💢 اصل هولوگرافیک
قسمت دوم
🔺سوابقی برای تئوری
اولین مفهوم فضا-زمان هولوگرافیک از آخرین پدیده مورد علاقه فیزیکدانان پدید آمد: سیاهچاله. سیاهچالهها، بهویژه طبیعت مشاهده ناپذیر آنها در پشت افق رویداد، فیزیکدانان را در شب بیدار نگاه می داشت.
پارادوکس اطلاعات : همانطور که احتمالا از نام آن بر می آید، این پارادوکس مربوط به نقض پایستگی اطلاعات است، پایستگی که مکانیک کوانتومی خواستار آن است، به این معنی که اطلاعات را نمی توان از بین برد. سیاهچالهها، بر اساس فرضیه معروف بدون مو، تنها سه ویژگی از خود نشان میدهند: جرم، بار، و تکانه زاویهای .
تمام دیگر ویژگی های پارتیکل هایی که در سیاهچاله می افتند در پشت افق رویداد پنهان میشوند. این به خودی خود مشکلی نیست، زیرا اطلاعات هنوز وجود دارد، فقط از دسترس خارج اند. با این حال، هاوکینگ نشان داد که سیاهچالهها به دلیل تابش هاوکینگ تبخیر میشوند، که نشان می دهد سیاهچالهها مانند یک تابشگر جسم سیاه است، که در آن این تابش تنها با جرم متناسب است ( و این را به خاطر داشته باشید، متناسب با سطح یک سیاهچاله است)، به این معنی که تمام اطلاعات دیگر قفل شده در داخل سیاهچاله بر تابش هاوکینگ تأثیر نمی گذارد. به این معنی که این اطلاعات با ناپدید شدن سیاهچاله از بین می روند.
راه حل آشکار برای پارادوکس این است که اطلاعاتی که باید حفظ شوند از طریق خود تابش هاوکینگ فرار می کنند. فیزیکدان جیکوب بکنستین Jacob Bekenstein متوجه شد که اگر سیاهچاله ها تابشگر حرارتی (گرم) هستند، پس باید آنتروپی داشته باشند. آنتروپی، در اصل، معیاری است که نشان می دهد انرژی در یک سیستم چقدر پخش می شود. او در واقع آنتروپی سیاهچاله را به صورت زیر محاسبه کرد:
S = A c³ / 4 ℏ G
جایی که S نشان دهنده آنتروپی است. A مساحت سطح افق رویداد است. c سرعت نور است. G ثابت گرانشی است. و h-bar ثابت پلانک کاهیده است.
💢@higgs_field
قسمت دوم
🔺سوابقی برای تئوری
اولین مفهوم فضا-زمان هولوگرافیک از آخرین پدیده مورد علاقه فیزیکدانان پدید آمد: سیاهچاله. سیاهچالهها، بهویژه طبیعت مشاهده ناپذیر آنها در پشت افق رویداد، فیزیکدانان را در شب بیدار نگاه می داشت.
پارادوکس اطلاعات : همانطور که احتمالا از نام آن بر می آید، این پارادوکس مربوط به نقض پایستگی اطلاعات است، پایستگی که مکانیک کوانتومی خواستار آن است، به این معنی که اطلاعات را نمی توان از بین برد. سیاهچالهها، بر اساس فرضیه معروف بدون مو، تنها سه ویژگی از خود نشان میدهند: جرم، بار، و تکانه زاویهای .
تمام دیگر ویژگی های پارتیکل هایی که در سیاهچاله می افتند در پشت افق رویداد پنهان میشوند. این به خودی خود مشکلی نیست، زیرا اطلاعات هنوز وجود دارد، فقط از دسترس خارج اند. با این حال، هاوکینگ نشان داد که سیاهچالهها به دلیل تابش هاوکینگ تبخیر میشوند، که نشان می دهد سیاهچالهها مانند یک تابشگر جسم سیاه است، که در آن این تابش تنها با جرم متناسب است ( و این را به خاطر داشته باشید، متناسب با سطح یک سیاهچاله است)، به این معنی که تمام اطلاعات دیگر قفل شده در داخل سیاهچاله بر تابش هاوکینگ تأثیر نمی گذارد. به این معنی که این اطلاعات با ناپدید شدن سیاهچاله از بین می روند.
راه حل آشکار برای پارادوکس این است که اطلاعاتی که باید حفظ شوند از طریق خود تابش هاوکینگ فرار می کنند. فیزیکدان جیکوب بکنستین Jacob Bekenstein متوجه شد که اگر سیاهچاله ها تابشگر حرارتی (گرم) هستند، پس باید آنتروپی داشته باشند. آنتروپی، در اصل، معیاری است که نشان می دهد انرژی در یک سیستم چقدر پخش می شود. او در واقع آنتروپی سیاهچاله را به صورت زیر محاسبه کرد:
S = A c³ / 4 ℏ G
جایی که S نشان دهنده آنتروپی است. A مساحت سطح افق رویداد است. c سرعت نور است. G ثابت گرانشی است. و h-bar ثابت پلانک کاهیده است.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2❤1
🟣 holographic principle
¹- https://t.me/phys_Q/9034
²- https://t.me/phys_Q/9036
³- https://t.me/phys_Q/9052
⁴- https://t.me/phys_Q/9058
⁵- https://t.me/phys_Q/9070
⁶- https://t.me/phys_Q/9071
⁷-https://t.me/phys_Q/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
https://t.me/phys_Q/9011
¹- https://t.me/phys_Q/9034
²- https://t.me/phys_Q/9036
³- https://t.me/phys_Q/9052
⁴- https://t.me/phys_Q/9058
⁵- https://t.me/phys_Q/9070
⁶- https://t.me/phys_Q/9071
⁷-https://t.me/phys_Q/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
https://t.me/phys_Q/9011
👍2❤1
" به دنبال پارگی آنوریسم آئورت شکمی اینشتین دچار خونریزی داخلی شده و به بیمارستان منتقل شده بود. نقل است در حالیکه به تشخیص پزشکان قرار شد عمل جراحی بر روی او صورت گیرد، وی مخالفت کرد و گفت:
«من میخواهم وقتی که بخواهم، بمیرم. زنده ماندن، به صورت مصنوعی، کجسلیقگی است. من سهمم را انجام دادهام، وقت رفتن است. میخواهم مرگ را با ظرافت، تجربه کنم.»
💢@phys_Q
«من میخواهم وقتی که بخواهم، بمیرم. زنده ماندن، به صورت مصنوعی، کجسلیقگی است. من سهمم را انجام دادهام، وقت رفتن است. میخواهم مرگ را با ظرافت، تجربه کنم.»
