کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
🟣 The whole universe is very strange, but you see when you look at the details that the rules of the game are very simple – the mechanical rules by which you can figure out exactly what is going to happen when the situation is simple. It is like a chess game.'

سراسر یونیورس بسیار شگفت است، اما وقتی به جزئیات نگاه می‌کنید، می‌بینید که قواعد بازی بسیار ساده هستند – قوانین مکانیکی که با آن می‌توانید بفهمید که در وضعیتی ساده چه اتفاقی می‌افتد. دقیقا مانند بازی شطرنج .

-Richard Feynman

🆔@Phys_Q
👍4
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت چهارم

📌نوترینوهای بدون جرم؟ مدل استاندارد 1.0

اما منطق نوترینوها پیچ و تاب دارد. تا آنجایی که آزمایش توانست بگوید، برای چندین دهه پس از کشف اولین نوترینو در سال 1956، هر یک از سه نوترینو نوعی نیم-نوترینو half-neutrino هستند… یک فرمیون ویل Weyl fermion که با بوزون W برهمکنش می‌کند و بنابراین نیروی هسته ای ضعیف weak nuclear را تجربه می‌کند. (اما تحت تأثیر نیروهای هسته ای قوی strong nuclear و الکترومغناطیسی EM قرار نمی گیرد.)

با منطقی که گفتیم، این فرمیون ویل فقط می تواند جرم صفر داشته باشد و چیزی برای پیوند نداشته باشد.
برای چندین دهه منطق بالا به نظر می رسید. هیچ نشانه تجربی دال بر اینکه نوترینوها جرم دارند وجود نداشت. به نظر می‌رسید که مدل استاندارد توضیح ساده‌ای در مورد اینکه چرا نوترینوها (ظاهراً) بدون جرم هستند ارائه می‌دهد: آنها به تنهایی در میان فرمیون‌های مدل استاندارد (نسخه 1.0) نیمه دیگر خود را که برای یک پیوند جرم-مند مورد نیاز است، ندارند.‌‌


اما به تدریج، شواهدی گرد آوری شد که نوترینوها می توانند نوع خود را در حین پرواز تغییر دهند. همانطور که از نام « نوترینو میکس‌ینگ »، بر می آید، داستانی طولانی دارد ( این مقاله در مورد همین مطلب است)، و امروز یک حوزه اصلی تحقیقات فیزیک ذرات است. اختلاط mixing ، دست کم با دو تایپ از سه تایپ نوترینو دارای جرم ، به آسانی توضیح داده می شود.
اگر هر کدام از آنها چنین رفتار کنند، نتیجتا منطقی است که جرم صفر پیش بینی شده همه نوترینوها ، باید اشتباه باشد. و اگر دو تایپ از آنها میکسینگ انجام دهند، احتمالا این عمل شامل هر سه تایپ باشد.

در همین حال، از آنجایی که نوترینوها در دوران اولیه کیهان به راحتی ساخته می شوند، حتی امروزه نیز در جهان به وفور یافت می شوند. اگر جرم آنها بزرگ بود، این امر می توانست بر نحوه تشکیل کهکشان ها و خوشه های کهکشانی و به طور کلی بر این که چرا جهان یکنواخت نیست و در عوض ساختارهای زیادی در آن وجود دارد، تأثیر می گذاشت. مطالعه دقیق این ساختارها نشان می‌دهد که جرم‌های نوترینو همگی باید بیش از چندین میلیون بار کوچک‌تر از جرم الکترون و بیش از یک تریلیون بار کوچک‌تر از کوارک سر top باشند.

این امر یک معما ایجاد می کند. نوترینوها «فرمیون‌های ویل» با جرم صفر نیستند. آنها جرم دارند درست مانند بقیه فرمیون ها. اما اگر چنین است، چرا همه جرم‌های نوترینویی بسیار کوچکتر از دیگر فرمیون‌هاست؟

آیا مدل استاندارد می تواند چنین اکتشافات تجربی را در خود جای دهد؟ این کمی ریسک همراه دارد که ما را وارد یک بحث منطقی در مورد اینکه «مدل استاندارد» چه چیزی هست و چه چیزی نیست، پیرامون نوترینوها وارد کند، بحثی که اکنون برای اجتناب از آن تلاش خواهیم کرد.

