کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
💢 holographic and AdS/CFT duality
Anti de sitter space and de sitter space



🔺LOCAL CURVATURE OF SPACE

طبق نظریه نسبیت عام انیشتین، آبجکت های پرجرم ، فضازمان پیرامون خود را دچار اعوجاج می‌کنند، و اثری که این اعوجاج بر دیگر آبجکت ها می‌گذارد همان چیزی است که ما گرانش می‌نامیم. بنابراین، به صورت محلی، فضازمان پیرامون هر آبجکت دارای  انحنای ناشی از جرم است.‌‌

🔺OVERALL CURVATURE OF SPACE


جرم همچنین بر هندسه سراسری یونیورس تأثیر دارد. چگالی ماده و انرژی در یونیورس-  باز، بسته یا تخت بودن یونیورس را تعیین می کند. اگر چگالی برابر با چگالی بحرانی باشد، یونیورس انحنای صفر دارد و تخت است. می توانید یک یونیورس تخت مانند یک ورق کاغذ را تصور کنید که بی نهایت در همه جهات امتداد دارد. یونیورس با چگالی بیشتر از چگالی بحرانی دارای انحنای مثبت است و یک یونیورس بسته ایجاد می کند که می توان آن را مانند سطح یک کره تصور کرد. و اگر چگالی کیهان کمتر از چگالی بحرانی باشد، یونیورس باز است و مانند سطح زین انحنای منفی  دارد .

اندازه‌گیری‌های کاوشگر ناهمسانگرد مایکروویو ویلکینسون (WMAP) نشان داده است که یونیورس قابل مشاهده چگالی بسیار نزدیک به چگالی بحرانی (در محدوده خطای 0.4٪) دارد. البته، یونیورس قابل مشاهده ممکن است چندین مرتبه کوچکتر از کل یونیورس باشد. اما بخشی از آن که می‌توانیم مشاهده کنیم، به نظر می‌رسد نسبتاً تخت یا دارای مقدار اندکی انحنای مثبت است.‌‌

فضای Anti-de Sitter (AdS) نوعی آبجکت ریاضی مورد علاقه در فیزیک است، به ویژه به این دلیل که می تواند بستر ساز یک تئوری فیزیکی باشد که  یک تئوری دوالیته از تئوری میدان کانفورمال CFT است، این دوالیتی به نام correspondence AdS/CFT نامیده می شود.

فضای آنتی دی سیتر AdS نوع خاصی از منیفولد است، نوعی آبجکت ریاضی ( که با مجموعه‌ای از بدیهیات تعریف می‌شود) که برخی از ویژگی‌های خاص فضا را همانطور که ما تصور می‌کنیم، به اشتراک می‌گذارد، که به آن فضای اقلیدسی نیز می‌گویند. از جمله ویژگی‌های تعیین‌کننده اضافی AdS، انحنای منفی یکنواخت است، و یونیورسی ست که از اصول نسبیت عام پیروی می‌کند، با این تفاوت که این فضای AdS فاقد جرم باشد. (از این نظر خالی است). در دیگر تشابهات ، مشابه با فضای De Sitter  است به جز آنکه فضای دی سیتر  انحنای مثبت یکنواختی را شامل می شود. فضای دوبعدی دی سیتر یک کره است و جهان دی سیتر از یک فضای دسیتر با چهار بعد تشکیل شده است. مفهوم AdS در نسبیت عام فراتر از برخی اکتشافات نظری، چندان مورد توجه نیست، اما دوالیتی آن با تئوری میدان کانفورمال جالب توجه است، زیرا برخی از نظریه‌های کوانتومی را می‌توان با استفاده از دو رویکرد مختلف ریاضی، ارائه دو روش برای حل مسائل، بیشتر مورد توجه قرار داد.

