🔻ناموضعیت کوانتومی
مفهوم ناموضعیت (nonlocality) بدان معناست که در دنیای کوانتومی، ذرات کوانتومی حتی با وجود دور بودن، می توانند بصورت آنی بر یکدیگر تاثیر بگذارند (برخلاف دنیای ماکروسکوپی که یک آبجکت فقط تحت تاثیر آبجکت های نزدیکش (موضعی) قرار می گیرد). شاید به همین دلیل است که در اکثر موارد، ناموضعیت کوانتومی با مفهوم درهم تنیدگی کوانتومی (entanglement) ، یکسان در نظر گرفته می شوند، در حالیکه این دو مفهوم، تفاوت اندکی با یکدیگر دارند. در واقع یک حالت دو بخشی کوانتومی، برای ایجاد ناموضعیت باید درهم تنیده شود، اما حالت های در هم تنیده ای وجود دارند که چنین ناموضعیتی را ایجاد نمی کنند که مشهورترین مثال در این مورد، حالت های ورنری (werner states) است.
@phys_Q
مفهوم ناموضعیت (nonlocality) بدان معناست که در دنیای کوانتومی، ذرات کوانتومی حتی با وجود دور بودن، می توانند بصورت آنی بر یکدیگر تاثیر بگذارند (برخلاف دنیای ماکروسکوپی که یک آبجکت فقط تحت تاثیر آبجکت های نزدیکش (موضعی) قرار می گیرد). شاید به همین دلیل است که در اکثر موارد، ناموضعیت کوانتومی با مفهوم درهم تنیدگی کوانتومی (entanglement) ، یکسان در نظر گرفته می شوند، در حالیکه این دو مفهوم، تفاوت اندکی با یکدیگر دارند. در واقع یک حالت دو بخشی کوانتومی، برای ایجاد ناموضعیت باید درهم تنیده شود، اما حالت های در هم تنیده ای وجود دارند که چنین ناموضعیتی را ایجاد نمی کنند که مشهورترین مثال در این مورد، حالت های ورنری (werner states) است.
@phys_Q
👍4
💢 در تفسیر جهان های متعدد many worlds از تابع موج ، حالات بر هم نهاده super position هر یک در یک جهان منحصر به خود دیتکت می شوند . سکه ای کوانتومی در هوا بچرخوانید و جهان را به دو انشعاب تقسیم کنید که در یکی سکه با روی شیر و در دیگری خط به زمین می افتد !
@phys_Q
@phys_Q
❤4😁4🤔2
💢سندرم ترومای مذهبی
توسط مارلین وینل
قسمت نخست
سندروم ترومای مذهبی وضعیتی است که توسط افرادی که با ترک یک دین اقتدارگرا و استبدادی و جزمی یا دگماتیک و مقابله با آسیب های تلقینی دست و پنجه نرم می کنند ، تجربه می شود .
این افراد ممکن است در حال نابود کردن یک ایمان معنادار شخصی و یا جدا شدن از یک جامعه و سبک زندگی کنترل کننده باشند. سندروم ترومای مذهبی RTS تابعی از سوء استفاده های زیان آور دراز مدت از دین و پیامد های قطع ارتباط فرد با ایمانش است. می توان آن را با ترکیبی از PTSD و PTSD پیچیده (C-PTSD) مقایسه کرد. این خلاصهای است که پس از آن مجموعهای از سه مقاله در «درمان رفتار شناختی امروز» منتشر شد.
سندرم ترومای مذهبی دارای مجموعه ای کاملا آشکار و تشخیص پذیر از علائم، مجموعه ای از علل قابل تعریف ، و چرخه ای ناتوان ساز از سوء استفاده در فرد است. راه هایی برای جلوگیری از سوء استفاده و بهبودی وجود دارد.
🔺علائم سندرم ترومای مذهبی:
• شناختی: آشفتگی، توانایی تفکر انتقادی ضعیف، باورهای منفی در مورد توانایی و ارزش خود، تفکر سیاه و سفید، کمالگرایی، مشکل در تصمیمگیری
• عاطفی: افسردگی، اضطراب، خشم، اندوه، تنهایی، مشکل در لذت، از دست دادن معنا
• اجتماعی: از دست دادن شبکه اجتماعی، گسست خانواده، ناهنجاری اجتماعی، مشکلات جنسی، عقب افتادن از برنامه در کارهای پرورشی
• فرهنگی: ناآشنایی با دنیای سکولار؛ احساسات "ماهی بیرون از آب"، مشکل تعلق، شکاف اطلاعاتی (مانند تکامل، هنر مدرن، موسیقی)
🔺علل سندرم ترومای مذهبی:
اقتدارگرایی یا استبداد همراه با الهیات سمّی toxic theology که در کلیسا ، مدرسه و خانه دریافت و تقویت میشود، نتایج زیر را به دنبال دارد:
• سرکوب رشد طبیعی کودک - مراحل شناختی، اجتماعی، عاطفی، اخلاقی متوقف میشود
• آسیب به تواناییهای فکری و احساسی معمول - اطلاعات محدود و کنترل شده است. باورهای ناکارآمد آموزش داده شد. تفکر مستقل محکوم شده است . احساسات محکوم
• منبع کنترل خارجی - دانش جعلی آشکار میشود، نه اکتشاف ،
و دید مناسبی به دانش و اکتشافات خود شخص وجود ندارد .
• آزار جسمی و جنسی - قدرت پدرسالارانه؛ دیدگاه های جنسی ناسالم؛ تنبیه بدنی به عنوان مجازات استفاده می شود.