اما این پرسش را مطرح می کنیم که : برای سازگاری با مدل استاندارد 1.0 چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ فیزیک نظری دو داستان احتمالی بسیار متفاوت را ارائه می دهد، و یکی (یا ترکیبی از این دو) با تمام داده های تجربی سازگار است.‌‌

🔺شکل 3: در نسخه قبلی مدل استاندارد، یک تصور موجود بود که نوترینوها دارای جرم صفر هستند زیرا نیمه دیگری برای پیوند با آنها نداشتند.‌‌


💢@higgs_field
👍2
«مسوولیت ما به عنوان یک دانشورز این است که… بیآموزیم چگونه از شک کردن نباید هراسید بلکه باید آن را پذیرفت و در موردش بحث کرد.»

«راه آزمودن همه دانش ها آزمایش تجربی است. آزمایش تنها قاضی «حقیقت » علمی است..»

— ریچارد فاینمن

💢@higgs_field
13
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت سوم

با توجه به معادل بودن جرم و انرژی بیان شده توسط E = mc² آلبرت اینشتین، هر نقطه در فضا که حاوی انرژی باشد می‌تواند دارای جرم برای ایجاد ذرات در نظر گرفته شود.

ذرات مجازی به دلیل انرژی نوسانات کوانتومی ناشی از اصل عدم قطعیت به طور خود به خود در هر نقطه از فضا وجود دارند. فیزیک مدرن تئوری میدان کوانتومی (QFT) را برای درک تعاملات بنیادین بین ماده و نیروها توسعه داده است، و هر نقطه از فضا را به عنوان یک نوسان ساز هارمونیک کوانتومی در نظر می گیرد. طبق QFT، جهان از میدان‌های ماده تشکیل شده است که کوانتوم‌های آن‌ها فرمیون‌ها (یعنی لپتون‌ها و کوارک‌ها) و میدان‌های نیرو هستند که کوانتوم‌های آن بوزون‌ها هستند (مانند فوتون‌ها و گلوئون‌ها).

همه این میدان ها دارای انرژی نقطه صفر هستند. آزمایش‌های اخیر از این ایده حمایت می‌کنند که ذرات را می‌توان به‌عنوان حالت‌های برانگیخته میدان های زیرین خلاء کوانتومی در نظر گرفت، و اینکه تمام ویژگی‌های ماده صرفاً نوسانات خلاء ناشی از برهمکنش های میدان نقطه صفر هستند.

این ایده که فضای «خالی» می تواند انرژی ذاتی داشته باشد، و چیزی به نام «خلاء واقعی» وجود ندارد، ظاهراً غیر شهودی است. اغلب استدلال می شود که کل جهان به طور کامل در تابش نقطه صفر غوطه ور است، و به این ترتیب می تواند فقط مقداری ثابت به محاسبات اضافه کند.
بنابراین اندازه‌گیری‌های فیزیکی تنها انحرافات را از این مقدار نشان می‌دهد.

در بسیاری از محاسبات ، انرژی نقطه صفر در مدلهای ریاضی به عنوان اصطلاحی که هیچ اثر فیزیکی ندارد ، رد می شود. با این حال، چنین رفتاری مشکلاتی را ایجاد می کند، زیرا در نظریه نسبیت عام اینشتین، مقدار انرژی مطلق فضا یک ثابت دلخواه نیست و ثابت کیهانی cosmological constant را به وجود می آورد. برای چندین دهه، بیشتر فیزیکدانان تصور می کردند که یک اصل بنیادی کشف نشده وجود دارد که انرژی نقطه صفر بی نهایت را حذف می کند و آن را به طور کامل ناپدید می کند.

اگر خلاء مقادیر انرژی ذاتی مطلق نداشته باشد، اثرات گرانشی نخواهد داشت.

