🟣 Schrödinger Equation
معادله ای که جهان را تغییر داد ، معادله ای بنیادین که مکانیک کوانتومی بر آن استوار شده است .
i ħ ∂Ψ /∂t = H^ Ψ
🔻Schrödinger equation is partial differential equation that describes how the QUANTUM STATE of a QUANTUM SYSTEM changes with time .
The Austrian physicist ERWIN Schrödinger formulated it in 1925 .
🔺معادله ی شرودینگر یک معادله دیفرانسیل جزئی است که توضیح می دهد حالت کوانتومی یک سیستم کوانتومی چگونه با زمان تغییر می کند . این معادله را اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی در سال ۱۹۲۵ فرموله کرد .
🔸اگر به معادله دقت کنید i در بر گیرنده بخش موهومی است و ħ اچ بار ثابت کاهیده پلانک و" psi " Ψ تابع موج و H^ اپراتور هامیلتونین است که مجموع انرژی پتانسیل و جنبشی تابع Ψ است .
🆔 @phys_Q
معادله ای که جهان را تغییر داد ، معادله ای بنیادین که مکانیک کوانتومی بر آن استوار شده است .
i ħ ∂Ψ /∂t = H^ Ψ
🔻Schrödinger equation is partial differential equation that describes how the QUANTUM STATE of a QUANTUM SYSTEM changes with time .
The Austrian physicist ERWIN Schrödinger formulated it in 1925 .
🔺معادله ی شرودینگر یک معادله دیفرانسیل جزئی است که توضیح می دهد حالت کوانتومی یک سیستم کوانتومی چگونه با زمان تغییر می کند . این معادله را اروین شرودینگر فیزیکدان اتریشی در سال ۱۹۲۵ فرموله کرد .
🔸اگر به معادله دقت کنید i در بر گیرنده بخش موهومی است و ħ اچ بار ثابت کاهیده پلانک و" psi " Ψ تابع موج و H^ اپراتور هامیلتونین است که مجموع انرژی پتانسیل و جنبشی تابع Ψ است .
🆔 @phys_Q
👍4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢کلیپی از دریاچه خزر که توسط اولگ آرتیمف فضانورد اهل روسیه از ایستگاه فضایی بینالمللی گرفته شده است.
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍3❤1
💢 تبدیلات لورنتس در فضازمان مینکوفسکی
قسمت چهارم
تبدیلات لورنتس معادله هایی هستند که مختصههای فضایی و زمانی یک رویداد را از دید دو ناظر مختلف به هم تبدیل میکنند. یعنی اگر یک ناظر برای رویداد خاصی در فضا-زمان مختصههای مکانی x و y و z و زمان t را اندازه بگیرد، و ناظر دیگری (که در مکان دیگری واقع است و با سرعت خاصی نسبت به ناظر اول حرکت میکند) مختصههای x'و y' و z'و t'را برای همان رویداد اندازه بگیرد، تبدیلات لورنتس رابطهٔ بین این دو مختصات را بیان میکند.
پیش از نسبیت خاص، این کار با تبدیلات گالیله انجام میشد.اما نظریه نسبیت خاص نشان داد که قوانین ماکسول زمانی که تحت تبدیل گالیله قرار بگیرند دچار تناقض می شوند از این رو یا باید معادلات ماکسول را اشتباه تلقی کرد یا تبدیلات گالیله. اما انیشتین در اقدامی خلاقانه تبدیل لورنتس را جایگزین تبدیلات گالیله کرد که قوانین ماکسول در تبدیل لورنتس دچار تناقض نمی شوند و شکل صحیح خود را حفظ می کنند. تبدیلات لورنتس تا قبل از نظریه نسبیت خاص هیچ توجیه فیزیکی نداشتند تاکه برای اولین بار انیشتین با طرح نسبی بودن زمان ، تبدیلات گالیله ایی را نقض کرد و سپس مکانیک را تحت تبدیل لورنتس تصحیح کرد. تبدیلات گالیله در سرعتهای زیاد (نزدیک به سرعت نور) با مشکل مواجه میشوند و باید با تبدیلات لورنتس جایگزین شوند. اگرچه، در سرعتهای کم (کم نسبت به سرعت نور)، یعنی در بیشتر کاربردهای روزمره، تبدیلات گالیله تقریباً نتایج مشابهی با تبدیلات لورنتس دارند.
🔺 تبدیلات لورنتس
سادهترین شکل تبدیلات لورنتس مربوط به حالتی است که دو دستگاه S و S' نسبت به هم فقط «خیز» (boost) داشته باشند؛ یعنی دستگاه S' با سرعت v نسبت به دستگاه S حرکت کند و سرعت v در راستای محور x' باشد و محورهای دو دستگاه در لحظهٔ t=t'=0 برهم منطبق باشند. تبدیلات لورنتس در این حالت عبارتاند از:
γ = 1: ✓(1- v²:c²)
x'= γ (x-vt)
t' = γ [ t - (v/c²)x]
معادلات در بعد زمان و فضای x ارائه شده - در دو بعد دیگر z و y چون حرکت دستگاه در امتداد محور x است :
y' = y
z' = z
خط نول یا نور سان با تغییر ویژگی های فریم ، بدون تغییر می ماند ، زیرا که سرعت نور در همه فریم های لخت و غیر لخت ثابت است .
💢@phys_Q
قسمت چهارم
تبدیلات لورنتس معادله هایی هستند که مختصههای فضایی و زمانی یک رویداد را از دید دو ناظر مختلف به هم تبدیل میکنند. یعنی اگر یک ناظر برای رویداد خاصی در فضا-زمان مختصههای مکانی x و y و z و زمان t را اندازه بگیرد، و ناظر دیگری (که در مکان دیگری واقع است و با سرعت خاصی نسبت به ناظر اول حرکت میکند) مختصههای x'و y' و z'و t'را برای همان رویداد اندازه بگیرد، تبدیلات لورنتس رابطهٔ بین این دو مختصات را بیان میکند.
