💢 با تئوری هولوگرافیک نه تنها مکانیک کوانتومی و گرانش در همخوانی AdS/CFT سازگار شده اند. میزان اطلاعات بسیار زیادی بصورت یک الگوی هایپربولیک در یک صفحه 2-dimensional قرار گرفته اند و بکنشتاین با تعمیم آنتروپی اطلاعات کلود شانون به سیاهچاله کران آنتروپیکی برای سیاهچاله ترسیم کرد که خلاف آنتروپی ترمال که به حجم بستگی دارد - به سطح وابسته است .
با در نگر داشتن این حجم اطلاعات زیاد ، به باور جیکوب بکنشتاین و استیون هاوکینگ ، سیاهچاله ها «پیچیده ترین سیستم های موجود» هستند، زیرا با یک «آنتروپی» عظیم مشخص می شوند که پیچیدگی complexity یک سیستم را اندازه گیری می کند، و در نتیجه حاوی اینفورمیشن بسیاری خواهند بود .
💢@higgs_field
با در نگر داشتن این حجم اطلاعات زیاد ، به باور جیکوب بکنشتاین و استیون هاوکینگ ، سیاهچاله ها «پیچیده ترین سیستم های موجود» هستند، زیرا با یک «آنتروپی» عظیم مشخص می شوند که پیچیدگی complexity یک سیستم را اندازه گیری می کند، و در نتیجه حاوی اینفورمیشن بسیاری خواهند بود .
💢@higgs_field
❤1👍1🔥1
🟣 «من گمان نمیکنم این جهان شگفت و اعجابانگیز، این گسترۀ خارقالعادۀ زمان و مکان و انواع گوناگون جانداران [موجود در زمین]، این همه سیارۀ جورواجور، همۀ این اتمها با همۀ حرکاتشان و همۀ این هستی پیچیده، همه و همه، صرفاً صحنهای باشد تا خداوند جدال خیر و شر انسانها را بر آن تماشا کند؛ منظورم همان نگاه مذهبی به یونیورس است . این صحنه برای اجرای چنین نمایشی بیش از اندازه بزرگ است.»
نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992
- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)
🆔 @phys_Q
نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992
- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)
🆔 @phys_Q
❤11👍4🔥1
💢تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
قسمت نخست
تفسیر کپنهاگ از مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعه ای از اصول فرموله شده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن و چندین فیزیکدان دیگر که مدتی را در موسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذرانده اند، اطلاق می شود
🔺 تفسیر مکانیک کوانتومی کپنهاگ
مکانیک کوانتومی، که شاید یکی از موفقترین نظریههای علمی در تاریخ بشریت است، از برخی جهات خلاف شهود است، تخیل ما را به چالش میکشد، به نظر میرسد که اصول بنیادی فیزیک کلاسیک را نقض میکند و پرسشهای بسیاری را مطرح میکند که از آن زمان ذهن فیزیکدانان و فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. از جمله: آیا واقعیت عینی وجود دارد؟ نقش آزمایش چیست؟ دانش ما در مورد آبجکت های فیزیکی چقدر می تواند دقیق باشد؟ رابطه مکانیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک چیست؟
فیزیک کلاسیک جبرگرا deterministic است. اگر وضعیت اولیه سیستم فیزیکی را با مشاهده ویژگیهای آن در زمانی که انتخاب میکنیم لحظه اولیه باشد و همچنین تمام نیروهای خارجی وارد بر سیستم را تعیین کنیم، میدانیم که چگونه یک سیستم در زمان تکامل evolve مییابد. علاوه بر این، عمل مشاهده سیستم بر رفتار بعدی آن تأثیر نمی گذارد. در فیزیک کلاسیک یک تمایز واضح و بدون ابهام بین سیستم و ابزار اندازه گیری وجود دارد. توصیف یک سیستم فیزیکی عینی objective است. و به اندازه گیری های انجام شده در زمان آتی بستگی ندارد.
تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعهای از اصول فرمولهشده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن، و چندین فیزیکدان دیگر که در مؤسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذراندهاند، در تلاش برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده توسط مکانیک کوانتومی نیلز بور رویکرد بسیار عملی به این سؤالات داشت. او معتقد بود که مکانیک کوانتومی یک تعمیم طبیعی از فیزیک کلاسیک است، و مفاهیم کلاسیک معنای خود را تغییر نداده بودند، اما کاربرد آنها محدود شده بود . بور در ابتدا مشاهده کرد که نظریه کوانتومی او درباره اتم هیدروژن به نتایجی منتهی می شود که تقریباً با نتایج ارائه شده توسط الکترودینامیک کلاسیک مطابقت دارد. او سپس به اصطلاح قانون همخوانی correspondence را فرض کرد، یک اصل اکتشافی که بیان میکند که رفتار سیستمهایی که توسط مکانیک کوانتومی توصیف شده است، فیزیک کلاسیک را در حد اعداد کوانتومی بزرگ بازتولید میکند. اصل همخوانی تصریح می کند که یک نظریه علمی جدید باید بتواند پدیده ها را در شرایطی توضیح دهد که نظریه قبلی معتبر باشد. به عنوان مثال، نسبیت خاص اینشتین اصل همخوانی را برآورده می کند، زیرا در محدوده سرعت های کوچک در مقایسه با سرعت نور به مکانیک کلاسیک کاهش می یابد. نسبیت عام در محدوده میدان های گرانشی ضعیف به گرانش نیوتنی کاهش می یابد. تئوری لاپلاس مکانیک سماوی هنگامی که برهمکنش های بین سیاره ای نادیده گرفته می شود به نظریه کپلر کاهش می یابد. کپلر معادله بطلمیوس را در یک سیستم مختصاتی که در آن زمین ساکن است، بازتولید می کند. و مکانیک آماری ترمودینامیک را زمانی که تعداد ذرات زیاد باشد بازتولید می کند. پل فایرابند، یکی دیگر از فلاسفه علم، معتقد است که تئوری های موفقی مانند مکانیک کلاسیک و کوانتومی قابل قیاس نیستند و در انتخاب بین نظریه های غیرقابل قیاس ضرورتی وجود ندارد.
مکملیّت complementarity یک اصل است که توسط نیلز بور در سال 1928 فرموله شد. فوتونها، الکترونها و سایر آبجکت های اتمی یا ساب-اتمیک گاهی رفتار موجمانندی از خود نشان میدهند و در زمانهای دیگر رفتاری ذره مانند از خود نشان میدهند. گاهی اوقات می توان هر دو نوع رفتار را به طور همزمان مشاهده کرد (به عنوان مثال، در مورد آزمایش های دو شکاف).
💢@higgs_field
* از تنظیمات دیوایس تان فونت تلگرام را کوچک سازی کنید
قسمت نخست
تفسیر کپنهاگ از مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعه ای از اصول فرموله شده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن و چندین فیزیکدان دیگر که مدتی را در موسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذرانده اند، اطلاق می شود
🔺 تفسیر مکانیک کوانتومی کپنهاگ
مکانیک کوانتومی، که شاید یکی از موفقترین نظریههای علمی در تاریخ بشریت است، از برخی جهات خلاف شهود است، تخیل ما را به چالش میکشد، به نظر میرسد که اصول بنیادی فیزیک کلاسیک را نقض میکند و پرسشهای بسیاری را مطرح میکند که از آن زمان ذهن فیزیکدانان و فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. از جمله: آیا واقعیت عینی وجود دارد؟ نقش آزمایش چیست؟ دانش ما در مورد آبجکت های فیزیکی چقدر می تواند دقیق باشد؟ رابطه مکانیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک چیست؟
فیزیک کلاسیک جبرگرا deterministic است. اگر وضعیت اولیه سیستم فیزیکی را با مشاهده ویژگیهای آن در زمانی که انتخاب میکنیم لحظه اولیه باشد و همچنین تمام نیروهای خارجی وارد بر سیستم را تعیین کنیم، میدانیم که چگونه یک سیستم در زمان تکامل evolve مییابد. علاوه بر این، عمل مشاهده سیستم بر رفتار بعدی آن تأثیر نمی گذارد. در فیزیک کلاسیک یک تمایز واضح و بدون ابهام بین سیستم و ابزار اندازه گیری وجود دارد. توصیف یک سیستم فیزیکی عینی objective است. و به اندازه گیری های انجام شده در زمان آتی بستگی ندارد.
تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعهای از اصول فرمولهشده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن، و چندین فیزیکدان دیگر که در مؤسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذراندهاند، در تلاش برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده توسط مکانیک کوانتومی نیلز بور رویکرد بسیار عملی به این سؤالات داشت. او معتقد بود که مکانیک کوانتومی یک تعمیم طبیعی از فیزیک کلاسیک است، و مفاهیم کلاسیک معنای خود را تغییر نداده بودند، اما کاربرد آنها محدود شده بود . بور در ابتدا مشاهده کرد که نظریه کوانتومی او درباره اتم هیدروژن به نتایجی منتهی می شود که تقریباً با نتایج ارائه شده توسط الکترودینامیک کلاسیک مطابقت دارد. او سپس به اصطلاح قانون همخوانی correspondence را فرض کرد، یک اصل اکتشافی که بیان میکند که رفتار سیستمهایی که توسط مکانیک کوانتومی توصیف شده است، فیزیک کلاسیک را در حد اعداد کوانتومی بزرگ بازتولید میکند. اصل همخوانی تصریح می کند که یک نظریه علمی جدید باید بتواند پدیده ها را در شرایطی توضیح دهد که نظریه قبلی معتبر باشد. به عنوان مثال، نسبیت خاص اینشتین اصل همخوانی را برآورده می کند، زیرا در محدوده سرعت های کوچک در مقایسه با سرعت نور به مکانیک کلاسیک کاهش می یابد. نسبیت عام در محدوده میدان های گرانشی ضعیف به گرانش نیوتنی کاهش می یابد. تئوری لاپلاس مکانیک سماوی هنگامی که برهمکنش های بین سیاره ای نادیده گرفته می شود به نظریه کپلر کاهش می یابد. کپلر معادله بطلمیوس را در یک سیستم مختصاتی که در آن زمین ساکن است، بازتولید می کند. و مکانیک آماری ترمودینامیک را زمانی که تعداد ذرات زیاد باشد بازتولید می کند. پل فایرابند، یکی دیگر از فلاسفه علم، معتقد است که تئوری های موفقی مانند مکانیک کلاسیک و کوانتومی قابل قیاس نیستند و در انتخاب بین نظریه های غیرقابل قیاس ضرورتی وجود ندارد.
