Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅱 #معرفی_کتاب پارادوکس خوبی ۱/۴
از ریچارد رنگهام
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
دکتر آذرخش مکری
@FarazTed
🆔 @phys_Q
از ریچارد رنگهام
youtube.com/@DrAzarakhshMokriOfficial
دکتر آذرخش مکری
@FarazTed
🆔 @phys_Q
👍4
🟣 Niels Bohr's final interview, on 17 Nov 1962, was by Thomas Kuhn, known for his probing questions. Drawing a picture of the 'Einstein Box' on his blackboard, Bohr explained how he won an intellectual argument with Einstein. Sadly, Bohr died the next day:
◄ آخرین مصاحبه نیلز بور، در 17 نوامبر 1962، توسط توماس کوهن انجام شد که به خاطر کاوشگری در پرسش ها شهرت داشت. بور با کشیدن تصویری از "جعبه انیشتین" روی تخته سیاه توضیح داد که چگونه در یک بحث فکری با انیشتین پیروز شد. متأسفانه، بور روز بعد درگذشت.
https://aip.org/history-programs/niels-bohr-library/oral-histories/4517-5
🆔 @phys_Q
◄ آخرین مصاحبه نیلز بور، در 17 نوامبر 1962، توسط توماس کوهن انجام شد که به خاطر کاوشگری در پرسش ها شهرت داشت. بور با کشیدن تصویری از "جعبه انیشتین" روی تخته سیاه توضیح داد که چگونه در یک بحث فکری با انیشتین پیروز شد. متأسفانه، بور روز بعد درگذشت.
https://aip.org/history-programs/niels-bohr-library/oral-histories/4517-5
🆔 @phys_Q
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🟣 holographic principle
¹- https://t.me/phys_Q/9034
²- https://t.me/phys_Q/9036
³- https://t.me/phys_Q/9052
⁴- https://t.me/phys_Q/9058
⁵- https://t.me/phys_Q/9070
⁶- https://t.me/phys_Q/9071
⁷-https://t.me/phys_Q/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
https://t.me/phys_Q/9011
¹- https://t.me/phys_Q/9034
²- https://t.me/phys_Q/9036
³- https://t.me/phys_Q/9052
⁴- https://t.me/phys_Q/9058
⁵- https://t.me/phys_Q/9070
⁶- https://t.me/phys_Q/9071
⁷-https://t.me/phys_Q/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
https://t.me/phys_Q/9011
🟣 یک یونیورس یک تئوری ....
از زمان زایش تئوری کوانتوم شگفتی و شکوه فیزیک و پیآیند آن یونیورس ، صد چندان گردید .
در ابتدا دانشمندان در پذیرش تئوری کوانتوم دچار تردید شدند ، زیرا فیزیک کلاسیک که علّی causal و تعیینگرا deterministic بود و تا آنزمان کلیّت مکانیسم یونیورس را تشکیل میداد ، به ناگاه بی اهمیت و کوچک و کنار گذاشته می شد و فیزیکی جدید توصیف می شد که نا تعیینگرا indeterministic و ناموضع non-localistic بود .
نظریه کوانتوم انقلابی در فیزیک ، فلسفه ، شیمی و دیگر بستر های علوم تجربی ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد .
اما اکنون باز هم فیزیک مانند پیشاکوانتوم دچار رکود شده است و سخن از فیزیک مدرن دیگری ست . همانطور که نظریه کوانتوم بنیاد فیزیک کلاسیک محسوب می شود ، فیزیک مدرن آتی بنیاد نظریه کوانتوم محسوب می شود . تابع موج wave function ، اصل عدم قطعیت Uncertainty principle ، مکانیک ماتریسی و دیگر حوزه هایی مانند تئوری ریسمان string theory و تئوری میدان کوانتومی Quantum Field theory و حتی نسبیت عام General Relativity و .... با ریاضیات اعتبار داده شده اند . و نقش ریاضیات mathmathic در فیزیک مدرن به احتمال زیاد ویژه تر از همین نقش در نظریه کوانتوم است .
در اصل هولوگرافیک holographic principle ، فیزیکدانان ریاضیاتی بسیاری از جنبه های ریاضی را برای نخستین بار ابداع کردند و تکامل بخشیدند تا در نهایت با کدگذاری encode اطلاعات در یک فضازمان هایپربولیک با کورویچر منفی ، از طریق تئوری ریسمان در درون یک سیلندر بتوانند تئوری پارتیکلی یا یک تئوری میدان کانفورمال در مرز این سیلندر را ایمرج emerge کنند .
بیش از دهها تن از بزرگ ترین فیزیسیست ها و مطرح ترین ریاضیدان ها ، شبانه روز تلاش کردند تا با ایده ها و حدس های منطقی ریاضیاتی یک تئوری در برابر یک یونیورس قرار دهند . به گفته دانشمندان تئوری هولوگرافیک نخستین تئوری از نوع خود است و در آینده احتمالا تئوری های جذاب تر و با دقت ریاضیاتی بالاتر مطرح خواهند شد.
تئوری هولوگرافیک غیرشهودی ست به این معنا که بسیاری از مفاهیم آن تجسم پذیر نیستند و با ذهن سه بعدی بشری سازگار نیستند ، از جمله دوگانگی AdS/CFT که از لحاظ ریاضی امکان پذیر اما در تجسمات بشری ناممکن است .
حتی اگر فرض کنیم که تئوری هولوگرافیک تمام و کمال تایید شود ، باز هم فیزیک به پایان نخواهد رسید. فیزیکی که زمانی بنظر می رسید با فیزیک کلاسیک به پایان خواهد رسید ، هرگز به پایان نخواهد رسید . پس از طرح تئوری فیزیک مدرن نوعی فیزیک زیر لایه جدید تر مورد نیاز است که بستر و محیط بر یونیورس ماست .
فیزیک هیچ nothingness که در آن پتانسیل ایجاد شمار بی نهایت یونیورس های متفاوت با قوانین و قواعد و ثابت constant های متفاوت وجود دارد و باید با فیزیک مدرن مورد مطالعه کنونی سازگار گردد .
میتوانید کمی رادیکال تر ، سازوکاری زیرلایه این فیزیک هیچ nothingness نیز متصور شوید با این تذکر نا امید کننده که دقیقا مانند فیزیک هیچ ، اطلاعات خاصی پیرامون آن وجود ندارد و تنها یک گفتمان فلسفی جهت ورزیده سازی نورون های مغزی شماست .
@phys_Q
از زمان زایش تئوری کوانتوم شگفتی و شکوه فیزیک و پیآیند آن یونیورس ، صد چندان گردید .
در ابتدا دانشمندان در پذیرش تئوری کوانتوم دچار تردید شدند ، زیرا فیزیک کلاسیک که علّی causal و تعیینگرا deterministic بود و تا آنزمان کلیّت مکانیسم یونیورس را تشکیل میداد ، به ناگاه بی اهمیت و کوچک و کنار گذاشته می شد و فیزیکی جدید توصیف می شد که نا تعیینگرا indeterministic و ناموضع non-localistic بود .
نظریه کوانتوم انقلابی در فیزیک ، فلسفه ، شیمی و دیگر بستر های علوم تجربی ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد .
اما اکنون باز هم فیزیک مانند پیشاکوانتوم دچار رکود شده است و سخن از فیزیک مدرن دیگری ست . همانطور که نظریه کوانتوم بنیاد فیزیک کلاسیک محسوب می شود ، فیزیک مدرن آتی بنیاد نظریه کوانتوم محسوب می شود . تابع موج wave function ، اصل عدم قطعیت Uncertainty principle ، مکانیک ماتریسی و دیگر حوزه هایی مانند تئوری ریسمان string theory و تئوری میدان کوانتومی Quantum Field theory و حتی نسبیت عام General Relativity و .... با ریاضیات اعتبار داده شده اند . و نقش ریاضیات mathmathic در فیزیک مدرن به احتمال زیاد ویژه تر از همین نقش در نظریه کوانتوم است .
