💢برخورد دهنده بزرگ هادرون پس از سومین تعمیرات ، امروز کار خود را آغاز کرد که باید چهار سال طول بکشد و بالاترین انرژی تا 13 تریلیون الکترون ولت TeV را در برخورد ذرات خواهد داشت . هیجان انگیزترین چشم انداز؟ پیدا کردن چیزی کاملا غیرمنتظره است .
💢@higgs_field
💢@higgs_field
💢"نیروهای" بنیادین فیزیک: یک کلاس بندی طبیعی
قسمت نخست
شاید شنیده باشید که می گویند "چهار نیروی بنیادین در طبیعت وجود دارد." چه شنیده باشید چه نشنیده باشید، امروز به شما نشان خواهیم داد که چگونه این را خودتان تأیید کنید. (در واقع، پنج نیرو وجود دارد، اگرچه امروز فقط نشانه هایی از پنجمین نیرو خواهیم دید.) نیرویی که همه از زندگی روزمره می شناسند، گرانش است. از قضا، این نیرو هیچ اثر قابل اندازه گیری در فیزیک ذرات ندارد، بنابراین تنها نیرویی است که در این پست به آن نگاه نمی کنیم.
با این حال، بهتر است تاکید کنم که کلمه " نیرو یا force " لغزنده slippery است. به طور معمول، در زندگی روزمره، نیرو به معنای چیزی است که اجسام را به اطراف می راند می دهد یا می رباید. اما هنگامی که فیزیکدانان می گویند "نیرو"، اغلب به معنای چیزی بسیار کلی تر هست. به همین دلیل آنها گاهی اوقات از کلمه "برهمکنش interaction" به جای " نیرو force " استفاده می کنند.
به عنوان مثال، الکتریسیته ساکن که جوراب ها را هنگام بیرون آمدن از خشک کن به هم میچسباند می دارد، نمونه ای از یک نیروی الکترومغناطیسی است – جوراب ها عملا به هم جذب(نیروی ربایشی) می شوند. نیرویی که آهنربا را به سمت در یخچال می کشد نیز همینطور است. اما وقتی یک لامپ میدرخشد، نیروی محسوس محدود کشش یا ربایشی ندارد. با این حال، همچنان شامل «برهمکنش الکترومغناطیسی»، یعنی «نیروی الکترومغناطیسی» به معنای تعمیمیافته است. این به این دلیل است که اگرچه آشکار نیست، اما گسیل (یا جذب) نور شامل همان پدیده های بنیادین است که بر نیروی بین جوراب ها حاکم است.
[فیزیکدانان از «الکترومغناطیسی» به جای «الکتریکی» یا «مغناطیسی» به طور جداگانه استفاده می کنند، زیرا این دو نیرو به قدری عمیقاً در هم تنیده شده اند که اغلب تشخیص آنها غیرممکن است.]
بنابراین وقتی فیزیکدانان می گویند "چهار نیرو" (یا پنج نیرو) وجود دارد، آنها یک طرح طبقه بندی را به جهان اطراف ما تحمیل می کنند. منظورشان این است که:
تمام فرآیندهای فیزیکی بنیادین در طبیعت را می توان به پنج طبقه تقسیم کرد.
هر کلاس شامل یکی از انواع تعاملات زیر است:
¹گرانشی (سیاره را کنار هم نگه می دارد و ما را روی زمین نگه می دارد)
²الکترومغناطیسی (ایجاد نور، کنترل شیمی و زیست شناسی، و تسلط بر زندگی روزمره)،
³هسته ای ضعیف (که در ستارگان و انفجارهای ابرنواختر ضروری است)،
⁴هسته ای قوی (پرتون ها، نوترون ها و تراکم های آنها را در هسته های اتمی تشکیل می دهد)،
⁵مربوط به هیگز (مرتبط با جرم تمام ذرات بنیادی شناخته شده).
در حال حاضر هیچ استثنای تأیید شده ای برای این طرح کلاس بندی شده وجود ندارد. و با بررسی فکت های بنیادین در مورد ذرات مختلف موجود در طبیعت، میتوانیم این طبقات (به غیر از نیروی گرانش) را در حال کار مشاهده کنیم.
💢@higgs_field
قسمت نخست
شاید شنیده باشید که می گویند "چهار نیروی بنیادین در طبیعت وجود دارد." چه شنیده باشید چه نشنیده باشید، امروز به شما نشان خواهیم داد که چگونه این را خودتان تأیید کنید. (در واقع، پنج نیرو وجود دارد، اگرچه امروز فقط نشانه هایی از پنجمین نیرو خواهیم دید.) نیرویی که همه از زندگی روزمره می شناسند، گرانش است. از قضا، این نیرو هیچ اثر قابل اندازه گیری در فیزیک ذرات ندارد، بنابراین تنها نیرویی است که در این پست به آن نگاه نمی کنیم.
با این حال، بهتر است تاکید کنم که کلمه " نیرو یا force " لغزنده slippery است. به طور معمول، در زندگی روزمره، نیرو به معنای چیزی است که اجسام را به اطراف می راند می دهد یا می رباید. اما هنگامی که فیزیکدانان می گویند "نیرو"، اغلب به معنای چیزی بسیار کلی تر هست. به همین دلیل آنها گاهی اوقات از کلمه "برهمکنش interaction" به جای " نیرو force " استفاده می کنند.
به عنوان مثال، الکتریسیته ساکن که جوراب ها را هنگام بیرون آمدن از خشک کن به هم میچسباند می دارد، نمونه ای از یک نیروی الکترومغناطیسی است – جوراب ها عملا به هم جذب(نیروی ربایشی) می شوند. نیرویی که آهنربا را به سمت در یخچال می کشد نیز همینطور است. اما وقتی یک لامپ میدرخشد، نیروی محسوس محدود کشش یا ربایشی ندارد. با این حال، همچنان شامل «برهمکنش الکترومغناطیسی»، یعنی «نیروی الکترومغناطیسی» به معنای تعمیمیافته است. این به این دلیل است که اگرچه آشکار نیست، اما گسیل (یا جذب) نور شامل همان پدیده های بنیادین است که بر نیروی بین جوراب ها حاکم است.
