🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت نخست
در طول 300 سال، از زمان اختراع فیزیک مدرن، ما به درک عمیق تری از نحوه عملکرد یونیورس در مقیاس های کوچک و بزرگ دست یافته ایم. با این حال، فیزیک هنوز بسیار جوان است و وقتی نوبت به استفاده از آن برای توضیح حیات life می رسد، فیزیکدانان با مشکل مواجه می شوند.
حتی امروز، ما واقعاً نمی توانیم توضیح دهیم که تفاوت بین یک توده ماده زنده و یک قطعه مرده چیست. اما من و همکارانم در حال ایجاد یک فیزیک جدید از حیات life هستیم که ممکن است به زودی پاسخ هایی را ارائه دهد.
بیش از 150 سال پیش، داروین به طرز تلخی به دوگانگی بین آنچه در فیزیک میفهمیم و آنچه در زندگی مشاهده میکنیم اشاره کرد - در پایان کتاب «منشأ گونهها» اشاره کرد: "...در حالی که این سیاره طبق قانون ثابت گرانش می چرخد. از ساده گی بسیار ، اشکال ابتدایی بی پایان و زیبا و شگفت در حال تکامل هستند ."
"…whilst this planet has gone cycling on according to the fixed law of gravity, from so simple a beginning endless forms most beautiful and most wonderful have been and are being evolved."
🆔 @phys_Q
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت نخست
در طول 300 سال، از زمان اختراع فیزیک مدرن، ما به درک عمیق تری از نحوه عملکرد یونیورس در مقیاس های کوچک و بزرگ دست یافته ایم. با این حال، فیزیک هنوز بسیار جوان است و وقتی نوبت به استفاده از آن برای توضیح حیات life می رسد، فیزیکدانان با مشکل مواجه می شوند.
حتی امروز، ما واقعاً نمی توانیم توضیح دهیم که تفاوت بین یک توده ماده زنده و یک قطعه مرده چیست. اما من و همکارانم در حال ایجاد یک فیزیک جدید از حیات life هستیم که ممکن است به زودی پاسخ هایی را ارائه دهد.
بیش از 150 سال پیش، داروین به طرز تلخی به دوگانگی بین آنچه در فیزیک میفهمیم و آنچه در زندگی مشاهده میکنیم اشاره کرد - در پایان کتاب «منشأ گونهها» اشاره کرد: "...در حالی که این سیاره طبق قانون ثابت گرانش می چرخد. از ساده گی بسیار ، اشکال ابتدایی بی پایان و زیبا و شگفت در حال تکامل هستند ."
"…whilst this planet has gone cycling on according to the fixed law of gravity, from so simple a beginning endless forms most beautiful and most wonderful have been and are being evolved."
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2👏1
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت دوم
✦ اهمیت زمان importance of TIME
آیزاک نیوتن یونیورسی را بازگویه کرد که در آن قوانین هرگز تغییر نمیکنند و زمان را پسزمینهای تغییر ناپذیر immutable مطلق absolute ،در برابر همه چیز هایی که در آن حرکت میکنند ، قرار داد. داروین، اما، یونیورسی را مشاهده کرد که در آن اشکال بیپایانی تولید میشوند، همه ویژگی های در تغییر نسبت ماقبل شان ، نشان میداد که زمان نه تنها باید جهتی داشته باشد، بلکه بگونه ای تاخورده و به خود باز میگردد. فرم های تکاملی جدید new evolutionary forms تنها می توانند از طریق انتخاب یا selection گذشته پدید آیند.
احتمالاً این دو حوزه ساینس یک یونیورس را توصیف می کنند، اما چگونه می توان دو دیدگاه کاملاً متضاد را با هم متحد کرد؟ کلید درک اینکه چرا حیات در فیزیک کنونی قابل توضیح نیست، شاید این باشد که در تصورات ما از زمان به عنوان تفاوت کلیدی بین دو یونیورس- آنطور که توسط نیوتن و داروین توصیف کرده اند ، تجدید نظر کنیم. در واقع بارها در طول تاریخ فیزیک ، زمان باز کشف شده است.
اگرچه زمان نیوتن ثابت و مطلق بود، زمان انیشتین به یک بعد تبدیل شد - درست مانند فضا. و همانطور که همه نقاط در فضا به یکباره وجود دارند، همه نقاط در زمان نیز وجود دارند. گاهی اوقات از این فلسفه زمان به عنوان « block universe » یاد می شود که در آن گذشته، حال و آینده به یک اندازه واقعی هستند و در ساختاری ایستا static وجود دارند - بدون « اکنون now» خاص.
در مکانیک کوانتومی، گذر زمان از چگونگی تغییر حالتهای کوانتومی از یک حالت به حالت بعدی ناشی میشود.
اختراع ترمودینامیک پیکان خود را به زمان داد و توضیح داد که چرا به جای عقب رفتن به جلو حرکت می کند. این به این دلیل است که نمونههای روشنی از سیستمها در یونیورس ما، مانند یک موتور در حال کار، وجود دارد که برگشتناپذیر هستند - و فقط در یک جهت کار میکنند. هر حوزه جدیدی از فیزیک بنیادی، خواه در توصیف فضا و زمان (نیوتن/اینشتین)، ماده و نور (مکانیک کوانتومی)، یا گرما و کار (ترمودینامیک)، مفهوم جدیدی از زمان را معرفی کرده است.
اما در مورد تکامل و حیات چطور؟ برای ساختن چیزهای نوآورانه novel ، تکامل نیاز به زمان دارد. تازگی بی پایان endless novelty فقط در یونیورسی می تواند به وجود بیاید که زمان وجود دارد و جهت روشنی دارد. تکامل تنها فرآیند فیزیکی در یونیورس ما ست که میتواند دنبالهای از آبجکت های جدیدی را که ما به حیات مرتبط میکنیم ایجاد کند - چیزهایی مانند میکروبها، پستانداران، درختان و حتی تلفنهای همراه.
🆔 @phys_Q
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت دوم
✦ اهمیت زمان importance of TIME
آیزاک نیوتن یونیورسی را بازگویه کرد که در آن قوانین هرگز تغییر نمیکنند و زمان را پسزمینهای تغییر ناپذیر immutable مطلق absolute ،در برابر همه چیز هایی که در آن حرکت میکنند ، قرار داد. داروین، اما، یونیورسی را مشاهده کرد که در آن اشکال بیپایانی تولید میشوند، همه ویژگی های در تغییر نسبت ماقبل شان ، نشان میداد که زمان نه تنها باید جهتی داشته باشد، بلکه بگونه ای تاخورده و به خود باز میگردد. فرم های تکاملی جدید new evolutionary forms تنها می توانند از طریق انتخاب یا selection گذشته پدید آیند.
احتمالاً این دو حوزه ساینس یک یونیورس را توصیف می کنند، اما چگونه می توان دو دیدگاه کاملاً متضاد را با هم متحد کرد؟ کلید درک اینکه چرا حیات در فیزیک کنونی قابل توضیح نیست، شاید این باشد که در تصورات ما از زمان به عنوان تفاوت کلیدی بین دو یونیورس- آنطور که توسط نیوتن و داروین توصیف کرده اند ، تجدید نظر کنیم. در واقع بارها در طول تاریخ فیزیک ، زمان باز کشف شده است.
اگرچه زمان نیوتن ثابت و مطلق بود، زمان انیشتین به یک بعد تبدیل شد - درست مانند فضا. و همانطور که همه نقاط در فضا به یکباره وجود دارند، همه نقاط در زمان نیز وجود دارند. گاهی اوقات از این فلسفه زمان به عنوان « block universe » یاد می شود که در آن گذشته، حال و آینده به یک اندازه واقعی هستند و در ساختاری ایستا static وجود دارند - بدون « اکنون now» خاص.
در مکانیک کوانتومی، گذر زمان از چگونگی تغییر حالتهای کوانتومی از یک حالت به حالت بعدی ناشی میشود.
اختراع ترمودینامیک پیکان خود را به زمان داد و توضیح داد که چرا به جای عقب رفتن به جلو حرکت می کند. این به این دلیل است که نمونههای روشنی از سیستمها در یونیورس ما، مانند یک موتور در حال کار، وجود دارد که برگشتناپذیر هستند - و فقط در یک جهت کار میکنند. هر حوزه جدیدی از فیزیک بنیادی، خواه در توصیف فضا و زمان (نیوتن/اینشتین)، ماده و نور (مکانیک کوانتومی)، یا گرما و کار (ترمودینامیک)، مفهوم جدیدی از زمان را معرفی کرده است.
اما در مورد تکامل و حیات چطور؟ برای ساختن چیزهای نوآورانه novel ، تکامل نیاز به زمان دارد. تازگی بی پایان endless novelty فقط در یونیورسی می تواند به وجود بیاید که زمان وجود دارد و جهت روشنی دارد. تکامل تنها فرآیند فیزیکی در یونیورس ما ست که میتواند دنبالهای از آبجکت های جدیدی را که ما به حیات مرتبط میکنیم ایجاد کند - چیزهایی مانند میکروبها، پستانداران، درختان و حتی تلفنهای همراه.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣چرا اعتقادات به ماوراءالطبیعه در میان جوامع وجود دارد؟
نگارش از یورونیوز فارسی
افراد جامعه بشری در طول هزاران سال تاریخ خود همواره دارای نوعی باورهای فراطبیعی یا مذهبی بودهاند. اکنون یک تیم تحقیقاتی بینالمللی میگوید ممکن است دلیل به وجود آمدن این اعتقادات را دریافته باشند.
تلاش پژوهشگران در این تحقیق بر آن متمرکز بوده است که این باورها بر چه اساسی پدید آمدهاند. آنان میگویند رواج اعتقادات دینی یکی از ابزارهای قدرتمند برای توضیح مسائلی است که از عهده عقل بشری خارج بودهاند، به ویژه در جهان مرموز و تاریک پیش از ظهور علم مدرن.
به عنوان مثال، جوامع چینی و کرهای باستان برای توجیه تغییر حاکمان خود مشیت الهی را مسئول میدانستند؛ در حالی که مردم مصر، قوم آزتک در آمریکای جنوبی، سلتها در اروپا و تیوها در شرق آفریقا از اراده خدایان برای توضیح پدیدههای آسمانی بهره میگرفتند. دین در واقع راهی محسوب میشده است برای درک رمز و راز دنیایی اسرارآمیز که از نحوه عملکردش اطلاع زیادی در دسترس نبود.
روشنفکرانی مانند ادوارد تایلور و دیوید هیوم نیز معتقد بودند که باورهای مذهبی ممکن است به عنوان ابزاری برای توضیح پدیدههای طبیعی به کار روند. این در حالی است که در دنیای معاصر نیز چنین رویکردهایی هنوز قابل مشاهده است. برای مثال با شیوع همهگیری کووید-۱۹ در جهان، که در آغاز ناشناخته و مرگبار بود، بخشی از دینباوران آن را نوعی «مجازات الهی» فرض میکردند.
