This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 بودن درین سرای جبریست بنام زیستن ، اما تلاش برای درک مکانیسم و عملکرد یونیورس ، از مقیاس ساباتمیک Subatomic تا مقیاس شبکهی کیهانی Cosmological Net ، امتیاز ماست .
فیزیک [ نمایشی از شکوه] زندگی ماست .
💢@higgs_field
فیزیک [ نمایشی از شکوه] زندگی ماست .
💢@higgs_field
❤2👍2🤩1
💢 درهم تنیدن entangle شبکه های تانسور با گرانش کوانتومی
توسط تام زیگفرید
قسمت دوم
و اکنون، در پیشرفت اخیر، برخی از فیزیکدانان فکر میکنند که نوعی تنسور میتواند به حل مشکل دیرینه اتحاد نسبیت عام با مکانیک کوانتومی کمک کند. این بخشی از یک خط جدید تحقیقاتی محبوب با استفاده از تنسورها برای کمّی سازی quantifying درهم تنیدگی کوانتومی است، که برخی از فیزیکدانان معتقدند ارتباطی با گرانش دارد.
درهم تنیدگی همان ارتباط شبح وار spooky act بین ذرات ایزوله ، که اینشتین را بسیار آشفته کرده بود. یک روایت اینکه: اندازه گیری یکی از جفت ذرات بر چیزی که هنگام اندازه گیری ذره دیگر یا شریک دور آن پیدا خواهید کرد تأثیر می گذارد، یا دست کم اینگونه به نظر می رسد. اما این "درهم تنیدگی" پیامد واضح فیزیک کوانتومی برای ذراتی است که منشا یا برهمکنش مشترکی دارند.
این منجر به پدیدههای شگفتی میشود، اما همه آنها از نظر ریاضی معقول و منطقی هستند، همانطور که توسط "وضعیت کوانتومی Quantum State" توصیف میشود. ذرات درهم تنیده به یک حالت کوانتومی مجزا تعلق دارند.
یک حالت کوانتومی بیان ریاضی (به نام تابع موج) را تعیین می کند که می تواند برای پیش بینی نتیجه اندازه گیری یک ذره مورد استفاده قرار گیرد - مثلا جهت اسپین spin direction به سمت بالا up یا پایین down باشد. هنگام توصیف ذرات متعدد - مانند ذرات موجود در موادی که خواص کوانتومی مانند ابررسانایی از خود نشان می دهند - حالت های کوانتومی می توانند بسیار پیچیده شوند.
کار بر روی آنها ، با آنالیز شبکه ای از درهم تنیدگی در میان ذرات بسیار آسان تر می شود. و الگوهای چنین پیوند های شبکه ای را می توان با استفاده از تنسورها توصیف کرد.
• رومان اوروس، فیزیکدانی که اخیراً در arXiv.org منتشر شده است، می نویسد:
«شبکه های تنسور نمایشی از حالت های کوانتومی چند پیکر many body ماده بر اساس ساختار درهم تنیدگی لوکال آنها هستند. به نوعی، میتوان گفت که فرد از درهم تنیدگی برای ایجاد تابع موج چند پیکر استفاده میکند.»
به بیان دیگر بر طبق گفته های اوروس ، کل تابع موج را میتوان بهعنوان زیرشبکههای تنسوری کوچکتر، شبیه لگوها، در نظر گرفت. درهم تنیدگی چسبی است که لگوها را در کنار هم نگه می دارد.
• اوروس Orus در مقاله اخیر دیگری که در Annals of Physics منتشر شد، مینویسد:
روشهای شبکه تنسوری ، حالتهای کوانتومی را بر حسب شبکه ای از تنسورهای به هم پیوسته نشان میدهد، که به نوبه خود ویژگیهای درهم تنیدگی مربوط به یک سیستم را نشان میدهند.
در حالی که ایده اصلی شبکههای تنسوری به دههها قبل بازمیگردد، در دهه 1990 از آنها برای مطالعه برخی سیستمهای کوانتومی استفاده گستردهتر شد. در چند سال گذشته، ایدههای تئوریک اطلاعات کوانتومی، انفجار روشهای جدیدی را با استفاده از شبکههای تنسور برای کمک به محاسبات مختلف ایجاد کردهاند.
فیزیکدانان به جای مقابله با معادلات پیچیده، می توانند سیستم ها را با استفاده از نمودارهای شبکه تنسوری آنالیز کنند، مشابه روشی که نمودارهای فاینمن در دیگر جنبه های فیزیک کوانتومی استفاده می کند.
اوروس می نویسد: «این یک زبان جدید برای فیزیک ماده چگال (و در واقع، برای تمام فیزیک کوانتومی) است که همه چیز را روشن تر می کند و شهود، ایده ها و نتایج جدیدی را به ارمغان می آورد.
اخیراً، شبکه های تنسوری این مفهوم را روشن کرده اند که درهم تنیدگی کوانتومی با گرانش مرتبط است. در نسبیت عام اینشتین، گرانش پیامد هندسه فضازمان است. آنالیز ها نشان می دهند که هندسه ای که در آن حالت کوانتومی وجود دارد توسط درهم تنیدگی شبکه های تنسوری تعیین می شود.
• اوروس خاطرنشان میکند: با کشیدن این ایده انعطاف پذیر تا حد نهایی، شماری از آثار پیشنهاد کردهاند که هندسه و انحنا (و در نتیجه گرانش) میتواند به طور طبیعی از الگوی درهمتنیدگی موجود در حالتهای کوانتومی پدید آید.
• اگر چنین است، شبکههای تنسوری میتوانند کلید کشف رمز و راز گرانش کوانتومی باشند. و در واقع، سرنخ دیگری از گرانش کوانتومی، معروف به اصل هولوگرافیک، به نظر می رسد که به طور طبیعی به نوع خاصی از شبکه تنسوری مرتبط باشد. این ارتباطی است که ارزش کاوش بیشتر را دارد.
💢@higgs_field
توسط تام زیگفرید
قسمت دوم
و اکنون، در پیشرفت اخیر، برخی از فیزیکدانان فکر میکنند که نوعی تنسور میتواند به حل مشکل دیرینه اتحاد نسبیت عام با مکانیک کوانتومی کمک کند. این بخشی از یک خط جدید تحقیقاتی محبوب با استفاده از تنسورها برای کمّی سازی quantifying درهم تنیدگی کوانتومی است، که برخی از فیزیکدانان معتقدند ارتباطی با گرانش دارد.
درهم تنیدگی همان ارتباط شبح وار spooky act بین ذرات ایزوله ، که اینشتین را بسیار آشفته کرده بود. یک روایت اینکه: اندازه گیری یکی از جفت ذرات بر چیزی که هنگام اندازه گیری ذره دیگر یا شریک دور آن پیدا خواهید کرد تأثیر می گذارد، یا دست کم اینگونه به نظر می رسد. اما این "درهم تنیدگی" پیامد واضح فیزیک کوانتومی برای ذراتی است که منشا یا برهمکنش مشترکی دارند.
این منجر به پدیدههای شگفتی میشود، اما همه آنها از نظر ریاضی معقول و منطقی هستند، همانطور که توسط "وضعیت کوانتومی Quantum State" توصیف میشود. ذرات درهم تنیده به یک حالت کوانتومی مجزا تعلق دارند.
یک حالت کوانتومی بیان ریاضی (به نام تابع موج) را تعیین می کند که می تواند برای پیش بینی نتیجه اندازه گیری یک ذره مورد استفاده قرار گیرد - مثلا جهت اسپین spin direction به سمت بالا up یا پایین down باشد. هنگام توصیف ذرات متعدد - مانند ذرات موجود در موادی که خواص کوانتومی مانند ابررسانایی از خود نشان می دهند - حالت های کوانتومی می توانند بسیار پیچیده شوند.
کار بر روی آنها ، با آنالیز شبکه ای از درهم تنیدگی در میان ذرات بسیار آسان تر می شود. و الگوهای چنین پیوند های شبکه ای را می توان با استفاده از تنسورها توصیف کرد.
• رومان اوروس، فیزیکدانی که اخیراً در arXiv.org منتشر شده است، می نویسد:
«شبکه های تنسور نمایشی از حالت های کوانتومی چند پیکر many body ماده بر اساس ساختار درهم تنیدگی لوکال آنها هستند. به نوعی، میتوان گفت که فرد از درهم تنیدگی برای ایجاد تابع موج چند پیکر استفاده میکند.»
به بیان دیگر بر طبق گفته های اوروس ، کل تابع موج را میتوان بهعنوان زیرشبکههای تنسوری کوچکتر، شبیه لگوها، در نظر گرفت. درهم تنیدگی چسبی است که لگوها را در کنار هم نگه می دارد.
