کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.

— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.

نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ

💢@higgs_field
👏4👍32
💢collapse of the wave function

🔺فروریزش تابع موج

✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،

🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟

تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .

تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
👍6
💢پیرامون تفسیر کپنهاگ

این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت  یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .

دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست . 

📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:

🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گستره‌ی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.

🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.

🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.

وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه می‌کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟

 
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتون‌ها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمی‌گیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتون‌های دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک می‌کند، پیغامی به مغز شما فرستاده می‌شود و شما در مغزتان نور ستاره را می‌بینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق می‌افتد.


🔻 هیچ کس دقیقاً نمی‌داند در سطح کوانتوم چه اتفاقی می‌افتد، با این حال، چند تفسیر از نظریه‌ی کوانتوم وجود دارد که می‌توانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروف‌ترین آن‌ها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده می‌شود، زیرا قسمت عمده‌ی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است.  دانشمندان و مهندسان، سال‌هاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده می‌کنند.

•  آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُره‌ای که با سرعت نور بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهده‌ی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کره‌ی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبهه‌ی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبهه‌ی موج با سلول‌های شبکیه‌ی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیه‌ی چشم شما که با موج درهم‌تنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.

 بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیه‌ی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظه‌ی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیه‌ی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانه‌ای در یک سیاره‌ی دیگر با فاصله‌ی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.

💢@higgs_field
👍31
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.

نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست

برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیه‌سازی فیک  از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم  ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.‌‌

طرز تفکر چنین است:  یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیت‌های روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی می‌کنیم که اتفاقاً به نظر می‌رسد که عمق دارد.

ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچاله‌ها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار ساده‌تر می‌شوند. به طور خلاصه، به نظر می‌رسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته می‌شوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا می‌کنند.

لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دهه‌ها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، می‌گوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمی‌شود.  بلکه  به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."‌‌

اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات  ریاضی جالبی  مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.


💢@higgs_field
👍7
.

💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟

🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟

مسئله ادراک شامل دو بخش است :

✔️جهان پیرامونی ما

✔️ ادراک درونی ما

🔻ما طوری شکل یافته‌ایم که ادراک‌هایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه می‌دارند؛ بنابراین باید آن‌ها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمی‌داریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمی‌گیریم. این‌ها نشانه‌هایی‌اند که برای زنده‌نگه‌داشتنِ ما، درونمان تکامل یافته‌اند؛ پس باید آن‌ها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را به‌معنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.

🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .

💢@HIGGS_FIELD
👍9
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.

نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم

📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟

این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله

در سال 1974، استیون هاوکینگ به‌طور مشهور کشف کرد که سیاه‌چاله‌ها، برخلاف آنچه که مدت‌ها تصور می‌شد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع می‌کنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.‌‌

با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدت‌ها تصور می‌شد که اطلاعات فیزیکی را نمی‌توان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ می‌کنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر می‌گذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را می‌توان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از  یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل  در مورد ذرات نیز صادق است.

اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده  باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.‌‌

یکی از راه‌حل‌هایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاه‌چاله کشیده می‌شود، نوعی اثر دوبعدی به جای می‌گذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.

محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D  را ذخیره کنید.
ساسکیند می‌گوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر می‌کردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که می‌تواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سه‌بعدی از فضا رمزگذاری کند.‌‌

2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، می‌گوید: «برای سیستم‌های ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».

در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت  سه‌بعدی 3D است - یک سیاه‌چاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.‌‌

💢@higgs_field

🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
👍6
🟣برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.

نوشته جوزف استرومبرگ

قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
👍3
💢A democratic Iran Is coming and it will lead the middle east
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .

۲۹ آذر ۱۴۰۱


📡@higgs_field
👍18🔥2🤔21
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺  Marcia Wendorf

🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.

🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.‌‌

پارت اول

https://t.me/phys_Q/4398

پارت دوم و پایانی

https://t.me/phys_Q/4404
👍41
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.‌‌

ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .‌‌


قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916

قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920

قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926

قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932

قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940

قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945

اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
👍6
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت نخست

کلید درک پیدایش و سرنوشت یونیورس احتمالا درک کاملتر خلاء vacuum باشد.‌‌

هزاران سال پیش، ارسطو Aristotle اظهار داشت که طبیعت از خلاء بیزار است، به این دلیل که آبجکت ها با سرعت های ناممکن در فضای واقعاً خالی پرواز می کنند. در سال 1277، اسقف فرانسوی اتین تمپیر Etienne Tempier  با یک عقب نشینی اعلام کرد که خدا می تواند هر کاری انجام دهد، حتی خلاء ایجاد کند.

سپس یک دانشمند صرف آن را تولید کرد. اتو فون گریک Otto von Guericke پمپی اختراع کرد که هوا را از داخل یک کره مسی توخالی مکش می کرد و شاید اولین خلاء با کیفیت بالا را بر روی زمین ایجاد کرد. در نمایشی همگانی در سال 1654، او نشان داد که حتی دو تیم اسب که برای پاره کردن توپی (توپ خلاء) به اندازه هندوانه تلاش می‌کنند، نمی‌توانند بر مکش هیچ چیز غلبه کنند.

از آن زمان، خلاء به یک مفهوم پایه در فیزیک تبدیل شده است، که پایه و اساس تمام تئوری هاست. خلاء فون گریک نبود و فقدان هوا بود. خلاء الکترومغناطیسی عدم وجود محیطی است که بتواند سرعت نور را کاهش دهد. و خلاء گرانشی فاقد هرگونه ماده یا انرژی است که بتواند فضا را خم curve کند. در هر مورد، تنوع خاص هیچ بستگی به چیزی دارد که فیزیکدانان قصد توصیف آن را دارند. پاتریک درپر Patrick draper، فیزیکدان نظری در دانشگاه ایلینوی، می‌گوید: گاهی اوقات، این روشی است که ما یک نظریه را تعریف می‌کنیم."

همانطور که فیزیکدانان مدرن با کاندیداهای پیچیده تری برای نظریه نهایی طبیعت دست و پنجه نرم کرده اند، با تعداد فزاینده ای از انواع هیچ Nothing مواجه شده اند. هر کدام رفتار خاص خود را دارند، گویی مراحل متفاوتی از یک ماده اند. به طور فزاینده ای، به نظر می رسد که کلید درک منشأ و سرنوشت یونیورس احتمالا حسابرسی دقیق این گونه های فقدانیّت های رو به رشد باشد.‌‌

ایزابل گارسیا گارسیا، فیزیکدان ذرات در مؤسسه فیزیک نظری کاولی در کالیفرنیا می‌گوید: «ما در حال آموختن چیزهای بیشتری برای یادگیری در مورد هیچ هستیم. "چقدر تباهیم ؟"

تاکنون، چنین مطالعاتی به یک نتیجه‌گیری دراماتیک منجر شده است: یونیورس ما احتمال دارد که بر روی پلتفرمی از ساختار نامرغوب قرار داشته باشد، یک خلاء  فراپایدار « meta stable» که محکوم است- در آینده‌ای دور - به هیچ  دیگری تبدیل شود و همه چیز را در این فرآیند نابود کند. .‌‌

💢@higgs_field

🔻تصویر: کتابی در سال 1672 درباره خلاء توسط دانشمند آلمانی Otto von Guericke نمایشی را به تصویر می‌کشد که او برای امپراتور فردیناند سوم انجام داد، که در آن تیم‌هایی از اسب‌ها تلاش کردند تا نیمه‌های یک کره مسی پر از خلاء vacuum-filled را از هم جدا کنند.‌‌
👍3🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو منطق عشقی ایرانه خانوم


💢@higgs_field
12👍2🔥1
یلدا پُر مهر
38🕊1
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.

نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت سوم

📌چگونه این ایده از سیاهچاله ها به کل یونیورس تعمیم یافت؟

هیچ کدام از آنچه بیان شد ، دلیلی بر هولوگرام بودن سیاهچاله ها نبود. اما به گفته ساسکیند، فیزیکدانان در ابتدا متوجه شدند که نگاه کردن به کل یونیورس به عنوان یک آبجکت دو بعدی 2D  که   سه بعدی 3D  به نظر می رسد ممکن است به حل برخی مسائل عمیق تر در فیزیک نظری کمک کند. و چه در مورد یک سیاهچاله، یک سیاره یا کل یونیورس صحبت کنید، ریاضیات به همان شیوه کار می کند.

در سال 1998، مالداسینا Maldacena نشان داد که یک یونیورس فرضی می تواند یک هولوگرام باشد. یونیورس فرضی خاص او در فضایی قرار داشت که به آن فضای آنتی دی سیتر Anti  de sitter  یا AdS می گویند (که برای ساده سازی  همه چیز، شکلی منحنی در فواصل بسیار بزرگ دارد، برخلاف یونیورس ما، که اعتقاد بر این است که تخت flat است).

علاوه بر این، با مشاهده این یونیورس به صورت دو بعدی 2D ، وی راهی پیدا کرد تا ایده ای با محبوبیت فزاینده ، تئوری ریسمان - فریمی گسترده که در آن بلوک های بنیادین سازنده یونیورس ، ریسمان های یک بعدی 1D هستند، نه ذرات particles - را به طور منظم با آن و با قوانین تثبیت شده فیزیک تطبیق دهد.

مهمتر از این اما ، وی با انجام این کار، دو مفهوم بسیار مهم و متفاوت در فیزیک را تحت یک چارچوب تئوریک  وحدت بخشید . مالداسینا می گوید: «اصل هولوگرافیک تئوری گرانش را به نظریه های فیزیک ذرات مرتبط می کند.

ترکیب این دو ایده بنیادین در یک تئوری همدوس (که اغلب گرانش کوانتومی نامیده می شود) یکی از جام های مقدس فیزیک است. ( جام مقدس اشاره به افسانه های مذهبی مسیحیت دارد )

بنابراین اصل هولوگرافیک که این امکان را در این یونیورس فرضی ایجاد می‌کند، کار بزرگی بود.
البته،  اکنون خیلی زود هست که  بگوییم یونیورس واقعی ما - نه این یونیورس فرضی عجیب - یک هولوگرام است.‌‌

💢@higgs_field

🔻Anti-de Sitter space (left) curves in on itself. Our universe (right) is believed to be flat.
👍2
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت دوم

📌هیچ کوانتومی Quantum nothingness

در قرن بیستم هیچ شبیه به چیزی  به نظر نمی رسید، زیرا فیزیکدانان واقعیت را مجموعه ای از میدان ها می دانستند: آبجکت هایی که فضا را در هر نقطه با یک مقدار مجزا پر می کنند  (مثلاً میدان الکتریکی به شما می گوید که یک الکترون در مکان های مختلف چقدر نیرو احساس می کند. ).

در فیزیک کلاسیک، مقدار یک میدان می تواند در همه جا صفر باشد، به طوری که هیچ تاثیری و انرژی نداشته باشد . دانیل هارلو، فیزیکدان نظری در مؤسسه فناوری ماساچوست، گفت: " در کلاسیک، خلاء خسته کننده است. و در آن هیچ اتفاقی نمی افتد."

اما فیزیکدانان آموختند که میدان‌های یونیورس ، کوانتومی هستند، نه کلاسیک، به این معنی که دچار عدم قطعیت ذاتی هستند. شما هرگز میدان کوانتومی با انرژی دقیقاً صفر را نخواهید یافت. هارلو یک میدان کوانتومی را به آرایه‌ای از آونگ‌ها - یکی در هر نقطه از فضا - تشبیه می‌کند که زوایای آن نشان‌دهنده مقادیر میدان است. هر آونگ تقریباً مستقیم به پایین آویزان است اما به عقب و جلو تکان می خورد.
اگر میدان کوانتومی به حال خود رها شود، در پیکربندی مینیموم (کمینه) انرژی خود که به عنوان «خلاء حقیقی true vacuum » یا «حالت پایه ground state » شناخته می‌شود، و ذرات بنیادین تحریکات در این میدان ها هستند.