💢@higgs_field

🔻 تصویر: یونیورس بسته (بالا)، باز (وسط) و تخت (پایین).
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما انتخاب می‌کنیم چه تصویری از خویش بجا بگذاریم!
#وریا_غفوری
#مهسا_امینی

📡@higgs_field
👍237👎1👏1
💢با ترکیب قوانین مکانیک کوانتومی و نسبیت عام، چنین استنباط می‌شود که در ناحیه‌ای به اندازه طول پلانک: cm 10-³³ نوسانات خلاء آنقدر زیاد است که فضایی که ما می‌شناسیم «در جوش و خروش» قرار میگیرد و تبدیل به کف کوانتومی Quantum foam می‌شود.  در چنین سناریویی، فضا در مقیاس :  Cm 10-¹² کاملاً صاف به نظر می رسد. یک زبری مشخص در مقیاس : cm 10-²⁰ ظاهر می شود. و در مقیاس طول پلانک، فضا به کفی از فوم کوانتومی احتمالی تبدیل می شود (همانطور که در شکل   نشان داده شده است) و با مفهوم فضای ساده و پیوسته ناسازگار می شود. بر اساس آخرین ایده در نظریه ابر ریسمان، فضایی در چنین مقیاس کوچکی را نمی توان با مختصات دکارتی، x، y و z توصیف کرد. باید با " noncommutative geometry" جایگزین شود، که در این هندسه خاص تعیین دقیق مختصات در هر برهه زمانی غیرممکن است. این اساساً بسط اصل عدم قطعیت در مکانیک کوانتومی است. بنابراین، در مقیاس کوچک، مفهوم معمول فضا از بین رفته است. اما روی کاغذ میتوان بخش های بزرگی از تئوری نسبیت، تئوری کوانتومی و فیزیک ذرات را می توان به چنین دنیایی منتقل کرد .

💢@higgs_field
👍7
💢‏بشقاب‌های شرودینگر: تا وقتی در کابینت را باز نکنید، بشقاب‌ها نه سالم‌اند و نه شکسته !

💢@higgs_field
👍21😁14
💢Correspondence Principle اصل هم‌خوانی
Part 1

🔺اولین تفاوت این است که در حالی که نظریه کلاسیک همیشه با تغییر پیوسته کمیّت ها سر و کار دارد، نظریه کوانتومی باید با فرآیندهای ناپیوسته یا غیرقابل تقسیم  سر و کار دارد. (به عنوان مثال، واحد انرژی بسته بندی شده packed در یک کوانتوم). تفاوت دوم این است که در حالی که نظریه کلاسیک به طور کامل رابطه بین متغیرها را در زمان قبلی و متغیرهای زمان بعدی تعیین می کند، قوانین کوانتومی تنها احتمالات رویدادهای آینده را بر اساس شرایط داده شده در گذشته تعیین می کنند . به بیان دیگر پدیده های کلاسیک تعیین گرا (جبرگرا) deterministic و پدیده های کوانتوم ناتعیین گرا indeterministic هستند .
اصل هم‌خوانی یا تطابقات یا مکاتبات correspondence بیان می‌کند که قوانین فیزیک کوانتومی باید به گونه‌ای انتخاب شوند که در محدودیت کلاسیک، جایی که کوانتوم‌های زیادی درگیر هستند (به عنوان مثال، n یک عدد صحیح بزرگ در E=nh است)، قوانین کوانتومی به معادلات کلاسیک بعنوان یک میانگین  منتهی شوند. این الزام همراه با تقسیم ناپذیری، و جبرگرایی ناقص، نظریه کوانتومی را به شیوه ای غالبا منحصر به فرد unique تعریف می کند.‌‌

📌اصل هم خوانی و نوسانگر کوانتومی

مکانیک کوانتومی برای توصیف طبیعت در مقیاس اتمی ضروری است، اما قوانین نیوتن برای توپ های بیسبال خوب عمل می کند. جایی در امتداد زنجیره کوانتومی تا کلاسیک، این دو توصیف باید ادغام شوند. با شروع از انتهای کوانتومی و توجه به اینکه انرژی ها به برخی از اعداد کوانتومی بستگی دارند، می توان پیش بینی کرد که برای اعداد کوانتومی به اندازه کافی بالا، حل های کوانتومی باید با کلاسیک ادغام شود. این ایده از ادغام کوانتومی و کلاسیک "اصل هم خوانی " correspondence principle نامیده می شود.

