کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
🟣 [Not] A Wormhole in a Laboratory
کرمچاله در آزمایشگاه یا چی؟

توسط مت استراسلر
مقدمه - مقاله نخست
خب حالا…

︎ آیا فیزیکدانان یک کرم چاله در آزمایشگاه ایجاد کردند؟ خیر

︎آیا فیزیکدانان یک نوزاد کرم چاله  در آزمایشگاه ایجاد کردند؟ خیر

︎آیا فیزیکدانان موفق به مطالعه گرانش کوانتومی در آزمایشگاه شدند؟ خیر

︎آیا فیزیکدانان یک کرم چاله را در آزمایشگاه شبیه سازی کردند؟ خیر

︎آیا فیزیکدانان گامی برای شبیه سازی کرم چاله در آزمایشگاه برداشتند؟ خیر

︎آیا فیزیکدانان گامی  به سوی شبیه‌سازی شبیه‌سازی کرم‌چاله - یک «مدل اسباب‌بازی» کرم‌چاله - در آزمایشگاه برداشتند؟ شاید.

سخنم را بد متوجه نشوید، کاری که آنها انجام دادند بسیار جالب است! من هم اگر درگیر این مطالعه بودم به آن افتخار می کردم. به نویسندگان این مقاله تبریک می‌گوییم. روش ها و نتایج جدید و قابل تامل است.

اما تبلیغات  ژورنالیستی؟ شدیدا، جهت افزایش فاکتور های نمایشی در آن عمل کرده ست!
تلاش خواهم کرد، توضیح دهم که آنها واقعا چه کار کردند. توضیح همه مراحل واقعاً بسیار پیچیده است، بنابراین ممکن است کمی طول بکشد. اما در بهترین حالت، کاری که آنها انجام دادند مشابه تلاش برای یادگیری منشأ حیات از طریق برخی شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای بسیار خوب از بیوشیمی ساده، یا یادگیری در مورد ماهیت بنیادی آگاهی با اجرای نوع جدیدی از شبکه‌های عصبی است. که واقعی نیست؛ حتی به واقعیت نزدیک هم نیست؛ به سختی شبیه سازی چیزی است که به واقعیت نزدیک هم نیست.
آیا این روش می تواند روزی به شبیه سازی یک کرم چاله واقعی منجر شود؟ شاید در آینده ای دور. آیا می تواند منجر به ایجاد یک کرم چاله واقعی شود؟ هرگز.
درک اینکه چرا فیزیکدانان گاهی اوقات فکر می کنند ایده خوبی است که بیشتر از آنچه واقعا انجام داده اند ادعا کنند، برایم سخت است. من کسی را نمی شناسم که واقعاً از آن سود برده باشد‌‌.
https://profmattstrassler.com/2022/12/01/not-a-wormhole-in-a-laboratory/

🆔 @phys_Q
👍1
🟣 'If science, like art, is to perform its mission truly and fully, its achievements must enter not only superficially, but with their inner meaning, into the consciousness of people.'
◄ اگر بنا باشد ساینس، مانند هنر، رسالت خود را به درستی و تمام و کمال انجام دهد، دستاوردهای آن باید ، نه تنها به صورت سطحی بلکه با معانی درونی خود ، وارد آگاهی مردم شود.
-Albert Einstein
(Speech at opening of 1939 World's Fair)

🆔 @phys_Q
👍2
ماموران حکومتی‌ ۲۵ آبان به چشم نازنین ۱۶ ساله در #بندرعباس از فاصله نزدیک گلوله شلیک کردند. بعد از دو بار عمل جراحی هنوز گلوله‌های ساچمه‌ای در چشمش‌ است و خارج نشده. او در استوری اینستاگرامش نوشته:« امیدوارم تو جشن آزادی باشم و به خودم بگم دیدی ارزششو‌ داشت‌‌»

🆔 @phys_Q
👍7🤔4🔥2🕊1
🟣 فیزیکدانان نظریه ریسمان و ابعاد اضافی را در آزمایشگاه کشف کردند!
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت نخست

با چنین سرفصلی، احتمالاً فکر می کنید که این عنوانی تقلبی است. اما در واقع، کاملاً جدی هستیم . نه تنها این، این کشف در دهه 1960 انجام شد. به دلیل یک رویارویی تاریخی، فیزیکدانان درگیر ، ابتدائا متوجه آن نشدند.
گفتنی است، این عنوان مشکلات عمیقی دارد. اما عناوینی که این مدت دیدیم، در امتداد این جمله که «فیزیکدانان یک کرم‌چاله نوزاد در آزمایشگاه ایجاد می‌کنند»، در واقع بدتر از این هستند.
این درست تر است که بگوییم «تئوری ریسمان و ابعاد اضافی به طور تجربی در دهه 1960 کشف شد» تا اینکه بگوییم «یک نوزاد کرم چاله در آزمایشگاه در اوایل دهه 2020 ایجاد شد».
و حالا به شما نشان خواهیم داد که چرا.
نخستین گپ ، نظریه ریسمان
در دهه 1960، طیف گسترده‌ای از «هادرون‌ها» (ذرات حاوی کوارک‌ها، گلوئون‌ها و ضد کوارک‌ها) کشف شد - نه فقط پروتون‌ها و نوترون‌هایی که از آن‌ها ساخته شده‌ایم، یا پیون‌ها و پسرعموهایشان که در دهه‌های 1940 و 1950 یافت شدند. تعداد زیادی از آنها، با الفبای یونانی-سالاد نامگذاری شدند. مطالعه این هادرون‌ها قبل از کشف کوارک ها منجر به این پیشنهاد شد، که شاید هادرون‌ها ریسمان های کوچکی باشند. شواهد تجربی کمی برای این ایده وجود داشت! اما برای کوتاه کردن داستان، این پیشنهاد در نهایت با کشف و تایید کوارک ها در دهه 1970 شکست خورد. (در همین حال، نظریه ریسمان برای نظریه گرانش کوانتومی و غیره استفاده شد.

