💢مقايسهي جرم لختي و گرانش
اينشتين با نظريهي نسبيت عام خود در ۱۹۱۵ نيروي گرانش را توسط جفتشدن هندسه فضا-زمان و مواد محتوي جهان جايگزين نمود. او يادآور شد كه نيوتون جرم را از طريق دو عمليات متفاوت تعريف نمود:
۱) قانون دوم نيوتون
۲) قانون گرانش
تصور كنيد كه نيروي معيني را به يك جرم وارد كرده و شتاب آن را اندازه ميگيريد. هنگامي كه نيرو و شتاب معلوم باشند، قانون دوم نيوتون جرم جسم را بهدست ميدهد. يعني جرم لختي آن.
اكنون همان جرم را در نظر بگيريد و آن را وزن كنيد. وزن يك نيرو است و مقدار نيروي گرانشي وارد بر جرم ميباشد. جرم اندازهگيري شده به اين طريق، جرم گرانشي ناميده ميشود.
نيوتون بر اين باور بود كه جرم لختي جسم و جرم گرانشي آن يكسان هستند. او اين موضوع را از آزمايشهاي گاليله براي سقوط اجسام و همچنين از آزمايشهاي دقيق خودش درك كرد. اين آزمايشها در مجاور زمين نشان دادند كه تمام اجسام با شتاب يكساني سقوط ميكنند.
بهطور تجربي، برابري اجرام گرانشي و لختي با دقت بسيار بالايي صحيح بهنظر ميرسد. با توجه به حدود حساسيت روشهاي آزمايشي، هرگز اختلافي آشكار نشده است. بهترين آزمايش تا كنون توسط وي.بي.براگينسكي (V.B.Braginsky) و وي.آي.پانف (V.I.Panov) در دانشگاه مسكو انجام شده است. و آنها دريافتند كه اجرام گرانشي و لختي طلا و پلاتينيوم با دقت يك قسمت در 10 به توان 12 با يكديگر برابر ميباشند.
اينشتين احساس كرد كه برابري اجرام گرانشي و لختي اتفاقي نيست. او اين موضوع را به عنوان حقيقتي بنيادي در مورد جهان در نظر گرفت و به آن در نظريهي نسبيت عام به عنوان اصل همارزي موقعيتي ويژه داد.
در اينجا مثال اينشتين در مورد اصل همارزي را ارائه ميدهيم.
« تصور كنيد كه روي زمين و در يك فضاپيماي بدون پنجره قرار داريد. اگر شما اشياء را در فضاپيما رها كرده و شتاب آنها را اندازه بگيريد، درمييابيد كه تمام آنها با شتاب يكسان ۹/۸ متر بر مجذور ثانيه سقوط ميكنند. اكنون بدون توجه به معلوماتتان فرض كنيد كه شما و فضاپيما بهطور آني به فضاي خارج منتقل شويد و به طور ثابت به شما شتاب ۹/۸ داده شود. همانطور كه آزمايشتان ادامه ميدهيد، اختلافي در شتاب سقوط اشياء مشاهده نميكنيد. اين شتاب برابر با ۹/۸ باقي ميماند. تنها هنگامي كه بتوانيد به خارج از پنجره نگاه كنيد، ميتوانيد بگوييد كه زمين را ترك كردهايد. با استفاده از آزمايشها نميتوانيد بين اجرام گرانشي و لختي تفاوت بگذاريد.»
اصل همارزي روشي را براي حذف لوکال گرانی آبجکت ها مهيا ميسازد.
خودتان را در يك آسانسور ساختمان بلندی قرار دهيد و اجازه دهيد كه آسانسور سقوط آزاد كند. در اين حالت، احساس بيوزني ميكنيد. گرانی حذف شده است!
خود را به فضا و دور از هرگونه جرم بزرگي منتقل كنيد. شرايط شما مشابه قبل است. شما بدون وزن و گراني هستيد.
ممكن است با اين نظر مخالف باشيد و بگوييد وقتي آسانسور به زمين بخورد، مجدداً گرانش ظاهر ميشود.
بنابراين اين آزمايش نشان ميدهد كه فضا-زمان در درون زمين انحناء دارد.
در نظريهي نسبيت عام اينشيتن، توزيع جرم و انرژي، هندسهي فضا-زمان را تعيين ميكند. اینشتین اعتقاد داشت اين انحناء از نيروهاي گرانشي منتج ميشود، به بيان ديگر، انحناي فضا-زمان متناسب با چگالي جرم-انرژي ميباشد.
بنابراين، الگوهاي كيهانشناختي ممكن است با تخمينهاي مناسبي از نوع و مقدار ماده محتوي جهان ساخته شوند. سپس، معادلات نسبيت عام رفتار تحولي الگو را به دست دهد.
💢@higgs_field
اينشتين با نظريهي نسبيت عام خود در ۱۹۱۵ نيروي گرانش را توسط جفتشدن هندسه فضا-زمان و مواد محتوي جهان جايگزين نمود. او يادآور شد كه نيوتون جرم را از طريق دو عمليات متفاوت تعريف نمود:
۱) قانون دوم نيوتون
۲) قانون گرانش
تصور كنيد كه نيروي معيني را به يك جرم وارد كرده و شتاب آن را اندازه ميگيريد. هنگامي كه نيرو و شتاب معلوم باشند، قانون دوم نيوتون جرم جسم را بهدست ميدهد. يعني جرم لختي آن.
اكنون همان جرم را در نظر بگيريد و آن را وزن كنيد. وزن يك نيرو است و مقدار نيروي گرانشي وارد بر جرم ميباشد. جرم اندازهگيري شده به اين طريق، جرم گرانشي ناميده ميشود.
نيوتون بر اين باور بود كه جرم لختي جسم و جرم گرانشي آن يكسان هستند. او اين موضوع را از آزمايشهاي گاليله براي سقوط اجسام و همچنين از آزمايشهاي دقيق خودش درك كرد. اين آزمايشها در مجاور زمين نشان دادند كه تمام اجسام با شتاب يكساني سقوط ميكنند.
بهطور تجربي، برابري اجرام گرانشي و لختي با دقت بسيار بالايي صحيح بهنظر ميرسد. با توجه به حدود حساسيت روشهاي آزمايشي، هرگز اختلافي آشكار نشده است. بهترين آزمايش تا كنون توسط وي.بي.براگينسكي (V.B.Braginsky) و وي.آي.پانف (V.I.Panov) در دانشگاه مسكو انجام شده است. و آنها دريافتند كه اجرام گرانشي و لختي طلا و پلاتينيوم با دقت يك قسمت در 10 به توان 12 با يكديگر برابر ميباشند.
اينشتين احساس كرد كه برابري اجرام گرانشي و لختي اتفاقي نيست. او اين موضوع را به عنوان حقيقتي بنيادي در مورد جهان در نظر گرفت و به آن در نظريهي نسبيت عام به عنوان اصل همارزي موقعيتي ويژه داد.
در اينجا مثال اينشتين در مورد اصل همارزي را ارائه ميدهيم.
« تصور كنيد كه روي زمين و در يك فضاپيماي بدون پنجره قرار داريد. اگر شما اشياء را در فضاپيما رها كرده و شتاب آنها را اندازه بگيريد، درمييابيد كه تمام آنها با شتاب يكسان ۹/۸ متر بر مجذور ثانيه سقوط ميكنند. اكنون بدون توجه به معلوماتتان فرض كنيد كه شما و فضاپيما بهطور آني به فضاي خارج منتقل شويد و به طور ثابت به شما شتاب ۹/۸ داده شود. همانطور كه آزمايشتان ادامه ميدهيد، اختلافي در شتاب سقوط اشياء مشاهده نميكنيد. اين شتاب برابر با ۹/۸ باقي ميماند. تنها هنگامي كه بتوانيد به خارج از پنجره نگاه كنيد، ميتوانيد بگوييد كه زمين را ترك كردهايد. با استفاده از آزمايشها نميتوانيد بين اجرام گرانشي و لختي تفاوت بگذاريد.»
اصل همارزي روشي را براي حذف لوکال گرانی آبجکت ها مهيا ميسازد.
خودتان را در يك آسانسور ساختمان بلندی قرار دهيد و اجازه دهيد كه آسانسور سقوط آزاد كند. در اين حالت، احساس بيوزني ميكنيد. گرانی حذف شده است!
خود را به فضا و دور از هرگونه جرم بزرگي منتقل كنيد. شرايط شما مشابه قبل است. شما بدون وزن و گراني هستيد.
ممكن است با اين نظر مخالف باشيد و بگوييد وقتي آسانسور به زمين بخورد، مجدداً گرانش ظاهر ميشود.
بنابراين اين آزمايش نشان ميدهد كه فضا-زمان در درون زمين انحناء دارد.
در نظريهي نسبيت عام اينشيتن، توزيع جرم و انرژي، هندسهي فضا-زمان را تعيين ميكند. اینشتین اعتقاد داشت اين انحناء از نيروهاي گرانشي منتج ميشود، به بيان ديگر، انحناي فضا-زمان متناسب با چگالي جرم-انرژي ميباشد.
