👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران - خروش غیورانه مردم دلاور تهران در اطراف مترو انقلاب با شعار؛
«مرگ بر دیکتاتور»
دوشنبه ۲۸ آذر
همچنین در تهران پونک-شهرک نفت ، متروتوحید و خ جمالزاده و مکانهای دیگر فیلم هایی راهپیمایی های مردمی وجود دارد .
📡@higgs_field
«مرگ بر دیکتاتور»
دوشنبه ۲۸ آذر
همچنین در تهران پونک-شهرک نفت ، متروتوحید و خ جمالزاده و مکانهای دیگر فیلم هایی راهپیمایی های مردمی وجود دارد .
📡@higgs_field
👍6
💢سندرم ترومای مذهبی
توسط مارلین وینل
قسمت دوم و پایانی
🔺هویت اشتباه
سندرم ترومای مذهبی علائم بسیاری از اختلالات دیگر را تقلید می کند .
اختلال استرس پس از سانحه
افسردگی بالینی
اختلالات اضطرابی
اختلال دو قطبی
اختلال وسواس فکری و عملی
اختلال شخصیت مرزی
اختلالات اشتها
اختلالات اجتماعی
اختلالات زناشویی و جنسی
خودکشی کردن
سوء مصرف مواد مخدر و الکل
رفتار ضد اجتماعی شدید، از جمله قتل
رفتار های شدیدا افراطی ، از جمله کودک آزاری از همه نوع، خودکشی، تجاوز جنسی، و قتل در بین مبتلایان به این سندروم RTS وجود دارد . افراد پس از دست دادن اساس واقعیت خود و معنا و مفهوم زندگی در تلاش برای معنا بخشیدن به زندگی هستند، نه آنقدر زیاد اما بیشتر این افراد افسرده هستند. هیچکدام از تشخیصهایی که در بالا نام برده شد، داستان را کاملاً بیان نمیکند، و بسیاری از کسانی که سعی میکنند از متخصصین سلامت روان کمک بگیرند، نمیتوانند درمانگری را پیدا کنند که درک کند.
🔺مشکل چیست؟
ما در جامعه مان این فرض را داریم که دین در اکثر موارد برای شما مفید یا خوب است. درمانگران، مانند دیگران، انتظار دارند که اگر از باور خود دست بکشید، فقط کلیسا رفتن را کنار بگذارید و آن را در رده ای قرار دهید که به بابا نوئل اعتقاد نداشته باشید. برخی از مردم نیز اعتقادات مذهبی را کودکانه می دانند، بنابراین شما تنها نیاز دارید که رشد کنید، به همین سادگی.
درمانگران اغلب بنیادگرایی را درک نمی کنند، و حتی اعمال معنوی را به عنوان بخشی از درمان توصیه می کنند. به طور کلی، افرادی که از یک تلقین بنیادگرای اقتدارگرا جان سالم به در نبردهاند، نمیدانند که واقعاً چه تجاوز ذهنی کاملی است.
در ایالات متحده، منشور حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی های اجتماعی ، و آزادی مذهب را ارزشمند میدانیم. این امر رسیدگی به یک اختلال ناتوان کننده مانند RTS را بدون تهدید اکثر آمریکایی ها بسیار دشوار می کند. به نظر می رسد طرح سوالاتی درباره باورهای سمی و زهرآگین و اعمال توهین آمیز در دین ، یک تابو شکنی باشد. هیچ کس از ترس نقض آزادی های ما حاضر به کمک در چنین سندروم های مرتبط با اعتقادات نیست .
اما مشکل این است. پاکسازی دین هنگامی که سمی و زهرآلوده باشد آن را آزاردهنده تر می کند. به عنوان مثال، کودکان کوچک از نظر بیولوژیکی به مراقبان بزرگسال خود وابسته هستند. در مکانیسم های بقا ، کودکان نیاز به اعتماد به قدرت بزرگسالان ، جهت زنده ماندن دارند. آموزه های دینی از مکانیسم های روانشناختی استفاده کرده و به راحتی در مغزهای توسعه نیافته آنها جای می گیرد در حالی که بزرگسالان به راحتی کنترل را در دست دارند ، کودکان آسیب شدیدی را تجربه می کنند . این امر نسل به نسل ادامه می یابد، زیرا مجموعه میم های مذهبی خود را بازتولید می کند و توده های مؤمن یاد می گیرند که برای خود بیگانگی و ترس از آخرالزمان ِ مذهبی شان ، ارزش قائل شوند.
