون، پاسخ مثبت است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤1
🟣 این خلاصه رویداد های درون ایران است . انقلاب مراحل خود را تکامل می بخشد و تحول اجتماعی ریشه دار تر از دیروز ، آینده را نوید می دهد .
شورش علیه دین نیست و علیه مرگ و رکود و سکوت و سکون است . شکل نوین زندگی حتی در شهرستان ها و روستاها در جریان است .
حکومت دینی در این سامان به پایان می رسد و گام نهایی پیش رو کوبیدن میخ آخر است.
🆔 @phys_Q
شورش علیه دین نیست و علیه مرگ و رکود و سکوت و سکون است . شکل نوین زندگی حتی در شهرستان ها و روستاها در جریان است .
حکومت دینی در این سامان به پایان می رسد و گام نهایی پیش رو کوبیدن میخ آخر است.
🆔 @phys_Q
👍16❤1
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت چهارم
✦ کانکشن های پنهان
خطوط دیگر حمایت از رابطه هندسه-درهم تنیدگی از فیزیک ماده چگال و نظریه اطلاعات کوانتومی آمده است: میدان هایی که درهم تنیدگی نقش اصلی را در آنها بازی می کند. این به محققان این رشتهها اجازه میدهد تا با مجموعهای از مفاهیم جدید و ابزارهای ریاضی به گرانش کوانتومی شبیخون بزنند .
برای مثال، شبکههای تانسور تکنیکی هستند که توسط فیزیکدانان ماده چگال برای ردیابی حالات کوانتومی تعداد زیادی پارتیکل های ساباتمیک توسعه یافته اند. برایان سوینگل در سال 2007، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج بود، از آنها در این راه استفاده می کرد و نحوه برهمکنش گروه های الکترون در یک ماده جامد را محاسبه می کرد. او دریافت که مفیدترین شبکه برای این منظور با پیوند دادن جفت الکترونهای مجاور، که به احتمال زیاد با یکدیگر برهمکنش دارند، شروع می شود ، سپس گروههای بزرگتر و بزرگتر را در الگویی که به سلسله مراتب یک درخت خانوادگی شباهت داشت، لینک کرد. اما پس از آن، در طی یک دوره در تئوری میدان کوانتومی، سوینگل در مورد تناظر حجم bulk-مرز boundary مالداسینا یاد گرفت و متوجه یک الگوی جالب شد: نقشه برداری بین حجم و مرز دقیقاً همان شبکه درخت مانند را نشان داد.
سوئینگل اندیشید که آیا این شباهت resemblance بیش از یک تصادف احتمالی ست؟ و در سال 2012، او 8 محاسبه را منتشر کرد که نشان میداد : وی به طور مستقل تقریباً به همان نتیجهای رسیده بود که فون رامسدونک داشت، در نتیجه یک حمایت قوی از ایده هندسه-درهمتنیدگی اضافه کرد. سوئینگل که اکنون در استنفورد است به این نتیجه رسیده که شبکه های تانسور به ابزاری پرکاربرد برای کشف همخوانی هندسه-درهم تنیدگی تبدیل شده اند، می گوید: "می توانید تصور کنید که فضا از درهم تنیدگی به این روش بسیار دقیق با استفاده از تانسورها ساخته شده است."
یکی دیگر از نمونههای برجسته آمیزش متقابل cross - fertilization، نظریه کدهای تصحیح خطای کوانتومی ست که فیزیکدانان برای کمک به ساخت رایانههای کوانتومی اختراع کردند. این ماشینها اطلاعات را نه در بیتها، بلکه در «کیوبیتها» رمزگذاری میکنند: حالتهای کوانتومی، مانند اسپین بالا یا پایین یک الکترون، که میتوانند مقادیر 1 و 0 را همزمان به خود بگیرند. در اصل، زمانی که کیوبیتها به روش صحیح با هم برهمکنش میکنند و در هم تنیده می شوند، چنین دستگاهی میتواند محاسباتی را انجام دهد که یک کامپیوتر معمولی نمیتواند در طول عمر یونیورس انجام دهد. اما در عمل، این فرآیند میتواند فوقالعاده شکننده باشد: کوچکترین اختلال disturbance از سوی دنیای بیرون، درهم تنیدگی ظریف کیوبیتها را مختل میکند و هرگونه امکان محاسبات کوانتومی را از بین میبرد.