💢@phys_Q
❤18👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه که جهان متمدن بعنوان هنر پذیرفته در حکومت عقب ماندگان ، ابتذال و ناهنجاری های اخلاقی معرفی شده بود و لاجرم یک دهه سوشال مدیا طومار عقائد و تفکرات احمقانه و متحجر شان را درهم پیچید .
💢@phys_Q
💢@phys_Q
👍9👎4🤔2❤1
💢آنتروپی entropy : نیرویی ناپیدا که حیات را پیچیده می کند
قسمت نخست
آنتروپی، معیاری از بی نظمی، توضیح می دهد که چرا پیچیدگی حیات با گذشت زمان بیشتر می شود، نه کمتر!
همه چیز به سمت بی نظمی می رود. به طور خاص، قانون دوم ترمودینامیک بیان میکند که «هر چه در زمان به جلو میرویم، آنتروپی خالص (درجه بینظمی) هر سیستم منزوی یا بسته همیشه افزایش مییابد (یا دست کم ثابت میماند).»
آنتروپی صرفاً معیاری از بی نظمی است و بر تمام جنبه های زندگی روزمره ما تأثیر می گذارد. در واقع، شما می توانید آن را مالیات طبیعت در نظر بگیرید.
بی نظمی disorder کنترل نشده با گذشت زمان افزایش می یابد. انرژی پراکنده می شود و سیستم ها در هرج و مرج فرو می روند. هر چه چیزی بی نظم تر باشد، آن را آنتروپیک تر در نظر می گیریم. به طور خلاصه، ما میتوانیم آنتروپی را بهعنوان معیاری برای بینظمی یونیورس، هم در سطح کلان و هم در سطح میکروسکوپی تعریف کنیم. ریشه یونانی این کلمه به "عطف به سمت دگرگونی" ترجمه می شود .
Nor public flame, nor private, dares to shine;
Nor human spark is left, nor glimpse divine!
Lo! thy dread empire, Chaos! is restored;
Light dies before thy uncreating word:
Thy hand, great Anarch! lets the curtain fall;
And universal darkness buries all.”
— Alexander Pope, The Dunciad
«نه شعله عمومی و نه خصوصی ، جرأت درخشیدن ندارد.
نه بارقهی انسانی باقی می ماند و نه نیم نگاهی الهی!
لو! امپراتوری ترسناک تو، هرج و مرج! بازسازی می شود؛
نور پیش از کلام خلق نشدهی تو می میرد:
دست تو ای آنارش بزرگ! اجازه می دهد پرده بیفتد
و تاریکی جهانی همه را دفن می کند.»
- الکساندر پوپ، دانسیاد
هنگام خواندن این مقاله، آنتروپی در اطراف شما وجود دارد. سلولهای بدن شما در حال مرگ و زوال هستند، کارمند یا همکاری اشتباه میکند، زمین در حال غبارآلود شدن و گرمای قهوه شما در حال پخش شدن است. آنتروپی را کمی کوچک کنید، و کسبوکارها شکست میخورند، جنایات و انقلابها رخ میدهند و روابط پایان مییابد. و با بزرگ سازی آن ، میبینیم که کل یونیورس به سمت کلپس حرکت میکند.
بیایید نگاهی بیندازیم که آنتروپی چیست، چرا رخ می دهد و آیا می توانیم از آن جلوگیری کنیم یا خیر.
برای هر پیکری دو مقدار خود را نشان داده اند - مقدار تبدیل محتوای حرارتی آن [مقدار انرژی ورودی که به «کار» تبدیل میشود]، و تفکیک آن [تفکیک یا تجزیه]. که مجموع آن آنتروپی آن را تشکیل می دهد.
کلازیوس مفهوم آنتروپی را به زبان ساده خلاصه کرد: «انرژی یونیورس ثابت است. آنتروپی کیهان به حداکثر میل می کند.»
"افزایش بی نظمی یا آنتروپی چیزی است که گذشته را از آینده متمایز می کند و به پیکان زمان جهت می دهد."
- استیون هاوکینگ، تاریخ مختصر زمان
💢@higgs_field
قسمت نخست
آنتروپی، معیاری از بی نظمی، توضیح می دهد که چرا پیچیدگی حیات با گذشت زمان بیشتر می شود، نه کمتر!
همه چیز به سمت بی نظمی می رود. به طور خاص، قانون دوم ترمودینامیک بیان میکند که «هر چه در زمان به جلو میرویم، آنتروپی خالص (درجه بینظمی) هر سیستم منزوی یا بسته همیشه افزایش مییابد (یا دست کم ثابت میماند).»
آنتروپی صرفاً معیاری از بی نظمی است و بر تمام جنبه های زندگی روزمره ما تأثیر می گذارد. در واقع، شما می توانید آن را مالیات طبیعت در نظر بگیرید.
بی نظمی disorder کنترل نشده با گذشت زمان افزایش می یابد. انرژی پراکنده می شود و سیستم ها در هرج و مرج فرو می روند. هر چه چیزی بی نظم تر باشد، آن را آنتروپیک تر در نظر می گیریم. به طور خلاصه، ما میتوانیم آنتروپی را بهعنوان معیاری برای بینظمی یونیورس، هم در سطح کلان و هم در سطح میکروسکوپی تعریف کنیم. ریشه یونانی این کلمه به "عطف به سمت دگرگونی" ترجمه می شود .
Nor public flame, nor private, dares to shine;
Nor human spark is left, nor glimpse divine!
Lo! thy dread empire, Chaos! is restored;
Light dies before thy uncreating word:
Thy hand, great Anarch! lets the curtain fall;
And universal darkness buries all.”
— Alexander Pope, The Dunciad
«نه شعله عمومی و نه خصوصی ، جرأت درخشیدن ندارد.
نه بارقهی انسانی باقی می ماند و نه نیم نگاهی الهی!
لو! امپراتوری ترسناک تو، هرج و مرج! بازسازی می شود؛
نور پیش از کلام خلق نشدهی تو می میرد:
دست تو ای آنارش بزرگ! اجازه می دهد پرده بیفتد
و تاریکی جهانی همه را دفن می کند.»
- الکساندر پوپ، دانسیاد
هنگام خواندن این مقاله، آنتروپی در اطراف شما وجود دارد. سلولهای بدن شما در حال مرگ و زوال هستند، کارمند یا همکاری اشتباه میکند، زمین در حال غبارآلود شدن و گرمای قهوه شما در حال پخش شدن است. آنتروپی را کمی کوچک کنید، و کسبوکارها شکست میخورند، جنایات و انقلابها رخ میدهند و روابط پایان مییابد. و با بزرگ سازی آن ، میبینیم که کل یونیورس به سمت کلپس حرکت میکند.
بیایید نگاهی بیندازیم که آنتروپی چیست، چرا رخ می دهد و آیا می توانیم از آن جلوگیری کنیم یا خیر.
