کوانتوم مکانیک‌🕊
10.9K subscribers
4.11K photos
2.37K videos
135 files
4.9K links
" یونیورس داینامیکی از میدان های کوانتومی ست"
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 کلیپ تغییر واکنش گویچه های استایروفوم به بسامد های مختلف صدا را نشان می دهد .


💢@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢This Gravity Well Defines best Gravity

اگر بنا بر درک گرانش با مدلسازی باشد خود مدل های گرانشی بهترین ها برای توضیح و بازسازی گرانش هستند .

نقطه اوج و حضیض سیارگان و استفاده کاوشگران و فضاپیما ها از قلاب گرانشی برای سرعت گرفتن نیز دقیقا چنین مکانیزمی (در کلیپ ) دارد .


💢@higgs_field
👍6🤯2
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت دوم


در گام بعدی ، در استاندارد مدل پارتیکل های بنیادین ، می توان این پارتیکل ها را به دو دسته تقسیم کرد:

1- "فرمیون" fermions
2-"بوزون" bosons

همچنین، اگرچه برخی از این پارتیکل ها دارای آنتی پارتیکل های (پاد ذرات) جداگانه هستند، ما آنها را نشان ندادیم. چیزی به مدل افزوده نمی کند، زیرا پاد ذره از هر نوع ذره ای دقیقاً جرم مشابهی را دارد .

همانطور که می بینید، نوترینوها در پایین ترین نقطه قرار دارند و از بقیه فاصله دارند؟ چه خبر است؟ پاسخ معلوم نیست؛ بخشی از تحقیقات در حال انجام برای یافتن پاسخ به این پرسش است.

زمانی تصور می شد که مدل استاندارد این معما را حل کرده است. و امروز ما دو راه حل ساده برای آن می دانیم، اما نمی دانیم کدام یک درست است.

هر یک از این راه حل ها نیاز به یک سری اصلاح جزئی در مدل استاندارد دارد: در یک مورد نوع جدیدی از ذره، در موردی دیگر یک پدیده جدید ، به مدل استاندارد بصورت فرضی افزوده می شود.

📌چگونه اکثر ذرات مدل استاندارد جرم می گیرند؟

داستان با استیون واینبرگ در سال 1967 و عبدالسلام در سال 1968 آغاز می‌شود، که برای اولین بار مفهوم اساسی چگونگی به دست آوردن جرم‌های «فرمیون‌های» مدل استاندارد (که معمولاً به‌عنوان «ذرات ماده» نامیده می‌شوند) را معرفی کردند. که در شکل 2 نشان داده شده است.

این یک ایده عجیب و ناخوشایند است، مطمئناً در نگاه اول، به طوری که اگر آزمایش آن را تأیید نمی کرد، باورش دشوار می شد. ایده از این قرار است که ذراتی مانند الکترون واقعاً از دو ذره کنار هم قرار می گیرند نه از یک ذره. هرچند این نیمه الکترون ها half-electron نیم ذره half-particle نیستند.

آنها ذراتی مطابق با ویژگی های خود هستند ، به جز این که ذراتی مانند این (که «ویل weyl فرمیون» نامیده می شود) باید جرم صفر داشته باشد.‌‌

🔺شکل 2: الکترون یک فرمیون دیراک است که از پیوند دو فرمیون ویل تشکیل شده است که توسط میدان هیگز ممکن شده است. دو بخش الکترون فقط در برهمکنششان با نیروی هسته ای ضعیف، به ویژه با وجود میدان W و بوزون آن، تفاوت دارند. بدون پیوند تنظیم شده توسط میدان هیگز، هیچ یک از "نیم half " الکترون ها نمی تواند جرمی داشته باشد.


💢@higgs_field
👍4
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت نخست

انرژی نقطه صفر (ZPE) کمترین انرژی ممکنی است که یک سیستم مکانیک کوانتومی ممکن است داشته باشد. برخلاف مکانیک کلاسیک، سیستم‌های کوانتومی دائماً در پایین‌ترین حالت انرژی خود در نوسان هستند که توسط اصل عدم قطعیت هایزنبرگ توصیف شده است. بنابراین، حتی در دمای صفر مطلق، اتم‌ها و مولکول‌ها مقداری حرکت ارتعاشی را حفظ می‌کنند. به غیر از اتم‌ها و مولکول‌ها، فضای خالی خلاء نیز این ویژگی‌ها را دارد. بر اساس نظریه میدان کوانتومی، جهان را می‌توان نه به عنوان ذرات ایزوله شده، بلکه میدان‌های در نوسان پیوسته در نظر گرفت:

• میدان‌های ماده matter fields، که کوانتوم‌های آن فرمیون‌ها هستند (یعنی لپتون‌ها و کوارک‌ها)

• میدان‌های نیرو force fields ، که کوانتوم‌های آن بوزون‌ها هستند (مثلاً، فوتون‌ها ). همه این میدان ها دارای انرژی نقطه صفر هستند.