اما در واقع، نظریه ریسمان شکست نخورد. این فقط نظریه ریسمان در چهار بعد تخت بود که شکست خورد.

در سال 1997، خوان مالداسنا، با پیروی از ایده‌های قدیمی جرارد تی هوفت و الکساندر پولیاکوف، و به‌وسیله آثار بسیاری دیگر از محققان نظریه ریسمان/سیاهچاله (مانند ایگور کلبانوف، اندی استرومینگر، و غیره) به آن اشاره کرد. شواهد قوی برای یک حدس رادیکال چنین نتیجه گرفت:
نظریه‌های میدان کوانتومی (نظریه‌های گلوئون‌ها، ذرات کوارک‌مانند، و برخی دیگر ذرات اضافی، اما بدون گرانش، در جهانی با سه بعد فضایی و یک بعد زمانی) وجود دارند که دقیقاً معادل نظریه ریسمان‌های ابر تقارنی هستند (نظریه‌ای با ۹ بعد فضایی و بعد یک زمانی، با مجموعه‌ای از ذرات و میدان‌های نامتناهی، و با گرانش کوانتومی) که در آن ریسمانها در یک فضای منحنی 9+1 بعدی یکنواخت حرکت می‌کنند.

این در ابتدا دیوانه کننده به نظر می رسد. چگونه یک نظریه با گرانش کوانتومی می تواند معادل نظریه ای بدون گرانش کوانتومی باشد؟ و چگونه می توان دو نظریه با تعداد فضا-ابعاد متفاوت معادل هم باشند؟ با این وجود، این حدس تقریباً به طور قطع درست است. در این محتوا ، به نفع این حدس «AdS/CFT» یا «دوگانگی سنج/ریسمان gauge/string » خواهیم پرداخت و به شواهد نمی‌پردازیم.
در مدت کوتاهی، حدس مالداسینا به نظریه هایی که بیشتر شبیه به دنیای واقعی هستند - گلوئون / کوارک / و غیره گسترش یافت. تئوری هایی که رفتاری بسیار شبیه به دنیای واقعی از خود نشان می دهند. به عنوان مثال، این شامل تشکیل هادرون از گلوئون ها و ذرات کوارک مانند، همراه با بسیاری از هادرون های اضافی است که در دنیای واقعی یافت نمی شوند. حدس بیانگر این است که این نظریه ها (که لزوماً خود ابر تقارنی نیستند) نیز دقیقاً معادل یک نظریه ریسمان ابرتقارن هستند، اما همراه با گرانش کوانتومی، و در فضای منحنی curved پیچیده تر Complicate (اشاره به فضای AdS ).
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسمومیت سریالی مدارس دخترانه از قم به تهران(منیریه) رسید . بنا بر اعلام رسانه محلی قم نیوز پای یک گروه رادیکال شیعه مذهب وصل به حوزه با انگیزه مخالفت با تحصیل زنان ، در میان است . سکوت کامل نهاد های امنیتی و مسئولین امر را شاهدیم .

🆔 @phys_Q
🤯5👍1
فلک پیر است و بی بنیاد  
ازین فریادکُش فریاد

🆔 @phys_Q
11
🟣 Quantum Entanglement Isn’t All That Spooky After All

The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار  نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش می‌دهیم، شبح‌واری را منتقل می‌کند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت نخست

درهم تنیدگی کوانتومی پدیده ای پیچیده در فیزیک است که معمولاً به عنوان یک پیوند نامرئی بین آبجکت های کوانتومی دور توصیف می شود که به یکی اجازه می دهد آنی بر دیگری تأثیر بگذارد. آلبرت انیشتین به طور مشهور این ایده درهم تنیدگی را به عنوان "عمل شبح آور از راه دور"  spooky action at a distance نامید. در واقعیت، درهم تنیدگی به عنوان اطلاعات بهتر درک می شود، اما مسلماً بی مزه است. بنابراین امروزه، هر مقاله خبری، توضیح‌دهنده، نظر و تفسیر هنری از درهم‌تنیدگی کوانتومی، این پدیده را با شبح‌آور بودن اینشتین برابر می‌داند. وضعیت تنها با اهدای جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۲ به آلن اسپکت، جان اف. کلاسر و آنتون زایلینگر برای آزمایش‌های درهم تنیدگی کوانتومی بدتر شده است. اما وقت آن است که این صفت را از بین ببریم. ترسناک spooky نامیدن درهم تنیدگی به طور کامل نحوه عملکرد واقعی آن را نادرست نشان می دهد و مانع از توانایی ما در درک آن می شود.
در سال 1935، اروین شرودینگر، فیزیکدان، اصطلاح درهم تنیدگی Entanglement را ابداع کرد، و تأکید کرد که این واژه «یکی نیست، بلکه صفت کاراکتریستیک مکانیک کوانتومی است، چیزی که خروج کاملش  را از خطوط فکری کلاسیک بیان می‌کند». او این پاسخ به مقاله معروفی (که برای فیزیکدانان صرفاً به عنوان  EPR  آرگومنت شناخته می شود) توسط انیشتین، بوریس پودولسکی و ناتان روزن که بیان  میداشت که فیزیک کوانتومی ناقص است ، داد .  نیویورک تایمز نیز تیتر زد : «اینشتین به نظریه کوانتومی حمله می‌کند» که این تصور گسترده را تقویت کرد که انیشتین از فیزیک کوانتومی متنفر است.
استدلال EPR به مفهوم روزمره ریالیتی به عنوان مجموعه ای از چیزها در جهان با ویژگی های فیزیکی در انتظار دیتکت شدن از طریق اندازه گیری است و این گونه بنظر می آید که اکثر ما به طور شهودی ریالیتی را درک می کنیم. نظریه نسبیت انیشتین با این درک مطابقت دارد و می‌گوید واقعیت باید لوکال باشد، به این معنی که هیچ چیز نمی‌تواند سریع‌تر از سرعت نور روی چیزی تأثیر بگذارد. اما EPR نشان داد که فیزیک کوانتومی با این ایده‌ها سازگار نیست – که نمی‌تواند نظریه‌ای از ریالیتی لوکال را توضیح دهد. به عبارت دیگر، فیزیک کوانتوم چیزی کم داشت. برای تکمیل فیزیک کوانتومی، انیشتین به دانشمندان پیشنهاد کرد که باید به دنبال یک نظریه «عمیق‌تر» از ریالیتی لوکال باشند. بسیاری از فیزیکدانان در دفاع از نظریه کوانتومی پاسخ دادند، اما این موضوع تا سال 1964 حل نشد که فیزیکدان جان اس. بل آزمایشی را پیشنهاد کرد که می توانست وجود یک ریالیتی لوکال را رد کند. کلاوسر اولین کسی بود که این آزمایش را انجام داد که بعدها توسط Aspect آلن اسپکت  و آنتوان زیلینگر Zeilinger بهبود یافت و به کمال رسید.