• اوروس Orus در مقاله اخیر دیگری که در Annals of Physics منتشر شد، مینویسد:
روشهای شبکه تنسوری ، حالتهای کوانتومی را بر حسب شبکه ای از تنسورهای به هم پیوسته نشان میدهد، که به نوبه خود ویژگیهای درهم تنیدگی مربوط به یک سیستم را نشان میدهند.
در حالی که ایده اصلی شبکههای تنسوری به دههها قبل بازمیگردد، در دهه 1990 از آنها برای مطالعه برخی سیستمهای کوانتومی استفاده گستردهتر شد. در چند سال گذشته، ایدههای تئوریک اطلاعات کوانتومی، انفجار روشهای جدیدی را با استفاده از شبکههای تنسور برای کمک به محاسبات مختلف ایجاد کردهاند.
فیزیکدانان به جای مقابله با معادلات پیچیده، می توانند سیستم ها را با استفاده از نمودارهای شبکه تنسوری آنالیز کنند، مشابه روشی که نمودارهای فاینمن در دیگر جنبه های فیزیک کوانتومی استفاده می کند.
اوروس می نویسد: «این یک زبان جدید برای فیزیک ماده چگال (و در واقع، برای تمام فیزیک کوانتومی) است که همه چیز را روشن تر می کند و شهود، ایده ها و نتایج جدیدی را به ارمغان می آورد.
اخیراً، شبکه های تنسوری این مفهوم را روشن کرده اند که درهم تنیدگی کوانتومی با گرانش مرتبط است. در نسبیت عام اینشتین، گرانش پیامد هندسه فضازمان است. آنالیز ها نشان می دهند که هندسه ای که در آن حالت کوانتومی وجود دارد توسط درهم تنیدگی شبکه های تنسوری تعیین می شود.
• اوروس خاطرنشان میکند: با کشیدن این ایده انعطاف پذیر تا حد نهایی، شماری از آثار پیشنهاد کردهاند که هندسه و انحنا (و در نتیجه گرانش) میتواند به طور طبیعی از الگوی درهمتنیدگی موجود در حالتهای کوانتومی پدید آید.
• اگر چنین است، شبکههای تنسوری میتوانند کلید کشف رمز و راز گرانش کوانتومی باشند. و در واقع، سرنخ دیگری از گرانش کوانتومی، معروف به اصل هولوگرافیک، به نظر می رسد که به طور طبیعی به نوع خاصی از شبکه تنسوری مرتبط باشد. این ارتباطی است که ارزش کاوش بیشتر را دارد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
💢هولوگرافیک یونیورس
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7003
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7004
💢درهم تنیدن entangle شبکه های تنسور با گرانش کوانتومی
https://t.me/higgs_field/7012
💢هولوگرافیک یونیورس
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7003
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7004
💢درهم تنیدن entangle شبکه های تنسور با گرانش کوانتومی
https://t.me/higgs_field/7012
💢اصل هولوگرافیک فیزیک کوانتومی را با گرانش درهم می تند
توسط تام زیگفرید
قسمت سوم
اگر خواهان درک گرانش هستید، مطالعه سیاهچاله ها منطقی است. در هیچ جای دیگری نمی توانید جاذبه یا گرانشی به این اندازه که به راحتی در چنین فضای نسبتا کوچکی فشرده شده است پیدا کنید.
به نوعی، در واقع سیاهچاله ها چیزی جز گرانش نیستند. همانطور که انیشتین نشان داد، گرانش تنها اعوجاج فضا-زمان است و سیاهچاله ها گودال های sink بزرگ در فضازمان هستند. تمام مادهای که در آنها سقوط می کند - همجنس homogenized با نیستی nothingness می شود و چیزی جز هندسه یا ژئومتری دارای اعوجاج فضا-زمان باقی نمیماند.
همینطور که سیاهچاله ها ماده بیشتری را می بلعند، بزرگتر می شوند. اما عجیب است که این مساحت سطح سیاهچاله است، نه حجم آن، که متناسب با مواد مصرفی سیاهچاله منبسط می شود. به نوعی، افق رویداد سیاهچاله - ناحیه ای با مرز کروی که نقاط بی بازگشت را برای آبجکت های در حال سقوط مشخص می کند - (افق رویداد) رکورد یا گزارشی از اشتهای سیری ناپذیر و جرم/انرژی موارد خوردهشده eaten یک سیاهچاله را نگه می دارد.
از نظر فنی تر، مساحت سطح سیاهچاله به آنتروپی آن بستگی دارد، همانطور که جاکوب بکنشتاین،( مقالهای در این باب ،بقلم جیکوب بکنستین در کانال گذاشته ایم ) شاگرد جان آرچیبالد ویلر در دهه 1970 نشان داد.
در دهه 1990، فیزیکدانان دیگر (به ویژه جرارد ات هوفت و لئونارد ساسکیند) این بینش را بیشتر توسعه دادند و "اصل هولوگرافیک" holographic principle را پیشنهاد کردند:
• اطلاعات موجود در یک حجم سه بعدی را می توان به طور کامل با مرز دو بعدی اطراف آن توصیف کرد. همانطور که یک تصویر هولوگرافی معمولی یک صحنه 3 بعدی را بر روی یک سطح صاف دو بعدی نشان می دهد، خود طبیعت نیز می تواند اطلاعاتی را در مورد فضای داخلی منطقه ای از فضا در سطحی که آن را در بر می گیرد ذخیره کند.
اگر خوب به آن بیاندیشید چندان هم دور از ذهن نیست. روش های شناخته شده ای وجود دارد که اطلاعات موجود در یک فضای سه بعدی را می توان در مرزهای آن قرار داد. فقط اتاقی پر از اشیاء سه بعدی با آینه های روی دیوار را تصور کنید. شما می توانید همه چیز را در اتاق سه بعدی از روی تصاویر روی آینه های دو بعدی بازسازی کنید.
در سال 1995، فیزیکدان خوآن مالداسینا Juan Maldacena ایده هولوگرافیک را بیشتر توسعه داد. در اصل، او نشان داد که ریاضیات کوانتومی که فیزیک را در سه بعد فضایی بدون گرانش توصیف میکند، میتواند معادل ریاضی توصیف یک فضای چهار بعدی با گرانش باشد. (چنین معادلی از دو توصیف ریاضی متفاوت، دوگانگی duality نامیده می شود.)
بینش مالداسینا نشان داد که هولوگرافیک ممکن است کلید ادغام گرانش با مکانیک کوانتومی باشد. فیزیکدانان برای چندین دهه به دنبال راهی برای ترکیب گرانش در نظریه میدان کوانتومی بودند. اگر حق با مالداسینا باشد، ظاهرا تنها چیزی که نیاز دارید یک بعد اضافی از فضا است (که به طور طبیعی در نظریه ابر ریسمان ارائه شده است).
با توجه به یک بعد اضافه شده، فضازمان با گرانش از فیزیک توصیف شده توسط نظریه میدان کوانتومی در مرز آن ظهور emerge می یابد.
💢@higgs_field
توسط تام زیگفرید
قسمت سوم
اگر خواهان درک گرانش هستید، مطالعه سیاهچاله ها منطقی است. در هیچ جای دیگری نمی توانید جاذبه یا گرانشی به این اندازه که به راحتی در چنین فضای نسبتا کوچکی فشرده شده است پیدا کنید.
به نوعی، در واقع سیاهچاله ها چیزی جز گرانش نیستند. همانطور که انیشتین نشان داد، گرانش تنها اعوجاج فضا-زمان است و سیاهچاله ها گودال های sink بزرگ در فضازمان هستند. تمام مادهای که در آنها سقوط می کند - همجنس homogenized با نیستی nothingness می شود و چیزی جز هندسه یا ژئومتری دارای اعوجاج فضا-زمان باقی نمیماند.
همینطور که سیاهچاله ها ماده بیشتری را می بلعند، بزرگتر می شوند. اما عجیب است که این مساحت سطح سیاهچاله است، نه حجم آن، که متناسب با مواد مصرفی سیاهچاله منبسط می شود. به نوعی، افق رویداد سیاهچاله - ناحیه ای با مرز کروی که نقاط بی بازگشت را برای آبجکت های در حال سقوط مشخص می کند - (افق رویداد) رکورد یا گزارشی از اشتهای سیری ناپذیر و جرم/انرژی موارد خوردهشده eaten یک سیاهچاله را نگه می دارد.
از نظر فنی تر، مساحت سطح سیاهچاله به آنتروپی آن بستگی دارد، همانطور که جاکوب بکنشتاین،( مقالهای در این باب ،بقلم جیکوب بکنستین در کانال گذاشته ایم ) شاگرد جان آرچیبالد ویلر در دهه 1970 نشان داد.