بنابراين، الگوهاي كيهانشناختي ممكن است با تخمينهاي مناسبي از نوع و مقدار ماده محتوي جهان ساخته شوند. سپس، معادلات نسبيت عام رفتار تحولي الگو را به دست دهد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍5❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 آیا یونیورس ما داخل یک سیاهچاله است؟
با چه ریاضیاتی میتوان داخل افق رویداد یک سیاهچاله را توصیف کرد؟
آیا داخل سیاهچاله آشوبی ناشی از فشار سهمگین و خرد کننده وجود دارد؟
داخل یک سیاهچاله چیست؟
ما در یک یونیورسی هستیم که میلیارد ها سیاهچاله دارد و اکنون این فرضیه در حال مطالعه است که در هر سیاهچاله یک یونیورسی مجزا وجود دارد. یک فراکتال از سیاهچاله ها و یونیورس ها قابل تجسیم است ، اما نباید هیجان گرفت چرا که نخست اینکه فرضیه است و دوم روابط پیچیده ریاضیاتی دارد که در اصل هولوگرافیک شاهد آن هستیم .(این ویدئو به اصل هولوگرافیک نمیپردازد)
ترجمه : کوانتوم مکانیک
🆔 @phys_Q
با چه ریاضیاتی میتوان داخل افق رویداد یک سیاهچاله را توصیف کرد؟
آیا داخل سیاهچاله آشوبی ناشی از فشار سهمگین و خرد کننده وجود دارد؟
داخل یک سیاهچاله چیست؟
ما در یک یونیورسی هستیم که میلیارد ها سیاهچاله دارد و اکنون این فرضیه در حال مطالعه است که در هر سیاهچاله یک یونیورسی مجزا وجود دارد. یک فراکتال از سیاهچاله ها و یونیورس ها قابل تجسیم است ، اما نباید هیجان گرفت چرا که نخست اینکه فرضیه است و دوم روابط پیچیده ریاضیاتی دارد که در اصل هولوگرافیک شاهد آن هستیم .(این ویدئو به اصل هولوگرافیک نمیپردازد)
ترجمه : کوانتوم مکانیک
🆔 @phys_Q
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جوانرود مامورای حکومتی اینجوری نعشه (نشئه) میکنند برای سرکوب کردن مردم
#مهسا_امینی
#نظر
از جمله اقدامات بی تاثیر در عوارض اشک آور ، فوت کردن دود سیگار در صورت فرد آلوده است .
💢@higgs_field
#مهسا_امینی
#نظر
از جمله اقدامات بی تاثیر در عوارض اشک آور ، فوت کردن دود سیگار در صورت فرد آلوده است .
💢@higgs_field
👍11🔥1
بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر چو سالی گذرد، عید کنند
سال ۲۰۲۳ میلادی مبارک
مردم از عمر چو سالی گذرد، عید کنند
سال ۲۰۲۳ میلادی مبارک
❤20👍2😁2🕊1
💢تئوری ریسمان
قسمت نخست
🔺ابعاد و ارتعاشات
به دلیل موانع، تعداد فیزیکدانانی که تئوری ریسمان string کار می کردند تا اواسط دهه 1980 به تنها ، دو نفر کاهش یافت - شوارتز و مایکل گرین از کالج کوئین مری لندن - اما در سال 1984 این دو نظریه پرداز سرسخت ریسمان به موفقیت بزرگی دست یافتند. طی محاسباتی چشمگیر ثابت کردند که در نهایت معادلات تئوری ریسمان با هم سازگار هستند. زمانی که خبر این نتایج در سراسر جامعه فیزیک منتشر شد، صدها محقق آنچه را که روی آن کار میکرده و کنار گذاشته بودند ، توجه خود را دورباره به تئوری ریسمان معطوف کردند.
در عرض چند ماه، چارچوب متحد تئوری ریسمان شکل گرفت. همانطور که الگوهای ارتعاشی مختلف یک سیم ویولن نتهای موسیقی متفاوتی را مینوازند، ارتعاشات مختلف رشتههای ریز در تئوری ریسمان تصور میشد که ذرات مختلفی از طبیعت را تولید میکند. طبق این تئوری، ریسمانها به قدری کوچک هستند که به نظر میرسند نقطهای هستند - همانطور که از مدتها قبل برای ذرات تصور میشد - اما در واقع طول آنها (حدود 10 به توان منفی 33 سانتیمتر) است. جرم و بار یک ذره با نحوه ارتعاش یک رشته تعیین می شود. به عنوان مثال، تئوری ریسمان فرض میکند که یک الکترون رشتهای است که تحت یک الگوی ارتعاشی خاص قرار میگیرد. یک کوارک به عنوان رشتهای تصور میشود که تحت یک الگوی ارتعاشی متفاوت قرار میگیرد. فیزیکدانان استدلال کردند که در میان الگوهای ارتعاشی، ذراتی نیز هستند که با آزمایش برای برقراری ارتباط بین نیروهای طبیعت یافت می شوند. بنابراین، تئوری ریسمان به عنوان وحدت جست و جوی همه نیروها و همه ماده ها پیشنهاد شد.
🔺شش بعد فضایی اضافی مورد نیاز تئوری ریسمان برای چیست؟
به دنبال پیشنهادی که در دهه 1920 توسط تئودور کالوزا از آلمان و اسکار کلاین از سوئد ارائه شد، نظریهپردازان ریسمان تصور کردند که ابعاد در دو نوع مجزا هستند. مانند طول باز شده یک شلنگ بلند باغچه، ابعاد می تواند بزرگ و به راحتی قابل مشاهده باشد. اما مانند دور کوتاهتر و دایرهای شلنگ باغچه، ابعاد نیز میتواند بسیار کوچکتر و تشخیص آن دشوارتر باشد. با تصور اینکه سطح مقطع دایرهای شلنگ باغچه کوچکتر شده است، بسیار کوچکتر از آنکه قابل دیتکت باشد . و ناظر علّی را گمراه میکند که فکر کند شلنگ باغ تنها یک بعد دارد، طول آن. به طور مشابه، بر اساس تئوری ریسمان، سه بعد تجربه شده در طبیعت بزرگ و آشکار هستند، در حالی که شش بعد دیگر به قدری کوچک مچاله شده اند که تاکنون از دیتکت شدن فرار کرده اند.
در طول دهه 1984 تا 1994، بسیاری از فیزیکدانان نظری تلاش کردند تا با توسعه این چارچوب انتزاعی و کاملاً ریاضی به یک نظریه عینی و پیش بینی کننده طبیعت، به وعده تئوری ریسمان جامه عمل بپوشانند. از آنجایی که اندازه بی نهایت کوچک ریسمان ها مانع از تشخیص مستقیم آنها شده است، نظریه پردازان به دنبال استخراج پیامدهای غیرمستقیم این نظریه هستند که ممکن است قابل آزمایش باشد. در این راستا، ابعاد اضافی تئوری ریسمان یک مانع بزرگ به اثبات رسیده است. تصور این ابعاد اضافی کوچک و پنهان، توضیح معقولی برای فقدان ظاهری آنها است. با این وجود، هندسه دقیق آنها برای ارائه پیشبینی ها لازم است. دلیل آن این است که ریسمان ها آنقدر کوچک هستند که در ابعاد کوچک اضافی ارتعاش می کنند. مطالعات نشان داد که همانقدر که شکل و اندازه یک شیپور فرانسوی بر الگوهای ارتعاشی جریانهای هوایی که از میان ساز عبور میکنند تأثیر میگذارد، شکل و اندازه دقیق ابعاد اضافی بر نحوه ارتعاش ریسمان ها تأثیر میگذارد. و از آنجایی که ارتعاشات ریسمان ها مقادیری مانند جرم mass ذرات و بارها charge را تعیین می کند، پیش بینی نیاز به دانش شکل هندسی ابعاد اضافی دارد. متأسفانه، معادلات نظریه ریسمان به ابعاد اضافی اجازه میدهد تا اشکال هندسی مختلفی به خود بگیرند و استخراج پیشبینیهای تعریفی آزمون پذیر را دشوار میسازد.
💢@higgs_field
قسمت نخست
🔺ابعاد و ارتعاشات
به دلیل موانع، تعداد فیزیکدانانی که تئوری ریسمان string کار می کردند تا اواسط دهه 1980 به تنها ، دو نفر کاهش یافت - شوارتز و مایکل گرین از کالج کوئین مری لندن - اما در سال 1984 این دو نظریه پرداز سرسخت ریسمان به موفقیت بزرگی دست یافتند. طی محاسباتی چشمگیر ثابت کردند که در نهایت معادلات تئوری ریسمان با هم سازگار هستند. زمانی که خبر این نتایج در سراسر جامعه فیزیک منتشر شد، صدها محقق آنچه را که روی آن کار میکرده و کنار گذاشته بودند ، توجه خود را دورباره به تئوری ریسمان معطوف کردند.
در عرض چند ماه، چارچوب متحد تئوری ریسمان شکل گرفت. همانطور که الگوهای ارتعاشی مختلف یک سیم ویولن نتهای موسیقی متفاوتی را مینوازند، ارتعاشات مختلف رشتههای ریز در تئوری ریسمان تصور میشد که ذرات مختلفی از طبیعت را تولید میکند. طبق این تئوری، ریسمانها به قدری کوچک هستند که به نظر میرسند نقطهای هستند - همانطور که از مدتها قبل برای ذرات تصور میشد - اما در واقع طول آنها (حدود 10 به توان منفی 33 سانتیمتر) است. جرم و بار یک ذره با نحوه ارتعاش یک رشته تعیین می شود. به عنوان مثال، تئوری ریسمان فرض میکند که یک الکترون رشتهای است که تحت یک الگوی ارتعاشی خاص قرار میگیرد. یک کوارک به عنوان رشتهای تصور میشود که تحت یک الگوی ارتعاشی متفاوت قرار میگیرد. فیزیکدانان استدلال کردند که در میان الگوهای ارتعاشی، ذراتی نیز هستند که با آزمایش برای برقراری ارتباط بین نیروهای طبیعت یافت می شوند. بنابراین، تئوری ریسمان به عنوان وحدت جست و جوی همه نیروها و همه ماده ها پیشنهاد شد.
🔺شش بعد فضایی اضافی مورد نیاز تئوری ریسمان برای چیست؟
به دنبال پیشنهادی که در دهه 1920 توسط تئودور کالوزا از آلمان و اسکار کلاین از سوئد ارائه شد، نظریهپردازان ریسمان تصور کردند که ابعاد در دو نوع مجزا هستند. مانند طول باز شده یک شلنگ بلند باغچه، ابعاد می تواند بزرگ و به راحتی قابل مشاهده باشد. اما مانند دور کوتاهتر و دایرهای شلنگ باغچه، ابعاد نیز میتواند بسیار کوچکتر و تشخیص آن دشوارتر باشد. با تصور اینکه سطح مقطع دایرهای شلنگ باغچه کوچکتر شده است، بسیار کوچکتر از آنکه قابل دیتکت باشد . و ناظر علّی را گمراه میکند که فکر کند شلنگ باغ تنها یک بعد دارد، طول آن. به طور مشابه، بر اساس تئوری ریسمان، سه بعد تجربه شده در طبیعت بزرگ و آشکار هستند، در حالی که شش بعد دیگر به قدری کوچک مچاله شده اند که تاکنون از دیتکت شدن فرار کرده اند.