مقاله‌ای معمولی درباره درهم تنیدگی به ما می‌گوید که زمانی ایجاد می‌شود که ذرات برای ایجاد یک «پیوند link » با یکدیگر همکنش interact می‌کنند،  مهم نیست آن ذرات چقدر از هم فاصله دارند. علاوه بر این، کنش های انجام شده روی یک ذره فوراً بر دیگری تأثیر می‌گذارد، یا اینطور به ما گفته می‌شود. اما - در آنچه بیان شد چیزی ست که حتی بسیاری از کارشناسان اشتباه می کنند - فیزیک کوانتومی این را نمی گوید. فیزیک کوانتومی در مورد چگونگی جهان چیزی نمی گوید. در عوض، فیزیک کوانتومی فقط آزمایش‌هایی را که ما برای آزمایش نظریه‌هایمان در مورد چگونگی کارکرد جهان انجام می‌دهیم، توصیف می‌کند - به ما احتمالاتی را برای نتایجی که ممکن است در یک آزمایش رخ دهد، می‌دهد. اجبار به تفسیر مفاهیم فیزیک کوانتومی به عنوان نسخه‌ای برای ریالیتی فیزیکی ناشی از شیوه‌ای ناخوشایند است که ما به طور سنتی فیزیک را آموزش می‌دهیم.
من فیزیک کوانتومی را به دانشجویان سال دوم علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی سیدنی تدریس می کنم. هر پاییز، من به نوجوانان دانشکاری درباره درهم تنیدگی کوانتومی می‌دهم، بدون اینکه به آنها بگویم که شبح‌وار است و آنها را در فرآیند مهندسی پدیده‌های کوانتومی برای خودشان راهنمایی می‌کنم. یک دانشجوی سابق گفت که آنها گزارش جایزه نوبل فیزیک 2022 را درک کرده‌اند، زیرا دانش‌آموزانی دارم که کامپیوترهای کوانتومی را برای تولید درهم تنیدگی برنامه‌ریزی می‌کنند. یکی دیگر از دانش‌آموزان سابق به من گفت که آنها در فهمیدن اینکه این شبح مرموز قرار است کجا باشد، مشکل دارند. من هم پیشنهاد کردم که شاید آنها نیازی به جستجوی چیزی نداشته باشند که نخواهند یافت.‌‌

🆔 @phys_Q
👍1
🟣 Quantum Entanglement Isn’t All That Spooky After All

The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار  نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش می‌دهیم، شبح‌واری را منتقل می‌کند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9392
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9394
Source:
https://www.scientificamerican.com/article/quantum-entanglement-isnt-all-that-spooky-after-all/
👍1
🟣 Quantum Entanglement Isn’t All That Spooky After All

The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار  نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش می‌دهیم، شبح‌واری را منتقل می‌کند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت دوم