این نیاز به کدهای الهامبخش تصحیح خطای کوانتومی، استراتژیهای عددی که همبستگیهای correlation خراب شده بین کیوبیتها را ترمیم کرده و محاسبات را قویتر میکند. یکی از ویژگی های این کدها این است که آنها همیشه "غیر محلی non local" هستند: اطلاعات مورد نیاز برای بازیابی هر کیوبیت معین باید در منطقه وسیعی از فضا پخش شود. در غیر این صورت، آسیب در یک نقطه می تواند امید به بهبود را از بین ببرد. و این غیر محل یا ناموضع بودن non-locality به نوبه خود دلیل جذابیتی است که بسیاری از نظریه پردازان اطلاعات کوانتومی برای اولین بار با همخوانی مرزی-حجمی bulk -bounary مالداسینا مواجه می شوند: که نوعی بسیار مشابه ناموضعیت non-locality را نشان می دهد. اطلاعاتی که مربوط به یک منطقه کوچک از حجمbulk است در منطقه وسیعی از مرز پخش می شود.
اسکات آرونسون، دانشمند کامپیوتر در MIT، میگوید: «هرکسی میتواند به AdS–CFT نگاه کند و بگوید که بهطور مبهم مشابه کد تصحیحکننده خطای کوانتومی است». اما در کاری که در 9 ژوئن منتشر شد، فیزیکدانان به رهبری دانیل هارلو در دانشگاه هاروارد در کمبریج و جان پرسکیل از موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنا برای چیز قویتری استدلال میکنند: اینکه دوگانگی مالداسینا خود یک کد تصحیح کننده خطای کوانتومی است. آنها نشان دادهاند که این از نظر ریاضی در یک مدل ساده درست است و اکنون در تلاش هستند نشان دهند که این ادعا به طور کلیتر صادق است.
هارلو میگوید: " افراد برای سالها میگویند که درهم تنیدگی به نوعی برای ایمرج حجمbulk مهم است. اما برای اولین بار، من فکر می کنم که ما نگاهی جدی و اجمالی به چگونگی و چرایی آن داریم؟"
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت چهارم
✦ کانکشن های پنهان
خطوط دیگر حمایت از رابطه هندسه-درهم تنیدگی از فیزیک ماده چگال و نظریه اطلاعات کوانتومی آمده است: میدان هایی که درهم تنیدگی نقش اصلی را در آنها بازی می کند. این به محققان این رشتهها اجازه میدهد تا با مجموعهای از مفاهیم جدید و ابزارهای ریاضی به گرانش کوانتومی شبیخون بزنند .
برای مثال، شبکههای تانسور تکنیکی هستند که توسط فیزیکدانان ماده چگال برای ردیابی حالات کوانتومی تعداد زیادی پارتیکل های ساباتمیک توسعه یافته اند. برایان سوینگل در سال 2007، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج بود، از آنها در این راه استفاده می کرد و نحوه برهمکنش گروه های الکترون در یک ماده جامد را محاسبه می کرد. او دریافت که مفیدترین شبکه برای این منظور با پیوند دادن جفت الکترونهای مجاور، که به احتمال زیاد با یکدیگر برهمکنش دارند، شروع می شود ، سپس گروههای بزرگتر و بزرگتر را در الگویی که به سلسله مراتب یک درخت خانوادگی شباهت داشت، لینک کرد. اما پس از آن، در طی یک دوره در تئوری میدان کوانتومی، سوینگل در مورد تناظر حجم bulk-مرز boundary مالداسینا یاد گرفت و متوجه یک الگوی جالب شد: نقشه برداری بین حجم و مرز دقیقاً همان شبکه درخت مانند را نشان داد.
سوئینگل اندیشید که آیا این شباهت resemblance بیش از یک تصادف احتمالی ست؟ و در سال 2012، او 8 محاسبه را منتشر کرد که نشان میداد : وی به طور مستقل تقریباً به همان نتیجهای رسیده بود که فون رامسدونک داشت، در نتیجه یک حمایت قوی از ایده هندسه-درهمتنیدگی اضافه کرد. سوئینگل که اکنون در استنفورد است به این نتیجه رسیده که شبکه های تانسور به ابزاری پرکاربرد برای کشف همخوانی هندسه-درهم تنیدگی تبدیل شده اند، می گوید: "می توانید تصور کنید که فضا از درهم تنیدگی به این روش بسیار دقیق با استفاده از تانسورها ساخته شده است."