گارسیا گارسیا می‌گوید: «وقتی در مورد خلاء یک سیستم صحبت می‌کنیم،   حالت ترجیحی سیستم دچار عدم قطعیت   را در ذهن داریم.»

بیشتر میدان‌های کوانتومی که یونیورس ما را در بر گرفته اند، یک و تنها یک حالت ترجیحی دارند که در آن برای ابدیت باقی خواهند ماند. بیشترشان ، نه همه.!

💢@higgs_field
👍4
🔺بیاد سارینا اسماعیل زاده عزیز و دیگر جانباختگان راه آزادی

💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome

به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .

مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم ‌ .



قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8902

Ref :

http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
7👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یلدا مبارک
#یلدا_آقافضلی
در بزرگراه همت تهران ۳۰ آذر

امشب شب یلدا برابر با چهلم یلدا

💢@higgs_field
10
💢 سندرم آسیب مذهبی Religious Trauma syndrome

سندرم ترومای مذهبی (RTS) در روانشناسی و روان درمانی به عنوان مجموعه‌ای از علائم شدید الطیف ، توسط کسانی که در گروه‌ها و سیستم های اعتقادی استبدادی، جزمی، و کنترل‌ گر شرکت کرده‌اند یا از سر گذرانده اند، شناخته می‌شود. علائم شامل مسائل شناختی، عاطفی، عملکردی و اجتماعی/فرهنگی و همچنین تاخیرهای رشدی است.
سندرم آسیب مذهبی RTS در پاسخ به آسیب‌های دوگانه رخ می‌دهد: اول سوءاستفاده طولانی مدت از القائات از سوی یک جامعه مذهبی کنترل‌کننده، و دوم ترک عملی جامعه مذهبی کنترل‌کننده.

اصطلاح "سندرم ترومای مذهبی" در سال 2011 توسط روانشناس مارلین وینل در مقاله ای برای انجمن بریتانیایی برای روان درمانی های رفتاری و شناختی ابداع شد، اگرچه این پدیده مدت ها قبل از آن شناخته شده بود. این اصطلاح در میان روان‌درمانگران، بنیادگرایان سابق، و سایر افرادی که از القائات  مذهبی بهبود می‌یابند، رواج یافته است.
وینل نیاز به وجود لیبل و مزایای نامگذاری علائمی را که RTS دربرمی گیرد مشابه نامگذاری بی اشتهایی به عنوان یک اختلال توضیح می دهد: این نام گذاری می تواند شرم و انزوا را برای بازماندگان کاهش دهد و در عین حال برای متخصصانی که با کسانی که رنج می برند کار می کنند، تشخیص، درمان و آموزش را آسان کند. نجات‌یافته‌ها وقتی متوجه می‌شوند که RTS "واقعی" است، احساس آرامش می‌کنند.‌‌

🔻علائم

روانشناسان به عنوان علائم سندرم ترومای مذهبی، اختلالاتی را تشخیص داده اند که از نظر تعداد و شدت از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

🌹شناختی: سردرگمی، مشکل در تصمیم‌گیری و تفکر انتقادی، تفکیک، سردرگمی هویت

🌹عاطفی: اضطراب، حملات پانیک و عصبی، افسردگی، افکار خودکشی، خشم، غم، احساس گناه، تنهایی، پوچی

🌹عملکردی: اختلالات خواب و خوردن، کابوس‌های شبانه، اختلال عملکرد جنسی، سوء مصرف مواد.

🌹اجتماعی/فرهنگی: گسست خانواده و شبکه اجتماعی، مسائل شغلی، استرس مالی، مشکلات فرهنگ‌پذیری در جامعه،

🌹تأخیر رشدی: عدم بلوغ عاطفی، فکری، اجتماعی و جنسی ناشی از کنترل اطلاعات و دلسردی از تفکر انتقادی در محیط مذهبی.

🌹ترومای مذهبی نیز با نتایج شدیدی مانند خودکشی و قتل مرتبط است.

