💢 اصل عدم قطعیت The Uncertainty Principle
قسمت نخست
پوزیشن و مومنتوم یک پارتیکل را نمی توان به طور همزمان با دقت زیاد اندازه گیری کرد. مینیمومی برای حاصل ضرب عدم قطعیت این دو وجود دارد. به همین ترتیب مینیمومی برای حاصلضرب عدم قطعیت انرژی و زمان نیز وجود دارد.
اصل عدم قطعیت پیرامون دقت ابزار اندازه گیری، و کیفیت روش های تجربی نیست. این اصل از ویژگی های ذاتی موج در توصیف مکانیک کوانتومی طبیعت ناشی می شود. حتی با ابزار و تکنیک کامل، عدم قطعیت در ماهیت ذاتی چیزها نهفته است.
💢@higgs_field
قسمت نخست
پوزیشن و مومنتوم یک پارتیکل را نمی توان به طور همزمان با دقت زیاد اندازه گیری کرد. مینیمومی برای حاصل ضرب عدم قطعیت این دو وجود دارد. به همین ترتیب مینیمومی برای حاصلضرب عدم قطعیت انرژی و زمان نیز وجود دارد.
اصل عدم قطعیت پیرامون دقت ابزار اندازه گیری، و کیفیت روش های تجربی نیست. این اصل از ویژگی های ذاتی موج در توصیف مکانیک کوانتومی طبیعت ناشی می شود. حتی با ابزار و تکنیک کامل، عدم قطعیت در ماهیت ذاتی چیزها نهفته است.
💢@higgs_field
❤3👍3
پس از مرگ به آنجایی می روم که پیش از زاد بودم .
آنجا که دردی ، رنجی ، نگرانی ، نه شادی و نه اندوهی نیست . زیستن هدیهی مادر دهر بماست و زاینده میرنده ، حادث - ازلی نبوده و ابدی نیست .
آگاهی ، روشنایی کم فروغی در ژرفنای مغاکی تار است ، سه سوی آنرا تاریکی نامتناهی احاطه ساخته است .
درین ورطه ، زیستن نخستین و واپسین فرصت ماست .
آزاده باش و آزاد بزی و از ترس تن به بندگی مسپار و آگه باش که اخلاق منفعت آدمی ست .
خیام پندمان می دهد:
دهقان قضا بسی چو ما کِشت و درود
غم خوردن بیهوده نمی دارد سود
پر کن قدح مِی به کفم درنه زود
تا باز خورم که بودنیها همه بود
💢@higgs_field
آنجا که دردی ، رنجی ، نگرانی ، نه شادی و نه اندوهی نیست . زیستن هدیهی مادر دهر بماست و زاینده میرنده ، حادث - ازلی نبوده و ابدی نیست .
آگاهی ، روشنایی کم فروغی در ژرفنای مغاکی تار است ، سه سوی آنرا تاریکی نامتناهی احاطه ساخته است .
درین ورطه ، زیستن نخستین و واپسین فرصت ماست .
آزاده باش و آزاد بزی و از ترس تن به بندگی مسپار و آگه باش که اخلاق منفعت آدمی ست .
خیام پندمان می دهد:
دهقان قضا بسی چو ما کِشت و درود
غم خوردن بیهوده نمی دارد سود
پر کن قدح مِی به کفم درنه زود
تا باز خورم که بودنیها همه بود
💢@higgs_field
❤12👍3
💢اصل عدم قطعیت The Uncertainty Principle
قسمت دوم
مراحل مهم در مسیر درک اصل عدم قطعیت، دوگانگی موج-ذره wave-particle و فرضیه دوبروی است. با کاهش اندازه به ابعاد اتمی، در نظر گرفتن پارتیکل مانند یک کره سخت فاقد اعتبار است، زیرا هر چه ابعاد کوچکتر باشد، بیشتر شبیه موج می شود. دیگر معنی ندارد که بگوییم شما پوزیشن و مومنتوم چنین پارتیکلی را دقیقاً تعیین کرده اید. وقتی می گویید که الکترون به عنوان یک موج عمل می کند، این موج تابع معادله موج مکانیکی کوانتومی است و بنابراین با احتمال یافتن الکترون در هر نقطه از فضا مرتبط است. یک موج سینوسی کامل برای موج الکترونی این احتمال را در تمام فضا پخش می کند و "پوزیشن" الکترون را کاملا نامشخص uncertain می سازد.
💢@higgs_field
قسمت دوم
مراحل مهم در مسیر درک اصل عدم قطعیت، دوگانگی موج-ذره wave-particle و فرضیه دوبروی است. با کاهش اندازه به ابعاد اتمی، در نظر گرفتن پارتیکل مانند یک کره سخت فاقد اعتبار است، زیرا هر چه ابعاد کوچکتر باشد، بیشتر شبیه موج می شود. دیگر معنی ندارد که بگوییم شما پوزیشن و مومنتوم چنین پارتیکلی را دقیقاً تعیین کرده اید. وقتی می گویید که الکترون به عنوان یک موج عمل می کند، این موج تابع معادله موج مکانیکی کوانتومی است و بنابراین با احتمال یافتن الکترون در هر نقطه از فضا مرتبط است. یک موج سینوسی کامل برای موج الکترونی این احتمال را در تمام فضا پخش می کند و "پوزیشن" الکترون را کاملا نامشخص uncertain می سازد.
💢@higgs_field
❤4👍3
💢 اصل عدم قطعیت The Uncertainty Principle
قسمت سوم
🔺محصور شدن ذرات particle Confinement
اصل عدم قطعیت حاوی مفاهیمی در مورد انرژی است که برای داشتن یک پارتیکل در حجم معین لازم است. انرژی مورد نیاز برای مهار کردن پارتیکل ها از نیروهای بنیادی ناشی میشود، و به ویژه نیروی الکترومغناطیسی ربایش لازم برای مهار سازی الکترونهای درون اتم را فراهم میکند، و نیروی هستهای قوی ربایش لازم برای مهار سازی ذرات درون نوکلئون را فراهم میکند. اما ثابت پلانک، که در اصل عدم قطعیت ظاهر میشود، سایز محصور شدگی را که میتواند توسط این نیروها ایجاد شود، تعیین میکند. راه دیگر بیان آن این است که توان نیروهای هسته ای و الکترومغناطیسی به همراه محدود سازی های موجود در سطح ثابت پلانک، مقیاس اتم و نوکلئون را تعیین می کند.
محاسبات بسیار تقریبی زیر برای ارائه نظمی برای مقادیر انرژی های مورد نیاز برای مهار و محصور سازی پارتیکل ها ست.
💢@higgs_field
قسمت سوم
🔺محصور شدن ذرات particle Confinement
اصل عدم قطعیت حاوی مفاهیمی در مورد انرژی است که برای داشتن یک پارتیکل در حجم معین لازم است. انرژی مورد نیاز برای مهار کردن پارتیکل ها از نیروهای بنیادی ناشی میشود، و به ویژه نیروی الکترومغناطیسی ربایش لازم برای مهار سازی الکترونهای درون اتم را فراهم میکند، و نیروی هستهای قوی ربایش لازم برای مهار سازی ذرات درون نوکلئون را فراهم میکند. اما ثابت پلانک، که در اصل عدم قطعیت ظاهر میشود، سایز محصور شدگی را که میتواند توسط این نیروها ایجاد شود، تعیین میکند. راه دیگر بیان آن این است که توان نیروهای هسته ای و الکترومغناطیسی به همراه محدود سازی های موجود در سطح ثابت پلانک، مقیاس اتم و نوکلئون را تعیین می کند.