به طور معمول، یک معلم فیزیک یک سخنرانی در مورد درهم تنیدگی با انیشتین شروع می‌کند و مفاهیمی مانند رئالیسم لوکال را معرفی می‌کند و با فراخوانی الزاماً اراده آزاد freewill آزمایشگر به پایان می‌رسد. اما لازم نیست اینطور باشد. درک اینکه چگونه فیزیک کوانتومی کار می کند و چگونه از دنیای کلاسیک خارج می شود، از منظر اطلاعات، نه فیزیک، بسیار ساده تر است. بیایید یک مثال را در نظر بگیریم.
تصور کنید دو نفر به نام های آلیس و باب در یک جنایت دخیل هستند و در اتاق های جداگانه و بدون هیچ راهی برای ارتباط مورد بازجویی قرار می گیرند. از هر کدام یکی از دو سوال ممکن پرسیده می شود. آنها باید داستان یکدیگر را تایید کنند تا آزاد شوند. اما نکته‌ای وجود دارد: سؤال‌ها حاوی تله‌ای هستند که اگر سؤال دوم از هر دو پرسیده شود، باید پاسخ‌های مخالف را بدهند. آلیس و باب همه اینها را قبل از رفتن به اتاق خود برای بازجویی می دانند. بنابراین، آن‌ها کار بدیهی را انجام می‌دهند و راهبردی را طراحی می‌کنند تا پاسخ‌هایشان به درستی با هم مرتبط شوند. با این حال، به سرعت آشکار می شود که هیچ استراتژی ممکنی نمی تواند آنها را آزاد کند، زیرا آنها نمی دانند که بازجوی دیگر چه سوالی را پرسیده است. بهترین تلاشی که آلیس و باب می توانند انجام دهند این است که در 75 درصد مواقع به درستی پاسخ دهند، به این صورت که هر دو برای هر سؤال پاسخ یکسانی می دهند و قبول می کنند که در یکی از چهار مورد شکست می خورند.
تا کنون آلیس و باب فقط از اطلاعات کلاسیک استفاده کرده اند. اما با اشتراک گذاری اطلاعات کوانتومی، آنها با احتمال بالاتر از 75 درصد موفق می شوند. آنها این کار را با ابداع استراتژی با استفاده از ریاضیات اطلاعات کوانتومی به جای اطلاعات کلاسیک انجام می دهند. شهود لازم برای راه‌حل به آشنایی با جبر خطی نیاز دارد، بنابراین در اینجا به جزئیات آن نمی‌پردازم. اما این فکت که اطلاعات کوانتومی آنها به همبستگی correlation نیاز دارد، به این معنی ست که آنها درهم‌تنیده اند. این برای بازجو ها ترسناک به نظر می رسد زیرا آنها فقط با اطلاعات کلاسیک استدلال می کنند. اما این مهم که در تمام نظریه های اطلاعاتی، همبستگی ها همه جا وجود دارند ، چندان هم ترسناک یا شبح‌وار نیست. بنابراین، از طریق لنز اطلاعات کوانتومی، درهم تنیدگی عجیب یا نادر نیست، بلکه انتظار هم می رود. دیدگاه اطلاعاتی به زیبایی مشکل اصلی را در فراخوانی توصیف کلاسیک پدیده‌های کوانتومی نشان می‌دهد: این زبان اشتباه است. برندگان جایزه نوبل اولین کسانی بودند که این را به عنوان فکتی در مورد طبیعت نشان دادند. امروز، می‌توانید با ایجاد درهم تنیدگی و پردازش اطلاعات کوانتومی مرتبط در یک رایانه کوانتومی واقعی، راه آنها را دنبال کنید.

اینشتین می خواست که تمام طبیعت با یک توصیف کلاسیک ساده و فشرده شناسایی شود. اما اکنون می‌دانیم که اطلاعات کوانتومی دقیق‌ترین توصیف را از طبیعت ارائه می‌کند، که به زبانی نوشته شده است که ما صحبت نمی‌کنیم. پذیرش این امر ما را از محدودیت های فیزیک سنتی رها می کند و با تسهیل یادگیری فعال، آموزش آن را بهنجار تر می کند. چشم انداز اطلاعات کوانتومی برخی از عمیق ترین سوالات در فیزیک را روشن می کند. برای مثال، اطلاعات کوانتومی کلید درک رمز و راز سیاهچاله‌ها و شاید کل یونیورس است. همچنین ما را به سمت فناوری های کوانتومی جدید هدایت می کند که به سرعت و به طور خودکار اطلاعات کوانتومی را رمزگذاری و پردازش می کند.
در نیمه دوم قرن بیستم، رایانه ها به سرعت هر جنبه ای از جامعه را تغییر دادند و درک ما از دنیا و خودمان را دگرگون کردند. ما فکر می کردیم که آنها ابزار نهایی برای این منظور هستند، اما اشتباه کردیم. اکنون دانشمندان بر این باورند که ماشین نهایی یک رایانه کوانتومی است که هنوز پتانسیل کامل آن را درک نکرده ایم. تعیین اینکه کامپیوترهای کوانتومی چه زمانی در همه جا حاضر خواهند شد و چه مشکلاتی را حل خواهند کرد، تمرینی در نگاه از پشت ویترین است. با این حال، ما از قبل می‌دانیم که آنها می‌توانند فهرست کوچکی از مسائلی مانند فاکتورگیری اعداد، جستجو در پایگاه‌های داده یا شبیه‌سازی واکنش‌های شیمیایی را حل کنند. اگر چنین مسئله ای دارید، احتمالا در مارکت بدنبال یک کامپیوتر کوانتومی خواهید بود. شما آن را دوست دارید اما از سوی دیگر، انیشتین از آن متنفر بود.‌‌

🆔 @phys_Q
👍2
🟣 شرودینگر در دنیای میکروسکوپی برای «انرژی»اصالتی قائل نبود و آن را همانند انتروپی، مفهومی غیر واقعی می دانست. او به دلیل مخالفتی که با «پرش های کوانتمی» داشت، فرکانس را اصیل تر از انرژی می دانست.

-وی در نامه ای که به پلانک نوشت چنین می گوید:

«مفهوم " انرژی" چیزی است که ما از تجربه ماکروسکوپی و تنها از تجربه ماکروسکوپی به دست آورده‌ایم. من اعتقاد ندارم که بتوان آن را به همان شکل در میکرومکانیک بکاربرد؛ بنابراین نمی‌توان در مورد انرژی یک نوسان جزئی منفرد صحبت نمود. خصوصیت منتسب به انرژی نوسان جزئی منفرد همان فرکانس آن است

وی این نظر خود را تا آخر عمر تغییر نداد.

