💢collapse of the wave function
🔺فروریزش تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
🔺فروریزش تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
👍6
💢پیرامون تفسیر کپنهاگ
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
• وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻 هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
💢@higgs_field
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
• وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻 هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3❤1
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیهسازی فیک از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.
طرز تفکر چنین است: یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیتهای روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی میکنیم که اتفاقاً به نظر میرسد که عمق دارد.
ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچالهها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار سادهتر میشوند. به طور خلاصه، به نظر میرسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته میشوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا میکنند.
لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دههها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، میگوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمیشود. بلکه به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."
اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات ریاضی جالبی مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.
💢@higgs_field
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیهسازی فیک از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.
طرز تفکر چنین است: یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیتهای روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی میکنیم که اتفاقاً به نظر میرسد که عمق دارد.
ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچالهها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار سادهتر میشوند. به طور خلاصه، به نظر میرسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته میشوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا میکنند.
لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دههها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، میگوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمیشود. بلکه به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."
اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات ریاضی جالبی مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍7
.
💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟
🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟
مسئله ادراک شامل دو بخش است :
✔️جهان پیرامونی ما
✔️ ادراک درونی ما
🔻ما طوری شکل یافتهایم که ادراکهایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه میدارند؛ بنابراین باید آنها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمیداریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمیگیریم. اینها نشانههاییاند که برای زندهنگهداشتنِ ما، درونمان تکامل یافتهاند؛ پس باید آنها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را بهمعنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.
🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .
💢@HIGGS_FIELD
💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟
🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟
مسئله ادراک شامل دو بخش است :
✔️جهان پیرامونی ما
✔️ ادراک درونی ما
🔻ما طوری شکل یافتهایم که ادراکهایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه میدارند؛ بنابراین باید آنها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمیداریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمیگیریم. اینها نشانههاییاند که برای زندهنگهداشتنِ ما، درونمان تکامل یافتهاند؛ پس باید آنها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را بهمعنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.
🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .
💢@HIGGS_FIELD
👍9
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم
📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟
این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله
در سال 1974، استیون هاوکینگ بهطور مشهور کشف کرد که سیاهچالهها، برخلاف آنچه که مدتها تصور میشد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع میکنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.
با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدتها تصور میشد که اطلاعات فیزیکی را نمیتوان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ میکنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر میگذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را میتوان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل در مورد ذرات نیز صادق است.
اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.
یکی از راهحلهایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاهچاله کشیده میشود، نوعی اثر دوبعدی به جای میگذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.
محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D را ذخیره کنید.
ساسکیند میگوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر میکردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که میتواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سهبعدی از فضا رمزگذاری کند.
2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، میگوید: «برای سیستمهای ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».
در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت سهبعدی 3D است - یک سیاهچاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.
💢@higgs_field
🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم
📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟
این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله
در سال 1974، استیون هاوکینگ بهطور مشهور کشف کرد که سیاهچالهها، برخلاف آنچه که مدتها تصور میشد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع میکنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.
با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدتها تصور میشد که اطلاعات فیزیکی را نمیتوان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ میکنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر میگذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را میتوان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل در مورد ذرات نیز صادق است.
اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.
یکی از راهحلهایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاهچاله کشیده میشود، نوعی اثر دوبعدی به جای میگذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.
محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D را ذخیره کنید.
ساسکیند میگوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر میکردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که میتواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سهبعدی از فضا رمزگذاری کند.
2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، میگوید: «برای سیستمهای ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».
در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت سهبعدی 3D است - یک سیاهچاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.
💢@higgs_field
🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
Telegram
attach 📎
👍6
🟣برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
👍3
💢A democratic Iran Is coming and it will lead the middle east
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .
۲۹ آذر ۱۴۰۱
📡@higgs_field
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .
۲۹ آذر ۱۴۰۱
📡@higgs_field
👍18🔥2🤔2❤1
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺 Marcia Wendorf
🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.
🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.
پارت اول
https://t.me/phys_Q/4398
پارت دوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/4404
🔺 Marcia Wendorf
🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.
🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.
پارت اول
https://t.me/phys_Q/4398
پارت دوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/4404
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.
ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940
قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945
اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.
ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940
قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945
اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
👍6
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت نخست
کلید درک پیدایش و سرنوشت یونیورس احتمالا درک کاملتر خلاء vacuum باشد.
هزاران سال پیش، ارسطو Aristotle اظهار داشت که طبیعت از خلاء بیزار است، به این دلیل که آبجکت ها با سرعت های ناممکن در فضای واقعاً خالی پرواز می کنند. در سال 1277، اسقف فرانسوی اتین تمپیر Etienne Tempier با یک عقب نشینی اعلام کرد که خدا می تواند هر کاری انجام دهد، حتی خلاء ایجاد کند.
سپس یک دانشمند صرف آن را تولید کرد. اتو فون گریک Otto von Guericke پمپی اختراع کرد که هوا را از داخل یک کره مسی توخالی مکش می کرد و شاید اولین خلاء با کیفیت بالا را بر روی زمین ایجاد کرد. در نمایشی همگانی در سال 1654، او نشان داد که حتی دو تیم اسب که برای پاره کردن توپی (توپ خلاء) به اندازه هندوانه تلاش میکنند، نمیتوانند بر مکش هیچ چیز غلبه کنند.