در اصل هولوگرافیک holographic principle ، فیزیکدانان ریاضیاتی بسیاری از جنبه های ریاضی را برای نخستین بار ابداع کردند و تکامل بخشیدند تا در نهایت با کدگذاری encode اطلاعات در یک فضازمان هایپربولیک با کورویچر منفی ، از طریق تئوری ریسمان در درون یک سیلندر بتوانند تئوری پارتیکلی یا یک تئوری میدان کانفورمال در مرز این سیلندر را ایمرج emerge کنند .
بیش از دهها تن از بزرگ ترین فیزیسیست ها و مطرح ترین ریاضیدان ها ، شبانه روز تلاش کردند تا با ایده ها و حدس های منطقی ریاضیاتی یک تئوری در برابر یک یونیورس قرار دهند . به گفته دانشمندان تئوری هولوگرافیک نخستین تئوری از نوع خود است و در آینده احتمالا تئوری های جذاب تر و با دقت ریاضیاتی بالاتر مطرح خواهند شد.
تئوری هولوگرافیک غیرشهودی ست به این معنا که بسیاری از مفاهیم آن تجسم پذیر نیستند و با ذهن سه بعدی بشری سازگار نیستند ، از جمله دوگانگی AdS/CFT که از لحاظ ریاضی امکان پذیر اما در تجسمات بشری ناممکن است .
حتی اگر فرض کنیم که تئوری هولوگرافیک تمام و کمال تایید شود ، باز هم فیزیک به پایان نخواهد رسید. فیزیکی که زمانی بنظر می رسید با فیزیک کلاسیک به پایان خواهد رسید ، هرگز به پایان نخواهد رسید . پس از طرح تئوری فیزیک مدرن نوعی فیزیک زیر لایه جدید تر مورد نیاز است که بستر و محیط بر یونیورس ماست .
فیزیک هیچ nothingness که در آن پتانسیل ایجاد شمار بی نهایت یونیورس های متفاوت با قوانین و قواعد و ثابت constant های متفاوت وجود دارد و باید با فیزیک مدرن مورد مطالعه کنونی سازگار گردد .
میتوانید کمی رادیکال تر ، سازوکاری زیرلایه این فیزیک هیچ nothingness نیز متصور شوید با این تذکر نا امید کننده که دقیقا مانند فیزیک هیچ ، اطلاعات خاصی پیرامون آن وجود ندارد و تنها یک گفتمان فلسفی جهت ورزیده سازی نورون های مغزی شماست .
@phys_Q
Telegram
attach 📎
" You might emerge somewhere else in space. Somewhen else in time. "
- Carl Sagan , SR , GR
🟣 این مقالات را پیرامون کرمچاله ها و تئوری هولوگرافیک مطالعه کنید در روز های آتی مقالاتی از مت استراسلر پیرامون این مطالعات همرسانی خواهیم کرد .
🔻شبیه سازی کوانتوم کامپیوتینگ از یک کرمچاله :
https://t.me/phys_Q/9213
🔻راز شگفت سیاهچاله ها نیویورک تایمز
https://t.me/phys_Q/8635
🔻دوگانگی AdS/CFT و گرانش کوانتومی
https://t.me/phys_Q/6644
- Carl Sagan , SR , GR
🟣 این مقالات را پیرامون کرمچاله ها و تئوری هولوگرافیک مطالعه کنید در روز های آتی مقالاتی از مت استراسلر پیرامون این مطالعات همرسانی خواهیم کرد .
🔻شبیه سازی کوانتوم کامپیوتینگ از یک کرمچاله :
https://t.me/phys_Q/9213
🔻راز شگفت سیاهچاله ها نیویورک تایمز
https://t.me/phys_Q/8635
🔻دوگانگی AdS/CFT و گرانش کوانتومی
https://t.me/phys_Q/6644
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جعفر پناهپور، محیطبان، ویدیویی از ترکیب زیبای ماه و گلهای از قوچ و میشهای ارتفاعات هیرکانی در پارک ملی گلستان را در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
❤3
🟣 “Not only is the Universe stranger than we think, it is stranger than we can think.”
✓ "یونیورس نه تنها شگفت تر و ناشناخته تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم، بلکه از آن چیزی است که می توانیم فکر کنیم هم شگفت تر و ناشناخته تر است ."
- Werner Heisenberg
🆔 @phys_Q
✓ "یونیورس نه تنها شگفت تر و ناشناخته تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم، بلکه از آن چیزی است که می توانیم فکر کنیم هم شگفت تر و ناشناخته تر است ."
- Werner Heisenberg
🆔 @phys_Q
👍3
🟣 [Not] A Wormhole in a Laboratory
کرمچاله در آزمایشگاه یا چی؟
توسط مت استراسلر
مقدمه - مقاله نخست
خب حالا…
▪︎ آیا فیزیکدانان یک کرم چاله در آزمایشگاه ایجاد کردند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان یک نوزاد کرم چاله در آزمایشگاه ایجاد کردند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان موفق به مطالعه گرانش کوانتومی در آزمایشگاه شدند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان یک کرم چاله را در آزمایشگاه شبیه سازی کردند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان گامی برای شبیه سازی کرم چاله در آزمایشگاه برداشتند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان گامی به سوی شبیهسازی شبیهسازی کرمچاله - یک «مدل اسباببازی» کرمچاله - در آزمایشگاه برداشتند؟ شاید.
سخنم را بد متوجه نشوید، کاری که آنها انجام دادند بسیار جالب است! من هم اگر درگیر این مطالعه بودم به آن افتخار می کردم. به نویسندگان این مقاله تبریک میگوییم. روش ها و نتایج جدید و قابل تامل است.
اما تبلیغات ژورنالیستی؟ شدیدا، جهت افزایش فاکتور های نمایشی در آن عمل کرده ست!
تلاش خواهم کرد، توضیح دهم که آنها واقعا چه کار کردند. توضیح همه مراحل واقعاً بسیار پیچیده است، بنابراین ممکن است کمی طول بکشد. اما در بهترین حالت، کاری که آنها انجام دادند مشابه تلاش برای یادگیری منشأ حیات از طریق برخی شبیهسازیهای رایانهای بسیار خوب از بیوشیمی ساده، یا یادگیری در مورد ماهیت بنیادی آگاهی با اجرای نوع جدیدی از شبکههای عصبی است. که واقعی نیست؛ حتی به واقعیت نزدیک هم نیست؛ به سختی شبیه سازی چیزی است که به واقعیت نزدیک هم نیست.
آیا این روش می تواند روزی به شبیه سازی یک کرم چاله واقعی منجر شود؟ شاید در آینده ای دور. آیا می تواند منجر به ایجاد یک کرم چاله واقعی شود؟ هرگز.
درک اینکه چرا فیزیکدانان گاهی اوقات فکر می کنند ایده خوبی است که بیشتر از آنچه واقعا انجام داده اند ادعا کنند، برایم سخت است. من کسی را نمی شناسم که واقعاً از آن سود برده باشد.
https://profmattstrassler.com/2022/12/01/not-a-wormhole-in-a-laboratory/
🆔 @phys_Q
کرمچاله در آزمایشگاه یا چی؟
توسط مت استراسلر
مقدمه - مقاله نخست
خب حالا…
▪︎ آیا فیزیکدانان یک کرم چاله در آزمایشگاه ایجاد کردند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان یک نوزاد کرم چاله در آزمایشگاه ایجاد کردند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان موفق به مطالعه گرانش کوانتومی در آزمایشگاه شدند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان یک کرم چاله را در آزمایشگاه شبیه سازی کردند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان گامی برای شبیه سازی کرم چاله در آزمایشگاه برداشتند؟ خیر
▪︎آیا فیزیکدانان گامی به سوی شبیهسازی شبیهسازی کرمچاله - یک «مدل اسباببازی» کرمچاله - در آزمایشگاه برداشتند؟ شاید.
سخنم را بد متوجه نشوید، کاری که آنها انجام دادند بسیار جالب است! من هم اگر درگیر این مطالعه بودم به آن افتخار می کردم. به نویسندگان این مقاله تبریک میگوییم. روش ها و نتایج جدید و قابل تامل است.
