This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍷#زنگ_تفریح
💢 اولا توله تمساح خیر - جوجه تمساح ، ثانیا فقط صداشون :) انگار در مردابی ماقبل تاریخ تبعید شده باشی!
💢@higgs_field
💢 اولا توله تمساح خیر - جوجه تمساح ، ثانیا فقط صداشون :) انگار در مردابی ماقبل تاریخ تبعید شده باشی!
💢@higgs_field
👍3
💢Austrian physicist Lise Meitner, who theoretically established the discovery of nuclear fission and alerted the world about its perils.
فیزیکدان اتریشی، لیز مایتنر، که به طور نظری کشف شکافت هسته ای را پایه گذاری کرد و جهان را در مورد خطرات آن آگاه کرد.
💢https://t.me/higgs_field/7020
فیزیکدان اتریشی، لیز مایتنر، که به طور نظری کشف شکافت هسته ای را پایه گذاری کرد و جهان را در مورد خطرات آن آگاه کرد.
💢https://t.me/higgs_field/7020
👍3
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت دوم a
📌هولوگرام های سیاه
تضاد بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی برای بیشتر اهداف عملی مشکلی ایجاد نمی کند، زیرا فیزیکدانان معمولاً به جهان مقیاس بزرگ که در آن اثرات کوانتومی وارد عمل نمی شوند یا به جهان مقیاس کوچک که در آن ذرات نور و گرانش عمل می کنند ، نگاه می کنند. گرانش تاثیر کمی دارد اما یک پوزیشن وجود دارد که در آن برخورد این دو نظریه ملموس است:
سیاهچاله ها زمانی تشکیل می شوند که مقدار زیادی جرم در ناحیه کوچکی از فضا متمرکز شود. کشش گرانشی حاصل آنقدر قوی است که هیچ چیز نمی تواند از سیاهچاله فرار کند، حتی نور، بنابراین هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید هنگام فکر کردن به سیاهچاله ها، گرانش را نادیده بگیرید.
منظور از مقیاس کوچک این است که اثرات کوانتومی نیز وارد عمل می شوند. برای توصیف آنچه در سیاهچاله می گذرد، عملا به یک نظریه یکپارچه گرانش کوانتومی نیاز دارید.
سیاهچاله ها نیز همان چیزی هستند که برای اولین بار اصل هولوگرافیک را به وجود آوردند. آنها با مرزی بی بازگشت به نام افق رویداد مطرح می شوند. هنگامی که از این افق عبور کردید، توسط سیاهچاله مکیده شده اید و دیگر هرگز بیرون نخواهید آمد. هنگامی که در یک سیاهچاله سقوط می کنید، اطلاعات information زیادی با شما همراه می شود . این اطلاعات فقط DNA شما و یکی دو مورد از بهترین ایده ها و تفکرات شما نیست، بلکه هزاران روشی است که سلول های خونی در رگ های شما پیکربندی شده اند و در هم چنین آشفتگی کامل افکار در ذهن شما.
سیاهچاله، به خودی خود، بسیار ساده به نظر می رسد. با فرض اینکه هیچ چیز از سیاهچاله فرار نمی کند، فیزیک کلاسیک می گوید که یک سیاهچاله را می توان به طور کامل تنها با سه بیت اطلاعات توصیف کرد: جرم آن، بار الکتریکی آن و سرعت چرخش آن.( مانند پارتیکل های بنیادین که با همین سه پارامتر توصیف می شوند)
بنابراین، هنگامی که شما در یک سیاهچاله سقوط می کنید، تمام اطلاعات مورد نیاز برای توصیف شما در سه عدد جمع می شود - سقوط شما جهان را کمی ساده تر می کند.
این نوع از دست دادن پیچیدگی complexity باعث نگرانی فیزیکدانان می شود، زیرا یکی از اساسی ترین قوانین آنها، قانون دوم ترمودینامیک را نقض می کند. بیان می کند که هیچ چیز هرگز ساده تر نمی شود.( things never ever get simpler)
مقدار اطلاعات مورد نیاز برای توصیف یک سیستم با کمیتی به نام آنتروپی اندازه گیری می شود. به طور کلاسیک، آنتروپی برای سیستمهای ترمودینامیکی تعریف میشد، برای مثال یک مکعب یخ که برای ذوب شدن در خورشید رها شده بود. آنتروپی کلاسیک میزان انتشار گرما (یا انرژی) را در سیستم اندازه گیری می کند.
🔻A simulated black hole with the Milky Way in the background
💢@higgs_field
ماریآنه فریبرگر
قسمت دوم a
📌هولوگرام های سیاه
تضاد بین نسبیت عام و مکانیک کوانتومی برای بیشتر اهداف عملی مشکلی ایجاد نمی کند، زیرا فیزیکدانان معمولاً به جهان مقیاس بزرگ که در آن اثرات کوانتومی وارد عمل نمی شوند یا به جهان مقیاس کوچک که در آن ذرات نور و گرانش عمل می کنند ، نگاه می کنند. گرانش تاثیر کمی دارد اما یک پوزیشن وجود دارد که در آن برخورد این دو نظریه ملموس است:
سیاهچاله ها زمانی تشکیل می شوند که مقدار زیادی جرم در ناحیه کوچکی از فضا متمرکز شود. کشش گرانشی حاصل آنقدر قوی است که هیچ چیز نمی تواند از سیاهچاله فرار کند، حتی نور، بنابراین هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید هنگام فکر کردن به سیاهچاله ها، گرانش را نادیده بگیرید.
منظور از مقیاس کوچک این است که اثرات کوانتومی نیز وارد عمل می شوند. برای توصیف آنچه در سیاهچاله می گذرد، عملا به یک نظریه یکپارچه گرانش کوانتومی نیاز دارید.
سیاهچاله ها نیز همان چیزی هستند که برای اولین بار اصل هولوگرافیک را به وجود آوردند. آنها با مرزی بی بازگشت به نام افق رویداد مطرح می شوند. هنگامی که از این افق عبور کردید، توسط سیاهچاله مکیده شده اید و دیگر هرگز بیرون نخواهید آمد. هنگامی که در یک سیاهچاله سقوط می کنید، اطلاعات information زیادی با شما همراه می شود . این اطلاعات فقط DNA شما و یکی دو مورد از بهترین ایده ها و تفکرات شما نیست، بلکه هزاران روشی است که سلول های خونی در رگ های شما پیکربندی شده اند و در هم چنین آشفتگی کامل افکار در ذهن شما.
سیاهچاله، به خودی خود، بسیار ساده به نظر می رسد. با فرض اینکه هیچ چیز از سیاهچاله فرار نمی کند، فیزیک کلاسیک می گوید که یک سیاهچاله را می توان به طور کامل تنها با سه بیت اطلاعات توصیف کرد: جرم آن، بار الکتریکی آن و سرعت چرخش آن.( مانند پارتیکل های بنیادین که با همین سه پارامتر توصیف می شوند)
بنابراین، هنگامی که شما در یک سیاهچاله سقوط می کنید، تمام اطلاعات مورد نیاز برای توصیف شما در سه عدد جمع می شود - سقوط شما جهان را کمی ساده تر می کند.