اکنون تیمی پژوهشی متشکل از دانشمندان آداب و رسوم و اعتقادات ۱۱۴ جمعیت مختلف در سراسر جهان را، از گروههای شکارچی در آفریقا (مانند مردم کونگ در صحرای کالاهاری) گرفته تا اقوام ماهیگیر در جزایر اقیانوس آرام (مانند مردم جزایر تروبریاند در غرب گینه نو) و جوامع بزرگتر و پیچیدهتر با فناوری مدرن مورد بررسی قرار دادند.
این پژوهشگران دریافتهاند که باورهای فراطبیعی افراد جوامع عمدتا به پدیدههای «طبیعی» مربوط میشوند تا پدیدههای «اجتماعی».
محققان در این باره میگویند: «ما به جواب این پرسش علاقهمند بودیم که آیا توضیحات فراطبیعی بر پدیدههای طبیعی متمرکز هستند (مانند بیماری، بلایای طبیعی و خشکسالی که هیچ دلیل انسانی واضحی ندارند) و یا اینکه بر پدیدههای اجتماعی با منشأ انسانی استوارند (نظیر جنگ، قتل و غارت)».
به عنوان مثال مردمان قوم چاچی در جنگلهای بارانی اکوادور رعد و برق را که یک پدیده طبیعی است، به الهه آذرخشی نسبت میدهند که شمشیر بزرگی را حمل میکند و آن شمشیر به هنگام استفاده در آسمان نبرد میدرخشد. یا قوم قبیله سرخپوست کومانچی در اوکلاهامای آمریکا، که جنگ را به عنوان پدیدهای ذاتا اجتماعی با رویاهای جادوگرانشان توضیح میدهند.
محققان میگویند نتایج مطالعاتشان نشان میدهد توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای طبیعی، بسیار شایعتر از توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای اجتماعی است.
به گفته آنان دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶ درصد)، بلایای طبیعی (۹۲ درصد) و خشکسالی (۹۰ درصد) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷ درصد)، قتل (۸۲ درصد) و سرقت (۲۶ درصد) از فراوانی به مراتب کمتری برخوردار بودند.
به گفته محققان از دیگر نتایج این تحقیق این بوده است که باورهای فراطبیعی با گسترش جوامع تکامل یافتهاند. در واقع با بزرگتر و پیچیدهتر شدن پدیدههای اجتماعی، توضیحات فراطبیعی جدیدتری به منظور یافتن توضیح برای رخ دادن آنها ایجاد شده است.
برای مثال احتمال بیشتری وجود دارد که جوامع پرجمعیتتر و شهری امروزی نسبت به گروههای قبیلهای شکارچی در قدیم رویدادهایی مانند دزدی و یا جنگ را با توسل به دلایل فراطبیعی توضیح دهند.
دانشمندان میگویند دقیقا نمیدانند دلیل چنین امری چیست، با این حال حدس میزنند شاید یکی از دلایل آن باشد که مردم در جوامع بزرگتر کمتر یکدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند. در واقع در جوامع پیچیده و بزرگتر، نگرانی از مسائلی مانند جنگ و دزدی بیشتر است و درنتیجه بیشتر احتمال دارد که توضیحاتی فراطبیعی برای آنها ارائه شود.
نتایج مطالعات جدید در نشریه علمی «رفتار انسانی نیچر» منتشر شده است.
🆔 @phys_Q
نگارش از یورونیوز فارسی
افراد جامعه بشری در طول هزاران سال تاریخ خود همواره دارای نوعی باورهای فراطبیعی یا مذهبی بودهاند. اکنون یک تیم تحقیقاتی بینالمللی میگوید ممکن است دلیل به وجود آمدن این اعتقادات را دریافته باشند.
تلاش پژوهشگران در این تحقیق بر آن متمرکز بوده است که این باورها بر چه اساسی پدید آمدهاند. آنان میگویند رواج اعتقادات دینی یکی از ابزارهای قدرتمند برای توضیح مسائلی است که از عهده عقل بشری خارج بودهاند، به ویژه در جهان مرموز و تاریک پیش از ظهور علم مدرن.
به عنوان مثال، جوامع چینی و کرهای باستان برای توجیه تغییر حاکمان خود مشیت الهی را مسئول میدانستند؛ در حالی که مردم مصر، قوم آزتک در آمریکای جنوبی، سلتها در اروپا و تیوها در شرق آفریقا از اراده خدایان برای توضیح پدیدههای آسمانی بهره میگرفتند. دین در واقع راهی محسوب میشده است برای درک رمز و راز دنیایی اسرارآمیز که از نحوه عملکردش اطلاع زیادی در دسترس نبود.
روشنفکرانی مانند ادوارد تایلور و دیوید هیوم نیز معتقد بودند که باورهای مذهبی ممکن است به عنوان ابزاری برای توضیح پدیدههای طبیعی به کار روند. این در حالی است که در دنیای معاصر نیز چنین رویکردهایی هنوز قابل مشاهده است. برای مثال با شیوع همهگیری کووید-۱۹ در جهان، که در آغاز ناشناخته و مرگبار بود، بخشی از دینباوران آن را نوعی «مجازات الهی» فرض میکردند.
اکنون تیمی پژوهشی متشکل از دانشمندان آداب و رسوم و اعتقادات ۱۱۴ جمعیت مختلف در سراسر جهان را، از گروههای شکارچی در آفریقا (مانند مردم کونگ در صحرای کالاهاری) گرفته تا اقوام ماهیگیر در جزایر اقیانوس آرام (مانند مردم جزایر تروبریاند در غرب گینه نو) و جوامع بزرگتر و پیچیدهتر با فناوری مدرن مورد بررسی قرار دادند.
این پژوهشگران دریافتهاند که باورهای فراطبیعی افراد جوامع عمدتا به پدیدههای «طبیعی» مربوط میشوند تا پدیدههای «اجتماعی».
محققان در این باره میگویند: «ما به جواب این پرسش علاقهمند بودیم که آیا توضیحات فراطبیعی بر پدیدههای طبیعی متمرکز هستند (مانند بیماری، بلایای طبیعی و خشکسالی که هیچ دلیل انسانی واضحی ندارند) و یا اینکه بر پدیدههای اجتماعی با منشأ انسانی استوارند (نظیر جنگ، قتل و غارت)».
به عنوان مثال مردمان قوم چاچی در جنگلهای بارانی اکوادور رعد و برق را که یک پدیده طبیعی است، به الهه آذرخشی نسبت میدهند که شمشیر بزرگی را حمل میکند و آن شمشیر به هنگام استفاده در آسمان نبرد میدرخشد. یا قوم قبیله سرخپوست کومانچی در اوکلاهامای آمریکا، که جنگ را به عنوان پدیدهای ذاتا اجتماعی با رویاهای جادوگرانشان توضیح میدهند.
محققان میگویند نتایج مطالعاتشان نشان میدهد توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای طبیعی، بسیار شایعتر از توجیههای فراطبیعی برای پدیدههای اجتماعی است.
به گفته آنان دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶ درصد)، بلایای طبیعی (۹۲ درصد) و خشکسالی (۹۰ درصد) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷ درصد)، قتل (۸۲ درصد) و سرقت (۲۶ درصد) از فراوانی به مراتب کمتری برخوردار بودند.
به گفته محققان از دیگر نتایج این تحقیق این بوده است که باورهای فراطبیعی با گسترش جوامع تکامل یافتهاند. در واقع با بزرگتر و پیچیدهتر شدن پدیدههای اجتماعی، توضیحات فراطبیعی جدیدتری به منظور یافتن توضیح برای رخ دادن آنها ایجاد شده است.
برای مثال احتمال بیشتری وجود دارد که جوامع پرجمعیتتر و شهری امروزی نسبت به گروههای قبیلهای شکارچی در قدیم رویدادهایی مانند دزدی و یا جنگ را با توسل به دلایل فراطبیعی توضیح دهند.
دانشمندان میگویند دقیقا نمیدانند دلیل چنین امری چیست، با این حال حدس میزنند شاید یکی از دلایل آن باشد که مردم در جوامع بزرگتر کمتر یکدیگر را میشناسند و به هم اعتماد دارند. در واقع در جوامع پیچیده و بزرگتر، نگرانی از مسائلی مانند جنگ و دزدی بیشتر است و درنتیجه بیشتر احتمال دارد که توضیحاتی فراطبیعی برای آنها ارائه شود.
نتایج مطالعات جدید در نشریه علمی «رفتار انسانی نیچر» منتشر شده است.
🆔 @phys_Q
Nature
Supernatural explanations across 114 societies are more common for natural than social phenomena
Nature Human Behaviour - Humans use supernatural beliefs as tools for explanation. These explanations are more likely to focus on natural phenomena than social phenomena, according to this...
👍8
🟣چرا اعتقادات به ماوراءالطبیعه در میان جوامع وجود دارد؟
parsi.euronews.com/2023/04/05/new-research-explain-why-supernatural-beliefs-have-featured-in-societies
دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶% )، بلایای طبیعی (۹۲%) و خشکسالی (۹۰%) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷%)، قتل (۸۲%) و سرقت (۲۶%) از فراوانی کمتری برخوردار بودند.
تحقیقی در نیچر
Supernatural explanations across 114 societies are more common for natural than
nature.com/articles/s41586-019-1043-4
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9742
parsi.euronews.com/2023/04/05/new-research-explain-why-supernatural-beliefs-have-featured-in-societies
دلایل فراطبیعی برای رخداد پدیدههای طبیعی مانند بیماری (۹۶% )، بلایای طبیعی (۹۲%) و خشکسالی (۹۰%) بیشترین فراوانی را داشتند. این دست توجیهات برای پدیدههای اجتماعی نظیر جنگ (۶۷%)، قتل (۸۲%) و سرقت (۲۶%) از فراوانی کمتری برخوردار بودند.
تحقیقی در نیچر
Supernatural explanations across 114 societies are more common for natural than
nature.com/articles/s41586-019-1043-4
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9742
👍6
کوانتوم مکانیک🕊
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید! قسمت نخست در طول 300 سال، از زمان اختراع…
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
نوروساینس ، ژنتیک ، بیولوژی و دیگر رشته های علوم زیستی ، پس از شیمی توسط فیزیک فتح خواهد شد ، شاید دور شاید نزدیک ! البته باید نظر محققین و متخصصین این حوزه را نیز شنید .
تئوری اسمبل یک بینش هولوگرافیک درباره آبجکت های بنیادین سازنده یونیورس و متعاقب آن حیات - که همگی با توصیف اطلاعات یا اینفورمیشن بیان می شوند- را در نظر می گیرد. که در کنار هم با افزایش پیچیدگی complexity ویژگی های بدیع و نوآورانه novelty و یونیک پدید می آیند که در بروز همگی این ویژگی ها ، زمان نقشی اساسی و البته بنیادین را ایفا می کند .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9740
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9741
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9746
Ref:
https://phys.org/news/2023-04-life-modern-physics-itbut-theory.html
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
نوروساینس ، ژنتیک ، بیولوژی و دیگر رشته های علوم زیستی ، پس از شیمی توسط فیزیک فتح خواهد شد ، شاید دور شاید نزدیک ! البته باید نظر محققین و متخصصین این حوزه را نیز شنید .
