animation.gif
20.6 KB
.
🔺 زمان پلانک Planck time واحدی از زمان در دستگاه یکای طبیعی است. البته پیش از این در معرفی ثابت پلانک از رابطه E=hv گفته ایم ، ثابت پلانک از آزمایش استخراج شده و شیب افزایش انرژی پارتیکل را با افزایش فرکانس آن بیان می کند . این واحد به افتخار ماکس پلانک اولین دانشمندی که این ایده را داد، نامگذاری شدهاست.
مقدار آن از رابطه زیر بدست میآید:
t-planck = √(ℏG/c⁵) ≈ 5.3 × 10-⁴⁴ s
ℏ= h/2π
G= gravitational constant
c= speed of light
h= 6.6 × 10-³⁴ J s
با داشتن زمان پلانک و ثابت سرعت نور در خلاء می توان طول پلانک :
l-planck≈1.6 × 10-³⁵
و حتی جرم پلانک را محاسبه کرد . اما محدودیت های تجربی ما بسیار فراتر از ثابت های پلانک هستند.
دقت اندازه گیری ما در زمان برابر با :
10-²¹ s
است که اگر با روشی مشابه ، یعنی با در نظر گرفتن مسافت طی شده توسط نور در این مدت زمان ، طولی برابر با یک انگستروم:
10-¹⁰ m
بدست می دهد و این در حالیست که برهمکنش های قوی در بازه فضایی یک فرمی :
10-¹⁵ m
یعنی مقیاس یک پروتون رخ می دهند .
💢@higgs_field
🔺 زمان پلانک Planck time واحدی از زمان در دستگاه یکای طبیعی است. البته پیش از این در معرفی ثابت پلانک از رابطه E=hv گفته ایم ، ثابت پلانک از آزمایش استخراج شده و شیب افزایش انرژی پارتیکل را با افزایش فرکانس آن بیان می کند . این واحد به افتخار ماکس پلانک اولین دانشمندی که این ایده را داد، نامگذاری شدهاست.
مقدار آن از رابطه زیر بدست میآید:
t-planck = √(ℏG/c⁵) ≈ 5.3 × 10-⁴⁴ s
ℏ= h/2π
G= gravitational constant
c= speed of light
h= 6.6 × 10-³⁴ J s
با داشتن زمان پلانک و ثابت سرعت نور در خلاء می توان طول پلانک :
l-planck≈1.6 × 10-³⁵
و حتی جرم پلانک را محاسبه کرد . اما محدودیت های تجربی ما بسیار فراتر از ثابت های پلانک هستند.
دقت اندازه گیری ما در زمان برابر با :
10-²¹ s
است که اگر با روشی مشابه ، یعنی با در نظر گرفتن مسافت طی شده توسط نور در این مدت زمان ، طولی برابر با یک انگستروم:
10-¹⁰ m
بدست می دهد و این در حالیست که برهمکنش های قوی در بازه فضایی یک فرمی :
10-¹⁵ m
یعنی مقیاس یک پروتون رخ می دهند .
💢@higgs_field
👍3❤2
💢AdS/CFT Correspondence
📌فیزیک هسته ای nuclear physics
قسمت نهم
یکی از سیستمهای فیزیکی که با استفاده از همخوانی AdS/CFT مورد مطالعه قرار گرفته است، پلاسمای کوارک-گلئون است، یک حالت شگفت و عجیب از ماده که در شتابدهندههای ذرات تولید میشود. این حالت ماده برای لحظاتی کوتاه زمانی به وجود می آید که یون های سنگین مانند طلا یا هسته های سرب با انرژی های بالا برخورد می کنند. چنین برخوردهایی باعث میشود که کوارکهایی که هستههای اتم را میسازند در دمای تقریباً دو تریلیون کلوین، شرایطی مشابه شرایط موجود در حدود s 10-¹¹ ثانیه پس از مهبانگ را ایجاد می کند .
فیزیک پلاسمای کوارک-گلوئون توسط کرومودینامیک کوانتومی کنترل می شود، اما این نظریه از نظر ریاضی در مسائل مربوط به پلاسمای کوارک-گلئون غیرقابل حل است.
در مقالهای که در سال 2005 منتشر شد، Đàm Thanh Sơn و همکارانش نشان دادند که همخوانی AdS/CFT میتواند برای درک برخی از جنبههای پلاسمای کوارک-گلوئون با توصیف آن به زبان نظریه ریسمان مورد استفاده قرار گیرد. وی و همکارانش با اعمال همخوانی AdS/CFT توانستند پلاسمای کوارک گلوئون را بر حسب سیاهچاله ها در فضازمان پنج بعدی توصیف کنند. محاسبات نشان داد که نسبت دو کمیت مرتبط با پلاسمای کوارک-گلئون، ویسکوزیته برشیη- shear viscosity و چگالی حجمی آنتروپی s - volume density of entropy، باید تقریباً برابر با یک ثابت جهانی معین باشد:
η / s ≈ ħ / 4 π k
که در آن ħ ثابت کاهیده پلانک و k ثابت بولتزمن است. علاوه بر این، نویسندگان حدس زدند که این ثابت جهانی یک کران پایینی برای η / s در کلاس بزرگی از سیستم ها فراهم می کند. در سال 2008، مقدار پیشبینیشده این نسبت برای پلاسمای کوارک-گلئون در برخورددهنده یون سنگین نسبیتی در آزمایشگاه ملی بروکهاون تأیید شد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم پلاسمای کوارک – گلوئون این است که کوارکهای بسیار پر انرژی که در پلاسما حرکت میکنند پس از طی چند فمتومتر متوقف یا خاموش میشوند. این پدیده با عدد q به نام پارامتر جت کوئنچ مشخص می شود که اتلاف انرژی چنین کوارکی را به مجذور مسافت طی شده در پلاسما مرتبط می کند. محاسبات مبتنی بر همخوانی AdS/CFT به نظریه پردازان این امکان را می دهد که q را تخمین بزنند، و نتایج تقریباً با مقدار اندازه گیری شده این پارامتر مطابقت دارد، که نشان می دهد همخوانی AdS/CFT برای توسعه درک عمیق تر از این پدیده مفید خواهد بود.
💢@higgs_field
📌فیزیک هسته ای nuclear physics
قسمت نهم
یکی از سیستمهای فیزیکی که با استفاده از همخوانی AdS/CFT مورد مطالعه قرار گرفته است، پلاسمای کوارک-گلئون است، یک حالت شگفت و عجیب از ماده که در شتابدهندههای ذرات تولید میشود. این حالت ماده برای لحظاتی کوتاه زمانی به وجود می آید که یون های سنگین مانند طلا یا هسته های سرب با انرژی های بالا برخورد می کنند. چنین برخوردهایی باعث میشود که کوارکهایی که هستههای اتم را میسازند در دمای تقریباً دو تریلیون کلوین، شرایطی مشابه شرایط موجود در حدود s 10-¹¹ ثانیه پس از مهبانگ را ایجاد می کند .
فیزیک پلاسمای کوارک-گلوئون توسط کرومودینامیک کوانتومی کنترل می شود، اما این نظریه از نظر ریاضی در مسائل مربوط به پلاسمای کوارک-گلئون غیرقابل حل است.
در مقالهای که در سال 2005 منتشر شد، Đàm Thanh Sơn و همکارانش نشان دادند که همخوانی AdS/CFT میتواند برای درک برخی از جنبههای پلاسمای کوارک-گلوئون با توصیف آن به زبان نظریه ریسمان مورد استفاده قرار گیرد. وی و همکارانش با اعمال همخوانی AdS/CFT توانستند پلاسمای کوارک گلوئون را بر حسب سیاهچاله ها در فضازمان پنج بعدی توصیف کنند. محاسبات نشان داد که نسبت دو کمیت مرتبط با پلاسمای کوارک-گلئون، ویسکوزیته برشیη- shear viscosity و چگالی حجمی آنتروپی s - volume density of entropy، باید تقریباً برابر با یک ثابت جهانی معین باشد:
η / s ≈ ħ / 4 π k
که در آن ħ ثابت کاهیده پلانک و k ثابت بولتزمن است. علاوه بر این، نویسندگان حدس زدند که این ثابت جهانی یک کران پایینی برای η / s در کلاس بزرگی از سیستم ها فراهم می کند. در سال 2008، مقدار پیشبینیشده این نسبت برای پلاسمای کوارک-گلئون در برخورددهنده یون سنگین نسبیتی در آزمایشگاه ملی بروکهاون تأیید شد.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم پلاسمای کوارک – گلوئون این است که کوارکهای بسیار پر انرژی که در پلاسما حرکت میکنند پس از طی چند فمتومتر متوقف یا خاموش میشوند. این پدیده با عدد q به نام پارامتر جت کوئنچ مشخص می شود که اتلاف انرژی چنین کوارکی را به مجذور مسافت طی شده در پلاسما مرتبط می کند. محاسبات مبتنی بر همخوانی AdS/CFT به نظریه پردازان این امکان را می دهد که q را تخمین بزنند، و نتایج تقریباً با مقدار اندازه گیری شده این پارامتر مطابقت دارد، که نشان می دهد همخوانی AdS/CFT برای توسعه درک عمیق تر از این پدیده مفید خواهد بود.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍4❤1
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت پنجم
این کانکشن سرانجام توسط مالداسینا ایجاد شد که ایده همخوانی AdS/CFT را فرموله کرد. CFT مخفف نظریه میدان کانفورمال است، که در آن قوانینی که بر تعاملات درون یک میدان حاکم هستند، از لحاظ مقیاس تغییرناپذیر هستند، بنابراین در هر مقیاسی یکسان میمانند.
