کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
🟣 تقارن symmetry
قسمت نخست

تا قرن بیستم، اصول تقارن نقش آگاهانه کمی در فیزیک نظری بازی می‌کرد. یونانیان و دیگران مجذوب تقارن آبجکت ها بودند و معتقد بودند که تقارن ها از ساختار طبیعت بازتاب یافته اند . حتی کپلر تلاش کرد تا تصورات خود را از تقارن بر حرکت سیارات تحمیل کند. قوانین مکانیک نیوتون شامل اصول تقارن، به ویژه در اصل هم ارزی فریم های لخت یا ناوردایی گالیله وجود دارد . این تقارن ها مستلزم قوانین پایستگی هستند . اگرچه این قوانین پایستگی ، به ویژه قوانین مومنتوم و انرژی، اهمیت اساسی دارند، اما این قوانین به‌عنوان پیامدهای قوانین دینامیکی طبیعت در نظر گرفته می‌شوند تا پیامدهای تقارن‌هایی که زیربنای این قوانین باشند . معادلات ماکسول، که در سال 1865 فرموله شد، هم ناوردایی لورنتز و هم ناوردایی گیج gauge را تجسم می کند. اما این تقارن های الکترودینامیک برای بیش از 40 سال یا بیشتر به طور کامل مورد توجه قرار نگرفت.

این وضعیت در قرن بیستم با آغاز اینشتین به طرز چشمگیری تغییر کرد. پیشرفت بزرگ اینشتین در سال 1905 این بود که تقارن را در اولویت قرار داد و اصل تقارن را به عنوان ویژگی اصلی طبیعت که قوانین دینامیکی مجاز را محدود می کند در نظر گرفت. بنابراین، ویژگی های تبدیلات میدان الکترومغناطیسی نباید از معادلات ماکسول مشتق شود، همانطور که لورنتز انجام داد، بلکه پیامدهای ناوردایی نسبیتی بود و در واقع تا حد زیادی شکل معادلات ماکسول را دیکته می کند. این یک تغییر عمیق نگرش است. حتما لورنتز احساس می کرد که اینشتین تقلب کرده است. اینشتین تقارن ضمنی در معادلات ماکسول را تشخیص داد و آن را به تقارن خود فضا-زمان ارتقا داد. این اولین نمونه از هندسی‌سازی تقارن بود. ده سال بعد این دیدگاه با ایجاد نسبیت عام توسط اینشتین به موفقیت چشمگیری دست یافت. اصل هم ارزی، یک اصل تقارن محلی - ناوردای قوانین طبیعت تحت تغییرات محلی مختصات فضا-زمان دینامیک گرانش ِ خود فضا-زمان را دیکته می کند.

با توسعه مکانیک کوانتومی در دهه 1920، اصول تقارن نقش اساسی‌تری ایفا کردند. در نیمه دوم قرن بیستم تقارن غالب ترین مفهوم در کاوش و تدوین قوانین اساسی فیزیک بوده است. امروزه به عنوان یک اصل راهنما در جستجوی اتحاد و پیشرفت بیشتر عمل می کند.‌‌

🆔 @phys_Q
👍3
🟣 ریاضیدانان بی نهایت از اشکال سیاهچاله را پیدا می کنند
در فضای سه بعدی، سطح سیاهچاله باید یک کره باشد. اما نتایج جدید نشان می دهد که در ابعاد بالاتر، تعداد بی نهایت پیکربندی امکان پذیر است.‌‌

کریستینا آرمیتاژ
قسمت سوم

تمرکز جدید

در سال 2006، یونیورس سیاهچاله غیر کروی عملا آغاز به شکوفایی کرد. در آن سال، گرگ گالووی از دانشگاه میامی و ریچارد شوئن از دانشگاه استنفورد، قضیه هاوکینگ را تعمیم دادند تا تمام اشکال ممکنی را که سیاهچاله ها می توانند به طور بالقوه در ابعادی فراتر از 4D به خود بگیرند، توصیف کنند. در میان اشکال مجاز گنجانده شده : کره آشنا، حلقه ای که قبلاً نشان داده شده بود، و کلاس گسترده ای از آبجکت هایی که فضاهای لنز lens spaces نامیده می شوند .

