🟣 چه می شود اگر رئالیتی ما مجموع تمام رئالیتی های ممکن باشد
توسط چارلی وود
قسمت چهارم و پایانی
◄ فضا-زمان = مجموع چه چیزی؟ Space-Time = The Sum of What?
با این حال، بزرگترین راز در فیزیک بنیادی، فراتر از دسترس اکسپرینس قرار دارد. فیزیکدانان مایلند ماهیت کوانتومی نیروی گرانش را درک کنند. در سال 1915، آلبرت اینشتین گرانش را به عنوان نتیجه کورویچر curve موجود در فابریک fabric فضا-زمان spacetime زمان بازنویسی کرد. تئوری وی نشان داد که اندازه گیری measuring معیار های طول و تیک کلاک clock ( زمان و مکان) از مکانی به مکان دیگر تغییر می کند - به عبارت دیگر فضا-زمان یک میدان شکل پذیر malleable است. میدانهای دیگر ماهیت کوانتومی دارند، بنابراین بیشتر فیزیکدانها انتظار دارند که فضا-زمان نیز چنین باشد، و انتگرال مسیر باید این رفتار را نشان دهد.
فلسفه فاینمن روشن است: فیزیکدانان باید تمام اشکال ممکن فضا-زمان را جمع کنند. اما وقتی شکل فضا و زمان را در نظر می گیریم، چه چیزی دقیقا محتمل است؟
فضا-زمان ممکن است به طور قابل ملاحظه ای تقسیم split یا تفکیک شود، برای مثال، یک مکان از مکان دیگر تفکیک شود. یا ممکن است توسط تیوب هایی - کرمچالهها - که مکانها را به هم کانکت میکند ، پانچ punctured شود . معادلات اینشتین اجازه چنین اشکال عجیب و غریبی را می دهد، اما تغییراتی را که منجر به آنها می شود ممنوع می کند. جر خوردن rips یا ادغام merge می تواند علیت causality را نقض کند و پارادوکس های سفر در زمان را پر رنگ کند. هیچ کس از احتمال مشارکت فضا-زمان و گرانش در کنش های بی پرواتر در سطح کوانتومی اطلاعی ندارد ، بنابراین فیزیکدانان نمی دانند که آیا فضا-زمان های پنیر سوئیسی را با "انتگرال مسیر گرانشی" توصیف کنند یا خیر.
یکی از کمپین ها گمان میکند که همه چیز وارد میشود. برای مثال، استیون هاوکینگ، انتگرال مسیری را راهاندازی کرد که پارگی ها rips ، کرمچالهها، دوناتها و سایر تغییرات «توپولوژیکی» خشن بین اشکال فضا را در خود جای میدهد. او روی هک اعداد موهومی برای زمان ، جهت آسانتر کردن ریاضیات تکیه کرد. موهومی سازی imaginary زمان به طور تاثیرگذاری آن را به بعد دیگری از فضا تبدیل می کند. ( بی ارتباط با مدل شاتل کاک نیست) درین ورطه بیزمانی timeless ، هیچ مفهوم علیتی از یونیورس های استخراج شده از کرمچاله وجود ندارد . هاوکینگ از این مسیر بی زمان timeless «اقلیدسی» استفاده کرد تا استدلال کند که زمان از مهبانگ آغاز شده است و بلوکهای سازنده فضا-زمان درون یک سیاهچاله را شمارش میکند. اخیراً، محققان از رویکرد اقلیدسی استفاده کردند تا استدلال کنند که اطلاعات از سیاهچالههای در حال مرگ به بیرون درز میکند.
سایمون راس، نظریهپرداز گرانش کوانتومی در دانشگاه دورهام، میگوید: " بهنظر میرسد این دیدگاه غنیتر باشد». انتگرال مسیر گرانشی، که شامل تمام توپولوژی ها تعریف شده است، دارای برخی ویژگی های زیبا ست که ما هنوز به طور کامل آن را درک نکرده ایم."
اما چشم انداز غنی تر بهایی دارد. برخی از فیزیکدانان از حذف یک عنصر سنگین رئالیتی ، مانند زمان بیزارند. لول گفت که انتگرال مسیر اقلیدسی «واقعاً کاملاً غیر فیزیکی است».
کمپین وی تلاش میکند تا زمان را در انتگرال مسیر نگه دارد، و آن را در فضا-زمانی که ما میشناسیم و دوست داریم، قرار میدهد، جایی که علت ها causes صراحتا مقدم بر معلول ها هستند. پس از گذراندن سالها برای توسعه راههایی برای تقریب انتگرال مسیر قدرتمندتر، لول نکاتی یافته که این رویکرد را کارآ تر می کند . برای مثال، در یک مقاله، او دستهای از شکلهای استاندارد فضا-زمان را جمع کردند (تقریباً همه به صورت لحافی از مثلثهای کوچک اند) و چیزی شبیه یونیورس ما به دست آوردند - که معادل فضا-زمان برای نشان دادن حرکت ذرات در لاین های مستقیم هستند.
و دیگران در حال پیشبرد مسیر تایملس هستند که فضا-زمان و گرانش به همراه تمام تغییرات توپولوژیکی در آن گنجانده شده است. در سال 2019، محققان صراحتا فول full انتگرال را تعریف کردند - نه فقط یک تقریب - برای یونیورس های دوبعدی، بلکه با استفاده از ابزارهای ریاضی که مفهوم فیزیکی آن را گل آلودتر کرد. چنین کاری این تصور را در بین فیزیکدانان و ریاضیدانان عمیق تر می کند که انتگرال مسیر دارای ارزش تحت کنترل است. اونگ گفت: «شاید هنوز ما هنوز انتگرالهای مسیر را به خوبی تعریف نکردهایم، اما بطور بنیادی فکر میکنم این بیانگر اهمیت زمان است.»
🆔 @phys_Q
توسط چارلی وود
قسمت چهارم و پایانی
◄ فضا-زمان = مجموع چه چیزی؟ Space-Time = The Sum of What?
با این حال، بزرگترین راز در فیزیک بنیادی، فراتر از دسترس اکسپرینس قرار دارد. فیزیکدانان مایلند ماهیت کوانتومی نیروی گرانش را درک کنند. در سال 1915، آلبرت اینشتین گرانش را به عنوان نتیجه کورویچر curve موجود در فابریک fabric فضا-زمان spacetime زمان بازنویسی کرد. تئوری وی نشان داد که اندازه گیری measuring معیار های طول و تیک کلاک clock ( زمان و مکان) از مکانی به مکان دیگر تغییر می کند - به عبارت دیگر فضا-زمان یک میدان شکل پذیر malleable است. میدانهای دیگر ماهیت کوانتومی دارند، بنابراین بیشتر فیزیکدانها انتظار دارند که فضا-زمان نیز چنین باشد، و انتگرال مسیر باید این رفتار را نشان دهد.