🔺چرخه سوء استفاده
آموزه های گناه و لعن و نفرین ابدی ( در جهنم) با ایجاد پیوند دوگانه نهایی بیشترین ناراحتی روانی را ایجاد می کنند. شما مقصر و مسئول هستید و با مجازات ابدی روبرو هستید. با این حال شما توانایی انجام کاری در مورد آن را ندارید. (اینها آموزه های مسیحیت بنیادگرا هستند؛ با این حال سایر ادیان استبدادی آموزه هایی به همان اندازه سمی دارند.)
شما باید با آزمون ذهنی «باور» به یک منبع بیرونی و غیبی برای رستگاری مطابقت داشته باشید و این وضعیت اعتقادی را تا زمان مرگ حفظ کنید. شما هرگز نمی توانید به طور کامل از گناه دست بردارید، بنابراین باید به اعتراف ادامه دهید و بخشیده شوید، به این امید که با وجود عدم بازخورد کامل در مورد اینکه آیا واقعاً به بهشت خواهید رسید یا خیر، معیارها را برآورده کرده اید.
به هر حال نجات یک هدیه رایگان نیست.
برای مؤمن صادق، این منجر به یک چرخه بی پایان از شرم و تسکین می شود.
🔺توقف چرخه
شما می توانید چرخه سوء استفاده را متوقف کنید، اما ترک ایمان یک "برکت بزرگ " است. رها کردن نیاز به سازگاری با آموزه های سمی مذهبی یک تسلی خاطر و تسکین بزرگ است. احساس آزادی، هیجان در مورد اطلاعات و تجربیات جدید، احترام به خود، صداقت، و احساس هویت در حال ظهور وجود دارد.
چالش های بزرگی نیز وجود دارد. آسیب روانی یک شبه از بین نمی رود. در واقع، از آنجایی که تلقین فوبیا در دوران کودکی بسیار قدرتمند است، ترس از جهنم علیرغم تجزیه و تحلیل منطقی می تواند یک عمر باقی بماند. به همین ترتیب آسیب به عزت نفس و اعتماد به نفس اولیه می تواند فلج کننده باشد. به همین دلیل است که هزاران مجروح در حال پیاده روی وجود دارد - افرادی که مذهب بنیادگرا را ترک کرده اند و با سندرم ترومای مذهبی زندگی می کنند.
@phys_Q
توسط مارلین وینل
قسمت نخست
سندروم ترومای مذهبی وضعیتی است که توسط افرادی که با ترک یک دین اقتدارگرا و استبدادی و جزمی یا دگماتیک و مقابله با آسیب های تلقینی دست و پنجه نرم می کنند ، تجربه می شود .
این افراد ممکن است در حال نابود کردن یک ایمان معنادار شخصی و یا جدا شدن از یک جامعه و سبک زندگی کنترل کننده باشند. سندروم ترومای مذهبی RTS تابعی از سوء استفاده های زیان آور دراز مدت از دین و پیامد های قطع ارتباط فرد با ایمانش است. می توان آن را با ترکیبی از PTSD و PTSD پیچیده (C-PTSD) مقایسه کرد. این خلاصهای است که پس از آن مجموعهای از سه مقاله در «درمان رفتار شناختی امروز» منتشر شد.
سندرم ترومای مذهبی دارای مجموعه ای کاملا آشکار و تشخیص پذیر از علائم، مجموعه ای از علل قابل تعریف ، و چرخه ای ناتوان ساز از سوء استفاده در فرد است. راه هایی برای جلوگیری از سوء استفاده و بهبودی وجود دارد.
🔺علائم سندرم ترومای مذهبی:
• شناختی: آشفتگی، توانایی تفکر انتقادی ضعیف، باورهای منفی در مورد توانایی و ارزش خود، تفکر سیاه و سفید، کمالگرایی، مشکل در تصمیمگیری
• عاطفی: افسردگی، اضطراب، خشم، اندوه، تنهایی، مشکل در لذت، از دست دادن معنا
• اجتماعی: از دست دادن شبکه اجتماعی، گسست خانواده، ناهنجاری اجتماعی، مشکلات جنسی، عقب افتادن از برنامه در کارهای پرورشی
• فرهنگی: ناآشنایی با دنیای سکولار؛ احساسات "ماهی بیرون از آب"، مشکل تعلق، شکاف اطلاعاتی (مانند تکامل، هنر مدرن، موسیقی)
🔺علل سندرم ترومای مذهبی:
اقتدارگرایی یا استبداد همراه با الهیات سمّی toxic theology که در کلیسا ، مدرسه و خانه دریافت و تقویت میشود، نتایج زیر را به دنبال دارد:
• سرکوب رشد طبیعی کودک - مراحل شناختی، اجتماعی، عاطفی، اخلاقی متوقف میشود
• آسیب به تواناییهای فکری و احساسی معمول - اطلاعات محدود و کنترل شده است. باورهای ناکارآمد آموزش داده شد. تفکر مستقل محکوم شده است . احساسات محکوم
• منبع کنترل خارجی - دانش جعلی آشکار میشود، نه اکتشاف ،
و دید مناسبی به دانش و اکتشافات خود شخص وجود ندارد .
• آزار جسمی و جنسی - قدرت پدرسالارانه؛ دیدگاه های جنسی ناسالم؛ تنبیه بدنی به عنوان مجازات استفاده می شود.
🔺چرخه سوء استفاده
آموزه های گناه و لعن و نفرین ابدی ( در جهنم) با ایجاد پیوند دوگانه نهایی بیشترین ناراحتی روانی را ایجاد می کنند. شما مقصر و مسئول هستید و با مجازات ابدی روبرو هستید. با این حال شما توانایی انجام کاری در مورد آن را ندارید. (اینها آموزه های مسیحیت بنیادگرا هستند؛ با این حال سایر ادیان استبدادی آموزه هایی به همان اندازه سمی دارند.)