اگر حالت پایه اسیلاتور هارمونیک کوانتومی را بررسی کنید، اصل هم خوانی دور از ذهن به نظر می رسد، زیرا پیش بینی های کلاسیک و کوانتومی برای محتمل ترین مکان در تضاد کامل هستند. اگر موقعیت تعادل برای نوسانگر x=0 در نظر گرفته شود، نوسانگر کوانتومی پیش‌بینی می‌کند که برای حالت پایه، نوسان‌گر بیشتر زمان خود را نزدیک آن نقطه مرکزی خواهد گذراند. جرم کلاسیک روی فنر بدیهی است که زمان بسیار کمی را در آنجا سپری می کند زیرا حداکثر سرعت را در آنجا دارد. و بیشتر زمان خود را در نزدیکی نقاط انتهایی نوسان خود که سرعت آن اندک است می گذراند.
همانطور که با افزایش n به حالت های  بالاتر نوسانگر کوانتومی می روید، محتمل ترین مکان location به بیرون چاه [پتانسیل] انتقال می یابد . شما هنوز موجک های احتمال را دارید که مشخصه راه حل موج است، اما دست کم روند کلی احتمال بیشتر شبیه احتمال کلاسیک است که با خط چین نشان داده شده است.

این نوسان وحشی تنها در صورتی  پیامد های عملی دارد که قابل مشاهده باشد ، هر چه عدد کوانتومی بالاتر باشد، فاصله بین قله ها کمتر می شود. هنگامی n به اندازه کافی بالا باشد، اصل عدم قطعیت شما را از حل مجدد  شکاف ها بدون تغییر حالت  فیزیکی نوسانگر باز می دارد. دم های نمایی در ناحیه ممنوعه کلاسیک با افزایش n کاهش می یابد، بنابراین نوسانگر کوانتومی بیشتر و بیشتر شبیه نوسانگر کلاسیک به نظر می رسد.
بور از اصطلاح "اصل هم خوانی" استفاده کرد و انتظار داشت که رفتار تابشی radiative اتم ها به رویکرد تابش کلاسیک ناشی از بارهای شتاب دار برای حالت های کوانتومی به اندازه کافی بالا،  نزدیک شود. مطمئناً طیف خطی مشاهده شده از اتم ها به شدت با رفتار کلاسیک متفاوت است. بیزر مثالی از محاسبه فرکانس تابشی یک اتم برای عدد کوانتومی n=10000 ارائه می‌کند و بیان می‌کند که با نتیجه کلاسیک تنها 0.01% تفاوت دارد.‌‌

💢@higgs_field

🔺اصل هم‌خوانی به پیوند دو حوزه ریاضیاتی اشاره دارد که هر یک به نوبه خود ویژگی های متفاوتی دارا هستند . یک اصل هم‌خوانی دیگر AdS/CFT correspondence است که تناظر دو فضای مجزا آنتی دی سیتر - کانفورمال فیلد تئوری را توصیف می کند ‌.
👍5
💢Correspondence Principle اصل هم‌خوانی
Part 2

📌مقایسه احتمالات کلاسیک و کوانتومی برای نوسان ساز هارمونیک

نوسان ساز هارمونیک یک مسئله مهم در قلمرو کوانتومی و کلاسیک است. همچنین مثال خوبی از این است که نتایج کوانتومی و کلاسیک چقدر می توانند متفاوت باشند. یک نوع مقایسه، احتمال یافتن آبجکتی ست که در یک فاصله معین x از حالت تعادل در حال نوسان است. برای حالت کلاسیک، احتمال در انتهای حرکت در بیشترین مقدار است، زیرا کندتر حرکت می کند و بطور آنی در انتهای حرکت متوقف می شود. احتمال نسبی یافتن آن در هر بازه Dx  معکوس سرعت متوسط ​​آن در آن بازه است. در مورد مکانیک کوانتومی، احتمال یافتن نوسانگر در بازه‌ای Dx مجذور تابع موج [تابع احتمال ]  است، و این برای حالت‌های انرژی پایین‌تر بسیار متفاوت است. به نمودار حالت پایه (n=0) در زیر توجه کنید که حداکثر احتمال در نقطه تعادل x=0 است.


