This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 پدیدهی جالب آبفشان
ساحل چابهار، سیستان و بلوچستان
چقدر زیبا انگار دریا میخواهد نفسی بکشه
💢@higgs_field
ساحل چابهار، سیستان و بلوچستان
چقدر زیبا انگار دریا میخواهد نفسی بکشه
💢@higgs_field
👍9❤5
💢محتوای زرد خالص در شبکه های اجتماعی ایالات متحده
#موقت
شخصی که ادعا میکنه مسافر زمانه برای اثبات حرفش بازی امشب ایرانو پیشبینی کرد
طبق ادعای این فرد امریکایی بازی رو ایران ۳ بر ۱ پیروز میشه .
💢@higgs_field
🔻 سفر در زمان از رمان های ژانر علمی-تخیلی برداشت شده و هیچ ارتباطی با علم ندارد . اما بعلت جذابیت گاهی توسط مخاطبان علم بررسی شده و تناقضات و تفاسیر درین باره مطرح و مورد بحث واقع شده است .
✔️ بازی با نتیجه ۱ بر صفر به سود تیم ایالات متحده آمریکا به پایان رسید . اما غائله سفر در زمان به پایان نرسید .
شخص مذکور مسافر زمان است اما از جهان موازی دیگری آمده است . جهانی که در آن ایران ۳ بر ۱ تیم ایالات متحده را شکست داده است و هم اکنون صدا و سیمای آن جهان موازی در حال بمباران مردم با سرود های شوونیستی هست .
#موقت
شخصی که ادعا میکنه مسافر زمانه برای اثبات حرفش بازی امشب ایرانو پیشبینی کرد
طبق ادعای این فرد امریکایی بازی رو ایران ۳ بر ۱ پیروز میشه .
💢@higgs_field
🔻 سفر در زمان از رمان های ژانر علمی-تخیلی برداشت شده و هیچ ارتباطی با علم ندارد . اما بعلت جذابیت گاهی توسط مخاطبان علم بررسی شده و تناقضات و تفاسیر درین باره مطرح و مورد بحث واقع شده است .
✔️ بازی با نتیجه ۱ بر صفر به سود تیم ایالات متحده آمریکا به پایان رسید . اما غائله سفر در زمان به پایان نرسید .
شخص مذکور مسافر زمان است اما از جهان موازی دیگری آمده است . جهانی که در آن ایران ۳ بر ۱ تیم ایالات متحده را شکست داده است و هم اکنون صدا و سیمای آن جهان موازی در حال بمباران مردم با سرود های شوونیستی هست .
👍17👎3👏2😁1
💢 AdS/CFT Correspondence
• part 2
همخوانی آنتی دی سیتر / کانفورمال فیلد تئوری anti de sitter/ Conformal field theory Correspondence، که گاهی دوگانگی مالداسنا یا دوگانگی سنج/گرانش gauge/gravity نامیده میشود، رابطه حدسی بین دو نوع تئوری فیزیکی است. در یک طرف فضاهای آنتی دی سیتر (AdS) قرار دارند که در تئوری های گرانش کوانتومی استفاده می شوند که بر اساس نظریه ریسمان یا نظریه M فرموله شده اند. در طرف دیگر همخوانی، نظریه های میدان کانفورمال (CFT) هستند که تئوری های میدان کوانتومی هستند، از جمله نظریه هایی شبیه به نظریه های یانگ میلز که ذرات بنیادی را توصیف می کنند.
دوگانگی نشان دهنده پیشرفت بزرگی در درک ما از نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی است. این به این دلیل است که یک فرمول غیر اختلالی non perturbative از نظریه ریسمان با شرایط مرزی خاص ارائه میکند و به این دلیل است که موفقترین تحقق اصل هولوگرافیک است.
همچنین ابزار قدرتمندی برای مطالعه نظریههای میدان کوانتومی با کوپلینگ قوی strong coupling فراهم میکند. بیشترین امتیاز دوگانگی ناشی از این فکت است که یک دوگانگی قوی-ضعیف است: وقتی میدانهای تئوری میدان کوانتومی به شدت برهم کنش دارند، میدانهای موجود در نظریه گرانشی ضعیفتر برهمکنش میکنند و بنابراین از نظر ریاضی قابل تحملتر هستند. این فکت برای مطالعه بسیاری از جنبههای فیزیک هستهای و ماده چگال با تبدیل مسائل در آن موضوعات به مسائل ریاضی قابل حلتر در نظریه ریسمان استفاده شده است.