شما باید با آزمون ذهنی «باور» به یک منبع بیرونی و غیبی برای رستگاری مطابقت داشته باشید و این وضعیت اعتقادی را تا زمان مرگ حفظ کنید. شما هرگز نمی توانید به طور کامل از گناه دست بردارید، بنابراین باید به اعتراف ادامه دهید و بخشیده شوید، به این امید که با وجود عدم بازخورد کامل در مورد اینکه آیا واقعاً به بهشت خواهید رسید یا خیر، معیارها را برآورده کرده اید.
به هر حال نجات یک هدیه رایگان نیست.
برای مؤمن صادق، این منجر به یک چرخه بی پایان از شرم و تسکین می شود.
🔺توقف چرخه
شما می توانید چرخه سوء استفاده را متوقف کنید، اما ترک ایمان یک "برکت بزرگ " است. رها کردن نیاز به سازگاری با آموزه های سمی مذهبی یک تسلی خاطر و تسکین بزرگ است. احساس آزادی، هیجان در مورد اطلاعات و تجربیات جدید، احترام به خود، صداقت، و احساس هویت در حال ظهور وجود دارد.
چالش های بزرگی نیز وجود دارد. آسیب روانی یک شبه از بین نمی رود. در واقع، از آنجایی که تلقین فوبیا در دوران کودکی بسیار قدرتمند است، ترس از جهنم علیرغم تجزیه و تحلیل منطقی می تواند یک عمر باقی بماند. به همین ترتیب آسیب به عزت نفس و اعتماد به نفس اولیه می تواند فلج کننده باشد. به همین دلیل است که هزاران مجروح در حال پیاده روی وجود دارد - افرادی که مذهب بنیادگرا را ترک کرده اند و با سندرم ترومای مذهبی زندگی می کنند.
@phys_Q
👍10👏3🤔1
🔺بیاد سارینا اسماعیل زاده عزیز و دیگر جانباختگان راه آزادی
💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome
به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .
مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم .
خلاصه ای از این سندرم و روش درمان
https://t.me/phys_Q/8923
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8902
Ref :
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢سندروم ترومای مذهبی RTS یا Religious Trauma Syndrome
به بیان سلسله آسیب های روانی و شناختی و عاطفی و .... ای که بعلت استبداد دینی در دراز مدت در وجود افراد ایجاد و در هنگام کنار گذاشتن ایمان دینی ، با زهری کشنده وجود فرد را درگیر رنج و روان آزردگی می کند ، می پردازد. برخی از این آسیب ها مقطعی و کوتاه یا میان مدت بوده و برخی از این آسیب ها تا پایان با ما خواهد بود .
مقاله برای شرایط جامعه آمریکا به نگارش آمده است و وضعیت این سندروم در جامعه ایران که نوعی توتالیتاریسم-تئوکراسی بر آن حاکم است بارها وخیم تر است.
خواهید خواند که گروه در خطر این سندروم گروه نوجوانان هستند . در کمک رسانی یا اطلاعات رسانی به عزیزان مان تلاش ویژه می کنیم .
خلاصه ای از این سندرم و روش درمان
https://t.me/phys_Q/8923
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8894
قسمت دوم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8902
Ref :
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
👍11❤3👎1👏1
💢 “Science makes people reach selflessly for truth and objectivity; it teaches people to accept reality, with wonder and admiration, not to mention the deep awe and joy that the natural order of things brings to the true scientist.”
علم باعث میشود مردم با فروتنی به حقیقت و عینیت برسند. به مردم می آموزد که واقعیت را با شگفتی و تحسین بپذیرند - اگر به شکوه و شادی عمیقی که چینش طبیعی چیزها برای ساینتیست حقیقی به ارمغان می آورد، اشاره نکنیم.
-Lise Meitner
@phys_Q
علم باعث میشود مردم با فروتنی به حقیقت و عینیت برسند. به مردم می آموزد که واقعیت را با شگفتی و تحسین بپذیرند - اگر به شکوه و شادی عمیقی که چینش طبیعی چیزها برای ساینتیست حقیقی به ارمغان می آورد، اشاره نکنیم.
-Lise Meitner
@phys_Q
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#رشت اعتراضات به صورت محله محور در جای جای شهر در جریان هست .جمعیت واقعا چشمگیر هست انقلابیون رشت به سمت شهرداری در حال حرکت هستند
دوشنبه ۲۸ آذر
💢@higgs_field
دوشنبه ۲۸ آذر
💢@higgs_field
👍8❤4
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران - خروش غیورانه مردم دلاور تهران در اطراف مترو انقلاب با شعار؛
«مرگ بر دیکتاتور»
دوشنبه ۲۸ آذر
همچنین در تهران پونک-شهرک نفت ، متروتوحید و خ جمالزاده و مکانهای دیگر فیلم هایی راهپیمایی های مردمی وجود دارد .
📡@higgs_field
«مرگ بر دیکتاتور»
دوشنبه ۲۸ آذر
همچنین در تهران پونک-شهرک نفت ، متروتوحید و خ جمالزاده و مکانهای دیگر فیلم هایی راهپیمایی های مردمی وجود دارد .
📡@higgs_field
👍6
💢سندرم ترومای مذهبی
توسط مارلین وینل
قسمت دوم و پایانی
🔺هویت اشتباه
سندرم ترومای مذهبی علائم بسیاری از اختلالات دیگر را تقلید می کند .