برای چند سطح اول انرژی کوانتومی، می توان شباهت اندکی بین احتمالات کوانتومی و کلاسیک مشاهده کرد، اما وقتی به مقدار n=10 رسیدید، شباهت هایی به وجود می آید. البته مطمئناً یکسان به نظر نمی رسند، اما هر دو موافقند که این احتمال در نزدیکی انتهای حرکت در بیشترین مقدار است. همانطور که به سمت مقادیر بسیار بالای n پیش می روید، آنها بیشتر و بیشتر شبیه هم می شوند و نوسانات احتمال کوانتومی آنقدر به هم نزدیک می شوند که عملاً در هم آمیخته می شوند. این واقعیت که تصویر کلی احتمال یافتن نوسانگر در مقدار معین x برای تصاویر کوانتومی و کلاسیک همگرا می شود، اصل هم‌خوانی correspondence principle نامیده می شود.
نکته دیگری که در مورد احتمالات کلاسیک و کوانتومی بالا باید به آن توجه کرد این است که احتمال کلاسیک به شدت بین خطوط عمودی که حد کلاسیک را نشان می‌دهند قرار می‌گیرد. احتمالات کوانتومی به منطقه ممنوعه کلاسیک گسترش می یابد و به طور تصاعدی در آن ناحیه ناپدید می شود.‌‌..


💢@higgs_field
👍1
.

📌نظریه ای که توضیح میدهد کوانتوم چگونه فضا-زمان را می سازد

🔺تا قبل از نظریه ی نسبیت عام، شاید هیچ کس تصور نمیکرد فضا و زمان به هم مربوط باشند. اما حالا فضا و زمان به مفاهیم درهم تنیده ای تبدیل شده اند.

🔺فیزیکدانان و ریاضیدانان مدت زیادی است که به دنبال نظریه ی همه چیز ( Theory of Everything ) هستند. نظریه ای که نسبیت عام و مکانیک کوانتوم را با هم متحد می کند. نسبیت عام، گرانش و اتفاقات بزرگترین اجرام کائنات، مانند دینامیک ستارگان و کهکشان را توضیح می دهد، در حالیکه مکانیک کوانتوم به قلب ریزترین ذرات هستی سرک میکشد.

🔺اصل هولوگرافیک، یکی از ویژگی های ضروری نظریه ی موفق همه چیز است. اما اصل هولوگرافیک چیست؟ این اصل می گوید جهان در واقع دوبعد دارد! و گرانش سه بعدی را می توان از طریق کوانتوم روی یک سطح دوبعدی توصیف کرد. یعنی یک حجم سه بعدی باید از سطحی دوبعدی به وجود آید. چگونگی چنین امری با AdS/CFT correspondence توصیف می شود که تئوری پارتیکلی بر مرز بی نهایت یک فضای آنتی دی سیتر دو بعدی با انحنای منفی ایجاد می شود .

اما در مطالعاتی مشخص شد شاید درهم تنیدگی کوانتومی، کلید حل این معماست!

✔️ احتمالاً باز هم برایتان این سوال پیش آمده که درهم تنیدگی کوانتومی (Quantum entanglement) چیست؟

🔺 در واقع این پدیده ی عجیب کوانتومی زمانی اتفاق می افتد که گروهی از ذارت طوری رفتار کنند که ما نتوانیم حالت هر ذره را به تنهایی و مستقل از ذرات دیگر اندازه بگیریم و بناربراین مجبور شویم حالت کوانتومی را برای کل سیستم در نظر بگیریم. درواقع به نظر می رسد ذرات و حالت هایشان در هم تنیده شده اند!
 

🔺 با استفاده از نظریه ی کوانتومی (که گرانش را شامل نمی شود)، آنها چگونگی محاسبه ی دانسیته ی انرژی را با استفاده از داده های درهم تنیده ی کوانتومی در یک سطح نشان دادند. این دانسیته ی انرژی، منبع برهمکنش های گرانشی در سه بعد است. این کار شبیه به تشخیص بیماری درون بدن از طریق دیدن تصویر اشعه ی ایکس روی صفحه ی کاغذ است! این یافته به آنها اجازه می دهد تا ویژگی های کلی درهم تنیدگی را به خوبی تفسیر کنند.