تئوری اسمبل یک بینش هولوگرافیک درباره آبجکت های بنیادین سازنده یونیورس و متعاقب آن حیات - که همگی با توصیف اطلاعات یا اینفورمیشن بیان می شوند- را در نظر می گیرد. که در کنار هم با افزایش پیچیدگی complexity ویژگی های بدیع و نوآورانه novelty و یونیک پدید می آیند که در بروز همگی این ویژگی ها ، زمان نقشی اساسی و البته بنیادین را ایفا می کند .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9740
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9741
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9746
Ref:
https://phys.org/news/2023-04-life-modern-physics-itbut-theory.html
👍3
🟣 Life: Modern physics can't explain it—but our new theory, which says time is fundamental, might
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت سوم
✦ اینفورمیشن و مموری
چنین آبجکت هایی (واحد های بنیادین سازنده یونیورس -اطلاعات information ) نمی توانند خود به خود به هستی نوسان کنند. آنها برای ساختن چیزها در زمان حال ، بر اساس آنچه در گذشته موجود بوده ، نیاز به مموری دارند . چنین " گزینشی selection" ست که خط تقسیم بین یونیورس توصیف شده توسط فیزیک فعلی و آنچه داروین دیده است را تعیین می کند: مکانیزمی است که یونیورسی را که در آن ، مموری در تعیین آنچه وجود دارد - اهمیت ندارد، به یونیورسی تبدیل می کند که در آن مموری یا حافظه در تعیین موجودات آن اهمیت اساسی دارد. ( حیات را به فیزیک لینک می کند)
در مورد آن فکر کنید، همه چیز در دنیای زنده نیاز به نوعی مموری و جریان اینفورمیشن دارد. DNA ی سلول های ما طرح اولیه ماست. و برای نو آوری چیزهای جدید، مانند موشک یا دارو، و هم چنین موجودات زنده ، به اینفورمیشن - دانسته های قوانین فیزیک و شیمی- نیاز داریم .
بنابراین برای توضیح حیات، باید بدانیم که چگونه آبجکت های پیچیده ای که حیات را ایجاد می کند در زمان وجود دارند. با همکارانم، در یک نظریه جدید فیزیک به نام نظریه اسمبلی assembly دقیقاً همین کار را انجام دادهایم.
یک حدس کلیدی تئوری اسمبلی این است که با پیچیدهتر شدن آبجکت ها ، تعداد بخش های یونیک یا منحصربهفردی که آنها را تشکیل میدهند افزایش مییابد، و به همین دلیل نیاز به لوکال مموری برای ذخیرهسازی نحوه اسمبل آبجکت از قسمتهای منحصربهفردش افزایش مییابد. ما این را در تئوری اسمبلی به عنوان کوتاهترین تعداد مراحل فیزیکی برای ساختن یک آبجکت از بلوکهای سازنده بنیادیناش، که شاخص اسمبل نامیده میشود، کوانتیفای یا کمّی سازی میکنیم.
نکته مهم این است که نظریه اسمبلی این کوتاهترین مسیر را بهعنوان یک ویژگی ذاتی آبجکت در نظر میگیرد، و در واقع نشان دادهایم که چگونه شاخص اسمبل را میتوان با استفاده از چندین تکنیک اندازهگیری مختلف از جمله طیفسنجی جرمی mass spectrometry (روشی تحلیلی برای اندازهگیری نسبت ratio جرم به بار مولکول ها) انجام داد.
با این رویکرد، ما در آزمایشگاه با اندازهگیریهای نمونههای بیولوژیکی و غیربیولوژیکی نشان دادهایم که چگونه مولکولهایی با شاخص اسمبل بالاتر از 15 مرحله فقط در نمونههای زنده یافت میشوند.
این موضوع نشان می دهد که نظریه اسمبلی واقعاً قادر به آزمایش فرضیه ما ست که حیات فقط فیزیکال هست و آبجکت های پیچیده را تولید می کند. و ما می توانیم این کار را با شناسایی آبجکت هایی انجام دهیم که بسیار پیچیده هستند و تنها مکانیسم فیزیکی برای تشکیل آنها تکامل است.
هدف ما این است که از نظریه خود برای تخمین زمان وقوع حیات با اندازه گیری نقطه ای که در آن مولکول های موجود در یک سوپ شیمیایی آنقدر پیچیده می شوند که شروع به استفاده از اینفورمیشن برای ساختن کپی از خود می کنند، تخمین بزنیم، یعنی آستانه ای که در آن حیات از غیر حیات نشات می گیرد. . سپس میتوانیم این نظریه را برای آزمایشهایی با هدف ایجاد منشأ جدیدی از رویداد حیات در آزمایشگاه اعمال کنیم.
و وقتی این را بدانیم، میتوانیم از این تئوری برای جستجوی حیات در دنیاهایی (سیاره هایی) استفاده کنیم که کاملاً با زمین متفاوت هستند و بنابراین ممکن است آنقدر بیگانه alien به نظر برسند که نتوانیم حیات در آنجا را تشخیص دهیم.
اگر این تئوری تایید شود ، فیزیک را مجبور به بازنگری رادیکال در زمان خواهد کرد. بر اساس تئوری ما، اسمبلی را می توان به عنوان یک ویژگی ذاتی برای مولکول ها اندازه گیری کرد که با سایز آنها در زمان همخوانی دارد - به این معنی که زمان یک ویژگی فیزیکی است.
در نهایت، زمان ذاتی تجربیات ما از یونیورس است و برای تحقق تکامل ضروری است. اگر میخواهیم فیزیک قادر به توضیح حیات و ما باشد - احتمالا لازم باشد برای اولین بار در فیزیک ، زمان را به عنوان یک ویژگی مادی در نظر بگیریم.
شاید این رادیکال ترین زاویه فیزیک حیات از فیزیک استاندارد باشد، اما شاید بینش حیاتی مورد نیاز برای توضیح چیستی حیات باشد.
🆔 @phys_Q
حیات : فیزیک مدرن نمی تواند آن را توضیح دهد - غیر از نظریه جدید ما، که می گوید زمان بنیادین است، البته شاید!
قسمت سوم
✦ اینفورمیشن و مموری
چنین آبجکت هایی (واحد های بنیادین سازنده یونیورس -اطلاعات information ) نمی توانند خود به خود به هستی نوسان کنند. آنها برای ساختن چیزها در زمان حال ، بر اساس آنچه در گذشته موجود بوده ، نیاز به مموری دارند . چنین " گزینشی selection" ست که خط تقسیم بین یونیورس توصیف شده توسط فیزیک فعلی و آنچه داروین دیده است را تعیین می کند: مکانیزمی است که یونیورسی را که در آن ، مموری در تعیین آنچه وجود دارد - اهمیت ندارد، به یونیورسی تبدیل می کند که در آن مموری یا حافظه در تعیین موجودات آن اهمیت اساسی دارد. ( حیات را به فیزیک لینک می کند)
در مورد آن فکر کنید، همه چیز در دنیای زنده نیاز به نوعی مموری و جریان اینفورمیشن دارد. DNA ی سلول های ما طرح اولیه ماست. و برای نو آوری چیزهای جدید، مانند موشک یا دارو، و هم چنین موجودات زنده ، به اینفورمیشن - دانسته های قوانین فیزیک و شیمی- نیاز داریم .
بنابراین برای توضیح حیات، باید بدانیم که چگونه آبجکت های پیچیده ای که حیات را ایجاد می کند در زمان وجود دارند. با همکارانم، در یک نظریه جدید فیزیک به نام نظریه اسمبلی assembly دقیقاً همین کار را انجام دادهایم.
یک حدس کلیدی تئوری اسمبلی این است که با پیچیدهتر شدن آبجکت ها ، تعداد بخش های یونیک یا منحصربهفردی که آنها را تشکیل میدهند افزایش مییابد، و به همین دلیل نیاز به لوکال مموری برای ذخیرهسازی نحوه اسمبل آبجکت از قسمتهای منحصربهفردش افزایش مییابد. ما این را در تئوری اسمبلی به عنوان کوتاهترین تعداد مراحل فیزیکی برای ساختن یک آبجکت از بلوکهای سازنده بنیادیناش، که شاخص اسمبل نامیده میشود، کوانتیفای یا کمّی سازی میکنیم.
نکته مهم این است که نظریه اسمبلی این کوتاهترین مسیر را بهعنوان یک ویژگی ذاتی آبجکت در نظر میگیرد، و در واقع نشان دادهایم که چگونه شاخص اسمبل را میتوان با استفاده از چندین تکنیک اندازهگیری مختلف از جمله طیفسنجی جرمی mass spectrometry (روشی تحلیلی برای اندازهگیری نسبت ratio جرم به بار مولکول ها) انجام داد.
با این رویکرد، ما در آزمایشگاه با اندازهگیریهای نمونههای بیولوژیکی و غیربیولوژیکی نشان دادهایم که چگونه مولکولهایی با شاخص اسمبل بالاتر از 15 مرحله فقط در نمونههای زنده یافت میشوند.
این موضوع نشان می دهد که نظریه اسمبلی واقعاً قادر به آزمایش فرضیه ما ست که حیات فقط فیزیکال هست و آبجکت های پیچیده را تولید می کند. و ما می توانیم این کار را با شناسایی آبجکت هایی انجام دهیم که بسیار پیچیده هستند و تنها مکانیسم فیزیکی برای تشکیل آنها تکامل است.
هدف ما این است که از نظریه خود برای تخمین زمان وقوع حیات با اندازه گیری نقطه ای که در آن مولکول های موجود در یک سوپ شیمیایی آنقدر پیچیده می شوند که شروع به استفاده از اینفورمیشن برای ساختن کپی از خود می کنند، تخمین بزنیم، یعنی آستانه ای که در آن حیات از غیر حیات نشات می گیرد. . سپس میتوانیم این نظریه را برای آزمایشهایی با هدف ایجاد منشأ جدیدی از رویداد حیات در آزمایشگاه اعمال کنیم.
و وقتی این را بدانیم، میتوانیم از این تئوری برای جستجوی حیات در دنیاهایی (سیاره هایی) استفاده کنیم که کاملاً با زمین متفاوت هستند و بنابراین ممکن است آنقدر بیگانه alien به نظر برسند که نتوانیم حیات در آنجا را تشخیص دهیم.
اگر این تئوری تایید شود ، فیزیک را مجبور به بازنگری رادیکال در زمان خواهد کرد. بر اساس تئوری ما، اسمبلی را می توان به عنوان یک ویژگی ذاتی برای مولکول ها اندازه گیری کرد که با سایز آنها در زمان همخوانی دارد - به این معنی که زمان یک ویژگی فیزیکی است.