در طول دهه 1984 تا 1994، بسیاری از فیزیکدانان نظری تلاش کردند تا با توسعه این چارچوب انتزاعی و کاملاً ریاضی به یک نظریه عینی و پیش بینی کننده طبیعت، به وعده تئوری ریسمان جامه عمل بپوشانند. از آنجایی که اندازه بی نهایت کوچک ریسمان ها مانع از تشخیص مستقیم آنها شده است، نظریه پردازان به دنبال استخراج پیامدهای غیرمستقیم این نظریه هستند که ممکن است قابل آزمایش باشد. در این راستا، ابعاد اضافی تئوری ریسمان یک مانع بزرگ به اثبات رسیده است. تصور این ابعاد اضافی کوچک و پنهان، توضیح معقولی برای فقدان ظاهری آنها است. با این وجود، هندسه دقیق آنها برای ارائه پیشبینی ها لازم است. دلیل آن این است که ریسمان ها آنقدر کوچک هستند که در ابعاد کوچک اضافی ارتعاش می کنند. مطالعات نشان داد که همانقدر که شکل و اندازه یک شیپور فرانسوی بر الگوهای ارتعاشی جریانهای هوایی که از میان ساز عبور میکنند تأثیر میگذارد، شکل و اندازه دقیق ابعاد اضافی بر نحوه ارتعاش ریسمان ها تأثیر میگذارد. و از آنجایی که ارتعاشات ریسمان ها مقادیری مانند جرم mass ذرات و بارها charge را تعیین می کند، پیش بینی نیاز به دانش شکل هندسی ابعاد اضافی دارد. متأسفانه، معادلات نظریه ریسمان به ابعاد اضافی اجازه میدهد تا اشکال هندسی مختلفی به خود بگیرند و استخراج پیشبینیهای تعریفی آزمون پذیر را دشوار میسازد.
💢@higgs_field
👍10❤1
💢تئوری ریسمان
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8993
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8998
دانشنامه بریتانیکا - برایان گرین
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8993
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8998
دانشنامه بریتانیکا - برایان گرین
👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 در تئوری ریسمان وایبریشن vibration تار string های مرتعش ، با جرم و بار پارتیکل های بنیادین مرتبط است.
تئوری ریسمان در واقع فریمورکی ریاضیاتی در یکپارچگی نیرو های بنیادین و دیگر مظاهر یونیورس است.
تار های برانگیخته ای که همه چیز را تشکیل می دهند و یونیورسی را می سازند که در آن ارتعاش همه چیز است .
💢@higgs_field
تئوری ریسمان در واقع فریمورکی ریاضیاتی در یکپارچگی نیرو های بنیادین و دیگر مظاهر یونیورس است.
تار های برانگیخته ای که همه چیز را تشکیل می دهند و یونیورسی را می سازند که در آن ارتعاش همه چیز است .
💢@higgs_field
❤5👍4
تبلیغ رژیم تروریست جمهوری اسلامی از طریق برنامه شاد برای امضای طومار قاسم کتلت و دعوت از کودکان زیر سن برای جهاد. والدین نظری ندارند؟ نمیخواهند اعتراض کنند؟🤔
از روی صفحه گوشی نه حذف میشود نه میشود رد کرد، و مجبور به امضا میکند! این است رژیم تروریست. اطلاع رسانی کنید که این دسیسه اجبار به امضا را رسوا کنید.
We Are Anonymous
Expect Us!
#OpIran
از روی صفحه گوشی نه حذف میشود نه میشود رد کرد، و مجبور به امضا میکند! این است رژیم تروریست. اطلاع رسانی کنید که این دسیسه اجبار به امضا را رسوا کنید.
We Are Anonymous
Expect Us!
#OpIran
👍13❤2👎1
💢تئوری ریسمان
قسمت دوم
🔺تئوری M و همخوانی AdS/CFT
M-Theory and AdS/CFT correspondence
در اواسط دهه 1990، با فریمورک ریاضیاتی تازه ، به ناگاه نظریه پردازان ریسمان ، موانع را از پیش روی برداشتند . و در سال 1995 موفقیت شگفت آور دیگری بستر مطالعاتی را متحول کرد . ادوارد ویتن از مؤسسه مطالعات پیشرفته، با تکیه بر مشارکتهای بسیاری از فیزیکدانان دیگر، مجموعه جدیدی از تکنیکها را پیشنهاد کرد که معادلات تقریبی را که تاکنون همه کارها در نظریه ریسمان بر آنها مبتنی بودهاند، اصلاح میکنند. این تکنیکها به آشکار شدن تعدادی از ویژگیهای جدید نظریه ریسمان کمک کردند، از جمله درک این نکته که این نظریه دارای شش بعد فضایی نیست، بلکه هفت بعد فضایی اضافی است. معادلات دقیقتر، علاوه بر ریسمانها، اجزایی را در نظریه ریسمان نیز نشان میدهد - آبجکت های غشا مانند membrane like با ابعاد مختلف که مجموعاً بران branes نامیده میشوند. در نهایت، تکنیکهای جدید ثابت کردند که نسخههای مختلف نظریه ریسمان که در دهههای قبل توسعه یافتهاند، اساساً همه یکسان هستند. نظریه پردازان این اتحاد نظریه های ریسمان را که قبلاً متمایز بودند، با نامی جدید، نظریه M می نامند، که منظور از وجود اندیس M در تئوری تا زمانی که نظریه به طور کامل درک شود به تعویق افتاده است.
اما پیشرفت دیگری در نظریه ریسمان در سال 1997 اتفاق افتاد، زمانی که خوان مالداسینا از دانشگاه هاروارد همخوانی آنتی دی سیتر/ نظریه میدان کانفورمال (AdS/CFT) را کشف کرد. مالداسینا دریافت که یک نظریه ریسمان که با یک محیط خاص عمل میکند (شامل فضا-زمان معروف به فضای آنتی دی سیتر) معادل نوعی از نظریه میدان کوانتومی است که در محیطی با یک بعد فضایی کمتر عمل میکند. ثابت شده که این یکی از عمیقترین اکتشافات در نظریه ریسمان است، که پیوندی قدرتمند با روشهای مرسومتر نظریه میدان کوانتومی ایجاد میکند، یک فرمول ریاضی دقیق از نظریه ریسمان در محیطهای خاص ارائه میکند و هزاران مطالعه تکنیکال تر را الهام می بخشد.
امروزه درک بسیاری از جنبه های نظریه ریسمان هنوز در مرحله شکل گیری است. محققان میدانند که، اگرچه پیشرفتهای قابلتوجهی در طول پنج دهه گذشته انجام شده است، اما در مجموع کار با بسط تکهتکه های آن (به تئوری پارتیکلی) دشوار می نماید، به طوری که اکتشافات تدریجی مانند تکههایی از یک پازل به هم پیوستهاند. اینکه قطعات بهطور همدوس با هم تناسب دارند ،که قابل توجه است، اما تصویر بزرگتری که آنها ایجاد میکنند - اصل اساسی زیربنایی این تئوری - مرموز باقی میماند.
این نظریه هنوز توسط مشاهدات پشتیبانی نشده است و از این رو یک ساختار کاملاً نظری باقی می ماند.
🔺ابرتقارن و شناسهی کیهانی supersymmetry and Cosmic signature
یکی از کیفیت های ضروری نظریه ریسمان به عنوان ابرتقارن شناخته می شود، یک ویژگی ریاضی که به هر گونه ذره شناخته شده نیاز دارد تا یک گونه ذره شریک به نام ابر شریک super partner داشته باشد. (این ویژگی به دلیل نظریه ریسمان است که اغلب به عنوان نظریه ابر ریسمان شناخته می شود.) تا کنون، هیچ ذره ابر شریکی به طور تجربی شناسایی نشده است، اما محققان معتقدند که این موضوع ممکن است به دلیل وزن weight باشد: آنها سنگین تر از همتایان شناخته شده خود هستند و برای تولید آنها به ماشینی به اندازه برخورد دهنده بزرگ هادرون در سرن است. اگر ذرات ابر پارتنر پیدا شوند- نظریه ریسمان هنوز درست نیست، زیرا نظریههای مرسومتر ذرات نقطهای نیز با موفقیت ابر تقارن را در ساختار ریاضی خود گنجاندهاند. با این حال، کشف ابرتقارن یک عنصر اساسی نظریه ریسمان را تایید میکند و شواهدی را ارائه میکند که این رویکرد برای یکسان سازی در مسیر درستی است.
حتی اگر این آزمایشهای مبتنی بر شتابدهنده بینتیجه باشند، راه دیگری وجود دارد که ممکن است روزی نظریه ریسمان آزمایش شود. فیزیک نظریه ریسمان ممکن است از طریق تأثیر خود بر اولین و شدیدترین لحظات کیهان، نشانههای کیهانی ضعیفی از خود به جا گذاشته باشد - به عنوان مثال، به شکل امواج گرانشی یا الگوی خاصی از تغییرات دما در تابش پسزمینه مایکروویو کیهانی که ممکن است توسط نسل بعدی تلسکوپ ها و آشکارسازهای ماهواره ای دقیق قابل مشاهده باشد.
اگر نظریه کوچکترین جزء میکروسکوپی ماده از طریق مشاهدات بزرگترین قلمروهای نجومی کیهان تأیید شود، نتیجهگیری مناسبی برای تلاش انیشتین برای یکپارچگی خواهد بود.