این میدان های نوسان کننده در نقطه صفر منجر به نوعی بازتعریف از یک اثیر aether در فیزیک می شود ، زیرا برخی از سیستم ها می توانند وجود این انرژی را تشخیص دهند. با این حال، این اثیر اگر تحت تبدیلات لورنتز تغییر ناپذیر باشد ، را نمی‌توان به عنوان یک رسانه فیزیکی در نظر گرفت، بگونه ای که با نظریه نسبیت خاص اینشتین هیچ تناقضی وجود نداشته باشد.

مفهوم انرژی نقطه صفر نیز برای کیهان‌شناسی مهم است و فیزیک در حال حاضر فاقد یک مدل نظری کامل برای درک انرژی نقطه صفر در این زمینه است. به طور خاص، اختلاف بین انرژی خلاء تئوریکال و مشاهده‌شده در جهان دارای اختلاف عمده است. فیزیکدانان ریچارد فاینمن و جان ویلر تابش نقطه صفر خلاء را با مرتبه‌ای بزرگ‌تر از انرژی هسته‌ای nuclear محاسبه کردند، مانند یک لامپ که دارای انرژی کافی برای جوشاندن تمام اقیانوس‌های جهان است.

با این حال، طبق نظریه نسبیت عام انیشتین، چنین انرژی با اثرات گرانشی ، و شواهد تجربی از انبساط کیهان، انرژی تاریک و اثر کازمیر نشان می‌دهد که چنین انرژی بسیار ضعیفی است. پیشنهاد رایج که سعی در پرداختن به این موضوع دارد این است که بگوییم میدان فرمیون دارای انرژی نقطه صفر منفی است، در حالی که میدان بوزون دارای انرژی نقطه صفر مثبت است و بنابراین این انرژی‌ها به نوعی یکدیگر را خنثی می‌کنند. اگر ابرتقارن supersymmetry ، بیانگر تقارنی دقیق در طبیعت باشد، این ایده درست خواهد بود. با این حال، LHC در سرن تا کنون هیچ مدرکی برای تأیید آن پیدا نکرده است.

اما اگر ابرتقارن معتبر باشد، در بیشتر موارد این تقارن شکسته شده است، این تقارن ها در انرژی های بسیار بالا صادق هستند ، و هیچ کس نتوانسته که با یک تئوری نشان دهد که در آن لغو cancelation نقطه صفر در جهان کم انرژی که ما امروز مشاهده می کنیم ، رخ می دهد . این اختلاف به عنوان مشکل ثابت کیهانی شناخته می‌شود و یکی از بزرگترین رازهای حل نشده در فیزیک است. بسیاری از فیزیکدانان بر این باورند که "خلأ کلید درک کامل طبیعت را در اختیار دارد".

💢@higgs_field
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.


💢 خطای ادراکی


🔺 ادراک انسان خطا پذیر است و متد علمی با دانستن این مهم کلیتی را توصیف می کند که در آن خطا در کمترین میزان ممکن است .

✔️کارل سیگن خیلی جالب به اندازه یک زندگی در یک دقیقه به انسان درس میدهد ؟

🔻علم (science) بیشتر از پیکره‌ی دانش (knowledge) است.
یک روش تفکر (thinking) است .روشی برای بازجویی جهان به شکلی شک گرایانه ، همراه با درک دقیق از خطا پذیر بودن انسان است. اگر ما نتونیم برای بازجویی کردن از کسانی که بما میگویند فلان چیز درست است سوالی شک گرایانه بپرسیم .. اگر نتوانیم نسبت به کسانی که در راس قدرت اند به شکل شک گرایانه نگاه کنیم ، درین حالت پشت مان را برای سواری دادن به شارلاتان های بعدی آماده می کنیم !



💢
@HIGGS_FIELD
👍8
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت سوم


بدون میدان هیگز، مانعی بنیادین برای جرم داشتنِ الکترون وجود دارد. اگرچه هر دو نیمه الکترون دارای «بار الکتریکی» هستند (به این معنی که تحت تأثیر نیروهای الکتریکی و مغناطیسی قرار می‌گیرند)، تنها یک نیم-الکترون با ذره‌ای به نام بوزون W که مولفه الزامی نیروی هسته‌ای ضعیف است، برهم‌کنش می‌کند.

شما نمی توانید دو نیم-ذره half particles را با یکدیگر «پیوند marry » دهید، اگر در رویکرد های بنیادین متفاوت رفتار کنند. آنها باید متناسب با کل نیروهای بنیادین طبیعت ، رفتار مشابهی داشته باشند . بنابراین در ظاهر، این دو نیم-الکترون باید برای همیشه بدون پیوند و با جرم صفر باقی بمانند.