یکی دیگر از نمونههای برجسته آمیزش متقابل cross - fertilization، نظریه کدهای تصحیح خطای کوانتومی ست که فیزیکدانان برای کمک به ساخت رایانههای کوانتومی اختراع کردند. این ماشینها اطلاعات را نه در بیتها، بلکه در «کیوبیتها» رمزگذاری میکنند: حالتهای کوانتومی، مانند اسپین بالا یا پایین یک الکترون، که میتوانند مقادیر 1 و 0 را همزمان به خود بگیرند. در اصل، زمانی که کیوبیتها به روش صحیح با هم برهمکنش میکنند و در هم تنیده می شوند، چنین دستگاهی میتواند محاسباتی را انجام دهد که یک کامپیوتر معمولی نمیتواند در طول عمر یونیورس انجام دهد. اما در عمل، این فرآیند میتواند فوقالعاده شکننده باشد: کوچکترین اختلال disturbance از سوی دنیای بیرون، درهم تنیدگی ظریف کیوبیتها را مختل میکند و هرگونه امکان محاسبات کوانتومی را از بین میبرد.
این نیاز به کدهای الهامبخش تصحیح خطای کوانتومی، استراتژیهای عددی که همبستگیهای correlation خراب شده بین کیوبیتها را ترمیم کرده و محاسبات را قویتر میکند. یکی از ویژگی های این کدها این است که آنها همیشه "غیر محلی non local" هستند: اطلاعات مورد نیاز برای بازیابی هر کیوبیت معین باید در منطقه وسیعی از فضا پخش شود. در غیر این صورت، آسیب در یک نقطه می تواند امید به بهبود را از بین ببرد. و این غیر محل یا ناموضع بودن non-locality به نوبه خود دلیل جذابیتی است که بسیاری از نظریه پردازان اطلاعات کوانتومی برای اولین بار با همخوانی مرزی-حجمی bulk -bounary مالداسینا مواجه می شوند: که نوعی بسیار مشابه ناموضعیت non-locality را نشان می دهد. اطلاعاتی که مربوط به یک منطقه کوچک از حجمbulk است در منطقه وسیعی از مرز پخش می شود.
اسکات آرونسون، دانشمند کامپیوتر در MIT، میگوید: «هرکسی میتواند به AdS–CFT نگاه کند و بگوید که بهطور مبهم مشابه کد تصحیحکننده خطای کوانتومی است». اما در کاری که در 9 ژوئن منتشر شد، فیزیکدانان به رهبری دانیل هارلو در دانشگاه هاروارد در کمبریج و جان پرسکیل از موسسه فناوری کالیفرنیا در پاسادنا برای چیز قویتری استدلال میکنند: اینکه دوگانگی مالداسینا خود یک کد تصحیح کننده خطای کوانتومی است. آنها نشان دادهاند که این از نظر ریاضی در یک مدل ساده درست است و اکنون در تلاش هستند نشان دهند که این ادعا به طور کلیتر صادق است.
هارلو میگوید: " افراد برای سالها میگویند که درهم تنیدگی به نوعی برای ایمرج حجمbulk مهم است. اما برای اولین بار، من فکر می کنم که ما نگاهی جدی و اجمالی به چگونگی و چرایی آن داریم؟"
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 منشاء کوانتومی فضا-زمان
رون کاون - قسمت پنجم
✦ فراتر از درهم تنیدگی
به نظر می رسد که این چشم انداز برای بنیاد سیمونز، یک سازمان بشردوستانه در شهر نیویورک که در ماه آگوست اعلام کرد که 2.5 میلیون دلار در سال برای حداقل 4 سال برای کمک به محققان برای پیشبرد ارتباط اطلاعات گرانشی-کوانتومی ارائه می کند، جذاب بوده است . پاتریک هیدن، فیزیکدان استنفورد که این برنامه را هدایت می کند، می گوید: " تئوری اطلاعات راهی قدرتمند برای استخوان بندی تفکر ما در مورد فیزیک بنیادی ارائه می دهد. وی می افزاید که حمایت مالی بنیاد Simons از 16 محقق اصلی در 14 موسسه در سراسر جهان، همراه با دانشجویان، پست دکترا و مجموعه ای از کارگاه ها و مدارس حمایت می کند. در نهایت، هدف مرکزی ایجاد یک دیکشنری جامع برای ترجمه مفاهیم هندسی به زبان کوانتومی و بالعکس است. امیدواریم این به فیزیکدانان کمک کند تا راه خود را به سمت نظریه کامل گرانش کوانتومی بیابند."
