فاطمه سپهری، امروز چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱، در دفاعیهای از زندان مشهد به مسئولان بیمسئولیت جمهوری اسلامی هشدار داد و نوشت:
۴۴ سال است که با عملکرد ظالمانه شما از قبیل اختلاس، تجاوز، حیف و میل بیتالمال، سوءمدیریت متعدد، جنگافزاری و ناآرامی و هزاران جنایت دیگر ما را به ستوه آوردهاید و دیگر تاب تحمل هیچکدامتان را نداریم و تا پس گرفتن کشور و سرزمینمان از پای نخواهیم نشست.
🆔 @phys_Q
۴۴ سال است که با عملکرد ظالمانه شما از قبیل اختلاس، تجاوز، حیف و میل بیتالمال، سوءمدیریت متعدد، جنگافزاری و ناآرامی و هزاران جنایت دیگر ما را به ستوه آوردهاید و دیگر تاب تحمل هیچکدامتان را نداریم و تا پس گرفتن کشور و سرزمینمان از پای نخواهیم نشست.
🆔 @phys_Q
❤10👍3👏1😁1
🟣 چرا اصل هولوگرافیک بسیار هیجان انگیز است
لارنس گودمن - قسمت نخست
یکی از پیشرفتهترین تئوری های فیزیک نظری، اصل هولوگرافیک، بر این باور است که جهان تصویری 3D است که از یک سطح 2D تولید projected میشود، دقیقاً شبیه هولوگرام که از یک صفحه فیلم عکاسی ایمرج می شود.
متیو هدریک، دانشیار فیزیک در دانشگاه براندیس میگوید: «از نظر من، کشف درهمتنیدگی هولوگرافیک و تعمیمهای آن یکی از هیجانانگیزترین پیشرفتها در فیزیک نظری در قرن حاضر بوده است. چه مفاهیم جدید دیگری در انتظار کشف هستند و چه ارتباطات غیرمنتظره دیگری؟ ما نمی توانیم صبر کنیم تا بفهمیم.»
[ درهمتنیدگی کوانتومی Quantum Entanglement در تئوری هولوگرافیک با رویکرد اطلاعاتی در نظر گرفته می شود و با این رویکرد بسیاری از جنبه های عجیب آن قابل فهم می شود]
این مسئله که همیشه یک سری قوانین برای کیهان خرد، مکانیک کوانتومی، متفاوت از کیهان کلان، یعنی نظریه نسبیت وجود دارد - فیزیکدانان را آزار داده است.
اگر هدریک و همکارانش بتوانند اصل هولوگرافیک را اثبات کنند، گام بزرگی در جهت دستیابی به جام مقدس در فیزیک نظری برداشته اند، یک نظریه یکپارچه بزرگ که می تواند تمام قوانین و اصول حاکم بر رئالیتی را توضیح دهد. هدریک می گوید: «ما هنوز به آنجا نرسیدیم، اما در حال پیشرفت هستیم.»
مدت ها تصور می شد که جهان در بنیادین ترین سطح خود از ذرات ساباتمیک مانند الکترون ها یا کوارک ها تشکیل شده است. اما اکنون فیزیکدانان بر این باورند که این ذرات از چیزی حتی کوچکتر یعنی اطلاعات تشکیل شده اند.
وقتی فیزیکدانان در مورد اطلاعات صحبت می کنند، منظور آنها داده هایی است که پدیده های فیزیکی را توصیف می کند. جرم یک آبجکت، جهت اسپین الکترون و e=mc^2 همگی واحدهای اطلاعات هستند.
اگر تمام اطلاعات موجود را جمع آوری کرده باشید، کتابچه دستورالعمل کاملی برای ساختن همه چیز در یونیورس مان خواهید داشت.
◄ کیوبیت ها شگفت هستند .
کوچکترین سطوح یونیورس توسط قوانین مکانیک کوانتومی اداره می شود. در اینجا همه چیز شروع به بسیار عجیب و غریب و غیر منطقی می کند.
واحدهای اطلاعات در قلمرو مکانیک کوانتومی کیوبیت نامیده می شوند.
فرض کنید دو کیوبیت دارید که مقادیر آنها می تواند 1 یا 0 باشد. هنگامی که کیوبیت ها در هم تنیده می شوند، مقادیر آنها به هم مرتبط می شود. وقتی اولین کیوبیت را اندازه می گیرید، ممکن است مقدار آن 0 باشد. کیوبیت دیگر را بررسی کنید، ممکن است مقدار آن نیز 0 باشد. اما اگر کیوبیت اول مقدار 1 داشته باشد چه؟ مقدار کیوبیت دوم نیز می تواند به 1 تغییر کند.
انگار کیوبیتها با هم ارتباط برقرار میکنند، اولی به دومی میگوید: "هی، این فیزیکدان اینجا تازه فهمید که من 1 هستم. تو هم بهتر است 1 باشی." به طرز شگفت انگیز و عجیبی، این ارتباط می تواند در فواصل بسیار زیاد با پیام هایی که به ظاهر سریعتر از سرعت نور ارسال می شوند، اتفاق بیفتد.
◄همچنین کیوبیت ها تخت flat هستند
در بیشتر موارد، وقتی آبجکتی را داخل شیشه میاندازید - ما از آبنبات ژلهای استفاده میکنیم - داخل آن میافتد و فضا را اشغال میکند. اگر یک دانه ژله دیگر قرار دهید، مقدار فضای خالی کوچک تر می شود و حجم دانه های ژله افزایش می یابد.
این روش با کیوبیت ها کار نمی کند. کیوبیت ها در شیشه قرار نمی گیرند، بلکه در یک سطح پخش می شوند. یک کیوبیت اضافه کنید، به کنار شیشه می چسبد. یک کیوبیت دیگر اضافه کنید، همین کار را می کند. افزایش تعداد کیوبیت ها باعث افزایش حجم نمی شود. در عوض، سطحی را که کیوبیت ها اشغال می کنند افزایش می دهد.
کیوبیتهای بیشتر و بیشتری در سطح یک سطح تخت flat پخش میشوند - به این ترتیب صفحه دو بعدی که با اصل هولوگرافیک توصیف شده است را بدست میآورید.
◄بنابراین چگونه می توان سه بعد را بدست آورد؟
به محض اینکه از قلمرو کوچکتر از-کوچک teeny-tiny فراتر رفتید، قوانین مکانیک کوانتومی دیگر کار نمی کنند. اگرچه عجیب به نظر می رسد، در سطح ماکرو-کاسمیک(کیهان کلان) macrocosmic، شما به مجموعه ای متفاوت از قوانین فیزیک نیاز دارید تا توضیح دهید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
🆔 @phys_Q
لارنس گودمن - قسمت نخست
یکی از پیشرفتهترین تئوری های فیزیک نظری، اصل هولوگرافیک، بر این باور است که جهان تصویری 3D است که از یک سطح 2D تولید projected میشود، دقیقاً شبیه هولوگرام که از یک صفحه فیلم عکاسی ایمرج می شود.
متیو هدریک، دانشیار فیزیک در دانشگاه براندیس میگوید: «از نظر من، کشف درهمتنیدگی هولوگرافیک و تعمیمهای آن یکی از هیجانانگیزترین پیشرفتها در فیزیک نظری در قرن حاضر بوده است. چه مفاهیم جدید دیگری در انتظار کشف هستند و چه ارتباطات غیرمنتظره دیگری؟ ما نمی توانیم صبر کنیم تا بفهمیم.»