اعتقاد بر این بود که با انبساط کیهانی که از پیامدهای مهبانگ در نظر گرفته می شد، انرژی موجود در هر واحد فضای خالی کاهش می‌یابد زیرا کل انرژی برای پر کردن حجم کیهان توزیع می‌شود. کهکشان‌ها و همه مواد در جهان باید شروع به کاهش سرعت کنند. این احتمال در سال 1998 با کشف اینکه انبساط جهان کند نمی شود، بلکه در واقع شتاب می گیرد، رد شد، به این معنی که فضای خالی واقعاً مقادیری انرژی ذاتی دارد.

کشف انرژی تاریک به بهترین شکل با انرژی نقطه صفر توضیح داده می‌شود، اگرچه هنوز در مورد اینکه چرا این مقدار در مقایسه با مقدار غول آسایی که بصورت تئوریک به دست می‌آید - مسئله ثابت کیهانی - بسیار کوچک به نظر می‌رسد، همچنان یک معما باقی مانده است.

بسیاری از اثرات فیزیکی منتسب به انرژی نقطه صفر به طور تجربی تأیید شده‌اند، مانند گسیل خود به خود spontaneous emission ، نیروی کازیمیر casimir force ، انتقال لمب lamb shift ، گشتاور مغناطیسی الکترون magnetic moment of the electron و پراکندی دلبروک delbruck Scattering . این اثرات معمولاً « radiative correction » نامیده می شوند. در تئوری های غیرخطی پیچیده‌تر (مانند QCD) انرژی نقطه صفر می‌تواند پدیده‌های پیچیده‌ای مانند حالت‌های پایدار چندگانه، شکستن تقارن symmetry breaking، آشوب chaosو ظهور یافتگی emergence ایجاد کند.‌‌

💢@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢‌به گزارش رویترز، یک توربین بادی در شهر کرول ایالت تگزاس آمریکا، روز جمعه، ۳۱ تیر، در اثر برخورد صاعقه آتش گرفت. ویدیوی آتش‌سوزی و شکل هندسی دود برخاسته از توربین به دست برنت هاوینز، ضبط شده که توجه کاربران رسانه‌های اجتماعی را به خود جلب کرد.

💢@higgs_field
👍5
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت پنجم


📌نوترینوهای نوع دیراک؟ dirac-type neutrinos

اجازه دهید با ساده شروع کنیم: بیایید نوترینوها را مانند الکترون بسازیم. اکنون تصور خواهیم کرد که یک نیم دیگر از نوترینو که هنوز کشف نشده برای هر تایپ نوترینو وجود دارد، یک فرمیون ویل با جرم اولیه صفر ، البته تا زمانی که میدان هیگز روشن شود‌ .

اما یک چیز منحصر به فرد در مورد نوترینوها وجود دارد: نیمه دوم هر نوترینو "استریل sterile " است، به این معنا که برهمکنش آن با ماده معمولی به طرز شگفت انگیزی ضعیف است. این بخاطر این است که:

• هیچ کدام از نیم-نوترینو ها تحت تأثیر نیروی الکترومغناطیسی قرار نمی گیرد (از نظر الکتریکی خنثی است، از این رو نام "خنثی کوچک" است)

• هیچ کدام از نیم-نوترینوها تحت تأثیر نیروی هسته ای قوی قرار نمی گیرد.

• برخلاف نیم شناخته شده نوترینو، نیم اضافه ناشناخته با بوزون W برهمکنش نمی کند - و به طور کلی تحت تأثیر نیروی هسته ای ضعیف نیز قرار نمی گیرد.

• بدون نیروی الکترومغناطیسی، بدون نیروی هسته ای قوی، بدون نیروی هسته ای ضعیف. این بدان معناست که تنها نیروهای شناخته شده ای که بر آن تأثیر می گذارد، گرانش و نیروی هیگز است. چنین ذره ای در هیچ آزمایش فعلی هیچ اثر مستقیمی از خود باقی نخواهد گذاشت.


جرم آنها تنها می تواند بسیار اندک باشد زیرا برهمکنش بسیار کوچکی با میدان هیگز دارند ، واقعیتی که توضیح مشخصی برای آن وجود ندارد، اگرچه "خنثی بودن" نیم نوترینوهای اضافه شده ، فرصت هایی را ارائه می دهد.