این نوع از دست دادن پیچیدگی complexity باعث نگرانی فیزیکدانان می شود، زیرا یکی از اساسی ترین قوانین آنها، قانون دوم ترمودینامیک را نقض می کند. بیان می کند که هیچ چیز هرگز ساده تر نمی شود.( things never ever get simpler)
مقدار اطلاعات مورد نیاز برای توصیف یک سیستم با کمیتی به نام آنتروپی اندازه گیری می شود. به طور کلاسیک، آنتروپی برای سیستمهای ترمودینامیکی تعریف میشد، برای مثال یک مکعب یخ که برای ذوب شدن در خورشید رها شده بود. آنتروپی کلاسیک میزان انتشار گرما (یا انرژی) را در سیستم اندازه گیری می کند.
🔻A simulated black hole with the Milky Way in the background
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
❤2👍2
💢 «من گمان نمیکنم این جهان شگفت و اعجابانگیز، این گسترۀ خارقالعادۀ زمان و مکان و انواع گوناگون جانداران [موجود در زمین]، این همه سیارۀ جورواجور، همۀ این اتمها با همۀ حرکاتشان و همۀ این هستی پیچیده، همه و همه، صرفاً صحنهای باشد تا خداوند جدال خیر و شر انسانها را بر آن تماشا کند؛ یعنی همان نگاه دینی به کیهان.
این صحنه برای اجرای چنین نمایشی بیش از اندازه بزرگ است.»
نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992
- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)
💢@phys_Q
این صحنه برای اجرای چنین نمایشی بیش از اندازه بزرگ است.»
نابغه زندگی و علم ریچارد فاینمن - جیمز گلیک 1992
- تصویر ریچارد فاینمن (1988 - 1918)
و آرلین ( همسر وی که به بیماری زوال درگذشت)
💢@phys_Q
❤10👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشف کوارک جدید در پروتون
https://www.newscientist.com/article/2334076-physicists-surprised-to-discover-the-proton-contains-a-charm-quark/
nature.com/articles/s41586-022-04998-2
دنیای آبی فراخورشیدی
کشف دی اکسیدکربن در سیاره فراخورشیدی
یحیی طباطبایی
💢@higgs_field
https://www.newscientist.com/article/2334076-physicists-surprised-to-discover-the-proton-contains-a-charm-quark/
nature.com/articles/s41586-022-04998-2
دنیای آبی فراخورشیدی
کشف دی اکسیدکربن در سیاره فراخورشیدی
یحیی طباطبایی
💢@higgs_field
👍3
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت دوم/۲
📌هولوگرام های سیاه
از آنجایی که انرژی مربوط به اتم های برانگیخته است (در مکعب یخ منجمد، مولکول های آب به طور منظم در یک شبکه ثابت قرار گرفته اند، در حالی که در آب مایع به اطراف ورجه وورجه buzzing می کنند)، آنتروپی entropy نیز معیاری برای بی نظمی disorder سیستم است. و این بی نظمی ، به نوبه خود، به اطلاعات مربوط می شود: شما می توانید آرایش منظم مولکول ها را در یک مکعب یخ منجمد در یک جمله توصیف کنید، اما برای آب مایع باید مکان دقیق هر مولکول جداگانه را مشخص کنید، و این اطلاعات زیادی نیاز دارد.
بنابراین آنتروپی از نظر ترمودینامیکی و همچنین از دیدگاه اطلاعات توصیف می شود.
قانون دوم ترمودینامیک می گوید که آنتروپی هرگز کاهش نمی یابد. در یک وضعیت ترمودینامیکی این بدان معنی است که سیستم برای تعادلی که در آن انرژی به طور کامل توزیع شده است تلاش می کند. در یک زمینه اطلاعاتی، این بدان معنی است که همه چیز به خودی خود ساده تر نمی شود. در اصطلاح کلاسیک، یک سیاهچاله، که یک جسم حرارتی نیست و توصیف آن بسیار ساده است، نباید آنتروپی داشته باشد. وقتی وارد سیاهچاله می شوید، آنتروپی مثبت شما با آنتروپی صفر سیاهچاله جایگزین می شود و قانون دوم ترمودینامیک نقض می شود.
هنگامی که این موضوع (سقوط ناگهانی آنتروپی هنگام ورود به سیاهچاله) برای اولین بار مورد توجه قرار گرفت، برخی از فیزیکدانان به سادگی از این واقعیت صرف نظر کردند که قانون دوم ترمودینامیک ممکن احتمالا آنقدرها هم اساسی نباشد. اما یکی از افرادی که آن را رها نکرد، جیکوب بکنشتاین بود. در سال 1972 بکنشتاین به شباهتی بین آنتروپی و ویژگی سیاهچالهها که توسط استیون هاوکینگ کشف شده بود، پی برد. هاوکینگ در مورد افق رویداد سیاهچاله ها فکر می کرد. درست مانند پوسته یک تخم مرغ، افق رویداد حجمی از فضا را در بر می گیرد - و یک سطح است و می توانید مساحت آن را اندازه گیری کنید. هاوکینگ نشان داده بود که سطح افق رویداد هرگز و هرگز کوچکتر نمی شود.
هر کاری که با یک سیاهچاله انجام دهید، هر آنچه را که به درون آن پرتاب کنید، مساحت سطح افق رویداد فقط می تواند افزایش یابد - درست مانند آنتروپی.
تصور میشد که این آنالوژی با ترمودینامیک کاملاً تصادفی است، اما بکنشتاین تفسیری بحثبرانگیز ارائه کرد: مالداسینا توضیح میدهد: «بکنشتاین خاطرنشان کرد که میتوان ناحیه افق رویداد را با نوعی آنتروپی در نظر گرفت. این ایده در ابتدا بسیار مبهم بود، اما زمانی که هاوکینگ (در سال 1974) کشف کرد که سیاهچالهها میتوانند انرژی گسیل کنند، واضحتر شد. به عبارت دیگر، سیاهچالهها ترمال آبجکت هستند و در نهایت دارای آنتروپی هستند.
"با ترکیب ایده اولیه بکنشتاین با تابش هاوکینگ، می توان نتیجه گیری کرد که آنتروپی یک سیاهچاله در واقع برابر است با مساحت افق رویداد اندازه گیری شده در یک نوع مشخص از مقیاس طول، به نام واحد پلانک.
این یک فاصله (planck lenght) بسیار کم است. بنابراین آنتروپی یک سیاهچاله ماکروسکوپی بسیار بزرگ است. "
اگرچه یک سیاهچاله بر حجم سه بعدی فضا حاکم است، به نظر می رسد محتوای اطلاعاتی آن یکی از ویژگی های افق رویداد دو بعدی آن باشد.
🔻The second law of thermodynamics paved the way for the holographic principle.