مکملیّت complementarity یک اصل است که توسط نیلز بور در سال 1928 فرموله شد. فوتونها، الکترونها و سایر آبجکت های اتمی یا ساب-اتمیک گاهی رفتار موجمانندی از خود نشان میدهند و در زمانهای دیگر رفتاری ذره مانند از خود نشان میدهند. گاهی اوقات می توان هر دو نوع رفتار را به طور همزمان مشاهده کرد (به عنوان مثال، در مورد آزمایش های دو شکاف).
💢@higgs_field
* از تنظیمات دیوایس تان فونت تلگرام را کوچک سازی کنید
👍2❤1
🟣پیرامون تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
در اواسط دهه 1920، نیلز بور و تیمش به طور جدی دست به کار شدند تا اصول مکانیک کوانتومی را فرموله کنند. مدل اتمی اولیه او در سال 1913 حرکت الکترون ها را به عنوان ذرات نقطه ای توصیف کرد که در مدارهای ثابت حرکت می کردند، اما این رویکرد کلاسیک با خواص کلی اتم ها، به ویژه رفتار آنها در کریستال ها و ترکیبات شیمیایی در تضاد بود.
در سال 1925، ورنر هایزنبرگ با توسعه مکانیک ماتریس، نظریه کاملا جدیدی را تدوین کرد. سال بعد، اروین شرودینگر مکانیک موج را بر اساس فرضیه لوئیس دو بروی در مورد خواص موجی ذرات توسعه داد. ورنر هایزنبرگ ذرات را ذره توصیف کرد، در حالی که نظریه اروین شرودینگر ذرات را به عنوان موج توصیف می کرد و بسیاری از فیزیکدانان به کپنهاگ سفر کردند تا با یکدیگر در مورد این تضاد گیج کننده مشورت کنند. بحث در جلسات بزرگ و کوچک، گاهی با دو یا سه شرکت کننده یا در شام با خانواده بور انجام می شد.
در اواخر سال 1927، اختلاف نظرها به اجماع بر اساس اصل مکملیّت نیلز بور همگرا شد، که معتقد است یک پدیده فیزیکی به دو روش «مکمل» متفاوت بسته به چیدمان آزمایشی مشاهده میشود.
به عنوان مثال، نور گاهی اوقات می تواند مانند امواج و گاهی اوقات مانند ذرات رفتار کند. هر دو تصویر برای به دست آوردن یک توصیف کامل از پدیده ضروری بودند، حتی اگر یکدیگر را نادیده بگیرند.
نیلز بور این دیدگاه رادیکال را برای اولین بار در کنفرانسی در ایتالیا در اواخر تابستان 1927 مطرح کرد و چند هفته بعد آن را در کنفرانس سلوی تکرار کرد. که بعداً تفسیر کپنهاگ نامیده شد، پایه و اساس مناظره های معروف بین نیلز بور و آلبرت انیشتین را در کنفرانس های سلوی در سال های 1927 و 1930 تشکیل داد.
🆔 @phys_Q
🔺کنفرانس Solvay در اکتبر 1927 که در آن مشهورترین فیزیکدانان جهان گرد هم آمدند تا در مورد نظریه کوانتومی جدید بحث کنند. از 29 شرکت کننده، 17 نفر برنده جایزه نوبل بوده یا شدند.
در اواسط دهه 1920، نیلز بور و تیمش به طور جدی دست به کار شدند تا اصول مکانیک کوانتومی را فرموله کنند. مدل اتمی اولیه او در سال 1913 حرکت الکترون ها را به عنوان ذرات نقطه ای توصیف کرد که در مدارهای ثابت حرکت می کردند، اما این رویکرد کلاسیک با خواص کلی اتم ها، به ویژه رفتار آنها در کریستال ها و ترکیبات شیمیایی در تضاد بود.