پیش از نسبیت خاص، این کار با تبدیلات گالیله انجام میشد.اما نظریه نسبیت خاص نشان داد که قوانین ماکسول زمانی که تحت تبدیل گالیله قرار بگیرند دچار تناقض می شوند از این رو یا باید معادلات ماکسول را اشتباه تلقی کرد یا تبدیلات گالیله. اما انیشتین در اقدامی خلاقانه تبدیل لورنتس را جایگزین تبدیلات گالیله کرد که قوانین ماکسول در تبدیل لورنتس دچار تناقض نمی شوند و شکل صحیح خود را حفظ می کنند. تبدیلات لورنتس تا قبل از نظریه نسبیت خاص هیچ توجیه فیزیکی نداشتند تاکه برای اولین بار انیشتین با طرح نسبی بودن زمان ، تبدیلات گالیله ایی را نقض کرد و سپس مکانیک را تحت تبدیل لورنتس تصحیح کرد. تبدیلات گالیله در سرعتهای زیاد (نزدیک به سرعت نور) با مشکل مواجه میشوند و باید با تبدیلات لورنتس جایگزین شوند. اگرچه، در سرعتهای کم (کم نسبت به سرعت نور)، یعنی در بیشتر کاربردهای روزمره، تبدیلات گالیله تقریباً نتایج مشابهی با تبدیلات لورنتس دارند.
🔺 تبدیلات لورنتس
سادهترین شکل تبدیلات لورنتس مربوط به حالتی است که دو دستگاه S و S' نسبت به هم فقط «خیز» (boost) داشته باشند؛ یعنی دستگاه S' با سرعت v نسبت به دستگاه S حرکت کند و سرعت v در راستای محور x' باشد و محورهای دو دستگاه در لحظهٔ t=t'=0 برهم منطبق باشند. تبدیلات لورنتس در این حالت عبارتاند از:
γ = 1: ✓(1- v²:c²)
x'= γ (x-vt)
t' = γ [ t - (v/c²)x]
معادلات در بعد زمان و فضای x ارائه شده - در دو بعد دیگر z و y چون حرکت دستگاه در امتداد محور x است :
y' = y
z' = z
خط نول یا نور سان با تغییر ویژگی های فریم ، بدون تغییر می ماند ، زیرا که سرعت نور در همه فریم های لخت و غیر لخت ثابت است .
💢@phys_Q
Telegram
attach 📎
👍1
💢فضازمان و فضای مینکوفسکی و تبدیلات لورنتز و نسبیت
p¹ : https://t.me/higgs_field/6737
p² : https://t.me/higgs_field/6742
p³ : https://t.me/higgs_field/6750
p⁴ : https://t.me/higgs_field/6756
p¹ : https://t.me/higgs_field/6737
p² : https://t.me/higgs_field/6742
p³ : https://t.me/higgs_field/6750
p⁴ : https://t.me/higgs_field/6756
💢کرمچالهها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاهچاله در آزمایشگاه نشان میدهند
فیلیپ توپ
قسمت هشتم
معمولاً دکوهرنس میل به سرعت بیشتری نسبت به درهمتنیدگی در رویداد ها دارد ، اما دیدن این تاخیر آشکارا بسیار سخت بوده است. تیم مونرو با استفاده از یک الگوریتم تله پورت کوانتومی کدگذاری شده در مداری ساخته شده از هفت یون کوپل شده ایتربیوم ytterbium که در یک ردیف نگه داشته شده اند و هر کدام به عنوان یک کیوبیت Qbit عمل می کنند، فهمیدند که چگونه می توانند[ تفاوت زمانی] این دو را تشخیص دهند.
این فرآیند در واقع محاسبات کوانتومی یک کیوبیت منفرد را از یک سر ردیف به انتهای دیگر تله پورت می کند . برای اندازهگیری نرخ اسکرامبلینگ ، محققان فرآیند تلهپورت را با تکامل الگوریتم به سمت جلو و سپس معکوس مقایسه کردند (انگار که «در زمان به عقب» اتفاق میافتد). بدون اسکرامبلینگ ، این دو فرآیند به هم مرتبط هستند. اما با پراکندگی اطلاعاتی که ابتدا در کیوبیتهای خاص کدگذاری شدهاند، خروجی outcome محاسبات رو به جلو و عقب دچار همبستگی و ارتباط کمتری میشود:
سیستم از حالت اولیه خود ، تغییر کرده است، و بنابراین تلهپورت نمیتواند بصورت دقیق معکوس شود. مونرو گفت: «اگر آنها با هم ، همبسته باشند، اتفاق زیادی نمی افتد. "اما اگر اسکرامبلینگ وجود داشته باشد، همبستگی به صفر می رسد." این چیزی است که آنها با گذشت زمان دیدند.
براون و همکارانش اکنون پیشنهاد میکنند که مدارهای کوانتومی بسیار شبیه این میتوانند برای ساختن یک آنالوگ یا قیاس ساده از وضعیتی که گائو، جافریس و وال برای یک کرم چاله قابل عبور که میتواند یک کیوبیت را تلهپورت کند، بسازد.
در نسخه ای که آنها تصور می کنند، هر یک از دو سیاهچاله فقط از چند کیوبیت تشکیل شده است که همه آنها حداکثر درهمتنیدگی با یکدیگر را دارا هستند. پروتکل آنها برهمکنش بیشتری بین این دو گروه کیوبیت را معرفی می کند که به عنوان کانال اضافی مورد نیاز گائو و همکاران برای تکمیل فرآیند تلهپورت عمل می کند.
شهود به ما می گوید که تعداد انگشت شماری یون در یک تله الکترومغناطیسی شبیه یک ستاره کلپس کرده ، که هیچ نوری نمی تواند از آن فرار کند ، نیست . اما نکته جالب اینجاست:
اگر تناظر AdS/CFT درست باشد، این آزمایشها چیزی بیش از یک نمونه آزمایشگاهی سیاهچاله خواهند بود. این دو نوع سیستم کاملاً معادل خواهند بود. یون های کوپل شده دقیقاً همان چیزی هستند که در فضای AdS، یک سیاهچاله (بسیار کوچک) شبیه آن است.
این تصویری از این است که، اگر حدس مالداسینا چیزی واقعی در مورد نحوه تشکیل یونیورس به ما بگوید، چگونه شهود کنونی ما در مورد چیزهایی که موجود هستند ، از بین می رود.