🔺 همانطور که در بالا هم توضیح دادیم، درهم تنیدگی کوانتومی پدیده ای است که به موجب آن، حالات کوانتومی مانند اسپین یا قطبش ذرات را نمی توان به صورت مستقل از هم توصیف کرد و اندازه گیری یک ذره، روی ذره ی دیگر هم تاثیر میگذارد. این پدیده ی جالب را اینشتین، به حرکتی شبه مانند توصیف کرد.

🔺 در تئوری پیشنهادی ، این درهم تنیدگی کوانتومی؛ ابعاد اضافه ای از نظریه ی گرانشی را تولید می کند. قبلاً معلوم شده بود که درهم تنیدگی به مسائل عمیق متحدسازی نسبیت عام و مکانیک کوانتوم  مانند پارادوکس اطلاعات سیاه چاله و پارادوکس دیوارآتشین مربوط است، اما این مقاله درهای تازه ای از ارتباط درهم تنیدگی کوانتومی و ساختار میکروسکوپی فضا-زمان باز کرد
.

http://phys.org/news/2015-05-spacetime-built-quantum-entanglement.html?utm_source=nwletter&utm_medium=email&utm_content=ctgr-item&utm_campaign=daily-nwletter


📌 @HIGGS_FIELD

.
👍5
💢خواص اتمی

الکترون‌های پیوند یافته با اتم‌ها دارای ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری هستند که کوانتیزاسیون را نشان می‌دهند. الکترون‌ها معمولاً در حالت‌های کوانتیزه انرژی با کمترین انرژی ممکن پیرامون اتم یافت می‌شوند که حالت‌های پایه Ground state نامیده می‌شوند. الکترون‌ها همچنین می‌توانند در «حالت‌های برانگیخته» Excited state در انرژی بالاتری نیز وجود داشته باشند، همانطور که با طیف‌های خطی (مانند طیف هیدروژن)  که هنگام انتقال به حالت‌های پایه مشاهده می‌شود. وجود این حالت‌های برانگیخته را می‌توان مستقیماً در آزمایش‌های برخورد مانند آزمایش فرانک-هرتز نشان داد.
سایر ویژگی‌های مرتبط با سطوح انرژی الکترون مانند تکانه زاویه‌ای مداری و اسپین الکترون نیز کوانتیزه می‌شوند و باعث ایجاد اعداد کوانتومی مورد استفاده برای توصیف سطوح انرژی می‌شوند. این ویژگی‌های کوانتیزه شده با جدول تناوبی عناصر مرتبط هستند و الزامات اصل حذف پائولی در اعداد کوانتومی را می‌توان به‌عنوان مبدأ تناوب مشاهده کرد. جدول تناوبی یک چارچوب مناسب برای فهرست بندی سایر خواص فیزیکی و شیمیایی اتم ها فراهم می کند.
در حالی که سطوح انرژی الکترون هیدروژن فقط به عدد کوانتومی اصلی بستگی دارد، سطوح انرژی در سایر اتم‌ها وابستگی شدیدی به عدد کوانتومی مداری دارند. این سطوح وابستگی کمتری به تکانه زاویه‌ای کل نشان می‌دهند. این وابستگی ممکن است از برهمکنش های درون اتم مانند برهمکنش اسپین-مدار ایجاد شود یا ممکن است فقط زمانی ایجاد شود که میدان‌های خارجی اعمال شوند. وقتی میدان‌های مغناطیسی اعمال می‌شوند، سطوح انرژی اتمی از اثر زیمن تقسیم می‌شوند و در پاسخ به میدان‌های الکتریکی شکافته‌ای به نام اثر استارک وجود دارد.‌‌

🔺جدول تناوبی عناصر

اعداد کوانتومی مرتبط با الکترون‌های اتمی همراه با اصل طرد پائولی، بینشی در مورد ایجاد ساختارهای اتمی و خواص دوره‌ای مشاهده‌شده ارائه می‌کنند.

ترتیب پر شدن حالت‌های انرژی الکترون توسط انرژی دیکته می‌شود و پایین‌ترین حالت موجود مطابق با اصل پائولی، حالت بعدی است که باید پر شود. برچسب‌گذاری سطوح از طرح نماد طیف‌سنجی پیروی می‌کند‌‌.