برایان گرین
💢@higgs_field
قسمت دوم
🔺تئوری M و همخوانی AdS/CFT
M-Theory and AdS/CFT correspondence
در اواسط دهه 1990، با فریمورک ریاضیاتی تازه ، به ناگاه نظریه پردازان ریسمان ، موانع را از پیش روی برداشتند . و در سال 1995 موفقیت شگفت آور دیگری بستر مطالعاتی را متحول کرد . ادوارد ویتن از مؤسسه مطالعات پیشرفته، با تکیه بر مشارکتهای بسیاری از فیزیکدانان دیگر، مجموعه جدیدی از تکنیکها را پیشنهاد کرد که معادلات تقریبی را که تاکنون همه کارها در نظریه ریسمان بر آنها مبتنی بودهاند، اصلاح میکنند. این تکنیکها به آشکار شدن تعدادی از ویژگیهای جدید نظریه ریسمان کمک کردند، از جمله درک این نکته که این نظریه دارای شش بعد فضایی نیست، بلکه هفت بعد فضایی اضافی است. معادلات دقیقتر، علاوه بر ریسمانها، اجزایی را در نظریه ریسمان نیز نشان میدهد - آبجکت های غشا مانند membrane like با ابعاد مختلف که مجموعاً بران branes نامیده میشوند. در نهایت، تکنیکهای جدید ثابت کردند که نسخههای مختلف نظریه ریسمان که در دهههای قبل توسعه یافتهاند، اساساً همه یکسان هستند. نظریه پردازان این اتحاد نظریه های ریسمان را که قبلاً متمایز بودند، با نامی جدید، نظریه M می نامند، که منظور از وجود اندیس M در تئوری تا زمانی که نظریه به طور کامل درک شود به تعویق افتاده است.
اما پیشرفت دیگری در نظریه ریسمان در سال 1997 اتفاق افتاد، زمانی که خوان مالداسینا از دانشگاه هاروارد همخوانی آنتی دی سیتر/ نظریه میدان کانفورمال (AdS/CFT) را کشف کرد. مالداسینا دریافت که یک نظریه ریسمان که با یک محیط خاص عمل میکند (شامل فضا-زمان معروف به فضای آنتی دی سیتر) معادل نوعی از نظریه میدان کوانتومی است که در محیطی با یک بعد فضایی کمتر عمل میکند. ثابت شده که این یکی از عمیقترین اکتشافات در نظریه ریسمان است، که پیوندی قدرتمند با روشهای مرسومتر نظریه میدان کوانتومی ایجاد میکند، یک فرمول ریاضی دقیق از نظریه ریسمان در محیطهای خاص ارائه میکند و هزاران مطالعه تکنیکال تر را الهام می بخشد.
امروزه درک بسیاری از جنبه های نظریه ریسمان هنوز در مرحله شکل گیری است. محققان میدانند که، اگرچه پیشرفتهای قابلتوجهی در طول پنج دهه گذشته انجام شده است، اما در مجموع کار با بسط تکهتکه های آن (به تئوری پارتیکلی) دشوار می نماید، به طوری که اکتشافات تدریجی مانند تکههایی از یک پازل به هم پیوستهاند. اینکه قطعات بهطور همدوس با هم تناسب دارند ،که قابل توجه است، اما تصویر بزرگتری که آنها ایجاد میکنند - اصل اساسی زیربنایی این تئوری - مرموز باقی میماند.
این نظریه هنوز توسط مشاهدات پشتیبانی نشده است و از این رو یک ساختار کاملاً نظری باقی می ماند.
🔺ابرتقارن و شناسهی کیهانی supersymmetry and Cosmic signature
یکی از کیفیت های ضروری نظریه ریسمان به عنوان ابرتقارن شناخته می شود، یک ویژگی ریاضی که به هر گونه ذره شناخته شده نیاز دارد تا یک گونه ذره شریک به نام ابر شریک super partner داشته باشد. (این ویژگی به دلیل نظریه ریسمان است که اغلب به عنوان نظریه ابر ریسمان شناخته می شود.) تا کنون، هیچ ذره ابر شریکی به طور تجربی شناسایی نشده است، اما محققان معتقدند که این موضوع ممکن است به دلیل وزن weight باشد: آنها سنگین تر از همتایان شناخته شده خود هستند و برای تولید آنها به ماشینی به اندازه برخورد دهنده بزرگ هادرون در سرن است. اگر ذرات ابر پارتنر پیدا شوند- نظریه ریسمان هنوز درست نیست، زیرا نظریههای مرسومتر ذرات نقطهای نیز با موفقیت ابر تقارن را در ساختار ریاضی خود گنجاندهاند. با این حال، کشف ابرتقارن یک عنصر اساسی نظریه ریسمان را تایید میکند و شواهدی را ارائه میکند که این رویکرد برای یکسان سازی در مسیر درستی است.
حتی اگر این آزمایشهای مبتنی بر شتابدهنده بینتیجه باشند، راه دیگری وجود دارد که ممکن است روزی نظریه ریسمان آزمایش شود. فیزیک نظریه ریسمان ممکن است از طریق تأثیر خود بر اولین و شدیدترین لحظات کیهان، نشانههای کیهانی ضعیفی از خود به جا گذاشته باشد - به عنوان مثال، به شکل امواج گرانشی یا الگوی خاصی از تغییرات دما در تابش پسزمینه مایکروویو کیهانی که ممکن است توسط نسل بعدی تلسکوپ ها و آشکارسازهای ماهواره ای دقیق قابل مشاهده باشد.
اگر نظریه کوچکترین جزء میکروسکوپی ماده از طریق مشاهدات بزرگترین قلمروهای نجومی کیهان تأیید شود، نتیجهگیری مناسبی برای تلاش انیشتین برای یکپارچگی خواهد بود.
برایان گرین
💢@higgs_field
❤1👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 تصور ظهور هستی از میدان ها یا پارتیکل های بنیادین و هتا تئوری اخیر هولوگرافیک که تلاش دارد یونیورس ۳+۱ بعدی را به تئوری اطلاعات در پیوستاری ۲+۱ بعدی پیوند دهد ، بقدر کافی شگفت و باشکوه است .
هنگامی که در گوشه ای از طبیعت ایستاده اید ، جدای واقعیت برآمده از تجربیات روزمره daily experience ، یک واقعیت فیزیکی در پشت تصاویری که ادراک می کنید وجود دارد که تا کنون جز تحسین و تمجید ، برای بشر چیزی نداشته است .
یونیورسی راز آلود که موجود ذی الشعور و آگاه را در خود مغروق می سازد.
💢@higgs_field
هنگامی که در گوشه ای از طبیعت ایستاده اید ، جدای واقعیت برآمده از تجربیات روزمره daily experience ، یک واقعیت فیزیکی در پشت تصاویری که ادراک می کنید وجود دارد که تا کنون جز تحسین و تمجید ، برای بشر چیزی نداشته است .
یونیورسی راز آلود که موجود ذی الشعور و آگاه را در خود مغروق می سازد.
💢@higgs_field
👍8❤2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌IMPLICATIONS OF UNCERTAINTY
🔺پیامدهای عدم قطعیت
I believe that the existence of the classical "path" can be pregnantly formulated as follows: The "path" comes into existence only when we observe it. --Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
من معتقدم که [ویژگی] وجود «مسیر» کلاسیک را میتوان اینگونه بیان کرد: «مسیر» تنها زمانی به وجود میآید که ما آن را مشاهده کنیم. هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
هایزنبرگ متوجه شد که روابط عدم قطعیت پیامدهای عمیقی دارد. اولاً، اگر استدلال هایزنبرگ را بپذیریم که هر مفهومی فقط بر حسب آزمایشهایی که برای اندازهگیری آن به کار میرود معنا دارد، باید توافق کنیم که چیزهایی که قابل اندازهگیری نیستند واقعاً در فیزیک هیچ معنایی ندارند. بنابراین، برای مثال، مسیر یک ذره بیش از دقتی که با آن مشاهده می شود، معنایی ندارد. اما یک فرض اساسی فیزیک از زمان نیوتن این بوده است که «دنیای واقعی» مستقل از ما وجود دارد، صرف نظر از اینکه آن را مشاهده کنیم یا نه. (اما این فرض توسط برخی از فیلسوفان بدون چالش باقی نماند.) هایزنبرگ اکنون استدلال می کند که مفاهیمی مانند مدار الکترون ها در طبیعت وجود ندارند مگر اینکه و تا زمانی که ما آنها را مشاهده کنیم.
همچنین پیامدهای گسترده ای برای مفهوم علیت و تعیین رویدادهای گذشته و آینده وجود داشت. اینها درباره منشاء عدم قطعیت بحث شده است. از آنجایی که روابط عدم قطعیت چیزی بیش از روابط ریاضی هستند، اما پیامدهای علمی و فلسفی عمیقی دارند، فیزیکدانان گاهی اوقات از "اصل عدم قطعیت" صحبت می کنند.
In the sharp formulation of the law of causality—if we know the present exactly, we can calculate the future—it is not the conclusion that is wrong but the premise."
—Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
در صورتبندی دقیق قانون علیت - اگر زمان حال را دقیقاً بدانیم، میتوانیم آینده را محاسبه کنیم - این استنتاج محاسباتی نیست بلکه داده های مقدماتی ست که اشتباه است .
- هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
🔺هایزنبرگ همچنین مفاهیم عمیقی را برای مفهوم علیت یا تعیین رویدادهای آینده ترسیم کرد. شرودینگر قبلاً تلاش کرده بود تفسیری از فرمالیسم خود ارائه دهد که در آن امواج الکترونی نشان دهنده چگالی بار الکترون در مدار اطراف هسته است. اما ماکس بورن نشان داد که "تابع موج" معادله شرودینگر چگالی بار یا ماده را نشان نمی دهد. این فقط احتمال یافتن الکترون را در یک نقطه خاص توصیف می کند. به عبارت دیگر، مکانیک کوانتومی نمی تواند نتایج دقیقی را ارائه دهد، بلکه تنها احتمالات وقوع انواع نتایج ممکن را ارائه می دهد.