در نهایت، زمان ذاتی تجربیات ما از یونیورس است و برای تحقق تکامل ضروری است. اگر میخواهیم فیزیک قادر به توضیح حیات و ما باشد - احتمالا لازم باشد برای اولین بار در فیزیک ، زمان را به عنوان یک ویژگی مادی در نظر بگیریم.
شاید این رادیکال ترین زاویه فیزیک حیات از فیزیک استاندارد باشد، اما شاید بینش حیاتی مورد نیاز برای توضیح چیستی حیات باشد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 Superstring Theory and Higher Dimensions: Bridging Einstein’s Relativity and Quantum Mechanics
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
دیدن فراتر از باور هاست: هولوگرافی به درک ما از یونیورس اولیه کمک می کند.
تیمی از محققان دانشگاه کیوتو در حال بررسی کاربرد از ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه هستند. هدف آنها توسعه روشی برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات، برای پر کردن شکاف بین نظریه نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی است. این کار پتانسیل تایید تئوری ابر ریسمان را دارد و محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریف یونیورس اولیه را امکان پذیر کند. اگرچه در ابتدا در یک یونیورس سه بعدی آزمایش شد، اما احتمالا آنالیز به یک یونیورس چهار بعدی برای اپلیکیشن های دنیای واقعی گسترش یابد.
داشتن ابزار خوب ؛ و داشتن ابزار مناسب بهتر است استفاده از ابعاد چندگانه multiple dimensions میتواند مسائل دشوار را - نه تنها در داستان های علمی تخیلی بلکه در فیزیک - ساده کند و نظریه های متضاد را به هم پیوند دهد.
برای مثال، نظریه نسبیت عام اینشتین - که در آن بافت fabric فضا-زمان توسط سیاره ها یا دیگر اجرام پرجرم تاب خورده - توضیح می دهد که گرانش در بیشتر موارد چگونه کار می کند. با این حال، این تئوری تحت شرایط خشن مانند شرایط موجود در سیاهچاله ها و سوپ های اولیه کیهانی نقض می شود.
رویکردی که به عنوان نظریه ابر ریسمان شناخته می شود می تواند از بعد دیگری برای کمک به پل زدن نظریه اینشتین GR به مکانیک کوانتومی QM استفاده کند و بسیاری از این مسائل را حل کند. اما شواهد لازم برای حمایت از این پیشنهاد وجود نداشت.
اکنون، تیمی از محققان به رهبری دانشگاه کیوتو در حال کاوش در فضای دی سیتر هستند تا بُعدی بالاتر را برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه در حال انبساط فراخوانی کنند. آنها با استفاده از هولوگرافی یک روش مشخص برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات در یونیورس در حال انبساط ایجاد کرده اند.
یاسواکی هیکیدا، از مؤسسه فیزیک نظری یوکاوا، میگوید:
"ما متوجه شدیم که روش ما میتواند بیشتر از آنچه که انتظار داشتیم در هنگام برخورد با گرانش کوانتومی بهطور کلی به کار رود."
مدلهای نظری ویلم دی سیتر، ستارهشناس هلندی، فضا را به گونهای توصیف میکند که با نظریه نسبیت عام انیشتین همخوانی دارد، به طوری که ثابت کیهانشناختی مثبت انبساط یونیورس را توضیح میدهد.
با شروع با روشهای موجود برای کنترل گرانش در فضای آنتی دی سیتر، تیم هیکیدا آنها را تغییر شکل داد تا در فضای دی سیتر در حال انبساط کار کنند تا به طور دقیقتر آنچه را که قبلاً در مورد یونیورس شناسایی شده را توضیح دهد.
هیکیدا می افزاید:
"ما اکنون در حال تعمیم آنالیز خود برای بررسی آنتروپی کیهانی و اثرات گرانش کوانتومی هستیم."
اگرچه محاسبات این تیم فقط یونیورسی سه بعدی را به عنوان یک مورد آزمایشی در نظر میگرفت، آنالیز به راحتی به یک جهان چهار بعدی تعمیم می یابد و امکان استخراج اطلاعات از دنیای واقعی ما را فراهم کند.
«رویکرد ما احتمالاً به اعتبار تئوری ابر ریسمان کمک میکند و امکان محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریفی که در فابریک یونیورس اولیه ما موج میزند را فراهم میکند.»
Reference: “Three-Dimensional de Sitter Holography and Bulk Correlators at Late Time” by Heng-Yu Chen and Yasuaki Hikida, 3 August 2022, Physical Review Letters.
DOI: 10.1103/PhysRevLett.129.061601
Funding: JSPSGrant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Transformative Research Areas (A)“Extreme
🆔 @phys_Q
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
دیدن فراتر از باور هاست: هولوگرافی به درک ما از یونیورس اولیه کمک می کند.
تیمی از محققان دانشگاه کیوتو در حال بررسی کاربرد از ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه هستند. هدف آنها توسعه روشی برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات، برای پر کردن شکاف بین نظریه نسبیت عام اینشتین و مکانیک کوانتومی است. این کار پتانسیل تایید تئوری ابر ریسمان را دارد و محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریف یونیورس اولیه را امکان پذیر کند. اگرچه در ابتدا در یک یونیورس سه بعدی آزمایش شد، اما احتمالا آنالیز به یک یونیورس چهار بعدی برای اپلیکیشن های دنیای واقعی گسترش یابد.
داشتن ابزار خوب ؛ و داشتن ابزار مناسب بهتر است استفاده از ابعاد چندگانه multiple dimensions میتواند مسائل دشوار را - نه تنها در داستان های علمی تخیلی بلکه در فیزیک - ساده کند و نظریه های متضاد را به هم پیوند دهد.
برای مثال، نظریه نسبیت عام اینشتین - که در آن بافت fabric فضا-زمان توسط سیاره ها یا دیگر اجرام پرجرم تاب خورده - توضیح می دهد که گرانش در بیشتر موارد چگونه کار می کند. با این حال، این تئوری تحت شرایط خشن مانند شرایط موجود در سیاهچاله ها و سوپ های اولیه کیهانی نقض می شود.
رویکردی که به عنوان نظریه ابر ریسمان شناخته می شود می تواند از بعد دیگری برای کمک به پل زدن نظریه اینشتین GR به مکانیک کوانتومی QM استفاده کند و بسیاری از این مسائل را حل کند. اما شواهد لازم برای حمایت از این پیشنهاد وجود نداشت.
اکنون، تیمی از محققان به رهبری دانشگاه کیوتو در حال کاوش در فضای دی سیتر هستند تا بُعدی بالاتر را برای توضیح گرانش در یونیورس اولیه در حال انبساط فراخوانی کنند. آنها با استفاده از هولوگرافی یک روش مشخص برای محاسبه توابع همبستگی بین نوسانات در یونیورس در حال انبساط ایجاد کرده اند.
یاسواکی هیکیدا، از مؤسسه فیزیک نظری یوکاوا، میگوید:
"ما متوجه شدیم که روش ما میتواند بیشتر از آنچه که انتظار داشتیم در هنگام برخورد با گرانش کوانتومی بهطور کلی به کار رود."
مدلهای نظری ویلم دی سیتر، ستارهشناس هلندی، فضا را به گونهای توصیف میکند که با نظریه نسبیت عام انیشتین همخوانی دارد، به طوری که ثابت کیهانشناختی مثبت انبساط یونیورس را توضیح میدهد.
با شروع با روشهای موجود برای کنترل گرانش در فضای آنتی دی سیتر، تیم هیکیدا آنها را تغییر شکل داد تا در فضای دی سیتر در حال انبساط کار کنند تا به طور دقیقتر آنچه را که قبلاً در مورد یونیورس شناسایی شده را توضیح دهد.
هیکیدا می افزاید:
"ما اکنون در حال تعمیم آنالیز خود برای بررسی آنتروپی کیهانی و اثرات گرانش کوانتومی هستیم."
اگرچه محاسبات این تیم فقط یونیورسی سه بعدی را به عنوان یک مورد آزمایشی در نظر میگرفت، آنالیز به راحتی به یک جهان چهار بعدی تعمیم می یابد و امکان استخراج اطلاعات از دنیای واقعی ما را فراهم کند.
«رویکرد ما احتمالاً به اعتبار تئوری ابر ریسمان کمک میکند و امکان محاسبات عملی در مورد تغییرات ظریفی که در فابریک یونیورس اولیه ما موج میزند را فراهم میکند.»
Reference: “Three-Dimensional de Sitter Holography and Bulk Correlators at Late Time” by Heng-Yu Chen and Yasuaki Hikida, 3 August 2022, Physical Review Letters.
DOI: 10.1103/PhysRevLett.129.061601
Funding: JSPSGrant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Scientific Research, Grant-in-Aid for Transformative Research Areas (A)“Extreme
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
Conceptual diagram of the calculation of density fluctuation correlations in the early universe based on a low-dimensional matter field theory using holography. Credit: KyotoU/Yasuaki Hikida
دیاگرام مفهومی محاسبه همبستگی نوسانات چگالی در یونیورس اولیه بر اساس نظریه میدان ماده با ابعاد پایین low-dimensional با استفاده از هولوگرافی.
🟣 Superstring Theory and Higher Dimensions: Bridging Einstein’s Relativity and Quantum Mechanics
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
این مطالعه به بررسی نقش ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر (فضا در یونیورس خودمان)برای توضیح گرانش است.
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9748
Reference:
https://scitechdaily.com/superstring-theory-and-higher-dimensions-bridging-einsteins-relativity-and-quantum-mechanics/
دیاگرام مفهومی محاسبه همبستگی نوسانات چگالی در یونیورس اولیه بر اساس نظریه میدان ماده با ابعاد پایین low-dimensional با استفاده از هولوگرافی.
🟣 Superstring Theory and Higher Dimensions: Bridging Einstein’s Relativity and Quantum Mechanics
تئوری ابر ریسمان و ابعاد بالاتر : ارتباط نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی
این مطالعه به بررسی نقش ابعاد بالاتر در فضای دی سیتر (فضا در یونیورس خودمان)برای توضیح گرانش است.
بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9748
Reference:
https://scitechdaily.com/superstring-theory-and-higher-dimensions-bridging-einsteins-relativity-and-quantum-mechanics/
👍4
🟣 نامه گمشده نشان می دهد که انیشتین پیش بینی کرده بود که حیوانات "ابر حواس super senses" دارند
توسط کارلی کاسلا
قسمت نخست
مدتها قبل از اینکه بدانیم پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را ببینند، آلبرت انیشتین در نامه ای برای سایر محققان درباره امکان وجود حیوانات با ابرحواس بحث کرد.
نامهای که مدتها گمشده از اینشتین به یک مهندس کنجکاو در سال 1949 در زمینههای زیستشناسی و فیزیک بسیار پیشبینیکننده بود.
کنجکاوی اصلی از مهندس گلین دیویس بود که مکاتبات را آغاز کرد، اما پاسخ اینشتین ، که سؤال دیویس را به ادراک حیوانات و آنچه می توانست در مورد جهان فیزیکی به ما بگوید، ربط می داد .