فلسفه فاینمن روشن است: فیزیکدانان باید تمام اشکال ممکن فضا-زمان را جمع کنند. اما وقتی شکل فضا و زمان را در نظر می گیریم، چه چیزی دقیقا محتمل است؟
فضا-زمان ممکن است به طور قابل ملاحظه ای تقسیم split یا تفکیک شود، برای مثال، یک مکان از مکان دیگر تفکیک شود. یا ممکن است توسط تیوب هایی - کرمچالهها - که مکانها را به هم کانکت میکند ، پانچ punctured شود . معادلات اینشتین اجازه چنین اشکال عجیب و غریبی را می دهد، اما تغییراتی را که منجر به آنها می شود ممنوع می کند. جر خوردن rips یا ادغام merge می تواند علیت causality را نقض کند و پارادوکس های سفر در زمان را پر رنگ کند. هیچ کس از احتمال مشارکت فضا-زمان و گرانش در کنش های بی پرواتر در سطح کوانتومی اطلاعی ندارد ، بنابراین فیزیکدانان نمی دانند که آیا فضا-زمان های پنیر سوئیسی را با "انتگرال مسیر گرانشی" توصیف کنند یا خیر.
یکی از کمپین ها گمان میکند که همه چیز وارد میشود. برای مثال، استیون هاوکینگ، انتگرال مسیری را راهاندازی کرد که پارگی ها rips ، کرمچالهها، دوناتها و سایر تغییرات «توپولوژیکی» خشن بین اشکال فضا را در خود جای میدهد. او روی هک اعداد موهومی برای زمان ، جهت آسانتر کردن ریاضیات تکیه کرد. موهومی سازی imaginary زمان به طور تاثیرگذاری آن را به بعد دیگری از فضا تبدیل می کند. ( بی ارتباط با مدل شاتل کاک نیست) درین ورطه بیزمانی timeless ، هیچ مفهوم علیتی از یونیورس های استخراج شده از کرمچاله وجود ندارد . هاوکینگ از این مسیر بی زمان timeless «اقلیدسی» استفاده کرد تا استدلال کند که زمان از مهبانگ آغاز شده است و بلوکهای سازنده فضا-زمان درون یک سیاهچاله را شمارش میکند. اخیراً، محققان از رویکرد اقلیدسی استفاده کردند تا استدلال کنند که اطلاعات از سیاهچالههای در حال مرگ به بیرون درز میکند.
سایمون راس، نظریهپرداز گرانش کوانتومی در دانشگاه دورهام، میگوید: " بهنظر میرسد این دیدگاه غنیتر باشد». انتگرال مسیر گرانشی، که شامل تمام توپولوژی ها تعریف شده است، دارای برخی ویژگی های زیبا ست که ما هنوز به طور کامل آن را درک نکرده ایم."
اما چشم انداز غنی تر بهایی دارد. برخی از فیزیکدانان از حذف یک عنصر سنگین رئالیتی ، مانند زمان بیزارند. لول گفت که انتگرال مسیر اقلیدسی «واقعاً کاملاً غیر فیزیکی است».
کمپین وی تلاش میکند تا زمان را در انتگرال مسیر نگه دارد، و آن را در فضا-زمانی که ما میشناسیم و دوست داریم، قرار میدهد، جایی که علت ها causes صراحتا مقدم بر معلول ها هستند. پس از گذراندن سالها برای توسعه راههایی برای تقریب انتگرال مسیر قدرتمندتر، لول نکاتی یافته که این رویکرد را کارآ تر می کند . برای مثال، در یک مقاله، او دستهای از شکلهای استاندارد فضا-زمان را جمع کردند (تقریباً همه به صورت لحافی از مثلثهای کوچک اند) و چیزی شبیه یونیورس ما به دست آوردند - که معادل فضا-زمان برای نشان دادن حرکت ذرات در لاین های مستقیم هستند.
و دیگران در حال پیشبرد مسیر تایملس هستند که فضا-زمان و گرانش به همراه تمام تغییرات توپولوژیکی در آن گنجانده شده است. در سال 2019، محققان صراحتا فول full انتگرال را تعریف کردند - نه فقط یک تقریب - برای یونیورس های دوبعدی، بلکه با استفاده از ابزارهای ریاضی که مفهوم فیزیکی آن را گل آلودتر کرد. چنین کاری این تصور را در بین فیزیکدانان و ریاضیدانان عمیق تر می کند که انتگرال مسیر دارای ارزش تحت کنترل است. اونگ گفت: «شاید هنوز ما هنوز انتگرالهای مسیر را به خوبی تعریف نکردهایم، اما بطور بنیادی فکر میکنم این بیانگر اهمیت زمان است.»
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
#پیوست
🟣فیزیکدان بریتانیایی پل دیراک، سمت چپ، مکانیک کوانتومی را در سال 1933 به گونهای طراحی کرد که کل هیستوری کلّی یا مسیر یک ذره را به جای تکامل لحظه به لحظه آن در نظر بگیرد. فیزیکدان آمریکایی، ریچارد فاینمن، بصورت دقیق ، این ایده را پذیرفت و آن را اجرا کرد و انتگرال مسیر را در سال 1948 توسعه داد.
🆔 @phys_Q
🟣فیزیکدان بریتانیایی پل دیراک، سمت چپ، مکانیک کوانتومی را در سال 1933 به گونهای طراحی کرد که کل هیستوری کلّی یا مسیر یک ذره را به جای تکامل لحظه به لحظه آن در نظر بگیرد. فیزیکدان آمریکایی، ریچارد فاینمن، بصورت دقیق ، این ایده را پذیرفت و آن را اجرا کرد و انتگرال مسیر را در سال 1948 توسعه داد.
🆔 @phys_Q
👍4
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 How Our Reality May Be a Sum of All Possible Realities
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند black magic است.
انتگرال مسیر بجای در نظر گرفتن تکامل لحظه به لحظه برای پارتیکل ، یک هیستوری کلّی برای آن در نظر میگیرد . اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9462
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9466
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9469
#پیوست
https://t.me/phys_Q/9470
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند black magic است.