در دهه 1990، فیزیکدانان دیگر (به ویژه جرارد ات هوفت و لئونارد ساسکیند) این بینش را بیشتر توسعه دادند و "اصل هولوگرافیک" holographic principle را پیشنهاد کردند:
• اطلاعات موجود در یک حجم سه بعدی را می توان به طور کامل با مرز دو بعدی اطراف آن توصیف کرد. همانطور که یک تصویر هولوگرافی معمولی یک صحنه 3 بعدی را بر روی یک سطح صاف دو بعدی نشان می دهد، خود طبیعت نیز می تواند اطلاعاتی را در مورد فضای داخلی منطقه ای از فضا در سطحی که آن را در بر می گیرد ذخیره کند.
اگر خوب به آن بیاندیشید چندان هم دور از ذهن نیست. روش های شناخته شده ای وجود دارد که اطلاعات موجود در یک فضای سه بعدی را می توان در مرزهای آن قرار داد. فقط اتاقی پر از اشیاء سه بعدی با آینه های روی دیوار را تصور کنید. شما می توانید همه چیز را در اتاق سه بعدی از روی تصاویر روی آینه های دو بعدی بازسازی کنید.
در سال 1995، فیزیکدان خوآن مالداسینا Juan Maldacena ایده هولوگرافیک را بیشتر توسعه داد. در اصل، او نشان داد که ریاضیات کوانتومی که فیزیک را در سه بعد فضایی بدون گرانش توصیف میکند، میتواند معادل ریاضی توصیف یک فضای چهار بعدی با گرانش باشد. (چنین معادلی از دو توصیف ریاضی متفاوت، دوگانگی duality نامیده می شود.)
بینش مالداسینا نشان داد که هولوگرافیک ممکن است کلید ادغام گرانش با مکانیک کوانتومی باشد. فیزیکدانان برای چندین دهه به دنبال راهی برای ترکیب گرانش در نظریه میدان کوانتومی بودند. اگر حق با مالداسینا باشد، ظاهرا تنها چیزی که نیاز دارید یک بعد اضافی از فضا است (که به طور طبیعی در نظریه ابر ریسمان ارائه شده است).
با توجه به یک بعد اضافه شده، فضازمان با گرانش از فیزیک توصیف شده توسط نظریه میدان کوانتومی در مرز آن ظهور emerge می یابد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
💢 “Science makes people reach selflessly for truth and objectivity; it teaches people to accept reality, with wonder and admiration, not to mention the deep awe and joy that the natural order of things brings to the true scientist.”
علم باعث میشود مردم با فروتنی به حقیقت و عینیت برسند. به مردم می آموزد که واقعیت را با شگفتی و تحسین بپذیرند - اگر به شکوه و شادی عمیقی که چینش طبیعی چیزها برای ساینتیست حقیقی به ارمغان می آورد، اشاره نکنیم.
-Lise Meitner
💢@higgs_field
علم باعث میشود مردم با فروتنی به حقیقت و عینیت برسند. به مردم می آموزد که واقعیت را با شگفتی و تحسین بپذیرند - اگر به شکوه و شادی عمیقی که چینش طبیعی چیزها برای ساینتیست حقیقی به ارمغان می آورد، اشاره نکنیم.
-Lise Meitner
💢@higgs_field
❤4
💢هولوگرافی ، فیزیک کوانتومی را با گرانش درهم می تند
توسط تام زیگفرید
قسمت چهارم و پایانی
اخیراً این ایده در یک بستر جدید دوباره مطرح شده است. شماری از فیزیکدانان پیشنهاد کرده اند که گرانش با درهم تنیدگی کوانتومی ارتباط دارد - ارتباط شبح وار بین ذرات از دوردست که اینشتین را گیج کرده بود. و به نظر می رسد که دوگانگی هولوگرافیک شناسایی شده توسط مالداسینا ارتباطی با پیوند گرانش-درهم تنیدگی دارد.
مارک ون رامسدونک از دانشگاه بریتیش کلمبیا در مقاله ای در سال 2010 استدلال کرد: "ظهور فضازمان در تصویر گرانشی ارتباط نزدیکی با درهم تنیدگی کوانتومی ... در سیستم های کوانتومی مرسوم مربوطه دارد." جالب است که پدیده ذاتا کوانتومی درهم تنیدگی برای ظهور یا برآمدن هندسه کلاسیک فضا-زمان حیاتی به نظر می رسد.
کار جدیدتر پیوند گرانش-درهم تنیدگی را به ابزارهای ریاضی به نام تنسور لینک می کند. توصیف درهم تنیدگی در سیستمهای مختلط بسیاری از ذرات با استفاده از شبکههای تنسوری برای کمّی سازی چگونگی درهمتنیدگی چند ذره آسانتر میشود. فیزیکدانان با استفاده از شبکه های تنسوری، الگوریتم هایی را توسعه داده اند که آنالیز ساده تری از مواد کوانتومی مانند ابررساناها را امکان پذیر می کند. این کار سالهاست که ادامه دارد. کار جدیدتر با شبکههای تنسوری، بینشهایی را در مورد چگونگی ارتباط اصل هولوگرافیک و درهم تنیدگی با گرانش ارائه کرده است.
• رومان اوروس، فیزیکدان دانشگاه یوهانس گوتنبرگ در آلمان، می نویسد:
به نظر می رسد که آبجکت های فیزیکی مهم، مانند فضا-زمان های خمیده ... از درهم تنیدگی در حالت های شبکه تنسوری از طریق هولوگرافیک به شکلی که در طبیعت شاهدیم ، ظهور یافته اند .
به طور خاص، فرمول بندی شبکه های تنسوری به نام MERA (multi-scale entanglement renormalization ansatz ) به خصوص با توجه به درک گرانش امیدوارکننده به نظر می رسد.
شبکههای تنسور MERA الگوهای درهمتنیدگی را در سیستمهای کوانتومی مختلط را توصیف میکنند و هندسهای ایجاد میکنند که یادآور فضای با ابعاد اضافه است که مالداسینا در دوگانگیاش به آن پرداخته است. به عبارت دیگر، این یک تحقق واقعی از دوگانگی نظریه میدان کوانتومی-گرانش است.
• اوروس می نویسد:
«وقتی از این منظر ببینیم، می توان گفت که هندسه (و گرانش) به نظر می رسد از الگوهای لوکال درهم تنیدگی در حالت های چند پیکر کوانتومی پدید می آید. بنابراین، او اشاره می کند، رویکرد شبکه تنسوری از نتیجه گیری پیشنهاد شده در کار قبلی رامسدونک و دیگران پشتیبانی می کند:
"فضا زمان گرانشی از درهم تنیدگی کوانتومی ظهور می یابد."
اوروس پیشنهاد می کند که این پیوند بین شبکه های تنسور، درهم تنیدگی و گرانش ممکن است در مطالعه فیزیک سیاهچاله ها یا در بررسی ماهیت کوانتومی فضازمان در فواصل بسیار کوچک مفید باشد.
جزئیات ریاضی نحوه پیوند شبکه های تنسوری درهم تنیدگی به هندسه فضازمان فراتر از مقالات مروری ابتدایی است. اگر کل داستان فضای هیلبرت، بازبهنجارش درهم تنیدگی و تنسورهای واحد و ایزومتریک را می خواهید، با مقاله فیزیکدان هاروارد برایان سوینگل در سال 2012 در Physical Review D. شروع کنید.
او در آن مقاله اشاره میکند که بسیاری از پیشرفتهای کنونی در شبکههای تنسوری، انگیزهاش را مدیون توسعه تئوری اطلاعات کوانتومی QI ، موضوع داغ دهه ۲۰۰۰ است. وی می نویسد: «در مورد امروز، شاید بتوان در مورد یک «عصر گرانش کوانتومی» جدید شبکه های تنسور صحبت کرد که تازه شروع شده است.
"آینده مطمئناً بسیار هیجان انگیز به نظر می رسد."
💢@higgs_field
توسط تام زیگفرید
قسمت چهارم و پایانی
اخیراً این ایده در یک بستر جدید دوباره مطرح شده است. شماری از فیزیکدانان پیشنهاد کرده اند که گرانش با درهم تنیدگی کوانتومی ارتباط دارد - ارتباط شبح وار بین ذرات از دوردست که اینشتین را گیج کرده بود. و به نظر می رسد که دوگانگی هولوگرافیک شناسایی شده توسط مالداسینا ارتباطی با پیوند گرانش-درهم تنیدگی دارد.
مارک ون رامسدونک از دانشگاه بریتیش کلمبیا در مقاله ای در سال 2010 استدلال کرد: "ظهور فضازمان در تصویر گرانشی ارتباط نزدیکی با درهم تنیدگی کوانتومی ... در سیستم های کوانتومی مرسوم مربوطه دارد." جالب است که پدیده ذاتا کوانتومی درهم تنیدگی برای ظهور یا برآمدن هندسه کلاسیک فضا-زمان حیاتی به نظر می رسد.