اما تبلیغات ژورنالیستی؟ شدیدا، جهت افزایش فاکتور های نمایشی در آن عمل کرده ست!
تلاش خواهم کرد، توضیح دهم که آنها واقعا چه کار کردند. توضیح همه مراحل واقعاً بسیار پیچیده است، بنابراین ممکن است کمی طول بکشد. اما در بهترین حالت، کاری که آنها انجام دادند مشابه تلاش برای یادگیری منشأ حیات از طریق برخی شبیهسازیهای رایانهای بسیار خوب از بیوشیمی ساده، یا یادگیری در مورد ماهیت بنیادی آگاهی با اجرای نوع جدیدی از شبکههای عصبی است. که واقعی نیست؛ حتی به واقعیت نزدیک هم نیست؛ به سختی شبیه سازی چیزی است که به واقعیت نزدیک هم نیست.
آیا این روش می تواند روزی به شبیه سازی یک کرم چاله واقعی منجر شود؟ شاید در آینده ای دور. آیا می تواند منجر به ایجاد یک کرم چاله واقعی شود؟ هرگز.
درک اینکه چرا فیزیکدانان گاهی اوقات فکر می کنند ایده خوبی است که بیشتر از آنچه واقعا انجام داده اند ادعا کنند، برایم سخت است. من کسی را نمی شناسم که واقعاً از آن سود برده باشد.
https://profmattstrassler.com/2022/12/01/not-a-wormhole-in-a-laboratory/
🆔 @phys_Q
Of Particular Significance
A Wormhole In a Laboratory
Did physicists create a #wormhole in a lab? Or at least a baby wormhole? Or a simulation of a baby wormhole? Are they able to study quantum gravity in a lab? No, no, no. What they did is very interesting, but much less than any of these. #Hype #Einstein
👍1
🟣 'If science, like art, is to perform its mission truly and fully, its achievements must enter not only superficially, but with their inner meaning, into the consciousness of people.'
◄ اگر بنا باشد ساینس، مانند هنر، رسالت خود را به درستی و تمام و کمال انجام دهد، دستاوردهای آن باید ، نه تنها به صورت سطحی بلکه با معانی درونی خود ، وارد آگاهی مردم شود.
-Albert Einstein
(Speech at opening of 1939 World's Fair)
🆔 @phys_Q
◄ اگر بنا باشد ساینس، مانند هنر، رسالت خود را به درستی و تمام و کمال انجام دهد، دستاوردهای آن باید ، نه تنها به صورت سطحی بلکه با معانی درونی خود ، وارد آگاهی مردم شود.
-Albert Einstein
(Speech at opening of 1939 World's Fair)
🆔 @phys_Q
👍2
🟣 فیزیکدانان نظریه ریسمان و ابعاد اضافی را در آزمایشگاه کشف کردند!
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت نخست
با چنین سرفصلی، احتمالاً فکر می کنید که این عنوانی تقلبی است. اما در واقع، کاملاً جدی هستیم . نه تنها این، این کشف در دهه 1960 انجام شد. به دلیل یک رویارویی تاریخی، فیزیکدانان درگیر ، ابتدائا متوجه آن نشدند.
گفتنی است، این عنوان مشکلات عمیقی دارد. اما عناوینی که این مدت دیدیم، در امتداد این جمله که «فیزیکدانان یک کرمچاله نوزاد در آزمایشگاه ایجاد میکنند»، در واقع بدتر از این هستند.
این درست تر است که بگوییم «تئوری ریسمان و ابعاد اضافی به طور تجربی در دهه 1960 کشف شد» تا اینکه بگوییم «یک نوزاد کرم چاله در آزمایشگاه در اوایل دهه 2020 ایجاد شد».
و حالا به شما نشان خواهیم داد که چرا.
◄ نخستین گپ ، نظریه ریسمان
در دهه 1960، طیف گستردهای از «هادرونها» (ذرات حاوی کوارکها، گلوئونها و ضد کوارکها) کشف شد - نه فقط پروتونها و نوترونهایی که از آنها ساخته شدهایم، یا پیونها و پسرعموهایشان که در دهههای 1940 و 1950 یافت شدند. تعداد زیادی از آنها، با الفبای یونانی-سالاد نامگذاری شدند. مطالعه این هادرونها قبل از کشف کوارک ها منجر به این پیشنهاد شد، که شاید هادرونها ریسمان های کوچکی باشند. شواهد تجربی کمی برای این ایده وجود داشت! اما برای کوتاه کردن داستان، این پیشنهاد در نهایت با کشف و تایید کوارک ها در دهه 1970 شکست خورد. (در همین حال، نظریه ریسمان برای نظریه گرانش کوانتومی و غیره استفاده شد.
اما در واقع، نظریه ریسمان شکست نخورد. این فقط نظریه ریسمان در چهار بعد تخت بود که شکست خورد.
در سال 1997، خوان مالداسنا، با پیروی از ایدههای قدیمی جرارد تی هوفت و الکساندر پولیاکوف، و بهوسیله آثار بسیاری دیگر از محققان نظریه ریسمان/سیاهچاله (مانند ایگور کلبانوف، اندی استرومینگر، و غیره) به آن اشاره کرد. شواهد قوی برای یک حدس رادیکال چنین نتیجه گرفت:
نظریههای میدان کوانتومی (نظریههای گلوئونها، ذرات کوارکمانند، و برخی دیگر ذرات اضافی، اما بدون گرانش، در جهانی با سه بعد فضایی و یک بعد زمانی) وجود دارند که دقیقاً معادل نظریه ریسمانهای ابر تقارنی هستند (نظریهای با ۹ بعد فضایی و بعد یک زمانی، با مجموعهای از ذرات و میدانهای نامتناهی، و با گرانش کوانتومی) که در آن ریسمانها در یک فضای منحنی 9+1 بعدی یکنواخت حرکت میکنند.
این در ابتدا دیوانه کننده به نظر می رسد. چگونه یک نظریه با گرانش کوانتومی می تواند معادل نظریه ای بدون گرانش کوانتومی باشد؟ و چگونه می توان دو نظریه با تعداد فضا-ابعاد متفاوت معادل هم باشند؟ با این وجود، این حدس تقریباً به طور قطع درست است. در این محتوا ، به نفع این حدس «AdS/CFT» یا «دوگانگی سنج/ریسمان gauge/string » خواهیم پرداخت و به شواهد نمیپردازیم.
در مدت کوتاهی، حدس مالداسینا به نظریه هایی که بیشتر شبیه به دنیای واقعی هستند - گلوئون / کوارک / و غیره گسترش یافت. تئوری هایی که رفتاری بسیار شبیه به دنیای واقعی از خود نشان می دهند. به عنوان مثال، این شامل تشکیل هادرون از گلوئون ها و ذرات کوارک مانند، همراه با بسیاری از هادرون های اضافی است که در دنیای واقعی یافت نمی شوند. حدس بیانگر این است که این نظریه ها (که لزوماً خود ابر تقارنی نیستند) نیز دقیقاً معادل یک نظریه ریسمان ابرتقارن هستند، اما همراه با گرانش کوانتومی، و در فضای منحنی curved پیچیده تر Complicate (اشاره به فضای AdS ).
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت نخست
با چنین سرفصلی، احتمالاً فکر می کنید که این عنوانی تقلبی است. اما در واقع، کاملاً جدی هستیم . نه تنها این، این کشف در دهه 1960 انجام شد. به دلیل یک رویارویی تاریخی، فیزیکدانان درگیر ، ابتدائا متوجه آن نشدند.
گفتنی است، این عنوان مشکلات عمیقی دارد. اما عناوینی که این مدت دیدیم، در امتداد این جمله که «فیزیکدانان یک کرمچاله نوزاد در آزمایشگاه ایجاد میکنند»، در واقع بدتر از این هستند.
این درست تر است که بگوییم «تئوری ریسمان و ابعاد اضافی به طور تجربی در دهه 1960 کشف شد» تا اینکه بگوییم «یک نوزاد کرم چاله در آزمایشگاه در اوایل دهه 2020 ایجاد شد».