از آن زمان، خلاء به یک مفهوم پایه در فیزیک تبدیل شده است، که پایه و اساس تمام تئوری هاست. خلاء فون گریک نبود و فقدان هوا بود. خلاء الکترومغناطیسی عدم وجود محیطی است که بتواند سرعت نور را کاهش دهد. و خلاء گرانشی فاقد هرگونه ماده یا انرژی است که بتواند فضا را خم curve کند. در هر مورد، تنوع خاص هیچ بستگی به چیزی دارد که فیزیکدانان قصد توصیف آن را دارند. پاتریک درپر Patrick draper، فیزیکدان نظری در دانشگاه ایلینوی، میگوید: گاهی اوقات، این روشی است که ما یک نظریه را تعریف میکنیم."
همانطور که فیزیکدانان مدرن با کاندیداهای پیچیده تری برای نظریه نهایی طبیعت دست و پنجه نرم کرده اند، با تعداد فزاینده ای از انواع هیچ Nothing مواجه شده اند. هر کدام رفتار خاص خود را دارند، گویی مراحل متفاوتی از یک ماده اند. به طور فزاینده ای، به نظر می رسد که کلید درک منشأ و سرنوشت یونیورس احتمالا حسابرسی دقیق این گونه های فقدانیّت های رو به رشد باشد.
ایزابل گارسیا گارسیا، فیزیکدان ذرات در مؤسسه فیزیک نظری کاولی در کالیفرنیا میگوید: «ما در حال آموختن چیزهای بیشتری برای یادگیری در مورد هیچ هستیم. "چقدر تباهیم ؟"
تاکنون، چنین مطالعاتی به یک نتیجهگیری دراماتیک منجر شده است: یونیورس ما احتمال دارد که بر روی پلتفرمی از ساختار نامرغوب قرار داشته باشد، یک خلاء فراپایدار « meta stable» که محکوم است- در آیندهای دور - به هیچ دیگری تبدیل شود و همه چیز را در این فرآیند نابود کند. .
💢@higgs_field
🔻تصویر: کتابی در سال 1672 درباره خلاء توسط دانشمند آلمانی Otto von Guericke نمایشی را به تصویر میکشد که او برای امپراتور فردیناند سوم انجام داد، که در آن تیمهایی از اسبها تلاش کردند تا نیمههای یک کره مسی پر از خلاء vacuum-filled را از هم جدا کنند.
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت نخست
کلید درک پیدایش و سرنوشت یونیورس احتمالا درک کاملتر خلاء vacuum باشد.
هزاران سال پیش، ارسطو Aristotle اظهار داشت که طبیعت از خلاء بیزار است، به این دلیل که آبجکت ها با سرعت های ناممکن در فضای واقعاً خالی پرواز می کنند. در سال 1277، اسقف فرانسوی اتین تمپیر Etienne Tempier با یک عقب نشینی اعلام کرد که خدا می تواند هر کاری انجام دهد، حتی خلاء ایجاد کند.
سپس یک دانشمند صرف آن را تولید کرد. اتو فون گریک Otto von Guericke پمپی اختراع کرد که هوا را از داخل یک کره مسی توخالی مکش می کرد و شاید اولین خلاء با کیفیت بالا را بر روی زمین ایجاد کرد. در نمایشی همگانی در سال 1654، او نشان داد که حتی دو تیم اسب که برای پاره کردن توپی (توپ خلاء) به اندازه هندوانه تلاش میکنند، نمیتوانند بر مکش هیچ چیز غلبه کنند.
از آن زمان، خلاء به یک مفهوم پایه در فیزیک تبدیل شده است، که پایه و اساس تمام تئوری هاست. خلاء فون گریک نبود و فقدان هوا بود. خلاء الکترومغناطیسی عدم وجود محیطی است که بتواند سرعت نور را کاهش دهد. و خلاء گرانشی فاقد هرگونه ماده یا انرژی است که بتواند فضا را خم curve کند. در هر مورد، تنوع خاص هیچ بستگی به چیزی دارد که فیزیکدانان قصد توصیف آن را دارند. پاتریک درپر Patrick draper، فیزیکدان نظری در دانشگاه ایلینوی، میگوید: گاهی اوقات، این روشی است که ما یک نظریه را تعریف میکنیم."
همانطور که فیزیکدانان مدرن با کاندیداهای پیچیده تری برای نظریه نهایی طبیعت دست و پنجه نرم کرده اند، با تعداد فزاینده ای از انواع هیچ Nothing مواجه شده اند. هر کدام رفتار خاص خود را دارند، گویی مراحل متفاوتی از یک ماده اند. به طور فزاینده ای، به نظر می رسد که کلید درک منشأ و سرنوشت یونیورس احتمالا حسابرسی دقیق این گونه های فقدانیّت های رو به رشد باشد.
ایزابل گارسیا گارسیا، فیزیکدان ذرات در مؤسسه فیزیک نظری کاولی در کالیفرنیا میگوید: «ما در حال آموختن چیزهای بیشتری برای یادگیری در مورد هیچ هستیم. "چقدر تباهیم ؟"
تاکنون، چنین مطالعاتی به یک نتیجهگیری دراماتیک منجر شده است: یونیورس ما احتمال دارد که بر روی پلتفرمی از ساختار نامرغوب قرار داشته باشد، یک خلاء فراپایدار « meta stable» که محکوم است- در آیندهای دور - به هیچ دیگری تبدیل شود و همه چیز را در این فرآیند نابود کند. .
💢@higgs_field
🔻تصویر: کتابی در سال 1672 درباره خلاء توسط دانشمند آلمانی Otto von Guericke نمایشی را به تصویر میکشد که او برای امپراتور فردیناند سوم انجام داد، که در آن تیمهایی از اسبها تلاش کردند تا نیمههای یک کره مسی پر از خلاء vacuum-filled را از هم جدا کنند.