[ درهمتنیدگی کوانتومی Quantum Entanglement در تئوری هولوگرافیک با رویکرد اطلاعاتی در نظر گرفته می شود و با این رویکرد بسیاری از جنبه های عجیب آن قابل فهم می شود]
این مسئله که همیشه یک سری قوانین برای کیهان خرد، مکانیک کوانتومی، متفاوت از کیهان کلان، یعنی نظریه نسبیت وجود دارد - فیزیکدانان را آزار داده است.
اگر هدریک و همکارانش بتوانند اصل هولوگرافیک را اثبات کنند، گام بزرگی در جهت دستیابی به جام مقدس در فیزیک نظری برداشته اند، یک نظریه یکپارچه بزرگ که می تواند تمام قوانین و اصول حاکم بر رئالیتی را توضیح دهد. هدریک می گوید: «ما هنوز به آنجا نرسیدیم، اما در حال پیشرفت هستیم.»
مدت ها تصور می شد که جهان در بنیادین ترین سطح خود از ذرات ساباتمیک مانند الکترون ها یا کوارک ها تشکیل شده است. اما اکنون فیزیکدانان بر این باورند که این ذرات از چیزی حتی کوچکتر یعنی اطلاعات تشکیل شده اند.
وقتی فیزیکدانان در مورد اطلاعات صحبت می کنند، منظور آنها داده هایی است که پدیده های فیزیکی را توصیف می کند. جرم یک آبجکت، جهت اسپین الکترون و e=mc^2 همگی واحدهای اطلاعات هستند.
اگر تمام اطلاعات موجود را جمع آوری کرده باشید، کتابچه دستورالعمل کاملی برای ساختن همه چیز در یونیورس مان خواهید داشت.
◄ کیوبیت ها شگفت هستند .
کوچکترین سطوح یونیورس توسط قوانین مکانیک کوانتومی اداره می شود. در اینجا همه چیز شروع به بسیار عجیب و غریب و غیر منطقی می کند.
واحدهای اطلاعات در قلمرو مکانیک کوانتومی کیوبیت نامیده می شوند.
فرض کنید دو کیوبیت دارید که مقادیر آنها می تواند 1 یا 0 باشد. هنگامی که کیوبیت ها در هم تنیده می شوند، مقادیر آنها به هم مرتبط می شود. وقتی اولین کیوبیت را اندازه می گیرید، ممکن است مقدار آن 0 باشد. کیوبیت دیگر را بررسی کنید، ممکن است مقدار آن نیز 0 باشد. اما اگر کیوبیت اول مقدار 1 داشته باشد چه؟ مقدار کیوبیت دوم نیز می تواند به 1 تغییر کند.
انگار کیوبیتها با هم ارتباط برقرار میکنند، اولی به دومی میگوید: "هی، این فیزیکدان اینجا تازه فهمید که من 1 هستم. تو هم بهتر است 1 باشی." به طرز شگفت انگیز و عجیبی، این ارتباط می تواند در فواصل بسیار زیاد با پیام هایی که به ظاهر سریعتر از سرعت نور ارسال می شوند، اتفاق بیفتد.
◄همچنین کیوبیت ها تخت flat هستند
در بیشتر موارد، وقتی آبجکتی را داخل شیشه میاندازید - ما از آبنبات ژلهای استفاده میکنیم - داخل آن میافتد و فضا را اشغال میکند. اگر یک دانه ژله دیگر قرار دهید، مقدار فضای خالی کوچک تر می شود و حجم دانه های ژله افزایش می یابد.
این روش با کیوبیت ها کار نمی کند. کیوبیت ها در شیشه قرار نمی گیرند، بلکه در یک سطح پخش می شوند. یک کیوبیت اضافه کنید، به کنار شیشه می چسبد. یک کیوبیت دیگر اضافه کنید، همین کار را می کند. افزایش تعداد کیوبیت ها باعث افزایش حجم نمی شود. در عوض، سطحی را که کیوبیت ها اشغال می کنند افزایش می دهد.
کیوبیتهای بیشتر و بیشتری در سطح یک سطح تخت flat پخش میشوند - به این ترتیب صفحه دو بعدی که با اصل هولوگرافیک توصیف شده است را بدست میآورید.
◄بنابراین چگونه می توان سه بعد را بدست آورد؟
به محض اینکه از قلمرو کوچکتر از-کوچک teeny-tiny فراتر رفتید، قوانین مکانیک کوانتومی دیگر کار نمی کنند. اگرچه عجیب به نظر می رسد، در سطح ماکرو-کاسمیک(کیهان کلان) macrocosmic، شما به مجموعه ای متفاوت از قوانین فیزیک نیاز دارید تا توضیح دهید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍3
🟣 چرا اصل هولوگرافیک بسیار هیجان انگیز است
توسط لارنس گودمن- قسمت دوم و پایانی
اگر وارد نظریه نسبیت انیشتین شوید. برای محاسبه رویدادهای کیهانی مانند مسیری که نور دنبال می کند یا مدار عطارد به دور خورشید، به نظریه نسبیت نیاز دارید.
واحدهای سازنده نسبیت نیز واحدهای اطلاعاتی هستند. با این حال، اکنون آنها بیت نامیده می شوند.
و بیت ها به گونه ای رفتار می کنند که برای ما بسیار آشناتر است. آنها در سه بعد وجود دارند.
◄و چگونه می توان هولوگرام را تعریف کرد؟
بیایید به آن سطح دو بعدی که با کیوبیت های درهم تنیده پوشیده شده است برگردیم. از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
◄سوال بزرگ اینجاست
و همیشه فیزیکدانان را آزار می دهد که یک سری قوانین برای کیهان خرد، مکانیک کوانتومی، و دیگری برای ماکروکاسمیک کیهان کلان، یعنی نظریه نسبیت وجود دارد. منطقی نیست که دو گروه متفاوت و ناسازگار از فرمول های ریاضی در جهان ما وجود داشته باشد. فیزیکدانان فرض می کنند باید راهی برای سازگاری آنها وجود داشته باشد.
بنابراین سوال اصلی برای هدریک و همکارانش در اینجا نهفته است: با شروع در قلمرو دوبعدی کیوبیتها و مکانیک کوانتومی و سپس افزایش مقیاس در سایز، پیش بینی های بین بیتها و نسبیت چه میزانی از دقت را دارا هستند ؟ این موضوع ساخت یک مدل ریاضی واحد است که تبدیل مقیاسی را توضیح می دهد.
آن را کشف کنید و یکی از بزرگترین رازهای فیزیک نظری را حل خواهید کرد. از کوچکترین تا بزرگترین پدیده، ما یک نظریه واحد از واقعیت خواهیم داشت.
در حال حاضر اصل هولوگرافیک یک نظریه اثبات نشده باقی مانده است. اینکه بعداً به کجا منتهی خواهد شد، یک سؤال باز است. با این حال، احتمال آن وجود دارد، و این موضوع شگفت تر از هر داستان علمی تخیلی هست که بتوانید تصور کنید .
🆔 @phys_Q
توسط لارنس گودمن- قسمت دوم و پایانی
اگر وارد نظریه نسبیت انیشتین شوید. برای محاسبه رویدادهای کیهانی مانند مسیری که نور دنبال می کند یا مدار عطارد به دور خورشید، به نظریه نسبیت نیاز دارید.
واحدهای سازنده نسبیت نیز واحدهای اطلاعاتی هستند. با این حال، اکنون آنها بیت نامیده می شوند.
و بیت ها به گونه ای رفتار می کنند که برای ما بسیار آشناتر است. آنها در سه بعد وجود دارند.