برای هر پیکری دو مقدار خود را نشان داده اند - مقدار تبدیل محتوای حرارتی آن [مقدار انرژی ورودی که به «کار» تبدیل میشود]، و تفکیک آن [تفکیک یا تجزیه]. که مجموع آن آنتروپی آن را تشکیل می دهد.
کلازیوس مفهوم آنتروپی را به زبان ساده خلاصه کرد: «انرژی یونیورس ثابت است. آنتروپی کیهان به حداکثر میل می کند.»
"افزایش بی نظمی یا آنتروپی چیزی است که گذشته را از آینده متمایز می کند و به پیکان زمان جهت می دهد."
- استیون هاوکینگ، تاریخ مختصر زمان
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍4❤1
یکی از کسانی که در شلیک به هواپیمای اوکراینی جان باخت ، پانیذ سلطانی پژوهشگر ایرانی در موسسه ماکس پلانک بود .
پانیذ سلطانی متولد سال ۱۳۷۰ بود و تحصیلات مقطع دکترای خود را در موسسه ماکس پلانک سپری کرده بود.
این موسسه در بیانیه خود وی را فردی با استعداد و ارزشمند و مفید معرفی کرد و برای خانواده وی آرزوی صبر و بردباری کرد.
پانیذ سلطانی که تنها ۲۹ سال داشت در روز چهارشنبه ۱۸ دی در پی سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی جان باخت.
پانیذ سلطانی مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی علوم مواد از دانشگاه علم و صنعت تهران اخذ نمود و سپس موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه "آویرو" پرتغال و مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد گرایش نانوتکنولوژی از موسسه "Advanced Functional Materials and Engineering (FAME)" شد. وی همچنین موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه آگسبورگ آلمان نیز شده است. سلطانی مدرک دکترای رشته علوم مواد را از موسسه مکس پلانک اخذ کرده است.
وی در سال ۲۰۱۵ پژوهشگر موسسه "KimiaJav Co "و از سال ۲۰۱۷ نیز پژوهشگر موسسه "مکس پلانک" بود.
💢@higgs_field
پانیذ سلطانی متولد سال ۱۳۷۰ بود و تحصیلات مقطع دکترای خود را در موسسه ماکس پلانک سپری کرده بود.
این موسسه در بیانیه خود وی را فردی با استعداد و ارزشمند و مفید معرفی کرد و برای خانواده وی آرزوی صبر و بردباری کرد.
پانیذ سلطانی که تنها ۲۹ سال داشت در روز چهارشنبه ۱۸ دی در پی سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی جان باخت.
پانیذ سلطانی مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی علوم مواد از دانشگاه علم و صنعت تهران اخذ نمود و سپس موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه "آویرو" پرتغال و مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد گرایش نانوتکنولوژی از موسسه "Advanced Functional Materials and Engineering (FAME)" شد. وی همچنین موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه آگسبورگ آلمان نیز شده است. سلطانی مدرک دکترای رشته علوم مواد را از موسسه مکس پلانک اخذ کرده است.
وی در سال ۲۰۱۵ پژوهشگر موسسه "KimiaJav Co "و از سال ۲۰۱۷ نیز پژوهشگر موسسه "مکس پلانک" بود.
💢@higgs_field
❤10👍3
💢AdS/CFT Correspondence
📌نمونه هایی از همخوانی Examples of the correspondence
قسمت ششم
به دنبال بینش مالداسینا در سال 1997، تئوریسین ها همخوانی های AdS/CFT گوناگونی را کشف کردند. اینها تئوری های گوناگون میدان کانفورمال را به فشردهسازی compactification تئوری ریسمان و نظریه M در ابعاد مختلف پیوند می دهند . تئوری های درگیر معمولاً مدلهای قابل دوام از دنیای واقعی نیستند، اما دارای ویژگیهای خاصی هستند، مانند محتوای پارتیکلی یا درجه بالایی از تقارن، که آنها را برای حل مسائل در نظریه میدان کوانتومی و گرانش کوانتومی مفید میسازد.
معروفترین مثال از همخوانی AdS/CFT بیان میکند که نظریه ریسمان نوع IIB در فضای تولیدی AdS×S⁵معادل N = 4 نظریه ابر تقارنی یانگ میلز در مرز چهار بعدی است.
در این مثال، فضازمانی که نظریه گرانشی روی آن عمل میکند، عملاً پنج بعدی است (از این رو علامت AdS5)، و پنج بعد فشرده اضافی (که توسط عامل S⁵رمزگذاری شدهاند) وجود دارد. در دنیای واقعی، فضازمان حداقل از نظر ماکروسکوپی چهار بعدی است، بنابراین این ورژن از همخوانی correspondence یک مدل واقعی realistic از گرانش ارائه نمی دهد. به همین ترتیب، نظریه دوگانه dual مدلی سازگار با هیچ یک از سیستم های دنیای واقعی ما نیست، زیرا مقدار زیادی ابرتقارن را فرض میکند. با این وجود، همانطور که توضیح داده شد، این تئوری مرزی boundary theory دارای برخی ویژگیهای مشترک با کرومودینامیک کوانتومی Quantum chromodynamic ، نظریه بنیادی نیروی قوی است. این تئوری پارتیکل هایی شبیه به گلوئونهای کرومودینامیک کوانتومی را همراه با فرمیونهای خاص توصیف میکند. در نتیجه، کاربردهایی در فیزیک هسته ای، به ویژه در مطالعه پلاسمای کوارک-گلوئون پیدا کرده است.
یکی دیگر از نمونه های تحقیقی این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS7×S⁴ معادل نظریه به اصطلاح (2,0)-theory در شش بعد است. در این مثال، فضازمان نظریه گرانشی به طور موثر هفت بعدی است. وجود نظریه (2,0)-theory که در یک سوی دوگانگی duality ظاهر میشود، با کلاسبندی نظریههای میدان سوپر کانفورمال superconformal پیشبینی میشود. این نظریه هنوز به خوبی درک نشده است زیرا یک نظریه مکانیک کوانتومی بدون محدودیت کلاسیک است. علیرغم دشواری ذاتی در مطالعه این نظریه، به دلایل مختلف، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر ریاضی، بعنوان موضوعی جالب در نظر گرفته میشود.
با این حال، یکی دیگر از این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS4×S⁷ معادل نظریه میدان ABJM سوپر کانفورمال super-conformal در سه بعد است. در اینجا نظریه گرانشی دارای چهار بعد غیر فشرده است، بنابراین این نسخه از همخوانی تا حدودی توصیف واقعی تری از گرانش ارائه می دهد.
💢@higgs_field
AdS/CFT correspondence :
همخوانی فضای آنتی دی سیتر - یک فضا با انحنای منفی با نوع خاصی از تئوری میدان کوانتومی بنام تئوری میدان کانفورمال که در مرز های دوردست این فضای آنتی دی سیتر قرار دارد.