Telegram
attach 📎
👍3🤔1
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت سوم
📌چگونه این ایده از سیاهچاله ها به کل یونیورس تعمیم یافت؟
هیچ کدام از آنچه بیان شد ، دلیلی بر هولوگرام بودن سیاهچاله ها نبود. اما به گفته ساسکیند، فیزیکدانان در ابتدا متوجه شدند که نگاه کردن به کل یونیورس به عنوان یک آبجکت دو بعدی 2D که سه بعدی 3D به نظر می رسد ممکن است به حل برخی مسائل عمیق تر در فیزیک نظری کمک کند. و چه در مورد یک سیاهچاله، یک سیاره یا کل یونیورس صحبت کنید، ریاضیات به همان شیوه کار می کند.
در سال 1998، مالداسینا Maldacena نشان داد که یک یونیورس فرضی می تواند یک هولوگرام باشد. یونیورس فرضی خاص او در فضایی قرار داشت که به آن فضای آنتی دی سیتر Anti de sitter یا AdS می گویند (که برای ساده سازی همه چیز، شکلی منحنی در فواصل بسیار بزرگ دارد، برخلاف یونیورس ما، که اعتقاد بر این است که تخت flat است).
علاوه بر این، با مشاهده این یونیورس به صورت دو بعدی 2D ، وی راهی پیدا کرد تا ایده ای با محبوبیت فزاینده ، تئوری ریسمان - فریمی گسترده که در آن بلوک های بنیادین سازنده یونیورس ، ریسمان های یک بعدی 1D هستند، نه ذرات particles - را به طور منظم با آن و با قوانین تثبیت شده فیزیک تطبیق دهد.
مهمتر از این اما ، وی با انجام این کار، دو مفهوم بسیار مهم و متفاوت در فیزیک را تحت یک چارچوب تئوریک وحدت بخشید . مالداسینا می گوید: «اصل هولوگرافیک تئوری گرانش را به نظریه های فیزیک ذرات مرتبط می کند.
ترکیب این دو ایده بنیادین در یک تئوری همدوس (که اغلب گرانش کوانتومی نامیده می شود) یکی از جام های مقدس فیزیک است. ( جام مقدس اشاره به افسانه های مذهبی مسیحیت دارد )
بنابراین اصل هولوگرافیک که این امکان را در این یونیورس فرضی ایجاد میکند، کار بزرگی بود.
البته، اکنون خیلی زود هست که بگوییم یونیورس واقعی ما - نه این یونیورس فرضی عجیب - یک هولوگرام است.
💢@higgs_field
🔻Anti-de Sitter space (left) curves in on itself. Our universe (right) is believed to be flat.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت سوم
📌چگونه این ایده از سیاهچاله ها به کل یونیورس تعمیم یافت؟
هیچ کدام از آنچه بیان شد ، دلیلی بر هولوگرام بودن سیاهچاله ها نبود. اما به گفته ساسکیند، فیزیکدانان در ابتدا متوجه شدند که نگاه کردن به کل یونیورس به عنوان یک آبجکت دو بعدی 2D که سه بعدی 3D به نظر می رسد ممکن است به حل برخی مسائل عمیق تر در فیزیک نظری کمک کند. و چه در مورد یک سیاهچاله، یک سیاره یا کل یونیورس صحبت کنید، ریاضیات به همان شیوه کار می کند.
در سال 1998، مالداسینا Maldacena نشان داد که یک یونیورس فرضی می تواند یک هولوگرام باشد. یونیورس فرضی خاص او در فضایی قرار داشت که به آن فضای آنتی دی سیتر Anti de sitter یا AdS می گویند (که برای ساده سازی همه چیز، شکلی منحنی در فواصل بسیار بزرگ دارد، برخلاف یونیورس ما، که اعتقاد بر این است که تخت flat است).
علاوه بر این، با مشاهده این یونیورس به صورت دو بعدی 2D ، وی راهی پیدا کرد تا ایده ای با محبوبیت فزاینده ، تئوری ریسمان - فریمی گسترده که در آن بلوک های بنیادین سازنده یونیورس ، ریسمان های یک بعدی 1D هستند، نه ذرات particles - را به طور منظم با آن و با قوانین تثبیت شده فیزیک تطبیق دهد.
مهمتر از این اما ، وی با انجام این کار، دو مفهوم بسیار مهم و متفاوت در فیزیک را تحت یک چارچوب تئوریک وحدت بخشید . مالداسینا می گوید: «اصل هولوگرافیک تئوری گرانش را به نظریه های فیزیک ذرات مرتبط می کند.
ترکیب این دو ایده بنیادین در یک تئوری همدوس (که اغلب گرانش کوانتومی نامیده می شود) یکی از جام های مقدس فیزیک است. ( جام مقدس اشاره به افسانه های مذهبی مسیحیت دارد )
بنابراین اصل هولوگرافیک که این امکان را در این یونیورس فرضی ایجاد میکند، کار بزرگی بود.
البته، اکنون خیلی زود هست که بگوییم یونیورس واقعی ما - نه این یونیورس فرضی عجیب - یک هولوگرام است.
💢@higgs_field
🔻Anti-de Sitter space (left) curves in on itself. Our universe (right) is believed to be flat.
Telegram
attach 📎
👍2
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت دوم
📌هیچ کوانتومی Quantum nothingness
در قرن بیستم هیچ شبیه به چیزی به نظر نمی رسید، زیرا فیزیکدانان واقعیت را مجموعه ای از میدان ها می دانستند: آبجکت هایی که فضا را در هر نقطه با یک مقدار مجزا پر می کنند (مثلاً میدان الکتریکی به شما می گوید که یک الکترون در مکان های مختلف چقدر نیرو احساس می کند. ).