یکی دیگر از کاربردهای رایج تغییر ناپذیری مقیاس scale invariance ، در تئوری ریسمان است، که در آن ریسمان های مرتعش که برای تشکیل همه انواع ماده تئوریزه شده اند، در هر طول/انرژی که قرار دارند ، یکسان رفتار می کنند. مالدسینا مجموعهای از d-branes (آبجکت هایی در تئوری ریسمان با ابعاد متغیر که ریسمان های باز را میبندند)، که با ریسمان های متغیر مقیاس به هم متصل شدهاند، را تصور کرد و دریافت که این یک نظریه میدان کانفورمال در راستای مکانیک کوانتومی - رفتاری شبیه فضا-زمان مینکوفسکی را ایجاد می کند .
گام بعدی برای او این بود که این ساختارهای brane را در فضای AdS تصور کند، جایی که یک استوانه از تابلوی پوانکاره Poincare تشکیل میشود که با زمان ارتفاع داده میشود . او دریافت که سطح این سیلندر دقیقاً مانند فضا-زمان مینکوفسکی - مانند قبل ، رفتار می کند، با CFT برای نظریه کوانتومی هنوز کارآیی دارد، در حالی که فضای داخلی نیز نظریه میدانی را نشان می دهد که گرانش را در خود جای داده است.
او در اصل، یک نمای هولوگرافیک از فضا-زمان را فرموله کرده بود که در آن برهمکنش CFT روی «مرز boundary » ، در ابعاد پایینتر میتواند مجموعهای از قوانین را بر روی « bulk» AdS ارائه کند. به عنوان یک یادداشت، از نظر مفهومی، محدود کردن مدلها به سه بعد فضایی مفید است، اما محاسبات مالداسینا ایجاب میکند که مرز boundary بعدی و قسمت عمده آن پنج بعدی باشد.
💢@higgs_field
🔻باکbulk یا فضای AdS توسط تئوری ریسمان و مرز boundary توسط تئوری پارتیکلی یا شکل خاصی از تئوری میدان کوانتومی Conformal Field Theory کنترل می شود
قسمت پنجم
این کانکشن سرانجام توسط مالداسینا ایجاد شد که ایده همخوانی AdS/CFT را فرموله کرد. CFT مخفف نظریه میدان کانفورمال است، که در آن قوانینی که بر تعاملات درون یک میدان حاکم هستند، از لحاظ مقیاس تغییرناپذیر هستند، بنابراین در هر مقیاسی یکسان میمانند.
یکی دیگر از کاربردهای رایج تغییر ناپذیری مقیاس scale invariance ، در تئوری ریسمان است، که در آن ریسمان های مرتعش که برای تشکیل همه انواع ماده تئوریزه شده اند، در هر طول/انرژی که قرار دارند ، یکسان رفتار می کنند. مالدسینا مجموعهای از d-branes (آبجکت هایی در تئوری ریسمان با ابعاد متغیر که ریسمان های باز را میبندند)، که با ریسمان های متغیر مقیاس به هم متصل شدهاند، را تصور کرد و دریافت که این یک نظریه میدان کانفورمال در راستای مکانیک کوانتومی - رفتاری شبیه فضا-زمان مینکوفسکی را ایجاد می کند .
گام بعدی برای او این بود که این ساختارهای brane را در فضای AdS تصور کند، جایی که یک استوانه از تابلوی پوانکاره Poincare تشکیل میشود که با زمان ارتفاع داده میشود . او دریافت که سطح این سیلندر دقیقاً مانند فضا-زمان مینکوفسکی - مانند قبل ، رفتار می کند، با CFT برای نظریه کوانتومی هنوز کارآیی دارد، در حالی که فضای داخلی نیز نظریه میدانی را نشان می دهد که گرانش را در خود جای داده است.
او در اصل، یک نمای هولوگرافیک از فضا-زمان را فرموله کرده بود که در آن برهمکنش CFT روی «مرز boundary » ، در ابعاد پایینتر میتواند مجموعهای از قوانین را بر روی « bulk» AdS ارائه کند. به عنوان یک یادداشت، از نظر مفهومی، محدود کردن مدلها به سه بعد فضایی مفید است، اما محاسبات مالداسینا ایجاب میکند که مرز boundary بعدی و قسمت عمده آن پنج بعدی باشد.
💢@higgs_field
🔻باکbulk یا فضای AdS توسط تئوری ریسمان و مرز boundary توسط تئوری پارتیکلی یا شکل خاصی از تئوری میدان کوانتومی Conformal Field Theory کنترل می شود
Telegram
attach 📎
👍2❤1
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت ششم
📌پیامد ها
شاید شگفتانگیزترین چشمانداز اصل هولوگرافیک در نهایت تدوین نظریهای برای گرانش کوانتومی باشد. به هر حال، همخوانی AdS/CFT سیستمی را نشان میدهد که در آن مکانیک کوانتومی و گرانش را میتوان در یک مدل یکپارچه توصیف کرد. در نظر گرفتن یونیورس به عنوان یک هولوگرام به فیزیکدانان این امکان را می دهد تا گرانش را به عنوان پیش بینی مکانیک کوانتومی در بعد بالاتر در نظر بگیرند. این به ویژه به دلیل همخوانی معکوس inverse correspondence بین مرز boundary و باک bulk مفید است، زیرا پدیده های گرانشی بسیار بزرگ در باک (مانند سیاهچاله ها) نسبت به زمانی که در مرز نگاه می شود، جایی که رویداد بسیار ضعیف می شود، بسیار آسان تر می شود. به طور مشابه، زمانی که سیستمهای کوانتومی بسیار پیچیده بهعنوان شکل پیشبینیشدهشان در نظر گرفته شوند، بسیار سادهتر میشوند .
احتمال جالب دیگری که از ماهیت هولوگرافیک یونیورس ناشی می شود، از ویژگی های فراکتالی هولوگرام هایی است که قبلاً ذکر شد. بخش عمده، همانطور که انتظار می رود، یک فراکتال نیست، زیرا دارای ابعادی با عدد صحیح 2 است ، اما خود «فیلم» هولوگرافیک، میتواند مرز احتمالی باشد. اگر مرز، و بنابراین برهمکنش های مکانیکی کوانتومی یونیورس ماهیت فرکتالی داشته باشد، این توضیح جالبی برای درهم تنیدگی کوانتومی ارائه می دهد که در آن پارتیکل ها به دلیل اینکه صرفاً الگوهای تکرار شونده دارند، مشابه یکدیگر هستند، و درهم تنیده می مانند. این را میتوان برای حمایت از نظریه تکالکترون ( تک الکترون جان ویلر را بیاد دارید؟)، که بیان میکند هر الکترون در جهان جرم و بار مشابهی با دیگر الکترون ها دارد، و می توان همه الکترون ها را بهم تعمیم داد، زیرا عملا یک الکترون(در حالت ها و مکان های مختلف) موجود است.
توضیح سنتی این است که الکترونها میتوانند در طول زمان به سمت عقب و جلو حرکت کنند تا به این نتیجه برسند، اما شاید یک نظریه زیباتر این باشد که همه الکترون ها اساساً یکسان اند - زیرا همه آنها بخشهایی از طبیعت فراکتالی یونیورس در مقیاس کوانتومی هستند.
💢@higgs_field
قسمت ششم
📌پیامد ها
شاید شگفتانگیزترین چشمانداز اصل هولوگرافیک در نهایت تدوین نظریهای برای گرانش کوانتومی باشد. به هر حال، همخوانی AdS/CFT سیستمی را نشان میدهد که در آن مکانیک کوانتومی و گرانش را میتوان در یک مدل یکپارچه توصیف کرد. در نظر گرفتن یونیورس به عنوان یک هولوگرام به فیزیکدانان این امکان را می دهد تا گرانش را به عنوان پیش بینی مکانیک کوانتومی در بعد بالاتر در نظر بگیرند. این به ویژه به دلیل همخوانی معکوس inverse correspondence بین مرز boundary و باک bulk مفید است، زیرا پدیده های گرانشی بسیار بزرگ در باک (مانند سیاهچاله ها) نسبت به زمانی که در مرز نگاه می شود، جایی که رویداد بسیار ضعیف می شود، بسیار آسان تر می شود. به طور مشابه، زمانی که سیستمهای کوانتومی بسیار پیچیده بهعنوان شکل پیشبینیشدهشان در نظر گرفته شوند، بسیار سادهتر میشوند .