و حالا به شما نشان خواهیم داد که چرا.
◄ نخستین گپ ، نظریه ریسمان
در دهه 1960، طیف گستردهای از «هادرونها» (ذرات حاوی کوارکها، گلوئونها و ضد کوارکها) کشف شد - نه فقط پروتونها و نوترونهایی که از آنها ساخته شدهایم، یا پیونها و پسرعموهایشان که در دهههای 1940 و 1950 یافت شدند. تعداد زیادی از آنها، با الفبای یونانی-سالاد نامگذاری شدند. مطالعه این هادرونها قبل از کشف کوارک ها منجر به این پیشنهاد شد، که شاید هادرونها ریسمان های کوچکی باشند. شواهد تجربی کمی برای این ایده وجود داشت! اما برای کوتاه کردن داستان، این پیشنهاد در نهایت با کشف و تایید کوارک ها در دهه 1970 شکست خورد. (در همین حال، نظریه ریسمان برای نظریه گرانش کوانتومی و غیره استفاده شد.
اما در واقع، نظریه ریسمان شکست نخورد. این فقط نظریه ریسمان در چهار بعد تخت بود که شکست خورد.
در سال 1997، خوان مالداسنا، با پیروی از ایدههای قدیمی جرارد تی هوفت و الکساندر پولیاکوف، و بهوسیله آثار بسیاری دیگر از محققان نظریه ریسمان/سیاهچاله (مانند ایگور کلبانوف، اندی استرومینگر، و غیره) به آن اشاره کرد. شواهد قوی برای یک حدس رادیکال چنین نتیجه گرفت:
نظریههای میدان کوانتومی (نظریههای گلوئونها، ذرات کوارکمانند، و برخی دیگر ذرات اضافی، اما بدون گرانش، در جهانی با سه بعد فضایی و یک بعد زمانی) وجود دارند که دقیقاً معادل نظریه ریسمانهای ابر تقارنی هستند (نظریهای با ۹ بعد فضایی و بعد یک زمانی، با مجموعهای از ذرات و میدانهای نامتناهی، و با گرانش کوانتومی) که در آن ریسمانها در یک فضای منحنی 9+1 بعدی یکنواخت حرکت میکنند.
این در ابتدا دیوانه کننده به نظر می رسد. چگونه یک نظریه با گرانش کوانتومی می تواند معادل نظریه ای بدون گرانش کوانتومی باشد؟ و چگونه می توان دو نظریه با تعداد فضا-ابعاد متفاوت معادل هم باشند؟ با این وجود، این حدس تقریباً به طور قطع درست است. در این محتوا ، به نفع این حدس «AdS/CFT» یا «دوگانگی سنج/ریسمان gauge/string » خواهیم پرداخت و به شواهد نمیپردازیم.
در مدت کوتاهی، حدس مالداسینا به نظریه هایی که بیشتر شبیه به دنیای واقعی هستند - گلوئون / کوارک / و غیره گسترش یافت. تئوری هایی که رفتاری بسیار شبیه به دنیای واقعی از خود نشان می دهند. به عنوان مثال، این شامل تشکیل هادرون از گلوئون ها و ذرات کوارک مانند، همراه با بسیاری از هادرون های اضافی است که در دنیای واقعی یافت نمی شوند. حدس بیانگر این است که این نظریه ها (که لزوماً خود ابر تقارنی نیستند) نیز دقیقاً معادل یک نظریه ریسمان ابرتقارن هستند، اما همراه با گرانش کوانتومی، و در فضای منحنی curved پیچیده تر Complicate (اشاره به فضای AdS ).
Telegram
attach 📎
👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسمومیت سریالی مدارس دخترانه از قم به تهران(منیریه) رسید . بنا بر اعلام رسانه محلی قم نیوز پای یک گروه رادیکال شیعه مذهب وصل به حوزه با انگیزه مخالفت با تحصیل زنان ، در میان است . سکوت کامل نهاد های امنیتی و مسئولین امر را شاهدیم .
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
🤯5👍1
🟣 Quantum Entanglement Isn’t All That Spooky After All
The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش میدهیم، شبحواری را منتقل میکند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت نخست
درهم تنیدگی کوانتومی پدیده ای پیچیده در فیزیک است که معمولاً به عنوان یک پیوند نامرئی بین آبجکت های کوانتومی دور توصیف می شود که به یکی اجازه می دهد آنی بر دیگری تأثیر بگذارد. آلبرت انیشتین به طور مشهور این ایده درهم تنیدگی را به عنوان "عمل شبح آور از راه دور" spooky action at a distance نامید. در واقعیت، درهم تنیدگی به عنوان اطلاعات بهتر درک می شود، اما مسلماً بی مزه است. بنابراین امروزه، هر مقاله خبری، توضیحدهنده، نظر و تفسیر هنری از درهمتنیدگی کوانتومی، این پدیده را با شبحآور بودن اینشتین برابر میداند. وضعیت تنها با اهدای جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۲ به آلن اسپکت، جان اف. کلاسر و آنتون زایلینگر برای آزمایشهای درهم تنیدگی کوانتومی بدتر شده است. اما وقت آن است که این صفت را از بین ببریم. ترسناک spooky نامیدن درهم تنیدگی به طور کامل نحوه عملکرد واقعی آن را نادرست نشان می دهد و مانع از توانایی ما در درک آن می شود.
در سال 1935، اروین شرودینگر، فیزیکدان، اصطلاح درهم تنیدگی Entanglement را ابداع کرد، و تأکید کرد که این واژه «یکی نیست، بلکه صفت کاراکتریستیک مکانیک کوانتومی است، چیزی که خروج کاملش را از خطوط فکری کلاسیک بیان میکند». او این پاسخ به مقاله معروفی (که برای فیزیکدانان صرفاً به عنوان EPR آرگومنت شناخته می شود) توسط انیشتین، بوریس پودولسکی و ناتان روزن که بیان میداشت که فیزیک کوانتومی ناقص است ، داد . نیویورک تایمز نیز تیتر زد : «اینشتین به نظریه کوانتومی حمله میکند» که این تصور گسترده را تقویت کرد که انیشتین از فیزیک کوانتومی متنفر است.
استدلال EPR به مفهوم روزمره ریالیتی به عنوان مجموعه ای از چیزها در جهان با ویژگی های فیزیکی در انتظار دیتکت شدن از طریق اندازه گیری است و این گونه بنظر می آید که اکثر ما به طور شهودی ریالیتی را درک می کنیم. نظریه نسبیت انیشتین با این درک مطابقت دارد و میگوید واقعیت باید لوکال باشد، به این معنی که هیچ چیز نمیتواند سریعتر از سرعت نور روی چیزی تأثیر بگذارد. اما EPR نشان داد که فیزیک کوانتومی با این ایدهها سازگار نیست – که نمیتواند نظریهای از ریالیتی لوکال را توضیح دهد. به عبارت دیگر، فیزیک کوانتوم چیزی کم داشت. برای تکمیل فیزیک کوانتومی، انیشتین به دانشمندان پیشنهاد کرد که باید به دنبال یک نظریه «عمیقتر» از ریالیتی لوکال باشند. بسیاری از فیزیکدانان در دفاع از نظریه کوانتومی پاسخ دادند، اما این موضوع تا سال 1964 حل نشد که فیزیکدان جان اس. بل آزمایشی را پیشنهاد کرد که می توانست وجود یک ریالیتی لوکال را رد کند. کلاوسر اولین کسی بود که این آزمایش را انجام داد که بعدها توسط Aspect آلن اسپکت و آنتوان زیلینگر Zeilinger بهبود یافت و به کمال رسید.