محاسبات بسیار تقریبی زیر برای ارائه نظمی برای مقادیر انرژی های مورد نیاز برای مهار و محصور سازی پارتیکل ها ست.
💢@higgs_field
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهروز افخمی، کارگردان و مجری، در روز سوم ساقط شدن هواپیمای مسافربری اوکراین توسط موشک سپاه پاسداران (۲۰ دی ۹۸):
دست خدا در کار است که سقوط یکی از هواپیماهای بدنام و پرتصادفشان باعث ورشکستگی و بیحیثیتی اقتصادی آمریکا شود
💢@higgs_field
دست خدا در کار است که سقوط یکی از هواپیماهای بدنام و پرتصادفشان باعث ورشکستگی و بیحیثیتی اقتصادی آمریکا شود
💢@higgs_field
👎9
💢 اصل عدم قطعیت The Uncertainty Principle
¹-https://t.me/higgs_field/9020
²-https://t.me/higgs_field/9023?single
³-https://t.me/higgs_field/9024
⁴-https://t.me/higgs_field/9029
Uncertainty principle:
https://t.me/higgs_field/9028
¹-https://t.me/higgs_field/9020
²-https://t.me/higgs_field/9023?single
³-https://t.me/higgs_field/9024
⁴-https://t.me/higgs_field/9029
Uncertainty principle:
https://t.me/higgs_field/9028
❤2👍2👏1
✈️ قربانیان پرواز PS752
ما شاهد سقوط حقیقت
ما شاهدِ تلاشیِ انسان
ما صاحبان واقعه بودیم
چندی به زجر شعله کشیدیم
و اینک درون خاطره دودیم.
گفتند:
"رو به اوج روانیم"
دیدیم سیر سوی هبوط است!
شعر سپید نیست که خوانیش،
این جعبهٔ سیاه سقوط است.
🖤 ۸ ژانویه؛ سال دیگری گذشت از آن روز سرد زمستانی که دلهایمان مُرد .
ما در مرگ و قتل فرزندان ایران ، سوگواریم اما به سوگ نمی نشینیم ، خشمگین هستم و آتش این خشم مقدس را درون سینه هایمان نگاه خواهیم داشت تا آنکه شعله فروزد و بسوزاند هر آنچه و هرآنکه از کُشندگان ماست .
💢@higgs_field
ما شاهد سقوط حقیقت
ما شاهدِ تلاشیِ انسان
ما صاحبان واقعه بودیم
چندی به زجر شعله کشیدیم
و اینک درون خاطره دودیم.
گفتند:
"رو به اوج روانیم"
دیدیم سیر سوی هبوط است!
شعر سپید نیست که خوانیش،
این جعبهٔ سیاه سقوط است.
🖤 ۸ ژانویه؛ سال دیگری گذشت از آن روز سرد زمستانی که دلهایمان مُرد .
ما در مرگ و قتل فرزندان ایران ، سوگواریم اما به سوگ نمی نشینیم ، خشمگین هستم و آتش این خشم مقدس را درون سینه هایمان نگاه خواهیم داشت تا آنکه شعله فروزد و بسوزاند هر آنچه و هرآنکه از کُشندگان ماست .
💢@higgs_field
🕊4❤3
💢 UP- Uncertainty Principle
📌اصل عدم قطعیت از سه عنصر مشتق شده است:
• دوگانگی موج-ذره
• تقسیم ناپذیری انتقال انرژی و تکانه
• ناتعیینگرایی determinism کامل
که بیان میکند برای یک جفت متغیر مزدوج مانند مکان/تکانه و زمان/انرژی (شامل انرژی جرم سکون mc²)، نمیتوان مقدار دقیق دترمینیستی هر عضو از جفت ها را همزمان داشت.
فرمول مربوطه این است:
Δx Δpx ≥ ℏ/ 2
که در آن عدم قطعیت، x پوزیشن جرم نقطه ای m در امتداد محور x است
px = m vx
اندیسp تکانه در امتداد محور x
و Vx سرعت در امتداد محور x
ℏ= h/2π
= 1.054x10-²⁷ erg-sec
است. همچنین یک رابطه مشابه برای عدم قطعیت زمان t و انرژی E وجود دارد، به عنوان مثال
Δt ΔE ≥ ℏ/ 2
در مورد جرم سنگین (مانند جسم ماکروسکوپی)به بیان ساده تر با افزایش جرم ذرات ، عدم قطعیت ها و در نتیجه اثر کوانتومی بسیار کوچک می شود.
توضیح آن با آزمایش میکروسکوپ اشعه گاما هایزنبرگ قابل وصف است . برای تعیین تکانه ی الکترون به آن فوتون پر قدرت گاما می تابانیم ، فوتون الکترون را برانگیخته و مرتعش می کند در نتیجه دقت محاسبه ی مکان کاهش می یابد.
💢@phys_Q
📌اصل عدم قطعیت از سه عنصر مشتق شده است:
• دوگانگی موج-ذره
• تقسیم ناپذیری انتقال انرژی و تکانه
• ناتعیینگرایی determinism کامل
که بیان میکند برای یک جفت متغیر مزدوج مانند مکان/تکانه و زمان/انرژی (شامل انرژی جرم سکون mc²)، نمیتوان مقدار دقیق دترمینیستی هر عضو از جفت ها را همزمان داشت.
فرمول مربوطه این است:
Δx Δpx ≥ ℏ/ 2
که در آن عدم قطعیت، x پوزیشن جرم نقطه ای m در امتداد محور x است
px = m vx
اندیسp تکانه در امتداد محور x
و Vx سرعت در امتداد محور x
ℏ= h/2π
= 1.054x10-²⁷ erg-sec
است. همچنین یک رابطه مشابه برای عدم قطعیت زمان t و انرژی E وجود دارد، به عنوان مثال
Δt ΔE ≥ ℏ/ 2
در مورد جرم سنگین (مانند جسم ماکروسکوپی)به بیان ساده تر با افزایش جرم ذرات ، عدم قطعیت ها و در نتیجه اثر کوانتومی بسیار کوچک می شود.
توضیح آن با آزمایش میکروسکوپ اشعه گاما هایزنبرگ قابل وصف است . برای تعیین تکانه ی الکترون به آن فوتون پر قدرت گاما می تابانیم ، فوتون الکترون را برانگیخته و مرتعش می کند در نتیجه دقت محاسبه ی مکان کاهش می یابد.