هایزنبرگ این را یک گام فراتر برد: او مفهوم علیت ساده در طبیعت را به چالش کشید، که هر علت معینی در طبیعت با معلول منتج همراه است. ترجمه شده به "فیزیک کلاسیک"، این بدان معنا بود که حرکت آینده یک ذره را می توان دقیقاً از روی آگاهی از موقعیت و تکانه فعلی آن و همه نیروهای وارد بر آن پیش بینی کرد، یا "تعیین" کرد. هایزنبرگ اعلام کرد که اصل عدم قطعیت این را رد می کند، زیرا نمی توان موقعیت و حرکت دقیق یک ذره را در یک لحظه معین دانست، بنابراین آینده آن را نمی توان تعیین کرد. نمی توان حرکت دقیق یک ذره در آینده را محاسبه کرد، بلکه فقط دامنه ای از احتمالات برای حرکت آینده ذره را نمی توان محاسبه کرد. (با این حال، احتمالات هر حرکت و توزیع بسیاری از ذرات به دنبال این حرکات را می توان دقیقاً از معادله موج شرودینگر محاسبه کرد.)
اگرچه انیشتین و دیگران به نظرات هایزنبرگ و بور اعتراض داشتند، حتی انیشتین نیز مجبور بود بپذیرد که آنها واقعاً نتیجه منطقی مکانیک کوانتومی هستند. برای اینشتین، این نشان داد که مکانیک کوانتومی "ناقص" است. تحقیقات تا کنون در مورد اینها و تفسیرهای جایگزین پیشنهاد شده از مکانیک کوانتومی ادامه یافته است.
باید توجه داشت که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی گوید "همه چیز نامطمئن است". در عوض، زمانی که رویدادهای زیر اتمی را اندازهگیری میکنیم، دقیقاً به ما میگوید که محدودیتهای عدم قطعیت کجاست.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یک جزء اساسی از تفسیر وسیعتر مکانیک کوانتومی است که به تفسیر کپنهاگ معروف است.
• کارتون جان ریچاردسون برای دنیای فیزیک، مارس 1998
📌@higgs_field
🔺پیامدهای عدم قطعیت
I believe that the existence of the classical "path" can be pregnantly formulated as follows: The "path" comes into existence only when we observe it. --Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
من معتقدم که [ویژگی] وجود «مسیر» کلاسیک را میتوان اینگونه بیان کرد: «مسیر» تنها زمانی به وجود میآید که ما آن را مشاهده کنیم. هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
هایزنبرگ متوجه شد که روابط عدم قطعیت پیامدهای عمیقی دارد. اولاً، اگر استدلال هایزنبرگ را بپذیریم که هر مفهومی فقط بر حسب آزمایشهایی که برای اندازهگیری آن به کار میرود معنا دارد، باید توافق کنیم که چیزهایی که قابل اندازهگیری نیستند واقعاً در فیزیک هیچ معنایی ندارند. بنابراین، برای مثال، مسیر یک ذره بیش از دقتی که با آن مشاهده می شود، معنایی ندارد. اما یک فرض اساسی فیزیک از زمان نیوتن این بوده است که «دنیای واقعی» مستقل از ما وجود دارد، صرف نظر از اینکه آن را مشاهده کنیم یا نه. (اما این فرض توسط برخی از فیلسوفان بدون چالش باقی نماند.) هایزنبرگ اکنون استدلال می کند که مفاهیمی مانند مدار الکترون ها در طبیعت وجود ندارند مگر اینکه و تا زمانی که ما آنها را مشاهده کنیم.
همچنین پیامدهای گسترده ای برای مفهوم علیت و تعیین رویدادهای گذشته و آینده وجود داشت. اینها درباره منشاء عدم قطعیت بحث شده است. از آنجایی که روابط عدم قطعیت چیزی بیش از روابط ریاضی هستند، اما پیامدهای علمی و فلسفی عمیقی دارند، فیزیکدانان گاهی اوقات از "اصل عدم قطعیت" صحبت می کنند.
In the sharp formulation of the law of causality—if we know the present exactly, we can calculate the future—it is not the conclusion that is wrong but the premise."
—Heisenberg, in uncertainty principle paper, 1927
در صورتبندی دقیق قانون علیت - اگر زمان حال را دقیقاً بدانیم، میتوانیم آینده را محاسبه کنیم - این استنتاج محاسباتی نیست بلکه داده های مقدماتی ست که اشتباه است .
- هایزنبرگ، در مقاله اصول عدم قطعیت، 1927
🔺هایزنبرگ همچنین مفاهیم عمیقی را برای مفهوم علیت یا تعیین رویدادهای آینده ترسیم کرد. شرودینگر قبلاً تلاش کرده بود تفسیری از فرمالیسم خود ارائه دهد که در آن امواج الکترونی نشان دهنده چگالی بار الکترون در مدار اطراف هسته است. اما ماکس بورن نشان داد که "تابع موج" معادله شرودینگر چگالی بار یا ماده را نشان نمی دهد. این فقط احتمال یافتن الکترون را در یک نقطه خاص توصیف می کند. به عبارت دیگر، مکانیک کوانتومی نمی تواند نتایج دقیقی را ارائه دهد، بلکه تنها احتمالات وقوع انواع نتایج ممکن را ارائه می دهد.
هایزنبرگ این را یک گام فراتر برد: او مفهوم علیت ساده در طبیعت را به چالش کشید، که هر علت معینی در طبیعت با معلول منتج همراه است. ترجمه شده به "فیزیک کلاسیک"، این بدان معنا بود که حرکت آینده یک ذره را می توان دقیقاً از روی آگاهی از موقعیت و تکانه فعلی آن و همه نیروهای وارد بر آن پیش بینی کرد، یا "تعیین" کرد. هایزنبرگ اعلام کرد که اصل عدم قطعیت این را رد می کند، زیرا نمی توان موقعیت و حرکت دقیق یک ذره را در یک لحظه معین دانست، بنابراین آینده آن را نمی توان تعیین کرد. نمی توان حرکت دقیق یک ذره در آینده را محاسبه کرد، بلکه فقط دامنه ای از احتمالات برای حرکت آینده ذره را نمی توان محاسبه کرد. (با این حال، احتمالات هر حرکت و توزیع بسیاری از ذرات به دنبال این حرکات را می توان دقیقاً از معادله موج شرودینگر محاسبه کرد.)
اگرچه انیشتین و دیگران به نظرات هایزنبرگ و بور اعتراض داشتند، حتی انیشتین نیز مجبور بود بپذیرد که آنها واقعاً نتیجه منطقی مکانیک کوانتومی هستند. برای اینشتین، این نشان داد که مکانیک کوانتومی "ناقص" است. تحقیقات تا کنون در مورد اینها و تفسیرهای جایگزین پیشنهاد شده از مکانیک کوانتومی ادامه یافته است.
باید توجه داشت که اصل عدم قطعیت هایزنبرگ نمی گوید "همه چیز نامطمئن است". در عوض، زمانی که رویدادهای زیر اتمی را اندازهگیری میکنیم، دقیقاً به ما میگوید که محدودیتهای عدم قطعیت کجاست.
اصل عدم قطعیت هایزنبرگ یک جزء اساسی از تفسیر وسیعتر مکانیک کوانتومی است که به تفسیر کپنهاگ معروف است.
• کارتون جان ریچاردسون برای دنیای فیزیک، مارس 1998
📌@higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
〰
📌 Quantum indeterministic & UP
https://t.me/higgs_field/5211
🔺@higgs_field
〰
📌 Quantum indeterministic & UP
https://t.me/higgs_field/5211
🔺@higgs_field
〰
❤4👍3
💢 میدان الکترومغناطیس EM field
میدان الکتریکی و مغناطیسی در یونیورس ما در قالب یک میدان واحد عمل می کنند و فوتون ها کوانتا و برانگیختگی های این میدان است . این دو میدان با یکدیگر تعامل و برهمکنش دارند . اما در یک جمع بندی میتوان تعامل این دو میدان را چنین بیان کرد :
• یک ذره باردار در اطراف خود میدان الکتریکی تولید میکند. این میدان الکتریکی بر ذرات باردار دیگر نیرو وارد می کند. بارهای مثبت در جهت میدان و بارهای منفی در جهت مخالف جهت میدان شتاب می گیرند.
• یک ذره باردار متحرک در اطراف خود میدان مغناطیسی تولید میکند. این میدان مغناطیسی به بارهای متحرک دیگر نیرو وارد می کند. نیروی وارد بر این بارها همیشه بر جهت سرعت velocity آنها عمود است و بنابراین فقط جهت سرعت را تغییر می دهد نه سرعت را.
• یک ذره باردار شتابدار، موج الکترومغناطیسی (EM) تولید میکند. امواج الکترومغناطیسی میدان های الکتریکی و مغناطیسی هستند که با سرعت نور c در فضای خالی حرکت می کنند. یک ذره باردار که حول یک موقعیت تعادلی در نوسان است، یک ذره باردار شتاب دار است. اگر فرکانس نوسان آن f باشد، موج الکترومغناطیسی با فرکانس f تولید می کند. طول موج λ این موج با λ = c/f داده می شود. امواج الکترومغناطیسی انرژی را در فضا انتقال می دهند. این انرژی را می توان به ذرات باردار در فاصله زیادی از منبع تحویل داد.
بارهای شتاب دار میدان های الکتریکی و مغناطیسی متغیر ایجاد می کنند. تغییر میدان های الکتریکی باعث ایجاد میدان های مغناطیسی و تغییر میدان های مغناطیسی تولید میدان های الکتریکی می کند. این برهمکنش بین میدان های الکتریکی و مغناطیسی القایی منجر به انتشار امواج الکترومغناطیسی می شود. امواج الکترومغناطیسی می توانند در فضای آزاد منتشر شوند.
💢@higgs_field
میدان الکتریکی و مغناطیسی در یونیورس ما در قالب یک میدان واحد عمل می کنند و فوتون ها کوانتا و برانگیختگی های این میدان است . این دو میدان با یکدیگر تعامل و برهمکنش دارند . اما در یک جمع بندی میتوان تعامل این دو میدان را چنین بیان کرد :
• یک ذره باردار در اطراف خود میدان الکتریکی تولید میکند. این میدان الکتریکی بر ذرات باردار دیگر نیرو وارد می کند. بارهای مثبت در جهت میدان و بارهای منفی در جهت مخالف جهت میدان شتاب می گیرند.