اختلال استرس پس از سانحه
افسردگی بالینی
اختلالات اضطرابی
اختلال دو قطبی
اختلال وسواس فکری و عملی
اختلال شخصیت مرزی
اختلالات اشتها
اختلالات اجتماعی
اختلالات زناشویی و جنسی
خودکشی کردن
سوء مصرف مواد مخدر و الکل
رفتار ضد اجتماعی شدید، از جمله قتل
رفتار های شدیدا افراطی ، از جمله کودک آزاری از همه نوع، خودکشی، تجاوز جنسی، و قتل در بین مبتلایان به این سندروم RTS وجود دارد . افراد پس از دست دادن اساس واقعیت خود و معنا و مفهوم زندگی در تلاش برای معنا بخشیدن به زندگی هستند، نه آنقدر زیاد اما بیشتر این افراد افسرده هستند. هیچکدام از تشخیصهایی که در بالا نام برده شد، داستان را کاملاً بیان نمیکند، و بسیاری از کسانی که سعی میکنند از متخصصین سلامت روان کمک بگیرند، نمیتوانند درمانگری را پیدا کنند که درک کند.
🔺مشکل چیست؟
ما در جامعه مان این فرض را داریم که دین در اکثر موارد برای شما مفید یا خوب است. درمانگران، مانند دیگران، انتظار دارند که اگر از باور خود دست بکشید، فقط کلیسا رفتن را کنار بگذارید و آن را در رده ای قرار دهید که به بابا نوئل اعتقاد نداشته باشید. برخی از مردم نیز اعتقادات مذهبی را کودکانه می دانند، بنابراین شما تنها نیاز دارید که رشد کنید، به همین سادگی.
درمانگران اغلب بنیادگرایی را درک نمی کنند، و حتی اعمال معنوی را به عنوان بخشی از درمان توصیه می کنند. به طور کلی، افرادی که از یک تلقین بنیادگرای اقتدارگرا جان سالم به در نبردهاند، نمیدانند که واقعاً چه تجاوز ذهنی کاملی است.
در ایالات متحده، منشور حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی های اجتماعی ، و آزادی مذهب را ارزشمند میدانیم. این امر رسیدگی به یک اختلال ناتوان کننده مانند RTS را بدون تهدید اکثر آمریکایی ها بسیار دشوار می کند. به نظر می رسد طرح سوالاتی درباره باورهای سمی و زهرآگین و اعمال توهین آمیز در دین ، یک تابو شکنی باشد. هیچ کس از ترس نقض آزادی های ما حاضر به کمک در چنین سندروم های مرتبط با اعتقادات نیست .
اما مشکل این است. پاکسازی دین هنگامی که سمی و زهرآلوده باشد آن را آزاردهنده تر می کند. به عنوان مثال، کودکان کوچک از نظر بیولوژیکی به مراقبان بزرگسال خود وابسته هستند. در مکانیسم های بقا ، کودکان نیاز به اعتماد به قدرت بزرگسالان ، جهت زنده ماندن دارند. آموزه های دینی از مکانیسم های روانشناختی استفاده کرده و به راحتی در مغزهای توسعه نیافته آنها جای می گیرد در حالی که بزرگسالان به راحتی کنترل را در دست دارند ، کودکان آسیب شدیدی را تجربه می کنند . این امر نسل به نسل ادامه می یابد، زیرا مجموعه میم های مذهبی خود را بازتولید می کند و توده های مؤمن یاد می گیرند که برای خود بیگانگی و ترس از آخرالزمان ِ مذهبی شان ، ارزش قائل شوند.
🔺امید هست
آگاهی در مورد خطرات تلقینات و القائات دینی در حال افزایش است. وب سایت های بیشتری برای حمایت از تعداد فزاینده افرادی که دین زیان آور را ترک می کنند وجود دارد. به تدریج، خدمات برای کمک به بهبود و رشد افراد مبتلا به RTS، شامل مقالات آزاد (رایگان)، در حال رشد هستند. ما در حال کشف ابزاری هستیم که از طریق آن مردم می توانند آنچه را که از سر گذرانده اند درک کنند و برای تبدیل شدن به انسان های سالم و شاد گام بردارند.
More on RTS:
Winell, M. (2011) Religious Trauma Syndrome (Series of 3 articles), Cognitive Behavioural Therapy Today, Vol. 39, Issue 2, May 2011, Vol. 39, Issue 3, September 2011, Vol. 39, Issue 4, November 2011. British Association of Behavioural and Cognitive Therapies, London. Reprinted at Journey Free website HERE.
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢@higgs_field
توسط مارلین وینل
قسمت دوم و پایانی
🔺هویت اشتباه
سندرم ترومای مذهبی علائم بسیاری از اختلالات دیگر را تقلید می کند .
اختلال استرس پس از سانحه
افسردگی بالینی
اختلالات اضطرابی
اختلال دو قطبی
اختلال وسواس فکری و عملی
اختلال شخصیت مرزی
اختلالات اشتها
اختلالات اجتماعی
اختلالات زناشویی و جنسی
خودکشی کردن
سوء مصرف مواد مخدر و الکل
رفتار ضد اجتماعی شدید، از جمله قتل
رفتار های شدیدا افراطی ، از جمله کودک آزاری از همه نوع، خودکشی، تجاوز جنسی، و قتل در بین مبتلایان به این سندروم RTS وجود دارد . افراد پس از دست دادن اساس واقعیت خود و معنا و مفهوم زندگی در تلاش برای معنا بخشیدن به زندگی هستند، نه آنقدر زیاد اما بیشتر این افراد افسرده هستند. هیچکدام از تشخیصهایی که در بالا نام برده شد، داستان را کاملاً بیان نمیکند، و بسیاری از کسانی که سعی میکنند از متخصصین سلامت روان کمک بگیرند، نمیتوانند درمانگری را پیدا کنند که درک کند.