همخوانی AdS/CFT برای اولین بار توسط خوآن مالداسینا Juan Maldacena در اواخر سال 1997 پیشنهاد شد. جنبههای مهم همخوانی correspondence در مقالاتی توسط استیون گوبسر، ایگور کلبانوف، و الکساندر مارکوویچ پولیاکوف و ادوارد ویتن شرح داده شد. تا سال 2015، مقاله Maldacena بیش از 10000 استناد داشت و به پراستنادترین مقاله در زمینه فیزیک انرژی بالا تبدیل شد.
💢@higgs_field
• part 2
همخوانی آنتی دی سیتر / کانفورمال فیلد تئوری anti de sitter/ Conformal field theory Correspondence، که گاهی دوگانگی مالداسنا یا دوگانگی سنج/گرانش gauge/gravity نامیده میشود، رابطه حدسی بین دو نوع تئوری فیزیکی است. در یک طرف فضاهای آنتی دی سیتر (AdS) قرار دارند که در تئوری های گرانش کوانتومی استفاده می شوند که بر اساس نظریه ریسمان یا نظریه M فرموله شده اند. در طرف دیگر همخوانی، نظریه های میدان کانفورمال (CFT) هستند که تئوری های میدان کوانتومی هستند، از جمله نظریه هایی شبیه به نظریه های یانگ میلز که ذرات بنیادی را توصیف می کنند.
دوگانگی نشان دهنده پیشرفت بزرگی در درک ما از نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی است. این به این دلیل است که یک فرمول غیر اختلالی non perturbative از نظریه ریسمان با شرایط مرزی خاص ارائه میکند و به این دلیل است که موفقترین تحقق اصل هولوگرافیک است.
همچنین ابزار قدرتمندی برای مطالعه نظریههای میدان کوانتومی با کوپلینگ قوی strong coupling فراهم میکند. بیشترین امتیاز دوگانگی ناشی از این فکت است که یک دوگانگی قوی-ضعیف است: وقتی میدانهای تئوری میدان کوانتومی به شدت برهم کنش دارند، میدانهای موجود در نظریه گرانشی ضعیفتر برهمکنش میکنند و بنابراین از نظر ریاضی قابل تحملتر هستند. این فکت برای مطالعه بسیاری از جنبههای فیزیک هستهای و ماده چگال با تبدیل مسائل در آن موضوعات به مسائل ریاضی قابل حلتر در نظریه ریسمان استفاده شده است.
همخوانی AdS/CFT برای اولین بار توسط خوآن مالداسینا Juan Maldacena در اواخر سال 1997 پیشنهاد شد. جنبههای مهم همخوانی correspondence در مقالاتی توسط استیون گوبسر، ایگور کلبانوف، و الکساندر مارکوویچ پولیاکوف و ادوارد ویتن شرح داده شد. تا سال 2015، مقاله Maldacena بیش از 10000 استناد داشت و به پراستنادترین مقاله در زمینه فیزیک انرژی بالا تبدیل شد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍6
💢پیش از بازی تصویر بی حجاب این زن در پایگاه getty images نشر داده شد و از آنجا که سناریو بسیار آشنا بوده ، مخاطبین شروع به جستجوی تصویر کردند و در روی کارت در دست زن ماجرا نام امین جمالی یکی از عکاسان پایگاه مذکور که نزدیک به حکومت و خبرنگاران کیهان و همشهری و ... است ، تشخیص داده شد .
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍9🔥1
💢پیش از بازی تصویر بی حجاب این زن در پایگاه getty images نشر داده شد و از آنجا که سناریو بسیار آشنا بوده ، مخاطبین شروع به جستجوی تصویر کردند و در روی کارت در دست زن ماجرا نام امین جمالی یکی از عکاسان پایگاه مذکور که نزدیک به حکومت و خبرنگاران کیهان و همشهری و ... است ، تشخیص داده شد .
💢@higgs_field
اتاق فکری مسموم تلاش دارد این مورد را القا کند که بی حجاب ها نیز پشتیبان حکومت اند . این در حالی ست که بانوان پاکیزه بسیاری ، اصطلاحا - با حجاب یا بی حجاب ، همگی از رژیم کودک کش عبور کرده اند .
💢@higgs_field
اتاق فکری مسموم تلاش دارد این مورد را القا کند که بی حجاب ها نیز پشتیبان حکومت اند . این در حالی ست که بانوان پاکیزه بسیاری ، اصطلاحا - با حجاب یا بی حجاب ، همگی از رژیم کودک کش عبور کرده اند .
👍10🔥1
💢ویژگی های کوانتومی نور
فرآیندهای کوانتومی بر حوزههای فیزیک اتمی و مولکولی فرمانروایی دارند. رویداد هایی که در اینجا محدود به بررسی ویژگیهای جذب absorption ، انتشار emission است که برای درک لیزرها و کاربردهای آنها ضروری است.