◄و چگونه می توان هولوگرام را تعریف کرد؟
بیایید به آن سطح دو بعدی که با کیوبیت های درهم تنیده پوشیده شده است برگردیم. از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
◄سوال بزرگ اینجاست
و همیشه فیزیکدانان را آزار می دهد که یک سری قوانین برای کیهان خرد، مکانیک کوانتومی، و دیگری برای ماکروکاسمیک کیهان کلان، یعنی نظریه نسبیت وجود دارد. منطقی نیست که دو گروه متفاوت و ناسازگار از فرمول های ریاضی در جهان ما وجود داشته باشد. فیزیکدانان فرض می کنند باید راهی برای سازگاری آنها وجود داشته باشد.
بنابراین سوال اصلی برای هدریک و همکارانش در اینجا نهفته است: با شروع در قلمرو دوبعدی کیوبیتها و مکانیک کوانتومی و سپس افزایش مقیاس در سایز، پیش بینی های بین بیتها و نسبیت چه میزانی از دقت را دارا هستند ؟ این موضوع ساخت یک مدل ریاضی واحد است که تبدیل مقیاسی را توضیح می دهد.
آن را کشف کنید و یکی از بزرگترین رازهای فیزیک نظری را حل خواهید کرد. از کوچکترین تا بزرگترین پدیده، ما یک نظریه واحد از واقعیت خواهیم داشت.
در حال حاضر اصل هولوگرافیک یک نظریه اثبات نشده باقی مانده است. اینکه بعداً به کجا منتهی خواهد شد، یک سؤال باز است. با این حال، احتمال آن وجود دارد، و این موضوع شگفت تر از هر داستان علمی تخیلی هست که بتوانید تصور کنید .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍6
🟣 چرا اصل هولوگرافیک بسیار هیجان انگیز است
کیو بیت ها در واقع با bloch sphere در فضای هیلبرت توصیف می شوند و خلاف انباشت حجمی آبجکت های 3D در صورت قرار گیری در کنار یکدیگر روی سطح قرار می گیرند و بنوعی شبکه ای در هم تنیده را تشکیل می دهند و این مهم بسیار شبیه سطح 2D هایپربولیک اطلاعات کوانتومی در تئوری هولوگرافیک است. و از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9406
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9407
کیو بیت ها در واقع با bloch sphere در فضای هیلبرت توصیف می شوند و خلاف انباشت حجمی آبجکت های 3D در صورت قرار گیری در کنار یکدیگر روی سطح قرار می گیرند و بنوعی شبکه ای در هم تنیده را تشکیل می دهند و این مهم بسیار شبیه سطح 2D هایپربولیک اطلاعات کوانتومی در تئوری هولوگرافیک است. و از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9406
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9407
👍5🤯1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 virtual particles
ذره مجازی یک نوسان کوانتومی گذرا است که برخی از ویژگی های یک ذره معمولی را نشان می دهد، در حالی که وجود آن توسط اصل عدم قطعیت محدود شده است.
مفهوم ذرات مجازی در تئوری اغتشاش perturbation تئوری میدان کوانتومی QFT مطرح میشود که در آن برهمکنشهای بین ذرات معمولی بر حسب مبادلات ذرات مجازی توصیف میشوند. ( برای مثال دو الکترون با تبادل فوتون مجازی یکدیگر را دفع می کنند ، هیچ راهی برای آشکار سازی فوتون های مجازی نیست اما اثر و نیروی دافعه که ناشی از تبادل فوتون مجازی است قابل مشاهده است )
¹ → https://t.me/phys_Q/5083
² → https://t.me/phys_Q/5093
³ → https://t.me/phys_Q/5105
⁴ → https://t.me/phys_Q/5131
⁵ → https://t.me/phys_Q/5159
⁶ → https://t.me/phys_Q/5167
⁷ →https://t.me/phys_Q/5175
ذره مجازی یک نوسان کوانتومی گذرا است که برخی از ویژگی های یک ذره معمولی را نشان می دهد، در حالی که وجود آن توسط اصل عدم قطعیت محدود شده است.
مفهوم ذرات مجازی در تئوری اغتشاش perturbation تئوری میدان کوانتومی QFT مطرح میشود که در آن برهمکنشهای بین ذرات معمولی بر حسب مبادلات ذرات مجازی توصیف میشوند. ( برای مثال دو الکترون با تبادل فوتون مجازی یکدیگر را دفع می کنند ، هیچ راهی برای آشکار سازی فوتون های مجازی نیست اما اثر و نیروی دافعه که ناشی از تبادل فوتون مجازی است قابل مشاهده است )
¹ → https://t.me/phys_Q/5083
² → https://t.me/phys_Q/5093
³ → https://t.me/phys_Q/5105
⁴ → https://t.me/phys_Q/5131
⁵ → https://t.me/phys_Q/5159
⁶ → https://t.me/phys_Q/5167
⁷ →https://t.me/phys_Q/5175
🟣 تئوری ریسمان STRING Theory
دیوید برمن
نظریه ریسمان در مقیاسی برابر با m 10-³⁴ بیان می شود. یک انگستروم m10-¹⁰ مقیاس اتم هیدروژن و یک فرمی m10-¹⁵ مقیاس پروتون اند، نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، را دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است. همانطور که در موسیقی برای هر نُت ، سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7173
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7176
قسمت سوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7178
دیوید برمن
نظریه ریسمان در مقیاسی برابر با m 10-³⁴ بیان می شود. یک انگستروم m10-¹⁰ مقیاس اتم هیدروژن و یک فرمی m10-¹⁵ مقیاس پروتون اند، نظریه ریسمان ادعا می کند که بلوک های بنیادین سازنده طبیعت نقطه مانند نیستند، بلکه مانند ریسمان هستند: آنها دارای طول هستند. و این طول کوچکترین مقیاسی را که میتوانیم در یونیورس ببینیم، را دیکته میکند.
این موضوع چه مزیت احتمالی می تواند در پی داشته باشد؟ پاسخ این است که ریسمان ها پتانسیل ارتعاش دارند . در واقع ریسمان ها می توانند به تعداد بی نهایت راه مختلف ارتعاش داشته باشند . ارتعاش یک پدیده طبیعی در موسیقی است. همانطور که در موسیقی برای هر نُت ، سازی مجزا وجود ندارد و یک ساز پتانسیل نواختن نت های مختلفی دارد . تئوری ریسمان نیز بر اساس همین ایده است. ذرات و نیروهای مختلف فقط رشته های بنیادی هستند که به طرق مختلف در حال ارتعاش هستند.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7173
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7176
قسمت سوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/7178
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تئوری ریسمان
این تئوری بیان می دارد که همه چیز در یونیورس ، اعم از ماده و برهمکنش های آن در مقیاس فضایی m 10-³⁴ ، از ریسمان های مرتعشی تشکیل شده که تنها دارای امتداد هستند . ریسمان هایی که به بی نهایت روش متفاوت ارتعاش دارند ، درست مانند یک دستگاه موسیقیایی پیچیده که سیم های آن با ارتعاش نُت های متفاوتی را تولید می کنند.
تئوری ریسمان فضازمان را ده یا یازده بعدی تصویر می کند ، ابعاد اضافه ای که در همان مقیاس فضایی در خود پیچیده و فشرده شده اند و بر دنیای ما تاثیر های واقعی گذاشته اند.