در سال 1925، ورنر هایزنبرگ با توسعه مکانیک ماتریس، نظریه کاملا جدیدی را تدوین کرد. سال بعد، اروین شرودینگر مکانیک موج را بر اساس فرضیه لوئیس دو بروی در مورد خواص موجی ذرات توسعه داد. ورنر هایزنبرگ ذرات را ذره توصیف کرد، در حالی که نظریه اروین شرودینگر ذرات را به عنوان موج توصیف می کرد و بسیاری از فیزیکدانان به کپنهاگ سفر کردند تا با یکدیگر در مورد این تضاد گیج کننده مشورت کنند. بحث در جلسات بزرگ و کوچک، گاهی با دو یا سه شرکت کننده یا در شام با خانواده بور انجام می شد.
در اواخر سال 1927، اختلاف نظرها به اجماع بر اساس اصل مکملیّت نیلز بور همگرا شد، که معتقد است یک پدیده فیزیکی به دو روش «مکمل» متفاوت بسته به چیدمان آزمایشی مشاهده میشود.
به عنوان مثال، نور گاهی اوقات می تواند مانند امواج و گاهی اوقات مانند ذرات رفتار کند. هر دو تصویر برای به دست آوردن یک توصیف کامل از پدیده ضروری بودند، حتی اگر یکدیگر را نادیده بگیرند.
نیلز بور این دیدگاه رادیکال را برای اولین بار در کنفرانسی در ایتالیا در اواخر تابستان 1927 مطرح کرد و چند هفته بعد آن را در کنفرانس سلوی تکرار کرد. که بعداً تفسیر کپنهاگ نامیده شد، پایه و اساس مناظره های معروف بین نیلز بور و آلبرت انیشتین را در کنفرانس های سلوی در سال های 1927 و 1930 تشکیل داد.
🆔 @phys_Q
🔺کنفرانس Solvay در اکتبر 1927 که در آن مشهورترین فیزیکدانان جهان گرد هم آمدند تا در مورد نظریه کوانتومی جدید بحث کنند. از 29 شرکت کننده، 17 نفر برنده جایزه نوبل بوده یا شدند.
Telegram
attach 📎
❤2👍2
🟣ورنر ک. هایزنبرگ (1901-1976) فیزیکدان آلمانی و یکی از بنیانگذاران مکانیک کوانتومی مدرن بود. او مقاله معروف خود را در مورد مکانیک ماتریس زمانی که تنها 23 سال داشت نوشت. بسیاری از فیزیکدانانی که در دهه 1920 به توسعه مکانیک کوانتومی کمک کردند بسیار جوان بودند. در آن زمان از مهد کودک بور سخن میرفت. ورنر هایزنبرگ در سال 1932 جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍10❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تقارن های کانفورمال conformal symmetry در تئوری های مختلف یک تئوری کانفورمال بدست می دهد . برای مثال وجود تقارن های کانفورمال در تئوری میدان کوانتومی این تئوری را در مقیاس ها و تبدیلات یکسان نگه می دارد. البته درین تئوری دیگر پارتیکل به شیوه قبل در نظر گرفته نمی شوند.
انواع خاصی از نظریههای میدان کوانتومی به نام « کانفورمال فیلد تئوری» Conformal field theory وجود دارد. این تئوریها بدون مقیاس هستند. مانند فراکتال ها مهم نیست که چقدر بزرگنمایی می کنید، آنها همیشه کانفورمال (همشکل - یکسان ) به نظر می رسند.
به بیان فیزیکی ، این بدان معناست که این تئوری ها در همه انرژی ها یا مقیاس ها پیش بینی های یکسانی دارند . چه فقط کمی انرژی صرف کنید و چه از قوی ترین برخورددهنده جهان استفاده کنید، همیشه انتظار ساختار یکسانی را دارید. اما اگر با تئوری های میدان کوانتومی قبلی سروکار داشته باشید، تئوری های تان ، آشکارا در مقیاس های مختلف ، متفاوت به نظر می رسند.
در CFT پارتیکل ها ویژگی ها و پیامد های پدیده دیگری هستند.
🆔 @phys_Q
انواع خاصی از نظریههای میدان کوانتومی به نام « کانفورمال فیلد تئوری» Conformal field theory وجود دارد. این تئوریها بدون مقیاس هستند. مانند فراکتال ها مهم نیست که چقدر بزرگنمایی می کنید، آنها همیشه کانفورمال (همشکل - یکسان ) به نظر می رسند.
به بیان فیزیکی ، این بدان معناست که این تئوری ها در همه انرژی ها یا مقیاس ها پیش بینی های یکسانی دارند . چه فقط کمی انرژی صرف کنید و چه از قوی ترین برخورددهنده جهان استفاده کنید، همیشه انتظار ساختار یکسانی را دارید. اما اگر با تئوری های میدان کوانتومی قبلی سروکار داشته باشید، تئوری های تان ، آشکارا در مقیاس های مختلف ، متفاوت به نظر می رسند.
در CFT پارتیکل ها ویژگی ها و پیامد های پدیده دیگری هستند.