انتقالهای اتمی atomic transition که نور مرئی منتشر یا جذب میکنند، عموماً انتقالهای الکترونیکی هستند که میتوان آنها را بر حسب جهش الکترونها بین سطوح کوانتایز انرژی اتمی به تصویر کشید.
توجه داشته باشید که فرکانسی که هنگام انتقال یک الکترون به سمت پایین منتشر می شود، همان فرکانس جذب شده توسط این سیستم دو سطحی است. این را می توان به سطوح انرژی چندگانه اتم ها تعمیم داد. طیف نشری اتمها emission spectra سریالی از فرکانسهای منتشره ایست که توسط اتمهایی به فرم گاز منتشر میشود. اگر همین گازها خنک بودند، همان سری از فرکانس ها به طور انتخابی جذب می شدند.
💢@higgs_field
فرآیندهای کوانتومی بر حوزههای فیزیک اتمی و مولکولی فرمانروایی دارند. رویداد هایی که در اینجا محدود به بررسی ویژگیهای جذب absorption ، انتشار emission است که برای درک لیزرها و کاربردهای آنها ضروری است.
انتقالهای اتمی atomic transition که نور مرئی منتشر یا جذب میکنند، عموماً انتقالهای الکترونیکی هستند که میتوان آنها را بر حسب جهش الکترونها بین سطوح کوانتایز انرژی اتمی به تصویر کشید.
توجه داشته باشید که فرکانسی که هنگام انتقال یک الکترون به سمت پایین منتشر می شود، همان فرکانس جذب شده توسط این سیستم دو سطحی است. این را می توان به سطوح انرژی چندگانه اتم ها تعمیم داد. طیف نشری اتمها emission spectra سریالی از فرکانسهای منتشره ایست که توسط اتمهایی به فرم گاز منتشر میشود. اگر همین گازها خنک بودند، همان سری از فرکانس ها به طور انتخابی جذب می شدند.
💢@higgs_field
👍5
💢 سیاهچاله ها احتمالا یک راز شگفت انگیز درباره یونیورس ما را در خود پنهان کرده باشند.
قسمت نخست
▪︎... در قرن گذشته بزرگترین دعوای علمی بین آلبرت انیشتین و خودش بوده است.
در یک طرف اینشتین قرار دارد که در سال 1915 نسبیت عام را ترسیم کرد، و گرانش را به عنوان تاب برداشتن فضا-زمان توسط ماده و انرژی توصیف می کند. تئوری وی پیشبینی میکرد که فضا-زمان میتواند خم شود، منبسط شود، پاره شود، مانند کاسهی Jell-O بچرخد و در چالههای بیسر و تهی از نیستی nothingness به نام سیاهچالهها شناخته میشوند ناپدید شود.
در طرف دیگر انیشتین است که از سال 1905 پایه مکانیک کوانتومی را بنا نهاد، قوانین غیر شهودی که پای تصادفیدگی randomness را به یونیورس باز می کند - قوانینی که اینشتین هرگز نپذیرفت. بر اساس مکانیک کوانتومی، یک ذره ساب اتمیک مانند یک الکترون می تواند در یک لحظه در همه جا و همه جا باشد و یک گربه تا زمانی که مشاهده نشده می تواند هم زنده و هم مرده باشد. انیشتین اغلب غر می زد که خدا تاس نمی اندازد.
گرانش بر فضای بیرونی حاکم است، کهکشان ها و در واقع کل یونیورس را شکل می دهد، در حالی که مکانیک کوانتومی بر فضای درونی، عرصه اتم ها و ذرات بنیادی حاکم است. برای مدتها به نگر می رسید این دو حوزه هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. و این باعث شد که دانشمندان برای درک آنچه در یک وضعیت خشن و بحرانی مانند سیاهچاله یا آغاز یونیورس رخ می دهد، نظری نداشته باشند.
اما توفانی از تحقیقات در دهه گذشته در مورد حیات درونی سیاهچالهها، ارتباطات غیرمنتظرهای را بین این دو دیدگاه از کیهان آشکار کرده است. پیامدهای این موضوع بسیار آزاردهنده است، از جمله این احتمال که جهان سه بعدی ما - و خود ما - ممکن است یک هولوگرام باشیم، مانند تصاویر سایه مانند ضد جعل که در برخی کارت های اعتباری و گواهینامه های رانندگی ظاهر می شود. در این نسخه از کیهان، هیچ تفاوتی بین اینجا و آنجا، علت و معلول، درون و بیرون یا حتی دیگر زمان و اکنون وجود ندارد.