ابعاد پنهان مانند تئوری ریسمان احتمالی و مفروض هستند یا دست کم مشاهدات تجربی از آنها پشتیبانی نکرده و طرح آن به زمان طرح تئوری نسبیت اینیشتین باز می گردد . زمانی که تئودور کالوزا اتحاد گرانش و الکترومغناطیس را در یک بعد اضافه ممکن و اسکار کلین وجود این بعد اضافه را مشروط به فشردگی دانست . تئوری ریسمان ایده کالوزا-کلین را پذیرفته و به ما دید هیجان انگیزی از طبیعت به عنوان قطعات کوچک ریسمان های ارتعاشی در فضایی با ابعاد فشرده پنهان می دهد. همه پیامدهای این ایده ها هنوز کاملا درک نشده اند.
🆔 https://t.me/phys_Q/9410
این تئوری بیان می دارد که همه چیز در یونیورس ، اعم از ماده و برهمکنش های آن در مقیاس فضایی m 10-³⁴ ، از ریسمان های مرتعشی تشکیل شده که تنها دارای امتداد هستند . ریسمان هایی که به بی نهایت روش متفاوت ارتعاش دارند ، درست مانند یک دستگاه موسیقیایی پیچیده که سیم های آن با ارتعاش نُت های متفاوتی را تولید می کنند.
تئوری ریسمان فضازمان را ده یا یازده بعدی تصویر می کند ، ابعاد اضافه ای که در همان مقیاس فضایی در خود پیچیده و فشرده شده اند و بر دنیای ما تاثیر های واقعی گذاشته اند.
ابعاد پنهان مانند تئوری ریسمان احتمالی و مفروض هستند یا دست کم مشاهدات تجربی از آنها پشتیبانی نکرده و طرح آن به زمان طرح تئوری نسبیت اینیشتین باز می گردد . زمانی که تئودور کالوزا اتحاد گرانش و الکترومغناطیس را در یک بعد اضافه ممکن و اسکار کلین وجود این بعد اضافه را مشروط به فشردگی دانست . تئوری ریسمان ایده کالوزا-کلین را پذیرفته و به ما دید هیجان انگیزی از طبیعت به عنوان قطعات کوچک ریسمان های ارتعاشی در فضایی با ابعاد فشرده پنهان می دهد. همه پیامدهای این ایده ها هنوز کاملا درک نشده اند.
🆔 https://t.me/phys_Q/9410
👍2
🟣 رجز خوانی های این الدنگ (ب) برای اسرائیل را بیاد دارید ؟ وقتی به تبع از الدنگ (آ) می گفت اسرائیل ۲۵ سال آینده را نخواهد دید ، پُر واضح بود که این دو الدنگ که باهم ۲۵ سال آینده اسرائیل را دیده اند از دیدن نوک دماغ خود عاجز مانده اند .
امروز ۲۷ بهمن به مناسبت چهلم کیان (محمد) حسینی و کومار(محمدمهدی) کرمی در قزوین، رشت ، اصفهان ، ایذه ، مشهد (احمد آباد و وکیل آباد) ، سنندج ، هرمزگان ، شیراز ، اراک ، کرج (گوهر دشت) و جوانرود و خرم آباد و بروجرد لرستان و بابل و زرین شهر اصفهان و رشت و اهواز و تهران - صادقیه ، هفت حوض ، تهرانپارس ، ستارخان ، بلوار فردوس ، شریعتی و میرداماد و انقلاب و اکباتان و .... (در نازی آباد صدای تیراندازی بگوش می رسد) مردم به خیابان آمدند و اعتراضات کلید خورد .
جنبش آزادی و دموکراسی خواهی در ایران بزرگ ترین و شکوهمند ترین های جنبش ها در نوع خود است . در بازه زمانی چندین دهه و با از خودگذشتگی میلیون ها مرد و زن ، نهال این جنبش با خون صد ها هزار انسان آبیاری شده است . اتفاقی که سرنوشت جهان را به گونه ای دیگر رقم خواهد زد.
🆔 @phys_Q
امروز ۲۷ بهمن به مناسبت چهلم کیان (محمد) حسینی و کومار(محمدمهدی) کرمی در قزوین، رشت ، اصفهان ، ایذه ، مشهد (احمد آباد و وکیل آباد) ، سنندج ، هرمزگان ، شیراز ، اراک ، کرج (گوهر دشت) و جوانرود و خرم آباد و بروجرد لرستان و بابل و زرین شهر اصفهان و رشت و اهواز و تهران - صادقیه ، هفت حوض ، تهرانپارس ، ستارخان ، بلوار فردوس ، شریعتی و میرداماد و انقلاب و اکباتان و .... (در نازی آباد صدای تیراندازی بگوش می رسد) مردم به خیابان آمدند و اعتراضات کلید خورد .
جنبش آزادی و دموکراسی خواهی در ایران بزرگ ترین و شکوهمند ترین های جنبش ها در نوع خود است . در بازه زمانی چندین دهه و با از خودگذشتگی میلیون ها مرد و زن ، نهال این جنبش با خون صد ها هزار انسان آبیاری شده است . اتفاقی که سرنوشت جهان را به گونه ای دیگر رقم خواهد زد.
🆔 @phys_Q
❤9👍4😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«عمامه رهبری، وقتشه که بپری!»
ویدیوی دریافتی با شرح: '#اراک، ۲۷ بهمن'
Vahid
ویدیوهای بیشتری رو میتونید در این کانال خودکار ببینید. (مطمئن نیستم که همهشون درست باشند.): @VahidOOnline
📡 @VahidOnline
ویدیوی دریافتی با شرح: '#اراک، ۲۷ بهمن'
Vahid
ویدیوهای بیشتری رو میتونید در این کانال خودکار ببینید. (مطمئن نیستم که همهشون درست باشند.): @VahidOOnline
📡 @VahidOnline
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 عامل ایجاد زلزله چیه؟ هارپ؟ کند شدن چرخش هستهی زمین؟ سدسازی؟ آیا زلزله رو میشه پیشبینی کرد؟
یحیی طباطبایی
درباره نور زمین لرزه EQL بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9313
یحیی طباطبایی
درباره نور زمین لرزه EQL بخوانید:
🆔 https://t.me/phys_Q/9313
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣در گفتگو با MSNBC:
در تریبونهای بزرگ دنیا هرگاه فرصت و روزنه کوچکی فراهم شود، آن را برای انعکاس تصویر واقعی شجاعت مردممان استفاده کنیم. همچون تصویر ناب دختران و زنانی که اگرچه برای اعتراض و شکستن قوانین حکومتی ضدزن در زندان بودهاند، اما به محض آزاد شدن و مقابل درب زندان، همان قانون را دوباره میشکنند و به اقتدار پوشالین حکومت میخندند. جهان باید تصویر این مردم شجاع و مبارزه آنها برای آزادی و کرامتشان را ببیند.
#مهسا_امينی
#زن_زندگى_آزادى
🆔 @phys_Q
در تریبونهای بزرگ دنیا هرگاه فرصت و روزنه کوچکی فراهم شود، آن را برای انعکاس تصویر واقعی شجاعت مردممان استفاده کنیم. همچون تصویر ناب دختران و زنانی که اگرچه برای اعتراض و شکستن قوانین حکومتی ضدزن در زندان بودهاند، اما به محض آزاد شدن و مقابل درب زندان، همان قانون را دوباره میشکنند و به اقتدار پوشالین حکومت میخندند. جهان باید تصویر این مردم شجاع و مبارزه آنها برای آزادی و کرامتشان را ببیند.