این نیمه نوترینوهای استریل به نوترینوها اجازه می دهند تا توسط میدان هیگز با هم پیوند برقرار کنند ، تا "فرمیون های دیراک" - جرم دار را تشکیل دهند، همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است. که مانند شکل 2 برای الکترون است.

اما نگفتیم که چرا این جرم ها بسیار کوچکتر از الکترون هستند. در واقع، جرم های کوچک این نوترینوهای دیراک باید از برهمکنش های بسیار کوچک با میدان های هیگز ناشی شوند. چرا باید آن برهمکنش ها اینقدر کوچک باشد؟

هیچ کس نمی داند. با این حال، خود این واقعیت که این نیم نوترینوها خنثی هستند، مسیری را برای حدس و گمان نشان می دهد. فقدان برهمکنش آنها با ذرات و نیروهای شناخته شده به این ذرات امکان برهمکنش آسان با نیروهای قوی هنوز ناشناخته و ذرات هنوز ناشناخته را می دهد. (چنین احتمالاتی برای ذرات غیر استریل مانند الکترون‌ها، کوارک‌ها و بوزون‌های W بسیار محدود است.)

این برهم‌کنش‌های اضافه شده، به نوبه خود، می‌توانند بطور بالقوه برهم‌کنش‌های نیم-نوترینوهای خنثی با میدان هیگز را سرکوب کنند. بنابراین اگر نوترینوها فرمیون دیراک هستند، ممکن است راه‌هایی برای توضیح جرم کوچک آنها وجود داشته باشد، اگرچه احتمالاً نیاز به افزوده های بزرگ و چشمگیری به مدل استاندارد دارد.‌‌


🔺شکل 4: می توان با اضافه کردن نیم های دیگر نوترینوها به مدل استاندارد اجازه داد که جرم داشته باشند. سپس آنها به فرمیون دیراک تبدیل می شوند درست مانند الکترون و فرمیون های دیگر .

💢@higgs_field
👍1
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت چهارم

انرژی نقطه صفر از ایده‌های تاریخی درباره خلاء (وکیوم) به وجود آمده است. برای ارسطو، خلاء، τὸ κενόν، «تهی» بود. یعنی فضای مستقل از پیکر body بود . وی باور داشت که این مفهوم اصول اولیه فیزیکی را نقض می کند و ادعا می کرد که عناصر آتش، هوا، زمین و آب از اتم ساخته نشده اند، بلکه پیوسته هستند.

[اگر آب و ‌‌‌آتش و خاک و هوا را عنصر element در نظر بگیریم که پیوسته continuous اند ، در نتیجه نمی توانند قابل تجزیه به اجزای کوچکتری باشند و این ایده ای پرطرفدار در جهان باستان بود]

برای اتم‌گرایان، مفهوم تهیگی emptiness
ویژگی مطلق داشت: آن تمایز بین هستی و نیستی(عدم) بود. بحث در مورد ویژگی‌های خلاء عمدتاً به قلمرو فلسفه محدود می‌شد، خیلی بعد با آغاز رنسانس (نوزایی) بود که اتو فون گوریکه اولین پمپ خلاء را اختراع کرد و اولین ایده‌های علمی قابل آزمایش شروع به پیدایش کردند. تصور می شد که با حذف تمام گازها می توان یک فضای کاملاً خالی ایجاد کرد. این اولین مفهوم عمومی پذیرفته شده از خلاء بود.

با این حال، در اواخر قرن نوزدهم، آشکار شد که ناحیه تخلیه شده همچنان حاوی تابش حرارتی ( که در لامپ های خلاء رشته ای قابل مشاهده بود) است. وجود اثیر به عنوان جایگزینی برای خلأ واقعی رایج‌ترین نظریه آن زمان بود. طبق نظریه موفقیت آمیز اثیر الکترومغناطیسی مبتنی بر الکترودینامیک ماکسول Maxwell، این اثیر فراگیر دارای انرژی بود و در نتیجه با نیستی یا عدم بسیار متفاوت بود. این واقعیت که پدیده های الکترومغناطیسی و گرانشی به راحتی در فضای خالی منتقل می شدند، نشان می داد که اثیرهای مرتبط با آنها بخشی از بافت fabric خود فضا هستند. خود ماکسول اشاره کرد که:

برای کسانی که وجود پلینیوم plenum را به عنوان یک اصل فلسفی حفظ می کردند، بیزاری طبیعت از خلاء دلیل کافی برای تصور یک اثیر فراگیر بود... اثیرها برای شنا کردن سیارات اختراع شدند تا اتمسفر های الکتریکی و جریان های مغناطیسی را تشکیل دهند. برای انتقال احساسات از قسمتی از بدن ما به قسمت دیگر، و به همین ترتیب، تا جایی که فضایی سه یا چهار بار با اثیر ها پر شده است .