🔺امید هست
آگاهی در مورد خطرات تلقینات و القائات دینی در حال افزایش است. وب سایت های بیشتری برای حمایت از تعداد فزاینده افرادی که دین زیان آور را ترک می کنند وجود دارد. به تدریج، خدمات برای کمک به بهبود و رشد افراد مبتلا به RTS، شامل مقالات آزاد (رایگان)، در حال رشد هستند. ما در حال کشف ابزاری هستیم که از طریق آن مردم می توانند آنچه را که از سر گذرانده اند درک کنند و برای تبدیل شدن به انسان های سالم و شاد گام بردارند.
More on RTS:
Winell, M. (2011) Religious Trauma Syndrome (Series of 3 articles), Cognitive Behavioural Therapy Today, Vol. 39, Issue 2, May 2011, Vol. 39, Issue 3, September 2011, Vol. 39, Issue 4, November 2011. British Association of Behavioural and Cognitive Therapies, London. Reprinted at Journey Free website HERE.
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢@higgs_field
توسط مارلین وینل
قسمت دوم و پایانی
🔺هویت اشتباه
سندرم ترومای مذهبی علائم بسیاری از اختلالات دیگر را تقلید می کند .
اختلال استرس پس از سانحه
افسردگی بالینی
اختلالات اضطرابی
اختلال دو قطبی
اختلال وسواس فکری و عملی
اختلال شخصیت مرزی
اختلالات اشتها
اختلالات اجتماعی
اختلالات زناشویی و جنسی
خودکشی کردن
سوء مصرف مواد مخدر و الکل
رفتار ضد اجتماعی شدید، از جمله قتل
رفتار های شدیدا افراطی ، از جمله کودک آزاری از همه نوع، خودکشی، تجاوز جنسی، و قتل در بین مبتلایان به این سندروم RTS وجود دارد . افراد پس از دست دادن اساس واقعیت خود و معنا و مفهوم زندگی در تلاش برای معنا بخشیدن به زندگی هستند، نه آنقدر زیاد اما بیشتر این افراد افسرده هستند. هیچکدام از تشخیصهایی که در بالا نام برده شد، داستان را کاملاً بیان نمیکند، و بسیاری از کسانی که سعی میکنند از متخصصین سلامت روان کمک بگیرند، نمیتوانند درمانگری را پیدا کنند که درک کند.
🔺مشکل چیست؟
ما در جامعه مان این فرض را داریم که دین در اکثر موارد برای شما مفید یا خوب است. درمانگران، مانند دیگران، انتظار دارند که اگر از باور خود دست بکشید، فقط کلیسا رفتن را کنار بگذارید و آن را در رده ای قرار دهید که به بابا نوئل اعتقاد نداشته باشید. برخی از مردم نیز اعتقادات مذهبی را کودکانه می دانند، بنابراین شما تنها نیاز دارید که رشد کنید، به همین سادگی.
درمانگران اغلب بنیادگرایی را درک نمی کنند، و حتی اعمال معنوی را به عنوان بخشی از درمان توصیه می کنند. به طور کلی، افرادی که از یک تلقین بنیادگرای اقتدارگرا جان سالم به در نبردهاند، نمیدانند که واقعاً چه تجاوز ذهنی کاملی است.
در ایالات متحده، منشور حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی های اجتماعی ، و آزادی مذهب را ارزشمند میدانیم. این امر رسیدگی به یک اختلال ناتوان کننده مانند RTS را بدون تهدید اکثر آمریکایی ها بسیار دشوار می کند. به نظر می رسد طرح سوالاتی درباره باورهای سمی و زهرآگین و اعمال توهین آمیز در دین ، یک تابو شکنی باشد. هیچ کس از ترس نقض آزادی های ما حاضر به کمک در چنین سندروم های مرتبط با اعتقادات نیست .