💢@higgs_field
ماریآنه فریبرگر
قسمت دوم/۲
📌هولوگرام های سیاه
از آنجایی که انرژی مربوط به اتم های برانگیخته است (در مکعب یخ منجمد، مولکول های آب به طور منظم در یک شبکه ثابت قرار گرفته اند، در حالی که در آب مایع به اطراف ورجه وورجه buzzing می کنند)، آنتروپی entropy نیز معیاری برای بی نظمی disorder سیستم است. و این بی نظمی ، به نوبه خود، به اطلاعات مربوط می شود: شما می توانید آرایش منظم مولکول ها را در یک مکعب یخ منجمد در یک جمله توصیف کنید، اما برای آب مایع باید مکان دقیق هر مولکول جداگانه را مشخص کنید، و این اطلاعات زیادی نیاز دارد.
بنابراین آنتروپی از نظر ترمودینامیکی و همچنین از دیدگاه اطلاعات توصیف می شود.
قانون دوم ترمودینامیک می گوید که آنتروپی هرگز کاهش نمی یابد. در یک وضعیت ترمودینامیکی این بدان معنی است که سیستم برای تعادلی که در آن انرژی به طور کامل توزیع شده است تلاش می کند. در یک زمینه اطلاعاتی، این بدان معنی است که همه چیز به خودی خود ساده تر نمی شود. در اصطلاح کلاسیک، یک سیاهچاله، که یک جسم حرارتی نیست و توصیف آن بسیار ساده است، نباید آنتروپی داشته باشد. وقتی وارد سیاهچاله می شوید، آنتروپی مثبت شما با آنتروپی صفر سیاهچاله جایگزین می شود و قانون دوم ترمودینامیک نقض می شود.
هنگامی که این موضوع (سقوط ناگهانی آنتروپی هنگام ورود به سیاهچاله) برای اولین بار مورد توجه قرار گرفت، برخی از فیزیکدانان به سادگی از این واقعیت صرف نظر کردند که قانون دوم ترمودینامیک ممکن احتمالا آنقدرها هم اساسی نباشد. اما یکی از افرادی که آن را رها نکرد، جیکوب بکنشتاین بود. در سال 1972 بکنشتاین به شباهتی بین آنتروپی و ویژگی سیاهچالهها که توسط استیون هاوکینگ کشف شده بود، پی برد. هاوکینگ در مورد افق رویداد سیاهچاله ها فکر می کرد. درست مانند پوسته یک تخم مرغ، افق رویداد حجمی از فضا را در بر می گیرد - و یک سطح است و می توانید مساحت آن را اندازه گیری کنید. هاوکینگ نشان داده بود که سطح افق رویداد هرگز و هرگز کوچکتر نمی شود.
هر کاری که با یک سیاهچاله انجام دهید، هر آنچه را که به درون آن پرتاب کنید، مساحت سطح افق رویداد فقط می تواند افزایش یابد - درست مانند آنتروپی.
تصور میشد که این آنالوژی با ترمودینامیک کاملاً تصادفی است، اما بکنشتاین تفسیری بحثبرانگیز ارائه کرد: مالداسینا توضیح میدهد: «بکنشتاین خاطرنشان کرد که میتوان ناحیه افق رویداد را با نوعی آنتروپی در نظر گرفت. این ایده در ابتدا بسیار مبهم بود، اما زمانی که هاوکینگ (در سال 1974) کشف کرد که سیاهچالهها میتوانند انرژی گسیل کنند، واضحتر شد. به عبارت دیگر، سیاهچالهها ترمال آبجکت هستند و در نهایت دارای آنتروپی هستند.
"با ترکیب ایده اولیه بکنشتاین با تابش هاوکینگ، می توان نتیجه گیری کرد که آنتروپی یک سیاهچاله در واقع برابر است با مساحت افق رویداد اندازه گیری شده در یک نوع مشخص از مقیاس طول، به نام واحد پلانک.
این یک فاصله (planck lenght) بسیار کم است. بنابراین آنتروپی یک سیاهچاله ماکروسکوپی بسیار بزرگ است. "
اگرچه یک سیاهچاله بر حجم سه بعدی فضا حاکم است، به نظر می رسد محتوای اطلاعاتی آن یکی از ویژگی های افق رویداد دو بعدی آن باشد.
🔻The second law of thermodynamics paved the way for the holographic principle.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت سوم
📌واقعیت هولوگرافیک (زندگی)؟
خوب، ممکن است بگویید سیاهچاله ها شگفت اند ، اما فیزیکدانان جرارد تی هوفت و لئونارد ساسکیند با در نظر گرفتن محتوای اطلاعاتی مناطق معمولی فضا فراتر رفتند. اطلاعات به صورت فیزیکی خود را نشان می دهد، چه در صفحات کتاب باشد، چه در نورون های مغز، چه فوتون هایی که در کابل های فیبر نوری حرکت می کنند و اینفورمیشن اینترنت را منتقل می کنند. این مانیفستی فیزیکی شامل انرژی است. و از آنجایی که انرژی معادل جرم است (E=mc² انیشتین را به یاد بیاورید)، چپاندن اطلاعات در یک منطقه محدود از فضا شبیه به چپاندن جرم در آن است. اگر بخواهید جرم/اطلاعات زیادی را در آن بچپانید، یک سیاهچاله شکل می دهید، بنابراین محدودیتی برای محتوای اطلاعاتی یک منطقه محدود از فضا که سیاهچاله نیست وجود دارد.
تی هوفت و ساسکیند این حد را محاسبه کردند و دریافتند که مانند سیاهچاله ها، با مساحت سطح مرز منطقه اندازه گیری می شود.
مالداسینا میگوید:
"به نظر چیزی بسیار ساده و بیتاثیر میآید اما چنین نیست، در تمام توصیفهایی که از جهان داریم، تعداد متغیرها با افزایش حجم ، افزایش مییابد. برای مثال، اگر بخواهیم یک میدان الکترومغناطیسی را [در منطقهای از فضا] محاسبه کنیم ، حجم را به قطعات زیادی تقسیم می کنیم و در هر قطعه میدان را محاسبه می کنیم. اگر حجم منطقه خود را دوبرابر کنید، تعداد قطعات را دوبرابر می کنید، بنابراین مقدار اطلاعاتی که برای توصیف نیاز دارید نیز باید دو برابر شود: طبق شهود، اطلاعات باید مطابق با حجم رشد کنند، نه آنطور که اصل هولوگرافیک نشان می دهد. ، با مساحت سطح!"
اگر اصل هولوگرافی درست باشد، در این صورت رویکرد سه بعدی ما به فیزیک ، فراتر از نشانه هاست . ما باید بتوانیم با یک نسخه کوچکتر و نحیف تر ، نسخهای که به جای حجم، به سطح بستگی دارد، کار کنیم. این موضوع سوال شوک آوری را مطرح می کند که آیا بعد سوم حقیقتا واقعی است یا صرفاً یک توهم است؟- یا مانند تصویر سه بعدی ایجاد شده در یک هولوگرام ، (امرجنتال است)؟
تاکنون هیچ کس فرمول دقیقی از نسخه دو بعدی فیزیک که دنیای سه بعدی ما را توصیف کند، پیدا نکرده است. با این حال، در سال 1995 ساسکیند نظریه ریسمان را با اصل هولوگرافیک به عنوان بیس مرکزی بازتعریف کرد. و در سال 1997، در سن 29 سالگی، خوان مالداسینا اولین توصیف عینی از یک جهان هولوگرافیک را ارائه کرد.