در فیزیک کلاسیک، مقدار یک میدان می تواند در همه جا صفر باشد، به طوری که هیچ تاثیری و انرژی نداشته باشد . دانیل هارلو، فیزیکدان نظری در مؤسسه فناوری ماساچوست، گفت: " در کلاسیک، خلاء خسته کننده است. و در آن هیچ اتفاقی نمی افتد."
اما فیزیکدانان آموختند که میدانهای یونیورس ، کوانتومی هستند، نه کلاسیک، به این معنی که دچار عدم قطعیت ذاتی هستند. شما هرگز میدان کوانتومی با انرژی دقیقاً صفر را نخواهید یافت. هارلو یک میدان کوانتومی را به آرایهای از آونگها - یکی در هر نقطه از فضا - تشبیه میکند که زوایای آن نشاندهنده مقادیر میدان است. هر آونگ تقریباً مستقیم به پایین آویزان است اما به عقب و جلو تکان می خورد.
اگر میدان کوانتومی به حال خود رها شود، در پیکربندی مینیموم (کمینه) انرژی خود که به عنوان «خلاء حقیقی true vacuum » یا «حالت پایه ground state » شناخته میشود، و ذرات بنیادین تحریکات در این میدان ها هستند.
گارسیا گارسیا میگوید: «وقتی در مورد خلاء یک سیستم صحبت میکنیم، حالت ترجیحی سیستم دچار عدم قطعیت را در ذهن داریم.»
بیشتر میدانهای کوانتومی که یونیورس ما را در بر گرفته اند، یک و تنها یک حالت ترجیحی دارند که در آن برای ابدیت باقی خواهند ماند. بیشترشان ، نه همه.!
💢@higgs_field
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت دوم
📌هیچ کوانتومی Quantum nothingness
در قرن بیستم هیچ شبیه به چیزی به نظر نمی رسید، زیرا فیزیکدانان واقعیت را مجموعه ای از میدان ها می دانستند: آبجکت هایی که فضا را در هر نقطه با یک مقدار مجزا پر می کنند (مثلاً میدان الکتریکی به شما می گوید که یک الکترون در مکان های مختلف چقدر نیرو احساس می کند. ).
در فیزیک کلاسیک، مقدار یک میدان می تواند در همه جا صفر باشد، به طوری که هیچ تاثیری و انرژی نداشته باشد . دانیل هارلو، فیزیکدان نظری در مؤسسه فناوری ماساچوست، گفت: " در کلاسیک، خلاء خسته کننده است. و در آن هیچ اتفاقی نمی افتد."
اما فیزیکدانان آموختند که میدانهای یونیورس ، کوانتومی هستند، نه کلاسیک، به این معنی که دچار عدم قطعیت ذاتی هستند. شما هرگز میدان کوانتومی با انرژی دقیقاً صفر را نخواهید یافت. هارلو یک میدان کوانتومی را به آرایهای از آونگها - یکی در هر نقطه از فضا - تشبیه میکند که زوایای آن نشاندهنده مقادیر میدان است. هر آونگ تقریباً مستقیم به پایین آویزان است اما به عقب و جلو تکان می خورد.
اگر میدان کوانتومی به حال خود رها شود، در پیکربندی مینیموم (کمینه) انرژی خود که به عنوان «خلاء حقیقی true vacuum » یا «حالت پایه ground state » شناخته میشود، و ذرات بنیادین تحریکات در این میدان ها هستند.
گارسیا گارسیا میگوید: «وقتی در مورد خلاء یک سیستم صحبت میکنیم، حالت ترجیحی سیستم دچار عدم قطعیت را در ذهن داریم.»
بیشتر میدانهای کوانتومی که یونیورس ما را در بر گرفته اند، یک و تنها یک حالت ترجیحی دارند که در آن برای ابدیت باقی خواهند ماند. بیشترشان ، نه همه.!
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍4
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🔺بیاد سارینا اسماعیل زاده عزیز و دیگر جانباختگان راه آزادی
💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome
به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .
مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم .
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8902
Ref :
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome
به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .
مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم .
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8902
Ref :
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
❤7👍1
💢 سندرم آسیب مذهبی Religious Trauma syndrome
سندرم ترومای مذهبی (RTS) در روانشناسی و روان درمانی به عنوان مجموعهای از علائم شدید الطیف ، توسط کسانی که در گروهها و سیستم های اعتقادی استبدادی، جزمی، و کنترل گر شرکت کردهاند یا از سر گذرانده اند، شناخته میشود. علائم شامل مسائل شناختی، عاطفی، عملکردی و اجتماعی/فرهنگی و همچنین تاخیرهای رشدی است.
سندرم آسیب مذهبی RTS در پاسخ به آسیبهای دوگانه رخ میدهد: اول سوءاستفاده طولانی مدت از القائات از سوی یک جامعه مذهبی کنترلکننده، و دوم ترک عملی جامعه مذهبی کنترلکننده.
اصطلاح "سندرم ترومای مذهبی" در سال 2011 توسط روانشناس مارلین وینل در مقاله ای برای انجمن بریتانیایی برای روان درمانی های رفتاری و شناختی ابداع شد، اگرچه این پدیده مدت ها قبل از آن شناخته شده بود. این اصطلاح در میان رواندرمانگران، بنیادگرایان سابق، و سایر افرادی که از القائات مذهبی بهبود مییابند، رواج یافته است.
وینل نیاز به وجود لیبل و مزایای نامگذاری علائمی را که RTS دربرمی گیرد مشابه نامگذاری بی اشتهایی به عنوان یک اختلال توضیح می دهد: این نام گذاری می تواند شرم و انزوا را برای بازماندگان کاهش دهد و در عین حال برای متخصصانی که با کسانی که رنج می برند کار می کنند، تشخیص، درمان و آموزش را آسان کند. نجاتیافتهها وقتی متوجه میشوند که RTS "واقعی" است، احساس آرامش میکنند.