اما مشکل این است. پاکسازی دین هنگامی که سمی و زهرآلوده باشد آن را آزاردهنده تر می کند. به عنوان مثال، کودکان کوچک از نظر بیولوژیکی به مراقبان بزرگسال خود وابسته هستند. در مکانیسم های بقا ، کودکان نیاز به اعتماد به قدرت بزرگسالان ، جهت زنده ماندن دارند. آموزه های دینی از مکانیسم های روانشناختی استفاده کرده و به راحتی در مغزهای توسعه نیافته آنها جای می گیرد در حالی که بزرگسالان به راحتی کنترل را در دست دارند ، کودکان آسیب شدیدی را تجربه می کنند . این امر نسل به نسل ادامه می یابد، زیرا مجموعه میم های مذهبی خود را بازتولید می کند و توده های مؤمن یاد می گیرند که برای خود بیگانگی و ترس از آخرالزمان ِ مذهبی شان ، ارزش قائل شوند.
🔺امید هست
آگاهی در مورد خطرات تلقینات و القائات دینی در حال افزایش است. وب سایت های بیشتری برای حمایت از تعداد فزاینده افرادی که دین زیان آور را ترک می کنند وجود دارد. به تدریج، خدمات برای کمک به بهبود و رشد افراد مبتلا به RTS، شامل مقالات آزاد (رایگان)، در حال رشد هستند. ما در حال کشف ابزاری هستیم که از طریق آن مردم می توانند آنچه را که از سر گذرانده اند درک کنند و برای تبدیل شدن به انسان های سالم و شاد گام بردارند.
More on RTS:
Winell, M. (2011) Religious Trauma Syndrome (Series of 3 articles), Cognitive Behavioural Therapy Today, Vol. 39, Issue 2, May 2011, Vol. 39, Issue 3, September 2011, Vol. 39, Issue 4, November 2011. British Association of Behavioural and Cognitive Therapies, London. Reprinted at Journey Free website HERE.
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢@higgs_field
👍7
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
💢@higgs_field
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
💢@higgs_field
👏4👍3❤2
کوانتوم مکانیک🕊
💢 پدیده ای بنام Solar Parhelion 🔺خورشید کاذب (نامهای دیگر: خورشید مجازی، عکس خورشید، پیراخورشید، رؤیاشید) یک پدیده جوی است که باعث میشود در آسمان در دو سوی خورشید نقاطی روشن از نور دیده شود. این نقاط اغلب به صورت حلقه و هاله نور دیده میشوند. پدیده پیراخورشید…
💢 پدیده ای بنام Solar Parhelion
کریستال های یخ که در زاویه ای مناسب قرار میگیرند مانند یک منشور باعث شکست نور می شوند . این پدیده پیراخورشید نیز نام دارد .
💢https://t.me/higgs_field/8866
کریستال های یخ که در زاویه ای مناسب قرار میگیرند مانند یک منشور باعث شکست نور می شوند . این پدیده پیراخورشید نیز نام دارد .
💢https://t.me/higgs_field/8866
👍2
💢collapse of the wave function
🔺فروریزش تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
🔺فروریزش تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
👍6
💢پیرامون تفسیر کپنهاگ
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
• وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻 هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
💢@higgs_field
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
• وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻 هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3❤1
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیهسازی فیک از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.
طرز تفکر چنین است: یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیتهای روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی میکنیم که اتفاقاً به نظر میرسد که عمق دارد.
ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچالهها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار سادهتر میشوند. به طور خلاصه، به نظر میرسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته میشوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا میکنند.
لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دههها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، میگوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمیشود. بلکه به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."
اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات ریاضی جالبی مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.
💢@higgs_field
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیهسازی فیک از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.
طرز تفکر چنین است: یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیتهای روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی میکنیم که اتفاقاً به نظر میرسد که عمق دارد.
ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچالهها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار سادهتر میشوند. به طور خلاصه، به نظر میرسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته میشوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا میکنند.
لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دههها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، میگوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمیشود. بلکه به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."
اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات ریاضی جالبی مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍7
.
💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟
🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟
مسئله ادراک شامل دو بخش است :
✔️جهان پیرامونی ما
✔️ ادراک درونی ما
🔻ما طوری شکل یافتهایم که ادراکهایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه میدارند؛ بنابراین باید آنها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمیداریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمیگیریم. اینها نشانههاییاند که برای زندهنگهداشتنِ ما، درونمان تکامل یافتهاند؛ پس باید آنها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را بهمعنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.
🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .
💢@HIGGS_FIELD
💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟
🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟
مسئله ادراک شامل دو بخش است :
✔️جهان پیرامونی ما
✔️ ادراک درونی ما
🔻ما طوری شکل یافتهایم که ادراکهایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه میدارند؛ بنابراین باید آنها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمیداریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمیگیریم. اینها نشانههاییاند که برای زندهنگهداشتنِ ما، درونمان تکامل یافتهاند؛ پس باید آنها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را بهمعنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.
🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .
💢@HIGGS_FIELD
👍9
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم
📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟
این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله
در سال 1974، استیون هاوکینگ بهطور مشهور کشف کرد که سیاهچالهها، برخلاف آنچه که مدتها تصور میشد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع میکنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.
با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدتها تصور میشد که اطلاعات فیزیکی را نمیتوان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ میکنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر میگذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را میتوان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل در مورد ذرات نیز صادق است.
اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.
یکی از راهحلهایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاهچاله کشیده میشود، نوعی اثر دوبعدی به جای میگذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.
محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D را ذخیره کنید.
ساسکیند میگوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر میکردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که میتواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سهبعدی از فضا رمزگذاری کند.
2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، میگوید: «برای سیستمهای ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».
در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت سهبعدی 3D است - یک سیاهچاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.
💢@higgs_field
🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم
📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟
این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله
در سال 1974، استیون هاوکینگ بهطور مشهور کشف کرد که سیاهچالهها، برخلاف آنچه که مدتها تصور میشد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع میکنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.
با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدتها تصور میشد که اطلاعات فیزیکی را نمیتوان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ میکنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر میگذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را میتوان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل در مورد ذرات نیز صادق است.
اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.
یکی از راهحلهایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاهچاله کشیده میشود، نوعی اثر دوبعدی به جای میگذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.
محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D را ذخیره کنید.
ساسکیند میگوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر میکردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که میتواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سهبعدی از فضا رمزگذاری کند.
2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، میگوید: «برای سیستمهای ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».
در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت سهبعدی 3D است - یک سیاهچاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.
💢@higgs_field
🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
Telegram
attach 📎
👍6
🟣برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
👍3
💢A democratic Iran Is coming and it will lead the middle east
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .
۲۹ آذر ۱۴۰۱
📡@higgs_field
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .
۲۹ آذر ۱۴۰۱
📡@higgs_field
👍18🔥2🤔2❤1
🔸 What Is Higgs Boson and Higgs Field?
🔺 Marcia Wendorf
🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.
🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.
پارت اول
https://t.me/phys_Q/4398
پارت دوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/4404
🔺 Marcia Wendorf
🔺 اخیراً نتایج یک مطالعه جدید را گزارش کرده که ممکن است مدل استاندارد فیزیک ذرات کاملا متحول شود. از سوی دیگر ، مطالعات دیگری نشان داده که ممکن است به هیچ وجه متحول نشود.
این که چرا چنین مدعای بزرگی طرح شد این است که مدل استاندارد تمام 17 ذره بنیادین و چهار نیروی اساسی تشکیل دهنده جهان ما را شامل می شود. ذرات بنیادین ذراتی هستند که از ذرات دیگر تشکیل نشده اند.
🔺مدل استاندارد اولین بار در سال 1897 شکل گرفت ، زمانی که فیزیکدان انگلیسی J.J. تامسون ، الکترون را کشف کرد و تا کشف بوزون هیگز در سال 2012 کامل تلقی نمی شد.
پارت اول
https://t.me/phys_Q/4398
پارت دوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/4404
👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🟣چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.
ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940
قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945
اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
An instability in the vacuum of space could suddenly spawn a rapidly expanding bubble with no interior — true nothingness.
ناپایداری در خلاء فضایی می تواند ناگهان حبابی در حال انبساط به سرعت ، بدون درون with no interior ایجاد کند - هیچ حقیقی .
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8916
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8920
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8926
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8932
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8940
قسمت ششم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8945
اصل کمینگی انرژی
https://t.me/phys_Q/8934
👍6
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت نخست
کلید درک پیدایش و سرنوشت یونیورس احتمالا درک کاملتر خلاء vacuum باشد.