💢@higgs_field
ماریآنه فریبرگر
قسمت سوم
📌واقعیت هولوگرافیک (زندگی)؟
خوب، ممکن است بگویید سیاهچاله ها شگفت اند ، اما فیزیکدانان جرارد تی هوفت و لئونارد ساسکیند با در نظر گرفتن محتوای اطلاعاتی مناطق معمولی فضا فراتر رفتند. اطلاعات به صورت فیزیکی خود را نشان می دهد، چه در صفحات کتاب باشد، چه در نورون های مغز، چه فوتون هایی که در کابل های فیبر نوری حرکت می کنند و اینفورمیشن اینترنت را منتقل می کنند. این مانیفستی فیزیکی شامل انرژی است. و از آنجایی که انرژی معادل جرم است (E=mc² انیشتین را به یاد بیاورید)، چپاندن اطلاعات در یک منطقه محدود از فضا شبیه به چپاندن جرم در آن است. اگر بخواهید جرم/اطلاعات زیادی را در آن بچپانید، یک سیاهچاله شکل می دهید، بنابراین محدودیتی برای محتوای اطلاعاتی یک منطقه محدود از فضا که سیاهچاله نیست وجود دارد.
تی هوفت و ساسکیند این حد را محاسبه کردند و دریافتند که مانند سیاهچاله ها، با مساحت سطح مرز منطقه اندازه گیری می شود.
مالداسینا میگوید:
"به نظر چیزی بسیار ساده و بیتاثیر میآید اما چنین نیست، در تمام توصیفهایی که از جهان داریم، تعداد متغیرها با افزایش حجم ، افزایش مییابد. برای مثال، اگر بخواهیم یک میدان الکترومغناطیسی را [در منطقهای از فضا] محاسبه کنیم ، حجم را به قطعات زیادی تقسیم می کنیم و در هر قطعه میدان را محاسبه می کنیم. اگر حجم منطقه خود را دوبرابر کنید، تعداد قطعات را دوبرابر می کنید، بنابراین مقدار اطلاعاتی که برای توصیف نیاز دارید نیز باید دو برابر شود: طبق شهود، اطلاعات باید مطابق با حجم رشد کنند، نه آنطور که اصل هولوگرافیک نشان می دهد. ، با مساحت سطح!"
اگر اصل هولوگرافی درست باشد، در این صورت رویکرد سه بعدی ما به فیزیک ، فراتر از نشانه هاست . ما باید بتوانیم با یک نسخه کوچکتر و نحیف تر ، نسخهای که به جای حجم، به سطح بستگی دارد، کار کنیم. این موضوع سوال شوک آوری را مطرح می کند که آیا بعد سوم حقیقتا واقعی است یا صرفاً یک توهم است؟- یا مانند تصویر سه بعدی ایجاد شده در یک هولوگرام ، (امرجنتال است)؟
تاکنون هیچ کس فرمول دقیقی از نسخه دو بعدی فیزیک که دنیای سه بعدی ما را توصیف کند، پیدا نکرده است. با این حال، در سال 1995 ساسکیند نظریه ریسمان را با اصل هولوگرافیک به عنوان بیس مرکزی بازتعریف کرد. و در سال 1997، در سن 29 سالگی، خوان مالداسینا اولین توصیف عینی از یک جهان هولوگرافیک را ارائه کرد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢آماده شدن آرتمیس ۱ برای پرتاب به سوی ماه
از سفر به ماه ژول ورن تا آپولو ۱۷ و آرتمیس ۱: آیا سامانه پرتاب فضایی ناسا از این پرتاب سربلند بیرون خواهد آمد؟
پوریا ناظمی، روزنامهنگار علمی ضمن اشاره به پتانسیلهای تحقیقاتی موجود در ماه از اهمیت ماموریت آرتمیس ۱ میگوید
💢@higgs_field
از سفر به ماه ژول ورن تا آپولو ۱۷ و آرتمیس ۱: آیا سامانه پرتاب فضایی ناسا از این پرتاب سربلند بیرون خواهد آمد؟
پوریا ناظمی، روزنامهنگار علمی ضمن اشاره به پتانسیلهای تحقیقاتی موجود در ماه از اهمیت ماموریت آرتمیس ۱ میگوید
💢@higgs_field
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢حافظه اکسید وانادیوم
محمد سمیعزاده نیکو، دانشجوی دکتری الکترونیک دانشگاه پلیتکنیک لوزان در سوئیس، طی مشاهدهای تصادفی متوجه شد اکسید وانادیوم رفتاری شبیه به نورونها دارد. او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه صنعتی شریف گذرانده است در گفتگویی با یورونیوز این کشف خود را تشریح کرد.
💢@higgs_field
محمد سمیعزاده نیکو، دانشجوی دکتری الکترونیک دانشگاه پلیتکنیک لوزان در سوئیس، طی مشاهدهای تصادفی متوجه شد اکسید وانادیوم رفتاری شبیه به نورونها دارد. او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه صنعتی شریف گذرانده است در گفتگویی با یورونیوز این کشف خود را تشریح کرد.
💢@higgs_field
👏4👍3
کوانتوم مکانیک🕊
💢حافظه اکسید وانادیوم محمد سمیعزاده نیکو، دانشجوی دکتری الکترونیک دانشگاه پلیتکنیک لوزان در سوئیس، طی مشاهدهای تصادفی متوجه شد اکسید وانادیوم رفتاری شبیه به نورونها دارد. او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه صنعتی شریف گذرانده است در گفتگویی…
💢اکسید وانادیوم
اتصالات اکسید-فلز-نیمه هادی بلوک های سازنده الکترونیک کنونی هستند و می توانند عملکردهای مختلفی از حافظه گرفته تا محاسبات را ارائه دهند. با این حال، این فناوری از نظر کوچکسازی بیشتر و سازگاری با معماریهای محاسباتی پسا فون نویمانی با محدودیتهایی مواجه است.
دستکاری حالتهای ساختاری – و نه الکترونیکی – میتواند مسیری را برای دستگاههایی با عملکردی کم مصرف و فرا مقیاس فراهم کند، اما کنترل الکتریکی چنین حالتهایی چالشبرانگیز است. در اینجا ما وضعیتهای ساختاری با عمر طولانی صنعت الکترونیک در دسترس در دی اکسید وانادیم را گزارش میکنیم که میتواند طرحی برای ذخیرهسازی و پردازش دادهها ارائه دهد. حالت ها را می توان به طور دلخواه در بازه های زمانی کوتاه دستکاری کرد و پس از تحریک میتوان تا بیش از 10000 ثانیه آنها را ردیابی کرد و ویژگی هایی مشابه کریستال را نشان داد. در دستگاههای دو ترمینالی با طول کانال تا 50 نانومتر، تحریک الکتریکی زیر نانوثانیه میتواند با مصرف انرژی کمتر از 100 فمتو ژول fJ رخ دهد. این دستگاههای کاربردی شیشهمانند میتوانند از نظر سرعت، مصرف انرژی و کوچکسازی از الکترونیک نیمهرسانای فلز-اکسید-های معمولی بهتر عمل کنند و همچنین راهی برای محاسبات نورومورفیک و حافظههای چندسطحی فراهم کنند.
per.euronews.com/next/2022/08/26/iranian-researcher-discovered-a-material-that-has-memory
nature.com/articles/s41928-022-00812-z
https://www.sciencealert.com/no-other-material-behaves-in-this-way-scientist-identify-a-compound-with-a-memory 🔻
It isn't alive, and has no structures even approaching the complexity of the brain, but a compound called vanadium dioxide is capable of 'remembering' previous external stimuli, researchers have found.