[فیزیکدانان از «الکترومغناطیسی» به جای «الکتریکی» یا «مغناطیسی» به طور جداگانه استفاده می کنند، زیرا این دو نیرو به قدری عمیقاً در هم تنیده شده اند که اغلب تشخیص آنها غیرممکن است.]
بنابراین وقتی فیزیکدانان می گویند "چهار نیرو" (یا پنج نیرو) وجود دارد، آنها یک طرح طبقه بندی را به جهان اطراف ما تحمیل می کنند. منظورشان این است که:
تمام فرآیندهای فیزیکی بنیادین در طبیعت را می توان به پنج طبقه تقسیم کرد.
هر کلاس شامل یکی از انواع تعاملات زیر است:
¹گرانشی (سیاره را کنار هم نگه می دارد و ما را روی زمین نگه می دارد)
²الکترومغناطیسی (ایجاد نور، کنترل شیمی و زیست شناسی، و تسلط بر زندگی روزمره)،
³هسته ای ضعیف (که در ستارگان و انفجارهای ابرنواختر ضروری است)،
⁴هسته ای قوی (پرتون ها، نوترون ها و تراکم های آنها را در هسته های اتمی تشکیل می دهد)،
⁵مربوط به هیگز (مرتبط با جرم تمام ذرات بنیادی شناخته شده).
در حال حاضر هیچ استثنای تأیید شده ای برای این طرح کلاس بندی شده وجود ندارد. و با بررسی فکت های بنیادین در مورد ذرات مختلف موجود در طبیعت، میتوانیم این طبقات (به غیر از نیروی گرانش) را در حال کار مشاهده کنیم.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 بازسازی شبکه کیهانی
" به همه رودخانه های خونی که همه آن ژنرال ها و امپراطورها براه انداخته اند تا در شکوه و پیروزی بتوانند صاحب لحظه ای ، کسری از یک نقطه شوند ، فکر کنید ."
- کارل سیگن
💢@higgs_field
" به همه رودخانه های خونی که همه آن ژنرال ها و امپراطورها براه انداخته اند تا در شکوه و پیروزی بتوانند صاحب لحظه ای ، کسری از یک نقطه شوند ، فکر کنید ."
- کارل سیگن
💢@higgs_field
👍2
💢 تفسیر کپنهاگ
قسمت هشتم
🔺" یک ویژگی در صورتی پدید آمده یا امرجنتال می شود که نتوان آن را بر حسب ویژگی های اجزای آن تعریف یا توضیح داد یا به این ویژگی ها و روابط تقلیل پذیر نباشد. "
فیزیک کلاسیک تقلیل گراست. اما، موجودات کوانتومی دارای ویژگی های پدید آمده (ظهور یافته یا امرجنتال) هستند. چیزهایی مانند موقعیت و انرژی تا زمانی که اندازه گیری یا مشاهده نشوند (یعنی تا زمانی که تابع موج فرو بریزد) وجود ندارند. آنها بطور بالقوه وجود دارند، اما نمی توانند ویژگی های در عمل را توضیح دهند.
قواعد دنیای کوانتومی از منطق پیروی می کنند، اما از منطق هر دو جهان ( ماکرو و میکرو) ، بجای فقط جهان ماکروسکوپی
بالاترین پیشرفت نظریه کوانتومی با توصیف همه هستی به عنوان برانگیختگی های در لایه های زیرین خلاء کوانتومی ، مانند امواج ریز روی یک حوضچه جهانی، به فلسفه پارمنیدس باز می گردد. زیر لایه همه چیز ، خلاء کوانتومی است، شبیه به ایده بودیستی از هویت دائمی .
واقعیت کوانتومی دنیایی شگفت از هر دو (ماکرو و میکرو) است، در حالی که جهان ماکروسکوپی توسط یکی اداره می شود. برجسته ترین مشکل در فیزیک مدرن توضیح این است که چگونه این دو حین عمل مشاهده با هم تعامل یا ارتباط دارند.
توجه داشته باشید که از آنجایی که برجسته ترین احتمالات موقعیت ها و انرژی مرتبط با تابع موج وجود دارد، پس مقداری تقلیل گرایی برای مشاهده گر وجود دارد. حقیقت جایی بین نیوتن و پارمنیدس است.
📌نوترینوها:
اوج شگفتی برای جرم-های کوانتومی در نوترینو یافت می شود. ( تفاوت جرمی طعم های مختلف نوترینویی در نوسان نوترینویی)
نوترینو که در سال 1930 کشف شد، یک ذره بنیادی با جرم بسیار کوچک و بدون بار الکتریکی و خنثی است
نوترینو نوعی ذره بنیادی بدون بار الکتریکی، جرم بسیار کوچک و یک دوم واحد اسپین است. نوترینوها از خانواده ذراتی به نام لپتون هستند که در معرض نیروی هسته ای قوی نیستند. سه نوع نوترینو وجود دارد که هر کدام با یک لپتون باردار مرتبط هستند - یعنی الکترون، میون و تاو.
💢@higgs_field
قسمت هشتم
🔺" یک ویژگی در صورتی پدید آمده یا امرجنتال می شود که نتوان آن را بر حسب ویژگی های اجزای آن تعریف یا توضیح داد یا به این ویژگی ها و روابط تقلیل پذیر نباشد. "
فیزیک کلاسیک تقلیل گراست. اما، موجودات کوانتومی دارای ویژگی های پدید آمده (ظهور یافته یا امرجنتال) هستند. چیزهایی مانند موقعیت و انرژی تا زمانی که اندازه گیری یا مشاهده نشوند (یعنی تا زمانی که تابع موج فرو بریزد) وجود ندارند. آنها بطور بالقوه وجود دارند، اما نمی توانند ویژگی های در عمل را توضیح دهند.