#مهسا_امينی
#زن_زندگى_آزادى
🆔 @phys_Q
👍5🔥1😁1
🟣 Quantum bits کیو بیت ها
قوانین مکانیک کوانتومی با تصویر شهودی ما از طبیعت بسیار متفاوت است. حامل اطلاعات اولیه در نظریه اطلاعات کوانتومی کیوبیت نامیده می شود، که ممکن است برخلاف بیت کلاسیک، نه تنها مقادیر 0 یا 1 را بگیرد، بلکه در حقیقت، برهم نهی این حالات را نیز به همراه دارد. به طور رسمی تر، توصیف ریاضی حالت یک کیوبیت توسط یک بردار نرمالایز شده در فضای هیلبرت دو بعدی ارائه می شود. با توجه به فرضیات مکانیک کوانتومی، فضای حالت یک سیستم کوانتومی اشتراکی، یک سیستم کوانتومی که از چندین جزء مجزا تشکیل شده است، با حاصلضرب تانسور فضاهای حالتی که اجزای منفرد را توصیف میکند، تعریف میشود. این منجر به رشد تصاعدی (در تعداد اجزاء) در اندازه و حجم توصیفی پیکربندیهای احتمالی سیستمهای اشتراکی میشود. این در تضاد کامل با بیت های کلاسیک است و به طور خاص، پدیده حالتهای درهمتنیده را به وجود میآورد که در آن سیستمهای کوانتومی (چند بخشی) به روشهایی که فراتر از همبستگیهای کلاسیک است، همبستگی دارند. علاوه بر این، اندازهگیری یک سیستم کوانتومی همیشه با تأثیر دست در دست hand in hand بر حالت سیستم همراه است. یک پیامد برجسته این فرضیه ها، قضیه عدم شبیه سازی non-cloning است، که - به طور کلی - بیان می کند که کپی کردن کامل اطلاعات کوانتومی غیرممکن است.
#پیوست - چرا اصل هولوگرافیک هیجان انگیز است:
🆔 https://t.me/phys_Q/9408
قوانین مکانیک کوانتومی با تصویر شهودی ما از طبیعت بسیار متفاوت است. حامل اطلاعات اولیه در نظریه اطلاعات کوانتومی کیوبیت نامیده می شود، که ممکن است برخلاف بیت کلاسیک، نه تنها مقادیر 0 یا 1 را بگیرد، بلکه در حقیقت، برهم نهی این حالات را نیز به همراه دارد. به طور رسمی تر، توصیف ریاضی حالت یک کیوبیت توسط یک بردار نرمالایز شده در فضای هیلبرت دو بعدی ارائه می شود. با توجه به فرضیات مکانیک کوانتومی، فضای حالت یک سیستم کوانتومی اشتراکی، یک سیستم کوانتومی که از چندین جزء مجزا تشکیل شده است، با حاصلضرب تانسور فضاهای حالتی که اجزای منفرد را توصیف میکند، تعریف میشود. این منجر به رشد تصاعدی (در تعداد اجزاء) در اندازه و حجم توصیفی پیکربندیهای احتمالی سیستمهای اشتراکی میشود. این در تضاد کامل با بیت های کلاسیک است و به طور خاص، پدیده حالتهای درهمتنیده را به وجود میآورد که در آن سیستمهای کوانتومی (چند بخشی) به روشهایی که فراتر از همبستگیهای کلاسیک است، همبستگی دارند. علاوه بر این، اندازهگیری یک سیستم کوانتومی همیشه با تأثیر دست در دست hand in hand بر حالت سیستم همراه است. یک پیامد برجسته این فرضیه ها، قضیه عدم شبیه سازی non-cloning است، که - به طور کلی - بیان می کند که کپی کردن کامل اطلاعات کوانتومی غیرممکن است.
#پیوست - چرا اصل هولوگرافیک هیجان انگیز است:
🆔 https://t.me/phys_Q/9408
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زر امیر ابراهیمی و یاسمن طباطبایی با شعارهای زن زندگی آزادی روی فرش قرمز افتتاحیه جشنواره برلین حضور پیدا کردند.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
🔥9🤔1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 در یک بُعد پایینتر
ماریان فریبرگر
اگر به شما بگویم دنیا دو بعدی است چه ؟ احتمالا بیشتر از اینکه بگوییم ده بعدی است، شگفت زده خواهید شد . همه ما از پذیرش این موضوع که دنیا احتمالا پیچیدهتر از آن چه که حواس و ادراک ما نشان میدهد - هست ، بسیار خوشحالیم - اما آیا میتواند سادهتر باشد؟
این احتمالی است که سانجی رامگولام از دانشگاه کوئین مری لندن در حال بررسی آن است: او در حال توسعه توصیفی دو بعدی از یونیورس است. تا کنون این نظریه فقط در مورد یونیورس اسباببازی toy universe صدق میکند ، اما نتایج او ممکن است روزی بینش مهمی از دنیای واقعی به ما بدهد.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7158
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7167
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7169
ماریان فریبرگر
اگر به شما بگویم دنیا دو بعدی است چه ؟ احتمالا بیشتر از اینکه بگوییم ده بعدی است، شگفت زده خواهید شد . همه ما از پذیرش این موضوع که دنیا احتمالا پیچیدهتر از آن چه که حواس و ادراک ما نشان میدهد - هست ، بسیار خوشحالیم - اما آیا میتواند سادهتر باشد؟
این احتمالی است که سانجی رامگولام از دانشگاه کوئین مری لندن در حال بررسی آن است: او در حال توسعه توصیفی دو بعدی از یونیورس است. تا کنون این نظریه فقط در مورد یونیورس اسباببازی toy universe صدق میکند ، اما نتایج او ممکن است روزی بینش مهمی از دنیای واقعی به ما بدهد.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/7158
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/7167
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/7169
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅱 پارادوکس خوبی ۳/۴
از ریچارد رنگهام
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
دکتر آذرخش مکری
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9376
قسمت دوم
🆔 https://t.me/phys_Q/9404
از ریچارد رنگهام
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
دکتر آذرخش مکری
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9376
قسمت دوم
🆔 https://t.me/phys_Q/9404
👍1
🟣 فیزیکدانان نظریه ریسمان و ابعاد اضافی را در آزمایشگاه کشف کردند!
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت سوم
اجازه دهید به تصویر دقیق هادرون ها که با تئوری ریسمان بازنمایی شده، نگاه کنیم. در آینده وقتی که به کرمچاله ها رسیدیم به آن نیاز خواهیم داشت.
◄تصویر دقیق از هادرون ها، نظریه ریسمان و ابعاد اضافی
باید تأکید کنیم که - اگر حدس مالداسینا درست باشد - نظریه کوارکها و گلوئونهای موجود در دنیای واقعی دقیقاً معادل یک نظریه ریسمان در ابعاد اضافی عمل می کند. دنیای واقعی را در نظر بگیرید و گرانش آن را نادیده بگیرید (گرانش داستان را بسیار پیچیده میکند.) اگرچه اجرای آن در عمل دشوار است، میتوانید یکی از مثالهای مالداسینا را که بخوبی معادل سازی شده، استفاده کنید، و چند چیز را به آن اضافه کنید ( از جمله نیروهای ضعیف هستهای و الکترومغناطیسی و میدان هیگز و الکترونها و غیره) که هم ارزی equivalence را نگاه میدارد و چیز های اضافی را حذف می کند [ مانند عبارات جرمی mass و مقادیر چشمداشتی] تا زمانی که کوارکها و گلوئونهای مدل استاندارد باقی بمانند، و هیچ بقایایی از ابرتقارن یا هر چیز دیگری که دنیای واقعی شاهدیم ، موجود نباشد (میدانید که ظهور جرم در مواردی ناشی از شکست تقارن است ) . هیچ کدام از اینها هم ارزی را به هم نمی زند. اکنون یک نظریه ریسمان در ابعاد اضافه داریم که دقیقاً معادل دنیای واقعی است.