🔺مشکل چیست؟
ما در جامعه مان این فرض را داریم که دین در اکثر موارد برای شما مفید یا خوب است. درمانگران، مانند دیگران، انتظار دارند که اگر از باور خود دست بکشید، فقط کلیسا رفتن را کنار بگذارید و آن را در رده ای قرار دهید که به بابا نوئل اعتقاد نداشته باشید. برخی از مردم نیز اعتقادات مذهبی را کودکانه می دانند، بنابراین شما تنها نیاز دارید که رشد کنید، به همین سادگی.
درمانگران اغلب بنیادگرایی را درک نمی کنند، و حتی اعمال معنوی را به عنوان بخشی از درمان توصیه می کنند. به طور کلی، افرادی که از یک تلقین بنیادگرای اقتدارگرا جان سالم به در نبردهاند، نمیدانند که واقعاً چه تجاوز ذهنی کاملی است.
در ایالات متحده، منشور حقوق بشر، آزادی بیان، آزادی های اجتماعی ، و آزادی مذهب را ارزشمند میدانیم. این امر رسیدگی به یک اختلال ناتوان کننده مانند RTS را بدون تهدید اکثر آمریکایی ها بسیار دشوار می کند. به نظر می رسد طرح سوالاتی درباره باورهای سمی و زهرآگین و اعمال توهین آمیز در دین ، یک تابو شکنی باشد. هیچ کس از ترس نقض آزادی های ما حاضر به کمک در چنین سندروم های مرتبط با اعتقادات نیست .
اما مشکل این است. پاکسازی دین هنگامی که سمی و زهرآلوده باشد آن را آزاردهنده تر می کند. به عنوان مثال، کودکان کوچک از نظر بیولوژیکی به مراقبان بزرگسال خود وابسته هستند. در مکانیسم های بقا ، کودکان نیاز به اعتماد به قدرت بزرگسالان ، جهت زنده ماندن دارند. آموزه های دینی از مکانیسم های روانشناختی استفاده کرده و به راحتی در مغزهای توسعه نیافته آنها جای می گیرد در حالی که بزرگسالان به راحتی کنترل را در دست دارند ، کودکان آسیب شدیدی را تجربه می کنند . این امر نسل به نسل ادامه می یابد، زیرا مجموعه میم های مذهبی خود را بازتولید می کند و توده های مؤمن یاد می گیرند که برای خود بیگانگی و ترس از آخرالزمان ِ مذهبی شان ، ارزش قائل شوند.
🔺امید هست
آگاهی در مورد خطرات تلقینات و القائات دینی در حال افزایش است. وب سایت های بیشتری برای حمایت از تعداد فزاینده افرادی که دین زیان آور را ترک می کنند وجود دارد. به تدریج، خدمات برای کمک به بهبود و رشد افراد مبتلا به RTS، شامل مقالات آزاد (رایگان)، در حال رشد هستند. ما در حال کشف ابزاری هستیم که از طریق آن مردم می توانند آنچه را که از سر گذرانده اند درک کنند و برای تبدیل شدن به انسان های سالم و شاد گام بردارند.
More on RTS:
Winell, M. (2011) Religious Trauma Syndrome (Series of 3 articles), Cognitive Behavioural Therapy Today, Vol. 39, Issue 2, May 2011, Vol. 39, Issue 3, September 2011, Vol. 39, Issue 4, November 2011. British Association of Behavioural and Cognitive Therapies, London. Reprinted at Journey Free website HERE.
http://marlenewinell.net/religious-trauma-syndrome-its-
💢@higgs_field
👍7
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
💢@higgs_field
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
💢@higgs_field
👏4👍3❤2
کوانتوم مکانیک🕊
💢 پدیده ای بنام Solar Parhelion 🔺خورشید کاذب (نامهای دیگر: خورشید مجازی، عکس خورشید، پیراخورشید، رؤیاشید) یک پدیده جوی است که باعث میشود در آسمان در دو سوی خورشید نقاطی روشن از نور دیده شود. این نقاط اغلب به صورت حلقه و هاله نور دیده میشوند. پدیده پیراخورشید…
💢 پدیده ای بنام Solar Parhelion
کریستال های یخ که در زاویه ای مناسب قرار میگیرند مانند یک منشور باعث شکست نور می شوند . این پدیده پیراخورشید نیز نام دارد .
💢https://t.me/higgs_field/8866
کریستال های یخ که در زاویه ای مناسب قرار میگیرند مانند یک منشور باعث شکست نور می شوند . این پدیده پیراخورشید نیز نام دارد .
💢https://t.me/higgs_field/8866
👍2
💢collapse of the wave function
🔺فروریزش تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
🔺فروریزش تابع موج
✔️ یعنی یک موج را با معادله شرودینگر (مجموعه ای از احتمالات) تنها تا زمانی میتوانید توصیف کنید که سیستم کوانتومی را اندازه نگرفتید با اندازه گیری measurement یا مشاهده observation تابع موج که توصیفی مبنی مجموعه ای از احتمالات است به یک حالت فرو می ریزد. تفاسیر interpretation از همین رهگذر مطرح می شوند ،
🔺چگونه هنگام اندازه گیری ، تعداد حالات محتمل یک سیستم کوانتومی به یک حالت collapse فرو می کاهد؟
تفسیر کپنهاگ Copenhagen ، تعیین گرا deterministic نیست و موج را مفهومی مجرد معرفی می کند که (دیدگاه ذهنی subjective) تابع موج بیانگر دانش ما از موج wave است و نه آبژه ی موج.
و تفسیر بوهمی , از ایده local hidden variable متغییر محلی پنهان ،تابع موج را توصیف می کند .