لئونارد ساسکیند از دانشگاه استنفورد در مقالهای در سال 2017 مینویسد: «ممکن است گفتن اینکه گرانش و مکانیک کوانتومی دقیقاً یکسان هستند، افراطی باشد . اما کسانی از ما که در آن تامل میکنیم احتمال دارد احساس کنیم که این دو جداییناپذیر هستند. و هیچ کدام بدون دیگری معنا ندارد.»
دکتر ساسکیند و همکارانش امیدوارند که این بینش بتواند به نظریه ای منجر شود که گرانش و مکانیک کوانتومی ( گرانش کوانتومی ) را با هم ترکیب کند و شاید توضیح دهد که یونیورس ما چگونه آغاز شد.
💢@phys_Q
قسمت نخست
▪︎... در قرن گذشته بزرگترین دعوای علمی بین آلبرت انیشتین و خودش بوده است.
در یک طرف اینشتین قرار دارد که در سال 1915 نسبیت عام را ترسیم کرد، و گرانش را به عنوان تاب برداشتن فضا-زمان توسط ماده و انرژی توصیف می کند. تئوری وی پیشبینی میکرد که فضا-زمان میتواند خم شود، منبسط شود، پاره شود، مانند کاسهی Jell-O بچرخد و در چالههای بیسر و تهی از نیستی nothingness به نام سیاهچالهها شناخته میشوند ناپدید شود.
در طرف دیگر انیشتین است که از سال 1905 پایه مکانیک کوانتومی را بنا نهاد، قوانین غیر شهودی که پای تصادفیدگی randomness را به یونیورس باز می کند - قوانینی که اینشتین هرگز نپذیرفت. بر اساس مکانیک کوانتومی، یک ذره ساب اتمیک مانند یک الکترون می تواند در یک لحظه در همه جا و همه جا باشد و یک گربه تا زمانی که مشاهده نشده می تواند هم زنده و هم مرده باشد. انیشتین اغلب غر می زد که خدا تاس نمی اندازد.
گرانش بر فضای بیرونی حاکم است، کهکشان ها و در واقع کل یونیورس را شکل می دهد، در حالی که مکانیک کوانتومی بر فضای درونی، عرصه اتم ها و ذرات بنیادی حاکم است. برای مدتها به نگر می رسید این دو حوزه هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. و این باعث شد که دانشمندان برای درک آنچه در یک وضعیت خشن و بحرانی مانند سیاهچاله یا آغاز یونیورس رخ می دهد، نظری نداشته باشند.
اما توفانی از تحقیقات در دهه گذشته در مورد حیات درونی سیاهچالهها، ارتباطات غیرمنتظرهای را بین این دو دیدگاه از کیهان آشکار کرده است. پیامدهای این موضوع بسیار آزاردهنده است، از جمله این احتمال که جهان سه بعدی ما - و خود ما - ممکن است یک هولوگرام باشیم، مانند تصاویر سایه مانند ضد جعل که در برخی کارت های اعتباری و گواهینامه های رانندگی ظاهر می شود. در این نسخه از کیهان، هیچ تفاوتی بین اینجا و آنجا، علت و معلول، درون و بیرون یا حتی دیگر زمان و اکنون وجود ندارد.
لئونارد ساسکیند از دانشگاه استنفورد در مقالهای در سال 2017 مینویسد: «ممکن است گفتن اینکه گرانش و مکانیک کوانتومی دقیقاً یکسان هستند، افراطی باشد . اما کسانی از ما که در آن تامل میکنیم احتمال دارد احساس کنیم که این دو جداییناپذیر هستند. و هیچ کدام بدون دیگری معنا ندارد.»
دکتر ساسکیند و همکارانش امیدوارند که این بینش بتواند به نظریه ای منجر شود که گرانش و مکانیک کوانتومی ( گرانش کوانتومی ) را با هم ترکیب کند و شاید توضیح دهد که یونیورس ما چگونه آغاز شد.
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍10
💢 سیاهچاله ها احتمالا یک راز شگفت انگیز درباره یونیورس ما را در خود پنهان کرده باشند.