یافتن دقیق بهترین راه برای ساخت این نظریه ریسمان، از ابتدا تا پایان، خسته کننده و سخت خواهد بود. تا آنجا که می دانیم، هیچ کس حتی زحمت امتحان کردن را به خود نداده است. چرا نه؟
مسئله این است که از بین بردن همه چیزهای اضافی، برای حرکت نظریه به سمت دنیای واقعی، دلیلی ست که فضایی را که نظریه ریسمان در آن حرکت می کند، به طور چشمگیر و کیفی متفاوت از فضای واقعی است . و آنقدر دشوار و پیچیده خواهد شد که اصلاً هیچ شباهتی به فضا نخواهد داشت . ما هیچ جزئیاتی از شکل ظاهری این فضا نمی دانیم، به جز اینکه، مطمئناً، بعد شعاعی متناهی طولانی در مواردی که قبلا توضیح داده شد، به یک بعد شعاعی بسیار کوتاه تبدیل می شود. هیچ کس نمیداند چگونه میتوان چیزی در مورد نظریه ریسمان در چنین فضایی محاسبه کرد [بهویژه با «میدانهای پسزمینه راموند-راموند»، که اوضاع را بینهایت بدتر میکند]، و بنابراین، هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که این فضا واقعا چگونه رفتار می کند. حتی بدیهی نیست که در این تئوری آبجکتی وجود داشته باشد که به طور شهودی به ریسمانها شباهتی داشته باشند!
در واقع، تنها دلیل برای اطمینان از اینکه این نظریه ریسمان در واقع دارای ویژگیهای ریسمانی و فرا بعدی extra dimension است و در بالا ذکر شدهاند این است که این نظریه را در آزمایشگاه شبیهسازی کردهایم! یا دستکم در بسیاری از آزمایشگاه ها. این همان کاری است که شتابدهندههای فیزیک ذرات ما که هادرون میسازند، شصت سال است که انجام میدهند. می بینید، از این چشم انداز، کوارکها و گلوئونهای دنیای واقعی، همانطور که در آزمایشهای فیزیک ذرات دنیای واقعی مشاهده شدهاند، میتوانند بهعنوان یک شبیهسازی کوانتوم کامپیوتینگ طبیعی از این نظریه ریسمان معادل equivalence string theory دیده شوند ، در غیر این صورت ما اطلاعات کمی در مورد آن داریم.
اگر نظریه پردازان در دهه 1960 آنچه را که امروز می دانیم می دانستند، تفسیر نظریه ریسمان از داده ها به این سرعت حذف نمی شد. می توانست تا دهه 1970 و 1980 و پس از آن زنده بماند. دیدگاههای رقیب - کوارکها/گلوئونها در مقابل ریسمانها در ابعاد اضافی منحنی curved extra dimensions - مانند امروز مکمل هم دیده میشدند. اما نظریه ریسمان مورد نیاز یک موجود پیچیده است، در حالی که ریاضیات کوارک ها و گلوئون ها، در مقایسه، بسیار ساده است. کوارک ها و گلوئون ها مبنای شهودی بسیار بهتری برای درک جهان هستند و به ما امکان می دهند محاسبات دقیقی برای آزمایش ها انجام دهیم، در حالی که نظریه ریسمان، اگرچه در زمینه های متعدد ارزش شهودی دارد، اما برای محاسبات دقیق بی فایده است. (البته این یک مسئله تکنیکال است، نه مفهومی. می توان تصور کرد که روزی با یک پیشرفت ریاضی، شاید بتوانیم نظریه های ریسمان را در یک کامپیوتر شبیه سازی کنیم، و چشم انداز نظریه ریسمان را عملا مفیدتر کنیم.)
[احتیاط بسیار مهم: هیچ یک از آنچه در اینجا گفتم به این معنا نیست که نظریه ریسمان مورد نظر من یک «نظریه همه چیز» است. نظریه ریسمان مورد بحث هیچ ربطی به فیزیک گرانش کوانتومی ندارد که من و شما را روی زمین نگه می دارد.]
🆔 @phys_Q
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت سوم
اجازه دهید به تصویر دقیق هادرون ها که با تئوری ریسمان بازنمایی شده، نگاه کنیم. در آینده وقتی که به کرمچاله ها رسیدیم به آن نیاز خواهیم داشت.
◄تصویر دقیق از هادرون ها، نظریه ریسمان و ابعاد اضافی
باید تأکید کنیم که - اگر حدس مالداسینا درست باشد - نظریه کوارکها و گلوئونهای موجود در دنیای واقعی دقیقاً معادل یک نظریه ریسمان در ابعاد اضافی عمل می کند. دنیای واقعی را در نظر بگیرید و گرانش آن را نادیده بگیرید (گرانش داستان را بسیار پیچیده میکند.) اگرچه اجرای آن در عمل دشوار است، میتوانید یکی از مثالهای مالداسینا را که بخوبی معادل سازی شده، استفاده کنید، و چند چیز را به آن اضافه کنید ( از جمله نیروهای ضعیف هستهای و الکترومغناطیسی و میدان هیگز و الکترونها و غیره) که هم ارزی equivalence را نگاه میدارد و چیز های اضافی را حذف می کند [ مانند عبارات جرمی mass و مقادیر چشمداشتی] تا زمانی که کوارکها و گلوئونهای مدل استاندارد باقی بمانند، و هیچ بقایایی از ابرتقارن یا هر چیز دیگری که دنیای واقعی شاهدیم ، موجود نباشد (میدانید که ظهور جرم در مواردی ناشی از شکست تقارن است ) . هیچ کدام از اینها هم ارزی را به هم نمی زند. اکنون یک نظریه ریسمان در ابعاد اضافه داریم که دقیقاً معادل دنیای واقعی است.
یافتن دقیق بهترین راه برای ساخت این نظریه ریسمان، از ابتدا تا پایان، خسته کننده و سخت خواهد بود. تا آنجا که می دانیم، هیچ کس حتی زحمت امتحان کردن را به خود نداده است. چرا نه؟
مسئله این است که از بین بردن همه چیزهای اضافی، برای حرکت نظریه به سمت دنیای واقعی، دلیلی ست که فضایی را که نظریه ریسمان در آن حرکت می کند، به طور چشمگیر و کیفی متفاوت از فضای واقعی است . و آنقدر دشوار و پیچیده خواهد شد که اصلاً هیچ شباهتی به فضا نخواهد داشت . ما هیچ جزئیاتی از شکل ظاهری این فضا نمی دانیم، به جز اینکه، مطمئناً، بعد شعاعی متناهی طولانی در مواردی که قبلا توضیح داده شد، به یک بعد شعاعی بسیار کوتاه تبدیل می شود. هیچ کس نمیداند چگونه میتوان چیزی در مورد نظریه ریسمان در چنین فضایی محاسبه کرد [بهویژه با «میدانهای پسزمینه راموند-راموند»، که اوضاع را بینهایت بدتر میکند]، و بنابراین، هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که این فضا واقعا چگونه رفتار می کند. حتی بدیهی نیست که در این تئوری آبجکتی وجود داشته باشد که به طور شهودی به ریسمانها شباهتی داشته باشند!