انتگرال مسیر بجای در نظر گرفتن تکامل لحظه به لحظه برای پارتیکل ، یک هیستوری کلّی برای آن در نظر میگیرد . اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9462
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9466
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9469
#پیوست
https://t.me/phys_Q/9470
👍1
🟣 It's necessary to fall in love with a theory , And, like falling in love with a woman, it is only possible if you do not know much about her, so you cannot see her faults. The faults will become apparent later, but after the love is strong enough to hold you to her .
باید عاشق یک نظریه شد، و مانند عشق به یک زن، فقط زمانی ممکن است که چیز زیادی در مورد او ندانید، بنابراین نمی توانید عیوب او را ببینید. عیبها بعداً ، پس از آنکه عشق آنقدر قوی شد که شما را در کنار وی نگاه دارد ، پدیدار می شوند.
NOBLE prize Lecture
- picture Richard & Arline feynman
🆔 @phys_Q
باید عاشق یک نظریه شد، و مانند عشق به یک زن، فقط زمانی ممکن است که چیز زیادی در مورد او ندانید، بنابراین نمی توانید عیوب او را ببینید. عیبها بعداً ، پس از آنکه عشق آنقدر قوی شد که شما را در کنار وی نگاه دارد ، پدیدار می شوند.
NOBLE prize Lecture
- picture Richard & Arline feynman
🆔 @phys_Q
❤3
🟣 "کوپلینگ کیهانی" - شواهد جدید سیاهچاله ها را به عنوان منبع انرژی تاریک هدف گرفته اند.
قسمت نخست
با جستجوی دادههای موجود در طول 9 میلیارد سال، تیمی از محققان به رهبری دانشمندان دانشگاه هاوایی در مانوآ اولین شواهدی از "کاسمولوژیکال کوپلینگ " - پدیدهای جدید پیشبینیشده در نظریه گرانش انیشتین را کشف کردند که تنها زمانی امکانپذیر است که سیاهچالهها درون یک یونیورس در حال تکامل قرار گرفته باشند.
اخترفیزیکدانان دانکن فارا و کوین کروکر این مطالعه جاه طلبانه را رهبری کردند و تخصص هاوایی در تکامل کهکشان ها و نظریه گرانش را با تجربیات مشاهده و آنالیز محققان در 9 کشور ترکیب کردند تا اولین بینش را در مورد آنچه ممکن است درون سیاهچاله های واقعی وجود داشته باشد ارائه دهند.
کروکر گفت: «وقتی LIGO در اواخر سال 2015 نخستین ادغام جفت سیاهچالهها را شنید، همه چیز تغییر کرد. این سیگنال با پیشبینیهای روی کاغذ مطابقت بسیار خوبی داشت، اما آیا این پیشبینیها را به میلیونها یا میلیاردها سال تعمیم داد؟ آیا مدل سیاهچاله ای را با یونیورس در حال انبساط تطبیق می دهد؟ اصلاً مشخص نبود که چگونه باید این کار را انجام دهیم.»
این تیم اخیراً دو مقاله، یکی در The Astrophysical Journal و دیگری در The Astrophysical Journal Letters منتشر کرده است که سیاهچاله های کلانجرم را در قلب کهکشان های باستانی و خفته مطالعه می کند.
محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه را مطالعه کردند
اولین مقاله نشان داد که این سیاهچالهها در طی میلیاردها سال بهگونهای جرم پیدا میکنند که به راحتی نمیتوان آن را با فرآیندهای استاندارد کهکشانها و سیاهچالهها، مانند ادغام یا تجمع گاز توضیح داد.
مقاله دوم نشان میدهد که رشد جرم این سیاهچالهها با پیشبینیهای سیاهچالههایی مطابقت دارد که نه تنها از نظر کیهانشناسی جفت میشوند، بلکه انرژی خلاء را نیز در بر میگیرند - چیزی که از فشردن ماده تا حد امکان بدون نقض معادلات اینشتین، در نتیجه از تکینگی singularity اجتناب میکند.
در نبود تکینگیها، این مقاله نشان میدهد که انرژی خلاء ترکیب شده با سیاهچالهها که در مرگ اولین ستارههای یونیورس تولید میشود، با مقدار اندازهگیری شده انرژی تاریک در یونیورس ما مطابقت دارد.
فارا farrah ، نویسنده اصلی، گفت: «ما واقعاً دو چیز را در یک مقاله میگوییم: شواهدی وجود دارد که راهحلهای رایج سیاهچاله در مقیاس زمانی طولانی برای شما کار نمیکنند، و ما اولین منبع اخترفیزیکی پیشنهادی برای انرژی تاریک را داریم.
این اندازهگیریهای جدید، اگر با شواهد بیشتر پشتیبانی شوند، درک ما از چیستی سیاهچاله ها را بازتعریف خواهند کرد.
◄نه میلیارد سال پیش
در اولین مطالعه، تیم تعیین کرد که چگونه از اندازه گیری های موجود سیاهچاله ها برای جست و جوی کاسمولوژیکال کوپلینگ استفاده کنند.
فرح گفت: «علاقه من به این پروژه واقعاً از علاقه عمومی به تلاش برای تعیین شواهد رصدی که از مدلی برای سیاهچالهها پشتیبانی میکند که بدون توجه به مدت زمانی که به آنها نگاه میکنید کار میکند، نشات گرفته. به طور کلی انجام این کار بسیار بسیار دشوار است، زیرا سیاهچالهها فوقالعاده کوچک هستند، رصد مستقیم آنها فوقالعاده دشوار است و فاصله زیادی با آنها وجود دارد.»
🆔 @phys_Q
🟣محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه 59 را مطالعه کردند تا تعیین کنند آیا جرم سیاهچاله های مرکزی آنها در 9 میلیارد سال گذشته تغییر کرده است یا خیر. توزیع همواری نور ، ناشی از میلیاردها ستاره است.
Credit: ESA/Hubble & NASA, P. Cote
قسمت نخست
با جستجوی دادههای موجود در طول 9 میلیارد سال، تیمی از محققان به رهبری دانشمندان دانشگاه هاوایی در مانوآ اولین شواهدی از "کاسمولوژیکال کوپلینگ " - پدیدهای جدید پیشبینیشده در نظریه گرانش انیشتین را کشف کردند که تنها زمانی امکانپذیر است که سیاهچالهها درون یک یونیورس در حال تکامل قرار گرفته باشند.
اخترفیزیکدانان دانکن فارا و کوین کروکر این مطالعه جاه طلبانه را رهبری کردند و تخصص هاوایی در تکامل کهکشان ها و نظریه گرانش را با تجربیات مشاهده و آنالیز محققان در 9 کشور ترکیب کردند تا اولین بینش را در مورد آنچه ممکن است درون سیاهچاله های واقعی وجود داشته باشد ارائه دهند.