اما وقتی میدان هیگز روشن می شود، قوانین را تغییر می دهد و به بوزون W جرم می دهد. در طول مسیر، همانطور که واینبرگ و عبدالسلام اشاره کردند، این امکان را فراهم می کند که این دو نیم الکترون با یکدیگر در یک پیوند درآیند. الکترون حاصل یک «فرمیون دیراک» با جرم است.
اگر برهمکنش میدان هیگز با نیمه‌های الکترون بسیار قوی بود، آنگاه این یک پیوند قوی خواهد بود و الکترون تازه تشکیل‌شده دارای جرم بسیار بزرگی مانند کوارک سر top خواهد بود. اما در عوض این برهمکنش بسیار ضعیف ، و پیوند سُست است، که منجر به الکترونی می شود که جرم آن بسیار کوچکتر از کوارک سر top است.
همین منطق برای پسرعموهای سنگین‌تر الکترون (میون و تاو)، و همچنین برای شش نوع کوارک صدق می‌کند. هر کدام از آنها واقعاً از دو نیم ذره - دو فرمیون ویل - ساخته شده اند که تنها یک نیم از آنها با بوزون های W برهم کنش دارد. اگر این پیوند توسط میدان هیگز مهندسی نمی شد هر دو باهم دارای جرم صفر می شدند.

📌نوترینوهای بدون جرم؟ مدل استاندارد 1.0

اما منطق نوترینوها پیچ و تاب دارد. تا آنجایی که آزمایش توانست بگوید، برای چندین دهه پس از کشف اولین نوترینو در سال 1956، هر یک از سه نوترینو نوعی نیم-نوترینو half-neutrino هستند… یک فرمیون ویل Weyl fermion که با بوزون W برهمکنش می‌کند و بنابراین نیروی هسته ای ضعیف weak nuclear را تجربه می‌کند. (اما تحت تأثیر نیروهای هسته ای قوی strong nuclear و الکترومغناطیسی EM قرار نمی گیرد.)

با منطقی که گفتیم، این فرمیون ویل فقط می تواند جرم صفر داشته باشد و چیزی برای پیوند نداشته باشد.
برای چندین دهه منطق بالا به نظر می رسید. هیچ نشانه تجربی دال بر اینکه نوترینوها جرم دارند وجود نداشت. به نظر می‌رسید که مدل استاندارد توضیح ساده‌ای در مورد اینکه چرا نوترینوها (ظاهراً) بدون جرم هستند ارائه می‌دهد: آنها به تنهایی در میان فرمیون‌های مدل استاندارد (نسخه 1.0) نیمه دیگر خود را که برای یک پیوند جرم-مند مورد نیاز است، ندارند.‌‌

🔺شکل 3: در نسخه قبلی مدل استاندارد، یک تصور موجود بود که نوترینوها دارای جرم صفر هستند زیرا نیمه دیگری برای پیوند با آنها نداشتند.‌‌


💢@higgs_field
👍2
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت دوم


واژه انرژی نقطه صفر (ZPE) ترجمه‌ای از Nullpunktsenergie آلمانی است. گاهی اوقات اصطلاح های تابش نقطه صفر Zero-point Radiation و انرژی حالت پایه ground state energy به جای آن استفاده می شود. اصطلاح میدان نقطه صفر (ZPF) را می‌توان زمانی که به یک میدان خلاء خاص اشاره می‌کند، به عنوان مثال خلاء QED  که به طور خاص با الکترودینامیک کوانتومی  (به عنوان مثال، برهمکنش‌های الکترومغناطیسی بین فوتون‌ها، الکترون‌ها و خلاء) یا خلاء کوانتوم کرومو داینامیک QCD که به آن مربوط می‌شود، استفاده می‌شود. با کرومودینامیک کوانتومی (به عنوان مثال، برهمکنش‌های بار رنگی بین کوارک‌ها، گلوئون‌ها و خلاء) ، خلاء را می توان نه به عنوان فضای خالی بلکه به عنوان ترکیبی از تمام میدانهای نقطه صفر مشاهده کرد. در تئوری میدان کوانتومی، این ترکیب میدان‌ها حالت خلاء vacuum state نامیده می‌شود، انرژی نقطه صفر مرتبط با آن انرژی خلاء و مقدار متوسط ​​انرژی، مقدار چشم-داشتی خلاء (VEV) نامیده می‌شود که چگالیده condensate آن نیز نامیده می‌شود.‌‌