هزاران سال پیش، ارسطو Aristotle اظهار داشت که طبیعت از خلاء بیزار است، به این دلیل که آبجکت ها با سرعت های ناممکن در فضای واقعاً خالی پرواز می کنند. در سال 1277، اسقف فرانسوی اتین تمپیر Etienne Tempier با یک عقب نشینی اعلام کرد که خدا می تواند هر کاری انجام دهد، حتی خلاء ایجاد کند.
سپس یک دانشمند صرف آن را تولید کرد. اتو فون گریک Otto von Guericke پمپی اختراع کرد که هوا را از داخل یک کره مسی توخالی مکش می کرد و شاید اولین خلاء با کیفیت بالا را بر روی زمین ایجاد کرد. در نمایشی همگانی در سال 1654، او نشان داد که حتی دو تیم اسب که برای پاره کردن توپی (توپ خلاء) به اندازه هندوانه تلاش میکنند، نمیتوانند بر مکش هیچ چیز غلبه کنند.
از آن زمان، خلاء به یک مفهوم پایه در فیزیک تبدیل شده است، که پایه و اساس تمام تئوری هاست. خلاء فون گریک نبود و فقدان هوا بود. خلاء الکترومغناطیسی عدم وجود محیطی است که بتواند سرعت نور را کاهش دهد. و خلاء گرانشی فاقد هرگونه ماده یا انرژی است که بتواند فضا را خم curve کند. در هر مورد، تنوع خاص هیچ بستگی به چیزی دارد که فیزیکدانان قصد توصیف آن را دارند. پاتریک درپر Patrick draper، فیزیکدان نظری در دانشگاه ایلینوی، میگوید: گاهی اوقات، این روشی است که ما یک نظریه را تعریف میکنیم."
همانطور که فیزیکدانان مدرن با کاندیداهای پیچیده تری برای نظریه نهایی طبیعت دست و پنجه نرم کرده اند، با تعداد فزاینده ای از انواع هیچ Nothing مواجه شده اند. هر کدام رفتار خاص خود را دارند، گویی مراحل متفاوتی از یک ماده اند. به طور فزاینده ای، به نظر می رسد که کلید درک منشأ و سرنوشت یونیورس احتمالا حسابرسی دقیق این گونه های فقدانیّت های رو به رشد باشد.
ایزابل گارسیا گارسیا، فیزیکدان ذرات در مؤسسه فیزیک نظری کاولی در کالیفرنیا میگوید: «ما در حال آموختن چیزهای بیشتری برای یادگیری در مورد هیچ هستیم. "چقدر تباهیم ؟"
تاکنون، چنین مطالعاتی به یک نتیجهگیری دراماتیک منجر شده است: یونیورس ما احتمال دارد که بر روی پلتفرمی از ساختار نامرغوب قرار داشته باشد، یک خلاء فراپایدار « meta stable» که محکوم است- در آیندهای دور - به هیچ دیگری تبدیل شود و همه چیز را در این فرآیند نابود کند. .
💢@higgs_field
🔻تصویر: کتابی در سال 1672 درباره خلاء توسط دانشمند آلمانی Otto von Guericke نمایشی را به تصویر میکشد که او برای امپراتور فردیناند سوم انجام داد، که در آن تیمهایی از اسبها تلاش کردند تا نیمههای یک کره مسی پر از خلاء vacuum-filled را از هم جدا کنند.
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت نخست
کلید درک پیدایش و سرنوشت یونیورس احتمالا درک کاملتر خلاء vacuum باشد.
هزاران سال پیش، ارسطو Aristotle اظهار داشت که طبیعت از خلاء بیزار است، به این دلیل که آبجکت ها با سرعت های ناممکن در فضای واقعاً خالی پرواز می کنند. در سال 1277، اسقف فرانسوی اتین تمپیر Etienne Tempier با یک عقب نشینی اعلام کرد که خدا می تواند هر کاری انجام دهد، حتی خلاء ایجاد کند.