کروکر گفت: «وقتی LIGO در اواخر سال 2015 نخستین ادغام جفت سیاهچالهها را شنید، همه چیز تغییر کرد. این سیگنال با پیشبینیهای روی کاغذ مطابقت بسیار خوبی داشت، اما آیا این پیشبینیها را به میلیونها یا میلیاردها سال تعمیم داد؟ آیا مدل سیاهچاله ای را با یونیورس در حال انبساط تطبیق می دهد؟ اصلاً مشخص نبود که چگونه باید این کار را انجام دهیم.»
این تیم اخیراً دو مقاله، یکی در The Astrophysical Journal و دیگری در The Astrophysical Journal Letters منتشر کرده است که سیاهچاله های کلانجرم را در قلب کهکشان های باستانی و خفته مطالعه می کند.
محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه را مطالعه کردند
اولین مقاله نشان داد که این سیاهچالهها در طی میلیاردها سال بهگونهای جرم پیدا میکنند که به راحتی نمیتوان آن را با فرآیندهای استاندارد کهکشانها و سیاهچالهها، مانند ادغام یا تجمع گاز توضیح داد.
مقاله دوم نشان میدهد که رشد جرم این سیاهچالهها با پیشبینیهای سیاهچالههایی مطابقت دارد که نه تنها از نظر کیهانشناسی جفت میشوند، بلکه انرژی خلاء را نیز در بر میگیرند - چیزی که از فشردن ماده تا حد امکان بدون نقض معادلات اینشتین، در نتیجه از تکینگی singularity اجتناب میکند.
در نبود تکینگیها، این مقاله نشان میدهد که انرژی خلاء ترکیب شده با سیاهچالهها که در مرگ اولین ستارههای یونیورس تولید میشود، با مقدار اندازهگیری شده انرژی تاریک در یونیورس ما مطابقت دارد.
فارا farrah ، نویسنده اصلی، گفت: «ما واقعاً دو چیز را در یک مقاله میگوییم: شواهدی وجود دارد که راهحلهای رایج سیاهچاله در مقیاس زمانی طولانی برای شما کار نمیکنند، و ما اولین منبع اخترفیزیکی پیشنهادی برای انرژی تاریک را داریم.
این اندازهگیریهای جدید، اگر با شواهد بیشتر پشتیبانی شوند، درک ما از چیستی سیاهچاله ها را بازتعریف خواهند کرد.
◄نه میلیارد سال پیش
در اولین مطالعه، تیم تعیین کرد که چگونه از اندازه گیری های موجود سیاهچاله ها برای جست و جوی کاسمولوژیکال کوپلینگ استفاده کنند.
فرح گفت: «علاقه من به این پروژه واقعاً از علاقه عمومی به تلاش برای تعیین شواهد رصدی که از مدلی برای سیاهچالهها پشتیبانی میکند که بدون توجه به مدت زمانی که به آنها نگاه میکنید کار میکند، نشات گرفته. به طور کلی انجام این کار بسیار بسیار دشوار است، زیرا سیاهچالهها فوقالعاده کوچک هستند، رصد مستقیم آنها فوقالعاده دشوار است و فاصله زیادی با آنها وجود دارد.»
🆔 @phys_Q
🟣محققان کهکشان های بیضوی مانند مسیه 59 را مطالعه کردند تا تعیین کنند آیا جرم سیاهچاله های مرکزی آنها در 9 میلیارد سال گذشته تغییر کرده است یا خیر. توزیع همواری نور ، ناشی از میلیاردها ستاره است.
Credit: ESA/Hubble & NASA, P. Cote
Telegram
attach 📎
🟣 "کوپلینگ کیهانی" - شواهد جدید سیاهچاله ها را به عنوان منبع انرژی تاریک هدف گرفته اند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9475
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9478
#پیوست
https://t.me/phys_Q/9479
Source:
https://scitechdaily.com/cosmological-coupling-new-evidence-points-to-black-holes-as-source-of-dark-energy/
تصور هنری از یک سیاهچاله کلانجرم . کاسمولوژیکال کوپلینگ به سیاهچالهها اجازه میدهد تا بدون مصرف گاز یا ستارگان بزرگ شوند.
Credit : UH Manoa
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9475
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9478
#پیوست
https://t.me/phys_Q/9479
Source:
https://scitechdaily.com/cosmological-coupling-new-evidence-points-to-black-holes-as-source-of-dark-energy/
تصور هنری از یک سیاهچاله کلانجرم . کاسمولوژیکال کوپلینگ به سیاهچالهها اجازه میدهد تا بدون مصرف گاز یا ستارگان بزرگ شوند.
Credit : UH Manoa
🟣 "کوپلینگ کیهانی" - شواهد جدید سیاهچاله ها را به عنوان منبع انرژی تاریک هدف گرفته اند.
قسمت دوم
مشاهده سیاهچاله ها در بازه های زمانی طولانی نیز دشوار است. مشاهدات را می توان در چند ثانیه یا حداکثر ده ها سال انجام داد - زمان کافی برای تشخیص اینکه چگونه یک سیاهچاله ممکن است در طول عمر کیهان تغییر کند، کافی نیست. دیدن چگونگی تغییر سیاهچاله ها در مقیاس میلیاردها سال کار بزرگتری است.
شما باید تکثری از سیاهچاله ها را شناسایی کرده و توزیع جرم آنها را میلیاردها سال پیش شناسایی کنید. گرگوری تارله، فیزیکدان دانشگاه میشیگان، یکی از نویسندگان این مقاله، میگوید: «نتیجتا باید همان تکثر یا تکثری مرتبط با اجداد باستانی را در حال حاضر ببینید و دوباره بتوانید جرم آنها را اندازهگیری کنید. انجام این کار واقعاً دشوار است.»
از آنجایی که کهکشانها میتوانند میلیاردها سال عمر داشته باشند و بیشتر کهکشانها حاوی سیاهچالههای پرجرم هستند، تیم متوجه شد که کهکشانها کلید را در دست دارند، اما انتخاب انواع درست کهکشانها ضروری بود.
سارا پتی، یکی از نویسندگان این مطالعه، کارشناس کهکشانی در NorthWest Research Associates میگوید: «رفتارهای مختلفی برای سیاهچالهها در کهکشانها تنها بطور شفاهی اندازهگیری شده بود، و در واقع هیچ اتفاق نظری وجود نداشت. ما به این نتیجه رسیدیم که تنها با تمرکز بر سیاهچالهها در کهکشانهای در حال تکامل بیضوی ، میتوانیم به مرتب کردن این چیز کمک کنیم.»