اینشتین در پاسخ خود نوشت: «میتوان تصور کرد که بررسی رفتار پرندگان مهاجر و کبوترهای حامل شاید روزی به درک فرآیند فیزیکی منجر شود که هنوز مشخص نیست.»
بیش از 70 سال بعد، اکنون می دانیم که تصور اینشتین دقیقاً درست بود. اکنون شواهد نشان می دهد که پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را با استفاده از گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود حس کنند که به تغییرات ظریف در میدان مغناطیسی سیاره حساس هستند. این چیزی است که به آنها اجازه می دهد هزاران کیلومتر بدون گم شدن مهاجرت کنند.
سایر حیوانات، مانند لاکپشتهای دریایی، سگها و زنبورها نیز توانایی عجیبی در تشخیص میدانهای مغناطیسی سیاره ما دارند، البته نه لزوماً از طریق چشم.
محققان دانشگاه عبری اورشلیم در سال 2021 نوشتند: «شگفت اینکه [اینشتین] چندین دهه قبل از اینکه شواهد تجربی نشان دهد که چندین حیوان میتوانند میدانهای مغناطیسی را حس کنند و از چنین اطلاعاتی برای ناوبری استفاده کنند، این احتمال را تصور کرد.»
با این حال، برنده جایزه نوبل سرنخ هایی برای هدایت تفکر خود داشت. در زمان نگارش نامه، علم زیست شناسی و علم فیزیک شروع به ادغام کردند که تا آنزمان سابقه نداشت. پژواک مکانیابی خفاشها اخیراً کشف شده بود و فناوری رادار در حال ریشهیابی بود.
در واقع دیویس خود محققی در این زمینه بود و احتمالاً به همین دلیل است که به حواس حیوانی عجیب دیگری مانند حواس زنبور عسل علاقه داشت.
او در اینشتین روحی همفکر پیدا کرد. به نظر می رسد این فیزیکدان مشهور شیفته علم زیست شناسی نیز بوده است که دریچه ای به سوی نیروهای فیزیکی نامرئی است.
نامه برگشت او، که تا زمان مرگ دیویس در سال 2011 کشف نشده بود، کوتاه است، اما تأیید می کند که اینشتین به طور مشابه شیفته رفتار زنبورها بوده است.
🆔 @phys_Q
توسط کارلی کاسلا
قسمت نخست
مدتها قبل از اینکه بدانیم پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را ببینند، آلبرت انیشتین در نامه ای برای سایر محققان درباره امکان وجود حیوانات با ابرحواس بحث کرد.
نامهای که مدتها گمشده از اینشتین به یک مهندس کنجکاو در سال 1949 در زمینههای زیستشناسی و فیزیک بسیار پیشبینیکننده بود.
کنجکاوی اصلی از مهندس گلین دیویس بود که مکاتبات را آغاز کرد، اما پاسخ اینشتین ، که سؤال دیویس را به ادراک حیوانات و آنچه می توانست در مورد جهان فیزیکی به ما بگوید، ربط می داد .
اینشتین در پاسخ خود نوشت: «میتوان تصور کرد که بررسی رفتار پرندگان مهاجر و کبوترهای حامل شاید روزی به درک فرآیند فیزیکی منجر شود که هنوز مشخص نیست.»
بیش از 70 سال بعد، اکنون می دانیم که تصور اینشتین دقیقاً درست بود. اکنون شواهد نشان می دهد که پرندگان می توانند میدان مغناطیسی زمین را با استفاده از گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود حس کنند که به تغییرات ظریف در میدان مغناطیسی سیاره حساس هستند. این چیزی است که به آنها اجازه می دهد هزاران کیلومتر بدون گم شدن مهاجرت کنند.
سایر حیوانات، مانند لاکپشتهای دریایی، سگها و زنبورها نیز توانایی عجیبی در تشخیص میدانهای مغناطیسی سیاره ما دارند، البته نه لزوماً از طریق چشم.
محققان دانشگاه عبری اورشلیم در سال 2021 نوشتند: «شگفت اینکه [اینشتین] چندین دهه قبل از اینکه شواهد تجربی نشان دهد که چندین حیوان میتوانند میدانهای مغناطیسی را حس کنند و از چنین اطلاعاتی برای ناوبری استفاده کنند، این احتمال را تصور کرد.»
با این حال، برنده جایزه نوبل سرنخ هایی برای هدایت تفکر خود داشت. در زمان نگارش نامه، علم زیست شناسی و علم فیزیک شروع به ادغام کردند که تا آنزمان سابقه نداشت. پژواک مکانیابی خفاشها اخیراً کشف شده بود و فناوری رادار در حال ریشهیابی بود.
در واقع دیویس خود محققی در این زمینه بود و احتمالاً به همین دلیل است که به حواس حیوانی عجیب دیگری مانند حواس زنبور عسل علاقه داشت.
او در اینشتین روحی همفکر پیدا کرد. به نظر می رسد این فیزیکدان مشهور شیفته علم زیست شناسی نیز بوده است که دریچه ای به سوی نیروهای فیزیکی نامرئی است.
نامه برگشت او، که تا زمان مرگ دیویس در سال 2011 کشف نشده بود، کوتاه است، اما تأیید می کند که اینشتین به طور مشابه شیفته رفتار زنبورها بوده است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍7❤2👏1
🟣نامه گمشده نشان می دهد که انیشتین پیش بینی کرده بود که حیوانات "ابر حواس super senses" دارند
توسط کارلی کاسلا
قسمت دوم
در یادداشت نوشته شده، اینشتین اعتراف می کند که به خوبی با کارل فون فریش، که اخیرا متوجه شده بود زنبورها با استفاده از الگوهای قطبش نور حرکت می کنند، آشنایی دارد.
معروف است که انیشتین شش ماه قبل از ارسال نامه در یکی از سخنرانی های فون فریش در دانشگاه پرینستون شرکت کرده است. او حتی یک ملاقات شخصی با محقق داشت و این تعاملات به وضوح تأثیرگذار بود.
در حالی که به نظر می رسد دیویس بیشتر به این موضوع علاقه مند است که چگونه این دانش زیستی جدید می تواند به فناوری آینده کمک کند، اینشتین استدلال می کند که ما به تحقیقات بیولوژیکی بیشتری نیاز داریم.
او به دیویس پاسخ داد: "من نمی توانم امکانی برای استفاده از این نتایج در تحقیقات مربوط به مبانی فیزیک ببینم."
«این امر تنها در صورتی میتواند رخ دهد که نوع جدیدی از ادراک حسی، بهمثابه محرکهای آنها، از طریق رفتار زنبورها آشکار شود».
از زمان ارسال نامه، ما چیزهای زیادی در مورد رفتار زنبورها و اینکه این حشرات جوینده چگونه دنیا را درک می کنند، آموخته ایم. درست همانطور که اینشتین پیشبینی کرد، این دانش در حال حاضر به ما کمک میکند تا فناوری را بهبود بخشیم، مانند دوربینهای iPhone هایمان.
با وجود چندین دهه تحقیق، هنوز رازهای زیادی باقی مانده است. مکانیسمهای دقیقی که حیوانات از طریق آن نور را درک میکنند یا میدان مغناطیسی زمین را حس میکنند، آنها را از هم تفکیک می کند و احتمالا برای همه گونهها یکسان نباشد.
به عنوان مثال، ظاهرا زنبورها میدان مغناطیسی را در شکم خود احساس می کنند، در حالی که ظاهرا پرندگان و سگ ها این کار را عمدتاً از طریق گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود به نام کریپتوکروم انجام می دهند.
حتی سلولهای انسانی کریپتوکروم میسازند و تحقیقات اخیر نشان میدهد که این سلولها به صورت پویا به تغییرات میدان مغناطیسی واکنش نشان میدهند.
این طعنه آمیز است زیرا این همان چیزی است که شما از یک واکنش کوانتومی منحصر به فرد انتظار دارید. برای اینکه گیرنده نور میدان مغناطیسی را حس کند، نیاز به درهم تنیدگی الکترونهای درون سلول دارد، و اینشتین در آن زمان این ایده را رد کرده بود و آن را «عمل شبحآور در فاصله» نامید.
واضح است که انیشتین همیشه درست نمیگفت، اما حتی وقتی نوبت به حوزههای علمی خارج از تخصص او میرسید، این مرد دارای نبوغ بود.
این مطالعه در مجله Comparative Physiology A منتشر شد.
نسخه ای از این مقاله برای اولین بار در می 2021 منتشر شد.
🆔 @phys_Q
توسط کارلی کاسلا
قسمت دوم
در یادداشت نوشته شده، اینشتین اعتراف می کند که به خوبی با کارل فون فریش، که اخیرا متوجه شده بود زنبورها با استفاده از الگوهای قطبش نور حرکت می کنند، آشنایی دارد.
معروف است که انیشتین شش ماه قبل از ارسال نامه در یکی از سخنرانی های فون فریش در دانشگاه پرینستون شرکت کرده است. او حتی یک ملاقات شخصی با محقق داشت و این تعاملات به وضوح تأثیرگذار بود.
در حالی که به نظر می رسد دیویس بیشتر به این موضوع علاقه مند است که چگونه این دانش زیستی جدید می تواند به فناوری آینده کمک کند، اینشتین استدلال می کند که ما به تحقیقات بیولوژیکی بیشتری نیاز داریم.
او به دیویس پاسخ داد: "من نمی توانم امکانی برای استفاده از این نتایج در تحقیقات مربوط به مبانی فیزیک ببینم."
«این امر تنها در صورتی میتواند رخ دهد که نوع جدیدی از ادراک حسی، بهمثابه محرکهای آنها، از طریق رفتار زنبورها آشکار شود».
از زمان ارسال نامه، ما چیزهای زیادی در مورد رفتار زنبورها و اینکه این حشرات جوینده چگونه دنیا را درک می کنند، آموخته ایم. درست همانطور که اینشتین پیشبینی کرد، این دانش در حال حاضر به ما کمک میکند تا فناوری را بهبود بخشیم، مانند دوربینهای iPhone هایمان.
با وجود چندین دهه تحقیق، هنوز رازهای زیادی باقی مانده است. مکانیسمهای دقیقی که حیوانات از طریق آن نور را درک میکنند یا میدان مغناطیسی زمین را حس میکنند، آنها را از هم تفکیک می کند و احتمالا برای همه گونهها یکسان نباشد.
به عنوان مثال، ظاهرا زنبورها میدان مغناطیسی را در شکم خود احساس می کنند، در حالی که ظاهرا پرندگان و سگ ها این کار را عمدتاً از طریق گیرنده های نوری ویژه در چشمان خود به نام کریپتوکروم انجام می دهند.
حتی سلولهای انسانی کریپتوکروم میسازند و تحقیقات اخیر نشان میدهد که این سلولها به صورت پویا به تغییرات میدان مغناطیسی واکنش نشان میدهند.