قواعد دنیای کوانتومی از منطق پیروی می کنند، اما از منطق هر دو جهان ( ماکرو و میکرو) ، بجای فقط جهان ماکروسکوپی
بالاترین پیشرفت نظریه کوانتومی با توصیف همه هستی به عنوان برانگیختگی های در لایه های زیرین خلاء کوانتومی ، مانند امواج ریز روی یک حوضچه جهانی، به فلسفه پارمنیدس باز می گردد. زیر لایه همه چیز ، خلاء کوانتومی است، شبیه به ایده بودیستی از هویت دائمی .
واقعیت کوانتومی دنیایی شگفت از هر دو (ماکرو و میکرو) است، در حالی که جهان ماکروسکوپی توسط یکی اداره می شود. برجسته ترین مشکل در فیزیک مدرن توضیح این است که چگونه این دو حین عمل مشاهده با هم تعامل یا ارتباط دارند.
توجه داشته باشید که از آنجایی که برجسته ترین احتمالات موقعیت ها و انرژی مرتبط با تابع موج وجود دارد، پس مقداری تقلیل گرایی برای مشاهده گر وجود دارد. حقیقت جایی بین نیوتن و پارمنیدس است.
📌نوترینوها:
اوج شگفتی برای جرم-های کوانتومی در نوترینو یافت می شود. ( تفاوت جرمی طعم های مختلف نوترینویی در نوسان نوترینویی)
نوترینو که در سال 1930 کشف شد، یک ذره بنیادی با جرم بسیار کوچک و بدون بار الکتریکی و خنثی است
نوترینو نوعی ذره بنیادی بدون بار الکتریکی، جرم بسیار کوچک و یک دوم واحد اسپین است. نوترینوها از خانواده ذراتی به نام لپتون هستند که در معرض نیروی هسته ای قوی نیستند. سه نوع نوترینو وجود دارد که هر کدام با یک لپتون باردار مرتبط هستند - یعنی الکترون، میون و تاو.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
💢 #هیگز_10
قسمت دوم
همانطور که در ادامه خواهیم دید، میزان برهمکنش بین هر پارتیکل و میدان هیگز مستقیماً بر ویژگی بنیادین نظیر جرم آن پارتیکل تأثیر می گذارد:
میدان هیگز در نهایت جرم اتم ها را تعیین می کند، پروتون را پایدار می کند و بازه زمانی واپاشی های رادیواکتیو (β) را تعیین می کند، که برای مثال بر طول عمر ستارگان تأثیر می گذارد .
با این حال، در زندگی روزمره، ما متوجه نمی شویم که میدان هیگز در اطراف ما وجود دارد. تنها راهی که ما برای آشکار کردن میدان هیگز داریم این است که پروتون ها را به هم بکوبیم، کمی شباهت به پرتاب سنگ به آب و دیدن امواج حاصل از آن دارد . ذره ای که به بوزون هیگز معروف است بیرون آمده از چنین آشفتگی هایی است.
📌بوزون هیگز در مدل استاندارد
در مدل استاندارد، جدای از بوزون هیگز، دو نوع پارتیکل وجود دارد. فرمیون هایی مانند کوارک های بالا و پایین و الکترون وجود دارند که ماده معمولی را تشکیل می دهند. این ذرات ویژه (همراه با یکی از سه نوترینو) فرمیون های نسل اول نامیده می شوند. دو مجموعه دیگر از فرمیون ها (نسل دوم و سوم) شامل ذرات سنگین تری هستند که به طور معمول در دنیای اطراف ما وجود ندارند. علاوه بر این، حاملهای نیرو Force نیز وجود دارد:
فوتون، بوزونهای W و Z و گلوئون که مجموعاً بوزونهای برداری (Vector Boson ) نامیده میشوند. وقتی اینها بین دو فرمیون رد و بدل میشوند، نیروی رانشی یا ربایشی بین آن فرمیونها ایجاد میکنند: فوتونها نیروی الکترومغناطیسی را حمل میکنند، بوزونهای W و Z نیروی ضعیف و گلوئونها نیروی قوی.
در دهه 1960، زمانی که فیزیکدانان در حال برداشتن اولین گامها برای جمعآوری این تصویر بودند، مشخص نبود که آیا میتوان یک نظریه خودسازگار که شامل حاملهای نیروی جرم مند باشد یا خیر، را ساخت یا خیر؟
این سوال در زمینه فیزیک هسته ای و همچنین ابررسانایی در فیزیک ماده چگال مطرح شده است. محققان دریافتند که چنین نظریه ای در نهایت باید برهمکنش حامل های نیرو را با میدان «هیگز» ، و همچنین بتواند مقداری غیر صفر برای آن میدان ، معرفی کند .
💢@higgs_field
قسمت دوم
همانطور که در ادامه خواهیم دید، میزان برهمکنش بین هر پارتیکل و میدان هیگز مستقیماً بر ویژگی بنیادین نظیر جرم آن پارتیکل تأثیر می گذارد:
میدان هیگز در نهایت جرم اتم ها را تعیین می کند، پروتون را پایدار می کند و بازه زمانی واپاشی های رادیواکتیو (β) را تعیین می کند، که برای مثال بر طول عمر ستارگان تأثیر می گذارد .
با این حال، در زندگی روزمره، ما متوجه نمی شویم که میدان هیگز در اطراف ما وجود دارد. تنها راهی که ما برای آشکار کردن میدان هیگز داریم این است که پروتون ها را به هم بکوبیم، کمی شباهت به پرتاب سنگ به آب و دیدن امواج حاصل از آن دارد . ذره ای که به بوزون هیگز معروف است بیرون آمده از چنین آشفتگی هایی است.