سپس یک دانشمند صرف آن را تولید کرد. اتو فون گریک Otto von Guericke پمپی اختراع کرد که هوا را از داخل یک کره مسی توخالی مکش می کرد و شاید اولین خلاء با کیفیت بالا را بر روی زمین ایجاد کرد. در نمایشی همگانی در سال 1654، او نشان داد که حتی دو تیم اسب که برای پاره کردن توپی (توپ خلاء) به اندازه هندوانه تلاش میکنند، نمیتوانند بر مکش هیچ چیز غلبه کنند.
از آن زمان، خلاء به یک مفهوم پایه در فیزیک تبدیل شده است، که پایه و اساس تمام تئوری هاست. خلاء فون گریک نبود و فقدان هوا بود. خلاء الکترومغناطیسی عدم وجود محیطی است که بتواند سرعت نور را کاهش دهد. و خلاء گرانشی فاقد هرگونه ماده یا انرژی است که بتواند فضا را خم curve کند. در هر مورد، تنوع خاص هیچ بستگی به چیزی دارد که فیزیکدانان قصد توصیف آن را دارند. پاتریک درپر Patrick draper، فیزیکدان نظری در دانشگاه ایلینوی، میگوید: گاهی اوقات، این روشی است که ما یک نظریه را تعریف میکنیم."
همانطور که فیزیکدانان مدرن با کاندیداهای پیچیده تری برای نظریه نهایی طبیعت دست و پنجه نرم کرده اند، با تعداد فزاینده ای از انواع هیچ Nothing مواجه شده اند. هر کدام رفتار خاص خود را دارند، گویی مراحل متفاوتی از یک ماده اند. به طور فزاینده ای، به نظر می رسد که کلید درک منشأ و سرنوشت یونیورس احتمالا حسابرسی دقیق این گونه های فقدانیّت های رو به رشد باشد.
ایزابل گارسیا گارسیا، فیزیکدان ذرات در مؤسسه فیزیک نظری کاولی در کالیفرنیا میگوید: «ما در حال آموختن چیزهای بیشتری برای یادگیری در مورد هیچ هستیم. "چقدر تباهیم ؟"
تاکنون، چنین مطالعاتی به یک نتیجهگیری دراماتیک منجر شده است: یونیورس ما احتمال دارد که بر روی پلتفرمی از ساختار نامرغوب قرار داشته باشد، یک خلاء فراپایدار « meta stable» که محکوم است- در آیندهای دور - به هیچ دیگری تبدیل شود و همه چیز را در این فرآیند نابود کند. .
💢@higgs_field
🔻تصویر: کتابی در سال 1672 درباره خلاء توسط دانشمند آلمانی Otto von Guericke نمایشی را به تصویر میکشد که او برای امپراتور فردیناند سوم انجام داد، که در آن تیمهایی از اسبها تلاش کردند تا نیمههای یک کره مسی پر از خلاء vacuum-filled را از هم جدا کنند.
Telegram
attach 📎
👍3🤔1
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت سوم
📌چگونه این ایده از سیاهچاله ها به کل یونیورس تعمیم یافت؟
هیچ کدام از آنچه بیان شد ، دلیلی بر هولوگرام بودن سیاهچاله ها نبود. اما به گفته ساسکیند، فیزیکدانان در ابتدا متوجه شدند که نگاه کردن به کل یونیورس به عنوان یک آبجکت دو بعدی 2D که سه بعدی 3D به نظر می رسد ممکن است به حل برخی مسائل عمیق تر در فیزیک نظری کمک کند. و چه در مورد یک سیاهچاله، یک سیاره یا کل یونیورس صحبت کنید، ریاضیات به همان شیوه کار می کند.
در سال 1998، مالداسینا Maldacena نشان داد که یک یونیورس فرضی می تواند یک هولوگرام باشد. یونیورس فرضی خاص او در فضایی قرار داشت که به آن فضای آنتی دی سیتر Anti de sitter یا AdS می گویند (که برای ساده سازی همه چیز، شکلی منحنی در فواصل بسیار بزرگ دارد، برخلاف یونیورس ما، که اعتقاد بر این است که تخت flat است).
علاوه بر این، با مشاهده این یونیورس به صورت دو بعدی 2D ، وی راهی پیدا کرد تا ایده ای با محبوبیت فزاینده ، تئوری ریسمان - فریمی گسترده که در آن بلوک های بنیادین سازنده یونیورس ، ریسمان های یک بعدی 1D هستند، نه ذرات particles - را به طور منظم با آن و با قوانین تثبیت شده فیزیک تطبیق دهد.