🔻علائم
روانشناسان به عنوان علائم سندرم ترومای مذهبی، اختلالاتی را تشخیص داده اند که از نظر تعداد و شدت از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
🌹شناختی: سردرگمی، مشکل در تصمیمگیری و تفکر انتقادی، تفکیک، سردرگمی هویت
🌹عاطفی: اضطراب، حملات پانیک و عصبی، افسردگی، افکار خودکشی، خشم، غم، احساس گناه، تنهایی، پوچی
🌹عملکردی: اختلالات خواب و خوردن، کابوسهای شبانه، اختلال عملکرد جنسی، سوء مصرف مواد.
🌹اجتماعی/فرهنگی: گسست خانواده و شبکه اجتماعی، مسائل شغلی، استرس مالی، مشکلات فرهنگپذیری در جامعه،
🌹تأخیر رشدی: عدم بلوغ عاطفی، فکری، اجتماعی و جنسی ناشی از کنترل اطلاعات و دلسردی از تفکر انتقادی در محیط مذهبی.
🌹ترومای مذهبی نیز با نتایج شدیدی مانند خودکشی و قتل مرتبط است.
🔻درمان و وظایف باز پروری
متخصصان بهداشت روان، مربیان زندگی، و افرادی که مراقبت های بالینی را انجام می دهند، رویکردهایی را برای درمان RTS ایجاد کرده اند. درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما، گروه درمانی همراه با جلسات انفرادی، آموزش روانی آگاهانه از تروما، پردازش و بررسی تروما، همگی می توانند مفید باشند. در رویکرد وینل، درمان زمانی مؤثرتر است که کل نگر و چندوجهی باشد. به این معنا که درمان باید به ابعاد شناختی، عاطفی، فیزیولوژیکی و ارتباطی برای بیمار ، همه در یک بستر اجتماعی توجه کند.
درمان RTS تحت تأثیر تفکر مدرن در مورد درمان انواع تروما قرار گرفته است. از این دیدگاه "آگاهی از تروما"، تشخیص تفاوت های فردی و مکان یابی آسیب واقعی در سیستم عصبی فرد مهم است. به گفته واکر، عناصر مهم بهبودی تروما شامل کوچک کردن سرزنش های درونی، نقش سوگواری و نیاز به حضور دلسوزانه در مواجهه احساسات ناخوشایند است.
در پزشکی، مراقبت «آگاهی از تروما» به عنوان شیوههایی تعریف میشود که فرهنگ ایمنی، توانمندسازی و درمان را ترویج میکنند.
به نظر میرسد حمایت گروهی یک درمان مؤثر برای بهبودی از آسیبها و ترومای مذهبی باشد و خدمات متعددی برای ارائه این امر ایجاد شده است، از جمله گروههای بازیابی حرفهای، گروههای پشتیبانی همتایان، و انجمنهای آنلاین. اینها ممکن است مؤثر باشند، زیرا :
1) کسانی که در حال بهبودی هستند، سیستمهای حمایتی اولیه خانواده و کلیسا را از دست دادهاند.
2) حمایت اجتماعی یک نیاز اولیه انسان است و در درک فیزیولوژی تروما مرتبط است. و بستر اجتماعی برای درمان افراد را ایجاد می کند .
در حالی که برخی از کلیساهای لیبرال درمان را ارائه می دهند، درمانگران حرفه ای این دیدگاه را دارند که درمان باید در یک محیط خنثی باشد و نه در بستر مذهبی.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Religious_trauma_syndrome
💢@higgs_field
سندرم ترومای مذهبی (RTS) در روانشناسی و روان درمانی به عنوان مجموعهای از علائم شدید الطیف ، توسط کسانی که در گروهها و سیستم های اعتقادی استبدادی، جزمی، و کنترل گر شرکت کردهاند یا از سر گذرانده اند، شناخته میشود. علائم شامل مسائل شناختی، عاطفی، عملکردی و اجتماعی/فرهنگی و همچنین تاخیرهای رشدی است.
سندرم آسیب مذهبی RTS در پاسخ به آسیبهای دوگانه رخ میدهد: اول سوءاستفاده طولانی مدت از القائات از سوی یک جامعه مذهبی کنترلکننده، و دوم ترک عملی جامعه مذهبی کنترلکننده.
اصطلاح "سندرم ترومای مذهبی" در سال 2011 توسط روانشناس مارلین وینل در مقاله ای برای انجمن بریتانیایی برای روان درمانی های رفتاری و شناختی ابداع شد، اگرچه این پدیده مدت ها قبل از آن شناخته شده بود. این اصطلاح در میان رواندرمانگران، بنیادگرایان سابق، و سایر افرادی که از القائات مذهبی بهبود مییابند، رواج یافته است.
وینل نیاز به وجود لیبل و مزایای نامگذاری علائمی را که RTS دربرمی گیرد مشابه نامگذاری بی اشتهایی به عنوان یک اختلال توضیح می دهد: این نام گذاری می تواند شرم و انزوا را برای بازماندگان کاهش دهد و در عین حال برای متخصصانی که با کسانی که رنج می برند کار می کنند، تشخیص، درمان و آموزش را آسان کند. نجاتیافتهها وقتی متوجه میشوند که RTS "واقعی" است، احساس آرامش میکنند.