این طعنه آمیز است زیرا این همان چیزی است که شما از یک واکنش کوانتومی منحصر به فرد انتظار دارید. برای اینکه گیرنده نور میدان مغناطیسی را حس کند، نیاز به درهم تنیدگی الکترونهای درون سلول دارد، و اینشتین در آن زمان این ایده را رد کرده بود و آن را «عمل شبحآور در فاصله» نامید.
واضح است که انیشتین همیشه درست نمیگفت، اما حتی وقتی نوبت به حوزههای علمی خارج از تخصص او میرسید، این مرد دارای نبوغ بود.
این مطالعه در مجله Comparative Physiology A منتشر شد.
نسخه ای از این مقاله برای اولین بار در می 2021 منتشر شد.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤4👍3
🟣 نامه گمشده نشان می دهد که انیشتین پیش بینی کرده بود که حیوانات "ابر حواس super senses" دارند
توسط کارلی کاسلا
ابرحواس اشاره به ادراکات و سهش ها و سنس های ورای حواس معمول پنجگانه دارد . این نامه یک سند با ارزش هیستوری علم است . حیوانات برای زیستن به ادراکات حسی نیازمندند و حس ششمی (نه آن حس ششم انسانها) مانند دیدن میدان مغناطیسی زمین توسط غازهای وحشی در جهت یابی برای مهاجرت های طولانی ، ضامن بقای این گونه است .
هیچ کس از سورپرایز های آتی فیزیک ِ موجود در زیست و بیولوژی و نوروساینس و فرگشت اطلاعی ندارد و ظاهرا کم کم باید به این دست سورپرایزها عادت کنیم .
ورود فیزیک به دیگر حوزه های ساینس سابقه دارد ، اینجا را مطالعه کنید ، هر چند برخی زیست شناسان از این موضوع ناخشنودند و اینکار را فروکاهی علوم زیستی و تکاملی به فیزیک میدانند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9750
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9751
Reference:
https://www.sciencealert.com/long-lost-letter-shows-that-einstein-predicted-that-animals-had-super-senses
توسط کارلی کاسلا
ابرحواس اشاره به ادراکات و سهش ها و سنس های ورای حواس معمول پنجگانه دارد . این نامه یک سند با ارزش هیستوری علم است . حیوانات برای زیستن به ادراکات حسی نیازمندند و حس ششمی (نه آن حس ششم انسانها) مانند دیدن میدان مغناطیسی زمین توسط غازهای وحشی در جهت یابی برای مهاجرت های طولانی ، ضامن بقای این گونه است .
هیچ کس از سورپرایز های آتی فیزیک ِ موجود در زیست و بیولوژی و نوروساینس و فرگشت اطلاعی ندارد و ظاهرا کم کم باید به این دست سورپرایزها عادت کنیم .
ورود فیزیک به دیگر حوزه های ساینس سابقه دارد ، اینجا را مطالعه کنید ، هر چند برخی زیست شناسان از این موضوع ناخشنودند و اینکار را فروکاهی علوم زیستی و تکاملی به فیزیک میدانند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9750
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9751
Reference:
https://www.sciencealert.com/long-lost-letter-shows-that-einstein-predicted-that-animals-had-super-senses
👍4
🟣نیلز بور فیزیکدان دانمارکی و از پایهگذاران فیزیک کوانتومی بود. وی در سال 1922 برنده جایزه نوبل فیزیک شد. وی از مادری یهودی تبار و پدری مسیحی در کپنهاک دانمارک زاده شد. اگرچه او با تربیت مسیحی بزرگ شد، اما او سرانجام یک خداناباور و یا آتئیست شد. یکی از پسرانش به نام آگِه بوهر هم که مانند پدر یک فیزیکدان بود در سال 1975 برنده جایزه نوبل فیزیک شد.
بوهر یک بیخدا یا خداناباور سرشناس بوده و به وجود هرگونه خدا باور نداشت. بر خلاف شایعات پیرامون وی، او هیچگونه ارتباطی با اسلام نداشته و هرگز اظهار دین و یا اسلام نکرده است.
*Stewart, Melville Y. (2010). Science and Religion in Dialogue, Two Volume Set. Maiden, Massachusetts: John Wiley & Sons. ISBN 978-1-4051-8921-7.
*Aaserud, Finn; Heilbron, J. L. (2013). Love, Literature and the Quantum Atom: Niels Bohr's 1913 Trilogy Revisited. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-968028-3.
*Aaserud, Finn (2006). Kokowski, M., ed. Niels Bohr's Mission for an 'Open World' (PDF). Proceedings of the 2nd ICESHS. Cracow. pp. 706–709. Retrieved 26 June 2011.
🆔 @phys_Q
بوهر یک بیخدا یا خداناباور سرشناس بوده و به وجود هرگونه خدا باور نداشت. بر خلاف شایعات پیرامون وی، او هیچگونه ارتباطی با اسلام نداشته و هرگز اظهار دین و یا اسلام نکرده است.
*Stewart, Melville Y. (2010). Science and Religion in Dialogue, Two Volume Set. Maiden, Massachusetts: John Wiley & Sons. ISBN 978-1-4051-8921-7.
*Aaserud, Finn; Heilbron, J. L. (2013). Love, Literature and the Quantum Atom: Niels Bohr's 1913 Trilogy Revisited. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-968028-3.
*Aaserud, Finn (2006). Kokowski, M., ed. Niels Bohr's Mission for an 'Open World' (PDF). Proceedings of the 2nd ICESHS. Cracow. pp. 706–709. Retrieved 26 June 2011.
🆔 @phys_Q
👍10👎1
🟣بهترین شرایط برای حیات چیست؟ کاوش در مولتیورس می تواند به ما کمک کند تا بفهمیم
توسط جرینت لویس Geraint Lewis، The Conversation
قسمت نخست
آیا یونیورس ما تمام چیزی است که وجود دارد یا ممکن است بیشتر باشد؟ آیا یونیورس ما تنها یکی از انبوه بی شماری است که همه با هم در یک مولتی ورسِ فراگیر هستند؟
و اگر یونیورس های دیگری وجود داشته باشند، چگونه خواهند بود؟ آیا آنها می توانند زیست پذیر باشند؟
این ممکن است مانند فرضیه انباشته از حدس و گمان به نظر برسد، اما آنقدرها هم که فکر می کنید احمقانه نیست.
من و همکارانم در حال بررسی این موضوع بودهایم که سایر بخشهای مولتی ورس چگونه ممکن است باشد - و این جهانهای فرضی همسایه چه چیزی در مورد شرایطی که حیات را ممکن میکند و چگونه به وجود میآید به ما بگویند.
✦چه می شد اگر یونیورس ها..
برخی از فیزیکدانان ادعا میکنند که انفجاری از انبساط سریع در طلوع کیهانی که به عنوان تورم شناخته میشود، نوعی از چندجهانی multiverse را اجتنابناپذیر میکند. یونیورس ما عملا یکی از بسیار خواهد بود.
در این نظریه، هر یونیورس جدید از پسزمینهی جوشان تورم متبلور میشود، که با ترکیب یونیک خود از قوانین فیزیکی پرینت شده است.
اگر قوانین فیزیکی مشابه قوانین ما بر این دیگر یونیورس ها حاکم باشد، آنگاه میتوانیم با آنها چنگ در چنگ بیاندازیم، دست کم در تئوری.
در یونیورس ما، فیزیک توسط قوانینی اداره می شود که به ما می گویند آبجکت ها چگونه باید با یکدیگر همکنش داشته باشند، و ثابت های طبیعت، مانند سرعت نور، که مقدار این برهم کنش ها را دیکته می کنند. بنابراین، هنگامی میتوانیم یونیورس های فرضیِ «what if» را تصور کنیم که این ویژگیها را تغییر میدهیم و پیامدهای آن را در معادلات ریاضی کشف میکنیم.
شاید این ساده به نظر برسد، اما قوانینی که ما آنها را سرهم می کنیم، ساختار بنیادین یونیورس هستند. اگر یونیورسی را تصور کنیم که در آن ، برای نمونه الکترون صد برابر سنگینتر از یونیورس ما باشد، پس پیآیند های آن برای ستارگان، سیارات و حتی حیات چه خواهد بود؟
✦حیات به چه چیزی نیاز دارد؟
ما اخیراً در یک سری مقالات به این سؤال پرداختیم که در آن زیست پذیری در سراسر مولتی ورس را در نظر گرفتیم. البته، زیست پذیری habitable مفهومی پیچیده است، اما ما فکر میکنیم که حیات برای شروع به چند عنصر انتخابی نیاز دارد.
پیچیدگی complexity یکی از آن متریال هاست. برای حیات روی زمین، این پیچیدگی از عناصر جدول تناوبی ناشی میشود، که میتوان آنها را با هم میکس کرد و در تعداد بیشماری از مولکولهای مختلف مرتب کرد. ما ماشین های مولکولی molecular machines زنده هستیم.
اما یک محیط پایدار و یک جریان ثابت انرژی نیز ضروری است. جای تعجب نیست که حیات زمینی بر روی سطح یک سیاره سنگی، با انبوهی از عناصر شیمیایی، غرق در نور یک ستاره پایدار با عمر طولانی، آغاز شد.
🆔 @phys_Q
هیستوری یونیورس ما. یونیورس های دیگر با قوانین فیزیک کمی متفاوت نیز ممکن است از دوره ابتدایی تورمی متبلور شده باشند.
اعتبار: ناسا
توسط جرینت لویس Geraint Lewis، The Conversation
قسمت نخست
آیا یونیورس ما تمام چیزی است که وجود دارد یا ممکن است بیشتر باشد؟ آیا یونیورس ما تنها یکی از انبوه بی شماری است که همه با هم در یک مولتی ورسِ فراگیر هستند؟
و اگر یونیورس های دیگری وجود داشته باشند، چگونه خواهند بود؟ آیا آنها می توانند زیست پذیر باشند؟
این ممکن است مانند فرضیه انباشته از حدس و گمان به نظر برسد، اما آنقدرها هم که فکر می کنید احمقانه نیست.
من و همکارانم در حال بررسی این موضوع بودهایم که سایر بخشهای مولتی ورس چگونه ممکن است باشد - و این جهانهای فرضی همسایه چه چیزی در مورد شرایطی که حیات را ممکن میکند و چگونه به وجود میآید به ما بگویند.
✦چه می شد اگر یونیورس ها..
برخی از فیزیکدانان ادعا میکنند که انفجاری از انبساط سریع در طلوع کیهانی که به عنوان تورم شناخته میشود، نوعی از چندجهانی multiverse را اجتنابناپذیر میکند. یونیورس ما عملا یکی از بسیار خواهد بود.
در این نظریه، هر یونیورس جدید از پسزمینهی جوشان تورم متبلور میشود، که با ترکیب یونیک خود از قوانین فیزیکی پرینت شده است.
اگر قوانین فیزیکی مشابه قوانین ما بر این دیگر یونیورس ها حاکم باشد، آنگاه میتوانیم با آنها چنگ در چنگ بیاندازیم، دست کم در تئوری.