مکانیک کلاسیک می‌توان همه ذرات را دارای مقداری انرژی دانست که از انرژی پتانسیل و انرژی جنبشی آنها تشکیل شده است. برای مثال، دما از شدت حرکت تصادفی ذرات ناشی از انرژی جنبشی (که به حرکت براونی معروف است) ناشی می‌شود. با کاهش دما به صفر مطلق، ممکن است تصور شود که تمام حرکات متوقف می‌شود و ذرات کاملاً ساکن می گردند. با این حال، در واقع انرژی جنبشی ذرات حتی در پایین ترین دمای ممکن وجود دارد. حرکت تصادفی مربوط به این انرژی نقطه صفر ، هرگز ناپدید نمی شود. این نتیجه اصل عدم قطعیت مکانیک کوانتومی است.‌‌

تابش نقطه صفر به طور مداوم تکانه های تصادفی را به یک الکترون می دهد، به طوری که هرگز به طور کامل متوقف نمی شود. تابش نقطه صفر به نوسانگر oscillator انرژی متوسطی معادل با فرکانس نوسان ضرب در نصف ثابت پلانک h می دهد.‌‌

اصل عدم قطعیت uncertainty principle بیان می کند که هیچ آبجکت کوانتومی نمی تواند مقادیر دقیق مکان و تکانه (انرژی و زمان) را به طور همزمان داشته باشد. انرژی کل یک آبجکت مکانیک کوانتومی (پتانسیل و جنبشی) با همیلتونین آن توصیف می‌شود که همچنین سیستم را به عنوان یک نوسانگر هارمونیک یا تابع موجی توصیف می‌کند که بین حالت‌های انرژی مختلف در نوسان است . همه سیستم‌های مکانیک کوانتومی حتی در حالت پایه خود دارای نوسان اند، که نتیجه آن ماهیت موج-سان wave-like است. اصل عدم قطعیت بدین معنی است که هر سیستم مکانیک کوانتومی در نقطه صفر دارای نوسانی از جنس انرژی اند که بیشتر از مینیموم چاه پتانسیل کلاسیک آن است. این منجر به حرکت motion حتی در صفر مطلق می‌شود. به عنوان مثال، هلیوم مایع به دلیل انرژی نقطه صفرش، بدون توجه به دما، تحت فشار اتمسفریک یخ نمی‌زند.‌‌


💢@higgs_field
👍5
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy


قسمت نخست
https://t.me/phys_q/6953

قسمت دوم
https://t.me/phys_q/6956

قسمت سوم
https://t.me/phys_q/6963

قسمت چهارم
https://t.me/phys_q/6966

قسمت پنجم
https://t.me/phys_q/6974

قسمت ششم
https://t.me/phys_q/6987

قسمت هفتم
https://t.me/phys_q/6998

قسمت هشتم
https://t.me/higgs_group/44320

قسمت نهم
https://t.me/phys_q/7009

قسمت دهم
https://t.me/phys_q/7010
👍3
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟-مت استراسلر

قسمت نخست
https://t.me/phys_q/6939

قسمت دوم
https://t.me/phys_q/6952

قسمت سوم
https://t.me/phys_q/6955

قسمت چهارم
https://t.me/phys_q/6961

قسمت پنجم
https://t.me/phys_q/6965

قسمت ششم
https://t.me/phys_q/6973

قسمت هفتم
https://t.me/phys_q/6985

قسمت هشتم
https://t.me/phys_q/6991

قسمت نهم
https://t.me/phys_q/6992

Reference:
https://profmattstrassler.com/2022/07/18/celebrating-the-standard-model-why-are-neutrino-masses-so-small/
👍8
💢Albert Einstein at the age of 19, during his university years at the ETH (Swiss Federal Institute of Technology) in Zürich, Switzerland.‌‌


• آلبرت انیشتین در 19 سالگی، در دوران تحصیل در دانشگاه ETH (موسسه فناوری فدرال سوئیس) در زوریخ سوئیس.‌‌

💢@higgs_field
👍51
🟣 The whole universe is very strange, but you see when you look at the details that the rules of the game are very simple – the mechanical rules by which you can figure out exactly what is going to happen when the situation is simple. It is like a chess game.'

سراسر یونیورس بسیار شگفت است، اما وقتی به جزئیات نگاه می‌کنید، می‌بینید که قواعد بازی بسیار ساده هستند – قوانین مکانیکی که با آن می‌توانید بفهمید که در وضعیتی ساده چه اتفاقی می‌افتد. دقیقا مانند بازی شطرنج .