با این حال، محققان با چندین چالش روبرو هستند. یکی این است که همخوانی حجم bulk -مرز boundary در یونیورس ما، که نه ایستا static است و نه مرز دار bounded ، اعمال نمی شود. در حال انبساط expand و ظاهراً بی انتها infinite است. اکثر محققان در این زمینه فکر می کنند که محاسبات با استفاده از همخوانی correspondence مالداسینا چیزی را در مورد یونیورس واقعی به آنها می گوید، اما هنوز توافق کمی در مورد نحوه دقیق ترجمه نتایج از یک رژیم به رژیم دیگر وجود دارد.
چالش دیگر این است که تعریف استاندارد درهم تنیدگی فقط به پارتیکل ها در یک لحظه معین اشاره دارد. یک نظریه کامل گرانش کوانتومی باید زمان را به این تصویر اضافه کند. ساسکیند می گوید: "درهم تنیدگی قطعه بزرگی از داستان است، اما تمام داستان نیست."
او فکر می کند فیزیکدانان ممکن است مجبور شوند مفهوم دیگری از نظریه اطلاعات کوانتومی را بپذیرند: پیچیدگی محاسباتی computational complexity، تعداد مراحل منطقی یا عملیات لازم برای ساختن حالت کوانتومی یک سیستم. یک سیستم با پیچیدگی کم مشابه یک کامپیوتر کوانتومی با تقریبا کل کیوبیتها روی صفر تنظیم شده : تعریف و ساخت آن آسان است. و پیچیدگی بالا قابل قیاس با مجموعه ای از کیوبیت ها ست که عددی را رمزگذاری می کند که محاسبه آن طول می کشد.
سفر ساسکیند به سمت پیچیدگی محاسباتی حدود یک دهه پیش آغاز شد، زمانی که او متوجه شد که حل معادلات نسبیت عام اینشتین به کرمچالهای در فضای AdS اجازه میدهد تا با گذشت زمان طولانیتر longer و طولانیتر شود. او شگفت زده شد که روی مرز با چه چیزی همخوانی دارد؟ چه چیزی در آنجا تغییر می کرد؟ ساسکیند میدانست که نمیتواند درهم تنیدگی باشد، زیرا همبستگیهایی که بین پارتیکل های مختلف روی مرز ایجاد میکنند در کمتر از یک ثانیه به ماکسیمم خود میرسند. با این حال، او و داگلاس استنفورد که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته هستند، در مقاله ای در سال گذشته، نشان دادند که با گذشت زمان، وضعیت کوانتومی روی مرز دقیقاً به همان شکلی که از پیچیدگی محاسباتی انتظار می رود تغییر می کند.
ساسکیند میگوید: «بهنظر میرسد که رشد فضای داخلی سیاهچاله دقیقاً رشد پیچیدگی محاسباتی است». او میگوید اگر درهمتنیدگی کوانتومی تکههایی از فضا را به هم ببافد knite، پیچیدگی محاسباتی باعث رشد فضا می شود - و در نتیجه المنت خجالتی زمان را به ارمغان بیاورد. یکی از پیامدهای بالقوه، که او تازه شروع به کشف آن کرده است، می تواند لینکی بین رشد پیچیدگی محاسباتی و انبساط کیهان باشد. مورد دیگر این است که چون درون سیاهچالهها همان مناطقی هستند که تصور میشود گرانش کوانتومی در آن غالب است، پیچیدگی محاسباتی احتمالا نقش کلیدی در یک نظریه کامل گرانش کوانتومی داشته باشد.
علیرغم چالشهای باقیمانده، این حس در میان دست اندرکاران این رشته وجود دارد که آنها شروع به نگاه کردن به چیزی واقعی و بسیار مهم کردهاند. سوینگل می گوید: " من قبلاً نمی دانستم از چه فضا ساخته شده است. معلوم نبود که این سوال حتی معنا و مفهومی داشته باشد." اما اکنون به گفته وی : به طور فزاینده ای آشکار می شود که این سؤال منطقی است. سوینگل می گوید: "و پاسخ چیزی است که ما خواهیم دانست و این پاسخ از درهم تنیدگی ساخته شده است."