📌بوزون هیگز در مدل استاندارد
در مدل استاندارد، جدای از بوزون هیگز، دو نوع پارتیکل وجود دارد. فرمیون هایی مانند کوارک های بالا و پایین و الکترون وجود دارند که ماده معمولی را تشکیل می دهند. این ذرات ویژه (همراه با یکی از سه نوترینو) فرمیون های نسل اول نامیده می شوند. دو مجموعه دیگر از فرمیون ها (نسل دوم و سوم) شامل ذرات سنگین تری هستند که به طور معمول در دنیای اطراف ما وجود ندارند. علاوه بر این، حاملهای نیرو Force نیز وجود دارد:
فوتون، بوزونهای W و Z و گلوئون که مجموعاً بوزونهای برداری (Vector Boson ) نامیده میشوند. وقتی اینها بین دو فرمیون رد و بدل میشوند، نیروی رانشی یا ربایشی بین آن فرمیونها ایجاد میکنند: فوتونها نیروی الکترومغناطیسی را حمل میکنند، بوزونهای W و Z نیروی ضعیف و گلوئونها نیروی قوی.
در دهه 1960، زمانی که فیزیکدانان در حال برداشتن اولین گامها برای جمعآوری این تصویر بودند، مشخص نبود که آیا میتوان یک نظریه خودسازگار که شامل حاملهای نیروی جرم مند باشد یا خیر، را ساخت یا خیر؟
این سوال در زمینه فیزیک هسته ای و همچنین ابررسانایی در فیزیک ماده چگال مطرح شده است. محققان دریافتند که چنین نظریه ای در نهایت باید برهمکنش حامل های نیرو را با میدان «هیگز» ، و همچنین بتواند مقداری غیر صفر برای آن میدان ، معرفی کند .
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍3
💢"نیروهای" بنیادین فیزیک: یک کلاس بندی طبیعی
قسمت دوم
📌لایف تایم و جرم ذرات: ابزاری برای درک
پروتونها و الکترونهایی که ما از آنها ساخته شدهایم، تا آنجا که میدانیم، مانند نوترونهای درون اتمهای پایدار، برای همیشه باقی میمانند. اما بیشتر ذراتی که فیزیکدانان در آزمایشها تولید می کنند ، « لایف تایم » کوتاهی دارند. آنها در کمتر از یک ثانیه " فروپاشی decay " می شوند و به ذرات دیگر تبدیل می شوند. حتی یک نوترون که به تنهایی رها شده باشد، عمری به میانگینی حدود 15 دقیقه دارد یعنی در این مدت پس از تولید واپاشی یا فروپاشی یا پوسیده decay می شود.
واپاشی هر ذره شامل یک یا چند "نیروی" جهان است و با بررسی طول عمر آنها، می توانیم این "نیروها" را در کار مشاهده کنیم. شکل زیر این موضوع را نشان می دهد؛ هر نقطه جرم (در محور عمودی) و میانگین طول عمر (در محور افقی) یک نوع ذره را نشان می دهد. برخی از ذرات نشاندادهشده بنیادین هستند، در حالی که برخی دیگر اجسام مرکب یا ترکیبی «کامپوزیت Composite » هستند که از چند ذره بنیادی ساخته شدهاند. بیشتر کامپوزیتها «هادرونها» هستند (نمونههایی از آنها پروتونها و نوترونها هستند) که از کوارکها و پادکوارکها ساخته شدهاند.
جرم ها بر حسب "GeV/c²" داده می شوند. برای مقیاس، یک اتم هیدروژن دارای جرم تقریباً 1 GeV/c² ، یک الکترون دارای جرم تقریباً 1/2000 GeV/c² و بوزون هیگز، ذرهای که کشف آن را همین هفته جشن میگیریم، 125 GeV/c² جرم دارد.
طول عمر در ثانیه داده می شود. طول عمر آنها به طور کلی بسیار کوتاه هست! [من از نماد علمی در این محور استفاده می کنم: "10⁴" به معنای 1 با 4 صفر پس از آن (10000) است. 10-⁶، یعنی عددی کوچکتر از 1 که دارای 6 صفر است، 0.000001; و 10-¹⁶ به طور مشابه به 16 صفر و غیره نیاز دارد]
🔺شکل 1: جرم و طول عمر ذرات مختلف بنیادین و کامپوزیت شناخته شده برای فیزیکدانان
💢@higgs_field
قسمت دوم
📌لایف تایم و جرم ذرات: ابزاری برای درک
پروتونها و الکترونهایی که ما از آنها ساخته شدهایم، تا آنجا که میدانیم، مانند نوترونهای درون اتمهای پایدار، برای همیشه باقی میمانند. اما بیشتر ذراتی که فیزیکدانان در آزمایشها تولید می کنند ، « لایف تایم » کوتاهی دارند. آنها در کمتر از یک ثانیه " فروپاشی decay " می شوند و به ذرات دیگر تبدیل می شوند. حتی یک نوترون که به تنهایی رها شده باشد، عمری به میانگینی حدود 15 دقیقه دارد یعنی در این مدت پس از تولید واپاشی یا فروپاشی یا پوسیده decay می شود.
واپاشی هر ذره شامل یک یا چند "نیروی" جهان است و با بررسی طول عمر آنها، می توانیم این "نیروها" را در کار مشاهده کنیم. شکل زیر این موضوع را نشان می دهد؛ هر نقطه جرم (در محور عمودی) و میانگین طول عمر (در محور افقی) یک نوع ذره را نشان می دهد. برخی از ذرات نشاندادهشده بنیادین هستند، در حالی که برخی دیگر اجسام مرکب یا ترکیبی «کامپوزیت Composite » هستند که از چند ذره بنیادی ساخته شدهاند. بیشتر کامپوزیتها «هادرونها» هستند (نمونههایی از آنها پروتونها و نوترونها هستند) که از کوارکها و پادکوارکها ساخته شدهاند.
جرم ها بر حسب "GeV/c²" داده می شوند. برای مقیاس، یک اتم هیدروژن دارای جرم تقریباً 1 GeV/c² ، یک الکترون دارای جرم تقریباً 1/2000 GeV/c² و بوزون هیگز، ذرهای که کشف آن را همین هفته جشن میگیریم، 125 GeV/c² جرم دارد.