💢@higgs_field
فیلیپ توپ
قسمت هشتم
معمولاً دکوهرنس میل به سرعت بیشتری نسبت به درهمتنیدگی در رویداد ها دارد ، اما دیدن این تاخیر آشکارا بسیار سخت بوده است. تیم مونرو با استفاده از یک الگوریتم تله پورت کوانتومی کدگذاری شده در مداری ساخته شده از هفت یون کوپل شده ایتربیوم ytterbium که در یک ردیف نگه داشته شده اند و هر کدام به عنوان یک کیوبیت Qbit عمل می کنند، فهمیدند که چگونه می توانند[ تفاوت زمانی] این دو را تشخیص دهند.
این فرآیند در واقع محاسبات کوانتومی یک کیوبیت منفرد را از یک سر ردیف به انتهای دیگر تله پورت می کند . برای اندازهگیری نرخ اسکرامبلینگ ، محققان فرآیند تلهپورت را با تکامل الگوریتم به سمت جلو و سپس معکوس مقایسه کردند (انگار که «در زمان به عقب» اتفاق میافتد). بدون اسکرامبلینگ ، این دو فرآیند به هم مرتبط هستند. اما با پراکندگی اطلاعاتی که ابتدا در کیوبیتهای خاص کدگذاری شدهاند، خروجی outcome محاسبات رو به جلو و عقب دچار همبستگی و ارتباط کمتری میشود:
سیستم از حالت اولیه خود ، تغییر کرده است، و بنابراین تلهپورت نمیتواند بصورت دقیق معکوس شود. مونرو گفت: «اگر آنها با هم ، همبسته باشند، اتفاق زیادی نمی افتد. "اما اگر اسکرامبلینگ وجود داشته باشد، همبستگی به صفر می رسد." این چیزی است که آنها با گذشت زمان دیدند.
براون و همکارانش اکنون پیشنهاد میکنند که مدارهای کوانتومی بسیار شبیه این میتوانند برای ساختن یک آنالوگ یا قیاس ساده از وضعیتی که گائو، جافریس و وال برای یک کرم چاله قابل عبور که میتواند یک کیوبیت را تلهپورت کند، بسازد.
در نسخه ای که آنها تصور می کنند، هر یک از دو سیاهچاله فقط از چند کیوبیت تشکیل شده است که همه آنها حداکثر درهمتنیدگی با یکدیگر را دارا هستند. پروتکل آنها برهمکنش بیشتری بین این دو گروه کیوبیت را معرفی می کند که به عنوان کانال اضافی مورد نیاز گائو و همکاران برای تکمیل فرآیند تلهپورت عمل می کند.
شهود به ما می گوید که تعداد انگشت شماری یون در یک تله الکترومغناطیسی شبیه یک ستاره کلپس کرده ، که هیچ نوری نمی تواند از آن فرار کند ، نیست . اما نکته جالب اینجاست:
اگر تناظر AdS/CFT درست باشد، این آزمایشها چیزی بیش از یک نمونه آزمایشگاهی سیاهچاله خواهند بود. این دو نوع سیستم کاملاً معادل خواهند بود. یون های کوپل شده دقیقاً همان چیزی هستند که در فضای AdS، یک سیاهچاله (بسیار کوچک) شبیه آن است.
این تصویری از این است که، اگر حدس مالداسینا چیزی واقعی در مورد نحوه تشکیل یونیورس به ما بگوید، چگونه شهود کنونی ما در مورد چیزهایی که موجود هستند ، از بین می رود.
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢 ده فیزیسیت برتر به نقل از گاردین
¹→ Newtown https://t.me/higgs_field/5202
²→bohr https://t.me/higgs_field/5217
³→galile https://t.me/higgs_field/5241
⁴→einstien https://t.me/higgs_field/5248
⁵→maxwell https://t.me/higgs_field/5278
⁶→faraday https://t.me/higgs_field/5284
⁷→curie https://t.me/higgs_field/5310
⁸→feynman https://t.me/higgs_field/5315
⁹→ dirac https://t.me/higgs_field/5336
¹⁰→rutherford https://t.me/higgs_field/5348
💢 https://www.theguardian.com/culture/gallery/2013/may/12/the-10-best-physicists
¹→ Newtown https://t.me/higgs_field/5202
²→bohr https://t.me/higgs_field/5217
³→galile https://t.me/higgs_field/5241
⁴→einstien https://t.me/higgs_field/5248
⁵→maxwell https://t.me/higgs_field/5278
⁶→faraday https://t.me/higgs_field/5284
⁷→curie https://t.me/higgs_field/5310
⁸→feynman https://t.me/higgs_field/5315
⁹→ dirac https://t.me/higgs_field/5336
¹⁰→rutherford https://t.me/higgs_field/5348
💢 https://www.theguardian.com/culture/gallery/2013/may/12/the-10-best-physicists
👍1
💢 نظام سرمایهداری خصوصی private capitalism تمایل دارد در دستان تعداد معدودی متمرکز شود. سرمایه داران به ناچار منابع و جریان اصلی اطلاعات را کنترل می کنند. بنابراین رسیدن به نتایج عینی objective [حاصل از محاسبات ذهنی] و استفاده هوشمندانه از حقوق سیاسی برای شهروندان بسیار دشوار است.
-آلبرت انیشتین
💢@higgs_field
-آلبرت انیشتین
💢@higgs_field
❤2
🟣 من به فراست و نیوشیدن باورمندم ...
و بدآنگونه هنرمندم که بتوانم آزادانه پندارگانم را بکار گیرم.
پنداره ارجمندتر از دانش است.
دانش کرانمند است.
اما پنداره گیتی را در بر گرفته است.
🔺 - آلبرت اینیشتین
https://saturdayeveningpost.com/2010/03/imagination-important-knowledge/
🆔 @phys_Q
و بدآنگونه هنرمندم که بتوانم آزادانه پندارگانم را بکار گیرم.
پنداره ارجمندتر از دانش است.
دانش کرانمند است.
اما پنداره گیتی را در بر گرفته است.