در مورد فون رامسدونک، او از سال 2009 حدود 20 مقاله در مورد درهم تنیدگی کوانتومی نوشته است. او می گوید که همه آنها برای انتشار پذیرفته شده اند.
🆔 @phys_Q
رون کاون - قسمت پنجم
✦ فراتر از درهم تنیدگی
به نظر می رسد که این چشم انداز برای بنیاد سیمونز، یک سازمان بشردوستانه در شهر نیویورک که در ماه آگوست اعلام کرد که 2.5 میلیون دلار در سال برای حداقل 4 سال برای کمک به محققان برای پیشبرد ارتباط اطلاعات گرانشی-کوانتومی ارائه می کند، جذاب بوده است . پاتریک هیدن، فیزیکدان استنفورد که این برنامه را هدایت می کند، می گوید: " تئوری اطلاعات راهی قدرتمند برای استخوان بندی تفکر ما در مورد فیزیک بنیادی ارائه می دهد. وی می افزاید که حمایت مالی بنیاد Simons از 16 محقق اصلی در 14 موسسه در سراسر جهان، همراه با دانشجویان، پست دکترا و مجموعه ای از کارگاه ها و مدارس حمایت می کند. در نهایت، هدف مرکزی ایجاد یک دیکشنری جامع برای ترجمه مفاهیم هندسی به زبان کوانتومی و بالعکس است. امیدواریم این به فیزیکدانان کمک کند تا راه خود را به سمت نظریه کامل گرانش کوانتومی بیابند."
با این حال، محققان با چندین چالش روبرو هستند. یکی این است که همخوانی حجم bulk -مرز boundary در یونیورس ما، که نه ایستا static است و نه مرز دار bounded ، اعمال نمی شود. در حال انبساط expand و ظاهراً بی انتها infinite است. اکثر محققان در این زمینه فکر می کنند که محاسبات با استفاده از همخوانی correspondence مالداسینا چیزی را در مورد یونیورس واقعی به آنها می گوید، اما هنوز توافق کمی در مورد نحوه دقیق ترجمه نتایج از یک رژیم به رژیم دیگر وجود دارد.
چالش دیگر این است که تعریف استاندارد درهم تنیدگی فقط به پارتیکل ها در یک لحظه معین اشاره دارد. یک نظریه کامل گرانش کوانتومی باید زمان را به این تصویر اضافه کند. ساسکیند می گوید: "درهم تنیدگی قطعه بزرگی از داستان است، اما تمام داستان نیست."
او فکر می کند فیزیکدانان ممکن است مجبور شوند مفهوم دیگری از نظریه اطلاعات کوانتومی را بپذیرند: پیچیدگی محاسباتی computational complexity، تعداد مراحل منطقی یا عملیات لازم برای ساختن حالت کوانتومی یک سیستم. یک سیستم با پیچیدگی کم مشابه یک کامپیوتر کوانتومی با تقریبا کل کیوبیتها روی صفر تنظیم شده : تعریف و ساخت آن آسان است. و پیچیدگی بالا قابل قیاس با مجموعه ای از کیوبیت ها ست که عددی را رمزگذاری می کند که محاسبه آن طول می کشد.
سفر ساسکیند به سمت پیچیدگی محاسباتی حدود یک دهه پیش آغاز شد، زمانی که او متوجه شد که حل معادلات نسبیت عام اینشتین به کرمچالهای در فضای AdS اجازه میدهد تا با گذشت زمان طولانیتر longer و طولانیتر شود. او شگفت زده شد که روی مرز با چه چیزی همخوانی دارد؟ چه چیزی در آنجا تغییر می کرد؟ ساسکیند میدانست که نمیتواند درهم تنیدگی باشد، زیرا همبستگیهایی که بین پارتیکل های مختلف روی مرز ایجاد میکنند در کمتر از یک ثانیه به ماکسیمم خود میرسند. با این حال، او و داگلاس استنفورد که اکنون در موسسه مطالعات پیشرفته هستند، در مقاله ای در سال گذشته، نشان دادند که با گذشت زمان، وضعیت کوانتومی روی مرز دقیقاً به همان شکلی که از پیچیدگی محاسباتی انتظار می رود تغییر می کند.