🔺فرآیندهای کوانتومی در اتم ها

بررسی ساختار و خواص اتم ها از ماهیت کوانتیزه ترازهای انرژی الکترون های اتمی استفاده می کند. انتقال بین سطوح انرژی کوانتومی شامل جذب یا انتشار تابش الکترومغناطیسی است. بسیاری از چیزهایی که در مورد اتم ها آموخته ایم از اندازه گیری چنین فرآیندهای کوانتومی ناشی می شود. این جدول فقط راهنمایی برای برخی از فرآیندهایی است که استفاده شده است. روش‌های طیف‌سنجی مختلفی برای مطالعه ماده در همه حالت‌ها استفاده شده است.


💢@higgs_field
👍2
💢popping in and out of existence


📌ذرات مجازی بواسطه اثرات شان تعریف می شوند ، اثراتی واقعی از ذراتی که مجازی virtual نام گرفته اند .

• تجسم ذرات مجازی به تئوری میدان کوانتومی باز میگردد ، جایی که ذرات بین هستی و نیستی جهش می کنند ‌. تطبیق نسبیت عام و تئوری میدان کوانتومی می تواند بسیار هیجان انگیز باشد اما مانند کلیه تطبیق های نظریه کوانتوم و فیزیک کلاسیک ، اعدادی بسیار بزرگ ایجاد می کند که از هیجان ماجرا می کاهد .

• در تئوری میدان کوانتومی QFT، خلاء دارای انرژی نقطه صفر است، اما از آنجایی که در QFT ما فقط تفاوت های انرژی را اندازه می گیریم، این انرژی نقطه صفر اثر فیزیکی اورژانسی ندارد. با این حال، مانند همه چیز در مکانیک کوانتومی، انرژی نقطه صفر تابع اصل عدم قطعیت Uncertainty principle ، بنابراین اندازه‌گیری‌های مکرر انرژی خلاء پاسخ‌های متفاوتی را ارائه می‌دهد. این نوسانات در انرژی خلاء اندازه‌گیری شده همان چیزی است که معمولاً توسط ذرات مجازی مدل‌سازی می‌شود.

• اجازه دهید یک بار دیگر تاکید کنم که این ذرات مجازی یک دستگاه محاسباتی هستند. نوسانات انرژی واقعی هستند و منجر به پدیده‌هایی مانند اثر کازیمیر می‌شوند، اما این نوسانات واقعاً ناشی از جهش ذرات به داخل و خارج از وجود نیستند.

🔺معما زمانی ایجاد می شود که به نسبیت عام GR می‌رویم، زیرا اگرچه در QFT فقط به تفاوت‌ انرژی ها علاقه‌مندیم، اما در GR ، قدر مطلق چگالی انرژی است که انحنا یا کورویچر فضازمان را مشخص می‌کند.

مشکل این است که اگر بخواهیم اثر گرانشی انرژی خلاء را محاسبه کنیم، پاسخی که به دست می‌آوریم که 120 مرتبه بزرگتر از قدر مطلق چگالی انرژی کنونی ست .

در حال حاضر هیچ توضیح خوبی برای این اختلاف وجود ندارد و باید اعتراف کنیم که نمی‌دانیم چه خبر است. رویکرد عملگرایانه، مورد علاقه بسیاری از ما (بیشتر؟) این است که فرض کنیم به دلایلی که به زودی متوجه خواهیم شد که انرژی خلاء جاذبه ندارد و مشکل برطرف می شود.