طول عمر در ثانیه داده می شود. طول عمر آنها به طور کلی بسیار کوتاه هست! [من از نماد علمی در این محور استفاده می کنم: "10⁴" به معنای 1 با 4 صفر پس از آن (10000) است. 10-⁶، یعنی عددی کوچکتر از 1 که دارای 6 صفر است، 0.000001; و 10-¹⁶ به طور مشابه به 16 صفر و غیره نیاز دارد]
🔺شکل 1: جرم و طول عمر ذرات مختلف بنیادین و کامپوزیت شناخته شده برای فیزیکدانان
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
💢Albert Einstein explains his latest attempt at the unification of electromagnetism with gravitation to J. Robert Oppenheimer, Director of the Institute for Advanced Study, where they both worked.
🔺آلبرت اینشتین آخرین تلاش خود را برای اتحاد الکترومغناطیس با گرانش برای جی رابرت اوپنهایمر، مدیر موسسه مطالعات پیشرفته، جایی که هر دو در آنجا کار می کردند، توضیح می دهد.
LIFE Magazine, December 29, 1947
💢@higgs_field
🔺آلبرت اینشتین آخرین تلاش خود را برای اتحاد الکترومغناطیس با گرانش برای جی رابرت اوپنهایمر، مدیر موسسه مطالعات پیشرفته، جایی که هر دو در آنجا کار می کردند، توضیح می دهد.
LIFE Magazine, December 29, 1947
💢@higgs_field
👍4
💢 wave equation
فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۵، نظریه ی نادقیق دوبروی را اصلاح کرد و به هر آبجکت کوانتومی یک تابع موج را نسبت داد. بررسی فضایی یک تابع موج با یک معادله ی مختلط بنام معادله ی شرودینگر توصیف می شود.
تابع موج را با حرف یونانی Ψ بزرگ یا ψ کوچک نشان می دهیم (به طور دقیق تر: اگر تابع موج به زمان و مکان وابسته باشد، با حرف سای بزرگ و اگر تابع موج مستقل از زمان و تنها وابسته به مکان باشد، با سای کوچک نمایش داده می شود).
تابع موج یک تابع ریاضی مختلط است که تمام ویژگی های آبجکت کوانتومی در آن جایگذاری شده ، این مجموعه از ویژگی های آبجکت کوانتومی، حالت کوانتومی نامیده می شود. به همین دلیل است که به تابع موج، تابع حالت هم گفته می شود.
یک حالت کوانتومی به صورت 〈 Ψ | نشان داده می شود. تابع موج، مهمترین ایده و در واقع قلب مکانیک کوانتومی است، زیرا اکثر پدیده های مکانیک کوانتومی مدرن با استفاده از آن بدست آمده اند. بعضی از این پدیده ها به ویژه اصل برهم نهی کوانتومی با چیزهایی که ما در جهان عادی خود می بینیم، کاملاً متفاوت بوده و باور آنها بسیار دشوار است .
💢 @HIGGS_FIELD
فیزیکدان اتریشی، اروین شرودینگر در سال ۱۹۲۵، نظریه ی نادقیق دوبروی را اصلاح کرد و به هر آبجکت کوانتومی یک تابع موج را نسبت داد. بررسی فضایی یک تابع موج با یک معادله ی مختلط بنام معادله ی شرودینگر توصیف می شود.
تابع موج را با حرف یونانی Ψ بزرگ یا ψ کوچک نشان می دهیم (به طور دقیق تر: اگر تابع موج به زمان و مکان وابسته باشد، با حرف سای بزرگ و اگر تابع موج مستقل از زمان و تنها وابسته به مکان باشد، با سای کوچک نمایش داده می شود).
تابع موج یک تابع ریاضی مختلط است که تمام ویژگی های آبجکت کوانتومی در آن جایگذاری شده ، این مجموعه از ویژگی های آبجکت کوانتومی، حالت کوانتومی نامیده می شود. به همین دلیل است که به تابع موج، تابع حالت هم گفته می شود.
یک حالت کوانتومی به صورت 〈 Ψ | نشان داده می شود. تابع موج، مهمترین ایده و در واقع قلب مکانیک کوانتومی است، زیرا اکثر پدیده های مکانیک کوانتومی مدرن با استفاده از آن بدست آمده اند. بعضی از این پدیده ها به ویژه اصل برهم نهی کوانتومی با چیزهایی که ما در جهان عادی خود می بینیم، کاملاً متفاوت بوده و باور آنها بسیار دشوار است .
💢 @HIGGS_FIELD
👍5
💢'The most beautiful experience we can have is the mysterious. It is the fundamental emotion that stands at the cradle of true art and true science.'
زیباترین تجربه ای که می توانیم داشته باشیم، [تجربه] اسرار آمیز است - حسی بنیادین که خاستگاه هنر و علم واقعی ست .
🔺جهانی که می بینم - آلبرت انیشتین
💢@higgs_field
زیباترین تجربه ای که می توانیم داشته باشیم، [تجربه] اسرار آمیز است - حسی بنیادین که خاستگاه هنر و علم واقعی ست .
🔺جهانی که می بینم - آلبرت انیشتین
💢@higgs_field
👏5
💢آخرین تست های تلسکوپ وب
رصدخانه 10 میلیارد دلاری که در دسامبر سال گذشته به فضا پرتاب شد و اکنون در فاصله یک میلیون مایلی (1.5 میلیون کیلومتری) از زمین به دور خورشید می چرخد - به لطف آینه اصلی و ابزار توانمند خود که بر روی مادون قرمز فوکوس می کند، می تواند به جایی نگاه کند که قبلاً هیچ تلسکوپی به آن نگاه نکرده است.
اولین تصاویر کاملاً دقیق قرار است در 12 جولای منتشر شوند، اما ناسا یک عکس تستی در روز چهارشنبه ارائه کرد - نتیجه 72 نوردهی در طول 32 ساعت که مجموعهای از ستارهها و کهکشانهای دور را نشان میدهد.
نیل رولندز، دانشمند برنامه سنسور گایدنس وب در هوافضای هانیول گفت: وقتی این تصویر گرفته شد، از دیدن واضح ساختار جزئیات در این کهکشانهای کمنور هیجانزده شدم.
جیمز وب چشم بشریت است که زمان ، گرد و غبار و مسافت ها را به چالش می کشد.