📌نمونه هایی از همخوانی Examples of the correspondence
قسمت ششم
به دنبال بینش مالداسینا در سال 1997، تئوریسین ها همخوانی های AdS/CFT گوناگونی را کشف کردند. اینها تئوری های گوناگون میدان کانفورمال را به فشردهسازی compactification تئوری ریسمان و نظریه M در ابعاد مختلف پیوند می دهند . تئوری های درگیر معمولاً مدلهای قابل دوام از دنیای واقعی نیستند، اما دارای ویژگیهای خاصی هستند، مانند محتوای پارتیکلی یا درجه بالایی از تقارن، که آنها را برای حل مسائل در نظریه میدان کوانتومی و گرانش کوانتومی مفید میسازد.
معروفترین مثال از همخوانی AdS/CFT بیان میکند که نظریه ریسمان نوع IIB در فضای تولیدی AdS×S⁵معادل N = 4 نظریه ابر تقارنی یانگ میلز در مرز چهار بعدی است.
در این مثال، فضازمانی که نظریه گرانشی روی آن عمل میکند، عملاً پنج بعدی است (از این رو علامت AdS5)، و پنج بعد فشرده اضافی (که توسط عامل S⁵رمزگذاری شدهاند) وجود دارد. در دنیای واقعی، فضازمان حداقل از نظر ماکروسکوپی چهار بعدی است، بنابراین این ورژن از همخوانی correspondence یک مدل واقعی realistic از گرانش ارائه نمی دهد. به همین ترتیب، نظریه دوگانه dual مدلی سازگار با هیچ یک از سیستم های دنیای واقعی ما نیست، زیرا مقدار زیادی ابرتقارن را فرض میکند. با این وجود، همانطور که توضیح داده شد، این تئوری مرزی boundary theory دارای برخی ویژگیهای مشترک با کرومودینامیک کوانتومی Quantum chromodynamic ، نظریه بنیادی نیروی قوی است. این تئوری پارتیکل هایی شبیه به گلوئونهای کرومودینامیک کوانتومی را همراه با فرمیونهای خاص توصیف میکند. در نتیجه، کاربردهایی در فیزیک هسته ای، به ویژه در مطالعه پلاسمای کوارک-گلوئون پیدا کرده است.
یکی دیگر از نمونه های تحقیقی این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS7×S⁴ معادل نظریه به اصطلاح (2,0)-theory در شش بعد است. در این مثال، فضازمان نظریه گرانشی به طور موثر هفت بعدی است. وجود نظریه (2,0)-theory که در یک سوی دوگانگی duality ظاهر میشود، با کلاسبندی نظریههای میدان سوپر کانفورمال superconformal پیشبینی میشود. این نظریه هنوز به خوبی درک نشده است زیرا یک نظریه مکانیک کوانتومی بدون محدودیت کلاسیک است. علیرغم دشواری ذاتی در مطالعه این نظریه، به دلایل مختلف، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر ریاضی، بعنوان موضوعی جالب در نظر گرفته میشود.
با این حال، یکی دیگر از این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS4×S⁷ معادل نظریه میدان ABJM سوپر کانفورمال super-conformal در سه بعد است. در اینجا نظریه گرانشی دارای چهار بعد غیر فشرده است، بنابراین این نسخه از همخوانی تا حدودی توصیف واقعی تری از گرانش ارائه می دهد.
💢@higgs_field
AdS/CFT correspondence :
همخوانی فضای آنتی دی سیتر - یک فضا با انحنای منفی با نوع خاصی از تئوری میدان کوانتومی بنام تئوری میدان کانفورمال که در مرز های دوردست این فضای آنتی دی سیتر قرار دارد.
Telegram
attach 📎
❤1👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢چه مقدار اطلاعات در کیهان وجود دارد؟
🔺جهان هستی حاوی چه تعداد بیت اطلاعات است؟ خیلی زیاد. بر اساس یک محاسبهی جدید، کیهان مرئی احتمالا دارای 600 میلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون – بیت اطلاعات است.
اگر همه چیز در جهان «داده» باشد، آنگاه جهان یک کامپیوتر غولآسا است که یک برنامه شامل من و شما را اجرا میکند. از این نقطه نظر، میتوان کل مقدار اطلاعات در کیهان را برآورد کرد و برخی از دانشمندان سعی کردهاند به رقمی برای آن برسند. در یک مقالۀ جدید، “ملوین وپسون”، محقق دانشگاه پورتسموث، محاسبه کرد که دقیقاً چه مقدار اطلاعات در کیهان وجود دارد. او در این مقاله نوشت: «ما مشخص کردیم که هر ذره در جهان قابل مشاهده حاوی 1.509 بیت اطلاعات است و حدود
6 × 10 ⁸⁰
بیت اطلاعات در تمام “ذرات جهان قابل مشاهده” ذخیره شده است .
سابقا این مقاله را ترجمه کرده و در کانال ارائه دادیم
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/4877
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/4892
🔺جهان هستی حاوی چه تعداد بیت اطلاعات است؟ خیلی زیاد. بر اساس یک محاسبهی جدید، کیهان مرئی احتمالا دارای 600 میلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون تریلیون – بیت اطلاعات است.
اگر همه چیز در جهان «داده» باشد، آنگاه جهان یک کامپیوتر غولآسا است که یک برنامه شامل من و شما را اجرا میکند. از این نقطه نظر، میتوان کل مقدار اطلاعات در کیهان را برآورد کرد و برخی از دانشمندان سعی کردهاند به رقمی برای آن برسند. در یک مقالۀ جدید، “ملوین وپسون”، محقق دانشگاه پورتسموث، محاسبه کرد که دقیقاً چه مقدار اطلاعات در کیهان وجود دارد. او در این مقاله نوشت: «ما مشخص کردیم که هر ذره در جهان قابل مشاهده حاوی 1.509 بیت اطلاعات است و حدود
6 × 10 ⁸⁰
بیت اطلاعات در تمام “ذرات جهان قابل مشاهده” ذخیره شده است .
سابقا این مقاله را ترجمه کرده و در کانال ارائه دادیم
Chapter ¹
https://t.me/higgs_field/4877
Chapter ²
https://t.me/higgs_field/4892
👍5❤1
کمیسیون دفاع سنای فرانسه از دولت این کشور و کاترین کولونا، وزیر امور اروپا و خارجه، خواست تا به ۲۷ کشور اتحادیه اروپا پیشنهاد کنند سفیران خود در ایران را برای مشورت فراخوانند تا برای اقدامی عملی در قبال جمهوری اسلامی تصمیم بگیرند.