مقاله ای از نیویورک تایمز
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8634
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8638
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8647
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8653
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8663
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/8677
قسمت هفتم و پایانی
https://t.me/Phys_Q/8687
🔺Black Holes May Hide a Mind-Bending Secret About Our Universe
https://www.nytimes.com/2022/10/10/science/black-holes-cosmology-hologram.html
مقاله ای از نیویورک تایمز
قسمت نخست
https://t.me/phys_Q/8634
قسمت دوم
https://t.me/phys_Q/8638
قسمت سوم
https://t.me/phys_Q/8647
قسمت چهارم
https://t.me/phys_Q/8653
قسمت پنجم
https://t.me/phys_Q/8663
قسمت ششم
https://t.me/phys_Q/8677
قسمت هفتم و پایانی
https://t.me/Phys_Q/8687
🔺Black Holes May Hide a Mind-Bending Secret About Our Universe
https://www.nytimes.com/2022/10/10/science/black-holes-cosmology-hologram.html
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢رقـــ💃ـــص
آنکه از برخورداری و گوارایی موسیقی و هنر چشم پوشیده و باور به چوب تری بسته که نخواستن و چشم پوشی ِ وی را تبدیل به ممنوعیّت و نتوانستن کند ، موجودی روان-رنجور است که بندگی و بردگی را مقدس انگاشته و روان به اهریمن فروخته است .
💢@phys_Q
آنکه از برخورداری و گوارایی موسیقی و هنر چشم پوشیده و باور به چوب تری بسته که نخواستن و چشم پوشی ِ وی را تبدیل به ممنوعیّت و نتوانستن کند ، موجودی روان-رنجور است که بندگی و بردگی را مقدس انگاشته و روان به اهریمن فروخته است .
💢@phys_Q
❤10👍7🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیشب در کاخ سنای فرانسه بچههای فرانسوی که زبان فارسی هم نمیدانستند، به زیبایی آهنگ برای را خواندند. آنها برای ما و شما و آزادی ایران خواندند.
Mahtab_ghorbani
#مهسا_امینی
📡@higgs_field
Mahtab_ghorbani
#مهسا_امینی
📡@higgs_field
❤22🕊2
💢 سیاهچاله ها احتمالا یک راز شگفت انگیز درباره یونیورس ما را در خود پنهان کرده باشند.
قسمت دوم
🔺انیشتین در برابر انیشتین
تقابل بین دو اینشتین در سال 1935 زمانی که فیزیکدان در دو مقاله علمی مجبور شد با خودش روبرو شود، مورد توجه قرار گرفت.
در یک مقاله، انیشتین و ناتان روزن نشان دادند که نسبیت عام پیشبینی کرده است که سیاهچالهها (که هنوز به این نام شناخته نشدهاند) میتوانند به صورت جفتی تشکیل شوند که با میانبرهایی در فضا-زمان به هم متصل شدهاند که پلهای انیشتین-رزن نامیده میشوند - که بعد ها «کرمچاله» wormhole نام گرفت. همانطور که در تصورات نویسندگان داستان های علمی تخیلی، شما می توانید به یک سیاهچاله بپرید و از دیگری بیرون بیایید.
در مقاله دیگر، انیشتین، روزن و فیزیکدان دیگری، بوریس پودولسکی، سعی کردند با افشای یک ناهماهنگی ظاهراً منطقی ، نقصی در ساختار مکانیک کوانتومی را آشکار کنند . آنها خاطرنشان کردند که بر اساس اصل عدم قطعیت فیزیک کوانتومی، یک جفت ذره تا زمانی که با هم پیوند خورده اند، باید کاملا به هم متصل نیز باشند ، حتی اگر سال نوری از هم فاصله داشته باشند. اندازه گیری ویژگی یک ذره - مثلا جهت اسپین spin آن - فوراً بر ویژگی قابل اندازه گیری جفت دیگر تأثیر می گذارد. اگر ا فوتونها را به سکه هایی تشبیه کنیم و یکی شیر بالا میآمد، مطمئناً در دیگری خط آشکار میشد.
برای انیشتین این گزاره آشکارا مضحک بود، و او آن را به عنوان "اقدام شبح آور از راه دور" spooky act at a distance رد کرد. اما امروزه فیزیکدانان آن را «درهم تنیدگی» مینامند و آزمون های تجربی آزمایشگاهی هر روز واقعیت آن را تأیید میکنند. هفته گذشته جایزه نوبل فیزیک به سه فیزیکدانی اهدا شد که آزمایشهایشان در طول سالها واقعیت این «اقدام شبحآمیز» را نشان داده بود.
فیزیکدان دیوید مرماین N. David Mermin از دانشگاه کرنل زمانی چنین عجیب و غریب کوانتومی را "نزدیک ترین چیزی که ما به جادو داریم" نامید.
همانطور که دانیل کابات، استاد فیزیک در کالج لیمن در نیویورک، توضیح داد: «ما عادت کردهایم فکر کنیم که اطلاعات مربوط به یک آبجکت - مثلاً نیمه پر یک لیوان است -که به نحوی در درون آبجکت قرار دارد. درهم تنیدگی یعنی این درست نیست. اشیاء درهمتنیده وجود مستقلی با ویژگیهای مشخص خود ندارند. در عوض آنها فقط در ارتباط با آبجکت های دیگر وجود دارند."