با این حال، نتایج آزمایش مایکلسون-مورلی در سال 1887 اولین شواهد قوی ، مبنی بر اینکه نظریه‌های اثیر رایج در آن زمان دارای نقص جدی بودند بود و این یک خط تحقیقاتی را آغاز کرد که در نهایت منجر به نسبیت خاص شد، که ایده وجود اثیر ثابت را رد کرد.

در مجموع برای دانشمندان آن دوره، به نظر می رسید که خلاء واقعی در فضا ممکن است با سرد کردن از بین برود و در نتیجه تمام تشعشعات یا انرژی از بین برود. از این ایده مفهوم دوم دستیابی به خلاء واقعی شکل گرفت: آن را تا دمای صفر مطلق پس از تخلیه سرد کنید. رسیدن به صفر مطلق از نظر فنی در قرن نوزدهم غیرممکن بود، بنابراین بحث حل نشده باقی ماند.‌‌

💢@higgs_field
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 GR (General Relativity) For babies 👶 🤱


💢@higgs_field
👍3
💢 Stephen Hawking with his confident gesture at University of Oxford during his graduation, 1962.‌‌


💢 استیون هاوکینگ با ژست اعتماد به نفس خود ، در دانشگاه آکسفورد در هنگام فارغ التحصیلی، 1962.‌‌


💢@higgs_field
👍63
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢" ما فرزند ستارگانیم "

چرخه ای بنام تولد ، بلوغ و مرگ ، ستارگان را احاطه کرده است ، سطحی تابناک از ماده در حال جوشیدن با قلبی آتشین از انرژی هسته ای ، که با ریختن و گسیل دادن نور و گرما و انرژی به روی اتمسفر سیارات ، از حیات پشتیبانی می کند . گذشته از این تمام عناصر موجود در ساختار بدن ما (و حیات) میلیارد ها سال پیش طی فرآیندی بنام سنتز هسته ای از عناصر سبک تر در قلب آتشین و چگال ستارگان ایجاد شده است و طی انفجار ابرنواختری در گستره ای بزرگ پخش شده است .


با اجرای زنده یاد کارل سیگن Carl Sagan


💢@higgs_field
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 " به همه رودخانه های خونی که همه آن ژنرال ها و امپراطورها براه انداخته اند تا در شکوه و پیروزی بتوانند صاحب لحظه ای ، کسری از یک نقطه شوند ، فکر کنید ."

- زنده یاد کارل سیگن Carl Sagan

💢@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢تصاویر شگفت انگیز از سطح مارس که توسط مدارگردِ این سیاره گرفته شده!

💢@higgs_field
🤩4👍3
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت ششم


📌نوترینوهای تایپ مایورانا؟Majorana-type Neutrinos

منشأ دوم جرم های نوترینوها کاملاً متفاوت است. از ویژگی منحصر به فرد نیم نوترینوی شناخته شده استفاده می کند: با پیوند با خود، می‌تواند به یک «نوترینوی ماجورانا» با جرم تبدیل شود.

همانطور که در شکل 5 نشان داده شده است، این کار را با ویزیت دوباره از میدان هیگز ، همانطور که در شکل 5 نشان داده شده است ، انجام می دهد.