مقالهای معمولی درباره درهم تنیدگی به ما میگوید که زمانی ایجاد میشود که ذرات برای ایجاد یک «پیوند link » با یکدیگر همکنش interact میکنند، مهم نیست آن ذرات چقدر از هم فاصله دارند. علاوه بر این، کنش های انجام شده روی یک ذره فوراً بر دیگری تأثیر میگذارد، یا اینطور به ما گفته میشود. اما - در آنچه بیان شد چیزی ست که حتی بسیاری از کارشناسان اشتباه می کنند - فیزیک کوانتومی این را نمی گوید. فیزیک کوانتومی در مورد چگونگی جهان چیزی نمی گوید. در عوض، فیزیک کوانتومی فقط آزمایشهایی را که ما برای آزمایش نظریههایمان در مورد چگونگی کارکرد جهان انجام میدهیم، توصیف میکند - به ما احتمالاتی را برای نتایجی که ممکن است در یک آزمایش رخ دهد، میدهد. اجبار به تفسیر مفاهیم فیزیک کوانتومی به عنوان نسخهای برای ریالیتی فیزیکی ناشی از شیوهای ناخوشایند است که ما به طور سنتی فیزیک را آموزش میدهیم.
من فیزیک کوانتومی را به دانشجویان سال دوم علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی سیدنی تدریس می کنم. هر پاییز، من به نوجوانان دانشکاری درباره درهم تنیدگی کوانتومی میدهم، بدون اینکه به آنها بگویم که شبحوار است و آنها را در فرآیند مهندسی پدیدههای کوانتومی برای خودشان راهنمایی میکنم. یک دانشجوی سابق گفت که آنها گزارش جایزه نوبل فیزیک 2022 را درک کردهاند، زیرا دانشآموزانی دارم که کامپیوترهای کوانتومی را برای تولید درهم تنیدگی برنامهریزی میکنند. یکی دیگر از دانشآموزان سابق به من گفت که آنها در فهمیدن اینکه این شبح مرموز قرار است کجا باشد، مشکل دارند. من هم پیشنهاد کردم که شاید آنها نیازی به جستجوی چیزی نداشته باشند که نخواهند یافت.
🆔 @phys_Q
The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش میدهیم، شبحواری را منتقل میکند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت نخست
درهم تنیدگی کوانتومی پدیده ای پیچیده در فیزیک است که معمولاً به عنوان یک پیوند نامرئی بین آبجکت های کوانتومی دور توصیف می شود که به یکی اجازه می دهد آنی بر دیگری تأثیر بگذارد. آلبرت انیشتین به طور مشهور این ایده درهم تنیدگی را به عنوان "عمل شبح آور از راه دور" spooky action at a distance نامید. در واقعیت، درهم تنیدگی به عنوان اطلاعات بهتر درک می شود، اما مسلماً بی مزه است. بنابراین امروزه، هر مقاله خبری، توضیحدهنده، نظر و تفسیر هنری از درهمتنیدگی کوانتومی، این پدیده را با شبحآور بودن اینشتین برابر میداند. وضعیت تنها با اهدای جایزه نوبل فیزیک ۲۰۲۲ به آلن اسپکت، جان اف. کلاسر و آنتون زایلینگر برای آزمایشهای درهم تنیدگی کوانتومی بدتر شده است. اما وقت آن است که این صفت را از بین ببریم. ترسناک spooky نامیدن درهم تنیدگی به طور کامل نحوه عملکرد واقعی آن را نادرست نشان می دهد و مانع از توانایی ما در درک آن می شود.
در سال 1935، اروین شرودینگر، فیزیکدان، اصطلاح درهم تنیدگی Entanglement را ابداع کرد، و تأکید کرد که این واژه «یکی نیست، بلکه صفت کاراکتریستیک مکانیک کوانتومی است، چیزی که خروج کاملش را از خطوط فکری کلاسیک بیان میکند». او این پاسخ به مقاله معروفی (که برای فیزیکدانان صرفاً به عنوان EPR آرگومنت شناخته می شود) توسط انیشتین، بوریس پودولسکی و ناتان روزن که بیان میداشت که فیزیک کوانتومی ناقص است ، داد . نیویورک تایمز نیز تیتر زد : «اینشتین به نظریه کوانتومی حمله میکند» که این تصور گسترده را تقویت کرد که انیشتین از فیزیک کوانتومی متنفر است.
استدلال EPR به مفهوم روزمره ریالیتی به عنوان مجموعه ای از چیزها در جهان با ویژگی های فیزیکی در انتظار دیتکت شدن از طریق اندازه گیری است و این گونه بنظر می آید که اکثر ما به طور شهودی ریالیتی را درک می کنیم. نظریه نسبیت انیشتین با این درک مطابقت دارد و میگوید واقعیت باید لوکال باشد، به این معنی که هیچ چیز نمیتواند سریعتر از سرعت نور روی چیزی تأثیر بگذارد. اما EPR نشان داد که فیزیک کوانتومی با این ایدهها سازگار نیست – که نمیتواند نظریهای از ریالیتی لوکال را توضیح دهد. به عبارت دیگر، فیزیک کوانتوم چیزی کم داشت. برای تکمیل فیزیک کوانتومی، انیشتین به دانشمندان پیشنهاد کرد که باید به دنبال یک نظریه «عمیقتر» از ریالیتی لوکال باشند. بسیاری از فیزیکدانان در دفاع از نظریه کوانتومی پاسخ دادند، اما این موضوع تا سال 1964 حل نشد که فیزیکدان جان اس. بل آزمایشی را پیشنهاد کرد که می توانست وجود یک ریالیتی لوکال را رد کند. کلاوسر اولین کسی بود که این آزمایش را انجام داد که بعدها توسط Aspect آلن اسپکت و آنتوان زیلینگر Zeilinger بهبود یافت و به کمال رسید.
مقالهای معمولی درباره درهم تنیدگی به ما میگوید که زمانی ایجاد میشود که ذرات برای ایجاد یک «پیوند link » با یکدیگر همکنش interact میکنند، مهم نیست آن ذرات چقدر از هم فاصله دارند. علاوه بر این، کنش های انجام شده روی یک ذره فوراً بر دیگری تأثیر میگذارد، یا اینطور به ما گفته میشود. اما - در آنچه بیان شد چیزی ست که حتی بسیاری از کارشناسان اشتباه می کنند - فیزیک کوانتومی این را نمی گوید. فیزیک کوانتومی در مورد چگونگی جهان چیزی نمی گوید. در عوض، فیزیک کوانتومی فقط آزمایشهایی را که ما برای آزمایش نظریههایمان در مورد چگونگی کارکرد جهان انجام میدهیم، توصیف میکند - به ما احتمالاتی را برای نتایجی که ممکن است در یک آزمایش رخ دهد، میدهد. اجبار به تفسیر مفاهیم فیزیک کوانتومی به عنوان نسخهای برای ریالیتی فیزیکی ناشی از شیوهای ناخوشایند است که ما به طور سنتی فیزیک را آموزش میدهیم.
من فیزیک کوانتومی را به دانشجویان سال دوم علوم کامپیوتر در دانشگاه صنعتی سیدنی تدریس می کنم. هر پاییز، من به نوجوانان دانشکاری درباره درهم تنیدگی کوانتومی میدهم، بدون اینکه به آنها بگویم که شبحوار است و آنها را در فرآیند مهندسی پدیدههای کوانتومی برای خودشان راهنمایی میکنم. یک دانشجوی سابق گفت که آنها گزارش جایزه نوبل فیزیک 2022 را درک کردهاند، زیرا دانشآموزانی دارم که کامپیوترهای کوانتومی را برای تولید درهم تنیدگی برنامهریزی میکنند. یکی دیگر از دانشآموزان سابق به من گفت که آنها در فهمیدن اینکه این شبح مرموز قرار است کجا باشد، مشکل دارند. من هم پیشنهاد کردم که شاید آنها نیازی به جستجوی چیزی نداشته باشند که نخواهند یافت.