-Richard Feynman

🆔@Phys_Q
👍4
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت چهارم

📌نوترینوهای بدون جرم؟ مدل استاندارد 1.0

اما منطق نوترینوها پیچ و تاب دارد. تا آنجایی که آزمایش توانست بگوید، برای چندین دهه پس از کشف اولین نوترینو در سال 1956، هر یک از سه نوترینو نوعی نیم-نوترینو half-neutrino هستند… یک فرمیون ویل Weyl fermion که با بوزون W برهمکنش می‌کند و بنابراین نیروی هسته ای ضعیف weak nuclear را تجربه می‌کند. (اما تحت تأثیر نیروهای هسته ای قوی strong nuclear و الکترومغناطیسی EM قرار نمی گیرد.)

با منطقی که گفتیم، این فرمیون ویل فقط می تواند جرم صفر داشته باشد و چیزی برای پیوند نداشته باشد.
برای چندین دهه منطق بالا به نظر می رسید. هیچ نشانه تجربی دال بر اینکه نوترینوها جرم دارند وجود نداشت. به نظر می‌رسید که مدل استاندارد توضیح ساده‌ای در مورد اینکه چرا نوترینوها (ظاهراً) بدون جرم هستند ارائه می‌دهد: آنها به تنهایی در میان فرمیون‌های مدل استاندارد (نسخه 1.0) نیمه دیگر خود را که برای یک پیوند جرم-مند مورد نیاز است، ندارند.‌‌


اما به تدریج، شواهدی گرد آوری شد که نوترینوها می توانند نوع خود را در حین پرواز تغییر دهند. همانطور که از نام « نوترینو میکس‌ینگ »، بر می آید، داستانی طولانی دارد ( این مقاله در مورد همین مطلب است)، و امروز یک حوزه اصلی تحقیقات فیزیک ذرات است. اختلاط mixing ، دست کم با دو تایپ از سه تایپ نوترینو دارای جرم ، به آسانی توضیح داده می شود.
اگر هر کدام از آنها چنین رفتار کنند، نتیجتا منطقی است که جرم صفر پیش بینی شده همه نوترینوها ، باید اشتباه باشد. و اگر دو تایپ از آنها میکسینگ انجام دهند، احتمالا این عمل شامل هر سه تایپ باشد.

در همین حال، از آنجایی که نوترینوها در دوران اولیه کیهان به راحتی ساخته می شوند، حتی امروزه نیز در جهان به وفور یافت می شوند. اگر جرم آنها بزرگ بود، این امر می توانست بر نحوه تشکیل کهکشان ها و خوشه های کهکشانی و به طور کلی بر این که چرا جهان یکنواخت نیست و در عوض ساختارهای زیادی در آن وجود دارد، تأثیر می گذاشت. مطالعه دقیق این ساختارها نشان می‌دهد که جرم‌های نوترینو همگی باید بیش از چندین میلیون بار کوچک‌تر از جرم الکترون و بیش از یک تریلیون بار کوچک‌تر از کوارک سر top باشند.

این امر یک معما ایجاد می کند. نوترینوها «فرمیون‌های ویل» با جرم صفر نیستند. آنها جرم دارند درست مانند بقیه فرمیون ها. اما اگر چنین است، چرا همه جرم‌های نوترینویی بسیار کوچکتر از دیگر فرمیون‌هاست؟

آیا مدل استاندارد می تواند چنین اکتشافات تجربی را در خود جای دهد؟ این کمی ریسک همراه دارد که ما را وارد یک بحث منطقی در مورد اینکه «مدل استاندارد» چه چیزی هست و چه چیزی نیست، پیرامون نوترینوها وارد کند، بحثی که اکنون برای اجتناب از آن تلاش خواهیم کرد.

اما این پرسش را مطرح می کنیم که : برای سازگاری با مدل استاندارد 1.0 چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ فیزیک نظری دو داستان احتمالی بسیار متفاوت را ارائه می دهد، و یکی (یا ترکیبی از این دو) با تمام داده های تجربی سازگار است.‌‌

🔺شکل 3: در نسخه قبلی مدل استاندارد، یک تصور موجود بود که نوترینوها دارای جرم صفر هستند زیرا نیمه دیگری برای پیوند با آنها نداشتند.‌‌


💢@higgs_field
👍2
«مسوولیت ما به عنوان یک دانشورز این است که… بیآموزیم چگونه از شک کردن نباید هراسید بلکه باید آن را پذیرفت و در موردش بحث کرد.»

«راه آزمودن همه دانش ها آزمایش تجربی است. آزمایش تنها قاضی «حقیقت » علمی است..»

— ریچارد فاینمن

💢@higgs_field
13
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت سوم

با توجه به معادل بودن جرم و انرژی بیان شده توسط E = mc² آلبرت اینشتین، هر نقطه در فضا که حاوی انرژی باشد می‌تواند دارای جرم برای ایجاد ذرات در نظر گرفته شود.