 زیرا این پیوند با خود فقط برای یک فرمیون که از لحاظ الکتریکی خنثی است امکان پذیر است. این گزینه برای الکترون یا کوارک ها ممکن نیست.
واقعاً هیچ اشکالی در این ایده وجود ندارد، پس چرا خیلی زود در تاریخ مدل استاندارد معرفی نشد؟ مشکل این است که دوبار ویزیت از میدان هیگز هزینه دارد: و به ناگذیر مدل استاندارد را ناقص می کند. اگرچه ممکن است مدل استاندارد همچنان در آزمایش‌های کنونی خوب کار کند، اما دادن جرم به نوترینوها با دو ویزیت از میدان هیگز تضمین می‌کند که باید حداکثر انرژی Emax وجود داشته باشد که معادلات مدل استاندارد نمی‌توانند تمام کار خود را انجام دهند. اگر آزمایش‌هایی بالاتر از این انرژی انجام دهید، اندازه‌گیری‌هایی وجود خواهد داشت که مدل استاندارد اصلاً پیش‌بینی نمی‌کند. این بدان معناست که روزی باید چیز دیگری به مدل استاندارد اضافه شود تا این مشکل برطرف شود.

سابقا این موضوع دانشمندان را آزار می داد. آنها احساس کردند که نظریه های ناقص واقعاً سازگار نیستند. آن زمان گذشته است؛ با درک بهتر نظریه میدان کوانتومی (ریاضیاتی که زیربنای مدل استاندارد است)، ما دیگر با نگرانی به این موضوع نگاه نمی کنیم. از این گذشته، ما از قبل می دانیم که مدل استاندارد ناقص است: گرانش بخشی از آن نیست، زیرا ما مطمئن نیستیم که چگونه نظریه گرانش اینشتین را با نیروهای دیگر ترکیب کنیم. ناقص بودن گرانش ممکن است تنها در Emax (انرژی ماکزیممی) یک میلیون تریلیون برابر بیشتر از آنچه در حال حاضر در شتاب دهنده های ذرات خود به آن دسترسی داریم نشان داده شود.

برای نوترینوهای مایورانا، این امر چندان افراطی نخواهد بود. Emax ممکن است بیش از یک تریلیون برابر بیشتر از چیزی باشد که در حال حاضر می توانیم به آن برسیم. اما منطق ناقص بودن لزوماً برای این دو مثال چندان تفاوتی ایجاد نمی کند .


بنابراین بله، نوترینوها می توانند فرمیون های مایورانا باشند. این به قیمت یک نظریه ناقص است، اما برعکس از نیاز به اضافه کردن سه نیم نوترینو جدید به نظریه جلوگیری می کند. مهمتر از آن، در اینجا بذرهای توضیحی در مورد اینکه چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند، ارائه می دهد! هرچه انرژی Emax که مدل استاندارد قادر به توضیح آن نباشد ، بیشتر باشد، جرم‌های نوترینو باید کوچک‌تر باشند.

این به عنوان « generalized see-saw mechanism » شناخته می‌شود، و نقطه اتکای آن ، مقدار میدان هیگز است: حدود 250 گیگا ولت و معمولاً «v» نامیده می‌شود. هر چقدر که V نسبت به Emax کوچک باشد، جرم نوترینوها باید در مقایسه با v کوچکتر باشد.‌‌

🔺شکل 5: یک نوترینوی ویل که تحت تأثیر نیروی الکترومغناطیسی یا قوی هسته‌ای قرار نمی‌گیرد، می‌تواند با دو بار برهمکنش با میدان هیگز «با خود پیوند برقرار کند » و آن را به یک نوترینوی مایورانای با جرم تبدیل کند.

💢@higgs_field
👍1
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت پنجم


در سال 1900، «ماکس پلانک» میانگین انرژی «ε» یک تابشگر انرژی، به عنوان یکایی برای ارتعاشی اتمی را به عنوان تابعی از دمای مطلق به دست آورد:


ε = hv : e^ (hv/kT) -1

که در آن h ثابت پلانک است، ν فرکانس، k ثابت بولتزمن، و T درجه حرارت مطلق است. انرژی نقطه صفر هیچ کمکی به قانون اولیه پلانک نمی کند، زیرا وجود آن برای پلانک در سال 1900 ناشناخته بود.

مفهوم انرژی نقطه صفر توسط ماکس پلانک در آلمان در سال 1911 به عنوان یک عبارت اصلاحی اضافه شده به یک فرمول با حالت پایه صفر که در نظریه کوانتومی اولیه او در سال 1900 شکل گرفت، توسعه یافت.