در نهایت باید توجه داشته باشیم که حتی اگر انرژی خلاء گرانش ایجاد می‌کرد، مانند ماده تاریک عمل نمی‌کرد، بلکه در عوض مانند انرژی تاریک عمل می‌کرد و باعث انبساط نمایی جهان می‌شد.‌‌‌‌‌

heisenberg Uncertainty principle
General Relativity
Quantum field theory
virtual particles


💢
@higgs_field
👍2
کوهِ نمک ...
هرمزگانِ زیبا😍


💢@higgs_field
12🥰1👏1
💢holographic principle
• Part 1

︎...اصل هولوگرافیک آکسیومی ست در نظریه‌های ریسمان و ویژگی فرضی گرانش کوانتومی که بیان می‌کند که توصیف حجمی از فضا را می‌توان روی ناحیه مرزی در بعد پایین‌تر  کدگذاری کرد - مثل مرز نور-سان light-like مانند یک افق گرانشی ( افق رویداد) که اولین بار توسط جرارد 'تی هوفت پیشنهاد شد، و پس از آن  تفسیر دقیقی از نظریه ریسمان توسط لئونارد ساسکیند ارائه شد،  که ایده‌های خود را با ایده‌های قبلی تی هوفت و چارلز تورن ترکیب کرد.

لئونارد ساسکیند می‌گوید:

دنیای سه بعدی با تجربیات آشنایی که می شناسیم- یونیورس ِ پر شده با کهکشان ها و ستاره ها و گویال ها ( planet ) و خانه‌ها، تخته سنگ‌ها و انسان‌ها- یک هولوگرام است، تصویری از واقعیت رمزگذاری شده روی یک سطح دوبعدی در دور دست.

همانطور که رافائل بوسو Raphael Bousso اشاره کرد،  ثورن Thorn  در سال 1978 مشاهده کرد که نظریه ریسمان توصیفی با ابعاد پایین‌تر را می‌پذیرد که در آن گرانش از آن پدیدار emerge می گردد ، به گونه‌ای که اکنون به آن رویکرد هولوگرافیک می‌گویند. مثال ابتدایی هولوگرافی هم‌خوانی یا  AdS/CFT correspondence نام دارد .

اصل هولوگرافیک از ترمودینامیک سیاهچاله الهام گرفته شده است، که حدس منطقی می‌زند که حداکثر آنتروپی در هر ناحیه با مجذور شعاع مقیاس بندی می‌شود و آنطور که انتظار می‌رود مکعب نیست. در مورد یک سیاهچاله، بینش این بود که محتوای اطلاعاتی همه آبجکت هایی که در آن سقوط کرده اند ممکن است بطور سراسری در نوسانات سطحی افق رویداد پخش شده باشد. اصل هولوگرافیک پارادوکس اطلاعات سیاهچاله را در چارچوب نظریه ریسمان حل می کند. با این حال، راه‌حل‌های کلاسیکی برای معادلات انیشتین وجود دارد که مقادیر آنتروپی را بزرگ‌تر از آنچه توسط قانون مساحت مجاز است (مجذور شعاع ) اجازه می‌دهد، بنابراین در اصل بزرگ‌تر از مقادیر یک سیاه‌چاله است. اینها به اصطلاح "کیسه های طلای ویلر" هستند. وجود چنین راه حل هایی با تفسیر هولوگرافیک در تعارض است و اثرات آنها در نظریه کوانتومی گرانش از جمله اصل هولوگرافیک هنوز به طور کامل درک نشده است.

💢@higgs_field
👍3
🟣 holographic principle

Part 1 | https://t.me/phys_Q/8619

Part 2 | https://t.me/phys_Q/8623

Part 3 | https://t.me/phys_Q/8639

Part 4 | https://t.me/phys_Q/8646

Part 5 | https://t.me/phys_Q/8654

Part 6 | https://t.me/phys_Q/8676

Part 7 | https://t.me/phys_Q/8694

Part 8 | https://t.me/phys_Q/8713

Part 9 | https://t.me/phys_Q/8717



✦ مقاله جیکوب بکنستین با عنوان داستان دو آنتروپی یا جای دادن یونیورس در یک دانه شن که به بررسی دو آنتروپی بولتزمن و آنتروپی شانون و ترسیم کران آنتروپیک برای این دو میپردازد .

🆔 https://t.me/phys_Q/6410
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 پدیده‌ی جالب آبفشان

ساحل چابهار، سیستان و بلوچستان
چقدر زیبا انگار دریا میخواهد نفسی بکشه



💢@higgs_field
👍95
💢محتوای زرد خالص در شبکه های اجتماعی ایالات متحده
#موقت

شخصی که ادعا میکنه مسافر زمانه برای اثبات حرفش بازی امشب ایرانو پیشبینی کرد
طبق ادعای این فرد امریکایی بازی رو ایران ۳ بر ۱ پیروز میشه .