💢@phys_Q
👍2❤1
💢 اصل عدم قطعیت UP
قسمت چهارم
📌محاسبات محصور شدگی Confinement Calculation
اگر این محاسبه را با جزئیات بررسی کنید، متوجه خواهید شد که یک تقریب کلّی در رابطه Δp = h/Δx انجام شده است. این کار برای به دست آوردن یک رابطه کیفی انجام شد که نقش ثابت پلانک را در رابطه بین Δx و Δp و در نتیجه نقش h در تعیین انرژی محصور شدگی را نشان می دهد. دلیل دیگر انجام آن این بود که یک انرژی محصور شدگی الکترون نزدیک به آنچه در طبیعت مشاهده می شود برای مقایسه با انرژی برای مهار کردن یک الکترون در هسته بدست آوریم. اگر واقعاً از حالت محصور مجاز توسط اصل عدم قطعیت، Δp = hbar/2Δx استفاده کنید، انرژی محصور شدن الکترون در اتم تنها 0.06 eV خواهد بود . این به این دلیل است که این رویکرد فقط الکترون را در یک بعد محصور می کند و آن را در جهات دیگر محصور نمی کند. برای یک اتم واقعی تر، باید آن را در جهات دیگر نیز محصور کنید. تقریب بهتری را می توان از رویکرد ذرات سه بعدی در جعبه به دست آورد، اما برای محاسبه دقیق انرژی محصور شدگی به معادله شرودینگر نیاز است ( محاسبات اتم هیدروژن ).
💢@higgs_field
قسمت چهارم
📌محاسبات محصور شدگی Confinement Calculation
اگر این محاسبه را با جزئیات بررسی کنید، متوجه خواهید شد که یک تقریب کلّی در رابطه Δp = h/Δx انجام شده است. این کار برای به دست آوردن یک رابطه کیفی انجام شد که نقش ثابت پلانک را در رابطه بین Δx و Δp و در نتیجه نقش h در تعیین انرژی محصور شدگی را نشان می دهد. دلیل دیگر انجام آن این بود که یک انرژی محصور شدگی الکترون نزدیک به آنچه در طبیعت مشاهده می شود برای مقایسه با انرژی برای مهار کردن یک الکترون در هسته بدست آوریم. اگر واقعاً از حالت محصور مجاز توسط اصل عدم قطعیت، Δp = hbar/2Δx استفاده کنید، انرژی محصور شدن الکترون در اتم تنها 0.06 eV خواهد بود . این به این دلیل است که این رویکرد فقط الکترون را در یک بعد محصور می کند و آن را در جهات دیگر محصور نمی کند. برای یک اتم واقعی تر، باید آن را در جهات دیگر نیز محصور کنید. تقریب بهتری را می توان از رویکرد ذرات سه بعدی در جعبه به دست آورد، اما برای محاسبه دقیق انرژی محصور شدگی به معادله شرودینگر نیاز است ( محاسبات اتم هیدروژن ).
💢@higgs_field
❤1👍1
💢AdS/CFT Correspondence
📌هندسه فضای آنتی دی سیتر
قسمت چهارم
در همخوانی AdS/CFT، نظریه ریسمان یا نظریه M را در بکگراند آنتی دی سیتر در نظر میگیریم. این بدان معناست که هندسه فضازمان بر حسب یک راه حل خلاء کامل معادله انیشتین به نام فضای آنتی دی سیتر توصیف می شود.
به عبارت بسیار ابتدایی، فضای آنتی دی سیتر یک مدل ریاضی از فضازمان است که در آن مفهوم فاصله بین نقاط (متریک) با مفهوم فاصله در هندسه اقلیدسی معمولی متفاوت است.
ارتباط نزدیکی با فضای هایپربولیک hyperbolic دارد و میتوان آن را به عنوان یک دیسک همانند تصویر مشاهده کرد. این تصویر یک دیسک را با مجموعه ای از مثلث و مربع نشان میدهد. می توان فاصله بین نقاط این دیسک را به گونه ای تعریف کرد که همه مثلث ها و مربع ها به یک اندازه باشند و مرز دوار بیرونی بی نهایت از نقاط درونی فاصله داشته باشد.
اکنون دسته ای از دیسک های هایپربولیک را تصور کنید که در آن هر دیسک نشان دهنده وضعیت یونیورس در یک زمان معین است. آبجکت هندسی حاصل، فضای سه بعدی آنتی دی سیتر است. به نظر می رسد یک سیلندر توپُر که در آن هر مقطعی یک کپی از دیسک هایپربولیک است. زمان در این تصویر در جهت عمودی حرکت می کند. سطح و مساحت این سیلندر نقش مهمی در همخوانی AdS/CFT دارد. مانند پلن هایپربولیک، فضای آنتی دی سیتر به گونه ای منحنی است که هر نقطه در داخل عملا بی نهایت از این سطح مرزی دور است.
این ساختار یک جهان فرضی را تنها با دو بعد مکانی و یک بعد زمانی توصیف می کند، اما می توان آن را به هر تعداد از ابعاد تعمیم داد. در واقع، فضای هایپربولیک میتواند بیش از دو بعد داشته باشد و میتوان کپیهایی از فضای هایپربولیک را برای به دست آوردن مدلهای با ابعاد بالاتر از فضای آنتی دی سیتر دسته بندی کرد.
💢@higgs_field
🔻Three-dimensional anti-de Sitter space is like a stack of hyperbolic disks, each one representing the state of the universe at a given time. The resulting spacetime looks like a solid cylinder.
📌هندسه فضای آنتی دی سیتر
قسمت چهارم
در همخوانی AdS/CFT، نظریه ریسمان یا نظریه M را در بکگراند آنتی دی سیتر در نظر میگیریم. این بدان معناست که هندسه فضازمان بر حسب یک راه حل خلاء کامل معادله انیشتین به نام فضای آنتی دی سیتر توصیف می شود.
به عبارت بسیار ابتدایی، فضای آنتی دی سیتر یک مدل ریاضی از فضازمان است که در آن مفهوم فاصله بین نقاط (متریک) با مفهوم فاصله در هندسه اقلیدسی معمولی متفاوت است.
ارتباط نزدیکی با فضای هایپربولیک hyperbolic دارد و میتوان آن را به عنوان یک دیسک همانند تصویر مشاهده کرد. این تصویر یک دیسک را با مجموعه ای از مثلث و مربع نشان میدهد. می توان فاصله بین نقاط این دیسک را به گونه ای تعریف کرد که همه مثلث ها و مربع ها به یک اندازه باشند و مرز دوار بیرونی بی نهایت از نقاط درونی فاصله داشته باشد.
اکنون دسته ای از دیسک های هایپربولیک را تصور کنید که در آن هر دیسک نشان دهنده وضعیت یونیورس در یک زمان معین است. آبجکت هندسی حاصل، فضای سه بعدی آنتی دی سیتر است. به نظر می رسد یک سیلندر توپُر که در آن هر مقطعی یک کپی از دیسک هایپربولیک است. زمان در این تصویر در جهت عمودی حرکت می کند. سطح و مساحت این سیلندر نقش مهمی در همخوانی AdS/CFT دارد. مانند پلن هایپربولیک، فضای آنتی دی سیتر به گونه ای منحنی است که هر نقطه در داخل عملا بی نهایت از این سطح مرزی دور است.