اگر رشد جرم سیاهچالهها فقط از طریق برافزایش یا ادغام اتفاق میافتاد، تغییر محسوس جرم این سیاهچالهها انتظار نمیرفت . با این حال، اگر سیاهچاله ها با کوپلینگ به یونیورس در حال انبساط جرم پیدا کنند، کهکشان های بیضوی شکل غیرفعال ممکن است این پدیده را آشکار کنند.
محققان دریافتند که هر چه بیشتر در زمان نگاه میکنند، جرم سیاهچالهها نسبت به جرم امروزی کوچکتر است. این تغییرات بزرگ بودند: سیاهچالههای امروزی بین 7 تا 20 برابر بزرگتر از 9 میلیارد سال پیش بودند – به اندازهای بزرگ که محققان گمان میکردند کاسمولوژیکال کاپلینگ میتواند عامل آن باشد.
«در اینجا یک تشبیه اسباب بازی وجود دارد. میتوانید سیاهچالهای مثل یک نوار لاستیکی را در نظر بگیرید که با انبساط یونیورس همراه با کیهان کشیده میشود. و با کشش، انرژی آن افزایش می یابد. E = mc² انیشتین به شما می گوید که جرم و انرژی هم ارز هستند، بنابراین جرم سیاهچاله نیز افزایش می یابد. میزان افزایش جرم به اندازه بستگی دارد، متغیری که محققان آن را k می نامند.»
هرچه نوار لاستیکی سفتتر باشد، کشش آن سختتر است، بنابراین هنگام کشیده شدن انرژی بیشتری خواهد داشت.
از آنجایی که رشد جرم سیاهچاله ها از کاسمولوژیکال کاپلینگ به اندازه یونیورس بستگی دارد و یونیورس در گذشته کوچکتر بوده ، سیاهچاله ها در مطالعه اول باید به اندازه صحیح جرم کمتری داشته باشند تا توضیح کوپلینگ کیهانی کار کند. .
این تیم پنج جمعیت مختلف سیاهچاله را در سه مجموعه مختلف از کهکشانهای بیضوی بررسی کردند که از زمانی که یونیورس تقریباً نیم و یک سوم اندازه کنونی خود بود ، در نظر گرفته شده است. در هر مقایسه، آنها اندازه گیری کردند که k تقریباً 3 مثبت است.
◄اولین پیوند رصدی
در سال 2019، این مقدار برای سیاهچالههایی که بجای تکینگی حاوی انرژی خلاء هستند، توسط کروکر، دانشجوی آن زمان، و جوئل وینر، استاد ریاضیات UH Manoa، پیشبینی شد.
کروکر افزود: «این اندازهگیری، که توضیح میدهد چرا یونیورس در حال حاضر شتاب میگیرد، نمایی زیبا از قدرت واقعی گرانش اینشتین میدهد. گروهی از آواهای کوچک که در سراسر یونیورس پخش شده اند می توانند با هم کار کنند تا کل یونیورس را هدایت کنند. چقدر باحاله؟"
🆔 @phys_Q
قسمت دوم
مشاهده سیاهچاله ها در بازه های زمانی طولانی نیز دشوار است. مشاهدات را می توان در چند ثانیه یا حداکثر ده ها سال انجام داد - زمان کافی برای تشخیص اینکه چگونه یک سیاهچاله ممکن است در طول عمر کیهان تغییر کند، کافی نیست. دیدن چگونگی تغییر سیاهچاله ها در مقیاس میلیاردها سال کار بزرگتری است.
شما باید تکثری از سیاهچاله ها را شناسایی کرده و توزیع جرم آنها را میلیاردها سال پیش شناسایی کنید. گرگوری تارله، فیزیکدان دانشگاه میشیگان، یکی از نویسندگان این مقاله، میگوید: «نتیجتا باید همان تکثر یا تکثری مرتبط با اجداد باستانی را در حال حاضر ببینید و دوباره بتوانید جرم آنها را اندازهگیری کنید. انجام این کار واقعاً دشوار است.»
از آنجایی که کهکشانها میتوانند میلیاردها سال عمر داشته باشند و بیشتر کهکشانها حاوی سیاهچالههای پرجرم هستند، تیم متوجه شد که کهکشانها کلید را در دست دارند، اما انتخاب انواع درست کهکشانها ضروری بود.
سارا پتی، یکی از نویسندگان این مطالعه، کارشناس کهکشانی در NorthWest Research Associates میگوید: «رفتارهای مختلفی برای سیاهچالهها در کهکشانها تنها بطور شفاهی اندازهگیری شده بود، و در واقع هیچ اتفاق نظری وجود نداشت. ما به این نتیجه رسیدیم که تنها با تمرکز بر سیاهچالهها در کهکشانهای در حال تکامل بیضوی ، میتوانیم به مرتب کردن این چیز کمک کنیم.»
اگر رشد جرم سیاهچالهها فقط از طریق برافزایش یا ادغام اتفاق میافتاد، تغییر محسوس جرم این سیاهچالهها انتظار نمیرفت . با این حال، اگر سیاهچاله ها با کوپلینگ به یونیورس در حال انبساط جرم پیدا کنند، کهکشان های بیضوی شکل غیرفعال ممکن است این پدیده را آشکار کنند.
محققان دریافتند که هر چه بیشتر در زمان نگاه میکنند، جرم سیاهچالهها نسبت به جرم امروزی کوچکتر است. این تغییرات بزرگ بودند: سیاهچالههای امروزی بین 7 تا 20 برابر بزرگتر از 9 میلیارد سال پیش بودند – به اندازهای بزرگ که محققان گمان میکردند کاسمولوژیکال کاپلینگ میتواند عامل آن باشد.
«در اینجا یک تشبیه اسباب بازی وجود دارد. میتوانید سیاهچالهای مثل یک نوار لاستیکی را در نظر بگیرید که با انبساط یونیورس همراه با کیهان کشیده میشود. و با کشش، انرژی آن افزایش می یابد. E = mc² انیشتین به شما می گوید که جرم و انرژی هم ارز هستند، بنابراین جرم سیاهچاله نیز افزایش می یابد. میزان افزایش جرم به اندازه بستگی دارد، متغیری که محققان آن را k می نامند.»
هرچه نوار لاستیکی سفتتر باشد، کشش آن سختتر است، بنابراین هنگام کشیده شدن انرژی بیشتری خواهد داشت.
از آنجایی که رشد جرم سیاهچاله ها از کاسمولوژیکال کاپلینگ به اندازه یونیورس بستگی دارد و یونیورس در گذشته کوچکتر بوده ، سیاهچاله ها در مطالعه اول باید به اندازه صحیح جرم کمتری داشته باشند تا توضیح کوپلینگ کیهانی کار کند. .