🔺 - آلبرت اینیشتین
https://saturdayeveningpost.com/2010/03/imagination-important-knowledge/
🆔 @phys_Q
👍1
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
〰
📌تونل زنی کوانتومی - گاردین Quantum Tunneling
جان باث
¹ → https://t.me/higgs_field/5287
² → https://t.me/higgs_field/5292
³ → https://t.me/higgs_field/5313
📌تونل زنی کوانتومی - گاردین Quantum Tunneling
جان باث
¹ → https://t.me/higgs_field/5287
² → https://t.me/higgs_field/5292
³ → https://t.me/higgs_field/5313
👍2🤩1
💢انیشتین از کارهای فیزیکدان اسکاتلندی جیمز کلرک ماکسول الهام گرفت. نسبیت ارتباط عمیقی با الکترومغناطیس ماکسول دارد.
در سال 1933، دانشگاه گلاسکو به او مدرک افتخاری داد و او در مورد نسبیت عام صحبت کرد.
💢@higgs_field
در سال 1933، دانشگاه گلاسکو به او مدرک افتخاری داد و او در مورد نسبیت عام صحبت کرد.
💢@higgs_field
👍3
💢 ماجرای سوکال:
✔️ که به شوخی فریب دهندهی سوکال نیز معروف است، مربوط به چاپ یک مقاله در باب مفاهیم پسانوگراتوسط آلن سوکال، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک می شود . در سال ۱۹۹۶، وی مقالهای در نشریه پسانوگرای متون اجتماعی به چاپ رساند. هدف وی آزمودن سختگیری علمی دبیران این نشریه و نشان دادن امکان سوءاستفاده از مفاهیم علمی در متون پسانوگرا بود.
➿اصل این ماجرا از آن جایی شروع میشود که سوکال، برای آزمودن جامعه متفکر پستمدرن، مقالهای آکنده از لفاظیهای فلسفی، برخی آسمانریسمانهای پسانوگرا و استفادههای کاملاً نارسا، نابهجا یا نادرست بعضی متفکران از مفاهیم علوم طبیعی و نظری از جمله آشوب ، نسبیت عام، فیزیک کوانتوم، در هم تنیدگی، برخال، هندسه نااقلیدسی، مکانیک سیالات و مانند آن - و پیوند دادن آن به هرمنوتیک ، جامعهشناسی، روانشناسی، فمینیسم و نظایر آن را به رشته تحریر درمیآورد و در نشریه Social Text به چاپ میرساند.
➿طنز ماجرا این جا است که این مقاله بیاندازه مغلق و به همان اندازه بیمعنا و بیربط است، ولی چنان روشنفکرمآبانه و ژرف مینماید که هیچیک از اعضای تحریریه این نشریه جرئت ایراد گرفتن به هیچ بخشی از آن را پیدا نمیکنند و چشم بسته دست به انتشارش میزنند.
✔️بعد از چاپ مقاله توسط این نشریه پسانوگرا (پست مدرن) ، سوکال قضیه را لو میدهد و شروع به اثبات این میکند که چطور بهسادگی توانسته دبیران نشریه را با متنی چنین بیربط ولی درستنما مرعوب و آنان را بیهیچ زحمتی راغب به چاپ چنین چرندیاتی بکند. وی سپس همراه با ژان بریکمون، مجموعه تاملات خود را در زمینه سوءاستفادههایی که برخی از متفکران و نظریهپردازان پسانوگرا از مفاهیم و نظریههای علمی کردهاند، در قالب کتاب چرندیات پستمدرن؛ سوءاستفاده روشنفکران پستمدرن از علم گرد میآورد و به چاپ میرساند. ماجرای سوکال در سالهای بعد مبنای کشمکشی شد که به آن «جنگ بین علوم» می گویند.
💢@higgs_field
✔️ که به شوخی فریب دهندهی سوکال نیز معروف است، مربوط به چاپ یک مقاله در باب مفاهیم پسانوگراتوسط آلن سوکال، استاد فیزیک دانشگاه نیویورک می شود . در سال ۱۹۹۶، وی مقالهای در نشریه پسانوگرای متون اجتماعی به چاپ رساند. هدف وی آزمودن سختگیری علمی دبیران این نشریه و نشان دادن امکان سوءاستفاده از مفاهیم علمی در متون پسانوگرا بود.
➿اصل این ماجرا از آن جایی شروع میشود که سوکال، برای آزمودن جامعه متفکر پستمدرن، مقالهای آکنده از لفاظیهای فلسفی، برخی آسمانریسمانهای پسانوگرا و استفادههای کاملاً نارسا، نابهجا یا نادرست بعضی متفکران از مفاهیم علوم طبیعی و نظری از جمله آشوب ، نسبیت عام، فیزیک کوانتوم، در هم تنیدگی، برخال، هندسه نااقلیدسی، مکانیک سیالات و مانند آن - و پیوند دادن آن به هرمنوتیک ، جامعهشناسی، روانشناسی، فمینیسم و نظایر آن را به رشته تحریر درمیآورد و در نشریه Social Text به چاپ میرساند.
➿طنز ماجرا این جا است که این مقاله بیاندازه مغلق و به همان اندازه بیمعنا و بیربط است، ولی چنان روشنفکرمآبانه و ژرف مینماید که هیچیک از اعضای تحریریه این نشریه جرئت ایراد گرفتن به هیچ بخشی از آن را پیدا نمیکنند و چشم بسته دست به انتشارش میزنند.
✔️بعد از چاپ مقاله توسط این نشریه پسانوگرا (پست مدرن) ، سوکال قضیه را لو میدهد و شروع به اثبات این میکند که چطور بهسادگی توانسته دبیران نشریه را با متنی چنین بیربط ولی درستنما مرعوب و آنان را بیهیچ زحمتی راغب به چاپ چنین چرندیاتی بکند. وی سپس همراه با ژان بریکمون، مجموعه تاملات خود را در زمینه سوءاستفادههایی که برخی از متفکران و نظریهپردازان پسانوگرا از مفاهیم و نظریههای علمی کردهاند، در قالب کتاب چرندیات پستمدرن؛ سوءاستفاده روشنفکران پستمدرن از علم گرد میآورد و به چاپ میرساند. ماجرای سوکال در سالهای بعد مبنای کشمکشی شد که به آن «جنگ بین علوم» می گویند.