🆔 @phys_Q
👍6
🟣 فیزیکدانان نظریه ریسمان و ابعاد اضافی را در آزمایشگاه کشف کردند!
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت دوم


چه چیزی این معادل سازی equivalence را ممکن می کند؟ نکته اینجاست که اگرچه نظریه ریسمان در 9 بعد فضایی (به علاوه یک زمان) وجود دارد، تنها سه بعد فضایی تا بی نهایت گسترش یافته و به صورت ماکروسکوپیک قابل مشاهده هستند. بقیه تا حدودی به صورت میکروسکوپی جمع شده یا تا شده‌اند، اما به روشی بسیار هوشمندانه که تضمین می کند یکی از آن ابعاد به منحصرا طولانی و مهم است. [شکل در انتهای این پست را برای یک تصویر تقریبی ببینید.] آن بعد پنجم طولانی اما متناهی - اجازه دهید آن را بعد "شعاعی" radial بنامم (بعدی که در کار مشهور لیزا رندال و رامان ساندرام بسیار زودتر از حدس مالداسینا مطرح شد ) - همان چیزی است که اطمینان می دهد این نظریه ریسمان دارای ویژگی هایی مشابه دنیای واقعی است. اما آنها چه هستند؟
برخلاف نظریه ریسمان که اولین بار در دهه 1960 مورد بررسی قرار گرفت، که در آن ریسمان ها در ابعاد فضایی تخت flat حرکت می کردند، ماهیت منحنی فضایی که این ریسمان ها روی آن حرکت می کنند تضمین می کند که هیچ یک از هادرون های پیش بینی شده توسط این آرایش نظریه ریسمان جدید نباید بدون جرم باشد [به جز احتمالاً برخی از ذرات پیون مانند.]
برای هر هادرون با جرم کم (M) و "اسپین" کم (تکانه زاویه ای J) باید مجموعه ای از هادرون ها با تکانه و جرم زاویه ای در حال افزایش وجود داشته باشد که M تقریباً مانند ریشه دوم J عمل می کند. این ست set از هادرون‌ها مسیرهای رژه regge نامیده می‌شوند.
برای هر ذره با M کم و J کم، باید یک "برج" tower از هادرون با M افزایشی اما همان J وجود داشته باشد.
(این مجموعه ها set از هادرون ها برج کالوزا-کلین یا kk tower نام دارند)
جزئیات دقیق به نظریه منحصر به آن بستگی دارد. اما این ویژگی‌های کلی - بدون هادرون‌های فاقد جرم، و هادرون‌هایی که در مسیرهای رژه و برج‌های KK سازمان‌دهی شده‌اند - پیش‌بینی‌های بنیادینی هستند که تقریباً مستقل از جزئیات هستند.
خوب، مدت‌ها قبل از این، وقتی دانشمندان هادرون‌های دنیای واقعی را کشف کردند، متوجه شدند که هادرون‌های کوارک-آنتی کوارک («مزون‌ها») دنیای واقعی واقعاً همه این معیارها را برآورده می‌کنند. (باریون‌ها - هادرون‌هایی مانند پروتون‌ها و نوترون‌ها - هم همین‌طور هستند، اما داستان آنها پیچیده‌تر است و اکنون به آن نمی‌پردازیم.) در دنیای واقعی هادرون‌ها در مسیرهای رژه و برج‌های KK وجود دارد، هیچ کدام از آن‌ها فاقد جرم نیستند. امروزه می دانیم که این نشانه‌ای از نظریه ریسمان با یک بعد اضافه شعاعی متناهی از فضا است. جزئیات هادرون ها اصولاً جزئیات این نظریه ریسمان و فضایی که ریسمان ها روی آن حرکت می کنند را به ما می آموزد.
و بنابراین، در گذشته کاملاً واضح است که فیزیکدانان ذرات دهه 1960 نظریه ریسمان و حداقل یک بعد فضایی اضافی را کشف کردند، اگرچه در آن زمان آن را نمی دانستند. (حتی مشخص است که کوارک‌ها و گلوئون‌ها چیستند - آنها میخ‌هایی روی ریسمانی spike on string هستند که در نزدیکی یک لبه edge یک بعد شعاعی می‌رسند.) تنها پس از پیشرفت مالداسینا بود که این امر بدیهی شد.
به طور خلاصه، همانطور که فیزیکدانان در برخورددهنده بزرگ هادرون و بسیاری از پیشینیان آن در حال مطالعه فیزیک کوارک ها و گلوئون ها و جزئیات هادرون بوده اند، آنها مخفیانه در حال مطالعه نظریه ریسمان، ابعاد اضافی و حتی (و دیگر محدودیت ها نظیر) گرانش کوانتومی بوده اند.
حتماً دارید شوخی می کنید، آقای استراسلر!
اکنون، بسیاری از شما با ادعای خیره کننده ای که در دو پاراگراف قبلی مطرح شد، قتل خونین مرا فریاد خواهید زد. و خب حق با شماست!... درست همانطور که باید بلندتر بر سر کسی که ادعا می‌کند یک کرم‌چاله در آزمایشگاه ساخته است (یا حتی شبیه‌سازی شده) فریاد بزنید.
با این حال، مسئله این است که من شوخی نمی کنم. ادعاهای مطرح شده در پاراگراف‌های قبل هر دو اگر حدس اصلی مالداسینا درست باشد، درست خواهند بود.
در مقام مقایسه، ادعاهای مطرح شده در مورد "کرم چاله های نوزاد آزمایشگاهی"، که بر حدس مالداسینا نیز تکیه دارند، به جای واقعی بودن ، پیشنهادی هستند و توضیح دقیق آن گسترده تر است.‌‌

🆔 @phys_Q
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣در میان ایرانیان در واشنگتن؛

چند نفر از شما عزیزی در زندان داشته و دارد یا جمهوری اسلامی عزیزانش را در چهل سال گذشته به قتل رسانده؟
دست‌ها بالا…
تعداد دستها و دردها و اشکها گواه است که ما همه زخم‌خورده‌ی یک حکومت‌ایم و برای رسیدن به یک کشور سکولار دموکرات دستهای هم را بگیریم.
ما به این مسیر پر از فراز و نشیب آگاهیم. به فضای پر از زخم و فاصله‌ای که جمهوری اسلامی برای ما درست کرد آگاهیم. اما همه زخمها را نمی‌شود یک شبه ترمیم کرد. نمی‌شود در قدم اول همه صددرصد راضی باشیم.
این مسیر نیازمند صبر است و درایت. اما آنچه همه ما بر روی آن توافق داریم این است، که بر آرمان‌هایمان، آزادی، کرامت و برابری وفادار بمانیم و بجای روبرو هم بودن، کنار هم باشیم.