محققان دریافتهاند که این ماده زنده نیست و ساختاری ندارد که حتی به پیچیدگی مغز نزدیک شود، اما ترکیبی که دیاکسید وانادیم نامیده شده میتواند محرکهای خارجی قبلی را به یاد آورد.
💢@higgs_field
اتصالات اکسید-فلز-نیمه هادی بلوک های سازنده الکترونیک کنونی هستند و می توانند عملکردهای مختلفی از حافظه گرفته تا محاسبات را ارائه دهند. با این حال، این فناوری از نظر کوچکسازی بیشتر و سازگاری با معماریهای محاسباتی پسا فون نویمانی با محدودیتهایی مواجه است.
دستکاری حالتهای ساختاری – و نه الکترونیکی – میتواند مسیری را برای دستگاههایی با عملکردی کم مصرف و فرا مقیاس فراهم کند، اما کنترل الکتریکی چنین حالتهایی چالشبرانگیز است. در اینجا ما وضعیتهای ساختاری با عمر طولانی صنعت الکترونیک در دسترس در دی اکسید وانادیم را گزارش میکنیم که میتواند طرحی برای ذخیرهسازی و پردازش دادهها ارائه دهد. حالت ها را می توان به طور دلخواه در بازه های زمانی کوتاه دستکاری کرد و پس از تحریک میتوان تا بیش از 10000 ثانیه آنها را ردیابی کرد و ویژگی هایی مشابه کریستال را نشان داد. در دستگاههای دو ترمینالی با طول کانال تا 50 نانومتر، تحریک الکتریکی زیر نانوثانیه میتواند با مصرف انرژی کمتر از 100 فمتو ژول fJ رخ دهد. این دستگاههای کاربردی شیشهمانند میتوانند از نظر سرعت، مصرف انرژی و کوچکسازی از الکترونیک نیمهرسانای فلز-اکسید-های معمولی بهتر عمل کنند و همچنین راهی برای محاسبات نورومورفیک و حافظههای چندسطحی فراهم کنند.
per.euronews.com/next/2022/08/26/iranian-researcher-discovered-a-material-that-has-memory
nature.com/articles/s41928-022-00812-z
https://www.sciencealert.com/no-other-material-behaves-in-this-way-scientist-identify-a-compound-with-a-memory 🔻
It isn't alive, and has no structures even approaching the complexity of the brain, but a compound called vanadium dioxide is capable of 'remembering' previous external stimuli, researchers have found.
محققان دریافتهاند که این ماده زنده نیست و ساختاری ندارد که حتی به پیچیدگی مغز نزدیک شود، اما ترکیبی که دیاکسید وانادیم نامیده شده میتواند محرکهای خارجی قبلی را به یاد آورد.
💢@higgs_field
euronews
محقق ایرانی در سوئیس مادهای کشف کرد که حافظه دارد
اگرچه کامپیوترهای امروزی توان محاسباتی بسیار بالایی دارند، اما همیشه در تقابل با مغز انسان پیروز نیستند. حال فرض کنید اگر بتوانیم سیستمی بسازیم که ویژگیهای کامپیوتر و مغز انسان را همزمان داشته باشد، به چه سطحی از هوشیاری دست مییابیم.
👍3
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت چهارم a
📌انحنای منفی
یونیورس مالداسینا شبیه دنیایی که ما در آن زیست می کنیم نیست : بلکه یک مدل است، یک یونیورس اسباب بازی، که با فیزیک خاص خود همراه است. و مانند یک هولوگرام است زیرا تمام رویداد های فیزیکی درون آن را می توان با یک نظریه فیزیکی که تنها در مرز تعریف شده است توصیف کرد. علاوه بر این، درین یونیورس ، معمای گرانش/کوانتوم به طور کامل حل شده است: نظریه مرز boundary theory کاملاً کوانتومی است، و گرانشی ندارد، اما موجودی که در داخل آن زندگی میکند همچنان گرانش را تجربه خواهد کرد. گرانش در این جهان بخشی از توهم هولوگرافیک است.
برای درک یونیوس های اسباببازی مالداسینا ، اجازه دهید ابتدا به دنیای نقشهسازی سفر کنیم. برای نشان دادن سطح گویِ کروی بر روی یک تکه کاغذ صاف، باید گوی یا کره را باز کنید و آن را صاف کنید ، و با این عمل ، به ناچار مقداری اعوجاج ایجاد می کنید. در طرح سنتی مرکاتور زمین، این اعوجاج در نزدیکی قطب ها در بیشترین مقدار است. وقتی به نقشه نگاه می کنید، گرینلند به بزرگی آفریقا به نظر می رسد، در حالی که در واقعیت بیش از 14 برابر کوچکتر است. علاوه بر این، اگر کوتاهترین مسیر، مثلاً، لندن به سیدنی را روی نقشه خود پیشبینی کنید، یک خط مستقیم نمیبینید، بلکه یک منحنی میبینید. در نقشه شما خطوط مستقیم با مسیر های با کوتاه ترین فواصل مطابقت ندارند.
💢@higgs_field
🔻نقشه مرکاتور از زمین. دیسک های قرمز در واقع دارای مساحت یکسانی هستند - اندازه های مختلف آنها در نقشه نشان دهنده اعوجاج نقشه است.
ماریآنه فریبرگر
قسمت چهارم a
📌انحنای منفی
یونیورس مالداسینا شبیه دنیایی که ما در آن زیست می کنیم نیست : بلکه یک مدل است، یک یونیورس اسباب بازی، که با فیزیک خاص خود همراه است. و مانند یک هولوگرام است زیرا تمام رویداد های فیزیکی درون آن را می توان با یک نظریه فیزیکی که تنها در مرز تعریف شده است توصیف کرد. علاوه بر این، درین یونیورس ، معمای گرانش/کوانتوم به طور کامل حل شده است: نظریه مرز boundary theory کاملاً کوانتومی است، و گرانشی ندارد، اما موجودی که در داخل آن زندگی میکند همچنان گرانش را تجربه خواهد کرد. گرانش در این جهان بخشی از توهم هولوگرافیک است.