تفاسیر دیگری نیز وجود دارند مانند تفسیر متروک نویمان-ویگنر که در دهه هفتاد با انصراف یوجین ویگنر از این تفسیر کاملا کنار گذاشته شد .یا تفسیر جهان های متعدد ، که تازگی در بین عوام طرفداران بسیاری یافته است. تفسیر اساسا به فلسفه ربط بیشتری دارد تا علم و متد متقن علمی !
💢@higgs_field
👍6
💢پیرامون تفسیر کپنهاگ
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
• وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻 هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
💢@higgs_field
این تفسیر که نخستین بار در 1920 توسط نیلز بور ارائه شد ، بیان می کند که یک ذره در یک حالت یا حالت دیگر وجود ندارد بلکه در آن واحد در کلیه حالت های ممکن قرار دارد و تنها هنگامی که حالت آنرا مشاهده کنیم ، ذره مجبور به انتخاب یک حالت خواهد بود.
بعنوان مثال یک فوتون گسیل یافته از خورشید که در خلا حرکت می کند اساسا موجی که همه ی احتمالات را با خود حمل می کند و تا زمانی که آنرا مشاهده نکرده ایم - در این برهم نهی خواهد بود . و هنگام مشاهده ، برهم نهی فرو ریخته و موج وادار به اختیار یکی از حالات احتمال خود خواهد بود .
دوگانگی موج - ذره wave- particle duality مانیفست موجودات و آبجکت های کوانتومی ست و به این معنا که فوتون یا هر پارتیکل ساب اتمیک همزمان هم موج و هم ذره باشد- نیست .
📌تفسیر کپنهاگ دارای سه بخش اصلی است:
🔺تابع موج توصیف کاملی از یک موج/ذره است. هر اطلاعاتی که نتوان از تابع موج استخراج کرد، وجود ندارد. به عنوان مثال، یک موج در یک گسترهی مکانی پخش شده است، بنابراین مکان خاصی ندارد.
🔺هنگامی که اندازه گیری موج/ذره انجام می شود، تابع موج آن فرو می ریزد. در مورد تکانه momentum، یک بسته موج از موج های متعددی ساخته شده است که هر کدام مقدار تکانه مخصوص به خود را دارند. اندازه گیری بسته موج را به یک موج و یک تکانه کاهش خواهد داد.
🔺اگر دو ویژگی با یک رابطه عدم قطعیت به هم مرتبط باشند، هیچ اندازه گیری نمی تواند به طور همزمان هر دو ویژگی را با دقتی بیشتر از آن چیزی که رابطه عدم قطعیت اجازه می دهد تعیین کند. بنابراین، اگر پوزیشن موج/ذره را اندازه گیری کنیم، تکانه آن نامشخص می شود.
• وقتی به ستاره ای در فاصله 1300 سال نوری نگاه میکنید، چه اتفاقی میافتد؟
یک توضیح این است که 1300 سال قبل الکترون اتم برانگیخته هیدروژنی در ستاره ای که 1300 LY از ما فاصله داشته ، فوتونی به سمت چشم ما گسیل داده و فوتون آزاد شده از این ستاره، با سرعت حدوداً 300000 کیلومتر در ثانیه، در جهت زمین حرکت کرده است. اگرچه فوتونها چندان تحت تأثیر جاذبه قرار نمیگیرند، اما سیارات، ستارگان و انبساط کیهانی طی مسیر فوتون ، به طور خفیفی بر آن تأثیر گذاشته و مسیر و تکانه فوتون را تغییر می دهند. این فوتون (همراه بسیاری فوتونهای دیگر)، شبکیه را که درست پشت چشمتان قرار دارد، تحریک میکند، پیغامی به مغز شما فرستاده میشود و شما در مغزتان نور ستاره را میبینید. این سیر حوادث، بسیار جالب است، منتها، با توجه به تئوری کوانتوم این به هیچ وجه چیزی نیست که اتفاق میافتد.
🔻 هیچ کس دقیقاً نمیداند در سطح کوانتوم چه اتفاقی میافتد، با این حال، چند تفسیر از نظریهی کوانتوم وجود دارد که میتوانند به ما در فهم مسئله کمک کنند. معروفترین آنها تفسیر کُپنهاگی(Copenhagen Interpretation) نامیده میشود، زیرا قسمت عمدهی آن توسط نیلز بور (Niels Bohr)، فیزیکدان اهل کپنهاگ، ارائه شده است. دانشمندان و مهندسان، سالهاست از کپنهاگ به عنوان روشی استاندارد جهت درک دنیای کوانتوم استفاده میکنند.
• آنچه که حدود 1300 سال پیش، اتم هیدروژن را ترک کرد، فوتون نبود، بلکه یک موج احتمال wave probability بود. این موج، بیانگر مکان احتمالی فوتون نبود، بلکه بیانگر این احتمال بود که در صورت مشاهده شدن فوتون، این اتفاق در چه مکانی روی خواهد داد. موج با سرعت نور به بیرون حرکت کرد، اما نه به سوی زمین، بلکه به شکل کُرهای که با سرعت نور بزرگ و بزرگتر میشد. سیارات، ستارگان و سایر اجرامِ نزدیک به آن، بر مکان احتمالی مشاهدهی شدن فوتون تأثیر گذاشتند، اما هنوز این امکان وجود داشت که فوتون در هر جایی از کرهی در حال انبساط، ظاهر شود. موج/کره، 1300 سال بزرگ شد، تا این که قطری برابر 2600 سال نوری پیدا کرد. جبههی موج از اتمسفر زمین گذشت. درست در این لحظه، شما چشمتان را بر روی ستاره فوکوس کردید و جبههی موج با سلولهای شبکیهی چشم شما درهم تنید. پس رویداد ، جایی میان شبکیهی چشم شما که با موج درهمتنیده شده و مغزتان که ستاره را دیده، این واقعه رخ داد.