کار جدیدتر پیوند گرانش-درهم تنیدگی را به ابزارهای ریاضی به نام تنسور لینک می کند. توصیف درهم تنیدگی در سیستمهای مختلط بسیاری از ذرات با استفاده از شبکههای تنسوری برای کمّی سازی چگونگی درهمتنیدگی چند ذره آسانتر میشود. فیزیکدانان با استفاده از شبکه های تنسوری، الگوریتم هایی را توسعه داده اند که آنالیز ساده تری از مواد کوانتومی مانند ابررساناها را امکان پذیر می کند. این کار سالهاست که ادامه دارد. کار جدیدتر با شبکههای تنسوری، بینشهایی را در مورد چگونگی ارتباط اصل هولوگرافیک و درهم تنیدگی با گرانش ارائه کرده است.
• رومان اوروس، فیزیکدان دانشگاه یوهانس گوتنبرگ در آلمان، می نویسد:
به نظر می رسد که آبجکت های فیزیکی مهم، مانند فضا-زمان های خمیده ... از درهم تنیدگی در حالت های شبکه تنسوری از طریق هولوگرافیک به شکلی که در طبیعت شاهدیم ، ظهور یافته اند .
به طور خاص، فرمول بندی شبکه های تنسوری به نام MERA (multi-scale entanglement renormalization ansatz ) به خصوص با توجه به درک گرانش امیدوارکننده به نظر می رسد.
شبکههای تنسور MERA الگوهای درهمتنیدگی را در سیستمهای کوانتومی مختلط را توصیف میکنند و هندسهای ایجاد میکنند که یادآور فضای با ابعاد اضافه است که مالداسینا در دوگانگیاش به آن پرداخته است. به عبارت دیگر، این یک تحقق واقعی از دوگانگی نظریه میدان کوانتومی-گرانش است.
• اوروس می نویسد:
«وقتی از این منظر ببینیم، می توان گفت که هندسه (و گرانش) به نظر می رسد از الگوهای لوکال درهم تنیدگی در حالت های چند پیکر کوانتومی پدید می آید. بنابراین، او اشاره می کند، رویکرد شبکه تنسوری از نتیجه گیری پیشنهاد شده در کار قبلی رامسدونک و دیگران پشتیبانی می کند:
"فضا زمان گرانشی از درهم تنیدگی کوانتومی ظهور می یابد."
اوروس پیشنهاد می کند که این پیوند بین شبکه های تنسور، درهم تنیدگی و گرانش ممکن است در مطالعه فیزیک سیاهچاله ها یا در بررسی ماهیت کوانتومی فضازمان در فواصل بسیار کوچک مفید باشد.
جزئیات ریاضی نحوه پیوند شبکه های تنسوری درهم تنیدگی به هندسه فضازمان فراتر از مقالات مروری ابتدایی است. اگر کل داستان فضای هیلبرت، بازبهنجارش درهم تنیدگی و تنسورهای واحد و ایزومتریک را می خواهید، با مقاله فیزیکدان هاروارد برایان سوینگل در سال 2012 در Physical Review D. شروع کنید.
او در آن مقاله اشاره میکند که بسیاری از پیشرفتهای کنونی در شبکههای تنسوری، انگیزهاش را مدیون توسعه تئوری اطلاعات کوانتومی QI ، موضوع داغ دهه ۲۰۰۰ است. وی می نویسد: «در مورد امروز، شاید بتوان در مورد یک «عصر گرانش کوانتومی» جدید شبکه های تنسور صحبت کرد که تازه شروع شده است.
"آینده مطمئناً بسیار هیجان انگیز به نظر می رسد."
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
.
💢هولوگرافیک یونیورس
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7003
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7004
Ref:
https://www.sciencenews.org/blog/context/holography-entangles-quantum-physics-gravity
__
💢درهم تنیدن entangle شبکه های تنسور با گرانش کوانتومی
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7013
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7015
Ref:
https://www.sciencenews.org/blog/context/holography-entangles-quantum-physics-gravity
💢 اصل هولوگرافیک ، گرانش را با فیزیک کوانتوم در هم می تند
قسمت سوم (نظم بالا)
https://t.me/higgs_field/7019
قسمت چهارم و پایانی
https://t.me/higgs_field/7021
Ref:
https://www.sciencenews.org/blog/context/tensor-networks-get-entangled-quantum-gravity?mode=blog&context=117
💢هولوگرافیک یونیورس
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7003
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7004
Ref:
https://www.sciencenews.org/blog/context/holography-entangles-quantum-physics-gravity
__
💢درهم تنیدن entangle شبکه های تنسور با گرانش کوانتومی
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7013
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7015
Ref:
https://www.sciencenews.org/blog/context/holography-entangles-quantum-physics-gravity
💢 اصل هولوگرافیک ، گرانش را با فیزیک کوانتوم در هم می تند
قسمت سوم (نظم بالا)
https://t.me/higgs_field/7019
قسمت چهارم و پایانی
https://t.me/higgs_field/7021
Ref:
https://www.sciencenews.org/blog/context/tensor-networks-get-entangled-quantum-gravity?mode=blog&context=117
👍2
💢تصویر جدید تلسکوپ فضایی جیمز وب JWST از کهکشان چرخ گاری که 500 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد.
تصویر نخست داده های ترکیبی از دو سنسور جیمز وب ، NIRCam و MIRI است و تصویر دیگر هم اطلاعات ثبت شده از سنسور NIRCam را نشان میدهد.
https://www.nasa.gov/feature/goddard/2022/webb-captures-stellar-gymnastics-in-the-cartwheel-galaxy
💢@higgs_field
تصویر نخست داده های ترکیبی از دو سنسور جیمز وب ، NIRCam و MIRI است و تصویر دیگر هم اطلاعات ثبت شده از سنسور NIRCam را نشان میدهد.
https://www.nasa.gov/feature/goddard/2022/webb-captures-stellar-gymnastics-in-the-cartwheel-galaxy
💢@higgs_field
❤1
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند.
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7026
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7027
قسمت سوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/7028
پیوست
https://t.me/higgs_field/7035
https://www.quantamagazine.org/particle-physicists-puzzle-over-a-new-duality-20220801/
قسمت نخست
https://t.me/higgs_field/7026
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/7027
قسمت سوم و پایانی
https://t.me/higgs_field/7028
پیوست
https://t.me/higgs_field/7035
https://www.quantamagazine.org/particle-physicists-puzzle-over-a-new-duality-20220801/
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند
یک پیوند پنهان بین نتایج یا خروجی دو برخورد ذرات ظاهرا نامشابه پیدا شده است. این تازه ترین نمونه از یک شبکه اسرارآمیز از ارتباطات ریاضی بین تئوری های متفاوت فیزیک است.
کیتی مک کورمیک
قسمت نخست
"دوگانگی پادپای antipodal duality " جدید، اصطلاحات مورد استفاده برای محاسبه فرآیند پراکندگی Scattering یک ذره را ، برای محاسبه دیگری معکوس می کند، به روشی که شبیه معکوس کردن مختصات نقاط متقاطر روی یک کره است.
سال گذشته، لنس دیکسون، فیزیکدان ذرات، در حال آماده کردن یک سخنرانی بود که متوجه شباهت قابل توجهی بین دو فرمول شد که قصد داشت در اسلایدهای خود قرار دهد.
فرمولهایی که دامنههای پراکندگی نامیده میشوند، احتمالات پیامدهای احتمالی برخورد ذرات را نشان میدهند. یکی از دامنه های پراکندگی نشان دهنده احتمال برخورد دو ذره گلوئون و تولید چهار گلوئون است. دیگری احتمال برخورد دو گلوئون را برای تولید یک گلوئون و یک ذره هیگز نشان می داد.
دیکسون که استاد دانشگاه استنفورد است، گفت:
«کمی گیج شدم، زیرا آنها تا حدی شبیه به هم بودند، و سپس متوجه شدم که اعداد اساساً یکسان بودند - فقط این [ترتیب] برعکس شده بود. ”
وی مشاهدات خود را از طریق Zoom با همکارانش در میان گذاشت. گروه بدون دلیلی برای همخوانی دو دامنه پراکندگی ، فکر کردند که شاید تصادفی باشد. آنها شروع به محاسبه دو دامنه در سطوح دقت بالاتری کردند (هر چه دقت بیشتر باشد، اصطلاحات بیشتری باید مقایسه کنند). در پایان تماس، با محاسبه هزاران عبارتی که مدام موافق بودند، فیزیکدانان کاملاً مطمئن بودند که با یک دوگانگی جدید سروکار دارند - یک ارتباط پنهان بین دو پدیده مختلف که با درک فعلی ما از فیزیک قابل توضیح نیست.