💢@higgs_field
👍7❤2
💢کرمچالهها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاهچاله در آزمایشگاه نشان میدهند
فیلیپ توپ
قسمت نهم
🔺کانکشن های جدید
سوینگل در گفتگویی در اکتبر گذشته با همکارش مونرو در مریلند، مدار کوانتومی کرم چالهای خود را شرح داد. مونرو متوجه شد که مدار کوانتومی کرم چاله سوینگل دقیقاً همان مداری بود که تیمش برای نشان دادن کوانتوم اسکرامبلینگ استفاده کرده بود. اگرچه مونرو از ایده های هیدن و پرسکیل در مورد بکارگیری درهم تنیدگی کوانتومی برای بازیابی اطلاعات کوانتومی از سیاهچاله ، آگاه بود - وی گفت که تیمش مدار خود را صرفاً برای نشان دادن کوانتوم اسکرامبلینگ انتخاب کرده است، بدون اینکه واقعاً به ارتباطش با گرانش فکر کند.
اگر مدار ابداع شده توسط سوینگل و همکارانش عملا قابل ساخت باشد، باید خیلی ساده به دنبال اثری که آنها پیشبینی کردند ، بگردیم. آیا می توان آن را در آزمایشگاه ساخت؟ مونرو گفت:
بله مطمئناً. چیزی که انتظار داریم ببینیم این است که اولاً، یک بیت کوانتومی از اطلاعات وارد شده به یکی از دو سیستم سیاهچاله ای از نوع کیوبیت باید اسکرامبل شده و ظاهراً ناپدید شود. اما پس از مدت زمان قابل پیشبینی، دوباره در گروه دیگر کیوبیتها، آن-اسکرامبل unscramble شده ، و از کرم چاله بیرون آید. جای تعجب این است که اطلاعات به اندازه کافی منتقل نمی شوند - هر چه باشد این دو سیستم با هم کوپل شده اند. این است که اطلاعات دوباره به شکلی خوانا ظاهر میشوند و نیازی به رمزگشایی ندارند، حتی اگر اولین «سیاهچاله» آن را کاملاً اسکرامبل کرده باشد.
در این مرحله، آزمایشهایی که از مدارهای کوانتومی استفاده میکنند، میتوانند امیدوار کننده باشند که تنها یک مدل کوچک سادهسازی شده از فضا-زمانی که ما در آن زندگی میکنیم، و توسط نسبیت عام توصیف شده است، ایجاد کنند.
مالداسینا گفت: «اگر هدف بدست آوردن فضا-زمانی با معادلات اینشتین است، پس تنها سیستمهایی که برای تولید آن شناخته شدهاند بسیار خاص هستند و احتمالاً ساخت آنها در آزمایشگاه سخت است.» اما او می افزاید که «هدف نویسندگان این است که یک سیستم به اندازه کافی پیچیده complex ایجاد کنند که برخی از ویژگی های گرانش را داشته باشد (البته نه همه ی ویژگی ها )، اما به اندازه کافی ساده باشد که در عمل بتوان آن را در آزمایشگاه ساخت.
Quantum Scrambling
💢@higgs_field
فیلیپ توپ
قسمت نهم
🔺کانکشن های جدید
سوینگل در گفتگویی در اکتبر گذشته با همکارش مونرو در مریلند، مدار کوانتومی کرم چالهای خود را شرح داد. مونرو متوجه شد که مدار کوانتومی کرم چاله سوینگل دقیقاً همان مداری بود که تیمش برای نشان دادن کوانتوم اسکرامبلینگ استفاده کرده بود. اگرچه مونرو از ایده های هیدن و پرسکیل در مورد بکارگیری درهم تنیدگی کوانتومی برای بازیابی اطلاعات کوانتومی از سیاهچاله ، آگاه بود - وی گفت که تیمش مدار خود را صرفاً برای نشان دادن کوانتوم اسکرامبلینگ انتخاب کرده است، بدون اینکه واقعاً به ارتباطش با گرانش فکر کند.
اگر مدار ابداع شده توسط سوینگل و همکارانش عملا قابل ساخت باشد، باید خیلی ساده به دنبال اثری که آنها پیشبینی کردند ، بگردیم. آیا می توان آن را در آزمایشگاه ساخت؟ مونرو گفت:
بله مطمئناً. چیزی که انتظار داریم ببینیم این است که اولاً، یک بیت کوانتومی از اطلاعات وارد شده به یکی از دو سیستم سیاهچاله ای از نوع کیوبیت باید اسکرامبل شده و ظاهراً ناپدید شود. اما پس از مدت زمان قابل پیشبینی، دوباره در گروه دیگر کیوبیتها، آن-اسکرامبل unscramble شده ، و از کرم چاله بیرون آید. جای تعجب این است که اطلاعات به اندازه کافی منتقل نمی شوند - هر چه باشد این دو سیستم با هم کوپل شده اند. این است که اطلاعات دوباره به شکلی خوانا ظاهر میشوند و نیازی به رمزگشایی ندارند، حتی اگر اولین «سیاهچاله» آن را کاملاً اسکرامبل کرده باشد.
در این مرحله، آزمایشهایی که از مدارهای کوانتومی استفاده میکنند، میتوانند امیدوار کننده باشند که تنها یک مدل کوچک سادهسازی شده از فضا-زمانی که ما در آن زندگی میکنیم، و توسط نسبیت عام توصیف شده است، ایجاد کنند.
مالداسینا گفت: «اگر هدف بدست آوردن فضا-زمانی با معادلات اینشتین است، پس تنها سیستمهایی که برای تولید آن شناخته شدهاند بسیار خاص هستند و احتمالاً ساخت آنها در آزمایشگاه سخت است.» اما او می افزاید که «هدف نویسندگان این است که یک سیستم به اندازه کافی پیچیده complex ایجاد کنند که برخی از ویژگی های گرانش را داشته باشد (البته نه همه ی ویژگی ها )، اما به اندازه کافی ساده باشد که در عمل بتوان آن را در آزمایشگاه ساخت.