مهمتر از این اما ، وی با انجام این کار، دو مفهوم بسیار مهم و متفاوت در فیزیک را تحت یک چارچوب تئوریک وحدت بخشید . مالداسینا می گوید: «اصل هولوگرافیک تئوری گرانش را به نظریه های فیزیک ذرات مرتبط می کند.
ترکیب این دو ایده بنیادین در یک تئوری همدوس (که اغلب گرانش کوانتومی نامیده می شود) یکی از جام های مقدس فیزیک است. ( جام مقدس اشاره به افسانه های مذهبی مسیحیت دارد )
بنابراین اصل هولوگرافیک که این امکان را در این یونیورس فرضی ایجاد میکند، کار بزرگی بود.
البته، اکنون خیلی زود هست که بگوییم یونیورس واقعی ما - نه این یونیورس فرضی عجیب - یک هولوگرام است.
💢@higgs_field
🔻Anti-de Sitter space (left) curves in on itself. Our universe (right) is believed to be flat.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت سوم
📌چگونه این ایده از سیاهچاله ها به کل یونیورس تعمیم یافت؟
هیچ کدام از آنچه بیان شد ، دلیلی بر هولوگرام بودن سیاهچاله ها نبود. اما به گفته ساسکیند، فیزیکدانان در ابتدا متوجه شدند که نگاه کردن به کل یونیورس به عنوان یک آبجکت دو بعدی 2D که سه بعدی 3D به نظر می رسد ممکن است به حل برخی مسائل عمیق تر در فیزیک نظری کمک کند. و چه در مورد یک سیاهچاله، یک سیاره یا کل یونیورس صحبت کنید، ریاضیات به همان شیوه کار می کند.
در سال 1998، مالداسینا Maldacena نشان داد که یک یونیورس فرضی می تواند یک هولوگرام باشد. یونیورس فرضی خاص او در فضایی قرار داشت که به آن فضای آنتی دی سیتر Anti de sitter یا AdS می گویند (که برای ساده سازی همه چیز، شکلی منحنی در فواصل بسیار بزرگ دارد، برخلاف یونیورس ما، که اعتقاد بر این است که تخت flat است).
علاوه بر این، با مشاهده این یونیورس به صورت دو بعدی 2D ، وی راهی پیدا کرد تا ایده ای با محبوبیت فزاینده ، تئوری ریسمان - فریمی گسترده که در آن بلوک های بنیادین سازنده یونیورس ، ریسمان های یک بعدی 1D هستند، نه ذرات particles - را به طور منظم با آن و با قوانین تثبیت شده فیزیک تطبیق دهد.
مهمتر از این اما ، وی با انجام این کار، دو مفهوم بسیار مهم و متفاوت در فیزیک را تحت یک چارچوب تئوریک وحدت بخشید . مالداسینا می گوید: «اصل هولوگرافیک تئوری گرانش را به نظریه های فیزیک ذرات مرتبط می کند.
ترکیب این دو ایده بنیادین در یک تئوری همدوس (که اغلب گرانش کوانتومی نامیده می شود) یکی از جام های مقدس فیزیک است. ( جام مقدس اشاره به افسانه های مذهبی مسیحیت دارد )
بنابراین اصل هولوگرافیک که این امکان را در این یونیورس فرضی ایجاد میکند، کار بزرگی بود.
البته، اکنون خیلی زود هست که بگوییم یونیورس واقعی ما - نه این یونیورس فرضی عجیب - یک هولوگرام است.
💢@higgs_field
🔻Anti-de Sitter space (left) curves in on itself. Our universe (right) is believed to be flat.
Telegram
attach 📎
👍2
💢چگونه فیزیک هیچ nothingness زیربنای همه چیز است
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت دوم
📌هیچ کوانتومی Quantum nothingness
در قرن بیستم هیچ شبیه به چیزی به نظر نمی رسید، زیرا فیزیکدانان واقعیت را مجموعه ای از میدان ها می دانستند: آبجکت هایی که فضا را در هر نقطه با یک مقدار مجزا پر می کنند (مثلاً میدان الکتریکی به شما می گوید که یک الکترون در مکان های مختلف چقدر نیرو احساس می کند. ).