🆔 @phys_Q
👍1
🟣 Quantum Entanglement Isn’t All That Spooky After All
The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش میدهیم، شبحواری را منتقل میکند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9392
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9394
Source:
https://www.scientificamerican.com/article/quantum-entanglement-isnt-all-that-spooky-after-all/
The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش میدهیم، شبحواری را منتقل میکند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9392
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9394
Source:
https://www.scientificamerican.com/article/quantum-entanglement-isnt-all-that-spooky-after-all/
👍1
🟣 Quantum Entanglement Isn’t All That Spooky After All
The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش میدهیم، شبحواری را منتقل میکند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت دوم
به طور معمول، یک معلم فیزیک یک سخنرانی در مورد درهم تنیدگی با انیشتین شروع میکند و مفاهیمی مانند رئالیسم لوکال را معرفی میکند و با فراخوانی الزاماً اراده آزاد freewill آزمایشگر به پایان میرسد. اما لازم نیست اینطور باشد. درک اینکه چگونه فیزیک کوانتومی کار می کند و چگونه از دنیای کلاسیک خارج می شود، از منظر اطلاعات، نه فیزیک، بسیار ساده تر است. بیایید یک مثال را در نظر بگیریم.
تصور کنید دو نفر به نام های آلیس و باب در یک جنایت دخیل هستند و در اتاق های جداگانه و بدون هیچ راهی برای ارتباط مورد بازجویی قرار می گیرند. از هر کدام یکی از دو سوال ممکن پرسیده می شود. آنها باید داستان یکدیگر را تایید کنند تا آزاد شوند. اما نکتهای وجود دارد: سؤالها حاوی تلهای هستند که اگر سؤال دوم از هر دو پرسیده شود، باید پاسخهای مخالف را بدهند. آلیس و باب همه اینها را قبل از رفتن به اتاق خود برای بازجویی می دانند. بنابراین، آنها کار بدیهی را انجام میدهند و راهبردی را طراحی میکنند تا پاسخهایشان به درستی با هم مرتبط شوند. با این حال، به سرعت آشکار می شود که هیچ استراتژی ممکنی نمی تواند آنها را آزاد کند، زیرا آنها نمی دانند که بازجوی دیگر چه سوالی را پرسیده است. بهترین تلاشی که آلیس و باب می توانند انجام دهند این است که در 75 درصد مواقع به درستی پاسخ دهند، به این صورت که هر دو برای هر سؤال پاسخ یکسانی می دهند و قبول می کنند که در یکی از چهار مورد شکست می خورند.
تا کنون آلیس و باب فقط از اطلاعات کلاسیک استفاده کرده اند. اما با اشتراک گذاری اطلاعات کوانتومی، آنها با احتمال بالاتر از 75 درصد موفق می شوند. آنها این کار را با ابداع استراتژی با استفاده از ریاضیات اطلاعات کوانتومی به جای اطلاعات کلاسیک انجام می دهند. شهود لازم برای راهحل به آشنایی با جبر خطی نیاز دارد، بنابراین در اینجا به جزئیات آن نمیپردازم. اما این فکت که اطلاعات کوانتومی آنها به همبستگی correlation نیاز دارد، به این معنی ست که آنها درهمتنیده اند. این برای بازجو ها ترسناک به نظر می رسد زیرا آنها فقط با اطلاعات کلاسیک استدلال می کنند. اما این مهم که در تمام نظریه های اطلاعاتی، همبستگی ها همه جا وجود دارند ، چندان هم ترسناک یا شبحوار نیست. بنابراین، از طریق لنز اطلاعات کوانتومی، درهم تنیدگی عجیب یا نادر نیست، بلکه انتظار هم می رود. دیدگاه اطلاعاتی به زیبایی مشکل اصلی را در فراخوانی توصیف کلاسیک پدیدههای کوانتومی نشان میدهد: این زبان اشتباه است. برندگان جایزه نوبل اولین کسانی بودند که این را به عنوان فکتی در مورد طبیعت نشان دادند. امروز، میتوانید با ایجاد درهم تنیدگی و پردازش اطلاعات کوانتومی مرتبط در یک رایانه کوانتومی واقعی، راه آنها را دنبال کنید.
اینشتین می خواست که تمام طبیعت با یک توصیف کلاسیک ساده و فشرده شناسایی شود. اما اکنون میدانیم که اطلاعات کوانتومی دقیقترین توصیف را از طبیعت ارائه میکند، که به زبانی نوشته شده است که ما صحبت نمیکنیم. پذیرش این امر ما را از محدودیت های فیزیک سنتی رها می کند و با تسهیل یادگیری فعال، آموزش آن را بهنجار تر می کند. چشم انداز اطلاعات کوانتومی برخی از عمیق ترین سوالات در فیزیک را روشن می کند. برای مثال، اطلاعات کوانتومی کلید درک رمز و راز سیاهچالهها و شاید کل یونیورس است. همچنین ما را به سمت فناوری های کوانتومی جدید هدایت می کند که به سرعت و به طور خودکار اطلاعات کوانتومی را رمزگذاری و پردازش می کند.
در نیمه دوم قرن بیستم، رایانه ها به سرعت هر جنبه ای از جامعه را تغییر دادند و درک ما از دنیا و خودمان را دگرگون کردند. ما فکر می کردیم که آنها ابزار نهایی برای این منظور هستند، اما اشتباه کردیم. اکنون دانشمندان بر این باورند که ماشین نهایی یک رایانه کوانتومی است که هنوز پتانسیل کامل آن را درک نکرده ایم. تعیین اینکه کامپیوترهای کوانتومی چه زمانی در همه جا حاضر خواهند شد و چه مشکلاتی را حل خواهند کرد، تمرینی در نگاه از پشت ویترین است. با این حال، ما از قبل میدانیم که آنها میتوانند فهرست کوچکی از مسائلی مانند فاکتورگیری اعداد، جستجو در پایگاههای داده یا شبیهسازی واکنشهای شیمیایی را حل کنند. اگر چنین مسئله ای دارید، احتمالا در مارکت بدنبال یک کامپیوتر کوانتومی خواهید بود. شما آن را دوست دارید اما از سوی دیگر، انیشتین از آن متنفر بود.
🆔 @phys_Q
The way we teach quantum theory conveys a spookiness that isn’t actually there
◄ به هر حال، درهم تنیدگی کوانتومی آنقدرها هم شبح وار نیست
"روشی که ما تئوری کوانتومی را آموزش میدهیم، شبحواری را منتقل میکند که در واقع وجود ندارد"
توسط کریس فری
قسمت دوم
به طور معمول، یک معلم فیزیک یک سخنرانی در مورد درهم تنیدگی با انیشتین شروع میکند و مفاهیمی مانند رئالیسم لوکال را معرفی میکند و با فراخوانی الزاماً اراده آزاد freewill آزمایشگر به پایان میرسد. اما لازم نیست اینطور باشد. درک اینکه چگونه فیزیک کوانتومی کار می کند و چگونه از دنیای کلاسیک خارج می شود، از منظر اطلاعات، نه فیزیک، بسیار ساده تر است. بیایید یک مثال را در نظر بگیریم.
تصور کنید دو نفر به نام های آلیس و باب در یک جنایت دخیل هستند و در اتاق های جداگانه و بدون هیچ راهی برای ارتباط مورد بازجویی قرار می گیرند. از هر کدام یکی از دو سوال ممکن پرسیده می شود. آنها باید داستان یکدیگر را تایید کنند تا آزاد شوند. اما نکتهای وجود دارد: سؤالها حاوی تلهای هستند که اگر سؤال دوم از هر دو پرسیده شود، باید پاسخهای مخالف را بدهند. آلیس و باب همه اینها را قبل از رفتن به اتاق خود برای بازجویی می دانند. بنابراین، آنها کار بدیهی را انجام میدهند و راهبردی را طراحی میکنند تا پاسخهایشان به درستی با هم مرتبط شوند. با این حال، به سرعت آشکار می شود که هیچ استراتژی ممکنی نمی تواند آنها را آزاد کند، زیرا آنها نمی دانند که بازجوی دیگر چه سوالی را پرسیده است. بهترین تلاشی که آلیس و باب می توانند انجام دهند این است که در 75 درصد مواقع به درستی پاسخ دهند، به این صورت که هر دو برای هر سؤال پاسخ یکسانی می دهند و قبول می کنند که در یکی از چهار مورد شکست می خورند.