🆔 @phys_Q
👍4❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک انسان که در تحقیر مداوم استخوان ترکانده ، میتواند برای پاره ای نان خون آلود بار ها خود تحقیری کند . امروز ادعای ثقیل کند و فردا خویش را مضحکه سازد . توضیحی هم بدهکار نباشد.
جواد اوجی وزیر نفت
💢@higgs_field
جواد اوجی وزیر نفت
💢@higgs_field
👍7❤1
💢دانه های برف Snowflake : دو مولکول هیدروژن و یک اکسیژن وقتی جدا می شوند کاملاً متقارن هستند. نیروی الکتریکی که بر رفتار اتم ، حاکم است - نیرویی با رفتار متقارن است . اما هنگامی که دمای آنها کاهش می یابد و یک مولکول آب تشکیل می دهند، تقارن اتم ها شکسته می شود زیرا آنها مولکولی را با زاویه 105 درجه بین پیوندهای هیدروژن و اکسیژن تشکیل می دهند. هنگامی که آنها منجمد می شوند تا دانه های برف را تشکیل دهند، نوع دیگری از تقارن را تشکیل می دهند، اما تقارن اتم های اصلی از بین رفته است. از آنجایی که این از دست دادن تقارن بدون هیچ مداخله خارجی رخ می دهد، می گوییم که دچار شکست خود به خودی تقارن شده است.
• محتوای مرتبط - فرکتال ها Fractals:
https://t.me/higgs_field/7253
💢@higgs_field
• محتوای مرتبط - فرکتال ها Fractals:
https://t.me/higgs_field/7253
💢@higgs_field
❤3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 تبدیل آب جوش به بخار در هوای سردتر از سیبری مشهد!
از جمله اخبار جالب اینکه ایران هم بعنوان بخشی از اروپا دچار زمستان سخت شد .
💢@higgs_field
از جمله اخبار جالب اینکه ایران هم بعنوان بخشی از اروپا دچار زمستان سخت شد .
💢@higgs_field
👍8😁4❤1
💢 تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
اروین شرودینگر (1961-1887) فیزیکدان اتریشی بود که به دلیل مشارکت خود در مکانیک کوانتومی، به ویژه برای معادله موج شرودینگر، که در سال 1933 جایزه نوبل را دریافت کرد، به شهرت رسید.
شرودینگر در دنیای میکروسکوپی برای «انرژی»اصالتی قائل نبود و آن را همانند انتروپی، مفهومی غیر واقعی می دانست. او به دلیل مخالفتی که با «پرش های کوانتمی» داشت، فرکانس را اصیل تر از انرژی می دانست.
-وی در نامه ای که به پلانک نوشت چنین می گوید:
«مفهوم " انرژی" چیزی است که ما از تجربه ماکروسکوپی و تنها از تجربه ماکروسکوپی به دست آوردهایم. من اعتقاد ندارم که بتوان آن را به همان شکل در میکرومکانیک بکاربرد؛ بنابراین نمیتوان در مورد انرژی یک نوسان جزئی منفرد صحبت نمود. خصوصیت منتسب به انرژی نوسان جزئی منفرد همان فرکانس آن است.»
وی این نظر خود را تا آخر عمر تغییر نداد.
💢@higgs_field
اروین شرودینگر (1961-1887) فیزیکدان اتریشی بود که به دلیل مشارکت خود در مکانیک کوانتومی، به ویژه برای معادله موج شرودینگر، که در سال 1933 جایزه نوبل را دریافت کرد، به شهرت رسید.
شرودینگر در دنیای میکروسکوپی برای «انرژی»اصالتی قائل نبود و آن را همانند انتروپی، مفهومی غیر واقعی می دانست. او به دلیل مخالفتی که با «پرش های کوانتمی» داشت، فرکانس را اصیل تر از انرژی می دانست.
-وی در نامه ای که به پلانک نوشت چنین می گوید:
«مفهوم " انرژی" چیزی است که ما از تجربه ماکروسکوپی و تنها از تجربه ماکروسکوپی به دست آوردهایم. من اعتقاد ندارم که بتوان آن را به همان شکل در میکرومکانیک بکاربرد؛ بنابراین نمیتوان در مورد انرژی یک نوسان جزئی منفرد صحبت نمود. خصوصیت منتسب به انرژی نوسان جزئی منفرد همان فرکانس آن است.»
وی این نظر خود را تا آخر عمر تغییر نداد.
💢@higgs_field
👍8❤1
عکس خروج خدمه کشتی #سانچی که رژیم تروریست ادعا کرد کشته شدهاند. این ها جزو فایل های طبقه بندی شده ارتش آمریکا است که به لطف وکلای پرونده در ایران و آمریکا بالاخره به اسناد دسترسی پیدا کردند.