فضاهای لنزی نوع خاصی از ساختار ریاضی هستند که از دیرباز هم در هندسه و هم در توپولوژی اهمیت داشته اند. خوری درینباره گفت: «در میان تمام اشکال ممکنی که یونیورس  می تواند در سه بعد بما نمایش دهد ، کره ساده ترین است و فضاهای لنزی ساده ترین حالت بَعدی هستند.»‌‌

خوری فضاهای لنزی را «کره های تا شده» folded-up spheres می داند. شما یک کره را می گیرید و آن را به روشی بسیار فشرده و کوچک تا می کنید.» برای درک آن باید با یک شکل ساده تر - دایره شروع کنید ، این دایره را به دو نیمه بالا و پایین تقسیم کنید. سپس هر نقطه در نیمه پایین دایره را به نقطه ای در نیمه بالایی که کاملاً مخالف آن است تا کنید. این فقط نیم دایره بالایی و دو نقطه آنتی پُدال anti podal را برای ما باقی می گذارد ، که باید به یکدیگر چسبانده شوند و دایره کوچکتری با نصف محیط اصلی ایجاد کنند.

بعد، به دو بعد بروید، جایی که همه چیز شروع به فشرده شدن می کنند. با یک کره دو بعدی - یک توپ توخالی - شروع کنید و هر نقطه را در نیمه پایینی به سمت بالا تا کنید تا نقطه آنتی پدال نیمه بالایی را لمس کند. با این کار فقط نیمکره بالایی باقی مانده ، اما نقاط در امتداد استوا نیز باید مقابل یکدیگر شناسایی و بر روی یکدیگر قرار گیرند و با تا کردن کره در دو بعد 2D ، سطح حاصل شدیدا کوچک می شود.

هنگامی که ریاضیدانان پیرامون فضاهای لنزی صحبت می کنند، معمولاً به تنوع سه بعدی اشاره می کنند. دوباره، اجازه دهید با ساده ترین مثال شروع کنیم، یک کره جامد که شامل سطح و نقاط داخلی است. خطوط طولی را از شمال به قطب جنوب در پایین کره ترسیم کنید. در این مورد، شما فقط دو خط دارید که کره زمین را به دو نیمکره (شرق و غرب) تقسیم می کند. سپس می توانید نقاط یک نیمکره را با نقاط آنتی پدال روی نیمکره دیگر شناسایی کنید.

شما همچنین می توانید خطوط طولی بسیار بیشتری داشته باشید و راه های مختلفی برای پیوند بخش هایی که آنها تعریف می کنند داشته باشید. ریاضیدانان این گزینه‌ها را در فضای لنزی با علامت L(p, q) پیگیری می‌کنند، جایی که p تعداد بخش‌هایی را که کره به آن‌ها تقسیم می‌شود، به شما می‌گوید، در حالی که q به شما می‌گوید چگونه آن بخش‌ها باید در مقابل یکدیگر شناسایی یا تعیین شوند. یک فضای لنزی با برچسب L(2، 1) دو بخش (یا نیمکره) را با تنها یک راه برای شناسایی نقاط نشان می‌دهد که به صورت آنتی پدال است.
اگر کره زمین به بخش های بیشتری تقسیم شود، راه های بیشتری برای پیوند آنها وجود دارد. به عنوان مثال، در یک فضای لنز L(4، 3)، چهار بخش وجود دارد، و هر بخش بالایی با همتای پایین خود ، در سه بخش تطبیق داده می شود.