در یونیورس ما، فیزیک توسط قوانینی اداره می شود که به ما می گویند آبجکت ها چگونه باید با یکدیگر همکنش داشته باشند، و ثابت های طبیعت، مانند سرعت نور، که مقدار این برهم کنش ها را دیکته می کنند. بنابراین، هنگامی میتوانیم یونیورس های فرضیِ «what if» را تصور کنیم که این ویژگیها را تغییر میدهیم و پیامدهای آن را در معادلات ریاضی کشف میکنیم.
شاید این ساده به نظر برسد، اما قوانینی که ما آنها را سرهم می کنیم، ساختار بنیادین یونیورس هستند. اگر یونیورسی را تصور کنیم که در آن ، برای نمونه الکترون صد برابر سنگینتر از یونیورس ما باشد، پس پیآیند های آن برای ستارگان، سیارات و حتی حیات چه خواهد بود؟
✦حیات به چه چیزی نیاز دارد؟
ما اخیراً در یک سری مقالات به این سؤال پرداختیم که در آن زیست پذیری در سراسر مولتی ورس را در نظر گرفتیم. البته، زیست پذیری habitable مفهومی پیچیده است، اما ما فکر میکنیم که حیات برای شروع به چند عنصر انتخابی نیاز دارد.
پیچیدگی complexity یکی از آن متریال هاست. برای حیات روی زمین، این پیچیدگی از عناصر جدول تناوبی ناشی میشود، که میتوان آنها را با هم میکس کرد و در تعداد بیشماری از مولکولهای مختلف مرتب کرد. ما ماشین های مولکولی molecular machines زنده هستیم.
اما یک محیط پایدار و یک جریان ثابت انرژی نیز ضروری است. جای تعجب نیست که حیات زمینی بر روی سطح یک سیاره سنگی، با انبوهی از عناصر شیمیایی، غرق در نور یک ستاره پایدار با عمر طولانی، آغاز شد.
🆔 @phys_Q
هیستوری یونیورس ما. یونیورس های دیگر با قوانین فیزیک کمی متفاوت نیز ممکن است از دوره ابتدایی تورمی متبلور شده باشند.
اعتبار: ناسا
Telegram
attach 📎
👍4❤1
🟣بهترین شرایط برای حیات چیست؟ کاوش در مولتیورس می تواند به ما کمک کند تا بفهمیم
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9754
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9756
Reference:
https://phys.org/news/2023-03-conditions-life-exploring-multiverse.html
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9754
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9756
Reference:
https://phys.org/news/2023-03-conditions-life-exploring-multiverse.html
👍4
🟣بهترین شرایط برای حیات چیست؟ کاوش در مولتیورس می تواند به ما کمک کند تا بفهمیم
قسمت دوم
✦اصلاح نیروهای بنیادی
آیا محیط های environments مشابهی در کل مولتی ورس وجود دارد؟ ما کاوش نظری خود را با در نظر گرفتن فراوانی عناصر شیمیایی آغاز کردیم.
در یونیورس ما، به غیر از هیدروژن و هلیوم اولیه که در مهبانگ فرم گرفتند، همه عناصر element از طریق حیات (چرخه سنتز هسته ای) ستارگان به وجود می آیند. آنها یا از طریق واکنشهای هستهای در هستههای ستارهای ایجاد میشوند، یا در خشونت *عظمای ابرنواخترها supernova ، هنگامی یک ستاره پرجرم massive خود را در پایان عمرش از هم میدرد .
همه این فرآیندها توسط چهار نیروی بنیادین در یونیورس اداره می شوند. گرانش هسته ستاره را فشرده می کند و آن را به دماها و چگالی های بسیار زیاد می رساند. الکترومغناطیس سعی می کند هسته های اتمی را از هم جدا کند، اما اگر آنها بتوانند به اندازه کافی نزدیک شوند، نیروی هسته ای قوی می تواند آنها را به عنصر جدیدی ترکیب کند. حتی نیروی ضعیف هسته ای که می تواند پروتون را به نوترون تبدیل کند، نقش مهمی در جهنم سوزان کوره ستاره ای دارد.
جرم ذرات بنیادی مانند الکترون ها و کوارک ها نیز می توانند نقش محوری داشته باشند.
بنابراین، برای کشف این یونیورس های فرضی، شمارهگیریهای زیادی داریم که میتوانیم آنها را تنظیم کنیم. تغییرات در یونیورس بنیادی از طریق بقیه فیزیک جریان دارد.
✦بالانس کربن و اکسیژن
برای مقابله با پیچیدگی فوقالعاده این مسئله، ما تکه های گوناگون فیزیک را به تکههای قابل کنترل تقسیم کردیم: ستارهها و جوها، سیارات و تکتونیک صفحات، منشأ حیات و موارد دیگر. و سپس تکه ها را به هم چسباندیم تا یک داستان کلی در مورد زیست پذیری در کل مولتیورس بیان کنیم.
یک تصویر پیچیده ظاهر می شود. برخی از فاکتور ها می توانند به شدت بر زیستپذیری یک یونیورس تأثیر بگذارند.
برای مثال، نسبت کربن به اکسیژن، چیزی که توسط زنجیره خاصی از واکنشهای هستهای در قلب یک ستاره تعیین میشود، و به نظر میرسد که اهمیت ویژهای دارد.
دور شدن بیش از حد از مقدارِ موجود در یونیورس ما، جایی که تقریباً مقادیر مساوی از این دو عنصر وجود دارد، منجر به محیطهایی میشود که در آن ظهور و شکوفایی حیات بسیار دشوار است.
اما فراوانی عناصر دیگر از اهمیت کمتری برخوردار است. تا زمانی که آنها پایدار باشند، که به بالانس نیروهای بنیادین بستگی دارد، می توانند نقشی محوری در بلوک های سازنده حیات داشته باشند.
✦پیچیدگی بیشتر در کاوش
ما فقط توانستهایم یک رویکرد گسترده برای کشف قابلیت زیستپذیری در سراسر مولتیورس داشته باشیم و از فضای احتمالات در مراحل بسیار گسسته نمونه برداری کنیم.
علاوه بر این، برای مدیریت پذیر کردن مسئله ، مجبور شدیم چند میانبر و تقریب نظری را انتخاب کنیم. بنابراین ما فقط در اولین مرحله از درک شرایط حیات در سراسر مولتیورس هستیم.
در مراحل بعدی، پیچیدگی کامل فیزیک آلترناتیو یونیورس های دیگر باید در نظر گرفته شود. ما باید تأثیر نیروهای بنیادی را در مقیاس کوچک درک کنیم و آن را در مقیاس بزرگ، بر شکل گیری ستاره ها و در نهایت سیارات، تعمیم دهیم.
✦ احتیاط
مفهوم مولتیورس هنوز فقط یک فرضیه است، ایده ای که هنوز باید آزمایش شود. در حقیقت، ما هنوز نمیدانیم که آیا این ایده قابل آزمایش است یا خیر.
و نمیدانیم که آیا قوانین فیزیکی میتوانند در سراسر یونیورس متفاوت باشند یا نه، و اگر هستند، چقدر میتوانند متفاوت باشند.
ما شاید در آغاز سفری باشیم که مکان نهایی ما را در بی نهایت آشکار می کند - یا احتمالا به سمت یک بن بست علمی پیش میرویم.
🆔 @phys_Q
قسمت دوم
✦اصلاح نیروهای بنیادی
آیا محیط های environments مشابهی در کل مولتی ورس وجود دارد؟ ما کاوش نظری خود را با در نظر گرفتن فراوانی عناصر شیمیایی آغاز کردیم.
در یونیورس ما، به غیر از هیدروژن و هلیوم اولیه که در مهبانگ فرم گرفتند، همه عناصر element از طریق حیات (چرخه سنتز هسته ای) ستارگان به وجود می آیند. آنها یا از طریق واکنشهای هستهای در هستههای ستارهای ایجاد میشوند، یا در خشونت *عظمای ابرنواخترها supernova ، هنگامی یک ستاره پرجرم massive خود را در پایان عمرش از هم میدرد .
همه این فرآیندها توسط چهار نیروی بنیادین در یونیورس اداره می شوند. گرانش هسته ستاره را فشرده می کند و آن را به دماها و چگالی های بسیار زیاد می رساند. الکترومغناطیس سعی می کند هسته های اتمی را از هم جدا کند، اما اگر آنها بتوانند به اندازه کافی نزدیک شوند، نیروی هسته ای قوی می تواند آنها را به عنصر جدیدی ترکیب کند. حتی نیروی ضعیف هسته ای که می تواند پروتون را به نوترون تبدیل کند، نقش مهمی در جهنم سوزان کوره ستاره ای دارد.
جرم ذرات بنیادی مانند الکترون ها و کوارک ها نیز می توانند نقش محوری داشته باشند.
بنابراین، برای کشف این یونیورس های فرضی، شمارهگیریهای زیادی داریم که میتوانیم آنها را تنظیم کنیم. تغییرات در یونیورس بنیادی از طریق بقیه فیزیک جریان دارد.
✦بالانس کربن و اکسیژن
برای مقابله با پیچیدگی فوقالعاده این مسئله، ما تکه های گوناگون فیزیک را به تکههای قابل کنترل تقسیم کردیم: ستارهها و جوها، سیارات و تکتونیک صفحات، منشأ حیات و موارد دیگر. و سپس تکه ها را به هم چسباندیم تا یک داستان کلی در مورد زیست پذیری در کل مولتیورس بیان کنیم.
یک تصویر پیچیده ظاهر می شود. برخی از فاکتور ها می توانند به شدت بر زیستپذیری یک یونیورس تأثیر بگذارند.
برای مثال، نسبت کربن به اکسیژن، چیزی که توسط زنجیره خاصی از واکنشهای هستهای در قلب یک ستاره تعیین میشود، و به نظر میرسد که اهمیت ویژهای دارد.
دور شدن بیش از حد از مقدارِ موجود در یونیورس ما، جایی که تقریباً مقادیر مساوی از این دو عنصر وجود دارد، منجر به محیطهایی میشود که در آن ظهور و شکوفایی حیات بسیار دشوار است.
اما فراوانی عناصر دیگر از اهمیت کمتری برخوردار است. تا زمانی که آنها پایدار باشند، که به بالانس نیروهای بنیادین بستگی دارد، می توانند نقشی محوری در بلوک های سازنده حیات داشته باشند.
✦پیچیدگی بیشتر در کاوش
ما فقط توانستهایم یک رویکرد گسترده برای کشف قابلیت زیستپذیری در سراسر مولتیورس داشته باشیم و از فضای احتمالات در مراحل بسیار گسسته نمونه برداری کنیم.
علاوه بر این، برای مدیریت پذیر کردن مسئله ، مجبور شدیم چند میانبر و تقریب نظری را انتخاب کنیم. بنابراین ما فقط در اولین مرحله از درک شرایط حیات در سراسر مولتیورس هستیم.