احتمال جالب دیگری که از ماهیت هولوگرافیک یونیورس ناشی می شود، از ویژگی های فراکتالی هولوگرام هایی است که قبلاً ذکر شد. بخش عمده، همانطور که انتظار می رود، یک فراکتال نیست، زیرا دارای ابعادی با عدد صحیح 2 است ، اما خود «فیلم» هولوگرافیک، میتواند مرز احتمالی باشد. اگر مرز، و بنابراین برهمکنش های مکانیکی کوانتومی یونیورس ماهیت فرکتالی داشته باشد، این توضیح جالبی برای درهم تنیدگی کوانتومی ارائه می دهد که در آن پارتیکل ها به دلیل اینکه صرفاً الگوهای تکرار شونده دارند، مشابه یکدیگر هستند، و درهم تنیده می مانند. این را میتوان برای حمایت از نظریه تکالکترون ( تک الکترون جان ویلر را بیاد دارید؟)، که بیان میکند هر الکترون در جهان جرم و بار مشابهی با دیگر الکترون ها دارد، و می توان همه الکترون ها را بهم تعمیم داد، زیرا عملا یک الکترون(در حالت ها و مکان های مختلف) موجود است.
توضیح سنتی این است که الکترونها میتوانند در طول زمان به سمت عقب و جلو حرکت کنند تا به این نتیجه برسند، اما شاید یک نظریه زیباتر این باشد که همه الکترون ها اساساً یکسان اند - زیرا همه آنها بخشهایی از طبیعت فراکتالی یونیورس در مقیاس کوانتومی هستند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
❤1👍1
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت هفتم و پایانی
📌نتایج
اصل هولوگرافیک نظریهای است که از دههها تفسیر ریاضی و کاوش نظری، و از همکاری بین برخی از عجیبترین و ظاهراً متفاوتترین زمینهها به وجود آمده است. هولوگرافیک نظریه ای است با مفاهیمی در مقیاس کیهانی برای نحوه درک ما از فیزیک و روشی که در آن جایگاه خود را در جهان در نظر می گیریم. این نظریه بدون مشکلات و رقبای خود نیست، اما نقطه اوج برخی از بزرگترین نوابغ نسل ما ست که به آنچه ممکن است یکی از شدیدترین انقلاب های کیهانی در تاریخ ما باشد منجر شده است. امیدوارم که این مقاله در خدمت روشن کردن این بستر جذاب بوده باشد و سطح کافی از دانش را برای درک عمیق این نظریه فراهم کرده باشد.
💢@higgs_field
Bibliography
1. Polchinski, J. “The Black Hole Information Problem”. New Frontiers in Fields and Strings (TASI 2015)
https://doi.org/10.1142/9789813149441_0006
2. “Leonard Susskind on The World As Hologram”. YouTube video, 55:26. Posted by “TVO Docs”, 4 Nov 2011
https://www.youtube.com/watch?v=2DIl3Hfh9tY
3. Hawking, S.W. “Particle creation by black holes”. Commun.Math. Phys. 43, 199–220 (1975).
https://doi.org/10.1007/BF02345020
4. Bekenstein, J. “Black Holes and Entropy”. American Physical Society, 1973
https://doi.org/10.1103/PhysRevD.7.2333
5. Thibault, D. “The Entropy of Black Holes: A Primer” Progress in Mathematical Physics, Volume 38. (2004)
https://doi.org/10.1007/978-3-0348-7932-3_10
6. ‘t Hooft, G “The Good, the Bad, and the Ugly of Gravity and Information”. arXiv: High Energy Physics – Theory (2016):
https://arxiv.org/abs/1609.01725
7. “Leonard Susskind on The World As Hologram”
8. Carlip, S. “Black Hole Thermodynamics”. International Journal of Modern Physics D, Volume 23, Issue 11 (2014)
https://doi.org/10.1142/S0218271814300237
9. Bekenstein “Black Holes and Entropy”
10. “Leonard Susskind on The World As Hologram
11. “Understanding the Holographic Universe”. YouTube playlist, 2:02:26. Posted by PBS Space Time, Last Updated 25 Oct 2019
https://www.youtube.com/playlist?list=PLsPUh22kYmNCHVpiXDJyAcRJ8gluQtOJR
12. Witten, E “Anti de Sitter Space and Holography”. Advances in Theoretical and Mathematical Physics vol. 2 (1998): 253-291
https://dx.doi.org/10.4310/ATMP.1998.v2.n2.a2
13. “Understanding the Holographic Universe
14. Maldacena, J. “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”. International Journal of Theoretical Physics 38, 1113–1133 (1999). https://doi.org/10.1023/A:1026654312961
15. Witten, “Anti de Sitter Space and Holography”
16. Maldacena “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”
17. Maldacena “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”
18. Suvrat. R. “Lessons from the Information Paradox” eprint arXiv:2012.05770 (2020)
19. Mureika J. “Fractal holography: a geometric re-interpretation of cosmological large-scale structure”. Journal of Cosmology and Astroparticle Physics Vol. 2007
https://doi.org/10.1088/1475-7516/2007/05/021
20. “Understanding the Holographic Universe”
قسمت هفتم و پایانی
📌نتایج
اصل هولوگرافیک نظریهای است که از دههها تفسیر ریاضی و کاوش نظری، و از همکاری بین برخی از عجیبترین و ظاهراً متفاوتترین زمینهها به وجود آمده است. هولوگرافیک نظریه ای است با مفاهیمی در مقیاس کیهانی برای نحوه درک ما از فیزیک و روشی که در آن جایگاه خود را در جهان در نظر می گیریم. این نظریه بدون مشکلات و رقبای خود نیست، اما نقطه اوج برخی از بزرگترین نوابغ نسل ما ست که به آنچه ممکن است یکی از شدیدترین انقلاب های کیهانی در تاریخ ما باشد منجر شده است. امیدوارم که این مقاله در خدمت روشن کردن این بستر جذاب بوده باشد و سطح کافی از دانش را برای درک عمیق این نظریه فراهم کرده باشد.
💢@higgs_field
Bibliography
1. Polchinski, J. “The Black Hole Information Problem”. New Frontiers in Fields and Strings (TASI 2015)
https://doi.org/10.1142/9789813149441_0006
2. “Leonard Susskind on The World As Hologram”. YouTube video, 55:26. Posted by “TVO Docs”, 4 Nov 2011
https://www.youtube.com/watch?v=2DIl3Hfh9tY
3. Hawking, S.W. “Particle creation by black holes”. Commun.Math. Phys. 43, 199–220 (1975).
https://doi.org/10.1007/BF02345020
4. Bekenstein, J. “Black Holes and Entropy”. American Physical Society, 1973
https://doi.org/10.1103/PhysRevD.7.2333
5. Thibault, D. “The Entropy of Black Holes: A Primer” Progress in Mathematical Physics, Volume 38. (2004)
https://doi.org/10.1007/978-3-0348-7932-3_10
6. ‘t Hooft, G “The Good, the Bad, and the Ugly of Gravity and Information”. arXiv: High Energy Physics – Theory (2016):
https://arxiv.org/abs/1609.01725
7. “Leonard Susskind on The World As Hologram”
8. Carlip, S. “Black Hole Thermodynamics”. International Journal of Modern Physics D, Volume 23, Issue 11 (2014)
https://doi.org/10.1142/S0218271814300237
9. Bekenstein “Black Holes and Entropy”
10. “Leonard Susskind on The World As Hologram
11. “Understanding the Holographic Universe”. YouTube playlist, 2:02:26. Posted by PBS Space Time, Last Updated 25 Oct 2019
https://www.youtube.com/playlist?list=PLsPUh22kYmNCHVpiXDJyAcRJ8gluQtOJR
12. Witten, E “Anti de Sitter Space and Holography”. Advances in Theoretical and Mathematical Physics vol. 2 (1998): 253-291
https://dx.doi.org/10.4310/ATMP.1998.v2.n2.a2
13. “Understanding the Holographic Universe
14. Maldacena, J. “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”. International Journal of Theoretical Physics 38, 1113–1133 (1999). https://doi.org/10.1023/A:1026654312961
15. Witten, “Anti de Sitter Space and Holography”
16. Maldacena “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”
17. Maldacena “The Large-N Limit of Superconformal Field Theories and Supergravity”
18. Suvrat. R. “Lessons from the Information Paradox” eprint arXiv:2012.05770 (2020)
19. Mureika J. “Fractal holography: a geometric re-interpretation of cosmological large-scale structure”. Journal of Cosmology and Astroparticle Physics Vol. 2007
https://doi.org/10.1088/1475-7516/2007/05/021
20. “Understanding the Holographic Universe”
Worldscientific
The Black Hole Information Problem | New Frontiers in Fields and Strings
The black hole information problem has been a challenge since Hawking’s original 1975 paper. It led to the discovery of AdS/CFT, which gave a partial resolution of the paradox. However, recent deve...
👍3❤1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢 holographic principle
¹- https://t.me/higgs_field/9034
²- https://t.me/higgs_field/9036
³- https://t.me/higgs_field/9052
⁴- https://t.me/higgs_field/9058
⁵- https://t.me/higgs_field/9070
⁶- https://t.me/higgs_field/9071
⁷-https://t.me/higgs_field/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
¹- https://t.me/higgs_field/9034
²- https://t.me/higgs_field/9036
³- https://t.me/higgs_field/9052
⁴- https://t.me/higgs_field/9058
⁵- https://t.me/higgs_field/9070
⁶- https://t.me/higgs_field/9071
⁷-https://t.me/higgs_field/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
👍2❤1
💢 جهانبینی worldview
قسمت نخست
📌جهان بینی غیر مذهبی چی هست و چی نیست؟
کلمه انگلیسی "worldview" ترجمه ای از آلمانی weltanschauung است که در لغت به معنای نگاه به جهان است. جهان بینی روشی است که شخص برای درک، تجربه و پاسخ به جهان دارد. می توان آن را فلسفه زندگی یا رویکردی به زندگی توصیف کرد. که شامل چگونگی درک یک شخص از ماهیت واقعیت و جایگاه خود در جهان است. جهان بینی یک فرد احتمالاً بر باورها، ارزش ها، رفتارها، تجارب، هویت و تعهدات او تأثیر می گذارد و تحت تأثیر آنها قرار می گیرد...