این تیم پنج جمعیت مختلف سیاهچاله را در سه مجموعه مختلف از کهکشانهای بیضوی بررسی کردند که از زمانی که یونیورس تقریباً نیم و یک سوم اندازه کنونی خود بود ، در نظر گرفته شده است. در هر مقایسه، آنها اندازه گیری کردند که k تقریباً 3 مثبت است.
◄اولین پیوند رصدی
در سال 2019، این مقدار برای سیاهچالههایی که بجای تکینگی حاوی انرژی خلاء هستند، توسط کروکر، دانشجوی آن زمان، و جوئل وینر، استاد ریاضیات UH Manoa، پیشبینی شد.
کروکر افزود: «این اندازهگیری، که توضیح میدهد چرا یونیورس در حال حاضر شتاب میگیرد، نمایی زیبا از قدرت واقعی گرانش اینشتین میدهد. گروهی از آواهای کوچک که در سراسر یونیورس پخش شده اند می توانند با هم کار کنند تا کل یونیورس را هدایت کنند. چقدر باحاله؟"
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2
#پیوست
کهکشان های بیضوی بسیار بزرگ هستند و زود شکل گرفته اند. آنها فسیل مجموعه ای از کهکشان ها هستند. اخترشناسان بر این باورند که ، از این لحاظ که اندازه عظیم با بیش از تریلیونها ستاره قدیمی ، آنها نتیجه برخورد های کهکشانی هستند .
اندازه گیری اندازه کوپلینگ k با مقایسه جرم سیاهچاله در 5 کالکشن گوناگون از کهکشان های بیضوی باستانی با سیاهچاله های موجود در کهکشان های بیضوی امروزی. اندازهگیریها در اطراف k = 3 جمع میشوند، به این معنی که سیاهچالهها به جای تکینگی، انرژی خلاء دارند.
Credit: Farrah, et al. 2023
🆔 @phys_Q
کهکشان های بیضوی بسیار بزرگ هستند و زود شکل گرفته اند. آنها فسیل مجموعه ای از کهکشان ها هستند. اخترشناسان بر این باورند که ، از این لحاظ که اندازه عظیم با بیش از تریلیونها ستاره قدیمی ، آنها نتیجه برخورد های کهکشانی هستند .
اندازه گیری اندازه کوپلینگ k با مقایسه جرم سیاهچاله در 5 کالکشن گوناگون از کهکشان های بیضوی باستانی با سیاهچاله های موجود در کهکشان های بیضوی امروزی. اندازهگیریها در اطراف k = 3 جمع میشوند، به این معنی که سیاهچالهها به جای تکینگی، انرژی خلاء دارند.
Credit: Farrah, et al. 2023
🆔 @phys_Q
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 آسیب شناسی کنید :
یه زن با حجاب دختر بچهای که حجابشو رعایت نکرد رو مورد ضرب و شتم قرار داد.
🆔 @phys_Q
یه زن با حجاب دختر بچهای که حجابشو رعایت نکرد رو مورد ضرب و شتم قرار داد.
🆔 @phys_Q
👎12🤔3👍1🕊1
🟣 انتروپی بولتزمن ، تعداد آرایش های اتم های یک آبجکت هست . اما کلود شانون یک انتروپی دیگر توصیف کرد ، آنتروپی شانون برای اطلاعات بود و تعداد آرایش های بیت های هارد دیسک الکترونیکی را مشخص میکرد .
اکنون این تصور محال را کنید بعلت دستیابی به فناوری خیالی ، توانستید آرایش های اتم های یک آبجکت را به آرایش های بیت های اطلاعات تبدیل کنید، آنتروپی اطلاعات را برابر با آنتروپی بولتزمن قرار دادید. و فراتر از آن اکنون آنتروپی اطلاعات را میلیارد ها بار بزرگتر از آنتروپی بولتزمن قرار دهید - آیا ممکن است ؟
در اصل هولوگرافیک بله -آبجکتی که آنتروپی اطلاعات بسیار بزرگی دارد و سیستمی پیچیده از اطلاعات را توصیف می کند ، سیاهچاله نام می گیرد.
هاوکینگ برای سیاهچاله آنتروپی بولتزمن تعریف کرد و تابش هاوکینگ را پیش بینی کرد و سیاهچاله را ترمالایز کرد. بکنشتاین آنتروپی اطلاعات را برای سیاهچاله توصیف کرد. در تئوری هولوگرافیک شبکه ای درهمتنیده از کیوبیت های کوانتومی با انتروپی سیاهچاله معادل شد. و خوآن مالداسینا دوگانگی AdS/CFT را تعریف و یونیورس های اسباب بازی را ترسیم کرد که در آن قوانین فیزیک مشابه با یونیورس ما هستند.
🆔 @phys_Q
اکنون این تصور محال را کنید بعلت دستیابی به فناوری خیالی ، توانستید آرایش های اتم های یک آبجکت را به آرایش های بیت های اطلاعات تبدیل کنید، آنتروپی اطلاعات را برابر با آنتروپی بولتزمن قرار دادید. و فراتر از آن اکنون آنتروپی اطلاعات را میلیارد ها بار بزرگتر از آنتروپی بولتزمن قرار دهید - آیا ممکن است ؟
در اصل هولوگرافیک بله -آبجکتی که آنتروپی اطلاعات بسیار بزرگی دارد و سیستمی پیچیده از اطلاعات را توصیف می کند ، سیاهچاله نام می گیرد.
هاوکینگ برای سیاهچاله آنتروپی بولتزمن تعریف کرد و تابش هاوکینگ را پیش بینی کرد و سیاهچاله را ترمالایز کرد. بکنشتاین آنتروپی اطلاعات را برای سیاهچاله توصیف کرد. در تئوری هولوگرافیک شبکه ای درهمتنیده از کیوبیت های کوانتومی با انتروپی سیاهچاله معادل شد. و خوآن مالداسینا دوگانگی AdS/CFT را تعریف و یونیورس های اسباب بازی را ترسیم کرد که در آن قوانین فیزیک مشابه با یونیورس ما هستند.
🆔 @phys_Q
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.
ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940
قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945
اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.
ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940
قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945
اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
👍1
🟣اقتدار گرایی را می توان مرض لاعلاج و باور بنیادین دینی این جماعت دانست. ابایی ندارند که در تبلیغات حکومتی مدل مرد اقتدارگرا را پروپاگیت کنند و همچنین با تقدیس اقتدارگرایی و جباریّت و قادریّت اطلاقی موجود محوری مذهب شان ، الله - پرده از مدل ساده لوحانه و بیمارگونه ای بر دارند که جز واپسگرایی و ارتجاع و تحجر و جزم اندیشی هیچ توصیف دیگری نپذیرد .
مردی که در خانه و در برخورد با همسر الزام به اقتدار دارد در واقع انسان ضعیفی ست که در برابر ویژگی های مترقی همسر مجبور به رجوع به توحش است. مانند رژیم ضعیفی که از ترس سقوط اقتدار خود را با اسلحه جنگی و تانک در کف خیابان به رخ می کشاند . اقتدارگرایی بیانگر ضعف است نه قدرت و شخص اقتدارگرا فاقد آن است.
اسلام ، الله ، محمد ، علی ، خمینی ، خامنه ای ، جمهوری اسلامی و .. همگی از نوعی اقتدارگرایی برای بقا استفاده می کنند . الله دستور به قتل کفار می دهد چون میداند وجود کفار تهدیدی برای خودش است.
این تبلیغات در حالیست که مسمومیت مدارس به دیگر استانها رسیده و راهبرد رژیم را در شرایط کنونی بسط ارتجاع و خشونت در جامعه معرفی میکند.
بر این اقتدارگرایی تف بیاندازید.
🆔 @phys_Q
مردی که در خانه و در برخورد با همسر الزام به اقتدار دارد در واقع انسان ضعیفی ست که در برابر ویژگی های مترقی همسر مجبور به رجوع به توحش است. مانند رژیم ضعیفی که از ترس سقوط اقتدار خود را با اسلحه جنگی و تانک در کف خیابان به رخ می کشاند . اقتدارگرایی بیانگر ضعف است نه قدرت و شخص اقتدارگرا فاقد آن است.
اسلام ، الله ، محمد ، علی ، خمینی ، خامنه ای ، جمهوری اسلامی و .. همگی از نوعی اقتدارگرایی برای بقا استفاده می کنند . الله دستور به قتل کفار می دهد چون میداند وجود کفار تهدیدی برای خودش است.
این تبلیغات در حالیست که مسمومیت مدارس به دیگر استانها رسیده و راهبرد رژیم را در شرایط کنونی بسط ارتجاع و خشونت در جامعه معرفی میکند.
بر این اقتدارگرایی تف بیاندازید.
🆔 @phys_Q
👍9👎1👏1
🟣 اصل هولوگرافیک از مطالعه افق رویداد سیاهچاله ها نشات گرفته است . در اواخر دههی ۱۹۹۰ فیزیکدانهای نظری متوجه شدند وقتی ذرهای از اطلاعات وارد سیاهچاله میشود، سطح سیاهچاله به مقدار ناحیه پلانک (مربع طول پلانک) حدود m10-⁶⁵ ، افزایش می یابد.
در نگاه اول شاید دانستن اینکه سیاهچاله با افتادن آبجکت یا انرژی درون آن بزرگتر میشود، کشف خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما نکتهی حیرتانگیز قضیه این است که سطح سیاهچاله افزایش مییابد نه حجم آن. در مورد اغلب اجرامی که میشناسیم این قضیه کاملا برعکس است. وقتی در یک ماده ، ذره ای اضافه شود، حجمش به اندازهی یک واحد افزایش مییابد؛ اما افزایش سطح آن بسیار ناچیز است. وقتی ماده یا انرژی درون سیاهچاله میافتد، انگار اطلاعات مربوط به آن واقعا درون سیاهچاله نیست، بلکه به سطح آن چسبیده است. در نتیجه سیاهچاله که سیستمی سهبعدی در جهانِ سهبعدی ما است، میتواند تنها با سطح دوبعدی آن درک شود و این دقیقا مدل هولوگرافیک است.
از آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که اطلاعات تشکیل دهنده ماده هستند که بجای حجم بر سطح بازنویسی شده اند اما چطور؟ پاسخ همخوانی AdS/CFT
🆔 @phys_Q
در نگاه اول شاید دانستن اینکه سیاهچاله با افتادن آبجکت یا انرژی درون آن بزرگتر میشود، کشف خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما نکتهی حیرتانگیز قضیه این است که سطح سیاهچاله افزایش مییابد نه حجم آن. در مورد اغلب اجرامی که میشناسیم این قضیه کاملا برعکس است. وقتی در یک ماده ، ذره ای اضافه شود، حجمش به اندازهی یک واحد افزایش مییابد؛ اما افزایش سطح آن بسیار ناچیز است. وقتی ماده یا انرژی درون سیاهچاله میافتد، انگار اطلاعات مربوط به آن واقعا درون سیاهچاله نیست، بلکه به سطح آن چسبیده است. در نتیجه سیاهچاله که سیستمی سهبعدی در جهانِ سهبعدی ما است، میتواند تنها با سطح دوبعدی آن درک شود و این دقیقا مدل هولوگرافیک است.
از آنچه بیان شد می توان نتیجه گرفت که اطلاعات تشکیل دهنده ماده هستند که بجای حجم بر سطح بازنویسی شده اند اما چطور؟ پاسخ همخوانی AdS/CFT
🆔 @phys_Q
👍6
🟣 In this special mold developed by researchers at Trinity College in Dublin, soap bubbles naturally form a shape called the Weaire-Phelan structure. Mathematicians believe this shape tiles 3D space with minimal surface area.
در این قالب ویژه که توسط محققان کالج ترینیتی در دوبلین ساخته شده است، حباب های صابون شکلی طبیعی به نام ساختار Weaire-Phelan را تشکیل می دهند. ریاضیدانان بر این باورند که این شکل فضای سه بعدی را با حداقل مساحت کاشی tiled می کند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9489
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9497
قسمت سوم
Source: https://www.quantamagazine.org/mathematicians-complete-quest-to-build-spherical-cubes-20230210/
در این قالب ویژه که توسط محققان کالج ترینیتی در دوبلین ساخته شده است، حباب های صابون شکلی طبیعی به نام ساختار Weaire-Phelan را تشکیل می دهند. ریاضیدانان بر این باورند که این شکل فضای سه بعدی را با حداقل مساحت کاشی tiled می کند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9489
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9497
قسمت سوم
Source: https://www.quantamagazine.org/mathematicians-complete-quest-to-build-spherical-cubes-20230210/
👍1
🟣 ریاضیدانان تلاش برای ساختن «مکعبهای کروی» را تکمیل کردند
نوشته جردنا چپلویچ
قسمت نخست
آیا می توان فضا را به صورت مکعبی با اشکالی که مانند کره عمل می کنند پر کرد؟ اثباتی در تقاطع هندسه و علوم نظری کامپیوتر می گوید بله.