🔥6❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی انتشاریافته در صفحه شخصی اینستاگرام صبا ضامنی نشان میدهد او شعر «بیزارم از آیین شما، نفرین بر دین شما» از شهاب الدین موسوی را در بین معترضان در تورنتو کانادا به مناسبت سومین ساگرد ساقط کردن هواپیمای اکراینی توسط سپاه، با اجرای خود خواند.
👍16❤2
.
💢 #گفتاورد منتسب به #انیشتین
• به طبیعت عمیق نگاه کنید. پس از آن همهچیز را بهتر درک خواهید کرد.
• سعی نکنید به فرد موفقی تبدیل شوید، درعوض سعی کنید که انسان باارزشی باشید.
• ما نمیتوانیم مشکلاتمان را با همان طرز فکری حل کنیم که با آن، مشکلات را بهوجود آوردهایم.
• آموزش، یادگیری حقایق نیست، بلکه پرورش ذهن برای تفکر است.
• کسی که هرگز اشتباهی مرتکب نشده هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است.
💢 @phys_Q
💢 #گفتاورد منتسب به #انیشتین
• به طبیعت عمیق نگاه کنید. پس از آن همهچیز را بهتر درک خواهید کرد.
• سعی نکنید به فرد موفقی تبدیل شوید، درعوض سعی کنید که انسان باارزشی باشید.
• ما نمیتوانیم مشکلاتمان را با همان طرز فکری حل کنیم که با آن، مشکلات را بهوجود آوردهایم.
• آموزش، یادگیری حقایق نیست، بلکه پرورش ذهن برای تفکر است.
• کسی که هرگز اشتباهی مرتکب نشده هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است.
💢 @phys_Q
👍8❤1👎1
💢AdS/CFT Correspondence
📌فرمول غیر اختلالی تئوری ریسمان
قسمت هفتم
در نظریه میدان کوانتومی، معمولاً با استفاده از تکنیکهای تئوری اختلال ، احتمالات رویدادهای فیزیکی مختلف را محاسبه میکنند. نظریه میدان کوانتومی آشفته perturbative که توسط ریچارد فاینمن و همکاران در نیمه اول سده بیستم ابداع شد، از نمودارهای خاصی به نام نمودارهای فاینمن برای سازماندهی و اورگانایز محاسبات استفاده می کرد. تصور می شود که این نمودارها مسیر ذرات نقطه-سان و برهم کنش آنها را نشان می دهند. اگرچه این فرمالیسم برای انجام پیشبینیها بسیار مفید است، اما این پیشبینیها تنها زمانی امکانپذیر است که توان برهمکنشها، یعنی ثابت جفتیدگی coupling constant ، به اندازهای کوچک باشد که به طور قابل اعتمادی این نظریه را به عنوان نزدیک به یک نظریه غیر برهمکنشی توصیف کند.
نقطه شروع تئوری ریسمان این ایده است که ذرات نقطه-مانند یا نقطه-سان pointlike نظریه میدان کوانتومی را نیز می توان به عنوان آبجکت های تک بعدی به نام ریسمان مدل کرد. برهمکنش رشتهها با تعمیم تئوری اغتشاش(اختلال) که در نظریه میدان کوانتومی معمولی استفاده میشود، به طور مستقیم تعریف میشود. در سطح نمودارهای فاینمن، این به معنای جایگزینی نمودار یک بعدی نشان دهنده مسیر یک پارتیکل نقطه ای با یک سطح دو بعدی است که حرکت یک ریسمان را نشان می دهد. برخلاف نظریه میدان کوانتومی، نظریه ریسمان هنوز یک تعریف کامل و نامختل ندارد، بنابراین بسیاری از سؤالات نظری که فیزیکدانان مایلند به آنها پاسخ دهند، دور از دسترس هستند.
مشکل ایجاد یک فرمول نا مختل تئوری ریسمان یکی از انگیزه های اولیه برای مطالعه همخوانی AdS/CFT بود. همانطور که در بالا توضیح داده شد، این همخوانی چندین نمونه از نظریه های میدان کوانتومی را ارائه می دهد که معادل نظریه ریسمان در فضای آنتی دی سیتر هستند.
می توان متناوبا این همخوانی را به عنوان ارائه تعریفی از نظریه ریسمان در مورد خاصی که میدان گرانشی به طور مجانبی asymptomatically آنتی دی سیتر است (یعنی زمانی که میدان گرانشی شبیه فضای آنتی دی سیتر در بی نهایت فضایی است) مشاهده کرد. کمیتهای جالب فیزیکی در نظریه ریسمان بر حسب کمیتها در نظریه میدان کوانتومی دوگانه dual تعریف میشوند.
💢@higgs_field
🔻Interaction in the quantum world: world lines of point-like particles or a world sheet swept up by closed strings in string theory.
✔️برهمکنش در دنیای کوانتومی : جهانخط های پارتیکل های نقطهسان یا صفحه جهانی متشکل از ریسمان های بسته در تئوری ریسمان .
📌فرمول غیر اختلالی تئوری ریسمان
قسمت هفتم
در نظریه میدان کوانتومی، معمولاً با استفاده از تکنیکهای تئوری اختلال ، احتمالات رویدادهای فیزیکی مختلف را محاسبه میکنند. نظریه میدان کوانتومی آشفته perturbative که توسط ریچارد فاینمن و همکاران در نیمه اول سده بیستم ابداع شد، از نمودارهای خاصی به نام نمودارهای فاینمن برای سازماندهی و اورگانایز محاسبات استفاده می کرد. تصور می شود که این نمودارها مسیر ذرات نقطه-سان و برهم کنش آنها را نشان می دهند. اگرچه این فرمالیسم برای انجام پیشبینیها بسیار مفید است، اما این پیشبینیها تنها زمانی امکانپذیر است که توان برهمکنشها، یعنی ثابت جفتیدگی coupling constant ، به اندازهای کوچک باشد که به طور قابل اعتمادی این نظریه را به عنوان نزدیک به یک نظریه غیر برهمکنشی توصیف کند.
نقطه شروع تئوری ریسمان این ایده است که ذرات نقطه-مانند یا نقطه-سان pointlike نظریه میدان کوانتومی را نیز می توان به عنوان آبجکت های تک بعدی به نام ریسمان مدل کرد. برهمکنش رشتهها با تعمیم تئوری اغتشاش(اختلال) که در نظریه میدان کوانتومی معمولی استفاده میشود، به طور مستقیم تعریف میشود. در سطح نمودارهای فاینمن، این به معنای جایگزینی نمودار یک بعدی نشان دهنده مسیر یک پارتیکل نقطه ای با یک سطح دو بعدی است که حرکت یک ریسمان را نشان می دهد. برخلاف نظریه میدان کوانتومی، نظریه ریسمان هنوز یک تعریف کامل و نامختل ندارد، بنابراین بسیاری از سؤالات نظری که فیزیکدانان مایلند به آنها پاسخ دهند، دور از دسترس هستند.