خدمه ایرانی کشتی سانچی کجا هستند بیشرف ها؟
#OpIran
#MahsaAmini
#IRGCterrorists
خدمه ایرانی کشتی سانچی کجا هستند بیشرف ها؟
#OpIran
#MahsaAmini
#IRGCterrorists
❤9
Even if one loves to play
One's little fiddle night and day
It's not right to broadcast it
Lest the list'ners scoff at it
If you scratch with all your might
Which is certainly your right
Then bring down the windowpane
So neighbours don't complain
حتی اگر کسی عاشق نواختن باشد
کمانچه ای کوچک را شب و روز
شنوانیدن آن درست نیست
مبادا شنوندگان بدآن خرده گیرند
اگر با تمام وجود چنگ بیندازید(بر ابزار موسیقی)
قطعا حق شماست (که چنین کنید)
پس شیشه پنجره را پایین بیاورید
همسایگان گلایه ای ندارند.
-Albert Einstein
💢@higgs_field
One's little fiddle night and day
It's not right to broadcast it
Lest the list'ners scoff at it
If you scratch with all your might
Which is certainly your right
Then bring down the windowpane
So neighbours don't complain
حتی اگر کسی عاشق نواختن باشد
کمانچه ای کوچک را شب و روز
شنوانیدن آن درست نیست
مبادا شنوندگان بدآن خرده گیرند
اگر با تمام وجود چنگ بیندازید(بر ابزار موسیقی)
قطعا حق شماست (که چنین کنید)
پس شیشه پنجره را پایین بیاورید
همسایگان گلایه ای ندارند.
-Albert Einstein
💢@higgs_field
❤4👍2
💢 اینشتین و کودکستان بور
'I cannot seriously believe in [quantum mechanics] because the theory cannot be reconciled with the idea that physics should represent a reality in space and time, free from spooky actions at a distance.'
-Albert Einstein to Max Born
March 3, 1947
من نمیتوانم بطور جدی به مکانیک کوانتومی باور داشته باشم . زیرا این تئوری با ایده ای که در آن فیزیک بایستی یک رئالیتی در فضا و زمان را بدون کنش شبه وار در فاصله بازنمایی کند . سازگاری ندارد !
-آلبرت اینشتین به مکس بورن
3 مارس 1947
💢@higgs_field
'I cannot seriously believe in [quantum mechanics] because the theory cannot be reconciled with the idea that physics should represent a reality in space and time, free from spooky actions at a distance.'
-Albert Einstein to Max Born
March 3, 1947
من نمیتوانم بطور جدی به مکانیک کوانتومی باور داشته باشم . زیرا این تئوری با ایده ای که در آن فیزیک بایستی یک رئالیتی در فضا و زمان را بدون کنش شبه وار در فاصله بازنمایی کند . سازگاری ندارد !
-آلبرت اینشتین به مکس بورن
3 مارس 1947
💢@higgs_field
❤5
هنگام بررسی داده های رصدی از یک کهکشان ، ورا روبین متوجه شد سرعت چرخش بازوهای کهکشانی بیش از میزان ماده مرئی موجود در کهکشان است .
چرخش بازو های یک کهکشان تابعی از جرم کلی کهکشان است و در این مورد این چرخش بسیار تند تر از آن بود که بتوان آنرا تنها به ماده مرئی موجود ربط داد.
چیزی در آن میان اثرات گرانشی داشت در حالیکه با نور وارد برهمکنش نمی شد . ورا برای اطمینان همگرایی گرانشی ناشی از انفجار یک ابرنواختر را در پدیده ای بنام صلیب اینشتین بررسی کرد و متوجه شد گرانش یک کهکشان بزرگتر از میزانی ست که فقط ماده معمولی علت آن باشد.
ورا روبینی که زمانی کالج پرینستون از پذیرش وی (و دیگر زنان) خود داری کرده بود اکنون بزرگترین فرضیه کاربردی کلان مقیاس را مطرح کرده بود .
💢@higgs_field
چرخش بازو های یک کهکشان تابعی از جرم کلی کهکشان است و در این مورد این چرخش بسیار تند تر از آن بود که بتوان آنرا تنها به ماده مرئی موجود ربط داد.
چیزی در آن میان اثرات گرانشی داشت در حالیکه با نور وارد برهمکنش نمی شد . ورا برای اطمینان همگرایی گرانشی ناشی از انفجار یک ابرنواختر را در پدیده ای بنام صلیب اینشتین بررسی کرد و متوجه شد گرانش یک کهکشان بزرگتر از میزانی ست که فقط ماده معمولی علت آن باشد.
ورا روبینی که زمانی کالج پرینستون از پذیرش وی (و دیگر زنان) خود داری کرده بود اکنون بزرگترین فرضیه کاربردی کلان مقیاس را مطرح کرده بود .
💢@higgs_field
❤6👍4
فراموشتان نمیکنیم
#ابوالفضل_آدینه_زاده
ابوالفضل آدینهزاده، ۱۷ ساله اهل مشهد.