Reff:
https://www.sciencealert.com/nasa-releases-james-webb-telescope-teaser-picture
💢@higgs_field
رصدخانه 10 میلیارد دلاری که در دسامبر سال گذشته به فضا پرتاب شد و اکنون در فاصله یک میلیون مایلی (1.5 میلیون کیلومتری) از زمین به دور خورشید می چرخد - به لطف آینه اصلی و ابزار توانمند خود که بر روی مادون قرمز فوکوس می کند، می تواند به جایی نگاه کند که قبلاً هیچ تلسکوپی به آن نگاه نکرده است.
اولین تصاویر کاملاً دقیق قرار است در 12 جولای منتشر شوند، اما ناسا یک عکس تستی در روز چهارشنبه ارائه کرد - نتیجه 72 نوردهی در طول 32 ساعت که مجموعهای از ستارهها و کهکشانهای دور را نشان میدهد.
نیل رولندز، دانشمند برنامه سنسور گایدنس وب در هوافضای هانیول گفت: وقتی این تصویر گرفته شد، از دیدن واضح ساختار جزئیات در این کهکشانهای کمنور هیجانزده شدم.
جیمز وب چشم بشریت است که زمان ، گرد و غبار و مسافت ها را به چالش می کشد.
Reff:
https://www.sciencealert.com/nasa-releases-james-webb-telescope-teaser-picture
💢@higgs_field
👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 دستگاه دست ایشون کارآیی های مختلفی میتونه داشته باشه ،از سیم (دارای جریان) یاب تا قطعی یاب ، از یک سنسور مغناطیس وصل به مدار مولد صوت یا مدار مجتمع تشکیل شده و کارش آشکار سازی جریان الکتریکی است .
طیف تابش الکترومغناطیس را ببینید ، با افزایش بسامد و کاهش طول موج ، خطر تابش برای انسان افزایش می یابد ، که از نور مرئی به بالاست .
با صدای آلارم دستگاه یا نویز موجود در دستگاه های صوتی نمیتوان میزان خطر یک سیگنال را تعیین کرد .
💢@higgs_field
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 مهبانگ
مهبانگ BigBang از پیامد های قانون هابل-لومتر است که یک قانون برای توضیح مشاهدات ما از وجود سرخ گرایی کیهانی است . اما همانطور که میدانید ، در یک تئوری علمی فکت ها و فرض های متعددی وجود دارد .
📌قانون هابل
قانون هابل با این معادله بیان میشود:
v=H0 D
که در آن، D فاصلهُ یک کهکشان، و v سرعت دور شدن کهکشان به علت انبساط جهان هستی است. H0 به نام ثابت هابل شناخته میشود که سرعت گسترش هستی را نشان میدهد و در واقع یک ثابت حقیقی نیست. این ثابت ارتباط بین این که یک کهکشان چه مقدار از ما دور است و با چه سرعتی از ما دور میشود را تعیین میکند. ثابت هابل برای تشخیص اندازه و سن هستی (زمان هابل) به کار میرود. در سال ۲۰۰۳ مقدار ثابت هابل برابر با 4±71 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک (km/s/Mpc) تخمین زده شد.
💢@higgs_field
مهبانگ BigBang از پیامد های قانون هابل-لومتر است که یک قانون برای توضیح مشاهدات ما از وجود سرخ گرایی کیهانی است . اما همانطور که میدانید ، در یک تئوری علمی فکت ها و فرض های متعددی وجود دارد .
📌قانون هابل
قانون هابل با این معادله بیان میشود:
v=H0 D
که در آن، D فاصلهُ یک کهکشان، و v سرعت دور شدن کهکشان به علت انبساط جهان هستی است. H0 به نام ثابت هابل شناخته میشود که سرعت گسترش هستی را نشان میدهد و در واقع یک ثابت حقیقی نیست. این ثابت ارتباط بین این که یک کهکشان چه مقدار از ما دور است و با چه سرعتی از ما دور میشود را تعیین میکند. ثابت هابل برای تشخیص اندازه و سن هستی (زمان هابل) به کار میرود. در سال ۲۰۰۳ مقدار ثابت هابل برابر با 4±71 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک (km/s/Mpc) تخمین زده شد.
💢@higgs_field
👍1
💢 تفسیر کپنهاگ
قسمت نهم و پایانی
🔺ولفگانگ پاولی (1900-1958)، فیزیکدان اتریشی که برنده جایزه نوبل فیزیک به دلیل اصل طرد پائولی شد: دو الکترون و به طور کلی دو فرمیون، نمی توانند حالت کوانتومی یکسانی داشته باشند (موقعیت، تکانه، جرم، اسپین).
الکترون نوترینو در سال 1930 توسط فیزیکدان اتریشی ولفگانگ پاولی برای توضیح از دست دادن آشکار انرژی در فرآیند واپاشی بتا، که نوعی رادیواکتیویته است، پیشنهاد شد. به نظر می رسد که بررسی فرآورده های واکنش همیشه نشان می دهد که تغییر انرژی در واکنش ها وجود ندارد.
پائولی به این نتیجه رسید که فرآورده ها باید شامل یک ذره سوم باشند، اما ذره ای که به اندازه کافی برهمکنش قوی برای شناسایی نداشته باشد.
نوترینو که فقط از طریق نیروی ضعیف برهمکنش دارد، بسیار خجالتی است.
فیزیکدان ایتالیایی الاصل انریکو فرمی (1934) این پیشنهاد را بیشتر توضیح داد و نام آن را به نام نوترینو ارائه داد که به معنای "کوچک خنثی" است. یک الکترون-نوترینو همراه با یک پوزیترون در واپاشی بتای مثبت گسیل می شود، در حالی که یک الکترون-پادنوترینو با یک الکترون در واپاشی بتا منفی گسیل می شود.
مشاهده نوترینو دشوار است و نیاز به فناوری پیشرفته دارد، مطالعات روی نوترینو ویژگی های مهمی را در ساختار کیهان نشان داده است.