مشکل ایجاد یک فرمول نا مختل تئوری ریسمان یکی از انگیزه های اولیه برای مطالعه همخوانی AdS/CFT بود. همانطور که در بالا توضیح داده شد، این همخوانی چندین نمونه از نظریه های میدان کوانتومی را ارائه می دهد که معادل نظریه ریسمان در فضای آنتی دی سیتر هستند.
می توان متناوبا این همخوانی را به عنوان ارائه تعریفی از نظریه ریسمان در مورد خاصی که میدان گرانشی به طور مجانبی asymptomatically آنتی دی سیتر است (یعنی زمانی که میدان گرانشی شبیه فضای آنتی دی سیتر در بی نهایت فضایی است) مشاهده کرد. کمیتهای جالب فیزیکی در نظریه ریسمان بر حسب کمیتها در نظریه میدان کوانتومی دوگانه dual تعریف میشوند.
💢@higgs_field
🔻Interaction in the quantum world: world lines of point-like particles or a world sheet swept up by closed strings in string theory.
✔️برهمکنش در دنیای کوانتومی : جهانخط های پارتیکل های نقطهسان یا صفحه جهانی متشکل از ریسمان های بسته در تئوری ریسمان .
Telegram
attach 📎
👍3
💢 خطای ادراکی
- تصویر ثابتی که متحرک بنظر میرسد؟
بایست علاقمند به موارد خطای ادراکی بود ، بدین دلیل که گستردگی و فراتر از ادراک بودن یونیورس را با این دست تصاویر ، درک می کنیم .
🔺 شما خطای ادراکی دیگری سراغ دارید؟
💢 @HIGGS_FIELD
- تصویر ثابتی که متحرک بنظر میرسد؟
بایست علاقمند به موارد خطای ادراکی بود ، بدین دلیل که گستردگی و فراتر از ادراک بودن یونیورس را با این دست تصاویر ، درک می کنیم .
🔺 شما خطای ادراکی دیگری سراغ دارید؟
💢 @HIGGS_FIELD
❤3👍2
💢اثر سوراخ سوزنی pinhole effect در سال 1839در دوربین های عکاسی بکار گرفته شد . البته نخستین بار ارسطو Aristotle به این پدیده اشاره کرد .
نوری که از طریق یک روزنه کوچک بین برگ های درخت می افتد، نور خورشید را به طور کامل بر روی زمین پخش می کند. با وجود اینکه دهانه بین برگ ها شکلی نامنظم دارد و کاملاً گرد نیست، اما تصویر روی زمین ، تصویر هلالی خورشید را ترسیم می کند. ارسطو هرگز نتوانست این را توضیح دهد. تا در قرن شانزدهم ، دانشمندان به مکررا تکنیک سوراخ سوزنی را آزمودند .
لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به فکر استفاده از جعبه برای آن افتاد. او توضیح داد که چگونه می توان یک تصویر را روی یک صفحه شفاف دریافت کرد و آن را در خارج ردیابی کرد. اما تا قرن شانزدهم این ایده به تکامل کامل نرسید.
دانشمندانی که مستقیما به خورشید نگاه میکردند از مشکلات بینایی رنج می بردند اما تکنیک سوراخ سوزنی تصویر خورشید را بر یک صفحه ترسیم میکرد و به دانشمندان اجازه مشاهده و مطالعه امن خورشید را می داد.
pinhole effect
💢@higgs_field
نوری که از طریق یک روزنه کوچک بین برگ های درخت می افتد، نور خورشید را به طور کامل بر روی زمین پخش می کند. با وجود اینکه دهانه بین برگ ها شکلی نامنظم دارد و کاملاً گرد نیست، اما تصویر روی زمین ، تصویر هلالی خورشید را ترسیم می کند. ارسطو هرگز نتوانست این را توضیح دهد. تا در قرن شانزدهم ، دانشمندان به مکررا تکنیک سوراخ سوزنی را آزمودند .
لئوناردو داوینچی اولین کسی بود که به فکر استفاده از جعبه برای آن افتاد. او توضیح داد که چگونه می توان یک تصویر را روی یک صفحه شفاف دریافت کرد و آن را در خارج ردیابی کرد. اما تا قرن شانزدهم این ایده به تکامل کامل نرسید.
دانشمندانی که مستقیما به خورشید نگاه میکردند از مشکلات بینایی رنج می بردند اما تکنیک سوراخ سوزنی تصویر خورشید را بر یک صفحه ترسیم میکرد و به دانشمندان اجازه مشاهده و مطالعه امن خورشید را می داد.
pinhole effect
💢@higgs_field
❤3👍2
ماه در هنگام خورشید گرفتگی ، بعنوان یک فیلتر عمل می کند . همانطور که در تصویر می بینید در ناحیه c نوری که زمانی ناهمدوس incoherent بوده ، تبدیل به نور همدوس coherent می شود و با عبور از روزنه های بین برگ های درختان ، اثر سوراخ سوزنی pinhole effect را ایجاد می کند .
البته بیشتر منابع نوری به صورت منابع «غیر همدوس» (Incoherent) یا «غیر پلاریزه» (Unpolarized) طبقهبندی میشوند. این منابع، شامل ترکیبی تصادفی از امواج هستند که مشخصات فضایی، فرکانس (طول موج)، فاز و حالتهای پلاریزاسیون متفاوتی دارند.
💢@higgs_field
البته بیشتر منابع نوری به صورت منابع «غیر همدوس» (Incoherent) یا «غیر پلاریزه» (Unpolarized) طبقهبندی میشوند. این منابع، شامل ترکیبی تصادفی از امواج هستند که مشخصات فضایی، فرکانس (طول موج)، فاز و حالتهای پلاریزاسیون متفاوتی دارند.
💢@higgs_field
❤3👍2
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت سوم
احتمالا توجه شده اید که در اینجا، همانند تابش هاوکینگ، آنتروپی یک سیاهچاله با مساحت سطح آن متناسب است. تعریف دیگر برای آنتروپی ، شماری از میکرو حالت هایی micro-states که در یک ماکرو حالت macro-state نقش دارند، این الزاما به این معنی است که افق رویداد نمیتواند صاف smoth باشد، بلکه باید سطحی از بینظمی داشته باشد.