🔻علائم
روانشناسان به عنوان علائم سندرم ترومای مذهبی، اختلالاتی را تشخیص داده اند که از نظر تعداد و شدت از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
🌹شناختی: سردرگمی، مشکل در تصمیمگیری و تفکر انتقادی، تفکیک، سردرگمی هویت
🌹عاطفی: اضطراب، حملات پانیک و عصبی، افسردگی، افکار خودکشی، خشم، غم، احساس گناه، تنهایی، پوچی
🌹عملکردی: اختلالات خواب و خوردن، کابوسهای شبانه، اختلال عملکرد جنسی، سوء مصرف مواد.
🌹اجتماعی/فرهنگی: گسست خانواده و شبکه اجتماعی، مسائل شغلی، استرس مالی، مشکلات فرهنگپذیری در جامعه،
🌹تأخیر رشدی: عدم بلوغ عاطفی، فکری، اجتماعی و جنسی ناشی از کنترل اطلاعات و دلسردی از تفکر انتقادی در محیط مذهبی.
🌹ترومای مذهبی نیز با نتایج شدیدی مانند خودکشی و قتل مرتبط است.
🔻درمان و وظایف باز پروری
متخصصان بهداشت روان، مربیان زندگی، و افرادی که مراقبت های بالینی را انجام می دهند، رویکردهایی را برای درمان RTS ایجاد کرده اند. درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما، گروه درمانی همراه با جلسات انفرادی، آموزش روانی آگاهانه از تروما، پردازش و بررسی تروما، همگی می توانند مفید باشند. در رویکرد وینل، درمان زمانی مؤثرتر است که کل نگر و چندوجهی باشد. به این معنا که درمان باید به ابعاد شناختی، عاطفی، فیزیولوژیکی و ارتباطی برای بیمار ، همه در یک بستر اجتماعی توجه کند.
درمان RTS تحت تأثیر تفکر مدرن در مورد درمان انواع تروما قرار گرفته است. از این دیدگاه "آگاهی از تروما"، تشخیص تفاوت های فردی و مکان یابی آسیب واقعی در سیستم عصبی فرد مهم است. به گفته واکر، عناصر مهم بهبودی تروما شامل کوچک کردن سرزنش های درونی، نقش سوگواری و نیاز به حضور دلسوزانه در مواجهه احساسات ناخوشایند است.
در پزشکی، مراقبت «آگاهی از تروما» به عنوان شیوههایی تعریف میشود که فرهنگ ایمنی، توانمندسازی و درمان را ترویج میکنند.
به نظر میرسد حمایت گروهی یک درمان مؤثر برای بهبودی از آسیبها و ترومای مذهبی باشد و خدمات متعددی برای ارائه این امر ایجاد شده است، از جمله گروههای بازیابی حرفهای، گروههای پشتیبانی همتایان، و انجمنهای آنلاین. اینها ممکن است مؤثر باشند، زیرا :
1) کسانی که در حال بهبودی هستند، سیستمهای حمایتی اولیه خانواده و کلیسا را از دست دادهاند.
2) حمایت اجتماعی یک نیاز اولیه انسان است و در درک فیزیولوژی تروما مرتبط است. و بستر اجتماعی برای درمان افراد را ایجاد می کند .
در حالی که برخی از کلیساهای لیبرال درمان را ارائه می دهند، درمانگران حرفه ای این دیدگاه را دارند که درمان باید در یک محیط خنثی باشد و نه در بستر مذهبی.
https://en.m.wikipedia.org/wiki/Religious_trauma_syndrome
💢@higgs_field
Wikipedia
Religious trauma syndrome
set of symptoms experienced by those who participate in or have left certain religious groups and belief systems
👍3
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
📌بهداشت روانی
بهداشت روانی یا سلامت روان به معنی وجود بهزیستی روانشناختی یا عدم وجود بیماری روانی است. وضعیت سلامت روان به کسی اطلاق میشود که عملکردش «در سطح قابل قبولی از تنظیم عاطفی و رفتاری» باشد.
از دیدگاه روانشناسی مثبت گرا یا کل نگر، سلامت روان شامل توانایی فرد در لذت بردن از زندگی و ایجاد تعادل بین فعالیتهای زندگی و تلاش برای دستیابی به تاب آوری روانشناختی است. طبق نظر سازمان بهداشت جهانی (WHO)، سلامت روان شامل «بهزیستی ذهنی، خودکارآمدی ادراک شده، خودمختاری، توانمندی، وابستگی بین نسلی و خود شکوفایی تواناییهای فکری و عاطفی فرد و همچنین موارد دیگر است». WHO به علاوه اظهار میدارد که بهزیستی فرد در تحقق بخشیدن به تواناییهای خود، مقابله با فشارهای عادی زندگی، کار مولد و ایفای نقش در اجتماع است.
تفاوتهای فرهنگی، ارزیابیهای ذهنی و نظریههای تخصصی مختلف، همه بر چگونگی تعریف «سلامت روان» تأثیر میگذارد.
http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs220/en/
https://medlineplus.gov/mentalhealth.html
💢https://t.me/higgs_field/6400
بهداشت روانی یا سلامت روان به معنی وجود بهزیستی روانشناختی یا عدم وجود بیماری روانی است. وضعیت سلامت روان به کسی اطلاق میشود که عملکردش «در سطح قابل قبولی از تنظیم عاطفی و رفتاری» باشد.
از دیدگاه روانشناسی مثبت گرا یا کل نگر، سلامت روان شامل توانایی فرد در لذت بردن از زندگی و ایجاد تعادل بین فعالیتهای زندگی و تلاش برای دستیابی به تاب آوری روانشناختی است. طبق نظر سازمان بهداشت جهانی (WHO)، سلامت روان شامل «بهزیستی ذهنی، خودکارآمدی ادراک شده، خودمختاری، توانمندی، وابستگی بین نسلی و خود شکوفایی تواناییهای فکری و عاطفی فرد و همچنین موارد دیگر است». WHO به علاوه اظهار میدارد که بهزیستی فرد در تحقق بخشیدن به تواناییهای خود، مقابله با فشارهای عادی زندگی، کار مولد و ایفای نقش در اجتماع است.