نوترینوها نفوذ کننده ترین پارتیکل های ساب اتمیک هستند زیرا تنها از طریق برهمکنش ضعیف با ماده واکنش می دهند. نوترینوها باعث یونیزاسیون نمی شوند، زیرا بار الکتریکی ندارند. تنها 1 در هر 10 میلیارد نوترینو، که از بازه مسافتی برابر با قطر زمین ، عبور می کند با ماده برهمکنش می کند ، و با یک پروتون یا نوترون واکنش نشان می دهد. الکترون نوترینوها برای اولین بار در سال 1956 با نظارت بر حجمی از کلرید کادنیوم با مایع درخشان در نزدیکی یک راکتور هسته ای به صورت تجربی مشاهده شدند.
و پرتوی از پادنوترینوها از یک راکتور هسته ای با واکنش با پروتون ها، نوترون و پوزیترون تولید کرد.
همه انواع نوترینوها دارای جرم بسیار کوچکتر از شرکای باردار خود هستند. به عنوان مثال، آزمایشات نشان می دهد که جرم الکترون-نوترینو باید کمتر از 0.0004 جرم الکترون باشد.
💢@higgs_field
قسمت نهم و پایانی
🔺ولفگانگ پاولی (1900-1958)، فیزیکدان اتریشی که برنده جایزه نوبل فیزیک به دلیل اصل طرد پائولی شد: دو الکترون و به طور کلی دو فرمیون، نمی توانند حالت کوانتومی یکسانی داشته باشند (موقعیت، تکانه، جرم، اسپین).
الکترون نوترینو در سال 1930 توسط فیزیکدان اتریشی ولفگانگ پاولی برای توضیح از دست دادن آشکار انرژی در فرآیند واپاشی بتا، که نوعی رادیواکتیویته است، پیشنهاد شد. به نظر می رسد که بررسی فرآورده های واکنش همیشه نشان می دهد که تغییر انرژی در واکنش ها وجود ندارد.
پائولی به این نتیجه رسید که فرآورده ها باید شامل یک ذره سوم باشند، اما ذره ای که به اندازه کافی برهمکنش قوی برای شناسایی نداشته باشد.
نوترینو که فقط از طریق نیروی ضعیف برهمکنش دارد، بسیار خجالتی است.
فیزیکدان ایتالیایی الاصل انریکو فرمی (1934) این پیشنهاد را بیشتر توضیح داد و نام آن را به نام نوترینو ارائه داد که به معنای "کوچک خنثی" است. یک الکترون-نوترینو همراه با یک پوزیترون در واپاشی بتای مثبت گسیل می شود، در حالی که یک الکترون-پادنوترینو با یک الکترون در واپاشی بتا منفی گسیل می شود.
مشاهده نوترینو دشوار است و نیاز به فناوری پیشرفته دارد، مطالعات روی نوترینو ویژگی های مهمی را در ساختار کیهان نشان داده است.
نوترینوها نفوذ کننده ترین پارتیکل های ساب اتمیک هستند زیرا تنها از طریق برهمکنش ضعیف با ماده واکنش می دهند. نوترینوها باعث یونیزاسیون نمی شوند، زیرا بار الکتریکی ندارند. تنها 1 در هر 10 میلیارد نوترینو، که از بازه مسافتی برابر با قطر زمین ، عبور می کند با ماده برهمکنش می کند ، و با یک پروتون یا نوترون واکنش نشان می دهد. الکترون نوترینوها برای اولین بار در سال 1956 با نظارت بر حجمی از کلرید کادنیوم با مایع درخشان در نزدیکی یک راکتور هسته ای به صورت تجربی مشاهده شدند.
و پرتوی از پادنوترینوها از یک راکتور هسته ای با واکنش با پروتون ها، نوترون و پوزیترون تولید کرد.
همه انواع نوترینوها دارای جرم بسیار کوچکتر از شرکای باردار خود هستند. به عنوان مثال، آزمایشات نشان می دهد که جرم الکترون-نوترینو باید کمتر از 0.0004 جرم الکترون باشد.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
💢 #هیگز_10
قسمت سوم
همانطور که بخش الکتروضعیف مدل استاندارد در حال توسعه بود ، برهمکنش ذرات با میدان هیگز به بخش مرکزی فرمولاسیون آن تبدیل میشد، به ویژه به منظور ایجاد جرم برای بوزونهای W و Z، بگونه ای که برای پایداری این بوزون های جرم دار، خلاف گلوئون ها و فوتون ها که فاقد جرم هستند ، لازم است.
به طور قابل توجهی، برهمکنش با میدان هیگز یک مکانیسم تئوریک ثابت برای تولید جرم های فرمیونی ارائه می دهد:
هر فرمیون با مقدار (یا "کوپلینگ") متفاوت با میدان هیگز برهمکنش می کند، و هر چه برهمکنش قوی تر باشد، جرم حاصل برای ذره بزرگتر می شود. . در مدل استاندارد، این برهمکنش به عنوان برهمکنش «یوکاوا» شناخته میشود. بنابراین هرگونه سوال در مورد منشا جرم فرمیون ها به سوالی در مورد منشاء برهمکنش فرمیون ها با میدان هیگز تقلیل می یابد.
📌چرا میدان هیگز در وهله اول غیر صفر است؟
طبق مدل استاندارد، چگالی انرژی پتانسیل مرتبط با مقدار میدان هیگز و کمترین انرژی پتانسیل مربوط به مقدار غیر صفر میدان هیگز است. پتانسیل مدل استاندارد با فُرمی دیکته شده توسط شرایط سازگاری داخلی ست . با برخی سادهسازیها، با لیبل گذاری بزرگی میدان هیگز به عنوان φ، پتانسیل فرم زیر را می گیرد:
V(φ) ∝ -φ² +½ φ⁴
که با خط قرمز در شکل 1 نشان داده شده است. حداقل پتانسیل، یعنی از نظر انرژی مطلوب ترین انتخاب برای ϕ، در مقدار ϕ غیر صفر است،
ϕ = 1
یک مفهوم مهم از مقدار ثابت غیرصفر میدان هیگز، عدم امکان حمل تکانه زاویه ای یا از نظر فنی تر، داشتن اسپین 0 است. یک مقدار غیر صفر برای اسپین حداقل یکی از تقارن های فضا-زمان به خوبی آزمایش شده را می شکند. بنابراین، برانگیختگی میدان هیگز، بوزون هیگز، باید یک ذره اسپین صفر باشد و در واقع تنها ذره بنیادی شناخته شده با این ویژگی است.