اکنون، دوگانگی آنی پُدال ، همانطور که محققان آن را می نامند، برای محاسبات با دقت بالا که شامل 93 میلیون عبارت است، تأیید شده است. در حالی که این دوگانگی در یک تئوری ساده شده از گلوئون ها و سایر ذرات به وجود می آید که به طور کامل جهان ما را توصیف نمی کند، سرنخ هایی وجود دارد که دوگانگی مشابه ممکن است در دنیای واقعی وجود داشته باشد. محققان امیدوارند که بررسی این یافته شگفت آور به آنها کمک کند تا ارتباطات جدیدی بین جنبه های به ظاهر نامرتبط فیزیک ذرات ایجاد کنند.
آناستازیا ولوویچ، فیزیکدان ذرات در دانشگاه براون، گفت: «این یک کشف باشکوه است زیرا کاملاً غیرمنتظره است و هنوز توضیحی در مورد اینکه چرا باید درست باشد وجود ندارد.»
🔺دی ان ایِ پراکندگی ذرات
دیکسون و تیمش با استفاده از یک "کد" ویژه برای محاسبه دامنه های پراکندگی کارآمدتر از روش های سنتی، دوگانگی آنتی پُدال را کشف کردند. به طور معمول، برای تعیین احتمال پراکندگی دو گلوئون پرانرژی به چهار گلوئون با انرژی پایین، برای مثال، باید تمام مسیرهای ممکنی را که ممکن است به این نتیجه منجر شود را در نظر بگیرید. شما شروع و پایان داستان را می دانید (دو گلوئون چهار می شوند)، اما باید وسط را نیز بدانید - شامل تمام ذراتی که به لطف عدم قطعیت کوانتومی می توانند به طور موقت به وجود آیند و نابود شوند. به طور سنتی، شما باید احتمال هر رویداد میانی ممکن را جمع کنید و آنها را یکی یکی در نظر بگیرید.
"این یک کشف باشکوه است زیرا کاملاً غیرمنتظره است و هنوز هیچ توضیحی در مورد اینکه چرا باید درست باشد وجود ندارد."
آناستازیا ولوویچ، دانشگاه براون
در سال 2010، این محاسبات دست و پاگیر توسط چهار محقق، از جمله ولوویچ، که یک میانبر پیدا کردند، دور زده شد . آنها متوجه شدند که بسیاری از عبارات پیچیده در یک محاسبه دامنه را می توان با سازماندهی مجدد همه چیز در یک ساختار جدید حذف کرد. شش عنصر اساسی ساختاری جدید، به نام "حروف" را تشکیل می دهند ، حروف متغیرهایی هستند که ترکیبی از انرژی و تکانه هر ذره را نشان می دهند. شش حرف کلمات را تشکیل میدهند و کلمات با هم ترکیب میشوند تا در هر دامنه پراکنده ، عبارتهایی را تشکیل دهند.
💢@higgs_field
یک پیوند پنهان بین نتایج یا خروجی دو برخورد ذرات ظاهرا نامشابه پیدا شده است. این تازه ترین نمونه از یک شبکه اسرارآمیز از ارتباطات ریاضی بین تئوری های متفاوت فیزیک است.
کیتی مک کورمیک
قسمت نخست
"دوگانگی پادپای antipodal duality " جدید، اصطلاحات مورد استفاده برای محاسبه فرآیند پراکندگی Scattering یک ذره را ، برای محاسبه دیگری معکوس می کند، به روشی که شبیه معکوس کردن مختصات نقاط متقاطر روی یک کره است.
سال گذشته، لنس دیکسون، فیزیکدان ذرات، در حال آماده کردن یک سخنرانی بود که متوجه شباهت قابل توجهی بین دو فرمول شد که قصد داشت در اسلایدهای خود قرار دهد.
فرمولهایی که دامنههای پراکندگی نامیده میشوند، احتمالات پیامدهای احتمالی برخورد ذرات را نشان میدهند. یکی از دامنه های پراکندگی نشان دهنده احتمال برخورد دو ذره گلوئون و تولید چهار گلوئون است. دیگری احتمال برخورد دو گلوئون را برای تولید یک گلوئون و یک ذره هیگز نشان می داد.
دیکسون که استاد دانشگاه استنفورد است، گفت:
«کمی گیج شدم، زیرا آنها تا حدی شبیه به هم بودند، و سپس متوجه شدم که اعداد اساساً یکسان بودند - فقط این [ترتیب] برعکس شده بود. ”
وی مشاهدات خود را از طریق Zoom با همکارانش در میان گذاشت. گروه بدون دلیلی برای همخوانی دو دامنه پراکندگی ، فکر کردند که شاید تصادفی باشد. آنها شروع به محاسبه دو دامنه در سطوح دقت بالاتری کردند (هر چه دقت بیشتر باشد، اصطلاحات بیشتری باید مقایسه کنند). در پایان تماس، با محاسبه هزاران عبارتی که مدام موافق بودند، فیزیکدانان کاملاً مطمئن بودند که با یک دوگانگی جدید سروکار دارند - یک ارتباط پنهان بین دو پدیده مختلف که با درک فعلی ما از فیزیک قابل توضیح نیست.
اکنون، دوگانگی آنی پُدال ، همانطور که محققان آن را می نامند، برای محاسبات با دقت بالا که شامل 93 میلیون عبارت است، تأیید شده است. در حالی که این دوگانگی در یک تئوری ساده شده از گلوئون ها و سایر ذرات به وجود می آید که به طور کامل جهان ما را توصیف نمی کند، سرنخ هایی وجود دارد که دوگانگی مشابه ممکن است در دنیای واقعی وجود داشته باشد. محققان امیدوارند که بررسی این یافته شگفت آور به آنها کمک کند تا ارتباطات جدیدی بین جنبه های به ظاهر نامرتبط فیزیک ذرات ایجاد کنند.
آناستازیا ولوویچ، فیزیکدان ذرات در دانشگاه براون، گفت: «این یک کشف باشکوه است زیرا کاملاً غیرمنتظره است و هنوز توضیحی در مورد اینکه چرا باید درست باشد وجود ندارد.»
🔺دی ان ایِ پراکندگی ذرات
دیکسون و تیمش با استفاده از یک "کد" ویژه برای محاسبه دامنه های پراکندگی کارآمدتر از روش های سنتی، دوگانگی آنتی پُدال را کشف کردند. به طور معمول، برای تعیین احتمال پراکندگی دو گلوئون پرانرژی به چهار گلوئون با انرژی پایین، برای مثال، باید تمام مسیرهای ممکنی را که ممکن است به این نتیجه منجر شود را در نظر بگیرید. شما شروع و پایان داستان را می دانید (دو گلوئون چهار می شوند)، اما باید وسط را نیز بدانید - شامل تمام ذراتی که به لطف عدم قطعیت کوانتومی می توانند به طور موقت به وجود آیند و نابود شوند. به طور سنتی، شما باید احتمال هر رویداد میانی ممکن را جمع کنید و آنها را یکی یکی در نظر بگیرید.
"این یک کشف باشکوه است زیرا کاملاً غیرمنتظره است و هنوز هیچ توضیحی در مورد اینکه چرا باید درست باشد وجود ندارد."
آناستازیا ولوویچ، دانشگاه براون
در سال 2010، این محاسبات دست و پاگیر توسط چهار محقق، از جمله ولوویچ، که یک میانبر پیدا کردند، دور زده شد . آنها متوجه شدند که بسیاری از عبارات پیچیده در یک محاسبه دامنه را می توان با سازماندهی مجدد همه چیز در یک ساختار جدید حذف کرد. شش عنصر اساسی ساختاری جدید، به نام "حروف" را تشکیل می دهند ، حروف متغیرهایی هستند که ترکیبی از انرژی و تکانه هر ذره را نشان می دهند. شش حرف کلمات را تشکیل میدهند و کلمات با هم ترکیب میشوند تا در هر دامنه پراکنده ، عبارتهایی را تشکیل دهند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍7
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند
کیتی مک کورمیک
قسمت دوم
🔺دی ان ایِ پراکندگی ذرات
دیکسون و تیمش با استفاده از یک "کد" ویژه برای محاسبه دامنه های پراکندگی کارآمدتر از روش های سنتی، دوگانگی آنتی پُدال را کشف کردند. به طور معمول، برای تعیین احتمال پراکندگی دو گلوئون پرانرژی به چهار گلوئون با انرژی پایین، برای مثال، باید تمام مسیرهای ممکنی را که ممکن است به این نتیجه منجر شود را در نظر بگیرید. شما شروع و پایان داستان را می دانید (دو گلوئون چهار می شوند)، اما باید وسط را نیز بدانید - شامل تمام ذراتی که به لطف عدم قطعیت کوانتومی می توانند به طور موقت به وجود آیند و نابود شوند. به طور سنتی، شما باید احتمال هر رویداد میانی ممکن را جمع کنید و آنها را یکی یکی در نظر بگیرید.