تفاوتهای فرهنگی، ارزیابیهای ذهنی و نظریههای تخصصی مختلف، همه بر چگونگی تعریف «سلامت روان» تأثیر میگذارد.
http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs220/en/
https://medlineplus.gov/mentalhealth.html
💢https://t.me/higgs_field/6400
👍4
افزایش بالای ۱۰۰ میلیونی قیمت برخی خودروها در عرض یکماه
روند قیمتها در ماه آذر نشان میدهد که بازار همچنان روند صعودی چند هفته اخیر را حفظ کرده است؛ بهگونهای که طی این مدت قیمت اکثر محصولات بیش از ۵۰ میلیون تومان افزایش یافته
ضمن اینکه طی ۲۰ روز قیمت پراید ۴۰ درصد افزایش تجربه کرده است ، بماند برخی خودرو های خارجی که طی یک شب ۵۰ میلیون تومان گرانتر شده اند .
دلار وارد کانال ۴۱ هزارتومان شده است .
البته چیزی گران نشده است . ارزش ریال در حال سقوط آزاد است .
📡@higgs_field
روند قیمتها در ماه آذر نشان میدهد که بازار همچنان روند صعودی چند هفته اخیر را حفظ کرده است؛ بهگونهای که طی این مدت قیمت اکثر محصولات بیش از ۵۰ میلیون تومان افزایش یافته
ضمن اینکه طی ۲۰ روز قیمت پراید ۴۰ درصد افزایش تجربه کرده است ، بماند برخی خودرو های خارجی که طی یک شب ۵۰ میلیون تومان گرانتر شده اند .
دلار وارد کانال ۴۱ هزارتومان شده است .
البته چیزی گران نشده است . ارزش ریال در حال سقوط آزاد است .
📡@higgs_field
👍4
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت سوم
📌خلاء واقعی و کاذب True and false vacuum
در دهه 1970، فیزیکدانان به اهمیت طبقه متفاوتی از میدانهای کوانتومی پی بردند که مقادیر آنها ترجیح میدهند حتی بصورت میانگین صفر نباشند. «میدان اسکالر» مانند مجموعهای از آونگها است که مثلاً در زاویه 10 درجه معلق هستند. این پیکربندی می تواند حالت پایه باشد: آونگ ها آن زاویه را ترجیح می دهند و پایدار هستند.
در سال 2012، آزمایش کنندگان در برخورد دهنده بزرگ هادرون LHC ثابت کردند که میدان اسکالر معروف به میدان هیگز در یونیورس گسترش یافته است . در یونیورس داغ و ابتدایی، آونگ های آن به سمت پایین بود. اما با سرد شدن کیهان، میدان هیگز تغییر فاز داد، مانند آب که می تواند به یخ منجمد شود و آونگ های آن همگی به یک زاویه بالا رفتند. (این مقدار هیگز غیرصفر همان چیزی است که به بسیاری از ذرات بنیادی خاصیت معروف به جرم می دهد.)
با میدان های اسکالر پیرامونی ، پایداری خلاء لزوما مطلق نیست. آونگ های یک میدان ممکن است چندین زوایای نیمه پایدار داشته باشند و تمایلی برای تغییر از یک پیکربندی به پیکربندی دیگر داشته باشند. نظریه پردازان مطمئن نیستند که آیا میدان هیگز، برای مثال، پیکربندی مورد علاقه مطلق خود را پیدا کرده است یا خیر - خلاء واقعی!
برخی استدلال کردهاند که وضعیت کنونی این میدان، علیرغم اینکه 13.8 میلیارد سال ادامه داشته است، موقتا پایدار یا «فراپایدار» metastable است .
در دهه 1980، فیزیکدانان سیدنی کلمنSidney Coleman و فرانک دی لوچیا frank De Luccia توضیح دادند که چگونه خلاء کاذب یک میدان اسکالر میتواند «نابود decay» شود. در هر لحظه، اگر آونگهای کافی در یک مکان به سمت زاویه مطلوبتری حرکت کنند، همسایههای خود را میکشند تا با آنها همراهی کنند و حباب خلاء واقعی با سرعت تقریباً نور به سمت بیرون انبساط می یابد. و در حین حرکت، قوانین فیزیک را بازنویسی میکند و اتمها و مولکولهای موجود در مسیر خود را از بین میبرد. (هراسان نشوید. حتی اگر خلاء ما ناپایدار باشد، با توجه به قدرت ماندگاری آن تا کنون، احتمالاً تا میلیاردها سال دیگر نیز دوام خواهد آورد.)
در تغییرپذیری پتانسیل میدان هیگز، فیزیکدانان یک روش از تعداد عملا بی نهایت روش را شناسایی کردند که هیچ nothingness می تواند همه ما را بقتل برساند.