• یک ذره باردار متحرک در اطراف خود میدان مغناطیسی تولید میکند. این میدان مغناطیسی به بارهای متحرک دیگر نیرو وارد می کند. نیروی وارد بر این بارها همیشه بر جهت سرعت velocity آنها عمود است و بنابراین فقط جهت سرعت را تغییر می دهد نه سرعت را.
• یک ذره باردار شتابدار، موج الکترومغناطیسی (EM) تولید میکند. امواج الکترومغناطیسی میدان های الکتریکی و مغناطیسی هستند که با سرعت نور c در فضای خالی حرکت می کنند. یک ذره باردار که حول یک موقعیت تعادلی در نوسان است، یک ذره باردار شتاب دار است. اگر فرکانس نوسان آن f باشد، موج الکترومغناطیسی با فرکانس f تولید می کند. طول موج λ این موج با λ = c/f داده می شود. امواج الکترومغناطیسی انرژی را در فضا انتقال می دهند. این انرژی را می توان به ذرات باردار در فاصله زیادی از منبع تحویل داد.
بارهای شتاب دار میدان های الکتریکی و مغناطیسی متغیر ایجاد می کنند. تغییر میدان های الکتریکی باعث ایجاد میدان های مغناطیسی و تغییر میدان های مغناطیسی تولید میدان های الکتریکی می کند. این برهمکنش بین میدان های الکتریکی و مغناطیسی القایی منجر به انتشار امواج الکترومغناطیسی می شود. امواج الکترومغناطیسی می توانند در فضای آزاد منتشر شوند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3❤1🔥1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢تئوری ریسمان
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8993
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8998
دانشنامه بریتانیکا - برایان گرین
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8993
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8998
دانشنامه بریتانیکا - برایان گرین
❤2👍1
💢 هاله ۲۲ درجه ، یک پدیده نوری جوی است که از هاله ای با شعاع ظاهری تقریباً ۲۲ درجه در اطراف خورشید یا ماه تشکیل شده است. هنگامی که در اطراف ماه قابل مشاهده است، به عنوان حلقه ماه یا هاله زمستانی نیز شناخته میشود. این پدیده هنگامی که نور خورشید یا نور ماه توسط میلیونها کریستال یخ شش ضلعی معلق در جو شکسته میشود، تشکیل میشود.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
❤3👍1
🟣 جرم یک ذره بنیادی Mass of an Elementary Particle
جرم ویژگی ذاتی یک ذره و وجه تمایز آن با فضاست و به ذره ویژگی گسستگی متناهی میدهد که توانایی انجام جابجایی و حمل انرژی و تکانه ، می دهد .
تبدیل فضا به ماده تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که این فضا دارای ویژگی خاصی باشد، مانند اسپین تاپ چرخان (وسیله ای که با چرخاندن آن بر سطح صاف تعادل می گیرد) که در برابر واژگون شدن و سقوط مقاومت میکند، به گونهای که گویی در هنگام چرخیدن جرمی برای وسیله در کار نیست.
ما این ویژگی خاص را بصورت فرکانس زاویهای و تکانه زاویهای angular momentum میشناسیم . که این دو با هم , هم ارز و متناسب با مقدار انرژی و جرم توصیف شده ، هستند . تکانه زاویهای، حتی اگر قابل آشکار شدن نباشد، دارای یک مولفه component اندازهگیری شده است که در امتداد یک محور پیشبینی میشود، و ممکن است معادل جرم، فرکانس زاویهای و یک بعد خطی ذاتی در نظر گرفته شود.
ذره ای که به این ترتیب ایجاد می شود نمی تواند نقطهسان point-like در نظر گرفته شود ، بلکه باید ورژن منبسط اما متناهی در فضا داشته باشد ، هرچند فضای متغیری را اشغال کند.
L = μ * r
ω = 1/ √(LC) =c / r
در یک قیاس ،فضای اشغال شده را دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) در فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) در نظر می گیریم.
از آنجایی که انرژی میتواند تنها در هنگام جابجایی و تبدیل حالت آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تبدیل اسیلاتوری بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی متناسب با فرکانس زاویهای (ω) در حال نوسان باشد. .
این قیاس منجر به ایجاد ویژگی جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
انرژی جنبشی چرخش ناشی از تکانه زاویهای angular momentum ، یا چرخش یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم برابر ، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC همخوانی دارد . که به دنبال آن فضا دارای خاصیت تبدیل کردن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا ( با محیط پیرامونی) است.
تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است.
علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای ذره معادل انرژی یک جرم ساکن در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همین ترتیب ممکن است هم ماده و هم پاد ماده تولید شوند. هنگامی برانگیختگی بمقدار کافی بزرگ باشد ، مقدار معادل انرژی سبب یک نسخه از فضای گسترده در محل خودش برای تبدیل شدن به منبع نوسانی بدون مقاومت مدار LC میشود تا پیوسته در نوسان باشد . در نتیجه منبع چرخش ذاتی تکانه ی زاویه ای یک ذره علت ایجاد کننده ذره ای با خاصیت جرمی است.
ذره بنیادی با بار الکتریکی همینطور هر ماده یا پاد ماده ای که به این ترتیب تولید می شود همیشه به صورت مجزا و نه جفت، بلکه فقط به صورت یک ذره منفرد تولید می شود. در حالی که احتمالات به درستی ، تولید ذرات مساوی و مخالف را در بلندمدت بصورت کلی پیشبینی میکند، احتمال تولید ذرات مشابه در یک دوره طولانی مدت نیز وجود دارد. در فیزیک با نقض تقارن میتوان علت غلبه ماده بر پاد ماده را توضیح داد.
بنابراین، ذرات بیشتری با ماهیت ویژه وجود دارد، به عنوان مثال ، ذرات ماده در جهان در حال پیدایش باعث تشکیل اجسام مادی می شوند. علاوه بر این، روابط تحلیلی اضافی را می توان در میان خواص ذاتی فوق ذرات بنیادی با مقدار بار الکتریکی متناظر با انرژی الکتریکی یا مغناطیسی معادل انرژی جرم سکون یافت.
⚛https://t.me/phys_Q/7242
جرم ویژگی ذاتی یک ذره و وجه تمایز آن با فضاست و به ذره ویژگی گسستگی متناهی میدهد که توانایی انجام جابجایی و حمل انرژی و تکانه ، می دهد .
تبدیل فضا به ماده تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که این فضا دارای ویژگی خاصی باشد، مانند اسپین تاپ چرخان (وسیله ای که با چرخاندن آن بر سطح صاف تعادل می گیرد) که در برابر واژگون شدن و سقوط مقاومت میکند، به گونهای که گویی در هنگام چرخیدن جرمی برای وسیله در کار نیست.
ما این ویژگی خاص را بصورت فرکانس زاویهای و تکانه زاویهای angular momentum میشناسیم . که این دو با هم , هم ارز و متناسب با مقدار انرژی و جرم توصیف شده ، هستند . تکانه زاویهای، حتی اگر قابل آشکار شدن نباشد، دارای یک مولفه component اندازهگیری شده است که در امتداد یک محور پیشبینی میشود، و ممکن است معادل جرم، فرکانس زاویهای و یک بعد خطی ذاتی در نظر گرفته شود.
ذره ای که به این ترتیب ایجاد می شود نمی تواند نقطهسان point-like در نظر گرفته شود ، بلکه باید ورژن منبسط اما متناهی در فضا داشته باشد ، هرچند فضای متغیری را اشغال کند.
L = μ * r
ω = 1/ √(LC) =c / r
در یک قیاس ،فضای اشغال شده را دارای ظرفیت ذاتی (C) و اندوکتانس (L) در فرکانس زاویه ای (ω) و بعد خطی ذاتی (r) در نظر می گیریم.
از آنجایی که انرژی میتواند تنها در هنگام جابجایی و تبدیل حالت آشکار شود، مقدار انرژی فوق باید تحت یک تبدیل اسیلاتوری بین انرژی الکتریکی و مغناطیسی مشابه مدار LC بدون مقاومت قرار گیرد و در نتیجه همیشه بدون اتلاف انرژی متناسب با فرکانس زاویهای (ω) در حال نوسان باشد. .
این قیاس منجر به ایجاد ویژگی جرم ذاتی برای ذره بنیادی میشود. به صورت تحلیلی، روابط در زیر نشان داده شدهاند.
انرژی جنبشی چرخش ناشی از تکانه زاویهای angular momentum ، یا چرخش یک ذره در انتهای بازوی شعاعی با جرم برابر ، معادل انرژی جرم سکون ذره بنیادی، با فرکانس زاویه ای مدار نوسانگر LC همخوانی دارد . که به دنبال آن فضا دارای خاصیت تبدیل کردن جرم به ذره در حالت سکون و توانایی حمل انرژی و تکانه در هنگام حرکت به دلیل برهم کنش برون زا ( با محیط پیرامونی) است.
تکانه زاویه ای اسپین یک ذره بنیادی به عنوان ویژگی ذاتی آن پذیرفته شده است در حالی که منشا و علت پیدایش آن هنوز توسط هیچ تئوری یا نتیجه تجربی اثبات نشده است.
علاوه بر این، این تکانه زاویه ای ذاتی به عنوان تکانه کلاسیک در نظر گرفته نشده است که با اعمال یک گشتاور خارجی تولید می شود.
تکانه زاویه ای ذره معادل انرژی یک جرم ساکن در نظر گرفته شده که منشا آن از فرکانس زاویه ای است که از انرژی نوسانی الکتریکی و مغناطیسی ذخیره شده در فضا سرچشمه می گیرد و باعث تولید ذره جرم مند می شود.
جرم یک ذره بنیادی به واسطه ذره یا ماده دیگری نیست که از یک میدان خارجی به آن اضافه شده باشد ، بلکه یک ویژگی ذاتی است که از تکانه زاویهای چرخشی آن ناشی میشود، در حالی که ذره هرگز به عنوان یک جسم چرخان معمولی در فضا تصور نمیشود، اما آشکارا با پارامتر هایی از قبیل مفاهیمی مانند جرم، فرکانس زاویه ای و بعد خطی، مستقل از یکدیگر، و با هم به تکانه زاویه ای مرتبط اند که نتیجه انرژی تولیدی ذره متناسب با جرم است .