💢@higgs_field
قسمت سوم
همانطور که بخش الکتروضعیف مدل استاندارد در حال توسعه بود ، برهمکنش ذرات با میدان هیگز به بخش مرکزی فرمولاسیون آن تبدیل میشد، به ویژه به منظور ایجاد جرم برای بوزونهای W و Z، بگونه ای که برای پایداری این بوزون های جرم دار، خلاف گلوئون ها و فوتون ها که فاقد جرم هستند ، لازم است.
به طور قابل توجهی، برهمکنش با میدان هیگز یک مکانیسم تئوریک ثابت برای تولید جرم های فرمیونی ارائه می دهد:
هر فرمیون با مقدار (یا "کوپلینگ") متفاوت با میدان هیگز برهمکنش می کند، و هر چه برهمکنش قوی تر باشد، جرم حاصل برای ذره بزرگتر می شود. . در مدل استاندارد، این برهمکنش به عنوان برهمکنش «یوکاوا» شناخته میشود. بنابراین هرگونه سوال در مورد منشا جرم فرمیون ها به سوالی در مورد منشاء برهمکنش فرمیون ها با میدان هیگز تقلیل می یابد.
📌چرا میدان هیگز در وهله اول غیر صفر است؟
طبق مدل استاندارد، چگالی انرژی پتانسیل مرتبط با مقدار میدان هیگز و کمترین انرژی پتانسیل مربوط به مقدار غیر صفر میدان هیگز است. پتانسیل مدل استاندارد با فُرمی دیکته شده توسط شرایط سازگاری داخلی ست . با برخی سادهسازیها، با لیبل گذاری بزرگی میدان هیگز به عنوان φ، پتانسیل فرم زیر را می گیرد:
V(φ) ∝ -φ² +½ φ⁴
که با خط قرمز در شکل 1 نشان داده شده است. حداقل پتانسیل، یعنی از نظر انرژی مطلوب ترین انتخاب برای ϕ، در مقدار ϕ غیر صفر است،
ϕ = 1
یک مفهوم مهم از مقدار ثابت غیرصفر میدان هیگز، عدم امکان حمل تکانه زاویه ای یا از نظر فنی تر، داشتن اسپین 0 است. یک مقدار غیر صفر برای اسپین حداقل یکی از تقارن های فضا-زمان به خوبی آزمایش شده را می شکند. بنابراین، برانگیختگی میدان هیگز، بوزون هیگز، باید یک ذره اسپین صفر باشد و در واقع تنها ذره بنیادی شناخته شده با این ویژگی است.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 ده سال از کشف بوزون هیگز (ذره خدا) در ۱۴ تیر ۹۱ (۲۰۱۲) می گذرد. ویدئوی زیر چگونگی جرم دار شدن ذرات توسط میدان هیگز را توضیح می دهد
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 در تصویر جنگل سکویا را مشاهده می کنید که بلندای برخی به یکصد و هشتاد متر می رسد.
سنت حسنه ی درختکاری با رعایت اقلیم ، نهال مهری فرا زمان و فرامکان برای آیندگان است .
#فرافیزیک
💢@higgs_field
سنت حسنه ی درختکاری با رعایت اقلیم ، نهال مهری فرا زمان و فرامکان برای آیندگان است .
#فرافیزیک
💢@higgs_field
❤4👍1🤩1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢۴ ژوئیه ، دهمین سالگرد کشف بوزون هیگز
#Higgs10
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6818
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6832
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6843
💢@higgs_field
#Higgs10
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6818
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6832
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6843
💢@higgs_field
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
🔺bohr & heisenberg
تفسیر کپنهاگ یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر مجموعهٔ دیدگاههایی را دربارهٔ گزارهها و پیشبینیهای مکانیک کوانتومی در خود دارد. به زبان دیگر، تفسیر کپنهاگی در پی یافتن پاسخ این پرسش است که «این آزمایشهای پیچیده و شگفتانگیز و نتایج آنها واقعاً چه معنایی دارند؟»
💢 تفسیر کپنهاگ
https://t.me/higgs_field/6778
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6783
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6795
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6800
قسمت چهارم
https://t.me/higgs_field/6809
قسمت پنجم
https://t.me/higgs_field/6811
قسمت ششم
https://t.me/higgs_field/6814
قسمت هفتم
https://t.me/higgs_field/6826
قسمت هشتم
https://t.me/higgs_field/6831
قسمت نهم و پایانی
https://t.me/higgs_field/6842
تفسیر کپنهاگ یکی از تفسیرهای مکانیک کوانتومی است. این تفسیر مجموعهٔ دیدگاههایی را دربارهٔ گزارهها و پیشبینیهای مکانیک کوانتومی در خود دارد. به زبان دیگر، تفسیر کپنهاگی در پی یافتن پاسخ این پرسش است که «این آزمایشهای پیچیده و شگفتانگیز و نتایج آنها واقعاً چه معنایی دارند؟»
💢 تفسیر کپنهاگ
https://t.me/higgs_field/6778
قسمت اول
https://t.me/higgs_field/6783
قسمت دوم
https://t.me/higgs_field/6795
قسمت سوم
https://t.me/higgs_field/6800
قسمت چهارم
https://t.me/higgs_field/6809
قسمت پنجم
https://t.me/higgs_field/6811
قسمت ششم
https://t.me/higgs_field/6814
قسمت هفتم
https://t.me/higgs_field/6826
قسمت هشتم
https://t.me/higgs_field/6831
قسمت نهم و پایانی
https://t.me/higgs_field/6842
👍3