جهان بینی ها بسیاری و گاه همه جنبه های زندگی انسان را در بر می گیرند - آنها بر چگونگی درک افراد از واقعیت و غیر واقعیت ، و بر چگونگی تصمیم گرفتن پیرامون آنکه چه کاری خوب است و چه کاری انجام دهند، چگونه با دیگران ارتباط برقرار می کنند، و چگونه خود را بیان کنند، تاثیر می گذارد.
🔺دین و جهان بینی: راه رو به جلو، کمیسیون RE (2018)
کمیسیون RE (CORE) پیرامون گزارش نهایی دین و جهان بینی ها به این نتیجه رسید که برنامه های مطالعاتی باید از هر دو - سنت های دینی و جهان بینی های غیرمذهبی استخراج شوند و انواع جهان بینی هایی را که باید در RE مورد مطالعه قرار گیرند به عنوان آن هایی که ادعاهای هستی شناختی و معرفت شناختی دارند تعریف کرد (ادعاها پیرامون ماهیت واقعیت و چگونگی شناخت ما از چیزها) و همچنین جنبه های سیاسی و اخلاقی را نیز مطالعه کرد.
تعریف "غیر مذهبی" برای توصیف یک جهان بینی می تواند مشکل ساز باشد زیرا افراد مختلف گاهی اوقات هنگام استفاده از کلمه "مذهبی" منظور متفاوتی دارند. همچنین «مذهبی» و «غیر مذهبی» تنها راه تقسیم و طبقه بندی جهان بینی ها نیستند. با این حال، برای دانشجویان مهم است که بدانند بسیاری از مردم خود و جهان بینی خود را به عنوان «غیر مذهبی» تعریف می کنند و چگونه جهان بینی خود را از جهان بینی مذهبی متمایز می کنند.
یکی از راههای تشخیص جهانبینی غیرمذهبی از مذهبی این است که بدانیم آیا این جهانبینیها اعتقادی به زندگی یا دنیایی فراتر از این جهان دارند و منشاء معنا و ارزشهای زندگی را کجا قرار میدهند.
«ابتدائا، همه ادیان، همانطور که فیلسوف هکتور هاتون آن را بیان کرده است، نوعی نظریه دو جهانی را ترویج می کنند. همه آنها معتقدند که فراتر از این حوزه مادی که اکنون در آن ساکن هستیم، مکان دیگری وجود دارد. آنها در مورد آنچه در آن فضاspace یافت می شود متفاوتند، اما معتقدند آنچه در آنجا ست مهم است، خواه بهشت یا جهنم، خدایان یا نیروانا، خرد پنهان یا ارواح آسمانی.
ثانیاً، همه ادیان دستکم برخی از ارزشها یا ادعاهای خود درباره معنای زندگی انسان را در موجودات و توضیحات ، خارج از انسانیت قرار میدهند .»
🔺اندرو کاپسون، انسانگرایان بریتانیا
برای بسیاری از انسانگرایان یا اومانیسم ها ، آنچه جهانبینی را غیردینی میکند این است که دانش، معنا و ارزش را در جهان انسانی و طبیعی قرار میدهد، بدون اینکه به چیزی فراتر از آن تکیه کنند.
🔺لامذهب "...ایسم"
اومانیسم یک جهان بینی غیر دینی است. اومانیسم مانند دیگر جهانبینی ها پیرامون بهترین راه برای درک جهان و هم در مورد نحوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر ادعا مطرح می کند.
• اومانیست ها معتقدند که جهان مکانی طبیعی است، بدون جنبه ماوراء طبیعی، و علم و عقل بهترین راهنمای برای درک واقعیت را ارائه می دهند.
• اومانیست ها با اعتقاد به این که این تنها زندگی ماست، معتقدند که ما آزادی و مسئولیت داریم که زندگی خود را شکل دهیم.
• اومانیست ها معتقدند اخلاق در مورد بهبود رفاه و شکوفایی در اینجا و اکنون است و تصمیمات اخلاقی خود را بر اساس عقل، همدلی و توجه به انسان ها و سایر جانداران می گیرند.
بی خدایی یک جهان بینی نیست. پاسخی است به این سوال که آیا شخص به خدا اعتقاد دارد یا خیر؟ آتئیست ها به ندرت ادعای یقین دارند. به طور معمول، به جای اینکه استدلال کنند که وجود خدا یا خدایان غیرممکن است، نظر آنها بسیار غیرمحتمل است. آنها هیچ دلیل خوب یا قانع کننده ای برای باور نمی بینند. دانستن اینکه فردی ملحد است، چیز دیگری در مورد جهان بینی گسترده تر آن شخص به شما نمی گوید. ممکن است یک آتئیست رویکردی اومانیستی به زندگی داشته باشد، و بسیاری از کسانی که برچسب «آتئیست» را میپذیرند، خواه از کلمه «انسانگرا» برای توصیف خود استفاده کنند یا نه، جهانبینی اومانیستی دارند. با این حال، می توان آتئیست بود و اومانیسم را رد کرد.
💢@phys_Q
Atheism , humanism, worldview , non religious
قسمت نخست
📌جهان بینی غیر مذهبی چی هست و چی نیست؟
کلمه انگلیسی "worldview" ترجمه ای از آلمانی weltanschauung است که در لغت به معنای نگاه به جهان است. جهان بینی روشی است که شخص برای درک، تجربه و پاسخ به جهان دارد. می توان آن را فلسفه زندگی یا رویکردی به زندگی توصیف کرد. که شامل چگونگی درک یک شخص از ماهیت واقعیت و جایگاه خود در جهان است. جهان بینی یک فرد احتمالاً بر باورها، ارزش ها، رفتارها، تجارب، هویت و تعهدات او تأثیر می گذارد و تحت تأثیر آنها قرار می گیرد...
جهان بینی ها بسیاری و گاه همه جنبه های زندگی انسان را در بر می گیرند - آنها بر چگونگی درک افراد از واقعیت و غیر واقعیت ، و بر چگونگی تصمیم گرفتن پیرامون آنکه چه کاری خوب است و چه کاری انجام دهند، چگونه با دیگران ارتباط برقرار می کنند، و چگونه خود را بیان کنند، تاثیر می گذارد.
🔺دین و جهان بینی: راه رو به جلو، کمیسیون RE (2018)
کمیسیون RE (CORE) پیرامون گزارش نهایی دین و جهان بینی ها به این نتیجه رسید که برنامه های مطالعاتی باید از هر دو - سنت های دینی و جهان بینی های غیرمذهبی استخراج شوند و انواع جهان بینی هایی را که باید در RE مورد مطالعه قرار گیرند به عنوان آن هایی که ادعاهای هستی شناختی و معرفت شناختی دارند تعریف کرد (ادعاها پیرامون ماهیت واقعیت و چگونگی شناخت ما از چیزها) و همچنین جنبه های سیاسی و اخلاقی را نیز مطالعه کرد.
تعریف "غیر مذهبی" برای توصیف یک جهان بینی می تواند مشکل ساز باشد زیرا افراد مختلف گاهی اوقات هنگام استفاده از کلمه "مذهبی" منظور متفاوتی دارند. همچنین «مذهبی» و «غیر مذهبی» تنها راه تقسیم و طبقه بندی جهان بینی ها نیستند. با این حال، برای دانشجویان مهم است که بدانند بسیاری از مردم خود و جهان بینی خود را به عنوان «غیر مذهبی» تعریف می کنند و چگونه جهان بینی خود را از جهان بینی مذهبی متمایز می کنند.
یکی از راههای تشخیص جهانبینی غیرمذهبی از مذهبی این است که بدانیم آیا این جهانبینیها اعتقادی به زندگی یا دنیایی فراتر از این جهان دارند و منشاء معنا و ارزشهای زندگی را کجا قرار میدهند.
«ابتدائا، همه ادیان، همانطور که فیلسوف هکتور هاتون آن را بیان کرده است، نوعی نظریه دو جهانی را ترویج می کنند. همه آنها معتقدند که فراتر از این حوزه مادی که اکنون در آن ساکن هستیم، مکان دیگری وجود دارد. آنها در مورد آنچه در آن فضاspace یافت می شود متفاوتند، اما معتقدند آنچه در آنجا ست مهم است، خواه بهشت یا جهنم، خدایان یا نیروانا، خرد پنهان یا ارواح آسمانی.
ثانیاً، همه ادیان دستکم برخی از ارزشها یا ادعاهای خود درباره معنای زندگی انسان را در موجودات و توضیحات ، خارج از انسانیت قرار میدهند .»
🔺اندرو کاپسون، انسانگرایان بریتانیا
برای بسیاری از انسانگرایان یا اومانیسم ها ، آنچه جهانبینی را غیردینی میکند این است که دانش، معنا و ارزش را در جهان انسانی و طبیعی قرار میدهد، بدون اینکه به چیزی فراتر از آن تکیه کنند.