ساسکیند میگوید: «بهنظر میرسد که رشد فضای داخلی سیاهچاله دقیقاً رشد پیچیدگی محاسباتی است». او میگوید اگر درهمتنیدگی کوانتومی تکههایی از فضا را به هم ببافد knite، پیچیدگی محاسباتی باعث رشد فضا می شود - و در نتیجه المنت خجالتی زمان را به ارمغان بیاورد. یکی از پیامدهای بالقوه، که او تازه شروع به کشف آن کرده است، می تواند لینکی بین رشد پیچیدگی محاسباتی و انبساط کیهان باشد. مورد دیگر این است که چون درون سیاهچالهها همان مناطقی هستند که تصور میشود گرانش کوانتومی در آن غالب است، پیچیدگی محاسباتی احتمالا نقش کلیدی در یک نظریه کامل گرانش کوانتومی داشته باشد.
علیرغم چالشهای باقیمانده، این حس در میان دست اندرکاران این رشته وجود دارد که آنها شروع به نگاه کردن به چیزی واقعی و بسیار مهم کردهاند. سوینگل می گوید: " من قبلاً نمی دانستم از چه فضا ساخته شده است. معلوم نبود که این سوال حتی معنا و مفهومی داشته باشد." اما اکنون به گفته وی : به طور فزاینده ای آشکار می شود که این سؤال منطقی است. سوینگل می گوید: "و پاسخ چیزی است که ما خواهیم دانست و این پاسخ از درهم تنیدگی ساخته شده است."
در مورد فون رامسدونک، او از سال 2009 حدود 20 مقاله در مورد درهم تنیدگی کوانتومی نوشته است. او می گوید که همه آنها برای انتشار پذیرفته شده اند.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
🟣 فاینمن و آرلین- همسر نخست وی که به بیماری سل درگذشت
آرلین آنزمان که در آسایشگاه مسلولان در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .
فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله فیزیک کار می کرد .
مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و نوبل فیزیک را برنده شد.
🆔 @phys_Q
آرلین آنزمان که در آسایشگاه مسلولان در آلبوکرکی اقامت داشت یک جعبه مداد رنگی به همسرش ریچارد فاینمن هدیه داد و روی آن نوشته بود " به افکار دیگران اهمیت نده " و ریچارد را تشویق به آغاز تمرین طراحی کرد .
آرلین در سال های بعد فوت کرد اما فاینمن با دیاگرام های فاینمن که طراحی و ترسیمی بودند به شهرت رسید .
فاینمن مطالعه فیزیک را راه تلاش برای شناخت و دستیابی به بانوی طبیعت lady of nature می دانست و همین امر مورد انتقاد توسط دیگران واقع می شد . وی علاقه خود به زنان را پنهان نمی کرد و به گفته خودش ، در دیسکو ها و بارها و هنگام تماشای رقص میله فیزیک کار می کرد .
مرگ آرلین تاثیر مخربی بر وی گذاشت ، بعد از وی رفتار های فاینمن بی پروا تر شد ، سپس با یک مهماندار ازدواج و بعد از آن جدا شد تا اینکه با گوئنت ، یک زن بریتانیایی ازدواج کرد و از وی صاحب فرزند شد و دیاگرام های فاینمن در الکترودینامیک کوانتومی را ارائه کرد و نوبل فیزیک را برنده شد.
🆔 @phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 زمان از دیدگاه برایان گرین
آیا زمان بنیادین است ؟ برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ یونیورس می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک پارتیکل ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.
در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت آبجکت در هم تنیده ، در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.
🆔 @phys_Q
آیا زمان بنیادین است ؟ برخی فرضیه های فیزیک بعد زمان را بنیادین ِ یونیورس می دانند و برخی نه ! با این وجود زمان در فیزیک تعریفی نامشخص دارد . یک پارتیکل ساکن فاقد زمان است و اساسا زمان با جنبش در هم آمیخته که آنتروپی چشم انداز نزدیک تری از آن مهیا می کند.
در تئوری نسبیت اینشتین که بر کلاسیک حکمفرمایی دارد ، زمان دیگر موجودی ثابت نیست و با ویژگی های حرکت آبجکت در هم تنیده ، در فیزیک دو اتساع زمانی داریم ، اتساع زمانی حرکتی و اتساع زمانی گرانشی ، چه با سرعتی نزدیک به نور حرکت کنید و یا چه در جوار یک میدان سهمگین گرانشی قرار بگیرید ، نرخ گذر زمان برای شما کُند می شود در حالیکه در دور دست ساعت ها با سرعت بیشتر در حال تیک تاک هستند.
🆔 @phys_Q
👏2👍1