دکتر ساسکیند اخیراً گفت اینشتین احتمالاً هرگز خواب هم نمی دید که این دو مقاله 1935 وجه اشتراکی دارند. اما دکتر ساسکیند و دیگر فیزیکدانان اکنون حدس میزنند که کرمچالهها و عمل شبحآمیز دو جنبه از یک جادو magic هستند و به این ترتیب، کلید حل مجموعهای از پارادوکسهای کیهانی هستند.
💢@phys_Q
قسمت دوم
🔺انیشتین در برابر انیشتین
تقابل بین دو اینشتین در سال 1935 زمانی که فیزیکدان در دو مقاله علمی مجبور شد با خودش روبرو شود، مورد توجه قرار گرفت.
در یک مقاله، انیشتین و ناتان روزن نشان دادند که نسبیت عام پیشبینی کرده است که سیاهچالهها (که هنوز به این نام شناخته نشدهاند) میتوانند به صورت جفتی تشکیل شوند که با میانبرهایی در فضا-زمان به هم متصل شدهاند که پلهای انیشتین-رزن نامیده میشوند - که بعد ها «کرمچاله» wormhole نام گرفت. همانطور که در تصورات نویسندگان داستان های علمی تخیلی، شما می توانید به یک سیاهچاله بپرید و از دیگری بیرون بیایید.
در مقاله دیگر، انیشتین، روزن و فیزیکدان دیگری، بوریس پودولسکی، سعی کردند با افشای یک ناهماهنگی ظاهراً منطقی ، نقصی در ساختار مکانیک کوانتومی را آشکار کنند . آنها خاطرنشان کردند که بر اساس اصل عدم قطعیت فیزیک کوانتومی، یک جفت ذره تا زمانی که با هم پیوند خورده اند، باید کاملا به هم متصل نیز باشند ، حتی اگر سال نوری از هم فاصله داشته باشند. اندازه گیری ویژگی یک ذره - مثلا جهت اسپین spin آن - فوراً بر ویژگی قابل اندازه گیری جفت دیگر تأثیر می گذارد. اگر ا فوتونها را به سکه هایی تشبیه کنیم و یکی شیر بالا میآمد، مطمئناً در دیگری خط آشکار میشد.
برای انیشتین این گزاره آشکارا مضحک بود، و او آن را به عنوان "اقدام شبح آور از راه دور" spooky act at a distance رد کرد. اما امروزه فیزیکدانان آن را «درهم تنیدگی» مینامند و آزمون های تجربی آزمایشگاهی هر روز واقعیت آن را تأیید میکنند. هفته گذشته جایزه نوبل فیزیک به سه فیزیکدانی اهدا شد که آزمایشهایشان در طول سالها واقعیت این «اقدام شبحآمیز» را نشان داده بود.
فیزیکدان دیوید مرماین N. David Mermin از دانشگاه کرنل زمانی چنین عجیب و غریب کوانتومی را "نزدیک ترین چیزی که ما به جادو داریم" نامید.
همانطور که دانیل کابات، استاد فیزیک در کالج لیمن در نیویورک، توضیح داد: «ما عادت کردهایم فکر کنیم که اطلاعات مربوط به یک آبجکت - مثلاً نیمه پر یک لیوان است -که به نحوی در درون آبجکت قرار دارد. درهم تنیدگی یعنی این درست نیست. اشیاء درهمتنیده وجود مستقلی با ویژگیهای مشخص خود ندارند. در عوض آنها فقط در ارتباط با آبجکت های دیگر وجود دارند."
دکتر ساسکیند اخیراً گفت اینشتین احتمالاً هرگز خواب هم نمی دید که این دو مقاله 1935 وجه اشتراکی دارند. اما دکتر ساسکیند و دیگر فیزیکدانان اکنون حدس میزنند که کرمچالهها و عمل شبحآمیز دو جنبه از یک جادو magic هستند و به این ترتیب، کلید حل مجموعهای از پارادوکسهای کیهانی هستند.
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍4
💢holographic principle
• Part 3
📌blackhole entropy
🔻آنتروپی سیاهچاله
آبجکتی با آنتروپی نسبتاً بالا از نظر میکروسکوپی مانند گاز داغ تصادفی است. یک پیکربندی شناخته شده از میدان های کلاسیک که آنتروپی صفر دارد: هیچ چیز ِ تصادفی در مورد میدان های الکتریکی و مغناطیسی یا امواج گرانشی وجود ندارد. از آنجایی که سیاهچاله ها راه حل های دقیق معادلات انیشتین هستند، تصور می شد که آنتروپی هم ندارند.