خوری گفت: «می‌توان این [فرآیند] را به‌عنوان پیچاندن قسمت بالا برای یافتن محل مناسب در پایین برای چسباندن در نظر گرفت. "میزان پیچش با q تعیین می شود." همانطور که پیچش بیشتر ضروری می شود، شکل های حاصل می توانند به طور فزاینده ای پیچیده شوند.

گاهی اوقات مردم از من می پرسند: چگونه این چیزها را تجسم کنم؟ هاری کندوری، فیزیکدان ریاضی در دانشگاه مک مستر گفت. "پاسخ این است، من نه. ما این آبجکت ها را به صورت ریاضی بررسی می کنیم و ریاضیات از قدرت انتزاع صحبت می کند. که به شما این امکان را می دهد که بدون کشیدن عکس کار کنید.‌‌


🆔 @phys_Q

antipodal
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ATC - Around The World (The Dome)

🆔 @phys_Q
4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
David Guetta - She Wolf (Falling To Pieces) ft. Sia (Official Video)

🆔 @phys_Q
🔥51
“Einstein said that if quantum mechanics were correct then the world would be crazy. Einstein was right - the world is crazy.”

اینشتین گفت که اگر مکانیک کوانتومی درست باشد، جهان باید دیوانه باشد. اینشتین درست می گفت - دنیا دیوانه ست.

Daniel M. Greenberger
“Fundamental Problems in Quantum Theory”


🆔 @phys_Q
9👍1
Forwarded from physics
.

📌What is consciousness?

🔺آیا آگاهی منحصر به فرد انسان است؟ یا موجودات زنده دیگر درجات مختلفی از آن را دارند؟

• این موضوع در روایات علمی و فلسفی بسیار بحث برانگیز بوده است. متفکران مقدار زیادی از زمان و وجود خود را صرف تلاش برای کشف اسرار آن کرده‌اند، مانند نحوه عملکرد آگاهی و محل قرارگیری آن.
پاسخ کوتاه چندان راضی کننده نیست. دانشمندان و فیلسوفان هنوز نمی‌توانند بر سر تعریف و چیستی آگاهی، و حتی بیشتر از آن ، تعریف دقیق آگاهی ، به توافق برسند. بسیاری از دانشمندان بر این باور که نوروساینس به تنهایی توانایی حل مسئله‌ی سخت آگاهی را ندارد ، قرار دارند و برخی دیگر فراتر از آن ، معتقدند معمای آگاهی به تنهایی توسط فیزیک کوانتوم قابل حل است.

در اینجا نظر برخی دانشمندان را درباره آگاهی لینک خواهیم کرد :

- اد ویتن

-پائول دیویس

- برایان گرین

- مسئله ی سخت آگاهی ، ریچارد داوکینز

- مکس تگمارک

- استیون نوولا

- شان کارول - نوولا

- پنروز orch-or

- دیوید چالمرز

🆔 @phys_Q
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 impossible in science
با توضیح دکتر شان کارول

آیا ممکن نیست ماه از پنیر درست شده باشد؟
🆔 @phys_Q
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وشت و دست افشانی :

ما را چه نسبت است با غنچه ای که از نشستن ژاله ای بر تن اش بر خویش می لرزد؟
درست است که ما عاشق زندگی هستیم، اما نه آز آن رو که بدان خو کرده ایم، بل از آن رو که خو کرده ی عشق ایم.
عشق هیچ گاه بی بهره از جنون نیست. اما جنون نیز هیچ گاه بی بهره از خرد نیست.
و نیز به گمان من که اهل زندگی ام، پروانه ها و حباب های صابون و هر آن چه در میان آدمیان از جنس آن هاست با شادکامی از همه آشناترند.
دیدار پرواز این روانک های سبک بال دیوانه وار نازک تن پر جنبش زرتشت را به گریستن و نغمه سرایی می انگیزد.
تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند.
و چون ابلیس ام را دیدم ، او را جدی و کامل و ژرف و با وقار یافتم. او جان سنگینی بودو از راه اوست که همه چیز فرو می افتد.
با خنده می کشند نه با خشم! خیز تا جان سنگینی را بکشیم!
چون راه رفتن آموختم، به دویدن پرداختم، چون پرواز کردن آموختم، دیگر برای جنبیدن نیاز به هیچ فشاری ندارم.
اکنون سبک بارم؛ اکنون در پرواز؛ اکنون می بینم خویشتن را در زیر پای خویش، اکنون خدایی در من رقصان است.