تا کنون آلیس و باب فقط از اطلاعات کلاسیک استفاده کرده اند. اما با اشتراک گذاری اطلاعات کوانتومی، آنها با احتمال بالاتر از 75 درصد موفق می شوند. آنها این کار را با ابداع استراتژی با استفاده از ریاضیات اطلاعات کوانتومی به جای اطلاعات کلاسیک انجام می دهند. شهود لازم برای راهحل به آشنایی با جبر خطی نیاز دارد، بنابراین در اینجا به جزئیات آن نمیپردازم. اما این فکت که اطلاعات کوانتومی آنها به همبستگی correlation نیاز دارد، به این معنی ست که آنها درهمتنیده اند. این برای بازجو ها ترسناک به نظر می رسد زیرا آنها فقط با اطلاعات کلاسیک استدلال می کنند. اما این مهم که در تمام نظریه های اطلاعاتی، همبستگی ها همه جا وجود دارند ، چندان هم ترسناک یا شبحوار نیست. بنابراین، از طریق لنز اطلاعات کوانتومی، درهم تنیدگی عجیب یا نادر نیست، بلکه انتظار هم می رود. دیدگاه اطلاعاتی به زیبایی مشکل اصلی را در فراخوانی توصیف کلاسیک پدیدههای کوانتومی نشان میدهد: این زبان اشتباه است. برندگان جایزه نوبل اولین کسانی بودند که این را به عنوان فکتی در مورد طبیعت نشان دادند. امروز، میتوانید با ایجاد درهم تنیدگی و پردازش اطلاعات کوانتومی مرتبط در یک رایانه کوانتومی واقعی، راه آنها را دنبال کنید.
اینشتین می خواست که تمام طبیعت با یک توصیف کلاسیک ساده و فشرده شناسایی شود. اما اکنون میدانیم که اطلاعات کوانتومی دقیقترین توصیف را از طبیعت ارائه میکند، که به زبانی نوشته شده است که ما صحبت نمیکنیم. پذیرش این امر ما را از محدودیت های فیزیک سنتی رها می کند و با تسهیل یادگیری فعال، آموزش آن را بهنجار تر می کند. چشم انداز اطلاعات کوانتومی برخی از عمیق ترین سوالات در فیزیک را روشن می کند. برای مثال، اطلاعات کوانتومی کلید درک رمز و راز سیاهچالهها و شاید کل یونیورس است. همچنین ما را به سمت فناوری های کوانتومی جدید هدایت می کند که به سرعت و به طور خودکار اطلاعات کوانتومی را رمزگذاری و پردازش می کند.
در نیمه دوم قرن بیستم، رایانه ها به سرعت هر جنبه ای از جامعه را تغییر دادند و درک ما از دنیا و خودمان را دگرگون کردند. ما فکر می کردیم که آنها ابزار نهایی برای این منظور هستند، اما اشتباه کردیم. اکنون دانشمندان بر این باورند که ماشین نهایی یک رایانه کوانتومی است که هنوز پتانسیل کامل آن را درک نکرده ایم. تعیین اینکه کامپیوترهای کوانتومی چه زمانی در همه جا حاضر خواهند شد و چه مشکلاتی را حل خواهند کرد، تمرینی در نگاه از پشت ویترین است. با این حال، ما از قبل میدانیم که آنها میتوانند فهرست کوچکی از مسائلی مانند فاکتورگیری اعداد، جستجو در پایگاههای داده یا شبیهسازی واکنشهای شیمیایی را حل کنند. اگر چنین مسئله ای دارید، احتمالا در مارکت بدنبال یک کامپیوتر کوانتومی خواهید بود. شما آن را دوست دارید اما از سوی دیگر، انیشتین از آن متنفر بود.
🆔 @phys_Q
👍2
🟣 شرودینگر در دنیای میکروسکوپی برای «انرژی»اصالتی قائل نبود و آن را همانند انتروپی، مفهومی غیر واقعی می دانست. او به دلیل مخالفتی که با «پرش های کوانتمی» داشت، فرکانس را اصیل تر از انرژی می دانست.
-وی در نامه ای که به پلانک نوشت چنین می گوید:
«مفهوم " انرژی" چیزی است که ما از تجربه ماکروسکوپی و تنها از تجربه ماکروسکوپی به دست آوردهایم. من اعتقاد ندارم که بتوان آن را به همان شکل در میکرومکانیک بکاربرد؛ بنابراین نمیتوان در مورد انرژی یک نوسان جزئی منفرد صحبت نمود. خصوصیت منتسب به انرژی نوسان جزئی منفرد همان فرکانس آن است.»
وی این نظر خود را تا آخر عمر تغییر نداد.
🆔 @phys_Q
-وی در نامه ای که به پلانک نوشت چنین می گوید:
«مفهوم " انرژی" چیزی است که ما از تجربه ماکروسکوپی و تنها از تجربه ماکروسکوپی به دست آوردهایم. من اعتقاد ندارم که بتوان آن را به همان شکل در میکرومکانیک بکاربرد؛ بنابراین نمیتوان در مورد انرژی یک نوسان جزئی منفرد صحبت نمود. خصوصیت منتسب به انرژی نوسان جزئی منفرد همان فرکانس آن است.»
وی این نظر خود را تا آخر عمر تغییر نداد.
🆔 @phys_Q
👍6
🟣 فیزیکدانان نظریه ریسمان و ابعاد اضافی را در آزمایشگاه کشف کردند!
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت دوم
چه چیزی این معادل سازی equivalence را ممکن می کند؟ نکته اینجاست که اگرچه نظریه ریسمان در 9 بعد فضایی (به علاوه یک زمان) وجود دارد، تنها سه بعد فضایی تا بی نهایت گسترش یافته و به صورت ماکروسکوپیک قابل مشاهده هستند. بقیه تا حدودی به صورت میکروسکوپی جمع شده یا تا شدهاند، اما به روشی بسیار هوشمندانه که تضمین می کند یکی از آن ابعاد به منحصرا طولانی و مهم است. [شکل در انتهای این پست را برای یک تصویر تقریبی ببینید.] آن بعد پنجم طولانی اما متناهی - اجازه دهید آن را بعد "شعاعی" radial بنامم (بعدی که در کار مشهور لیزا رندال و رامان ساندرام بسیار زودتر از حدس مالداسینا مطرح شد ) - همان چیزی است که اطمینان می دهد این نظریه ریسمان دارای ویژگی هایی مشابه دنیای واقعی است. اما آنها چه هستند؟
برخلاف نظریه ریسمان که اولین بار در دهه 1960 مورد بررسی قرار گرفت، که در آن ریسمان ها در ابعاد فضایی تخت flat حرکت می کردند، ماهیت منحنی فضایی که این ریسمان ها روی آن حرکت می کنند تضمین می کند که هیچ یک از هادرون های پیش بینی شده توسط این آرایش نظریه ریسمان جدید نباید بدون جرم باشد [به جز احتمالاً برخی از ذرات پیون مانند.]
برای هر هادرون با جرم کم (M) و "اسپین" کم (تکانه زاویه ای J) باید مجموعه ای از هادرون ها با تکانه و جرم زاویه ای در حال افزایش وجود داشته باشد که M تقریباً مانند ریشه دوم J عمل می کند. این ست set از هادرونها مسیرهای رژه regge نامیده میشوند.
برای هر ذره با M کم و J کم، باید یک "برج" tower از هادرون با M افزایشی اما همان J وجود داشته باشد.
(این مجموعه ها set از هادرون ها برج کالوزا-کلین یا kk tower نام دارند)
جزئیات دقیق به نظریه منحصر به آن بستگی دارد. اما این ویژگیهای کلی - بدون هادرونهای فاقد جرم، و هادرونهایی که در مسیرهای رژه و برجهای KK سازماندهی شدهاند - پیشبینیهای بنیادینی هستند که تقریباً مستقل از جزئیات هستند.