💢@higgs_field
🔺 قیاسی که برای Vacuum decay استفاده می شود تغییر فاز مولکول های آب در دماهای مختلف است . با تغییر پتانسیل مولکول های آب ( thermal energy ) رفتار یا ارتعاش ذرات تشکیل دهنده آب سه فاز مختلف خواهد داشت - جامد ، مایع و گاز سه فاز هر ماده ای matter در یونیورس ماست و مسئله بر سر دماست . آهن تا دمای ۱۱۰۰ درجه سانتیگراد جامد و سپس مایع است و همین آهن در دماهای بالاتر بصورت گاز و پلاسما خواهد بود ، مولکول ها و اتم ها با اشتراک مدار با یکدیگر پیوند برقرار می کنند و دما که بصورت جنبش درونی مواد است میتواند این مهم را تحت تاثیر قرار دهد ، بهر روی ، بگذریم . اکنون تصور کنید ذرات میدان هیگز نیز دچار وضعیتی مشابه باشند - با تغییر پتانسیل هیگز شاهد تغییر قوانین فیزیک ، جرم و درجه آزادی پارتیکل های بنیادین و تغییر ثابت های طبیعت و... خواهیم بود ، البته شاهد چیزی نخواهیم بود - پیش از آن ، در هیچ nothingness غرق شده ایم . تاثیر موضعی Localism بیانگر سرعت انبساط حباب خلاء پایدار جدید است که میتوانید در آن تردید کنید .
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت سوم
📌خلاء واقعی و کاذب True and false vacuum
در دهه 1970، فیزیکدانان به اهمیت طبقه متفاوتی از میدانهای کوانتومی پی بردند که مقادیر آنها ترجیح میدهند حتی بصورت میانگین صفر نباشند. «میدان اسکالر» مانند مجموعهای از آونگها است که مثلاً در زاویه 10 درجه معلق هستند. این پیکربندی می تواند حالت پایه باشد: آونگ ها آن زاویه را ترجیح می دهند و پایدار هستند.
در سال 2012، آزمایش کنندگان در برخورد دهنده بزرگ هادرون LHC ثابت کردند که میدان اسکالر معروف به میدان هیگز در یونیورس گسترش یافته است . در یونیورس داغ و ابتدایی، آونگ های آن به سمت پایین بود. اما با سرد شدن کیهان، میدان هیگز تغییر فاز داد، مانند آب که می تواند به یخ منجمد شود و آونگ های آن همگی به یک زاویه بالا رفتند. (این مقدار هیگز غیرصفر همان چیزی است که به بسیاری از ذرات بنیادی خاصیت معروف به جرم می دهد.)
با میدان های اسکالر پیرامونی ، پایداری خلاء لزوما مطلق نیست. آونگ های یک میدان ممکن است چندین زوایای نیمه پایدار داشته باشند و تمایلی برای تغییر از یک پیکربندی به پیکربندی دیگر داشته باشند. نظریه پردازان مطمئن نیستند که آیا میدان هیگز، برای مثال، پیکربندی مورد علاقه مطلق خود را پیدا کرده است یا خیر - خلاء واقعی!
برخی استدلال کردهاند که وضعیت کنونی این میدان، علیرغم اینکه 13.8 میلیارد سال ادامه داشته است، موقتا پایدار یا «فراپایدار» metastable است .
در دهه 1980، فیزیکدانان سیدنی کلمنSidney Coleman و فرانک دی لوچیا frank De Luccia توضیح دادند که چگونه خلاء کاذب یک میدان اسکالر میتواند «نابود decay» شود. در هر لحظه، اگر آونگهای کافی در یک مکان به سمت زاویه مطلوبتری حرکت کنند، همسایههای خود را میکشند تا با آنها همراهی کنند و حباب خلاء واقعی با سرعت تقریباً نور به سمت بیرون انبساط می یابد. و در حین حرکت، قوانین فیزیک را بازنویسی میکند و اتمها و مولکولهای موجود در مسیر خود را از بین میبرد. (هراسان نشوید. حتی اگر خلاء ما ناپایدار باشد، با توجه به قدرت ماندگاری آن تا کنون، احتمالاً تا میلیاردها سال دیگر نیز دوام خواهد آورد.)
در تغییرپذیری پتانسیل میدان هیگز، فیزیکدانان یک روش از تعداد عملا بی نهایت روش را شناسایی کردند که هیچ nothingness می تواند همه ما را بقتل برساند.
💢@higgs_field
🔺 قیاسی که برای Vacuum decay استفاده می شود تغییر فاز مولکول های آب در دماهای مختلف است . با تغییر پتانسیل مولکول های آب ( thermal energy ) رفتار یا ارتعاش ذرات تشکیل دهنده آب سه فاز مختلف خواهد داشت - جامد ، مایع و گاز سه فاز هر ماده ای matter در یونیورس ماست و مسئله بر سر دماست . آهن تا دمای ۱۱۰۰ درجه سانتیگراد جامد و سپس مایع است و همین آهن در دماهای بالاتر بصورت گاز و پلاسما خواهد بود ، مولکول ها و اتم ها با اشتراک مدار با یکدیگر پیوند برقرار می کنند و دما که بصورت جنبش درونی مواد است میتواند این مهم را تحت تاثیر قرار دهد ، بهر روی ، بگذریم . اکنون تصور کنید ذرات میدان هیگز نیز دچار وضعیتی مشابه باشند - با تغییر پتانسیل هیگز شاهد تغییر قوانین فیزیک ، جرم و درجه آزادی پارتیکل های بنیادین و تغییر ثابت های طبیعت و... خواهیم بود ، البته شاهد چیزی نخواهیم بود - پیش از آن ، در هیچ nothingness غرق شده ایم . تاثیر موضعی Localism بیانگر سرعت انبساط حباب خلاء پایدار جدید است که میتوانید در آن تردید کنید .
Telegram
attach 📎
👍2
💢 زاده شدن و زیستن در عصر ظلمت، شاید از دست ما خارج و به انتخاب ما نباشد، اما نوع رویارویی با آن، به انتخاب هر یک از ما بستگی دارد.زیستن در هیچ عصری، هرچند ظلمانی، مسئولیت شخصی را رفع نمیکند .
- هانا آرنت
💢@higgs_field
- هانا آرنت
💢@higgs_field
👍10🕊1