بلافاصله، موج احتمال به قطر 2600 سال نوری، از میان رفت و فوتون در برخورد با شبکیهی چشم شما، ظهور emerge یافت. اگر شما در لحظهی مناسب به آسمان نگاه نکرده بودید، شاید فوتون، چند ثانیهی دیگر، در سوی دیگر ستاره مذکور ، توسط ناظر بیگانهای در یک سیارهی دیگر با فاصلهی هزاران سال نوری، کلپس Collapse میکرد. اما مشاهده شدن فوتون توسط شما در کره ی زمین، برای همیشه این احتمال را از میان برد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3❤1
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیهسازی فیک از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.
طرز تفکر چنین است: یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیتهای روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی میکنیم که اتفاقاً به نظر میرسد که عمق دارد.
ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچالهها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار سادهتر میشوند. به طور خلاصه، به نظر میرسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته میشوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا میکنند.
لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دههها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، میگوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمیشود. بلکه به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."
اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات ریاضی جالبی مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.
💢@higgs_field
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
برخی از فیزیکدانان عملا بر این باورند که یونیورسی که ما در آن زندگی می کنیم ، احتمالا یک هولوگرام باشد.
ایده این نیست که یونیورس نوعی شبیهسازی فیک از ماتریکس است، بلکه چنین است که با وجود آنکه به نظر می رسد که در یونیورس 3-dimensional ( سه بعدی) زندگی می کنیم ، احتمالا تنها 2-dimension ( دو بعد) داشته باشد. که به آن اصل هولوگرافیک می گویند.
طرز تفکر چنین است: یک سطح دو بعدی 2D دور حاوی تمام داده های مورد نیاز برای توصیف کامل یونیورس ما هست - و تقریباً مانند یک هولوگرام، این داده ها برای تولید صورت سه بعد3D ایجاد شده اند . مانند شخصیتهای روی صفحه تلویزیون، ما روی یک سطح تخت زندگی میکنیم که اتفاقاً به نظر میرسد که عمق دارد.
ممکن است پوچ به نظر برسد. اما وقتی فیزیکدانان در محاسبات خود چنین فرضی را در نظر می گیرند ، حل انواع مسائل بزرگ فیزیک - مانند ماهیت سیاهچالهها و آشتی دادن گرانش و مکانیک کوانتومی - بسیار سادهتر میشوند. به طور خلاصه، به نظر میرسد قوانین فیزیک زمانی که در دو بعد 2D نوشته میشوند بیشتر از سه بعدی 3D معنا پیدا میکنند.
لئونارد ساسکیند، فیزیکدان استنفورد که دههها پیش برای اولین بار این ایده را به طور رسمی تعریف کرد، میگوید: "این فرضیه ، گمانی دیوانه وار در میان بیشتر فیزیکدانان نظری در نظر گرفته نمیشود. بلکه به ابزاری کاربردی و رایج برای حل مسائل فیزیک تبدیل شده است."
اما در اینجا یک تمایز مهم وجود دارد. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که یونیورس ما عملا یک هولوگرام دو بعدی 2D باشد. البته این محاسبات بعنوان اثبات ریاضیاتی ، یکسان نیستند ، در عوض، آنها پیشنهادات ریاضی جالبی مبنی بر اینکه یونیورس ما احتمالا یک هولوگرام باشد ، هستند . گرچه هنوز همه فیزیکدانان به یافتن راه مناسبی برای تست تجربی این تئوری ، باور ندارند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍7
.
💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟
🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟
مسئله ادراک شامل دو بخش است :
✔️جهان پیرامونی ما
✔️ ادراک درونی ما
🔻ما طوری شکل یافتهایم که ادراکهایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه میدارند؛ بنابراین باید آنها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمیداریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمیگیریم. اینها نشانههاییاند که برای زندهنگهداشتنِ ما، درونمان تکامل یافتهاند؛ پس باید آنها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را بهمعنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.
🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .
💢@HIGGS_FIELD
💢 ادراک ما خطا پذیر است یا ادراک چیزی جز توهم مطلق نیست؟
🔺 روی ریل آهن ایستاده اید و قطاری با سرعت بسوی شما می آید ، آیا به ادراک خود اعتماد می کنید و کنار می روید؟ یا روی ریل آهن باقی می مانید؟
مسئله ادراک شامل دو بخش است :
✔️جهان پیرامونی ما
✔️ ادراک درونی ما
🔻ما طوری شکل یافتهایم که ادراکهایی از عالم پیرامونی داشته باشیم که ما را زنده نگه میدارند؛ بنابراین باید آنها را جدی بگیریم؛ مثلاً اگر چیزی را ببینیم که به نظرمان مار است، آن را برنمیداریم و اگر قطار ببینیم، سر راهش قرار نمیگیریم. اینها نشانههاییاند که برای زندهنگهداشتنِ ما، درونمان تکامل یافتهاند؛ پس باید آنها را جدی بگیریم. اما این خطایی منطقی است که فکر کنیم چون مجبوریم چیزی را جدی بگیریم، حتماً باید آن را بهمعنای دقیق کلمه، واقعی نیز بدانیم.
🔻به صرف داشتن ادراک این ادراک دارای کیفیت خواهد بود ،کیفیت ادراک در تکامل هدفی جز در تنازع بقا نداشته و ندارد . و بیان مطالعاتی ما از ادراک نه در نفی عالم پیرامونی یا هتا ادراک درونی ! بلکه تعیین کیفیت هر دوست .