"این یک کشف باشکوه است زیرا کاملاً غیرمنتظره است و هنوز هیچ توضیحی در مورد اینکه چرا باید درست باشد وجود ندارد."
آناستازیا ولوویچ، دانشگاه براون
در سال 2010، این محاسبات دست و پاگیر توسط چهار محقق، از جمله ولوویچ، که یک میانبر پیدا کردند، دور زده شد . آنها متوجه شدند که بسیاری از عبارات پیچیده در یک محاسبه دامنه را می توان با سازماندهی مجدد همه چیز در یک ساختار جدید حذف کرد. شش عنصر اساسی ساختاری جدید، به نام "حروف" را تشکیل می دهند ، حروف متغیرهایی هستند که ترکیبی از انرژی و تکانه هر ذره را نشان می دهند. شش حرف کلمات را تشکیل میدهند و کلمات با هم ترکیب میشوند تا در هر دامنه پراکنده ، عبارتهایی را تشکیل دهند.
دیکسون این طرح جدید را با کد ژنتیکی مقایسه میکند، که در آن چهار بلوک سازنده شیمیایی ترکیب میشوند تا ژنها را در رشتهای از DNA تشکیل دهند. مانند کد ژنتیکی، "دی ان ای پراکندگی ذرات"، بنا بر نامگذاری دیکسون، قوانینی در مورد ترکیب کلمات مجاز را بهمراه دارد. برخی از این قوانین از اصول فیزیکی یا ریاضی شناخته شده پیروی می کنند، اما برخی دیگر دلبخواه به نظر می رسند. تنها راه برای کشف برخی از قوانین، جستجوی الگوهای پنهان در محاسبات طولانی است.
پس از کشف ، این قوانین غیرقابل درک به فیزیکدانان کمک کرده است تا دامنه های پراکندگی را در سطوح بسیار بالاتری از دقت نسبت به روش سنتی محاسبه کنند. بازسازی همچنین به دیکسون و همکارانش اجازه داد تا ارتباط پنهان بین دو دامنه پراکندگی به ظاهر نامرتبط را تشخیص دهند.
💢@higgs_field
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند
کیتی مک کورمیک
قسمت دوم
🔺دی ان ایِ پراکندگی ذرات
دیکسون و تیمش با استفاده از یک "کد" ویژه برای محاسبه دامنه های پراکندگی کارآمدتر از روش های سنتی، دوگانگی آنتی پُدال را کشف کردند. به طور معمول، برای تعیین احتمال پراکندگی دو گلوئون پرانرژی به چهار گلوئون با انرژی پایین، برای مثال، باید تمام مسیرهای ممکنی را که ممکن است به این نتیجه منجر شود را در نظر بگیرید. شما شروع و پایان داستان را می دانید (دو گلوئون چهار می شوند)، اما باید وسط را نیز بدانید - شامل تمام ذراتی که به لطف عدم قطعیت کوانتومی می توانند به طور موقت به وجود آیند و نابود شوند. به طور سنتی، شما باید احتمال هر رویداد میانی ممکن را جمع کنید و آنها را یکی یکی در نظر بگیرید.
"این یک کشف باشکوه است زیرا کاملاً غیرمنتظره است و هنوز هیچ توضیحی در مورد اینکه چرا باید درست باشد وجود ندارد."
آناستازیا ولوویچ، دانشگاه براون
در سال 2010، این محاسبات دست و پاگیر توسط چهار محقق، از جمله ولوویچ، که یک میانبر پیدا کردند، دور زده شد . آنها متوجه شدند که بسیاری از عبارات پیچیده در یک محاسبه دامنه را می توان با سازماندهی مجدد همه چیز در یک ساختار جدید حذف کرد. شش عنصر اساسی ساختاری جدید، به نام "حروف" را تشکیل می دهند ، حروف متغیرهایی هستند که ترکیبی از انرژی و تکانه هر ذره را نشان می دهند. شش حرف کلمات را تشکیل میدهند و کلمات با هم ترکیب میشوند تا در هر دامنه پراکنده ، عبارتهایی را تشکیل دهند.
دیکسون این طرح جدید را با کد ژنتیکی مقایسه میکند، که در آن چهار بلوک سازنده شیمیایی ترکیب میشوند تا ژنها را در رشتهای از DNA تشکیل دهند. مانند کد ژنتیکی، "دی ان ای پراکندگی ذرات"، بنا بر نامگذاری دیکسون، قوانینی در مورد ترکیب کلمات مجاز را بهمراه دارد. برخی از این قوانین از اصول فیزیکی یا ریاضی شناخته شده پیروی می کنند، اما برخی دیگر دلبخواه به نظر می رسند. تنها راه برای کشف برخی از قوانین، جستجوی الگوهای پنهان در محاسبات طولانی است.
پس از کشف ، این قوانین غیرقابل درک به فیزیکدانان کمک کرده است تا دامنه های پراکندگی را در سطوح بسیار بالاتری از دقت نسبت به روش سنتی محاسبه کنند. بازسازی همچنین به دیکسون و همکارانش اجازه داد تا ارتباط پنهان بین دو دامنه پراکندگی به ظاهر نامرتبط را تشخیص دهند.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند
قسمت سوم و پایانی
🔺دنیای پنهان ما
اکنون دو سوال بزرگ وجود دارد. اول، چرا دوگانگی وجود دارد؟ و دوم، آیا ارتباط مشابهی در دنیای واقعی پیدا خواهد شد؟
17 ذره بنیادی شناخته شده که جهان ما را تشکیل می دهند از مجموعه ای از معادلات به نام مدل استاندارد فیزیک ذرات پیروی می کنند. بر اساس مدل استاندارد، دو گلوئون، ذرات بدون جرمی که هستههای اتمی را به هم میچسبانند، به راحتی با یکدیگر برهمکنش میکنند تا تعداد خود را دو برابر کنند و به چهار گلوئون تبدیل شوند. با این حال، برای تولید یک گلوئون و یک ذره هیگز، گلوئون های در حال برخورد ابتدا باید به یک کوارک و یک آنتی کوارک تبدیل شوند. سپس از طریق نیرویی متفاوت از نیرویی که بر برهمکنش های متقابل گلوئون ها حاکم است، به یک گلوئون و هیگز تبدیل می شوند.
این دو فرآیند پراکندگی کاملا متفاوت هستند، و شامل بخش های کاملاً متفاوتی از مدل استاندارد هستند ، وجود دوگانگی بین آنها بسیار شگفتانگیز خواهد بود.
اما دوگانگی آنتی پدال حتی در مدل ساده شده فیزیک ذرات که دیکسون و همکارانش در حال مطالعه بودند نیز غیرمنتظره بود. مدل کوچک آنها، گلوئونهای ساختگی(خیالی) را با تقارنهای اضافی کنترل میکند، که محاسبات دقیقتری از دامنههای پراکندگی را ممکن میسازد. این دوگانگی یک فرآیند پراکندگی شامل این گلوئون ها و فرآیندی که نیاز به برهمکنش اضافه با ذرات توصیف شده توسط یک نظریه متفاوت دارد را به هم مرتبط می کند.
دیکسون تصور می کند سرنخ بسیار ضعیفی در مورد اینکه دوگانگی از کجا می آید دارد.
آن قواعد غیرقابل توضیحی را که توسط ولوویچ و همکارانش یافت شده است را به یاد بیاورید که دیکته می کنند کدام ترکیب عبارات در دامنه پراکندگی مجاز است. به نظر می رسد برخی از قوانین به طور دلخواه محدود می کنند که کدام حروف می توانند در دامنه دو گلوئون به گلوئون + هیگز در کنار یکدیگر ظاهر شوند. اما آن قواعد را در طرف دیگر دوگانگی ترسیم کنید، و آنها را به مجموعهای از قوانین تثبیتشده تبدیل میکنند که علیت را تضمین می کنند و همچنین نشان میدهد که تعاملات بین ذرات ورودی قبل از ظاهر شدن ذرات خروجی اتفاق میافتد.
برای دیکسون، این سرنخی کوچک به ارتباط فیزیکی عمیقتر بین این دو دامنه است و دلیلی برای فکر کردن به چیزی مشابه در مدل استاندارد است. وی درین زمینه گفت:
اما(این ارتباط) خیلی ضعیف است. و مانند اطلاعات دست دوم است.
دوگانگی های دیگری بین پدیده های فیزیکی متفاوت قبلاً یافت شده است. به عنوان مثال، تناظر AdS-CFT، که در آن یک جهان تئوریک بدون گرانش با جهانی دارای گرانش - دوگانه dual شده است . از زمان کشف آن در سال 1997 هزاران مقاله تحقیقاتی ، نوشته شده است. اما این دوگانگی نیز فقط برای یک جهان گرانشی با هندسه چین خورده مقابل جهان واقعی وجود دارد.