ذرات مجازی به دلیل انرژی نوسانات کوانتومی ناشی از اصل عدم قطعیت به طور خود به خود در هر نقطه از فضا وجود دارند. فیزیک مدرن تئوری میدان کوانتومی (QFT) را برای درک تعاملات بنیادین بین ماده و نیروها توسعه داده است، و هر نقطه از فضا را به عنوان یک نوسان ساز هارمونیک کوانتومی در نظر می گیرد. طبق QFT، جهان از میدان‌های ماده تشکیل شده است که کوانتوم‌های آن‌ها فرمیون‌ها (یعنی لپتون‌ها و کوارک‌ها) و میدان‌های نیرو هستند که کوانتوم‌های آن بوزون‌ها هستند (مانند فوتون‌ها و گلوئون‌ها).

همه این میدان ها دارای انرژی نقطه صفر هستند. آزمایش‌های اخیر از این ایده حمایت می‌کنند که ذرات را می‌توان به‌عنوان حالت‌های برانگیخته میدان های زیرین خلاء کوانتومی در نظر گرفت، و اینکه تمام ویژگی‌های ماده صرفاً نوسانات خلاء ناشی از برهمکنش های میدان نقطه صفر هستند.

این ایده که فضای «خالی» می تواند انرژی ذاتی داشته باشد، و چیزی به نام «خلاء واقعی» وجود ندارد، ظاهراً غیر شهودی است. اغلب استدلال می شود که کل جهان به طور کامل در تابش نقطه صفر غوطه ور است، و به این ترتیب می تواند فقط مقداری ثابت به محاسبات اضافه کند.
بنابراین اندازه‌گیری‌های فیزیکی تنها انحرافات را از این مقدار نشان می‌دهد.

در بسیاری از محاسبات ، انرژی نقطه صفر در مدلهای ریاضی به عنوان اصطلاحی که هیچ اثر فیزیکی ندارد ، رد می شود. با این حال، چنین رفتاری مشکلاتی را ایجاد می کند، زیرا در نظریه نسبیت عام اینشتین، مقدار انرژی مطلق فضا یک ثابت دلخواه نیست و ثابت کیهانی cosmological constant را به وجود می آورد. برای چندین دهه، بیشتر فیزیکدانان تصور می کردند که یک اصل بنیادی کشف نشده وجود دارد که انرژی نقطه صفر بی نهایت را حذف می کند و آن را به طور کامل ناپدید می کند.

اگر خلاء مقادیر انرژی ذاتی مطلق نداشته باشد، اثرات گرانشی نخواهد داشت.

اعتقاد بر این بود که با انبساط کیهانی که از پیامدهای مهبانگ در نظر گرفته می شد، انرژی موجود در هر واحد فضای خالی کاهش می‌یابد زیرا کل انرژی برای پر کردن حجم کیهان توزیع می‌شود. کهکشان‌ها و همه مواد در جهان باید شروع به کاهش سرعت کنند. این احتمال در سال 1998 با کشف اینکه انبساط جهان کند نمی شود، بلکه در واقع شتاب می گیرد، رد شد، به این معنی که فضای خالی واقعاً مقادیری انرژی ذاتی دارد.

کشف انرژی تاریک به بهترین شکل با انرژی نقطه صفر توضیح داده می‌شود، اگرچه هنوز در مورد اینکه چرا این مقدار در مقایسه با مقدار غول آسایی که بصورت تئوریک به دست می‌آید - مسئله ثابت کیهانی - بسیار کوچک به نظر می‌رسد، همچنان یک معما باقی مانده است.

بسیاری از اثرات فیزیکی منتسب به انرژی نقطه صفر به طور تجربی تأیید شده‌اند، مانند گسیل خود به خود spontaneous emission ، نیروی کازیمیر casimir force ، انتقال لمب lamb shift ، گشتاور مغناطیسی الکترون magnetic moment of the electron و پراکندی دلبروک delbruck Scattering . این اثرات معمولاً « radiative correction » نامیده می شوند. در تئوری های غیرخطی پیچیده‌تر (مانند QCD) انرژی نقطه صفر می‌تواند پدیده‌های پیچیده‌ای مانند حالت‌های پایدار چندگانه، شکستن تقارن symmetry breaking، آشوب chaosو ظهور یافتگی emergence ایجاد کند.‌‌

💢@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢‌به گزارش رویترز، یک توربین بادی در شهر کرول ایالت تگزاس آمریکا، روز جمعه، ۳۱ تیر، در اثر برخورد صاعقه آتش گرفت. ویدیوی آتش‌سوزی و شکل هندسی دود برخاسته از توربین به دست برنت هاوینز، ضبط شده که توجه کاربران رسانه‌های اجتماعی را به خود جلب کرد.