🔻درمان و وظایف باز پروری

متخصصان بهداشت روان، مربیان زندگی، و افرادی که مراقبت های بالینی را انجام می دهند، رویکردهایی را برای درمان RTS ایجاد کرده اند. درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تروما، گروه درمانی همراه با جلسات انفرادی،  آموزش روانی آگاهانه از تروما، پردازش و بررسی تروما،  همگی می توانند مفید باشند. در رویکرد وینل، درمان زمانی مؤثرتر است که کل نگر و چندوجهی باشد. به این معنا که درمان باید به ابعاد شناختی، عاطفی، فیزیولوژیکی و ارتباطی برای بیمار ، همه در یک بستر اجتماعی توجه کند.

درمان RTS تحت تأثیر تفکر مدرن در مورد درمان انواع تروما قرار گرفته است.  از این دیدگاه "آگاهی از تروما"، تشخیص تفاوت های فردی و مکان یابی آسیب واقعی در سیستم عصبی فرد مهم است. به گفته واکر،  عناصر مهم بهبودی تروما شامل کوچک کردن سرزنش های درونی، نقش سوگواری و نیاز به حضور دلسوزانه در مواجهه احساسات ناخوشایند است.

در پزشکی، مراقبت «آگاهی از تروما» به عنوان شیوه‌هایی تعریف می‌شود که فرهنگ ایمنی، توانمندسازی و درمان را ترویج می‌کنند.
به نظر می‌رسد حمایت گروهی یک درمان مؤثر برای بهبودی از آسیب‌ها و ترومای مذهبی باشد و خدمات متعددی برای ارائه این امر ایجاد شده است، از جمله گروه‌های بازیابی حرفه‌ای،  گروه‌های پشتیبانی همتایان، و انجمن‌های آنلاین. اینها ممکن است مؤثر باشند، زیرا :

1) کسانی که در حال بهبودی هستند، سیستم‌های حمایتی اولیه خانواده و کلیسا را ​​از دست داده‌اند.

2) حمایت اجتماعی یک نیاز اولیه انسان است و در درک فیزیولوژی تروما مرتبط است. و بستر اجتماعی برای درمان  افراد  را ایجاد می کند .
در حالی که برخی از کلیساهای لیبرال درمان را ارائه می دهند، درمانگران حرفه ای این دیدگاه را دارند که درمان باید در یک محیط خنثی باشد و نه در بستر مذهبی.


https://en.m.wikipedia.org/wiki/Religious_trauma_syndrome

💢@higgs_field
👍3
📌بهداشت روانی

بهداشت روانی یا سلامت روان به معنی وجود به‌زیستی روانشناختی یا عدم وجود بیماری روانی است. وضعیت سلامت روان به کسی اطلاق می‌شود که عملکردش «در سطح قابل قبولی از تنظیم عاطفی و رفتاری» باشد.
 از دیدگاه روانشناسی مثبت گرا یا کل نگر، سلامت روان شامل توانایی فرد در لذت بردن از زندگی و ایجاد تعادل بین فعالیتهای زندگی و تلاش برای دستیابی به تاب آوری روانشناختی است. طبق نظر سازمان بهداشت جهانی (WHO)، سلامت روان شامل «به‌زیستی ذهنی، خودکارآمدی ادراک شده، خودمختاری، توانمندی، وابستگی بین نسلی و خود شکوفایی توانایی‌های فکری و عاطفی فرد و همچنین موارد دیگر است». WHO به علاوه اظهار می‌دارد که به‌زیستی فرد در تحقق بخشیدن به توانایی‌های خود، مقابله با فشارهای عادی زندگی، کار مولد و ایفای نقش در اجتماع است.

تفاوت‌های فرهنگی، ارزیابی‌های ذهنی و نظریه‌های تخصصی مختلف، همه بر چگونگی تعریف «سلامت روان» تأثیر می‌گذارد.

http://www.who.int/mediacentre/factsheets/fs220/en/

https://medlineplus.gov/mentalhealth.html

💢https://t.me/higgs_field/6400
👍4