چنین گفت زرتشت - نیچه
🆔 @phys_Q
👍5
علی همان دوست حمیدرضا روحی که خود یک چشمش را در راه آزادی از دست داده است، این عکس را منتشر کرد و زیر آن نوشت:«
برای چشم‌هامون برای رفیق باشرفم حمیدرضا»

عکس حمیدرضا را روی صفحه گوشی علی، درست رو به دوربین کنار بچه‌هایی که چشم‌هایشان را برای آزادی داده‌اند، ببینید.
جوانان زیبای وطنمان که رفاه، شادی، آزادی، عدالت و یک زندگی معمولی می‌خواهند. اما دژخیمان وحشیانه آن‌ها را مضروب کردند و به گلوله بستند.


🆔 @phys_Q

این تصویر ، فریاد می زند ‌
🕊141👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی وایرال شده در سوشال مدیا - سرنشینان خودرو اَسهول و مکتب شان اَسهولیسم [بیشعوری] و سبک ایشان را اَسهولیستیسیته و رویکرد شان اَسهولیستیک نامیده می شوند. منتهای مراتب گریه راه مناسب برخورد با اَسهول ها نیست ، هر چند احساسات گاه اَسب لگام گسیخته اند .
پیرامون مطلب ناگذیر از بَرخورد با اَسهولیسم در پمپ بنزین:

چرایی مفقودیّت هنجار های اخلاقی در قشر به اصطلاح نوکیسه !

🆔 @phys_Q
🤯7👍2
🟣پایستگی انرژی و نا پایستگی در مکانیک کوانتومی
شان کارول-قسمت سوم

همانطور که در بالا گفتیم، آنچه ما به دانش آموزان خود می آموزیم این است که توابع موج در هنگام مشاهده فرو میرُمبند collapse می کند. این فرآیند کلپسینگ پیش بینی ناپذیر است و از معادله شرودینگر تبعیت نمی کند. نتیجتا ، میانگین انرژی ​​در فرآیند اندازه‌گیری کوانتومی پایسته نیست.
بعلاوه ، آنچه که می‌توانیم با مقایسه سریع با معادلاتی که با آن شروع کرده‌ایم متوجه شویم، پس از انجام اندازه‌گیری، سیستم یا انرژی  ↑E  (اگر اسپین بالا را اندازه‌گیری کنیم) یا انرژی ↓E (اگر اسپین پایین را اندازه‌گیری کنیم) خواهد داشت. . و به طور کلی، اگر این دو مقدار نابرابر باشند (و هر دو a و  b غیر صفر باشند)، هیچ‌کدام از آن‌ها با میانگین اولیه E ما برابر نخواهد بود.

همه اینها کاملاً ساده و تقریباً بی اهمیت! اند ، عملا ، مخالفتی ندارم اگر چنین فکر می کنید. اما انسانها پایستگی انرژی را در اعماق استخوان‌هایشان دوست دارند. بنابراین آنچه من شک دارم این است که، اگر از اکثر فیزیکدانان کوانتومی بپرسید که اینجا چه خبر است، آنها حدس می‌زنند که انرژی کل یونیورس در عملا پایسته است، اما پایستگی را در اثر مشاهده گر نمی بینیم. بالاخره باید یک دستگاه و ناظر وجود داشته باشد که با سیستم تعامل یا برهمکنش interact داشته باشد تا بتواند آن را اندازه گیری کند. شاید هر زمان که انرژی در سیستمی که مشاهده می کنیم تغییر می کند، یک تغییر جبرانی در انرژی در دستگاه یا سایر نقاط یونیورس رخ می دهد، به طوری که کل آن پایسته می ماند.