💢@higgs_field
👍5
💢مدل استاندارد: چرا جرم های نوترینو بسیار کوچک هستند؟
قسمت پنجم


📌نوترینوهای نوع دیراک؟ dirac-type neutrinos

اجازه دهید با ساده شروع کنیم: بیایید نوترینوها را مانند الکترون بسازیم. اکنون تصور خواهیم کرد که یک نیم دیگر از نوترینو که هنوز کشف نشده برای هر تایپ نوترینو وجود دارد، یک فرمیون ویل با جرم اولیه صفر ، البته تا زمانی که میدان هیگز روشن شود‌ .

اما یک چیز منحصر به فرد در مورد نوترینوها وجود دارد: نیمه دوم هر نوترینو "استریل sterile " است، به این معنا که برهمکنش آن با ماده معمولی به طرز شگفت انگیزی ضعیف است. این بخاطر این است که:

• هیچ کدام از نیم-نوترینو ها تحت تأثیر نیروی الکترومغناطیسی قرار نمی گیرد (از نظر الکتریکی خنثی است، از این رو نام "خنثی کوچک" است)

• هیچ کدام از نیم-نوترینوها تحت تأثیر نیروی هسته ای قوی قرار نمی گیرد.

• برخلاف نیم شناخته شده نوترینو، نیم اضافه ناشناخته با بوزون W برهمکنش نمی کند - و به طور کلی تحت تأثیر نیروی هسته ای ضعیف نیز قرار نمی گیرد.

• بدون نیروی الکترومغناطیسی، بدون نیروی هسته ای قوی، بدون نیروی هسته ای ضعیف. این بدان معناست که تنها نیروهای شناخته شده ای که بر آن تأثیر می گذارد، گرانش و نیروی هیگز است. چنین ذره ای در هیچ آزمایش فعلی هیچ اثر مستقیمی از خود باقی نخواهد گذاشت.


جرم آنها تنها می تواند بسیار اندک باشد زیرا برهمکنش بسیار کوچکی با میدان هیگز دارند ، واقعیتی که توضیح مشخصی برای آن وجود ندارد، اگرچه "خنثی بودن" نیم نوترینوهای اضافه شده ، فرصت هایی را ارائه می دهد.

این نیمه نوترینوهای استریل به نوترینوها اجازه می دهند تا توسط میدان هیگز با هم پیوند برقرار کنند ، تا "فرمیون های دیراک" - جرم دار را تشکیل دهند، همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است. که مانند شکل 2 برای الکترون است.

اما نگفتیم که چرا این جرم ها بسیار کوچکتر از الکترون هستند. در واقع، جرم های کوچک این نوترینوهای دیراک باید از برهمکنش های بسیار کوچک با میدان های هیگز ناشی شوند. چرا باید آن برهمکنش ها اینقدر کوچک باشد؟

هیچ کس نمی داند. با این حال، خود این واقعیت که این نیم نوترینوها خنثی هستند، مسیری را برای حدس و گمان نشان می دهد. فقدان برهمکنش آنها با ذرات و نیروهای شناخته شده به این ذرات امکان برهمکنش آسان با نیروهای قوی هنوز ناشناخته و ذرات هنوز ناشناخته را می دهد. (چنین احتمالاتی برای ذرات غیر استریل مانند الکترون‌ها، کوارک‌ها و بوزون‌های W بسیار محدود است.)

این برهم‌کنش‌های اضافه شده، به نوبه خود، می‌توانند بطور بالقوه برهم‌کنش‌های نیم-نوترینوهای خنثی با میدان هیگز را سرکوب کنند. بنابراین اگر نوترینوها فرمیون دیراک هستند، ممکن است راه‌هایی برای توضیح جرم کوچک آنها وجود داشته باشد، اگرچه احتمالاً نیاز به افزوده های بزرگ و چشمگیری به مدل استاندارد دارد.‌‌


🔺شکل 4: می توان با اضافه کردن نیم های دیگر نوترینوها به مدل استاندارد اجازه داد که جرم داشته باشند. سپس آنها به فرمیون دیراک تبدیل می شوند درست مانند الکترون و فرمیون های دیگر .

💢@higgs_field
👍1
💢انرژی نقطه صفر Zero-point energy
قسمت چهارم

انرژی نقطه صفر از ایده‌های تاریخی درباره خلاء (وکیوم) به وجود آمده است. برای ارسطو، خلاء، τὸ κενόν، «تهی» بود. یعنی فضای مستقل از پیکر body بود . وی باور داشت که این مفهوم اصول اولیه فیزیکی را نقض می کند و ادعا می کرد که عناصر آتش، هوا، زمین و آب از اتم ساخته نشده اند، بلکه پیوسته هستند.