بنابراین، ممکن است که افق رویداد یک سیاهچاله مانند یک صفحه وینیل کدگذاری شده باشد تا از آنتروپی و بنابراین اطلاعات یک سیاهچاله تشکیل شده باشد. جرارد 'تی هوفت مکانیسمی را توضیح داد که توسط آن پارتیکل ها در حال سقوط می توانند در افق رویداد ایمپرینت شوند ، و نشان داد که پارتیکل های در حال سقوط باعث تغییر شکل deformation گرانشی می شوند و اساساً برجستگی هایی در افق ایجاد می کنند که کاملاً پارتیکل را توصیف می کند و غیره. همچنین می توان این اطلاعات را به تابش خروجی منتقل کرد . این توصیف توضیحی را در مورد اینکه چگونه افق رویداد می تواند محتویات سیاهچاله را به طور کامل توصیف کند، رسمیت بخشید. به عبارت دیگر، اطلاعات سیاهچاله، یک سیستم 3 بعدی، در افق رویداد 2 بعدی کدگذاری می شوند. از تعریف قبلی ما، میتوان گفت که سیاهچاله یک هولوگرام است.
با این حال، مشکلاتی با این توضیح مطرح شد. اگر اطلاعات به این شکل در افق رویداد ایمپرینت imprint شوند، با چشم انداز ناظر بیرونی مطابقت دارد، زیرا زمان با نزدیک شدن به تاثیرات سهمگین گرانشی یک سیاهچاله ، وجود نخواهد داشت و بنابراین هر آبجکتی که در حال سقوط در افق رویداد به دام افتاده و (نامرئی) به نظر میرسد. . با این حال، از منظر آبجکت های در حال سقوط، آنها و اطلاعات همراه شان مستقیماً از آن عبور می کنند. با فرض اینکه اطلاعات در افق رویداد برای همه چارچوبهای مرجع در آنجا باقی میماند، این مسئله مشکلی را ایجاد میکند، زیرا قضیه عدم شبیهسازی no cloning theorem را نقض میکند، که به موجب آن اطلاعات نمیتوانند به این روش تکرار شوند. لئونارد ساسکیند با ابداع ایده مکملیّت complementarity سیاهچاله به این انتقاد پاسخ داد. احتمالاً در مورد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ شنیده اید که ما نمی توانیم همزمان مومنتوم و پوزیشن یک سیستم را با اطمینان 100٪ بدانیم. ما می گوییم مومنتوم و پوزیشن مکمل هم هستند.
شکل دیگری از مکملیت ، انرژی و زمان وجود دارد که در آن پایستگی انرژی در صورتی که فقط برای مدت بسیار کوتاهی باشد، در واقع می تواند شکسته شود. به عنوان مثال، یک جفت الکترون-پوزیترون میتواند از خلاء پدیدار شود و سپس تقریباً بلافاصله (در حدود 10^-40 ثانیه) بدون شکستن قوانین طبیعت نابود annihilate شوند. به طور مشابه، پیرامون مکملیت سیاه چاله و قضیه عدم شبیه سازی میتوان گفت ، از آنجایی که مشاهده هم زمان بیرون و داخل سیاهچاله غیرممکن است، اطلاعات میتوانند در افق رویداد کپی duplicate و قضیه عدم شبیه سازی را نقض کرد .
💢@higgs_field
قسمت سوم
احتمالا توجه شده اید که در اینجا، همانند تابش هاوکینگ، آنتروپی یک سیاهچاله با مساحت سطح آن متناسب است. تعریف دیگر برای آنتروپی ، شماری از میکرو حالت هایی micro-states که در یک ماکرو حالت macro-state نقش دارند، این الزاما به این معنی است که افق رویداد نمیتواند صاف smoth باشد، بلکه باید سطحی از بینظمی داشته باشد.
بنابراین، ممکن است که افق رویداد یک سیاهچاله مانند یک صفحه وینیل کدگذاری شده باشد تا از آنتروپی و بنابراین اطلاعات یک سیاهچاله تشکیل شده باشد. جرارد 'تی هوفت مکانیسمی را توضیح داد که توسط آن پارتیکل ها در حال سقوط می توانند در افق رویداد ایمپرینت شوند ، و نشان داد که پارتیکل های در حال سقوط باعث تغییر شکل deformation گرانشی می شوند و اساساً برجستگی هایی در افق ایجاد می کنند که کاملاً پارتیکل را توصیف می کند و غیره. همچنین می توان این اطلاعات را به تابش خروجی منتقل کرد . این توصیف توضیحی را در مورد اینکه چگونه افق رویداد می تواند محتویات سیاهچاله را به طور کامل توصیف کند، رسمیت بخشید. به عبارت دیگر، اطلاعات سیاهچاله، یک سیستم 3 بعدی، در افق رویداد 2 بعدی کدگذاری می شوند. از تعریف قبلی ما، میتوان گفت که سیاهچاله یک هولوگرام است.
با این حال، مشکلاتی با این توضیح مطرح شد. اگر اطلاعات به این شکل در افق رویداد ایمپرینت imprint شوند، با چشم انداز ناظر بیرونی مطابقت دارد، زیرا زمان با نزدیک شدن به تاثیرات سهمگین گرانشی یک سیاهچاله ، وجود نخواهد داشت و بنابراین هر آبجکتی که در حال سقوط در افق رویداد به دام افتاده و (نامرئی) به نظر میرسد. . با این حال، از منظر آبجکت های در حال سقوط، آنها و اطلاعات همراه شان مستقیماً از آن عبور می کنند. با فرض اینکه اطلاعات در افق رویداد برای همه چارچوبهای مرجع در آنجا باقی میماند، این مسئله مشکلی را ایجاد میکند، زیرا قضیه عدم شبیهسازی no cloning theorem را نقض میکند، که به موجب آن اطلاعات نمیتوانند به این روش تکرار شوند. لئونارد ساسکیند با ابداع ایده مکملیّت complementarity سیاهچاله به این انتقاد پاسخ داد. احتمالاً در مورد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ شنیده اید که ما نمی توانیم همزمان مومنتوم و پوزیشن یک سیستم را با اطمینان 100٪ بدانیم. ما می گوییم مومنتوم و پوزیشن مکمل هم هستند.
شکل دیگری از مکملیت ، انرژی و زمان وجود دارد که در آن پایستگی انرژی در صورتی که فقط برای مدت بسیار کوتاهی باشد، در واقع می تواند شکسته شود. به عنوان مثال، یک جفت الکترون-پوزیترون میتواند از خلاء پدیدار شود و سپس تقریباً بلافاصله (در حدود 10^-40 ثانیه) بدون شکستن قوانین طبیعت نابود annihilate شوند. به طور مشابه، پیرامون مکملیت سیاه چاله و قضیه عدم شبیه سازی میتوان گفت ، از آنجایی که مشاهده هم زمان بیرون و داخل سیاهچاله غیرممکن است، اطلاعات میتوانند در افق رویداد کپی duplicate و قضیه عدم شبیه سازی را نقض کرد .