اما اینطور نیست، یا حداقل در مکانیک کوانتومی ای که ما به طور کلی درک می کنیم، چنین نیست. این چیزی است که ما در مقاله ای که من (شان کارول) و جکی اخیرا ارسال کردیم نشان می دهیم.

▷◁ناپایستگی انرژی در مکانیک کوانتومی
✦ شان ام. کارول و جکی لودمن

هنگامی که اندازه‌گیری‌ها در مکانیک کوانتومی انجام می‌شود، پایستگی انرژی یا فقدان آن را مطالعه می‌کنیم. مقدار چشم‌داشتی همیلتونین یک سیستم به وضوح می‌تواند تغییر کند،و توابع موج - مطابق با تست‌بوک درسی استاندارد (کپنهاگ) هنگام عمل اندازه‌گیری کوانتومی- فرو می‌ریزند، هر چند می‌توان چنین تصور کرد که تغییر در انرژی توسط دستگاه یا محیط اندازه‌گیری جبران می‌شود. اما نشان خواهیم داد که این درست نیست. تغییر در انرژی یک حالت پس از اندازه گیری - مستقل از فرآیند اندازه گیری فیزیکی- می تواند به میزان سرخودی بزرگ باشد . در نظریه کوانتومی اورتی، در حالی که مقدار چشمداشتی همیلتونین برای تابع موجی یونیورس (شامل همه شاخه ها) پایسته است ، اما در دنیا ها بصورت مجزا پایسته نیست. بنابراین، اندازه گیری تجربی نقض پایستگی انرژی باید امکان پذیر باشد، و ما یک پروتکل آزمایشی برای انجام این کار پیشنهاد می کنیم.‌‌

🆔 @phys_Q
👍2
🟣 پایستگی انرژی و نا پایستگی در مکانیک کوانتومی
شان کارول
#پیشنهادی
¹-https://t.me/phys_Q/9228

²-https://t.me/phys_Q/9233

³-https://t.me/phys_Q/9277

⁴-https://t.me/phys_Q/9283‌

⁵-https://t.me/phys_Q/9293
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در صفحه ای بی اهمیت در تاریخ بگوید با ایجاد کمپین اصلاحات در اردوگاه سیاسیون ، قرار بر آزادی بیان بود - آزادی بیانی که تنها نمود آن برنامه ای بنام شک بود و به معضل های اجتماعی میپرداخت و از جانب حکومت تلاش میشد که با این برنامه دیدگاه های بیمارگونه خودش را بمردم بقبولاند .

" در گوشه تاریک نشسته و با شیطان راز و نیاز می کند" واااا عصفااااا

🆔 @phys_Q
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه رقص زیبا ، دنبال این بودم.

🆔 @phys_Q
6👍1
🟣 The role of symmetries on fundamental physics.
قسمت دوم

منظور از  تقارن Symmetry meaning

پیشرفت در فیزیک به توانایی تفکیک آنالیز یک پدیده فیزیکی در دو بخش بستگی دارد. اول، شرایط اولیه وجود دارد که خودسر، پیچیده و غیرقابل پیش بینی هستند. سپس قوانین طبیعت هستند که نظم و قاعده مندی های  regularities مستقل از شرایط اولیه را بیان می کنند. کشف قوانین laws اغلب دشوار است، زیرا می‌توانند توسط شرایط اولیه نامنظم یا تحت تأثیر فاکتور های غیرقابل کنترل مانند اصطکاک گرانشی یا نوسانات حرارتی پنهان شوند.