این ساختار یک جهان فرضی را تنها با دو بعد مکانی و یک بعد زمانی توصیف می کند، اما می توان آن را به هر تعداد از ابعاد تعمیم داد. در واقع، فضای هایپربولیک میتواند بیش از دو بعد داشته باشد و میتوان کپیهایی از فضای هایپربولیک را برای به دست آوردن مدلهای با ابعاد بالاتر از فضای آنتی دی سیتر دسته بندی کرد.
💢@higgs_field
🔻Three-dimensional anti-de Sitter space is like a stack of hyperbolic disks, each one representing the state of the universe at a given time. The resulting spacetime looks like a solid cylinder.
Telegram
attach 📎
👍3❤1
جاهای مختلف تهران شلوغ شده:
مترو شریعتی
ستارخان
صادقیه
محدوده انقلاب
مترو شریعتی
ستارخان
صادقیه
محدوده انقلاب
🔥16👍4❤1
💢AdS/CFT Correspondence
📌ایده AdS/CFT
- bulk & boundary
قسمت پنجم
یکی از ویژگی های مهم فضای آنتی دی سیتر، مرز آن است (که در فضای سه بعدی آنتی دی سیتر شبیه یک سیلندر است). یکی از ویژگی های این مرز این است که، به صورت لوکال در اطراف هر نقطه، دقیقاً شبیه فضای مینکوفسکی، مدل فضا-زمان مورد استفاده در فیزیک غیر گرانشی است.
بنابراین می توان یک نظریه کمکی را در نظر گرفت که در آن «فضا-زمان» با مرز فضای آنتی دی سیتر داده می شود. این مشاهدات نقطه شروع همخوانی AdS/CFT است، که بیان می کند که مرز فضای آنتی دی سیتر را می توان به عنوان "فضا زمان" برای یک تئوری میدان کانفورمال در نظر گرفت. ادعا این است که این تئوری میدان کانفورمال معادل نظریه گرانشی در درون bulk فضای آنتی دی سیتر است به این معنا که یک "دیکشنری" برای ترجمه محاسبات در یک نظریه به محاسبات در نظریه دیگر وجود دارد. هر موجودی در یک تئوری ، همسانی در تئوری دیگر دارد. برای مثال، یک پارتیکل منفرد single particle در تئوری گرانشی احتمالا با مجموعه ای از پارتیکل ها در تئوری مرزی boundary مطابقت یا همخوانی correspond داشته باشد. علاوه بر این، پیشبینیهای موجود در دو تئوری از نظر کمّی یکسان هستند به طوری که اگر دو پارتیکل در تئوری گرانشی 40 درصد احتمال برخورد داشته باشند، مجموعههای مربوطه در نظریه مرزی نیز 40 درصد احتمال برخورد خواهند داشت.
توجه داشته باشید که مرز فضای آنتی دی سیتر ابعاد کمتری نسبت به خود فضای آنتی دی سیتر دارد. به عنوان مثال، در مثال سه بعدی که در بالا نشان داده شده است، مرز یک سطح دو بعدی است. همخوانی AdS/CFT اغلب به عنوان یک «دوگانگی هولوگرافیک» توصیف میشود، زیرا این رابطه بین این دو نظریه مشابه رابطه بین یک آبجکت سهبعدی و تصویر آن به عنوان هولوگرام است. اگرچه هولوگرام دو بعدی است، اما اطلاعات را پیرامون سه بعد برای یک آبجکت رمزگذاری می کند. به همین ترتیب، نظریاتی که توسط همخوانی AdS/CFT مرتبط هستند، علیرغم عمل در ابعاد مختلف، کاملا معادل یکدیگر هستند. تئوری میدان کانفورمال مانند یک هولوگرام است که اطلاعاتی را پیرامون تئوری گرانش کوانتومی با ابعاد بالاتر جمعآوری میکند.
💢@higgs_field
📌ایده AdS/CFT
- bulk & boundary
قسمت پنجم
یکی از ویژگی های مهم فضای آنتی دی سیتر، مرز آن است (که در فضای سه بعدی آنتی دی سیتر شبیه یک سیلندر است). یکی از ویژگی های این مرز این است که، به صورت لوکال در اطراف هر نقطه، دقیقاً شبیه فضای مینکوفسکی، مدل فضا-زمان مورد استفاده در فیزیک غیر گرانشی است.
بنابراین می توان یک نظریه کمکی را در نظر گرفت که در آن «فضا-زمان» با مرز فضای آنتی دی سیتر داده می شود. این مشاهدات نقطه شروع همخوانی AdS/CFT است، که بیان می کند که مرز فضای آنتی دی سیتر را می توان به عنوان "فضا زمان" برای یک تئوری میدان کانفورمال در نظر گرفت. ادعا این است که این تئوری میدان کانفورمال معادل نظریه گرانشی در درون bulk فضای آنتی دی سیتر است به این معنا که یک "دیکشنری" برای ترجمه محاسبات در یک نظریه به محاسبات در نظریه دیگر وجود دارد. هر موجودی در یک تئوری ، همسانی در تئوری دیگر دارد. برای مثال، یک پارتیکل منفرد single particle در تئوری گرانشی احتمالا با مجموعه ای از پارتیکل ها در تئوری مرزی boundary مطابقت یا همخوانی correspond داشته باشد. علاوه بر این، پیشبینیهای موجود در دو تئوری از نظر کمّی یکسان هستند به طوری که اگر دو پارتیکل در تئوری گرانشی 40 درصد احتمال برخورد داشته باشند، مجموعههای مربوطه در نظریه مرزی نیز 40 درصد احتمال برخورد خواهند داشت.
توجه داشته باشید که مرز فضای آنتی دی سیتر ابعاد کمتری نسبت به خود فضای آنتی دی سیتر دارد. به عنوان مثال، در مثال سه بعدی که در بالا نشان داده شده است، مرز یک سطح دو بعدی است. همخوانی AdS/CFT اغلب به عنوان یک «دوگانگی هولوگرافیک» توصیف میشود، زیرا این رابطه بین این دو نظریه مشابه رابطه بین یک آبجکت سهبعدی و تصویر آن به عنوان هولوگرام است. اگرچه هولوگرام دو بعدی است، اما اطلاعات را پیرامون سه بعد برای یک آبجکت رمزگذاری می کند. به همین ترتیب، نظریاتی که توسط همخوانی AdS/CFT مرتبط هستند، علیرغم عمل در ابعاد مختلف، کاملا معادل یکدیگر هستند. تئوری میدان کانفورمال مانند یک هولوگرام است که اطلاعاتی را پیرامون تئوری گرانش کوانتومی با ابعاد بالاتر جمعآوری میکند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3❤1
💢اصل هولوگرافیک
قسمت نخست
🔺معرفی:
هدف این مقاله ابهام زدایی از اصل هولوگرافیک است، نظریه ای نوظهور که حوزه های متفاوتی مانند فیزیک سیاهچاله، نظریه ریسمان، کیهان شناسی و مکانیک کوانتومی را در بر می گیرد. به این ترتیب، تلاش برای ارائه یک دانش کاربردی از این نظریه در یک مقاله، کار آسانی نیست. با این حال، هدف نویسنده این است که این نظریه فوقالعاده جالب و هیجانانگیز را برای دانشجویان ، هر چه بیشتر روشن کند و در دسترس قرار دهد. این مقاله به بررسی منشأ این نظریه و سریالی از اکتشافات که منجر به مفهوم آن شد، میپردازد.