برای درک یونیوس های اسباببازی مالداسینا ، اجازه دهید ابتدا به دنیای نقشهسازی سفر کنیم. برای نشان دادن سطح گویِ کروی بر روی یک تکه کاغذ صاف، باید گوی یا کره را باز کنید و آن را صاف کنید ، و با این عمل ، به ناچار مقداری اعوجاج ایجاد می کنید. در طرح سنتی مرکاتور زمین، این اعوجاج در نزدیکی قطب ها در بیشترین مقدار است. وقتی به نقشه نگاه می کنید، گرینلند به بزرگی آفریقا به نظر می رسد، در حالی که در واقعیت بیش از 14 برابر کوچکتر است. علاوه بر این، اگر کوتاهترین مسیر، مثلاً، لندن به سیدنی را روی نقشه خود پیشبینی کنید، یک خط مستقیم نمیبینید، بلکه یک منحنی میبینید. در نقشه شما خطوط مستقیم با مسیر های با کوتاه ترین فواصل مطابقت ندارند.
💢@higgs_field
🔻نقشه مرکاتور از زمین. دیسک های قرمز در واقع دارای مساحت یکسانی هستند - اندازه های مختلف آنها در نقشه نشان دهنده اعوجاج نقشه است.
Telegram
attach 📎
👍1
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت چهارم b
📌انحنای منفی
در مدل انحنای منفی مالداسینا همانند پیشبینی مرکاتور، مقداری اعوجاج در نقشه وجود دارد. کوتاه ترین مسیر بین دو نقطه در داخل نقشه ایشر در امتداد خط مستقیمی که آنها را به هم متصل می کند ، نیست . بلکه از قوس دایره ای پیروی می کند که با دایره مرزی دیسک در زوایای قائم برخورد می کند.
اگر اندازه ماهی ها را با استفاده از این معیار جدید اندازه گیری کنید، متوجه می شوید که برخلاف ظاهر، با نزدیک شدن به دایره مرزی کوچکتر و کوچکتر نمی شوند، بلکه در واقع اندازه آنها یکسان است. همانطور که مسافری که در روی زمین سرگردان است از اعوجاج نشان داده شده توسط نقشه مرکاتور بی خبر است، موجودی که در این دنیای به اصطلاح هذلولی hyperbolic زندگی می کند هرگز متوجه هیچ گونه اعوجاجی در اندازه ماهی نخواهد شد. علاوه بر این، برای رسیدن به دایره مرزی، موجود هذلولی باید تعداد بی نهایت زیادی از ماهی های هم اندازه را طی کند. به عبارت دیگر، باید از یک فاصله بی نهایت عبور کند. برای موجود هذلولی، دایره مرزی بی نهایت دور است و به طرز سعادت مندی از آن بی خبر است.
یک نمایش از صفحه (هذلولی) هایپربولیک hyperbolic "درست"، صفحه ای که فقط ترسیم نقشه آن نیست، تقریبا غیرممکن است که ترسیم شود زیرا به شدت پیچ و تاب خورده است. و دارای چیزی است که ریاضیدانان آن را خمیدگی منفی می نامند. مناطق بسیار کوچک این "plane" شبیه زین هستند: در یک جهت، آنها مانند قله و خط الراس یک کوه به نظر می رسند، و در امتداد جهت دیگر شبیه به کف یک دره هستند.
برای ناظران خارجی مانند ما، این دنیای دوبعدی ناشناخته یک ویژگی جالب دارد: علیرغم اینکه از نظر وسعت نامحدود است (طبق متریک جدید)، میتوانیم مرز آن را مشاهده کنیم - دقیقاً همان چیزی که برای پیشنهاد اصل هولوگرافیک نیاز داریم که درون یک ناحیه از فضا با نام مرز boundary را توضیح می دهد .
مالداسینا برای مدل یونیورسی خود از یک آنالوژی یا مشابهت سه بعدی از صفحه هذلولی hyperbolic استفاده کرد که با بعد چهارم که به عنوان زمان عمل می کند، همراه شده است . این مدل از فضازمان چهاربعدی به نام فیزیکدان هلندی ویلم دی سیتر به عنوان فضای آنتی دی سیتر anti de sitter شناخته می شود.
💢@higgs_field
🔻نقشهای از یک نسخه دو بعدی از یونیورس مالداسینا در نقشه چوبی معروف Circle Limit III توسط MC Escher نشان داده شده است.
ماریآنه فریبرگر
قسمت چهارم b
📌انحنای منفی
در مدل انحنای منفی مالداسینا همانند پیشبینی مرکاتور، مقداری اعوجاج در نقشه وجود دارد. کوتاه ترین مسیر بین دو نقطه در داخل نقشه ایشر در امتداد خط مستقیمی که آنها را به هم متصل می کند ، نیست . بلکه از قوس دایره ای پیروی می کند که با دایره مرزی دیسک در زوایای قائم برخورد می کند.
اگر اندازه ماهی ها را با استفاده از این معیار جدید اندازه گیری کنید، متوجه می شوید که برخلاف ظاهر، با نزدیک شدن به دایره مرزی کوچکتر و کوچکتر نمی شوند، بلکه در واقع اندازه آنها یکسان است. همانطور که مسافری که در روی زمین سرگردان است از اعوجاج نشان داده شده توسط نقشه مرکاتور بی خبر است، موجودی که در این دنیای به اصطلاح هذلولی hyperbolic زندگی می کند هرگز متوجه هیچ گونه اعوجاجی در اندازه ماهی نخواهد شد. علاوه بر این، برای رسیدن به دایره مرزی، موجود هذلولی باید تعداد بی نهایت زیادی از ماهی های هم اندازه را طی کند. به عبارت دیگر، باید از یک فاصله بی نهایت عبور کند. برای موجود هذلولی، دایره مرزی بی نهایت دور است و به طرز سعادت مندی از آن بی خبر است.
یک نمایش از صفحه (هذلولی) هایپربولیک hyperbolic "درست"، صفحه ای که فقط ترسیم نقشه آن نیست، تقریبا غیرممکن است که ترسیم شود زیرا به شدت پیچ و تاب خورده است. و دارای چیزی است که ریاضیدانان آن را خمیدگی منفی می نامند. مناطق بسیار کوچک این "plane" شبیه زین هستند: در یک جهت، آنها مانند قله و خط الراس یک کوه به نظر می رسند، و در امتداد جهت دیگر شبیه به کف یک دره هستند.
برای ناظران خارجی مانند ما، این دنیای دوبعدی ناشناخته یک ویژگی جالب دارد: علیرغم اینکه از نظر وسعت نامحدود است (طبق متریک جدید)، میتوانیم مرز آن را مشاهده کنیم - دقیقاً همان چیزی که برای پیشنهاد اصل هولوگرافیک نیاز داریم که درون یک ناحیه از فضا با نام مرز boundary را توضیح می دهد .
مالداسینا برای مدل یونیورسی خود از یک آنالوژی یا مشابهت سه بعدی از صفحه هذلولی hyperbolic استفاده کرد که با بعد چهارم که به عنوان زمان عمل می کند، همراه شده است . این مدل از فضازمان چهاربعدی به نام فیزیکدان هلندی ویلم دی سیتر به عنوان فضای آنتی دی سیتر anti de sitter شناخته می شود.
💢@higgs_field
🔻نقشهای از یک نسخه دو بعدی از یونیورس مالداسینا در نقشه چوبی معروف Circle Limit III توسط MC Escher نشان داده شده است.