ابوالفضل تک پسرخانواده بود که با بیش از هفتاد گلوله ساچمهای مامورام جمهوری اسلامی کشته شد.
از پانزدهسالگی هم درس میخواند و هم کار میکرد. در اعتراضات مردمی ایران در روز ۱۶ مهر در مشهد به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.
شاهدان در مورد نحوه کشته شدن ابولفضل گفتند، ماموران اول به گردن ابوالفضل شوکر زدند و ۲۴ تیر ساچمهای به او شلیک کردند. خانوادهاش پیکر پاره پاره شده فرزندشان را به بیمارستان رساندند. ابولفضل ساعتی بعد جان میدهد.
#ابوالفضل_آدینه_زاده
ابوالفضل آدینهزاده، ۱۷ ساله اهل مشهد.
ابوالفضل تک پسرخانواده بود که با بیش از هفتاد گلوله ساچمهای مامورام جمهوری اسلامی کشته شد.
از پانزدهسالگی هم درس میخواند و هم کار میکرد. در اعتراضات مردمی ایران در روز ۱۶ مهر در مشهد به دست ماموران جمهوری اسلامی کشته شد.
شاهدان در مورد نحوه کشته شدن ابولفضل گفتند، ماموران اول به گردن ابوالفضل شوکر زدند و ۲۴ تیر ساچمهای به او شلیک کردند. خانوادهاش پیکر پاره پاره شده فرزندشان را به بیمارستان رساندند. ابولفضل ساعتی بعد جان میدهد.
🕊15❤2🤯2
💢 AdS/CFT correspondence
📌نظریه ریسمان و فیزیک هسته ای
قسمت دهم
کشف همخوانی AdS/CFT در اواخر سال 1997 نقطه اوج سابقه طولانی تلاشها برای پیوند نظریه ریسمان به فیزیک هستهای بود. در واقع، نظریه ریسمان در ابتدا در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 به عنوان تئوری هادرون ها، ذرات ساباتمیک مانند پروتون و نوترون که توسط نیروی هسته ای قوی کنار هم نگه داشته می شوند، توسعه یافت. ایده این بود که هر یک از این ذرات را می توان به عنوان یک حالت نوسانی متفاوت از یک ریسمان در نظر گرفت. در اواخر دهه 1960، تجربیدانان دریافتند که هادرونها در خانوادههایی به نام مسیرهای ریج Regge با انرژی متناسب با مجذور تکانه زاویهای angular momentum قرار میگیرند، و نظریهپردازان نشان دادند که این رابطه به طور طبیعی از فیزیک یک ریسمان نسبیتی چرخشی rotating Relativistic ظهور می یابد.
از سوی دیگر، تلاشها برای مدلسازی هادرونها بهعنوان ریسمانها با مشکلات جدی مواجه شد. یک مشکل این بود که نظریه ریسمان شامل یک ذره با اسپین-2 و بدون جرم است در حالی که چنین ذره ای در فیزیک هادرون ها دیده نمی شود.
این پارتیکل ، واسطه نیرویی با ویژگی های گرانش است. به همین دلیل در سال 1974، جوئل شرک و جان شوارتز پیشنهاد کردند که نظریه ریسمان آنطور که بسیاری از نظریه پردازان فکر می کردند، یک نظریه فیزیک هسته ای نیست، بلکه یک نظریه گرانش کوانتومی است. در همان زمان، متوجه شدیم که هادرون ها در واقع از کوارک ها ساخته شده اند و رویکرد نظریه ریسمان برای کرومودینامیک کوانتومی کنار گذاشته شد.
در کرومودینامیک کوانتومی، کوارک ها نوعی بار دارند که در سه نوع به نام رنگ وجود دارد. جرارد تی هوفت در مقاله ای در سال 1974، رابطه بین نظریه ریسمان و فیزیک هسته ای را از دیدگاه دیگری با در نظر گرفتن نظریه هایی مشابه کرومودینامیک کوانتومی، که در آن تعداد رنگ ها به جای سه ، عدد دلخواه N است، مورد مطالعه قرار داد. در این مقاله، هوفت حد خاصی را در نظر گرفت که در آن N به بی نهایت میل می کند و استدلال کرد که در این حد محاسبات خاص در نظریه میدان کوانتومی شبیه محاسبات در نظریه ریسمان است. و بدین ترتیب تئوری ریسمان دوباره به فیزیک هسته ای پیوند یافت.