🔺مقدمه:
اصل هولوگرافیک یک مفهوم نوظهور در فیزیک است که یونیورس آشنایمان را بعنوان یک هولوگرافی نشان می دهد . هولوگرام اساساً وسیله ای برای ذخیره اطلاعات یک سیستم به شکلی در یک بعد است، مانند یک تصویر سه بعدی که از یک فیلم دو بعدی پخش می شود. بنابراین، در اعمال این ایده به کل یونیورس، از آنجایی که ابعاد زیادی وجود دارد (نظریه ریسمان در نگاه نخست چندان مناسب آن نیست)، تمام اطلاعات و مکانیک ها و قوانین یونیورس باید بتوانند بر روی یک سیستم دارای دوگانگی رمزگذاری شوند. یک بعد پایین تر برای سادهتر کردن مدل از لحاظ بصری یا ویژال visually ، تصور یونیورس بهصورت 3D مفید است، در این صورت باید یک غشای دو بُعدی membrane 2D پیرامون این یونیورس 3D وجود داشته باشد تا هولوگرافی انجام شود. این درون 3D اغلب به عنوان "bulk" و غشای خارجی 2D به عنوان "boundary" نامیده می شود. اکنون، این نظریه ممکن است به نظر برسد که گویی در حال ورود به قلمرو علمی تخیلی است، پس چگونه این نظریه به ظاهر خنده آور به خط مقدم علم آمد؟
💢@phys_Q
🔻تصویر تزئینی ست.
قسمت نخست
🔺معرفی:
هدف این مقاله ابهام زدایی از اصل هولوگرافیک است، نظریه ای نوظهور که حوزه های متفاوتی مانند فیزیک سیاهچاله، نظریه ریسمان، کیهان شناسی و مکانیک کوانتومی را در بر می گیرد. به این ترتیب، تلاش برای ارائه یک دانش کاربردی از این نظریه در یک مقاله، کار آسانی نیست. با این حال، هدف نویسنده این است که این نظریه فوقالعاده جالب و هیجانانگیز را برای دانشجویان ، هر چه بیشتر روشن کند و در دسترس قرار دهد. این مقاله به بررسی منشأ این نظریه و سریالی از اکتشافات که منجر به مفهوم آن شد، میپردازد.
🔺مقدمه:
اصل هولوگرافیک یک مفهوم نوظهور در فیزیک است که یونیورس آشنایمان را بعنوان یک هولوگرافی نشان می دهد . هولوگرام اساساً وسیله ای برای ذخیره اطلاعات یک سیستم به شکلی در یک بعد است، مانند یک تصویر سه بعدی که از یک فیلم دو بعدی پخش می شود. بنابراین، در اعمال این ایده به کل یونیورس، از آنجایی که ابعاد زیادی وجود دارد (نظریه ریسمان در نگاه نخست چندان مناسب آن نیست)، تمام اطلاعات و مکانیک ها و قوانین یونیورس باید بتوانند بر روی یک سیستم دارای دوگانگی رمزگذاری شوند. یک بعد پایین تر برای سادهتر کردن مدل از لحاظ بصری یا ویژال visually ، تصور یونیورس بهصورت 3D مفید است، در این صورت باید یک غشای دو بُعدی membrane 2D پیرامون این یونیورس 3D وجود داشته باشد تا هولوگرافی انجام شود. این درون 3D اغلب به عنوان "bulk" و غشای خارجی 2D به عنوان "boundary" نامیده می شود. اکنون، این نظریه ممکن است به نظر برسد که گویی در حال ورود به قلمرو علمی تخیلی است، پس چگونه این نظریه به ظاهر خنده آور به خط مقدم علم آمد؟
💢@phys_Q
🔻تصویر تزئینی ست.
Telegram
attach 📎
❤2👍2🔥1
💢 اصل هولوگرافیک
قسمت دوم
🔺سوابقی برای تئوری
اولین مفهوم فضا-زمان هولوگرافیک از آخرین پدیده مورد علاقه فیزیکدانان پدید آمد: سیاهچاله. سیاهچالهها، بهویژه طبیعت مشاهده ناپذیر آنها در پشت افق رویداد، فیزیکدانان را در شب بیدار نگاه می داشت.
پارادوکس اطلاعات : همانطور که احتمالا از نام آن بر می آید، این پارادوکس مربوط به نقض پایستگی اطلاعات است، پایستگی که مکانیک کوانتومی خواستار آن است، به این معنی که اطلاعات را نمی توان از بین برد. سیاهچالهها، بر اساس فرضیه معروف بدون مو، تنها سه ویژگی از خود نشان میدهند: جرم، بار، و تکانه زاویهای .
تمام دیگر ویژگی های پارتیکل هایی که در سیاهچاله می افتند در پشت افق رویداد پنهان میشوند. این به خودی خود مشکلی نیست، زیرا اطلاعات هنوز وجود دارد، فقط از دسترس خارج اند. با این حال، هاوکینگ نشان داد که سیاهچالهها به دلیل تابش هاوکینگ تبخیر میشوند، که نشان می دهد سیاهچالهها مانند یک تابشگر جسم سیاه است، که در آن این تابش تنها با جرم متناسب است ( و این را به خاطر داشته باشید، متناسب با سطح یک سیاهچاله است)، به این معنی که تمام اطلاعات دیگر قفل شده در داخل سیاهچاله بر تابش هاوکینگ تأثیر نمی گذارد. به این معنی که این اطلاعات با ناپدید شدن سیاهچاله از بین می روند.
راه حل آشکار برای پارادوکس این است که اطلاعاتی که باید حفظ شوند از طریق خود تابش هاوکینگ فرار می کنند. فیزیکدان جیکوب بکنستین Jacob Bekenstein متوجه شد که اگر سیاهچاله ها تابشگر حرارتی (گرم) هستند، پس باید آنتروپی داشته باشند. آنتروپی، در اصل، معیاری است که نشان می دهد انرژی در یک سیستم چقدر پخش می شود. او در واقع آنتروپی سیاهچاله را به صورت زیر محاسبه کرد:
S = A c³ / 4 ℏ G
جایی که S نشان دهنده آنتروپی است. A مساحت سطح افق رویداد است. c سرعت نور است. G ثابت گرانشی است. و h-bar ثابت پلانک کاهیده است.
💢@higgs_field
قسمت دوم
🔺سوابقی برای تئوری
اولین مفهوم فضا-زمان هولوگرافیک از آخرین پدیده مورد علاقه فیزیکدانان پدید آمد: سیاهچاله. سیاهچالهها، بهویژه طبیعت مشاهده ناپذیر آنها در پشت افق رویداد، فیزیکدانان را در شب بیدار نگاه می داشت.