با این حال، برای بسیاری از فیزیکدانان، این فکت که دوگانگیهای بسیاری در جهان ما وجود دارد، نشان میدهد که آنها میتوانند سطحی از ساختار تئوری فراگیر را که در آن این ارتباطات شگفتانگیز آشکار میشوند، توصیف کنند .
💢@higgs_field
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند
قسمت سوم و پایانی
🔺دنیای پنهان ما
اکنون دو سوال بزرگ وجود دارد. اول، چرا دوگانگی وجود دارد؟ و دوم، آیا ارتباط مشابهی در دنیای واقعی پیدا خواهد شد؟
17 ذره بنیادی شناخته شده که جهان ما را تشکیل می دهند از مجموعه ای از معادلات به نام مدل استاندارد فیزیک ذرات پیروی می کنند. بر اساس مدل استاندارد، دو گلوئون، ذرات بدون جرمی که هستههای اتمی را به هم میچسبانند، به راحتی با یکدیگر برهمکنش میکنند تا تعداد خود را دو برابر کنند و به چهار گلوئون تبدیل شوند. با این حال، برای تولید یک گلوئون و یک ذره هیگز، گلوئون های در حال برخورد ابتدا باید به یک کوارک و یک آنتی کوارک تبدیل شوند. سپس از طریق نیرویی متفاوت از نیرویی که بر برهمکنش های متقابل گلوئون ها حاکم است، به یک گلوئون و هیگز تبدیل می شوند.
این دو فرآیند پراکندگی کاملا متفاوت هستند، و شامل بخش های کاملاً متفاوتی از مدل استاندارد هستند ، وجود دوگانگی بین آنها بسیار شگفتانگیز خواهد بود.
اما دوگانگی آنتی پدال حتی در مدل ساده شده فیزیک ذرات که دیکسون و همکارانش در حال مطالعه بودند نیز غیرمنتظره بود. مدل کوچک آنها، گلوئونهای ساختگی(خیالی) را با تقارنهای اضافی کنترل میکند، که محاسبات دقیقتری از دامنههای پراکندگی را ممکن میسازد. این دوگانگی یک فرآیند پراکندگی شامل این گلوئون ها و فرآیندی که نیاز به برهمکنش اضافه با ذرات توصیف شده توسط یک نظریه متفاوت دارد را به هم مرتبط می کند.
دیکسون تصور می کند سرنخ بسیار ضعیفی در مورد اینکه دوگانگی از کجا می آید دارد.
آن قواعد غیرقابل توضیحی را که توسط ولوویچ و همکارانش یافت شده است را به یاد بیاورید که دیکته می کنند کدام ترکیب عبارات در دامنه پراکندگی مجاز است. به نظر می رسد برخی از قوانین به طور دلخواه محدود می کنند که کدام حروف می توانند در دامنه دو گلوئون به گلوئون + هیگز در کنار یکدیگر ظاهر شوند. اما آن قواعد را در طرف دیگر دوگانگی ترسیم کنید، و آنها را به مجموعهای از قوانین تثبیتشده تبدیل میکنند که علیت را تضمین می کنند و همچنین نشان میدهد که تعاملات بین ذرات ورودی قبل از ظاهر شدن ذرات خروجی اتفاق میافتد.
برای دیکسون، این سرنخی کوچک به ارتباط فیزیکی عمیقتر بین این دو دامنه است و دلیلی برای فکر کردن به چیزی مشابه در مدل استاندارد است. وی درین زمینه گفت:
اما(این ارتباط) خیلی ضعیف است. و مانند اطلاعات دست دوم است.
دوگانگی های دیگری بین پدیده های فیزیکی متفاوت قبلاً یافت شده است. به عنوان مثال، تناظر AdS-CFT، که در آن یک جهان تئوریک بدون گرانش با جهانی دارای گرانش - دوگانه dual شده است . از زمان کشف آن در سال 1997 هزاران مقاله تحقیقاتی ، نوشته شده است. اما این دوگانگی نیز فقط برای یک جهان گرانشی با هندسه چین خورده مقابل جهان واقعی وجود دارد.
با این حال، برای بسیاری از فیزیکدانان، این فکت که دوگانگیهای بسیاری در جهان ما وجود دارد، نشان میدهد که آنها میتوانند سطحی از ساختار تئوری فراگیر را که در آن این ارتباطات شگفتانگیز آشکار میشوند، توصیف کنند .
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
💢آیا یونیورس بی نهایت infinite است؟
مرز مشاهدات ما در یونیورس توسط سه چیز تعیین میشود: سرعت انبساط، زمان پس از مهبانگ و سرعت نور.
اما فراتر از مرز مشاهدات ما، باید جهان بیشتری وجود داشته باشد، و هیچ کس نمی داند تا کجا پیش می رود. آیا متناهی است یا نامتناهی؟
" ما به طور قطع نمی دانیم. "
🔺تصویر:
این ساختار هندسی [Geometrical Structure] توروس [چنبره ] نمونهای از یک سطح تخت فضایی است، بدون انحنای مثبت و منفی در سراسر آن، که با این وجود از نظر وسعت محدود است. اگر فضای شما ماهیتی توروس مانند torus-like داشته باشد ، در صورتی در یک خط مستقیم سفر کنید، در نهایت می توانید به نقطه شروع خود بازگردید.
http://telegra.ph/آیا-یونیورس-بی-نهایت-infinite-است-04-14
💢@higgs_field
مرز مشاهدات ما در یونیورس توسط سه چیز تعیین میشود: سرعت انبساط، زمان پس از مهبانگ و سرعت نور.
اما فراتر از مرز مشاهدات ما، باید جهان بیشتری وجود داشته باشد، و هیچ کس نمی داند تا کجا پیش می رود. آیا متناهی است یا نامتناهی؟
" ما به طور قطع نمی دانیم. "
🔺تصویر:
این ساختار هندسی [Geometrical Structure] توروس [چنبره ] نمونهای از یک سطح تخت فضایی است، بدون انحنای مثبت و منفی در سراسر آن، که با این وجود از نظر وسعت محدود است. اگر فضای شما ماهیتی توروس مانند torus-like داشته باشد ، در صورتی در یک خط مستقیم سفر کنید، در نهایت می توانید به نقطه شروع خود بازگردید.
http://telegra.ph/آیا-یونیورس-بی-نهایت-infinite-است-04-14
💢@higgs_field
👍3
.
💢“The study of physics is also an adventure. You will find it challenging, sometimes frustrating, occasionally painful, and often richly rewarding.”
«مطالعه فیزیک نیز یک ماجراجویی است. آن را چالشبرانگیز، گاهی ناامیدکننده، گاهی دردناک و اغلب سرشار از پاداش خواهید یافت.»
- هیو دی یانگ
💢@higgs_field
💢“The study of physics is also an adventure. You will find it challenging, sometimes frustrating, occasionally painful, and often richly rewarding.”
«مطالعه فیزیک نیز یک ماجراجویی است. آن را چالشبرانگیز، گاهی ناامیدکننده، گاهی دردناک و اغلب سرشار از پاداش خواهید یافت.»
- هیو دی یانگ
💢@higgs_field
👍2❤1
💢 10 Facts about moon :
1. ماه تنها قمر طبیعی و دائمی زمین است.
2. ماه دومین قمر چگال در سامانه خورشیدی است .
3. ماه همیشه یک چهره را به زمین نشان می دهد.
4. سطح ماه در واقع تاریک است .(مشابهتی با ستارگان ندارد)
5. خورشید و ماه هم اندازه نیستند.
6. ماه در حال دور شدن از زمین است.(3.8 cm در سال)
7. ماه زمانی ساخته شد که سیارک/تخته سنگی به زمین برخورد کرد.
8. ماه باعث حرکت زمین و همچنین جزر و مد می شود.
9. ماه نیز ماه- لرزه moon quakes دارد.
10. روی ماه آب وجود دارد!
💢@higgs_field
1. ماه تنها قمر طبیعی و دائمی زمین است.
2. ماه دومین قمر چگال در سامانه خورشیدی است .
3. ماه همیشه یک چهره را به زمین نشان می دهد.
4. سطح ماه در واقع تاریک است .(مشابهتی با ستارگان ندارد)
5. خورشید و ماه هم اندازه نیستند.
6. ماه در حال دور شدن از زمین است.(3.8 cm در سال)
7. ماه زمانی ساخته شد که سیارک/تخته سنگی به زمین برخورد کرد.
8. ماه باعث حرکت زمین و همچنین جزر و مد می شود.
9. ماه نیز ماه- لرزه moon quakes دارد.
10. روی ماه آب وجود دارد!