اصول تقارن رُل role مهمی با احترام به قوانین طبیعت بازی می کنند. آنها نظم قوانین  را که مستقل از دینامیک خاص هستند، خلاصه می کنند. بنابراین، اصول ناوردایی، ساختار و انسجام یا همدوسی coherent قوانین طبیعت فراهم می کند، همانطور که قوانین طبیعت، ساختار منسجمی برای مجموعه رویدادها فراهم می کند. در واقع، تصور اینکه می‌توانستیم بدون وجود تقارن‌های شناخته شده، در استنتاج قوانین طبیعت پیشرفت زیادی داشته باشیم، دشوار است. توانایی تکرار آزمایش‌ها در مکان‌ها و زمان‌های مختلف بر اساس ناوردایی قوانین طبیعت تحت تبدیلات فضا-زمان است. بدون قاعده مندی ها و نظمی که در قوانین فیزیک گنجانده شده است، ما نمی توانیم رویدادهای فیزیکی را معنا کنیم. بدون قاعده مندی در قوانین طبیعت، ما نمی توانیم خود قوانین را کشف کنیم. امروزه متوجه می‌شویم که اصول تقارن حتی قوی‌تر هستند - آنها فُرم قوانین طبیعت را دیکته می‌کنند.‌‌


🆔 @phys_Q
👍2
نیلوفر آقایی، متخصص مامایی که در تجمع اعتراضی پزشکان با شلیک مستقیم ماموران امنیتی یک چشم خود را از دست داد، تصویری از خود به همراه الهه توکلیان، معترضی که او هم چشم خود را با شلیک ماموران از دست داده، هنگام صرف ناهار منتشر کرد.
نیلوفر نوشته: «هیچکس و هیچ چیز بر زنی که با خواندن کتاب و شعر، گوش دادن به موسیقی و نوشیدن قهوه، حالش خوب می‌شود؛ پیروز نخواهد شد.»


🆔 @phys_Q
🕊13👍3👎1😈1
🟣پایستگی انرژی و نا پایستگی در مکانیک کوانتومی
شان کارول-قسمت چهارم

اساساً کاری که ما انجام می دهیم این است که یک مدل اسباب بازی toy model کامل از یک سیستم و یک دستگاه اندازه گیری بسازیم، مدلی به اندازه کافی ساده که بتوانیم دقیقاً انرژی را دنبال کنیم. و تأیید می کنیم که تغییر در انرژی سیستم به هیچ وجه ارتباط الزامی با تغییر انرژی بقیه یونیورس ندارد. (همانطور که در مقاله توضیح می‌دهیم، افراد دیگری قبلاً به این پدیده اشاره کرده‌اند، اما معمولاً در چارچوب تلاش برای پرهیز از آن؛ مته به خشخاش میذاریم و پیشنهاد می‌کنیم که دانشمندان باید به طور تجربی به دنبال این باشند.)