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
❤1👍1
💢آنتروپی entropy : نیرویی ناپیدا که حیات را پیچیده می کند
قسمت دوم
📌آنتروپی و زمان
اِنتروپی Entropy یکی از اندک مفاهیمی که از شواهد وجود زمان پشتیبانی می کند ، است . " پیکان زمان " arrow of Time نامی ست که بیانگر این ایده که زمان نامتقارن asymmetric است و تنها در یک جهت ، رو به جلو- جریان می یابد . یک پروسه بازگشت ناپذیر که در آن انتروپی افزایش می یابد.
ستاره شناس astronomer آرتور ادینگتون در سال 1927 مفهوم پیکان زمان را آغاز کرد و نوشت:
بیایید یک پیکان (فلش) دلخواه بکشیم. اگر همانطور که پیکان[،] را دنبال می کنیم بیشتر و بیشتر عنصر تصادف random element را در وضعیت جهان پیدا کنیم، آنگاه پیکان به سمت آینده است. اگر عنصر تصادف کاهش یابد[،] پیکان به سمت گذشته است. این تنها تمایز فیزیکی شناخته شده [بین گذشته و آینده] است.
برایان کاکس، فیزیکدان، در بخشی از شگفتی های یونیورس که برای بی بی سی دو تهیه شده است، توضیح می دهد:
پیکان زمان حکم می کند که با گذر هر لحظه، همه چیز تغییر می کند و زمانی که این تغییرات اتفاق افتاد، هرگز باز نمی گردند . تغییر دائمی بخشی اساسی از معنای انسان بودن است. همه ما با گذشت سالها پیر می شویم - مردم به دنیا می آیند، زندگی می کنند و می میرند. فکر میکنم این بخشی از شادی و تراژدی زندگی ما باشد، اما بیرون از یونیورس ، آن سیکل های جامع و حماسی ، ابدی و تغییرناپذیر به نظر میرسند. اما این [زمان] یک توهم است. ببینید، در هستی ِ یونیورس ، درست مانند زندگی ما، همه چیز به طور برگشت ناپذیری در حال تغییر است.
تام استوپارد در نمایشنامهاش آرکادیا Arcadia از استعارهای بدیع برای ماهیت غیرقابل بازگشت انتروپی استفاده میکند:
وقتی پودینگ برنجت را هم میزنی، سپتیموس، و قاشق مربا را به آن اضاف می کنی ، مسیرهای قرمز رنگی مانند تصویر یک شهاب در اطلس نجومی ایجاد می کند. اما اگر معکوس هم بزنید مربا دوباره جمع نمی شود. در واقع، پودینگ متوجه نمی شود و مانند قبل به صورتی شدن ادامه می دهد. به نظر شما شگفت نیست؟
💢@higgs_field
قسمت دوم
📌آنتروپی و زمان
اِنتروپی Entropy یکی از اندک مفاهیمی که از شواهد وجود زمان پشتیبانی می کند ، است . " پیکان زمان " arrow of Time نامی ست که بیانگر این ایده که زمان نامتقارن asymmetric است و تنها در یک جهت ، رو به جلو- جریان می یابد . یک پروسه بازگشت ناپذیر که در آن انتروپی افزایش می یابد.
ستاره شناس astronomer آرتور ادینگتون در سال 1927 مفهوم پیکان زمان را آغاز کرد و نوشت:
بیایید یک پیکان (فلش) دلخواه بکشیم. اگر همانطور که پیکان[،] را دنبال می کنیم بیشتر و بیشتر عنصر تصادف random element را در وضعیت جهان پیدا کنیم، آنگاه پیکان به سمت آینده است. اگر عنصر تصادف کاهش یابد[،] پیکان به سمت گذشته است. این تنها تمایز فیزیکی شناخته شده [بین گذشته و آینده] است.
برایان کاکس، فیزیکدان، در بخشی از شگفتی های یونیورس که برای بی بی سی دو تهیه شده است، توضیح می دهد:
پیکان زمان حکم می کند که با گذر هر لحظه، همه چیز تغییر می کند و زمانی که این تغییرات اتفاق افتاد، هرگز باز نمی گردند . تغییر دائمی بخشی اساسی از معنای انسان بودن است. همه ما با گذشت سالها پیر می شویم - مردم به دنیا می آیند، زندگی می کنند و می میرند. فکر میکنم این بخشی از شادی و تراژدی زندگی ما باشد، اما بیرون از یونیورس ، آن سیکل های جامع و حماسی ، ابدی و تغییرناپذیر به نظر میرسند. اما این [زمان] یک توهم است. ببینید، در هستی ِ یونیورس ، درست مانند زندگی ما، همه چیز به طور برگشت ناپذیری در حال تغییر است.
تام استوپارد در نمایشنامهاش آرکادیا Arcadia از استعارهای بدیع برای ماهیت غیرقابل بازگشت انتروپی استفاده میکند:
وقتی پودینگ برنجت را هم میزنی، سپتیموس، و قاشق مربا را به آن اضاف می کنی ، مسیرهای قرمز رنگی مانند تصویر یک شهاب در اطلس نجومی ایجاد می کند. اما اگر معکوس هم بزنید مربا دوباره جمع نمی شود. در واقع، پودینگ متوجه نمی شود و مانند قبل به صورتی شدن ادامه می دهد. به نظر شما شگفت نیست؟
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش خبری صداوسیما در روز سوم ساقط شدن هواپیمای اوکراینی توسط سپاه پاسداران (۲۰ دی ۹۸):
موتور هواپیما به علت نقص فنی آتش گرفته
علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی: محرز است موشکی به هواپیما اصابت نکرده
علی ربیعی، سخنگوی دولت: موشک دروغپردازی و عملیات روانی آمریکا است
کاپیتان شهبازی: شایعه موشک هجمه
سیاسی است
💢@higgs_field
دروغ گفتن امری طبیعی شده و هیچ کس بابت دروغ هایی که می گوید ، احساس شرمندگی یا ندامت ندارد ، از دروغ عبور کرده اند و رسما در وادی وقاحت گام گذارده اند . این مرگ اخلاق است . آنچه خلاف عقل است قطعا خلاف اخلاق نیز هست .
موتور هواپیما به علت نقص فنی آتش گرفته
علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی: محرز است موشکی به هواپیما اصابت نکرده
علی ربیعی، سخنگوی دولت: موشک دروغپردازی و عملیات روانی آمریکا است
کاپیتان شهبازی: شایعه موشک هجمه
سیاسی است
💢@higgs_field
دروغ گفتن امری طبیعی شده و هیچ کس بابت دروغ هایی که می گوید ، احساس شرمندگی یا ندامت ندارد ، از دروغ عبور کرده اند و رسما در وادی وقاحت گام گذارده اند . این مرگ اخلاق است . آنچه خلاف عقل است قطعا خلاف اخلاق نیز هست .
👍15