پارادوکس اطلاعات : همانطور که احتمالا از نام آن بر می آید، این پارادوکس مربوط به نقض پایستگی اطلاعات است، پایستگی که مکانیک کوانتومی خواستار آن است، به این معنی که اطلاعات را نمی توان از بین برد. سیاهچالهها، بر اساس فرضیه معروف بدون مو، تنها سه ویژگی از خود نشان میدهند: جرم، بار، و تکانه زاویهای .
تمام دیگر ویژگی های پارتیکل هایی که در سیاهچاله می افتند در پشت افق رویداد پنهان میشوند. این به خودی خود مشکلی نیست، زیرا اطلاعات هنوز وجود دارد، فقط از دسترس خارج اند. با این حال، هاوکینگ نشان داد که سیاهچالهها به دلیل تابش هاوکینگ تبخیر میشوند، که نشان می دهد سیاهچالهها مانند یک تابشگر جسم سیاه است، که در آن این تابش تنها با جرم متناسب است ( و این را به خاطر داشته باشید، متناسب با سطح یک سیاهچاله است)، به این معنی که تمام اطلاعات دیگر قفل شده در داخل سیاهچاله بر تابش هاوکینگ تأثیر نمی گذارد. به این معنی که این اطلاعات با ناپدید شدن سیاهچاله از بین می روند.
راه حل آشکار برای پارادوکس این است که اطلاعاتی که باید حفظ شوند از طریق خود تابش هاوکینگ فرار می کنند. فیزیکدان جیکوب بکنستین Jacob Bekenstein متوجه شد که اگر سیاهچاله ها تابشگر حرارتی (گرم) هستند، پس باید آنتروپی داشته باشند. آنتروپی، در اصل، معیاری است که نشان می دهد انرژی در یک سیستم چقدر پخش می شود. او در واقع آنتروپی سیاهچاله را به صورت زیر محاسبه کرد:
S = A c³ / 4 ℏ G
جایی که S نشان دهنده آنتروپی است. A مساحت سطح افق رویداد است. c سرعت نور است. G ثابت گرانشی است. و h-bar ثابت پلانک کاهیده است.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2❤1
🟣 holographic principle
¹- https://t.me/phys_Q/9034
²- https://t.me/phys_Q/9036
³- https://t.me/phys_Q/9052
⁴- https://t.me/phys_Q/9058
⁵- https://t.me/phys_Q/9070
⁶- https://t.me/phys_Q/9071
⁷-https://t.me/phys_Q/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
https://t.me/phys_Q/9011
¹- https://t.me/phys_Q/9034
²- https://t.me/phys_Q/9036
³- https://t.me/phys_Q/9052
⁴- https://t.me/phys_Q/9058
⁵- https://t.me/phys_Q/9070
⁶- https://t.me/phys_Q/9071
⁷-https://t.me/phys_Q/9072
Ref:
https://ysjournal.com/physics/the-holographic-principle/
🔺 AdS/CFT Correspondence
https://t.me/phys_Q/9011
👍2❤1
" به دنبال پارگی آنوریسم آئورت شکمی اینشتین دچار خونریزی داخلی شده و به بیمارستان منتقل شده بود. نقل است در حالیکه به تشخیص پزشکان قرار شد عمل جراحی بر روی او صورت گیرد، وی مخالفت کرد و گفت:
«من میخواهم وقتی که بخواهم، بمیرم. زنده ماندن، به صورت مصنوعی، کجسلیقگی است. من سهمم را انجام دادهام، وقت رفتن است. میخواهم مرگ را با ظرافت، تجربه کنم.»
💢@phys_Q
«من میخواهم وقتی که بخواهم، بمیرم. زنده ماندن، به صورت مصنوعی، کجسلیقگی است. من سهمم را انجام دادهام، وقت رفتن است. میخواهم مرگ را با ظرافت، تجربه کنم.»
💢@phys_Q
❤18👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنچه که جهان متمدن بعنوان هنر پذیرفته در حکومت عقب ماندگان ، ابتذال و ناهنجاری های اخلاقی معرفی شده بود و لاجرم یک دهه سوشال مدیا طومار عقائد و تفکرات احمقانه و متحجر شان را درهم پیچید .
💢@phys_Q
💢@phys_Q
👍9👎4🤔2❤1
💢آنتروپی entropy : نیرویی ناپیدا که حیات را پیچیده می کند
قسمت نخست
آنتروپی، معیاری از بی نظمی، توضیح می دهد که چرا پیچیدگی حیات با گذشت زمان بیشتر می شود، نه کمتر!
همه چیز به سمت بی نظمی می رود. به طور خاص، قانون دوم ترمودینامیک بیان میکند که «هر چه در زمان به جلو میرویم، آنتروپی خالص (درجه بینظمی) هر سیستم منزوی یا بسته همیشه افزایش مییابد (یا دست کم ثابت میماند).»
آنتروپی صرفاً معیاری از بی نظمی است و بر تمام جنبه های زندگی روزمره ما تأثیر می گذارد. در واقع، شما می توانید آن را مالیات طبیعت در نظر بگیرید.
بی نظمی disorder کنترل نشده با گذشت زمان افزایش می یابد. انرژی پراکنده می شود و سیستم ها در هرج و مرج فرو می روند. هر چه چیزی بی نظم تر باشد، آن را آنتروپیک تر در نظر می گیریم. به طور خلاصه، ما میتوانیم آنتروپی را بهعنوان معیاری برای بینظمی یونیورس، هم در سطح کلان و هم در سطح میکروسکوپی تعریف کنیم. ریشه یونانی این کلمه به "عطف به سمت دگرگونی" ترجمه می شود .
Nor public flame, nor private, dares to shine;
Nor human spark is left, nor glimpse divine!
Lo! thy dread empire, Chaos! is restored;
Light dies before thy uncreating word:
Thy hand, great Anarch! lets the curtain fall;
And universal darkness buries all.”
— Alexander Pope, The Dunciad
«نه شعله عمومی و نه خصوصی ، جرأت درخشیدن ندارد.
نه بارقهی انسانی باقی می ماند و نه نیم نگاهی الهی!
لو! امپراتوری ترسناک تو، هرج و مرج! بازسازی می شود؛
نور پیش از کلام خلق نشدهی تو می میرد:
دست تو ای آنارش بزرگ! اجازه می دهد پرده بیفتد
و تاریکی جهانی همه را دفن می کند.»
- الکساندر پوپ، دانسیاد
هنگام خواندن این مقاله، آنتروپی در اطراف شما وجود دارد. سلولهای بدن شما در حال مرگ و زوال هستند، کارمند یا همکاری اشتباه میکند، زمین در حال غبارآلود شدن و گرمای قهوه شما در حال پخش شدن است. آنتروپی را کمی کوچک کنید، و کسبوکارها شکست میخورند، جنایات و انقلابها رخ میدهند و روابط پایان مییابد. و با بزرگ سازی آن ، میبینیم که کل یونیورس به سمت کلپس حرکت میکند.
بیایید نگاهی بیندازیم که آنتروپی چیست، چرا رخ می دهد و آیا می توانیم از آن جلوگیری کنیم یا خیر.