Quantum Scrambling
💢@higgs_field
Telegram
کوانتوم مکانیک
💢 کوانتوم اسکرامبلینگ Scrambling پراکندگی اطلاعات لوکال در درهم تنیدگیها و همبستگیهای کوانتومی چند پیکر (مانند سیاهچاله های درهمتنیده) است که در کل سیستم توزیع شدهاند. این مفهوم با ترمودینامیزه سازی سیستمهای کوانتومی بسته همراه است و اخیراً به عنوان…
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢ابرهای Vymeobraznye یا ماماتوس نادر هستند و معمولاً با ظهور طوفان های استوایی همراه هستند!
💢@higgs_field
💢@higgs_field
👍4🤩1
💢کرمچالهها راهی برای دستکاری اطلاعات سیاهچاله در آزمایشگاه نشان میدهند
فیلیپ توپ
قسمت دهم
📌اگر نتایج چنین آزمایشی پیشبینیها را تأیید کند، آیا تناظر AdS/CFT درست است؟
بستگی به دیدگاه شما دارد. هیچ چیزی در تحلیل نظری این مدارهای کوانتومی وجود ندارد که کاملاً با نظریه کوانتومی استاندارد سازگار نباشد. اما سادهتر و مفیدتر ، آنچه را که همسو با دانش ما از یک کرمچاله میگذرد، را از زبان گرانش توصیف کنیم :
براون بیان داشت : در حالی که می توانید همه چیز را با استفاده از معادله شرودینگر توضیح دهید، توضیح بسیار ساده تری وجود دارد که سیاهچاله ها را بازتعریف می کند.
سوینگل میپرسد، آیا هدف فیزیک این نیست که به دنبال چنین صرفه جویی یا سادگی باشد؟ و واقعیتی منطقی را به آن توصیف نسبت دهد؟
برای مثال، میتوانید ابررسانایی - یک پدیده کوانتومی دیگر - را صرفاً از نظر توابع موج الکترونی توصیف کنید. اما استفاده از تصویر "پارتیکل نما quasiparticle " بسیار ساده تر است:
که در نظر گرفتن جفت های به اصطلاح کوپر از الکترون های درهم تنیده است. ما واقعیت این ذره نما ها را زیر سوال نمی بریم - و پس چرا باید واقعیت کرم چاله های کیوبیت را انکار کنیم؟
به همین دلیل، مونرو گفت: «از مشاهدات اتمها، ممکن است چیزهایی بیاموزیم که هیچ ربطی به اتمها ندارد» - مانند سیاهچالهها. و نسخههای جاهطلبانهتر این آزمایش با استفاده از سیستمهای چند کیوبیتی میتوانند ویژگیهای جالب خود فضا-زمان را نشان دهند.
مالداسینا گفت: «اگر بتوان این آزمایشها را انجام داد، ممکن است بتوان سیستمهای پیچیدهتری ایجاد کرد که میتواند جنبههای بیشتری از برآمدن emerge فضا-زمان از سیستمهای کوانتومی را به ورطه آزمون تجربی آورد .»
و سپهر نظامی اضافه کرد: یک آزمایش فریبنده sophistication از این نوع حتی می تواند یک کاوش تجربی از ریاضیات نظریه ریسمان ارائه دهد.
در مورد دورنمای چنین آزمایشی، سوینگل گفت که او در حال گفتگو با تجربی دانان یا اکسپریمنتالیست های مختلف در مورد تطبیق مدارهای درهم کوانتومی برای آزمایش مستقیم این ایده ها است، اگرچه هنوز برنامه های مشخصی ظاهر نشده است. اما این گفتگوها چیزی شبیه به نقطه عطف هستند. براون گفت: "در اینجا ما فیزیکدانان نظری از گرانش کوانتومی را داریم که با فیزیکدانان اتمی تجربی صحبت می کنند." از نظر تاریخی، آنها تقریباً به اندازه هر دو گروه در یک بخش فیزیک از هم دور بوده اند. بنابراین این یک چیز جدید و عالی است.»
💢@higgs_field
فیلیپ توپ
قسمت دهم
📌اگر نتایج چنین آزمایشی پیشبینیها را تأیید کند، آیا تناظر AdS/CFT درست است؟
بستگی به دیدگاه شما دارد. هیچ چیزی در تحلیل نظری این مدارهای کوانتومی وجود ندارد که کاملاً با نظریه کوانتومی استاندارد سازگار نباشد. اما سادهتر و مفیدتر ، آنچه را که همسو با دانش ما از یک کرمچاله میگذرد، را از زبان گرانش توصیف کنیم :
براون بیان داشت : در حالی که می توانید همه چیز را با استفاده از معادله شرودینگر توضیح دهید، توضیح بسیار ساده تری وجود دارد که سیاهچاله ها را بازتعریف می کند.
سوینگل میپرسد، آیا هدف فیزیک این نیست که به دنبال چنین صرفه جویی یا سادگی باشد؟ و واقعیتی منطقی را به آن توصیف نسبت دهد؟
برای مثال، میتوانید ابررسانایی - یک پدیده کوانتومی دیگر - را صرفاً از نظر توابع موج الکترونی توصیف کنید. اما استفاده از تصویر "پارتیکل نما quasiparticle " بسیار ساده تر است:
که در نظر گرفتن جفت های به اصطلاح کوپر از الکترون های درهم تنیده است. ما واقعیت این ذره نما ها را زیر سوال نمی بریم - و پس چرا باید واقعیت کرم چاله های کیوبیت را انکار کنیم؟
به همین دلیل، مونرو گفت: «از مشاهدات اتمها، ممکن است چیزهایی بیاموزیم که هیچ ربطی به اتمها ندارد» - مانند سیاهچالهها. و نسخههای جاهطلبانهتر این آزمایش با استفاده از سیستمهای چند کیوبیتی میتوانند ویژگیهای جالب خود فضا-زمان را نشان دهند.
مالداسینا گفت: «اگر بتوان این آزمایشها را انجام داد، ممکن است بتوان سیستمهای پیچیدهتری ایجاد کرد که میتواند جنبههای بیشتری از برآمدن emerge فضا-زمان از سیستمهای کوانتومی را به ورطه آزمون تجربی آورد .»