در واقع، تنها دلیل برای اطمینان از اینکه این نظریه ریسمان در واقع دارای ویژگیهای ریسمانی و فرا بعدی extra dimension است و در بالا ذکر شدهاند این است که این نظریه را در آزمایشگاه شبیهسازی کردهایم! یا دستکم در بسیاری از آزمایشگاه ها. این همان کاری است که شتابدهندههای فیزیک ذرات ما که هادرون میسازند، شصت سال است که انجام میدهند. می بینید، از این چشم انداز، کوارکها و گلوئونهای دنیای واقعی، همانطور که در آزمایشهای فیزیک ذرات دنیای واقعی مشاهده شدهاند، میتوانند بهعنوان یک شبیهسازی کوانتوم کامپیوتینگ طبیعی از این نظریه ریسمان معادل equivalence string theory دیده شوند ، در غیر این صورت ما اطلاعات کمی در مورد آن داریم.
اگر نظریه پردازان در دهه 1960 آنچه را که امروز می دانیم می دانستند، تفسیر نظریه ریسمان از داده ها به این سرعت حذف نمی شد. می توانست تا دهه 1970 و 1980 و پس از آن زنده بماند. دیدگاههای رقیب - کوارکها/گلوئونها در مقابل ریسمانها در ابعاد اضافی منحنی curved extra dimensions - مانند امروز مکمل هم دیده میشدند. اما نظریه ریسمان مورد نیاز یک موجود پیچیده است، در حالی که ریاضیات کوارک ها و گلوئون ها، در مقایسه، بسیار ساده است. کوارک ها و گلوئون ها مبنای شهودی بسیار بهتری برای درک جهان هستند و به ما امکان می دهند محاسبات دقیقی برای آزمایش ها انجام دهیم، در حالی که نظریه ریسمان، اگرچه در زمینه های متعدد ارزش شهودی دارد، اما برای محاسبات دقیق بی فایده است. (البته این یک مسئله تکنیکال است، نه مفهومی. می توان تصور کرد که روزی با یک پیشرفت ریاضی، شاید بتوانیم نظریه های ریسمان را در یک کامپیوتر شبیه سازی کنیم، و چشم انداز نظریه ریسمان را عملا مفیدتر کنیم.)
[احتیاط بسیار مهم: هیچ یک از آنچه در اینجا گفتم به این معنا نیست که نظریه ریسمان مورد نظر من یک «نظریه همه چیز» است. نظریه ریسمان مورد بحث هیچ ربطی به فیزیک گرانش کوانتومی ندارد که من و شما را روی زمین نگه می دارد.]
🆔 @phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی سخنان مهندس «زینب کاظم پور» که روز بیست و هفتم بهمن با کشف حجاب و پرت کردن روسری خود بر روی سن، مجمع انتخاب هیات رئیسه سازمان نظام مهندسی را به نشانه اعتراض ترک کرد.
او در سخنان خود میگوید به مجمعی که یک زن مهندس را به خاطر حجابش به جلسه انتخاب هیات رئیسه راه نمیدهند و برخی همکارانش را قبل از جلسه ضرب و شتم کردهاند، رسمیت نخواهد داد.
او در ادامه با انتقاد از اینکه اعضای هیات رئیسه از قبل گزینش و انتخاب شدهاند، این جلسه را ترک کرد و هنگام ترک این مجمع روسری خود را بر روی سن انداخت که این کار او با تشویق و حمایت حضار مواجه شد.
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
او در سخنان خود میگوید به مجمعی که یک زن مهندس را به خاطر حجابش به جلسه انتخاب هیات رئیسه راه نمیدهند و برخی همکارانش را قبل از جلسه ضرب و شتم کردهاند، رسمیت نخواهد داد.
او در ادامه با انتقاد از اینکه اعضای هیات رئیسه از قبل گزینش و انتخاب شدهاند، این جلسه را ترک کرد و هنگام ترک این مجمع روسری خود را بر روی سن انداخت که این کار او با تشویق و حمایت حضار مواجه شد.
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
👍10👎2🔥1👏1
🟣 چه می شود اگر رئالیتی ما مجموع تمام رئالیتی های ممکن باشد
توسط چارلی وود
قسمت نخست
انتگرال مسیر ریچارد فاینمن هم یک ماشین پیش بینی قدرتمند و هم تفلسفی پیرامون چگونگی دنیاست . اما فیزیکدانان هنوز در تلاش هستند تا چگونگی استفاده از آن و مفهوم آن را بیابند.
مسیر خط مستقیم یک ذره در فضا را می توان به عنوان مجموع تمام مسیرهای ممکن آن درک کرد.
قوی ترین فرمول در فیزیک با یک S شروع می شود، نمادی برای نوعی اجتماع که به عنوان انتگرال شناخته می شود. در ادامه یک S دوم می آید که نشان دهنده کمیتی است که به عنوان کنش action شناخته می شود. این S دوقلوها با هم کُنه معادله ای را تشکیل می دهند که مسلماً مؤثرترین پیشگوی آینده است که تاکنون ابداع شده است.
فرمول اوراکولار oracular به عنوان انتگرال مسیر فاینمن شناخته می شود. تا آنجایی که فیزیکدانان می توانند بگویند، دقیقاً رفتار هر سیستم کوانتومی - یک الکترون، یک پرتو نور یا حتی یک سیاهچاله را پیش بینی می کند. انتگرال مسیر موفقیت های زیادی کسب کرده است که بسیاری از فیزیکدانان معتقدند که دریچه ای مستقیم به قلب رئالیتی است.
اما این معادله، اگرچه صفحات هزاران نشریه فیزیک را زیبا می کند، بیشتر یک فلسفه است تا یک دستور العمل دقیق. این نشان میدهد که واقعیت ما نوعی آمیختگی - مجموع - همه احتمالات قابل تصور است. اما دقیقاً به محققان نمی گوید که چگونه این جمع Sum را انجام دهند. بنابراین فیزیکدانان دهه ها را صرف توسعه زرادخانه ای از طرح های تقریبی برای ایجاد و محاسبه انتگرال برای سیستم های کوانتومی مختلف کرده اند.
تقریب ها به اندازه ای خوب کار می کنند که فیزیکدانان بی باک مانند رنات لول renate loll theoretical physicist of radboud university اکنون مسیر نهایی انتگرال را دنبال می کنند: مسیری که همه اشکال قابل تصور فضا و زمان را با هم ترکیب می کند و به عنوان نتیجه خالص، یونیورسی به شکل یونیورس ما تولید می کند. اما در این تلاش برای نشان دادن اینکه رئالیتی در واقع مجموع همه رئالیتی های ممکن است، با سردرگمی عمیقی مواجه میشوند که کدام احتمالات باید جمع شوند و به رئالیتی بپیوندند.
◄همه راه ها به یکی ختم می شود
مکانیک کوانتومی در سال 1926 زمانی که اروین شرودینگر معادله ای را ابداع کرد که چگونه حالت های موج مانند ذرات لحظه به لحظه تکامل می یابند، عملا شروع به کار کرد. در دهه بعد، پل دیراک دیدگاهی جایگزین از جهان کوانتومی ارائه کرد. او بر این تصور بود که چیزها برای رسیدن از A به B مسیر «کمترین کنش» را میپیمایند - مسیری که بهطور ساده، کمترین زمان و انرژی را میگیرد. ریچارد فاینمن بعداً به طور تصادفی با کار دیراک برخورد کرد و این ایده را درآورد و در سال 1948 از انتگرال مسیر path integral پرده برداری کرد.