💢@higgs_field
👍5
💢فیزیکدانان پیرامون یک دوگانگی تازه ، معما طرح می کنند.
https://t.me/phys_Q/7025
#پیوست
در ریاضیات، نقطههای آنتی پدال anti podal در کره آنهایی هستند که به طور قطری مخالف یکدیگر هستند . (ویژگی خاص چنین تعریفی این است که خطی متقاطر که از یکی سو به سوی دیگر دایره کشیده میشود از مرکز کره میگذرد و قطر واقعی را تشکیل میدهد).
🆔 @phys_Q
https://t.me/phys_Q/7025
#پیوست
در ریاضیات، نقطههای آنتی پدال anti podal در کره آنهایی هستند که به طور قطری مخالف یکدیگر هستند . (ویژگی خاص چنین تعریفی این است که خطی متقاطر که از یکی سو به سوی دیگر دایره کشیده میشود از مرکز کره میگذرد و قطر واقعی را تشکیل میدهد).
🆔 @phys_Q
💢شبکه کوانتومی چیست؟
نوشته مارا جانسون گرو
قسمت نخست
همانطور که وارد عصر کوانتومی می شویم، چهار چیز در مورد شبکه های کوانتومی وجود دارد.
چهار سال، چهار ماه و دوازده روز پیش، یک فوتون - ذره ای از نور - از پروکسیما قنطورس، نزدیک ترین ستاره به ما، خارج شد. همین الان بالاخره به زمین رسید.
این فوتون و سایر فوتونهایی که با آن آمدهاند، میتوانند اسرار باورنکردنی را در مورد سیاراتی که به دور ستاره کوتوله سرخ میچرخند، فاش کنند، مثلاً اینکه آنها سکونت پذیر یا ناپذیر هستند. با این حال، با ابزارهای فعلی، ما نمیتوانیم این اطلاعات را کشف کنیم.
این می تواند روزی با فناوری به نام شبکه های کوانتومی تغییر کند.
شبکههای کوانتومی مانند شبکههای کلاسیکی هستند که در زندگی روزمره برای انتقال و اشتراکگذاری اطلاعات دیجیتال استفاده میکنیم. با این حال، شبکههای کوانتومی از بیتهای کوانتومی یا کیوبیتها استفاده میکنند که اطلاعات را به گونهای رمزگذاری میکنند که کاملاً با روش تفکر کلاسیک بیگانه است. کیوبیت ها از ترفندهایی از دنیای عجیب مکانیک کوانتومی استفاده می کنند و اساساً با بیت های محاسباتی کلاسیک تفاوت دارند. و هنگامی که در شبکه های کوانتومی به کار می روند، به شدت قدرتمندتر می شوند.
«یک چالش کلیدی برای شبکههای کوانتومی این است که بتوانیم بین انواع مختلف سیستمهای کوانتومی و هر آنچه که به عنوان شبکه انتخاب میکنیم، ارتباط برقرار کنیم .»
شبکههای کوانتومی فعلا وجود ندارند - و بسیاری از دانشمندان در این زمینه به شما خواهند گفت که راه درازی در پیش داریم . اما وقتی ایجاد میشوند، میتوانند زندگی روزمره را متحول کنند و ارتباطات غیرقابل هک را برای بانکها، پزشکی، ناوبری و موارد دیگر ، بطور ایمن برقرار کنند.
شاید اکنون به آن نقطه نرسیده باشیم، اما دانشمندان در حال آزمایش بلوکهای سازنده و کنار هم قرار دادن نمونههای اولیه سیستمها هستند.
سوفیا اکونومو، پروفسور فیزیک و کارشناس اطلاعات کوانتومی در ویرجینیا تک، میگوید: "پیشرفتهای خارق العاده ای حال رخ دادن هستند."
در حال حاضر، ارتباطات کوانتومی اولیه به نام توزیع کلید کوانتومی به انتقال ایمن در فواصل کوتاه کمک می کند. اما قبل از اینکه شبکههای کوانتومی همهگیر شوند، احتمالاً اولین حضور عمومی خود را در محیطهای آکادمیک رقم خواهند زد.
همانطور که وارد عصر کوانتومی می شویم، چهار نکته در مورد شبکه های کوانتومی وجود دارد :
💢@higgs_field
نوشته مارا جانسون گرو
قسمت نخست
همانطور که وارد عصر کوانتومی می شویم، چهار چیز در مورد شبکه های کوانتومی وجود دارد.
چهار سال، چهار ماه و دوازده روز پیش، یک فوتون - ذره ای از نور - از پروکسیما قنطورس، نزدیک ترین ستاره به ما، خارج شد. همین الان بالاخره به زمین رسید.
این فوتون و سایر فوتونهایی که با آن آمدهاند، میتوانند اسرار باورنکردنی را در مورد سیاراتی که به دور ستاره کوتوله سرخ میچرخند، فاش کنند، مثلاً اینکه آنها سکونت پذیر یا ناپذیر هستند. با این حال، با ابزارهای فعلی، ما نمیتوانیم این اطلاعات را کشف کنیم.
این می تواند روزی با فناوری به نام شبکه های کوانتومی تغییر کند.
شبکههای کوانتومی مانند شبکههای کلاسیکی هستند که در زندگی روزمره برای انتقال و اشتراکگذاری اطلاعات دیجیتال استفاده میکنیم. با این حال، شبکههای کوانتومی از بیتهای کوانتومی یا کیوبیتها استفاده میکنند که اطلاعات را به گونهای رمزگذاری میکنند که کاملاً با روش تفکر کلاسیک بیگانه است. کیوبیت ها از ترفندهایی از دنیای عجیب مکانیک کوانتومی استفاده می کنند و اساساً با بیت های محاسباتی کلاسیک تفاوت دارند. و هنگامی که در شبکه های کوانتومی به کار می روند، به شدت قدرتمندتر می شوند.
«یک چالش کلیدی برای شبکههای کوانتومی این است که بتوانیم بین انواع مختلف سیستمهای کوانتومی و هر آنچه که به عنوان شبکه انتخاب میکنیم، ارتباط برقرار کنیم .»
شبکههای کوانتومی فعلا وجود ندارند - و بسیاری از دانشمندان در این زمینه به شما خواهند گفت که راه درازی در پیش داریم . اما وقتی ایجاد میشوند، میتوانند زندگی روزمره را متحول کنند و ارتباطات غیرقابل هک را برای بانکها، پزشکی، ناوبری و موارد دیگر ، بطور ایمن برقرار کنند.
شاید اکنون به آن نقطه نرسیده باشیم، اما دانشمندان در حال آزمایش بلوکهای سازنده و کنار هم قرار دادن نمونههای اولیه سیستمها هستند.
سوفیا اکونومو، پروفسور فیزیک و کارشناس اطلاعات کوانتومی در ویرجینیا تک، میگوید: "پیشرفتهای خارق العاده ای حال رخ دادن هستند."
در حال حاضر، ارتباطات کوانتومی اولیه به نام توزیع کلید کوانتومی به انتقال ایمن در فواصل کوتاه کمک می کند. اما قبل از اینکه شبکههای کوانتومی همهگیر شوند، احتمالاً اولین حضور عمومی خود را در محیطهای آکادمیک رقم خواهند زد.
همانطور که وارد عصر کوانتومی می شویم، چهار نکته در مورد شبکه های کوانتومی وجود دارد :
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍4
💢بنا بر اصل هویگنس، هر نقطه روی جبهۀ موج را میتوان به عنوان منبع جدید موج کروی در نظر گرفت، و میتوان میدان در فواصل بعدی را از جمع میدانهای تولیدشدۀ این منابع کروی محاسبه کرد.
تنها چیزی که نیاز دارید هندسه کروی است که به طور طبیعی پدیدار شده است .
این می تواند دلیلی به ما ارائه دهد که چرا محاسبه پارامتر های بسیاری در فیزیک، t² ،c²، ψ²، e² و سرعت v² در روابطی مانند انرژی جنبشی Eₖ=½mv² ، مربع هستند.
علاوه بر درک هندسه کروی ، با درک دنباله فیبوناچی و نسبت طلایی golden ratio:
a+b / a = a / b = ϕ
درک دقیق تری از ریاضیات حاکم بر یونیورس ، بدست آورید .
💢@higgs_field
تنها چیزی که نیاز دارید هندسه کروی است که به طور طبیعی پدیدار شده است .
این می تواند دلیلی به ما ارائه دهد که چرا محاسبه پارامتر های بسیاری در فیزیک، t² ،c²، ψ²، e² و سرعت v² در روابطی مانند انرژی جنبشی Eₖ=½mv² ، مربع هستند.
علاوه بر درک هندسه کروی ، با درک دنباله فیبوناچی و نسبت طلایی golden ratio:
a+b / a = a / b = ϕ
درک دقیق تری از ریاضیات حاکم بر یونیورس ، بدست آورید .
💢@higgs_field
👍1