و سپهر نظامی اضافه کرد: یک آزمایش فریبنده sophistication از این نوع حتی می تواند یک کاوش تجربی از ریاضیات نظریه ریسمان ارائه دهد.
در مورد دورنمای چنین آزمایشی، سوینگل گفت که او در حال گفتگو با تجربی دانان یا اکسپریمنتالیست های مختلف در مورد تطبیق مدارهای درهم کوانتومی برای آزمایش مستقیم این ایده ها است، اگرچه هنوز برنامه های مشخصی ظاهر نشده است. اما این گفتگوها چیزی شبیه به نقطه عطف هستند. براون گفت: "در اینجا ما فیزیکدانان نظری از گرانش کوانتومی را داریم که با فیزیکدانان اتمی تجربی صحبت می کنند." از نظر تاریخی، آنها تقریباً به اندازه هر دو گروه در یک بخش فیزیک از هم دور بوده اند. بنابراین این یک چیز جدید و عالی است.»
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍2
Forwarded from کوانتوم مکانیک🕊
💢In theoretical physics, the AdS/CFT correspondence suggests that gravity may be spun from quantum effects. Physicists recently used it to design a quantum circuit which could be equivalent to a (very tiny) black hole.
در فیزیک نظری، تناظر AdS/CFT نشان میدهد که گرانش ممکن است از اثرات کوانتومی بافته شده باشد . [ طنابی بنام گرانش کلاسیک که از تاباندن Spun الیافی از اثرات کوانتومی بافته شده است]
فیزیکدانان اخیراً از آن برای طراحی یک مدار کوانتومی استفاده کردند که می تواند معادل یک سیاهچاله (بسیار کوچک) باشد.
p1 : https://t.me/higgs_field/6645
p2 : https://t.me/higgs_field/6655
p3 : https://t.me/higgs_field/6714
p4 : https://t.me/higgs_field/6725
p5 : https://t.me/higgs_field/6731
p6 : https://t.me/higgs_field/6740
p7 : https://t.me/higgs_field/6751
p8 : https://t.me/higgs_field/6758
p9 : https://t.me/higgs_field/6766
p10: https://t.me/higgs_field/6770
fine
در فیزیک نظری، تناظر AdS/CFT نشان میدهد که گرانش ممکن است از اثرات کوانتومی بافته شده باشد . [ طنابی بنام گرانش کلاسیک که از تاباندن Spun الیافی از اثرات کوانتومی بافته شده است]
فیزیکدانان اخیراً از آن برای طراحی یک مدار کوانتومی استفاده کردند که می تواند معادل یک سیاهچاله (بسیار کوچک) باشد.
p1 : https://t.me/higgs_field/6645
p2 : https://t.me/higgs_field/6655
p3 : https://t.me/higgs_field/6714
p4 : https://t.me/higgs_field/6725
p5 : https://t.me/higgs_field/6731
p6 : https://t.me/higgs_field/6740
p7 : https://t.me/higgs_field/6751
p8 : https://t.me/higgs_field/6758
p9 : https://t.me/higgs_field/6766
p10: https://t.me/higgs_field/6770
fine
💢شبکه کیهانی:
اکثر ستاره شناسان بر این باورند که بزرگترین ساختار در جهان هستی، شبکه کیهانی است. این شبکه را می توانید مانند داربستی بی انتها از خوشه ها و ابرخوشه های کهکشانی احاطه شده با ماده تاریک در نظر بگیرید که دارای ساختاری شبیه به شبکه ای سه بعدی ازتارهای عنکبوت است. خوشه های کهکشانی و ماده تاریک "هاب"هایی را می سازند که رشته های کهکشان ها این هاب ها را به یکدیگر متصل نموده و شبکه ای شبیه به تصویر روبرو ایجاد می نمایند.
و اما این شبکه تا چه اندازه بزرگ است؟ اگر کهشکان راه شیری یک دانه خشخاش بود، آنگاه شبکه کیهانی از جهان قابل مشاهده، به اندازه استادیوم 'رز باول' می بود.
در تخمینی دو تریلیون کهکشان در این شبکه کیهانی ، پیش بینی شده است .
قطر افق کیهانشناسی یا جهان قابل مشاهده ۹۳ میلیارد سال نوری است و این عدد کمتر از چهار درصد از برآورد ما از کل یونیورس است .
فیزیک سراسر شگفتی است و این آمار کلان مقیاس هیچ از شگفتی و شکوه هستی بیان نمی سازند . شکوه حقیقی در کوچک مقیاس نهفته است .
* آنچه را تخمینی بیان می کنند ، دقیق نیست.
💢@higgs_field
اکثر ستاره شناسان بر این باورند که بزرگترین ساختار در جهان هستی، شبکه کیهانی است. این شبکه را می توانید مانند داربستی بی انتها از خوشه ها و ابرخوشه های کهکشانی احاطه شده با ماده تاریک در نظر بگیرید که دارای ساختاری شبیه به شبکه ای سه بعدی ازتارهای عنکبوت است. خوشه های کهکشانی و ماده تاریک "هاب"هایی را می سازند که رشته های کهکشان ها این هاب ها را به یکدیگر متصل نموده و شبکه ای شبیه به تصویر روبرو ایجاد می نمایند.
و اما این شبکه تا چه اندازه بزرگ است؟ اگر کهشکان راه شیری یک دانه خشخاش بود، آنگاه شبکه کیهانی از جهان قابل مشاهده، به اندازه استادیوم 'رز باول' می بود.
در تخمینی دو تریلیون کهکشان در این شبکه کیهانی ، پیش بینی شده است .
قطر افق کیهانشناسی یا جهان قابل مشاهده ۹۳ میلیارد سال نوری است و این عدد کمتر از چهار درصد از برآورد ما از کل یونیورس است .
فیزیک سراسر شگفتی است و این آمار کلان مقیاس هیچ از شگفتی و شکوه هستی بیان نمی سازند . شکوه حقیقی در کوچک مقیاس نهفته است .
* آنچه را تخمینی بیان می کنند ، دقیق نیست.