🔺لامذهب "...ایسم"
اومانیسم یک جهان بینی غیر دینی است. اومانیسم مانند دیگر جهانبینی ها پیرامون بهترین راه برای درک جهان و هم در مورد نحوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر ادعا مطرح می کند.
• اومانیست ها معتقدند که جهان مکانی طبیعی است، بدون جنبه ماوراء طبیعی، و علم و عقل بهترین راهنمای برای درک واقعیت را ارائه می دهند.
• اومانیست ها با اعتقاد به این که این تنها زندگی ماست، معتقدند که ما آزادی و مسئولیت داریم که زندگی خود را شکل دهیم.
• اومانیست ها معتقدند اخلاق در مورد بهبود رفاه و شکوفایی در اینجا و اکنون است و تصمیمات اخلاقی خود را بر اساس عقل، همدلی و توجه به انسان ها و سایر جانداران می گیرند.
بی خدایی یک جهان بینی نیست. پاسخی است به این سوال که آیا شخص به خدا اعتقاد دارد یا خیر؟ آتئیست ها به ندرت ادعای یقین دارند. به طور معمول، به جای اینکه استدلال کنند که وجود خدا یا خدایان غیرممکن است، نظر آنها بسیار غیرمحتمل است. آنها هیچ دلیل خوب یا قانع کننده ای برای باور نمی بینند. دانستن اینکه فردی ملحد است، چیز دیگری در مورد جهان بینی گسترده تر آن شخص به شما نمی گوید. ممکن است یک آتئیست رویکردی اومانیستی به زندگی داشته باشد، و بسیاری از کسانی که برچسب «آتئیست» را میپذیرند، خواه از کلمه «انسانگرا» برای توصیف خود استفاده کنند یا نه، جهانبینی اومانیستی دارند. با این حال، می توان آتئیست بود و اومانیسم را رد کرد.
💢@phys_Q
Atheism , humanism, worldview , non religious
👍8❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص اقوام ایرانی بیانگر غنای فرهنگی میهن مان است . امیدوارم در حفظ و نگهداری رقص ها و آواز ها و جشن ها و پوشش های محلی موفق باشیم . همانطور که از گذشتگان بما رسید از ما به آیندگان برسد.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
❤14👍3👏2
💢Even the brilliant Albert Einstein had moments of self-doubt. In one of his letters of self-pity, he lamented: "Come, dear old friend, Lady Resignation, and sing me your familiar old song so that I can continue to spin quietly in my corner."
حتی آلبرت انیشتین نابغه هم لحظاتی مملوء از شک و تردید به خود داشت. او در یکی از نامههای سوگناک اش میگوید:
«ای دوست قدیمی، بانوی تسلیم [گر]، بیا و آهنگ آشنای قدیمیات را برایم بخوان تا بتوانم همچنان آرام در گوشهام بغلتم».
💢@higgs_field
حتی آلبرت انیشتین نابغه هم لحظاتی مملوء از شک و تردید به خود داشت. او در یکی از نامههای سوگناک اش میگوید:
«ای دوست قدیمی، بانوی تسلیم [گر]، بیا و آهنگ آشنای قدیمیات را برایم بخوان تا بتوانم همچنان آرام در گوشهام بغلتم».
💢@higgs_field
👍6❤3🕊1
💢 جهانبینی worldview
قسمت دوم و پایانی
به عنوان مثال، میتوان یک آتئیست خودگرا egoist ، آتئیست پست مدرنیست، آتئیست معنویتگرا spiritualist یا آتئیست نیهیلیست بود. برخی از افراد با هویت مذهبی ممکن است آتئیست نیز باشند - آنها ممکن است احساس تعلق فرهنگی به یک دین خاص داشته باشند اما به خدایی (مثلاً یک آتئیست یهودی) اعتقاد ندارند. بسیاری از اینها ممکن است رویکردی بسیار انسان گرایانه به زندگی داشته باشند، اما برخی دیگر ممکن است نداشته باشند.
اگنوستیسیسم (ندانمگرایی) نیز یک جهان بینی نیست. این پاسخ به این سؤال است که آیا یک شخص باور دارد که می توانیم بدانیم آیا خدا وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از مردم خود را هم آگنوستیک و هم آتئیست توصیف میکنند: آنها میپذیرند که نمیتوانند با قطعیت بداند، اما همچنین تصمیم میگیرند که باور نداشته باشند و زندگی خود را طوری زندگی کنند که گویی خدایی وجود ندارد. با این حال، برخی از افراد از اصطلاح «اگنوستیک» برای نشان دادن نگرش کلی عدم تصمیم گیری در مورد مسائل اعتقادی استفاده می کنند. مانند برچسب "آتئیست"، دانستن اینکه کسی یک آگنوستیک است، چیز دیگری در مورد اعتقادات یا رفتار گسترده آن شخص به شما نمی گوید.
سکولاریسم یک جهان بینی نیست. اغلب به اشتباه با آتئیسم یکی می شود. با این حال، سکولاریسم (همانطور که سکولارها درک میکنند) یک موضع سیاسی است. سکولارها معمولاً سکولاریسم را شامل سه بخش می دانند:
• جدایی نهادهای دینی از نهادهای دولتی و عدم تسلط نهادهای مذهبی بر حوزه سیاسی.
• آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برای همگان، و آزادی همه در تغییر عقاید، و ابراز عقاید خود در حدود نظم عمومی و حقوق دیگران.
• هیچ تبعیضی علیه هیچ کس بر اساس دین یا جهان بینی غیرمذهبی خود وجود ندارد، و همه به این دلایل رفتار مساوی دارند.
اندرو کاپسون، سکولاریسم: سیاست، دین و آزادی (2018)
باز هم، دانستن اینکه فردی سکولاریست است، اطلاعات کمی در مورد جهان بینی گسترده آن شخص به شما می دهد. بیشتر اومانیست ها سکولاریست خواهند بود، اما بسیاری از افراد مذهبی نیز چنین خواهند بود. از این حیث، موضعی غیر دینی نیست، بلکه موضعی خارج از کل دین/چارچوب غیر دینی است.
هیچ یک از موارد فوق منکر این نیست که مفاهیمی مانند
آتئیسم، آگنوستیک و سکولاریسم در آموزش جوانان درباره جهان بینی جایگاهی دارند. با این حال، این مفاهیم را نمیتوان بهعنوان جهانبینی مورد مطالعه قرار داد و مهم است که در کلاس درس آنها را به چنین عناوینی ارائه نکنیم.
با این حال، یک عارضه دیگر وجود دارد. گزارش کمیسیون همچنین تفاوت بین جهان بینی نهادی و شخصی را برجسته می کند. (اومانیست ها معمولاً برچسب "نهاد" را رد می کنند زیرا اومانیسم هیچ نهاد یا ساختار منسجمی ندارد. با این حال، می توان آن را متناسب با درک کمیسیون از این اصطلاح در نظر گرفت، زیرا این یک جهان بینی است که بسیاری با سابقه طولانی و تأثیر آن بر جامعه و اجتماع آشنا هستند. افراد ممکن است گاهی خود را به عنوان یک «جهانبینی آتئیستی» یا «جهانبینی سکولاریستی» توصیف کنند. در چنین مواردی، معلمان بهتر است دانشآموزان را تشویق کنند تا از طریق پرسشهای گستردهتر تحقیق کنند که آیا جهانبینی فرد با یک جهانبینی نهادی خاص (مانند اومانیسم، بودیسم) مطابقت دارد، اشتراکاتی دارد یا چیزی کاملاً متفاوت است.
ممکن است جهان بینی های غیر مذهبی دیگری نیز وجود داشته باشد. با این حال، در حالی که بدون شک جالب است، آنها به طور گسترده در بریتانیا دنبال نمی شوند. اینها ممکن است شامل کنفوسیوسیسم، اگزیستانسیالیسم غیر مذهبی، رواقی گری مدرن و نیهیلیسم باشد. برخی افراد استدلال می کنند که ناسیونالیسم، سرمایه داری و کمونیسم نیز جهان بینی هستند. با این حال، اینها به راحتی با تعریف Core مطابقت ندارند. این بدان معنا نیست که آنها شایستگی مطالعه را ندارند، بلکه سؤالاتی در مورد اینکه آیا موضوع دین و جهان بینی بهترین مکان برای مطالعه آنها است یا خیر وجود دارد.
💢@phys_Q
قسمت دوم و پایانی
به عنوان مثال، میتوان یک آتئیست خودگرا egoist ، آتئیست پست مدرنیست، آتئیست معنویتگرا spiritualist یا آتئیست نیهیلیست بود. برخی از افراد با هویت مذهبی ممکن است آتئیست نیز باشند - آنها ممکن است احساس تعلق فرهنگی به یک دین خاص داشته باشند اما به خدایی (مثلاً یک آتئیست یهودی) اعتقاد ندارند. بسیاری از اینها ممکن است رویکردی بسیار انسان گرایانه به زندگی داشته باشند، اما برخی دیگر ممکن است نداشته باشند.