#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🆔 @phys_Q
👍5😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 ساکت !
دیگر ویدیو های مضحک این پیر کفتار را همرسانی کنید .

🆔 @phys_Q
👍8😁6🤔1
وقتی که گمان می کنی خود تحقیری راز بقاست . این رفتار در این قوم عمومیّت دارد . بازگشت به تنظیمات کارخانه مضحکی ست.
🆔 @phys_Q
👍8
🟣 'Universal education is probably a good thing, but you could teach good as well as bad—you can teach falsehood as well as truth...
You can communicate truth and you can communicate lies. You can communicate threats or kindness.'

آموزش همگانی احتمالاً چیز خوبی است، اما شما می‌توانید خوب را ‌به همان روشی آموزش دهید که بد !—شما می‌توانید دروغ و حقیقت را نیز آموزش دهید...
شما می توانید حقیقت را انتقال دهید و یا دروغ را فرافکنی کنید . شما می توانید با تهدید یا مهربانی ارتباط برقرار کنید.

-ریچارد فاینمن، سمپوزیوم گالیله، 1964‌‌

🆔 @phys_Q
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه مان بی تاب تو ایم . آزادی ..

🆔 @phys_Q
👍10
اصل هولوگرافیک و سیاهچاله ها

اعمال اصل هولوگرافیک به پیکر های سیاه آسمانی - سیاهچاله ها ، ویژگی های ترمودینامیکی راز آمیز سیاهچاله ها را درک پذیر تر می کند - با تمرکز بر این پیش بینی که این پیکر ها دارای آنتروپی بزرگی هستند و با مشاهده آنان از دیدگاه مکانیک کوانتومی ، می توان آنها را دقیقاً مانند یک هولوگرام توصیف کرد . 

این اجرام کیهانی، همانطور که توسط نظریه‌های کوانتومی تأیید می‌شود، می‌توانند به طرز باورنکردنی پیچیده باشند و حجم عظیمی از اطلاعات را به عنوان بزرگترین هارد دیسک موجود در طبیعت، در 2D در درون خود متمرکز کنند. این ایده با نظریه نسبیت Relativity اینشتین مطابقت دارد که سیاهچاله ها را ، 3D ، ساده، کروی و صاف توصیف می کند. سیاهچاله ها نمایندگانی عالی از مسئله بزرگ پیش روی فیزیک نظری ، اتحاد  نظریه نسبیت عام GR اینشتین با فیزیک کوانتومیQP  پیرامون گرانش هستند.

اصل انقلابی هولوگرافیک ، تا حدی غیر شهودی ست و  رفتار گرانش در یک منطقه معین از فضا را می‌توان بر حسب سیستم متفاوتی در امتداد لبه (مرز boundary) آن ناحیه و بنابراین در یک بعد کمتر کار  می‌کند - پیشنهاد می کند . و مهمتر از آن، در این توصیف جایگزین (به نام هولوگرافیک) گرانش به صراحت پدیدار نمی شود. به عبارت دیگر، اصل هولوگرافیک به ما این امکان را می دهد که گرانش را با استفاده از زبانی توصیف کنیم که حاوی گرانش نیست، بنابراین از اصطکاک با مکانیک کوانتومی جلوگیری می کنیم.

اما این پرسش پیشآمد می کند پس جایگاه گرانش در توصیف هولوگرافیک از یونیورس ، در کجا قرار می گیرد . در لبه ی منطقه ای از فضا که با تئوری میدان کوانتومی کانفورمالCFT کنترل می گردد شاهد تئوری های پارتیکلی و فاقد گرانش هستیم . در درون این ناحیه مرزی (لبه) یک فضای آنتی دی سیتر AdS وجود دارد که با نوع خاصی از تئوری ریسمان کنترل شده و حاوی گرانش است .

شگفت‌انگیزترین چشم‌انداز اصل هولوگرافیک در نهایت تدوین نظریه‌ای برای گرانش کوانتومی باشد. به هر حال، هم‌خوانی AdS/CFT سیستمی را نشان می‌دهد که در آن مکانیک کوانتومی و گرانش را می‌توان در یک مدل یکپارچه توصیف کرد. در نظر گرفتن یونیورس به عنوان یک هولوگرام به فیزیکدانان این امکان را می دهد تا گرانش را به عنوان پیش بینی مکانیک کوانتومی در بعد بالاتر در نظر بگیرند. این به ویژه به دلیل هم‌خوانی معکوس inverse correspondence  بین مرز boundary و  باک  bulk مفید است، زیرا پدیده های گرانشی بسیار بزرگ در باک (مانند سیاهچاله ها) نسبت به زمانی که در مرز نگاه می شود، جایی که رویداد بسیار ضعیف می شود، بسیار آسان تر می شود. به طور مشابه، زمانی که سیستم‌های کوانتومی بسیار پیچیده به‌عنوان شکل پیش‌بینی‌شده‌شان در نظر گرفته شوند، بسیار ساده‌تر می‌شوند .

احتمال جالب دیگری که از ماهیت هولوگرافیک یونیورس ناشی می شود، از ویژگی های فراکتالی هولوگرام هایی است که قبلاً ذکر شد. بخش عمده، همانطور که انتظار می رود، یک فراکتال نیست، زیرا دارای ابعادی با عدد صحیح 2 است ، اما خود «فیلم» هولوگرافیک، میتواند مرز احتمالی باشد. اگر مرز، و بنابراین برهمکنش های مکانیکی کوانتومی یونیورس ماهیت فرکتالی داشته باشد، این توضیح جالبی برای درهم تنیدگی کوانتومی ارائه می دهد که در آن پارتیکل ها به دلیل اینکه صرفاً الگوهای تکرار شونده دارند،  مشابه یکدیگر هستند، و درهم تنیده می مانند. این را می‌توان برای حمایت از نظریه تک‌الکترون ( تک الکترون جان ویلر را بیاد دارید؟)، که بیان می‌کند هر الکترون در جهان جرم و بار مشابهی با دیگر الکترون ها دارد، و می توان همه الکترون ها را بهم تعمیم داد، زیرا عملا یک الکترون(در حالت ها و مکان های مختلف) موجود است.