💢@higgs_field
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 نسبیت
بزرگترین درسی که تئوری نسبیت عام اینشتین بما می دهد این است که فضا به خودی خود موجودی تخت ، تغییرناپذیر و مطلق نیست. بلکه همراه با زمان در یک پیوستار واحد بافته شده است: فضازمان ! بعد زمان در نسبیت با سه بعد مکانی در هم بافته شده است اما زمان و حتی مکان ، هنگامی که منشا بنیادین آنها را جستجو کنیم ، تولید دردسر می کنند و شاید بتوان دقیق ترین توصیف زمان را هم ارز با انتروپی entropy دانست.
این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل میدهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.
فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .
💢@higgs_field
بزرگترین درسی که تئوری نسبیت عام اینشتین بما می دهد این است که فضا به خودی خود موجودی تخت ، تغییرناپذیر و مطلق نیست. بلکه همراه با زمان در یک پیوستار واحد بافته شده است: فضازمان ! بعد زمان در نسبیت با سه بعد مکانی در هم بافته شده است اما زمان و حتی مکان ، هنگامی که منشا بنیادین آنها را جستجو کنیم ، تولید دردسر می کنند و شاید بتوان دقیق ترین توصیف زمان را هم ارز با انتروپی entropy دانست.
این بافت پیوسته، مسطح و صاف smooth است و در اثر حضور ماده و انرژی دچار انحنا curvature و تغییر شکل میدهد. هر چیزی که در این فضازمان وجود دارد در مسیری که توسط انحنای مذکور مشخص شده است حرکت می کند و انتشار آن توسط سرعت نور محدود می شود.
فابریک فضا زمان ممکن است دچار نقص هایی defects باشد که مواردی مانند Cosmic strings , domain walls , monopoles را شامل می شوند .
💢@higgs_field
👍7
💢تصور کنید کهکشان راه شیری را با 2000 رنگ مادون قرمز ببینید. تلسکوپ جیمز وب در حال انجام این کار است
تلسکوپ جیمز وب آماده است تا کیهان را در بیش از 2000 رنگ مادون قرمز ببیند زیرا ابزارهای علمی آن برای اولین رصد کالیبره شده اند.
ابزار های تلسکوپ جیمز وب کالیبره شده و آماده رصد کیهان است . این رصدخانه معلق 10 میلیارد دلاری که در فاصله 1500000 کیلومتری زمین قرار دارد، تولد کیهان را نه در یک یا سه، بلکه در بیش از 2000 رنگ مادون قرمز مشاهده خواهد کرد.
تصویرگر مادون قرمز نزدیک و ابزار طیفنگار بدون شکاف (NIRISS)، یکی از چهار ابزار اصلی در این مگا تلسکوپ، آمادهسازی پس از پرتاب خود را به پایان رسانده و اکنون برای علم آماده است.
رنگ ها نتیجه یک مجموعه منشور تخصصی خواهند بود که نور یک منبع کیهانی را برای ایجاد سه طیف متمایز (رنگین کمان) پراکنده می کند. این رنگ بیش از 2000 رنگ مادون قرمز را نشان می دهد که به طور همزمان در یک مشاهده جمع آوری شده اند.
رنه دویون، محقق اصلی NIRISS :
"من بسیار هیجان زده هستم ، فکر می کنم بالاخره به پایان این سفر دو دهه ای مشارکت کانادا در این ماموریت رسیدیم. هر چهار حالت NIRISS نه تنها آماده هستند، بلکه هماهنگی کامل در حال اجرا است. به طور قابل توجهی بهتر از آنچه پیشبینی میکردیم.
🔺 تصویر:
در حالی که هدف از این تصویر (تصویر ستاره) تمرکز روی ستاره درخشان در مرکز برای ارزیابی هم ترازی بود، اپتیک وب و لنز NIRCam آنقدر حساس هستند که کهکشان ها و ستارگانی که در پس زمینه ستاره دیده می شوند را نیز ثبت می کنند. (عکس: ناسا)
https://www.indiatoday.in/science/story/james-webb-space-telescope-pictures-exoplanets-black-hole-infrared-colours-nasa-esa-1967559-2022-06-28
💢@higgs_field
تلسکوپ جیمز وب آماده است تا کیهان را در بیش از 2000 رنگ مادون قرمز ببیند زیرا ابزارهای علمی آن برای اولین رصد کالیبره شده اند.
ابزار های تلسکوپ جیمز وب کالیبره شده و آماده رصد کیهان است . این رصدخانه معلق 10 میلیارد دلاری که در فاصله 1500000 کیلومتری زمین قرار دارد، تولد کیهان را نه در یک یا سه، بلکه در بیش از 2000 رنگ مادون قرمز مشاهده خواهد کرد.
تصویرگر مادون قرمز نزدیک و ابزار طیفنگار بدون شکاف (NIRISS)، یکی از چهار ابزار اصلی در این مگا تلسکوپ، آمادهسازی پس از پرتاب خود را به پایان رسانده و اکنون برای علم آماده است.
رنگ ها نتیجه یک مجموعه منشور تخصصی خواهند بود که نور یک منبع کیهانی را برای ایجاد سه طیف متمایز (رنگین کمان) پراکنده می کند. این رنگ بیش از 2000 رنگ مادون قرمز را نشان می دهد که به طور همزمان در یک مشاهده جمع آوری شده اند.
رنه دویون، محقق اصلی NIRISS :
"من بسیار هیجان زده هستم ، فکر می کنم بالاخره به پایان این سفر دو دهه ای مشارکت کانادا در این ماموریت رسیدیم. هر چهار حالت NIRISS نه تنها آماده هستند، بلکه هماهنگی کامل در حال اجرا است. به طور قابل توجهی بهتر از آنچه پیشبینی میکردیم.
🔺 تصویر:
در حالی که هدف از این تصویر (تصویر ستاره) تمرکز روی ستاره درخشان در مرکز برای ارزیابی هم ترازی بود، اپتیک وب و لنز NIRCam آنقدر حساس هستند که کهکشان ها و ستارگانی که در پس زمینه ستاره دیده می شوند را نیز ثبت می کنند. (عکس: ناسا)
https://www.indiatoday.in/science/story/james-webb-space-telescope-pictures-exoplanets-black-hole-infrared-colours-nasa-esa-1967559-2022-06-28
💢@higgs_field
Telegram
attach 📎
👍1