💢@higgs_field

🔻 سفر در زمان از رمان های ژانر علمی-تخیلی برداشت شده و هیچ ارتباطی با علم ندارد . اما بعلت جذابیت گاهی توسط مخاطبان علم بررسی شده و تناقضات و تفاسیر درین باره مطرح و مورد بحث واقع شده است .

✔️ بازی با نتیجه ۱ بر صفر به سود تیم ایالات متحده آمریکا به پایان رسید . اما غائله سفر در زمان به پایان نرسید .

شخص مذکور مسافر زمان است اما از جهان موازی دیگری آمده است . جهانی که در آن ایران ۳ بر ۱ تیم ایالات متحده را شکست داده است ‌و هم اکنون صدا و سیمای آن جهان موازی در حال بمباران مردم با سرود های شوونیستی هست .
👍17👎3👏2😁1
💢 AdS/CFT Correspondence
• part 2

هم‌خوانی آنتی دی سیتر / کانفورمال فیلد تئوری  anti de sitter/ Conformal field theory Correspondence، که گاهی دوگانگی مالداسنا یا دوگانگی سنج/گرانش gauge/gravity  نامیده می‌شود، رابطه حدسی‌  بین دو نوع تئوری فیزیکی است. در یک طرف فضاهای آنتی دی سیتر (AdS) قرار دارند که در تئوری های گرانش کوانتومی استفاده می شوند که بر اساس نظریه ریسمان یا نظریه M فرموله شده اند. در طرف دیگر هم‌خوانی، نظریه های میدان کانفورمال (CFT) هستند که تئوری های میدان کوانتومی هستند، از جمله نظریه هایی شبیه به نظریه های یانگ میلز که ذرات بنیادی را توصیف می کنند.

دوگانگی نشان دهنده پیشرفت بزرگی در درک ما از نظریه ریسمان و گرانش کوانتومی است. این به این دلیل است که یک فرمول غیر اختلالی non perturbative  از نظریه ریسمان با شرایط مرزی خاص ارائه می‌کند و به این دلیل است که موفق‌ترین تحقق اصل هولوگرافیک است.
همچنین ابزار قدرتمندی برای مطالعه نظریه‌های میدان کوانتومی با کوپلینگ قوی strong coupling فراهم می‌کند. بیشترین امتیاز دوگانگی ناشی از این فکت است که یک دوگانگی قوی-ضعیف است: وقتی میدان‌های تئوری میدان کوانتومی به شدت برهم کنش دارند، میدان‌های موجود در نظریه گرانشی ضعیف‌تر برهم‌کنش می‌کنند و بنابراین از نظر ریاضی قابل تحمل‌تر هستند. این فکت برای مطالعه بسیاری از جنبه‌های فیزیک هسته‌ای و ماده چگال با تبدیل مسائل در آن موضوعات به مسائل ریاضی قابل حل‌تر در نظریه ریسمان استفاده شده است.

هم‌خوانی  AdS/CFT برای اولین بار توسط خوآن مالداسینا Juan Maldacena در اواخر سال 1997 پیشنهاد شد. جنبه‌های مهم هم‌خوانی correspondence در مقالاتی توسط استیون گوبسر، ایگور کلبانوف، و الکساندر مارکوویچ پولیاکوف و ادوارد ویتن شرح داده شد. تا سال 2015، مقاله Maldacena بیش از 10000 استناد داشت و به پراستنادترین مقاله در زمینه فیزیک انرژی بالا تبدیل شد.‌‌

💢@higgs_field
👍6
💢پیش از بازی تصویر بی حجاب این زن در پایگاه getty images نشر داده شد و از آنجا که سناریو بسیار آشنا بوده ، مخاطبین شروع به جستجوی تصویر کردند و در روی کارت در دست زن ماجرا نام امین جمالی یکی از عکاسان پایگاه مذکور که نزدیک به حکومت و خبرنگاران کیهان و همشهری و ... است ، تشخیص داده شد .

💢@higgs_field
👍9🔥1