توضیح سنتی این است که الکترون‌ها می‌توانند در طول زمان به سمت عقب و جلو حرکت کنند تا به این نتیجه برسند، اما شاید یک نظریه زیباتر این باشد که همه الکترون ها اساساً یکسان اند - زیرا همه آنها بخش‌هایی از طبیعت فراکتالی  یونیورس در مقیاس کوانتومی هستند.

اصل هولوگرافیک نظریه‌ای است که از دهه‌ها تفسیر ریاضی و کاوش نظری، و از همکاری بین برخی از عجیب‌ترین و ظاهراً متفاوت‌ترین زمینه‌ها به وجود آمده است. هولوگرافیک نظریه ای است با مفاهیمی در مقیاس کیهانی برای نحوه درک ما از فیزیک و روشی که در آن جایگاه خود را در جهان در نظر می گیریم. این نظریه بدون مشکلات و رقبای خود نیست، اما نقطه اوج برخی از بزرگترین نوابغ  نسل ما ست که به آنچه ممکن است یکی از شدیدترین انقلاب های کیهانی در تاریخ ما باشد منجر شده است. امیدوارم که این مقاله در خدمت روشن کردن این بستر جذاب بوده باشد و سطح کافی از دانش را برای درک عمیق این نظریه فراهم کرده باشد.‌‌

🆔 @phys_Q
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 پارادوکس خوبی ۲/۴
از ریچارد رنگهام
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
دکتر آذرخش مکری
قسمت نخست
🆔 https://t.me/phys_Q/9376
👍3
فاطمه سپهری، امروز چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱، در دفاعیه‌ای از زندان مشهد به مسئولان بی‌مسئولیت جمهوری اسلامی هشدار داد و نوشت:
۴۴ سال است که با عملکرد ظالمانه شما از قبیل اختلاس، تجاوز، حیف و میل بیت‌المال، سوءمدیریت متعدد، جنگ‌افزاری و ناآرامی و هزاران جنایت دیگر ما را به ستوه آورده‌اید و دیگر تاب تحمل هیچکدامتان را نداریم و تا پس گرفتن کشور و سرزمین‌مان از پای نخواهیم نشست.

🆔 @phys_Q
10👍3👏1😁1
🟣 چرا اصل هولوگرافیک بسیار هیجان انگیز است
لارنس گودمن - قسمت نخست

یکی از پیشرفته‌ترین تئوری های فیزیک نظری، اصل هولوگرافیک، بر این باور است که جهان تصویری 3D است که از یک سطح 2D تولید projected  می‌شود، دقیقاً شبیه هولوگرام که از یک صفحه فیلم عکاسی ایمرج می شود.
متیو هدریک، دانشیار فیزیک در دانشگاه براندیس می‌گوید: «از نظر من، کشف درهم‌تنیدگی هولوگرافیک و تعمیم‌های آن یکی از هیجان‌انگیزترین پیشرفت‌ها در فیزیک نظری در قرن حاضر بوده است. چه مفاهیم جدید دیگری در انتظار کشف هستند و چه ارتباطات غیرمنتظره دیگری؟ ما نمی توانیم صبر کنیم تا بفهمیم.»
[ درهم‌تنیدگی کوانتومی Quantum Entanglement در تئوری هولوگرافیک با رویکرد اطلاعاتی در نظر گرفته می شود و با این رویکرد بسیاری از جنبه های عجیب آن قابل فهم می شود]
این مسئله که همیشه یک سری قوانین برای کیهان خرد، مکانیک کوانتومی، متفاوت از کیهان کلان، یعنی نظریه نسبیت وجود دارد - فیزیکدانان را آزار داده است.
اگر هدریک و همکارانش بتوانند اصل هولوگرافیک را اثبات کنند، گام بزرگی در جهت دستیابی به جام مقدس در فیزیک نظری برداشته اند، یک نظریه یکپارچه بزرگ که می تواند تمام قوانین و اصول حاکم بر رئالیتی را توضیح دهد. هدریک می گوید: «ما هنوز به آنجا نرسیدیم، اما در حال پیشرفت هستیم.»
مدت ها تصور می شد که جهان در بنیادین ترین سطح خود از ذرات ساب‌اتمیک مانند الکترون ها یا کوارک ها تشکیل شده است. اما اکنون فیزیکدانان بر این باورند که این ذرات از چیزی حتی کوچکتر یعنی اطلاعات تشکیل شده اند.
وقتی فیزیکدانان در مورد اطلاعات صحبت می کنند، منظور آنها داده هایی است که پدیده های فیزیکی را توصیف می کند. جرم یک آبجکت، جهت اسپین الکترون و e=mc^2 همگی واحدهای اطلاعات هستند.
اگر تمام اطلاعات موجود را جمع آوری کرده باشید، کتابچه دستورالعمل کاملی برای ساختن همه چیز در یونیورس مان خواهید داشت.
کیوبیت ها شگفت هستند .
کوچکترین سطوح یونیورس توسط قوانین مکانیک کوانتومی اداره می شود. در اینجا همه چیز شروع به بسیار عجیب و غریب و غیر منطقی می کند.
واحدهای اطلاعات در قلمرو مکانیک کوانتومی کیوبیت نامیده می شوند.
فرض کنید دو کیوبیت دارید که مقادیر آنها می تواند 1 یا 0 باشد. هنگامی که کیوبیت ها در هم تنیده می شوند، مقادیر آنها به هم مرتبط می شود. وقتی اولین کیوبیت را اندازه می گیرید، ممکن است مقدار آن 0 باشد. کیوبیت دیگر را بررسی کنید، ممکن است مقدار آن نیز 0 باشد. اما اگر کیوبیت اول مقدار 1 داشته باشد چه؟ مقدار کیوبیت دوم نیز می تواند به 1 تغییر کند.
انگار کیوبیت‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند، اولی به دومی می‌گوید: "هی، این فیزیکدان اینجا تازه فهمید که من 1 هستم. تو هم بهتر است 1 باشی." به طرز شگفت انگیز و عجیبی، این ارتباط می تواند در فواصل بسیار زیاد با پیام هایی که به ظاهر سریعتر از سرعت نور ارسال می شوند، اتفاق بیفتد.
همچنین کیوبیت ها تخت flat هستند
در بیشتر موارد، وقتی آبجکتی را داخل شیشه می‌اندازید - ما از آبنبات ژله‌ای استفاده می‌کنیم - داخل آن می‌افتد و فضا را اشغال می‌کند. اگر یک دانه ژله دیگر قرار دهید، مقدار فضای خالی کوچک تر می شود و حجم دانه های ژله افزایش می یابد.
این روش با کیوبیت ها کار نمی کند. کیوبیت ها در شیشه قرار نمی گیرند، بلکه در یک سطح پخش می شوند. یک کیوبیت اضافه کنید، به کنار شیشه می چسبد. یک کیوبیت دیگر اضافه کنید، همین کار را می کند. افزایش تعداد کیوبیت ها باعث افزایش حجم نمی شود. در عوض، سطحی را که کیوبیت ها اشغال می کنند افزایش می دهد.
کیوبیت‌های بیشتر و بیشتری در سطح یک سطح تخت flat  پخش می‌شوند - به این ترتیب صفحه دو بعدی که با اصل هولوگرافیک توصیف شده است را بدست می‌آورید.
بنابراین چگونه می توان سه بعد را بدست آورد؟
به محض اینکه از قلمرو کوچکتر از-کوچک teeny-tiny  فراتر رفتید، قوانین مکانیک کوانتومی دیگر کار نمی کنند. اگرچه عجیب به نظر می رسد، در سطح ماکرو-کاسمیک(کیهان کلان) macrocosmic، شما به مجموعه ای متفاوت از قوانین فیزیک نیاز دارید تا توضیح دهید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.‌‌