در فیزیک کلاسیک، مقدار یک میدان می تواند در همه جا صفر باشد، به طوری که هیچ تاثیری و انرژی نداشته باشد . دانیل هارلو، فیزیکدان نظری در مؤسسه فناوری ماساچوست، گفت: " در کلاسیک، خلاء خسته کننده است. و در آن هیچ اتفاقی نمی افتد."
اما فیزیکدانان آموختند که میدانهای یونیورس ، کوانتومی هستند، نه کلاسیک، به این معنی که دچار عدم قطعیت ذاتی هستند. شما هرگز میدان کوانتومی با انرژی دقیقاً صفر را نخواهید یافت. هارلو یک میدان کوانتومی را به آرایهای از آونگها - یکی در هر نقطه از فضا - تشبیه میکند که زوایای آن نشاندهنده مقادیر میدان است. هر آونگ تقریباً مستقیم به پایین آویزان است اما به عقب و جلو تکان می خورد.
اگر میدان کوانتومی به حال خود رها شود، در پیکربندی مینیموم (کمینه) انرژی خود که به عنوان «خلاء حقیقی true vacuum » یا «حالت پایه ground state » شناخته میشود، و ذرات بنیادین تحریکات در این میدان ها هستند.
گارسیا گارسیا میگوید: «وقتی در مورد خلاء یک سیستم صحبت میکنیم، حالت ترجیحی سیستم دچار عدم قطعیت را در ذهن داریم.»
بیشتر میدانهای کوانتومی که یونیورس ما را در بر گرفته اند، یک و تنها یک حالت ترجیحی دارند که در آن برای ابدیت باقی خواهند ماند. بیشترشان ، نه همه.!
💢@higgs_field
توسط چارلی وود- 9 آگوست 2022
قسمت دوم
📌هیچ کوانتومی Quantum nothingness
در قرن بیستم هیچ شبیه به چیزی به نظر نمی رسید، زیرا فیزیکدانان واقعیت را مجموعه ای از میدان ها می دانستند: آبجکت هایی که فضا را در هر نقطه با یک مقدار مجزا پر می کنند (مثلاً میدان الکتریکی به شما می گوید که یک الکترون در مکان های مختلف چقدر نیرو احساس می کند. ).
در فیزیک کلاسیک، مقدار یک میدان می تواند در همه جا صفر باشد، به طوری که هیچ تاثیری و انرژی نداشته باشد . دانیل هارلو، فیزیکدان نظری در مؤسسه فناوری ماساچوست، گفت: " در کلاسیک، خلاء خسته کننده است. و در آن هیچ اتفاقی نمی افتد."
اما فیزیکدانان آموختند که میدانهای یونیورس ، کوانتومی هستند، نه کلاسیک، به این معنی که دچار عدم قطعیت ذاتی هستند. شما هرگز میدان کوانتومی با انرژی دقیقاً صفر را نخواهید یافت. هارلو یک میدان کوانتومی را به آرایهای از آونگها - یکی در هر نقطه از فضا - تشبیه میکند که زوایای آن نشاندهنده مقادیر میدان است. هر آونگ تقریباً مستقیم به پایین آویزان است اما به عقب و جلو تکان می خورد.
اگر میدان کوانتومی به حال خود رها شود، در پیکربندی مینیموم (کمینه) انرژی خود که به عنوان «خلاء حقیقی true vacuum » یا «حالت پایه ground state » شناخته میشود، و ذرات بنیادین تحریکات در این میدان ها هستند.
گارسیا گارسیا میگوید: «وقتی در مورد خلاء یک سیستم صحبت میکنیم، حالت ترجیحی سیستم دچار عدم قطعیت را در ذهن داریم.»
بیشتر میدانهای کوانتومی که یونیورس ما را در بر گرفته اند، یک و تنها یک حالت ترجیحی دارند که در آن برای ابدیت باقی خواهند ماند. بیشترشان ، نه همه.!
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍4
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🔺بیاد سارینا اسماعیل زاده عزیز و دیگر جانباختگان راه آزادی
💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome
به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .
مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم .
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8902
Ref :
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome
به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .
مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم .
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/8902
Ref :
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
❤7👍1