برای هر پیکری دو مقدار خود را نشان داده اند - مقدار تبدیل محتوای حرارتی آن [مقدار انرژی ورودی که به «کار» تبدیل میشود]، و تفکیک آن [تفکیک یا تجزیه]. که مجموع آن آنتروپی آن را تشکیل می دهد.
کلازیوس مفهوم آنتروپی را به زبان ساده خلاصه کرد: «انرژی یونیورس ثابت است. آنتروپی کیهان به حداکثر میل می کند.»
"افزایش بی نظمی یا آنتروپی چیزی است که گذشته را از آینده متمایز می کند و به پیکان زمان جهت می دهد."
- استیون هاوکینگ، تاریخ مختصر زمان
💢@higgs_field
قسمت نخست
آنتروپی، معیاری از بی نظمی، توضیح می دهد که چرا پیچیدگی حیات با گذشت زمان بیشتر می شود، نه کمتر!
همه چیز به سمت بی نظمی می رود. به طور خاص، قانون دوم ترمودینامیک بیان میکند که «هر چه در زمان به جلو میرویم، آنتروپی خالص (درجه بینظمی) هر سیستم منزوی یا بسته همیشه افزایش مییابد (یا دست کم ثابت میماند).»
آنتروپی صرفاً معیاری از بی نظمی است و بر تمام جنبه های زندگی روزمره ما تأثیر می گذارد. در واقع، شما می توانید آن را مالیات طبیعت در نظر بگیرید.
بی نظمی disorder کنترل نشده با گذشت زمان افزایش می یابد. انرژی پراکنده می شود و سیستم ها در هرج و مرج فرو می روند. هر چه چیزی بی نظم تر باشد، آن را آنتروپیک تر در نظر می گیریم. به طور خلاصه، ما میتوانیم آنتروپی را بهعنوان معیاری برای بینظمی یونیورس، هم در سطح کلان و هم در سطح میکروسکوپی تعریف کنیم. ریشه یونانی این کلمه به "عطف به سمت دگرگونی" ترجمه می شود .
Nor public flame, nor private, dares to shine;
Nor human spark is left, nor glimpse divine!
Lo! thy dread empire, Chaos! is restored;
Light dies before thy uncreating word:
Thy hand, great Anarch! lets the curtain fall;
And universal darkness buries all.”
— Alexander Pope, The Dunciad
«نه شعله عمومی و نه خصوصی ، جرأت درخشیدن ندارد.
نه بارقهی انسانی باقی می ماند و نه نیم نگاهی الهی!
لو! امپراتوری ترسناک تو، هرج و مرج! بازسازی می شود؛
نور پیش از کلام خلق نشدهی تو می میرد:
دست تو ای آنارش بزرگ! اجازه می دهد پرده بیفتد
و تاریکی جهانی همه را دفن می کند.»
- الکساندر پوپ، دانسیاد
هنگام خواندن این مقاله، آنتروپی در اطراف شما وجود دارد. سلولهای بدن شما در حال مرگ و زوال هستند، کارمند یا همکاری اشتباه میکند، زمین در حال غبارآلود شدن و گرمای قهوه شما در حال پخش شدن است. آنتروپی را کمی کوچک کنید، و کسبوکارها شکست میخورند، جنایات و انقلابها رخ میدهند و روابط پایان مییابد. و با بزرگ سازی آن ، میبینیم که کل یونیورس به سمت کلپس حرکت میکند.
بیایید نگاهی بیندازیم که آنتروپی چیست، چرا رخ می دهد و آیا می توانیم از آن جلوگیری کنیم یا خیر.
برای هر پیکری دو مقدار خود را نشان داده اند - مقدار تبدیل محتوای حرارتی آن [مقدار انرژی ورودی که به «کار» تبدیل میشود]، و تفکیک آن [تفکیک یا تجزیه]. که مجموع آن آنتروپی آن را تشکیل می دهد.
کلازیوس مفهوم آنتروپی را به زبان ساده خلاصه کرد: «انرژی یونیورس ثابت است. آنتروپی کیهان به حداکثر میل می کند.»
"افزایش بی نظمی یا آنتروپی چیزی است که گذشته را از آینده متمایز می کند و به پیکان زمان جهت می دهد."
- استیون هاوکینگ، تاریخ مختصر زمان
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍4❤1
یکی از کسانی که در شلیک به هواپیمای اوکراینی جان باخت ، پانیذ سلطانی پژوهشگر ایرانی در موسسه ماکس پلانک بود .
پانیذ سلطانی متولد سال ۱۳۷۰ بود و تحصیلات مقطع دکترای خود را در موسسه ماکس پلانک سپری کرده بود.
این موسسه در بیانیه خود وی را فردی با استعداد و ارزشمند و مفید معرفی کرد و برای خانواده وی آرزوی صبر و بردباری کرد.
پانیذ سلطانی که تنها ۲۹ سال داشت در روز چهارشنبه ۱۸ دی در پی سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی جان باخت.
پانیذ سلطانی مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی علوم مواد از دانشگاه علم و صنعت تهران اخذ نمود و سپس موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه "آویرو" پرتغال و مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد گرایش نانوتکنولوژی از موسسه "Advanced Functional Materials and Engineering (FAME)" شد. وی همچنین موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه آگسبورگ آلمان نیز شده است. سلطانی مدرک دکترای رشته علوم مواد را از موسسه مکس پلانک اخذ کرده است.
وی در سال ۲۰۱۵ پژوهشگر موسسه "KimiaJav Co "و از سال ۲۰۱۷ نیز پژوهشگر موسسه "مکس پلانک" بود.
💢@higgs_field
پانیذ سلطانی متولد سال ۱۳۷۰ بود و تحصیلات مقطع دکترای خود را در موسسه ماکس پلانک سپری کرده بود.
این موسسه در بیانیه خود وی را فردی با استعداد و ارزشمند و مفید معرفی کرد و برای خانواده وی آرزوی صبر و بردباری کرد.
پانیذ سلطانی که تنها ۲۹ سال داشت در روز چهارشنبه ۱۸ دی در پی سقوط هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ اوکراینی جان باخت.
پانیذ سلطانی مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی علوم مواد از دانشگاه علم و صنعت تهران اخذ نمود و سپس موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه "آویرو" پرتغال و مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد گرایش نانوتکنولوژی از موسسه "Advanced Functional Materials and Engineering (FAME)" شد. وی همچنین موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد علوم مواد از دانشگاه آگسبورگ آلمان نیز شده است. سلطانی مدرک دکترای رشته علوم مواد را از موسسه مکس پلانک اخذ کرده است.
وی در سال ۲۰۱۵ پژوهشگر موسسه "KimiaJav Co "و از سال ۲۰۱۷ نیز پژوهشگر موسسه "مکس پلانک" بود.