🆔 @phys_Q
👍3
🟣 چرا اصل هولوگرافیک بسیار هیجان انگیز است
توسط لارنس گودمن- قسمت دوم و پایانی

اگر وارد نظریه نسبیت انیشتین شوید. برای محاسبه رویدادهای کیهانی مانند مسیری که نور دنبال می کند یا مدار عطارد به دور خورشید، به نظریه نسبیت نیاز دارید.
واحدهای سازنده نسبیت نیز واحدهای اطلاعاتی هستند. با این حال، اکنون آنها بیت نامیده می شوند.
و بیت ها به گونه ای رفتار می کنند که برای ما بسیار آشناتر است. آنها در سه بعد وجود دارند.
و چگونه می توان هولوگرام را تعریف کرد؟
بیایید به آن سطح دو بعدی که با کیوبیت های درهم تنیده پوشیده شده است برگردیم. از آنجایی که مقدار کیوبیت بسته به مقدار جفت درهم تنیده آن تغییر می کند، درجه ای از عدم تعین indeterminacy در سیستم وجود دارد. اگر هنوز کیوبیت اول را اندازه گیری نکرده اید، نمی توانید در مورد دومی مطمئن باشید. مقدار عدم قطعیت uncertainty هر سیستم مشخص آنتروپی آن نامیده می شود.
با درهم تنیدگی Entangled از هم گسیختگی disentangled کیوبیت ها، سطح آنتروپی بالا و پایین می رود. شما با میدان های آنتروپی در حالتی دائما در حال تغییر مواجه هستید.
اصل هولوگرافیک معتقد است که جهان سه بعدی ما نمایش یا طرحی از تمام این فعالیت هایی است که روی یک سطح دو بعدی پر از کیوبیت انجام می شود.
سوال بزرگ اینجاست
و همیشه فیزیکدانان را آزار می دهد که یک سری قوانین برای کیهان خرد، مکانیک کوانتومی، و دیگری برای ماکروکاسمیک کیهان کلان، یعنی نظریه نسبیت وجود دارد. منطقی نیست که دو گروه متفاوت و ناسازگار از فرمول های ریاضی در جهان ما وجود داشته باشد. فیزیکدانان فرض می کنند باید راهی برای سازگاری آنها وجود داشته باشد.
بنابراین سوال اصلی برای هدریک و همکارانش در اینجا نهفته است: با شروع در قلمرو دوبعدی کیوبیت‌ها و مکانیک کوانتومی و سپس افزایش مقیاس در سایز، پیش بینی های بین بیت‌ها و نسبیت چه میزانی از دقت را دارا هستند ؟ این موضوع ساخت یک مدل ریاضی واحد است که تبدیل مقیاسی را توضیح می دهد.
آن را کشف کنید و یکی از بزرگترین رازهای فیزیک نظری را حل خواهید کرد. از کوچکترین تا بزرگترین پدیده، ما یک نظریه واحد از واقعیت خواهیم داشت.
در حال حاضر اصل هولوگرافیک یک نظریه اثبات نشده باقی مانده است. اینکه بعداً به کجا منتهی خواهد شد، یک سؤال باز است. با این حال، احتمال آن وجود دارد، و این موضوع شگفت تر از هر داستان علمی تخیلی هست که بتوانید تصور کنید .

🆔 @phys_Q
👍6