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 ریچارد فاینمن (با معرفی بیل گیتس)
ما [دانشمندان] برای یافتن قانونی جدید در علم از روند مشخصی پیروی میکنیم. ابتدا حدسهایی میزنیم؛ سپس بر اساس این حدسها [فرضیهها] محاسبات و ارزیابیهایی انجام میدهیم تا نتایج آن را پیشبینی کنیم و بفهمیم بر چه پدیده یا اثری دلالت دارند؛ سپس نتایج این محاسبات و ارزیابیها را با دنیای طبیعی مقایسه میکنیم؛ یعنی آنها را به محک آزمایش و تجربه میگذاریم تا ببینیم آیا این ارزیابیها با طبیعت همخوانی و تطابق دارند یا خیر. بسیاری از کسانی که دستی در علم ندارند، گمان میکنند حدس زدن کاری غیرعلمی است؛ ولی اصلا اینطور نیست. در واقع شـروع کار ما از همین نقطه است. اگر نتایج آزمایشهای تجربی با محاسبات و پیشبینیها همخوانی نداشته باشد، آن حدس [فرضیه] غلط است. مهم نیست فرضیه شما چقدر زیباست، مهم نیست خود شما چقدر باهوش هستید یا اینکه چه اسم و رسمی دارید، اگر نتایج تجربی با فرضیه شما ناهمخوان باشد، آن فرضیه غلط است.
💢@higgs_field
ما [دانشمندان] برای یافتن قانونی جدید در علم از روند مشخصی پیروی میکنیم. ابتدا حدسهایی میزنیم؛ سپس بر اساس این حدسها [فرضیهها] محاسبات و ارزیابیهایی انجام میدهیم تا نتایج آن را پیشبینی کنیم و بفهمیم بر چه پدیده یا اثری دلالت دارند؛ سپس نتایج این محاسبات و ارزیابیها را با دنیای طبیعی مقایسه میکنیم؛ یعنی آنها را به محک آزمایش و تجربه میگذاریم تا ببینیم آیا این ارزیابیها با طبیعت همخوانی و تطابق دارند یا خیر. بسیاری از کسانی که دستی در علم ندارند، گمان میکنند حدس زدن کاری غیرعلمی است؛ ولی اصلا اینطور نیست. در واقع شـروع کار ما از همین نقطه است. اگر نتایج آزمایشهای تجربی با محاسبات و پیشبینیها همخوانی نداشته باشد، آن حدس [فرضیه] غلط است. مهم نیست فرضیه شما چقدر زیباست، مهم نیست خود شما چقدر باهوش هستید یا اینکه چه اسم و رسمی دارید، اگر نتایج تجربی با فرضیه شما ناهمخوان باشد، آن فرضیه غلط است.
💢@higgs_field
👍3👏1
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت پنجم
📌فیزیک اسباب بازی toy physics
فضای آنتی دی سیتر با دنیایی که ما عملا در آن زندگی می کنیم بسیار متفاوت است که در آن هر دو کانسپت فضا و زمان به شیوه ناشناخته ای، تحریف شده اند - اما این موضوع نباید مانع از اکتشاف فیزیکی تازه برای آن شود. تنها چیزی که نیاز داریم، مفهومی تازه از آبجکت های بنیادی این فیزیک - پارتیکل و نیروهای بنیادی - و تعدادی قوانین ریاضی برای توصیف برهمکنش های آنها است.
مالداسینا از نسخه ای از تئوری ریسمان برای توصیف فیزیکی که در فضای داخلی مدل یونیورسی وی روی می دهد استفاده کرد. همانطور که به یاد دارید، نظریه ریسمان هم شامل گرانش و هم مکانیک کوانتومی می شود، بنابراین موجودی که در دنیای مالداسینا زندگی می کند، گرانش را به روشی مشابه ما تجربه می کند.
مشاهدات حیاتی مالداسینا این بود که نظریه ریسمان که فضای داخلی یونیورس او را توصیف می کند، نوعی "سایه" shadow در مرز یونیورس دارد: شما می توانید یک نظریه میدان کوانتومی بر روی مرز تعریف کنید به طوری که هر ذره بنیادی در داخل مرز ، همتای خود را بر روی این مرز دارد . به طوری که هر برهمکنش بین ذرات داخلی کاملا با برهمکنش بین ذرات مرزی مطابقت دارد. اکنون می توانید عملی مانند انداختن یک سیب در فضای داخلی را صرفاً بر اساس تئوری مرزی boundary theory توصیف کنید. حتی می توانید بدون از دست دادن هیچ اطلاعاتی، فضای داخلی را به کلی نادیده بگیرید ، این دنیا یک هولوگرام واقعی است.
نکته مهم از زاویه گرانش کوانتومی این است که نظریه مرزی یک نظریه کوانتومی کاملاً درک شده از فیزیک ذرات است که بسیار شبیه به آن چیزی است که ما برای توصیف فرآیندهای ساب اتمیک در طبیعت استفاده می کنیم. و تعریف آن برای مقیاس های کوچک، گرانش را مخدوش نمی کند و با آن سازگار است. با این حال، میتواند نظریه گرانش کوانتومی مبهم را که بر فضای داخلی حاکم است، توصیف کند. این اولین توصیف کامل از فضازمان کوانتومی است.
💢@higgs_field
🔻A holographic universe
ماریآنه فریبرگر
قسمت پنجم
📌فیزیک اسباب بازی toy physics
فضای آنتی دی سیتر با دنیایی که ما عملا در آن زندگی می کنیم بسیار متفاوت است که در آن هر دو کانسپت فضا و زمان به شیوه ناشناخته ای، تحریف شده اند - اما این موضوع نباید مانع از اکتشاف فیزیکی تازه برای آن شود. تنها چیزی که نیاز داریم، مفهومی تازه از آبجکت های بنیادی این فیزیک - پارتیکل و نیروهای بنیادی - و تعدادی قوانین ریاضی برای توصیف برهمکنش های آنها است.
مالداسینا از نسخه ای از تئوری ریسمان برای توصیف فیزیکی که در فضای داخلی مدل یونیورسی وی روی می دهد استفاده کرد. همانطور که به یاد دارید، نظریه ریسمان هم شامل گرانش و هم مکانیک کوانتومی می شود، بنابراین موجودی که در دنیای مالداسینا زندگی می کند، گرانش را به روشی مشابه ما تجربه می کند.
مشاهدات حیاتی مالداسینا این بود که نظریه ریسمان که فضای داخلی یونیورس او را توصیف می کند، نوعی "سایه" shadow در مرز یونیورس دارد: شما می توانید یک نظریه میدان کوانتومی بر روی مرز تعریف کنید به طوری که هر ذره بنیادی در داخل مرز ، همتای خود را بر روی این مرز دارد . به طوری که هر برهمکنش بین ذرات داخلی کاملا با برهمکنش بین ذرات مرزی مطابقت دارد. اکنون می توانید عملی مانند انداختن یک سیب در فضای داخلی را صرفاً بر اساس تئوری مرزی boundary theory توصیف کنید. حتی می توانید بدون از دست دادن هیچ اطلاعاتی، فضای داخلی را به کلی نادیده بگیرید ، این دنیا یک هولوگرام واقعی است.