💢@higgs_field
❤10👍3
💢AdS/CFT Correspondence
📌نمونه هایی از همخوانی Examples of the correspondence
قسمت ششم
به دنبال بینش مالداسینا در سال 1997، تئوریسین ها همخوانی های AdS/CFT گوناگونی را کشف کردند. اینها تئوری های گوناگون میدان کانفورمال را به فشردهسازی compactification تئوری ریسمان و نظریه M در ابعاد مختلف پیوند می دهند . تئوری های درگیر معمولاً مدلهای قابل دوام از دنیای واقعی نیستند، اما دارای ویژگیهای خاصی هستند، مانند محتوای پارتیکلی یا درجه بالایی از تقارن، که آنها را برای حل مسائل در نظریه میدان کوانتومی و گرانش کوانتومی مفید میسازد.
معروفترین مثال از همخوانی AdS/CFT بیان میکند که نظریه ریسمان نوع IIB در فضای تولیدی AdS×S⁵معادل N = 4 نظریه ابر تقارنی یانگ میلز در مرز چهار بعدی است.
در این مثال، فضازمانی که نظریه گرانشی روی آن عمل میکند، عملاً پنج بعدی است (از این رو علامت AdS5)، و پنج بعد فشرده اضافی (که توسط عامل S⁵رمزگذاری شدهاند) وجود دارد. در دنیای واقعی، فضازمان حداقل از نظر ماکروسکوپی چهار بعدی است، بنابراین این ورژن از همخوانی correspondence یک مدل واقعی realistic از گرانش ارائه نمی دهد. به همین ترتیب، نظریه دوگانه dual مدلی سازگار با هیچ یک از سیستم های دنیای واقعی ما نیست، زیرا مقدار زیادی ابرتقارن را فرض میکند. با این وجود، همانطور که توضیح داده شد، این تئوری مرزی boundary theory دارای برخی ویژگیهای مشترک با کرومودینامیک کوانتومی Quantum chromodynamic ، نظریه بنیادی نیروی قوی است. این تئوری پارتیکل هایی شبیه به گلوئونهای کرومودینامیک کوانتومی را همراه با فرمیونهای خاص توصیف میکند. در نتیجه، کاربردهایی در فیزیک هسته ای، به ویژه در مطالعه پلاسمای کوارک-گلوئون پیدا کرده است.
یکی دیگر از نمونه های تحقیقی این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS7×S⁴ معادل نظریه به اصطلاح (2,0)-theory در شش بعد است. در این مثال، فضازمان نظریه گرانشی به طور موثر هفت بعدی است. وجود نظریه (2,0)-theory که در یک سوی دوگانگی duality ظاهر میشود، با کلاسبندی نظریههای میدان سوپر کانفورمال superconformal پیشبینی میشود. این نظریه هنوز به خوبی درک نشده است زیرا یک نظریه مکانیک کوانتومی بدون محدودیت کلاسیک است. علیرغم دشواری ذاتی در مطالعه این نظریه، به دلایل مختلف، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر ریاضی، بعنوان موضوعی جالب در نظر گرفته میشود.
با این حال، یکی دیگر از این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS4×S⁷ معادل نظریه میدان ABJM سوپر کانفورمال super-conformal در سه بعد است. در اینجا نظریه گرانشی دارای چهار بعد غیر فشرده است، بنابراین این نسخه از همخوانی تا حدودی توصیف واقعی تری از گرانش ارائه می دهد.
💢@higgs_field
AdS/CFT correspondence :
همخوانی فضای آنتی دی سیتر - یک فضا با انحنای منفی با نوع خاصی از تئوری میدان کوانتومی بنام تئوری میدان کانفورمال که در مرز های دوردست این فضای آنتی دی سیتر قرار دارد.
📌نمونه هایی از همخوانی Examples of the correspondence
قسمت ششم
به دنبال بینش مالداسینا در سال 1997، تئوریسین ها همخوانی های AdS/CFT گوناگونی را کشف کردند. اینها تئوری های گوناگون میدان کانفورمال را به فشردهسازی compactification تئوری ریسمان و نظریه M در ابعاد مختلف پیوند می دهند . تئوری های درگیر معمولاً مدلهای قابل دوام از دنیای واقعی نیستند، اما دارای ویژگیهای خاصی هستند، مانند محتوای پارتیکلی یا درجه بالایی از تقارن، که آنها را برای حل مسائل در نظریه میدان کوانتومی و گرانش کوانتومی مفید میسازد.
معروفترین مثال از همخوانی AdS/CFT بیان میکند که نظریه ریسمان نوع IIB در فضای تولیدی AdS×S⁵معادل N = 4 نظریه ابر تقارنی یانگ میلز در مرز چهار بعدی است.
در این مثال، فضازمانی که نظریه گرانشی روی آن عمل میکند، عملاً پنج بعدی است (از این رو علامت AdS5)، و پنج بعد فشرده اضافی (که توسط عامل S⁵رمزگذاری شدهاند) وجود دارد. در دنیای واقعی، فضازمان حداقل از نظر ماکروسکوپی چهار بعدی است، بنابراین این ورژن از همخوانی correspondence یک مدل واقعی realistic از گرانش ارائه نمی دهد. به همین ترتیب، نظریه دوگانه dual مدلی سازگار با هیچ یک از سیستم های دنیای واقعی ما نیست، زیرا مقدار زیادی ابرتقارن را فرض میکند. با این وجود، همانطور که توضیح داده شد، این تئوری مرزی boundary theory دارای برخی ویژگیهای مشترک با کرومودینامیک کوانتومی Quantum chromodynamic ، نظریه بنیادی نیروی قوی است. این تئوری پارتیکل هایی شبیه به گلوئونهای کرومودینامیک کوانتومی را همراه با فرمیونهای خاص توصیف میکند. در نتیجه، کاربردهایی در فیزیک هسته ای، به ویژه در مطالعه پلاسمای کوارک-گلوئون پیدا کرده است.
یکی دیگر از نمونه های تحقیقی این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS7×S⁴ معادل نظریه به اصطلاح (2,0)-theory در شش بعد است. در این مثال، فضازمان نظریه گرانشی به طور موثر هفت بعدی است. وجود نظریه (2,0)-theory که در یک سوی دوگانگی duality ظاهر میشود، با کلاسبندی نظریههای میدان سوپر کانفورمال superconformal پیشبینی میشود. این نظریه هنوز به خوبی درک نشده است زیرا یک نظریه مکانیک کوانتومی بدون محدودیت کلاسیک است. علیرغم دشواری ذاتی در مطالعه این نظریه، به دلایل مختلف، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر ریاضی، بعنوان موضوعی جالب در نظر گرفته میشود.
با این حال، یکی دیگر از این همخوانی بیان می کند که نظریه M در AdS4×S⁷ معادل نظریه میدان ABJM سوپر کانفورمال super-conformal در سه بعد است. در اینجا نظریه گرانشی دارای چهار بعد غیر فشرده است، بنابراین این نسخه از همخوانی تا حدودی توصیف واقعی تری از گرانش ارائه می دهد.
💢@higgs_field
AdS/CFT correspondence :
همخوانی فضای آنتی دی سیتر - یک فضا با انحنای منفی با نوع خاصی از تئوری میدان کوانتومی بنام تئوری میدان کانفورمال که در مرز های دوردست این فضای آنتی دی سیتر قرار دارد.
Telegram
attach 📎
❤1👍1