بنابراین، اگر شما یک نوع تکست‌بوک/کپنهاگ دارید، موضوع ساده است: انرژی در اندازه‌گیری‌های کوانتومی پایسته نیست. و عملا تنها راه نجات این است که اصلاً از پذیرش « میانگین انرژی » average energy به عنوان نماینده انرژی واقعی امتناع کنیم. این خوب ِ ، البته تا جایی که مشکلی پیش نیامده. اما در این حالت state تقریباً هیچ حالتی (یعنی هیچ حالتی غیر از حالت های ویژه انرژی) با انرژی کاملاً تعریف شده ، وجود نخواهد داشت. و همانطور که در مقاله می گوییم، انرژی میانگین ​​یک کمیت انرژی-مانند energylike است که اگر اندازه گیری ها نبود، کاملاً پایسته می بود. بنابراین این واقعیت که اندازه گیری ها قانون پایستگی را نقض می کند بسیار جالب است.
اکنون می‌توانیم به دیدگاه اورتی برسیم، که چرخشی بسیار جذابی را در مورد چیزها ایجاد می‌کند. من خیلی عمیق به خود فرمول اورتی نمی پردازم. می توانید کتاب لذت‌بخش وی یا این پست وبلاگ تا حدودی کوتاه‌تر را ببینید. نکته این است که در اورت، توابع موج هرگز کلپس نمی کنند تنها کاری که آنها انجام می دهند این است که از معادله شرودینگر پیروی کنند. آنچه من و شما به عنوان یک "اندازه گیری" در نظر می گیریم، درست زمانی است که یک سیستم کوانتومی در یک برهم نهی با یک آبجکت ماکروسکوپی ("دستگاه اندازه گیری") درهم‌تنیده می شود، که به نوبه خود با محیط environment خود درهم‌تنیده می شود ("دی‌کوهرنت"). وقتی این اتفاق می‌افتد، بخش‌های مختلف برهم نهی به بخش‌هایی از جهان‌های جداگانه تبدیل می‌شوند. بنابراین، به جای برهم‌نهی Superposition از spin-up و spin-down به‌طور ناگهانی در یکی یا دیگری فرو میریزد یا کلپس می کند ، حالت state به سادگی به یکی تکامل می یابد که دو کپی نا-همکنشی non-interaction از واقعیت را توصیف می‌کند، یکی جایی که اسپین بالا است و دیگری جایی که اسپین پایین است.

نکته جالب این است: (در تفسیر اورتی) انرژی کاملاً پایسته شده است! ناظران انفرادی فکر می کنند که شاهد تغییر میانگین انرژی هستند، زیرا هر بار فقط در یک شاخه زندگی می کنند. اما در "تابع موج یونیورس" (وضعیت کوانتومی که همه شاخه ها brunch را به یکباره توصیف می کند)، انرژی میانگین ​​ثابت است، زیرا آن تابع موج از معادله شرودینگر تبعیت می کند. انرژی به سادگی بین شاخه ها با گذشت زمان کمی متفاوت تقسیم می شود.


این داستان با آنچه اغلب می شنوید بسیار متفاوت است، یعنی تفسیر اورت با تفسیر کپنهاگ متفاوت است ، که با پایستگی conservation انرژی مشکل دارد. و در پایان ، فکر می کنید انرژی برای ساختن همه آن دنیاها از کجا می آید؟‌‌

🆔 @phys_Q
👍2
✦ به طبیعت بیاندیشید . ماده سخت و جامد solid matter در واقع شبکه ای از اتم ها یا مولکول هاست که بهم پیوند الکترومغناطیسی یافته اند ‌.  در سطح بنیادین این مولکول ها و اتم ها خود از ذرات بنیادین ساخته شده اند که خود برانگیختگی های میدان های کوانتومی اند ‌. میدان الکترونی ، میدان های کوارکی و میدان هیگز و ..‌ که ذرات برانگیختگی هایی از جنس انرژی در این میدان ها هستند و باهم یک دینامیک را تشکیل می دهند ، فابریکی یکپارچه پنهان در پشت طبیعت نهفته که خود میدانی واحد است و دینامیکی از هفده میدان دیگر است ، یونیورس ما را تشکیل داده است .

جز این هیچ کانسپت مقدس ، مورد احترام ، پر اهمیت و کوفت و زهر ماری وجود ندارد . ما و شما بر حسب فیزیک متعارف از پارتیکل های بنیادینی که تابع موج شرودینگر آنان را توصیف می کند  ، سپس از اتم و سپس مولکول و سپس مولکولار ماشین ها و سپس سلول ، بلوک های بنیادین زنده ، سپس اندام و احشاء تشکیل شده ایم .

از فیزیک آغاز شدیم ، با شیمی پیچیده و با زیست زنده شدیم . بهتر است قدر بودن مان را بدانیم و مکانیسم این وجود را کنکاش و مطالعه کنیم .

🆔 @phys_Q
👍85👏1