نکته مهم از زاویه گرانش کوانتومی این است که نظریه مرزی یک نظریه کوانتومی کاملاً درک شده از فیزیک ذرات است که بسیار شبیه به آن چیزی است که ما برای توصیف فرآیندهای ساب اتمیک در طبیعت استفاده می کنیم. و تعریف آن برای مقیاس های کوچک، گرانش را مخدوش نمی کند و با آن سازگار است. با این حال، میتواند نظریه گرانش کوانتومی مبهم را که بر فضای داخلی حاکم است، توصیف کند. این اولین توصیف کامل از فضازمان کوانتومی است.
💢@higgs_field
🔻A holographic universe
Telegram
attach 📎
👍2👏1
💢توهم ِ یونیورس
ماریآنه فریبرگر
قسمت ششم و پایانی
📌اما این برای ما چه معنایی دارد؟
همانطور که مطرح است، مدل مالداسینا تنها یک مدل است . ما هنوز نمی دانیم که آیا جهانی که در آن زندگی می کنیم هولوگرام است یا نه! ، و هنوز هم توصیف کوانتومی پایداری از گرانش نداریم که به یونیورس مان اعمال شود.
فرض انحنای منفی در مدل مالداسینا بسیار مهم است و یونیورس ما، چنان که از مشاهدات برمیآید، با خمیدگی مثبت بسیار خفیفی همراه است. مالداسینا اذعان می کند:
"ما توصیف مشابهی برای یک وضعیت با انحنای مثبت سراغ نداریم . دانشمندان ایده های مختلفی دارند و در حال بررسی شان هستند، اما هنوز پاسخ کاملی نداریم."
🔺اما اگر معلوم شود که اصل هولوگرافیک برای یونیورسی که در آن زندگی می کنیم صدق می کند، چه؟ آیا این بدان معناست که ما، همراه با فضازمان، فقط یک توهم هستیم؟
مالداسینا می گوید: " بله، می توان گفت [ما] یک توهم یا یک پدیده ظهور یافته (امرجنتال) هستیم. اگر ما در چنین یونیورسی زندگی می کردیم، منطقا، بازنمودی تقریبی بودیم. اما این چیز جدیدی در فیزیک نیست ، برای مثال سطح یک دریاچه را در نظر بگیرید - آنطور که به نظر می رسد سطح دریاچه کاملاً مشخص و آشکار است، حشرات می توانند روی آن راه بروند. اما اگر با یک میکروسکوپ به اندازه کافی قدرتمند نگاه کنید، خواهید دید که یک سری مولکول در اطراف جنبش دارند و هیچ سطح مشخصی وجود ندارد. ایده من این است که فضازمان میتواند مشابه همین موضوع باشد و در منطق مطلق به خوبی مشخص نشده است، اما ما موجوداتی در مقیاسی بزرگ تر از آن هستیم که متوجه آن شویم. درست مانند حشرات موجود روی سطح دریاچه، ما به یونیورس با چشمانی نگاه می کنیم که برای آشکار کردن ماهیت واقعی فضازمان بیش از حد ناتوان اند. جهل سعادت است، بنابراین در منطق عملی و مفهوم روزمره، اینکه آیا ما در یک هولوگرام زندگی میکنیم یا نه، احتمالاً عملا چندان مهم نیست - اگرچه در جنبههای فلسفی چیزها لذات بیپایانی وجود دارد."
🔺اما در مورد خود مالداسینا چطور؟ آیا او واقعاً معتقد است که اصل هولوگرافیک درست است؟
"خب، من به این ایده به عنوان یک مدل نگاه می کنم، اما این مدلی است که توصیفی ریاضی از فضازمان کوانتومی ارائه می دهد. بنابراین ما باید آن را جدی بگیریم تا زمانی که کسی آن را رد کند، یا چیزی بهتر ارائه دهد."
💢@higgs_field
🔻Juan maldacena خوان مالداسینا
ماریآنه فریبرگر
قسمت ششم و پایانی
📌اما این برای ما چه معنایی دارد؟
همانطور که مطرح است، مدل مالداسینا تنها یک مدل است . ما هنوز نمی دانیم که آیا جهانی که در آن زندگی می کنیم هولوگرام است یا نه! ، و هنوز هم توصیف کوانتومی پایداری از گرانش نداریم که به یونیورس مان اعمال شود.
فرض انحنای منفی در مدل مالداسینا بسیار مهم است و یونیورس ما، چنان که از مشاهدات برمیآید، با خمیدگی مثبت بسیار خفیفی همراه است. مالداسینا اذعان می کند:
"ما توصیف مشابهی برای یک وضعیت با انحنای مثبت سراغ نداریم . دانشمندان ایده های مختلفی دارند و در حال بررسی شان هستند، اما هنوز پاسخ کاملی نداریم."
🔺اما اگر معلوم شود که اصل هولوگرافیک برای یونیورسی که در آن زندگی می کنیم صدق می کند، چه؟ آیا این بدان معناست که ما، همراه با فضازمان، فقط یک توهم هستیم؟
مالداسینا می گوید: " بله، می توان گفت [ما] یک توهم یا یک پدیده ظهور یافته (امرجنتال) هستیم. اگر ما در چنین یونیورسی زندگی می کردیم، منطقا، بازنمودی تقریبی بودیم. اما این چیز جدیدی در فیزیک نیست ، برای مثال سطح یک دریاچه را در نظر بگیرید - آنطور که به نظر می رسد سطح دریاچه کاملاً مشخص و آشکار است، حشرات می توانند روی آن راه بروند. اما اگر با یک میکروسکوپ به اندازه کافی قدرتمند نگاه کنید، خواهید دید که یک سری مولکول در اطراف جنبش دارند و هیچ سطح مشخصی وجود ندارد. ایده من این است که فضازمان میتواند مشابه همین موضوع باشد و در منطق مطلق به خوبی مشخص نشده است، اما ما موجوداتی در مقیاسی بزرگ تر از آن هستیم که متوجه آن شویم. درست مانند حشرات موجود روی سطح دریاچه، ما به یونیورس با چشمانی نگاه می کنیم که برای آشکار کردن ماهیت واقعی فضازمان بیش از حد ناتوان اند. جهل سعادت است، بنابراین در منطق عملی و مفهوم روزمره، اینکه آیا ما در یک هولوگرام زندگی میکنیم یا نه، احتمالاً عملا چندان مهم نیست - اگرچه در جنبههای فلسفی چیزها لذات بیپایانی وجود دارد."
🔺اما در مورد خود مالداسینا چطور؟ آیا او واقعاً معتقد است که اصل هولوگرافیک درست است؟
"خب، من به این ایده به عنوان یک مدل نگاه می کنم، اما این مدلی است که توصیفی ریاضی از فضازمان کوانتومی ارائه می دهد. بنابراین ما باید آن را جدی بگیریم تا زمانی که کسی آن را رد کند، یا چیزی بهتر ارائه دهد."
💢@higgs_field
🔻Juan maldacena خوان مالداسینا
Telegram
attach 📎
👍1