قلب این فلسفه در نمایش مکانیک کوانتومی اساسی به نمایش گذاشته شده است: آزمایش دو شکاف.
فیزیکدانان ذراتی را به دیواری با دو شکاف شلیک می کنند و محل فرود این ذرات را روی دیواری پشت دیوار مشاهده می کنند. اگر ذرات گلوله بودند، در پشت هر شکاف یک خوشه تشکیل می دادند. در عوض، ذرات در امتداد دیواره پشتی به صورت نوارهای تکرار شونده فرود می آیند. این آزمایش نشان میدهد که آنچه از میان شکافها حرکت میکند، در واقع موجی است که مکانهای احتمالی ذره را نشان میدهد. دو جبهه موج در حال ظهور با یکدیگر تداخل میکنند و یک سری پیک یا قله peak ایجاد میکنند که در نهایت ممکن است بعنوان ذره دیتکت شوند.
در آزمایش دو شکاف، موجی به طور همزمان از هر دو شکاف عبور می کند و در سمت دیگر با خود تداخل پیدا می کند. موج مکان های احتمالی یک ذره را نشان می دهد. رنگ سفید نشان میدهد که در کجا احتمال دیتکت (آشکار سازی) بیشتر است .
🆔 @phys_Q
توسط چارلی وود
قسمت نخست
انتگرال مسیر ریچارد فاینمن هم یک ماشین پیش بینی قدرتمند و هم تفلسفی پیرامون چگونگی دنیاست . اما فیزیکدانان هنوز در تلاش هستند تا چگونگی استفاده از آن و مفهوم آن را بیابند.
مسیر خط مستقیم یک ذره در فضا را می توان به عنوان مجموع تمام مسیرهای ممکن آن درک کرد.
قوی ترین فرمول در فیزیک با یک S شروع می شود، نمادی برای نوعی اجتماع که به عنوان انتگرال شناخته می شود. در ادامه یک S دوم می آید که نشان دهنده کمیتی است که به عنوان کنش action شناخته می شود. این S دوقلوها با هم کُنه معادله ای را تشکیل می دهند که مسلماً مؤثرترین پیشگوی آینده است که تاکنون ابداع شده است.
فرمول اوراکولار oracular به عنوان انتگرال مسیر فاینمن شناخته می شود. تا آنجایی که فیزیکدانان می توانند بگویند، دقیقاً رفتار هر سیستم کوانتومی - یک الکترون، یک پرتو نور یا حتی یک سیاهچاله را پیش بینی می کند. انتگرال مسیر موفقیت های زیادی کسب کرده است که بسیاری از فیزیکدانان معتقدند که دریچه ای مستقیم به قلب رئالیتی است.
اما این معادله، اگرچه صفحات هزاران نشریه فیزیک را زیبا می کند، بیشتر یک فلسفه است تا یک دستور العمل دقیق. این نشان میدهد که واقعیت ما نوعی آمیختگی - مجموع - همه احتمالات قابل تصور است. اما دقیقاً به محققان نمی گوید که چگونه این جمع Sum را انجام دهند. بنابراین فیزیکدانان دهه ها را صرف توسعه زرادخانه ای از طرح های تقریبی برای ایجاد و محاسبه انتگرال برای سیستم های کوانتومی مختلف کرده اند.
تقریب ها به اندازه ای خوب کار می کنند که فیزیکدانان بی باک مانند رنات لول renate loll theoretical physicist of radboud university اکنون مسیر نهایی انتگرال را دنبال می کنند: مسیری که همه اشکال قابل تصور فضا و زمان را با هم ترکیب می کند و به عنوان نتیجه خالص، یونیورسی به شکل یونیورس ما تولید می کند. اما در این تلاش برای نشان دادن اینکه رئالیتی در واقع مجموع همه رئالیتی های ممکن است، با سردرگمی عمیقی مواجه میشوند که کدام احتمالات باید جمع شوند و به رئالیتی بپیوندند.
◄همه راه ها به یکی ختم می شود
مکانیک کوانتومی در سال 1926 زمانی که اروین شرودینگر معادله ای را ابداع کرد که چگونه حالت های موج مانند ذرات لحظه به لحظه تکامل می یابند، عملا شروع به کار کرد. در دهه بعد، پل دیراک دیدگاهی جایگزین از جهان کوانتومی ارائه کرد. او بر این تصور بود که چیزها برای رسیدن از A به B مسیر «کمترین کنش» را میپیمایند - مسیری که بهطور ساده، کمترین زمان و انرژی را میگیرد. ریچارد فاینمن بعداً به طور تصادفی با کار دیراک برخورد کرد و این ایده را درآورد و در سال 1948 از انتگرال مسیر path integral پرده برداری کرد.
قلب این فلسفه در نمایش مکانیک کوانتومی اساسی به نمایش گذاشته شده است: آزمایش دو شکاف.
فیزیکدانان ذراتی را به دیواری با دو شکاف شلیک می کنند و محل فرود این ذرات را روی دیواری پشت دیوار مشاهده می کنند. اگر ذرات گلوله بودند، در پشت هر شکاف یک خوشه تشکیل می دادند. در عوض، ذرات در امتداد دیواره پشتی به صورت نوارهای تکرار شونده فرود می آیند. این آزمایش نشان میدهد که آنچه از میان شکافها حرکت میکند، در واقع موجی است که مکانهای احتمالی ذره را نشان میدهد. دو جبهه موج در حال ظهور با یکدیگر تداخل میکنند و یک سری پیک یا قله peak ایجاد میکنند که در نهایت ممکن است بعنوان ذره دیتکت شوند.
در آزمایش دو شکاف، موجی به طور همزمان از هر دو شکاف عبور می کند و در سمت دیگر با خود تداخل پیدا می کند. موج مکان های احتمالی یک ذره را نشان می دهد. رنگ سفید نشان میدهد که در کجا احتمال دیتکت (آشکار سازی) بیشتر است .
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
❤1👍1
🟣 How Our Reality May Be a Sum of All Possible Realities
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند black magic است.
انتگرال مسیر بجای در نظر گرفتن تکامل لحظه به لحظه برای پارتیکل ، یک هیستوری کلّی برای آن در نظر میگیرد . اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9462
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9466
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9469
#پیوست
https://t.me/phys_Q/9470
انتگرال مسیر، که در سال 1948 توسط ریچارد فاینمن ابداع شد، با جمع کردن دامنه های کوانتومی آشفته با نادید گرفتن بی اهمیت ها ، به نتایجی می رسد که فراتر از هر اختلاف نظری ست ( جای چانه زنی ندارد) . ین چین اونگ، ریاضیدانی که فیزیکدان شده است، گفت: " این [ path integral ] مانند black magic است.
انتگرال مسیر بجای در نظر گرفتن تکامل لحظه به لحظه برای پارتیکل ، یک هیستوری کلّی برای آن در نظر میگیرد . اما چگونه میتوان تعداد بینهایت مسیر منحنی را به یک خط مستقیم اضافه کرد؟ هر مسیری را که طی می کنید، کنش آن را محاسبه میکنید (زمان و انرژی لازم برای پیمودن مسیر)، و از آن عددی به نام دامنه بدست آورید که به شما می گوید چقدر احتمال دارد یک ذره آن مسیر را طی کند. سپس تمام دامنهها را جمع میکنید تا دامنه کل ذرهای که از اینجا به آنجا میرود را به دست آورید - این یعنی انتگرالی از همه مسیرها.
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9424
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9462
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/9466
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/9469
#پیوست
https://t.me/phys_Q/9470
👍1