💢@higgs_field
🔻جرارد تی هوفت نتایج مربوط به همخوانی AdS/CFT را در دهه 1970 با مطالعه آنالوژی بین نظریه ریسمان و فیزیک هسته ای به دست آورد
📌نظریه ریسمان و فیزیک هسته ای
قسمت دهم
کشف همخوانی AdS/CFT در اواخر سال 1997 نقطه اوج سابقه طولانی تلاشها برای پیوند نظریه ریسمان به فیزیک هستهای بود. در واقع، نظریه ریسمان در ابتدا در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 به عنوان تئوری هادرون ها، ذرات ساباتمیک مانند پروتون و نوترون که توسط نیروی هسته ای قوی کنار هم نگه داشته می شوند، توسعه یافت. ایده این بود که هر یک از این ذرات را می توان به عنوان یک حالت نوسانی متفاوت از یک ریسمان در نظر گرفت. در اواخر دهه 1960، تجربیدانان دریافتند که هادرونها در خانوادههایی به نام مسیرهای ریج Regge با انرژی متناسب با مجذور تکانه زاویهای angular momentum قرار میگیرند، و نظریهپردازان نشان دادند که این رابطه به طور طبیعی از فیزیک یک ریسمان نسبیتی چرخشی rotating Relativistic ظهور می یابد.
از سوی دیگر، تلاشها برای مدلسازی هادرونها بهعنوان ریسمانها با مشکلات جدی مواجه شد. یک مشکل این بود که نظریه ریسمان شامل یک ذره با اسپین-2 و بدون جرم است در حالی که چنین ذره ای در فیزیک هادرون ها دیده نمی شود.
این پارتیکل ، واسطه نیرویی با ویژگی های گرانش است. به همین دلیل در سال 1974، جوئل شرک و جان شوارتز پیشنهاد کردند که نظریه ریسمان آنطور که بسیاری از نظریه پردازان فکر می کردند، یک نظریه فیزیک هسته ای نیست، بلکه یک نظریه گرانش کوانتومی است. در همان زمان، متوجه شدیم که هادرون ها در واقع از کوارک ها ساخته شده اند و رویکرد نظریه ریسمان برای کرومودینامیک کوانتومی کنار گذاشته شد.
در کرومودینامیک کوانتومی، کوارک ها نوعی بار دارند که در سه نوع به نام رنگ وجود دارد. جرارد تی هوفت در مقاله ای در سال 1974، رابطه بین نظریه ریسمان و فیزیک هسته ای را از دیدگاه دیگری با در نظر گرفتن نظریه هایی مشابه کرومودینامیک کوانتومی، که در آن تعداد رنگ ها به جای سه ، عدد دلخواه N است، مورد مطالعه قرار داد. در این مقاله، هوفت حد خاصی را در نظر گرفت که در آن N به بی نهایت میل می کند و استدلال کرد که در این حد محاسبات خاص در نظریه میدان کوانتومی شبیه محاسبات در نظریه ریسمان است. و بدین ترتیب تئوری ریسمان دوباره به فیزیک هسته ای پیوند یافت.
💢@higgs_field
🔻جرارد تی هوفت نتایج مربوط به همخوانی AdS/CFT را در دهه 1970 با مطالعه آنالوژی بین نظریه ریسمان و فیزیک هسته ای به دست آورد
Telegram
attach 📎
👍1
💢 از فیزیک می آموزیم که واقعیت عینی objective reality وابسته به استعداد های ادراکی ماست . حقیقت ِ پنهانی برای یونیورس وجود دارد که در نهایت وظیفه کشف و توصیف آن بر دوش فیزیک مدرن خواهد بود .
مکانیک کوانتومی یکی از لایه های آن است که انرژی در آن بصورت گسسته با ثابت انرژی پلانک کوانتیزه شده است و رویداد های آن ناتعیین گرا indeterministic و ناموضع non locality هستند و در محافظه کار ترین روایت با تفسیر کپنهاگ بیان می شود .
در فیزیک کلاسیک ، رویداد ها پیوسته و تعیین گرا و موضع هستند . تقریبا اطمینان داریم که مکانیک کوانتومی تئوری بنیادین نهایی نیست . ویژگی هایی وجود دارد مانند فضا و زمان و جرم و بار و ... که توصیفی از ساز و کار ایجاد آنها نداریم .
اما می دانیم که حقیقت یونیورس قطعا بارها شکوهمند تر از واقعیت پیش چشم های ماست .
@phys_Q
🔺تصویر تزئینی ست.
مکانیک کوانتومی یکی از لایه های آن است که انرژی در آن بصورت گسسته با ثابت انرژی پلانک کوانتیزه شده است و رویداد های آن ناتعیین گرا indeterministic و ناموضع non locality هستند و در محافظه کار ترین روایت با تفسیر کپنهاگ بیان می شود .
در فیزیک کلاسیک ، رویداد ها پیوسته و تعیین گرا و موضع هستند . تقریبا اطمینان داریم که مکانیک کوانتومی تئوری بنیادین نهایی نیست . ویژگی هایی وجود دارد مانند فضا و زمان و جرم و بار و ... که توصیفی از ساز و کار ایجاد آنها نداریم .
اما می دانیم که حقیقت یونیورس قطعا بارها شکوهمند تر از واقعیت پیش چشم های ماست .
@phys_Q
🔺تصویر تزئینی ست.
👍9❤2