خوب، مدتها قبل از این، وقتی دانشمندان هادرونهای دنیای واقعی را کشف کردند، متوجه شدند که هادرونهای کوارک-آنتی کوارک («مزونها») دنیای واقعی واقعاً همه این معیارها را برآورده میکنند. (باریونها - هادرونهایی مانند پروتونها و نوترونها - هم همینطور هستند، اما داستان آنها پیچیدهتر است و اکنون به آن نمیپردازیم.) در دنیای واقعی هادرونها در مسیرهای رژه و برجهای KK وجود دارد، هیچ کدام از آنها فاقد جرم نیستند. امروزه می دانیم که این نشانهای از نظریه ریسمان با یک بعد اضافه شعاعی متناهی از فضا است. جزئیات هادرون ها اصولاً جزئیات این نظریه ریسمان و فضایی که ریسمان ها روی آن حرکت می کنند را به ما می آموزد.
و بنابراین، در گذشته کاملاً واضح است که فیزیکدانان ذرات دهه 1960 نظریه ریسمان و حداقل یک بعد فضایی اضافی را کشف کردند، اگرچه در آن زمان آن را نمی دانستند. (حتی مشخص است که کوارکها و گلوئونها چیستند - آنها میخهایی روی ریسمانی spike on string هستند که در نزدیکی یک لبه edge یک بعد شعاعی میرسند.) تنها پس از پیشرفت مالداسینا بود که این امر بدیهی شد.
به طور خلاصه، همانطور که فیزیکدانان در برخورددهنده بزرگ هادرون و بسیاری از پیشینیان آن در حال مطالعه فیزیک کوارک ها و گلوئون ها و جزئیات هادرون بوده اند، آنها مخفیانه در حال مطالعه نظریه ریسمان، ابعاد اضافی و حتی (و دیگر محدودیت ها نظیر) گرانش کوانتومی بوده اند.
حتماً دارید شوخی می کنید، آقای استراسلر!
اکنون، بسیاری از شما با ادعای خیره کننده ای که در دو پاراگراف قبلی مطرح شد، قتل خونین مرا فریاد خواهید زد. و خب حق با شماست!... درست همانطور که باید بلندتر بر سر کسی که ادعا میکند یک کرمچاله در آزمایشگاه ساخته است (یا حتی شبیهسازی شده) فریاد بزنید.
با این حال، مسئله این است که من شوخی نمی کنم. ادعاهای مطرح شده در پاراگرافهای قبل هر دو اگر حدس اصلی مالداسینا درست باشد، درست خواهند بود.
در مقام مقایسه، ادعاهای مطرح شده در مورد "کرم چاله های نوزاد آزمایشگاهی"، که بر حدس مالداسینا نیز تکیه دارند، به جای واقعی بودن ، پیشنهادی هستند و توضیح دقیق آن گسترده تر است.
🆔 @phys_Q
توسط مت استراسلر
مقاله دوم - قسمت دوم
چه چیزی این معادل سازی equivalence را ممکن می کند؟ نکته اینجاست که اگرچه نظریه ریسمان در 9 بعد فضایی (به علاوه یک زمان) وجود دارد، تنها سه بعد فضایی تا بی نهایت گسترش یافته و به صورت ماکروسکوپیک قابل مشاهده هستند. بقیه تا حدودی به صورت میکروسکوپی جمع شده یا تا شدهاند، اما به روشی بسیار هوشمندانه که تضمین می کند یکی از آن ابعاد به منحصرا طولانی و مهم است. [شکل در انتهای این پست را برای یک تصویر تقریبی ببینید.] آن بعد پنجم طولانی اما متناهی - اجازه دهید آن را بعد "شعاعی" radial بنامم (بعدی که در کار مشهور لیزا رندال و رامان ساندرام بسیار زودتر از حدس مالداسینا مطرح شد ) - همان چیزی است که اطمینان می دهد این نظریه ریسمان دارای ویژگی هایی مشابه دنیای واقعی است. اما آنها چه هستند؟
برخلاف نظریه ریسمان که اولین بار در دهه 1960 مورد بررسی قرار گرفت، که در آن ریسمان ها در ابعاد فضایی تخت flat حرکت می کردند، ماهیت منحنی فضایی که این ریسمان ها روی آن حرکت می کنند تضمین می کند که هیچ یک از هادرون های پیش بینی شده توسط این آرایش نظریه ریسمان جدید نباید بدون جرم باشد [به جز احتمالاً برخی از ذرات پیون مانند.]
برای هر هادرون با جرم کم (M) و "اسپین" کم (تکانه زاویه ای J) باید مجموعه ای از هادرون ها با تکانه و جرم زاویه ای در حال افزایش وجود داشته باشد که M تقریباً مانند ریشه دوم J عمل می کند. این ست set از هادرونها مسیرهای رژه regge نامیده میشوند.
برای هر ذره با M کم و J کم، باید یک "برج" tower از هادرون با M افزایشی اما همان J وجود داشته باشد.
(این مجموعه ها set از هادرون ها برج کالوزا-کلین یا kk tower نام دارند)
جزئیات دقیق به نظریه منحصر به آن بستگی دارد. اما این ویژگیهای کلی - بدون هادرونهای فاقد جرم، و هادرونهایی که در مسیرهای رژه و برجهای KK سازماندهی شدهاند - پیشبینیهای بنیادینی هستند که تقریباً مستقل از جزئیات هستند.
خوب، مدتها قبل از این، وقتی دانشمندان هادرونهای دنیای واقعی را کشف کردند، متوجه شدند که هادرونهای کوارک-آنتی کوارک («مزونها») دنیای واقعی واقعاً همه این معیارها را برآورده میکنند. (باریونها - هادرونهایی مانند پروتونها و نوترونها - هم همینطور هستند، اما داستان آنها پیچیدهتر است و اکنون به آن نمیپردازیم.) در دنیای واقعی هادرونها در مسیرهای رژه و برجهای KK وجود دارد، هیچ کدام از آنها فاقد جرم نیستند. امروزه می دانیم که این نشانهای از نظریه ریسمان با یک بعد اضافه شعاعی متناهی از فضا است. جزئیات هادرون ها اصولاً جزئیات این نظریه ریسمان و فضایی که ریسمان ها روی آن حرکت می کنند را به ما می آموزد.
و بنابراین، در گذشته کاملاً واضح است که فیزیکدانان ذرات دهه 1960 نظریه ریسمان و حداقل یک بعد فضایی اضافی را کشف کردند، اگرچه در آن زمان آن را نمی دانستند. (حتی مشخص است که کوارکها و گلوئونها چیستند - آنها میخهایی روی ریسمانی spike on string هستند که در نزدیکی یک لبه edge یک بعد شعاعی میرسند.) تنها پس از پیشرفت مالداسینا بود که این امر بدیهی شد.
به طور خلاصه، همانطور که فیزیکدانان در برخورددهنده بزرگ هادرون و بسیاری از پیشینیان آن در حال مطالعه فیزیک کوارک ها و گلوئون ها و جزئیات هادرون بوده اند، آنها مخفیانه در حال مطالعه نظریه ریسمان، ابعاد اضافی و حتی (و دیگر محدودیت ها نظیر) گرانش کوانتومی بوده اند.
حتماً دارید شوخی می کنید، آقای استراسلر!
اکنون، بسیاری از شما با ادعای خیره کننده ای که در دو پاراگراف قبلی مطرح شد، قتل خونین مرا فریاد خواهید زد. و خب حق با شماست!... درست همانطور که باید بلندتر بر سر کسی که ادعا میکند یک کرمچاله در آزمایشگاه ساخته است (یا حتی شبیهسازی شده) فریاد بزنید.
با این حال، مسئله این است که من شوخی نمی کنم. ادعاهای مطرح شده در پاراگرافهای قبل هر دو اگر حدس اصلی مالداسینا درست باشد، درست خواهند بود.
در مقام مقایسه، ادعاهای مطرح شده در مورد "کرم چاله های نوزاد آزمایشگاهی"، که بر حدس مالداسینا نیز تکیه دارند، به جای واقعی بودن ، پیشنهادی هستند و توضیح دقیق آن گسترده تر است.
🆔 @phys_Q
Telegram
attach 📎
👍2