در قرن چهارم، ریاضیدان یونانی پاپوس اسکندریه، زنبورهای عسل را به دلیل «تفکر هندسی» آنها تحسین کرد. ساختار شش ضلعی لانه زنبوری آنها راه بهینه ای برای تقسیم فضای دو بعدی به سلول هایی با مساحت مساوی و حداقل محیط به نظر می رسید - و به حشرات اجازه می داد میزان تولید موم را کاهش دهند و زمان و انرژی کمتری را صرف ساختن کندوی خود کنند.
یا دست کم فرضیه پاپوس و دیگران ، چنین بود. برای هزاران سال، هیچ کس نمی توانست ثابت کند که شش ضلعی ها بهینه هستند - تا اینکه سرانجام، در سال 1999، ریاضیدان توماس هیلز نشان داد که هیچ شکل دیگری نمی تواند بهتر عمل کند. امروزه، ریاضیدانان هنوز نمیدانند کدام اشکال میتوانند سه بعد یا بیشتر را با کمترین سطح ممکن کاشی کنند.
برای فیزیکدانانی که رفتار حباب های صابون (یا فوم ها) را مطالعه می کنند و شیمیدانانی که ساختار کریستال ها را آنالیز می کنند، برای ریاضیدانانی که ترتیبات sphere-packing را بررسی می کنند و آماردانانی statisticians که تکنیک های پردازش داده موثر را توسعه می دهند - مشخص شده است که این مسئله "فوم" foam کاربردهای گسترده ای دارد.
در اواسط دهه 2000، فرمول خاصی از مسئله فوم نیز توجه دانشمندان نظری کامپیوتر را به خود جلب کرد، آنها در کمال تعجب متوجه شدند که این مشکل عمیقاً به یک مشکل مهم در حوزه آنها مرتبط است. آنها توانستند از این پیوند را برای یافتن یک شکل جدید با ابعاد بالا با حداقل مساحت سطح استفاده کنند.
عصاف ناور از دانشگاه پرینستون گفت: «من عاشق این تحقیقات دوباره هستم. برخی از ریاضیات قدیمی به علوم کامپیوتر مرتبط می شوند. علوم کامپیوتر جواب می دهد و سوال را در ریاضیات حل می کند. وقتی این اتفاق می افتد خیلی خوب است.»
اما این شکل، اگرچه بهینه بود، اما چیزی مهم را از دست داد: یک پایه هندسی. از آنجایی که وجود آن با استفاده از تکنیک های علوم کامپیوتر ثابت شده بود، درک هندسه واقعی آن دشوار بود. این همان چیزی است که نائور به همراه اودد رگو، دانشمند کامپیوتر در موسسه کورانت در دانشگاه نیویورک، در مقاله ای که ماه گذشته به صورت آنلاین منتشر شده بود، تصحیح کردند.
رگو گفت: این پایان بسیار خوبی برای داستان است.
🆔 @phys_Q
نوشته جردنا چپلویچ
قسمت نخست
آیا می توان فضا را به صورت مکعبی با اشکالی که مانند کره عمل می کنند پر کرد؟ اثباتی در تقاطع هندسه و علوم نظری کامپیوتر می گوید بله.
در قرن چهارم، ریاضیدان یونانی پاپوس اسکندریه، زنبورهای عسل را به دلیل «تفکر هندسی» آنها تحسین کرد. ساختار شش ضلعی لانه زنبوری آنها راه بهینه ای برای تقسیم فضای دو بعدی به سلول هایی با مساحت مساوی و حداقل محیط به نظر می رسید - و به حشرات اجازه می داد میزان تولید موم را کاهش دهند و زمان و انرژی کمتری را صرف ساختن کندوی خود کنند.
یا دست کم فرضیه پاپوس و دیگران ، چنین بود. برای هزاران سال، هیچ کس نمی توانست ثابت کند که شش ضلعی ها بهینه هستند - تا اینکه سرانجام، در سال 1999، ریاضیدان توماس هیلز نشان داد که هیچ شکل دیگری نمی تواند بهتر عمل کند. امروزه، ریاضیدانان هنوز نمیدانند کدام اشکال میتوانند سه بعد یا بیشتر را با کمترین سطح ممکن کاشی کنند.
برای فیزیکدانانی که رفتار حباب های صابون (یا فوم ها) را مطالعه می کنند و شیمیدانانی که ساختار کریستال ها را آنالیز می کنند، برای ریاضیدانانی که ترتیبات sphere-packing را بررسی می کنند و آماردانانی statisticians که تکنیک های پردازش داده موثر را توسعه می دهند - مشخص شده است که این مسئله "فوم" foam کاربردهای گسترده ای دارد.
در اواسط دهه 2000، فرمول خاصی از مسئله فوم نیز توجه دانشمندان نظری کامپیوتر را به خود جلب کرد، آنها در کمال تعجب متوجه شدند که این مشکل عمیقاً به یک مشکل مهم در حوزه آنها مرتبط است. آنها توانستند از این پیوند را برای یافتن یک شکل جدید با ابعاد بالا با حداقل مساحت سطح استفاده کنند.
عصاف ناور از دانشگاه پرینستون گفت: «من عاشق این تحقیقات دوباره هستم. برخی از ریاضیات قدیمی به علوم کامپیوتر مرتبط می شوند. علوم کامپیوتر جواب می دهد و سوال را در ریاضیات حل می کند. وقتی این اتفاق می افتد خیلی خوب است.»
اما این شکل، اگرچه بهینه بود، اما چیزی مهم را از دست داد: یک پایه هندسی. از آنجایی که وجود آن با استفاده از تکنیک های علوم کامپیوتر ثابت شده بود، درک هندسه واقعی آن دشوار بود. این همان چیزی است که نائور به همراه اودد رگو، دانشمند کامپیوتر در موسسه کورانت در دانشگاه نیویورک، در مقاله ای که ماه گذشته به صورت آنلاین منتشر شده بود، تصحیح کردند.
رگو گفت: این پایان بسیار خوبی برای داستان است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
🟣 'Only a life lived for others is a life worthwhile.'
تنها یک زندگی زیسته برای دیگران ، زندگی ارزشمند است .
-Albert Einstein( New York Times, June 20, 1932)
🆔 @phys_Q
تنها یک زندگی زیسته برای دیگران ، زندگی ارزشمند است .
-Albert Einstein( New York Times, June 20, 1932)
🆔 @phys_Q
❤3👍1