در مراحل بعدی، پیچیدگی کامل فیزیک آلترناتیو یونیورس های دیگر باید در نظر گرفته شود. ما باید تأثیر نیروهای بنیادی را در مقیاس کوچک درک کنیم و آن را در مقیاس بزرگ، بر شکل گیری ستاره ها و در نهایت سیارات، تعمیم دهیم.
✦ احتیاط
مفهوم مولتیورس هنوز فقط یک فرضیه است، ایده ای که هنوز باید آزمایش شود. در حقیقت، ما هنوز نمیدانیم که آیا این ایده قابل آزمایش است یا خیر.
و نمیدانیم که آیا قوانین فیزیکی میتوانند در سراسر یونیورس متفاوت باشند یا نه، و اگر هستند، چقدر میتوانند متفاوت باشند.
ما شاید در آغاز سفری باشیم که مکان نهایی ما را در بی نهایت آشکار می کند - یا احتمالا به سمت یک بن بست علمی پیش میرویم.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
🟣 اصل هولوگرافیک از مطالعه افق رویداد سیاهچاله ها نشات گرفته است . در اواخر دههی ۱۹۹۰ فیزیکدانهای نظری متوجه شدند وقتی ذرهای از اطلاعات وارد سیاهچاله میشود، سطح سیاهچاله به مقدار ناحیه پلانک (مربع طول پلانک) حدود m10-⁶⁵ ، افزایش می یابد.
در نگاه اول شاید دانستن اینکه سیاهچاله با افتادن آبجکت یا انرژی درون آن بزرگتر میشود، کشف خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما نکتهی حیرتانگیز قضیه این است که سطح سیاهچاله افزایش مییابد نه حجم آن. در مورد اغلب اجرامی که میشناسیم این قضیه کاملا برعکس است. وقتی در یک ماده ، ذره ای اضافه شود، حجمش به اندازهی یک واحد افزایش مییابد؛ اما افزایش سطح آن بسیار ناچیز است. وقتی ماده یا انرژی درون سیاهچاله میافتد، انگار اطلاعات مربوط به آن واقعا درون سیاهچاله نیست، بلکه به سطح آن چسبیده است. در نتیجه سیاهچاله که سیستمی سهبعدی در جهانِ سهبعدی ما است، میتواند تنها با سطح دوبعدی آن درک شود و این دقیقا مدل هولوگرافیک است.
از آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که اطلاعات تشکیل دهنده ماده هستند که بجای حجم بر سطح بازنویسی شده اند اما چطور؟ پاسخ همخوانی AdS/CFT
🆔 @phys_Q
در نگاه اول شاید دانستن اینکه سیاهچاله با افتادن آبجکت یا انرژی درون آن بزرگتر میشود، کشف خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما نکتهی حیرتانگیز قضیه این است که سطح سیاهچاله افزایش مییابد نه حجم آن. در مورد اغلب اجرامی که میشناسیم این قضیه کاملا برعکس است. وقتی در یک ماده ، ذره ای اضافه شود، حجمش به اندازهی یک واحد افزایش مییابد؛ اما افزایش سطح آن بسیار ناچیز است. وقتی ماده یا انرژی درون سیاهچاله میافتد، انگار اطلاعات مربوط به آن واقعا درون سیاهچاله نیست، بلکه به سطح آن چسبیده است. در نتیجه سیاهچاله که سیستمی سهبعدی در جهانِ سهبعدی ما است، میتواند تنها با سطح دوبعدی آن درک شود و این دقیقا مدل هولوگرافیک است.
از آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که اطلاعات تشکیل دهنده ماده هستند که بجای حجم بر سطح بازنویسی شده اند اما چطور؟ پاسخ همخوانی AdS/CFT
🆔 @phys_Q
👍9
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِللا - قسمت نخست
گرانش، نیرویی که توپهای بیسبال را به زمین بازمیگرداند و رشد سیاهچالهها را کنترل میکند، از نظر ریاضی با رفتارهای عجیب ذرات ساب اتمیک که همه مواد اطراف ما را تشکیل میدهند، متناسب است.
میز آلبرت انیشتین هنوز در طبقه دوم دپارتمان فیزیک پرینستون یافت می شود. این میز که در مقابل یک تخته سیاه از کف تا سقف پوشیده با معادلات ، قرار گرفته است، به نظر می رسد که روح نابغهی موهای وزوزی را تجسم می بخشد، که از ساکنان فعلی دپارتمان می پرسد: "خب ، آیا هنوز آن را حل کرده اید؟"
انیشتین هرگز به هدف خود مبنی بر یک نظریه یکپارچه unified برای توضیح دنیای طبیعی در یک چارچوب framework واحد و همگن نرسید. در طول قرن گذشته، محققان لینک هایی را بین سه نیروی فیزیکی از چهار نیروی فیزیکی شناخته شده در یک "مدل استاندارد" جمع آوری کرده اند، اما نیروی چهارم، گرانش، همیشه به تنهایی باقی مانده است.
دیگر نه. به لطف بینشهای اعضای هیئت علمی پرینستون و سایر افرادی که در این دپارتمان آموزش دیدهاند، گرانش از فریزر خارج می شود - اگرچه به شیوهای که چندان نزدیک به تصور اینشتین نیست.
اگرچه هنوز «نظریه همه چیز» TOE نیست، اما این چارچوب که بیش از 20 سال پیش تنظیم شد و هنوز در حال تکمیل است، روشهای شگفتانگیزی را نشان میدهد که نظریه گرانش اینشتین با دیگر حوزههای فیزیک مرتبط میشود و ابزارهای جدیدی را در اختیار محققان قرار میدهد تا با آنها به مسائل دست نیافتنی بپردازند.
بینش کلیدی این است که گرانش، نیرویی که توپهای بیسبال را به زمین بازمیگرداند و رشد سیاهچالهها را کنترل میکند، از نظر ریاضی با شیطنت های عجیب ذرات ساب اتمیک که همه مواد اطراف ما را تشکیل میدهند، متناسب است.
این تناسب relatability به دانشمندان اجازه می دهد تا از یک شاخه فیزیک برای درک سایر حوزه های به ظاهر نامرتبط فیزیک استفاده کنند. تا کنون، این مفهوم برای موضوعات مختلف از چرایی دمای سیاهچالهها تا اینکه چگونه بالهای پروانه میتواند باعث طوفان در آن سوی جهان شود، اعمال شده است.
این تناسب بین گرانش و ذرات ساب اتمیک نوعی سنگ روزتا Rosetta stone را برای فیزیک فراهم می کند. سوالی در مورد گرانش بپرسید، و توضیحی در مورد ذرات ساب اتمیک خواهید داشت. و بالعکس.
ایگور کلبانوف، استاد فیزیک یوجین هیگینز پرینستون، که برخی از مفاهیم اولیه را در دهه 1990 در این بستر تولید کرد، گفت: «این ناحیه فوقالعاده غنی است. و در تقاطع بسیاری از میدان های فیزیک قرار دارد."
.
🆔 @phys_Q
کاترین زندونِللا - قسمت نخست
گرانش، نیرویی که توپهای بیسبال را به زمین بازمیگرداند و رشد سیاهچالهها را کنترل میکند، از نظر ریاضی با رفتارهای عجیب ذرات ساب اتمیک که همه مواد اطراف ما را تشکیل میدهند، متناسب است.
میز آلبرت انیشتین هنوز در طبقه دوم دپارتمان فیزیک پرینستون یافت می شود. این میز که در مقابل یک تخته سیاه از کف تا سقف پوشیده با معادلات ، قرار گرفته است، به نظر می رسد که روح نابغهی موهای وزوزی را تجسم می بخشد، که از ساکنان فعلی دپارتمان می پرسد: "خب ، آیا هنوز آن را حل کرده اید؟"
انیشتین هرگز به هدف خود مبنی بر یک نظریه یکپارچه unified برای توضیح دنیای طبیعی در یک چارچوب framework واحد و همگن نرسید. در طول قرن گذشته، محققان لینک هایی را بین سه نیروی فیزیکی از چهار نیروی فیزیکی شناخته شده در یک "مدل استاندارد" جمع آوری کرده اند، اما نیروی چهارم، گرانش، همیشه به تنهایی باقی مانده است.
دیگر نه. به لطف بینشهای اعضای هیئت علمی پرینستون و سایر افرادی که در این دپارتمان آموزش دیدهاند، گرانش از فریزر خارج می شود - اگرچه به شیوهای که چندان نزدیک به تصور اینشتین نیست.
اگرچه هنوز «نظریه همه چیز» TOE نیست، اما این چارچوب که بیش از 20 سال پیش تنظیم شد و هنوز در حال تکمیل است، روشهای شگفتانگیزی را نشان میدهد که نظریه گرانش اینشتین با دیگر حوزههای فیزیک مرتبط میشود و ابزارهای جدیدی را در اختیار محققان قرار میدهد تا با آنها به مسائل دست نیافتنی بپردازند.
بینش کلیدی این است که گرانش، نیرویی که توپهای بیسبال را به زمین بازمیگرداند و رشد سیاهچالهها را کنترل میکند، از نظر ریاضی با شیطنت های عجیب ذرات ساب اتمیک که همه مواد اطراف ما را تشکیل میدهند، متناسب است.
این تناسب relatability به دانشمندان اجازه می دهد تا از یک شاخه فیزیک برای درک سایر حوزه های به ظاهر نامرتبط فیزیک استفاده کنند. تا کنون، این مفهوم برای موضوعات مختلف از چرایی دمای سیاهچالهها تا اینکه چگونه بالهای پروانه میتواند باعث طوفان در آن سوی جهان شود، اعمال شده است.
این تناسب بین گرانش و ذرات ساب اتمیک نوعی سنگ روزتا Rosetta stone را برای فیزیک فراهم می کند. سوالی در مورد گرانش بپرسید، و توضیحی در مورد ذرات ساب اتمیک خواهید داشت. و بالعکس.
ایگور کلبانوف، استاد فیزیک یوجین هیگینز پرینستون، که برخی از مفاهیم اولیه را در دهه 1990 در این بستر تولید کرد، گفت: «این ناحیه فوقالعاده غنی است. و در تقاطع بسیاری از میدان های فیزیک قرار دارد."
.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍5
🟣فراتر از اینشتین: فیزیکدانان پیوندهای شگفت انگیزی در کیهان پیدا می کنند
کاترین زندونِللا
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9759
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9764
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9765
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9766
Reference:
https://www.princeton.edu/news/2018/12/17/beyond-einstein-physicists-find-surprising-connections-cosmos
کاترین زندونِللا
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9759
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9764
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9765
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9766
Reference:
https://www.princeton.edu/news/2018/12/17/beyond-einstein-physicists-find-surprising-connections-cosmos
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تهران - حمله شیمیایی به مدرسه دخترانه بنتالهدی
*دوده منتسب به ماده ای که سبب مسمومیت دانش آموزان می شود. کسی اطلاعی درباره این ماده دارد؟
🆔 @phys_Q
*دوده منتسب به ماده ای که سبب مسمومیت دانش آموزان می شود. کسی اطلاعی درباره این ماده دارد؟
🆔 @phys_Q
🤔5