در حالی که جهت و تقارن برانگیختگی ایجاد کننده بار مثبت یا منفی یا خنثی می شود و به همین ترتیب ممکن است هم ماده و هم پاد ماده تولید شوند. هنگامی برانگیختگی بمقدار کافی بزرگ باشد ، مقدار معادل انرژی سبب یک نسخه از فضای گسترده در محل خودش برای تبدیل شدن به منبع نوسانی بدون مقاومت مدار LC میشود تا پیوسته در نوسان باشد . در نتیجه منبع چرخش ذاتی تکانه ی زاویه ای یک ذره علت ایجاد کننده ذره ای با خاصیت جرمی است.
ذره بنیادی با بار الکتریکی همینطور هر ماده یا پاد ماده ای که به این ترتیب تولید می شود همیشه به صورت مجزا و نه جفت، بلکه فقط به صورت یک ذره منفرد تولید می شود. در حالی که احتمالات به درستی ، تولید ذرات مساوی و مخالف را در بلندمدت بصورت کلی پیشبینی میکند، احتمال تولید ذرات مشابه در یک دوره طولانی مدت نیز وجود دارد. در فیزیک با نقض تقارن میتوان علت غلبه ماده بر پاد ماده را توضیح داد.
بنابراین، ذرات بیشتری با ماهیت ویژه وجود دارد، به عنوان مثال ، ذرات ماده در جهان در حال پیدایش باعث تشکیل اجسام مادی می شوند. علاوه بر این، روابط تحلیلی اضافی را می توان در میان خواص ذاتی فوق ذرات بنیادی با مقدار بار الکتریکی متناظر با انرژی الکتریکی یا مغناطیسی معادل انرژی جرم سکون یافت.
⚛https://t.me/phys_Q/7242
Telegram
کوانتوم مکانیک
🟣 نگاه بنیادین به پارتیکل متحرک در فضا
قسمتنخست
http://telegra.ph/نگاه-بنیادین-به-پارتیکل-متحرک-در-فضا-09-15
قسمت دوم
http://telegra.ph/نگاه-بنیادین-به-پارتیکل-متحرک-در-فضا-09-15-2
🆔 @phys_Q
قسمتنخست
http://telegra.ph/نگاه-بنیادین-به-پارتیکل-متحرک-در-فضا-09-15
قسمت دوم
http://telegra.ph/نگاه-بنیادین-به-پارتیکل-متحرک-در-فضا-09-15-2
🆔 @phys_Q
👍6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️ انرژی خلأ، انرژی پس زمینه فضاست که در سراسر جهان وجود دارد. چنین رفتاری در اصل عدم قطعیت زمان-انرژی پیشبینی شدهاست؛ اصل عدم قطعیت زمان-انرژی میگوید همیشه مقداری عدم قطعیت در مقدار انرژی وجود دارد -نمیتوان مقدار دقیق متغیرهای مزدوج مانند اندازه تکانه-مکان (یا زمان-انرژی) را بهطور همزمان تعیین کرد- و ما هیچگاه نمیتوانیم مقدار انرژی را به صورت کاملًا دقیق بدست آوریم. بنابراین نمیتوانیم ادعا کنیم انرژی خلأ، دقیقاً صفر است و این بدان معناست که در یک بازهٔ زمانی بسیار کوتاه، خلأ دارای یک انرژی غیرصفر است. این انحراف از انرژی واقعی خلأ (یعنی صفر) را افت و خیز خلأ یا افت و خیز کوانتومی خلأ مینامیم؛ با این وجود، هنوز هم نمیتوان تأثیر دقیق چنین مقدار انرژی زودگذری را ارزیابی کرد. انرژی خلأ، مورد خاصی از انرژی نقطه صفر است که به خلأ کوانتومی مربوط میشود.
از همین رو هیچ سیستم کوانتومی دارای انرژی صفر در عالم نمی تواند وجود داشته باشد و باتوجه به اینکه دما وابسته به جنبش ذرات است دمای صفر مطلق نیز در عالم نمیتواند بروز یابد.
http://www.scientificamerican.com/article/follow-up-what-is-the-zer
💢@higgs_field
از همین رو هیچ سیستم کوانتومی دارای انرژی صفر در عالم نمی تواند وجود داشته باشد و باتوجه به اینکه دما وابسته به جنبش ذرات است دمای صفر مطلق نیز در عالم نمیتواند بروز یابد.
http://www.scientificamerican.com/article/follow-up-what-is-the-zer
💢@higgs_field
❤2👍1
💢جرم mass از کجا می آید؟
نوشته دیانا کوون
قسمت نخست
میدان هیگز به ذرات بنیادی جرم می دهد، اما بیشتر جرم ما از جای دیگری می آید.
داستان جرم ذرات درست پس از مهبانگ شروع می شود. در اولین لحظات یونیورس، تقریباً همه ذرات بدون جرم بودند و با سرعت نور در یک «سوپ اولیه» بسیار داغ حرکت می کردند. در مقطعی از این دوره، میدان هیگز روشن شد و در یونیورس گسترده شد و به ذرات بنیادی جرم داد.
میدان هیگز با روشن شدن، محیط را تغییر داد و نحوه رفتار ذرات را تغییر داد. برخی از رایجترین استعارهها، میدان هیگز را با خمرهای از ملاس یا شربت غلیظ مقایسه میکنند که حرکت برخی از ذرات را کند میکند.
دیگران میدان هیگز را به عنوان جمعیتی در یک مهمانی یا گروهی از پاپاراتزی ها تصور کرده اند. وقتی دانشمندان مشهور یا افراد مشهور لیست A از آنجا عبور می کنند، مردم آنها را احاطه می کنند و سرعت آنها را کاهش می دهند، اما چهره های کمتر شناخته شده بدون توجه در میان جمعیت جابجا می شوند. در این موارد، محبوبیت مترادف با جرم است - هر چه محبوب تر باشید، بیشتر با جمعیت تعامل خواهید داشت و "جرم دار" تر خواهید بود.
اما چرا میدان هیگز روشن شد؟ چرا برخی از ذرات بیشتر از سایرین با میدان هیگز تعامل دارند؟ پاسخ کوتاه این است: ما نمی دانیم.
مت استراسلر، فیزیکدان نظری و دانشیار گروه فیزیک دانشگاه هاروارد، میگوید: «یافتن چرایی آغاز بکار میدان هیگز تازه شروع ماجراست – ما سؤالات زیادی داریم».
💢@higgs_field
نوشته دیانا کوون
قسمت نخست
میدان هیگز به ذرات بنیادی جرم می دهد، اما بیشتر جرم ما از جای دیگری می آید.
داستان جرم ذرات درست پس از مهبانگ شروع می شود. در اولین لحظات یونیورس، تقریباً همه ذرات بدون جرم بودند و با سرعت نور در یک «سوپ اولیه» بسیار داغ حرکت می کردند. در مقطعی از این دوره، میدان هیگز روشن شد و در یونیورس گسترده شد و به ذرات بنیادی جرم داد.
میدان هیگز با روشن شدن، محیط را تغییر داد و نحوه رفتار ذرات را تغییر داد. برخی از رایجترین استعارهها، میدان هیگز را با خمرهای از ملاس یا شربت غلیظ مقایسه میکنند که حرکت برخی از ذرات را کند میکند.
دیگران میدان هیگز را به عنوان جمعیتی در یک مهمانی یا گروهی از پاپاراتزی ها تصور کرده اند. وقتی دانشمندان مشهور یا افراد مشهور لیست A از آنجا عبور می کنند، مردم آنها را احاطه می کنند و سرعت آنها را کاهش می دهند، اما چهره های کمتر شناخته شده بدون توجه در میان جمعیت جابجا می شوند. در این موارد، محبوبیت مترادف با جرم است - هر چه محبوب تر باشید، بیشتر با جمعیت تعامل خواهید داشت و "جرم دار" تر خواهید بود.
اما چرا میدان هیگز روشن شد؟ چرا برخی از ذرات بیشتر از سایرین با میدان هیگز تعامل دارند؟ پاسخ کوتاه این است: ما نمی دانیم.
مت استراسلر، فیزیکدان نظری و دانشیار گروه فیزیک دانشگاه هاروارد، میگوید: «یافتن چرایی آغاز بکار میدان هیگز تازه شروع ماجراست – ما سؤالات زیادی داریم».
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2❤1
💢جرم mass از کجا می آید؟
#آماتور
نوشته دیانا کوون
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/9007
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/9010
Ref:
https://www.symmetrymagazine.org/article/where-does-mass-come-from
#آماتور
نوشته دیانا کوون
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/9007
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/9010
Ref:
https://www.symmetrymagazine.org/article/where-does-mass-come-from
❤1👍1
💢 خطای ادراک
تصویر را بخوبی و با دقت بنگرید ، توپ ها رنگ های متفاوتی دارند ، درسته؟
اکنون بزرگنمایی کنید و توپ ها را از نمای بسته نگاه کنید! چه می بینید؟
این خطای دید نه در جلوی چشمان شما بلکه در ذهن شما ایجاد شده است و جالب اینکه مجموعه ای از سهش های گوناگون (پنج حواس اصلی) تز ما به هستی را شکل داده اند ، انسان ذاتا خطا پذیر است ، علم با پی بردن به ماهیت خطاپذیر ادراک انسان با تولید متد و رویکردی سخت گیرانه سعی در ارائه معتبر ترین روایت از هستی دارد .
💢@higgs_field
تصویر را بخوبی و با دقت بنگرید ، توپ ها رنگ های متفاوتی دارند ، درسته؟
اکنون بزرگنمایی کنید و توپ ها را از نمای بسته نگاه کنید! چه می بینید؟
این خطای دید نه در جلوی چشمان شما بلکه در ذهن شما ایجاد شده است و جالب اینکه مجموعه ای از سهش های گوناگون (پنج حواس اصلی) تز ما به هستی را شکل داده اند ، انسان ذاتا خطا پذیر است ، علم با پی بردن به ماهیت خطاپذیر ادراک انسان با تولید متد و رویکردی سخت گیرانه سعی در ارائه معتبر ترین روایت از هستی دارد .