💢@HIGGS_FIELD
👍9
💢برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم
📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟
این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله
در سال 1974، استیون هاوکینگ بهطور مشهور کشف کرد که سیاهچالهها، برخلاف آنچه که مدتها تصور میشد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع میکنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.
با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدتها تصور میشد که اطلاعات فیزیکی را نمیتوان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ میکنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر میگذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را میتوان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل در مورد ذرات نیز صادق است.
اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.
یکی از راهحلهایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاهچاله کشیده میشود، نوعی اثر دوبعدی به جای میگذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.
محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D را ذخیره کنید.
ساسکیند میگوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر میکردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که میتواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سهبعدی از فضا رمزگذاری کند.
2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، میگوید: «برای سیستمهای ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».
در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت سهبعدی 3D است - یک سیاهچاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.
💢@higgs_field
🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت دوم
📌این ایده که ممکن است یونیورس یک هولوگرام باشد از کجا آمد؟
این ایده در ابتدا از یک جفت پارادوکس در مورد سیاهچاله ها ناشی شد.
1) مشکل گم شدن اطلاعات سیاهچاله
در سال 1974، استیون هاوکینگ بهطور مشهور کشف کرد که سیاهچالهها، برخلاف آنچه که مدتها تصور میشد، در واقع مقادیر کمی تابش در طول زمان ساطع میکنند. در نهایت، با گسیل این انرژی از افق رویداد - لبه بیرونی سیاهچاله - سیاهچاله باید کاملاً ناپدید شود.
با این حال، این ایده چیزی را به وجود آورد که به عنوان مسئله از دست رفتن اطلاعات سیاهچاله شناخته می شود. مدتها تصور میشد که اطلاعات فیزیکی را نمیتوان از بین برد: همه ذرات یا شکل اولیه خود را حفظ میکنند یا در صورت تغییر، آن تغییر بر ذرات دیگر تأثیر میگذارد، بنابراین اولین مجموعه از حالت اولیه ذرات را میتوان در پایان استنباط کرد.
به عنوان یک قیاس، به مجموعه ای از اسناد فکر کنید که از یک خردکن عبور می کنند. حتی اگر آنها به قطعات کوچک بریده شوند، اطلاعات موجود روی تکه های کاغذ هنوز وجود دارد. و به قطعات کوچک بریده شده است، اما ناپدید نشده اند، و با داشتن زمان کافی، می توان اسناد را دوباره جمع کرد و کنار هم گذاشت تا بدانیم که در اصل روی آنها چه نوشته شده است. چنین تصور می شد که این اصل در مورد ذرات نیز صادق است.
اما یک مشکل وجود داشت: اگر یک سیاهچاله ناپدید شود، اطلاعات موجود در هر آبجکتی که در سیاهچاله سقوط کرده باشد نیز ظاهراً ناپدید می شود.
یکی از راهحلهایی که در اواسط دهه ۹۰ توسط ساسکیند و فیزیکدان هلندی جرارد تی هوفت ارائه شد، این بود که وقتی آبجکتی به درون سیاهچاله کشیده میشود، نوعی اثر دوبعدی به جای میگذارد که در افق رویداد کدگذاری شده است. بعداً، هنگامی که تابش از سیاهچاله خارج می شود، این داده ها دوباره پرینت می شوند . به این ترتیب، اطلاعات واقعاً از بین نمی روند.
محاسبات آنها نشان داد که بر روی سطح دو بعدی 2D یک سیاهچاله، می توانید اطلاعات کافی برای توصیف کامل کلیه آبجکت های به ظاهر سه بعدی 3D را ذخیره کنید.
ساسکیند میگوید: «قیاسی که هر دوی ما مستقلاً به آن فکر میکردیم، شبیه یک هولوگرام بود - یک قطعه فیلم دو بعدی که میتواند تمام اطلاعات را در یک منطقه سهبعدی از فضا رمزگذاری کند.
2)مسئله آنتروپی: همچنین مشکل مربوط به محاسبه مقدار آنتروپی در سیاهچاله وجود داشت - یعنی میزان بی نظمی disorder و تصادفیدگی randomness بودن بین ذرات آن. در دهه ۷۰، ژاکوب بکنشتاین محاسبه کرده بود که آنتروپی آنها محدود و متناسب با ناحیه دو بعدی 2D افق رویداد سیاهچاله است.
خوان مالداسینا، فیزیکدان آرژانتینی که در مطالعه اصل هولوگرافیک شرکت دارد، میگوید: «برای سیستمهای ماده معمولی، آنتروپی متناسب با حجم است، نه مساحت».
در نهایت، او و دیگران دیدند که این نیز به این ایده اشاره دارد که چیزی که شبیه یک آبجکت سهبعدی 3D است - یک سیاهچاله - به احتمال بالا تنها با استفاده از دو بعد 2D قابل درک است.
💢@higgs_field
🔻An illustration of radiation escaping from a black hole.
Telegram
attach 📎
👍6
🟣برخی از فیزیکدانان معتقدند که ما در یک هولوگرام غول پیکر زندگی می کنیم - و البته چندان هم دور از ذهن نیست.
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
نوشته جوزف استرومبرگ
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8909
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8911
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8919
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8943
قسمت پنجم و پایانی
https://t.me/phys_Q/8944
👍3
💢A democratic Iran Is coming and it will lead the middle east
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .
۲۹ آذر ۱۴۰۱
📡@higgs_field
بلومبرگ : یک ایران دموکراتیک در راه است و خاور میانه را رهبری خواهد کرد .
۲۹ آذر ۱۴۰۱
📡@higgs_field
👍18🔥2🤔2❤1