اما جیکوب بکنشتاین اشاره کرد که این موضوع منجر به نقض قانون دوم ترمودینامیک می شود. اگر کسی یک گاز داغ دارای آنتروپی را به داخل سیاهچاله پرتاب کند، پس از عبور از افق رویداد، آنتروپی آن ناپدید می شود. وقتی سیاهچاله گاز را جذب کرده و ته نشین کرده باشد، دیگر ویژگی های تصادفی گاز دیده نمی شود. یکی از راههای نجات قانون دوم [ترمودینامیک] این است که سیاهچالهها در واقع آبجکت های تصادفی با یک مقدار آنتروپی که با یک مقدار بزرگتر از آنتروپی گاز مصرف شده ، افزایش یافته است .
بکنشتاین فرض میکرد که سیاهچالهها آبجکت هایی با آنتروپی حداکثری هستند - و آنتروپی آنها بیش از هر چیز دیگری در همان حجم است. در کره ای به شعاع R، آنتروپی در گاز نسبیتی با افزایش انرژی افزایش می یابد. تنها محدودیت شناخته شده گرانشی است. هنگامی که انرژی بیش از حد وجود دارد، گاز به یک سیاهچاله سقوط می کند. بکنشتاین از این برای قرار دادن کران بالایی بر آنتروپی در ناحیه ای از فضا استفاده کرد - کران آنتروپیک متناسب با مساحت منطقه بود.
وی نتیجه گرفت که آنتروپی سیاهچاله با مساحت افق رویداد نسبت مستقیم دارد. اتساع زمان گرانشی باعث می شود زمان، از دیدگاه یک ناظر از راه دور، در افق رویداد متوقف شود. به دلیل محدودیت طبیعی در حداکثر سرعت حرکت، این امر مانع از عبور و ورود آبجکت های در حال سقوط در افق رویداد می شود، مهم نیست که چقدر به آن نزدیک شوند. از آنجایی که هر تغییر در حالت کوانتومی به زمان نیاز دارد تا گسیل یابد، همه آبجکت ها و وضعیت اطلاعات کوانتومی آنها در افق رویداد حک و چاپ (imprint ) می شوند. بکنشتاین به این نتیجه رسید که از دیدگاه هر ناظر از راه دور، آنتروپی سیاهچاله با مساحت افق رویداد نسبت مستقیم دارد.
استیون هاوکینگ قبلاً نشان داده بود که سطح کل افق رویداد کالکشنی از سیاهچاله ها همیشه با گذشت زمان افزایش می یابد. افق horizon مرزی boundary است که توسط ژئودزیک های نور-سان light-like تعریف می شود. حتی پرتوهای نور هستند که به سختی قادر به فرار هستند. اگر ژئودزیک های همسایه شروع به حرکت به سمت یکدیگر کنند، در نهایت با هم برخورد می کنند، در این نقطه امتداد آنها داخل سیاهچاله است. بنابراین ژئودزیک ها همیشه از هم دور می شوند و تعداد ژئودزیک هایی که مرز، ناحیه افق را ایجاد می کند، همیشه افزایش می یابد.
دستاورد هاوکینگ بنا بر یک آنالوژی (قیاس) با قانون افزایش آنتروپی، قانون دوم ترمودینامیک سیاهچاله شناخته شد، اما در ابتدا، او این قیاس را خیلی جدی نگرفت.
هاوکینگ می دانست که اگر ناحیه افق دارای یک آنتروپی واقعی باشد، در نتیجه سیاهچاله ها باید تابش داشته باشند. هنگامی که گرما به یک سیستم حرارتی اضافه می شود، تغییر در آنتروپی با افزایش جرم-انرژی تقسیم بر دما است:
dS = δ M c² / T
💢 @higgs_field
• Part 3
📌blackhole entropy
🔻آنتروپی سیاهچاله
آبجکتی با آنتروپی نسبتاً بالا از نظر میکروسکوپی مانند گاز داغ تصادفی است. یک پیکربندی شناخته شده از میدان های کلاسیک که آنتروپی صفر دارد: هیچ چیز ِ تصادفی در مورد میدان های الکتریکی و مغناطیسی یا امواج گرانشی وجود ندارد. از آنجایی که سیاهچاله ها راه حل های دقیق معادلات انیشتین هستند، تصور می شد که آنتروپی هم ندارند.