اگنوستیسیسم (ندانمگرایی) نیز یک جهان بینی نیست. این پاسخ به این سؤال است که آیا یک شخص باور دارد که می توانیم بدانیم آیا خدا وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از مردم خود را هم آگنوستیک و هم آتئیست توصیف میکنند: آنها میپذیرند که نمیتوانند با قطعیت بداند، اما همچنین تصمیم میگیرند که باور نداشته باشند و زندگی خود را طوری زندگی کنند که گویی خدایی وجود ندارد. با این حال، برخی از افراد از اصطلاح «اگنوستیک» برای نشان دادن نگرش کلی عدم تصمیم گیری در مورد مسائل اعتقادی استفاده می کنند. مانند برچسب "آتئیست"، دانستن اینکه کسی یک آگنوستیک است، چیز دیگری در مورد اعتقادات یا رفتار گسترده آن شخص به شما نمی گوید.
سکولاریسم یک جهان بینی نیست. اغلب به اشتباه با آتئیسم یکی می شود. با این حال، سکولاریسم (همانطور که سکولارها درک میکنند) یک موضع سیاسی است. سکولارها معمولاً سکولاریسم را شامل سه بخش می دانند:
• جدایی نهادهای دینی از نهادهای دولتی و عدم تسلط نهادهای مذهبی بر حوزه سیاسی.
• آزادی اندیشه، وجدان و مذهب برای همگان، و آزادی همه در تغییر عقاید، و ابراز عقاید خود در حدود نظم عمومی و حقوق دیگران.
• هیچ تبعیضی علیه هیچ کس بر اساس دین یا جهان بینی غیرمذهبی خود وجود ندارد، و همه به این دلایل رفتار مساوی دارند.
اندرو کاپسون، سکولاریسم: سیاست، دین و آزادی (2018)
باز هم، دانستن اینکه فردی سکولاریست است، اطلاعات کمی در مورد جهان بینی گسترده آن شخص به شما می دهد. بیشتر اومانیست ها سکولاریست خواهند بود، اما بسیاری از افراد مذهبی نیز چنین خواهند بود. از این حیث، موضعی غیر دینی نیست، بلکه موضعی خارج از کل دین/چارچوب غیر دینی است.
هیچ یک از موارد فوق منکر این نیست که مفاهیمی مانند
آتئیسم، آگنوستیک و سکولاریسم در آموزش جوانان درباره جهان بینی جایگاهی دارند. با این حال، این مفاهیم را نمیتوان بهعنوان جهانبینی مورد مطالعه قرار داد و مهم است که در کلاس درس آنها را به چنین عناوینی ارائه نکنیم.
با این حال، یک عارضه دیگر وجود دارد. گزارش کمیسیون همچنین تفاوت بین جهان بینی نهادی و شخصی را برجسته می کند. (اومانیست ها معمولاً برچسب "نهاد" را رد می کنند زیرا اومانیسم هیچ نهاد یا ساختار منسجمی ندارد. با این حال، می توان آن را متناسب با درک کمیسیون از این اصطلاح در نظر گرفت، زیرا این یک جهان بینی است که بسیاری با سابقه طولانی و تأثیر آن بر جامعه و اجتماع آشنا هستند. افراد ممکن است گاهی خود را به عنوان یک «جهانبینی آتئیستی» یا «جهانبینی سکولاریستی» توصیف کنند. در چنین مواردی، معلمان بهتر است دانشآموزان را تشویق کنند تا از طریق پرسشهای گستردهتر تحقیق کنند که آیا جهانبینی فرد با یک جهانبینی نهادی خاص (مانند اومانیسم، بودیسم) مطابقت دارد، اشتراکاتی دارد یا چیزی کاملاً متفاوت است.
ممکن است جهان بینی های غیر مذهبی دیگری نیز وجود داشته باشد. با این حال، در حالی که بدون شک جالب است، آنها به طور گسترده در بریتانیا دنبال نمی شوند. اینها ممکن است شامل کنفوسیوسیسم، اگزیستانسیالیسم غیر مذهبی، رواقی گری مدرن و نیهیلیسم باشد. برخی افراد استدلال می کنند که ناسیونالیسم، سرمایه داری و کمونیسم نیز جهان بینی هستند. با این حال، اینها به راحتی با تعریف Core مطابقت ندارند. این بدان معنا نیست که آنها شایستگی مطالعه را ندارند، بلکه سؤالاتی در مورد اینکه آیا موضوع دین و جهان بینی بهترین مکان برای مطالعه آنها است یا خیر وجود دارد.
💢@phys_Q
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 لامذهب "...ایسم"
اومانیسم Humanism یک جهان بینی غیر دینی است. اومانیسم مانند دیگر جهانبینی ها پیرامون بهترین راه برای درک جهان و هم در مورد نحوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر ادعا مطرح می کند.
• اومانیست ها معتقدند که جهان مکانی طبیعی است، بدون جنبه ماوراء طبیعی، و علم و عقل بهترین راهنمای برای درک واقعیت را ارائه می دهند.
• اومانیست ها با اعتقاد به این که این تنها زندگی ماست، معتقدند که ما آزادی و مسئولیت داریم که زندگی خود را شکل دهیم.
• اومانیست ها معتقدند اخلاق در مورد بهبود رفاه و شکوفایی در اینجا و اکنون است و تصمیمات اخلاقی خود را بر اساس عقل، همدلی و توجه به انسان ها و سایر جانداران می گیرند.
در اینجا برخی از اصطلاحات و اطلاعات عمومی پیرامون مسائل عقیدتی توضیح دادیم .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9074
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9078
اومانیسم Humanism یک جهان بینی غیر دینی است. اومانیسم مانند دیگر جهانبینی ها پیرامون بهترین راه برای درک جهان و هم در مورد نحوه زندگی و رفتار ما با یکدیگر ادعا مطرح می کند.
• اومانیست ها معتقدند که جهان مکانی طبیعی است، بدون جنبه ماوراء طبیعی، و علم و عقل بهترین راهنمای برای درک واقعیت را ارائه می دهند.
• اومانیست ها با اعتقاد به این که این تنها زندگی ماست، معتقدند که ما آزادی و مسئولیت داریم که زندگی خود را شکل دهیم.
• اومانیست ها معتقدند اخلاق در مورد بهبود رفاه و شکوفایی در اینجا و اکنون است و تصمیمات اخلاقی خود را بر اساس عقل، همدلی و توجه به انسان ها و سایر جانداران می گیرند.
در اینجا برخی از اصطلاحات و اطلاعات عمومی پیرامون مسائل عقیدتی توضیح دادیم .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/9074
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/9078
👍7❤2
💢 با تئوری هولوگرافیک نه تنها مکانیک کوانتومی و گرانش در همخوانی AdS/CFT سازگار شده اند. میزان اطلاعات بسیار زیادی بصورت یک الگوی هایپربولیک در یک صفحه 2-dimensional قرار گرفته اند و بکنشتاین با تعمیم آنتروپی اطلاعات کلود شانون به سیاهچاله کران آنتروپیکی برای سیاهچاله ترسیم کرد که خلاف آنتروپی ترمال که به حجم بستگی دارد - به سطح وابسته است .
با در نگر داشتن این حجم اطلاعات زیاد ، به باور جیکوب بکنشتاین و استیون هاوکینگ ، سیاهچاله ها «پیچیده ترین سیستم های موجود» هستند، زیرا با یک «آنتروپی» عظیم مشخص می شوند که پیچیدگی complexity یک سیستم را اندازه گیری می کند، و در نتیجه حاوی اینفورمیشن بسیاری خواهند بود .
💢@higgs_field
با در نگر داشتن این حجم اطلاعات زیاد ، به باور جیکوب بکنشتاین و استیون هاوکینگ ، سیاهچاله ها «پیچیده ترین سیستم های موجود» هستند، زیرا با یک «آنتروپی» عظیم مشخص می شوند که پیچیدگی complexity یک سیستم را اندازه گیری می کند، و در نتیجه حاوی اینفورمیشن بسیاری خواهند بود .
💢@higgs_field
❤1👍1🔥1
🟣 «من گمان نمیکنم این جهان شگفت و اعجابانگیز، این گسترۀ خارقالعادۀ زمان و مکان و انواع گوناگون جانداران [موجود در زمین]، این همه سیارۀ جورواجور، همۀ این اتمها با همۀ حرکاتشان و همۀ این هستی پیچیده، همه و همه، صرفاً صحنهای باشد تا خداوند جدال خیر و شر انسانها را بر آن تماشا کند؛ منظورم همان نگاه مذهبی به یونیورس است . این صحنه برای اجرای چنین نمایشی بیش از اندازه بزرگ است.»
نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992
- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)
🆔 @phys_Q
نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992
- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)
🆔 @phys_Q
❤11👍4🔥1
💢تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
قسمت نخست
تفسیر کپنهاگ از مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعه ای از اصول فرموله شده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن و چندین فیزیکدان دیگر که مدتی را در موسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذرانده اند، اطلاق می شود
🔺 تفسیر مکانیک کوانتومی کپنهاگ
مکانیک کوانتومی، که شاید یکی از موفقترین نظریههای علمی در تاریخ بشریت است، از برخی جهات خلاف شهود است، تخیل ما را به چالش میکشد، به نظر میرسد که اصول بنیادی فیزیک کلاسیک را نقض میکند و پرسشهای بسیاری را مطرح میکند که از آن زمان ذهن فیزیکدانان و فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. از جمله: آیا واقعیت عینی وجود دارد؟ نقش آزمایش چیست؟ دانش ما در مورد آبجکت های فیزیکی چقدر می تواند دقیق باشد؟ رابطه مکانیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک چیست؟
فیزیک کلاسیک جبرگرا deterministic است. اگر وضعیت اولیه سیستم فیزیکی را با مشاهده ویژگیهای آن در زمانی که انتخاب میکنیم لحظه اولیه باشد و همچنین تمام نیروهای خارجی وارد بر سیستم را تعیین کنیم، میدانیم که چگونه یک سیستم در زمان تکامل evolve مییابد. علاوه بر این، عمل مشاهده سیستم بر رفتار بعدی آن تأثیر نمی گذارد. در فیزیک کلاسیک یک تمایز واضح و بدون ابهام بین سیستم و ابزار اندازه گیری وجود دارد. توصیف یک سیستم فیزیکی عینی objective است. و به اندازه گیری های انجام شده در زمان آتی بستگی ندارد.
تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعهای از اصول فرمولهشده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن، و چندین فیزیکدان دیگر که در مؤسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذراندهاند، در تلاش برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده توسط مکانیک کوانتومی نیلز بور رویکرد بسیار عملی به این سؤالات داشت. او معتقد بود که مکانیک کوانتومی یک تعمیم طبیعی از فیزیک کلاسیک است، و مفاهیم کلاسیک معنای خود را تغییر نداده بودند، اما کاربرد آنها محدود شده بود . بور در ابتدا مشاهده کرد که نظریه کوانتومی او درباره اتم هیدروژن به نتایجی منتهی می شود که تقریباً با نتایج ارائه شده توسط الکترودینامیک کلاسیک مطابقت دارد. او سپس به اصطلاح قانون همخوانی correspondence را فرض کرد، یک اصل اکتشافی که بیان میکند که رفتار سیستمهایی که توسط مکانیک کوانتومی توصیف شده است، فیزیک کلاسیک را در حد اعداد کوانتومی بزرگ بازتولید میکند. اصل همخوانی تصریح می کند که یک نظریه علمی جدید باید بتواند پدیده ها را در شرایطی توضیح دهد که نظریه قبلی معتبر باشد. به عنوان مثال، نسبیت خاص اینشتین اصل همخوانی را برآورده می کند، زیرا در محدوده سرعت های کوچک در مقایسه با سرعت نور به مکانیک کلاسیک کاهش می یابد. نسبیت عام در محدوده میدان های گرانشی ضعیف به گرانش نیوتنی کاهش می یابد. تئوری لاپلاس مکانیک سماوی هنگامی که برهمکنش های بین سیاره ای نادیده گرفته می شود به نظریه کپلر کاهش می یابد. کپلر معادله بطلمیوس را در یک سیستم مختصاتی که در آن زمین ساکن است، بازتولید می کند. و مکانیک آماری ترمودینامیک را زمانی که تعداد ذرات زیاد باشد بازتولید می کند. پل فایرابند، یکی دیگر از فلاسفه علم، معتقد است که تئوری های موفقی مانند مکانیک کلاسیک و کوانتومی قابل قیاس نیستند و در انتخاب بین نظریه های غیرقابل قیاس ضرورتی وجود ندارد.
مکملیّت complementarity یک اصل است که توسط نیلز بور در سال 1928 فرموله شد. فوتونها، الکترونها و سایر آبجکت های اتمی یا ساب-اتمیک گاهی رفتار موجمانندی از خود نشان میدهند و در زمانهای دیگر رفتاری ذره مانند از خود نشان میدهند. گاهی اوقات می توان هر دو نوع رفتار را به طور همزمان مشاهده کرد (به عنوان مثال، در مورد آزمایش های دو شکاف).
💢@higgs_field
* از تنظیمات دیوایس تان فونت تلگرام را کوچک سازی کنید
قسمت نخست
تفسیر کپنهاگ از مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعه ای از اصول فرموله شده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن و چندین فیزیکدان دیگر که مدتی را در موسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذرانده اند، اطلاق می شود
🔺 تفسیر مکانیک کوانتومی کپنهاگ
مکانیک کوانتومی، که شاید یکی از موفقترین نظریههای علمی در تاریخ بشریت است، از برخی جهات خلاف شهود است، تخیل ما را به چالش میکشد، به نظر میرسد که اصول بنیادی فیزیک کلاسیک را نقض میکند و پرسشهای بسیاری را مطرح میکند که از آن زمان ذهن فیزیکدانان و فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. از جمله: آیا واقعیت عینی وجود دارد؟ نقش آزمایش چیست؟ دانش ما در مورد آبجکت های فیزیکی چقدر می تواند دقیق باشد؟ رابطه مکانیک کوانتومی و فیزیک کلاسیک چیست؟
فیزیک کلاسیک جبرگرا deterministic است. اگر وضعیت اولیه سیستم فیزیکی را با مشاهده ویژگیهای آن در زمانی که انتخاب میکنیم لحظه اولیه باشد و همچنین تمام نیروهای خارجی وارد بر سیستم را تعیین کنیم، میدانیم که چگونه یک سیستم در زمان تکامل evolve مییابد. علاوه بر این، عمل مشاهده سیستم بر رفتار بعدی آن تأثیر نمی گذارد. در فیزیک کلاسیک یک تمایز واضح و بدون ابهام بین سیستم و ابزار اندازه گیری وجود دارد. توصیف یک سیستم فیزیکی عینی objective است. و به اندازه گیری های انجام شده در زمان آتی بستگی ندارد.
تفسیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی نامی است که به مجموعهای از اصول فرمولهشده توسط نیلز بور، ورنر هایزنبرگ، مکس بورن، و چندین فیزیکدان دیگر که در مؤسسه فیزیک نظری دانشگاه کپنهاگ گذراندهاند، در تلاش برای پاسخگویی به سوالات مطرح شده توسط مکانیک کوانتومی نیلز بور رویکرد بسیار عملی به این سؤالات داشت. او معتقد بود که مکانیک کوانتومی یک تعمیم طبیعی از فیزیک کلاسیک است، و مفاهیم کلاسیک معنای خود را تغییر نداده بودند، اما کاربرد آنها محدود شده بود . بور در ابتدا مشاهده کرد که نظریه کوانتومی او درباره اتم هیدروژن به نتایجی منتهی می شود که تقریباً با نتایج ارائه شده توسط الکترودینامیک کلاسیک مطابقت دارد. او سپس به اصطلاح قانون همخوانی correspondence را فرض کرد، یک اصل اکتشافی که بیان میکند که رفتار سیستمهایی که توسط مکانیک کوانتومی توصیف شده است، فیزیک کلاسیک را در حد اعداد کوانتومی بزرگ بازتولید میکند. اصل همخوانی تصریح می کند که یک نظریه علمی جدید باید بتواند پدیده ها را در شرایطی توضیح دهد که نظریه قبلی معتبر باشد. به عنوان مثال، نسبیت خاص اینشتین اصل همخوانی را برآورده می کند، زیرا در محدوده سرعت های کوچک در مقایسه با سرعت نور به مکانیک کلاسیک کاهش می یابد. نسبیت عام در محدوده میدان های گرانشی ضعیف به گرانش نیوتنی کاهش می یابد. تئوری لاپلاس مکانیک سماوی هنگامی که برهمکنش های بین سیاره ای نادیده گرفته می شود به نظریه کپلر کاهش می یابد. کپلر معادله بطلمیوس را در یک سیستم مختصاتی که در آن زمین ساکن است، بازتولید می کند. و مکانیک آماری ترمودینامیک را زمانی که تعداد ذرات زیاد باشد بازتولید می کند. پل فایرابند، یکی دیگر از فلاسفه علم، معتقد است که تئوری های موفقی مانند مکانیک کلاسیک و کوانتومی قابل قیاس نیستند و در انتخاب بین نظریه های غیرقابل قیاس ضرورتی وجود ندارد.
مکملیّت complementarity یک اصل است که توسط نیلز بور در سال 1928 فرموله شد. فوتونها، الکترونها و سایر آبجکت های اتمی یا ساب-اتمیک گاهی رفتار موجمانندی از خود نشان میدهند و در زمانهای دیگر رفتاری ذره مانند از خود نشان میدهند. گاهی اوقات می توان هر دو نوع رفتار را به طور همزمان مشاهده کرد (به عنوان مثال، در مورد آزمایش های دو شکاف).
💢@higgs_field
* از تنظیمات دیوایس تان فونت تلگرام را کوچک سازی کنید
👍2❤1
🟣پیرامون تفسیر کپنهاگ Copenhagen interpretation
در اواسط دهه 1920، نیلز بور و تیمش به طور جدی دست به کار شدند تا اصول مکانیک کوانتومی را فرموله کنند. مدل اتمی اولیه او در سال 1913 حرکت الکترون ها را به عنوان ذرات نقطه ای توصیف کرد که در مدارهای ثابت حرکت می کردند، اما این رویکرد کلاسیک با خواص کلی اتم ها، به ویژه رفتار آنها در کریستال ها و ترکیبات شیمیایی در تضاد بود.