[اگر آب و ‌‌‌آتش و خاک و هوا را عنصر element در نظر بگیریم که پیوسته continuous اند ، در نتیجه نمی توانند قابل تجزیه به اجزای کوچکتری باشند و این ایده ای پرطرفدار در جهان باستان بود]

برای اتم‌گرایان، مفهوم تهیگی emptiness
ویژگی مطلق داشت: آن تمایز بین هستی و نیستی(عدم) بود. بحث در مورد ویژگی‌های خلاء عمدتاً به قلمرو فلسفه محدود می‌شد، خیلی بعد با آغاز رنسانس (نوزایی) بود که اتو فون گوریکه اولین پمپ خلاء را اختراع کرد و اولین ایده‌های علمی قابل آزمایش شروع به پیدایش کردند. تصور می شد که با حذف تمام گازها می توان یک فضای کاملاً خالی ایجاد کرد. این اولین مفهوم عمومی پذیرفته شده از خلاء بود.

با این حال، در اواخر قرن نوزدهم، آشکار شد که ناحیه تخلیه شده همچنان حاوی تابش حرارتی ( که در لامپ های خلاء رشته ای قابل مشاهده بود) است. وجود اثیر به عنوان جایگزینی برای خلأ واقعی رایج‌ترین نظریه آن زمان بود. طبق نظریه موفقیت آمیز اثیر الکترومغناطیسی مبتنی بر الکترودینامیک ماکسول Maxwell، این اثیر فراگیر دارای انرژی بود و در نتیجه با نیستی یا عدم بسیار متفاوت بود. این واقعیت که پدیده های الکترومغناطیسی و گرانشی به راحتی در فضای خالی منتقل می شدند، نشان می داد که اثیرهای مرتبط با آنها بخشی از بافت fabric خود فضا هستند. خود ماکسول اشاره کرد که:

برای کسانی که وجود پلینیوم plenum را به عنوان یک اصل فلسفی حفظ می کردند، بیزاری طبیعت از خلاء دلیل کافی برای تصور یک اثیر فراگیر بود... اثیرها برای شنا کردن سیارات اختراع شدند تا اتمسفر های الکتریکی و جریان های مغناطیسی را تشکیل دهند. برای انتقال احساسات از قسمتی از بدن ما به قسمت دیگر، و به همین ترتیب، تا جایی که فضایی سه یا چهار بار با اثیر ها پر شده است .

با این حال، نتایج آزمایش مایکلسون-مورلی در سال 1887 اولین شواهد قوی ، مبنی بر اینکه نظریه‌های اثیر رایج در آن زمان دارای نقص جدی بودند بود و این یک خط تحقیقاتی را آغاز کرد که در نهایت منجر به نسبیت خاص شد، که ایده وجود اثیر ثابت را رد کرد.

در مجموع برای دانشمندان آن دوره، به نظر می رسید که خلاء واقعی در فضا ممکن است با سرد کردن از بین برود و در نتیجه تمام تشعشعات یا انرژی از بین برود. از این ایده مفهوم دوم دستیابی به خلاء واقعی شکل گرفت: آن را تا دمای صفر مطلق پس از تخلیه سرد کنید. رسیدن به صفر مطلق از نظر فنی در قرن نوزدهم غیرممکن بود، بنابراین بحث حل نشده باقی ماند.‌‌

💢@higgs_field
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 GR (General Relativity) For babies 👶 🤱


💢@higgs_field
👍3
💢 Stephen Hawking with his confident gesture at University of Oxford during his graduation, 1962.‌‌


💢 استیون هاوکینگ با ژست اعتماد به نفس خود ، در دانشگاه آکسفورد در هنگام فارغ التحصیلی، 1962.‌‌


💢@higgs_field
👍63
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢" ما فرزند ستارگانیم "

چرخه ای بنام تولد ، بلوغ و مرگ ، ستارگان را احاطه کرده است ، سطحی تابناک از ماده در حال جوشیدن با قلبی آتشین از انرژی هسته ای ، که با ریختن و گسیل دادن نور و گرما و انرژی به روی اتمسفر سیارات ، از حیات پشتیبانی می کند . گذشته از این تمام عناصر موجود در ساختار بدن ما (و حیات) میلیارد ها سال پیش طی فرآیندی بنام سنتز هسته ای از عناصر سبک تر در قلب آتشین و چگال ستارگان ایجاد شده است و طی انفجار ابرنواختری در گستره ای بزرگ پخش شده است .


با اجرای زنده یاد کارل سیگن Carl Sagan


💢@higgs_field
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💢 " به همه رودخانه های خونی که همه آن ژنرال ها و امپراطورها براه انداخته اند تا در شکوه و پیروزی بتوانند صاحب لحظه ای ، کسری از یک نقطه شوند ، فکر کنید ."

- زنده یاد کارل سیگن Carl Sagan

💢@higgs_field
👍3