در سال 1912، ماکس پلانک اولین مقاله را برای تشریح انتشار ناپیوسته تابش بر اساس کوانتای مجزای انرژی منتشر کرد.

در "نظریه کوانتومی دوم" پلانک، تشدید کننده ها به طور پیوسته انرژی را جذب می کردند، اما انرژی را در کوانتوم های گسسته هنگامی که به مرز سلول های متناهی در فضای فاز می رسیدند، ساطع می کردند، جایی که انرژی های آنها مضربی از hν شد. این نظریه پلانک را به قانون جدید تابش خود سوق داد.

اما در این نسخه تشدیدگرهای resonator انرژی دارای انرژی نقطه صفر بودند، یعنی کمترین میانگین از انرژی که یک تشدید کننده می توانست بگیرد. معادله تابش پلانک حاوی یک ضریب انرژی ساکن ، hν/2، به عنوان یک عبارت اضافی وابسته به فرکانس ν بود که بزرگتر از صفر بود (که در آن h ثابت پلانک است). بنابراین به طور گسترده توافق شده است که "معادله پلانک تولد مفهوم انرژی نقطه صفر را نشان داد."‌‌

ε =hv/2 + [hv : e^ (hv/kT) -1]


💢@higgs_field
👍2
💢The observable universe is 93 billion light years wide and contains two trillion galaxies EACH containing countless billions of stars

The UNobservable universe beyond is at least 250 times wider, so its volume and galaxy content is 15 million times larger

گستردگی یونیورس مشاهده پذیر 93 میلیارد سال نوری است و شامل دو تریلیون کهکشان است که هر کدام میلیاردها ستاره را شامل می شود.

جهان غیرقابل مشاهده در آن سوی (محدودیت ها) حداقل 250 برابر بزرگ تر است، بنابراین حجم و محتوای کهکشان آن 15 میلیون بار بزرگتر است.‌‌
* تصویر لگاریتمی است .
💢@higgs_field
👍71
🟣 اینشتین و خدا


'My views are near to those of Spinoza: admiration for the beauty of and belief in the logical simplicity of the order and harmony which we can grasp humbly and only imperfectly.'

دیدگاه‌های من به دیدگاه‌های اسپینوزا نزدیک است: تحسین زیبایی و باور به سادگی منطقیِ نظم و هماهنگی که می‌توانیم با فروتنی و تنها به شیوه ای ناقص ، درک کنیم.
-Albert Einstein

https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza


🆔 @phys_Q
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢جزئیات شهر جدید لاین در عربستان


دیواری به طول ۱۷۰ کیلومتر و عرض ۲۰۰ متر و ارتفاع ۵۰۰ متر ! و کلی پول که سرازیر میشه به جیب چند شرکت اروپایی تا نهایتا تشخیص بدن این طرح عملی نیست !(نظر شخصی)


🆔@Phys_Q
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 میشه ساعت ها این واکنش سریع رو دید و لذت برد .

💢@higgs_field
👏17👍1🤩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢زوم شگفت انگیز به سمت "سحابی عقاب" یا "ملکه ستاره"


💢@phys_q
3👍2
🟣 این نامه بسیار معروف است و اغلب به عنوان نظر قطعی انیشتین در مورد " خدا " ذکر می شود. او واجبات اخلاقی را نه از منظر دینی، بلکه «به عنوان یک مسئله صرفاً انسانی – بل مهم‌ترین مسئله بشری» می‌بیند. این نامه به درخواست ماروین ماگالانر توسط انیشتین نگاشته شده است .

“It seems to me that the idea of a personal God is an anthropomorphic concept which I cannot take seriously. I feel also not able to imagine some will or goal outside the human sphere.”‌‌


«به نظر من ایده خدای شخصی مفهومی انسان-دیس است که نمی‌توانم آن را جدی بگیرم. همچنین احساس می کنم نمی توانم اراده یا هدفی را خارج از حوزه انسانی تصور کنم.»‌‌


https://raabcollection.com/scientific-autographs/einstein-god-spinoza

🆔 @phys_Q
👍4