اما جیکوب بکنشتاین اشاره کرد که این موضوع منجر به نقض قانون دوم ترمودینامیک می شود. اگر کسی یک گاز داغ دارای آنتروپی را به داخل سیاهچاله پرتاب کند، پس از عبور از افق رویداد، آنتروپی آن ناپدید می شود. وقتی سیاهچاله گاز را جذب کرده و ته نشین کرده باشد، دیگر ویژگی های تصادفی گاز دیده نمی شود. یکی از راههای نجات قانون دوم [ترمودینامیک] این است که سیاهچالهها در واقع آبجکت های تصادفی با یک مقدار آنتروپی که با یک مقدار بزرگتر از آنتروپی گاز مصرف شده ، افزایش یافته است .
بکنشتاین فرض میکرد که سیاهچالهها آبجکت هایی با آنتروپی حداکثری هستند - و آنتروپی آنها بیش از هر چیز دیگری در همان حجم است. در کره ای به شعاع R، آنتروپی در گاز نسبیتی با افزایش انرژی افزایش می یابد. تنها محدودیت شناخته شده گرانشی است. هنگامی که انرژی بیش از حد وجود دارد، گاز به یک سیاهچاله سقوط می کند. بکنشتاین از این برای قرار دادن کران بالایی بر آنتروپی در ناحیه ای از فضا استفاده کرد - کران آنتروپیک متناسب با مساحت منطقه بود.
وی نتیجه گرفت که آنتروپی سیاهچاله با مساحت افق رویداد نسبت مستقیم دارد. اتساع زمان گرانشی باعث می شود زمان، از دیدگاه یک ناظر از راه دور، در افق رویداد متوقف شود. به دلیل محدودیت طبیعی در حداکثر سرعت حرکت، این امر مانع از عبور و ورود آبجکت های در حال سقوط در افق رویداد می شود، مهم نیست که چقدر به آن نزدیک شوند. از آنجایی که هر تغییر در حالت کوانتومی به زمان نیاز دارد تا گسیل یابد، همه آبجکت ها و وضعیت اطلاعات کوانتومی آنها در افق رویداد حک و چاپ (imprint ) می شوند. بکنشتاین به این نتیجه رسید که از دیدگاه هر ناظر از راه دور، آنتروپی سیاهچاله با مساحت افق رویداد نسبت مستقیم دارد.
استیون هاوکینگ قبلاً نشان داده بود که سطح کل افق رویداد کالکشنی از سیاهچاله ها همیشه با گذشت زمان افزایش می یابد. افق horizon مرزی boundary است که توسط ژئودزیک های نور-سان light-like تعریف می شود. حتی پرتوهای نور هستند که به سختی قادر به فرار هستند. اگر ژئودزیک های همسایه شروع به حرکت به سمت یکدیگر کنند، در نهایت با هم برخورد می کنند، در این نقطه امتداد آنها داخل سیاهچاله است. بنابراین ژئودزیک ها همیشه از هم دور می شوند و تعداد ژئودزیک هایی که مرز، ناحیه افق را ایجاد می کند، همیشه افزایش می یابد.
دستاورد هاوکینگ بنا بر یک آنالوژی (قیاس) با قانون افزایش آنتروپی، قانون دوم ترمودینامیک سیاهچاله شناخته شد، اما در ابتدا، او این قیاس را خیلی جدی نگرفت.
هاوکینگ می دانست که اگر ناحیه افق دارای یک آنتروپی واقعی باشد، در نتیجه سیاهچاله ها باید تابش داشته باشند. هنگامی که گرما به یک سیستم حرارتی اضافه می شود، تغییر در آنتروپی با افزایش جرم-انرژی تقسیم بر دما است:
dS = δ M c² / T
💢 @higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
کوانتوم مکانیک🕊
🔺فونت اعلامیه داعش ، فونت فارسی ست که تاکنون در هیچ اعلامیه ای از داعش ازین فونت استفاده نشده است . 🔺 پرچم پشت عامل داعش در شاهچراغ که با پرچم داعش تفاوت فاحش داشت . 🔺 تاریخ سی ام ربیع الاول که مربوط به جنوب عراق و شیعیان است و ماه ربیع الاول داعش و…
با بررسی شواهد میدانی حمله شاهچراغ متوجه وجود مواردی مشکوک در انتساب این جنایت به داعش شدیم .
حالا با هک پایگاه فارس نیوز ، بولتنی به نام بیان بدست آمده است که برای اعضای رده بالای سپاه ارسال می شده و درین بولتن بیان شده که سپاه از حمله به شاهچراغ خبر داشته است .
📡@higgs_field
حالا با هک پایگاه فارس نیوز ، بولتنی به نام بیان بدست آمده است که برای اعضای رده بالای سپاه ارسال می شده و درین بولتن بیان شده که سپاه از حمله به شاهچراغ خبر داشته است .
📡@higgs_field
👍5