در سال 1925، ورنر هایزنبرگ با توسعه مکانیک ماتریس، نظریه کاملا جدیدی را تدوین کرد. سال بعد، اروین شرودینگر مکانیک موج را بر اساس فرضیه لوئیس دو بروی در مورد خواص موجی ذرات توسعه داد. ورنر هایزنبرگ ذرات را ذره توصیف کرد، در حالی که نظریه اروین شرودینگر ذرات را به عنوان موج توصیف می کرد و بسیاری از فیزیکدانان به کپنهاگ سفر کردند تا با یکدیگر در مورد این تضاد گیج کننده مشورت کنند. بحث در جلسات بزرگ و کوچک، گاهی با دو یا سه شرکت کننده یا در شام با خانواده بور انجام می شد.
در اواخر سال 1927، اختلاف نظرها به اجماع بر اساس اصل مکملیّت نیلز بور همگرا شد، که معتقد است یک پدیده فیزیکی به دو روش «مکمل» متفاوت بسته به چیدمان آزمایشی مشاهده میشود.
به عنوان مثال، نور گاهی اوقات می تواند مانند امواج و گاهی اوقات مانند ذرات رفتار کند. هر دو تصویر برای به دست آوردن یک توصیف کامل از پدیده ضروری بودند، حتی اگر یکدیگر را نادیده بگیرند.
نیلز بور این دیدگاه رادیکال را برای اولین بار در کنفرانسی در ایتالیا در اواخر تابستان 1927 مطرح کرد و چند هفته بعد آن را در کنفرانس سلوی تکرار کرد. که بعداً تفسیر کپنهاگ نامیده شد، پایه و اساس مناظره های معروف بین نیلز بور و آلبرت انیشتین را در کنفرانس های سلوی در سال های 1927 و 1930 تشکیل داد.
🆔 @phys_Q
🔺کنفرانس Solvay در اکتبر 1927 که در آن مشهورترین فیزیکدانان جهان گرد هم آمدند تا در مورد نظریه کوانتومی جدید بحث کنند. از 29 شرکت کننده، 17 نفر برنده جایزه نوبل بوده یا شدند.
در اواسط دهه 1920، نیلز بور و تیمش به طور جدی دست به کار شدند تا اصول مکانیک کوانتومی را فرموله کنند. مدل اتمی اولیه او در سال 1913 حرکت الکترون ها را به عنوان ذرات نقطه ای توصیف کرد که در مدارهای ثابت حرکت می کردند، اما این رویکرد کلاسیک با خواص کلی اتم ها، به ویژه رفتار آنها در کریستال ها و ترکیبات شیمیایی در تضاد بود.
در سال 1925، ورنر هایزنبرگ با توسعه مکانیک ماتریس، نظریه کاملا جدیدی را تدوین کرد. سال بعد، اروین شرودینگر مکانیک موج را بر اساس فرضیه لوئیس دو بروی در مورد خواص موجی ذرات توسعه داد. ورنر هایزنبرگ ذرات را ذره توصیف کرد، در حالی که نظریه اروین شرودینگر ذرات را به عنوان موج توصیف می کرد و بسیاری از فیزیکدانان به کپنهاگ سفر کردند تا با یکدیگر در مورد این تضاد گیج کننده مشورت کنند. بحث در جلسات بزرگ و کوچک، گاهی با دو یا سه شرکت کننده یا در شام با خانواده بور انجام می شد.
در اواخر سال 1927، اختلاف نظرها به اجماع بر اساس اصل مکملیّت نیلز بور همگرا شد، که معتقد است یک پدیده فیزیکی به دو روش «مکمل» متفاوت بسته به چیدمان آزمایشی مشاهده میشود.
به عنوان مثال، نور گاهی اوقات می تواند مانند امواج و گاهی اوقات مانند ذرات رفتار کند. هر دو تصویر برای به دست آوردن یک توصیف کامل از پدیده ضروری بودند، حتی اگر یکدیگر را نادیده بگیرند.
نیلز بور این دیدگاه رادیکال را برای اولین بار در کنفرانسی در ایتالیا در اواخر تابستان 1927 مطرح کرد و چند هفته بعد آن را در کنفرانس سلوی تکرار کرد. که بعداً تفسیر کپنهاگ نامیده شد، پایه و اساس مناظره های معروف بین نیلز بور و آلبرت انیشتین را در کنفرانس های سلوی در سال های 1927 و 1930 تشکیل داد.
🆔 @phys_Q
🔺کنفرانس Solvay در اکتبر 1927 که در آن مشهورترین فیزیکدانان جهان گرد هم آمدند تا در مورد نظریه کوانتومی جدید بحث کنند. از 29 شرکت کننده، 17 نفر برنده جایزه نوبل بوده یا شدند.
Telegram
attach 📎
❤2👍2
🟣ورنر ک. هایزنبرگ (1901-1976) فیزیکدان آلمانی و یکی از بنیانگذاران مکانیک کوانتومی مدرن بود. او مقاله معروف خود را در مورد مکانیک ماتریس زمانی که تنها 23 سال داشت نوشت. بسیاری از فیزیکدانانی که در دهه 1920 به توسعه مکانیک کوانتومی کمک کردند بسیار جوان بودند. در آن زمان از مهد کودک بور سخن میرفت. ورنر هایزنبرگ در سال 1932 جایزه نوبل فیزیک را دریافت کرد.
🆔 @phys_Q
🆔 @phys_Q
👍10❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣 تقارن های کانفورمال conformal symmetry در تئوری های مختلف یک تئوری کانفورمال بدست می دهد . برای مثال وجود تقارن های کانفورمال در تئوری میدان کوانتومی این تئوری را در مقیاس ها و تبدیلات یکسان نگه می دارد. البته درین تئوری دیگر پارتیکل به شیوه قبل در نظر گرفته نمی شوند.
انواع خاصی از نظریههای میدان کوانتومی به نام « کانفورمال فیلد تئوری» Conformal field theory وجود دارد. این تئوریها بدون مقیاس هستند. مانند فراکتال ها مهم نیست که چقدر بزرگنمایی می کنید، آنها همیشه کانفورمال (همشکل - یکسان ) به نظر می رسند.
به بیان فیزیکی ، این بدان معناست که این تئوری ها در همه انرژی ها یا مقیاس ها پیش بینی های یکسانی دارند . چه فقط کمی انرژی صرف کنید و چه از قوی ترین برخورددهنده جهان استفاده کنید، همیشه انتظار ساختار یکسانی را دارید. اما اگر با تئوری های میدان کوانتومی قبلی سروکار داشته باشید، تئوری های تان ، آشکارا در مقیاس های مختلف ، متفاوت به نظر می رسند.
در CFT پارتیکل ها ویژگی ها و پیامد های پدیده دیگری هستند.
🆔 @phys_Q
انواع خاصی از نظریههای میدان کوانتومی به نام « کانفورمال فیلد تئوری» Conformal field theory وجود دارد. این تئوریها بدون مقیاس هستند. مانند فراکتال ها مهم نیست که چقدر بزرگنمایی می کنید، آنها همیشه کانفورمال (همشکل - یکسان ) به نظر می رسند.
به بیان فیزیکی ، این بدان معناست که این تئوری ها در همه انرژی ها یا مقیاس ها پیش بینی های یکسانی دارند . چه فقط کمی انرژی صرف کنید و چه از قوی ترین برخورددهنده جهان استفاده کنید، همیشه انتظار ساختار یکسانی را دارید. اما اگر با تئوری های میدان کوانتومی قبلی سروکار داشته باشید، تئوری های تان ، آشکارا در مقیاس های مختلف ، متفاوت به نظر می رسند.
در CFT پارتیکل ها ویژگی ها و پیامد های پدیده دیگری هستند.
🆔 @phys_Q
👍4❤1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک انسان که در تحقیر مداوم استخوان ترکانده ، میتواند برای پاره ای نان خون آلود بار ها خود تحقیری کند . امروز ادعای ثقیل کند و فردا خویش را مضحکه سازد . توضیحی هم بدهکار نباشد.
جواد اوجی وزیر نفت
💢@higgs_field
جواد اوجی وزیر نفت
💢@higgs_field
👍7❤1
💢دانه های برف Snowflake : دو مولکول هیدروژن و یک اکسیژن وقتی جدا می شوند کاملاً متقارن هستند. نیروی الکتریکی که بر رفتار اتم ، حاکم است - نیرویی با رفتار متقارن است . اما هنگامی که دمای آنها کاهش می یابد و یک مولکول آب تشکیل می دهند، تقارن اتم ها شکسته می شود زیرا آنها مولکولی را با زاویه 105 درجه بین پیوندهای هیدروژن و اکسیژن تشکیل می دهند. هنگامی که آنها منجمد می شوند تا دانه های برف را تشکیل دهند، نوع دیگری از تقارن را تشکیل می دهند، اما تقارن اتم های اصلی از بین رفته است. از آنجایی که این از دست دادن تقارن بدون هیچ مداخله خارجی رخ می دهد، می گوییم که دچار شکست خود به خودی تقارن شده است.
• محتوای مرتبط - فرکتال ها Fractals:
https://t.me/higgs_field/7253
💢@higgs_field
• محتوای مرتبط - فرکتال ها Fractals:
https://t.me/higgs_field/7253
💢@higgs_field
❤3👍1