💢@higgs_field
❤3👍1
💢جرم mass از کجا می آید؟
نوشته دیانا کوون
قسمت دوم
🔺نیروی قوی
میدان هیگز به ذرات بنیادی - الکترون ها، کوارک ها و دیگر بلوک های سازنده که نمی توانند به قطعات کوچکتر تقسیم شوند، جرم می دهد. اما اینها هنوز هم فقط بخش کوچکی از جرم یونیورس را تشکیل می دهند.
بقیه از پروتون ها و نوترون ها می آیند که تقریباً تمام جرم خود را از نیروی هسته ای قوی می گیرند. این ذرات هر کدام از سه کوارک تشکیل شدهاند که با سرعتی سرسامآور حرکت میکنند که توسط گلوئونها - ذرات حامل نیروی قوی بهم متصل شده اند . انرژی این برهمکنش بین کوارک ها و گلوئون ها همان چیزی است که به پروتون ها و نوترون ها جرم می دهد. E=mc² معروف انیشتین را به خاطر داشته باشید که انرژی و جرم را هم ارز می سازد . این باعث می شود جرم به یک مرکز ذخیره سازی مخفی انرژی تبدیل شود.
جان لاجوی، فیزیکدان دانشگاه ایالتی آیووا، میگوید: «وقتی سه کوارک را کنار هم قرار میدهید تا یک پروتون ایجاد کنید، در نهایت چگالی انرژی عظیمی را در ناحیهای کوچک در فضا به هم متصل میکنید.
یک پروتون از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین تشکیل شده است. یک نوترون از دو کوارک پایین و یک کوارک بالا ساخته شده است. ترکیب مشابه آنها باعث می شود جرمی که از نیروی قوی به دست می آورند تقریباً یکسان باشد. با این حال، نوترونها کمی جرمدار تر از پروتونها هستند و این تفاوت بسیار مهم است. فرآیند تجزیه نوترون ها به پروتون ها باعث ترویج شیمی و در نتیجه زیست شناسی می شود. اگر پروتونها سنگینتر بودند، در عوض به نوترون تجزیه میشدند و جهان آنطور که میدانیم وجود نداشت.
آندریاس کرونفلد، فیزیکدان نظری در فرمیلب میگوید:
"همانطور که مشخص است، کوارکهای پایین قویتر با [میدان] هیگز برهمکنش میکنند، بنابراین جرم آنها کمی بیشتر است. به همین دلیل است که تفاوت کوچک بین جرم پروتون و نوترون وجود دارد."
🔺اما نوترینوها چطور؟
ما آموختهایم که ذرات بنیادی جرم خود را از میدان هیگز میگیرند - اما صبر کنید! ممکن است یک استثنا وجود داشته باشد: نوترینوها. نوترینوها به تنهایی در یک کلاس قرار دارند. آنها جرمهای بسیار کوچکی دارند (یک میلیون بار کوچکتر از الکترون، دومین ذره سبک)، از نظر الکتریکی خنثی هستند و به ندرت با ماده تعامل دارند.
دانشمندان متحیر هستند که چرا نوترینوها اینقدر سبک هستند. نظریه پردازان در حال حاضر در حال بررسی احتمالات متعدد هستند. ممکن است توضیح داده شود که آیا نوترینوها پادذرات خودشان هستند، یعنی اگر نسخه ضد ماده با نسخه ماده یکسان باشد. اگر فیزیکدانان کشف کنند که چنین است، به این معنی است که نوترینوها جرم خود را از جایی غیر از بوزون هیگز، که فیزیکدانان در سال 2012 کشف کردند، می گیرند.
نوترینوها باید جرم خود را از میدان هیگز مانندی بگیرند که از نظر الکتریکی خنثی است و کل جهان را در بر می گیرد. این می تواند همان هیگز باشد که به ذرات بنیادی دیگر جرم می دهد، یا می تواند یک پسر عموی بسیار دور باشد. در برخی نظریهها، جرم نوترینو از یک منبع کاملاً جدید اضافی میآید که میتواند پاسخی برای دیگر اسرار باقی مانده فیزیک ذرات داشته باشد.
آندره دو گووا، فیزیکدان نظری ذرات در دانشگاه نورث وسترن، می گوید: "مردم تمایل دارند درباره این احتمال هیجان زده شوند، زیرا می توان آن را به عنوان مدرکی برای مقیاس انرژی کاملاً جدید تفسیر کرد که در نگاه نخست با پدیده هیگز ارتباطی ندارد. "
این مکانیسم جدید همچنین ممکن است به جرم ماده تاریک که فیزیکدانان فکر می کنند از ذرات هنوز کشف نشده تشکیل شده است، مرتبط باشد.
د گوووا میگوید: «طبیعت صرفه جو هست، بنابراین ممکن است ، مجموعه جدید و مشابهی از ذرات همه این پدیدههای عجیب و غریب را توضیح دهد که ما هنوز توضیح ندادهایم.»
Ref:
https://www.symmetrymagazine.org/article/where-does-mass-come-from
💢@higgs_field
نوشته دیانا کوون
قسمت دوم
🔺نیروی قوی
میدان هیگز به ذرات بنیادی - الکترون ها، کوارک ها و دیگر بلوک های سازنده که نمی توانند به قطعات کوچکتر تقسیم شوند، جرم می دهد. اما اینها هنوز هم فقط بخش کوچکی از جرم یونیورس را تشکیل می دهند.
بقیه از پروتون ها و نوترون ها می آیند که تقریباً تمام جرم خود را از نیروی هسته ای قوی می گیرند. این ذرات هر کدام از سه کوارک تشکیل شدهاند که با سرعتی سرسامآور حرکت میکنند که توسط گلوئونها - ذرات حامل نیروی قوی بهم متصل شده اند . انرژی این برهمکنش بین کوارک ها و گلوئون ها همان چیزی است که به پروتون ها و نوترون ها جرم می دهد. E=mc² معروف انیشتین را به خاطر داشته باشید که انرژی و جرم را هم ارز می سازد . این باعث می شود جرم به یک مرکز ذخیره سازی مخفی انرژی تبدیل شود.
جان لاجوی، فیزیکدان دانشگاه ایالتی آیووا، میگوید: «وقتی سه کوارک را کنار هم قرار میدهید تا یک پروتون ایجاد کنید، در نهایت چگالی انرژی عظیمی را در ناحیهای کوچک در فضا به هم متصل میکنید.
یک پروتون از دو کوارک بالا و یک کوارک پایین تشکیل شده است. یک نوترون از دو کوارک پایین و یک کوارک بالا ساخته شده است. ترکیب مشابه آنها باعث می شود جرمی که از نیروی قوی به دست می آورند تقریباً یکسان باشد. با این حال، نوترونها کمی جرمدار تر از پروتونها هستند و این تفاوت بسیار مهم است. فرآیند تجزیه نوترون ها به پروتون ها باعث ترویج شیمی و در نتیجه زیست شناسی می شود. اگر پروتونها سنگینتر بودند، در عوض به نوترون تجزیه میشدند و جهان آنطور که میدانیم وجود نداشت.
آندریاس کرونفلد، فیزیکدان نظری در فرمیلب میگوید:
"همانطور که مشخص است، کوارکهای پایین قویتر با [میدان] هیگز برهمکنش میکنند، بنابراین جرم آنها کمی بیشتر است. به همین دلیل است که تفاوت کوچک بین جرم پروتون و نوترون وجود دارد."
🔺اما نوترینوها چطور؟
ما آموختهایم که ذرات بنیادی جرم خود را از میدان هیگز میگیرند - اما صبر کنید! ممکن است یک استثنا وجود داشته باشد: نوترینوها. نوترینوها به تنهایی در یک کلاس قرار دارند. آنها جرمهای بسیار کوچکی دارند (یک میلیون بار کوچکتر از الکترون، دومین ذره سبک)، از نظر الکتریکی خنثی هستند و به ندرت با ماده تعامل دارند.
دانشمندان متحیر هستند که چرا نوترینوها اینقدر سبک هستند. نظریه پردازان در حال حاضر در حال بررسی احتمالات متعدد هستند. ممکن است توضیح داده شود که آیا نوترینوها پادذرات خودشان هستند، یعنی اگر نسخه ضد ماده با نسخه ماده یکسان باشد. اگر فیزیکدانان کشف کنند که چنین است، به این معنی است که نوترینوها جرم خود را از جایی غیر از بوزون هیگز، که فیزیکدانان در سال 2012 کشف کردند، می گیرند.
نوترینوها باید جرم خود را از میدان هیگز مانندی بگیرند که از نظر الکتریکی خنثی است و کل جهان را در بر می گیرد. این می تواند همان هیگز باشد که به ذرات بنیادی دیگر جرم می دهد، یا می تواند یک پسر عموی بسیار دور باشد. در برخی نظریهها، جرم نوترینو از یک منبع کاملاً جدید اضافی میآید که میتواند پاسخی برای دیگر اسرار باقی مانده فیزیک ذرات داشته باشد.
آندره دو گووا، فیزیکدان نظری ذرات در دانشگاه نورث وسترن، می گوید: "مردم تمایل دارند درباره این احتمال هیجان زده شوند، زیرا می توان آن را به عنوان مدرکی برای مقیاس انرژی کاملاً جدید تفسیر کرد که در نگاه نخست با پدیده هیگز ارتباطی ندارد. "
این مکانیسم جدید همچنین ممکن است به جرم ماده تاریک که فیزیکدانان فکر می کنند از ذرات هنوز کشف نشده تشکیل شده است، مرتبط باشد.
د گوووا میگوید: «طبیعت صرفه جو هست، بنابراین ممکن است ، مجموعه جدید و مشابهی از ذرات همه این پدیدههای عجیب و غریب را توضیح دهد که ما هنوز توضیح ندادهایم.»
Ref:
https://www.symmetrymagazine.org/article/where-does-mass-come-from
💢@higgs_field
symmetry magazine
Where does mass come from?
The Higgs field gives mass to elementary particles, but most of our mass comes from somewhere else.
👍6❤1